حضرت ام البنین(س)-سفارش


عباس من! بشور و بشوران فرات را

آتش بزن به دست خودت ممکنات را

در کربلا به یاد علی خیبر آفرین

با رمز مرتضی بتکان کائنات را

تیغ آن چنان به دست و عَلَم آن چنان به دوش

در قاضریّه زمزمه کن عادیات را

عبّاس من! مباد امان نامه آورند

با خشم حیدری بدر آن مُهملات را

روز دهم دریغ مدار از برادرت

آن ضربه های خیبریِ دست هات را

در سوگ چشم و مشکِ تو و دست تو خدا

پُر می کند ز اشکِ ملائک دوات را

در وصف جان نثاری و شرح برادریت

از عرش آورند برایت لغات را

از عرش آورند طبق های سبز و سرخ

آنک مخدّرات، جمیع صفات را

خوانند ابوالفضائل و باب الحوائج ات

خواهند عاشقان ز جناب ات برات را

زهرا ! ببخش چون پسر دیگری نبود

تا بیشتر دهم به مقامت زکات را

***

با تشکر از آقای کفشگر نور برای ارسال این شعر




موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


عمری به پای چشم تر خود گریستم

هر شب ز داغ یک پسر خود گریستم

بر خاک های گرم بقیع روضه خوان شدم

تنها، ز شام تا سحر خود گریستم

از فرط گریه خون چکد از پلک های من

بر حال زار این جگر خود گریستم

تا دوختم نگاه سوی ماه آسمان

با یاد چهره ی قمر خود گریستم

با مشک آب پیش سکینه نشستم و

شرمنده مثل گل پسر خود گریستم

***

با تشکر از آقای رسول زاده برای ارسال این شعر




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


چهار آینه آورده روبروی خودش

چهار قبر کشیده است چهار سوی خودش

چهار آینه اما مکعّب و خاکی

برای روح پر از حجم و تو به توی خودش

نشسته است دوباره به هم بیامیزد

گلاب قمصر لاهوت را به بوی خودش

ز هوش می رود آخر عبادتش دارد

مقدمات خودش شیوه ی وضوی خودش

اگر چه قبله شده در نماز گریه ولی

نماز کعبه ادا می‌شود به سوی خودش

چنان نسیم که در باغ می رود از خویش

کسی نبود بیاید به جستجوی خودش

زبان گرفته و با خویش شعر می‌خواند

شبیه ناله ی برکه برای قوی خودش

کنار مثنوی اش قطعه ی مُخَدَّره ای ست

که آمده است سر تربت عموی خودش




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای به سپهر عاطفه بی قرین

ستاره ی مدینه، ام البنین

قدر تو در جهان نبوده معلوم

قبر تو در جوار چار معصوم

فاطمه دوم مرتضایی

مادر دیگری به مجتبایی

تو کیستی که با غم و زمزمه

پای نهی به خانه فاطمه

تو کیستی که با همه عزیزی

گفته ای آمدم کنم کنیزی

تو دیده ای که خانه ای سوخته

دخترکی چشم به در دوخته

محض دل تازه گلان حزین

نام تو فاطمه! شد امّ البنین

تا که نگویند حسینش چه شد

مدینه بین الحرمینش چه شد


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب-برگشت کاروان به مدینه


دگر این کاروان یاسی ندارد

که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب

ولی افسوس عباسی ندارد

***

مزن آتش به جان ای نور عینم

مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم

چه شد در کربلا هستیِ زهرا؟

حسینم وا حسینم وا حسینم

***

سرشته از غم زهرا گِلش بود

نگاه تار زینب قاتلش بود

نیفتاد از لبش نام حسینش

اگر چه داغ سقا بر دلش بود ...

***

... ولی زینب چه با احساس می خواند

از آن بُهبوهه ی حساس می خواند

کنار قبر زهرا نیمه ی شب

چقدر از غیرت عباس می خواند




موضوع: بازگشت کاروان به مدینه،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

من گرد راه حضرت زهرا نمی شوم

هرگز به جای ام ابیها نمی شوم

او دختر پیمبر و همتای حیدر است

من جز کنیز دختر زهرا نمی شوم

هر خدمتی کنم به یتیمان فاطمه

مادر برای زینب کبری نمی شوم

چون بوسه می زنم به قدم های زینبین

بی اذن زینب از قدمش پا نمی شوم

او روح امتحان شده ی قبل خلقت است

بی امتحان عشق که حورا نمی شوم

ضربه نخورده ام که کنم سینه را سپر

دیوار و در ندیده مهیّا نمی شوم

دین را ز پشت در نفس تازه می دمید

صاحب نفس نگشته مسیحا نمی شوم

بی پهلوی شکسته نگردم امین وحی

سیلی نخورده سرور زن ها نمی شوم

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

با اسم گل شبیه مسمّا نمی شوم

وقتی حسن به صوت حزین ناله می کند

بنشینم از فغان و ز جا پا نمی شوم


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


غصه ها بر روی پیشانیش چین انداخته

گریه ها از پای، او را این چنین انداخته

مادری کرده برای بچه های فاطمه

خویش را پای امیرالمومنین انداخته

چار فرزند او فدای پنج تن آورده است

سفرۀ نذری ست که ام البنین انداخته

مادر قدیسه ی لب تشنه های کربلا

گریه اش لرزه تن روح الامین انداخته

مادر باب الحوائج دارد از دریا گله

چون که دریا روی او را بر زمین انداخته

عاقبت چشم حسودی لاله اش را زخم زد

لالهْ عباسی او را لالهْ چین انداخته

باورش هرگز نخواهد شد عمود بی حیا

پهلوان شهر را از روی زین انداخته

او شنیده زینبش افتاده روی خاک ها

یک نظر بر ساقی نیزه نشین انداخته

شرمسارش بوده ساقی، چون که دیده خواهرش

پوشیه بر صورتش با آستین انداخته

***

از سایت بی پلاک




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!

دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 

مدام بر لب من "ان یکاد" و "چار قل" است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!

بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگر چه من هم "جوشن کبیر" می خوانم

 

شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد

شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات... شیر من حلالت باد!


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


من در بقیع ناله زدم یا گریستم

باران شدم برای شما تا گریستم

مادر صِدام کردی و شرمنده ات شدم

بودم کنیز و پای تو آقا گریستم

زخمت زیاد بود و تو مادر نداشتی

من هم به جای حضرت زهرا گریستم

دیگر لبم به آب خنک بعدِ تو نخورد

تشنه به یاد خشکیِ لب ها گریستم

عباس و بچه های علی نذرِ موی تو

کردم فدای تو همه دنیا گریستم

دستش اگر جدا شده غصّه نخورده ام

از این که تو شدی تک و تنها گریستم

باور نمی کنم به سر او عمود خورد

بر روی نعشِ او شده دعوا؛ گریستم

رأسش به دست حرمله افتاد و کوفه رفت

با بستن سرش سر نی ها گریستم

از شرم معجر، او سر نی بی قرار بود

با گریه های غیرت سقا گریستم

در بیت حزن مادرتان صبح تا غروب

باران شدم برای تو آقا گریستم




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است

تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است

بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!

هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است

محبتت رقمی در دل علی دارد

که رو به آینه در حال ضربدر شدن است

رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت

مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است

حسودهای مدینه تو را نمی فهمند

و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است

تمام می شود این غم همین که برگردی

فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است

تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت

نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است

سکوت کن که ادب یادداشت بردارد

سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است

که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست

نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است

دو دست خویش به جای تو داده فرزندت

وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است

حسین تا که نماند به روی نیزه غریب

سفارشت به پسرها بدون سر شدن است

خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم

ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است

به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم

بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است

خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو

کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


گریه کنِ مراثی تو کائنات شد

اشک طهور دیده ات آب حیات شد

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد

تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

این شهر را ادامه دهی آب می برد

بانو بقیع از رشحاتت فرات شد

ای روضه خوان ممتدِ از صبح تا غروب

قدری نفس بگیر که وقت صلات شد

وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاك

فردا خبر رسید که آن جا قنات شد

***

او ماند و دختران یتیمی که مانده اند

ام البنین بی پسر ام البنات شد

آری پسر قمر به شب مؤمنین شد و

مادر ستاره ی سحر مؤمنات شد




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


قدم اگر خمید، فدای سر حسین

جانم به لب رسید، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت

شد مادر شهید، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس

لبخند من ندید، فدای سر حسین

هر جملۀ بشیر مرا پیر کرده است

مویم شده سفید، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانۀ مرا

چه وحشیانه چید، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها

اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب

خواب از سرم پرید، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من

دستش اگر برید، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری

آن قامت رشید، فدای سر حسین

***

با تشکر از آقای رحیمیان برای ارسال این شعر




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ادب و غیرت ابالفضلت

همه مدیون مادری تو بود

هرکسی لایقش که حیدر نیست

این علامت ز برتریِ تو بود

 

پسرانت همه مرید علی

این برایت همیشه یک فضل است

افتخار شما همین بس که

پسرت حضرت ابالفضل است

 

تا که دیدی بشیر را گفتی

ای بشیر از حسین من چه خبر

پسرانم همه فدای حسین

از ضیاء دو عین من چه خبر


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح


 در عشق اهل بیت كه فانی ترین شدی

خود قبله ی قبیله ی اهل یقین شدی

ای معنی نجابت و ای مظهر حیا

 بانوی خانه ی شه خانه نشین شدی

با نیّت كنیزی اطفال فاطمه

اُمّ الوفا، عروس ابوالمؤمنین شدی

از عطر مهربانی و عشق و صفای تو

بیت "علی" شبیه بهشت برین شدی

آورده ای پسر كه شود یاور حسین

 تنها تویی، تویی، تو كه اُمّ البنین شدی

حور و ملك به منصب تو رشك می برند

در بین مادر شهدا بهترین شدی

راهی ست از مزار تو تا منتهای عرش

با تو بقیع فخر تمام زمین شدی




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته

التفاتی کرده مولامان و با این التفات

بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته

بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی

فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته

نام این بانو کنار نام زهرا می برند

بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته

صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود

سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته

مهربانی بین که او با بچه های فاطمه

بیشتر از بچه های خود محبّت داشته

تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند

از همین هم نام بردن هم خجالت داشته

رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش

بس که با غم های مولایش رفاقت داشته

مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند

خون او در اصل عاشورا شراکت داشته

از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که

هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته

یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین

دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته 




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

کی مدینه ز یاد خواهد برد

صحن چشمان گریه پوشت را

صبح تا شب کنار خاک بقیع

ناله و شیون و خروشت را

 

چشم های تو پر شفق می شد

در کنار چهار صورت قبر

مصحف دل ورق ورق می شد

در کنار چهار صورت قبر

 

خوب فهمیده حال و روزت را

آن که امُ البکا تو را خوانده

مادر اشک، مادر ناله

پاره های دلت کجا مانده؟

 

آه وقت غروب مادر جان!

تو و زینب چه عالمی دارید

یکی از دیگری پریشان تر

حال محزون و درهمی دارید

 

می نشیند عجب غریبانه

ام کلثوم در کنار رباب

می شود روضه خوان مجلستان

روی زرد و نگاه تار رباب 


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


من خاک بوس آستان مرتضایم

وقف شما از ابتدا تا انتهایم

هم نامتان هستم ولی در شأنتان نه!

باور کن این را از تکان شانه هایم

یاسم ولی در زیر پایت پا گرفتم

سبزم از آن وقتی که باریدی برایم

ممنونتانم این من چادر نشین را

در خانه پروانه ها دادید جایم

حرف از شما که می شود یا ابریَم من

یا خیس شبنم می شود سر تا به پایم

در زیر پایت یا کنارت یا نشاید!

باور مکن بانو نمی دانم کُجایم؟

رنگ و لعابم دادی و در یک شب تار

بر آن سپید گیسویت کردی حنایم

بانوی من! بانوی این خانه شمائید

من نیز سرگرم کنیزی شمایم

وقتی که خدمت می کنم به کودکانت

حس می کنم بی واسطه پیش خدایم

احساسی ام اما نه تا اندازه تو

دنباله ی آه شما در کربلا یم

پیش شمائی که خودِ صاحب عزائید

غم دیده ام! اما کجا صاحب عزایم

شد اشک آب و غذایم آه یعنی

آب و غذای نذری این سفره هایم

من داغدار شاخه های یاس هستم

ام البنینم، مادر عبّاس هستم




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


ای همسر سردار جهان، مادر عباس

وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عباس

در بیت علـی آمده! هـمسنگر عباس

خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس

ام‌الشهـدا، فاطمه ی دوم حیدر

هم فاطمه ی دوم و هم زینب دیگر

تو چشمه ی فیض از نفس پنج امامی

تو فاطمه ی بیت شـه عـرش‌ مقـامی

تو همسر تنهـا وصـی خیرالانامی

تو مـادر والا گهـر خـون و قیامی

جوشـد ادب و فضـل ز آیات کلامت

پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت

شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد

زینب کـه بـود عصمـت داور به تو نازد

تـا روز جــزا آل پیمبــر بــه تـو نازد

عبـاس تـو در عـرصه ی محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان

یک روزه دهد چـار پسر در ره جانان؟

ای سوخته در شعلـه ی مصباح هدایت

ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

خشنـود ز رفتـار تـو زهـرای ولایت

جان همه خوبان جهـان باد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی

کـردی بـه بنـی‌فاطمـه اظهـار کنیزی

عون تـو شـده در صف عـاشور فدایی

عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

تا دادن جـان، جعفر تو بود ولایی

عباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی

گشتنـد عزیـزان تـو هرچار، حسینی


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل كردی

معمای ادب را با همین ابیات حل كردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو!

میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل كردی

فرستادی به قربانگاه اسماعیل‌هایت را

همان كاری كه هاجر وعده كرد و تو عمل كردی

كشیدی با سرانگشتت به خاك مُرده، خطی چند

تمام شهر یثرب را به خاك طف بدل كردی

خودش را در كنار مادرش حس كرد بغضش ناگهان وا شد

خدا را شكر بودی زینب خود را بغل كردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را كه شهادت را

درون كامشان شیرین‌تر از شهد و عسل كردی

***

رباعی تو بانو! گر چه تقطیع هجایی شد

به تیغ اشك خود، اعرابشان را بی‌محل كردی




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س) و حضرت ام البنین(س)-مصائب


شبی از خویشتن سفر کردم

سیـر کــردم جهـان بـالا را

بین قصری ز باغ‌های بهشت

دیـدم امّ‌البنیـن و زهــرا را

آن یکی بود رکن شیر خدا

دگــری بـود مــادر شهدا

عجبـا! نـام هـر دو فاطمه بود

ذکرشان شمع محفل همه بود

نگــه آن دو مهربــان مــادر

گه به گودال و گه به علقمه بود

هر دو را اشک و خون روان ز دو عین

بهـر عبـاس بـود و بهـر حسین

گفت ام‌البنین به دخت رسول

کی سلام خدا به جان و تنت!

ای هــزاران‌ هـزار عباسم

بـه فـدای حسیـن بـی‌کفنت

داده‌ام در رهش چهار شهید

کاش بـودی مرا هزار شهید

گفت زهرا که ای بلند اقبال

گلبــن چــار لالـۀ پـرپـر!

چار فرزند تـو عزیـز من‌اند

بلکـه هـر چـار را منم مادر

پسـران تـو، نـور عیـن من‌اند

مثل عباس تـو حسین من‌اند

بـاغبــان چهــار لالــۀ یـاس!

پسـرانـت تمــام اشجـع نـاس

دوست دارم من ای ستوده‌ خصال

تـو برایم بگویی از عباس

از علمـداری و وفـاداریش

ادب و غیرت و فداکاریش

گفـت: بـی‌بـی از آن سـرافـرازم

که شد عباس من فدای حسین

این که اشکم ز دیدگان جاری‌ست

می‌کنم گریه از برای حسین

گر چه عباس رفته از دستم

من شریک غم شما هستم


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/02/1 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت

زبان‌حال حضرت زینب(س) به حضرت ام‌البنین(س)


گمان مكن پسرت ناتنی ‌برادر بود

 قسم به عشق، كنارم حسین دیگر بود

منال ام بنین و ببال از عباس

 تو شیر مادر و شیر تو شیر پرور بود

سقوط قلعۀ خیبر اگر به نام علی‌ست

 فرات: خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت

 كه ماه هاشمیان بود و مهر پرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت ‌پشت ستم

 یل تو یك‌ تنه یك تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت

 ببین كه تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاك می‌شود پرپر

 ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

×××

 جهت شفای عاجل استاد بزرگوار حاج علی انسانی حمد شفا با ذکر یک صلوات قرائت بفرمایید.




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


زنی شبیه خودش عاشق، زنی شبیه خودش مادر

سپرده بر صف آیینه، دوباره آینه ای دیگر

دوباره داغ به روی داغ، دوباره درد به روی درد

کبوتران بدون بال، کبوتران بدون پر

تمام مرثیه ها گفتند: به پای دست تو می افتند

که در مقابل چشمانی، عطش گرفته و ناباور-

زنی دو بازوی خونین را، بلند کرده و می گوید:

دو دست ماه بنی هاشم، فدای زادۀ پیغمبر

زنی چونان که شجاعت را، چو شیر داده به فرزندان

به آستان تو آورده، چهار شیر چونان حیدر

چهار شیر که می غرند، چهار شیر که می جنگند

چهار شیر که می آیند، چهار دسته گل پرپر

چهار دسته گل پرپر، چهار آینه دیگر

ستاره اند؟ نه روشن تر، فرشته اند؟ نه زیباتر

زنی که داغ پسر دارد، دوباره داغ دگر دارد

چه قدر خون به جگر دارد، زنی بدون پسر، مادر!




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین

بقیع را کنم از گریه کربلای حسین

نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم

هزار مرتبه عباس من فدای حسین

به دشت کرب و بلا تا کنند پرپرشان

چهار دسته‌ گل آورده‌ام برای حسین

شب عروسی خود نیز با علی گفتم

چو من هزار عروسند خاک پای حسین

ز کودکی به عزیزان خویش می‌گفتم

که سر به دست بگیرید در هوای حسین

همیشه بود به هر جا نگاه عبّاسم

به ماه عارض و بر قامت رسای حسین

نگاه من هم از آن بود بر رخ عباس

که داشت جلوه ز روی خدانمای حسین

به چار نجل شهیدم درود باد درود

که بود پشت سر هر یکی دعای حسین

حضور فاطمه آرم به حشر چار ذبیح

که جانشان شده تقدیم در منای حسین

همیشه بود روان روح چار فرزندم

چو اختران ز پی ماه در قفای حسین

خدا گواست ز عباس بیشتر می‌برد

دل مرا همه جا نام دل ربای حسین

به دشت کرب و بلا جای شاخۀ یاسم

به خاک پای وی افتاد دست عباسم 


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


غم با نگاه خیس تو معنا گرفته

یک موج از اشک تو را دریا گرفته

در فصل غم، فصل خسوف ماه خونین

خورشید هم مثل دلت گویا گرفته!

تا آسمان ها می رود دل مویه هایت

کار دل خونت عجب بالا گرفته!

این روزها با دیدن حال تو بانو!

بغضی گلوی اهل یثرب را گرفته

هر روز اشک و آه، حق داری بسوزی

یک کربلا غم در نگاهت جا گرفته!

می دانم این جا بارها با دست لرزان

اشک از دو چشمت حضرت زهرا گرفته

تاریخ را می گردم ـ آری ـ تا ببینم

مثل دل تنگت دلی آیا گرفته؟

این جا به همراه لب خشک تو مادر!

هر سنگ ریزه ختم "یا سقا" گرفته...




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


وقت غروب، چشم ترش درد می کند

ذره به ذره بال و پرش درد می کند

کم کم که ماه می شکفد در برابرش

با رویت هلال، سرش درد می کند

بی اختیار وقت نگاهش به آب ها

قلبش به یاد گل پسرش درد می کند

باید که از بقیع به سوی منزلش رود

پر زحمت ست چون کمرش درد می کند

هر چند کنج خانه کسی نیست منتظر

این بیت حزن، بوم و برش درد می کند

تنها نه محض خاطر آن چار شیر نر

این خانه سال هاست، درش، درد می کند

اما هزار شکر که شب ها منور است

از نور خواهری که پرش درد می کند

هر شب می آید از پی دلداری زنی

با این که جسم محتضرش درد می کند

یک سال و نیم تلخ، شبیه دو ماه و نیم

با یاد کوچه ها جگرش درد می کند




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای گل گلزار اخلاص و یقین

بانوی کاخ شرف ام البنین

نام نو چون فاطمه، بُد فاطمه

قدر تو معلوم باشد بر همه

ای همه پاکان گواه پاکیت

عشق مات از شوکت افلاکیت

گوهر ارزندۀ صبر و یقین

همسر پاک امیر المؤمنین

اسوۀ ایمان و ایثار و ادب

مادر شیر شجاعان عرب

ای ارادتمند زهرا و رسول

ای امانتدار گل های بتول

تا قدم در خانۀ عصمت زدی

گل به فرق خویش از عزت زدی

روز اول با هزاران زیب و زین

خوانده ای خود را کنیز زینبین  


ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(ع)-مصائب


نگاه می کند و چشم های تر دارد

برای ام بنین یک نفر... خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

خبر، خبر... همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش!!؟

سوال بود برایش... حسین سر دارد؟

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که

به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان

جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و

بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه!... حسین دمی

که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست

هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید

چرا که پیکر عباس درد سر دارد ...

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست

به روی گونه ی طفلی ست شام فردا ...ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی

که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست

کسی ست ام بنین... لا اقل پسر دارد




موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


یکی از نشـانه ‏هاى نیروى ایـمان حضـرت ام البنین سلام الله علیها

ایـن بود كه بشـیر پـس از ورود به مـدینه هـر گاه خبـر شهـادت

یكى از پسرانش را به او مى ‏داد، مى‏ گفت: از حسین علیه السلام

برایم بگو.پس از آنكه خبر چهار پسرش را به او داد گفت: بندهاى

دلم را پاره كردى، فرزندانم و هر چه در زیر آسـمان اسـت فداى

حسین علیه السلام باد.

با كاروان حسینى، ج‏6، ص 375؛ به نقل از تنقیح المقال، ج 3، ص 70

 

رفتی ولی ای پاره‌ی تن برگردی

من منتظرم تا به وطن برگردی

جان تو و جان این عزیزان، عباس!

هیهات که بی حسین من برگردی

×××

آن روز اگر خیمه‌ی ماتم می زد

بر مُلک أدب دوباره پرچم می زد

هر قدر هم از مشک و علم می گفتند

تنها ز حسین فاطمه دم می زد




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 04:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

هر روز غروب توی بقیع

می شكنه بغض آسمون

ستاره ها داد می زنن!!!

ام البنین روضه نخوون

 

هر روز صدای گریه هاش

می رسه تا عرش خدا

ازسوز روضه خوندنش

قیامتی میشه به پا

 

مدینه كربلا میشه

شهر فرشته ها میشه

آدم و یعقوبم میان

مدینة البكاء میشه

 

فرقی نمی كنه براش

كسی نیاد تو روضه هاش

عالمُ بر هم می زنه

بغض نشسته تو صداش

 

به سینه و سر می زنه

بقیع باهاش نوحه گره

دَم تمومِ نوحه هاش

"حسین غریب مادره"  



ادامه این شعر

موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س(-مدح

 

سلام از من و پروردگار داور من

به فاطمه، به حسین و حسن، به شوهر من

منم که همسری شیر حق نصیبم گشت

منم که سرور عالم علی است همسر من

منم که چار پسر زاده‌ام برای علی

منم که امّ ‌بنین گشته نام دیگر من

کنیز حضرت زهرا شدم به بیت علی

مقام فضّه به من داد حیِّ داور من

منم که دخت علی مادرم خطاب نمود

منم که عمّه ی سادات گشته دختر من

زهی به بخت بلندم که از نخست مرا

برای شیر خدا پرورید مادر من

چه افتخار از این به که هدیه شد به حسین

چهار دسته گلِ غرقه خون و پرپر من

سلام باد به عباس و عون و عثمانم

درود بر تن غلطان به خون «جعفر» من

مرا که فاطمه شد نام از ازل سرّی است

که رنگ فاطمه گیرد ز پای تا سر من

از آن به فاطمه نامیده گشته‌ام ز آغاز

که وقف فاطمه گردند چار کوثر من

طلوع کرد سه تابنده اختر و یک ماه

ز سبز دامنِ پاکِ شهید پرور من

خدا مرا پسری داد از ره یاری

که کرد بر پسر فاطمه علمداری




موضوع: وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 04:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو