حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1392/04/31
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ای دوست به پیغام تو شادم اگر آید

چشمم به در و پیک وصالت ز در آید

گویند سحر بوى سر زلف تو دارد

بنشسته‏ ام ای دوست که وقت سحر آید

در بین محبّان تو هستم به سلامت

اى آن که کریمى و کریم زنده ز نامت

آواز به لب دارم و طرف چمن آیم

با نام تو بر درگه حق در سخن آیم

تا این که در رحمت حق را بگشایى

با ناله ی یا محسن حقّ الحسن آیم

کرده غم ما در دل ناز تو اقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

اى سبزى و زیبایى بُستان محمّد

سرسبزترین گل به گلستان محمّد

بر دست خدا در سحر ناز نشستى

چون جاى تو باشد روى دستان محمّد

این عرش نشینى بود از اوج مقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

ماه رمضان سفره ی لطف و کرم توست

فقر من مسکین به خدا همّ و غم توست

کردى تو سلامى عوض تهمت شامى

یمشون على الارض به وصف قدم توست

آیات خدا آمده در وصف مقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

سگ را ز سر سفرۀ خود طرد نکردى

با دشمن خود آنچه که او کرد نکردى

گرمى دل و زندگى ما کرم تست

جانم به فدایت که دلم سرد نکردى

نورى بده بر جان و دل از فیض کلامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

اى قبله ی حاجات خریدار گدا باش

ما را تو نگهدار به درگاه خدا باش

این جا من دلخسته به دنبال تو هستم

محشر تو به دنبال من بى سر و پا باش

اى صاحب دستور شفاعت به قیامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


آتش از مهر تو می گردد گلستان یا حسن

خار را فیض تو سازد لاله باران یا حسن

گر نسیمی از سر کویت وزد سوی جحیم

ناز در محشر کند بر باغ رضوان یا حسن

نی عجب کز شعله خیزد لاله در دامان حشر

گر برد نام تو را در نار، شیطان یا حسن

نیست هرگز دفتر اوصاف تو پایان پذیر

گرچه آید عمر این عالم به پایان یا حسن

از دو قرص نان بود کمتر به چشمش مهر و ماه

هر که گردد بر سر خوان تو مهمان یا حسن

هر که بی مهر تو دعویّ مسلمانی کند

کافرم خوانم اگر او را مسلمان یا حسن

گر کند روزی هزاران ختم قرآن دشمنت

نیست غیر از دشمن قرآن به قرآن یا حسن

تو کریم اهل بیتی ای کریم اهل بیت

عالمت یکسر گدا بر باب احسان یا حسن

دشمنت کز دشمنی در پیش رو دشمنام داد

شد خجل از جودت ای دریای غفران یا حسن

طاعت کونین اگر آرند روز حشر خلق

نیست با یک ذرّه از مهر تو میزان یا حسن

دشمنت در آتش قهر خدا سوزد چنان

کز عذابش می شود دوزخ گریزان یا حسن

تربتت بی سقف از آن باشد که در هر بامداد

بوسه بر قبرت زند مهر فروزان یا حسن

مدح تو ای پاکتر از آیه ی تطهیرهم

ناید از دست من آلوده دامان یا حسن



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دولت فقر را به هم زده و در بساطم غذا گذاشته است

به خدا روی سفره با دستش کاسه کاسه خدا گذاشته است

دست با برکتی ست دستی که کیمیا کرده است وقتی در

 کاسه های گدائی مسی ام سکه های طلا گذاشته است

او نشسته است کل روزش را سر یک سفره با جزامی ها

همه دنیا به دست او، اما روی دنیاش پا گذاشته است

با نگاهش به مرده جان داده، به یتیمان شهر نان داده

سرنوشت مرا عوض کرده، تا که بر لب دعا گذاشته است

خنده هایش چه رحم آمیز و اخم هایش چه درس آموزند

با بهشت و جهنمش ما را بین خوف و رجا گذاشته است

سهم او از من آتش عشق و سهم من هر چه او کرم بکند

سهم او را جدا گذاشته ام، سهم من را جدا گذاشته است

×××

برای شنیدن دکلمه این شعر توسط آقای حاذق اینجا را کلیک کنید.



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


ترنّم جلواتت نسیم آورده

وَ بوی نرگس چشمت شمیم آورده

خدا برای خودش آینه پدید آورد

دوباره یا علی و یا عظیم آورده

تبارك اله از این خلقت خداوندی

دوباره دست كریمی، كریم آورده

هر استخاره به یُمن قدوم تو خوب است

كه آیه های بِقَلبٍ سلیم آورده

نماز را به سوی قبله ی تو باید بست

برای كعبه هم امشب سهیم آورده

تویی مذلِّ مضلّینِ در صف شیطان

برای كفر، عذابی الیم آورده

به جلوه ی حسن هستی و با صفات علی

خدا قسیم جنان و جحیم آورده

به پاس مقدم تو آسمان، زمینی شد

برات، فرش به جای گلیم آورده

بهشت، روبروی كوی تو تواضع كرد

به كوی عشق مُقام و مُقیم آورده

علی تمام خودش را خلاصه یافته است

خلیل و روح الله و كلیم آورده

برای نوكری خانه ات درست شدیم

خدا به عشق شما یاكریم آورده

 (اسیر) در قفس یار می شود آزاد

صراط بندگی مستقیم آورده



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1392/04/31

امام حسن مجتبی (ع)-ولادت


درب دل می ‏زنم به نام حسن

سائل تشنه ‏ام به جام حسن

درب رحمت به روى دل وا شد

شد به کام دلم کلام حسن

می رسانم به اهل صوم و صلاة

در بهار خدا، سلام حسن

در شب چارده نمایان بین

نه فلک جلوۀ تمام حسن

باز دل ها شد نمک گیرش

این بود عادت مدام حسن

سفره دار مدینه را عشق است

بذل و جود و کرم مرام حسن

افتخارم  همین که در خلقت

نام من ثبت شد غلام حسن

ذکر خیرش نه حرف امروز است

از ازل شیعه شد به دام حسن

صلح او را قیام  صبر بخوان

در سکوت و سکون قیام حسن

پر ز خون کاسه جهان بى او

بى ستون است آسمان بى او

نه حیاتم بدون او تأمین

نه مماتم بدون او تضمین

نه نمازم بدون او مقبول

نه دعایم بدون او آمین

نه جهادم بدون او پیروز

نه زکاتم بدون او تحسین

نه صیامم بدون او افطار

نه قیامم بدون او تمکین

نه تولى بدون او ممکن

نه تبرى بدون او تدوین

نه نمک بى ولایتش خوش طعم

نه شکر بى محبتش شیرین

نه نگاهى بدون او مشروع

نه صداقى بدون او کابین

نه جنانى بدون او در کار

نه جهانى بدون او تأمین

نه ریاضت بدون او توفیق

نه سعادت بدون او تبیین

عالم آشفته بى تولایش

آدم آورده سجده بر پایش



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/10/21

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


ما را نوشته اند گدای کریم ها

چشمِ امید ما به عطای کریم ها

امروز نه ز روز ازل مست او شدیم

این هم عنایتی ز خدای کریم ها

حاجت نمی بریم به پیش طبیب شهر

ما را بس است خاکِ عبای کریم ها

روزیّ جن و انس و ملک دست مجتبی ست

کاری ندارد این که برای کریم ها

ما را حسین گریه کن مجتبی نوشت

هر کس حسینی است فدای کریم ها

کوریِ چشم دشمن بدخواه مجتبی

عرش خداست صحن و سرای کریم ها

ما را ببر بقیع و ز ما جان ما بگیر

این جان چه قابل است به پای کریم ها

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1391/10/18

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


ای کرم، خاک قدم‌هـای گدای در تو

ای فـدای نظر حُسن خـدا منظـر تـو

چشم ارباب کرم مانده به دست کرمت

آبـرو یافتـه خورشیـد ز گـرد حرمت

عرش، خشتی‌ست ز ایوان رفیع تو حسن!

وسعت ملک الهی‌ست بقیع تو حسن!

مهر تو شیرۀ جان، میوۀ باغ دل ماست

قبر بی‌شمع و چراغ تو چراغ دل ماست

پســــر اول زهــــرا و امـــام دوم

چارمین فـرد ز پنجـی و فـروغ سوم

بوسه‌های نبوی بـر دهنت گل کرده

آیت وحی خـدا از سخنت گل کرده

بوسه برداشته پیوسته دعا از لب تو

شانۀ عرش، نشـانِ نبـوی مرکب تو

حسنـی؛ حُسن خدای احـد ذوالمننی

در کمال و ادب و حسن و ملاحت حسنی

تو کریمی تو زعیمی تـو امامی تو ولی

کرده ده‌سال امامت به حسین‌بن‌علی

سینـه و شانـه و آغـوش محمّد جایت

گـل لبخنـد خـدا ریخته بـر سیمایت

وسعت ملک خدا سفرۀ مهمانی توست

خوش‌ترین ذکر خداوند، ثناخوانی توست

تـو ز طفلـی غــم ایـام، مکـرر دیدی

سوختی، آب شدی، داغ پیمبـر دیدی

شاهـد غـربت و تنهایی حیــدر بودی

تـا اُحـد گریه‌کنان همـره مادر بودی

تـو درِ خانــۀ آتـش زده را مـی‌دیدی

مادرت نقش زمین می‌شد و می‌لرزیدی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1391/10/18

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

اگر که ظرف نباشد توقع مِی نیست

شراب ها همه از فیض جام زاده شدند

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

تو امر کردی و تکویناً استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حَسن هم حرام زاده شدند

حسن حسین و یقیناً حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

همین دو تا پسر فاطمه همان اول

امام زاده شدند و امام زاده شدند

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند

چه بهتر است که بنشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1391/10/17

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


چه سفره ای، چه كرم خانه ای، چه مهمانی

چه میزبانی و چه روزیِ فراوانی

 چه ازدحام عجیبی یقیناً آقا نیست…

…گدایی درِ این خانه كار آسانی

دخیل دست كریمت شده ست میكائیل

فقط نه اینكه تو روزی دهِ هر انسانی

به رازقیّت تو می خورم قسم كه تو را

رها نمی كنم آنی و كمتر از آنی

هر آینه دل من چون كویر می خشكد

بدون لطف تویی كه جناب بارانی

بیا و بر دلم امروز یك دقیقه ببار

بیا و با نَفَست بویی از بهشت بیار

من و هوای تو و شوق نوكری كردن

تو و حوالی دنیا و سروری كردن

دلم اسیر تو شد، چشم های معصومت

چه خوب یاد گرفته است دلبری كردن

من عادتی شده ام، عادتی این اطراف

من و فراز بقیعت كبوتری كردن

همیشه روزی من را تو داده ای؛ ننگ ست...

....كنار سفره ی تو میل دیگری كردن

كریم شهر مدینه چقدر می آید

به دست های شما ذره پروری كردن

مرا كه ذره ی ناچیزتر ز ناچیزم

بیا و پرورشم ده كه دست آوریزم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1391/10/17

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه


ای کرامت به تو تمام، حسن!

وی گدای تو خاص و عام، حسن!

ای رسول و علی و فاطمه را

نام تو خوش ترین کلام، حسن!

قبر بی زائر تو کعبهٔ دل

حرمت مسجد الحرام، حسن!

این عجب نیست گر امام حسین

پیش پایت کند قیام، حسن!

پای تا فرق حُسن در حُسنی

که خدایت نهاده نام، حسن!

کعبه با آن جلال می گیرد

از مزار تو احترام، حسن!

کیستی تو کریم اهل البیت

کیستم من تو را غلام، حسن!

دوست دارم که در مدینه شبی

به مزارت دهم سلام، حسن!

زائر روضة البقیعم کن

سیدی، سیدی، امام، حسن!

با تو بودم کَرَم کن و مگذار

بی تو عمرم شود تمام، حسن!

خاک ذریهٔ رسولم کن

جان زهرا قسم، قبولم کن



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه

 

چراغ و چشم رسول خدا امام حسن

به جن و انس و ملک مقتدا امام حسن

هزار بارم اگر سر جدا شود، دستم

ز دامن تو نگردد جدا امام حسن

در آن زمان که نبودیم ما، ز لطف خدا

ولایت تو عطا شد به ما امام حسن

عجیب نیست مسیحا اگر شود بیمار

ز خاک کوی تو گیرد شفا امام حسن

تمام ارض و سما سفره کرامت توست

کریم کیست به غیر از شما امام حسن

فدای خُلق کریمت شوم که دشمن هم

کند ز کثرت عفوت حیـا امـام حسن

هـزار مـرتبه جـانم فـدای آن پدری

که کرد با تـو مـرا آشنـا امـام حسن

ز کـوه طـور بـود زائـر مـدینه کلیم

شود به کوی تو حاجت روا امام حسن

که گفته دور بقیع تو نیست زوّاری؟

ستـاده‌اند همـه انبیـا امـام حسن

بـه غـربتِ حرم بی‌چراغ تو سوگند

که هر دلی حرم توست یا امام حسن

بـه روز حشر کـه پیغمبران گرفتارند

تو را زنند خلایـق صـدا امـام حسن

دهان و صورت و چشم و لب تو را بوسید

هـزار بـار رسـول خـدا امـام حسن



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه


آن را که مبتلای حسن آفریده اند
غرق غم و بلای حسن آفریده اند
سینه زنیم و سینه ی ما جایگاه اوست
این سینه را سرای حسن آفریده اند
دیوانه وار نعره زنم مجتبی مدد
دل را پُر از هوای حسن آفریده اند
افراشته باد پرچم آقاییِ حسن
سر را به زیر پای حسن آفریده اند
باید که با مرام حسن آشنا شوی
ما را به اقتدای حسن آفریده اند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


خورشید گرم ظهرهای آسمان هستی

تا صبح تا شب تا سحر پیشم بمان هستی

تو ممکن نا ممکنی های هر امکانی

در ناگهانِ نیستی ها ناگهان هستی

تنها تو با زخم زبان ها خوش زبانی و

تنها تو با نامهربانی ها مهربان هستی

آنان که می گفتند تو باقی نمی مانی

رفتند و رفتند و ... تو اما همچنان هستی

وقت عبورت کوچه ی ما بند می آید

تو یوسف پیغمبر در این زمان هستی

باید برای تو عقیقه کرد بسیاری

آخر تو خیلی در نگاه این و آن هستی

اصلاً مزار تو برای ما خودش روضه است

یعنی همین که سال ها بی سایبان هستی

گیرم جواب گرمی ات را سرد می دادند

تو گرمی خورشید ظهری تو همان هستی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1391/10/1
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد

باید که تو را فاطمه مادر شده باشد

جد تو نبی بود نه اینطور بگویم

شک نیست که جد تو پیمبر شده باشد

جز بر در این خانه ندیدیم امامت

تقسیم میان دو برادر شده باشد

خورشید سفالی ست که در سیر جمالی

از بوسه بر این گونه منور شده باشد

بو می کشم ایام تو را باید از اخلاق

یک تکۀ تاریخ معطر شده باشد

ای حوصلۀ محض چه تشبیه سخیفی ست

با حلمت اگر کوه برابر شده باشد

با اینکه قضا دست تو را بست ندیدیم

جز آنچه بخواهی تو مقدر شده باشد

از عمر تو یک روز جمل آیۀ فتح است

با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1391/10/1
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت


محتاج سفره ات همه حتی کریم ها

خوردند دانه از کرمت یا کریم ها

هر صبح عطر کوی شما می وزد به ما

مستانه می وزد به دل ما نسیم ها

مست است دل ز عهد الستُ بربکم

ما سینه می زنیم در غم تو از قدیم ها

از قبر بی ضریح تو خورشید می دمد

ای جان! فدای غربت کویت کلیم ها

بر خاک قبر تو همه تعظیم می کنند

بنگر دمی به قامت قامت دو نیم ها

با صادق است و باقر و سجاد هم جوار

یا مجتبی بقیع تو باشد حریم ها



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


ای پسر اول زهرا حسن

سیـدنا سیـدنا یا حسن

صورت تو سورۀ فرقان و نور

چشم بد از روی دل‌آرات دور

عفو خدا شیفتۀ یاربت

عاشق «العفو» نماز شبت

وصف تو ممکن نبوَد با سخن

تو حسنی تو حسنی تو حسن

طلعت زیبات شده باغ گل

از اثـر بـوسۀ ختـم رسل

جای تو آغوش رسول خداست

مرکب تو دوش رسول خداست

بهر تو ای مهر تو خیرالعمل

دوش محمّد شده "نعم الجمل"



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/09/30

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات و شهادت


سنگ نگین اگر بتراشم برای تو

باید كه از جگر بتراشم برای تو

طوف سرت به شیوه ی حجاج جایز است

پس واجب است سر بتراشم برای تو

اكنون كه در ملائكه كس فُطرُست نشد

من حاضرم كه پر بتراشم برای تو

باشد كه من به سوی تو آزاد رو كنم

از چوب سرو در بتراشم برای تو

از اصفهان ضریح برایت بیاورم

یك گنبد از هنر بتراشم برای تو

صد فرش دستباف برایت بگسترم

گل های سرخ و تر بتراشم برای تو

بر مرقد تو لاله ی عباسی آورم

فانوسی از قمر بتراشم برای تو

از والدین، خادم درگه بسازمت

قربانی از پسر بتراشم برای تو

چون محتشم كه شعر برای حسین گفت

من شعر بر حجر بتراشم برای تو

ای كشته ی محبت تو حضرت حسین

پیداست در جلال تو كیفیت حسین



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

گر تاب و تبت ذکر حسن جان باشد

گر نان شبت ذکر حسن جان باشد

زهرا نگذارد به دلت غم باشد

گر روی لبت ذکر حسن جان باشد

×××

با تشکر از آقای شجاع برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1391/05/14

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


از ستاره می گیرم  اذن احترامم را

می برم زیارت گاه شعر نا تمامم را

عرش تا که می بیند مستیِ سلامم را

یک فرشته می پرسد اسم و رسم و نامم را

من به خاک می افتم لحظهٔ قیامم را

می دهم نشان آن گاه خانه امامم را

من که دست بر سینه هی سلام می خوانم

سائل نمک گیر خانهٔ کریمانم

علم و حلم را در عرش بیم کاسه ای هم زد

هی کرم اضافه کرد از کرامتش دم زد

نور روی او پاشید برق بین عالم زد

صنع بی نظیرش را در تنی مجسم زد

روی صورتش نقشی از نبی اکرم زد

هیبتش که بر او رفت نبض او منظم زد

باطنش که زهرا بود ظاهرش علی گردید

خلقت حسن مثل خلقت نبی گردید

دست سبز احسانش که بهار می بخشد

آیه های انفاقش بی شمار می بخشد

کل زندگیش را دو سه بار می بخشد

او به ما نمی بخشد او به یار می بخشد

به گدا به غیر از این اعتبار می بخشد

بر کویر احساسش سبزه زار می بخشد  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم

گره کور نداریم فقیر حسنیم

نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم

کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم

پیرو راه حسینیم و پریشان حسن

همه گویند به ما بی سر و سامان حسن

در دل مادرمان فاطمه جایی داریم

منصب نوکری شاه وفایی داریم

از عنایات حسن نان و نوایی داریم

خودمانیم چه روزی و بهایی داریم

روی هر شاپرکی را به خدا کم کردیم

رمضان تا رمضان دور حسن می گردیم

حال دادند به ما باز چه بی اندازه

تازه شد ماه خدا حال و هوایش تازه

رمضان از قدمش گشت پر از آوازه

شده استان کرم صاحب یک دروازه

بازهم خیره کننده شده این شادی دل

آمده روز شریف حسن آبادی دل

دست و دل بازترین مرد در این دنیا اوست

اولین معجزه فاطمه و مولا اوست

دل پر از شوق گدایی است اگر آقا اوست

بانی تا ابد خیریه زهرا اوست

همه فخر حسین است علمداری او

الگوی حضرت عباس وفاداری او  



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1391/05/14
امام حسن مجتبی(ع)-مدح


به نبی ثمری به علی پسری

تو به پیکر فاطمه بال و پری

تو به شام سیاه دلم سحری

تو فقط به اشاره دلم ببری

که تو آخر جود و کرم حسنی

به قشنگیِ تو احدی نبوَد

به شجاعتِ تو اسدی نبوَد

و به جز نفست مددی نبوَد

تو بتاب، قمر، عددی نبوَد

که تو آخر جود و کرم حسنی

نرسد احدی به نجابتِ تو

به فصاحت لهجه و صولت تو

به متانت و هیبت و شوکت تو

به قداست و عزت و غیرت تو

که تو آخر جود و کرم حسنی

تو خدای کرم شهِ محترمی

تو غریب مدینه و بی حرمی

تو امام منی و تو سرورمی

تو حساب و کتاب و تو محشرمی

و تو آخر جود و کرم حسنی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


دیشب گذری کردم از کوچۀ میخانه

دیدم همه مستان را دیوانـۀ دیوانه

ساقیِ بلاجویان شاداب و لبِ خندان

می داد به سرمستان پیمانه به پیمانه

من بودم و تنهایی در حلقۀ شیدایی

دستی ز کرم آمد ناگـاه روی شانه

گفتا منشین خاموش در محفل ما رندان

برخیز غزل خوان شـو مستانۀ مستانــه

سرمست بخوان یا هو جای نگرانی نیست

مولاست که می بخشد عیدانۀ شاهانه

برخواستم و خواندم یا محسـن و یا مُجمِل

ما را بنواز امشب ای لطف کریمانه!

هو هاتـــفی از یثرب می گفت دم مــغرب

افطار بفرمایـید از سـفرۀ جانانـه

فـــرمود کسی مولا فــرموده بفرمایــید

کردند همه طاعت فرمان ملوکانـه

چه سفرۀ رنگینی گسترده به ایوان بود

بسم الله هنگام افطار «حسن جان» بود



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1391/05/13

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ای دل از این نداری خود دست برندار

 از چشم نو بهاری خود دست برندار

 یعنی ز وضع جاری خود دست برندار

 از حسن هم جواری خود دست برندار

 هر لحظه فرصت نفحاتی دوباره هست

 وقتی کریم هست یقین کن که چاره هست

 گفتم بیایم از نفست زیر و رو شوم

 دنبال نان سفرۀ تو کو به کو شوم

 مثل نسیم با کرمت روبرو شوم

 من هم به لطف عام تو با آبرو شوم

 دیدم ته صفوفِ گداها نشسته ام

 یک کوچه مانده آخر دنیا نشسته ام

 پر می کشند با پر و بالت نسیم ها

 تا آن سوی بلندی قد حریم ها

 خواهش بهانه ای ست که از آن قدیم ها

 افتاده در نگاه همه یا کریم ها

 دست مرا بگیر مرا یک ستاره نیست

 «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست»

«یک» خواستم، عطای تو چندین برابر است

 لطف کم تو از سر دنیا فراتر است

 اصلا کلید باغ بهشتی بر این در است

 «از هر زبان که می شنوم نامکرر است»

 یک قصه بیش نیست که ما سر سپرده ایم

 هر نان تازه را سر این سفره خورده ایم  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1391/05/13

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ما را نشانده اند سر سفرهٔ کریم 

یکباره خوانده اند سر سفرهٔ کریم 

از عرش هم تمام ملائک یکی یکی

گیسو فشانده اند سر سفرهٔ کریم

از بس کریم بود که انگشت بر دهن

یک عده مانده اند سر سفرهٔ کریم

حاتم که هیچ، طایفه ی حاتمان همه

خود را رسانده اند سر سفرهٔ کریم

مهمانِ خوانده هست ولی باز بیشتر

خیل نخوانده اند سر سفرهٔ کریم

...

اصلاً بهشت را به پشیزی نمی خرند

آن ها که مانده اند سر سفرهٔ کریم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن(ع)-مدح


این آینۀ حسن خداوند تعالاست

این پرتو حسن ازل از صبح تجلّاست

این سورۀ یاسین به روی دامن کوثر

این مصحف نور است که بر شانۀ طاهاست

این نجل علی اشرف اولاد محمّد

این خوب‌ترین سلسلۀ آدم و حواست

گه سورۀ «والیل» و گهی سورۀ «والشمس»

گه بر سر دست نبی و حیدر و زهراست

در مصحف زیبای رخش سورۀ مریم

در عطر بهشتی نفسش روح مسیحاست

او مثل علی بر همۀ خلق، امام است

حکمش همه جا حکم خداوند تعالاست

گر جنگ کند، جنگ بوَد بر همه واجب

ور صبر کند، صبر برای همه زیباست

هر نکته که او گفت خدا گفت خدا گفت

هر امر که او خواست خدا خواست خدا خواست

هر چند حیات دین، از خون حسین است

با صبر حسن، قامت اسلام بوَد راست

ما پیرو صلح حسن و جنگ حسینیم

امر است ز مولا و اطاعت همه از ماست

گر امر به صلح آید، یا حکم به نهضت

اسلام همان پیروی از گفتۀ مولاست

این صلح بوَد سخت‌تر از غزوۀ خیبر

این صبر همان صبر علی در دل اعداست

یارب تو گواهی که به هر واقعه ما را

بر دامن اولاد علی دست تولّاست

با خون دل شیعه نوشتند ز آغاز

دینی که خدا گفته تولّا و تبراست

یاران ولایت همـه‌جا عبد خدایند

آنان که جدا از حسنینند، جدایند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
جمعه 1391/05/13

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


پروازمان دهید که بی بال و پر شدیم

یک عمر در هوای شما در به در شدیم

کالیم و خشک و زرد، خدا را چه دیده ای؟

شاید به لطفِ یک نفست بارور شدیم!

تو آب زاده ای پدرت هم ابوتراب

رزقی به ما دهید که بی برگ و بر شدیم

هر چه شما کریم تری ما گداتریم

از اعتبار نام شما معتبر شدیم

ما را به راه راست کشاندی تو یا کریم

ما در مسیر تو ز خدا با خبر شدیم

آقاییِ تو شاملِ حالِ گدا شد و...

ما هم به نوکری شما مفتخر شدیم

ما را به نامتان "حسنی" ثبت کرده اند

ما سال هاست حلقه ی آویزِ در شدیم

آقاترین جوانِ جوانانِ جنتی

بی بارگاه و صحن ولی با کرامتی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در کوچه می وزند به شوقش نسیم ها

گل می کنند در نفس او شمیم ها

در دست هاش یاس  و انار و کبوتر است

وقتی که می رسند کنارش یتیم ها

بر شانه آسمان اجابت نشانده است 

پر می زنند دور و برش "یاکریم"ها 

غلطانده است آن شتر سرخ را به خون

تا بیش از این شکسته نگردد حریم ها

از کوچه ها و خاطره هایش گریز نیست

خونین جگر مانده حسن از قدیم ها

شیرین تر از عسل به لب قاسمش رسید

وقتی که کشته شد به بلای عظیم!...ها!



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

ما را کشانده ای به کجا ای عشق! جایی که دورتر ز فراسوهاست

 تنها ولی همیشه پر از غربت، این جا سکوت، غرق هیاهوهاست

 وقتی که از سفر خبرت دادند، حالا که خوب بال و پرت دادند،

 دیگر همیشه با همه سختی، عشق، تنها دلیل کوچ پرستوهاست

 وقتی که شهر از غم تو دورند، جایی که در عزای تو مسرورند،

 هفتاد جرعه زهر جفا خوردن، شیرین تر از حلاوت کندوهاست

 دل ها اگر چه با تو نجوشیدند، از گوش ها صدای تو را چیدند،

 بی تو ولی معاویه ها دیدند، نامت همیشه زینت بازوهاست،

 تو بی گمان امیر عرب هستی، در غیرت سپاه تو شکّی نیست

 با زخم های تازه مدارا کن، حالا که زهر، مرهم داروهاست

 اینجا همیشه دل، گذری دارد، شاید بهار تازه تری دارد،

 از هر طرف بهشت، دری دارد، راهی به سمت کوچه ی شب بوهاست...

×××

با تشکر از خانم باختر برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/05/12

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه

 

وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد

باید که تو را فاطمه مادر شده باشد

جدّ تو نبی بود، نه این طور بگویم

شک نیست که جدّ تو پیمبر شده باشد

جز بر در این خانه ندیدیم امامت

تقسیم میان دو برادر شده باشد

خورشید سفالی است که در سیر جمالی

از بوسه بر این گونه منور شده باشد

بو می کشم ایام تو را - باید از اخلاق

یک تکۀ تاریخ معطر شده باشد

ای حوصله محض چه تشبیه سخیفی ست

با حلمت اگر کوه برابر شده باشد

با اینکه قضا دست تو را بست ندیدیم

جز آن چه بخواهی تو مقدر شده باشد

از عمر تو یک روز جمل آیه فتح است

با صلح اگر مابقی اش سر شده باشد

فریاد سکوت تو چه آهنگ رسایی است

شاید پس از آن گوش جهان کر شده باشد

دق داد محبان تو را گر چه سکوتت

غوغای تو روزی ست که محشر شده باشد

روزی که به اعجاز تو مبهوت بمانند

شک ها همه تبدیل به باور شده باشد

خون جگرت ریخت نه در تشت که در دشت

داغ گل سرخی ست که پرپر شده باشد

در مکتب تو رشد سریع است عجب نیست

فرزند تو هم قامت اکبر شده باشد

آن چشم که گریان نشود روز قیامت

چشمی ست که از غصه تو تر شده باشد

باور نتوان کرد که خاکی ست مزارت

جز آن که ضریح تو کبوتر شده باشد

ای جان علی ریشه غم را بکن از دل

هر چند که اندازۀ خیبر شده باشد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/05/12
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


چه می شود که دوباره مجالمان بدهی

و وسعتی به فضای خیالمان بدهی

برای آن که بیاییم در بقیع شما

برای آن که بیاییم بالمان بدهی

چه می شود که برای گرفتن حاجت

برای این همه پاسخ سوالمان بدهی

کنار حج که دعای مدام این ماه است

سفر به شهر مدینه به فالمان بدهی

و چند ساعت دیگر از این ضیافت را

قنوت و اشک و دعا، حسّ و حالمان بدهی

برای آن که ضریحت به قم بنا گردد

چه می شود که شما هم مدالمان بدهی

شما ترنم زیبای شعر بارانی

تو آن دلی که ربودی دگر نمی رانی

رطب بده به گدایت برای افطارش

شفا بده به دل و سینه ی گرفتارش

کمک کنید نیفتد درون این دنیا

دعا کنید نیفتد به دوزخ آمارش

نوشته اند غلامت بهشت می آید

بهشت می برد او را خودش به اصرارش

هر آن که وقف تو شد با نگاه مادرتان

عجیب رونق خوبی گرفت بازارش

خرابه های دل و فکر و ذهن را آقا

سپرده ام به نگاهت به دست معمارش

شمیم یاس مدینه ز سمت خانه ی توست

برای آن که بیابد تو را طرفدارش

شفاعت است برایم قنوت سبز شما

حماسه است همیشه سکوت سبز شما  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء