امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


این یتیمه ..دخترِ مولاست اکرامش کنید

در حیا و معرفت بی تاست اکرامش کنید

 

او پدر از دست داده ..خوب تسکین اش دهید

زینب است و زینتِ باباست اکرامش کنید

 

گرچه که بالاسرش یک سایه دارد چون حسن

کوفیانِ با وفا ..تنهاست اکرامش کنید

 

نه پدر دارد نه مادر!! مادرِ غمها شده..

نائبه بر حضرت زهراست اکرامش کنید

 

طبقِ دستورِ پیمبر احترامش واجب است

امرِ "احمد"بر همه اولی ست اکرامش کنید

 

می رود از شهرتان ..یکروز بر می گردد ولی

موقعِ برگشتن اش غوغاست اکرامش کنید

 

پیشِ چشمان اش عذاب آور شود رأسُ الحسین

دیده اش چون پهنه ی دریاست اکرامش کنید

 

این مفسّر هر زمان آمد در این شهرِ خراب

شأنِ او را بنگرید  والاست اکرامش کنید

 

سنگ باران کردنِ بانو صلاحِ کار نیست

بی بی عالم گلِ دنیاست اکرامش کنید




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


میریخت اشکِ شام غریبان به نیمه شب

تشییع شد، امامِ امامان به نیمه شب

 

ارثِ شب مدینه، به کوفه رسیده است

تکرار شد، شبِ غمِ هجران به نیمه شب

 

بعد از نبی که در دلِ شب دفن شد، چرا

گردید دفنِ فاطمه پنهان به نیمه شب؟

 

گویا که خوفِ فاجعه ی نبشِ قبر بود!

شد دفنِ آلِ عترت و قرآن به نیمه شب

 

تنها حسن مشایعتش روز شد، ولی

آخر کشاند فتنه ی عدوان به نیمه شب

 

هفتاد تیر بر بدنِ مجتبی زدند

تا در بقیع، خاک شد اینسان به نیمه شب

□  □  □

از پنج تن، یکی تنَش از زیرِ آفتاب

شد تا سه شب، به فاطمه مهمان به نیمه شب

 

طاقت ز دستِ خیلِ ملائک ربوده شد

از گریه ی وحوشِ بیابان به نیمه شب

 

اما تمامِ غربتِ زینب، به یک طرف

وای از نمازِ شامِ غریبان به نیمه شب

 

با چادری که پاره و خاکی و سوخته است

دارد عجب، قنوتِ درخشان به نیمه شب

 

از داغِ نعشِ بی سرِ گودالِ قتلگاه

زهرا هنوز مانده پریشان به نیمه شب

 

مهدی بیا که گمشده، گلهای کاروان

کِی میرسی بدادِ یتیمان به نیمه شب

 

آتش گرفته خیمه ی اهل حرم، بیا

غارت شدند زینتِ طفلان به نیمه شب

 

یک سر، نهان به کیسه ی خورجین و مابقی

بر نیزه رفت، راسِ شهیدان به نیمه شب




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


کوفه در اندوه و واویلاست واویلا علی

 در نجف صاحب عزا زهراست واویلا علی

 

 پیر نابینایی افتاده است در ویرانه ها

 دیده اش بر راه آن مولاست واویلا علی

 

 کاسه های شیر در دست یتیمان است و او

فکر این طفلان بی باباست واویلا علی

 

 مخفیانه دور از چشم همه تشییع او

 مثل تشییع تن زهراست واویلا علی

 

می کند هر دم نظر بر جای خالی پدر

 خون به قلب زینب کبراست واویلا علی

 

 مرتضی راحت شد و اما میان کوفیان

 بر سر نام علی دعواست واویلا علی

 

 رفت مولا و نرفت از قلبشان بغض علی

 شاهد من روز عاشوراست واویلا علی

 

 هر که شد نامش علی طوری دگر او را زدند

این هم از مظلومی مولاست واویلا علی

 

 یک علی با تیغ و نیزه اربا اربا شد تنش

 پاره تر از آن دل باباست واویلا علی

 

 یک علی را تیر هم اندازه قدش زدند

آخر این کودک مگر سقاست واویلا علی

 

یک علی با دست بسته چون علی بر ناقه ها

کو به کو آواره صحراست واویلا علی

 

 کوفه و شام بلا با  عمه های بی کس‌اش

 میهمان مجلس اعداست واویلا علی

 

در میان هیجده سر دید روی نیزه ها

 راس یک شش ماهه هم پیداست واویلا علی

 

 یک نفر کوی یهودی داد زد این قافله

اهل بیت حیدر و زهراست واویلاعلی

 

 یا علی داری خبر یک بی حیا ....بزم یزید

 دخترت را به کنیزی خواست واویلا علی




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت-روضه عاشورا


عاقبت جان به لبِ صبر رساندند علی

پایِ آن قول که دادند، نماندند علی!

واقعاً مردم این شهر نمک نشناس اند!

جایِ جبران به دلت داغ نشاندند علی

اُجرت آن همه چاهی که تو کندی این بود!

قطره ای آب به اصغر نرساندند علی

پسرت را تهِ گودال کشیدند به زور

دخترت را سرِبازار کشاندند علی

تازه با اینکه حسینت سرِ نی قرآن خواند

بهتر از خارجی اش کوفه نخواندند علی

کودکانی که عسل خورده ی دستت بودند

بر تنِ بی کفنش اسب دواندند علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مناجات و مصائب


در کوفه معنای هدایت را نمی فهمند

آن بی محبت ها محبت را نمی فهمند

عدل است نام دیگرت ای حیدر کرار

اصلا برو وقتی عدالت را نمی فهمند

از فرط سجده پینه ها بسته جبین شهر

اما چرا روح عبادت را نمی فهمند ؟؟

گفتی سَلونی... ساده لوح از ریش خود پرسید

افسوس فحوای کلامت را نمی فهمند

بر جان معصومی نچسبد وصله ی دزدی

لعنت به کوفه اصل عصمت را نمی فهمند

از سوز " الدهر انزلنی..." های تو پیداست

این طایفه فرق اصالت را نمی فهمند

فخرالقضاتی و گواهم نیز بیت الطشت

قدر تو قاضی ها قضاوت را نمی فهمند

از نان جو خوردی بفهمی حال مسکین را

اهل تجمل حال رعیت را نمی فهمند

بالاتر از زهد تو زهدی نیست پس زهاد

توصیف دریای قناعت را نمی فهمند

 لَیسَ عَنِ الـمَوْتِ مَحیدٌ...  را به گوش خلق

هر بار میخوانی روایت را نمی فهمند

اَکثَرُهُم لایَعلَموُن ای هادِیَ الاُمَّه

زحمت نکش دیگر نصیحت را نمی فهمند

امروز همراه تو فردا را علیه تو

 عهد و وفاداری و بیعت را نمی فهمند

فردا بلنگد پای توحید کسانی که

امروز فرمان امامت را نمی فهمند

هستی امیرالمومنین ما به کوری

چشم کسانی که ولایت را نمی فهمند

قومی که با خویشان تو در رفت و آمد نیست

شیرینی طعم رفاقت را نمی فهمند

دیوارهایی که نشد نام تو بر آن قاب

زر را نمی فهمند زینت را نمی فهمند

آن ها که محروم اند از دیدار ایوانت

وارد شدن در باغ جنت را نمی فهمند

جز فاطمه که پابرهنه تا نجف آمد

زوار تو اجر زیارت را نمی فهمند

سی سال و اندی داغ دار فاطمه هستی

نسل سقیفه این مصیبت را نمی فهمند

آن ها که نه مسمار دیدند و نه شمشیری

پس مطمئنا درد ضربت را نمی فهمند

بچه یتیمانی که نزدت حرمتی دارند

در وادی طف هتک حرمت را نمی فهمند

آشفتگی زینبت را مردم کوفه

وقتی نباشد گیسوانی شانه می فهمند

با روضه خلخال و معجر خوب فهمیدیم

بی چشم و رویان اجر خدمت را نمی فهمند

 

مزد پدر را به پسر در کربلا دادند

با چکمه و سرنیزه و تیر و عصا دادند

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/03/17 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


شده سهم یتیمان بی‌قراری

تمام شهر غرق سوگواری

نفهمیدند غم‌های على را

پس از او کوفه ماند و شرمساری

 

 




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


یا علی چشم تو نازم که بهشت دگر است

گرد و خاک ره تو اختر و شمس و قمر است

تو که جای خودت  ای شیر خدا  در مردی

قنبرت از همه دهر به والله سر است

بیشتر شک به خدایی  تو مولا بکند

هرکه  از شان حقیقی شما با خبر است

لشگری دید تو را  و سپر انداخت زمین

صف مژگان تو لشگر شکنی بس قَدَر است

تیغ ابرو که چنین آخته ای یعنی که

جان عشاق علی در همه جا در خطر است

روسپید است اگر دُر نجف در حرمت

هر عقیقی ز غم دوری تو خونجگر است

«پله پله به ملاقات خدا می آید»

قدمی که طرف  شهر نجف در سفر است

بس که  ازعشق به تو دل شده سرریز ببین

صدف دیده چطور از غم تو پر گوهر است

هر زمین خورده علی گفت  و علی بالش داد

دستگیری که خودش خسته و  بی  بال و پر است

داغ سنگین چه کس آه شکسته است تو را

سالها دست تو از بار غمت بر کمر  است

**

رفتی و از لحدت می رسد آه تو هنوز

یاد آن آتش و هیزم کفنت شعله ور است

این ملجم زد و اما همه می دانستند

قاتل اصلی تو  ضربه ی دیوار در است

گیرافتاد عزیز تو میان آتش

پر پروانه و آتش به خدا دردسر است

گرچه می سوخت ولی باز مقاوم استاد

گفت جانم به خدا بهر امام سپر است

تا  در خانه شکست و نفسش بند آمد

همه گفتند دگر فاطمه عمرش به سر است

ناگهان ناله ای از پشت در آمد  ای وای

شام عمر پسرم فضه بیا بی سحر است

هر که در آل علی آینه فاطمه شد

بیشتر از همه کس  چشم ترش خون جگر است

مثل آن دختر ویرانه که بر پیکر او

یادگاراز سر هر بام  و سر هر  گذر است

بس که در راه زمینش زده شلاق ستم

بند بند تن او زخمی از این همسفر است

سر بابا که در آغوش گرفت او، گفتند

این سه ساله چقدر از پدرش پیرتر  است

خواست تا خستگی اش همره جان در بشود

همه دیدند لبش روی لبان پدر است




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-بعد از شهادت


از آسمان کوفه علی پر کشید رفت

از دستهای عالم و آدم برید رفت

آن کس که چشمهای نخفته ز غصه داشت

آرام و خسته زیر لحد آرمید و رفت

برروی خاک کوچه یتیمی به گریه گفت

دنیا یتیم شد که پدر هم پرید رفت

دلتنگ بود و جای گریبان صبر خویش

با دست تیغ فرق سرش را درید رفت

گاهی عدو شود سبب خیر، ضربه ای

آن استخوان بین گلو را کشید رفت

**

ای کاش بر خرابه سری می زد آن  غیور

آن کس که ناز چشم یتیمان خرید رفت




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی 

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی 

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی 

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی 

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/16 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-بعد از شهادت


ای کوفه چه ساکت و خموشی

خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد کوفه کو امامت

محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض کو طبیبت

ای منبر کوفه کو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا

انداخته گل زخون مولا

امروز که آبرو گرفتی

از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ

مظلوم ترین امام تاریخ

ای کل وجود تربت تو

شهر تو دیار غربت تو

هر ظلم که بود با دلت شد

تا تیغ سقیفه قاتلت شد

ای عقل نخست هر که هستی

تو کشتۀ جهل مردمستی

با آن همه حُسن نیت خویش

دیدی ستم از رعیت خویش

کو مالک اشترت علی جان

سلمان و ابوذرت علی جان

هر جا که نشانه از غم توست

صد دجلۀ اشک هم کم توست

با آنکه شکافت فرق پاکت

خون ریخت به روی تابناکت

زخمیت به زخمۀ جگر بود

کز زخم سرت کشنده تر بود

مشتاق رخ حبیب بودی

بی فاطمه ات غریب بودی

بشکافت چو فرق نازنینت

شمشیر گریست بر جبینت

خون تو روانه از جبین بود

پاداش محبت تو این بود؟

ای زخم تو زخم آفرینش

بگریسته بر تو چشم بینش

ای خاک نشین آسمانی

ای عرش مکان لا مکانی

ای قلب نماز سینه چاکت

ای سجده نهاده سر به خاکت

ارکان دعا شکست بی تو

تکبیر به خون نشست بی تو

تو منتظر وصال یاری

در بستر مرگ بی قراری

اطفال یتیم داغدارند

امشب همه چون تو بی قرارند

خون گشته روانه در عزایت

از چشم یتیم بی غذایت

با قتل تو آه آه کوفه

خیزد ز درون چاه کوفه

زخم تو به فرق مرهمت بود

پایانگر دورۀ غمت بود

از "فزت برب" توست معلوم

راحت شدی ای امام مظلوم

آیینۀ دل ، شکستۀ توست

محراب ، به خون نشستۀ توست

تا هست به سینه ها غم تو

تقدیم تو اشک "میثم" تو




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/26 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


ای چشم ها به صورت مولا نظر کنید

جاری به زخم خود همه خون جگر کنید

زینب! حسن! حسین! علی چشم خویش بست

بر آن غریب، جامه ی ماتم به بر کنید

ریزید همچو اشک به خاک ای ستارگان

سخت است بی علی شب خود را سحر کنید

بیرون شهر کوفه در آن کوچه ی خموش

آن کودک خرابه نشین را خبر کنید

ای جنّ و انس و حور و ملک ای تمام خلق

تا روز حشر خاک یتیمی به سر کنید

شیر خدا نیاز ندارد دگر به شیر

اشک عزا روانه بر او از بصر کنید

امشب به جای آنکه بر او شیر آورید

خون جگر نثار، به زخم پدر کنید

از قصّه ی خرابه ی شام آورید یاد

یک شب گر از خرابه ی کوفه گذر کنید

هنگام شب جنازه ی او را چو می بَرید

در سینه داغ فاطمه را تازه تر کنید

ای ناله های نیمه شب هر شب علی

آتش شوید و بر جگر ما اثر کنید

از بس گناه کرده ام افتادم از نظر

ای خاندان وحی به «میثم» نظر کنید




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/26 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-شهادت- دودمه


آن قلافی که به کوچه بازوی زهرا شکست

وا مصیبت زین عزا

تیغ آن محراب کوفه فرق حیدر را شکست

وا مصیبت زین عزا

***

درد پنهان علی امشب مداوا می شود

ناله برپا می شود

با رُخی غرق به خون مهمان زهرا می شود

ناله برپا می شود

 




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح در ماه مبارک


قلّۀ ماه مبارک،لَیلةُ القَدرِ نبی است

فاتحِ قلّه یقیناً،لَیلةُ البَدرِ علی است

روح و جانِ لیلةُ القدرِ نبی هم،فاطمه ست

علت پیروزیِ بدرِ علی هم،فاطمه ست

این شب بدرِ علی،این باده،جام کوثر است

ذکر زهرا،یاامیرَالمؤمنین یا حیدر است

چیست طوفانی که آمد در شب بدرِ علی

این همان ذکری که شد ذکرِ شب قدر علی

ذکر یازهرا و یاحیدر به لبهای مَلک

چون نسیمی می وَزد از اهلِ جنت بر فلک

اَصلُها ثابت حکایت کرد، ریشه با علیست

بدر ثابت کرد،نصرت چون همیشه با علیست

چون علی را دید،پیغمبر به دوشش،مَشکها

همچو باران ریخت،از شوقش،به رویَش،اشکها

یادم آمد روضه ای،از اشکِ ساقیِ حسین

مشکِ ساقیِ پیمبر،مشکِ ساقیِ حسین

نصرت حیدر کجا و نینوا، عباس،آه

بَدریون سیراب اما کربلا، عباس،آه

کودکان در خیمه میگویند ساقی! اَلعطش

بهر اصغر آب میجویند، ساقی! اَلعطش

تشنه لب طفل رباب و وای از قحطیِ آب

آب، نایاب و عتاب و وای از قحطیِ آب

چشمِ سالار حرم را دور دیدند،کوفیان

پس بساط بغضِ خود را جور دیدند،کوفیان

بغضِ روز بدر آمد،دستها سیلی شدند

کینۀ دیرینه آمد،چهره ها نیلی شدند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/23 | 03:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح شب قدر


زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 05:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


جای مناجات سحرهای تو خالی

محراب تنها مانده و جای تو خالی

امشب برای گریه کردن بر مزارت

ای مرد تنها جای زهرای تو خالی

امشب میان سفرهء ایتام کوفه

خالیست جای نان و خرمای تو خالی

حتی میان چاه بی همراه کوفه

جای طنین درد دلهای تو خالی

امشب سحر با یاد مادر بعد سی سال

بر قلب من جای تسلای تو خالی

گیرم که امشب را به نحوی صبر کردم

در پیش زینب جای فردای تو خالی

امشب خلاصه هر کجای کوفه گشتیم

دیدیم کوفه جای مولای تو خالی

او رفت و بعدش یاد او ماند و دل ما

بغض گلوگیر علی شد حاصل ما

کوفه زمین را بر سرم آوار کردی

شام مرا چون شام حیدر تار کردی

اوهر چه خوبی کرد در حق تو اما

تو در عوض ظلم و جفا بسیار کردی

او حق ایتام تو را پرداخت اما

حق علی را خوردی و انکار کردی

در ظلم بی حد ، دیدهء عالم ندیده

کاری که تو با حیدر کرار کردی

اما علی ممنون شد از تو چون که با مرگ

او را جدا از غصهء مسمار کردی

او را به پاس لطفهای بی شمارش

با فرق خونین میهمان یار کردی

دفن شبانه عادت این خانواده است

کوفه تو هم تاریخ را تکرار کردی

شد بدرقه از سوی فرزندان یکایک

تابوت حیدر رفت بر دوش ملائک

شبهای دوری از علی دور و دراز است

سهم دل زینب فقط سوز و گداز است

آن کیسه ، سهم الارث مولانا حسن شد

بعد از شهادت هم علی مسکین نواز است

باشد بلند آوای مظلومیت او

این نخلهای کوفه تا در احتزاز است

جا دارد از غصه همه عالم بمیرند

گفتند حیدر هم مگر اهل نماز است

آن ظلم هایی که به زهرا و علی شد

پرونده اش تا روز محشر باز باز است

از بس به گوش چاه کوفه روضه خوانده

هر روز، کار چاه کوفه سوز و ساز است

مولای ما با خود به زیر خاک ها برد

آن سینۀ تنگی که مالامال راز است

درد دل آل علی درمان ندارد

رنج و غم این خاندان پایان ندارد

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/04/18 | 02:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


گفتم به چاه ای دل شب محرم علی

امشب مباش منتظر مقدم علی

هر شب صدای غربت او بود و گوش تو

امشب توئی و زمزمۀ ماتم علی

مسجد خموش مانده و گلدسته ها غریب

محراب کوفه شسته شده از دم علی

یک لحظه تیغ آمد و یک دم تمام شد

عمر علی و درد علی و غم علی

یک عمر بود محرم دل ها ولی نبود

جز نخل های کوفه کسی همدم علی

کعبه به کوفه رو کن و حج وصال بین

محراب خون گرفته شده زمزم علی

هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت

عالم نیافت یک خبر از عالم علی

دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود

در التیام زخم درون، مرهم علی




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/04/18 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


كوفه پس از حیدر فضای مبهمی داشت

آن شهر غم هر گوشه آثار غمی داشت

در كوچه های شهر غم آلود كوفه

هرجا یتیمی بود حال درهمی داشت

آنشب فقیری از خدای خویش پرسید

كوآنكه هر شب با فقیران عالمی داشت

مرهم برای زخم او پیدا نمی شد

امّا برای زخم عالم مرهمی داشت

بردند او را نیمه شب پنهان ز مردم

رفت آنكه بهر خویش چاه  محرمی داشت

بیت ولایت بعد از او بیت الحزن شد

بر روی دیوار و درش گرد غمی داشت

هر غنچه و هر گل به گلزار ولایت

بر روی گلبرگ رخ خود شبنمی داشت

از گریۀ زینب تمام عرش لرزید

وقتی میان زمزمه ها  زمزمی داشت

یك سو حسین و سوی دیگر مجتبایش

گریان ز هجر روی بابا ماتمی داشت

عباس  او با یاد درد غُربت او

در گوشۀ تنهائی خود عالمی داشت

هرگاه می خواهم كه از دردش بگویم

گویم«وفائی» او مگر درد كمی داشت




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/04/18 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-میهمان فاطمه


نخل خرماست خَم و سر به گریبان علی است

شب قدر است و یا شام غریبان علی است

چشم ما پر شده از خون دل شیر خدا

دل ما قطعه ای از تربت پنهان علی است

بوی زهرا رسد از خاک بیابان نجف

امشب ای اهل نجف فاطمه مهمان علی است

پای هر نخل که در کوفه مناجات کنید

جای خونِ جگر و دیده ی گریان علی است

بعد از این شب چه شب عید بیاید چه عزا

همه شبها شب اشگ و شب هجران علی است

گر چه در سجده علی کشته شد از شدّت عدل

عدل یک لاله ی خندان زگلستان علی است

کرم و جود و جوانمردی و آقایی بین

قاتل جانِ علی دست به دامان علی است

یک طرف فاطمه، یک سو فقرا چشم به راه

یک طرف پیرزنی منتظر نان علی است

خاک، دلباخته ی سجده ی طولانی او

چاه دلسوخته ی سینه ی سوزان علی است

کاسه ی شیر یتیمان همه شد کاسه ی اشک

سیل خون است که درب چشم یتیمان علی است

به پریشانی دل های پریشان "میثم"

تا ابد امّت اسلام پریشان علی است




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/17 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


پدرم مرد با خدایی بود

مهربان بود مثل دریا بود

روی پیشانی پر از چینش

اثرات سجود پیدا بود

 

پدرم اسوه شجاعت بود

قهرمان شجاع بدر و حنین

ضربتش در کشاکش خندق

افضلُ مِن عبادت الثّقلین

 

تا پدر بود خوب پُر می شد

جای خالی مادرم زهرا

قصه در گوش بچه ها می گفت

شانه می زد به موی من شب ها

 

داغ مادر ولی پدر را کشت

همه مویش سپید شد پدرم

مسجد کوفه تیغ خورد اما

در مدینه شهید شد پدرم

 

پدرم خاطرات تلخی داشت

قصه آتش و در و دیوار

قصه کوچه بنی هاشم

قصه تلخ سینه و مسمار

دیگر اما به خانه ایتام

نان و خرما کسی نمی آرد

بر زمین با عبور نعلینش

گل برکت کسی نمی کارد

 

شب آخر پدر وصیت کرد

حَسنش را به عدل و حق الناس

رو به عباس کرده و فرمود:

جان تو، جان زینبم عباس

 

خوب شد کربلا نبود پدر

وقتی از روی ناقه افتادم

دیگر عباس هم نبود آنجا

تا بیاید رسد به فریادم

 

خوب شد مجلس شراب نبود

شاهد غربت پسر باشد

شاهد خیزران لب هایش

شاهد راس و طشت زر باشد...




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/17 | 11:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


فضای تو چقدر غم فزاست ای کوفه

بگو امام غریبت کجاست ای کوفه

صدای یا ابتا از خرابه ها آید

تمام شهر پر از این صداست ای کوفه

قسم به شام غریبان مرتضی، سه شب است

که سفرۀ فقرا بی غذاست ای کوفه

هنوز از جگر نخل های تو به فلک

صدای نالۀ شیر خداست ای کوفه

دل شکسته یتیمی نشسته چشم به راه

هنوز منتظر مرتضاست ای کوفه

به اشگ غربت و خون سر علی سوگند

تو را نه دوستی و نه وفاست ای کوفه

زدست مردم نامرد تو علی چه کشید

که مرگ خود ز خداوند خواست ای کوفه

چرا علی دل شب دفن شد جواب بده

مگر نه او شه ارض و سماست ای کوفه

گذشت هر چه شد، از زینبش تلافی کن

اگر چه کار تو جور و جفاست ای کوفه

بیا و بعد علی با حسین خوبی کن

که از تو خون جگر مجتباست ای کوفه

روا بود که خرابت کنند از ریشه

ز بس تو را ستم نارواست ای کوفه

ز بی وفائی و جور و جفای مردم تو

هماره ناله «میثم» به پاست ای کوفه




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/17 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد شهادت


شب شد و بین کوچه ها پرنده پر نمی زند

کسی به غیر بی کسی حلقه به در نمی زند

تو رفتی آه غمت به آتشم کشیده است

در دل من روضه تو به جز شرر نمی زند

بعد تو گریه میشود روزی دخترت پدر

به شام گریه های من سپیده سر نمی زند

خفته یتیم کوفه در کوچۀ انتظار تو

نمی خورد نان و به جز حرف پدر نمی زند

ز اشک هر شب تو هر درخت کوفه سبز  بود

بدون تو شکوفه ای به برگ بر نمی زند

تو رفتی و پس از تو ای سوخته دل آه کسی

شعله به چاه کوفه از آتش در نمی زند

تو رفتی و اهالی خرابه ها گریستند

که بعد از این کسی دگر خرابه سر نمی زند




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/17 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


دیدار یار حیدر کرار می رود

نزد شهیدۀ در و دیوار می رود

او میهمان بانوی بازو شکسته است

با پرسشِ جراحتِ مسمار می رود

فرق شکسته زائر پهلو شکسته شد

دارد علی به موعدِ دیدار می رود

از سینه خون نمی چکد اما چو مادرش

دنبال یار زینب غمخوار می رود

تابوت روی دوش حسین و حسن ولی

جسم علی به وادی اسرار می رود

دنبال نعش فاتح خیبر به چشم تر

یک نوجوان ، امیر علمدار می رود

جبریل در میان ملائک به سر زنان

از کوفه تا نجف چه عزادار می رود

یا رب چگونه باور این غصه ممکن است

در خاک جسم حیدر کرار می رود

با کوهی از شکایت و انبوهی از فراق

مولا به نزد احمد مختار می رود

وقتی امیر اشک و مناجات دفن شد

دیگر حسن به غربت بسیار می رود

***

از وبلاگ شاعر گرامی




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/17 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


به خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را

شنیدم نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

نگه بر دیدۀ گریان مادر کردم و دیدم

که می شوید زاشک دیده زخم شوهر خود را

امامی مهربان بودی که کردی در شب قتلت

به آب و دانۀ مرغان سفارش دختر خود را

به یاد غربت مادر فتادم پای تابوتت

چو دیدم گریه های بی صدای خواهر خود را

ملاقات خدا رفتن عذار لاله گون خواهد

از آن شستی به خون، در سجده روی انور خود را

زتو پوشید دائم روی سیلی خورده را مادر

تو هم امشب نشان او مده زخم سر خود را

به گلزار جنان محسن در آغوشت چو بنشیند

ببوس از جانب من روی تنها یاور خود را

تو پیشانی سپر کردی به شمشیر عدو، من هم

نهم با کام عطشان زیر خنجر حنجر خود را

بود در خاطرم زخم جبینت خاصه آن ساعت

که گیرم در بغل نعش علّی اکبر خود را

یتیمان بر تو آوردند شیر و یاد من آمد

که باید پیش تیر از شیر گیرم اصغر خود را

زبان طبع (میثم) را به محفل ها دُر افشان کن

که ریزد بر قدوم خاندانت گوهر خود را




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/04/29 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


بی آشنا مانده غریبی بین خلقت

دیگر نمی آید صدای پای غربت

چندیست مانده سفره ها بی نان و خرما

دیگر ندارد کوفه شبگرد محبت

بعد از تو باید سرکند با خاک غم ها

آن سر که بر دامان مهرت داشت عادت

رفتی و هرگز چشم این دنیا نبیند

شاهی بریزد با گدا طرح رفاقت

هر وقت می آمد حسن هجده گل یاس

میریخت روی قبر تو با اشک حسرت

دست خدا افتاد از پا بین کوچه؟

باید شنید از ریسمان ها این حکایت

رفتی و خار از چشمهای تو در آمد

در پای طفلی رفت هنگام اسارت




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/04/29 | 12:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


فضای تو چقدر غم فزاست ای کوفه

بگو امام غریبت کجاست ای کوفه

صدای یا ابتا از خرابه ها آید

تمام شهر پر از این صداست ای کوفه

قسم به شام غریبان مرتضی، سه شب است

که سفرۀ فقرا بی غذاست ای کوفه

هنوز از جگر نخل های تو به فلک

صدای نالۀ شیر خداست ای کوفه

دل شکسته یتیمی نسشته چشم به راه

هنوز منتظر مرتضاست ای کوفه

به اشگ غربت و خون سر علی سوگند

تو را نه دوستی و نه وفاست ای کوفه

زدست مردم نامرد تو علی چه کشید

که مرگ خود ز خداوند خواست ای کوفه

چرا علی دل شب دفن شد جواب بده

مگر نه او شه ارض و سماست ای کوفه

گذشت هر چه شد، از زینبش تلافی کن

اگر چه کار تو جور و جفاست ای کوفه

بیا و بعد علی با حسین خوبی کن

که از تو خون جگر مجتباست ای کوفه

روا بود که خرابت کنند از ریشه

ز بس تو را ستم نارواست ای کوفه

ز بی وفائی و جور و جفای مردم تو

هماره ناله «میثم» به پاست ای کوفه 




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 07:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-تشییع و تدفین


شب و تاریکی و صحرایِ خاموش

فلک از جامه ی ماتم سیه پوش

گرفته در زمین چندین ستاره

یکی خورشید خون آلوده بر دوش

سکوت مرگ، عالم را گرفته

تو گویی آسمان هم رفته از هوش

درون سینه ها فریاد فریاد

صدای ناله ها خاموش خاموش

بیابان نجف چشم انتظار است

که گیرد جان عالم را در آغوش

خدا داند که خون فرق مولا

ز قلب آفرینش می زند جوش

ز صحرای نجف آهسته آید

صدای ناله ی عبّاس بر گوش

"جوانمردی" دل شب رفت در خاک

"عدالت" تا قیامت شد فراموش

کجا رفت آن امیری کز رعیّت

رسیدش نیش ها در پاسخ نوش

کتاب غربتش تا حشر باز است

چنانکه فرقِ سر، تا طاق ابرویش

زخونت «میثم» ار شد خاک مفروش

ولای دوست را مفروش مفروش




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 07:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-تدفین


تا جسم بو تراب نهان در تراب شد

گردون به فرق خاک نشینان خراب شد

با یک مدینه غربت و یک کوفه درد و غم

مانند شمع سوخت و لب بست و آب شد

وقتی که بازگشت حسن از کنار قبر

از سوز ناله اش دل زینب کباب شد

چندین ستاره در دل شب خون گریستند

تا نیمه شب به خاک نهان آفتاب شد

پاداش آن مروّت و مردانگیّ و عدل

روی علی ز خون سر او خضاب شد

کاش این چنین نبود و نباشد شنیده ام

بین همه سلام علی بی جواب شد

فریاد می زنند شب و نخل و چاه ها

والله بر علی ستم بی حساب شد

در مجلس شهید همه آورند گل

امشب سرشگ دیده ی زینب گلاب شد

"میثم" سزد که نسل جوان گریه ها کنند

بر رهبری که پیر به فصل شباب شد




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 07:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


وقتی که آسمان نجف پر ستاره شد

بر قبر نوح بُهت زده در نظاره شد

آدم برای دیدن حیدر شتاب داشت

تابوت روی دوش ملائک سواره شد

این مصطفی است منتظر روی مرتضی

کز اشتیاق دیده ی او پر ستاره شد

قبری که بود بستر آماده ی علی

ظاهر به یار فاطمه با یک اشاره شد

این فاطمه است دیدن دلدار آمده

آغاز زندگانی زهرا دوباره شد

اینک رسید لحظه ی حساس انتظار

نبض زمین و قلب زمان پر شماره شد

با هم شکاف پهلو و سر حرف می زنند

دیگر زمان گفتگوی استعاره شد

پهلو شکسته یاور قلب شکسته است

دیدار یار پرده ای از سوگواره شد

دستی ز قبر آمد و دست خدا گرفت

پنهان به خاک پیکر سلطان چاره شد

می گفت با علی دل شب ناله ی حسن

برگرد کز زمین و زمان راه چاره شد

این بار دوم است «جگر پاره» می شود

قلبی که قبل رحلت خود پاره پاره شد




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


باز داغ سیـــــنه بی اندازه شد

بار دیگر كــهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بام  كوفــه تار شد

باز دردی آشـــــنا تكرار شد

گر چه شب بود و فلك درخواب بود

سینه هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصل زخم ها آغــــاز گشت

نیمه شب آرام دربی باز گشت

می چكـد خون از دلی افروخته

باز شد در مثل درب سوخـــته

رخت مشكی را به تن پوشید و رفت

سنگ غسلی را حسن بوسید و رفت

گریه ای بر سینه خنجر می زند

باز هم عباس بر سر می زنـــد

چشم زینب در قفا مبهوت بود

بر سر دوش دو تن تابـوت بـود

می كشد آه از جگر از بی كسی

می رود تابوتی از دلواپــــسـی

روضه هایش مانده اما در گلو

می رود بابای زینب پیـــش رو

بس كه زد خود را نوایش زخم شد

چشم ها و گونه هایش زخم شد

با دلی پر خــون و زار و آتشین

ناله زد بر شانه ی ام البنــیــــن

درد تشییع جنازه دیدنیست

روی سنگی خون تازه دیدنیست




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن-شهادت


وقتی خبر رسید که مسجد سری شکست

در گوشه ای ز خانه قد دختری شکست

باور نمیکند که علی را زمین زدند

آن حیدری که با نگه ش خیبری شکست

یاد مدینه کرد که در کوچه های شهر

دلبر مقابل نگه دلبری شکست

هجمه شدید بود، چهل ضربه خورد در

در وانشد که زیر لگدها دری شکست

در پشت در که رفت زمین خورد و بعد از آن

تا در شکست پهلوی مادری شکست

اینجا اگر فقط سر و پهلو شکسته شد

کرب و بلا ز نعل و سنان پیکری شکست ...

وقتی عقیله دید که الشمر جالس ...

افتاد و قد حیدری خواهری شکست

حجم سه شعبه بیشتر از حجم حنجر است

پاره نشد گلوی علی حنجری شکست

خیره شده به دست کسی چشم ساربان

حالا خبر رسید که انگشتری شکست

وقتی که حرف لعل لب و خیزران رسید

از اهل خانواده دوباره سری شکست

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/28 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات