حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


علم افراشته قلۀ دنیا عباس

قمرهاشمی عالم بالا عباس

اولین گل پسر ام بنین و حیدر

سومین شیر نر حضرت زهرا عباس

وارث هیبت مولا همۀ عشق حسین

دانش آموز حسن حضرت سقا عباس

صاحب پرچم فرماندهی عاشورا

پارکاب قدم زینب کبری عباس

ای عموی علی اکبر٬پدر تشنۀ مشک

ای لبت آب بقا صاحب دریا عباس

بانفسهای تو هر مرده دلی زنده شود

ای دم تو دم صد حضرت عیسی عباس

با ادب هست هر آنکس به شما منتصب است

روز میلاد تو میلاد خدای ادب است

متولد شدی و ام بنین دلشاد است

روز میلاد تو هر سینه علی آباد است

ساقی کرببلا هستی و با آمدنت

کاسۀ خالی هر دلشده ای پر باده ست

چه کسی گفته حلال است شراب این غلط است

خوردن می فقط از دست شما آزاد است

روز میلاد تو حیدر بخودش گفت علی

بازوان پسرت سخت تر از فولاد است

بوسه زد دست خدا دست تو را آقا یا

بوسه زد برلب شیرین شدهٔ آقا دست؟

نام زیبای تو هر ذائقه را شیرین کرد

عاشق روی تو فرهاد تر از فرهاد است

به علی حیدر کرار شدن می آید

به تو عباس علمدار شدن می آید

عالم از عشق تو بی تاب شود حق دارد

ماه از نور تو بی خواب شود حق دارد

سالی یک دوره اگر درس ادب داشتنت

در تمامی جهان باب شود حق دارد

دری از صحن تو باز است سوی صحن حسین

درِ صحنت اولوالالباب شود حق دارد

باادب هستی و باغیرتی و آقا پس

چون تویی ساقی ارباب شود حق دارد

پسر شیر خدا ای گهر ام بنین

خاک پای تو زرِ ناب شود حق دارد

پدر مشک تویی آب بفرمان تو است

پس ضریح تو پر از آب شود حق دارد

تو جگردارترین زادۀ حیدر هستی

مثل ارباب به زینب تو برادر هستی

تو ابوفاضلی و دلبری ات بی همتاست

تو اباالفضلی و ویرانگری ات بی همتاست

جنگ صفین شد و عالم و آدم دیدند

نحوۀ سرزدن حیدری ات بی همتاست

با غضب کردن تو مالک اشتر ترسید

بعدفهمید که جنگاوری ات بی همتاست

نوجوان بودی و پرچم  به سرِ دوش تو بود

همه دیدند که سرلشگری ات بی همتاست

آفرین ام بنین چه پسری پرورده

به خدا تربیت مادری ات بی همتاست

عبد صالح شدنت بنده اللهم کرد

یااباالفضل خداباوری ات بی همتاست

گرهی بسته ندارد به تو دلبسته شده

خوش بحال دل آنکه به تو وابسته شده

کربلا رفتی و ماه از برت افتاد زمین

اشکها از سر چشم ترت افتاد زمین

به فدای سرو دستت که علی می بوسید

ناگهان بازوی آب آورت افتاد زمین

تیری آمد وسط هلهله ها خورد به مشک

شیشه عمر علی اصغرت افتاد زمین

خبر آمد به سوی اهل حرم وای عمو

بازمین خوردن تو خواهرت افتاد زمین

کاش این قصه غم خاتمه اش اینجا بود

از سر نیزه عزیزم سرت افتاد زمین

در مدینه خبر پرچم سقا پیچید

بی هوا ام بنین مادرت افتاد زمین

ای عموجانِ حرم، باز به من احسان کن

یک شب جمعه مرا کرببلا مهمان کن




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/03/1 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


ذکر تو اهلِ تزکیه را مست می کند

حتی ردیف و قافیه را مست می کند

بلخ و حجاز و قونیه را مست می کند

در ری به اشک، قرنیه را مست می کند

نام مبارکت چقدر چاره ساز شد!

هرکس نیازمندِ تو شد، بی نیاز شد

در کشور عجم، عربی سروری کنی!

چیزی نمانده است که پیغمبری کنی!

دل نازکیم! وای اگر دلبری کنی

از کشته پشته سازی و ویرانگری کنی

آوازه ات گرفته نجف تا دمشق را

ابرویِ ذوالفقاریِ تو کشته عشق را

گیسو به باد می دهی آخر برای چه!؟

از رو کشیده هر مژه خنجر برای چه؟

صف بسته اند این همه لشکر برای چه؟

ترسیده است مالک اشتر برای چه؟

حیدر مرام، ای یلِ از پشت بی زره

خورده نگاه تو به نگاه علی گره

بخشندگیت،قصه ی دست و نخیل نیست

کوتاهی من است که دستم دخیل نیست

در خشکسال عاطفه، دستت بخیل نیست

باران بوسه هایِ علی بی دلیل نیست

سینه به سینه تا به ابد عشق رایجی

یبن الأبوترابی و باب الحوائجی

از ذکر تو لبانِ دعا قند می خورند

چینی شکسته هایِ شفا بند می خورند

با عشق تو ارامنه پیوند می خورند

در کاروکسب شان به تو سوگند می خورند

ماندم چگونه این همه اعجاز می کنی!؟

داری بدون دست، گره باز می کنی!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/03/1 | 11:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


نذر چشمان تو کردم ، این دل بی ادعا را

گوشه ی چشمی به من کن ، ای فضیلت را تو مولا

یک غزل نذر دلم کن ، یک تبسم نذر چشمم

تا بگویم من برایت ، یک « غزل – لبخند » زیبا

مثل باران بهاری ، بوی رحمت می دهی تو

با نوازش های نم نم ، می کنی گل را شکوفا

چشم های نازنینت ، خانه ی خورشید و باران

دست های مهربانت ، زادگاه رود و دریا

ساکنان هر دو گیتی ، بر سر کوی تو جمعند

با تمام آفرینش ، آمد و شد داری آقا !

ذکر خیرت هست دائم ، بر زبان آفرینش

قبله ی اهل زمینی ، مقتدای آسمان ها

آبروی آب ها را ، روز عاشورا خریدی

روز عاشورا خریدی ، آبروی آب ها را

مهربان ، با مشک خالی ، کربلا را آب دادی

آب می نوشد ز مشکت ، روح هفتاد و دو دریا

فرصت پرواز خون شد ، آسمان دست هایت

شد ز خون دست هایت ، باغ عاشورا شکوفا

می دهد فردا شهادت ، کربلا با لاله هایش

چون شفق با لهجه ی خون ، عشق را کردی تو معنا

ای ظهور اسم اقدس ، وارث روح مقدس !

کاش می شد می سرودم ، نور معصوم شما را

یک معمای رشیدی ، اسوه ای اسطوره رنگی

کشف اسرار کمالت ، در توانم نیست مولا




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/03/1 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


تو عارف اولیا شناسی عباس

تندیس وفا ، صفا شناسی عباس

درگوشه پرچمت نوشتی با خون

عبدالصالح ، خداشناسی عباس




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت عباس(ع)-ایثار


عشق آینۀ خوش آب و رنگی دارد

بی کرب وبلا اودل تنگی دارد

یک بیت حسین و بیت دیگر عیاس

ایثار رباعی قشنگی دارد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/08/9 | 08:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع(-مدح


مناجات خدا یعنی ابوالفضل

زیارت یا دعا یعنی ابوالفضل

میان مرقدش حس می نمایی

نجف در كربلا یعنی ابوالفضل




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 12:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای ماه بنی هاشم عشق است شعاعت را

در پَرتُو نور خویش دریاب جماعت را

تو عبد حسینی و ما بندۀ درگاهت

هنگام عطا کردن بگذار قناعت را

تو سَرور و سلطانی ارباب سلیمانی

در کوی تو آوردیم چون مور بضاعت را

مستیم و تهیدستیم کشکول تهی هستیم

پس سائلِ محتاجیم هرگونه مَتاعت را

ما تشنة یک جامیم شایستة اکرامیم

جامی بده ای ساقی دریاب جماعت را

ما پیرو عباسیم بر نام تو حسّاسیم

بر دشمن تو داریم اعلام برائت را

فرمانبر مولائیم جانباز تو آقائیم

آمادة اجرائیم فرمان مُطاعت را

ای شیر نرِ حیدر وی میرِ یَلِ لشگر

سرداریِ صِفّینت کافی است شجاعت را

ای جام می باقی خون گریه مکن ساقی

شک نیست که شرمنده کردی مِیِ طاعت را

حق را تو ادا کردی بی دست چها کردی

حتی سپه دشمن دیدند دفاعت را

چون مشکِ تو گریانیم با اشک تو بارانیم

از تو ادب آموزیم مَردیم اطاعت را

در شأن تو ای آقا فرمود چنین زهرا

دستان علمگیرت کافی است شفاعت را

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 12:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل

وی دست علی در صف پیکار اباالفضل

هم خون حسین بن علی در تن پاکت

هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل

ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید

آرام دل حیدر کرار اباالفضل

مانند تو در ارتش اسلام که دیده

فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل

تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک

تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل

هم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی

هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل

بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت

هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل

در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا

تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل

عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت

کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل

تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی

خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل

ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده

پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل

برخیز سکینه به حرم منتظر توست

جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل

از سوز عطش آب شده طفل سه ساله

مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل

تا آن که ببینند به تن دست نداری

یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل

مگذار رود زینب کبری به اسیری

ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل

تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت

ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل

کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست

گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل

خون دل ما را که شده اشک عزایت

زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل

مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم"

چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح شب تاسوعا


ای بسته به دست تو دل پیر و جوان ها

ای آنکه فرا رفته ای از شرح و بیانها

تا عطر تو آمد غزلم بال در آورد

آزاد شد از قید زمانها و مکانها

می رفت فرات از عطش عشق بمیرد

بخشید نگاه تو به خونش جریانها

مست تو فقط خیمه ی بی آب نبوده است

از دست تو مستند همه مرثیه خوانها

مشک تو که افتاد دل فاطمه لرزید

خاک همه عالم به سر تیر و کمانها

این گوشه عمو آب شد ، آن گوشه سکینه

این بیت چه باید بکند در غم آنها

ای هر چه امان نامه ببینید و بسوزید

این دست رد اوست بر این گونه امانها




موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح ولادت


نفس می‌کشم در هوای شما

دلم روشن است از دعای شما

من از چشمه‌ی عشق دارم وضو

بود قبله‌ام خاک‌پای شما

چه خوب اسمان را به زیر آورد

هوای خوشِ کربلای شما

به گوش زمین نغمه‌ای حس نشد

دل‌انگیزتر از صدای شما

خدا در تراش جمالت گذاشت

چه سنگ تمامی برای شما

ندارد دلم گوشه‌ی امنیت

به‌جز خلوت روضه‌های شما

تو را دوست دارم خدا شاهد است

دل عاشق من فدای شما

هم اندیشه‌ی ما ابوالفضلی است

و هم‌ریشه‌ی ما ابالفضلی است

ابالفضل گفتم نفس وا شده

کویر دلم مثل دریا شده

زمین‌خورده بودم به دست هوس

به یک یا ابالفضل دل پا شده

جنون آمد و دست دل را گرفت

جهان با ابالفضل زیبا شده

دل از نوکری درِ خانه‌اش

به هر جا رسید است و آقا شده

به ارامش چشم‌هایش قسم

که چشمان او قبله‌ی ما شده

به اعجاز نام ابالفضلی اش

گره‌های دنیاییم وا شده

هم اندیشه‌ی ما ابالفضلی است

و هم‌ریشه‌ی ما ابالفضلی است




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/03/11 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


ای از همــه انبیــا درودت

ای روح ائمــه در وجـودت

عالـم همه بـر در تـو سائل

فرزنــد علــی!‌ ابوالفضائل!

شمشیر حسین و شیر حیدر

سر تا بـه قدم حسین دیگـر

رخسـار تـو مـاه آل هـاشم

خـود میـرسپـاه آل هـاشم

عشق از نفست وضو گرفته

خـون از رخـت آبرو گرفته

اوصـاف تو بهترین عبادت

هر روز تـو را شـب ولادت

پاینده ز توست تـا قیـامت

توحیـد و نبـوت و امـامت

ایثـار، چـراغ مکتـب تـو

دانش زده بوسه بر لب تو

شد علم ز دور شیرخواری

با شیر بـه سینۀ تو جاری

ای چــار ولـی معلـم تـو

ذات ازلـــی معلــم تــو

در پیش تجلّــی جمـالت

حـرفی نــزدند از کمـالت

تو علم پدر بـه سینه داری

تا عرش خـدا زمینه داری

ای دست علی در آستینت

آیینــۀ کبــریــا جبینـت

تـو تشنه و آب را حیـاتی

مصبـاح سفینةالنجـاتی

ای قلب حسین حـائر تـو

زهرا شب جمعه زائـر تـو

فرزند دو فاطمه اباالفضل

نازد به تو علقمه اباالفضل

تـــو آیــنۀ خـــدانمـــایی

تــو پشـت ولــی کبریایــی

عالــم همــه یــادوارۀ تــو

هــر روز بــود هــزارۀ تــو

مدح تو کنـد امام سجّاد

این قدر و شرف مبـارکت باد

پـرواز تـو در همــه زمان‌ها

با خیـل مـلک در آسمـان‌ها

توحیــد، تمــام سیــرت تو

سرمشـق همـه بصیـرت تو

وقتـی کـه میـان آب بودی

لبخند به تشنگـی گشـودی

دریـا بـه وفـات آفرین گفت

در وصف تو آب، این‌چنین گفت

حقـا کـه تـو نجــل بوترابی

لـب‌تشنـۀ تشنگــی در آبی

دریا ز غمت به پیچ و تاب است

داغ لب تـو به قلب آب است

تنهــا نــه ز آب درگـذشتی

یک لحظه ز جان و سر گذشتی

دست و سر و چشم تو فدا شد

تقـدیم بــه حجـت خـدا شد

ای ســورۀ آیــه‌آیــۀ نــور

وی صحن و سرات، قبلۀ طور

دست همگـان بـه دامـن تو

قــرآن ورق‌ورق تــن تــو

میراث شجاعتت زحیدر

ارث ادبـت بـــود ز مـــادر

دنیا بـه هـزار رنگ و نیرنگ

بگـرفت ز حیلـه راه تو تنگ

آورد خــط امـــان بــرایت

کز جان جهـان کنـد جدایت

او را ز درت بـه خشم راندی

در یاری دوست جان فشاندی

پیوستـه حسین را تـو دستی

تا حشـر بـر او بــرادر استی

هرچند که هستی‌ات فدا شد

دست و سرت از بدن جدا شد

روزی کـه امـام عصـر آیـد

بـر خلــق، ره فـرج گشـاید

می‌بینمت ای حسین را یـار

آن روز تویـی بر او علمـدار

آن روز تـو بـا لوای نصری

صاحب علم امـام عصـری

"میثم" به ثنات خو گرفته

از خــاک تـو آبـرو گرفته




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت عباس(ع)-مدح  


السلام ای فکر فرداهای من

پیشواز روز عاشورای من

السلام ای غمزه ی کاری شده

عشوه ی از قبل معماری شده

ای خدای زارعان کشت ها

ای به مسجدهای مردم خشت ها

کیستی ای داغ عرفان بر جبین

در تحرّک اولین کوه زمین

من تو را دیدم که در نذری قدیم

برتری می یافت نامت بر کلیم

از رُعایا چون وکیلان یاد کن

کدخدایی در حسین آباد کن

آه ای ستر نوامیس علی

کیستی ای مرد قدّیس علی

ای بلندای «اُحامی» را ابد

تیغ بازِ قل هو الله احد

جز تو بعد از چهارده یکتا که شد؟

زیر این هفت آسمان دریا که شد؟

ای سر زلفت خم اندر خم ترین

ای جدا و از همه درهم ترین

ای ازل قدّ ابد بالای من

ای غروب روز تاسوعای من

ای علاج دردهای لا علاج

دردها دارند بر تو احتیاج

بی تو نذری های ما ته می گرفت

روضه خوان هم شور کوته می گرفت

ای کلیم الله ممتد آمده

«فوق کُلّ ذی یدٍ ید» آمده

چون به چشمانت نظر انداخته

موسی از دستش سپر انداخته

ای نمازت در فلک ذوقبلتین

گه به سوی زینبی گاهی حسین

تا که بالای سرت مولای توست

شاخص قبله قد رعنای توست

ای همه قدها نگونسار سرت

هرچه پیشانی است بر خاک درت

ای به موقوفات زهرایی نخست

برترین موقوفه ها دستان توست

ای دعای مستجاب فاطمه

ای سحاب بی حساب فاطمه

بازی طفلان حَکَم دارد، تویی

داوری کردن قسم دارد، تویی

دجله بازی کار مشک دوش توست

دجله پیراهن سر کوی تو شست

نبض دریا زیر انگشت تو زد

آسمان هم تکیه بر پشت تو زد

بوتراب آب ناب قاب چشم

حکمران دست ها، ارباب چشم

خاک من در روز فهم خوب و بد

زیر پای تو دهن وا می کند

پس قیامت شور احساس من است

صور من عباس عباس من است

ای بلور اختصاص فاطمه

ای صحابیِ خواص فاطمه

ای غرور دختران سوخته

عصمت بی معجران سوخته

ای به مضمون های نو تدوین شده

ای همه خوبان ز تو تضمین شده

مزرع سبز فلک مال تو بود

هرچه سبزی بود در شال تو بود

تو ملائک را ادب آموختی

آدمی را هم تو تب آموختی

عشق بی تو پاری ای تلبیس بود

آدمی دور از ادب ابلیس بود

بی تو ملک غبطه آبادی نداشت

اینچنین جعفر شدن شادی نداشت

تا ثریا راست شد دیوار تو

آفرین ها بر تو و معمار تو

مادر تو سالها پیش از غزل

آفرینش درس می داد از ازل

جانمازش معبر جبریل بود

چادرش از بال میکائیل بود

حضرت مریم به پابوس درش

وقت قبلی می گرفت از نوکرش

مادر تو انعکاس فاطمه است

ظرف تکریم و سپاس فاطمه است

ای دو دستت مثل طوبی سربلند

اولیاء مداح دستان تواند

یاد حمزه می کنند از یاد تو

از جگر سوزند با اولاد تو

حمزه و عباس! از این تعبیر پاک

یک عمو بودن نباشد اشتراک

بین صدها نذر رایج تر تویی

از همه باب الحوائج تر تویی

ای نمکدان های پای روضه ها

شورهای انتهای روضه ها

ای بلوغ شورهای هیئتی

ای دف و تنبورهای هیئتی


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


ای نور عظیم رستگاری

وی در دل و جان زلالِ جاری

ای بسته دو دیده بر دو دنیا

وا کرده نگاه سوی عُلیا

جنّات نعیم نیّت توست

هم خلد برین هَمیَّت توست

ماه از سحر تو وامدار است

مِهر از نگهِ تو شرمسار است

شب از پر گیسوی تو خیزد

از پلک تو صد ستاره ریزد

توحید ز چشم تو ببارد

خورشید ولایت تو دارد

وقتی که تو می کنی مناجات

بر عرش خدا کند مباهات

هنگام قیام تو به محراب

دلها شود از نماز تو آب

از همّت نالة بلندت

وز دولت گیسوی کمندت

محراب به پیچ و تاب آید

مَه دیدنِ آفتاب آید

ای عالِمِ غیب و الشّهاده

وی حضرت واجب الاطاعَه

حالاتِ تو از علی نشان است

سجّاده ترا کشان کشان است

شب تاب عبادتت ندارد

جز اشک ، سعادتت ندارد

در راه خدا قوام داری

اِقدامِ علَی الدّوام داری

تزکیّة نفس شیوة توست

تطهیرِ نفوس میوة توست

بر ساحتِ اقدس امامت

تحبیبِ قلوب در مرامت

از بس که تو صاحب احترامی

با پنج امام هم کلامی

با اینکه پیمبری ، ندیدی

این پنج امام را تو دیدی

ایام علیِ مرتضی را

دوران امام مجتبی را

همراه حسین تا شهادت

همراز علی نه تا اسارت

آغوش تو آسمان انجم

بر دوش تو بود امام پنجم


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


تا نفس هست تا سلامی هست

بالِ پرواز هست بامی هست

مَحرم است آن كسی كه عاشق شد

تا كه لیلا بُود پیامی هست

همه جا گشته ایم و فهمیدیم

فقط این گوشه احترامی هست

ما اویسیم و از قَرَن با ما

تا ابد گِرد تو غلامی هست

جبرئیلانِ بامِ عباسیم

تا ابد ما غلامِ عباسیم

روی شانه بریز گیسو را

در به در كن هزار آهو را

چه كمانی درست كرده خدا

تا گره زد به هم دو ابرو را

حق بده، دود می كنند اسپند

خیره شد هر كه دید بازو را

سوی محمل نمی رود زینب

تا نسازی ركاب زانو را

قمر خانواده ی زهرا

سومین شیرزاده زهرا

با تو دیدیم صد تَهَمتن را

مردِ مرادنِ مرد افكن را

یال و كوپالِ شیر می ریزد

می كشی تا به شانه جوشن را

رجزی خوان همه بیاموزند

شور شور آور مطنطن را

با زره خود و بیرقت دیدیم

روی این اسب كوهِ آهن را

نه كه بر خاك ها عَلم بزنی

وای اگر یك نفس قدم بزنی

شیر در بیشه ها نمی ماند

صائقه در سما نمی ماند

لشكر آنگونه هست گرمِ فرار

كه به جز ردِّ پا نمی ماند

تا قدم می زنی به میدان ها

در گلوئی صدا نمی ماند

آنچنان با شتاب می تازی

ردّی از تو به جا نمی ماند

جگرِ سالمی نمی بینی

جز سر و دست و پا نمی ماند

لشكری بود و نیست با عباس

و خدا مست كیست یا عباس

سر فراز از تمامی سرها

سروری كن امیرِ سرورها

حضرت نافذ البصیرۀ ما

با تو یك شاخصند باورها

چقدر خورده ای در روضه

نان و سبزی نذرِ مادرها

چقدر گفت پیشِ تو زینب

خوش به حالِ تمامِ خواهرها

همه در سایه ی تو خوابیدند

روی گل ها گرفته ای پرها

ای تمامیِ غیرت حیدر

شرف الشمسِ حضرت حیدر

با تو ای ماه روشنی داریم

حرف های نگفتنی داریم

چه خیالی است از گِره هامان

دست وقتی به دامنی داریم

شبِ میلادِ تو سرِ سال است

بینِ خود چند اَرمنی داریم

سینه ی ماست جای غمهایت

آه قلبی شكستنی داریم

جانِ ام البنین مرا دریاب

پشت ما، سرزمینِ ما دریاب




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


ذکرت ای عباس مستم می کند

مست چون جام الستم می کند

گرچه اهل عقل تکفیرم کنند

عشق ، تاسوعا پرستم می کند

درس تاسوعا مواسات و ادب

پس ادب در هر نشستم می کند

درس عباس است درس بندگی

طاعتت یکتا پرستم  می کند

روح اقدام بصیرت ساز تو

آگه از بالا و پستم می کند

شیوۀ خوب علم بگرفتنت

کار را تعلیم دستم می کند

بازهم میگویم ای مولای من

نام زیبای تو مستم می کند

ساقیا جان امیر المومنین

اکفیانی ای یل ام البنین

ای حریمت قبلۀ اهل وفا

صاحب آن بارگاه با صفا

گوشه ای از آن حرم جایم بده

تا بمانم در شبستان وفا

دست ما را هم بدستانت بگیر

دور از تو ، می شویم اهل جفا

زانچه  از سلطان به سائل می رسد

محرمم کن در عیان یا در خفا

پا نهادی جای پای رهبرت

عاشقانت هم مریدت از قفا

گر تو را مولا بنفسی انت گفت

زانکه تو بودی غلام مصطفا

ای غلام مصطفی روحی فداک

درس ها دادی به اُردوی وفا

ساقیا جان امیر المومنین

اکفیانی ای یل ام البنین




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 11:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


عشاق چون به درگه معشوق رو کنند

با آب دیدگان ، تن خود شستشو کنند

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق

در روز حشر رتبۀ او آرزو کنند

عباسِ نامدار که شاهان روزگار

از خاک کوی او طلب آبرو کنند

سقای آب بود و لب تشنه جان سپرد

می خواست آب کوثرش اندر گلو کنند

بی دست ماند و داد خدا دست خود به او

آنانکه منکرند بگو روبرو کنند

گردست او نه دست خدائی است پس چرا

از شاه تا گدا همه رو سوی به او کنند

درگاه او چو قبله ی ارباب حاجت است

باب الحوائجش همه جا گفتگو  کنند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 11:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


كلید قفل مشكل هاست، عباس

به مردی شهره‌ی دنیاست، عباس

مروت، ریزه خوار خوان لطفش

فتوت، صورت و معناست، عباس

حسین بن علی را عبد صالح

ولی بر ماسوا مولاست، عباس

به دشت كربلا، آرامش دل

برای زینب كبراست، عباس

بود بدر منیر هاشمیون

كه زیباتر، ز هر زیباست، عباس

بزن بر دامنش دست توسل

كه در جود و سخا آقاست، عباس

اگر چه زاده‌ی ام البنین است

ولیكن مادرش زهراست عباس




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 10:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


تا نور قمر هست به سر، سایه سری هست

هر جا که علم رفته به بالا، خبری هست

هر جا که خط و خال و قد و قامت و ابروست

دنبال سرش چشم و نگاه و نظری هست

وقتی که تو را پور اباالغوث نوشتند

یعنی که برای دل زهرا ثمری هست

گفتند تو را کاشف کرب دل ارباب

با بودن تو از غم و غصه اثری هست؟

تا پشت و پناهش تویی قامت نکند خم

تا هست علمدار کنارش، کمری هست

یک لحظه کنار تو دل خیمه نلرزید

عباس اگر هست، یقینا سپری هست

***

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای دست تو تلاطم امواج آب ها

ای سایه ات نبود همه اضراب ها

"فهمیده اند جاذبه ی توست علّت"

نشکستن غرور زمین از شهاب ها

پرواز می کنی و همه غبطه می خورند

پشت سرت تمامی حدّ نصاب ها

در هرچه گفته اند نظر می کنم تویی

خارج از این شعور حساب و کتاب ها

**

مشک پر آب بر سر دستت گرفته ای

در انتظار آمدن تو رباب ها

امّا چه زود صحنه به هم خورد و می شوند

شرمنده ی زلال نگاه تو ... آب ها




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


طلایـه‌داری و سـرلشکـری و سقـایی

تو راست ای همه سر تا به پـات آقایی

گذشتی از سـر و دادی طـلاق، دنیا را

اگرچـه داشت ز سـر تا قدم خود‌آرایی

چهارده صده رفت و هنوز هم شب و روز

به یاد تشنگی‌ات چشم مـاست دریایی

شجاعت و ادب و عشق و غیرت و ایثار

تمـام در تـو تجلــی کنـد بـه تنهایی

فقط دو دست تو را روی دست می‌گیرد

کنـد چـو فاطمه در حشر، راه‌پیمایی

امـام عصـر کــه بـا لشکـر خـدا آیـد

حضـور اوست علمداری‌ات تماشـایی

سـلام بـاد بــه ام‌البنیـن کـه عبــاسش

ز خـردسالـی خـود بـوده است زهرایی

قمر به روی تو خندید و گفت رفته به کار

در آفتـــاب جمــالت تمـــام زیبـــایی

مگـو کـه آب نــداری بیـا به خیمه ببین

کـه چشم اهـل حــرم مـی‌کنند سقـایی

به فیض بردن نام تو ای مسیح حسین

عجب نه، گر دم "میثم" شـود مسیحایی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


عشق نكهت ز گلستــان تو دارد عباس

جلــوه از مهـر درخشــان تو دارد عباس

ادب و غیـرت و مــردی ز ازل تا به ابــد

حیـرت از شـوكت و ایمان تو دارد عباس

ابر از چشـم تو آمـوختــه بـاریــدن را

آسمان چشم به چشمـان تو دارد عباس

عشق و ایمـان و جوانمردی و ایثار و شرف

تا ابـد تكیــه به دستــان تو دارد عباس

ای كه فرمـانبر سـالار شهیــدان بودی

آسمــان گوش به فرمان تو دارد عباس

شور ایمـان و محّبت به حسیـن بن علی   

ریشـه در هستی و در جـان تو دارد عباس

شب عـاشور چه گفتی تو به دشمـن كه جهان

حیرت از غیرت و وجــدان تو دارد عباس

ساحـل شط فـرات از غم تو غرق غم است   

علقمــه نكهت هجــران تو دارد عباس

آب گر طـوف حـریم تو كند تا صف حشر

خجلتـی از لب عطشــان تو دارد عباس

هر شهیـدی كه سـر از خاك لحـد بردارد

حسـرت از رُتبـه و عنـوان تو دارد عباس

با شهـادت تو به معــراج رسیدی و فلك

بی جهت چشـم به پایان تو دارد عباس

تو پنــاه همــۀ عــالمی و هـر دل پاك

خـانـه در گوشــۀ ایـوان تو دارد عباس

كعبــۀ حـاجت و امید دل خلـق توئی

درد امیـّد ز درمـــان تو دارد عباس

چه به دنیا چه به عقبی چه ندارد در دست

هر كسی دست به دامــان تو دارد عباس

سبب خیـر دو دنیـای« وفائی»شده است

آبــروئی كــه ز احسـان تو دارد عباس




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای همیر بی نظیر کائنات

قطره های اشک تو آب حیات

ای قیامت قامت حیدر نشان

زیر دستان تو اهل آسمان

آسمانی ها همه دلداده ات

بال جبرائیل حق ، سجاده ات

لفظ قادر نیست تشریح تو را

دل گرفته دور تسبیح تو را

ای سراپا بنده ی درگاه رب

معنی غیرت خداوند ادب

ای زده طعنه رخت بر روی ماه

ای علمدار حسین روحی فداه

آسمان عشق زا کوکب تویی

تکیه گاه حضرت زینب تویی

روشنی و نور عین فاطمه

با تو میخندد حسین فاطمه

با تو میخندد که دلدارش تویی

چون که میداند علمدارش تویی

ای سراپایت امیرالمومنین

شاهکار دامن ام البنین

مادرت گفته به تو الماس من

جان تو جان حسین ، عباس من

ای به مردی و فتوت خاتمه

پهلوان یکه تاز علقمه

ای یل و ای شیر میدان نبرد

ای امیر عشق ، ای وارسته مرد

ساقی لب تشنه تا روز ابد

آب از رویت خجالت میکشد

ای که دل در دام عشقت شد اسیر

ساقی بی دست دستم را بگیر




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


تو شیر شیر خداوند اکبری عباس!

تو ذوالفقار حسینی و حیدری عباس!

قسم به دیده و دستت که شد فدای حسین

همیشـه دیـده و دسـت بـرادری عباس!

تو باب حاجت و باب المراد و باب حسین

تو از تمـام شهیدان حـق، سری عباس!

عجـب نـه گـر بـه تـو زهرا پسر خطاب کند

کـه در جـلال، حسیـن مکـرری عباس!

به دوش توست لوای حسین در صـف محشر

پس از علـی تـو علمدار محشری عباس!

تـو دستیـار حسینـی، اگــر‌چـه بـی‌دستی

تـو پـایدارتــرین دسـت داوری عباس!

حسیـن را نــه فقـط ظهـر روز عاشــورا

همیشه میر و علمدار لشکری عبـاس!

به خون فرق سر و دست و صورتت سوگند

تو شهر خون خداوند را دری عبـاس!

روا بــوَد کــه بــه آب فــرات نـاز کنی

فرات چیست؟ تو فرزند کوثری عباس!

هـزار مرتبـه"میثم" فـدای خاک رهت

کـه تـو فدایـیِ آل‌پیمبـری عبـاس!




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 08:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای دلبر زبانزد آئینه‌های نور

هر لحظه‌ روشنی بدرخشی به پای نور

هفت آسمان شکوه تو را جلوه می‌دهد

ای نور باشکوه تویی ماجرای نور

از هالۀ وجود تو ماه آفریده‌اند

از روشنای هر سخن تو دعای نور

ای آشنای سبز ولایت به شوق تو

باید زمین ترانه بخواند برای نور

پشت سری و سایة نور برادری

آری چه دیدنی است زمین با دو آیه نور

ای حضرت زلال وجودت مطهر است

تو چشمه‌ای زلالیت از حوض کوثر است

ای چشمۀ محبت عالم وجود تو

باران کرامتی است به امواج جود تو

دنیا بهشتی است ز شرح معطرت

هر جا که بو کنیم رسد بوی عود تو

دریا نمایشی است ز اوج فضائلت

پیچیده موج موج در عالم سرود تو

سقا اگر نیامده بودی صفا نبود

دریا نداشت جلوه‌گری‌ با نبود تو

پیشانی سپیدۀ تو پینه بسته بود

از بس زیاد بوده شکوه سجود تو

با هر قنوت جلوه به هر آسمان دهی

تو عبد صالحی که خدا را نشان دهی

هر کس که دید روی تو را چشم بر نداشت

این خانواده مثل تو دیگر قمر نداشت

تا عرش سر کشیده‌ای ای قلۀ ادب

گر چه زمین ز اوج شکوهت خبر نداشت

بر شانۀ تو پرچم باب الحوائجی است

هرگز کسی ز روی تو این نام برنداشت

تکرار جنگ‌های تو صفین دیگری است

این جنگ‌ها به جز تو دلیر دگر نداشت

تنها‌ترین کبوتر عرش خدا حسین

غیر از علیّ اکبر و تو بال و پر نداشت

پرتاب نیزه تو نظیری نداشته

این علقمه به جز تو امیری نداشته

دست خدا تو را به بلندا کشیده است

رعناترین صنوبر باغ آفریده است


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 08:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح 

 

سرم چه قابل خاک تو سر کجا تو کجا؟

گهـر بـه پـات بریزم گهر کجا تو کجا؟

تو آفتـاب جهـانی قمـر کجـا تو کجا؟

فراتر از بشـر استـی بشر کجا تو کجا؟

تـو سـرو بـاغ هـدایت حدیقۀ یاسی

تو یک حسین ز پا تا به سر تو عبّاسی

قیام توست قیامت، قیـامتت نازم

مرام توست کرامت، کرامتت نازم

پیِ امــامِ امامت، امــامتت نازم

به هر دلیت اقامت، اقامتت نازم

چراغ و چشم ولایت گل و گلاب علی!

مـه دو فاطمـه، بیـن دو آفتاب علی!

تو خیل هاشمیان را ستارۀ سحـری

تو آفتاب جهانی، که گفته تو قمری

علیـت بـاب و عزیــز دل پیـامبری

به مرتضی پسری و به عالمی پدری

چنـان ز کـام تو آب حیات می‌جوشد

که خضر از لب خشکت گلاب می‌نوشد

تـو مـاه امّ‌‌بنینـی، بنیـن به قربانت

تمام خلـق زمـان و زمین به قربانت

ملک، بشر ز یسار و یمین به قربانت

تمام هستـیِ هست‌آفرین به قربانت

ز دست‌هـای تو گلبوسۀ علی روید

همان سزد که ولی اللّهت ولی گوید


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/03/19 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح

 

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند

خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش

اوست دائم با دل من آشنایی می کند

تا بگیرد دست هر کس ناتوان است در جهان

دست هایش از بدن میل جدایی می کند

هر که سوگندش دهد بر مادرش ام البنین

با نگاهی روزی اش را کربلایی می کند

قبله ی اصحاب ممتاز حسین ابروی اوست

بر قلوب عاشقان فرمانروایی می کند

هر که خواهد حاجتی مردانه از باب حسین

این اباالفضل است بر او خوش عطایی می کند

بی نیاز از هر دو عالم می شود بر حق قسم

هر که بر درگاه این آقا گدایی می کند

آن چنان جا در دل زهرای اطهر کرده است

فاطمه در ماتمش صاحب عزایی می کند

چشم او با تیر لب وا کرد و گفت از غصه اش

قطره قطره خون او قصه سرایی می کند

چشم من شرمنده ی لب های خشک اصغر است

مادرش همراه لالایی دعایی می کند

دست دادم، چشم دادم، تا رسانم آب را

لیک این مشک است با من بی وفایی می کند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

ای حرمت قبله ی حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی، ماه بنی هاشمی

هم قدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ای علم کفر نگون ساخته

پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست

درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشکیده ی طفلان او

ساقی کوثر پدرت مرتضی است

کار تو سقایی کرب و بلاست

هر که به دردی و غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای چشمه محبت عالم وجود تو

باران كرامتی ست به امواج جود تو

دنیا بهشتی است ز شرح معطرت

هر جا كه بو كنیم رسد بوی عود تو

دریا نمایشی ست ز اوج فضائلت

پیچیده موج موج در عالم سرود تو

سقا اگر نیامده بودی صفا نبود

دریا نداشت جلوه‌گری‌ با نبود تو

پیشانی سپیدۀ تو پینه بسته بود

از بس زیاد بوده شكوه سجود تو

با هر قنوت جلوه به هر آسمان دهی

تو عبد صالحی كه خدا را نشان دهی

هر كس كه دید روی تو را چشم بر نداشت

این خانواده مثل تو دیگر قمر نداشت

تا عرش سر كشیده‌ای ای قُلۀ ادب

گر چه زمین ز اوج شكوهت خبر نداشت

بر شانۀ تو پرچم باب الحوائجی ست

هرگز كسی ز روی تو این نام بر نداشت

تكرار جنگ‌های تو صفین دیگری ست

این جنگ‌ها به جز تو دلیر دگر نداشت

تنها‌ترین كبوتر عرش خدا حسین

غیر از علیّ اكبر و تو بال و پر نداشت

پرتاب نیزۀ تو نظیری نداشته

این علقمه به جز تو امیری نداشته


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح و شهادت


بی شک تو صبح روشن شب های تیره ای

خورشیدی و به ظلمت این شام چیره ای

تسخیر کرده جذبۀ چشم تو ماه را

بی خود که نیست تو قمر این عشیره ای

عصمت دخیل تار عبای تو از ازل

جز بندگی ندیده کسی از تو سیره ای

قدر تو را کسی نشناسد در این مقام

وقتی برای امر شفاعت ذخیره ای

ما را بس است وقت عبور از پل صراط

از تار و پود بیرق تو دستگیره ای

چشم امید عالم و آدم به دست توست

باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

فردوس دل همیشه اسیر خیال توست

حتی نگاه آینه محو جمال توست

تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی

این آب نیست زمزمه های زلال توست

ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر

تنها بیان مختصری از کمال توست

در محضر امام تو تسلیم محضی و

والاترین خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه می خورند

فردا تمام عرش خدا زیر بال توست

باب الحوائجی و اجابت به دست تو

تنها بخواه، عالم هستی مجال توست

ای آفتاب علقمه: روحی لک الفدا

ای آرزوی فاطمه: روحی لک الفدا


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

روی اسبِ سركش امواج زین انداخته

آن كه روی آب را هم بر زمین انداخته

رود انگشتی ست جاری كه ابالفضلِ جوان

پا به دریا برده و بر او نگین انداخته

رود دریای خروشانی شده در پای مرد

مثل ماهی كه به زحمت پوستین انداخته

آن ابالفضلی كه نَفْسَش هم یقیناً سركش است

آن چنان نَفْس قوی را این چنین انداخته

طاق ابرویی كه زیر گیسویش كرده كمین

تیر بر قلب سپاهِ در كمین انداخته

تو رگِ غیرت بخوانش من كلید قفل ها

قل هو اللهی كه بر روی جبین انداخته

در همین نقطه فقط كوهی به كوهی می رسد

روی پیشانیش آن وقتی كه چین انداخته

وسعت دیدش وسیع است و به جنگِ یك سپاه

اولین را كشته روی آخرین انداخته




موضوع: مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو