حضرت ام البنین(س)-مصائب


نسیم طف که در این کوچه ها گذر دارد

برای چشم به در مانده ای خبر دارد

چنان عظیم بود این خبر چنان جانسوز

بشیر حادثه هم شکوه از بشر دارد

کجاست مادر آن سرو سر بریده کجاست؟

مگو کجاست!چه مادر !مگر پسر دارد؟

به آسمان خمیده خبر چگونه دهند

که خانه ی تو نه خورشید نه قمر دارد

تمام شهر به پای بقیع آهش سوخت

دعا کنید که از گریه دست بر دارد




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/23 | 02:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


یا اُمّ بنین! حالِ گرفتار ندیدی

دستانِ قلم ،اشك علمدار ندیدی

بر پیكر بی دستِ علمدارِ رشیدت

آشفتگیِ سید و سالار ندیدی

مادر! بخدا بسكه وفا داشت ابالفضل

غوغای مواساتِ سپهدار ندیدی

گر آب نیاورد ، مگو آبرویش رفت

خونبارشِ آن دیده و رخسار ندیدی

یك لشگرِ قَدّار كه بنشست به زانو

پا تا سرِ او تیر ، چنان خار ندیدی

شق القمرِ كوفه كه در علقمه رخ داد

تكرار رُخِ حیدر كرار ندیدی

آنقدر ادب داشت كه با سر به زمین خورد

سجّادۀ خون بر قدمِ یار ندیدی

پَس داد هر آن درس كه در نزد تو آموخت

بالندگیِ مكتب ایثار ندیدی

مادر كه شود اُمّ بنین ، هیچ غمی نیست

در عهد و وفای پسرش ، هیچ كمی نیست

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/23 | 02:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم

روضه شرم تو برپاست کجایی عباس

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر

دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد

نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

**

من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی

چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس

من شنیدم روی تل زینب کبری گفته

شمر بالا سر آقاست کجایی عباس

واشده روی همه در سرِ این ها فکرِ

غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/23 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


ای شده محرم به ولای ولی  

فاطمۀ دوّم بیت علی

اختر تابندۀ برج ادب

شیر زن خیل زنان عرب

امّ بنین امّ ادب امّ نور

چشم بد از قدر و جلال تو دور

اختر تابندۀ برج شرف

همسر ارزندۀ شاه نجف

یار علی مادر صدق و صفا

مرّوج مکتب عشق و وفا

باغ گل یاس، سلامٌ علیک

مادر عبّاس، سلامٌ علیک

فخر تمام شهدا کیست تو

شیر زن شیر خدا کیست تو

معرفتت زبانزد عالم است

هر چه بگویند به وصفت کم است

مقاوم و صابر و آزاده ای

چار پسر بهر علی زاده ای

چار پسر نه، چار قرص قمر

چار ستاره چار نور بصر

ای به علی پس از وفات بتول

همچو خدیجه در سرای رسول

درود بر سه سرو بستان تو

بر گل عبّاسی دامان تو

تو گفته ای، ای گل باغ عفاف

با پسر فاطمه شام زفاف

کی همه جا چشم و چراغ همه

منم کنیز مادرت فاطمه

همدم نور احدی فاطمه

عروس بنت اسدی فاطمه

تو بانوی بیت ولی گشته ای

دور حسین ابن علی گشته ای

تا که در آن بیت مقرّب شدی

از دل و جان عاشق زینب شدی

به پاس اخلاق ز گل بهترت

خواند بهین دخت علی، مادرت

حق بتو یک بهشت احساس داد

دسته گلی بنام عبّاس داد

دید چو بر عشق ادب قائمت

داد خدا ماه بنی هاشمت

حق به تو در بیت ولا راه داد

تا بتو سه ستاره یک ماه داد

ماه تو از ماه فلک خوبتر

پیش علی از همه محبوب تر

ستارگانت همه خورشید نور

چشم بد از جمالشان باد دور

سزد که ناموس خدا خوانمت

مادر کلّ شهدا خوانمت

در بغلت بود گل یاس تو

یعنی قندانۀ عبّاس تو

بود چو خورشید رخش منجلی

خواستی دهی به دست علی

مشام تو شنید بوی حسین

چشم تو افتاده به روی حسین


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/23 | 01:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


اهل عالم هنر خصلت عباس من است

عشق در سایۀ شخصیت عباس من است

منم آن یار امین حامی دین، اُم بنین

هرچه دارم همه از دولت عباس من است

همسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر

شیر مردان وله از صولت عباس من است

در شب چاردهم ، ماه که پر نورتر است

عکسی از نیم رخ صورت عباس من است

هنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر

هنر آن است که در طینت عباس من است

تشنه لب داخل دریا شد و عطشان برگشت

این همان قطره ای از همت عباس من است

غیرت الله علی بی بدل است ، اما گفت

بدل غیرت من غیرت عباس من است

نه فقط یثرب و شامات و نه ایران و عراق

کرده کاری همه جا صحبت عباس من است

هر کسی را نتوان باب حوائج گفتن

به حقیقت قسم این شهرت عباس من است

کوه ها شد متحیر به ثبات قدمش

سروها در عجب از قامت عباس من است

جثه اش گر چه ز شمشیر جفا کوچک شد

این بزرگی است، که از عزت عباس من است

قدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکشی

قدرت لَم یزلی قدرت عباس من است

یا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت

دین فروشی بری از ساحت عباس من است

هی نگویید چرا ام بنین پیر شده

سبب حالت من حالت عباس من است

دستهای پسرم گشته قلم در لب آب

صفحه سینه پر از محنت عباس من است

این شنیدم زده فریاد، غریبم مولا

غصه قلب حسین غربت عباس من است




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/22 | 12:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


آغشته با نسیم تو در گفتن آمده

پیك سپیده با خبری روشن آمده

رنگین به خون منتشرت  با نسیم صبح

بوی " چهار گمشده پیراهن " آمده

تا از كدام بادیه ، غلطان به خون خویش

بوی "چهار شیر شهید" من آمده

طوفان به داغ كیست كه چونان زنی عرب

صورت خراش داده و در شیون آمده ؟

در شیشه مشت خاك بدل می شود به خون

گریان رسول ، آینه بر دامن آمده

بر نیزه چون طلایه خونین كاروان

آنك ز گرد راه سری بی تن  آمده

ای خیل اشك و آه سواد سپاه تو

در خون نشست مردم چشمم به راه تو

تا  چون تو را زمانه به ماتم قرین كند

داغی چنان رساند كه غربت نشین كند

در غربت مدینه بدل میشود به خون

خاكی كه نقش مهر تو،  داغ جبین  كند

از ناله های گرم تو نای زمان پرست

تا خود چها كه این نفس آتشین كند

بی شك به چله  با تو نشسته ست آسمان

تا گریه  پا به پای تو یك اربعین كند

دود  از خیام سوخته برخاست ، نوحه كن

چندان كه تیره آه تو روی زمین كند

كوه از كمر شكست ، مگر یكدم اقتدا

با شانه صبوری "ام البنین" كند

بر آن سرم كه "فاطمه" را همرهی كنم

با روضه خوان داغ تو قالب تهی كنم

با "فاطمه" مخواه برابر صدا كنند

نام مرا مباد كه مادر صدا كنند

با كودكان خویش سپردم مرا مباد

همنام "یادگار پیمبر" صدا كنند

میخواستم "حسین و حسن" را به خانه ات

باری امام! "سید و سرور" صدا كنند

می گریم از تداعی عصری كه خیمه ها

"عباس" را به گریه ، مكرر صدا كنند

شاید به دیدن زره چاك چاك او

شیر مرا "شقایق پرپر" صدا كنند

"زهرا" اگر تو را پسر خویش خوانده اند

نشگفت اگر "حسین" برادر صداكنند

با كاروان خیمه گیان حسین - اسیر-

نالید و گفت: "بند دلم پاره شد بشیر!"

پیكی سوار مركب خون و خطر رسید

راوی به گریه گفت:" كه آنك خبر رسید"

خون در دلم نشسته از آن ساعتی كه سر

با كاروان نیزه بدنبال سر، رسید

راوی به گریه گفت:" سر شیرخواره نیز

همپای میر قافله از این سفر رسید"

پلكی دویده ام به تماشای روی ماه

پلكی دگر به نیزه سری از "قمر" رسید

همراهی ام به نوحه زمین و زمان كند

تا بر دلم چها كه ازین رهگذر رسید

باغ از تناوران بلندی تهی شده ست

زخم  ،اینچنین مگر ز كدامین تبر رسید؟

بیتی اگر ز مثنوی آه بر لب ست

در دل مرا قصیدۀ اندوه زینب ست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/22 | 12:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح


خوب است كه مادر دلِ نَر داشته باشد

دور و بَرِ خود چند پسر داشته باشد

خوب است كه مادر نرود جز به ره عشق

چون فاطمه احساس خطر داشته باشد

خوب است برای مددِ زادۀ حیدر

از نسل علی سایۀ سر داشته باشد

می گفت به فرزندِ یَلَش مادر عباس:

بایست علمدار جگر داشته باشد

خوب است كه در لشگرِ خود زادة زهرا

بالای سرِ خیمه قمر داشته باشد

وقتی خطری مایۀ تهدید امام است

اینجاست كه بایست سِپر داشته باشد

روزی كه امان نامۀ كفّار بیاید

دل باید از این فتنه خبر داشته باشد

حیف است كه خون با عَرَقِ شرم نریزی

تا اهلِ حرم دیدۀ تر داشته باشد

با فاطمه گویم كه منم دل نگرانت

جانِ پسرانم به فدای پسرانت

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/22 | 12:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح


در مدارت قمر پدید آمد

از دو چشمت سحر پدید آمد

تا نگاهت به خاک ها افتاد

از همین خاک زر پدید آمد

عشق زهرائی ات که شعله کشید

در مدینه شرر پدید آمد

تا شدی همنوای شیر خدا

چقدر شیر نر پدید آمد

با أباالفضل تو برای حسین

یک جهان بال و پر پدید آمد

معجزاتت یکی دو تا که نبود

از پسر ها، سپر پدید آمد

هر که یک جرعه از می ات خورده

در وجودش جگر پدید آمد

حُسن او آنقدر زبان زد شد

چشم زخم و نظر پدید آمد

از خط و خال و قامت و قدش

جلوه های هنر پدید آمد

علمش کربلا که بالا رفت

مرزی از خیر و شر پدید آمد

ادبش ارث مادری بود و ...

هیبتش از پدر پدید آمد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/22 | 12:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح


چون تو، کسی شبیه به زهرا نمی شود

بی تو، گره ز کار علی وا نمی شود

امید بیت وحی شدی بعد فاطمه

وقتی تو نیستی که علی پا نمی شود

وقت توسل به تو احساس می کنم

قلبم گرفته فاصله ای با (نمی شود)

آوردن شبیه أبالفضل معجزه است

این کار ها ز غیر مسیحا نمی شود

باید تو آسمان شوی و ماه آوری

دنیا بدون ماه تو دنیا نمی شود

مزد تواضع تو برای عقیله بود...

عباس بی تواضعت آقا نمی شود

دیگر کسی برای حسین بن فاطمه

مثل عزیز قلب تو پیدا نمی شود

آل عبا ز دست کسی مِی نمی خورند

هر کس برای فاطمه سقا نمی شود

باب الحوائجی أباالفضل ارث توست

بی مادر و پسر گره ای وا نمی شود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

امشب شوم فدای تو، فردا نمی شود

....

اهل حرم همه به أبالفضل دل خوش اند

با بودن تو قد کسی تا نمی شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/22 | 12:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

از زبان حضرت ام البنین(س) خطاب به آقا قمر بنی هاشم(ع)

حرکت کاروان به سمت کربلا

 

قصد کرده است از وطن برود

پنجمین رکن پنج تن برود

این حسین است که غریب شده

کاش می شد که با حسن برود

او به هر حال می شود عریان

چه نیازی ست با کفن برود!

هر چه کردند جان معجر من

نگذاری که پیرهن برود

قسمت می دهم اجازه نده

شمر با پا روی بدن برود

نگذاری که نیزه کندی

جای پهلوش بر دهن برود

نکند بی حسین برگردی

نکند آبروی من برود

***

از پایگاه روضه




✔️ موضوع : خروج کاروان از مدینه، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/03/17 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح فاطمیات (پنج فاطمه)


حروف فاطمه پنج است ای دل

اصول الدین بُود زین پنج کامل

"ف" اول همان فرمان توحید

"الف" دارد نشان از عدل و توحید

ز "طا"ی فاطمه طاهرشوی تو

همی راه نبوت را روی تو

به "میم" فاطمه مهر امام است

نبوت بی امامت ناتمام است

"ه" آخر هدایت در معاد است

معاد ما همان اخذ مراد است

نوشتم پنج اصل دینمان را

به نام فاطمه بشمردم آن را

به هر جا که نشان از در و گنج است

کلید رمز آن گنجینه، پنج است

قلوب خلق، شکل پنج دارد

دلی که پنج دارد گنج دارد

درخت و میوه و باغ و طبیعت

همه زیبایی آثار خلقت

میان سیب، آن نقش ستاره

تو را از پنج تن دارد اشاره

دو گونه پنج تن داریم ای دل

نخست اهل کسا انوار کامل

سپس آن پنج خاتون، هاشمیات

جلال آل هاشم، فاطمیات

بلی این فاطمیات ثنا خوان

به هر عصری شدند الگوی نسوان

یکی زآن ها جلال هر دو جمع است

جهان پروانه و زهرا چون شمع است

همانی که نبی را نور عین است

امیر عشق فرزند حسین است

بگو یا فاطمه با نیت او

بلند است از همه شخصیت او

فقط یک فاطمه آورده ایزد

به پایش مصطفی از جای خیزد

فقط یک فاطمه بین زنان است

زند پیغمبر او را بوسه بر دست

دهد زهرا پیام فاطمیات

فدای او تمام فاطمیات

ز دیگر فاطمیات آورم نام

دهد هر یک مرا از لطفش الهام

نخستین فاطمه پاک و موقر

بود بنت الاسد مادر به حیدر

همانی که خدا گل کاشت بر او

شبی کعبه ترک برداشت بر او

حریم حق نیایشگاه او شد

چه گویم، کعبه زایشگاه او شد

کنم با رخصت رب السماوات

سلامی به دیگر فاطمیات

به جز بنت الرسول و ام حیدر

بود سه فاطمه، هر سه مطهر

یکی زآن ها که ماه برج دین است

گل آل کلاب ام البنین است

همان مادر که فخر الناس دارد

خوشا بر دولتش، عباس دارد

چه عباسی دهد جان را نتایج

چه عباسی همان باب الحوائج

پدر او را امیرالمومنین است

عزیز فاطمه ام البنین است


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، وفات حضرت ام البنین(س)، ولادت حضرت زهرا(س)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/9 | 04:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی-حضرت ام البنین(س)


الا که دست خدایت در آستین باشد

بیا که مانده به در دیده زمین باشد

گناه می کنم اما به خود نمی گویم

شرار قهر تو شاید که در کمین باشد

«فدای یار کن این جان نازنین ای دل!

چه جان عزیزتر از یار نازنین باشد»1

بدم ولی به غبار سرای تو سوگند

گدای کوی تو باید که بهترین باشد

خوشا به حال گدایی که دستِ چشمانش

ز ابرِ خرمنِ چشمِ تو خوشه چین باشد

چه می شود که دم مرگ پا نهی به سرم

خودت بخواه که تقدیرم این چنین باشد

×

کنار اشک غم فاطمیه ات باید

دوباره چشم تو با غصّه ای قرین باشد

بگو به آه دل دردآورت امشب

که روضه خوان غم مادری حزین باشد

تو روضه خوان عمویی و روضه ات باید

برای مادر عباس دلنشین باشد

بخوان ز مرثیه خوانی که روز و شب می خواند

که دیگر امّ بنین امّ بی بنین باشد

×××

1.سلمان ساوجی




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 10:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-وفات و مصائب


ام البنینم و شب دلداری من است

شب زنده دار فاطمه بیداری من است

امشب وصال فاطمه را درک می کنم

دل بی قرار لحظه ی دلداری من است

بانوی من! که لیله ی قدر علی تویی

چشم انتظار تو شب بیداری من است

با اینکه جای فاطمه را پر نمی کنم

اشک علی گواه حرم داری من است

طفلان عزیز و من چو کنیز بهشت و این

بالاترین مقام نکوکاری من است

عباس من غلام عزیزان فاطمه ست

این ابتدای درس علمداری من است

درس وفا اگر به ابالفضل داده ام

بیت علی بهشت وفاداری من است

روزی که بار زینبت آمد به دوش من

دیدم که خویش در صدد یاری من است

روحم ز درک خدمت زینب بزرگ شد

این خانه جایگاه فداکاری من است

در کربلا نبودم اگر یاری اش کنم

شهر مدینه شاهد غمخواری من است

خاک بقیع را گره با کربلا زدم

اینجا حریم اشک و عزاداری من است

داغ چهار ماهْ پسر دیده ام ولی

داغ حسین شعله ی بیماری من است

یا لیتنا به یاری کنّا معک رسید

تنها دعای تو سبب یاری من است

نذر تو بود هستی و دار و ندار من

وقف تو آخرین نفس جاری من است




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب-زبانحال زینب کبری(س)


بانو سلام می کنم اینجا خوش آمدی

از خاک سمت عالم بالا خوش آمدی

ای تشنۀ بهشت به دریا خوش آمدی

من زینبم به خانۀ مولا خوش آمدی

پیداست در نگات که با نیت آمدی

اینجا به نیت کمک و خدمت آمدی

باغ بهشت باغچه ای در سرای ماست

جای گلیم عرش خدا زیر پای ماست

رزق تمام شهر فقط از دعای ماست

خلق تمام عالم و آدم برای ماست

این خانۀ بهشتی زهرا و حیدر است

اینجا محل وحی شدن بر پیمبر است

این خانه را به غیر صفا پر نمی کند

دل را به غیر عشق خدا پر نمی کند

سجاده را به غیر دعا پر نمی کند

هر کس که جای فاطمه را پر نمی کند

از بعد مادرم پدر خاک، بوتراب

کرده تو را به همسری خویش انتخاب

گفته پدر که روی به سوی خدا کنیم

ما مثل مادر، اهل زمین را دعا کنیم

با اسم فاطمه همه رفع بلا کنیم

زین پس تو را به واژۀ مادر صدا کنیم

تو آمدی که فاطمه را یاوری کنی

در حق ما شکسته دلان مادری کنی

قطعاً شنیده ای که پَر مادرم شکست

شاخه به شاخه برگ و بر مادرم شکست

در کنده شد ز جا و سر مادرم شکست

از ظلم و کینه ها کمر مادرم شکست

از آن به بعد بود پرش درد می گرفت

می خواست پا شود کمرش درد می گرفت


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-وفات حضرت ام البنین(س)


دگر ای دوست مرا در حرمت محرم کن

رفتم از دست نگاهی به دل ما هم کن

یا بیا جانب قبله بکشان پای مرا

یا بر احوال دلم فکر کمی مرهم کن

با نگاهی بده خاکستر عمرم بر باد

این جگر سوخته، رسوای همه عالم کن

من زمین گیر شدم باز قدم پیش گذار

التفاتی کن و این فاصله ها را کم کن

گریه از اول خلقت شده ارثیه ی ما

فکر چشمان پر از اشک بنی آدم کن

دیگر این نوکر تو گریه کن سابق نیست

پای بر دیده نه و چشم مرا زمزم کن

می رسد بوی تو اما خبری نیست ز تو

یوسفا چارۀ این شام پر از ماتم کن

کاش می شد که شبی خواب تو را می دیدم

دوستم داری اگر، قلب مرا محکم کن

دست و پا می زنم از دور نگاهی بکنی

گوشه چشمی به من و نالۀ پر دردم کن

نازداری تو و، ناز تو کشیدن سخت است

رحمی آخر به من و کوچکی قلبم کن

به علمدار قسم پای رکابت هستم

شانه ی گرم مرا تکیه گه پرچم کن

همچنان ام بنین سوز و نوا دارم من

هوس یک سحر کرببلا دارم من 




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-سفارش


عباس من! بشور و بشوران فرات را

آتش بزن به دست خودت ممکنات را

در کربلا به یاد علی خیبر آفرین

با رمز مرتضی بتکان کائنات را

تیغ آن چنان به دست و عَلَم آن چنان به دوش

در قاضریّه زمزمه کن عادیات را

عبّاس من! مباد امان نامه آورند

با خشم حیدری بدر آن مُهملات را

روز دهم دریغ مدار از برادرت

آن ضربه های خیبریِ دست هات را

در سوگ چشم و مشکِ تو و دست تو خدا

پُر می کند ز اشکِ ملائک دوات را

در وصف جان نثاری و شرح برادریت

از عرش آورند برایت لغات را

از عرش آورند طبق های سبز و سرخ

آنک مخدّرات، جمیع صفات را

خوانند ابوالفضائل و باب الحوائج ات

خواهند عاشقان ز جناب ات برات را

زهرا ! ببخش چون پسر دیگری نبود

تا بیشتر دهم به مقامت زکات را

***

با تشکر از آقای کفشگر نور برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


عمری به پای چشم تر خود گریستم

هر شب ز داغ یک پسر خود گریستم

بر خاک های گرم بقیع روضه خوان شدم

تنها، ز شام تا سحر خود گریستم

از فرط گریه خون چکد از پلک های من

بر حال زار این جگر خود گریستم

تا دوختم نگاه سوی ماه آسمان

با یاد چهره ی قمر خود گریستم

با مشک آب پیش سکینه نشستم و

شرمنده مثل گل پسر خود گریستم

***

با تشکر از آقای رسول زاده برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/02/4 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


چهار آینه آورده روبروی خودش

چهار قبر کشیده است چهار سوی خودش

چهار آینه اما مکعّب و خاکی

برای روح پر از حجم و تو به توی خودش

نشسته است دوباره به هم بیامیزد

گلاب قمصر لاهوت را به بوی خودش

ز هوش می رود آخر عبادتش دارد

مقدمات خودش شیوه ی وضوی خودش

اگر چه قبله شده در نماز گریه ولی

نماز کعبه ادا می‌شود به سوی خودش

چنان نسیم که در باغ می رود از خویش

کسی نبود بیاید به جستجوی خودش

زبان گرفته و با خویش شعر می‌خواند

شبیه ناله ی برکه برای قوی خودش

کنار مثنوی اش قطعه ی مُخَدَّره ای ست

که آمده است سر تربت عموی خودش




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای به سپهر عاطفه بی قرین

ستاره ی مدینه، ام البنین

قدر تو در جهان نبوده معلوم

قبر تو در جوار چار معصوم

فاطمه دوم مرتضایی

مادر دیگری به مجتبایی

تو کیستی که با غم و زمزمه

پای نهی به خانه فاطمه

تو کیستی که با همه عزیزی

گفته ای آمدم کنم کنیزی

تو دیده ای که خانه ای سوخته

دخترکی چشم به در دوخته

محض دل تازه گلان حزین

نام تو فاطمه! شد امّ البنین

تا که نگویند حسینش چه شد

مدینه بین الحرمینش چه شد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب-برگشت کاروان به مدینه


دگر این کاروان یاسی ندارد

که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب

ولی افسوس عباسی ندارد

***

مزن آتش به جان ای نور عینم

مخوان از ماهِ مَـقطُوع الیدَینم

چه شد در کربلا هستیِ زهرا؟

حسینم وا حسینم وا حسینم

***

سرشته از غم زهرا گِلش بود

نگاه تار زینب قاتلش بود

نیفتاد از لبش نام حسینش

اگر چه داغ سقا بر دلش بود ...

***

... ولی زینب چه با احساس می خواند

از آن بُهبوهه ی حساس می خواند

کنار قبر زهرا نیمه ی شب

چقدر از غیرت عباس می خواند




✔️ موضوع : بازگشت کاروان به مدینه، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

من گرد راه حضرت زهرا نمی شوم

هرگز به جای ام ابیها نمی شوم

او دختر پیمبر و همتای حیدر است

من جز کنیز دختر زهرا نمی شوم

هر خدمتی کنم به یتیمان فاطمه

مادر برای زینب کبری نمی شوم

چون بوسه می زنم به قدم های زینبین

بی اذن زینب از قدمش پا نمی شوم

او روح امتحان شده ی قبل خلقت است

بی امتحان عشق که حورا نمی شوم

ضربه نخورده ام که کنم سینه را سپر

دیوار و در ندیده مهیّا نمی شوم

دین را ز پشت در نفس تازه می دمید

صاحب نفس نگشته مسیحا نمی شوم

بی پهلوی شکسته نگردم امین وحی

سیلی نخورده سرور زن ها نمی شوم

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

با اسم گل شبیه مسمّا نمی شوم

وقتی حسن به صوت حزین ناله می کند

بنشینم از فغان و ز جا پا نمی شوم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


غصه ها بر روی پیشانیش چین انداخته

گریه ها از پای، او را این چنین انداخته

مادری کرده برای بچه های فاطمه

خویش را پای امیرالمومنین انداخته

چار فرزند او فدای پنج تن آورده است

سفرۀ نذری ست که ام البنین انداخته

مادر قدیسه ی لب تشنه های کربلا

گریه اش لرزه تن روح الامین انداخته

مادر باب الحوائج دارد از دریا گله

چون که دریا روی او را بر زمین انداخته

عاقبت چشم حسودی لاله اش را زخم زد

لالهْ عباسی او را لالهْ چین انداخته

باورش هرگز نخواهد شد عمود بی حیا

پهلوان شهر را از روی زین انداخته

او شنیده زینبش افتاده روی خاک ها

یک نظر بر ساقی نیزه نشین انداخته

شرمسارش بوده ساقی، چون که دیده خواهرش

پوشیه بر صورتش با آستین انداخته

***

از سایت بی پلاک




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!

دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"

فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر

 

مدام بر لب من "ان یکاد" و "چار قل" است

که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!

بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای

اگر چه من هم "جوشن کبیر" می خوانم

 

شنیده ام که خودت یک تنه سپاه شدی

شنیده ام که علم بر زمین نمی افتاد

شنیده ام که به آب فرات لب نزدی

فدای تشنگی ات... شیر من حلالت باد!


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


من در بقیع ناله زدم یا گریستم

باران شدم برای شما تا گریستم

مادر صِدام کردی و شرمنده ات شدم

بودم کنیز و پای تو آقا گریستم

زخمت زیاد بود و تو مادر نداشتی

من هم به جای حضرت زهرا گریستم

دیگر لبم به آب خنک بعدِ تو نخورد

تشنه به یاد خشکیِ لب ها گریستم

عباس و بچه های علی نذرِ موی تو

کردم فدای تو همه دنیا گریستم

دستش اگر جدا شده غصّه نخورده ام

از این که تو شدی تک و تنها گریستم

باور نمی کنم به سر او عمود خورد

بر روی نعشِ او شده دعوا؛ گریستم

رأسش به دست حرمله افتاد و کوفه رفت

با بستن سرش سر نی ها گریستم

از شرم معجر، او سر نی بی قرار بود

با گریه های غیرت سقا گریستم

در بیت حزن مادرتان صبح تا غروب

باران شدم برای تو آقا گریستم




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است

تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است

بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!

هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است

محبتت رقمی در دل علی دارد

که رو به آینه در حال ضربدر شدن است

رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت

مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است

حسودهای مدینه تو را نمی فهمند

و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است

تمام می شود این غم همین که برگردی

فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است

تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت

نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است

سکوت کن که ادب یادداشت بردارد

سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است

که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست

نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است

دو دست خویش به جای تو داده فرزندت

وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است

حسین تا که نماند به روی نیزه غریب

سفارشت به پسرها بدون سر شدن است

خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم

ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است

به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم

بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است

خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو

کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


گریه کنِ مراثی تو کائنات شد

اشک طهور دیده ات آب حیات شد

خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد

تا از تو خواستم بنویسم دوات شد

این شهر را ادامه دهی آب می برد

بانو بقیع از رشحاتت فرات شد

ای روضه خوان ممتدِ از صبح تا غروب

قدری نفس بگیر که وقت صلات شد

وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاك

فردا خبر رسید که آن جا قنات شد

***

او ماند و دختران یتیمی که مانده اند

ام البنین بی پسر ام البنات شد

آری پسر قمر به شب مؤمنین شد و

مادر ستاره ی سحر مؤمنات شد




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


قدم اگر خمید، فدای سر حسین

جانم به لب رسید، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت

شد مادر شهید، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس

لبخند من ندید، فدای سر حسین

هر جملۀ بشیر مرا پیر کرده است

مویم شده سفید، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانۀ مرا

چه وحشیانه چید، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها

اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب

خواب از سرم پرید، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من

دستش اگر برید، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری

آن قامت رشید، فدای سر حسین

***

با تشکر از آقای رحیمیان برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ادب و غیرت ابالفضلت

همه مدیون مادری تو بود

هرکسی لایقش که حیدر نیست

این علامت ز برتریِ تو بود

 

پسرانت همه مرید علی

این برایت همیشه یک فضل است

افتخار شما همین بس که

پسرت حضرت ابالفضل است

 

تا که دیدی بشیر را گفتی

ای بشیر از حسین من چه خبر

پسرانم همه فدای حسین

از ضیاء دو عین من چه خبر


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح


 در عشق اهل بیت كه فانی ترین شدی

خود قبله ی قبیله ی اهل یقین شدی

ای معنی نجابت و ای مظهر حیا

 بانوی خانه ی شه خانه نشین شدی

با نیّت كنیزی اطفال فاطمه

اُمّ الوفا، عروس ابوالمؤمنین شدی

از عطر مهربانی و عشق و صفای تو

بیت "علی" شبیه بهشت برین شدی

آورده ای پسر كه شود یاور حسین

 تنها تویی، تویی، تو كه اُمّ البنین شدی

حور و ملك به منصب تو رشك می برند

در بین مادر شهدا بهترین شدی

راهی ست از مزار تو تا منتهای عرش

با تو بقیع فخر تمام زمین شدی




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته

التفاتی کرده مولامان و با این التفات

بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته

بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی

فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته

نام این بانو کنار نام زهرا می برند

بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته

صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود

سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته

مهربانی بین که او با بچه های فاطمه

بیشتر از بچه های خود محبّت داشته

تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند

از همین هم نام بردن هم خجالت داشته

رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش

بس که با غم های مولایش رفاقت داشته

مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند

خون او در اصل عاشورا شراکت داشته

از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که

هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته

یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین

دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته 




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/2 | 05:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات