حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1397/06/27

حضرت عباس(ع)-مدح


انا فتحنای خدا یعنی ابالفضل

بی دست و فوق دستها یعنی ابالفضل

هرکس گرفتار آمده آسوده باشد

دارالادای قرض ما یعنی ابالفضل

یا کاشف الکرب الحسین ما کلید است

رمز قبولی دعا یعنی ابالفضل

نیم دلش وقف حسن نیمی حسین است

جمع شجاعت با سخا یعنی ابالفضل

دست ردش را ارمنی ها هم ندیدند

با هرغریبه آشنا یعنی ابالفضل

هرجا که شد حرف از کرم یعنی حسن جان

هرجا که شد حرف از وفا یعنی ابالفضل

بر شان او کل شهیدان غبطه دارند

بالا نشین اولیا یعنی ابالفضل

اصلا علی را دروجودش جمع کردند

آیینه حیدر نما یعنی ابالفضل

یاد قدیمی ها دوباره دم گرفتیم

سقای دشت کربلا یعنی ابالفضل

دستش جدا شد تا که بال و پر بگیرد

یعنی مقام شافع محشر بگیرد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1397/06/27

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


محضر آب دم از پاکی دریا نزنید

محضر خاک دم از وسعت صحرا نزنید

تا زمانیکه ندادید ضرر پای نگار

لافِ بیهوده ی عاشق شدن اینجا نزنید

آسیابِ  که شدن مسئله ی حساس است

پس به سینه به جز از سنگ تولی نزنید

درد معشوق چه بهتر که به درمان نرسد

هرچه آمد سرتان رو به مداوا نزنید

فقرخوب است که هم شانه ی عزت باشد

مستمندید اگر جز در آقا نزنید

حرف تقوا و بصیرت به میان است اگر

حرفی از چشم سیاه و قد رعنا نزنید

گرچه خوب است رخش نقل منابر بشود

حیفِ عباس که توصیف به ظاهر بشود

 

علم انساب به کار آمده اینبار زیاد

که بیوفتد سرما محضر دلدار زیاد

ذولفقار دو دم امروز سه دم خواهد شد

بس که درخانه ی مولا شده کرار زیاد

هرچه دارد پسراز دامن مادر دارد

ارث بردست از این فاطمه ایثار زیاد

یک تنه میرود و صد تنه برمیگردد

معجزه سر زده از او دم پیکار زیاد

نا امیدی در این خانه ندارد معنا

باز خواهد شد از این دل گره ی کار زیاد

بهر پابوسی اش امشب همه نوبت دارند

رسد از تیغ کجش مژده ی دیدار زیاد

چشم صَفّین همینکه به نقابش افتاد

پانزده مرتبه "لا حول ولا" را سر داد

 

مرد جنگ است ولی انس ب خلوت دارد

مثل شوقش به خطر شوق عبادت دارد

نوری از آیه ی تطهیر به او هم تابید

مطمئنیم که این آینه عصمت دارد

محرم یا ولدی گفتن زهرا شده است

جای شک نیست بگوییم سیادت دارد

مرگ بازیچه یک حمله ی مردانه اوست

شیر آخر مگر از معرکه وحشت دارد؟!

چندگامی همه جا دورتر از آقا بود

قد بلند است و ازین حال خجالت دارد

شانه کعبه به پایش چقدر بوسه زده

تا ببینند همه شان ولایت دارد

خطبه ای خواند بگوید شرف کعبه ز چیست

تا خدایی خدا آبروی کعبه علیست..

 

نخل ها دردسری شد ثمرش را بزنند

دونفر از دو طرف بال و پرش را بزنند

همه از چهار جهت روی سرش ریخته اند

همه اینجا پی این اند سرش را بزنند..

دست اگر نیست ولی تیغ نگاهش مانده

تیرها آمده چشمان ترش را بزنند

مشک را داده به دندان که به خیمه برسد

وقت‌ آن است لب شعله ورش را بزنند

آخر این میر علمدار غروری دارد

نکند اینکه غرور جگرش را بزنند

هدف از کشتن عباس حسین است حسین

تا که اینجور توان کمرش را بزنند

علم افتاد و کنارش بدنی هم افتاد

مثل آقا وسط خیمه زنی هم‌ افتاد..



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


دیده ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم

مهربانی های در چشم سیاهش را ندیدیم

عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل

بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم 

ماهِ پیشانی بلندِ قوم را دیدیم اما

جای مُهرِ مانده روی سجده گاهش را ندیدیم

دشمن از ترسش فقط در شعرها قالب تهی کرد

حیف اما دوستان در پناهش را ندیدیم

آنقدر ماندیم در تاریکی الفاظ خود که

وقت وصف روی ماهش نور ماهش را ندیدیم

ناصر و عبد و مطیع و کاشف الکرب و مواسی

این همه فرمانده ی بین سپاهش را ندیدیم 

مستجار و فادی و طیّار و حامی و مؤثر

این غلاف چند وجهیِّ سلاحش را ندیدیم 

از ادب در طینتش گفتیم اما در زیارت

بُعد راهِ از حرم تا بارگاهش را ندیدیم

تاکنار علقمه در روضه ها رفتیم اما

ردّپایش را اگر دیدیم راهش را ندیدیم

مشک آبش را همه دیدیم وقتی بر زمین ریخت

بغض معجر...آه یعنی مشک آهش را ندیدیم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح

 

معروف به عباس و مسمّی به ابالفضل

عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود

بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل 

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت

در کشور ما هست قسم ها  "به ابالفضل" 

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال

ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زیادند ، ولی عالم و آدم

گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل

پرسید کسی وزن غزل چیست ? بگویید

"لا حول و لا قوة الا به ابالفضل" 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


هر چند که ماهیِ سیاهم

غم نیست، که در پناه ماهم

حق است که دارد این همه مست

ماهی که دل از حسین برده ست

بنگر قمرا ! که بی‌قراریم

داریم تو را و غم نداریم

ای بارگه ادب، اباالفضل!

ای ساقی تشنه لب، اباالفضل!

دنیا به سراب بسته ما را

بی دست، بگیر دست ما را 

دست تو گره گشای ما شد

چون در بغل حسین وا شد

حیدر نسبی، علی تباری

تو وارث برق ذوالفقاری

سقا و برادر حسینی

دلداده و دلبر حسینی

ای کارگشای ارمنی‌ها!

درگاهِ دعای ارمنی‌ها!

ای دست گره گشا، اباالفضل!

مدیون توایم، یا اباالفضل!



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست»

باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست

آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی ...

پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دست

تا ببوسم خاک پایت را دَم جان دادنم

کاش می‌گفتی نگه دارند یک مقدار ، دست

تازه می‌فهمم چقدر از تو رسیده به گدا

لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار ، دست

قیمتِ دیدار تو هر چیز باشد می‌دهم

مثل وقتی که جدا کردند ، از زوّار ، دست

کوه هم حتی به دستان تو تکیه می‌کند

پس تو دیگر خم نشو ؛ نگذار بر دیوار ، دست

چونکه می‌خواهد پرنده موقع پرواز ، بال

لحظه‌ی نابِ پریدن می‌شود سربار ، دست

دست را انفاق کردی ؛ برکتش تکثیر شد

پس خدا هم ریخت بر دامان تو بسیار ، دست

غالباً دست خدا می‌خواهد از سردار ، سر

فرق داری با همه ؛ زیرا گرفت این بار ، دست

آخرش انگار که رفتی ملاقات خدا

مرد ، زیرا می‌دهد در لحظه‌ی دیدار ، دست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح


باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود

عمرمان پشت در خانه ی تو شد سپری

از همان روز ازل جنت ما کوی تو بود

بر لب آب رسیدی و نخوردی از آب

علقمه محو وفا و ادب و خوی تو بود

بوسه هایی که بدستان تو زد شیر خدا

افتخاری است که زیبنده ی بازوی تو بود

علمت در وسط معرکه غوغا میکرد

لشکر کفر هراسان ز تکاپوی تو بود

تو به «خلوتگه خورشید »رسیدی ای ماه

فاطمه مادر سادات دعا گوی تو بود

قمر از شرم گرفتست ، مه هاشمیان

یوسف این حسن کجا داشت که در روی تو بود

آمدی تا بشوی قوت قلب زینب

ذکر«لاحول ولا قوة » نیروی تو بود

«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان»

چشم امید همه اهل حرم سوی تو بود

مات و مبهوت تو شد خواجه ی شیراز و سرود

«دوش در حلقه ی ما قصۂ گیسوی تو بود»



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


تو را با نام دلبر می شناسم

تو را ساقی لشگر می شناسم

تو عباسی ولی در صحنه جنگ

تو را تمثال حیدر میشناسم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دلهای عاشق حلقه بر در دارد امشب

باران لطافت مثل کوثر دارد امشب

حیدر میان خانه حیدر دارد امشب

عباس می آید علم بر دارد امشب

 

مردی به بی همتاییِ دریا می آید

بهر حسین بن علی سقا می آید

وقتی علم در دست این آقا می آید

«کفر تمام نیزه ها بالا می آید»

 

امشب شب شور و شب ذکر و نماز است

امشب به سوی آسمان ها راه باز است

هر کس که جنس خواهشش جنس نیاز است

بر دامنش دست توسل چاره ساز است

 

از گوشه ی چشمش غضب می ریزد این مرد

از زلف هایش راه شب می ریزد این مرد

از قد و بالایش ادب می ریزد این مرد

از کنج لب هایش رطب می ریزد این مرد

 

باید خدا در وصف او قرآن بسازد

یا بلکه تندیسی خود از ایمان بسازد

یک چشمه اش کافیست تا باران بسازد

جای تعجب نیست که سلمان بسازد

 

او آمد و مهتاب را بی آبرو کرد

ماه رخش را آسمان ها آرزو کرد

در عرش باید نام او را جستجو کرد

باید برای مسح نام او وضو کرد

 

این مرد یعنی صورت اخلاص ارباب

این مرد یعنی شاخه های یاس ارباب

این مرد یعنی جلوه ی احساس ارباب

این مرد یعنی حضرت عباس ارباب

 

تکیه زده دنیا به دستان ابالفضل

جان علی بسته است بر جان ابالفضل

نان خورده عمری نوکر از خان ابالفضل

بیچاره ام، دستم به دامان ابالفضل

 

تو کاشف الکربی، همیشه بی نظیری

بر خانه ات رو کرده امشب را فقیری

وقتی پس از ارباب تو نعم الامیری

امکان ندارد دست نوکر را نگیری

 

آن روز با مشک و علم... آبی نخوردی

شد سینه ات لبریز غم... آبی نخوردی

حتی میان آب هم... آبی نخوردی

تا دست هایت شد قلم... آبی نخوردی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


زینب بنِگر چه تکیه گاهی دارد

ارباب عجب پشت و پناهی دارد

حق داشت رقیه عاشق او بشود

الحق که عجب عموی ماهی دارد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


اگر در خاک آذربایجان جانان اباالفضل است

دلیل جان به اسم شهر زنجان، جان ابالفضل است

ستون خیمه‌ی کرب و بلا در باد و در طوفان

نمی‌افتد یقین تا تکیه‌گاه آن اباالفضل است

اذا الشمس است چشمانش، لبش در اصل والصبح است

مراد از سورۀ تکویر در قرآن اباالفضل است

نماز و روزه و اسلام خیلی‌هاست یعنی که

امام کربلا بالقوه در ایران اباالفضل است

رسیده چارم شعبان پس از ارباب در واقع

نخستین منتظر بر نیمه شعبان اباالفضل است

بگو روز برادر روز میلاد همامش را

اباالفضلی در این عالم برادرجان اباالفضل است

اگر طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی گفتی

بگو بعدش که پرچمدار این سامان اباالفضل است

برای آن کسی که جان خود را می‌دهد با عشق

نگو عباس، وقتی بهترین عنوان اباالفضل است

برای مادر پیرم به وقت روضه‌خوانی ها

بالام جان شد علی اکبر، سنه قربان اباالفضل است

دلیل نم نم باران علی‌اصغر اگر باشد

یقین دارم دلیل شدت باران اباالفضل است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


سخت است بی تو بودن در جستجوی دریا

ای بی نیازِ  از آب ای آرزوی دریا

تا ریخت موج بوسه بر ساحل دو دستت

یک لحظه توی خانه پیچید بوی دریا

امروز از لب تو سیراب شد حسینت

یک روز هم می آیی با مشک سوی دریا

دستت به شط تشنه آن روز اگر نمیخورد

می رفت تا قیامت هی آبروی دریا

بر دوش تو رقیه آرام آرمیده

مثل شقایقی که خوابیده روی دریا 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
یکشنبه 1396/02/10

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود

ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون

مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

عالم الغیبی و بی شک مصلحت دانسته ای

حاجتی گاهی اگر امروز و فردا میشود

درب های عرش هم بسته است تا آن لحظه که

روی زائر هایتان باب الحرم وا میشود

هرکسی دکتر جوابش کرده اینجا بی گمان

در حرم با گوشه ی چشمی مداوا میشود

مشکلت را هرکجا بردی نشد , اینجا بیا

با کریمان کار مشکل نیست ، اینجا میشود

از همه دنیا دلت سیر است ؟ پس با من بگو

"یا ابوفاضل مدد" قطعا دلت وا میشود

مشهدم را داده و ماندست تنها کربلا

کربلا هم شاید اصلا مشهد امضا میشود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
پنجشنبه 1395/10/30

امام حسین(ع)حضرت عباس(ع)-مناجات اول مجلس


عمریست که گریان ابالفضل و حسینیم

ما بی سر و سامان ابالفضل و حسینیم

گوییم به آوای جلی بر همه دنیا

ای قوم مسلمان ابالفضل و حسینیم

تا اینکه مداوا بشود این دل پر زخم

ما در پی درمان ابالفضل و حسینیم

هر دل که پریشان شده دلداده ی یاریست

صد شکر پریشان ابالفضل و حسینیم

با یک نگه مادرتان در همه اوقات

بر سفره ی احسان ابالفضل و حسینیم

دیدیم که اشک غم او شست گناهان

ما در یم غفران ابالفضل و حسینیم

در مشهد سلطان همه در کرببلایم

زوار خراسان ابالفضل و حسینیم

ای کاش ببینیم که در یک شب جمعه

ما زائر و مهمان ابالفضل و حسینیم

ما سینه زنان ، لطمه زنان ، مویه کنانِ

کام و لب عطشان ابالفضل و حسینیم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح


نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است

یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل است

رعیت اند همه خلق و پادشاه است او

بدان که مالک ما هم فقط اباالفضل است

کسی که زینب کبری به او قسم می خورد

یقین بدان که در عالم فقط اباالفضل است

کسی که برد غم او... نگاه زینب را

میان هاله ای از غم فقط اباالفضل است

در آن مکان که دودست بریده افتاده

نوشته صاحب زمزم فقط اباالفضل است

ز چشم پاره ی او می توان چنین فهمید

به چشم فاطمه محرم فقط اباالفضل است

میان آن همه عاشق که جان فدا کردند

شهید خط مقدم فقط اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مناجات شب تاسوعا


همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است

چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب

اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم

که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین

کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها

دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ

اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید

به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان

ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح


آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست

گر بگذری قیامت بالابلندهاست

جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو

در نوع خود ملامت بالابلندهاست

با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام

بالا سرِ سلامت بالابلندهاست

با آسمان معاشرتی هست بینشان

گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست

خَم می‌کنند سر، اگر از در گذر کنند

افتاده‌گی علامت بالابلندهاست

دیدند نارساست بر آن‌ها قدِ زمین

تا اوج نی فخامت بالابلندهاست

افتاد دست تو که شود دست‌گیر ما

این، هیچ از کرامت بالابلندهاست

تنها نه دست، پا هم از آن‌ها حسد گرفت

این کم‌ترین غرامت بالابلندهاست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مناجات


خروش رود و دریا: یا اباالفضل

پناه اهل دنیا: یا اباالفضل

به حق دست‌هایی که قلم شد

بگیر این دست‌ها را یا اباالفضل



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1395/02/21

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


درون سینه دارد جا ابالفضل

حضور عشق در دلها ابالفضل

عجب گفتند  " یکفی بالاشاره "

در این دنیا و آن دنیا ابالفضل

ابالفضل است پا تا سر حسین و

حسین اوست سر تا پا ابالفضل

سلام ای وسعتت ، دریا ابالفضل

سلام الله علیکَ یا ابالفضل

زمانی که تو را دارم کمم چیست

کنار سفره ات اصلاً غمم چیست

تو و بابای تو ساقی که باشید

فرات و دجله ، نیل و زمزمم چیست

تو هستی التیام درد عالم

به غیر از ذکر نامت مرهمم چیست

همیشه بیمه هستم با ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

همیشه فاتح پیکارها تو

توئی آسانیِ دشوارها تو

خدا داند که هستی رمز و رازِ

گشایش در تمام کارها تو

مسیحا درس ، پس داده به پیشت

که مُرده زنده کردی بارها تو

مسیحِ حضرت عیسی ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

مرا کردند حیرانت از اول

نوشتند از غلامانت از اول

چه دستان عجیبی داشتی تو

علی بوسید دستانت از اول

به دنیا آمدم با دست مادر

شدم من نذر چشمانت از اول

کنار سفرهء آقا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

تمام انبیا چلّه نشینت

امامان، عاشقِ ماه جبینت

خودِ ارباب لذت بُرد هر بار

صدا می زد یل ام البنینت

تمام کائنات و ممکناتند

گرفتار جمال نازنینت

همه دیروز تا فردا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

خدا وقتی که او را بر جهان داد

به زیبائیش ، دنیا را تکان داد

فقط یک درصد از زیبائی اش را

به شکل یوسف کنعان نشان داد

عجب سر مشق شیرینی نوشتیم

همان اول معلم یادمان داد

به جای آب ، نان ، بابا ، ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

شما را یک تنه لشگر نوشتند

کُپی از فاتح خیبر نوشتند

تو را از اول ای باب الحوائج

نمک ، در روضه و منبر نوشتند

نوشت الله ، حیدر را یدالله

تو را اما یدالحیدر نوشتند

پس از او لا فتی الّا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

تو را مافوق دنیا می پسندم

تو را فرزند زهرا می پسندم

ببینم راستی آقا نگفتم ... !

ضریح تازه ات را می پسندم

لقبهای تو بسیارند اما

تو را با این لقبها می پسندم

علمدار و یل و سقا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

کشیدی عشق را یک عمر در بند

به لبخند تو زینب داشت لبخند

سخاوت را تو اصلاً بخش کردی

نداری در سخاوت مثل و مانند

تمام آرزویت شد اجابت

که زهرا هم خطابت کرد فرزند

صدا زد حضرت زهرا ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

شبیه حیدری ، شیری علمدار

خودت بُرّنده شمشیری علمدار

به قصد تربت زینب بگو کِی ؟

علم در دست می گیری علمدار

که گیری انتقام خواهرت را

ز نامردان تکفیری علمدار

پناه زینب کبری ابالفضل

سلام الله علیک یا ابالفضل

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1395/02/21

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت(حماسی)


امشب از تشنگی سخن دارم

که  از آن  آب  در دهن دارم

همه جویای آب و من عطشم

جز  می تشنگی  دگر نچشم

چه اگر آب راز  نعمت هاست

تشنگی نیز فوق  لذت هاست

هرکس از آب تا سخن راند

 لذت  تشنگی  نمی داند

فلک در دست نوح تشنگی است

شب  میلاد  روح  تشنگی است

کیست آن نوح تشنگی عباس

چیست آن روح تشنگی عباس

شده امشب ز نور این اختر

 آسمان  مدینه  روشن  تر

وه ز ام البنین که با لبخند

کرده تقدیم حیدر این فرزند

لب شیر خدا ثنا گویش

مست ازبوسه های بازویش

نیست معصوم و پورمعصوم است

عمر را در حضور معصوم است

عبد و مجذوب جلوه ی خالق

بر امام  زمان  خود  عاشق

پرچم  عشق تا حسین افراشت

از رجال و نسا دو عاشق داشت

آن دو حق باور و حسین شناس

که یکی  زینب  و یکی  عباس

سنجش عقل با ابالفضل است

نغمه ی عشق یاابالفضل است

نیست عباس جز سوای حسین

که بود خلقتش برای حسین

غیرت  جاودانه ی تاریخ

درشجاعت یگانه ی تاریخ

چون علی درجدال بدروحنین

شاهد  قهرمانیش  صفین

برسرآسمان علم زده است

صف صفین را بهم زده است

اندر آن رزمگاه رعب آور

پیش چشمان مات دو لشکر

نوجوانی نقاب بر صورت

بوسه ی آفتاب بر صورت

قامت او به اعتدال علی

رجز و حمله اش مثال علی

اسب اورا هلال بسته نعال

عمر او در حدود هفده سال

همه را محو ترک تازی کرد

بس که باتیغ و نیزه بازی کرد

صحنه را چون برای رزم آراست

بانگ هل من مبارزش برخواست

  همه  از  آن  دلیر  ترسیدند

مرگ راچون به چشم خود دیدند

زد معاویه زآن میان آوا

برشجاعی به نام بوشعثا

که  بلرزید  بند  از  بندش

آن نگون بخت وهفت فرزندش

رفته در جنگ و برنگردیدند

همه در خون خویش غلطیدند

بعدازآن کس به صحنه پانگذاشت

چون کسی جرات جدال نداشت

دشمن و دوست در تماشایش

همه  محو  دلاوری  هایش

کآن جوانمرد سرفراز آمد

به   میان  سپاه  باز  آمد

در کنار پدر قرار گرفت

پدرش نیز در کنار گرفت

ازرخش تا علی نقاب افکند

وز رخ ماه او  حجاب افکند

دیده ها خیره گشت در عباس

کس نبود آن جوان مگر عباس

عظمت های  حیدری اورا

شد نمایان به ظهرعاشورا

کزحرم بانگ العطش بشنفت

خوانداورا به برامامش و گفت

ای علمدار من برادر من

ای توپشت و پناه لشکرمن

تشنگی از حرم گرفته مجال

روبه میدان ولی نه بهر جدال

به سوی علقمه شتاب آور

بهر  طفلان  تشنه آب آور

آن زمان بود  کآن زغیرت مست

مشک بردوش و رایت اندر دست

تاخت سوی شریعه توسن را

منهزم  کرد  خیل  دشمن را

گام  درساحل  فرات  نهاد

مهر بر چشمه ی حیات نهاد

درجهادی که جسم وجان میداد

باز  هم   باید  امتحان  میداد

امتحانی که فوق باور بود

چون کمال جهاد اکبر بود

در دو دنیایش  آبرو دادند

بهترین نمره را به او دادند

دست درآب و پای بر سر نفس

گه در عشق کوفت گه در نفس

نفس گفتا برای خیر و صلاح

آب خوردن برای تست مباح

عشق گفت این ثواب را بگذار

تشنه  برگرد  و آب را بگذار

نفس گفتا بنوش آب و بمان

تابگیری ز جان  خصم امان

هان بیا ترک ترک اولی کن

تشنگی را به آب سودا کن

او در آن گیرو دار عقل وجنون

که ز دریا  چسان روم  بیرون

زآن طرف روح انبیاء عزیز

قدسیان عرشیان ملائکه نیز

همچو مقداد و بوذر و عمار

حمزه  و زید و  جعفر طیار

نگران جمله تا که او چه کند

از پی  حفظ  آبرو  چه کند

آب چون ریخت بر زمین عباس

  همه  گفتند  آفرین  عباس



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 
سه شنبه 1395/02/21

حضرت عباس(ع)-مدح


مولا که دو چشم حیدری  وا می کرد

یک لحظه نظر به هر دو دنیا می کرد

اما  گهِ سِیر قامتت یا عباس

با گردش سر، تـو را تماشا می کرد

***

او با تـو که تمرین منظم می کرد

تصویر جوانی اش مجسم می کرد

اما عجبا که ذوالفقار حیدر

در پیش غضب های تـو سر خـم می کرد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1395/02/21

حضرت عباس(ع)-مدح


یک جلوه ز نور اهل بیت عباس است

تکبیر سرور اهل بیت عباس است

نامی که طلاکوب نمودست خدا

بر تاج غرور اهل بیت عباس است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1395/02/21

حضرت عباس(ع)-مدح


عباس عاشقی است که همتا نداشته

کس تاب درک عاشقی اش را نداشته

محرابِ ابروان ابالفضل قبله است

گیرم که شهر، صحنِ مصلا نداشته

از جای مهرِ روی جبینش مشخص است

شب ها بجز عبادت و نجوا نداشته

علامه بود، آیت حق بود او ولی

نزد حسین، دست به فتوا نداشته

باب الحسین گشته و کس جز طریق او

راهی به سوی منزل آقا نداشته

مدحش همین بس است اگر هم که منصبی

جز نوکری زینب کبری نداشته

خُلق و مرام و معرفتش ارث مادری است

ام البنین به وصفِ ادب تا نداشته

"یا مرتضی علی" رجزش بود وقت جنگ

مثل پدر ز واقعه پروا نداشته

چون رعد، بین جنگ سرِ کفر می زده

یعنی شکار وقت تقلا نداشته

هر کس که سر زده است به کویش نوشته است

در خانه اش به غیر بفرما نداشته

تأثیر تکه نان سر خوان نذری اش

دارُ الشفای حضرت عیسی نداشته

باور اگر نمیکنی... از ارمنی بپرس

طوری شفا گرفته که حاشا نداشته

حتی خدا به قدر گدایان کوی او

شب زنده دار در شب احیا نداشته

رحمت به سائلی که ز دستان باده ریز

جز معرفت به دوست تقاضا نداشته

میخواستم زبان بگشایم به مدح او

ظرفم برای منقبتش جا نداشته

قبرش چقدر کوچک و تنگ است پس چرا؟!

سقا مگر که قامت رعنا نداشته؟!

گفتند تشنه بود حسین و...نخورد آب

عباس عاشقی است که همتا نداشته



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1394/03/1

حضرت عباس(ع)-مدح  


نفس میکشم در هوای شما

دلم روشن است از دعای شما

من از چشمه ی عشق دارم وضو

بود قبله ام خاک پای شما

چه خوب آسمان را به زیر آورد

هوای خوشِ کربلای شما

به گوش زمین نغمه ای حس نشد

دل انگیز تر از صدای شما

خدا در تراش جمالت گذاشت

چه سنگ تمامی برای شما

ندارد دلم گوشه ی امنیت

بجز خلوت روضه های شما

تو را دوست دارم خدا شاهد است

دل عاشق من فدای شما

هم اندیشه ی ما ابالفضلی است

و هم ریشه ی ما ابالفضلی است

ابالفضل گفتم نفس وا شده

کویر دلم مثل دریا شده

زمین خورده بودم به دست هوس

به یک یا ابالفضل دل پا شده

جنون آمد و دست دل را گرفت

جهان با ابالفضل زیبا شده

دل از نوکری درِ خانه اش

به هر جا رسیدست و آقا شده

به آرامش چشم هایش قسم

که چشمان او قبله ی ما شده

به اعجاز نام ابالفضلی اش

گره های دنیاییم وا شده

هم اندیشه ی ما ابالفضلی است

و هم ریشه ی ما ابالفضلی است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


کار دارند عاشقان با شب

بهترین فرصت تمنا شب

مزد امشب نماز فردا شب

من مناجات مى کنم با شب

شب مناجات مى کند با ماه

سر ماه است عمامه خورشید

دست ماه است نامه خورشید

تن ماه است جامه خورشید

ماه یعنى ادامه خورشید

مى شود آفتاب شب ها ماه

سر و کارم که با سحر افتاد

جگر من به دردسر افتاد

خواب در چشم ها اگر افتاد

بار ما گردن قمر افتاد

همه خوابیده اند الا ماه

اشک هاى مرا جگر گفتند

به من از کودکى شرر گفتند

از ابوالفضل بیشتر گفتند

اشتباه است اگر قمر گفتند

تازه یک چشم اوست صدتا ماه

تا کنار حسین ما رفتیم

تا که باب الحسین را رفتیم

با ابوالفضل کربلا رفتیم

هر کجا رفت و هر کجا رفتیم

جلو انداخت کار ما را ماه

همه در محضرش وضو دارند

از سر کویش آبرو دارند

و توسل به دست او دارند

بعد ازین اهل بیت عمو دارند

چه عمویی -ببین- سراپا ماه

چشم هایش همان جلالش باد

ماه قربان آن جمالش باد

صلوات خدا به بالش باد

شیر ام البنین حلالش باد

کیست عباس: کوه، دریا، ماه

بیشتر جلوه مى کنى در شب

مى شود با تو دیدنى تر شب

وقت وصل است وقت آخر شب

شب که از راه مى رسد هر شب...

ماه را مى کند تماشا ماه

وچه کوچه پى گدا مى گشت

سنگ در دست او طلا مى گشت

سایبان سه ساله ها مى گشت

آنقدر بین کربلا مى گشت

دور زینب به جاى زهرا ماه

غیر از ام البنین ندیده کسى

چشم او را نبین، ندیده کسى

ماه را در زمین ندیده کسى

هیچ جا این چنین ندیده کسى...

تشنه لب آفتاب، سقا ماه

چشم هایش به خیمه ها افتاد

مشک هم زیر دست و پا افتاد

هیبتش از سر و صدا افتاد

دست هایش جدا جدا افتاد

شد ستاره ستاره حالا ماه



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1394/03/1

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


علم افراشته قلۀ دنیا عباس

قمرهاشمی عالم بالا عباس

اولین گل پسر ام بنین و حیدر

سومین شیر نر حضرت زهرا عباس

وارث هیبت مولا همۀ عشق حسین

دانش آموز حسن حضرت سقا عباس

صاحب پرچم فرماندهی عاشورا

پارکاب قدم زینب کبری عباس

ای عموی علی اکبر٬پدر تشنۀ مشک

ای لبت آب بقا صاحب دریا عباس

بانفسهای تو هر مرده دلی زنده شود

ای دم تو دم صد حضرت عیسی عباس

با ادب هست هر آنکس به شما منتصب است

روز میلاد تو میلاد خدای ادب است

متولد شدی و ام بنین دلشاد است

روز میلاد تو هر سینه علی آباد است

ساقی کرببلا هستی و با آمدنت

کاسۀ خالی هر دلشده ای پر باده ست

چه کسی گفته حلال است شراب این غلط است

خوردن می فقط از دست شما آزاد است

روز میلاد تو حیدر بخودش گفت علی

بازوان پسرت سخت تر از فولاد است

بوسه زد دست خدا دست تو را آقا یا

بوسه زد برلب شیرین شدهٔ آقا دست؟

نام زیبای تو هر ذائقه را شیرین کرد

عاشق روی تو فرهاد تر از فرهاد است

به علی حیدر کرار شدن می آید

به تو عباس علمدار شدن می آید

عالم از عشق تو بی تاب شود حق دارد

ماه از نور تو بی خواب شود حق دارد

سالی یک دوره اگر درس ادب داشتنت

در تمامی جهان باب شود حق دارد

دری از صحن تو باز است سوی صحن حسین

درِ صحنت اولوالالباب شود حق دارد

باادب هستی و باغیرتی و آقا پس

چون تویی ساقی ارباب شود حق دارد

پسر شیر خدا ای گهر ام بنین

خاک پای تو زرِ ناب شود حق دارد

پدر مشک تویی آب بفرمان تو است

پس ضریح تو پر از آب شود حق دارد

تو جگردارترین زادۀ حیدر هستی

مثل ارباب به زینب تو برادر هستی

تو ابوفاضلی و دلبری ات بی همتاست

تو اباالفضلی و ویرانگری ات بی همتاست

جنگ صفین شد و عالم و آدم دیدند

نحوۀ سرزدن حیدری ات بی همتاست

با غضب کردن تو مالک اشتر ترسید

بعدفهمید که جنگاوری ات بی همتاست

نوجوان بودی و پرچم  به سرِ دوش تو بود

همه دیدند که سرلشگری ات بی همتاست

آفرین ام بنین چه پسری پرورده

به خدا تربیت مادری ات بی همتاست

عبد صالح شدنت بنده اللهم کرد

یااباالفضل خداباوری ات بی همتاست

گرهی بسته ندارد به تو دلبسته شده

خوش بحال دل آنکه به تو وابسته شده

کربلا رفتی و ماه از برت افتاد زمین

اشکها از سر چشم ترت افتاد زمین

به فدای سرو دستت که علی می بوسید

ناگهان بازوی آب آورت افتاد زمین

تیری آمد وسط هلهله ها خورد به مشک

شیشه عمر علی اصغرت افتاد زمین

خبر آمد به سوی اهل حرم وای عمو

بازمین خوردن تو خواهرت افتاد زمین

کاش این قصه غم خاتمه اش اینجا بود

از سر نیزه عزیزم سرت افتاد زمین

در مدینه خبر پرچم سقا پیچید

بی هوا ام بنین مادرت افتاد زمین

ای عموجانِ حرم، باز به من احسان کن

یک شب جمعه مرا کرببلا مهمان کن



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1394/03/1

حضرت عباس(ع)-مدح


ذکر تو اهلِ تزکیه را مست می کند

حتی ردیف و قافیه را مست می کند

بلخ و حجاز و قونیه را مست می کند

در ری به اشک، قرنیه را مست می کند

نام مبارکت چقدر چاره ساز شد!

هرکس نیازمندِ تو شد، بی نیاز شد

در کشور عجم، عربی سروری کنی!

چیزی نمانده است که پیغمبری کنی!

دل نازکیم! وای اگر دلبری کنی

از کشته پشته سازی و ویرانگری کنی

آوازه ات گرفته نجف تا دمشق را

ابرویِ ذوالفقاریِ تو کشته عشق را

گیسو به باد می دهی آخر برای چه!؟

از رو کشیده هر مژه خنجر برای چه؟

صف بسته اند این همه لشکر برای چه؟

ترسیده است مالک اشتر برای چه؟

حیدر مرام، ای یلِ از پشت بی زره

خورده نگاه تو به نگاه علی گره

بخشندگیت،قصه ی دست و نخیل نیست

کوتاهی من است که دستم دخیل نیست

در خشکسال عاطفه، دستت بخیل نیست

باران بوسه هایِ علی بی دلیل نیست

سینه به سینه تا به ابد عشق رایجی

یبن الأبوترابی و باب الحوائجی

از ذکر تو لبانِ دعا قند می خورند

چینی شکسته هایِ شفا بند می خورند

با عشق تو ارامنه پیوند می خورند

در کاروکسب شان به تو سوگند می خورند

ماندم چگونه این همه اعجاز می کنی!؟

داری بدون دست، گره باز می کنی!



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح


نذر چشمان تو کردم ، این دل بی ادعا را

گوشه ی چشمی به من کن ، ای فضیلت را تو مولا

یک غزل نذر دلم کن ، یک تبسم نذر چشمم

تا بگویم من برایت ، یک « غزل – لبخند » زیبا

مثل باران بهاری ، بوی رحمت می دهی تو

با نوازش های نم نم ، می کنی گل را شکوفا

چشم های نازنینت ، خانه ی خورشید و باران

دست های مهربانت ، زادگاه رود و دریا

ساکنان هر دو گیتی ، بر سر کوی تو جمعند

با تمام آفرینش ، آمد و شد داری آقا !

ذکر خیرت هست دائم ، بر زبان آفرینش

قبله ی اهل زمینی ، مقتدای آسمان ها

آبروی آب ها را ، روز عاشورا خریدی

روز عاشورا خریدی ، آبروی آب ها را

مهربان ، با مشک خالی ، کربلا را آب دادی

آب می نوشد ز مشکت ، روح هفتاد و دو دریا

فرصت پرواز خون شد ، آسمان دست هایت

شد ز خون دست هایت ، باغ عاشورا شکوفا

می دهد فردا شهادت ، کربلا با لاله هایش

چون شفق با لهجه ی خون ، عشق را کردی تو معنا

ای ظهور اسم اقدس ، وارث روح مقدس !

کاش می شد می سرودم ، نور معصوم شما را

یک معمای رشیدی ، اسوه ای اسطوره رنگی

کشف اسرار کمالت ، در توانم نیست مولا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


تو عارف اولیا شناسی عباس

تندیس وفا ، صفا شناسی عباس

درگوشه پرچمت نوشتی با خون

عبدالصالح ، خداشناسی عباس



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

امام حسین(ع)-حضرت عباس(ع)-ایثار


عشق آینۀ خوش آب و رنگی دارد

بی کرب وبلا اودل تنگی دارد

یک بیت حسین و بیت دیگر عیاس

ایثار رباعی قشنگی دارد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء