حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


آهی کشیدی و رخ آیینه مات شد

اشک زلال چشم تو آب حیات شد 

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد

تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

این شهر را ادامه دهی... آب می برد

بانو بقیع از ابر دو چشمت فرات شد 

ای نوحه خوان ممتدِ از صبح تا به ظهر

قدری نفس بگیر که وقت صلات شد 

وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاك

فردا خبر رسید که آنجا قنات شد

او ماند و دختران یتیم قبیله اش

ام البنینِ بی پسر ام البنات شد

آری پسر قمر به شب مؤمنین که شد

مادر ستاره ی سحر مؤمنات شد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


بار دیگر قافیه "یا فاطمه جان" میشود

شاد از آنم طبع شعرم خرج جانان میشود

بانگاه لطف تو من صاحب دیوان شدم

شاعری غافل شود از تو، پشیمان میشود 

چهره ی زهرایی ات همواره ثابت میکند

هر که "زهرایی" شود خورشید تابان میشود 

یا ابوالفضلی بگو تا که ببیند عالمی

ارمنی در روضه های تو مسلمان میشود

مادر باب الحوائج ! خانه ات دارالشفاست

درد هر کس که دخیل آورده درمان میشود

آب کردی قلب سنگی را میان نوحه ات

دشمنت هم پای این مرثیه گریان میشود 

پا به پای ناله ی جانسوز هر روز رباب

فکر و ذکرت مشک آب و کام عطشان میشود 

 " چشم گفت و چشم داد و چشم پوشید از عطش"

اینقدر با خود نخوان زینب پریشان میشود

**

مادر عباس های بی نظیر عالمی

یک نفر از نسل تو "عباس دوران" میشود



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


شد شاملم دعای سحرهای فاطمه

روشن شدم به نور قمرهای فاطمه

تاج سر منند گهرهای فاطمه

اولاد من کجا و پسر های فاطمه 

هستند هر چهار پسر، نوکر حسین

شرمنده ام نشد سپر مجتبی شوند

قسمت نبود زودتر از این فدا شوند

حالا بناست راهی دشت بلا شوند

حتی اگر که تک تک شان سرجدا شوند 

جای گلایه نیست، فدای سر حسین

عهدی است بین ام بنین و خدای خود

غیر از رضای دوست نخواهم برای خود

من دل نبسته ام به دل بچه های خود

اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود

عباس من فدای علی اصغر حسین



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


رو كرد به یك باره هنرهای خودش را

پوشاند رخ اهل نظرهای خودش را

با دیدن و با بودن آن لوءلوء و مرجان

برجسته نمی دید اثرهای خودش را

گرداند به دور سر خورشید از اول

با عشق تمامی قمرهای خودش را

او وقف عزیزان دل فاطمه كرده است

از لحظه ی میلاد ثمرهای خودش را

اول ادب آموخت به آن ها و سپس رزم

با عشق درآمیخت سپرهای خودش را

در روضه فقط ذكر حسین گفت و نمی برد

بانوی ادب نام پسرهای خودش را

سوز جگرش خرج حسین ابن علی شد

انگار نه انگار جگرهای خودش را ...



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


نظر لطف کریمان به گدا بیشتر است

پس گدا دور و بر بیت شما بیشتر است

چون به این لقمه ی نان لطف خدا بیشتر است

سر این سفره یقین روزی ما بیشتر است

سر این سفره نشستیم که نوکر باشیم

تا ابد زیر پر چادر مادر باشیم

نمک نام تو در کام رطب میریزد

جان فدایت که ز نام تو ادب میریزد

هرچه در ساغر این سوخته، رب میریزد

از تمسک به تو بانوی عرب میریزد

آسمانی شده ام گرچه زمینی بودم

از همان روز ازل ام بنینی بودم

بسته ی چادر تو دست گداها بانو

در طواف قدمت وسعت دریا بانو

حضرت فاطمه ی دوم مولا بانو

محرم راز دل زینب کبری بانو

ذکر خیر پسرت حل همه مشکل ها

تا ابد وقف تو هستند همه سائل ها

مثل هر روز دوباره جگرش میسوزد

جگرش در غم هجر قمرش میسوزد

پسرش رفته زدستش سپرش میسوزد

زیر خورشید دوتا پلک ترش میسوزد

با عصا آمده خود را برساند امروز

باز با سوز جگر روضه بخواند امروز

روضۀ شرم ابالفضل ز چشمان رباب

وعدۀ آب ابالفضل به طفلان رباب

روضۀ حال خراب و دل گریان رباب

جای خالی علی برروی دامان رباب

پسرش را سر نیزه به طنابی بستند

بس که افتاد به هررنج و عذابی بستند

روضه میخواند که پروانه پرش زخمی شد

بین بازار تن محتضرش زخمی شد

سنگ بارید زهر سمت و سرش زخمی شد

در بر مردم شهر پدرش زخمی شد

به جراحات تن قافله میخندیدند

وسط ساز و دف و هلهله میخندیدند

بی علمدار شدیم و حرم از پا افتاد

گذر آل پیمبر به کجاها افتاد

چقدر پای سرش زینب کبری افتاد

رد شلاق به روی بدن ما افتاد

روضۀ ام بنین تاکه به این حرف رسید

زینب آمد به سخن از جگرش ناله کشید

لحظۀ پر زدنت هست به یادم ای وای

غارت پیرهنت هست به یادم ای وای

نیزه بود و دهنت هست به یادم ای وای

بوریا شد کفنت هست به یادم ای وای

بدنت غلت زنان تا ته گودال که رفت

بند آمد نفس مادرت از حال که رفت

دیدم از دور که سنگی به سبویت افتاد

دیدم از دور رد چکمه به رویت افتاد

پیش چشمان حرم پنجه به مویت افتاد

گذر خنجر کندی به گلویت افتاد

زیر و رو کرد کسی یوسف بی جان مرا...

یوسفِ از نفس افتاده ی عریان مرا...



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب-تقدیم به مادران شهدا


میان بارش بارانی از ستاره رسید

اگرچه مثنوی... اما چهارپاره رسید

چهار پاره‌ی تن، نه چهارپاره‌ی دل

چهار ماه شب بی‌کسی ولی کامل

چهار ابر به باران رسیده در ساحل

چهار رود به پایان رسیده، دریادل

چهار فصل طلایی ولی میان خزان

چهار بغض غم‌انگیز و مادری نگران

چهار مرتبه وقتی به غم دچار شوی

برای دشمن خود نیز گریه‌دار شوی

مدینه، حسرت دیرینه‌ی دو چشم ترش

چهار قبر غریب است باز در نظرش

چقدر خاطره مانده‌ست در مفاتیحش

و دانه‌دانه‌ی اشکی که بوده تسبیحش

نشسته بود شب جمعه‌ای کنار بقیع

کمیل زمزمه می‌کرد در جوار بقیع

غروب، لحظه‌ی تنهایی‌اش دوباره رسید

غروب‌ها دل او خون‌تر است از خورشید

به غصه‌های جگرسوز می‌زند پهلو

دوباره شعله کشیده است آب وقت وضو

شروع می‌کند او لیلة المصائب را

همین‌که دست به پهلو نماز مغرب را…

چهار رکعت دلواپسی پس از مغرب

چهار نافله در بی‌کسی پس از مغرب

در آسمان نگاهش که بی‌ستاره شده

چهار آینه مانده، هزار پاره شده

شکست آینه‌هایش میان گرد و غبار

شلمچه، ترکش و خمپاره، کربلای چهار

از آن زمان که پسرهای او شهید شدند

یکی یکی همه موهای او سفید شدند

و همسری که به دل غصه‌ای گذاشت، وَ رفت

نماز صبح سر از سجده برنداشت، وَ رفت

اگرچه بین غم و غصه‌های خود تنهاست

ولی چهارم هر ماه روضه‌اش برپاست

طراوتی که نرفته‌ست سال‌ها از دست

بهشت خانه‌ی او سفره‌ی اباالفضل است

صدای گریه بلند است بین مرثیه‌ها

چه دلنواز شده یا حسین مرثیه‌ها

نشسته گوشه‌ی ایوان کنار گلدان‌ها

برای بدرقه با اشک خود به مهمان‌ها -

- در التماس دعایش چه حرف‌ها گفته است

به لطف آن کمر خسته کفش‌ها جفت است...

یکی یکی

همه رفتند و

باز هم تنهاست...



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


من و کنیزی آل عبا  خدا را شکر

من و حریم ولی خدا خدا را شکر

کنیز فاطمه بودن چه عزتی دارد

من و عنایت خیر النسا خدا را شکر

مرا به رخصت زینب خدا پناهم داد

که با حسین شدم آشنا خدا را شکر

خدا نوشت شوم مادر حسین و حسن

کشید آخر کارم کجا خدا را شکر

خدا نوشت که من مادر اباالفضلم

که او شود به حسینم فدا خدا را شکر

شوند جمله پسرهای من غلام حسین

کنند نوکری مجتبی خدا را شکر

عزیز فاطمه!  زینب!  بیا در آغوشم

بیا به دامن مادر بیا  خدا را شکر

نویدِ پورِ علمدار داده مولایم

برای یاری کرب و بلا خدا را شکر

برای روز علمداری اش دعا بکنیم

که هست آبروی خیمه ها خدا را شکر

شنیده ام که دو دستش ز تن جدا گردد

به تیر و نیزه شود مبتلا خدا را شکر

شنیده ام که به صورت فتد زمین بی دست

مگر که خیمه بماند بجا خدا را شکر

شنیده ام زتعصب پس از شهادت هم

سری برآورد از نیزه ها خدا را شکر

شنیده ام که حسین از قفا شود بی سر

و اهل کوفه کنند از جفا خدا را شکر

شنیده ام که لباس اسیری ات بر تن

کُنی کنارِ تنِ سر جدا خدا را شکر

شنیده ام که شود پاره پاره معجرها

حجاب کس نشود بر ملا خدا را شکر

پس از گذشت اسارت که از سفر آیی

سپاهِ خصم در آید ز پا خدا را شکر



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


کریمان همه مات ام البنین اند

فقیر کرامات ام البنین اند

نه تنها دل ما که داوود و موسیٰ

اسیر مناجات ام البنین اند

همه ساقیانی که صاحب سبویند

دخیل خرابات ام البنین اند

مریدان عباسِ او در دو عالم

به دنبال خیرات ام البنین اند

پسرهای او یار خون خدایند

دلیل مباهات ام البنین اند

پسرهای نور و تجلی نورند

تجلی آیات ام البنین اند

به خورشید تابان قمرها می آید

به ام البنین این پسرها می آید

گرفتند ماهش... همه تکیه گاهش

گرفتند ابالفضل... پشت و پناهش

عصایی ندارد دم پیری حالا

نشانده زمانه به خاک سیاهش

امان از صبوری... کشیده قبوری

روی خاک و غربت گرفته نگاهش

خدای ادب شد، بصیر عرب شد

ولی بوده هر جا به زینب نگاهش

ندیده دو عالم، کسی جز یل او

که دامان زهرا شود قتلگاهش

بشیر از پسرهای او دم نزن تو

بگو از حسینش... چه شد قبله گاهش؟!

پسرهای او نذر راه حسین اند

قمرهای او نذر راه حسین اند

غرورش شکسته ولی بازویش نه

دلش گرچه خون شد ولی پهلویش‌ نه

کسی دیده در بین خانه بیافتد

شراره به جان سر گیسویش... نه

کسی دیده در بین کوچه بیافتد

رد پنجه ی لاله چین بر رویش... نه

شده شوهرش را ببیند که از غم

گذارد سرش بر روی زانویش.‌‌.. نه

شنیده کسی که زن پا به ماهی

در سوخته بیاید سویش... نه

شده زیر در مادری باشد و بعد

کسی با لگد رد شود از رویش... نه

بهار دل آل حیدر خزان شد

قد فاطمه در جوانی کمان شد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد

بر شعر پرده غیرت روح الامین کشد

ذیل مقام توست بلندای آسمان

حاشا که دامن تو به روی زمین کشد

خاموش نیست شب چو ببیند ز شمع سوز

مروان به بانگ شیون تو آفرین کشد !

تدبیر جنگ نیز بود در ستارگان

طفل تو اسب فاجعه را زیر زین کشد

آهو ز احترام به صحرا نمی رود

گر چادر تو پای به اقصای چین کشد

ما را ز چشم های اباالفضل کن نگاه !

خاشاک منت از نظر ذره بین کشد

بر عزّتت بس است علی خواستگار توست

شاهی که آستین ز زمان و زمین کشد

از آستین تو اسد الله گرفته است

حاشا که شمر گوشه ی آن آستین کشد

معنی خموش باش ! که آگاه نیستی

ز آن معجری که دست سنان لعین کشد

آن زن که ریخته ست به معنی کلام ناب

از شک بعید نیست که بار یقین کشد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


تا صدا میرسد از ساحتِ خونبارِ بقیع

مرد و زن اشک بریزند ، به دیوارِ بقیع

یک زن و صورتِ قبری ، به دلِ زارِ بقیع

دلِ ما هم ، بخدا گشته گرفتارِ بقیع

 

مادرِ حضرتِ عبّاس ، پریشانِ توأیم

سال ها در به درِ سفره ی احسانِ توأیم

 

تو که بودی؟ که خدا همسرِ مولایت کرد؟

تو چه کردی؟ که چنین غرقِ تَوَلّایت کرد؟

مادرِ چهار گلِ حضرتِ زهرایت کرد

صدفِ گوهرِ نایاب... چو سقّایت کرد

 

با تواضع ، به درِ خانه ی مولا رفتی

این چنین بود ، که تا عرش تو بالا رفتی

 

سائل آمد به درِ خانه ، تفضّل کردی

تو به اولادِ نَبی ، خوب توسّل کردی

زحمتِ حاجتِ دنیا ، که تقبّل کردی

 لطف کردی و مرا نیز تحمّل کردی

 

بابِ حاجاتِ همه ، نامِ شما باشد و بس

چشمِ ما نیز به اکرامِ شما باشد و بس

 

پسرانت همه رفتند ، تو تنها ماندی

سال ها گریه کنِ بچّه ی زهرا ماندی

مرحمِ زخمِ دلِ زینبِ کبریٰ ماندی

همه رفتند به یاریِ حسین... جا ماندی

 

پسرت نقشِ زمین شد ، به غمش خندیدند

همه بر مشک و دو دستِ قلمش خندیدند

 

زینبت گفت «حسین» و... جگرت تیر کشید

تا شنیدی که سرش رفت... سرت تیر کشید

وسطِ کوچه نشستی... کمرت تیر کشید

گفت «انگشتر» و... هی بال و پرت تیر کشید

 

بخدا سوزِ دلت ، کرده دلم را بی تاب

قدری آرام بخوان روضه برای ارباب

 

روضه ای از سَرِ احساس... دلت ریخت بهم

رنجِ پرپر شدنِ یاس... دلت ریخت بهم

خنده ی دشمنِ خنّاس... دلت ریخت بهم

روضه ی حضرتِ عبّاس... دلت ریخت بهم

 

رفتنی گشته ای از بس که بزرگ است غمت

کاش میشد که بسازیم به زودی حَرَمت

 

بعدِ زهرا تو شدی مادرِ ما نوکرها

سایه ات کم نشود از سَرِ ما نوکرها

تو نظر کن به دلِ مضطرِ ما نوکرها

وقفِ عباسِ تو ، چشمِ تَرِ ما نوکرها

 

ما همه نوکر و درمانده ی فردای توأیم

تو هنوز امِّ بَنینی و پسر های توأیم 



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


بعد از تو دیگر هیچ کس ام البنین نیست

یعنی زنی مانند تو مرد آفرین نیست

ام الادب ، ام الوفا ، ام الاباالفضل

غیر از تو وصف هیچ شخصی این چنین نیست

شاگرد درس صبر مولا بوده ای که

با این همه غم روی پیشانیت چین نیست

در گریه ات جایی ندارد داغ فرزند

قصد تو از این کار غیر از حفظ دین نیست

وقتی که اشک دشمنانت را درآورد

پس خطبه ای چون خطبه هایت آتشین نیست

مدح تو چون با مدح عباست گره خورد

دیگر گریز روضه ات هم غیر از این نیست

شور رجزهایش نمی آمد به آن که

در راه حفظ دین خود قطع الیمین نیست

آه ! ای خوشا بر حال آن مردی که در جنگ

وقتی که دستش قطع شد بر روی زین نیست!

این چند برگ از متن قرآن است بر خاک؟

یا دست های اوست که در آستین نیست؟

یا روی پای فاطمه یا روی نیزه است...!

یعنی سر عباس بر روی زمین نیست



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


بعد از تو دیگر هیچ کس ام البنین نیست

یعنی زنی مانند تو مرد آفرین نیست

ام الادب ، ام الوفا ، ام الاباالفضل

غیر از تو وصف هیچ شخصی این چنین نیست

شاگرد درس صبر مولا بوده ای که

با این همه غم روی پیشانیت چین نیست 

در گریه ات جایی ندارد داغ فرزند

قصد تو از این کار غیر از حفظ دین نیست

وقتی که اشک دشمنانت را درآورد

پس خطبه ای چون خطبه هایت آتشین نیست

مدح تو چون با مدح عباست گره خورد

دیگر گریز روضه ات هم غیر از این نیست 

شور رجزهایش نمی آمد به آن که

در راه حفظ دین خود قطع الیمین نیست

آه ! ای خوشا بر حال آن مردی که در جنگ

وقتی که دستش قطع شد بر روی زین نیست!

این چند برگ از متن قرآن است بر خاک؟

یا دست های اوست که در آستین نیست؟

یا روی پای فاطمه یا روی نیزه است...!

یعنی سر عباس بر روی زمین نیست



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 

حضرت ام البنین(س)-مصائب


آسمان را مچاله کرد و گریست

 یاد منظومه ی جوان افتاد

اشک هایش شهاب شد غلطید

و در آن سمت کهکشان افتاد 

 

رو به تسبیح آفتاب نشست

 دانه دانه غروب را نخ کرد

تو مگر تشنه نیستی پسرم؟

لب بزن، آتش از دهان افتاد

 

شرح بازوی پُر توانت را

 ماجرای برادرانت را

خواندم از چشم خواهرت وقتی

 که نگاهم به کاروان افتاد

 

مثل بادی که خون چکان بوزد

 به تماشا گذاشتی خود را

قسمتی از تو فاش شد اما

 پرده ای هم در این میان افتاد

 

چله ی غیرتی رها شد و تیر

مملو از میلِ برنگشتن بود

نور، پاشید و ماه در قابِ،

تیره ی آب خون چکان افتاد

 

مرگ از ارتفاع چشمانت،

سرنگون شد نفس زنان در باد

خاک، دندان به لب گرفت اما

 پیکر تو در آسمان افتاد  



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای صاحب علم کجایی؟

آب آور حرم کجایی؟

عصای پیری ام کجایی؟

 

خیلی دلم هواتُ کرده

هوای اون چشاتُ کرده

 

میگن که دستاتُ بریدن

معجر زینبُ کشیدن

اشکای زهرا رو ندیدن

 

به گریه چشمام ناگزیره

الهی مادرت بمیره

 

کی قدوبالاتُ نظر زد

نیزه به سینه ت بی خبر زد؟

به چشم تو تیر سه پر زد؟

 

بقیع با ناله هام شریکه

قبرت میگن خیلی کوچیکه

 

بعد تو محشری به پا شد

کربلا تازه کربلا شد

حرمله پاش به خیمه وا شد

 

مثل علی یه کوه دردی

میگن رو نیزه گریه کردی

 

بعد تو دل چاره شُ گم کرد

رقیه گوشواره شُ گم کرد

مادری گهواره شُ گم کرد

 

مثل خودت خونه خرابم

شرمنده ی رویِ ربابم

 

عطر خوش کوثرت اومد

رمق به چشم ترت اومد

فاطمه بالا سرت اومد

 

حسرتشُ به دل می ریزم

خوش به سعادت عزیزم



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


ام البنین بعد از حسین ام الادب شد

شاگرد درسش ، کربلا امّ وهب شد

در تربیت بر مادران هم مادری کرد

شیر آفرینی که چُنین فخر عرب شد 

خود را کنیز خانه می دانست اما

از لطف اهل خانه او زهرا نسب شد 

حتی ادب پیش ادب هایش ادب کرد

حتی وفا هم از وفایش در عجب شد

ام القمر یعنی که  نوری در سیاهی

یعنی که فرزندش چراغ راه شب شد

در آن هیا هو حق مادر را ادا کرد

نگذاشت روی خاک سر ،زهرا سبب شد...



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


روزی که پا به عرش معلا گذاشتی!

بر هر چه داشت نقش تو را، پا گذاشتی

در هیئت کنیزی اولاد فاطمه

اینگونه پا به خانه مولا گذاشتی

می ریخت از نگاه تو احساس مادری

مرهم به زخم زینب کبری  گذاشتی

"مولا صدا بزن ،نه برادر! حسین را..."

این جمله را تو بر لب سقا گذاشتی

در کربلا برای دل سنگ کوفیان

چار آینه به رسم تماشا گذاشتی

با تو بقیع داغ دلش تازه شد که تو

پا جای پای غربت زهرا گذاشتی

پیش از تو نوحه، شور حماسی نمی گرفت

رسم خوشی ست آنچه که بر جا گذاشتی

از خوان نوحه خوانی تو آب می خورد

چشمان خیس ما که بر آن پا گذاشتی



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح


شعر با مدح تو بی بی واژه باران می شود

نوبت وصف تو شد طبعم غزلخوان میشود

عطر عصمت در نفس داری که گاهی جبرئیل

بعد زهرا باز در این خانه مهمان میشود

غیرت فرزند تو آئینه ی کرببلاست

عصر تاسوعا دلش پابست پیمان میشود

هیچ فرهنگ لغت معنی نکرده اینچنین

آنکه در قاموس تو عباس ، ایمان میشود

دامنت باغ بهار یاس شد ، ام البنین

خاک نه ، حتی بهشت از آن گلستان میشود

بسکه سوز روضه دارد نوحه هایت در بقیع

سنگ می گرید ، دل دشمن پریشان می شود

قرن ها بگذشته اما در بقیع خاطرات

ناله هایت مثل آتش در نیستان میشود

مادری داغ چهار آئینه بر دل دارد ، آه

صبر، پیشِ صبر تو، سر در گریبان می شود

کرده ای با معرفت آن قدر کسب آبرو

هر چه خواهی از خدای اهلبیت ، آن می شود

دست لطفت امتداد هل اتای کوثر است

هر که حاجت پیش تو آورد سلطان می شود

این همه قول و غزل یک قطره از دریای توست

عقل در فهم کمالات تو حیران می شود 



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


به دامانت گلستان ادب را پروراندی

به حلق ریشه ها آب ولایت را چکاندی

تواضع برگ گل ها و ادب گلبرگشان شد

به جان شاخه هاشان از شجاعت هم چشاندی

گل ماهت شکفت اما همیشه ماه خود را

به زیر سایه ی خورشید زهرا می نشاندی

بنازم این ادب را که تمام عمر، خود را

برای سروهای فاطمه مادر نخواندی

و روزی قصه ی شق القمر خواندند اما

تو چندین سال از خورشید، تنها روضه خواندی

چقدر از برگهای محکم گل می سرودی

چه جانهایی که با اشکت به لبها می رساندی

و گفتی دیگر "ام بی بنین" هستی از آن روز

که از آن باغ رنگارنگ گل، تنها تو ماندی....



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


فدای حُسن دل‌انگیز باغبان شده بود

بهار، با همه سرسبزی‌اش خزان شده بود

چهار دسته گُلش را به پنج تن بخشید

مقیمِ خاکِ درش، هفت آسمان شده بود

چه سربلند و سرافراز امتحان پس داد

برای عرض ادب، سخت امتحان شده بود

به عشق «شیر خدا» از یل دلاور خود

گذشت اگر چه در این راه نیمه‌جان شده بود

چه امتحان بزرگی! که در رثای حسین

-و نه به خاطر فرزند- روضه‌خوان شده بود

اگر چه پیر شد از داغِ بی‌امان، اما

به پشتوانهٔ زینب دلش جوان شده بود

فدای «اُمّ اَبیها» شدن علامت داشت

به این سبب قد «اُمّ البنین» کمان شده بود



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح


این زن که می بینی نگاهی خاص دارد

در چشمهایش معدن الماس دارد 

او عاشق شاهی است که جای زر و سیم

تنها دو تا پیراهن کرباس دارد

هنگام گندم آرد کردن، گفتگوها

با خاطرات نیلی دستاس دارد

با بچه های فاطمه چون همنشین است

با اینکه زهرا نیست بوی یاس دارد

فانوس حاجات جهانی روشن است از

لطفی که نور چشم او _عباس _دارد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


از غم یار سرشک مژه دریا کردند

دل من خون،چو دل زینب کبرا کردند

این شنیدم که ابوالفضل من از پا افتاد

یوسف فاطمه را بی کس و تنها کردند

این شنیدم که همان ها که به تو تیر زدند

تا که خوردی به زمین،نیزه مهیا کردند

این شنیدم که تو رفتی و پس از رفتن تو

کودکان در وسط خیمه خدایا کردند

باورم نیست که از نیزه زمین خورد سرت

و ز پهلو سر نیزه سر تو جا کردند

باورم نیست که با بودن تو عباسم

زینبم را سر بازار تماشا کردند

شیر من باد حلال همه فرزندانم

که سر و جان به فدای گل طاها کردند

اشک میریزم اگر در غم طفلانم نیست

اشک ریزم که چه با یوسف زهرا کردند

نه فقط بر بدنش زخم روی زخم زدند

نیزه را در بدن زخمی او تا کردند

گر که مضمون جدیدی است به طبع شایق

نظر لطف بر او حیدر و زهرا کردند



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
چهارشنبه 1396/12/9

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


تو شاهکار عشق بازی در زمینی

تو دست پنهان خدا در آستینی

اُمُّ الادب ،  اُمُّ الوفا ، اُمُّ البنینی

دلگرمی نسل امیرالمومنینی

در پیشگاه تو ادب تعظیم کرده

قرص قمر میر عرب تعظیم کرده

مانند نور آمدی تابیدی و بعد

با دست زهرا مورد تأییدی و بعد

خود را دم بیت ولایت دیدی و بعد

آن چارچوب سوخته بوسیدی و بعد

گفتی اگرچه در حرم تازه عروسم

من آمدم دستان زینب را ببوسم

دیدی چگونه گریه کن ها گریه کردند

غمدیده ها با یاد زهرا گریه کردند

با نغمه لبهای مولا گریه کردند

یا فاطمه می گفت هر جا گریه کردند

آن روز تنها خواهش قلبت همین شد

یا فاطمه تبدیل بر ام البنین شد

شهر مدینه در هیاهو زین خبر شد

شکر خدا ام البنین صاحب پسر شد

اما کلامی باعث خون جگر شد

زخم زبان ها بر دل تو نیش تر شد

گفتند با تو بعد ازین کم میگذارد

بر این یتیمان دیگر او کاری ندارد

اما دهان یاوه گویان را تو بستی

پای قرار خویش با زهرا نشستی

دیدن از جام رضای یار مستی

چون رشته ی فرزند و مادر را گسستی

گفتی اگرچه بین تان خیلی عزیزم

در خانه عباسم غلام و من کنیزم

زینب تو را با نور ایمان آشنا کرد

با یک نظر دلداده ی آل عبا کرد

برآتش عشقش تو را هم مبتلا کرد

آن قدر پیشت صحبت کرببلا کرد

تا اینکه شاخ و برگ هایت پر ثمر شد

دار و ندارت چهار فرزند پسر شد

کم کم پسرهای تو بال و پَر گرفتند

دور و بَرَت را مثل یک لشگر گرفتند

درس شجاعت از خود حیدر گرفتند

بوی امیر فاتح خیبر گرفتند

گوییم از اوصاف عظیم تو همین حد

زینب پس از زهرا تو را مادر صدا زد

ای وای از روزی که قلبت را شکستند

حجاج زهرا بار بیت الله بستند

دیدی همه سرها گرفته روی دستند

با چه شکوهی بین محمل ها نشستند

بر زانوی عباس زینب پاگذارد

شُکر خدا که محمل او پرده دارد

اما پس از شش ماه شام غم سحر گشت

با دیدن یک صحنه ای چشم تو تر گشت

از این مصیبت عالمی خونین جگر گشت

باور نمی کردی ولی دل با خبر گشت

بالاترین روضه همین در عالمین است

از راه آمد زینب اما بی حسین است

فریاد زد اُمُّ البنین گیسو سپیدم

مادرنبودی عصر عاشورا چه دیدم

از خیمه تا گودال با زحمت دویدم

با دست خود از پهلویش نیزه کشیدم

اُمُّ البنین تاج سرم را سَر بریدند

پیراهنش را از تَنَش بیرون کشیدند

مادر نبودی پس گوش کن از این خبرها

از داغ عباس تو خم گشته کمرها

واشد به روی من نگاه رهگذرها

چادر به سر دارد دویدن دردسرها

عباس رفت و آبروی خواهرش رفت

دعوا شد و چادر ز روی خواهرت رفت

اُمُّ البنین اول دو بازویش بهم ریخت

تیری رسید و چشم و ابرویش بهم ریخت

ضرب عمودی آمد و رویش بهم ریخت

تا روی نیزه رفت گیسویش بهم ریخت

عباس نامردی عمود آهنین خورد

بی دست از بالای مرکب بر زمین خورد

دروازه ی کوفه قیامت ساختم من

بر مرکب طوفانِ خطبه تاختم من

تا چشم روی نیزه ها انداختم من

در یک نظر عباس را نشناختم من

از درد غیرت صورتش چرخاند مادر

بستند او را تا به نیزه ماند مادر

مادر دعا کن منتقم دیگر بیاید

چون او گره از اَبروی زهرا گشاید

صحن و سرایی در بقیع بر پا نماید

پایان هر روضه دعا کردیم شاید

ما کاشف الکرب امام خویش گردیم

دار و ندار خویش نذر یار گردیم



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت ام البنین(س)-مدح


ماه، می گویند پشت ابر پنهان می شود

ماهت ای بانو شبی بر نیزه تابان می شود

مادر سقا ! اگر باران نمی بارد چه باک

آب، درس اول ما در دبستان می شود 

دامنت عباس پرور شد تعجب هم نداشت

مور هم باشد کنار تو سلیمان می شود

در عرب را که نمی دانم ولی ام البنین!

هرچه ایرانی است با عباس سلمان می شود

می کند فرزندت ای بانو مگر پیغمبری

ارمنی هم روز تاسوعا مسلمان می شود

خانه ی عباس تو دارالشفای دردهاست

درد بی درمان هم اینجا زود درمان می شود



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، حضرت عباس (ع)، 
یکشنبه 1395/12/22

زبانحال حضرت ام البنین(س) و حضرت رباب (س) با_امام حسین(ع)


به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب

برای پیرهنت گریه می کنم هر شب

شبیهِ سرخیِ خورشیدِ آسمانِ غروب

به دست و پا زدنت گریه می کنم هر شب

به خشکی لب مثل کویرت آقا جان

به خشکی دهنت گریه می کنم هر شب

به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند

به جسم بی کفنت گریه می کنم هر شب

به لحظه ای که تنت را گذاشت بین حصیر

به بوریا شدنت گریه می کنم هر شب

اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری

به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
یکشنبه 1395/12/22

حضرت ام البنین(س)-مدح


ای روشنای خانه حیدر پس از زهرا

کامل ترین و بهترین همسر پس از زهرا

  ایثار از رفتار و الطاف تو می جوشد

مهر و محبت از دل صاف تو می جوشد

هر چند در عالم علی را کفو و همتا نیست

هر چند همتایی برایش غیر زهرا نیست

اما علی گمگشته اش را در تو پیدا کرد

آری خدا پای تو را در خانه اش وا کرد

در تو حیا و عفت و بذل و شجاعت دید

در قلب تو یک آسمان عزم و شهامت دید

پرواز کرده این دلم تا تربتت امشب

دست توسل می زنم بر ساحتت امشب

دست تو لبریز از کرم سرشار از بذل است

هر کس گدایت هست کارش با ابالفضل است

بانو تو را در عالم خلقت شبیهی نیست

هم رتبهء علمت در این دنیا فقیهی نیست

بانو خدا خیرت دهد خیرآفرین بودی

عمری تسلای امیر المومنین بودی

روزی که سوی خانه مولا سفر کردی

آن روز که رخت عروسی را به بر کردی

برداشتی آرام سوی خانه گامت را

کوچه به کوچه میگرفتند احترامت را

قبل از ورودت لحظه ای در پشت در ماندی

با یاد زهرا گریه کردی فاتحه خواندی

بردی به سمت آسمان دست دعایت را

گفتی خدایا من کجا و خانه زهرا؟

گفتی خدا لبریز از عشق و امیدم کن

جان علی درپیش زهرا روسپیدم کن

اول کلامی با حسین و با حسن گفتی

زانو زدی در محضر زینب سخن گفتی

گفتی که اینجا آمدم قصدم عزیزی نیست

باور بفرما نیتم غیر از کنیزی نیست

من آمدم اینجا برایت خادمه باشم

عمری کنیز بچه های فاطمه باشم

بانو همه دیدند بر عهدت وفا کردی

الحق که در بیت علی حق را ادا کردی

در تو خدا ظرفیت بسیار را می دید

فانی شدن در حیدر کرار را می دید

آخر خدا هدیه به تو ماهی منور داد

چون لیله قدر از هزاران ماه بهتر داد

مولا که دید از شوق داری در بغل عباس

فرمود با گریه و ما ادراک ماالعباس

بانو علم در مشت عباس تو می چرخد

عالم سر انگشت عباس تو می چرخد

بانو گره خورده به کار ما گشایش کن

امشب بیا ما را به عباست سفارش کن



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
یکشنبه 1395/12/22

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


از همان روزهای کودکی ام

بوده ام آشنای ام بنین

کام من را گرفت مادر ، با

نمک سفره های ام بنین

 

رزق من باشد از اعانه ی او

از عنایات مادرانه ی او

آمده پشت درب خانه ی او

سائل بینوای ام بنین

 

کی شود عشق را رقم بزنم ؟

گوشه ای از بقیع قدم بزنم

دو سه تا مثنوی قلم بزنم

تا سحر در رثای ام بنین

 

اول و آخرم فدای حسین

تن و جان و سرم فدای حسین

پدر و مادرم فدای حسین

بچه هایم فدای ام بنین

 

خادم مستدام عباس است

آشنا با مقام عباس است

مورد احترام عباس است

هر که باشد گدای ام بنین

 

هم مُسمّی به نام فاطمه بود

هم مرامش مرام فاطمه بود

مقتدایش امام فاطمه بود

من کجا و ثنای ام بنین؟

 

نه فقط مادر چهار یل است

در وفا بی نظیر و بی بدل است

ادبش بین اهل دل مثل است

شد ادب ؛ خاک پای ام بنین

 

تا که آمد به بیت شیر خدا

گفت او کودکان فاطمه را

آمدم تا شوم کنیز شما

من فدای وفای ام بنین

 

در کنار چهار صورت قبر

می نشست آن یگانه اسوه ی صبر

اشک می ریخت از دو دیده چو ابر

من بمیرم برای ام بنین

 

پسر ارشدش پناه حسین

کاشف الکرب و تکیه گاه حسین

میر و آب آور سپاه حسین

اوست صاحب عزای ام بنین

***

به کنارم بیا برادر من

کآمده مادر تو در بر من

بنشسته کنار پیکر من

مادری کرده جای ام بنین



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
چهارشنبه 1395/01/4

پیشکش به حضرت ام البنین(س) و همه مادران و همسران شهدا


شمیم عطر گل یاس در حرم پیچید

و قلب ها شده روشن در آستانه عید

پرنده‌ها همه از راه دور برگشتند

بهار با چمدانی پر از شکوفه رسید

درخت، پیرهنی از شکوفه پوشیده است

شکوفه‌های بنفش و شکوفه‌های سفید

هزار دشت بنفشه... هزار لاله‌ی سرخ

شکفته با نفس گرم دختر خورشید

بهار آمده با عطر پرچم عباس

پر از هوای شقایق شده است سال جدید

بهار با همه گلهای تازه آمده است

به دست بوسی و دیدار مادران شهید

به احترام زنی که شکسته قامت او

شبیه کوه از اندوه چار سرو رشید

بهار، بوی گل سرخ با خود آورده است…

که یادمان نرود زنده است یاد شهید



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
چهارشنبه 1395/01/4

حضرت ام البنین(س)-روضه حضرت عباس(ع)


خونه ی من که خونه ی مراده

خدا بهم اینجا علی رو داده

چار تا غلام آوردم اینجا واسه

دو تا خانوم و دو تا آقا زاده

 

برا دو خورشیدش یه ماه آوردم

برای خیمه تکیه گاه آوردم

روزی که عباسم و دید علی گفت

برای دختراش سپاه آوردم

 

اما زدند آینه رو شکستند

دلای سنگی سرش و شکستند

دلیل داره اگه زمین می خورم

آخه عصای پیریم و شکستند

 

میگن که خیمه ها کفن ها شدند

با سیلی غرقِ خون دهن ها شدند

یه چند تا دخترام رسیدن ولی

دیدم شبیهِ پیر زن ها شدند

 

اَمون از این موهای خاکستری

از این همه گُلای نیلوفری

عباسم و حسینم و گرفتند

نه مادرم نه حتی نامادری

 

دست رو دلم نذار دلم کبابه

شبیه روی سوخته ی ربابه

تا وقت مردنش همش می پرسید

چرا نذاشتن پسرم بخوابه

 

ربابه و روضه ی ما سه شعبه

میگه زدید ولی چرا سه شعبه؟

فرقی داره شیر خواره با علمدار

فرقی نداره نیزه با سه شعبه؟

 

دست رو دلم نذار دلم شکسته

رو مشکِ پاره لخته خون نشسته

خونَش خراب شه خونم و خراب کرد

هر کی به نیزه ها سرت رو بسته

 

غلام آقات شدی ابالفضل

سایه سادات شدی ابالفضل

هر کسی سهمی از تو رو کند و برد

بد جوری خیرات شدی ابالفضل

 

تیر و چطور با زانوهات کشیدی

فاطمه رو به قتلگات کشیدی

چطور با دستی که نداشتی مادر

چادرشو و روی چشات کشیدی

 

عاقبت انتظار تو سر اومد

سرت زمین نخورده مادر اومد

نذاشت که روی نیلی رو ببینی

تیری که از پشت سر تو اومد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
چهارشنبه 1395/01/4

حضرت ام البنین(س)-روضه حضرت عباس(ع)


به تیغی حیف گیسویت گسستند

دو بازویت دو بازویت گسستند

از آنجایی که من بوسیده بودم

بمیرم هر دو اَبرویت گسستند

***

انیس گریه هایم را گرفتند

توانِ دست و پایم را گرفتند

کمانی تر شدم از زینب افسوس

سرِ پیری عصایم را گرفتند

***

بهارم را چه سان پاییز و کردند

دلم را از غمت لبریز و کردند

سرت ای کاش رویِ نیزه می ماند

تو را از مرکبی آویز و کردند

***

غمت راهِ نفس بر سینه بسته

ترک بر چهره ی آیینه بسته

زِ بسکه خاک و بر سر ریختم من

ببین عباس دستم پینه بسته

***

از آن سرو علی بنیاد و صد حیف

از آن قامت از آن شمشاد و صد حیف

دو دستی که عصای پیریم بود

خداوندا ز تن افتاد و صد حیف



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، حضرت عباس (ع)، 
چهارشنبه 1395/01/4

حضرت ام البنین(س)-مصائب


روزگارم در غمِ آن قد و بالا سوخته

باغِ من گُل داشت روزی حیف حالا سوخته

وایِ من از پنج فرزندم یکی باقی نماند

وای بر دل زندگی ام جمله یکجا سوخته

کاروانی که دلم را بُرد روزی با خودش

آمده از گرد و خاکِ راه اما سوخته

هرچه گشتم بین شان شاید که بشناسم کسی

هرکه دیدم پیر بود و شمع آسا سوخته

بال و پرهاشان شکسته یا کبود و بی رمق

شانه ها از تازیانه خُرد حتی سوخته

چشم ها از فرط سیلی سرخ و نابینا شده

چهره ها لبریز تاول زیرِ گرما سوخته

گیسوان زردند ، گویا بین آتش مانده اند

تارِ موهاشان گره خورده است گویا سوخته

تا که پرسیدم امیرِ کاروان حالا که هست

بینِشان دیدم زنی اما سرا پا سوخته

گفتمش کو گیسوانِ زینبی ات گفت آه

شعله ای بر معجرم اُفتاد آنجا سوخته

گفتمش سالارِ زینب را نمی بینم چرا؟

گفت دیدم چهره اش بر ریگِ صحرا سوخته

شعله بود کرببلا و دود بود و خیمه ها

بین آتش دختری دیدم که تنها سوخته



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء