حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1391/05/12

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

سرم را در عدم خاک تو کردند

تو را سینه، مرا چاک تو کردند

تو را با ناز لولاک آفریدند

مرا اِعراب لولاک تو کردند

تو را در حمد، مالک نام دادند

مرا هم جُزء املاک تو کردند

اگر ما را گِل از عشقت سرشتند

به آب چشم نمناک تو کردند

حدیث شمع را بر خاک لیلى

از آن بزم طرب ناک تو کردند

تو فهمیدى گدایت مستحق است

مرا ممنون ادراک تو کردند

چه روى دل گشائى دارى اى یار

عجب بزم صفائى دارى اى یار

مُقیم شال سبز دلبرانم

سرشکم کز گریبانى روانم

نرویَد از مزارم جُز لطافت

که من هم بهره‏مند از آسمانم

به جز خاک قدوم عشق بازان

نباشد در میان سُرمه دانم

خریدار غمم، مسکین دردم

گرفتار توأم سرگرم جانم

گدایت جبرئیل و عرش جایت

رسولى، بنده‏اى، ربّى ندانم

پریشانم اگر دیوانه هستم

سر زلفى پىِ یک شانه هستم  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/05/12

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


قیام سبز در عالم پدیده ی حسن است

 که سیب سرخ، یقیناً رسیده ی حسن است

 دلی که جای قدوم حسین گردیده

 به یمن گوشه نگاهی ز دیده ی حسن است

 غزل سروده شده از ازل برای حسین

 ولی حسین پیام قصیده ی حسن است

 اگر که کرببلا شد علم بدان جانا

 قیام کرب و بلا خود پدیده ی حسن است

 حسن به گریه کنان حسین می بالد

 حسین اشک چکیده ز دیده ی حسن است

 تمام عمر به دنبال رایت حسنم

 که من غلام حسین از عنایت حسنم

×××

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این شعر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1391/05/12
امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه


ای پســر اول شیــر خـــدا

ای بـه حسین‌بن‌علـی مقتدا

کـل محمّـد! و تمـام علـی!

بـر قد و بـالات سلام علـی

تمــام ‌قـد، آینــۀ کبـریــا

مــدال دوش خاتــم‌الانبیـا

تجسـم جمـال سـرّ و علـن!

کریـم آل فاطمـه یـا حسـن!

چشـم خدا محو تمـاشای تو

ارض و سما غرق تجلای تو

طلعـت زیبات حسن در حسن

بلکه سراپـات حسن در حسن

روی تـو تفسیـر تبـارک شده

ماه صیام از تـو مبـارک شده

ماه خـدا عـاشق شب‌های تو

روزه گشوده است ز لب‌های تو

مدح تو شـد زینت لـوح و قلم

بیـن امامـان بـه کـرامت علم

مظهر حُسن ذوالجلالی حَسن

چــارده آیینـه جمـالی حسن

مـاهِ ســر شـانــۀ پیغمبــری

مصـحف روی سینـۀ حیـدری

مدح تو وحی خالق سرمد است

خواندن آن به عهدۀ احمد است

جود و کرم هماره پا بست توست

دست کرامتِ خدا دست توست

دانش کل، قطـره‌ای از علم تو

خصـم، خجـالت‌زدۀ حلــم تو

ســلام بـر دسـت یداللّهـی‌ات

بــه ذوالفقــار اســداللّهـی‌ات



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1391/05/11
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


این خانواده آینه های خدائی اند

در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند

اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند

فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز

اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم

مشغول لحظه های شریف گدائی اند

سوگند می خوریم كه پروانه زاده ایم

همسایه ی قدیمی این خانواده ایم

تو آسمان جودی ما یا كریم تو

پرواز می كند دل ما تا حریم تو

احساس می كنم به تو نزدیك میشوم

وقتی كه می وزد سر راهم نسیم تو

وقت كرامت است كه از راه آمده است

آن آشنای كوچه نشین قدیم تو

قرآن بی بدیل، حروف مقطّعه

كی می رسم به فهم الف لام میم تو

سوگند می دهیم خدا را در این سحر

بر پینه های رحمت دست كریم تو

ما را همیشه سائل دست شما كند

ما را به زیر پای شما خاك پا كند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

ناگهان آسمان بهاری شد

عشق در کوچه ها جاری شد

نور ماه مدینه را تا دید

عرق شرم ماه جاری شد

عطر شوق ملک چکید از عرش

قطره قطره چه آبشاری شد

آسمان غرق بوسه اش می کرد

گونه هایش ستاره کاری شد

آسمان خنده کرد و خانه وحی

از غم روزگار، عاری شد

روی پیشانی اش که چین افتاد

خم ابروش ذوالفقاری شد

چه صف کفر را به هم می ریخت

بر دل کفر، زخم کاری شد

لحظه ها ماندگار و زیبا بود

روزها مثل روزگاری شد...

...که خدا قلب کعبه را وا کرد

 و جهان غرق بی قراری شد

اسوه صبر بود و صلح و صفا

او خداوند بردباری شد

***



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1390/05/23
امام حسن مجتبی(ع)-مناجات

 

اگر یك تبسم، حسن می شدیم

مرید خصال حسن می شدیم

دل روشنش را ورق می زدیم

و با نور او هم سخن می شدیم

ز بوی كرامات او چون بهار

 شكوفا و گل پیرهن می شدیم

به باغ جمالش، قدم می زدیم

 شبی بلبل آن چمن می شدیم

 برای پراكندن عطر او

 جهان گرد، چون نسترن می شدیم

 چو گیسوی عرفان، به دست حسن

 شكن، در شكن، در شكن، می شدیم

 برای تماشای صبر خدا

 به گرد حسن انجمن می شدیم

ز او می گرفتیم، ما مشق نور

 به تعلیم او، شب شكن می شدیم

چو او، بر هوس بانگ "لا" می زدیم

 "بلی" گوی عشق كهن می شدیم

 حسن، فصل پیوند دل های ماست

 بدون حسن، " ما " و " من " می شدیم

 نبودیم اگربسته مهر او

 به مولا قسم ، ریشه كن می شدیم

 حسن سیرتان وارث آدمند

 چه خوب است ما هم ، حسن می شدیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1390/05/22

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

جان می تپد از خوبی یاری که گرفتیم

آقای کریم است نگاری که گرفتیم

پاکیزه شد آیینهٔ محراب سحرها

رفته غم آن گرد و غباری که گرفتیم

از ثانیه تا ثانیه اش عطر بهشت است

با این همه احساس بهاری که گرفتیم

دیدند قلم کاریتان را به دل ما

زیباست خط و نقش و نگاری که گرفتیم

نذر نفس گرم شما بود... دو نان از

نانوای خیابان کناری که گرفتیم

با لقمه ای از سفره تان تا به همیشه

سیریم از این داری و نداری که گرفتیم

گفتند اذان وقت غزل خوانی من شد

افطار طرب ناک لبم نام حسن شد

ای چتر بلندت به سر بی سر و پاها

بی مثل ترین است گل نام شماها

انگار نشسته است به حُسن سَکَناتت

راه و منش فاطمه، آرامش طاها

آغاز کریمانه هر وعده از این سو

آن سوی کرم خانه ی تو تا به کجاها

خالی نشده کوچهٔ احسان نگاهت

هر لحظه پر از سیل بروها و بیاها

هر وقت که بند آمده راه نفس شهر

یعنی دمِ در آمده آقای گداها

جبریل چه بی صبر و پر از دغدغه پرسید

کی می رسد ای خوب ترین نوبت ماها

شیرین و گواراست حسن جان محمد

شاداب ترین سبزه و ریحان محمد  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

اول تو را سرشته و انسان درست کرد

شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد

بعداً گِل اضافیتان را افاضه کرد

تا از من خراب مسلمان درست کرد

می خواست رحمتش همه جا را بغل کند

با اشک های چشم تو باران درست کرد

باید برای بندگی سجده هایمان

یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد

بالم اگر به درد پریدن نمی خورد

یک سایبان که می شود از آن درست کرد

من زندۀ نسیم مسیحا دم توأم

آدم اگرشدم به خدا آدم توأم

تو ابتدای نسل طهورای کوثری

تو رود خانۀ زهرای اطهری

باید علی و فاطمه ای ظرف هم شوند

تا اینکه آفریده شود چون تو گوهری

کار خداست این که پیمبر پسر نداشت

وقتی توئی نیاز ندارد به دیگری

نسل مطهر نبوی، نسل دختری است

با این حساب تو حسن ابن پیمبری

گفتند زاده ی اسد الله غالبی

صبح جمل که شد همه دیدند حیدری

می خواستند پیش همه کوچکت کنند

کوری چشم عایشه ها از همه سری

یک روز اشک و گریه برای تو میکند...

...با شصت روز اشک حسینی برابری

ای ارشد تمام پسر های فاطمه

ای اولین حسین سحر های فاطمه  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1390/05/22

امام حسن مجتبی (ع)-مدح و شهادت

 

ای وسعت بهاری بی انتهای سبز

مرد غریب شهر ولی آشنای سبز

روح اجابت است به دست تو بسکه داشت

باغ دعای هر شب تو ربنای سبز

هر شب مدینه بوی خدا داشت تا سحر

از عطر هر تلاوت تو با صدای سبز

سرسبزی بهشت خدا چیست؟ رشته ای

از بالهای آبیتان آن عبای سبز

از لطف اشکهای سحر غنچه داده است

در دامن قنوت شبم این دعای سبز

کی می شود که سایه کند بر مزار تو

یک گنبد طلا ئی و گل دسته های سبز

آن وقت تا قیام قیامت به لطفتان

داریم در بقیع تو یک کربلای سبز

یا می شود دلم گل و خشت حریم تو

یا می شود کبوتر تو، یا کریم تو

تو سرو قامتی تو سرا پا ملاحتی

آقا تو حسن مطلقی و بی نهایتی

خاک زمین که عطر حضور تو را گرفت

از یاد رفت قصة یوسف به راحتی

ایوب که پیمبر صبر و رضا شده

از لطف توست دارد اگرحلم و طاقتی

بی شک و شبهه دست توسل زده مسیح

بر دامنت اگر شده صاحب کرامتی

یاد پیامبر به خدا زنده می شود

وقتی که گرم ذکر و دعا و عبادتی

حتماً برای خواهش دست نیازمند

دست تو داشت پاسخ سبز اجابتی

وقتی میان معرکه شمشیر می کشی

تنها تویی که مرد نبرد و رشادتی

با تیغ ذوالفقار که در دستهای توست

بر پا شده به عرصة میدان قیامتی

بر دوش سیدالشهدا بود رایتت

عباس بود آینه دار شجاعتت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن(ع)-مدح و شهادت

 

باز هم زائر سپیده شدم

در حوالی عشق دیده شدم

مرده بودم و با نگاه شما

مثل روحی به تن دمیده شدم

تا بیایم مرا صدا زده ای

نام من گفتی و شنیده شدم

از قدم های با طراوت تو

مثل باران شدم چكیده شدم

میوه ی كال شاخه ای بودم

كه به لطف شما رسیده شدم

تا به بار آمدم مرا كندی

با دو دستی كریم چیده شدم

تو مرا از خودم جدا كردی

و برای خودت سوا كردی

مثل باران همیه می باری

با قدومت بهار می آری

در كویر دلم بگو آیا

دانه عشق خود نمی كاری

طعم لبهای توچه شیرین است

بس كه زیبایی و نمك داری

تا كه بر هر غریبه رو نزنم

دست خالی مرا نمی ذاری

منهم از راه دور آمده ام

می دهی این غریبه را یاری

تشنه لطف جام دست توام

دعوتم می كنی به افطاری

مستی وباده هِی چه می چسبد

وقت افطار مِی چه می چسبد  



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی (ع)-مدح

 

آن که در ماه خدا شد ماه بی همتا تویی

آن که بر دوش رسول الله دارد جان تویی

آن که بخشیده است جان بر پیکر تقوا تویی

آن که بربوده دل از صاحب دلان یک جا تویی

آن که سر بسپرده بر آیین فرمانت منم من

وان که بین دوستان گشته ثنا خوانت منم من

ای شکسته خسته ای در شیوه صلح تو پیدا

دوست از صبرت به حیرت دشمن از صلح تو رسوا

جنگ کردی تا شود برنامه اسلام اجرا

صلح کردی تا قیام کربلا گردید بر پا

صلح و صبرت بود دام دیگری بر خصم غافل

ور نه هرگز آشتی با هم ندارد حق و باطل

تو همان مردی که در جنگ جمل شمشیر بستی

چون علی در حین چالاکی به سدر زین نشستی

قلب لشکر را دریدی پشت دشمن را شکستی

رشته جان گَلان را بی امان از هم گسستی

مر مرا باور نیاید دست روی هم گذاری

خواستی آن جا گلوی کفر را در هم فشاری

تو ولیّ حقی و حق خوانده بر هستی امامت

صبر شد پیروزیِ اسلام در صلح و قیامت

وحی منزَل هست مانند کلام الله پیامت

وین نباید برد جز با عزت و تمجید نامت

میثم این الهام را از آیه قرآن گرفته

با تولای تو در دل پرتو ایمان گرفته



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی )ع)- مدح

 

آری حسن به قول علی میرمؤمنین

دست خدای بود كه آمد ز آستین

ستوار كوه حلم و بلند آیت وقار

سرشار بحر بینش و ركن بنای دین

جنگی به رنگ صلح علیه ستمگران

چونانكه كند ریشه‌ی بیداد و كفر و كین

دشمن به اوج قدرت و انصار ناتوان

اسلام در مخاطره در بین آن و این

با بینش خدایی و ادراك معنوی

دریافت آن به حكمت حق آیت مبین

كز جنگ جز شكست نصیبی نمی‌برد

می افتد از شكست خلل در اساس دین

مّا به صلح، دین رهد از آفت زوال

به به از این درایت و اندیشه‌ی رزین

صلحی كه بود ضامن حفظ و بقای شرع

صلحی كه بود هادم اوهام مفسدین

زین صلح شد زمینه مهیا كه پر كند

از صیت حق حسین، همه پهنه‌ی زمین

زین صلح شعله‌های فتن برنشست، تا

خیزد به دشت عشق، چنان شور آتشین



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
شنبه 1390/05/22
امام حسن مجتبی (ع)-مدح

 

ای نور قدیم کردگاری

 ای تازه تر از گل بهاری

 گل با همه حُسن پیش رویت

 خاری بود از جمال، عاری

زان دیده مست نرگس آموخت

 خود شیوه مستی و خماری

 در شام فراق عاشقان را

 گیسوی تو رمز بی قراری

 ماه رمضان ز روی ماهت

 شد چشمه مهر کردگاری

 نور تو صفای طور سیناست

 کوی تو حریم دلسپاری

 بر سینه خاک مدفن تست

 رخشنده مدال افتخاری

 ای نور زمین و آسمان ها

 ای آینه جمال باری

 بر لوح زمان به خط زرین

 گفتار تو مانده یادگاری

 از نور تو ای چراغ دانش

 تاریکی جهل شد فراری

 عید است شها گدای خود را

 از بارگهت مران بخواری

 خاموش (حسان) که خود شه دین 

 داند ره و رسم بنده داری



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13

امام حسن مجتبی (ع)-مدح

 

تشنه قطره ای از کوثر جام حسنیم

همه محتاج عنایات مدام حسنیم

به خدا شیعه و مأموم حسن بود حسین

ما غلامی ز غلامان غلام حسنیم

گر گرفتار حسینیم و اسیر زینب

کربلایی شده با لطف امام حسنیم

کاش آباد شود بارگه ویرانش

که ببینیم کبوتر سر بام حسنیم

کوری عایشه ها ما حسنی می باشیم

روز محشر همه مبعوث به نام حسنیم

صلح او حافظ فتیان بنی هاشم شد

همه مبهوط زوایای قیام حسنیم

اِستَعِدَّ لِسَفَر گفت و سفر طولانی است

همه عمر سر خوان کلام حسنیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13
امام حسن مجتبی (ع)-مدح


روزی حسینی، حسنی دارم و بس

در مملکت ری وطنی دارم و بس

عشاق ره عشق سبکبال ترند

من نیز فقط پیرهنی دارم و بس

دوری مسافت نشود مانع من

تا شوق اُویس قرنی دارم وبس

حالا که حرم نیست، مرا شمع کنید

امشب هوس سوختنی دارم و بس

دنیا تو اگر یوسف کنعان داری

من نیز امام حسنی دارم و بس

تا لطف حسن هست، خریداری هست

تا زلف حسن هست، گرفتاری هست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
امام حسن مجتبی (ع)-مدح و مناجات

 

هر كه بشنیده صداى مجتبى

تا ابد شد مبتلاى مجتبى

در دو عالم پادشاهى مى‏كند

هر كه شد عبد و گداى مجتبى

چون سگ یثرب پى یك لقمه‏ام

بر سر خوان عطاى مجتبى

هر كه یك لحظه بگرید بر حسین

عاشقش گردد خداى مجتبى

سالها بهر حسین باید گریست

تا كنى درك عزاى مجتبى

باید از عباس او گیرى مدد

تا كه باشى خاك پاى مجتبى

هرچه دارى خرج كن در این عزا

تا كنى كسب رضاى مجتبى

گر شوى بیمار درد مادرش

مى‏رسد بر تو دواى مجتبى

گر شدیم عبدالحسین از كودكى

بوده از لطف و دعاى مجتبى



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13
امام حسن مجتبی (ع) –مدح و مناجات

 

مست از غم توام، غم تو فرق می کند

محو توام که عالم تو فرق می کند

با یک نگاه می کشی و زنده می کنی

مثل مسیح، نه، دم تو فرق می کند

یک دم نگاه کن که مرا زیر و رو کنی

باید عوض شد آدم تو فرق می کند

تنها کمی به من نظر لطف می کنی؟

آقای مهربان! کم تو فرق می کند

زخمی است در دلم که علاجی نداشته است

جز مرحمت که مرهم تو فرق می کند

اشک غمت برای من احلی من العسل

گفتم برای من غم تو فرق می کند

صلح تو روضه است، حماسه است، غربت است

ماهی تو و محرم تو فرق می کند

باید خیال کرد تجسم نمود، نه؟

نه؛ گنبد تو، پرچم تو، فرق می کند

لختی بخند قافیه ام را به هم بریز

آقای من! تبسّم تو فرق می کند



موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

  

ما از تو به جز کرم ندیدیم

جز سفره ی محترم ندیدم

روزی که بقیعمان کشاندی

گشتیم ولی حرم ندیدیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13

امام حسن مجتبی (ع)-مدح و شهادت

 

خنده ی ختم رسل می‌شکفد از لب تو

روح عیسی به فلک، پر زند از «یارب» تو

چشم خورشید بوَد، فرشِ رهِ کوکبِ تو

جان عالم به فدای تو و امّ و اب تو

بـه هـزار اسم خـدا، ماه هزار انجمنی

پای تا فرق همه، حسن خدایی، حسنی

*****

باغ وحی از نفس پاک تو، جان می‌گیرد

مؤمن از مهر شما، خطّ امان می‌گیرد

صد چو داود به مدح تو زبان می‌گیرد

روح از گردش چشم تو روان می‌گیرد

ای دعـا شیفتـه ی شعلـه ی تـاب و تـب تـو

تو که هستی که بُوَد دوش نبی، مرکب تو

*****

حلم، یک شاخه گل از باغ بهشت خویت

خضر، یک تشنه، که بنشسته کنار جویت

مهر، یک ذرّه ی ناچیز، ز مهر رویت

ماه، یک سائل درمانده، به خاک کویت

اختران، جلوه‌گرفته همه از جلوت تو

آفتــاب آینــه دار حــرم خلـوت تو

*****

جود، پیوسته به جود و کرمت می‌نازد

سرفرازی، به تراب قدمت می‌نازد

حرم کعبه، به بیت الحرمت می‌نازد

این مسیحاست، که بر فیض دمت می‌نازد

هـر کجـا مـلک الـهی‌است بُـوَد تربت تو

پس چرا شهر مدینه است پر از غربت تو؟

***** 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

 یک عمر در حوالی غربت مقیم بود

آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

خورشید بود و ماه از او نور میگرفت

تا بود ، آسمان و زمین را رحیم بود

سر می کشید خانه به خانه محله را

این کارهای هر سحر این نسیم بود

آتش زبانه می کشد از دشت سبز او

چون گلفروش کوچه ی طور کلیم بود

این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد

چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

حقش نبود تیر به تابوت او زدن

این کعبه در عبادت مردم سهیم بود

بی سابقه است حادثه اما جدید نیست

این خانواده غربتشان از قدیم بود

آقا ببخش قصد جسارت نداشتم

پای درازم از برکات گلیم بود



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1389/11/13

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


گل کرده در زمین، کَرَم آسمانیت

آغوش باز می رسد از مهربانیت

حالا بیا و سفره مینداز سفره دار

حالت خراب می شود و ناتوانیت

دارد مرا شبیه خودت پیر می کند

جان برده از تمام تنم نیمه جانیت

یوسف ترین سلاله ی تنها تر از همه

سبزی رسیده تا به لب ارغوانیت

این گرد پیری از اثر خاک کوچه است

بر موی تو نشسته ز فصل جوانیت

باید که گفت هیئت سیار مادری

خرج عزا شدی و خدای تو بانیت

زهر از حرارت جگرت آب می شود

می گرید از شرار غم ناگهانیت

زینب به پای تشت تو از دست می رود

رو می شود جراحت زخم نهانیت

آقای زهر خورده چرا تیر می خوری؟

چیزی نمانده از بدن استخوانیت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1389/11/12

امام حسن(ع)-مدح و شهادت

 

باید مرا گلیم مسیر نگار کرد

زیر قدوم فاطمی‌ات خاکسار کرد

مهر تو را بهشت بخواهد نمی‌دهم

در ماجرای عشق نباید قمار کرد

فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست

وقتی خدا به داشتنت افتخار کرد

من که به دست هیچ ‌کسی رو نمی‌زنم

نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد

هر چند آفریده خدا چهارده کریم

اما یکی از آن همه را سفره‌دار کرد

ما را پیاده کرد سر سفره شما

این کشتی حسین که ما را سوار کرد

باید به بازوی حسنی‌ات دخیل بست

ورنه نمی‌شود که جمل را مهار کرد

خشمت نیاز نیست در آن جا که می‌شود

با قاسم تو قافله را تار و مار کرد

ارزان تو را فروخت به حرف معاویه

زهری به کام تشنه تو روزه‌دار کرد

زهری که می‌شکافت دل سنگ خاره را

در حیرتم که با جگر تو چه کار کرد

زهرا شنیده بود تنت تیر می‌خورد

تابوت را برای همین با جدار کرد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی (ع)-مدح

 

دلم شکسته، دلم را نمی خری آقا؟

مرا به صحن بقیعت نمی بری آقا؟

اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم

تو آبروی کسی را نمی بری آقا

همیشه از کرمت بوی مهر می آید

شبیه باغ پر از گل ،معطری آقا

در اوج بی کسی ام در خیال من هستی

این تویی که یار ترین یار و یاوری آقا



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1389/06/21

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت

ای هر دو جهان مست تو و ساغر نورت

افطارِ علی بوسه‌ای از جام دو چشمت

کوثر سر ذوق آمده از مستی و شورت

با پای پیاده نرو ای قبله! تو بنشین

تا کعبه سراسیمه بیاید به حضورت

در کوچه، دلِ مرده‌ی من منتظر توست

تا زنده شود رقص کنان، وقت عبورت

از دست تو نان داشت عجب عطر عجیبی

این شعله‌ی عشق است مگر زیر تنورت

چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم:

دیوانه آقای جوانان بهشتم

*** 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 

امام حسن(ع)-مدح


ما از تو بجز کرم ندیدیم

جز سفره ی محترم ندیدم

روزی که بقیعمان کشاندی

گشتیم ولی حرم ندیدیم




موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    ...   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء