حضرت زینب(س)-مدح

 

ای اختر فضائل و ای آسمان صبر

ای زینب ای به گلشن دین باغبان صبر

گر شد حسین تشنه جگر قهرمان عشق

نازم به همتت که توئی قهرمان صبر

گشتی تو سرفراز که در دشت کربلا

دادی چنان که خواست خدا، امتحان صبر

توصیف صبر توست مگر آن چه حق نزول

فرموده در کتاب مقدس به شأن صبر

دوران زندگانی هر کس زمان اوست

دوران زندگیّ تو باشد زمان صبر

ای یادگار فاطمه تا روز رستخیز

عاجز به وصف صبر تو باشد زبان صبر

کردی تو صبر تا که ظفر یافتی به خصم

آری ظفر همیشه رود هم عنان صبر

«خسرو» به یاد صبر فراوانت اوفتد

در هر کجا که گفته شود داستان صبر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


تو کیستی؟ حقیقت زهرای اطهری

زیـن ابـی و زینـت آغـوش مـادری

قـرآن روی سینـۀ پـاک پیامبر

خیـر کثیـر دامـن پـر مهـر کوثـری

روی تو مصحف است و زبان تو ذوالفقار

حق را زبـان و خـون خدا را پیمبری

از آنچـه دیده‌انـد و ندیدنـد، خوب‌تـر

وز آنچـه گفته‌انـد و نگفتنـد، برتـری

در آسمان وحـی خدا ماهپاره‌ای

بین دو آفتـاب ولایت ستاره‌ای

تکبیـر بـا صـدای تـو تکبیر می‌شود

قرآن به خطبه‌های تو تفسیر می‌شود

بـر قلـب دشمنـان قسم خوردۀ خدا

نطق تو و بیـان تو شمشیر می‌شـود

در کاخ شامِ شـوم، کنار سر حسین

شام بلا به نطق تو تسخیر می‌شود

حتی یزید بـر سـر تخت ستمگری

با یک نهیب تند تو تکفیر می‌شود

بانو! بخوان خطابه که بر منطقت یقین

هجـده سـر بریـده بگوینـد آفـرین!

بی‌تو ریاض سرخ شهادت ثمـر نداشت

تـا صبـح حشر، پیکـر ایثار، سر نداشت

جـز سینـۀ مطهـر تـو در مسیـر شـام

قرآن بـه پیش تیر حوادث سپر نداشت

در گام‌گام حادثـه فرزنـد فاطمـه

یک لحظه چشم بر سر نی از تو برنداشت

بر حفظ دین خویش پس از کشتن حسین

پروردگـار از تـو کسی خوب‌تر نداشت

با آن کـه پیش روت سـران بریده بود

غیر از جمال، چشم تو چیزی ندیده بود  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


ای تمام علی تمام حسین

معنی کامل قیام حسین

اقتدار تو اقتدار حسین

احترام تو احترام حسین

بر تو و عزم و صبر و همّت تو

از زبان همه سلام حسین

در سکوتت صدای قلب علی

در صدای تو انتقام حسین

نصف جام بلا به کام تو ریخت

نیمۀ دیگرش به کام حسین

قبر تو کعبۀ حسینیون

قلب تو مسجدالحرام حسین

تو رساندی ز دشت کرب و بلا

به زمین و زمان پیام حسین

چون دلت در بلا شکیبا بود

هر چه چشم تو دید زیبا بود

جوشش وحی در سخن داری

شرف و قدر پنج تن داری

شک ندارم مقام عصمت را

ارث از مام خویشتن داری

شک ندارم که خون پاک خداست

خون پاکی که در بدن داری

آنچه مادر نشانه بر تن داشت

همه را زیر پیرهن داری

خلق و خوی و خصال پیغمبر

اقتدار ابوالحسن داری

سروِ قامت بلند زهرایی

از تن عاشقان چمن داری

ذوالفقار علی بود به نیام

آن زبانی که در دهن داری

کوفه لبریز سوز سینۀ تو

شام شد مسجد مدینۀ تو  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب

 

ای بتول علی نما زینب

دومین عصمت خدا زینب

جامع افتخار آل الله

مرکز اقتدار ها زینب

هر چه خوبی که آفریده خدا

همه حاصل بود تو را زینب

علی دیگر و حسین دگر

آفرید از تو کبریا زینب

حق اُخت الحسین بودن را

خوب آورده ای به  جا زینب

نهضتی کز حسین شد آغاز

تو رساندی به انتها زینب

در رسانیدن پیام حسین

ای تو جبریل کربلا زینب

وارثان قیام عاشورا

همه گویند یک صدا زینب

عدد شصت و نه که هست یکی

در حساب حروف با زینب

زان سبب گفته اند هر کس را

حاجتی هست از تو یا زینب

شصت و نه سکه را به نام شما

به مساکین کند عطا زینب

تا که از پنجۀ خدایی تو

حاجت او شود روا زینب

ای شهادت به صبر تو مدیون

مرد میدان هر بلا زینب

یک زن و اینهمه جوان مردی

مرحبا بر تو مرحبا زینب

نهضت سرخ کربلا چون هست

حاصل رنج انبیا زینب  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


طبع می خواهد كه وصف زینب كبرى كند

لیك، قطره  كى تواند صحبت از دریا كند؟

توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصۀ عُنقا كند؟

نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او

كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سیما كند؟

جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست

مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند

چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى

ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند

در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى

همت والاى او تفسیر «كَرّمنا» كند

دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند

در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن

در عبادت پیروى از مادرش زهرا  كند

درّ دریاى عفاف و گوهر گنج ‏حیاست

عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند

گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند

گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند

گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم

از ته دل ناله و فریاد و  واویلا  كند

گاه هم  گیرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خیام سوخته رو جانب صحرا كند

كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا

نالۀ جانسوز او تاثیر در دل ها  كند؟   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/03/18 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


غم متاعی ست که بازار تو دارد زینب

عشق خطی ست که افکار تو دارد زینب

شمع پروانه صفت دور سرت می گردد

نور رنگی ست که رخسار تو دارد زینب

چه مقامی ست تو را صد چو سلیمان نبی

سر تعظیم به دربار تو دارد زینب

چه مقامی ست تو را، صبر به میدان بلا

عجب از طاقت بسیار تو دارد زینب

مثل گوهر شود و قیمتی و کمیاب است

اشک چشمی که عزادار تو دارد زینب

قرنها می گذرد لیک تن کوفه هنوز

لرزه از خطبه و اخطار تو دارد زینب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب

 

تو نوری و خورشید هم خاکستر توست

پرواز صد جبریل در بال و پر توست

این آیه های مریم در حال تنزیل

یا آبشار رشته های معجر توست

تا ردّ پای سجده هایت را گرفتم

دیدم تو نوریّ و خدا در باور توست

فریادهای زخمی دیروز گودال

امروز روی شانه های حنجر توست

می خواستی زیبا ببینی کربلا را

یعنی حسین بن علی هم بی سر توست

با محمل عریان تو را سنخیّتی نیست

تو زینبی، پرده نشینی بهتر توست

مردم نمی بینند حتی سایه ات را

هجده سر نیزه نشین دور و بر توست

مجموعه ی دردی، گلستانِ کبودی

رنگین کمانی ، مدّعایم پیکر توست

فردا که پا در عرصه ی حق می گذاری

معلوم می گردد قیامت محشر توست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


کدامین حرف را پیدا نمایم

چه ظرفی را پر از دریا نمایم

کدامین واژه جز زینب بیابم

که عشق و صبر را معنا نمایم؟

×××

به هر کس بر تو گوید خوار، نفرین!

به هر لفظ و به هر گفتار، نفرین!

تو بی پروا تری از تیغ حیدر

به هر کس بر تو گوید زار، نفرین!

×××

هم یاور و خواهر برادر هایش

هم بود برادر برادر هایش

یک عمر برای پدرش مادر بود

حالا شده مادر برادرهایش




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


ای مــادر پیـامبـران در مقــامِ صبر

تا حشر، صابـران جهـان را امـامِ صبر

از سن کودکـی سخنت نـوش فاطمه

مثـل حسـین، زینـت آغـوش فـاطمه

سـر تـا قـدم تمـام تجـلای حیدری

زیـن ابـی و زینـب کبــرای حیدری

بیـن دو آفتــاب ولایــت ستــاره‌ای

در چشـم اهـل‌بیت، حسین دوبـاره‌ای

در گفتن ثنای تو طول زمان کم است

بر چون تو شیر زن لقب قهرمان کم است

بایـد نمــاز، سجـده بـرد بر سجود تو

ای پنج‌تن خلاصه شـده در وجـود تو

وقتی که بر خطابه زبان بـاز مـی‌کنی

الحق که مثل فاطمه اعجـاز می‌کنی

وقـت خطابه نطق تو یادآور علی‌ست

در شهر کوفه محمل تو منبر علی‌ست

زهـراست کوثر نبـی و کوثرش تویی

شهر شهادت است حسین و درش تویی

روح الامیـن وحــی خـدا ساربـان تو

خورشیـد نـوک نیـزه شده سایبان تو

بیت‌الحـرام خـاص خــدا کعبـۀ دلت

گردد حسین بر سـر نـی دور محملت

وقتی تو را به حنجـر خونین نگاه بود

دانشگــه مقــاومتت قتلگــاه بــود  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است

آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار

این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان

تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین

آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین

بر او کرم کنید که مهمان زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل

تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد

زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین

هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"

دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد

دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده

بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

مه بـر فراز چرخ چراغ خرابـه‌ها

خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است

روز جزا بـهانـۀ مـا از بـرای عـفو

خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را

"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/17 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت


ما دسته دسته شیعه تسلیم زینبیم

بیچاره آن دلی كه در این قوم و رسته نیست

با دست های بسته هـزاران گـره گشـود

ثابت شده ست، دخت علی، دست بسته نیست

گیرم به چشم شوهر خود هم غریبه شد

گیرم خمیده گشت؛ ولی هیچ خسته نیست

برخیز و باز، نافله‌ات را به ‌پـا نـمـا

پیغمبر قیام، كه از پا نشسته نیست

سر را به پای محمل سالار خود شكست

گرچه سرش‌شكسته؛ ولی سرشكسته نیست

این ها اشاره ای ز مقامات زینب است

×××

وقتی كه رفت معجـر زینب كبـود بود

وقتی رسیـد، گیسـویـش اما سپیـد بود

وقتی كه رفت كوه مصیبت به شانه داشت

وقتی رسیـد مثل همیشـه رشیـد بود

جای تمام دختـركـان تازیـانـه خورد

طوری كه زنده ماندن زینب بعید بود

تاریخ شاهد است همان خطبه های او

تنها دلیل مرگ زمــام یزیـد بود

این بی عقیدگی است بگویم وفات كرد

ام المصائب است و یقینـاً  شهید بود

هر كس شهید شد ز كرامات زینب است

×××

خورشیـد واره، از افق نور می دمید

صبح سپیـد شـام ستـم را سیـاه كرد

از جنس فاطمه است؛ بیابان كوفه را...

بر روی بال های ملك طی راه كرد

آن شب اگر نبود امامت تمام بود

خود را پناه حجت بی سر پناه كرد

بـالله قسم كه كرب و بلا مات زینب است




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/16 | 08:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب

 

ای آنکه شکستی کمر فاصله ها را

بگذاشته ای پشت سرت مرحله ها را

از برکت چشمان مسلمان تو داریم

سوگند به سجاده ی تو نافله ها را

ای آنکه کشیده است بیابان به بیابان

ردّ قدمت زحمت این آبله ها   را

بگذار به جای تو در این قافله باشم

شاید بتوانم بکشم سلسله ها را

یک لرزه بیانداز بر این معجر سبزت

تا اینکه ببینم گذر زلزله ها را

غیر از تو کسی همّت اینگونه ندارد

پایان برساند همه ی غائله ها را

آن روز که پابوس حریم تو بیائیم

احرام ببندیم تن قافله ها را

×××

از وبلاگ تیشه های اشک




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/16 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- مدح و مصیبت


خانه خراب عشقم و سربارِ زینبم

در به در مجالس سالار زینبم

این نعره ها و عربده ها بی دلیل نیست

یک گوشه از شلوغی بازار زینبم

هر کس به بیرق و علمش چپ نگاه کرد!

با خشم من طرف شده؛ مختار زینبم

آتش بکش، به دار بزن، جا نمی زنم

جانم فداش، میثم تمار زینبم

از زخم های گوشه ی ابروی من نپرس

مجروح داغ دلبر و بیمار زینبم

شکر خدای عزوجل مکتبی شدم

من از دعای خیر علی، زینبی شدم

غم خاضعانه گوش به فرمان زینب است

انگشت بر دهان شده، حیران زینب است

ایوب دل شکسته ی با آن همه مقام

شاگرد درس صبر دبستان زینب است

هرگز نگو که چادرش آتش گرفته است!

این شعله های خیمه، گلستان زینب است

اصلاً عجیب نیست شکست یزدیان

وقتی حجاب، سنگر ایمان زینب است

او پس گرفت هستی خود را ز گرگ ها

پیراهنی که مونس کنعان زینب است

امروز اگر حسینی و پابند مذهبم

مدیون گریه های فراوان زینبم   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/16 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است

مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است

زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر

در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است

دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست

هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است

هر لحظه‌ای که بگذرد از گردش زمان

در چشم ما قیامت کبرای زینب است

فریـاد خــون پـاک شهیـدان کـربلا

تا روز حشر، خطبۀ غرای زینب است

مکتب نرفتــه عالمــۀ عالــم وجـود

ایثار و صبر، درس الفبای زینب است

دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد

نـقش بهشت، جای کف پای زینب است

مگـذار تـا بـه خاک فتـد اشـک دیده‌ات

این اشک نیست، گوهر دریای زینب است

نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن

بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است

در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود

پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/16 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


دلم یک باره از غصه رها شد

هوای خانۀ دل با صفا شد

 مرا بر سفرۀ زینب نشاندند

 که جانم، مملوّ از نور خدا شد

 برای نوکری درگه تو

 ازل، ذکر لبم « قالو بلی » شد

 شود روزی مسیحای دو عالَم

 هر آنکس در ره تو خاک پا شد

 زمانی تا که بردم نام زینب

 دعاگویم شهید سرجدا شد

 دو عالَم گردی از خاک کف پات

 مرا دریاب ای بانوی خیرات

 خدا را شکر حیران تو هستم

 نمک گیر همان نان تو هستم

 مرا مهمان لطف خویش گردان

 که از اولاد سلمان تو هستم

 تو معنای همه اسلام هستی

 پس اینگونه مسلمان تو هستم

 تمام افتخارم باشد اینکه

 اسیر برکت خوانِ تو هستم

 مکوبی دست ردّ بر سینۀ من

 گدایی از گدایان تو هستم

 بوَد مشق شب عشّاق امشب

 فقط صد مرتبه از نام زینب   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح حضرت زینب(س)


زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرتش

کهکشان چرخ را بر پا طناب انداخته

شمسه کاخ جلال و رفعتش از فرط نور

مِهر عالم تاب را٬از آب و تاب انداخته

دختر مرد دوعالم٬آنکه گاهِ خشم خویش

رَعشه بر این چارمام و هفت باب انداخته

این همان بانوست٬که از نطق و بیان همچون علی

انقلاب از کوفه تا شام خراب انداخته

گر زبانش ذوالفقارحیدری نَبود چرا؟

خصم را دردل شرر٬همچون شهاب انداخته

همتش چون بازوی خیبر گشای حیدریست

بارگاه کفر٬را در انقلاب انداخته

کشتی دین٬کربلا شد غرق از طوفان کفر

همت زینب زنو آنرا بر آب انداخته

حِلم او٬صبر و توانایی زدست صبر برد

عِلم او٬از دست هر دانا کتاب انداخته

تا قیامت وصف او "موزون"اگر گویی کم است

زان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


ماه گردون شرمسار از روی ماه زینب است

هر دلی که شد حسینی در پناه زینب است

مرقد او را مپرس از اهل شام و اهل مصر

سینه ایرانیان آرامگاه زینب است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


ساكنان نُه فلك حیران ز كار زینب است

در سما فوج ملائك با شعار زینب است

ای سلیمان از چه مینازی به جاه و حشمتت

صد هزاران چون سلیمان ریزه خوار زینب است

نهضت سرخ حسینی پایدار از نام اوست

سكۀ صبر و متانت با عیار زینب است

عزت دخت علی بین، همت زینب نگر

سیّد سجاد در هر جا كنار زینب است

داد قربانی دو كودك در منای كربلا

احسن احسن فاطمه آموزگار زینب است

زن بدین لحن و بلاغت زن بدان شرم و حیا

فتح شام و كوفه هر دو شاهكار زینب است

لحظه ای در شام بر غاصبگران فرصت نداد

انهدام كاخ ظلم از اقتدار زینب است

زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوی

بر ستمكاران شدن تسلیم عار زینب است

گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او

در عوض روح حسین شمع مزار زینب است

كربلا خواهی اگر از زینب كبری بگیر

چون كلید كربلا در اختیار زینب است

نوحه خوانی گر كنی (خوشزاد) تقوی پیشه كن

نوحه خوانی در حقیقت یادگار زینب است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


تندیس وقار و آیت حلم

تدریس وفا حکایت علم

مستوره ی بزم گاه عرفان

منظومه کهکشان ایمان

اثبات حیا ثبوت عصمت

بینایی چشم قدس و عفت

ماه فلک آفرین تقوا

همزاد حیا قرین تقوا

اسطوره همت و شهامت

اعجوبه کارگاه خلقت

ترکیب حیا و جوش مذهب

آورده زنی به نام زینب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مناجات


هنگامۀ ترس و وحشت و تنهایی

در وقت عذاب و حسرت و رسوایی

محشر٬ که برید دست من از همه جا

زینب! تو به دستگیری ام می آیی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/01/9 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-مدح و مصیبت


سرشار از ترانه ی یك رود جاری ام

امروز در نهایت امّیدواری ام

احساس میكنم كه به دریا بدل شدم

احساس میكنم كه بر این خاك جاری ام

یك لحظه شادمانم و یك لحظه غرق اشك

لبخند ناگهانی ابر بهاری ام

با دست خالی آمده ام محضر شما

رحمی كنید بر من و بر این نداری ام

دست دلم دخیل پر چادر شماست

بانو چه دیدنی است من و بی قراری ام

یك عمر دوستدار حسین تو بوده ام

حتماً به این دلیل تو هم دوست داری ام

فانی ولی به لطف شما جاودانه ایم

خدمتگزار بانوی این آستانه ایم

از روشنای عرش طلوعی دگر رسید

حوریه ای دوباره به شكل بشر رسید

این بار چندم است كه در باغ اهل بیت

طوبای فاطمیِّ علی را ثمر رسید

بانو تو آمدی و به شام سیاه ما

از فیض گام های تو نور سحر رسید

امشب خود خدا به علی هدیه میدهد

تو آمدی و زینت قلب پدر رسید

تو آمدی كه دور برادر بگردی و

اینگونه شد مدار فلك را قمر رسید

تو آمدی به خاطر تنهایی حسین

یعنی برای كرب و بلا همسفر رسید

ما با حسین شور تماشا گرفته ایم

امشب میان زینبیون جا گرفته ایم  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


آن که با عشق حسینی گشته همدم زینب است

آن که بر سّر شهادت بوده مَحرم زینب است

آن که شور افکنده با شور حسینی بر جهان

از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است

آن که نامش زین اَب خوانده رسول کردگار

چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است

آن که بر خوانَد حدیث اُمّ ایمن بر امام

من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است

آن که کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب

کَند و افکند از پی و بن ریخت بر هم زینب است

دامن شیر خدا بین، شیر زن می پرورد

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

آن که اندر مجلس گردن کشان قد کرد عَلم

چون حسین بر دشمنان یک دم نشد خم زینب است

با برادر درد دل می كرد این سان تا سحر

آن كه ریزد از فراقت اشك ماتم زینب است

وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا

خود ببین چون حامی ناموس عالم زینب است

ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود

شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

پرچمت گر سرنگون شد من نگه می دارمش

غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است 

مدعی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/01/8 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت و مصیبت


سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من

درود باد به ابنا و جدّ اطهر من

منم پیمبر خون خدای عزوجلّ

که وحی می دمد از نطق روح پرور من

مرا به تربیت حیدری کنار حسن

برای کرب و بلا پرورید مادر من

تنم سپر، سخنم ذوالفقار خشم علی

مصاف، بدر و احد، کوفه، شام، خیبر من

هماره بر گل روی عزیز زهرا بود

نگاه اول من تا نگاه آخر من

ز آفتاب قیامت اثر نمی ماند

اگر به حشر فتد سایه ای ز معجر من

منم پیمبر ثارالله و چهل معراج

به پیشباز بلا ثبت شد به دفتر من

کسی که بوسه به دستش زدی رسول خدا

نهاد بوسه به پیشانی منوّر من

نگاه نافذ بابا به صورتم میگفت

به حق که فاطمۀ دوم است دختر من

شب ولادتم آغوش خود گشود ز هم

به بر گرفت مرا همچو جان، برادر من

قسم به خون شهیدان، پیام خون خدا

رسد به گوش همه نسل ها ز حنجر من

حسین داشت بسی پاس احترام مرا

نمی نشست علمدار او به محضر من

جلال و عزت و عزم و ثبات و صبر و رضا

کنند خم سر تعظیم در برابر من

اگر چه حج من از مکه شد شروع ولی

سفر به کرب و بلا گشت حج برتر من

حسین کعبه شد و کربلا و کوفه و شام

شد این سفر عرفات و منا و مشعر من


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

السلام ای ملیکه ی دنیا

السلام ای شفیعه ی عقبی

السلام ای زلال تر از اشک

السلام ای مطهر والا

نوه ی دختری پیغمبر

نور چشمان سید بطحا

مثل آیینه ی تمام نما

روی تو شد خدیجه در زهرا

خوش به حال علی که گردیده

نام پاک تو زینت بابا

صد هزاران فرشته می خواهد

تا کشد ناز دختر مولا

بال جبریل بالش سر تو

سایه بان تو قامت طوبی

دور گهواره ات چه می بینم

لشگری صف کشیده از حورا

همه در نوبت اند تا گیرند

بوسه از زیر خاک پای شما

قدری آهسته وحی نازل شد

بر وجود مقدس طاها

کلیات کلام حق گردد

بی کم و بیش این چنین معنا


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

پائین تر از آنیم ز بالا بنویسیم

یا این که بخواهیم شما را بنویسیم

ما کوزه ی اندیشه ی مان کمتر از آن است

تا این که بخواهیم ز دریا بنویسیم

آن قدر به ما وقت ملاقات ندادند

تا گوشه ی چشمی ز تماشا بنویسیم

ما را لُلُلُک لُکنت محض آففریدند

تا مدح تو با لهجه ی موسی بنویسیم

هر جا که حسین بن علی حک شده باید

زیرش مددی زینب کبری بنویسیم

از وسعت نوری بنویسیم که تابید

ای نقطه ی تاریک حوالی تو خورشید


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/01/7 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصیبت

 

عاشق شدیم و عاشق حیران ما شدند

قومی اسیر زلف پریشان ما شدند

آن قدر عاشقیم که عشاق روزگار

مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند

روح القدس شدیم و تمامی شاعران

گرم غزل سرایی دیوان ما شدند

یوسف شدیم و بهر تماشای حال ما

صدها عزیز راهی زندان ما شدند

آن قدر آمدیم و مسلمان او شدیم

آن قدر آمدند و مسلمان ما شدند

ما عاشقیم عاشق حیران زینبیم

تکفیرمان کنید مسلمان زینبیم

ما را نوشته اند برای گدا شدن

سائل شدن، اسیر شدن، مبتلا شدن

از آن طرف خلاصه دری باز می شود

می ارزد انتظار به این آشنا شدن

عشاق سنگ خورده ی دیوار زینبیم

پس واجب است غرق تماشای ما شدن

وقتی مسیر جای قدم های زینب است

میلی نمی کنیم به جز خاک پا شدن

اول طواف بعد منا پس چه بهتر است

بعد از دمشق راهی کرب و بلا شدن

ما را برای راز و نیاز آفریده اند

"این کعبه را برای نماز آفریده اند"1


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- ولادت و مصیبت


سلام بر من و اُمّ و اب و برادر من

درود باد به ابنا و جدّ اطهر من

منم پیمبر خون خدای عزوجلّ

که وحی می دمد از نطق روح پرور من

مرا به تربیت حیدری کنار حسن

برای کرب و بلا پرورید مادر من

تنم سپر، سخنم ذوالفقار خشم علی

مصاف، بدر و احد، کوفه، شام، خیبر من

هماره بر گل روی عزیز زهرا بود

نگاه اول من تا نگاه آخر من

ز آفتاب قیامت اثر نمی ماند

اگر به حشر فتد سایه ای ز معجر من

منم پیمبر ثارالله و چهل معراج

به پیشباز بلا ثبت شد به دفتر من

کسی که بوسه به دستش زدی رسول خدا

نهاد بوسه به پیشانی منوّر من

نگاه نافذ بابا به صورتم میگفت

به حق که فاطمۀ دوم است دختر من

شب ولادتم آغوش خود گشود ز هم

به بر گرفت مرا همچو جان، برادر من

قسم به خون شهیدان، پیام خون خدا

رسد به گوش همه نسل ها ز حنجر من

حسین داشت بسی پاس احترام مرا

نمی نشست علمدار او به محضر من

جلال و عزت و عزم و ثبات و صبر و رضا

کنند خم سر تعظیم در برابر من

اگر چه حج من از مکه شد شروع ولی

سفر به کرب و بلا گشت حج برتر من


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح ومرثیه

 

ای زینب! ای که بی تو حقیقت زبان نداشت

خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت

بی تو حیا به خاک زمین دفن گشته بود

بی تو شرف ستاره به هفت آسمان نداشت

در باغ وحی بین دو ریحانه رسول

رعناتر از تو فاطمه سرو روان نداشت

تو عاشقی چو یوسف زهرا نداشتی

او چون تو عاشقی به تمام جهان نداشت

بی تو شکوفه های شهادت فسرده بود

بی تو ریاض عشق و وفا باغبان نداشت

آگاه بود عشق، که بی تو غریب بود

اقرار داشت صبر، که بی تو توان نداشت

در پهن دشت حادثه، با وسعت زمان

دنیا سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت

تاریخ صابران جهان جان گداز تر

از قصّه صبوری تو داستان نداشت

هفتاد داغ بر جگرت بود و باز خصم

تنها نه از سخن، ز سکوتت امان نداشت

گر پای صبر و همّت تو درمیان نبود

اسلام جز به گوشه عزلت مکان نداشت

کاخ ستم به خطبه تو گشت زیر و رو

تابی به پیش قلّهٔ آتش فشان نداشت

این غم کجا برم که گل دامن رسول

آبی به غیر اشک غم باغبان نداشت

شب ها گرسنه خفت و نماز نشسته خواند

سهم غذاش داد به طفلی که نان نداشت

او دخت مادریست که از جور دشمنان

حتّی کنار خانه خود هم امان نداشت

روزی به زیر سایه پیغمبر خدای

روزی به جز سر شهدا سایه بان نداشت

زینب اگر نبود، شجاعت به گور بود

زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت

زینب اگر نبود، وفا سر شکسته بود

زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت

زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود

آزادی این چنین، شرف جاودان نداشت

زینب اگر نبود پس از کشتن حسین

گل دستهٔ صفا به صدای اذان نداشت 

میثم" هماره تا که به لب داشت صحبتی"

حرفی به جز مناقب این خاندان نداشت




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)- مدح


دیگر نمی آید زنی همتای زینب

میمرد عاشورا یقین منهای زینب

در مجلس اهل ریا درکوفه وشام

پر بود از عشق حسینش نای زینب

برخاست از پاخطبۀ جانانه ای خواند

زد بوسه خورشید جهان بر پای زینب

با آن همه بار مصیبت باز فرمود

زیبا بود در کربلا دنیای زینب

صدآفرین بر غیرت مردانۀ او

خون علی جاریست در رگهای زینب

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای محمدی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/01/6 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح

 

 یا که خدا به خلق پیمبر  نمی دهد

یا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد

حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کس

غیر از  رسول سوره کوثر نمی دهد

دختر  در  این قبیله تجلی کوثر است

بیخود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

زینب یگانه است و خدا هم به فاطمه

تا زینب است  دختر دیگر  نمی دهد

زینب رشیده ایست  که بر شانه کسی

تکیه به غیر شانه حیدر نمی دهد

زینب شکوه خواهریش را در عالمین

دست کسی به غیر برادر  نمی دهد

او مظهر صفات جلالی حیدر است

یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد

زینب همان کسی است که در راه عفتش

عباس می دهد نخ معجر نمی دهد




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/01/5 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات