حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

بانوی مهر و ادب، عشق و وفا ام البنین

 مادر شیران دشت کربلا ام البنین

 در میان بانوان سرزمین وحی و دین

 انتخاب حضرت خیرالنسا ام البنین

 گفت می آید کنیزی خانه ی زهرا ولی

 بوده زهرای دگر بر مرتضی ام البنین

 جای زهرا مادری کرده به طفلان علی

 داده بر بیت علی شور و صفا ام البنین

 در مدینه ساخته کرببلای دیگری

 با صدای گریه و سوز و نوا ام البنین

 در کنار چهار قبر خالی آن بانوی دین

 بیت الاحزانی دگر کرده به پا ام البنین

 خوانده او ( لا تدعونی ) با نوا و شور و شین

 در عزای کشتگان نینوا ام البنین

 در وفا عباس را رهبر بخوانندش ولی

 بوده بر عباس استاد وفا ام البنین

 رهرو راه ولایت بود و در راه ولا

 دست فرزندش شد از پیکر جدا ام البنین

×××

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/12 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصیبت


من که از نسل دلیر عربم

امّ العبّاسم و امّ الادبم

مادر چهار یل رعنایم

من کنیز حرم زهرایم

آسمان خاک نشین حرمم

عرش در تحت لوای کرمم

معرفت مسئله آموز من است

عاشقی سائل هر روز من است

دل من محو تولّای ولی ست

سِمتم خادمی بیت علی ست

من سفارش شده ی زهرایم

آبرو یافته از مولایم

وه از آن روز که قابل گشتم

با در بیت مقابل گشتم

آمد آن لحظه چه خوش اقبالم

دختر شاه به استقبالم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

وقتی که با صدای رسا گریه می کند

گویا تمام کرب و بلا گریه می کند

راحت بخواب مشک تو خالی نمانده است

مادر نشسته مشک تو را گریه می کند

با یاد دست های تو هی سینه می زند

زیر علم برای شما گریه می کند

وقتی به روی فرق سرش مُشک می زند

حتماً از آن عمود جفا گریه می کند

مادر فدای روی خجالت کشیده ات

زهرا برای تو به خدا گریه می کند

مادر چه شد که باز نگشتی به خیمه ها

دیدی که شیرخوار خدا گریه می کند

یک دست تو که بر سر راه حسین بود

آن دست دیگرت به کجا گریه می کند

آن دست را مدینه به یک کوچه دید که...

...بر روی دست مادر ما گریه می کند

مادر فدای وفایت شود ببین....

....ام الوفا برای وفا گریه می کند

من پا شدم که راه بیفتم، قدم شکست

حالا حسین در همه جا گریه می کند




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

روضه هایی عجیب می خواند

از شب و روز کربلای حسین

با خجالت به زینبش می گفت:

پسرانم همه فدای حسین

 

از خدا خواست که قد من را

ای خدا بیشتر هلالش کن

دست بر دامن سکینه گرفت

پسرم را بیا حلالش کن

 

زیر این آفتاب چون آتش

بدنش ذره ذره آب شده

تشنه لب مانده آن قدر این جا

صورتش سوخته، کباب شده

 

بعد آن مشک پارهٔ پسرش

شرم دارد از این  چرا زنده است

هر کجا شیر خواره می بیند

از نگاه رباب شرمنده است

 

در کنار چهار صورت قبر

آن قدر گریه کرده بی حال است

ظهر امروز باز غش کرده

روضه خوان شهید گودال است:

 

گفت زینب میان مردم شام

فکر رأس برادرت بودی؟

راستی این دفعه جواب بده

راضی از دست نوکرت بودی؟

 

گفته بودم که روز عاشورا

همه دم پیش خواهرش باشد

قبل از آن که کسی شهید شود

پیش مرگ برادرش باشد

 

سر عباس را به نی دیدی

لب او خشک بود یا تر بود؟

خواب دیدم که آب ها را ریخت

نگران لب برادر بود

 

دست او جای دست مادر تو

من شنیدم که زود پرپر شد

سر عباس را به نی بستند

بس که افتاد مثل اصغر شد   




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب

  

نگیر از شب من آفتاب فردا را  

نبند روی من آن چشم ‏های زیبا را

تو گاهواره ی ماه و ستاره‏ ها هستی 

خدا به نام تو کرده است آسمان‏ها را

تو در ادامه ی هاجر به خاک آمده‏ ای 

که باز سجده کنی امتحان عظما را

خدا سپرده به دستت چهار اسماعیل 

 که چشمه چشمه گلستان کنند دنیا را

چه کرده ‏ای که به آغوش مهربانی تو

سپرده‏ اند جگر گوشه‏ های زهرا را

بگو چه بر سر بانوی آب آمده است 

 که باز می‏شنوم رود رود دریا را

تبر چگونه شکسته ‏ست شاخ و برگ تو را

چطور خم شده ‏ای بر زمین، سپیدارا!

بخوان! دوباره بخوان با گلوی مرثیه ‏ها 

 حدیث تشنه‏ ترین دست‏های صحرا را

از آسمان به زمین آمده است گیسویت  

که سربلند کند دختران حوّا را




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح

 

هرگز نبوده بیشهٔ حق را غضنفری

الا که بوده مادر او شیر مادری

ام البنین نه، مادر مردان کربلا

تو شیر داده ای به وفا و دلاوری

جز تو لبان هیچ مسیحی توان نداشت

بر جسم کربلا بدمد روح حیدری

در مذهبی که فاطمه پروردگار اوست

عشق و وفا و صبر و ادب را پیمبری

تا چون تویی نیاورد این چرخ کهنه باز

ماند فلک به حسرت عباس دیگری




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

 

گفتم ام البنین، دلم پا شد

گره هایی که داشتم وا شد

مادر آب را صدا زدم و ...

خشکسالیم مثل شبیه دریا شد

سوره ی حمد نذر او کردیم

گم شده داشتیم و پیدا شد

با ادب بود و روی دامانش

تا گل نازدانه ای جا شد...

...به مدینه نگفت مادر شد

گفت،‌ مولای شهر بابا شد

با کنیزیّ خانواده ی عشق

در دو عالم عزیز زهرا شد

خادمی کرد تا که عباسش

از ازل تا همیشه آقا شد

همه ی بچه هاش عیسایند

گر چه عباس او مسیحا شد

آن قَدَر خرج گریه شد افتاد

آن قَدَر خرج گریه شد تا شد

تا قیامت به احترام حسین

ذکر لب هاش واحسینا شد

گفت، گفتند: روز عاشورا

در غروبی که خیمه غوغا شد

بین تقسیم آبروی حرم

مشک بی آب سهم سقّا شد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/10 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)

 

رودها چشمان خیست را برابر داشتند

آسمان ها را نفس هایت مکدّر داشتند

دست هایت در میان خانه ی مولا وزید

کودکان فاطمه انگار مادر داشتند

موج ها از بستر چشمان تو برخاستند

ابرها ازسوز دامان تو سر برداشتند

خانه بی سقّا و چشمت خیس و اندوه تو را

آن سحرگاهان بی فانوس باور داشتند

بی علمدار است صف های خیالت سال ها

سال هایت حال و روزی گریه آور داشتند

اشک هایت هفت دریا را به جان آورده بود

ناله هایت را زنان هفت کشور داشتند

مادر پروانه های بی قرار نینوا

سنگ ها پروانه ات بودند اگر پر داشتند




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/10 | 10:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س) و حضرت عباس(ع)

 

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی

از مادر چشم انتظارت دل بریدی

جز ام لیلا کس نمی فهمد غمم را

من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی

تنها نه دل گرمی مادر بوده ای تو

بر خاندان فاطمه روح امیدی

بر گردنم انداختی با دستهایت

زیبا مدال عزت «اُمّ الشهیدی»

زینب کنار گوش من آهسته می گفت :

هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی

از خواری بعد از تو گفت و گفت دیگر

بر پیکر ما نیست جایی از سپیدی

این تکه مشک پاره را تا داد دستم

فهمیدم ای بالا بلند من چه دیدی

از مشک معلوم است با جسمت چه کردند

وای از زمین افتادن، وای از نا امیدی

باور نخواهم کرد تا روز قیامت

بی دست افتادی به خاک و خون طپیدی

در سینه پنهان می کنم یک عمر رازم

پس شکل قبرت را دگر کوچک بسازم




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/10 | 10:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)

ای فلک یک مه و سپهر سه اختر

شیرخدا را خجسته همدم و همسر

فاطمــه دوم بــهشت ولایـت

یـار عـلی، نایــب بتـول مطهر

یوسف زهرا توجهش به تو بانو

زینب‌کبری تو را صدا زده مادر

امّ‌بنیــن، مــام شیـر خـداوند

امّ‌ادب، آفتاب خانـه ی حیـدر

خوانده کنیـز عزیز فـاطمه خود را

ای بـه ادب از همه زنان جهان سر

برده به میراث از تو عشق و ادب را

حضـرت عبـاس در حضــور بـرادر

کرده نثار قدوم یوسف زهرا

چــار گل سـرخ و چار لاله ی پرپر

ای پسر تو حسین دوم زهرا

ای بــه بنینت ســلام آل پیمبر

 


ادامه مطلب

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)

سلام ما به تو ای هاجر چهار ذبیح

درود ما به تو ای مریم چهار مسیح

سپهر نورفروز سـه اختر و یک ماه

عجب نه خوانم اگر مادرت به ثارا...

سلام بـر تو و ابناء و شوهرت مادر

بـه عطر دامـن عبـاس پرورت مادر

ادب بـه قـامت زهـرایی ات قیام کند

وفا بـه غیـرت عباس تو سلام کند

سلام زینب کبـرا و حضرت سجّاد

به خون پاک بنین تو پاک مادر باد

اگر چه با همه گفتی کنیز زهرایی

به چشم آل محمّـد عزیز زهرایی

تو بعد فاطمه در بیت وحی فاطمه ای

تـو آسمـان ادب را همیشـه قائمه ای




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)


ای مادر چار آفتاب ادرکنی

زهرای سرای بوتراب ادرکنی

ما دست به دامان توأیم ای بانو

یا فاطمه ی بنی کلاب ادرکنی




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)


من خادمه در خانه شاه ولایم

جارو کش صحن و سرای مرتضایم

من امدم اینجا نه از بهر عزیزی

من آمدم در خانه حیدر کنیزی

خدمتگزار کودکان مه جبینم

من مادر عباسم و ام البنینم

در چشم خود بحری ز خون اشک دارم

من خاطری بد از فرات و مشک دارم

غم نیست گر عباس را در خون کشیدند

یا اینکه با شمشیر دستش را بریدند

چشمش اگر زخمی است این تاوان عشق است

در جنت فردوس او مهمان عشق است

گر جسم او در علقمه شد پاره پاره

شادم که زهرا کرده ماهم را نظاره

تنها غمم اینست او آبی نیاوُرد

با رفتنش امید را از خیمه ها برد

تا هست این دنیا و من زنده هستم

از مادر اصغر بسی شرمنده هستم




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


نوید عاطفه در گلشن امیدم من

و تا همیشه به درگاهتان مریدم من

به نبض عالم هستی که دست حضرت توست

برای خاطرتان بود اگر طپیدم من

قدم زدید و ز موزون رقص چادرتان

شدم نسیم و سر کویتان وزیدم من

به جای خال خود کاشتی وجود مرا

و از زمین شما تا خدا رسیدم من

حضور گرم شما تا همیشه حس شدنی است

اگرچه حضرت بانو تُرا ندیدم من

میان سرو قدی با رشیدگی فرق است

به لطف سایه ی طوباست ، قد کشیدم من

حضور دختر آیینه ها زدم زانو

و طعم کوثر عشق تو را چشیدم من

اگرچه دیر ولی جای شکرتان باقی است

به جایگاه کنیزیتان رسیدم من

چهار پاره برایت سرودم و آن وقت

به جای قافیه عکس قمر کشیدم من

هزار مرتبه شکر خدا به محضرتان

شبیه صفحه آینه رو سپیدم من

عجیب نیست یقین کن پس از حسین شما

کمی شبیه قد و قامتت خمیدم من

تمام دغدغه ی من ، ادای نذرم بود

برای زینبت عباس پروریدم من

یک شما به چهارم اگر چه می چربد

به حدّ وسع خودم مادر شهیدم من

چه عزّتی به از این با تمام آدابش

کنیز زاده بمیرد برای اربابش




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(س)


این صدای ناز عباسِ من است

نغمه‌های راز عباسِ من است

شرحه بر بیت خموشم می‌رسد

باز تكبیرش به گوشم می‌رسد

آمده آهِ ابالفضلم به گوش

مشك دارد گه به دندان گه به دوش

ناله با این گریه‌هایم می‌كند

آمده مادر صدایم می‌كند!

من دعا بی قدر و بی حد گویمت

ای ابالفضلم خوش آمد گویمت

آمدی مادر فدای موی تو

پس چرا خاكی شده گیسوی تو؟


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)

ای بــه بنیــن تــو درود همـه

فاطمـه یا فاطمـه یا فاطمـه

بــاغ گــل یــاس سـلام علیک

مـــادر عبــاس ســلام عـلیک

ای همه از خود سفرت تاحسین

اذن دخـول حــرمت یاحسین

سایـــه‌نشین حـــرم آفتــاب

غــرق شــده در کــرم آفتاب

فـــاطمه دوم حیــدر شــدی

مادر یک ماه و سه اختر شدی

طوبـی، طوبـی لک زیـن احترام

دختـر زهـرا بـه تو گوید سلام

قـدر تـو گـوی شرف از ناس برد

ارث ادب را ز تــو عبــاس بــرد

جز تو کـه بـر شیـرخدا شیـر زاد؟

جز تو کـه بـر شیـر علی شیر داد

جز تو که در کرب و بلای حسین

چـار پسـر کــرده فـدای حسین

چـار پســر دادی و زیــن افتخــار

شــد حــرم چــار امــامت مــزار


ادامه مطلب

✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-مصائب


مخوان جانا دگر ام البنینم

كه من با محنت دنیا قرینم

مرا ام البنین گفتند، چون من

پسرها داشتم ز آن شاه دینم

جوانان هر یكى چون ماه تابان

بدندى از یسار و از یمینم

ولى امروز بى بال و پر ستم

نه فرزندان ، نه سلطان مبینم

مرا ام البنین هر كس كه خوائد

كنم یاد از بنین نازنینم

به خاطر آورم آن مه جبیان

زنم سیلى به رخسار و جبینم

به نام عبدالله و عثمان و جعفر

دگر عباس آن در ثمینم




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/03/6 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: ... 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic