حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


بی قرارِ عقیلة العربم

روضه دارِ عقیلة العربم

می زنم جار، جارِ یا زینب

مست جارِ عقیلة العربم

در مسیرش نمی شوم گم تا..

..در مدارِ عقیلة العربم

كار من نوکریِ اجدادش،

گرمِ کار عقیلة العربم

شكر حق از تولّدم همه دم

جیره خوار عقیلة العربم

مادر من كنیز و بابم عبد،

از تبار عقیلة العربم

چون تمام مدافعان حرم

سر بدارِ عقیلة العربم

تا نفس میکشم چونان اکبر

در كنار عقیلة العربم

جان زِ كف میدهم بِپای غمش

جانثارِ عقیلة العربم

مثل عباس نه..، مثال حبیب

پیرِ دارِ عقیلة العربم

حیدریم به عشق او، زِ وفا

ذوالفقار عقیلة العربم

هر کجای جهان که باشم در

سایه سار عقیلة العربم

سرخوش و خرّم و شكوفایم

در بهار عقیلة العربم

سرفرازم به روز محشر هم

من که خوار عقیلة العربم

پر زدم چون کبوتری به دمشق

در جوار عقیلة العربم

گر شدم گریه کن برای حسین

افتخار عقیلة العربم

همچو مهدی به بَندِ غربت او

لاله بار عقیلة العربم

چشمه ی اشک و خون فشان غمِ..

..چشمِ تار عقیلة العربم

در غم كوفه و جسارت شام

سوگوار عقیلة العربم

ملتمس بر عقیله، شاکر آن

كردگار عقیلة العربم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


دلبران را دل اسیرِ دلبری زینب است

عاشقان را سر فدایِ سروری زینب است

جن و انسان و ملائک را نگر چون یک به یک

بر کف آنها مدال نوکری زینب است

جای بحثی در مقام او نمی ماند دگر..

..تا خداوند تبارک مشتری زینب است

بر سر کل خلایق از ازل تا به ابد

سایه ی چادر سیاهِ مادری زینب است

چادر او پرده ی عرش و حجاب عرش شد

ای بسی فرش بهشتی پا دری زینب است

هر که نزدش مس رَوَد درجا طلایی می شود

یک نگاه ویژه ای در زرگری زینب است

جنس او از نور و روح پاک او روح خداست

این نشان از امتیاز و برتری زینب است

حضرت طاها،علی،زهرا،حسن،زینب،حسین

در میانِ خانواده محوری زینب است

اوفقط از نان دست فاطمه نان می خورد

ورنه..اطعام بهشتی حاضری زینب است

ساقی کوثر اگرچه حضرت حیدر بُوَد

لیک حیدر مست جام کوثری زینب است

در کلاس فضل و جود و غیرت و عشق و ادب

حضرت عباس هم پامنبری زینب است

نطق او ترفند او، انوار او شمشیر اوست

این روش شیواترین جنگ آوری زینب است

کی شود در جنگ با کفر و ستم مغلوب، کی؟..

..تا رقیه همدم و همسنگری زینب است

حیدرِ زهرا تبارِ کوفه و شام بلاست

اعتبارش هم صدای حیدری زینب است

قافله سالارِ بعد از کربلا زینب شده ست

قافله تحت پناه و رهبری زینب است

باعث پیروزی روز دهم جز این نبود

خطبه هایی که همه روشنگری زینب است

از مقاماتش بُوَد بوسه به رگهای حسین

از محالاتش همین بی معجری زینب است

ارث شاه بی کفن از فاطمه پیراهن و..

..ارث او هم صورت نیلوفری زینب است

زَد به محمل سر زِ داغ سرورش سر را شكست

سّر این صحنه گمانم بی سری زینب است

پیکر پاک برادر را بغل کرد و بگفت

بارالها این جزای خواهری زینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1397/10/21

حضرت زینب(س)-مدح


بانویی که درگهش،فیض دمادم می شود

باعث فخریه ی اولاد آدم می شود

حرمتش بالاست پیغمبر سفارش کرده است

بانوی ما..آیت الله معظم می شود

برترین مدحی که می شد در مقام او سرود

«زینب»است وزینت«سلطان عالم»می شود

«عارفه»«صدیقه ی صغرا»«فهیمه»خوانده اند

بانوی ما..برتر از صدها چو مریم می شود

بی ولای مرتضی،معنا ندارد زندگی

«بی ولای دختر ش»دنیا جهنم می شود

نام«زینب»با حسین و کربلا آمیخته

عشق خواهر با برادر خوب توأم می شود

هرکسی همچون «رسول ترک»دیوانه شده

مورد الطاف این بانو مسلم می شود

نام زینب را  بزن بر سر در کاشانه ای

خود به خود بزم عزا آنجا فراهم می شود

روضه های سخت و جانفرسای او،زجرآور است

روضه خوان روضه بخوانددل پر از غم می شود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح


دارم به سر حال و هوای زینبیه

پر می زند قلبم برای زینبیه

خیلی ارادتمند بانوی دمشقم

جان می دهم اصلا برای زینبیه

باید که دعوتنامه ای آید ز ارباب

تا پا نهم در کربلای زینبیه

قصد زیارت می کنم با بال بسته

شاید رسم صحن و سرای زینبیه

.. باید دهان را با گلاب ناب شویم

.با احترام بیکران.. زینب بگویم

 

هرچه سرایم آیه های قیل و قال است

از بانویی که صاحب قدر و جلال است

خیلی بزرگان گفته اند درمدح زینب

درکش یقین از ما زمینی ها محال است

باید که بال و پر دهند بهر پریدن

ورنه که این پاها برای ما وبال است

زینب کجا و مدح های ناقص ما

ما هر چه می گوییم یک وهم و خیال است

.. باید که بنویسم دمادم از عقیله

. باید بگیرم چشم زمزم از عقیله

 

این بانوی عظماست چون جانان حیدر

جایش بودقطعا روی چشمان حیدر

نامش مسما دارد و زیبنده باشد

او هست اصلا زینت دامان حیدر

حتما حضورش باعث تسکین درد است

زین ا ب است و دارو و درمان حیدر

عین امیر مومنان دارد صلابت

خوانند او را بعد زهرا «جان حیدر»

.. این دختر از دامان زهرا رفته بالا

..در سایه ی الطاف مولا رفته بالا

 

این بانوی عظما، گرفتار حسین است

در هر شرایط، هرکجا یار حسین است

از عشق او تب می کند جان می سپارد

بی بی عالم چون که بیمار حسین است

فرقی ندارد در مدینه یا که کوفه

 در هر کجا باشد خریدار حسین است

عاشق تر از او در قیام کربلا نیست

او عاشق جانباز و پرکار حسین است

..در وصف اوبنوشته اند بنت العجایب

در روضه خانه ثبت شد«ام المصایب»

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س)-مدح


تو چه نور و چه آیتی زینب

قبله ی اهل  حاجتی  زینب

حجت ابن الحسن امام زمان

گفت  "علیکم بعمتی زینب"



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


آستان دیدیم و پیشانی شدیم

آسمان دیدیم و بارانی شدیم

عشق آمد باز طوفانی شدیم

بعد از این عمان سامانی شدیم

 

نوبتِ گنجینه الاسرار شد

حرفِ زینب شد علی تکرار شد

 

باز شورِ موجِ این دریا علیست

باز جانِ این مسمط‌ها علیست

تا تپیدن‌های دلها یا علیست

حرفِ اول حرفِ آخر با علیست

 

مرتضی امشب سلامش زینب است

فاطمه اینبار نامش زینب است

 

ناگهان جانِ جهان را دیده‌ای

رویِ دستی آسمان را دیده‌ای

بی کران در بی کران را دیده‌ای

چار دریا تو امان را دیده‌ای

 

گرچه این خانه پُر از نیلوفر است

دختر اما باز چیزِ دیگر است

 

 

در تنزل حق تعالی زینب است

این خدایم نیست اما زینب است

این حسین است این حسن یا زینب است

تا علی زهراست زهرا زینب است

 

آمد و جامِ خدا بر لب رسید

اولین و آخرین زینب رسید

 

 

کیست زینب کیست این مرد آفرین

کیست زینب یک تنه فتح المبین

"زن مگو خاکِ درش نقش جبین

زن مگو دست خدا در آستین"

 

زن اگر این است مردی چیست چیست

"فاطمه داند که زینب کیست کیست"

 

کیست این خورشیدِ فردای حسین

ما رات الّاجمیلای حسین

عین و شین و قاف در حایِ حسین

آمده تا پُر کند جای حسین

 

اینکه زیرِ شهپرش عباس بود

پله‌های منبرش عباس بود

 

کیست این روح شکوه ذوالفقار

کیست معنیِ علی در کارزار

کیست او "بِنتُ‌الجلال اُخت الوقار"

کیست او باید بگوید سازگار:

 

"ای که در تصویرِ انسان زیستی

کیستی تو کیستی تو کیستی"

 

از نجف گفتیم مدهوش تو بود

از عَلَم گفتیم بر دوش تو بود

از حرم گفتیم آغوشِ تو بود

از دلت گفتیم در جوشِ تو بود

 

گرچه در ابعاد عالم گفته‌ایم

هرچه گفتیم از شما کم گفته‌ایم

 

آفرید از دل تو را از جان تو را

ریخت حق در قالبِ انسان تو را

قبله وقتی هست سرگردان تو را

سجده باید کرد هر دوران تو را

 

تو خودت بِیتُ الحرامی کم که نیست

عمه جانِ نُه امامی کم که نیست

 

کعبه‌ی شش گوشه  شش در داشتی

خوش بحالت شش برادر داشتی

از محبت شش برابر داشتی

چار پَر اما دو شهپر داشتی

 

نوری و عالم نمی‌بیند تو را

چشم نامحرم نمی‌بیند تو را

 

هیچ کس اینگونه حیدر را ندید

در حجاب حق پیمبر را ندید

بر جحاز ناقه منبر را ندید

زیر پایی کاخِ کافر را ندید

 

هیچ کس اینگونه سرداری نکرد

هیچ کس اینسان جگرداری نکرد

 

کربلا برشانه‌هایت بود و دید

شاهد پروانه‌هایت بود و دید

خیمه‌ها گُلخانه‌هایت بود و دید

نوبتِ دُردانه‌هایت بود و دید

 

بی حسینت زود پیرت کرده‌اند

ریسمانها دست گیرت کرده‌اند

 

آه ای دل از پریشانی بخوان

روضه‌ای از آنچه می‌خوانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخون

اندکی عمان سامانی بخوان

 

گرچه عمان منزوی شد روضه شد

این مسمط مثنوی شد روضه شد

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

 

سیلِ اشکش بست بر وِى راه را

دودِ آهش کرد حیران شاه را

 

در قفاى شاه رفتى هر زمان

بانگ مَهلاً مهلااش بر آسمان

 

کاى سوار سرگران کم کن شتاب

جان من لَختى سبک تر زن رکاب

 

تا ببوسم آن رخ دلجوى تو

تا بـبویم آن شکنج موى تو

 

شه سراپا گرمِ شوق و مست ناز

گوشه چشمى بدان سو کرد باز

 

دید مشکین مویى از جنس زنان

بر فلک دستى و دستى بر عنان

 

پس زِ جان بر خواهر استقبال کرد

تا رُخَش بوسد الف را دال کرد

 

همچو جانِ خود در آغوشش کشید

این سخن آهسته در گوشش کشید

 

کای عِنانگیرِ من آیا زینبی؟

یا که آهِ دردمندان در شبی؟

 

پیش پای شوق زنجیری مکن

راه عشق است این عِنان گیری مکن

 

با تو هستم جان خواهر همسفر

تو به پا این راه کوبی من به سر

 

خانه سوزان را تو صاحبخانه باش

 با زنان در همرهی مردانه باش

 

جان خواهر در غمم زاری مکن

 با صدا بهرم عزاداری مکن

 

معجر از سر پرده از رُخ وا مکن

 آفتاب و ماه را رسوا مکن"



موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


شروع میشود این شعر تازه با زینب

مگر که گوشه چشمی کند به ما زینب

هزار فاطمه گفتم هزار تا زینب

سلام حضرت بانو سلام یا زینب

بغیر تو ز تمامی خلق دل کندیم

به چادر تو همیشه دخیل میبندیم

 

حیا به پاکی تو اقتدا مکرر داشت

علی به یمن تو در خانه اش دو کوثر  داشت

خوشا بحال حسینی که چون تو خواهر داشت

و با تو فاطمه آیینه در برابر داشت

میاید از گل سجاده ی تو عطر خدا

فدای نافله هایت عقیله ی طه

 

اراده کرد خدا تا به عشق جان بدهد

به خاک سرد زمین نور آسمان بدهد

تورا نشان تمام پیمبران بدهد

که پیش صبر شما صبر امتحان بدهد

به آستان شما کوه سجده خواهد کرد

و هر مجاهد نستوه سجده خواهد کرد

 

تو آمدی و کس و کار من شدی بی بی

میان حادثه ها شیر زن شدی بی بی

شبیه مادر خود ممتحن شدی بی بی

کسای روی سر پنج تن شدی بی بی

همیشه ذکر لب اهل بیت نام شماست

منم غلام کسیکه خودش غلام شماست

 

ظهور عزت پروردگار خطبه تو

کلاس صبر کلاس وقار خطبه تو

قرار داده به هربی قرار خطبه تو

دمی شد از دودم ذوالفقار خطبه تو

کشانده ای تو به حیرت همه نظرها را

زبان سرخ تو بر باد داده سرها را

 

پناه امت پیغمبر است چادرتان

زمان وحشت ما سنگر است چادرتان

یقین که فاتح صد خیبراست چادرتان

و سایبان وسط محشر است چادرتان

ندیده مردی دوران به مردی این زن

که رفته است به جنگ عقیده با دشمن

 

اگرچه رنج و بلا دید جا نزد اصلا

به راه عاشقی اش پشت پا نزد اصلا

به جز حسین کسی را صدا نرد اصلا

و دست رد به غم کربلا نزد اصلا

درست مثل علی در نبردها غوغاست

شجاعتش بخدا چون شجاعت زهراست

 

عقیله بود ولی در حصار غربت بود

هجوم درد به قلبش ورای طاقت بود

همیشه سهمیه اش از جهان مصیبت بود

دلش شکسته گودال بود و غارت بود

نرفته است ز یادش هجوم سر نیزه

سری که ذبح شد ازپشت و رفت بر نیزه

 

چقدر غصه ی بازار رفتنش را خورد

میان راه ز شمر و سنان لگدها خورد

شکست! زخم جدایی  دلبرش را خورد

چنانکه شوهرش از دیدن رخش جا خورد

هنوز ظرف دلش را به سنگ میکوبند

دوباره پیش رویش طبل جنگ میکوبند



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب(س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح


منظورِ بندگان خدایی هنوز هم

ای اسم خاص! بر لب مایی هنوز هم

آموزگار این همه شاگرد عاشقی

درگیر عشق آل عبایی هنوز هم

پرچم به روی گنبد تو روبه کربلاست

در بند سید الشهدایی هنوز هم

روز نخست قبله ی دلها حسین بود

با این حساب قبله نمایی هنوز هم

قلبید و بین سینه ی عالم نشسته اید

گرم تپیدنید دو تایی هنوز هم

کوه از غمت شنید و به زانوی خود نشست

با چشم دیدی و  سرِپایی هنوز هم

ای جاودان! مقرّب درگاه جز تو کیست؟

در جستجوی جام بلایی هنوز هم: 

نامت مدافعان حرم را به صف کشید

تعیین کننده ی شهدایی هنوز هم...

**

"آیا کسی نمانده که یاری کند مرا؟"

می آید از دمشق صدایی هنوز هم...

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1397/10/20

حضرت زینب(س)-مدح


هر چند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم

نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

ارث از دلِ شجاع تو برده ست، یا علی!

نامش گره به نام تو خورده ست، یا علی!

پیوندِ عقل روشن و بیداریِ دل است

شاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است 

مستی، همان حقیقت مستورِ زینب است

آباد، خانه‌‌ی که در آن نور زینب است

قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زند

وقتی ﻋﻘﻴﻠﮥ العرب، از عشق، دم زند

زینب به بند، بندگی یار می‌کند

گیراست زلفِ یار و گرفتار می‌کند

از چشمِ یار، قامت دلدار، دیدنی است

نام حسین، از لب زینب، شنیدنی است...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
دوشنبه 1397/07/2

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه


هر‌کس که دل از‌خویشتن کنده‌است‌اینجا

در دام دلدار ازل بند است اینجا

از جان‌نثاری‌های مجنون دور لیلی

پیداست نرخ عاشقی چند است اینجا

قد زلیخا خم شده از هجر یوسف

اما همین قد؛ کوه الوند است اینجا

زینب حسین است و حسینش نیز زینب

عاشق به معشوقش همانند است اینجا

دیبای زهرادوخت صبر و حماسه

بر قامت زینب برازنده است اینجا

ام‌المصائب مادری کرده است غم را

جام بلا شیرین تر از قند است اینجا

هر روضه‌ی جانسوز او درس است، آری

غمنامه‌اش،غمنامه نه؛ پند است اینجا

او در اسارت با کلام افشاگری کرد

آزاد‌زاده است او، نه در بند است اینجا

پای اسیری‌اش خدا بگریست، هر چند

روی لبان حرمله خنده است اینجا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)، 
پنجشنبه 1397/06/22

حضرت زینب(س)-مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است

آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست

افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند

چون که رمز اقتدار ما دم "یازینب"است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید

 روشنی ما "رأیت الا جمیلا" زینب است

هاله ای از نوردورش راهمیشه میگرفت

آری آن مستوره ی دور از تماشازینب است

آنکه ازحجب و حیا وپاکی وشرم وعفاف

چشم همسایه ندیده سایه اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان درد

آنکه صبر از دست او افتاد از پازینب است

آنکه باآن خطبه ی غراّی خود یکباره کرد

مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد

آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز

دشمنان را برد از رو ماند برجازینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1395/11/15

حضرت زینب(س)-مدح


دختر نگو ، بگو گُهرِ مرتضی علی

زینت نگو که تاج سرِ مرتضی علی

أولادُهُم  مساویِ أکبادُهُم ، لذا

دختر نگو ، بگو جگر مرتضی علی

حق داشت افتخار کند بر تو بوتراب

ای میوهء دل و ثمرِ مرتضی علی

نوع نگاهِ او به تو ، اثبات می کند

زهراست زنده در نظرِ مرتضی علی

زهراست آسمان علی آسمان عشق

زینب ستارهء سحرِ مرتضی علی

غم از میان خانۀ مولا جواب شد

تا بوده ای تو دور و برِ مرتضی علی

ارباب با نگاه تو اُنسی عجیب داشت

آرامشِ دل پسرِ مرتضی علی

عباس آمد و قمرِ این عشیره شد

تو آسمانِ آن قمرِ مرتضی علی

کرببلا به پای شکوه تو سجده کرد

ای در وجود تو اثرِ مرتضی علی

لرزید پشت کوفه به هنگام خطبه ات

وقتی شدی تو جلوه گر مرتضی علی

شد شام و کوفه زیر و زِبَر با کلام تو

اما به شیوه و هنرِ مرتضی علی

خدشه به بارگاه تو وارد نمی شود

تا هست جان ما سپرِ مرتضی علی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
جمعه 1395/11/15

حضرت زینب(س)-مدح


راه به جایی نبرد آنکه مودب نشد

آنکه ز پیمانه ی ، عشق لبالب نشد

دفتر جانش تهی ، می شود از نور رب

هر که به لوح دلش، اشک مرکب نشد

نیک سرانجام کی، می شود آنکس که در

نیمه ی شب ذکر او ، یاربُ یارب نشد

درد که پیدا نشد ، نیست خبر از طبیب

کی به مداوا رسد، جان‌ که پر از تب نشد

فیض کریمانه ی، اهل کرم  می رسد

دور می افتد هر آن، کس که مقرب نشد

عرش نشین هم که شد، فرش نشین می شود

آن که غلام در ، حضرت زینب نشد

کون و مکان مات او ، محو عبادات او

نام حسین است هر ،ذکر مناجات او

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


ای قبله گاه حور و ملک گاهواره ات

می‌جنبد آسمان و زمین با اشاره ات

ای درّ آبدار یدالله تا ابد

برپاست در دیار نجف یادواره ات

این بیت را به فاطمه تقدیم می‌کنم

بانو مبارک است نزول دوباره ات

زینب تو کیستی که به دیوان شاعران

پیدا نمی‌شود مثل و استعاره ات

خاتون کنیزهای شما برگزیده اند

شد همسر خلیل خداوند ساره ات

حق می‌دهم اگر که بیفتد کلاه عرش

با زل زدن به شان رفیع مناره ات

دریای بی‌کران بخدا چشم آفتاب

یک بار هم ندیده به خوابش کناره ات

دین خطبه‌ای برای بقا خواست، باز نیست

در کار خیر حاجت هیچ استخاره ات



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


کیست که بر لوح قلم می‌زند؟

حول خداوند قدم می‌زند؟

کیست که در وزن نگنجیده است؟

کوه وِقار است و نرنجیده است؟

کیست که مختار کند جبر را؟

کیست که بی‌تاب کند صبر را؟

کیست خم آورده به ابروی قهر

لرزه برافکنده به زانوی شهر؟

کیست به عصمت متجلّی شده

شأن ولی را متولّی شده

او که در افلاک نبی کوکب است

زُهره‌ی زهرای علی زینب است

حلم مجسّم‌شده‌ی نشأتین

روح یکی جسم دوتا با حسین

خطبه‌اش از نهج بلاغت پر است

هیبت مولاست که در چادر است

وجه علی تا که اتم می‌شود

خطبه‌ی او تیغ دو دم می‌شود

بدر دوم، بین کلامش نهان

فاطمه در خطبه‌ی شامش نهان

در سخنش لحن امیر آمده است

کوکبه‌ی دهر به زیر آمده است

صبر الهی ست، تفضّل شده است

«أخرجنا الله من الذُّل» شده است

راهبر قافله‌ی ماست این

زین اب و زینت زهراست این

توسن گفتار که چالاک شد

کاخ یزید از دم او خاک شد

زیر و زبر را به هم آورده است

خواهر سقّا علم آورده است

از دل این سِفله‌متکّای فرش

خیمه برافراشته در تاج عرش

می‌رود از خویش به حیرانیَ‌اش

آینه از آینه گردانیَ‌اش

جلوه‌ی این آینه در مشرقین

سر زده از طلعت روی حسین

قسمت زینب که سفر می‌شود

روی حسین آینه‌گر می‌شود

گرچه به غیر از غم و غارت نبود

این سفر از جنس اسارت نبود

گرچه سزاوار به زنجیر نیست

شیر به زنجیر مگر شیر نیست

از حد اوصاف که رد میشود

دخت علی بنت اسد میشود

گو همه مغلوب که او غالب است

جان علیّ بن ابی‌طالب است

جان علی رنج فراوان کشید

چند بغل روضه به دامان کشید



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب

به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم

زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی

که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت

به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس

به کشتی نجاتِ خلق، لنگر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،در وقتش؛

دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛

برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر

پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه

دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر

که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


دریاست اگرچه داغ ، نامطلوب است

کوه است اگرچه در دلش آشوب است

زینب که صبوری از پدر یاد گرفت،

استادِ بزرگِ حضرتِ ایوب است!



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

 حضرت زینب(س)مدح


راهِ دل جُز به بی کران نخورَد

جز به کویِ"حسین جان" نخورَد

سر فرازی نصیبِ سر نشود

تا که بر خاکِ آستان نخورد

رفت لیلی،به محملش ای‌کاش

گردی از شوقِ کاروان نخورد

حِسِ پرواز را نمیفهمی

بال وقتی به آسمان نخورد

هست اینجا بهشت و ما هستیم

تا به آن آفتِ خزان نخورد

دلِ تو قرص ما قسم خوردیم

در دلت آب هم تکان نخورد

ما قسم خورده ایم با زینب

یا علی گفته ایم و یا زینب

 

دل سرا پرده‌ی محبت اوست

دلِ عاشق تمامِ قیمتِ اوست

نجف از او مدینه هم حتیٰ

کربلا هست اگر ، زِ غیرتِ اوست

چادرش را بگو تکان بدهد

هست محشر اگر ، قیامتِ اوست

این حسین است یا که آینه اش

این علی هست یا که قامتِ اوست

هر که سر داد در رهش فهمید

گردنش زیرِ بارِ منت اوست

خواست تا بارِ ما سبک گردد

کارِ ما نه فقط عنایتِ اوست

همه پرورده ایم با زینب

یا علی گفته ایم و یا زینب

می نویسم بر آسمانِ حرم

خوشبحالِ مدافعانِ حرم

آه یادش بخیر می شُد کاش

بشنوم باز هم اذانِ حرم

خوشبحالِ کسی که در این راه

جا نمانَد زِ کاروان حرم

ما که باشیم؟رویِ گنبد هست

پرچمِ سرخِ پاسبانِ حرم

تو که هستی؟فقط از آنِ حسین

من که هستم؟فقط از آنِ حرم

دلِ ما تنگِ زینبیه شده

دلِ ما تنگ شد به جانِ حرم

جگر آورده ایم با زینب

یا علی گفته ایم و یا زینب

او حسن او حسین با هم شد

تا که زهرا چنین مجسم شد

از بقیع رفتنش به ما فهماند

که نگینِ امام ها هم شد

سایبانش برادرش شد تا

عصمتش پیشِ ما مُسَلَم شد

در نزولش قیامِ عباس است

در جلوسَش تمامِ مریم شد

زیرِ تابوتِ سینه چاکش باز

شانه یِ شهر های ما خَم شد

یک نفر وصل شد به اقیانوس

یک نفر از میانِ ما کم شد

رگ اگر داده ایم با زینب

یا علی گفته ایم و یا زینب



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


زینب که دل و جان دلیری دارد

در یاری دین سهم کثیری دارد

چون احمد و زهرا و علی و حسنین

نیروی شکست ناپذیری دارد

***

زیبایی گلشن علی زینب بود

پرورده ی دامن علی زینب بود

برخصم شکست داده و خود نشکست

آئینه ی نشکن علی زینب بود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است

آیۀ ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبۀ ممسوسۀ فی ذات در تسخیر اوست

جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو

کربلا تا شام ، ام المومنین اش زینب است

واقعا زن نیست این ، پروردگار مردهاست

انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است

کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زینب حسن زینب بیمبر زینب است

حیدر كرار لحن آتشین اش زینب است

مستجیر بیرق عباس گرچه شد حسین

پرچم صاحب لوا حبل المتین اش زینب است

آنكه بین ازدحام چشم های خیره سر

رو گرفت از دشمنان با آستینش زینب است

گرچه در بزم عبیدالله او پایین نشست

صبح محشر بانوی بالانشین اش زینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


مدح هرکس که مقرر شده بر لب باشد

حق بده بر لب ما صحبت زینب باشد

نیست شایسته ی هر کس که برد نامش را

نام او در خور لبهای مودب باشد

چه نیاز است به موضوع همینکه در شعر

دختر حیدر کرار مخاطب باشد

هرکسی مذهب و آیینی و دینی دارد

زینبی هرکه شود صاحب مذهب باشد

تیغ حیدر به زبان دارد اگر دم بزند

شام گیرم که پر از خیبر و مرحب باشد

قرب ، همسویی  عشق است و جنون در مقصود

هرکه با اوست از افراد مقرب باشد

او نشان داد که عزت ز مذلت دور است

به اسیری برود باز محجب باشد...



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
پنجشنبه 1395/11/14

حضرت زینب(س)-مدح


هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست

در آسمان عاطفه اختر نبود و نیست

دار و ندار تو همه وقف حسین بود

مانند تو به پای برادر نبود و نیست

حتی تو از عصاره ی جانت گذشته ای

در کربلا، شبیه تو مادر نبود و نیست

آیینه ی شکسته ی صحرای کربلا!

مانند ماجرای تو دیگر نبود و نیست

بر شانه ی صبور تو بار رسالت است

مانند تو کسی که پیمبر نبود و نیست

در ذیل خطبه های فصیح تو گفته اند:

اصلاً کسی شبیه تو "حیدر" نبود و نیست

شیوایی کلام تو را هیچ کس نداشت

از ذوالفقار نطق تو خوشتر نبود و نیست

زینب شدی که زینت شیر خدا شوی

یعنی کسی شبیه تو زیور نبود و نیست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت


انتهای تمام جادّه ها

باز باید به تو رجوع کنم

کاش خورشید باشم و هر روز

در حریم شما طلوع کنم

شعر خود را اجازه ام بده تا

با سلامی به تو شروع کنم

سحر و صبح و ظهر و عصر و شب

السلام علیکِ یا زینب

السلام علیکِ یا همه کار

السلام علیکِ یا همه کس

السلام علیکِ در همه عمر

السلام علیکِ بر تو و بس

السلام علیکِ باز ، از  نو

السلام علیکِ گفتم و پس

تو جواب سلام را دادی

که به این شکل در دل افتادی

بار دیگر سلام بر نورت

مبدأ عشق ، از ولادت توست

مثل زهرا سراسرت خیر است

کرم و لطف و عشق ، عادت توست

تو چنان در عبادتی بی بی

که عبادت پیِ عبادت توست

به خداوندیِ خدا سوگند

عشق تو کرده عشق را در بند

از همان ابتدا شدی آرام

تو به اعجاز رنگ و بوی حسین

وسط آن همه بهشتی رو

باز شد چشم تو به سوی حسین

بی گمان اینکه شد برادر تو

آبرو بود و آرزوی حسین

چشمت افتاد بر جمال جمیل

گریۀ تو به خنده شد تبدیل

جنس دلهایتان ز نور خداست

شده وابسته از همان اول

عشقتان عشقِ بی برو برگرد

شد از این دسته از همان اول

دلِ تو گشته با حسین ، یکی

غیر از او رسته از همان اول

از کمال تو خلق حیرانند

در دو عالم عقیله ات خوانند

واژهء شیرزن به نام شماست

بس که اسطوره شد دلاوریت

عاشقانه ترین وجودی تو

نقطۀ عطفِ عشق ، خواهریت

خواهری کرده ای برای حسین

شده ثابت به او *برادریت*

با تو تنها نه اینکه خواهر داشت

پدر و مادر و برادر داشت

مثل زهرا برای پیغمبر

بودنت افتخار حیدر بود

دختری بهتر از هرآنچه که هست

بر علی اینچنین مقدر بود

اقتدار تو بعد کرببلا

لحظه لحظه چو فتح خیبر بود

متحیر شدم ازین وجنات

هدیه بر توهزار تا صلوات

گوئیا وارث ابالفضلی

که شده دشمنت زمین گیرت

خطبه خواندی عجب علی گونه

کوفه لرزید وقت تکبیرت

اثر صحبتت به مثل علیست

کوفه و شام تحت تأثیرت

پشت دروازه خطبه تا خواندی

پشت ابن زیاد لرزاندی

ظاهرِ شمرها عوض شده است

دشمنان تو از همان نسلند

ریشه یابی اگر کنیم ، دقیق

به سنان و به حرمله وصلند

کینه ها منشأش ز کرببلاست

و  کپی ها برابرِ اصلند

دورِ خود  شمر اگر چه پُر داری

غم مخور تا حبیب و حُر داری

تابعیَّت به ما بده زینب

تا بگوییم تابع حرمیم

حرمت بس که با صفاست همه

صبح تا شب مُراجِعِ حرمیم

با تمام وجودمان بی بی

تا قیامت مدافع حرمیم

شیعیانند خادمان حرم

خادمان نه مدافعان حرم

داعشیهای سنگدل بروید

پای جایِ دگر وسط بکشید

حرم زینب است آخر خط

دست ازین بازیِ غلط بکشید

تا نگردیده شیعه دیوانه

دورِ این بارگاه خط بکشید

ما روی این حریم حساسیم

جاش ، باشد تمام ، عباسیم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب (س)-مدح


هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است

غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود

شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا

کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی

ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش

حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا

مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین

او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود

پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری

شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام

لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق

چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن

دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


ماه زهرا تا که کردی تو در این ماه حلول

شمس با دیدن نورانیتت کرد افول

پای گهواره تو سجده کند جبرائیل

بوسه بر دست تو امشب زده زهرای بتول

پای مدح تو به عالم همه حیران هستیم

در مقامات تو سرگشته و ماتند عقول

بی وضو دست نباید بزنم بر نامت

عصمت مطلقه دارید همانند رسول

حتم دارم به دلش نام شما را هم برد

توبه ی آدم اگر پیش خدا گشت قبول

مظهر نام حسین است به عالم نامت

«یا حسین» از دم ِ «یازینب» ما کرد حلول

کار و بارش شده بیچارگی و در به دری

هرکسی که زگدایی درت کرد عدول

بی توسل به شما روز و شبم هست خزان

می شود رزق ، در عالم به نگاه تو نزول

زینت اهل سما ، زینت مادر ، زینب

زینِ اب ، زینِ نبی ، زینِ برادر ، زینب

شیعیان در دلشان حب تو دارند همه

خانواده ، پدر و مادر و فرزند همه

از درِ خانه ی تو فیض رسیده است به ما

با نگاه تو شدیم عبد خداوند همه

هرکجا کار گره خورد خدا را دادیم...

...به نخ چادر مشکی تو سوگند همه

کوری چشم حسودان به زمین چرخاندند

دور تو ، دور سر فاطمه اسپند ، همه

خمسه ی طیبه با دیدن رویت امشب

در میان دلشان آب شده قند ، همه

زینت حیدری و آینه ی زهرایی

آمده برلب عشاق تو لبخند ، همه

در دفاع از حرمت نام تو را حک کردیم

روی هر چفیه و پیراهن و سربند ، همه

شهدای  حرمت شیعه ی ناب  علی اند

دشمنان حرمت نطفه حرام اند همه

جان ارباب نگاهی تو بر این نوکر کن

این گدا را به دفاع از حرمت پرپر کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح- تضمینی از شعر مرحوم منزوی


آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است

جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است

خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است

زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است

آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی

صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی

جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی

می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر

خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر

غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر

محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر

گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است

مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است

سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است

عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود

دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود

هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود

دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود

یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین

اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین

فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین

گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین

او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز

او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز

می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز

با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز

آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س(-مدح


بیا ای دل به درد شیعه درمان می کند زینب

حسینش داده دم معجز نمایان می کند زینب

اگر با نیت فیض آمدی طوبا به اقبالت

تو را بر سفره عباس مهمان می کند زینب

من از قطره کمم اما به دریا ناز خواهم کرد

که مور بی بضاعت را سلیمان می کند زینب

پیام زینبیه این بُود بعد از صد و ده قرن

یزیدی مسلکان را خانه ویران می کند زینب

معین عترت است این محیی آیات عاشورا

چو زهرا مادرش تبلیغ قرآن می کند زینب

هراس افتاده بر قلب یهود از قهر حزب الله

که یاری بر کفن پوشان لبنان می کند زینب

الا سرباز عاشورا بگو لبیک یازینب

اگر مشکل به کارت هست آسان می کند زینب



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح


در جهـان، مهر حقیقت، زینب است

مشعل صبح هدایت، زینب است

دختر بانوی آب و آفتاب

محرم اسرار عصمت، زینب است

کهکشان عشق و ایثار و کمال

تابش مهر فضیلت زینب، است

آسمان سروری را او رسول

لایق عقد نبوت، زینب است

خطبه خوان خون، زبان مرتضی

ذوالفقار عشق و غیرت، زینب است

بر مشام کوفه ی رنگ و فریب

بوی توفان قیامت، زینب است

خواهر توفان سرخ کربلا

مادر صبر و مصیبت زینب است

بحر درد و کوه داغ و عرش زخم

ارتفاع استقامت، زینب است

وصف زینب، وصف یک ناممکن است

عاشقان! تفسیر حیرت، زینب است

من کجـا و وصف این خاتون، غزل !

فصل شرح بی نهایت، زینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح


دلش دریای صدها کهکشان صبر

غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته

ز دست صبرِ زینب، صبر خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت

طنینِ موج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود

صدا، آیینه ی صوت علی بود

چه گوشی می کند باور شنیدن؟

خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ

مگر اندیشه ی اهل تناسخ :

حلول روح او، در جسم زینب

علی دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق

زنی، پیغمبرِقرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیمبر

زن و پیغمبری ؟ الله اکبر !



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه


کیست زینب؟ واله و شیدای حق

 هم چو مادر، عصمت کبرای حق

کیست زینب؟ بنت زهرای بتول

دخت حیدر، پاره قلب رسول

در بیان و علم و حکمت بی نظیر

 مثل او دیگر نبیند چرخ پیر

زینب است این، دختر شیرخداست

قهرمان داستان کربلاست

زینب است این، یار دیرین حسین

 زینب است این، جان شیرین حسین

زینب است این چون علی شیرین کلام

 زینب است این ماه سرگردان شام

شد اسیرو پیک آزادی هم اوست

 شد غمین و غمزُدای عالم اوست

گرچه در ظاهر پریشان گشته است

 چرخ در فرمان این سرگشته است

از غمش در آسمانها گفتگوست

 خاکیان را نام زینب آبروست

داد خواه خون مظلومان شده

 از بیانش ظلم بی بنیان شده

تا«حسانا» عالم هستی بپاست

 نطق زینب منعکس در گوش هاست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء