حضرت عباس(ع)-مدح


طلایـه‌داری و سـرلشکـری و سقـایی

تو راست ای همه سر تا به پـات آقایی

گذشتی از سـر و دادی طـلاق، دنیا را

اگرچـه داشت ز سـر تا قدم خود‌آرایی

چهارده صده رفت و هنوز هم شب و روز

به یاد تشنگی‌ات چشم مـاست دریایی

شجاعت و ادب و عشق و غیرت و ایثار

تمـام در تـو تجلــی کنـد بـه تنهایی

فقط دو دست تو را روی دست می‌گیرد

کنـد چـو فاطمه در حشر، راه‌پیمایی

امـام عصـر کــه بـا لشکـر خـدا آیـد

حضـور اوست علمداری‌ات تماشـایی

سـلام بـاد بــه ام‌البنیـن کـه عبــاسش

ز خـردسالـی خـود بـوده است زهرایی

قمر به روی تو خندید و گفت رفته به کار

در آفتـــاب جمــالت تمـــام زیبـــایی

مگـو کـه آب نــداری بیـا به خیمه ببین

کـه چشم اهـل حــرم مـی‌کنند سقـایی

به فیض بردن نام تو ای مسیح حسین

عجب نه، گر دم "میثم" شـود مسیحایی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


عشق نكهت ز گلستــان تو دارد عباس

جلــوه از مهـر درخشــان تو دارد عباس

ادب و غیـرت و مــردی ز ازل تا به ابــد

حیـرت از شـوكت و ایمان تو دارد عباس

ابر از چشـم تو آمـوختــه بـاریــدن را

آسمان چشم به چشمـان تو دارد عباس

عشق و ایمـان و جوانمردی و ایثار و شرف

تا ابـد تكیــه به دستــان تو دارد عباس

ای كه فرمـانبر سـالار شهیــدان بودی

آسمــان گوش به فرمان تو دارد عباس

شور ایمـان و محّبت به حسیـن بن علی   

ریشـه در هستی و در جـان تو دارد عباس

شب عـاشور چه گفتی تو به دشمـن كه جهان

حیرت از غیرت و وجــدان تو دارد عباس

ساحـل شط فـرات از غم تو غرق غم است   

علقمــه نكهت هجــران تو دارد عباس

آب گر طـوف حـریم تو كند تا صف حشر

خجلتـی از لب عطشــان تو دارد عباس

هر شهیـدی كه سـر از خاك لحـد بردارد

حسـرت از رُتبـه و عنـوان تو دارد عباس

با شهـادت تو به معــراج رسیدی و فلك

بی جهت چشـم به پایان تو دارد عباس

تو پنــاه همــۀ عــالمی و هـر دل پاك

خـانـه در گوشــۀ ایـوان تو دارد عباس

كعبــۀ حـاجت و امید دل خلـق توئی

درد امیـّد ز درمـــان تو دارد عباس

چه به دنیا چه به عقبی چه ندارد در دست

هر كسی دست به دامــان تو دارد عباس

سبب خیـر دو دنیـای« وفائی»شده است

آبــروئی كــه ز احسـان تو دارد عباس




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای همیر بی نظیر کائنات

قطره های اشک تو آب حیات

ای قیامت قامت حیدر نشان

زیر دستان تو اهل آسمان

آسمانی ها همه دلداده ات

بال جبرائیل حق ، سجاده ات

لفظ قادر نیست تشریح تو را

دل گرفته دور تسبیح تو را

ای سراپا بنده ی درگاه رب

معنی غیرت خداوند ادب

ای زده طعنه رخت بر روی ماه

ای علمدار حسین روحی فداه

آسمان عشق زا کوکب تویی

تکیه گاه حضرت زینب تویی

روشنی و نور عین فاطمه

با تو میخندد حسین فاطمه

با تو میخندد که دلدارش تویی

چون که میداند علمدارش تویی

ای سراپایت امیرالمومنین

شاهکار دامن ام البنین

مادرت گفته به تو الماس من

جان تو جان حسین ، عباس من

ای به مردی و فتوت خاتمه

پهلوان یکه تاز علقمه

ای یل و ای شیر میدان نبرد

ای امیر عشق ، ای وارسته مرد

ساقی لب تشنه تا روز ابد

آب از رویت خجالت میکشد

ای که دل در دام عشقت شد اسیر

ساقی بی دست دستم را بگیر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


تو شیر شیر خداوند اکبری عباس!

تو ذوالفقار حسینی و حیدری عباس!

قسم به دیده و دستت که شد فدای حسین

همیشـه دیـده و دسـت بـرادری عباس!

تو باب حاجت و باب المراد و باب حسین

تو از تمـام شهیدان حـق، سری عباس!

عجـب نـه گـر بـه تـو زهرا پسر خطاب کند

کـه در جـلال، حسیـن مکـرری عباس!

به دوش توست لوای حسین در صـف محشر

پس از علـی تـو علمدار محشری عباس!

تـو دستیـار حسینـی، اگــر‌چـه بـی‌دستی

تـو پـایدارتــرین دسـت داوری عباس!

حسیـن را نــه فقـط ظهـر روز عاشــورا

همیشه میر و علمدار لشکری عبـاس!

به خون فرق سر و دست و صورتت سوگند

تو شهر خون خداوند را دری عبـاس!

روا بــوَد کــه بــه آب فــرات نـاز کنی

فرات چیست؟ تو فرزند کوثری عباس!

هـزار مرتبـه"میثم" فـدای خاک رهت

کـه تـو فدایـیِ آل‌پیمبـری عبـاس!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 08:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای دلبر زبانزد آئینه‌های نور

هر لحظه‌ روشنی بدرخشی به پای نور

هفت آسمان شکوه تو را جلوه می‌دهد

ای نور باشکوه تویی ماجرای نور

از هالۀ وجود تو ماه آفریده‌اند

از روشنای هر سخن تو دعای نور

ای آشنای سبز ولایت به شوق تو

باید زمین ترانه بخواند برای نور

پشت سری و سایة نور برادری

آری چه دیدنی است زمین با دو آیه نور

ای حضرت زلال وجودت مطهر است

تو چشمه‌ای زلالیت از حوض کوثر است

ای چشمۀ محبت عالم وجود تو

باران کرامتی است به امواج جود تو

دنیا بهشتی است ز شرح معطرت

هر جا که بو کنیم رسد بوی عود تو

دریا نمایشی است ز اوج فضائلت

پیچیده موج موج در عالم سرود تو

سقا اگر نیامده بودی صفا نبود

دریا نداشت جلوه‌گری‌ با نبود تو

پیشانی سپیدۀ تو پینه بسته بود

از بس زیاد بوده شکوه سجود تو

با هر قنوت جلوه به هر آسمان دهی

تو عبد صالحی که خدا را نشان دهی

هر کس که دید روی تو را چشم بر نداشت

این خانواده مثل تو دیگر قمر نداشت

تا عرش سر کشیده‌ای ای قلۀ ادب

گر چه زمین ز اوج شکوهت خبر نداشت

بر شانۀ تو پرچم باب الحوائجی است

هرگز کسی ز روی تو این نام برنداشت

تکرار جنگ‌های تو صفین دیگری است

این جنگ‌ها به جز تو دلیر دگر نداشت

تنها‌ترین کبوتر عرش خدا حسین

غیر از علیّ اکبر و تو بال و پر نداشت

پرتاب نیزه تو نظیری نداشته

این علقمه به جز تو امیری نداشته

دست خدا تو را به بلندا کشیده است

رعناترین صنوبر باغ آفریده است


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 08:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح 

 

سرم چه قابل خاک تو سر کجا تو کجا؟

گهـر بـه پـات بریزم گهر کجا تو کجا؟

تو آفتـاب جهـانی قمـر کجـا تو کجا؟

فراتر از بشـر استـی بشر کجا تو کجا؟

تـو سـرو بـاغ هـدایت حدیقۀ یاسی

تو یک حسین ز پا تا به سر تو عبّاسی

قیام توست قیامت، قیـامتت نازم

مرام توست کرامت، کرامتت نازم

پیِ امــامِ امامت، امــامتت نازم

به هر دلیت اقامت، اقامتت نازم

چراغ و چشم ولایت گل و گلاب علی!

مـه دو فاطمـه، بیـن دو آفتاب علی!

تو خیل هاشمیان را ستارۀ سحـری

تو آفتاب جهانی، که گفته تو قمری

علیـت بـاب و عزیــز دل پیـامبری

به مرتضی پسری و به عالمی پدری

چنـان ز کـام تو آب حیات می‌جوشد

که خضر از لب خشکت گلاب می‌نوشد

تـو مـاه امّ‌‌بنینـی، بنیـن به قربانت

تمام خلـق زمـان و زمین به قربانت

ملک، بشر ز یسار و یمین به قربانت

تمام هستـیِ هست‌آفرین به قربانت

ز دست‌هـای تو گلبوسۀ علی روید

همان سزد که ولی اللّهت ولی گوید


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/03/19 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح

 

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند

خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش

اوست دائم با دل من آشنایی می کند

تا بگیرد دست هر کس ناتوان است در جهان

دست هایش از بدن میل جدایی می کند

هر که سوگندش دهد بر مادرش ام البنین

با نگاهی روزی اش را کربلایی می کند

قبله ی اصحاب ممتاز حسین ابروی اوست

بر قلوب عاشقان فرمانروایی می کند

هر که خواهد حاجتی مردانه از باب حسین

این اباالفضل است بر او خوش عطایی می کند

بی نیاز از هر دو عالم می شود بر حق قسم

هر که بر درگاه این آقا گدایی می کند

آن چنان جا در دل زهرای اطهر کرده است

فاطمه در ماتمش صاحب عزایی می کند

چشم او با تیر لب وا کرد و گفت از غصه اش

قطره قطره خون او قصه سرایی می کند

چشم من شرمنده ی لب های خشک اصغر است

مادرش همراه لالایی دعایی می کند

دست دادم، چشم دادم، تا رسانم آب را

لیک این مشک است با من بی وفایی می کند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

ای حرمت قبله ی حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی، ماه بنی هاشمی

هم قدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ای علم کفر نگون ساخته

پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست

درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشکیده ی طفلان او

ساقی کوثر پدرت مرتضی است

کار تو سقایی کرب و بلاست

هر که به دردی و غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای چشمه محبت عالم وجود تو

باران كرامتی ست به امواج جود تو

دنیا بهشتی است ز شرح معطرت

هر جا كه بو كنیم رسد بوی عود تو

دریا نمایشی ست ز اوج فضائلت

پیچیده موج موج در عالم سرود تو

سقا اگر نیامده بودی صفا نبود

دریا نداشت جلوه‌گری‌ با نبود تو

پیشانی سپیدۀ تو پینه بسته بود

از بس زیاد بوده شكوه سجود تو

با هر قنوت جلوه به هر آسمان دهی

تو عبد صالحی كه خدا را نشان دهی

هر كس كه دید روی تو را چشم بر نداشت

این خانواده مثل تو دیگر قمر نداشت

تا عرش سر كشیده‌ای ای قُلۀ ادب

گر چه زمین ز اوج شكوهت خبر نداشت

بر شانۀ تو پرچم باب الحوائجی ست

هرگز كسی ز روی تو این نام بر نداشت

تكرار جنگ‌های تو صفین دیگری ست

این جنگ‌ها به جز تو دلیر دگر نداشت

تنها‌ترین كبوتر عرش خدا حسین

غیر از علیّ اكبر و تو بال و پر نداشت

پرتاب نیزۀ تو نظیری نداشته

این علقمه به جز تو امیری نداشته


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح و شهادت


بی شک تو صبح روشن شب های تیره ای

خورشیدی و به ظلمت این شام چیره ای

تسخیر کرده جذبۀ چشم تو ماه را

بی خود که نیست تو قمر این عشیره ای

عصمت دخیل تار عبای تو از ازل

جز بندگی ندیده کسی از تو سیره ای

قدر تو را کسی نشناسد در این مقام

وقتی برای امر شفاعت ذخیره ای

ما را بس است وقت عبور از پل صراط

از تار و پود بیرق تو دستگیره ای

چشم امید عالم و آدم به دست توست

باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

فردوس دل همیشه اسیر خیال توست

حتی نگاه آینه محو جمال توست

تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی

این آب نیست زمزمه های زلال توست

ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر

تنها بیان مختصری از کمال توست

در محضر امام تو تسلیم محضی و

والاترین خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه می خورند

فردا تمام عرش خدا زیر بال توست

باب الحوائجی و اجابت به دست تو

تنها بخواه، عالم هستی مجال توست

ای آفتاب علقمه: روحی لک الفدا

ای آرزوی فاطمه: روحی لک الفدا


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

روی اسبِ سركش امواج زین انداخته

آن كه روی آب را هم بر زمین انداخته

رود انگشتی ست جاری كه ابالفضلِ جوان

پا به دریا برده و بر او نگین انداخته

رود دریای خروشانی شده در پای مرد

مثل ماهی كه به زحمت پوستین انداخته

آن ابالفضلی كه نَفْسَش هم یقیناً سركش است

آن چنان نَفْس قوی را این چنین انداخته

طاق ابرویی كه زیر گیسویش كرده كمین

تیر بر قلب سپاهِ در كمین انداخته

تو رگِ غیرت بخوانش من كلید قفل ها

قل هو اللهی كه بر روی جبین انداخته

در همین نقطه فقط كوهی به كوهی می رسد

روی پیشانیش آن وقتی كه چین انداخته

وسعت دیدش وسیع است و به جنگِ یك سپاه

اولین را كشته روی آخرین انداخته




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


امیر مه لقایی یا ابا الفضل

سخاوت را خدایی یا اباالفضل

تمام هستی ام البنینی

شه مشگل گشایی یا اباالفضل

میان آسمانی پر ستاره

قمر در نینوایی یا اباالفضل

به جمع گریه کن های حسینی

محبت می نمایی یا اباالفضل

به دستی که قلم گشته به محشر

شفیع جمع مایی یا اباالفضل

پناه حضرت ارباب بودی

علیِ کربلایی یا اباالفضل

بدون تو خدا داند که هیچم

تو هست شیعه هایی یا اباالفضل




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق

در روز حشر رتبۀ او آرزو کنند

عباسِ نامدار که شاهان روزگار

از خاک کوی او طلب آبرو کنند

سقای آب بود و لب تشنه جان سپرد

می خواست آب کوثرش اندر گلو کنند

بی دست ماند و داد خدا دست خود به او

آنان که منکرند بگو رو به رو کنند

گر دست او نه دست خدائی ست پس چرا

از شاه تا گدا همه رو سوی به او کنند

درگاه او چو قبله ی ارباب حاجت است

باب الحوائجش همه جا گفتگو  کنند




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


خطری می کنم از فتنه ی شیطان احساس

خطر خار جحیمی به روان گل یاس

در دل آل پیمبر همه افتاده هراس

شمر آورده امان‌ نامه برای عباس

زین مصیبت حرم پاک علی می‌لرزد

گوییـا مـلک خـدای ازلــی می‌لرزد

کیست عباس؟ امید دل خیرالناس است

کیست عباس؟ شرف عشق، ادب احساس است

شیشه را قصد شکار جگر الماس است

پاسدار حرم‌ الله اگر عباس است

به نگاهیش عدو در سقر آواره شود

جگر شمـر و امان ‌نامـه ی او پاره شود

باز دنیا به سوی حیدر کرار آمد

به سراغ قمر از راه، شب تار آمد

دل شب سوی حرم، شمر ستمکار آمد

به شکار دل عباس علمدار آمد

گفت: عباس! ببین! بخت، تو را همراه است

کـه امـان‌ نامه ی تــو خـط عبیــد الله است

چشم عباس که بر شمر ستمکار افتاد

پای‌ تا فرق چو آهی که برآید ز نهاد

گفت: ای کار تو بر آل پیمبر بیداد

به تو و خطّ و امان‌ نامه ی تو نفرین باد

دور شو! این همه افسانه مخوان در گوشم

بـه دو عـالم پسـر فاطمــه را نفــروشم

گفت ای لعل لبت تشنه، دلت دریایی

تا به کی پای تو در سلسله ی تنهایی؟

به تو زیبنده بود سروری و آقایی

حیف از قدر و جلالت که کنی سقایی!

تو امیری ز چه رو عبد برادر باشی؟

نزد مـا آی که فرمانده ی لشکر باشی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات


گرفتارم گرفتارم ابالفضل

گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن، دوباره چند وقتی ست

هوای کربلا دارم ابالفضل




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/09/3 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


ز سجایای تو انگار به ما هم دادند

یعنی ای ماه ز مهر تو بما غم دادند

ادب ماه بنازم که به ما نور دهد

این همه عشق، نگویید بما کم دادند

ای لب لعل تو نازم که به خشکی دریاست

شکر لِلَّه به ما هم کمی از یم دادند

ز وفاداری تو علقمه شد عالمگیر

یعنی از مکتب تو نور به عالم دادند

مادرت ام بنین درس ادب داد تو را

این تو بودی که از این درس دمادم دادند

ذکر غم های حسین از لب تو چون برخواست

قبل هر چیز به یمن تو بما هم دادند

در تماشای تو دلداده تر از زینب کیست؟

این حسین است که بی تو، به قدش خَم دادند

هرکه مست تو شود کار مسیحا بکند

گویی از جام تو بر عیسی مریم دادند

راستی واسطۀ نام کلیم الله کیست؟

می ساقیست به موسی که چنین دم دادند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع) و حضرت عباس(ع)-شهادت

 

یا علی! کیست می آید شتابان سوی تو؟

با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

آمده پیش تو تا مشق سپه داری کند

تا به سبک «حیدر»ی تمرین کرّاری کند

می زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!

با چه شوقی بر لبانت چشم می دوزد، علی!

مانده ام در بهت شاگردی که استادش تویی

هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش تویی

بارها آن اسم زیبا را شنیدم من ولی

چیز دیگر بود عباسی که تو گفتی علی!

با صدایی مهربان گفتی: بیا عباس من!

تیغ را بردار با نام خدا عباس من!

نور چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن

شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده

دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

فکر کن هر حالتی بر جنگ حاکم می شود

دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می شود

الامان از چشم شور و تیر پنهانی پسر!

کاش می شد چشم هایت را بپوشانی پسر!  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/26 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حیدر بوسه بر دست شماست

اقتدا بر مرتضی کردند جمع اهل بیت

دست توسرشار از عطر نسیم بوسه هاست

بوسه بر دست تو طعم بوسه بر قرآن دهد

دستهایت آیه های سفره دار هل اتاست

امتیاز بوسه بر دست تو، دست فاطمه است

چونکه مَس آیه تطهیر پاکان را سزاست

صف کشیدند انبیا تا که خدا رخصت دهد

بوسه بر دستت زنند، این آرزوی انبیاست

گر خدا قسمت کند یک بوسه بر دستت زنیم

ما و نسل ما خدائی تا ابد حاجت رواست

ای که در سجده دو دست و صورتت بر روی خاک

باعث گرمی بازار مناجات خداست

ای که ساعت ها میان سجده می گفتی خدا

بنده ای کوچک به درگاه تو گرم التجاست

تا که دست تو به سوی آسمان می شد بلند

حق ندا می داد وقت استجابت بر دعاست

پینه پیشانی ات العفو گو تا محشر است

اشک تو آمرزش ما بندگان پرخطاست

ای که می دادی قسم حق را به نام فاطمه

خاک نخلستان زاشک جاری تو با صفاست

حیف باشد گر فقط از خوشگلی ات دم زنیم

کمترین مدح تو گفتن از رخ و از چشم هاست

گرچه یوسف را خدا از صورت تو خلق کرد

حسن صورت شمه ای از سیرت تو باوفاست

در اطاعت بهترین و در عبادت برترین

دست و چشم تو مطیع پادشاه کربلاست

می توانستی به هم ریزی تمام خصم را

لیک گفتی امر، امر زادۀ خیرالنساست  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/04/4 | 05:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت عباس(ع)-مدح  


دریای عشق همدم ساحل نمی شود

 بی نقل یار گرمی محفل نمی شود

بی دل شدن طریقه ی عشاق کربلاست

 هر آدمی که عاشق و بی دل نمی شود

ای ساقی حسین سرم زیر پای توست

 هر که تو را شناخت که عاقل نمی شود

از کودکی به پای امامت نشسته ای

بی خود کسی خدای فضائل نمی شود

ساقی خانواده علمدار بی نظیر

 کرب و بلا بدون تو کامل نمی شود

بعد از تو انعکاس حسین بن فاطمه

 دیگر کسی حسین شمایل نمی شود

روز ازل که نام تو را جار می زدند

 نقش مرا به نام علمدار می زدند

داری دل ترک زده را بند می زنی

 با زلف ماه فاطمه پیوند می زنی

بالا بلند عشق، تو با خاک پای خود

 طعنه به ارتفاع دماوند می زنی

پیشانی تو قبله ی خورشید می شود

 وقتی به نام فاطمه سربند می زنی

وقتی میان ابروی خود می زنی گره

 آتش به آسمان خداوند می زنی

معلوم می شود غضبت برطرف شده

 با دیدن رقیه که لبخند می زنی

خود را به آب و آتش صحرای کربلا

تا اهل خیمه تشنه نباشند می زنی

مثل همیشه در دل صحرا الم بزن

حس غرور زینب کبری قدم بزن   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح

 

کیست این کز لب دیوار من آویخته زلف

تاکوش، شیشه به دست، از همه سو ریخته زلف

کیست این راز پریشانی من، در موهاش

تکیه گاه سر شوریده من، بازوهاش

کیست این عطر غزل می وزد از پیرهنش

ای صبا مرحمتی کن بشناسان به منش

این که می خندد و می خواند و می رقصد و مست

می رود بوی خوش پیرهنش دست به دست

ناز پرداز همه ناز فروشان زمین

ساقی اما، ز همه تشنه لبان تشنه ترین

نشأت افزای دل و جان خماران مستیش

دستگیر همه خسته دلان بی‌ دستیش

کیست این سرو قدِ تشنه لبِ مشک به دوش؟

این‌که بی اوست چراغ شب مستان خاموش

این‌ که آتش لب و دریا دل و مشکین کُلَه است

کیست این شب همه شب ماه شب چارده است؟

گره وا کردن از آن زلف سیه، لازم نیست

حتم دارم که به جز ماه بنی هاشم نیست

"دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

که چنان زو شده ام زار و پریشان که مپرس"




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 05:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات


ابروی هلالی ات قمر، تیغ برنده است

این ناوک مژگان چه بلاخیز و کشنده است!

مجنون شدنم قصه ی پر پیچ و خمی داشت

آشفتگی زلف تو دیوانه کننده است

عشق تو قماری ست که بازنده ندارد

این اشک قیامت برسد، برگ برنده است

انگار علی آمده در علقمه، احسنت

جنگاوری ات مثل پدر خیره کننده است

باید به شما رو بزنم، درد شناسید

سوگند به مردیت، غرورم شکننده است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


ای عشق زلال، روح دریا عباس!

زیبایی محض، ای دلارا عباس!

الحق که به تو نام قمر می آید

ای ماه ترین عموی دنیا عباس!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح

 

بندگی را نه به دل حد و حسابی دارم

زندگی را به نظر مثل حبابی دارم

هر طرف می نگرم روی حبیبم بینم

با خداوند دل خویش خطابی دارم

بهترین لحظه من وقت مناجات من است

او گواه است عجب چشم پر آبی دارم

دفتر دل چو کنم باز به درگاه حبیب

هر ورق با دل محبوب کتابی دارم

عبد صالح شدنم خارق عادت نبود

بر در درگه این ملک رقابی دارم

طاعتم حول حسین است و خدا می داند

نه غم دوزخ و نه حرص ثوابی دارم

در دلم بود اگر یاری دلبر نکنم

محضر حضرت زهرا چه جوابی دارم

با خود این گونه بگویم شب و روز چو منی

بی حسین است که هر گونه عذابی دارم

من که مشهور در این دهر به خیر الناسم

من گرفتار گل فاطمه ام، عباسم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 05:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح 


دست عاقل ز در میکده ات کوتاه است

ز رموزش دل دیوانه فقط آگاه است

مادرت ام بنین نذر حسینت کرده

سرنوشت تو گره خورده به ثارالله است

قمرت خوانده عرب لیک نمی دانسته

شمس هم سائل نورانیت این ماه است

طی صد مرحله بی همرهی خضر کنم

تا مرا رایت عباس حوالت گاه است ...

مکتبت زینبی و دین تو  ثاراللهی

اشهدش ناله و قد قامت آن با آه است

عنصر غالبه ی خلقت تو احساس است

آخرین ذکر سلام همه یا عباس است

مذهبت عشق حسین است و کلامت عشق است

نفست عشق، دمت عشق، کلامت عشق است

تا ابد خلقت تو راز مگو خواهد ماند

خاک در طینت تو نیست تمامت عشق است

آب شد آب ز شرمندگی لب هایت

آن چه معنا شده با خشکی کامت عشق است

در ازل پرتو حسن تو تجلی کرده

آن چه آن روز سند خورده به نامت عشق است

در نمازت خم ابروی خدا را دیدی

دلبر ایزدی و ذکر مدامت عشق است

بر جبین تو نوشته است«انا عبدالزهرا»

آن چه وامانده به توصیف قیامت عشق است

پسر فاطمه و فخر علی می باشی

همه مست تو که بین المللی می باشی  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

چشم و دست و دل و بازوی علی داری تو

حیدری یا پسر حیدر کراری تو؟

گر چه ماهند به رخسار، همه هاشمیان

قرص ماه همه در قلب شب تاری تو

دستگیر همۀ عالمی و بی‌دستی

بلکه بازوی علی در صف پیکاری تو

ای فدای تو و آقایی و سقایی تو

کز عطش در دل دریا، شرر ناری تو

پای تا سر عطش استی و محال است محال

که به دریا سر تسلیم فرود آری تو

ای همه خلق به زیر علمت یا عباس

علمت سبز که عباس علمداری تو

نه فقط کرب و بلا و نه فقط عاشورا

تا قیامت به حسین‌ بن‌ علی یاری تو

پاسدار حرم و ساقی و سردار سپاه

شمع جمع شهدا کیست تویی آری تو

مادرت امّ‌بنین است و خدا می‌داند

که به فرزندی زهرا تو سزاواری تو

در ره دوسـت بریـده ز همـه هست شـدی

روز میلاد تو روزی است که بی‌دست شدی 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، ولادت حضرت عباس(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

رسیدی از پسِ پرچینِ قلب دوران ها

چكیدی از نفسِ ابر، مثل باران ها

رسیدی از دلِ دریای عشق و آوردی

نشانه های ادب را برای انسان ها

نسیمی از نَفَست را ستاره تا حس كرد

سریع رفت سوی جرگه ی درخشان ها

شب از نگاه زلال شما سحر شده است

خودت شروع نمودی تمام پایان ها

برای توست ركوع و سجود نرگس ها

نشسته اند به پایت در اوج عرفان ها

نَفَس كشیدی و عالم پُر از مسیحا شد

نگاه كردی و هر یوسفی زلیخا شد

قمر شدی كه بگویی برای خورشیدی

برای قلب حسین بن عشق تابیدی

ندیده چشم فلك باوفاتر از دستت

خودت بگو كه برادرتر از خودت دیدی؟

مسافری كه تو را داشت با یقین رفته

دلیلِ روشنیِ جاده های تردیدی

تو ماه بودی و همكار ابرها بودی

بر این كویرِ بدون بهار باریدی

تو مست جام حسینیّ و مست جانانی

شراب عشق خود از دست دوست نوشیدی

ابوالفضائلی و هم اَبَاالاَدب شده ای

خوشا به حال تو كه حیدری نَسَب شده ای  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

منم و یه قلبه زخمی

 که برای تو پر اشکه

 افتخارش همینه که

 دخیله میدون مشکه...

 

 قد رعنا و رشیدت

 خواب و از ماها گرفته

 آقا جون برای روضت

 دل ما عزا گرفته...

 

 وقتی از همه بریدم

 خودمو دست تو دیدم

 همه ی دل خوشی هامو

 توی هیئت تو دیدم

 

 یاده اون نمازه صبح و

 حرم قشنگت آقا

 یاد لحظه های اول

 یاد دل تنگی سقا

 

 دوباره صدام بزن تا

 پرچم تو رو بگیریم

 باز کنار کف العباس

 با حسین حسین بمیرم

 

 آقا آرزوم همینه

 که یه روز با شور و احساس

 همگی پای برهنه

 باز بیایم به کف العباس

 

 دلا رو، رو دست بگیریم

 پا برهنه خیلی ساده

 با حسین حسین آقاجون

 تا نجف بریم پیاده

 

 می دونستم که یه روزی

 همه می گن که دیوونه س

 من میگم برا ابلفضل

 این ترانه عاشونه س:

«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

 سقای حسین سید وسالار نیامد»

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای علیرضا پور علی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/2 | 05:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح و شهادت

 

کیست این آبشار عاشورا

کیست این تکسوار بی همتا

سبزی خیمه های آل حسین

سرخی آسمان عاشورا

روی بازوی او مدد حیدر

ناله های شبانه اش زهرا

تا که او هست کودکان در خواب

مادران گرم گفتن لالا

علمی سربلند در دستی

مشک در دست دیگر دریا

هر که تشویش در دلش دارد

می رود سمت خیمه ی سقا

تا که او هست می توان بشنید

خنده های رباب و اصغر را

هیچ چشمی ندیده تا او هست

سایه ی دختران نو پا را

هیچ چشمی ندیده تا او هست

قد و بالای زینب کبری

نذر اسفند می کند ملک

چشم زخمی نگیردش حتی

کودکان روی دامنش هر روز

گرم بازی و ناز در اینجا

لحظه ای بی عمو خدا نکند

بی عمو یک کلام واویلا

کیست او مرد تند باد حسین

اوست تفسیر ان یکاد حسین

***


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/29 | 09:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع) - مدح

 

این جوان کیست که در قبضه او طوفان است

آسمان زیر سم مرکب او حیران است

پنجه در پنجهٔ آتش فکند گاه نبرد

دشت از هیبت این واقعه سرگردان است

مشک بر دوش فکنده است و دل را در مشت

کوه مردی که همه آبروی میدان است

تا که لب تشنه نمانند غریبان امروز

می رود در دل آتش به سر پیمان است

این طرف کوه جوانمردی و ایثار و شرف

روبرو قوم جفا پیشه و سنگستان است

صف به صف می شکند پشت سپاه شب کیش

آذرخشی است که غرنده تر از شیران است

خیره بر خیمه زینب شده و می نگرد

کودکی را که تمامی عطش و گریان است

سمت خون علقمه در آتش و در سمت عطش

خیمه ها شعله ور و بادیه اشک افشان است

این که بر صفحه پیشانی او حک شده است 

آیه هایی است که از سوره الرحمن است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/29 | 09:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و مرثیه

 

رسیدی از پسِ پرچینِ قلب دوران ها

چكیدی از نفسِ ابر ، مثل باران ها

رسیدی از دلِ دریای عشق و آوردی

نشانه های ادب را برای انسان ها

نسیمی از نَفَست را ستاره تا حس كرد

سریع رفت سوی جرگه ی درخشان ها

شب از نگاه زلال شما سحر شده است

خودت شروع نمودی تمام پایان ها

برای توست ركوع و سجود نرگس ها

نشسته اند به پایت در اوج عرفان ها

نَفَس كشیدی و عالم پُر از مسیحا شد

نگاه كردی و هر یوسفی زلیخا شد

قمر شدی كه بگویی برای خورشیدی

برای قلب حسین بن عشق تابیدی

ندیده چشم فلك باوفاتر از دستت

خودت بگو كه برادرتر از خودت دیدی؟

مسافری كه تو را داشت با یقین رفته

دلیلِ روشنیِ جاده های تردیدی

تو ماه بودی و همكار ابرها بودی

بر این كویرِ بدون بهار باریدی

تو مست جام حسینیّ و مست جانانی

شراب عشق خود از دست دوست نوشیدی

ابوالفضائلی و هم اَبَاالاَدب شده ای

خوشا به حال تو كه حیدری نَسَب شده ای


ادامه مطلب

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/07/27 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات