حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام حسن و امام حسین (ع)-مدح


زیبایی ایام جمال حسنین است

دشمن خجل از جاه و جلال حسنین است

فرمود که سرخیل جوانان بهشت اند

این ذکر دل انگیز مدال حسنین است

حکم و سند بخشش سینه زن عاشق

در روز جزا در پر شال حسنین است

دادند به آن پیر چه خوش درس وضو را

این اندکی از اوج کمال حسنین است

آنجا که ببخشند عطا غیر خودی را

غفلت ز خودی کار محال حسنین است

اندیشه مکن از غم هجران شب مرگ

آندم به خدا صبح وصال حسنین است

کردند شفاعت چو ز وحشی عجبی نیست

احسان به گنهکار روال حسنین است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1393/04/21

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ای عشق ببین حال پریشانی ما را

ای شوق نشان آتش حیرانی ما را

ای شور بیاور میِ توفانی ما را

تا صبح ببین ناد علی خوانی ما را

ما مرد شرابیم اگر هست بیارید

ما را به در بیت علی مست بیارید

دیدند همه قبله ی دنیا شدنش را

ذوق علی و گرم تماشا شدنش را

دیدند و ببینید مهیا شدنش را

لبخند علی و شب بابا شدنش را

تنها نه پدر عاشق خندیدن او بود

تا صبح نبی منتظر دیدن او بود

انگار شب قدر مقدر شده امشب

انگار نبی باز پیمبر شده امشب

برخیز زمین گوش زمان کر شده امشب

برخیز و ببین فاطمه مادر شده امشب

یک جلوه ز تصویر خداوند رسیده

امشب پسر شیر خداوند رسیده

بگذار که یعقوب گشاید نظرش را

تا با تو فراموش نماید پسرش را

هیچ است اگر عشق بریده است سرش را

رو کرده خدا با تو تمام هنرش را

لبخند بزن گردش این روز و شب از توست

شیرینی افطار پیمبر رطب از توست

یک چشم بگردان و زمین زیر و زبر کن

یک ناز بفرما همه را خون به جگر کن

بند آمده این راه از آن کوچه گذر کن

ما خاک قدمهات به ما نیز نظر کن

چشمان تو محراب سحرهای حسین اند

قطعا پسران تو پسرهای حسین اند

وای از جلوات جبروتی که تو داری

از شدت نور ملکوتی که تو داری

فریاد از آن اوج سکوتی که تو داری

حق گرم تماشای قنوتی که تو داری

پیش تو ذلیلم به ضریحی که نداری

یک عمر دخیلم به ضریحی که نداری

دور و برتان این همه بیمار اگر هست

یا این همه در شهر بده کار اگر هست

این قدر گدا بر در و دیوار اگر هست

تقصیر که شد این همه سر بار اگر هست

دیدند کرم روی کرم می دهی آقا

ماندیم عجب بوی کرم می دهی آقا

چشم تو سخن از غم و از سر به من گفت

از شمع شدن شعله شدن آب شدن گفت

با لطف تو چشمان من اینگونه سخن گفت

یک چشم حسینی شد و یک چشم حسن گفت

هرچند خدا خواست کرم داشته باشی

انگار بنا نیست حرم داشته باشی

سوزاند اگر غصه ی تو بال و پرم را

سوزاند غم زینبیه هم جگرم را

من نذر نمودم که کنم هدیه سرم را

ای کاش بیارند از آنجا خبرم را

سوگند در سینه غم خواهر تو هست

هستیم سپر تا حرم خواهر تو هست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


مجموعه ی صفات خدا می شود حسن

اسماء ذات، وقت دعا می شود حسن

نه رو به مکه، رو به مدینه نشسته ایم

وقت نماز، قبله ما می شود حسن

صد تا پسر به فاطمه روزی کند خدا

یا می شود حسین، و یا می شود حسن

جبریل هم به رتبه ما غبطه می خورد

وقتی که همنشین گدا می شود حسن

این رنگ سبز، رنگ مقام سیادت ست

امروز سیدالشهدا می شود حسن

گرچه غروب کرد، محرم طلوع کرد

خورشید ظهر کرببلا می شود حسن

از برکت "حسین حسین" گلوی ما

یک روز می رسد همه جا می شود "حسن"

معلوم بود از حسد آل عایشه

روزی بدون صحن و سرا می شود حسن

از تخته پاره های بهم دوخته شده

با زحمت حسین، جدا می شود حسن

از تیرها مقطعه کردن عجیب نیست

"حا، سین، نون" هجا به هجا می شود حسن



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1393/04/21

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دستان تو، صد دست... نان، خرما...فقیران

هستند گرد سفره ات تنها فقیران

با پادشاهی گرد یک سفره نشستن...

این را نمی دیدند در رویا فقیران

تا لحظه ای چشمان مستت را ببینند

در راه تو چشمند سر تا پا فقیران

حاتم بیاید روی پاهایت بیفتد

شاید پذیرفتی تو او را با فقیران

هر بار می بخشی و از بس نا شناسی

هر بار می پرسند نامت را فقیران

مانند تو کی پادشاهی چند نوبت-

تقسیم کرده هستی اش را با فقیران؟!

تنها دعای زیر لبهاشان همین است:

همسایه ات باشند آن دنیا فقیران

جانم بهای لحظه ای با تو نشستن

دستی بکش روی سر ما...ما فقیران

**

نان و نمک دادی، بپردازند ای کاش

حق نمک را  روز عاشورا فقیران



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1393/04/21

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


از تو گفتم با ولی ، اما ، اگر ...، یعنی که هیچ

چون نفهمیدم ز نورت بیشتر، یعنی که هیچ

دفترم خالی ست از گل واژه‌های نور تو

واژه‌ها از فصل حُسنت بی خبر، یعنی که هیچ

نازنین ! چشم زمین روشن به نور حُسن توست

آفتاب حُسنی و من کور و کر، یعنی که هیچ

از تو اسمت را فقط می‌دانم و رسمت ... ؟ دریغ !

از تو ای جان جهان ! این مختصر، یعنی که هیچ

ادعای عاشقی دارم، ولی کو داغ دل ؟

درد بی‌دردی گرفتی، ای پسر ! یعنی که هیچ

آرزو دارم برقصم آسمانت را شبی

در حصار این قفس! بی بال و پر؟ یعنی که هیچ

دلخوشم که شاعر حُسن توام ، اما چه سود ؟!

تا نگشتم با نگاهت همسفر ، یعنی که هیچ

از تو کم گفتم ، خجالت می‌کشم از روی تو

یک غزل ؟ ها ... کرده‌ام شق القمر ! یعنی که هیچ

مانده‌ام در فهم تو، ای حُسن عالمتاب عشق!

من کجا و وصف تو ؟ خوردم شکر ! یعنی که هیچ



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1393/04/20

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


اگـــــــــر یک تبســــــم حسن مــی شدیم

مــــــــــــرید خصال حسن مـــــــی شدیم

دل روشن اش را ورق مـــــــــــــی زدیم

و بــــــــا نــــــور او ، همسخن می شدیم

ز بــــــــوی کرامـــــــات او چـــون بهار

شکـــــــوفا و گل پیرهـــــن مـــــی شدیم

بــــــــه بــــــاغ جمــــــالش قدم می زدیم

شبــــــــــــی بلبل آن چمـــــن مـــی شدیم

بــــــــرای پــــــــــراکندن عطـــــــــر او

جهانـــــگرد ، چـــــــون نسترن می شدیم

چـــــو گیسوی عرفــــان ، به دست حسن

شکن ، در شکن ، در شکن مــــــی شدیم

بــــــــــرای تمـــــــــاشای صبر خـــــــدا

بـــــه گـــــــرد حسن ، انجمن مـــی شدیم

ز او مــــــی گرفتیم مــــــــــا مشق نــور

بــــــــه تعلیـــــم او ، شب شکن می شدیم

حسن فصـــل پیوند دل هــــــــای مـــاست

بدون حسن ، « ما » و « من » می شدیم

نبودیـــــــــــــم اگـــــــــر بسته ی مهر او

بـــــــه مـــــولا قسم ! ریشه کن می شدیم

حسن سیـــــــــــرتـــــــان ، وارث آدم اند

چه خوبست مــــا هم « حسن » می شدیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1393/04/20

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


نار و جنت قسیم می طلبد

شیعه خیرالنعیم می طلبد

بهر مستوری کلام الله

الف و لام و میم می طلبد

جمع خوبان قوم حق جمعست

این قبیله کریم می طلبد

امت حضرت رسول الله

بعد حیدر زعیم می طلبد

بعد مولا امامت امت

مجتبایی علیم می طلبد

تو طبیبی و من مریض توام

هر مریضی حکیم می طلبد

پدری مهربان و بخشنده

از خدا چه، یتیم می طلبد؟

وقف عشاق توست خلد برین

دشمن تو جحیم می طلبد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1393/04/20

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


با تو خوشحالند در واقع پیمبر دوست ها

چون علی شادند و مسرورند حیدر دوست ها

شاعران از پارس می آیند ذیل طوطیان

پشت لبهای تو صف بستند شکر دوست ها

آنچنان لبریز حسنی که شب میلاد تو

آرزومند پسر هستند دختر دوست ها

مژده ات را من به حاتم های طایی داده‌ام

از أبا زرهای عالم تا ابوذر دوست ها

ماه هم گفته است از تو چونکه می گویند خوب-

-دوستان از دوستان خود به دیگر دوست ها

اکثراً در را نمی کوبند در وقت وداع

اکثراً از کوچه بیزارند مادر دوست ها

اتفاقی هم اگر افتاد و مادر ضربه خورد

با کسی چیزی نمی گویند خواهر دوست ها



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1393/04/20

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است

که موی تیره و روی سپید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد

به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

حسین میشنوم هرچه یاحسن گویم

دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور

ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است!

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت

بیا که کنیه شیرخدا اباحسن است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تازه وارد هستم و نا آشنا

با کویر و بوی صحرا آشنا

عابری بی توشه ای درمانده ای

خسته و مسکین و از ره مانده ای

یک مسافر از کویر دور دست

کوله بارش خالی از هرچه که هست

خانه بر دوشم، نسیمی امدم

من به دنبال کریمی آمدم

آنکه تا پا بر سر دنیا نهاد

این زمین را افتخار سجده داد

گفت معبودی به جز الله نیست

از تولد تا شهادت راه نیست

نام او آمد ز بالاهای دور

سمت یثرب با طبقهای طهور

نام او بوی پر جبریل شد

بر زبان جدّ او تنزیل شد

فاطمه مانند رودی از عسل

چشمه ای کوچک گرفته در بغل

چشمه ای معصوم و مظلوم و صبور

چشم ای دنبال تشنه، گرچه دور

چشمه ای همزاد روح بوی سیب

جامع اضداد، مشهور غریب

چشمه ای در هر طپش آئینه جوش

در اراضی ازل، دیرینه جوش

چشمه نه دریای مروارید پوش

صد هزاران نوح را کشتی فروش

چشمه نه دریای موسی نیل کن

جُرعه اش، یک ذره را جبریل کن

عشق من ای سبزپوش لاله گون

ای هجای باز حاء و سین و نون

ای نژاد نور ای اصل نماز

ای پل صاف حقیقت از مجاز

اولین طغیان رود کوثری

دومین احمد نه دوم حیدری

ای تو سوم شخص این جغرافیا

چارمین شخصیت اهل کسا

ای حسین اکبر ای حُسن قدیم

تو کریم مایی و نعم الکریم

جز تو معمار بنای صبر کیست؟

جز تو ای دریا در اینجا ابر کیست؟

اصل ما در ریشه ی چشمان توست

انعکاس شیشه ش چشمان توست

صبح می خواهد شود مانند تو

گر شود بیدار با لبخند تو

سفره دار مردم بی چشم و رو

از لب تو مست هم مِی هم سبو

سفره ی دست کریمت بسته نیست

بر سرش جز مستمند و خسته نیست

دستهای سفره دارت را بیار

آسمان! ابر کریمت را ببار

مستمندم ماه و ناهیدم بده

ذرّه ای از قرص خورشیدم بده

از تو گفتن معجزه آوردن است

آسمان را وصف خاکی کردن است

حتم داردم دست من در دست توست

چونکه ابیاتم تمامی مست توست

شعر بی تو پست تر از یک خس است

میوه ای بی رنگ و کال و نارس است

من روایت می کنم روح تو را

کعبه ی تابوت مجروح تو را

ای جوان سبزپوش موسپید

اشهَدُ انت الشّهید بنُ الشهید

بغض یک پروانه با بال کبود

دائماً در چشم تو پر می گشود

ای کریم اهل بیت ای نازنین

رحم کن بر یا مذلّ المؤمنین

آه ای دریای غمها ساحلت

خون دلهای شفق آه دلت

آسمان گریه بارانی مشو

سرزمین آب طوفانی مشو

ای اسیر شِبه مردان کِسِل

نعره ی هل من معین متصل

طعنه ی سنگین چندین سنگ پست

شیشه ی عمر صبورت را شکست

دست نامردی ز اقوام پلید

جانماز از زیر تسبیحت کشید

زهر پاشیدند بر آئینه ات

گشته مسموم تحیّر سینه ات

ای دچار حیله ی یک بیوه زن

در دیار مردم بیعت شکن

دوخت جسمت را به تابوتی نزار

از حسد بیوه زنی اشتر سوار

تیر بر تابوت تو آواره شد

دشت تابوتت شقایق زار شد

شاهد تشییع تو شمشیرها

پیکرت شؤن نزول تیرها

باز من دلواپس طشت توام

زائر تابوت برگشت توام



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


گل با هزار ناز قدم بر چمن گذاشت

بلبل بنای مستی در انجمن گذاشت

جبرییل ، شاد آمد و در دامن رسول

قنداقه ای لطیف تر از نسترن گذاشت

برداشت ذره ی کمی از سرخی لبش

آن را به روی سنگ عقیق یمن گذاشت

تنها از اوست عطر دل انگیز چون اثر

روی گلاب قمصر و مشک ختن گذاشت

تفسیر آیه آیه ی کوثر سه حرف شد

نام عزیز فاطمه اش را ، "حسن" گذاشت

پروردگار ناز حسن را خرید و بعد

دلهای شیعه را گرو پنج تن گذاشت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1393/04/20

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


رطب در رطب نوش ماه عسل را

شراباً طهورا مِی بی مثل را

از اینجاست ماه مبارک مبارک

که رو کرده قرصِ مه بی بَدَل را

شب خوب یلدای دلها رسیده

دلا مست واکن به دلبر بغل را

کمی از شب چارده بهره باید

ز کام شب پانزده لااقل را

کمند وفا را مهیای او کن

و تعقیب کن این غزال غزل را

کمی ذکر لاحول باید بخوانی

که بینی جمال امیر جَمَل را

ببین نجمِ ثاقب که را می شناسی

به صفّین بنگر علمدار یَل را

ز شمشیر اَلّاهیِ مجتبایی

ببین برگِ ریزان سرِ هر دغل را

حسودان یهودان جهودان بمیرند

که نتوان ببینند مرد عمل را

خدا را ز دل تا ابد شکر باید

که محتاج او کرد کلّ ملل را

که داند حسن کیست در روحِ خلقت

که خلقاً و خُلقاً نبی شد بَدَل را

جلال و جمال سپهر امامت

حسن آمده با قدی چون قیامت

علی را فقط مصطفی می شناسد

حسن را فقط مرتضی می شناسد

تَقومُ السموات و الارض یعنی

حسن را خدایی خدا می شناسد

حسن را اگر از مدینه بپرسی

علمدار خیر النسا می شناسد

حسینا ! اگرچه غلام تو هستم

تُرا هم دل از مجتبی می شناسد

ز جبریل باید بپرسی که او را

نمکدان آل عبا می شناسد

به حبّ حسن مفتخر هرکه او را

همان یوسف هل اَتا می شناسد

ز کشتی و از نوح گیرم سراغش

که او خوب این ناخدا می شناسد

ز موسی بن عمران نما جستجویش

که او را ز دست و عصا می شناسد

نگاهی به آیات قرآن بیفکن

که اوصاف شمس و ضحی می شناسد

نه هر سینه نور ولایش بگیرد

حسن را دل با خدا می شناسد

دلِ عاشقِ با صفای خدایی

حسن را نه از حق جدا می شناسد

جلال و جمال سپهر امامت

حسن آمده با قدی چون قیامت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بارالها سینه را پر نور کن

شر شیطان را ز دلها دور کن

هر که بدبین است بر آل علی

یا بده آگاهیش یا کور کن

***

بارالها نور عینم داده‌ای

اعتبار نشئتین‌م داده‌ای

می‌کنم سجده به مهر کربلا

نعمت حب‌الحسینم داده‌ای

***

گفتیم که بر در موالی برویم

در شهر کرم حضور والی برویم

ای پایه‌گذار کاخ احسان و کرم

ما را مگذار دست خالی برویم

***

بر شعر زلال شاه بیتی تو حسن

اکسیر قریحه‌ی کمیتی تو حسن

از درگه تو کسی نگردد مأیوس

والله کریم اهل‌بیتی تو حسن

***

ساقی به قدح میِ صفا می‌ریزد

ساقی عرق شرم و حیا می‌ریزد

خورشید، ستارگان نور افشان را

از عرش به پای مجتبی می‌ریزد

***

ملک سرمست جام اهل بیت است

فلک در زیر پای اهل بیت است

خدا بر بام خلقت یک علم زد

و آن پرچم به نام اهل بیت است

امین وحی با کل ملائک

کبوترهای بام اهل بیت است

میان چارده نور الهی

حسن بدر تمام اهل بیت است

ابالفضل دلاور، عبد صالح

نگهبان خیام اهل بیت است

***

بیا صاحب زمان این‌جا بقیع است

نوا خیزد ز جان این‌جا بقیع است

به پشت نرده‌ها قبر امامان

ندارد سایه‌بان این‌جا بقیع است

همین‌جا بود شور محشر افتاد

حسن دنبال نعش مادر افتاد

شاخه طوبی را در آن کوچه زدند

نخل طوبی را در آن کوچه زدند

بچه‌های فاطمه شیون کنید

مادر ما را در آن کوچه زدند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1392/10/11

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دل را سپرده ایم به دست کریم ها

امروز نه، ز روز ازل از قدیم ها

ما خاک پای خادمتان هم نمی شویم

دلداده تو نوح و مسیح و کلیم ها

بر سینه کسی نزند دست رد حسن

دلبسته عطای تو حتی رجیم ها

هر کس که زیر سایه حُسنِ حَسن رسید

پر می زند ز قلب و دلش کل بیم ها

خیره شدن به تابش خورشید کی شود

درک شما کجا و عقول فهیم ها؟!

وقتی حسن امام شود در تمام شهر

راحت شود خیال تمام یتیم ها

در اوج غربتش به برادر خطاب کرد

لا یوم مثل قصۀ ذبح عظیم ها

از تربت تو بوی غم و غصه می وزد

بویی ز دود کوچه گرفته نسیم ها

***

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1392/10/10

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در جهان مفتخر از عزت نام حسنیم

متحیر ز کمالات مقام حسنیم

با عنایات خدا محضر زهرا رفتیم

با ید حیدر کرار به نام حسنیم

جبرئیل از ره ما بال و پرت را جمع کن

ساکن عرش خداییم غلام حسنیم

نسل سلمان رجزش در صف محشر این است

ما مسلمان شدۀ دست امام حسنیم

نا سزا گفته به او یک شبه مستغنی شد

مست و آواره این مشی و مرام حسنیم

لحظۀ سینه زدن جلوه طوفان اما

در عبودیت حق بنده ی رام حسنیم

خون دل خوردن از اول شده سهم شیعه

غرق دردیم ولی تشنه جام حسنیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1392/10/10

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


خندۀ ختم رسل، می‌شکفد از لب تو

روح عیسی به فلک، پر زند از «یارب» تو

چشم خورشید بوَد، فرشِ رهِ مکوکبِ تو

جان عالم به فدای تو و امّ و اب تو

بـه هـزار اسم خـدا، ماه هزار انجمنی

پای تا فرق همه، حسن خدایی، حسنی

باغ وحی از نفس پاک تو، جان می‌گیرد

مؤمن از مهر شما، خطّ امان می‌گیرد

صد چو داود به مدح تو زبان می‌گیرد

روح از گردش چشم تو روان می‌گیرد

ای دعـا شیفتـۀ شعلـۀ تـاب و تـب تـو

تو که هستی که بُوَد دوش نبی، مرکب تو

حلم، یک شاخه گل از باغ بهشت خویت

خضر، یک تشنه، که بنشسته کنار جویت

مهر، یک ذرّۀ ناچیز، ز مهر رویت

ماه، یک سائل درمانده، به خاک کویت

اختران، جلوه‌گرفته همه از جلوت تو

آفتــاب آینــه دار حــرم خلـوت تو

جود، پیوسته به جود و کرمت می‌نازد

سرفرازی، به تراب قدمت می‌نازد

حرم کعبه، به بیت الحرمت می‌نازد

این مسیحاست، که بر فیض دمت می‌نازد

هـر کجـا مـلک الـهی‌است بُـوَد تربت تو

پس چرا شهر مدینه است پر از غربت تو؟

تو که سر، تا به قدم، آینۀ ذوالمننی

تو خودِ حُسن خدایی و حَسن در حَسنی

تو که در هر وطنی، شاهد هر انجمنی

به چه جرمی و چه تقصیر، غریب وطنی

دلت از زخم زبان، پاره شده، چون جگرت

کس ندانست و نداند که چه آمد به سرت

طفل بودی، که کتک خوردن مادر دیدی

اشک چشم پدر و داغ برادر دیدی

آنچه آمد به سر آل پیمبر دیدی

سال‌ها، غربت و تنهاییِ حیدر دیدی

بود یـک عمر فقط قوت تو، خون دل تو

چه توان گفت، که شد همسر تو، قاتل تو

بارها پاره شد ای یوسف زهرا، جگرت

ناسزا گفت، حضور تو، عدو بر پدرت

پیش رو، یار همه مار شده پشت سرت

ای بسا زخم، که زد دوست به دل، بیشترت

نه عجب گر ز غمت سنگ، به صحرا گرید

آب‌هـا خـون شـود و ماهـی دریـا گــرید

بارها، چرخ ستمکار تو را کشت حسن

ماجرای در و دیوار، تو را کشت حسن

غم بی‌دردی انصار، تو را کشت حسن

به چه تقصیر دگر یار، تو را کشت حسن

سال‌هـا بـر جگرت نیزه و شمشیر زدند

از چه ای جان جهان، بر بدنت تیر زدند

دوست دارم که شبی، شمع مزار تو شوم

سوزم و نورْفشان، در شب تار تو شوم

جان و دل باخته، بی‌صبر و قرار تو شوم

سر به دیوار نهم، زائر زار تو شوم

هر چه از سوز جگر ناله کنم زار زنم

نگذارنـد که یک بوسه به دیوار زنم

حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است

زائر قبر تو، ماه است و نسیم سحر است

قبر بی زائر تو، کعبۀ اهل نظر است

لاله‌اش خون دل «میثم» خونین‌جگر است

آه شیعـه است، کـه از خاک مزارت، خیزد

اشک مهدی است، که بر تربت پاکت ریزد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/10/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در مدح تو باید که ببندیم دهان را

وقتی که بریدند ادیبانه زبان را

ای آینه ی حسن خدا، یوسف مصری

با آمدنت تخته کند زود دکان را

بازار سر زلف تو از بسکه شلوغ است

انگشت به لب کرده زلیخا صفتان را

وصف مژه ها و خم ابروت مرا کشت

زحمت نده صیاد دگر تیر و کمان را

با تکه کلافی به وصال تو رسیدم

زهرا به حسابم زده این سود کلان را

تا سفره ی احسان کرم خانه تان هست

سائل نخورد ثانیه ای غصه ی نان را

زرتشت مسلمان شده ی چشم خمارت

انداختی از چشم همه دیر مغان را

ما بهتر از این روضه، بهشتی نشناسیم

بهتر که بچسبیم همین نقد جهان را

با طشت نگو، کوچه ی غم خون جگرت کرد

ترسم که به زینب برساند جریان را



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن(ع)-مدح

 

از آسمان نگاهت وقار می ریزد

ز پلک پاک تو صبح بهار می ریزد

برای گریه برایت اجازه می خواهم

به چشم ما تو بگویی ببار می ریزد

فدای مرد کریمی که رسمش این باشد

به پای عاشق دلخسته دار می ریزد

تمام ملک خدا در دو دست قدرت توست

خدا به دست شما اختیار می ریزد

رسول، هیبت خود را به تو کرامت کرد

و از سیادت تو اقتدار می ریزد

اگر به صلح تو طعنه زند کسی غم نیست

خدا به کار شما اعتبار می ریزد

تمام عرشِ خودش را خدا به وقت نماز

به زیر پای تو روزی سه بار می ریزد

فقط کرم به تو می آید ای خدای کرم!

که جز تو پای گدا بی شمار می ریزد

علی طراوت باران بوسه هایش را

به روی دست تو با افتخار می ریزد

به یمن چشم تو هفت آسمان بپا باشد

از آسمان نگهت برندار می ریزد

ببین که خانه قلبم ترک ترک شده است

 اگر نظر نکنی ای نگار می ریزد

مرا ز دست هواهای خود رهایی ده

که آبروی مرا پیش یار می ریزد

تمام هر چه که دارم نثار مقدم تو

خدا کند که بمیرم به پای ماتم تو

***

با تشکر از آقای همدانی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1392/05/30

امام مجتبی(ع)-مدح-بقیع


به یمن مِهر تو شد از سراب، آب درست

بدون مِهر تو از آب شد سراب درست

نگاه کردن تو خلقت است تکویناً

نگاه کردی و شد ماه... آفتاب... درست

خدا به طرح تو پرداخت، شد امام درست

خدا به شرح تو پرداخت، شد کتاب درست

اگر قبول کنی من تراب نعلینم

مرا برای تو کرده ابوتراب درست

یکی برای حسین و یکی برای حسن

از این دو قطره فقط می شود شراب درست

بتول در عوض پیرهن برای حسین

برای صورت تو می کند نقاب درست

بقیع مظهر آبادی است پس عرش است

بهشت نیز شده از همین خراب، درست

××

"عتاب یار پری چهره" را کشیدم من

اگر چه هم نشود کار با عتاب درست

×××

از پایگاه روضه



موضوع : قبرستان بقیع، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1392/05/2

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


پیچیده در این کوچه‌ها عطر عبایت

همراه با نجوای زیبای دعایت

در جام چشمان زلالت شور داری

در کیسه با خرما مگر انگور داری؟

دارد شراب کوثری میخانه‌ی تو

شال شکوه حیدری بر شانه‌ی تو

با نان و خرما می‌رسی، من هم یتیمم

اما نه خرما، مست دستان کریمم

می‌زد به پایت بوسه لب‌های مدینه

ای خوش به حال نیمه شب‌های مدینه

در دست هایت یاکریمان لانه دارند

وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند

نوشیده‌ام با قدسیان ساغر به ساغر

نوشیده‌ام با نام تو تا جام آخر

از واژه‌ها مِی می‌چکید و می‌نوشتم:

سرمست آقای جوانان بهشتم

شمس ابن شمسی، آبروی آفتابی

با صحن خاکی، ساقی ابن بوترابی

میخانه‌ی خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی حساب است

این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد

روح القدس گویی هوای یک غزل کرد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1392/05/2

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد

از خاک پای تو دُر و گوهر درست کرد

ته مانده ی پیاله ی آب تو را گرفت

تا سلسبیل و چشمۀ کوثر درست کرد

از گرد و خاک رزم تو کولاک آفرید

از شیوه ی نبرد تو محشر درست کرد

باید برای وقت سکوتت ذبیح داد

باید هزار تا علی اکبر درست کرد

دل روی دل برای تو باید ضریح ساخت

باید حرم برای تو دلبر درست کرد

باید به جای شمع مزار تو آب شد

باید شبیه خاک مزارت خراب شد

عاشق شدن به گوشه نگاهت عجب نداشت

هر کس که دید روی تو را روز و شب نداشت

ای قبلۀ مدینه و درمان دردها

جز خانۀ تو، شهر مدینه مطب نداشت

با روی باز بر همگان لطف می کنی

حتی به سائلی که رسید و ادب نداشت

سهمش قبول توبه نشد هر که در قنوت

یا محسن و به حق حسن روی لب نداشت

 حیف! از صحابه تو کسی خوش مثل نشد

حیف! از زمانه ی تو که آقا! وَهَب نداشت

این جا نواده های تو صاحب حرم شدند

یعنی ارادت عجمی را عرب نداشت؟

در شهر ری مزار تو را یاد می کنیم

روزی رسد بقیع تو آباد می کنیم

***

از سایت بی پلاک



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1392/05/2
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


وقتی كه خدا خویش گرفتار حسن شد

خلقت همه یكباره خریدار حسن شد

جایی كه شود خالق ما عاشق مخلوق

این جاست كه دل عاشق و بیمار حسن شد

دانید كه مجنونیِ مجنون ز كجا بود

آن روز كه او لایق دیدار حسن شد

پرسند كجا یوسف كنعان شده عاشق

آن روز كه خود راهی بازار حسن شد

موسای نبی هر چه به كف داشت ز اعجاز

از ناحیۀ نام گهر بار حسن شد

عیسی اگرش بود دم گرم مسیحا

خود زنده ز یك غمزۀ دل بار حسن شد

آتش به خلیل است اگر بَرد و سلامت

یكدم متوسل سوی انوار حسن شد

از بسكه هلال رمضان زلف شكن بود

كامل شد و آئینۀ رخسار حسن شد

عباس اگر هست علمدار برادر

دیده است كه ارباب، علمدار حسن شد

انگار دوباره مُتجلّا شده حیدر

زهراست كه مادر شد و بابا شده حیدر

انبوهِ ملك آمده از عرش تماشا

گویند كه این یوسف زهراست خدایا!

این قامت رعنا، به خدا بُرده به مادر

این هیبت زیبا به خدا بُرده به بابا

خاضع تر از این طفل كه دیده است به گهوار

از لحظۀ اول بكند سجده به یكتا

گیسوی مُجعّد به رویش ریخته تا گوش

چشم سِیهَش بُرده دل از حضرت طاها

این گونۀ هموار و این چشم گشاده

دیوانه كند هركه شود شاهد آقا

لعل لب او بوسه گهِ ناب پیمبر

این خال سیاه است همان لؤلؤ لالا

خوشروتر از این ماه ندید است سماوات

او اَحسن خلق است و تبارك و تعالی

آیات و روایات مؤید به ولایش

دوم ولیِ خلق امامِ همه دنیا

او اصل صلات است و صلات است به او فرع

هرجا كه اصول است فروع است مقفّا

با هركه دلش غرق تمناست بگویید

واللهِ حسن یوسف زهراست بگویید



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1392/05/1

امام حسن مجتبی(ع)- مدح و ولادت


ای عاشقان به حُسن حسن ابتدا کنید

بر خلق و خوی فاطمی اش اقتدا کنید

باید که ما شبیه حسن مادری شویم

پس اقتدا به سیرۀ خیر النسا کنید

آری حسن به جود و کرم مادری تر است

کافی است اینکه قصد توسّل بجا کنید

لطف کریم زودتر از عرض حاجت است

دست طلب اگر بسوی مجتبا کنید

یعنی کریم زادۀ آل الکریم هاست

دستی به سفرۀ علیِ مرتضا کنید

هیبت ز مصطفی بَرَد و سطوت از علی

خوبست هر دو را طلب از مصطفا کنید

یک سر به بیت وحی ز باب الحسن زنید

دل را به زادگاه حسن آشنا کنید

این خانواده روزه به او باز می کنند

افطارِ نیمه را به لب یار وا کنید

معراج مصطفی به روی دست فاطمه است

یعنی بهشت، خانۀ دربست فاطمه است

بیت علی است مرکز راز و نیاز عشق

محرابِ خانه است و دو رکعت نماز عشق

باید به بیت وحی عبادت کنیم و بس

بی حبّ اهل بیت مَجو رمز و راز عشق

باید رَهی به بندگی اش دست و پا کنیم

داده خدا به دست حسن این جواز عشق

هر عشق بی جوازِ حسین و حسن خطاست

ننگی است در درون فضای مَجاز عشق

ما دین خویش را ز حسن بر گرفته ایم

روزی که شد به کشور ما اهتزار عشق

ما را حسن ز جور سلاطین نجات داد

روزی که شد سپاه علی سر فراز عشق    

پرچم بدستِ ناموَرِ بوتراب بود

وقتی که آمدیم همه پیشواز عشق

هر کس که مدّعیِ فتوحاتِ مُلک ماست

اینجاست مُلک در مُلک حسن، یکّه تاز عشق

ما را خود از ازل وطنی آفریده اند

مُلک حسین را حسنی آفریده اند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


ما را نوشته اند برای گدا شدن

کوچک شدن فقیر شدن خاک پا شدن

داده به ما غلامی اولاد فاطمه

ظرفیت طلا شدن و کیمیا شدن

این نوکریِ محض، می ارزد به نعمت

آدم شدن، بزرگ شدن، با خدا شدن

گشتیم زنده از علی و خانواده اش

امّید ما حسین و حسن را فدا شدن

هرگز به کار خلق دخالت نمی کنیم

ما را بس است خاک درِ مجتبی شدن

ما مست مست قطره ای از حوض کوثریم

دیوانگان لطف ولیعهد حیدریم

ای اولین ستاره ی شب های فاطمه

نامت شنیدنی است ز لب های فاطمه

پیچیده ذکرِ خیر تو از عرش تا به فرش

اول امامزاده ی دنیای فاطمه

از آن زمان که پلک دو چشم تو باز شد

شب ها تمام شد شب احیای فاطمه

مادر تو را به عشق ولایت بزرگ کرد

صفین رفته ای و جمل جای فاطمه

آگاه کن مرا ز مقامات مادرت

تعریف کن کمی ز مصلای فاطمه

کِی می رسد به خوبیِ تو شاهزاده ای

«تو مادری ترین پسر خانواده ای»



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1392/05/1
امام حسن مجتبی(ع)-مدح


با  تیـغ  نـظر سیـنه ســپر آمده بــودی

 دنبـــال  سر چـــند نفــــر آمـــده بــودی

رو بنـــد نینداخته لــشکر  سپر انداخت

تـو در جـــمــل انـگار جـگر  آمده بودی

در جنگ، علی دست به شمشیر نمی برد

وقتی کـه تــو  هـمراه پــدر آمـده بودی

فرصت نشد اصـحاب کــنار تــو بجـنگند

تـو یـک تـنه آنقدر قـدر  آمده بــودی

که حس من این است لبی نشنه نمی ماند

در کربـبلا هـم تـو  اگـر آمده بــودی

من معـتقدم کربـبلا جای تـو خالی ست

جای حرم و گنبد زیــبای تو خالی ست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ای علوی ذات و خدائی صفات

صدرنشین همۀ کائنات

سید سالار شباب بهشت

دست قضا و قلم سرنوشت

زادۀ طوبی و بهشت برین

نور خدا در ظلمات زمین

نور دل و دیدۀ ختمی مأب

سایۀ از پرتو نور خدا

علت غائی همۀ ممکنات

عمر ابد داد به آب حیات

پاکترین گوهر نسل بشر

از همه خوبان جهان خوبتر

جد تو پیغمبر نوع بشر

جن و ملک بر قدمش سوده سر

آینۀ پاک که نور خدا

تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سرسلسلۀ اولیاست

چشم پر از نور خدا مرتضی است

مادر تو دخت پیمبر بود

آیه ای از سورۀ کوثر بود

پرده نشین حرم کبریا

فاطمه آن زهرۀ زهرای ما

عاشق کل حضرت سلطان عشق

خون خدا شاه شهیدان عشق

باز ز یک گوهر و یک مادر است

ظل خدائی تواش بر سر است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31

امام حسن مجتبی(ع)- مدح


شعر و غزل برای تو گفتن عنایت است

 از بس که لطف حضرتتان بی نهایت است

 این جا سیاه کردن دفتر عبادت است

 اصلاً به افتخار تو ماه ضیافت است

 ابر کرم ببار که هنگام رحمت است

از گوشه های لعل لبت می چکد عسل

 دیوانۀ تو بوده و هستیم از ازل

 آقا بگیر دست مرا نیز لااقل

 ای قهرمان عرصۀ پیکار در جمل

 وقتی قیام می کنی اصلاً قیامت است

خاکی تر از تمامی شاهان عالمی

 زیباترین سرودۀ دیوان عالمی

 در امتداد دست تو چشمان عالمی

 قربان خال هاشمیت جان عالمی

 آن نقطه ای که نقطۀ آغاز خلقت است

ای سفره دار شهر نبی ای بزرگوار!

 ای توده های ابر کرم! بر زمین ببار

 وا می کنم به نام تو لب های روزه دار

 هرگز نمی روم به خداوند زیر بار

 باور نمی کنم که مزار تو خلوت است

تا می وزید بوی شما در فضای شهر

 می آمدند مردمی از جای جای شهر

 در ازدحام، کوچه و پس کوچه های شهر

 تا بنگرند جلوۀ یوسف نمای شهر

 یعنی نگاه کردن رویت عبادت است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31

  امام حسن مجتبی(ع)-مدح


گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

ای محشر امروز چه تشبیه بیارم

از قد تو فردای قیامت بنویسم

من قطره ام از عهده ی من بر نمی آید

از حضرت دریای کرامت بنویسم

لطف تو مرا پشت در خانه ات آورد

تا اینکه علیکم به سلامت بنویسم

شان تو نگنجید و از این قاب در آمد

دیدم که غزل مثنوی از آب در آمد

من ایل و تبارم سر این سفره نشستند

جمع کس و کارم سر این سفره نشستند

در باغ نگاه تو من کال رسیدم

پر سوخته بودم به پر و بال رسیدم

هم رنگ نگاه تو شده دامن دریا

آئینه زده ریسه به پیراهن دریا

اول نوه ی دختری خلق عظیمی

تو جلوه ی پیغمبری خلق عظیمی

مدیون تو هستند همه مردم عالم

نان عمل توست سر سفره ی آدم

مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته

از صندوق قرض الحسنت وام گرفته

حرف کرَم تو همه جا ورد زبان است

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31
امام حسن مجتبی(ع)-مدح


اگر کریم تویی مابقی گدا هستند

همیشه در طلبت دست بر دعا هستند

طبیب را چه نیازی ست، نسخه کافی نیست

تمام مردم این شهر مبتلا هستند

بگو که حاتم طائی بیاید آقا جان

بگو که مدعیان کرم کجا هستند؟

تویی که زندگی ات را سه بار بخشیدی

بقیه پیش تو در حدّ بچه ها هستند

کریم زاده همین است، دست او باز است

بقیه جیره خور سفرۀ شما هستند

تو ارث برده ای از آفتاب و آئینه

یتیم، اسیر، گدا با تو آشنا هستند

تو کافی است که لب تر کنی و گر نه همه

به وقت وصف تو در اصل با خدا هستند

خدا چقدر مرا دوست دارد آقا جان

و گر نه این همه مردم که بی شما هستند...!!!

خدا کند که کریمان همیشه خوش باشند

که تکیه گاه دل خلق بینوا هستند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31

امام حسن مجتبی (ع)-مدح


در مدح تو باید كه ببندیم دهان را

وقتی كه بریدند ادیبانه زبان را

بازار سر زلف تو از بس كه شلوغ است

انگشت به لب كرده زلیخا صفتان را

وصف مژه ها و خم ابروت مرا كشت

زحمت نده صیاد دگر تیر و كمان را

با تكه كلافی به وصال تو رسیدم

زهرا به حسابم زده این سود كلان را

تا سفره ی احسان كرم خانه تان هست

سائل نخورد ثانیه ای غصۀ نان را

ما بهتر از این روضه بهشتی نشناسیم

بهتر كه بچسبیم همین نقد جهان را

با طشت نگو كوچه ی غم خون جگرت كرد

ترسم كه به زینب برساند جریان را



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء