مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیهما السلام:

حضرت عباس(ع)-مدح


یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟

با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

 

او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی

باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی

 

آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند

تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند

 

می‌زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!

با چه شوقی، بر لبانت چشم می‌دوزد، علی!

 

مانده‌ام در بهت شاگردی که استادش تو‌یی

هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش تو‌یی

 

من شنیدم بارها آن اسم زیبا را، ولی

چیز دیگر بود، عباسی که تو گفتی، علی!

 

با صدایی مهربان، گفتی: بیا عباس من!

تیغ را بردار، با نام خدا عباس من!

 

نورِ چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن

شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

 

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده

دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

 

فکر کن، هر حالتی بر جنگ حاکم می‌شود

دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می‌شود

 

الامان از چشم شور و تیر پنهانی، پسر!

کاش می‌شد چشمهایت را بپوشانی، پسر!

 

بی نقاب، ای جلوه حسن خدادادی، نجنگ

سعی کن تا می‌شود بی خـودِ فولادی، نجنگ

 

تشنه‌ای، فهمیدم از آنجا که شیداتر شدی

تا لبانت خشک شد عباس! زیباتر شدی

 

خوب می‌دانم به فکر ذوالفقار افتاده‌ای

بی قراری می‌کنی، حقّا که حیدر زاده‌ای

 

رمز از جا کندنش یادت بماند «یا علی»‌ ست

آخر این «لا سَیف» وقفِ «لا فتی الا علی» ‌ست

 

حالت «عین» علی دارد سرِ تیغ دو دم

من خودم هم «یا علی» می‌گفتم، آن را می‌زدم

 

رزم عباس و علی، به به! چه رزمی می‌شود!

ساقی و سقا کنار هم، چه بزمی می‌شود!

 

مثل اینکه باز دستی آشنا، در می‌زند

سرخوشی با من؛ ولی این دست خوشتر می‌زند

 

خواهشت را از نگاهت خوانده‌ام؛ باشد! برو

درس اینجا ختم شد؛ دیگر حسین آمد، برو  




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/10 | 07:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


اگر نقطه‌ی با تنزُّل نمی‌کرد

اگر اسم اعظم تغزل نمی‌کرد

اگر بر ظهورش تفئُل نمی‌کرد

دو عالم نبود و جهان گُل نمی‌کرد

علی بود و خلقت سراسر علی دید

خدا عکسِ خود را فقط در علی دید

 

علی با خدا رمز و رازش یکی بود

علی ذواافقار و نمازش یکی بود

علی جبهه و جانمازش یکی بود

علی گریه و رویِ بازش یکی بود

خدا شد علی و پیمبر علی شد

علی در علی در علی در علی شد

 

که هست اینکه حق غَرقِ اوقاتِ او شد

خدا جلوه‌های مناجات او شد

همینکه زمانِ ملاقات او شد

خدا ماتِ او شد علی ماتِ او شد

دلم بُرد و هربار گفتم اباالفضل

صد و سی و سه بار گفتم ابالفضل

 

ببین بند آمد نفسها سخنها

ببین باز مانده نظرها دهنها

از این پس تمام است این در زدنها

نیازی نباشد به این رفتن و آمدنها

که می‌بیند امشب دلم پَر زدن را

که می‌بینم امشب دوباره حسن را

 

اگر آبِ دریا مُرَّکب شود باز

زمین از غزلها لباب شود باز

ادب پیشِ مدحش مودب شود باز

رسیده است جا پای زینب شود - باز

که زینب بگوید که ای جانِ من تو

که باب الحسین و که باب الحسن تو

 

دعا کرد میدان علَم برندارد

در این معرکه یک قدم برندارد

دعا کرد تیغ دو دَم برندارد

که لشکر سر از خاکِ غم برندارد

فقط یال و کوپال یکسر بریزد

فقط سر بریزد فقط سر بریزد

 

علی بینِ میدان که تصویر می‌شد

چنان ضربه‌های تو تکثیر می‌شد

زمانِ فرار همه دیر می‌شد

که لشکر به خاکت زمین‌گیر می‌شد

پناه حرم دستِ آب آورِ توست

دعاهای زینب به پشتِ سرِ توست

 

خدا این حرم را عجب دیدنی گرد

پُر از دستِ خالی پُر از ارمنی کرد

و لطف تو درد مرا گفتنی کرد

دلم را به زلفِ تو پیوستنی کرد

مرا دست خالی رها می‌کنی نه

مرا دور از کربلا می‌کنی نه

 

 

تو نور قمرهای اُم‌البَنینی

دعای سحرهای اُم‌البَنینی

تو شاه پسرهای اُم‌البَنینی

یل شیر نرهای اُم‌البَنینی

فقط بوسه زد روی بالت عزیزم

فقط گفت شیرم حالت عزیزم

 

نظر میخوری رویِ خود را بپوشان

از این تیر اَبروی خود را بپوشان

از این نیزه پهلوی خود را بپوشان

از این تیغ بازوی خود را بپوشان

زمین می‌خورم تا زمین می‌خوری تو

به روی زمین با جبین می‌خوری تو

 

اگر خار چشمانتان این سپاه است

که ای خصم پایانتان این سپاه است

که کابوس دورانتان این سپاه است

فقط دشمن جانتان این سپاه است

سپاهی که ایرانی اش بَسِّتان است

فقط یک سلیمانی اش بَسِّتان است




✔️ موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 06:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


سیاه چشم و کشیده ابرو به قبله مایل، ابوالفضائل

درخت طوبی و سرو موزون و ماه کامل، ابوالفضائل

 

خلیل عصمت، کلیم غیرت، مسیح سیما، ذبیح سیرت

حسن کرامت، حسین قامت، علی شمایل ابوالفضائل

 

کتاب فضل پدر تو بودی که باب فضل پدر تو بودی

کسی نگفته تو را ز فضل پدر چه حاصل ابوالفضائل!

 

لبان عطشان شنیده بودم ولی به دریا ندیده بودم

رسول باران، امیر طوفان، امام ساحل ابوالفضائل

 

چه دست افشان و پای کوبان و اشک ریزان و مشک خیزان

ابوالعجائب، ابوالغرائب، ابوالخصائل، ابوالفضائل...

 

همینکه ماه من از در آید، خروش از هر طرف برآید:

ابوالفضائل  ابوالفضائل  ابوالفضائل  ابوالفضائل




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 06:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


ای عبدِ مطیعِ حق  این است تو را یاری

در امرِ امام خود  تسلیم و وفاداری

 

تصدیق کنی حق را  فرمانده ی مطلق را

خیرِ تو رسد بر دین  در حدِّ کمال، آری

 

بر سبط نبی عاشق  در راه علی لاحِق

هستی چقدَر لایق  در صحنه ی دینداری

 

درس تو همان طاعت  هر لحظه و هر ساعت

در پای رکاب یار  از تو برسد یاری

 

تبلیغِ تولّا را  ترویجِ تبرّا را

سرلوحه ی خود کردی  در قول و عمل، باری

 

هم علم و فقاهت بود  هم روح شجاعت بود

جنگاورییَت در رزم  از بسکه ادب داری

 

با اهل جفا در جنگ  با اهل وفا در صلح

تو یاور مظلومی  تو خصم ستمکاری

□  □  □

امروز هم ای سالار  با یک مدد از قهار

وقتِ غضَبت شد بر  هر لشگر کفاری

 

بر یاریِ مظلومان  کن یک نفَس ای سلطان

آقا نفَسَت حق است  تا دستِ دعا داری

 

یک گوشه ی اَبرویت  یک نیروی بازویت

در هم شکند فوجی  از اُردوی بسیاری

 

از قاطبه ی دشمن  یک هِیمنه ای بشکن

بر بت شکنِ ایران  یاری برسان، یاری!

□  □  □

در معرکه ی خناس  ثانیِ علی، عباس

ای قبله خلقُ الناس  الحق که سپهداری

 

عشقِ نبیِ مختار  اِبنِ علیِ کرّار

در واقعه ی صفّین دیدند تو کرّاری

 

پُر بخشش و پُر بذلی  حقا که اباالفضلی

این است فضایل در  قاموسِ علمداری

 

در مِدحَتِ مولایت  شد خطبه ی قرّایت

هم اُسوه ی گفتاری  هم الگوی رفتاری

 

در اوجِ مصیباتت  برپاست مناجاتت

مانند امام خویش  پُر اشک و سبکباری

 

تو کوه کراماتی  مُستغرقِ فِی الذّاتی

هم زاهد و هم عابد  هم عاشق و عیّاری

 

تا بابِ حوائج شد  نام تو، چه رایج شد

رو بر حرم آوردن  در اوجِ گنهکاری

 

جایی که امامِ تو  فرمود: بِنَفسی اَنت

از مرحله ی عصمت  آقا! تو چه کم داری؟

 

دستانِ شفیعِ تو  پروازِ رفیعِ تو

گویای مقاماتیست  کز زُمره ی اَبراری

□  □  □

حقا که جوانمردی  درمانِ همه دردی

اما شب عاشورا  شد کار به دشواری

 

دشمن که اَمان آورد  صبرِ تو بجان آورد

میداد در آن هنگام  زینب بتو دلداری

 

صبرِ تو سِلاحت بود  حلمِ تو بصیرت بود

این صبر و بصیرت ساخت  خون از بصرت جاری

 

حقِّ تو ندانستند  پس راهِ تو را بستند

حُرمت ز تو بشکستند  در لحظه ی خونباری

 

دست تو جدا کردند  فرق تو دوتا کردند

در حصر چها کردند  با شیوه ی خونخواری

 

غرقابه ی خون گشتی  از اسب نگون گشتی

بی دست فرود آمد  آن کوه به اجباری

 

در مقتلِ نخلستان  ارباب پیِ دستان

در علقمه زهرا بود  میکرد عزاداری

 

ای اُمِّ بنین مامت  این است سرانجامت

زهرا بتو فرزندم  میگفت، چه دیداری

 

تا قحطیِ آب آمد  آوای رباب آمد

میگفت عطش سخت است  بر کودکِ گهواری

 

فرمود تو را مولا  شرمنده مباش از ما

عباس! جَزاکَ الله  تو آخرِ کِرداری

□  □  □

بهتر که ندیدی در  بی حُرمتیِ معجر

نانوسِ خدا میشد  راهی، سرِ بازاری

 

در مجلسِ بیگانه  با آتشِ خصمانه

میسوخت دلِ زهرا  از تهمتِ بدکاری

 

ما منتظریم آید  آن منتقمِ احمد

تو همرهِ او باشی  در روز وفاداری




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 06:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


هر‌گلی زیباست اما یاس چیز دیگری ست

در میان سنگ ها الماس چیز دیگری ست

ما میان عمر خود خیلی برادر دیده ایم

در وفاداری ولی عباس چیز دیگری ست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 06:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


عباس به تار و مارِ لشکر رفته

دشمن چه هراسیده؛ عقب تر رفته

جنسِ غضبش دافعه خیز است چقدر

جنگاوری اش به سبکِ حیدر رفته!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 05:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


وفا‌ کرد و وفا کرد و وفا کرد

کنار علقمه غوغا به پا کرد

خدا رحمت کند عباس ما را

که در راه حسینش جان فدا کرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


به دوشت می کِشی "بار امانت" را تک و تنها

به دامانت پناه آورده ام یا عروة الوثقی

جهان جامِ می اش را پیش تو می آورد بالا

"الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها"

 

شگفتا! شرح و توصیف مقامت کار انسان نیست

به چشمت هر کسی ایمان نیاورده مسلمان نیست

 

 

به جرئت می نویسم با خدایت هم نشینی تو

علم بر دوشی و دست خدا در آستینی تو

بنازم هیبتت را تک یل ام البنینی تو

به حقْ فرزند بی باک امیر المومنینی تو

 

یقین دارم که دنیا در کف اقبال من باشد

اگر مُهر تو در پرونده ی اعمال من باشد

 

ملائک بوسه می چینند از خاک کف پایت

دل از ارباب ما برده ست لبخند دل آرایت

به وقت جنگ زینب می شود محو تماشایت

جهان پیش تو و تو سر به زیری پیش مولایت

 

بدون دست، آری دستگیر عالمینی تو

چه باید گفت در مدحت؟ علمدار حسینی تو

 

شبیه کوه ها ثابت قدم می ایستی عباس

هزاران سال قبل از خلق ما می زیستی عباس

گرفتار کسی غیر از حسینت نیستی عباس

خودت باید بیایی و بگویی کیستی عباس

 

به درک جایگاهت هیچکس نائل نخواهد شد

که دین هیچکس بی عشق تو کامل نخواهد شد

 

 

دل از اهل زمین و آسمان برده ست گیسویت

به میدان می روی و می شود زینب دعاگویت

ولی ای کاش غرق خون نمی شد چشم و ابرویت

نمی زد هیچکس در علقمه نیزه به پهلویت

 

علی اصغر برای آب بی تاب است...یا عباس

تمام فکر و ذکرت قحطی آب است...یا عباس




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


شیر و یل بی واهمه، یعنی عباس

امید دل فاطمه، یعنی عباس

تا روز جزا فرات، شرمنده ی اوست

شق القمر علقمه... یعنی عباس




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/9 | 05:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


می رسد اینکه به خورشید یقینا نسبش

قمر هاشمیون است فدای لقبش

حاصل رنج علی نخل تنومندی شد

که گرفته است جهان را برکات رطبش

جلوی روش نمی گفت برادر حتی

مانعش می شد از این کار همیشه ادبش

مثل سایه همه عمر به دنبال حسین

اینچنین بود یل ام بنین روز و شبش

مشک برداشت و می‌دید که از دور فرات

روح یک قافله ی تشنه می‌آید عقبش

**

عقل آشفته و سرگشته و حیران و خراب

عشق دیوانه و بی خود شده و درعجبش




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


چه غم از غصـّه و اندوه که مولا داریم

ما کویری زدگان هیبتِ دریا داریم

چه غم از بی خبری یا ز غمِ تنهایی

ما در این خانه ی امن ست که مأوا داریم

ما حسینی شده ها سینه سپر چون کوه ایم

چون که پشتِ سرمان  حضرت سقّا داریم

 ساقیِ اهلِ حرم ساقی ما خواهدشد

 قسمتِ ما حرمِ کرببلا خواهد شد

 

نامِ زیبایِ ابالفضل پُر از اعجاز است

درِ این باب کرم تا به قیامت باز است

ما به الطافِ تو عمریست که عادت داریم

قلبمان تا دمِ مردن به شما دمساز است

هر شفا یافته بر لطفِ شما می نازد

با عنایات مسیحاییِ تو طنّاز است

حضرت عشق همیشه علمت پاینده

 به گدایانِ حسینی کرمت پاینده

 

با تو عباس به هر جا برسم جا دارد

عاشقِ دربدرت یک دلِ شیدا دارد

مجلسِ روضه ی ارباب که شرکت کردم

دیدم انگاردلم از یدت امضا دارد

موقع بردنِ نامت ، پسرِ وجه الله

مُهر تأییدِ دل از حضرت زهرا دارد

یا اباالغوث فدایت سرو جانم آقا

 رخصتی ده که در این خانه بمانم آقا

 

ای علمدار مرا هم ز وفا یاری کن

بی خود از خود شده ام بهر گدا کاری کن

مدّتی هست اسیرِ درِ میخانه شدم

بر درِ خانه ی ارباب نگهداری کن

پُرم از غصـّه واندوه، نظر کن عباس

از غلامِ به زمین خورده تو غمخواری کن

ساقی تشنه لبان، تشنه شده لبهایم

 یک براتی بدهی کرببلا می آیم  




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


هرکسی رفت بدنبال تو راهش وا شد

هرکسی بوسه به پای تو نزد رسوا شد

آب محتاج لب توست نه تو محتاجش!

لب خشکیده ی تو داغ دل دریا شد

پسر چهارم زهرایی و ابن الزهرا

بودنت مایه امید بنی الزهرا شد..

جا روی چشم تر مهدی زهرا دارد

آن عریضه که بدستان شما امضا شد

بخدا مثل تو در بین برادرها نیست

بخدا داشتنت حسرت خواهر ها شد

اهل حاجت همه سال به کس رو نزدند

صبر کردند همه تا شب تاسوعا شد

تا قیامت جلوی هیچکسی خم نشود

قد هرکس جلوی پرچم سبزت تا شد

من ندادم به سکینه قسمت!میترسم

یک نفر داد قسم در حرمت غوغا شد

تو از اول حسنی بودی و دیدند همه

چقدر تیر براین پیکر زخمت جا شد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


جهان عشق مرید مرام عباس است

ادب همیشه در عالم به نام عباس است

طبیب درد تمام مذاهب عالم

کبوترانه شفا جلد بام عباس است

شنیده از لب مولای خود به نفسی انت

چه جمله بهتر از این در مقام عباس است

قیامت از همه سرها سر است بی تردید

بهشت باغچه ای زیر گام عباس است

"خدا به طالع او مهر پادشاهی زد"

هرانکسی که غلام غلام عباس است

قیام کرده به پایش قیامت کبری

قسم به عشق قیامت قیام عباس است

کسی ندیده کنار حسین بنشیند

مطیع محض امامت پیام عباس است

فراز کعبه بلندای خطبه اش فرمود

که طوف بیت به گرد امام عباس است

دوباره سائل هر ساله آمده بر در

و مستمند جواب سلام عباس است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/20 | 02:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


گرچه سرگرمِ کسب و کارش بود

نان خورِ رزق کار و بارش بود

او که با عالمِ خودش می‌ساخت

روز و شب با غمِ خودش می‌ساخت

آری این مرد ، ارمنی بود و

داستانش شنیدنی بود و

سر او گرمِ کارگاهش بود

گرچه او معتقد به راهش بود

سالها هرچه او به دست آورد

خرج بیماری عزیزش کرد

سرِ شب تا به خانه بر می‌گشت

دردهایش شبانه بر می‌گشت

غرق اندوهِ همسرش بود و

پسرش بین بسترش بود و

چشم را رود نیل می‌بیند

 پسرش را علیل می‌بیند

نه دگر ناز می‌کند این گُل

نه زبان باز می‌کند این گُل

پسری ناتوان  گفتن داشت

پسرش آرزوی رفتن داشت

به امیدش چه روز و شبها رفت

هر طرف بر درِ مطب‌ها رفت

به مریضش فقط حواسش بود

خواهشش بود التماسش بود

ولی افسوس غم عذابش کرد

رفت بر هر دری جوابش کرد

ناگهان بغصِ سالها وا شد

چشمهایش هجومِ دریا شد

هق هقِ بی امان امانش بُرد

عاقبت دردها توانش بُرد

مدِّ چشمش به آسمان می‌خورد

شانه‌هایش فقط تکان می‌خورد

کاش با هیچ کس چنین نشود

مردی اینقدر شرمگین نشود

چه جوابی به همسرش بدهد؟

چه امیدی به دخترش بدهد؟

گفت با زخمِ این جگر چه کنم

گفت با خود که بی پسر چه کنم

خویش را کنج خانه‌اش حِس کرد

دستی آنجا به شانه‌اش حِس کرد

یک نفر گفت غم اگر سخت است

گرچه بیماریِ پسر سخت است

غم اگر سخت تر ز الماس است

کارِ عالم به دست عباس است

هرکه از درد بود جان به لبش

دست خالی نرفته از مطبش

گفت با او که کو کجا بریم؟

گفت باید به کربلا برویم

نام او جانِ تازه‌اش بخشید

تازه جان بر جنازه‌اش بخشید

بار خود را گرفت بر دوشش

پسرش بود بینِ آغوشش

ناگهان بی اراده راهی شد

همره خانواده راهی شد

رفت...با آه و اشک ، کرببلا

رفت میدانِ مشک کرببلا

چه هوایی در آن غروبی داشت

سر به آن دربهای چوبی داشت

همه با احترام می‌رفتند

همه غرق سلام می‌رفتند

گرچه او خواهشی فراوان داشت

حس آرامشی فراوان داشت

نذرهایش شنیدنی بودو

ارمنی بود و دیدنی بودو

بِین زوارِ بی قرارِ ضریح

با پسر رفت تا کنارِ ضریح

یک نفر الدخیل می‌گوید

یک نفر یا کفیل می‌گوید

یابنَ حبل‌ُالمتین کسی می‌گفت

یا‌بنَ ام‌ُالبنین کسی می‌گفت

با مریض و علیل آنجا رفت

تا ضریحِ بلندِ آقا رفت

تا که می‌خواست شرح حال کند

قبل از آنیکه او سوال کند

پسرش را که دید غوغا کرد

پسرش حرف زد زبان وا کرد

در کنار ضریح جایش بود

باورش نیست روی پایش بود

یک مسیحی دوباره درمان شد

ارمنی آمد و مسلمان شد

محترم رفت و محترم برگشت

ساعتی بعد  از حرم برگشت

رفت تا خانه‌ی پُر از یاسش

رفت او با امیرعباسش




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/20 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


انا فتحنای خدا یعنی ابالفضل

بی دست و فوق دستها یعنی ابالفضل

هرکس گرفتار آمده آسوده باشد

دارالادای قرض ما یعنی ابالفضل

یا کاشف الکرب الحسین ما کلید است

رمز قبولی دعا یعنی ابالفضل

نیم دلش وقف حسن نیمی حسین است

جمع شجاعت با سخا یعنی ابالفضل

دست ردش را ارمنی ها هم ندیدند

با هرغریبه آشنا یعنی ابالفضل

هرجا که شد حرف از کرم یعنی حسن جان

هرجا که شد حرف از وفا یعنی ابالفضل

بر شان او کل شهیدان غبطه دارند

بالا نشین اولیا یعنی ابالفضل

اصلا علی را دروجودش جمع کردند

آیینه حیدر نما یعنی ابالفضل

یاد قدیمی ها دوباره دم گرفتیم

سقای دشت کربلا یعنی ابالفضل

دستش جدا شد تا که بال و پر بگیرد

یعنی مقام شافع محشر بگیرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/06/27 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


محضر آب دم از پاکی دریا نزنید

محضر خاک دم از وسعت صحرا نزنید

تا زمانیکه ندادید ضرر پای نگار

لافِ بیهوده ی عاشق شدن اینجا نزنید

آسیابِ  که شدن مسئله ی حساس است

پس به سینه به جز از سنگ تولی نزنید

درد معشوق چه بهتر که به درمان نرسد

هرچه آمد سرتان رو به مداوا نزنید

فقرخوب است که هم شانه ی عزت باشد

مستمندید اگر جز در آقا نزنید

حرف تقوا و بصیرت به میان است اگر

حرفی از چشم سیاه و قد رعنا نزنید

گرچه خوب است رخش نقل منابر بشود

حیفِ عباس که توصیف به ظاهر بشود

 

علم انساب به کار آمده اینبار زیاد

که بیوفتد سرما محضر دلدار زیاد

ذولفقار دو دم امروز سه دم خواهد شد

بس که درخانه ی مولا شده کرار زیاد

هرچه دارد پسراز دامن مادر دارد

ارث بردست از این فاطمه ایثار زیاد

یک تنه میرود و صد تنه برمیگردد

معجزه سر زده از او دم پیکار زیاد

نا امیدی در این خانه ندارد معنا

باز خواهد شد از این دل گره ی کار زیاد

بهر پابوسی اش امشب همه نوبت دارند

رسد از تیغ کجش مژده ی دیدار زیاد

چشم صَفّین همینکه به نقابش افتاد

پانزده مرتبه "لا حول ولا" را سر داد

 

مرد جنگ است ولی انس ب خلوت دارد

مثل شوقش به خطر شوق عبادت دارد

نوری از آیه ی تطهیر به او هم تابید

مطمئنیم که این آینه عصمت دارد

محرم یا ولدی گفتن زهرا شده است

جای شک نیست بگوییم سیادت دارد

مرگ بازیچه یک حمله ی مردانه اوست

شیر آخر مگر از معرکه وحشت دارد؟!

چندگامی همه جا دورتر از آقا بود

قد بلند است و ازین حال خجالت دارد

شانه کعبه به پایش چقدر بوسه زده

تا ببینند همه شان ولایت دارد

خطبه ای خواند بگوید شرف کعبه ز چیست

تا خدایی خدا آبروی کعبه علیست..

 

نخل ها دردسری شد ثمرش را بزنند

دونفر از دو طرف بال و پرش را بزنند

همه از چهار جهت روی سرش ریخته اند

همه اینجا پی این اند سرش را بزنند..

دست اگر نیست ولی تیغ نگاهش مانده

تیرها آمده چشمان ترش را بزنند

مشک را داده به دندان که به خیمه برسد

وقت‌ آن است لب شعله ورش را بزنند

آخر این میر علمدار غروری دارد

نکند اینکه غرور جگرش را بزنند

هدف از کشتن عباس حسین است حسین

تا که اینجور توان کمرش را بزنند

علم افتاد و کنارش بدنی هم افتاد

مثل آقا وسط خیمه زنی هم‌ افتاد..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/06/27 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


دیده ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم

مهربانی های در چشم سیاهش را ندیدیم

عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل

بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم 

ماهِ پیشانی بلندِ قوم را دیدیم اما

جای مُهرِ مانده روی سجده گاهش را ندیدیم

دشمن از ترسش فقط در شعرها قالب تهی کرد

حیف اما دوستان در پناهش را ندیدیم

آنقدر ماندیم در تاریکی الفاظ خود که

وقت وصف روی ماهش نور ماهش را ندیدیم

ناصر و عبد و مطیع و کاشف الکرب و مواسی

این همه فرمانده ی بین سپاهش را ندیدیم 

مستجار و فادی و طیّار و حامی و مؤثر

این غلاف چند وجهیِّ سلاحش را ندیدیم 

از ادب در طینتش گفتیم اما در زیارت

بُعد راهِ از حرم تا بارگاهش را ندیدیم

تاکنار علقمه در روضه ها رفتیم اما

ردّپایش را اگر دیدیم راهش را ندیدیم

مشک آبش را همه دیدیم وقتی بر زمین ریخت

بغض معجر...آه یعنی مشک آهش را ندیدیم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 05:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح

 

معروف به عباس و مسمّی به ابالفضل

عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود

بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل 

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت

در کشور ما هست قسم ها  "به ابالفضل" 

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال

ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زیادند ، ولی عالم و آدم

گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل

پرسید کسی وزن غزل چیست ? بگویید

"لا حول و لا قوة الا به ابالفضل" 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 05:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


هر چند که ماهیِ سیاهم

غم نیست، که در پناه ماهم

حق است که دارد این همه مست

ماهی که دل از حسین برده ست

بنگر قمرا ! که بی‌قراریم

داریم تو را و غم نداریم

ای بارگه ادب، اباالفضل!

ای ساقی تشنه لب، اباالفضل!

دنیا به سراب بسته ما را

بی دست، بگیر دست ما را 

دست تو گره گشای ما شد

چون در بغل حسین وا شد

حیدر نسبی، علی تباری

تو وارث برق ذوالفقاری

سقا و برادر حسینی

دلداده و دلبر حسینی

ای کارگشای ارمنی‌ها!

درگاهِ دعای ارمنی‌ها!

ای دست گره گشا، اباالفضل!

مدیون توایم، یا اباالفضل!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 05:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست»

باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست

آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی ...

پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دست

تا ببوسم خاک پایت را دَم جان دادنم

کاش می‌گفتی نگه دارند یک مقدار ، دست

تازه می‌فهمم چقدر از تو رسیده به گدا

لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار ، دست

قیمتِ دیدار تو هر چیز باشد می‌دهم

مثل وقتی که جدا کردند ، از زوّار ، دست

کوه هم حتی به دستان تو تکیه می‌کند

پس تو دیگر خم نشو ؛ نگذار بر دیوار ، دست

چونکه می‌خواهد پرنده موقع پرواز ، بال

لحظه‌ی نابِ پریدن می‌شود سربار ، دست

دست را انفاق کردی ؛ برکتش تکثیر شد

پس خدا هم ریخت بر دامان تو بسیار ، دست

غالباً دست خدا می‌خواهد از سردار ، سر

فرق داری با همه ؛ زیرا گرفت این بار ، دست

آخرش انگار که رفتی ملاقات خدا

مرد ، زیرا می‌دهد در لحظه‌ی دیدار ، دست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 05:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود

عمرمان پشت در خانه ی تو شد سپری

از همان روز ازل جنت ما کوی تو بود

بر لب آب رسیدی و نخوردی از آب

علقمه محو وفا و ادب و خوی تو بود

بوسه هایی که بدستان تو زد شیر خدا

افتخاری است که زیبنده ی بازوی تو بود

علمت در وسط معرکه غوغا میکرد

لشکر کفر هراسان ز تکاپوی تو بود

تو به «خلوتگه خورشید »رسیدی ای ماه

فاطمه مادر سادات دعا گوی تو بود

قمر از شرم گرفتست ، مه هاشمیان

یوسف این حسن کجا داشت که در روی تو بود

آمدی تا بشوی قوت قلب زینب

ذکر«لاحول ولا قوة » نیروی تو بود

«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان»

چشم امید همه اهل حرم سوی تو بود

مات و مبهوت تو شد خواجه ی شیراز و سرود

«دوش در حلقه ی ما قصۂ گیسوی تو بود»




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 04:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


تو را با نام دلبر می شناسم

تو را ساقی لشگر می شناسم

تو عباسی ولی در صحنه جنگ

تو را تمثال حیدر میشناسم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/01/31 | 04:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دلهای عاشق حلقه بر در دارد امشب

باران لطافت مثل کوثر دارد امشب

حیدر میان خانه حیدر دارد امشب

عباس می آید علم بر دارد امشب

 

مردی به بی همتاییِ دریا می آید

بهر حسین بن علی سقا می آید

وقتی علم در دست این آقا می آید

«کفر تمام نیزه ها بالا می آید»

 

امشب شب شور و شب ذکر و نماز است

امشب به سوی آسمان ها راه باز است

هر کس که جنس خواهشش جنس نیاز است

بر دامنش دست توسل چاره ساز است

 

از گوشه ی چشمش غضب می ریزد این مرد

از زلف هایش راه شب می ریزد این مرد

از قد و بالایش ادب می ریزد این مرد

از کنج لب هایش رطب می ریزد این مرد

 

باید خدا در وصف او قرآن بسازد

یا بلکه تندیسی خود از ایمان بسازد

یک چشمه اش کافیست تا باران بسازد

جای تعجب نیست که سلمان بسازد

 

او آمد و مهتاب را بی آبرو کرد

ماه رخش را آسمان ها آرزو کرد

در عرش باید نام او را جستجو کرد

باید برای مسح نام او وضو کرد

 

این مرد یعنی صورت اخلاص ارباب

این مرد یعنی شاخه های یاس ارباب

این مرد یعنی جلوه ی احساس ارباب

این مرد یعنی حضرت عباس ارباب

 

تکیه زده دنیا به دستان ابالفضل

جان علی بسته است بر جان ابالفضل

نان خورده عمری نوکر از خان ابالفضل

بیچاره ام، دستم به دامان ابالفضل

 

تو کاشف الکربی، همیشه بی نظیری

بر خانه ات رو کرده امشب را فقیری

وقتی پس از ارباب تو نعم الامیری

امکان ندارد دست نوکر را نگیری

 

آن روز با مشک و علم... آبی نخوردی

شد سینه ات لبریز غم... آبی نخوردی

حتی میان آب هم... آبی نخوردی

تا دست هایت شد قلم... آبی نخوردی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/02/11 | 12:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


زینب بنِگر چه تکیه گاهی دارد

ارباب عجب پشت و پناهی دارد

حق داشت رقیه عاشق او بشود

الحق که عجب عموی ماهی دارد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/02/11 | 12:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


اگر در خاک آذربایجان جانان اباالفضل است

دلیل جان به اسم شهر زنجان، جان ابالفضل است

ستون خیمه‌ی کرب و بلا در باد و در طوفان

نمی‌افتد یقین تا تکیه‌گاه آن اباالفضل است

اذا الشمس است چشمانش، لبش در اصل والصبح است

مراد از سورۀ تکویر در قرآن اباالفضل است

نماز و روزه و اسلام خیلی‌هاست یعنی که

امام کربلا بالقوه در ایران اباالفضل است

رسیده چارم شعبان پس از ارباب در واقع

نخستین منتظر بر نیمه شعبان اباالفضل است

بگو روز برادر روز میلاد همامش را

اباالفضلی در این عالم برادرجان اباالفضل است

اگر طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی گفتی

بگو بعدش که پرچمدار این سامان اباالفضل است

برای آن کسی که جان خود را می‌دهد با عشق

نگو عباس، وقتی بهترین عنوان اباالفضل است

برای مادر پیرم به وقت روضه‌خوانی ها

بالام جان شد علی اکبر، سنه قربان اباالفضل است

دلیل نم نم باران علی‌اصغر اگر باشد

یقین دارم دلیل شدت باران اباالفضل است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/02/11 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


سخت است بی تو بودن در جستجوی دریا

ای بی نیازِ  از آب ای آرزوی دریا

تا ریخت موج بوسه بر ساحل دو دستت

یک لحظه توی خانه پیچید بوی دریا

امروز از لب تو سیراب شد حسینت

یک روز هم می آیی با مشک سوی دریا

دستت به شط تشنه آن روز اگر نمیخورد

می رفت تا قیامت هی آبروی دریا

بر دوش تو رقیه آرام آرمیده

مثل شقایقی که خوابیده روی دریا 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/02/11 | 12:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود

ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون

مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

عالم الغیبی و بی شک مصلحت دانسته ای

حاجتی گاهی اگر امروز و فردا میشود

درب های عرش هم بسته است تا آن لحظه که

روی زائر هایتان باب الحرم وا میشود

هرکسی دکتر جوابش کرده اینجا بی گمان

در حرم با گوشه ی چشمی مداوا میشود

مشکلت را هرکجا بردی نشد , اینجا بیا

با کریمان کار مشکل نیست ، اینجا میشود

از همه دنیا دلت سیر است ؟ پس با من بگو

"یا ابوفاضل مدد" قطعا دلت وا میشود

مشهدم را داده و ماندست تنها کربلا

کربلا هم شاید اصلا مشهد امضا میشود




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/02/10 | 01:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)حضرت عباس(ع)-مناجات اول مجلس


عمریست که گریان ابالفضل و حسینیم

ما بی سر و سامان ابالفضل و حسینیم

گوییم به آوای جلی بر همه دنیا

ای قوم مسلمان ابالفضل و حسینیم

تا اینکه مداوا بشود این دل پر زخم

ما در پی درمان ابالفضل و حسینیم

هر دل که پریشان شده دلداده ی یاریست

صد شکر پریشان ابالفضل و حسینیم

با یک نگه مادرتان در همه اوقات

بر سفره ی احسان ابالفضل و حسینیم

دیدیم که اشک غم او شست گناهان

ما در یم غفران ابالفضل و حسینیم

در مشهد سلطان همه در کرببلایم

زوار خراسان ابالفضل و حسینیم

ای کاش ببینیم که در یک شب جمعه

ما زائر و مهمان ابالفضل و حسینیم

ما سینه زنان ، لطمه زنان ، مویه کنانِ

کام و لب عطشان ابالفضل و حسینیم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/10/30 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است

یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل است

رعیت اند همه خلق و پادشاه است او

بدان که مالک ما هم فقط اباالفضل است

کسی که زینب کبری به او قسم می خورد

یقین بدان که در عالم فقط اباالفضل است

کسی که برد غم او... نگاه زینب را

میان هاله ای از غم فقط اباالفضل است

در آن مکان که دودست بریده افتاده

نوشته صاحب زمزم فقط اباالفضل است

ز چشم پاره ی او می توان چنین فهمید

به چشم فاطمه محرم فقط اباالفضل است

میان آن همه عاشق که جان فدا کردند

شهید خط مقدم فقط اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/19 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات شب تاسوعا


همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است

چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب

اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم

که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین

کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها

دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ

اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید

به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان

ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/07/19 | 02:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic