تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب مدح و مناجات با امام حسن(ع)

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


اگر می آمدی ایران تو مرقد داشتی حتماً

به جز گلدسته و نقاره گنبد داشتی حتماً

شمال شرق ایران یا جنوب غرب یا مرکز

تو هم در بخشی از این خاک مشهد داشتی حتماً

کنار مضجعت در آخرش با شوق با فریاد

پس از صل علی،ٰ آل محمد داشتی حتماً

کسی با کفشهایش در حریم تو نمی آمد

به دور مرقدت از صحن ها حد داشتی حتماً

"مُؤَیِّد" داشتی  در مشهدت با شعرهای ناب

و در کل زمین کلی مُؤَیَّد داشتی حتماً

اگر می آمدی ایران شبیه حیدر کرار

تو هم بین اذان یک جفت اَشْهَد داشتی حتماً

همیشه سمت بابُ الْقاسمت غوغای زائر بود

خودت هم از همانجا رفت و آمد داشتی حتماً




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 03:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تا که لب وا شد به حُسنت شد تمنا بیشتر

عشق مجنون میشود با وصف لیلا بیشتر

هر که حاجت بر شما آورد حاتم بازگشت

چون گرفت از احتیاج خویش حتی بیشتر

گر امامان یک به یک میراث دار حیدرند

غربتش سهم شما گردیده اما بیشتر

جایتان خالی قیامت کرد قاسم کربلا

تا بدانند این پسر رفته به بابا بیشتر

گنبد و صحن و حرم در اشتیاق  تو ولی

در کنار مادرت داری تماشا بیشتر




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 03:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


جود خداوندی‌َاست در کف جودش

شعشعه‌ی کبریاست ضوء وجودش

عرصه‌ی لاهوت شمّه‌ای ز حدودش

هست حدودش ثُغور حیّ ودودش

آنکه ودود از میان خلق ستودش

 

طبق تفاسیر نصّ سوره‌ی رحمان

او و حسین‌اند شرح لؤلؤ و مرجان

خیمه و خرگاه اوست عالم امکان

روح صلات از وی‌ست فرض به انسان

در دل این خیمه قائم‌ست عمودش

 

شبّر آل علی، حسن شده نامش

او که کلام خداست ضبط به کامش

دشمن و یارند ریزه‌خوار طعامش

جن و ملک مانده‌اند محو قیامش

خیل بنی‌آدم‌اند مات سجودش

 

إن ذُکٍرَ الخَیرُ کانَ أوّلُ ذِکرًا

دفتر تقدیر را نموده مدوّن

او که نظامش نظام اقوم و احسن

اوست که تجرید کرده از همه روزن

او که به معراج رفته گاهِ قعودش

 

رحمت و رحم‌ست در سرائر اسمش

نور خدا جلوه کرده قسم به قسمش

ورد ثبوتیّه است حرز طلسمش

آنکه برافکنده تیر جور به جسمش

باد خدنگ خدا به چشم حسودش

 

بقعه ندارد اگرچه فرش مزارش

بال ملک بوده‌است آینه‌دارش

گشت عطا در سه دفعه دار و ندارش

پود زمان بوده‌است بسته به تارش

تار زمین تاب خورده در دل پودش

 

هرکه ز مینای صبر قَلَّ و دَل خورد

قطره‌‌‌شکیبی از او به روز ازل خورد

قاسم او از عموی خویش عسل خورد

قفل اگر بر جدال اهل جمل خورد

هان! حسن بن علی‌ست آن‌که گشودش

 

قوس صعودش نه تنزُّل دمد از آن

دست کشد جزء را و کُل دمد از آن

جلوه‌ کند گر به خار گل دمد از آن

عین دعا هست و تبدُّل دمد از آن

در همه عالم ببین ظهور و نمودش

 

سفره‌ی او خاص و عام داشت نه واللّه

بیم خواص و عوام داشت نه واللّه

نهی ز اهل جذام داشت نه واللّه

زخم دلش التیام داشت نه واللّه

او که غریب‌ست در میان جنودش

 

پیرزن تیرزنی رفت و نفهمید

این بدنی را که به تیرش شده تقیید

هست از آیات نور و سوره‌ی توحید

می‌رود از این دنی به عالم تجرید

روح مجرد شده‌ست و نیست قیودش؟




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 03:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تویی امیر جمل، ذوالفقار غیرت حیدر

لوای صبر و جهادی به روی دوش پیمبر

حسین هست و ابوالفضل هست و قاسم و زینب

تو را امیر مدینه! چه حاجت است به لشکر؟

به هیچ جا نرسیده است آنکه در همه ی عمر

بدون عشق تو خوانده نماز و رفته به منبر

بپای عشق تو آنکس که سر نداده عجب نیست

که با معاویه در پای چند سکه نهد سر

ستون دینی و  قرآن ناطقی چه نیازی

به مدرک است؟ بگو مدرک از مباهله بهتر؟

صدای غرش شمشیر در غلاف، گواه است

که صلح سرخ تو با فتح و عزت است برابر

نه جام زهر، که جان تو را گرفت دمی که

شکست پیش نگاه تو گوشواره ی مادر

امام بی حرم! این دل همیشه بوده حریمت

دلی که بوده به نام حسن همیشه معطّر




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 03:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در وصف تو باید غزل ناب بسازم

از ماه رخت سوره مهتاب بسازم

در خانه ام از شوق تماشای تو باید

از عکس ضریحت دو سه تا قاب بسازم

با یاد لب خشک ابالفضل و حسینت

کنج حرمت مشک پر از آب بسازم

من عاشق اینم که فضای حرمت را

با آبیِ فیروزه ی نایاب بسازم

ما را ببر آقا، دلمان تنگ مدینه است

تا کِی به غمِ این دل بی تاب بسازم

آنگونه که می خواست دلم، شعر نشد، حیف

در وصف تو باید غزل ناب بسازم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 02:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


من آینه ی کرامت پنج تنم

من صاحب سفره ی مدینه حسنم

مجموعه ی اهل بیت نور اند ولی

نوری که کریم اهل بیت است منم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 02:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


همیشه سفره‌اش وا بود؛ با ما مهربانی کرد

هزاران بار آزردیمش اما مهربانی کرد

دلش اندازه‌ی ریگ بیابان بی‌وفایی دید

ولی اندازه‌ی آغوش دریا مهربانی کرد

نگاهش شرح نابی بود از "الجار ثم الدار"

اگر با این و آن مانند زهرا مهربانی کرد

چه خواهد کرد با مهمان کوی خویش؟ آن مردی-

که با دشنام‌گوی خویش حتی، مهربانی کرد

اگر سبز است باغات مدینه از نگاه اوست

که پنهان لطف‌ها فرمود و پیدا مهربانی کرد

جهانی زنده شد با نور اشراقی دستانش

کسی که زنده‌تر از هر مسیحا مهربانی کرد

ولی حقش نبود اینقدر غم اینقدر تنهایی

کسی که آسمان در دست، تنها مهربانی کرد

چرا دنیا به کامش ریخت زهر غصه و غم را؟

چرا با مهربانی‌های او نامهربانی کرد؟

خودت دیدی که با مردم -خدایا!- مثل مردم بود

خودت دیدی که با مردم -خدایا!- مهربانی کرد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 02:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بیا برای غریبیِ او غزل بنویس

غزل به شیوه‌ی شیوا و بی‌بدل بنویس

خدا میان اذان عشق یادمان داده

محبت حسنی بهترین عمل بنویس

برای این که بفهمی حماسه یعنی چه

کمی فقط ز دلاور یلِ جمل بنویس

کریم‌وار به سائل ببخشد از سر لطف

بزرگواری این مرد را مثل بنویس

همیشه دست کریمش نوازشم کرده

عنایتی که به ما داشت، از ازل بنویس

بدون صحن، بدون حرم، بدون رواق

و از خرابیِ دلگیر این محل بنویس

بقیع آینه‌ی دردهای طولانی‌ست

بیا برای غریبیِ او غزل بنویس




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و غربت


من تو را در حُسنِ روزافزون، سرآمد میکشم

آیتی از آیه های ذاتِ سرمد میکشم

تا جمالت را به زیبایی ببینم ـ بارها

در ضمیرم نقش سیمای «محمد» میکشم

از حریم پاک تو، تا «قُبّه الخَضرا»ی عشق

با نگاهِ عاشق خود، خطِّ  ممتد میکشم

خسرو خوبان عالم! ای کریم اهل بیت

شرمساری پیش تو، از کرده ی بد میکشم

گرچه از ذوق عبادت، سال ها بی بهره ام

با بلور اشک خود، تصویر معبد میکشم

آه، ای سردار مظلومی، که تنها مانده ای!

خجلت از رخسار آن نفسِ مجرّد میکشم

چون شنیدم از دهانت، سوده ی الماس ریخت

دامن از یاقوت و مرجان و زِبَرجد میکشم

آب شد سنگ صبور، از آن همه صبر و شکیب

وسعت صبر تو را، بی مرز و بی حد میکشم

روضه ات با خاک، یکسان است، ای روح نماز

من به نام نامی ات، طرح مجددّ میکشم

تا نسوزد، تربت پاکت ز هُرم آفتاب

در خیالم، سایبانی، مثل گنبد میکشم

تا ببوسم گلشن ات را مثل یاس و اطلسی

پشت «دیوار بقیع»ات، بارها قد میکشم

تا بشویم، گردِ غربت را، از آن تربت به اشک

منّت از مژگان خود، هر قدر باید، میکشم

میروم از این حرم، اما دلم پیش شماست

گاهِ رفتن، نیّت خود را مرددّ میکشم

میروم با بی قراری، باز می گردم به شوق

جلوه ی عشق  تو را، در رفت و آمد میکشم

من به یادِ این کبوترها، که مهمان تواند

بعد از این نازِ  کبوترهای «مشهد» میکشم

تا زیارتگاه دل ها، لاله زار  مجتبی ست

سرمه ی چشم «شفق»، خاکِ  مزار مجتبی ست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


گر چه در مظلومیت احساس غربت می‌کنیم

می‌رسد از راه ، روزی که قیامت می‌کنیم

می‌رسد روزی که می‌سازیم ، صحنت را حسن !!

بعد از آن درباره‌اش هر روز ، صحبت می‌کنیم

از مزارت گَردِ غم یک روز ، جارو می‌شود

خاک‌های روی آن را مُهر تربت می‌کنیم

ما حصارِ ظلم را از دورِ قبرت می‌کَنیم

زائرانت را از این دیوار ، راحت می‌کنیم

عاقبت یک روز ، از درگاهِ "باب القاسمت"

پرچمِ گنبدْ طلایت را زیارت می‌کنیم

عاقبت یک روز ، رو به گنبدت می‌ایستیم

دست بر سینه به تو عرض ارادت می‌کنیم

لذتِ بوسیدنِ دستِ ضریحت را حسن ...

با تمام ساکنان عرش ، قسمت می‌کنیم

ما برای روضه خوانی بین جمع زائران ...

در حرم هر روز ، یک مداح دعوت می‌کنیم

در حیاطِ صحنِ تو آنقدر ، سینه می‌زنیم

بعد از آن در سایه سارت استراحت می‌کنیم

در میانِ کوچه‌ی بغضِ تو هیئت می‌زنیم

در عزای مادرت ذکر مصیبت می‌کنیم

بغض کردن از غریبی مزارت کافی است

می‌رسد روزی که آخر ترک عادت می‌کنیم

می‌رسد روزی که ما در سرزمین مادری

از ظهورِ حضرت مهدی حمایت می‌کنیم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


پرواز می کنم به خدا با حسن حسن

دردم همیشه گشته دوا با حسن حسن

مانند سال های گذشته قبول کرد

زهرا حسین حسین مرا با حسن حسن

بالاترین سعادت عالم به ما رسید

پُر شد همیشه سفرۀ ما با حسن حسن

این حاء و سین و نون به خدا اسم اعظم است

حاجت همیشه گشته روا با حسن حسن

روز دهم تمامی اشرار کوفه را

می کُشت سید الشهدا با حسن حسن

بردند لذتی دگر آنانکه اربعین

رفتند سوی کرببلا با حسن حسن

ما نذر کرده ایم که روزی بنا کنیم

بین بقیع صحن و سرا با حسن حسن 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن

مادر افکند مرا در یم احسان حسن

روزی از دست علی خوردم و از خوان حسن

از همان روز شدم بی سر و سامان حسن

بر جبینم  بنویسید مسلمان حسن

دل خود را سر هر بام ، هوایی نکنم

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنم

رو به هر قبله و هر قبله نمایی نکنم

پیش هر سفره که پهن است گدایی نکنم

نان هر سفره حرام است به جز نان حسن

چه مقامی و چه نامی ، چه مرامی دارد

چقدر لطف به بیمار جذامی دارد

خنده در پاسخ آن سائل شامی دارد

وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد

همه اینها غزلی هست به دیوان حسن

آنکه نامش شده احلی من عسل کیست ؟ حسن

آنکه بخشندگی اش گشته مثل کیست ؟ حسن

معنی حی علی خیر العمل کیست ؟ حسن

مرد نام آور پیکار جمل کیست ؟ حسن

شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن

ارث مظلومیت از غربت بابا دارد

قد خم ، سینه ی خون ، دیده ی دریا دارد

جگری سوخته از زخم زبان ها دارد

گر بگوییم غریب الغربا ، جا دارد

خون شد از یاد غمش قلب محبان حسن

زهر آمد به سراغش، جگرش ریخت به هم

بس که پیچیده به خود ، موی سرش ریخت به هم

زینبش آمد و چشمان ترش ریخت به هم

همه ی خاطره ها در نظرش ریخت به هم

دل پریشان شده از موی پریشان حسن

چقدر سخت گذشته است به او در کوچه

چه مراعات نظیریست ، حسن ، در ، کوچه

باز هم خاطره ی گریه و مادر ، کوچه

قاتل جان حسن می شود آخر کوچه

کوچه عمریست که آورده به لب جان حسن

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد

وای بر من ، زد و بر صورت گل ، جا افتاد

ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد

خواست تا پا بشود ، باز هم امّا افتاد

شعله ی آه کشد سینه ی سوزان حسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


غم میخورم با کفترانی که نداری

در حسرت آن آستانی که نداری

این شعر جای روضه هایی که نخواندیم

دفتر به جــای سایبانی که نداری

در خواب دیدم گریه میکردند با هم

رو به ضریحت خادمانی که نداری

رؤیای من , روضه میان "مرقدت" بود

دیگر چه رؤیایی زمانی که نداری

مشهد که رفتم در خیابان هاش حتی

پُر بود از "زائر" , همانی که نداری

**

میترسم آخر بگذری از قاتلانت

در سینه ات جز مهربانی که نداری ... 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


از بسکه حُسن نام تو شد مشق جوهرم

عطر بقیع می‌وزد از باغ دفترم

شوق بهشت، سهم‌ بقیه ز من مخواه

از گندم مزار شما ساده بگذرم

مسکین یتیم اسیر، همه زود آمدند

مثل همیشه در صف این خانه آخرم

نقش است بر کتیبه‌ی خلقت هوالکریم

ثبت است بر جریده‌ی عالم هوالکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع

نذر ضریح توست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم

حالا خودم کلون قدیمی این درم

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم؟

گفتی که این شما و سرای برادرم

اینها دو واژه اند که با هم غریبه اند

بر صفحه چون دو خط موازی "حسن" "حرم"ا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ای از بَهار، باغ نگاهت بَهارتر

از فرش، عرش در قدمت خاکسارتر

شبنم ز پاکی تو، به گلبرگ‌ها نوشت

گل پیش روی توست ز هر خار، خوارتر

باران کرَم نمود و ترنّم‌کنان سرود

کز هر چه ابر، دست تو گوهر نثارتر...

شهر مدینه با فقرا جمله واقف‌اند

آن شهر کس نداشت ز تو سفره‌دارتر

ایّوب دید صبر تو، بی‌صبر گشت و گفت

چشم فلک ندیده ز تو بردبارتر

نامت حَسن، و لیک به هر حُسن، اَحسَنی

ناورده دست صُنع، ز تو شاهکارتر

بودی لبالب از غم و درد نهان، و لیک

آیینه‌ای نبود ز تو بی‌غبارتر

باشد یکی، قیام حسین و قعود تو

گشتی پیاده تا که شود او سوارتر...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


این گل که به جلوه چون عقیق یمنی است

عطرش علوی باشد و حُسنش، حسنی است

هم شکل نبی است، هم شبیه زهراست

این سوره گمان کنم که مکی - مدنی است!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

بر لب هر عاشقی گل کرده امشب یا حسن

می شوم عبد خدا ماه مبارک با حسن

ما اگر عبد حسینیم و گدای زینبیم

بر خود زینب قسم کرده جدا ما را حسن

رزق آب و نان من دائم ازین خانه رسید

نیستم مدیون دربار کسی الا حسن

تا که جان دارم میان تن دم از او می زنم

شافع عقبی حسن ...مولا حسن... آقا حسن

ذکر یاسبّوح و قدوسم شده یا مجتبی

می روم سجده به عشق اینکه گویم یا حسن

کوری چشم زنی که قاتل پیغمبر است

مینویسم روی قلبم "سیدی مولا حسن"

ای که در شهر مدینه شهره گشتی بر کرم

یک نظر بر این گدا کن ماه دل آرا حسن

نیمه ی ماه است و دستم خالی و رویم سیاه

حقّ زهرا مادرت اُنظُر الیّ یاحسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


نام تو که بردم دهنم غرق عسل شد

اول قلمم راهی میدان جمل شد

شمشیر تو برنده تر از دست اجل شد

کار علی اینبار به تدبیر تو حل شد

از هر طرفِ لشکر اگر تیر ببارد

اینبار علم تکیه به دستان تو دارد

سرمشقِ علمدار شدن را تو نوشتی

بر سینه ی ما نام حسن را تو نوشتی

سرسبزی گل های چمن را تو نوشتی

هم نافه ی آهوی ختن را تو نوشتی

تو زینت دامان رسول دو سرایی

تو راهبر و راهرو و راهنمایی

خوب است فدایی تو باشیم همیشه

مشغول گدایی تو باشیم همیشه

سرمست و هوایی تو باشیم همیشه

معبود خدایی تو باشیم همیشه

ما لقمه ی نان از سر این سفره گرفتیم

روزی خود از مادر این سفره گرفتیم

تو سید و سالار جوانان بهشتی

تو قسمتی از لولو و مرجان بهشتی

داوود تویی، قاری قرآن بهشتی

یوسف تویی و رونق کنعان بهشتی

والله که من جز تو کس و کار ندارم

هیهات قدم بی تو به جنت بگذارم

توحید تو در آیه ی تطهیر نیامد

شرح کرمت در دل تعبیر نیامد

ایمان تو در دفتر تفسیر نیامد

گشتیم ولی مثل تویی گیر نیامد

ای لرزه به اندام تو از خوف خداوند

باید همه جا بر سر تو نور ببارند

ماییم گدایی که سر راه تو هستیم

پشت در میخانه ی تو کاسه به دستیم

این بار سر سفره ی سادات نشستیم

از سبزی عمّامه ی زیبای تو مستیم

تا نور به اقطار سماوات بپاشیم

ای کاش غبار روی نعلین تو باشیم

سرّی که در آن نور نهان بود تو بودی

نرگس به شقایق نگران بود، تو بودی

زهرا نَفَس و آنچه که جان بود تو بودی

تا صورت پیوند جهان بود تو بودی

ما غیر شما علّت ایجاد نداریم

محکم تر از این نیست دلیلی که بیاریم

حبّت به دل خصم علی جا شدنی نیست

والله که مانند تو پیدا شدنی نیست

این بند غلامی ز دلم وا شدنی نیست

تکذیب شود وعده ی زهرا؟! شدنی نیست

تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است

فردای غلامان تو فردوس برین است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


هرکه دیدست تو را گفته که ماشاالله

قامتت قامت سرو است و رُخت همچون ماه

نه فقط اهل زمین بلکه رسید از ملکوت

بانگ "لا حول و لا قوة الا باالله"

حافظ از روی توگفته است جهانگیر شود

هر که شد حُسن جمالش به ملاحت همراه

مادرت خیرِ نسا و پدرت خیرِ بشر

جز خدا نیست کسی از درجاتت آگاه

زور بازوی علی داری و شاهد دارم

برده ای جنگ جمل را تو به یک گوشه نگاه

تو کریمی و کرامت شده نازل از تو

دست از دامن لطف تو نگردد کوتاه

قلم و شاعر و دفتر همه حاجت دارند

این غزل نذر غریبی تو ان شاالله




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


موجیم كه بر ساحل غم مى تازیم

چون قطره به دریاى كرم مى نازیم

در صحن بقیع اگر شبى قسمت شد

بى وقفه براى تو حرم مى سازیم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/20 | 12:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


کرم می ریزد از دستان لطفت بی امان دائم

کسی را این چنین هرگز ندیدم مهربان دائم

از آن لبها که می بوسید پیغمبر دعایی کن

که مدح تو بجوشد از دل ما بر زبان دائم

اگر از عشق تو یک بیت ننویسم زبانم لال

اگر مدحت نگویم بسته باشد این دهان دائم

اگر خورشید می فهمید نور مجتبایی را

خجالت می کشید و شرمگین می شد نهان دائم

درِ مهمانسرای حاتم طائی به شب بسته

ولی اینجا درش باز است روی میهمان دائم

کسی که با تو باشد،در خزان مثل گلستان است

کسی که دور شد از تو بماند در خزان دائم

ملک بر روی آن محفل که از حُسن تو می گویند

بریزد دُر و گوهر از دل هفت آسمان دائم

نماز از صلح تو بر پاست پس تا روز رستاخیز

سه وعده جای تو جبریل می گوید اذان دائم

میان قلب من هر کس که آمد زود ترکم کرد

بیا این دل برای تو خودت اینجا بمان دائم

در این گرمای روضه هر کسی بی تاب می گردد

بماند از عذاب روز محشر در امان دائم

نگاهی سمت قبرت می کنم با خویش می گویم

خدا هرگز نیارد تا شوی بی سایبان دائم

گرفتار حسینم من ولی مانند اربابم

سرم را می گذارم بر در این آستان دائم

تو لایوم کیومک خواندی و گریه کنان رفتی

بنابراین تو هستی تا قیامت روضه خوان دائم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


خوشم که از ازل شدم به درگهت گدا حسن

همیشه می زنم صدا ز سوز دل تو را حسن

عنایتی دلم شود ز دام غم رها حسن

مرا مخواه بیش از این به غصه مبتلا حسن

خدا اجازه می دهد چنین دعا کنم حسن

که یا من اسمه دوا و ذکره شفا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

ز دست می روم اگر ز سر مرا تو واکنی

ز جمع عاشقانِ با صفای خود جدا کنی

خوشم اگر به یک نظر دلم پر از صفا کنی

مرا برای نوکریِ خانه ات صدا کنی

به پای سفره ی کریم لطف خویش جا کنی

به دست خویش لقمه ای دهی به این گدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

دوباره نوبت عزا، دوباره زمزمه، نوا

دوباره غم، دوباره دم، دوباره ذکر مجتبی

دوباره بزم خواندن از یل رشید مرتضی

دوباره یاد فاطمه دوباره داغ کوچه ها

خدا کند که جان دهم به پای روضه ی شما

بخواه حاجت مرا ز درگه خدا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو آخر عنایتی، من اول گدایی ام

تو عشق بی نهایتی و دلبر خدایی ام

اسیر دار هیچ کس نشد سر هوایی ام

اگرچه دل شکسته ی حسین و کربلایی ام

نوشته روی قلب من که مُلک مجتبایی ام

تمام فکر و ذکر من تویی همیشه یا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

و فهم بی کسی تو ز فهم من فراتر است

کمی ز غصه های تو به عالمی برابر است

به گرد قبر خاکی تو آه من کبوتر است

مرید مجتبی شدن عنایتی ز حیدر است

غلام مجتبی به روز حشر از همه سر است

زبان بده بخوانمت به زیر دست و پا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

صفا، وفا، عطا، سخا، ولیّ هر کرم حسن

دعای من، دوای من، نوا و شور و دم حسن

چه می شود که در بقیع تو زنم قدم حسن؟

مدد نما به لطف حق، امیر بی حرم... حسن!

کنیم پرچم تو را به عالمی علم حسن

بنا شود به مرقد تو گنبد طلا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

تو حافظ شریعت و تو ناجی امامتی

اگرچه خسته ای ولی امیر استقامتی

وجودِ جود از تو و تو جوهر کرامتی

چه رفعتی، چه رأفتی، چه هیبتی، چه قامتی

امید بی کسیِ من به عرصه ی قیامتی

ببین صدات می زنم چقدر بی ریا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»

 

مگر تو قدرت و توان حیدری نداشتی؟

چرا به کوچه فرصت دلاوری نداشتی؟

ز کودکی به غیر دیده ی تری نداشتی

شنیده ام به معرکه... که یاوری نداشتی

بمیرم ای امیر خسته، لشگری نداشتی

شکسته شد دلت ز سنگ دست آشنا حسن

«کریم آل فاطمه امام مجتبی حسن»




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


ای که محبت تو شده بهترین عمل

آخرشبی ضریح تو را میکنم بغل

پایین پات لحظۀ بوسیدن ضریح

مُردن برای ما شود احلی من العسل




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


آخر این شرک خفی را علنی خواهم‌ کرد

و پرستیدن او را شدنی خواهم‌کرد

من به تنهایی از این جام نخواهم‌نوشید

همهٔ اهل جهان را حسنی خواهم‌کرد

تا همه مردم دنیا بچشند از کرمش

همه را از نظر فقر، غنی خواهم‌کرد

همه‌جا از حرم خاکی او خواهم‌گفت

کربلا را و نجف را مدنی خواهم‌کرد

میشود دید چه خون دلی از غم خوردم

سنگ دل را که به یُمنش یَمنی خواهم‌کرد

آرزو نیست، رجز نیست، من آخر روزی

وسط صحن حسن سینه‌زنی خواهم‌کرد

***

میل اگر داشت فدای حرمش خواهم‌شد

و یکی از شهدای حرمش خواهم‌شد

گرد و خاکم ولی از لطف کریمانهٔ او

خادم صحن و سرای حرمش خواهم‌شد

هر زمان حال و هوای حرمش را بچِشم

شاعر حال و هوای حرمش خواهم شد

شاید آن روز دل سنگ بدردم بخورد

گوشه‌ای سنگ بنای حرمش خواهم شد

حرمش را که بسازند به‌حج خواهم‌رفت

بعد از آن وقف برای حرمش خواهم‌شد

مثل مشهد که مناجات سحر میخوانند

هر سحر سوز دعای حرمش خواهم‌شد

***

در دل معرکه تا قلب خطر خواهم‌رفت

و اگر مهلکه از اوست به‌سر خواهم‌رفت

شعر میخوانم و میجنگم و در میدانش

به نمایندگی از اهل هنر خواهم رفت

بال پرواز اگر ذکر «حسن جان» باشد

روسپیدم که به دنیای دگر خواهم رفت

دم آخر که می‌آید چه کنم بغضم را؟

غرق در خونم و با دیدهٔ تر خواهم رفت

روضه‌هایی که سحر خواندم اثر خواهدکرد

به امید و مدد یار، سحر خواهم‌رفت

در تب آتش در سوخته پر خواهم بود

در غم پاره جگر پاره جگر خواهم رفت

***

سخنم را به همه با کفنم خواهم گفت

با رد تیر روی پیرهنم خواهم گفت

از دم اول از او در سخنم گفتم، پس

تا دم آخر از او در سخنم خواهم گفت

روی او را دم پرپرزدنم خواهم دید

نام او را دم پرپرزدنم خواهم گفت

خون ما را بچکانید روی خاک بقیع

که من این مژده به رگهای تنم خواهم‌گفت

روضهٔ دفن غریبانهٔ او را آخر

موقع دفن تنم در وطنم خواهم گفت

موقع مرگ به فریادم اگر گوش کنند

اشهدم را وسط یا حسنم خواهم گفت

 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


با نان و خرما می‌رسی، من هم یتیمم

اما نه خرما، مست دستان کریمم

می‌زد به پایت بوسه لب‌های مدینه

ای خوش به حال نیمه شب‌های مدینه

میخانه‌ی خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی حساب است

این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد

روح القدس گویی هوای یک غزل کرد

یا محسنم در حال مستی «یا حسن» شد

نامت غزل را محو نوری در ازل کرد

من در زمان آواره‌ی آن لحظه هستم،

آن دم که دستان تو «قاسم» را بغل کرد

آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی

تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


دوباره غصه سالَم شده ضریح حسن

به گریه خواب وصالم شده ضریح حسن

ضریح تازۀ عباس دیدنی شده و

تمام فکر و خیالم شده ضریح حسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


صحن و حرم و گنبد و گلدسته نداری

بر روی کسی خانه ی دربسته نداری

آنقدر غریبی كه در ایام شهادت

در هیچ خیابان علم و دسته نداری

بخشنده ای و کار به این که درِ خانه

مست آمده یا زاهد وارسته نداری

جانم به فدای تو که در قلب سپاهت

حتی دو سه فرمانده ی دلبسته نداری

افسوس که جز گرد و غبار نفس باد

اطراف خودت زائر پیوسته نداری

در سینه ی هر شیعه حرم داری اگر چه

بالای سرت گنبد برجسته نداری

***

با تشکر از شاعره گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/09/7 | 11:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کبوتریم و پی دانه ی امام حسن

رسیده ایم در خانه ی امام حسن

تمام مردم این شهر ، شهرت ما را

شناختند به دیوانه ی امام حسن

عجیب نیست اگر می شوند دشمن و دوست

اسیر لطف کریمانه ی امام حسن

اگر تمام جهان میهمان او باشند

هنوز جا دارد خانه ی امام حسن

نمیرویم سراغ کسی به غیر از او

که رزق ماست به پیمانه ی امام حسن

دل شکسته ی ما آنقدر طوافش کرد

لقب گرفت به پروانه ی امام حسن

فقیر بوده ولی پادشاه می گردد

به هرکه می رسد عیدانه ی امام حسن

به نام قاسمیون مفتخر شدیم و شدیم

غلام قاسم دردانه ی امام حسن

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  قاسم ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/07/16 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


ماه خداست روی تماشایی حسن

عرش صفاست مجلس شیدایی حسن

مجنون شود هرآنکه ببیند سحر گهی

یک جلوه از تبسم لیلایی حسن

موسی نشسته همره عیسی به راه او

حاتم گدای سفرۀ مولایی حسن

تفسیر "انما" به گمانت چه می شود

یوسف غلام عصمت و زیبایی حسن

ذکر شبانه روزی ایوب این بُود

صدآفرین به صبر و شکیبایی حسن

نقش است روی پرچم سردار علقمه

پاینده باد پرچم آقایی حسن

یک شب برو مدینه بفهمی غریب کیست

بی انتهاست غربت و تنهایی حسن

یابن الحسن به جان حسن کن عنایتی

یکسر بیا به روضه ی زهرایی حسن

دارالشفاست مجلس ارباب بی حرم

غافل مشو ز ذکر مسیحایی حسن

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/07/16 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


سبط اکبر! به پیمبر چه شباهت داری

نکند آمده ای قصد نبوت داری؟

بی سبب نیست که بر سجده می افتی هرشب

به روی شانه ی خود بار امامت داری

دست ما را تو گرفتی و رساندی به خدا

قمر چارمی و نور هدایت داری

عرض حاجت به کریمان سبب رشد گداست

ور نه آقا تو به این عرضه چه حاجت داری؟

قبل از آنی که بخواهیم به ما بخشیدی

صد برابر ز کریمان تو کرامت داری

حرف یک عمر بزرگیست نه یک بار و دو بار

سالیانیست به این سروری عادت داری

سروران مثل تو "ارباب" ندیدند حسن!

همه ماندند، چه لطفی به گدایت داری!

سور میلاد تو سی شب همه مان مهمانیم

چقدر پیش خدا ارزش و عزت داری

وجناتت سکناتت حرکاتت علوی

سهم ارث از پدرت، نور ولایت داری

تو که شاگرد علی بودی و هم رزم حسین

در همه فوت و فن رزم مهارت داری

با سرِ نیزه ی صلحت به دل کفر زدی

سپرِ صبر، و شمشیر سیاست داری

ترس محشر به دلم راه ندارد آقا

چون تو از مادر خود اذن شفاعت داری




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/31 | 03:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.