امام حسن مجتبی(ع)-مدح


با چشم كریم تو، نشان داد كرم را

زیبایى حُسن همه ى لوح و قلم را

در وسعت باران كرامات تو پیداست

كرسى و فلك، دست تو دادند دلم را

در ماه خدا، مهر رخت جلوه گر آمد

تا اینكه نشاندى به دل خاك ،قدم را

عطر ملكوتى بقیع است كه پیچید

مدهوش كند تا كه عرب یا كه عجم را

تا ابر محبت به دل عاطفه گرم است

از ما بپذیر ،اصل كرم ؛این همه كم را

اى كاش براى تو سحرگاه همین ماه

با صاحب آدینه، بسازیم حرم را

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/31 | 03:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


باید که غزل هم ثمری داشته باشد

بر حال خرابم اثری داشته باشد

با شعر فقط عرض ادب می کند این دل

بد نیست گدا هم هنری داشته باشد

ای کاش که آقای کریمان دو عالم

بر نوکر خود هم نظری داشته باشد

هرآنکه مشرف به بقیع می شود امشب

از غربت او چشم تری داشته باشد

حتی نگذارند که بر قبر غریبش

صحن و حرم مختصری داشته باشد...

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/31 | 03:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


سائلی که حلقه ی در را به وقتش می زند

دست صاحبخانه روزی سر به بختش می زند

ای گدا، بر حاتم این در سلیمان رو زده

نوح هم این آستان را بارها جارو زده

ای که محتاجی، بیا خوان طلب را پهن کن

خاک پای شاه شو، بال ادب را پهن کن

تا رسیدی پای در، لاترفعوا أصواتکم

در بزن، آرامتر، لاترفعوا أصواتکم

صبر کن آقا خودش در را به رویت وا کند

ابر رحمت، قطره ات را از کرم دریا کند

صاحب این خانه فضل الله یوءتی من یشاست

او کریم آل طاها، او حسن، او مجتباست

کیست این ماهی که بر او آسمان تعظیم کرد

ثروتش را با فقیران بارها تقسیم کرد

کیست این، فرزند وصل عادیات و کوثر است

در دلیری و شجاعت، حیدر ابن حیدر است

او که در جنگ جمل با تیغ ابرو آمده

روبرویش ناقه ی فتنه به زانو آمده

در مقام صبر او اندیشه حیران مانده است

از نظر بر حلم او احساس نالان مانده است

قامت ایوب از صبر حسن خم می شود

صلح او با غربت و تدبیر توأم می شود

روز محشر خود گواه محکم این مدعاست

مذهب شیعه، همانا درک صلح مجتباست

این امام مهربان از جنس نور و روشنی است

سینه اش، مثل حسین بن علی بوسیدنی است

سینه ای که مخزن اسرار مادر بوده و

شاهد آن کوچه و آزار مادر بوده و

کوچه ها، احساس او را هی به آتش می کشند

این مدینه، کوچه هایش آخر او را می کشند

کوچه ای تنگ و دلی سنگ و نگاه فاطمه

کشته او را خاطرات قتلگاه فاطمه

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


گسترده اند ، سفره ی دارالنعیم را

سوزانده اند ، شعله ی داغ جحیم را

کوثر به جوش آمد و دریا خروش کرد

با خویش برد طعنه ی تلخ عقیم را...!

با هر حسن حسن ، حسناتم زیاد شد

طوری که ، محو کرده تمام بدیم را

کا«مـ»ـل شده است علـ«ـم» و قلـ«ـم» های کال ما

مهرت  گذاشت در پی ما ، حرف «مـیم » را

از « من »  الی  « تو »  در رمضان الکریم ها

بگشوده اند ، صد طرق مستقیم را

گویی برای بودن هم آفریده اند

دست من و عبای امام کریم را

بر روی شانه های پیمبر کشیده ای

...تصویر شاعرانۀ سیب دو نیم را

شیعه بدون لطف امامش شکستنی است

آقای مهربان ..! ، پدری کن یتیم را

ما با توائیم ... با تو ... وَ سوگند میخوریم

در روز حشر هم به تو پیوند می خوریم ...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


خاک را به آسمان، می کند بدل حسن

روزگار تلخ را، می کند عسل حسن

تا ابد هرآنچه حسن، جزئی از محیط اوست

جمع مفردات حسن، بوده از ازل حسن

هر حواله ای که شد، خیر در بساط ما

روی گوشه ای از آن، حک شده من الحسن

شوق در لباس روح، روح در مسیر وصل

وصل در سریر عشق، عشق در عمل حسن

نجل شیر کردگار، نخلی از ابوتراب

عرش را گرفته است، تنگ در بقل حسن

او به هر که می رسد، ذوب می شود در او

آنقدر که مرتضی ، می شود ابالحسن

لافتی اگر که داشت ماجرای دومی

باز می رسید بر فاتح جمل حسن

جنگ گر گرفته از، مختصرترین رجز

مختصرترین رجز، نعره ی انا الحسن

در تمام عالمین، بر حسین  و زینبین

کیست او که حجت است؟...حضرت اجل حسن 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تا بخشش عطای کریمان همیشگی ست

در این محیط بوی خوش نان همیشگی ست

آنها گدایشان غم فردا نمی خورد

اینجا بنای سفرۀ احسان همیشگی ست

دست کریم خستۀ بخشش نمی شود

هر چند التماس گدایان همیشگی ست

آقایی و کمال حسن جان فاطمه

مانند آیه آیۀ قرآن همیشگی ست

از عرش و فرش بر در او صف کشیده اند

یعنی که رفت و آمد مهمان همیشگی ست

در خشکسال زندگی و قحطی امید

در خانه اش ترنم باران همیشگی ست

لبخند او خلاصۀ هر مهربانی است

رو به گدا تبسم ایشان همیشگی ست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


به نام آنکه تو را داده است نام حسن

درود، احسن الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو

که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او

عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را

شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز

به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست

رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به خشت خشت ستون های عرش رب کریم

نوشته با قلم حسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی

به دست سوده‌ی الماس های شام حسن

صلات ظهر، چه تشییع بی نظیری شد

به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بو میکشم ایام تو را  باید از اخلاق

یک تکۀ تاریخ معطر شده باشد

ای حوصلۀ محض چه تشبیه سخیفی است

با حلمت اگر کوه برابر شده باشد

با اینکه قضا دست تو را بست، ندیدیم

جز آنچه بخواهی تو مقدر شده باشد

از عمر تو یک روز جمل آیۀ فتح است

با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد

آهنگ سکوت تو چه فریاد رسایی است

شاید پس از آن گوش جهان کر شده باشد

خون جگرت ریخت نه در تشت که در دشت

داغ گل سرخیست که پرپر شده باشد

در مکتب تو رشد سریع است عجب نیست

فرزند تو هم قامت اکبر شده باشد

آن چشم که گریان نشود روز قیامت

چشمیست که از غصۀ تو تر شده باشد...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


ای چارطاق عرش خدا خیمۀ غمت

وی کهکشان ستاره ای از خاک مقدمت

قدوسیان تراوش انفاس قدسی ات

فرماندگی ارض و سماء رتبۀ کمت

هفت آسمان به گرد مزار تو در طواف

آمد پدید نه فلک از فیض یک دمت

لاهوتیان دریده گریبان روضه ات

آید صدای فاطمه از بزم ماتمت

صدها هزار حاتم طائی نشسته اند

کاسه بدست، سائل دنیار و درهمت

جانا حساب چشم تو از دیگران جداست

زمزم کجا و قطره ای از اشک نم غمت

یا سید الکریم سیادت غلام توست

ارثیه ایست هدیه ز جد مکرمت

ای امتداد مرتبت مرتضی حسن!

کرده خدا به شاه شهیدان مقدمت

آتش گرفته ای وسط کوچۀ فدک

شد فاطمیه اول ماه محرمت

صلح تو شد زمینۀ تصویر نینوا

کرببلاست سینه زن پای پرچمت

من بینوای عشق توام سیدالغریب

دردی بریز دردل من جان قاسمت

یک عالمه ترانه برایت سروده ام

من از ازل خراب نگاه تو بوده ام




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


ای از تمام گلستانها، گلخنده ی تو فریباتر

زیباست ماه صیام اما، با روی ماه تو زیباتر

صبح بهار دل انگیزی، پایان رخوت پاییزی

از شوق دیدن رویت نیست، از چشم فاطمه دریاتر

ای آنکه عطر خدا داری، حُسن محمد مختاری

مولا فقط ز تو مولاتر، زهرا فقط ز تو زهراتر

کی دیده مسجد پیغمبر، صوتی ز صوت تو زیباتر

یا از نماز تو شیرین تر، یا از دعای تو گیراتر

با هر غریبه ی درمانده، گفتند دوست و دشمن

در کل شهر مدینه نیست، از سفره ی تو مهیاتر

وقتی که تیغ به کف داری، تکرار حیدر کرّاری

یک ضربه خرج جمل کردی، از این معادله بالاتر؟

باید درایت حق را دید، در فتحنامه ی بی مثل ات

تنهای از همه تنهاتر! ، دانای از همه داناتر!

شبهای کوفه ی بی مولا، کی دیده دست کریمی را

از دست فضل تو پنهان تر، از دست لطف تو پیداتر

حتی نبوده کسی یارش، در پای سفره ی افطارش

آیا مگر چه کسی بود از، آقای شعر من آقاتر؟

از شرق حادثه می تابد، خورشید حُسن حسن یک صبح

آنروز در همه عالم نیست، از گنبد تو مطلاتر




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


اگر که باب کرَم را کریم باز کند

تمام شهر مرا «یاکریم» باز کند

نمی‌شود پس از آن بسته هیچ‌وقت

آن در که در جوابِ تقاضا کریم باز کند

ببندد آخرِ سر دست خالیِ خود را

همین‌که دست به اعطا کریم باز کند

به لب نیامده حتا، دعاش می‌گیرد

چنان‌که دست به بالا کریم باز کند

گره گشودن از این دست هیچ مشکل نیست

گره از ابروی خود تا کریم باز کند

جواب می‌دهد از جانبش به بذل خدا

لبی اگر که به نجوا کریم باز کند

بهانه‌ای‌ست به دیدار او، طلب، شاید

به ما نگاهِ تماشا کریم باز کند

به روز حَشر حساب از گدای خود نکِشد

بگو که نامه‌ی ما را کریم باز کند...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


نشنیده است از او احدی از قدیم، نه

در پاسخ فقیر و اسیر و یتیم، نه

فرزند اصل جاذبه و دافعه است او

نیمی برای خلق بلی هست و نیم نه

هربار رفته گرم پذیرای او شده

نشنیده است از سر زلفش نسیم نه

با ابروان خویش گره باز می کند

حتی اگر به چشم بگوید کریم نه

قهر کریم نیز به معنای آری است

معناش می شود بله در این حریم نه

ما را حواله کرده به دست برادرش

ما را نگاه کرده ولی مستقیم نه

هرکس عطا نکرد مهم نیست پیش ما

سخت است از کریم ولی بشنویم نه




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/30 | 02:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-بعد از اربعین


سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت

بخاطر غم تو از گلویم آه نرفت

به جرم عشق مرا پیش یار دار زدند

سر کسی به روی دار بی گناه نرفت

میان راه وصالش رود به بیراهه

هر آنکه در دل شب زیر نور ماه نرفت

خودت دو قطره ز چشمان من بکش بیرون

که سطل گریه ی چشمم درون چاه نرفت

به زائران شما غبطه میخورد فردا

به سمت کرب و بلا هرکسی که راه نرفت

پیاده رفتم و پای پیاده برگشتم

در اربعین حسینی سرم کلاه نرفت

فقیر آمدم و پادشاه برگشتم

کسی بدون عنایت ز بارگاه نرفت

دروغ روضه بخوانید... مادرش غش کرد

به روی پیکر عریان او سپاه نرفت

به فاطمه برسانید که خیالش جمع

خدانکرده سنان در دهان شاه نرفت

عزیز کرده اش از آب علقمه نوشید

و شمر لعنتی آخر به قتلگاه نرفت




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/09/14 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-ولادت


ما سِوی شد سائلِ دستِ کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

برجمالش ماه هم سجده کُنَد

بسکه نورش هست برجَسته ، کریم

گر درون کوچه ای شد ازدحام

رو به روی خانه بنشسته ، کریم

سیل سائل ها اگر سویش روند

کی شود از بینوا خسته ، کریم؟!

بر درِ بیت الحسن دیدم که هست

حاتم طائی تهیدستِ کریم

فاش گویم بین اسماء خدا

ذکر من گردیده پیوسته : "کریم"

خاک پای آن کسی هستم که هست

خاک پا و واله و مستِ کریم

هفت پشت من تماماً بوده اند

سینه چاک و عبد دربستِ کریم

من که باشم که دم از حیدر زنم

بر علی گردیده دلبسته ، کریم

گر دل ما هست مجنون حسین

این دل ما را گره بسته ، کریم

آخرش آن یار می آید زراه

بعد از آن دارد دو گلدسته کریم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/10 | 06:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح


مثل موجی که به روی آب بازی می کند

نام نیکت در دل من سرفرازی می کند

ذکر اسمت می شود مشکل گشای دردها

گفتن یک یا حسن، صد چاره سازی می کند...

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/10 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


حس این جمله چه زیباست: حسن را عشق است

نقش بر عرش معلاست حسن را عشق است

مادرش فاطمه بی تاب حسین است ولی

ذکر روی لب زهراست حسن را عشق است

نه فقط عالم شیعه به حسن می‌نازد

شور در عالم بالاست حسن را عشق است

یل صفین و جمل یکه سوار عرب است

رجز حضرت سقاست حسن را عشق است

به خداوند قسم عشق جگر میخواهد

جگرسوخته زیباست حسن را عشق است

مانده در خانه غریب و بین یک شهر غریب

چقدر بی کس و تنهاست حسن را عشق است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/10 | 12:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح


از نان تو بلند شده بوی دیگری

اعجاز کردی و غزلم شد پیمبری

ای یاکریم در دل من خوب میپری

وقت قنوت ها بخدا عین مادری

مستت شدیم (بَه)، چقدر شکل حیدری

آقا قسم به جان ابالفضل ، محشری

ماییم و سفره های پذیرایی شما

ایل و تبار من ، همه بر نان تو گدا

وقتی گذر کند ز سر موی تو هوا

بی هوش میشویم ، نکن زلف را رها

یوسف گدای خانه ی تو بهر دلبری

آقا قسم به جان ابالفضل ، محشری

امشب نریز می، بده بر این جگر عسل

کاری که (مِی) کند، بکند بیشتر عسل

مادر عسل ، پدر عسل و این پسر عسل

شیرین بنوش چون که ندارد ضرر عسل

حتی عسل به قند لبان تو مشتری

آقا قسم به نام ابالفضل ، محشری

باده کنار زلف تو تعریف میشود

شور از سه تار زلف تو تعریف میشود

داغ از شرار زلف تو تعریف میشود

مه در مدار زلف تو تعریف میشود

بیچاره ات شدیم به مصراع آخری

آقا قسم به جان ابالفضل ، محشری

مدهوش جلوهای نحیف لب تو ایم

حیران آیه های شریف لب توایم

دیوانه ی صدای لطیف لب توایم

ما کشته گان نقش ظریف لب توایم

به به، به خالق هنر و این فن آوری

آقا قسم به جان ابالفضل ، محشری

ای منتهای جود و کرم شاه بی بدل

جان مرا بگیر به پایان این غزل

انگور های قلب تو احلی من العسل

یک نعره ای کشید که حی علی الاجل

بر تیغ قاسم تو سر ماست مشتری

آقا قسم به جان ابالفضل ، محشری

قدی نبود کز غم قاسم دوتا نشد

حق عسل به شعر شما هم ادا نشد

آقا اگر حریم تو چون کربلا نشد

اما کفن برای شما بوریا نشد

غصه برای نسل شما ارث مادری

آقا قسم به نام ابالفضل ، محشری

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/04/10 | 12:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)امام حسین(ع)-مناجات


غرق احسان حسین و حسنم

بر سر خوان حسین و حسنم

بلبل عشق مرا نام دهید

تا غزلخوان حسین و حسنم

هر نم اشک ، مرا اوج دهد

محو عرفان حسین و حسنم

فارغ از عالم سر گشتگی ام

تا پریشان حسین و حسنم

نان خور سفره ی سبطین شدم

شکر مهمان حسین و حسنم

قِدمت عشق من امروزی نیست

نسل سلمان حسین و حسنم

هر دو غربت زده و مظلومند

دیده گریان حسین و حسنم

بنویسید به روی کفنم

از غلامان حسین و حسنم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/02/19 | 09:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


پر کشیدم در هوای با صفای مجتبی

که رها می گردم امشب در هوای مجتبی

جای معنای کرم نام حسن باید نوشت

حاتم طایی گدای دست های مجتبی

پابه پای فاطمیه باید ای اهل بکاء

بیشتر گریه کنم پای عزای مجتبی

در قیامت مستحق لطف زهرا و علیست

عاشقی که دل سپرده بر ولای مجتبی

از دلم دل می برد در گوشه ی "باب الجواد"

فکر "باب القاسم"صحن و سرای مجتبی

خاطرات کوچه ای باریک... داغ فاطمه س

مانده روی خاک کوچه ردّپای مجتبی

زهر مثل خنجری از حنجرش خون می مکید

گوشه ی حجره به پا شد کربلای مجتبی

یاکریمم بر فراز قبر آقایی کریم

التماس دست های خالی مایی کریم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/01/3 | 07:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


فدای جود کسی که هرآنچه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

غریب بود، اگرچه گدا فراوان داشت

کریم بود، بدون سر و صدا بخشید

کریم کار ندارد به اسم و رسم کسی

غریبه را چه بسا بیش از آشنا بخشید

ملامتش نکنید آنکه را مدینه نرفت

مدینه زائر خود را به کربلا بخشید

دو ماه گریه برای حسین باعث شد

که رزق اشک حسن را خدا به مابخشید

گمان کنم که دگر مادری زمین نخورد

خدا فقط به حسن اینچنین بلا بخشید

گمان دیگرم این است که دم آخر

به غیر قاتل مادر بقیه را بخشید




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/09/29 | 03:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


افتخارم همه این است گدای حسنم

شکرُلِلَّه که من زیر لوای حسنم

آنچه دارم همه از یاریِ زهرا و علی است

آبرویی است که دارای ولای حسنم

بانیِ نهضت والای حسین است حسن

من هم از لطف حسین است که پای حسنم

سَرور و سید و سالار شهیدان بهشت

گفت: من پیرو بی چون و چرای حسنم

نام زیبای حسن ذکر رسول الله است

حرف جانم حسن افتاد فدای حسنم

گفت پیغمبر اکرم به خداوند قسم

همة عالم عقباست برای حسنم

بی سپاه است ولی لشگر او هست حسین

پدرش گفت که عباس فدای حسنم

می توان از دو لب حیدر کرار شنید

انبیایند مسلمان عطای حسنم

عهد او گرچه شکستند ، خدا فرموده:

من خودم ضامن هر عهد و وفای حسنم

مادرش فاطمه فرمود غریب است حسن

پس بگریید و بگیرید عزای حسنم

به غریبیِ حسن هرکه بگرید ، به یقین

به شفاعت برسد روز جزای حسنم

این همه خیمه و تکیه که حسینم دارد

یک حسینیه بسازید برای حسنم

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/09/29 | 01:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست

گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست

خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود

نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست

در ملائک هیبتی مافوق اسرافیل نیست

او ولی خود بی گمان محو وقار مجتبی ست

هر شب از عرش خدا او میهمان دارد ولی

با جذامی ها نشستن افتخار مجتبی ست

او ولی الله باشد در قیام و در سکوت

افرینش مهره ای در اختیار مجتبی ست

"در حریم حضرت خورشید جای ذره نیست"

افتاب از شرم خود ایینه دار مجتبی ست

صلح او پایه گذار انقلاب عشق بود

در حقیقت کربلا هم یادگار مجتبی ست

مرد میدان جمل پی کرد چشم فتنه را

این فقط یک گوشه ای از اقتدار مجتبی ست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/09/29 | 01:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


همه گفتند حسین و جگرم گفت حسن

سینه و دست و سر و چشم ترم گفت حسن

گوشم از بدو تولد به شما عادت کرد

مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن

نامتان را به کنار پدرم گفتم و گفت

ای خدا شکر که پیشم پسرم گفت حسن

بعد از این خوب تر است جای صفاتی مثل

سفره دار و پدر جود و کرم گفت حسن

زائری در وسط صحن غریب الغربا

دید تا گنبد زیبای حرم, گفت حسن...

تا که جارو زدن صحن رضا را دیدم

چشم خیس و مژه ی رفتگرم گفت حسن

قاسمت راهی میدان شد و دیدند همه

خواهری موی پریشان ز حرم گفت حسن

پایه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود

آیه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/09/29 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


عمری است که دلداده ی نام حسنینم

فریاد برآرم که غلام حسنینم

در کوی خرابات ، مقیمم همه ی عمر

ای می زدگان مست ز جام حسنینم

یا رب ز عنایات محرم کرمی کن

بنمای مقید به مرام حسنینم

در لحظه ی مرگم به شب اول قبرم

محتاج به الطاف مدام حسنینم

از ذکر احادیث ولایی شده ام مست

آمیخته با شهد کلام حسنینم

من مرغک بی بال و پری نغمه سرایم

صد شکر که افتاده به دام حسنینم

مرثیه سرای حرم عشق و ولایم

فریاد غمم ، وقف پیام حسنینم

بر رجعت پر برکتشان معتقدم من

تا منتظر روز قیام حسنینم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن و امام حسین (ع)-مدح


زیبایی ایام جمال حسنین است

دشمن خجل از جاه و جلال حسنین است

فرمود که سرخیل جوانان بهشت اند

این ذکر دل انگیز مدال حسنین است

حکم و سند بخشش سینه زن عاشق

در روز جزا در پر شال حسنین است

دادند به آن پیر چه خوش درس وضو را

این اندکی از اوج کمال حسنین است

آنجا که ببخشند عطا غیر خودی را

غفلت ز خودی کار محال حسنین است

اندیشه مکن از غم هجران شب مرگ

آندم به خدا صبح وصال حسنین است

کردند شفاعت چو ز وحشی عجبی نیست

احسان به گنهکار روال حسنین است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/07/26 | 01:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ای عشق ببین حال پریشانی ما را

ای شوق نشان آتش حیرانی ما را

ای شور بیاور میِ توفانی ما را

تا صبح ببین ناد علی خوانی ما را

ما مرد شرابیم اگر هست بیارید

ما را به در بیت علی مست بیارید

دیدند همه قبله ی دنیا شدنش را

ذوق علی و گرم تماشا شدنش را

دیدند و ببینید مهیا شدنش را

لبخند علی و شب بابا شدنش را

تنها نه پدر عاشق خندیدن او بود

تا صبح نبی منتظر دیدن او بود

انگار شب قدر مقدر شده امشب

انگار نبی باز پیمبر شده امشب

برخیز زمین گوش زمان کر شده امشب

برخیز و ببین فاطمه مادر شده امشب

یک جلوه ز تصویر خداوند رسیده

امشب پسر شیر خداوند رسیده

بگذار که یعقوب گشاید نظرش را

تا با تو فراموش نماید پسرش را

هیچ است اگر عشق بریده است سرش را

رو کرده خدا با تو تمام هنرش را

لبخند بزن گردش این روز و شب از توست

شیرینی افطار پیمبر رطب از توست

یک چشم بگردان و زمین زیر و زبر کن

یک ناز بفرما همه را خون به جگر کن

بند آمده این راه از آن کوچه گذر کن

ما خاک قدمهات به ما نیز نظر کن

چشمان تو محراب سحرهای حسین اند

قطعا پسران تو پسرهای حسین اند

وای از جلوات جبروتی که تو داری

از شدت نور ملکوتی که تو داری

فریاد از آن اوج سکوتی که تو داری

حق گرم تماشای قنوتی که تو داری

پیش تو ذلیلم به ضریحی که نداری

یک عمر دخیلم به ضریحی که نداری

دور و برتان این همه بیمار اگر هست

یا این همه در شهر بده کار اگر هست

این قدر گدا بر در و دیوار اگر هست

تقصیر که شد این همه سر بار اگر هست

دیدند کرم روی کرم می دهی آقا

ماندیم عجب بوی کرم می دهی آقا

چشم تو سخن از غم و از سر به من گفت

از شمع شدن شعله شدن آب شدن گفت

با لطف تو چشمان من اینگونه سخن گفت

یک چشم حسینی شد و یک چشم حسن گفت

هرچند خدا خواست کرم داشته باشی

انگار بنا نیست حرم داشته باشی

سوزاند اگر غصه ی تو بال و پرم را

سوزاند غم زینبیه هم جگرم را

من نذر نمودم که کنم هدیه سرم را

ای کاش بیارند از آنجا خبرم را

سوگند در سینه غم خواهر تو هست

هستیم سپر تا حرم خواهر تو هست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/21 | 12:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


مجموعه ی صفات خدا می شود حسن

اسماء ذات، وقت دعا می شود حسن

نه رو به مکه، رو به مدینه نشسته ایم

وقت نماز، قبله ما می شود حسن

صد تا پسر به فاطمه روزی کند خدا

یا می شود حسین، و یا می شود حسن

جبریل هم به رتبه ما غبطه می خورد

وقتی که همنشین گدا می شود حسن

این رنگ سبز، رنگ مقام سیادت ست

امروز سیدالشهدا می شود حسن

گرچه غروب کرد، محرم طلوع کرد

خورشید ظهر کرببلا می شود حسن

از برکت "حسین حسین" گلوی ما

یک روز می رسد همه جا می شود "حسن"

معلوم بود از حسد آل عایشه

روزی بدون صحن و سرا می شود حسن

از تخته پاره های بهم دوخته شده

با زحمت حسین، جدا می شود حسن

از تیرها مقطعه کردن عجیب نیست

"حا، سین، نون" هجا به هجا می شود حسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/21 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دستان تو، صد دست... نان، خرما...فقیران

هستند گرد سفره ات تنها فقیران

با پادشاهی گرد یک سفره نشستن...

این را نمی دیدند در رویا فقیران

تا لحظه ای چشمان مستت را ببینند

در راه تو چشمند سر تا پا فقیران

حاتم بیاید روی پاهایت بیفتد

شاید پذیرفتی تو او را با فقیران

هر بار می بخشی و از بس نا شناسی

هر بار می پرسند نامت را فقیران

مانند تو کی پادشاهی چند نوبت-

تقسیم کرده هستی اش را با فقیران؟!

تنها دعای زیر لبهاشان همین است:

همسایه ات باشند آن دنیا فقیران

جانم بهای لحظه ای با تو نشستن

دستی بکش روی سر ما...ما فقیران

**

نان و نمک دادی، بپردازند ای کاش

حق نمک را  روز عاشورا فقیران




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/21 | 12:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


از تو گفتم با ولی ، اما ، اگر ...، یعنی که هیچ

چون نفهمیدم ز نورت بیشتر، یعنی که هیچ

دفترم خالی ست از گل واژه‌های نور تو

واژه‌ها از فصل حُسنت بی خبر، یعنی که هیچ

نازنین ! چشم زمین روشن به نور حُسن توست

آفتاب حُسنی و من کور و کر، یعنی که هیچ

از تو اسمت را فقط می‌دانم و رسمت ... ؟ دریغ !

از تو ای جان جهان ! این مختصر، یعنی که هیچ

ادعای عاشقی دارم، ولی کو داغ دل ؟

درد بی‌دردی گرفتی، ای پسر ! یعنی که هیچ

آرزو دارم برقصم آسمانت را شبی

در حصار این قفس! بی بال و پر؟ یعنی که هیچ

دلخوشم که شاعر حُسن توام ، اما چه سود ؟!

تا نگشتم با نگاهت همسفر ، یعنی که هیچ

از تو کم گفتم ، خجالت می‌کشم از روی تو

یک غزل ؟ ها ... کرده‌ام شق القمر ! یعنی که هیچ

مانده‌ام در فهم تو، ای حُسن عالمتاب عشق!

من کجا و وصف تو ؟ خوردم شکر ! یعنی که هیچ




موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/21 | 06:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


اگـــــــــر یک تبســــــم حسن مــی شدیم

مــــــــــــرید خصال حسن مـــــــی شدیم

دل روشن اش را ورق مـــــــــــــی زدیم

و بــــــــا نــــــور او ، همسخن می شدیم

ز بــــــــوی کرامـــــــات او چـــون بهار

شکـــــــوفا و گل پیرهـــــن مـــــی شدیم

بــــــــه بــــــاغ جمــــــالش قدم می زدیم

شبــــــــــــی بلبل آن چمـــــن مـــی شدیم

بــــــــرای پــــــــــراکندن عطـــــــــر او

جهانـــــگرد ، چـــــــون نسترن می شدیم

چـــــو گیسوی عرفــــان ، به دست حسن

شکن ، در شکن ، در شکن مــــــی شدیم

بــــــــــرای تمـــــــــاشای صبر خـــــــدا

بـــــه گـــــــرد حسن ، انجمن مـــی شدیم

ز او مــــــی گرفتیم مــــــــــا مشق نــور

بــــــــه تعلیـــــم او ، شب شکن می شدیم

حسن فصـــل پیوند دل هــــــــای مـــاست

بدون حسن ، « ما » و « من » می شدیم

نبودیـــــــــــــم اگـــــــــر بسته ی مهر او

بـــــــه مـــــولا قسم ! ریشه کن می شدیم

حسن سیـــــــــــرتـــــــان ، وارث آدم اند

چه خوبست مــــا هم « حسن » می شدیم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/20 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو