حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


صاحب فضل چرا کنج قفس محبوسی

درسیه چالی وبا سلسله ها مأنوسی

این سیه چال همان آرزوی قلبی توست

حال مشغول دم یارب ویاقدوسی

گشت تسبیح تو صددانه زنجیر بلا

تو به هرحال که باشی پدرققنوسی

دست وپایت شده سرد،آب شده ارکانت

پای تا سر تو سبکتر ز پر طاووسی

گاه درآرزوی دیدن معصومه ای و

گاه در فکر غریبی رضا درطوسی

باسرانگشت روی خاک رضا رابنویس

تاکه روشن شود از نام پسر فانوسی

نه مشخص شده روزت نه مشخص شامت

نه اذانی نه نوایی نه دم ناقوسی

آه از سندی شاهک که دلت را آزرد

تو زلالی واسیر پسر منحوسی

تشنه لب بودی ودشمن به عزایت خندید

او نفهمید که تو زاده اقیانوسی



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


کیست این مرد که اوصاف پیمبر دارد

از قدم تا به سرش هیبت حیدر دارد

بی عصا آمده و حضرت موسی شده است

ریشه در سلسله ی حضرت جعفر دارد

بی سبب نیست اگر حاجت ما را داده

به لبش زمزمه ی سوره ی کوثر دارد

دلم از سوز غمش در تب و تاب افتاده

دلم از سوز غمش داغ مکرّر دارد

چند وقتی است که دنبال اجل می گردد

کنج زندان بلا روضه ی مادر دارد

چند وقتی است تنش سخت به هم ریخته است

اینقَدَر زخم، روی پیکر لاغر دارد

از روی تخته ی در، پیکر او بردارید

چند تا خاطره ی سوخته از در دارد

با عبا زود بپیچید به هم پایش را

اینکه اینگونه تنش ریخته دختر دارد

پیکرش از چه چنین بین گذر افتاده

یک نفر نیست تنش را ز زمین بر دارد

لا اقل چند کفن بهر تنش آوردند

دست کم روی تن سوخته اش سر دارد

پسرش آمده بالای سرش اما باز

روضه خوان دل من روضه ی اکبر دارد

همه جا را تن صد چاک علی می بینم

بس که در پیکر خود زخم ز خنجر دارد



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


کسی که گردش چشمش مدار دنیا بود...

دمش مسیح و نگاهش بهشت رویا بود

وجاهت نبوی از شمایلش پیدا

تمام دلخوشی دودمان طه بود

تمامی سکناتش نشانه‌ی رحمت

ادامه‌ی برکات وجود مولا بود

درست مثل نگاه محبت زهرا

عنایتش به دل عاشقان شیدا بود

ابوالکریم ِکریم و ابوالرئوفِ رئوف

مسیر آمد و رفتش پر از تمنّا بود

صبور بود و تجلی کاظمین الغیظ

کرامت حسن از خلق او هویدا بود

نیاز نیست بگویم چه روی ماهی داشت

قدش قیامت و ابروی او مصلّا بود

کنار سفره‌ی این مرد مهربان هر روز

برای هرچه گرفتار خسته جان... جا بود

کسی که شرح کمی از فضائلش گفتم

جناب باب حوائج – امام موسی بود

بلای شیعه خرید و به کنج زندان رفت

ز بسکه خوب و رئوف و رحیم و آقا بود

سیاه چاله کجا و بهشت عاطفه‌ها

بهار داد به دنیای این و آن تا... بود

تمام قد به حضور خدای عزوجل

قیام داشت و سرشار از تقاضا بود

ابوالغریبِ غریب و ابوالشّهیدِ شهید

شهادتش همه‌ی روضه‌های گویا بود

چگونه روضه بخوانم از این غریبی که

پناه هر چه گدای غریب و تنها بود

اسیر سلسله پا  و ا سیر غل  دستش

و کار دشمن او خنده و تماشا بود

چه آمده به سرش که شکسته می‌نالید

میان دست قنوتش دعای زهرا بود

جراحت تن او مثل سیّد سجاد...

ز پشت حلقه‌ی زنجیر کینه پیدا بود

چگونه روضه بخوانم؟ اجازه مادر جان!

حرامزاده‌ای آمد که زشت سیما بود

دوباره معبر تنگ و نگاه خون آلود

دوباره دست کسی روی ماه بالا بود

دوباره آه، کسی روی خاک می‌غلطید

کسی که حجت پروردگار یکتا بود

لبش گهی به دم آه ... آه معصومه

گهی به نغمه‌ی قدسی یا رضا وا بود

***

به تخته پاره نهادند جسم او را وای

کسی که ساکن عرش خدای اعلی بود

چه قدر پشت سر او کفن فراهم شد

چه چشمها که در آن روز داغ دریا بود

گریز می‌زنم اینجا به روضه‌هایی سخت

نمی‌شود که در این لحظه‌ها شکیبا بود

دلم گرفته برای شهید عاشورا

همانکه زینت دوش جناب طه بود

همانکه گوشه‌ی گودال تشنه و زخمی

به پیش دیده ی خواهر فتاده از پا بود

همانکه لحظه‌ی نحر گلوی حق گویش

حریم کنگره‌ی عرش غرق غوغا بود

همان که بر سر غارت نمودن بدنش

میان چند حرامی پست دعوا بود

همان که بر سر نیزه سرش نشست و شکست

تنش بدون کفن روی خاک صحرا بود



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده

به روی پهلوی تو چند جای پا مانده

نفس کشیده ای و بند آمده نَفَست

به سینه ات چقدَر استخوان، رها مانده

خدا کند تو دگر مثل فاطمه نشوی

خدای، رحم کند بر تنِ بجا مانده

به سجده می روی و مثل بید می‌لرزی

قیام کن که تسلّای ربّنا مانده

هوای غربتِ زندان که جای خود دارد

نگاه یک زنِ رقّاص بی حیا مانده

به‌ فرض‌ هم‌ که ‌خودت از جهان، خلاص‌ شوی

هنوز ، غربتِ معصومه و رضا مانده

کمی اگر غُل و زنجیرها امان بدهد

صدا هنوز در این اشکِ بیصدا مانده

دوباره روضه ی جانسوز پنج تن داری

بخوان که روضه ی مکشوفِ کربلا مانده

بخوان که شمر، نشسته به سینه ای خسته

اگرچه سینه شکسته ولی صدا مانده

به التماسِ صدای حسین، یا زینب!

برو حرم که غم گوشواره ها مانده



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


ای ماه و مهر، مشتری مهربانی ات

وی آسمان اسیر دل آسمانی ات

تنهاترین اسیرِ دیار مجتبی

زنجیر کینه همسخن مهربانی ات

موسای عشق حضرت باب الحوائجی!

موسی... مسیح، دلشده ی دلستانی ات

لقمان نشسته بین رهِ بُشرِ حافی ات

ای عقل و عشق، خانه خراب و روانی ات

کاش این دل رمیده و هرجایی و سیاه

گردد به یک اشاره هوایی و فانی ات

در کوه طور صوت خدایی تو بلند...

موسی ز هوش رفته از آن لن ترانی ات

این رسم ناخجسته نمی دانم از کجاست!

همواره عشق بوده اسیر اِنانیت*

درد تمام شیعه خریدی به جان خویش

فخر خداست پور علی، قهر مانی ات

باب الحوائج همه ی خسته حال ها

جانم فدای این لقبِ جاودانی ات

با تو چه کرده طعنه ی دشنام کای عزیز!

گردیده روز مرگ،  شبِ شادمانی ات

روز و شبت به گوشه ی زندان یکی شده!

طی گشته در هوای جوانت جوانی ات

باب الحوائجی که به بندت کشیده اند!

تاریک و سرد، غرق محن زندگانی ات

رقاصه شد به سجده مسلمان ناله ات

شلاق درد آمده بر همز بانی ات

پر می کشی شکسته به دیدار فاطمه

با دست بسته و بدن ارغوانی ات

بر تخت پاره نعش تو را حمل می کنند!

می میرم امشب از غم آتش فشانی ات

معصومه غرق گریه غریبانه می سرود

باید بپرسم از که... پدرجان نشانی ات؟

آمد رضا به غسل وجود شکسته ات

نالید پای جسم نحیف و کمانی ات

از گردن شریف تو غل وا نمود... آه

دل را روانه کرد به گودال قتلگاه



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت-گریز کربلا


آسمان را به روی تخته ی در می بردند

تاج سر بود که باید روی سر می بردند

سرو سامان همه ، بی سر و بی سامان بود

پا به یک سوی ، سر از یک طرف آویزان بود

او درست است که یک همدم و غمخوار نداشت

بدنش روی دری بود که مسمار نداشت

جگرش پاره شده اما به دل تشت نریخت

عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت

بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت

همره اهل و عیالش سر بازار نرفت

کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد

گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد

کنج زندان خبر از بزم می و جام نبود

دخترش ثانیه ای در ملاء عام نبود

سر سجاده و در حال سجودش نزدند

هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند

تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد

تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد

بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن

گریه میکرد به جسمی که نشد و غسل و کفن



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


با ناله‌اش آرامش زندان شکسته

حتی سکوت مرد زندان‌بان شکسته

بشکن نمازت را مسافر وقت تنگ‌ست

وقتی ستون خیمه‌ی ایمان شکسته

موسی میان وادی ایمن اسیرست

ده طور در اجرای ده فرمان شکسته

آیات الرحمان به هم پیچیده آیا

یا استخوان لؤلؤ و مرجان شکسته

در باغ ایران داده طوبایش ثمرها

هرچند از بیداد این و آن شکسته

او نیز از زندان میان تشت دیده‌ست

سنگ صبور زینب و طفلان شکسته

این تازیانه می‌زند آن خیزران را

پهلو پریشان می‌شود دندان شکسته

با خیزران بی‌وضو باید بگویم:

دندان قاری... حرمت قرآن شکسته

برگو مخواند روی نیزه مصحفش را

بر مردم رجّاله‌ی پیمان‌شکسته

حالا که خالی مانده گهواره، چگونه‌ست

بغض گلوی تشنه‌ی باران شکسته

مگذار پا را پیش‌تر این روضه بازست

وقتی عقیقی گوشه‌ی میدان شکسته



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


باز هم نام کریمان پیش من آورده اند

علتش این بود من را از قرن آورده اند

در سیه چال گنه افتاده بودم بی حبیب

لطف کردند و برایم هم سخن آورده اند

چار حمال از دل زندان به بیرون آمدند

روی یک لنگه دری خونین بدن آورده اند

بس که او لاغر شده اصلا نمی آید به چشم

تن که نه... بر روی تخته پیروهن آورده اند

صوت قرآن و مناجاتش نمی آید دگر

چکمه پوشان چه به روز این دهن آورده اند

تا غرورش را شبیه ساق پایش له کنند

چند زندان بان پست و بد دهن آورده اند

باز هم شکر خدا عریان نمیماند زمین

نوزده تا دخترش چندین کفن آورده اند

تا سه روز آقا تنش روی پل بغداد بود

پیکرش در معرض خورشید و خاک و باد بود



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


بازو، کمر، سر ،هرکجایم ضربه دیده

بدتر زهرجا ساقِ پایم ضربه دیده

جا باز کرده حلقه ها زیرِ گلویم

با هر تکان ،راهِ صدایم ضربه دیده

با پا مرا روی زمین مالید ورد شد

چون چادر خاکی عبایم ضربه دیده

در جایِ گودی مثل جدم گیر کردم

باضربِ سنگین دنده هایم ضربه دیده

سر بسته گویم بی ادب حرف بدی زد

شخصیت درد آشنایم ضربه دیده

با پا زدو واشد ترک های لبانم

ارثیۀ کرب وبلایم ضربه دیده

بر رویِ تخته پاره یادِ بوریایم

از بسکه اعضایِ جدایم ضربه دیده

در پیش زینب از قفا سر را بریدند

پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-مناجات و شهادت


بی جانم و جان می شود موسی بن جعفر

در جانم ایمان می شود موسی بن جعفر

تا بر لبم گل می کند "باب الحوائج"

مشهد، رضا... قم، فاطمه... با این کریمان

والی ایران می شود موسی بن جعفر

یک قطره از دریای آقایی اش این است

یار فقیران می شود موسی بن جعفر

فهمیده ام از ماجرای بُشر حافی

کهفِ هراسان می شود موسی بن جعفر

باید که با پای برهنه رفت سویش

وقتی که رضوان می شود موسی بن جعفر

خشکیده ام باید بیافتم در مسیرش

بر تشنه باران می شود موسی بن جعفر

جانم به لب آمد از این ماتم، ز بس که

زندان به زندان می شود موسی بن جعفر

وقتی غل و زنجیر بر ساقش می افتد

دردش فراوان می شود موسی بن جعفر

وقتی که می افتد میان سجده انگار

در جامه پنهان می شود موسی بن جعفر

حالا که زندان بان غرورش را شکسته

داغش دو چندان می شود موسی بن جعفر

کارش فقط گریه است بر جد غریبش

وقتی که عطشان می شود موسی بن جعفر

جسم نحیفش می رود زیر سم اسب؟!

یا سنگ باران می شود موسی بن جعفر؟!

یا در تنور و تشت و روی نیزه آخر

قاری قرآن می شود موسی بن جعفر؟!

واللهِ نه این روضه ها سهم حسین است

حتی کفن نه... بوریا سهم حسین است



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


قلب تو در این گوشۀ دلگیر گرفته

دیگر نفست را غل و زنجیر گرفته

اصلاً غم عالم ز تو تأثیر گرفته

این حصر ،  جوانی ز تو ای پیر گرفته

در کنج سیه چال ، یکی ، روز وشبت بود

یا حیدر و یا فاطمه دائم به لبت بود

شد گوشۀ زندان تو محراب عبادات

نه هم سخنی داشته ایّ و نه ملاقات

وقت سحر و وقت دعا وقت مناجات

کردی طلبِ مرگِ خود ای قبلۀ حاجات

از زهر جفا یوسف زهرا تنِ تو سوخت

کنعان به امید تو و برگشتن تو سوخت

ای کاش که می شد که ببینی پسرت را

تسکین بدهی بلکه تو زخم جگرت را

با ضربۀ شلّاق شکستند پرت را

زنجیر هم آزرده تنِ مختصرت را

دل سوخت به احوال تو ای سید مظلوم

مظلومیتت بود ز چشمان تو معلوم

هر نیمۀ شب با تن تبدار تو را زد

یک مرتبه نه بی حد و مقدار تو را زد

وقت سحر و موقع افطار تو را زد

بی وقفه و با طعنه و آزار تو را زد

گردید روان اشک ز چشمان ملائک

وقتی که لگد زد به شما سندیِ شاهک

بر تخته روان با دل غمگین شده ای تو

مشمول دعای شب و آمین شده ای تو

زیر غل و زنجیر چه سنگین شده ای تو

بعد از دو سه روز آه ... که تدفین شده ای تو

هر کس که تو را دید روی لب سخنی داشت

میگفت چه خوب است که جسمش کفنی داشت

یک بارِ دگر مجلس ما کرببلا شد

حرف غم پیراهن شاه شهدا شد

ای وای سرِ حضرت ارباب جدا شد

زندان بلا ختم به گودال بلا شد

خوب است نشد بعد شهادت سرِ تو قطع

انگشت نشد از پی انگشتر تو قطع



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-مناجات و شهادت


ما آل هاشمیم حقارت ز ما بری است

آئینمان مبارزه با ظلم وخود سری است

ما آل هاشمیم وچه تشویشمان ز حبس

آید به زیر پرچم ما هرکه حیدری است

گر در عراق سکّه ی ما را نمی خرند!

جای شگفت نیست که الله مشتری است

افتاده ذوالفقار اگر از دست اهلبیت

آن تیغ در تصٌرف فرزند عسکری است

مهدیّ ما دمی که بپا خیزد از حجاز

آن روز،  روز نصر و قیام سراسری است

در سجده گریه کردم و هارون به طعنه گفت

گریه نشان ضعف و خلاف دلاوری است

او بی خبر ز منزلت آل هاشم است

گریه پس از نماز زِ آداب صفدری است

زد تازیانه سِندِ لعین. گفتمش،  بزن

این تازیانه خوردن ما ارث مادری است

ما را به جرم عشق،  به زنجیر بسته اند

تقصیرمان حمایتِ دین پیمبری است

این خیمه شُعبه ای بود از خیمه حسین

این انقلاب،  ادامه آن راه و رهبری است

نازم به کشته ای که زجان دست شُست و گفت

معیار سربلندیِ عشاق، بی سری است

بی معرفت مباش "کلامی" به اهلبیت

مولاشناسی از ادب و شرط نوکری است

هر دم حسین را به ابوالفضل ده قسم

این عهد نامه ویژه ی تُرکان آذری است 



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


ماجرای تو انتهای غم است

تو بگو از کجا شروع کنم

بعد یک رخصت از امام رضا

باید این روضه را شروع کنم

 

روضه های تو فرق دارد با

روضه های ائمه دیگر

پای هر روضه غیر کرب و بلا

باید از حجره گفت و یک بستر

 

قصه عمر هیچ خورشیدی

به غم انگیزی زوال تو نیست

غصه هیچ حجره ای قدر

گوشۀ آن سیاه چال تو نیست

 

آه... موسای خانواده نور

کوه طوری شده است زندانت

مثل بغضی که در گلو حبس است

مانده بین گلوی تو جانت

 

از تنت یک خیال مانده فقط

بسکه لاغر شدی نحیف شدی

خوب شد نیستند دخترهات

که ببینند چه ضعیف شدی

 

آه خلوت نشین ظلمت غم

خلوتت هم نمور هم سرد است

پانشو چون که زود می افتی

این اثرهای استخوان درد است

 

تازه این حال و روز قبلا توست

دو قدم راه را تنت می برد

آن زمان ساق پات سالم بود

حال اما شکسته، زخمی، خرد

 

روی دست چهارتا برده

بدن تو چه می کند آقا؟!

غل و زنجیرهای زندانت

بر تن تو چه می کند آقا

 

غصه ها در پی تو می آیند

آن یهودی بد دهان هم هست

ظاهرا غیر از این سه چار نفر

خانمی با قد کمان هم هست

 

پیکر تو سه روز بر پل شهر

مرقد شهر کاظمین شده

و از اینجا به بعد مرثیه ام

نوبت روضه حسین شده

 

وای از آن پیکری که بی سر بود

وای از آن پیکری که بی سر ماند

وای از آن مادری که در گودال

روضه های غریب مادر خواند



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


من از ایل مردان پاک و نجیبم

اسیری غریبم که غربت نصیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

نمی آید از در کسی دیدن من

رضا نور چشمم کجائی حبیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

نه از درد سیلی نه از زخم شلاق

ز دشنام سندی نمانده شکیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

دعایم گرفته دگر لحن زهرا

به غیر از اجل کس نباشد طبیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

منم پیر موسی... مراد مسیحا

کشیده یهودا به دار صلیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

لبم خشک روزه رخم زخم سیلی

من از نسل آقای شیب الخضیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

چو برخاک زندان گذارم رخ خود

گرفتار غمهای خدالتریبم

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

خدایا گواهی تو برحال موسی

به خنده گرفته غمم را رقیبم!

نظر کن الهی به امن یجیبم

 

سلامی رسد گر ز معصومه جانم

بود مرهم غصه های عجیبم

نظر کن الهی به امن یجیبم



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

می‌شود بر شانه‌ی لطفت پریشان گریه کرد

پابرهنه سویت آمد مثل باران گریه کرد

هردم ای آئینه با آهت دل عالم گرفت

چشم دنیا تار شد سر در گریبان گریه کرد

خون به جای اشک از زنجیر دستانت چکید

پا به پای تو در و دیوار زندان گریه کرد

از شکوه تو زن آوازه‌خوان لکنت گرفت

با نوای ربنای تو نگهبان گریه کرد

تازیانه خط به خط بر پیکرت مقتل نوشت

تازیانه زخم‌هایت را فراوان گریه کرد

بیت آخر خواند دعبل از غریب کاظمین

بی صدا زیر عبا، شاه خراسان گریه کرد



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-مناجات


نگاهی کن به این چشمانِ مضطر

هزار امید آوردم بر این در

من و این اشک، یا باب‌الحوائج

من و این آه، یا موسی بن جعفر



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


هنوز اسیر سکوت تو اند زندان‌ها

و پایبند نگاهت دل نگهبان‌ها

تو مثل یک نفس تازه حبس می‌گشتی

تویی که در نفست گم شدند طوفان‌ها

چه خلوت خوشی... آرام زیر لب گفتی

و سجده کردی، جای تمام انسان‌ها

نشد طلوع کنی تا تو را طواف کنند

تقیه کار شدند آفتابگردان‌ها

تو یوسفی و مجازات یوسفی این است

چنین دهند گواهی تمام قرآن‌ها



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

هوا، ابرى و دلگیر است اینجا

كه سهم ماه ، زنجیر است اینجا

امام صبر در هنگام افطار

دگر از زندگى سیر است اینجا



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
شنبه 1396/02/2

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


ارث از نبی برده پیمبر بودنش را

مانند زهرا مثل حیدر بودنش را

از یوسف مصری زندانی بپرسید

از ماه رویان علت سر بودنش را

دارد فقط از نام فرزندان این مرد

ایران تمام فخر كشور بودنش را

با اِبْنِ موسی ها فقط تثبیت كرده

شیراز با مشهد برادر بودنش را

آقا نبودی تا ببینی به برادر

معصومه ثابت كرده خواهر بودنش را

با این همه زنجیر خواهد برد در گور

مرگ، آرزوی بین بستر بودنش را

آن لنگه ی در كه تن او را به تن كرد

تایید كرده مثل مادر بودنش را

هم درد مادر بودنش توجیه كرده

یك عمر در زندان پسِ در بودنش را

از باز تاب نور در این شیشه ی سبز

فهمیده ام عمق مُشَجَّر بودنش را

می شد بفهمی در سكوت سرد زندان

از خش خش شلاق لاغر بودنش را

موسی بن عمران هم نمی آورد طاقت

یك لحظه از موسی بن جعفر بودنش را



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


شبیه پیر کنعان نه... که من یوسف دو تا دارم

غم معصومه را دارم، به دل شوق رضا دارم

از این زندان به آن زندان جدا از اهل خود رفتم

در این شب ها هوای کوچ از این ویرانه را دارم

امان از سِجن هارون و امان از سندی ملعون

در این غربتکده دیوانی از درد و بلا دارم

به هم می ریزد احوال مرا با ناسزاهایش

خبر دارد که غیرت روی نام مرتضی دارم

برای هتک حرمت، سمت من بدکاره آوردند

دعا کردم به سجده رفت و شد حالا هوادارم

زمان سجده می افتم شبیه یک عبا بر خاک

به درگاه خدایم روز و شب دست دعا دارم

هزاران رد پا و چکمه بر روی عبا دارم

هزاران رد شلاقِ جفا زیر عبا دارم

کمی از چهره ام نیلی، کمی سرخ و کمی زرد است

شده رنگین کمان، رویم... خزانِ رنگ ها دارم

شبانه قعر این گودال، سرپا ماندنم سخت است

نمی فهمند انگاری که دردِ ساق پا دارم

میان هر نمازم خوانده ام "عجل وفاتی" را

تمسک بر طریق مادرم خیرالنسا دارم

لبان تشنه ام مثل دو تا چوب است و حق دارم

اگر که گریه بر لبْ تشنه ی کرب و بلا دارم

به دور گردنم جای غل و زنجیر می سوزد

گریز روضه بر شاه ذَبیحاً بِالْقَفا دارم

تنم بر روی تخته پاره ای رفته ولی دیگر

کجا جای کفن تکه حصیر و بوریا دارم؟!



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


از ماتم اولاد علی بود ،کز اول

چشم همه بارانی و دل سوختنی شد

دل سوخت ازین غصه که از یوسف زهرا

در دام بلا آن همه حرمت شکنی شد

آغاز شد از کوچه و از مادر سادات

اینگونه جسارت به ائمه علنی شد

هر روز بلا دید و جفا دید و کتک خورد

هر روز بر او و پدرش بد دهنی شد

یک جلوه حسینی شد و جسمش به زمین ماند

مسموم شد و شیوهء قتلش حسنی شد

جا ماندنِ جسمش روی خاکِ پُلِ بغداد

یادآورِ جا ماندنِ صد پاره تنی شد

سهم پسر فاطمه شد گوشۀ زندان

سهم پسر دیگر او بی کفنی شد

سادات ببخشند پس از غارت خیمه

با بردنِ خلخال ، جسارت به زنی شدد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


یکی کم است هزاران کفن اضافه کنید

سه تا سه تا به تنش پیرهن اضافه کنید

کمی خیال کنید و ضریحی از زنجیر

به شکل پنجره بر این بدن اضافه کنید

به سوی این همه زخمی که زیر زنجیر است

به سینه کوفته زنجیر زن اضافه کنید

چهار سال به بند است از او چه می ماند؟

به این حدود اگر که زدن اضافه کنید

پس از سه روز حسینی به بام خواهد ماند

اگر به زخم تن او دهن اضافه کنید

حسینیان غم آقا به دست می آید

به این حسین اگر که حسن اضافه کنید

غریب کوچه غریب مدینه از امشب

به ذکر سینه غریب وطن اضافه کنید



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-مناجات و شهادت


هر عاشق سرگشته ای که غرق حیرانی ست

آقاست مادامی که در دام تو زندانی ست

در سینه ام جز مهر تو جاری نخواهد شد

با شوق مدح تو لبم گرم غزل خوانی ست

هر کس که خرج غیر تو کرده ست طبعش را

قطعا ضرر کرده ، پریشان از پشیمانی ست

مانند "بشر حافی" خود سر به راهم کن

رو کن به این دل این دلی که رو به ویرانی ست

باب الحوائج شربتی... یک لقمه ی نانی...

مولا پذیرا باش دل مشتاق مهمانی ست

لطفی کن امشب در به روی سائلت واكن

من که خبر دارم در این خانه فراوانی ست

عمری نمک گیر تو میباشیم و بدبخت است

هرکس کنار سفره ی اولاد زهرا نیست

شیراز ، قم ، مشهد شهادت میدهند آقا

این سرزمین از لطف تو همچون گلستانی ست

یک پنجره فولاد باید ساخت در صحنت

این ایده از آن هنرمندان ایرانی ست

تحویل میگیری دوچندان در حریم خود

از جمع زوارت هر آن کس که خراسانی ست

از تو نوشتن از تو خواندن روی منبرها

کار فؤاد و دعبل و عمان سامانی ست

مولا سفارش کن مرا در نزد فرزندت

رؤیای من رؤیای پیرمرد سلمانی ست

بین دو راهی مانده ام در مرثیه دیگر

این شعر هم سردرگم ابیات پایانی ست...

شبهای تو با اذیت و آزارها طی شد

ساق شکسته شاهد غم های طولانی ست

بر روی پل جسم تو را دیگر رها کردند

تا صبح محشر از غم تو دیده بارانی ست

از بس کفن آمد برایت مجلس شعرم

دیگر اسیر جذر و مدی فوق طوفانی ست



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


ناله ای سوخته از سینه ی سوزان آید

یا نوایی است که از گوشه ی زندان آید

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت

شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید

آی هارون که گرفتارتوشد موسی عصر

شب و روز تو و او هردو به پایان آید

سال ها این پسر فاطمه مهمان تو بود

هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

همدم  آن  پدر پیر  ز چندین  اولاد

طفل اشکی است که ازدیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد

کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید

کند وزنجیر ازآن جان به زندان مانوس

نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گرچه این زمزمه خاموش شود تابه ابد

بانگ مظلومی اش از سینه یاران آید



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


کُنجِ نَمورِ این قفسِ غم فزا بس است

خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است

قلبم گرفته باز ، جگر گوشه ام کجاست

این روزِ آخری غمِ هجرِ رضا بس است

چشمی نمانده گوشه ی تارِ سیاهچال

دردی نمانده آه که این دردِ پا بس است

زنجیر هم به شانه یِ من گریه می کند

در زیرِ حلقه ها بدنی بی نوا بس است

صیاد آمده به تماشای مرگ من

بیگانه کو که دیدنِ این آشنا بس است

رحمی نمی کند نفسم مانده در گلو

رحمی نمی کند که من و این جفا بس است

اینجا کسی ندید که ساقم شکسته است

اینجاکسی نگفت که سیلی چرا؟بس است

یک جمله گفته ام بزن که خوب میزنی

باشد بزن دوباره ولی ناسزا بس است



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


دارد نشان یوسف از زندان بر شانه های باد می آید

اما نمیدانم چرا دارد پیراهن از بغداد می آید

وَجعل مِن اَهلی خواند و هارون را،موسی کنار خود برادر دید

موسی بن جعفر را چرا هارون با منطق بیداد می آید

سی شب کجا موسی!؟چه میخوانی؟ پایان ده اَتممنا بِعشرت را

موسای ما را چارده سال از ، زندان به زندان یاد می آید

هم خشمگین است از ستمکاران  هم کاظمین الغیظ بر یاران

هرکس امام المتقین شد هان ! با جمعی از اضداد می آید

زندان عبادتگاه شد با او  ، بدکاره هم آگاه شد با او

اصلا از این آقا مگر کاری جز یاری و امداد می آید!؟

خَلِّصنی از زندان از این آزار،یارب ! چُنان کز سنگ و آهن، نار

وقتی که از در وقتی از دیوار،غم می چکد فریاد می آید

زندانی بغداد ما کارش، با سِندی بن شاهِک افتاده است

سم کار خود را می کند آخر ،هر کار از این جلاد می آید

ایرانیان شوق خراسان را در کاظمینش جستجو کردند

حس زیارتنامه ی او نیز از صحن گوهرشاد می آید

باب الحوائج اوست یعنی ما ، هر وقت مشهد آرزو کردیم

دیدیم بوی حضرت کاظم  از پنجره فولاد می آید



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


انیسِ این شب تاریک چهارده سالم

شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگر چه رفته زِ دستم حسابِ این شبها

نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم

اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف

از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی حالم

چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر

که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم

دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت

دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم

به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست

شکسته میروم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سندی شاهک،دوباره می خندد

و من بخاطرِ مادر دوباره می نالم

حیا نمی کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او

به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


یکی کم است هزاران کفن اضافه کنید

سه تا سه تا به تنش پیرهن اضافه کنید

کمی خیال کنید و ضریحی از زنجیر

به شکل پنجره بر این بدن اضافه کنید

به سوی این همه زخمی که زیر زنجیر است

به سینه کوفته زنجیر زن اضافه کنید

چهار سال به بند است از او چه می ماند؟

به این حدود اگر که زدن اضافه کنید

پس از سه روز حسینی به بام خواهد ماند

اگر به زخم تن او دهن اضافه کنید

حسینیان غم آقا به دست می آید

به این حسین اگر که حسن اضافه کنید

غریب کوچه غریب مدینه از امشب

به ذکر سینه غریب وطن اضافه کنید



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


قاضی حاجات همه موسی بن جعفر

شور عبادات همه موسی بن جعفر

عشق تو در ذات همه موسی بن جعفر

مهرت مباهات همه موسی بن جعفر

با مهر تو ایمانمان را پروراندیم

بر ما نظر کردی و از عشق تو خواندیم

ای خانه ات آباد یا باب الحوائج

کارم به تو افتاد یا باب الحوائج

از دست دل فریاد یا باب الحوائج

داد آبرو بر باد یا باب الحوائج

اهل گناهیم و نکردیم اعترافی

بیدار کن ما را شبیه بُشر حافی

تو عاشق خلوت نشینی با خدایی

تو روح بخش رویش سبز دعایی

در سجده هایت مست ذکر ربنایی

وقت عبادت از همه عالم جدایی

هفت آسمان مشتاق ذکر یا مجیرت

در کنج زندان هستی و عالم اسیرت

تو در سیاهی های عالم نور هستی

در کنج زندان نه میان طور هستی

دُرّ  امام صادقی مستور هستی

یک عمر هست از خانواده دور هستی

آقا همه دلتنگ دیدار تو هستند

یک عمر با گریه به پای تو نشستند

آقا خیال آمدن دارد؟ ندارد

آیا توانی در بدن دارد؟ ندارد

حتی رمق در پا شدن دارد؟ ندارد

جان لبی بر هم زدن دارد؟ ندارد

هر چند غرق جلوه های دوست مانده

از او فقط یک استخوان و پوست مانده

آقا بگو با ما از آن زندان آخر

شد دیده ها دریا از آن زندان آخر

خون شد دل زهرا از آن زندان آخر

خون می چکد از پا از آن زندان آخر

با تو چه کرده دشمن پست یهودی

خورده به روی صورتت دست یهودی

در کنج زندان ظلم ها تکرار می شد

با تازیانه روزه ای افطار می شد

آزارها دادند هر مقدار می شد

در نیمه ی شب با لگد بیدار می شد

دشمن ندارد بهر کار خود دلیلی

یا تازیانه می زند یا ضرب سیلی

آهسته آهسته خودش را جا به جا کرد

اول برای شیعیان خود دعا کرد

معصومه را با گریه های خود صدا کرد

افتاد بر روی زمین یاد رضا کرد

ای میوه ی قلبم ببین بابا چه حالی است

اینجا فقط جای تو با معصومه خالی است

روح تو را تا درگه محبوب بردند

هم زهر خوردی هم تو را مضروب بردند

جسم تو را بر تکه ای از چوب بردند

بد بود اما عاقبت شد خوب بردند

هر چند بر روی زمین مانده تن تو

غارت نکرده هیچ کس پیراهن تو

آقا خدایی بی کفن ماندی ؟ نماندی

در بین گرما پاره تن ماندی ؟ نماندی

آیا بدون پیرهن ماندی؟نماندی

در زیر دست و پا شدن ماندی ؟ نماندی

گرچه عزادار شهید کاظمینم

امشب پریشان پریشان حسینم

آیا کسی با مرکب از روی تو رفته؟

چنگ کسی آیا به گیسوی تو رفته؟

یا نیزه ای مابین پهلوی تو رفته؟

آیا سه شعبه روی بازوی تو رفته؟

قربان آن قامت که بر روی زمین خورد

قربان آنکس که عمود آهنین خورد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1395/02/13

امام موسی الکاظم(ع)-شهادت


رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد

رزق ما از سفره‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند

با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم

مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

آنکه از کار پیمبرها گره وا می‌کند

دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد

ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست؟

در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد

یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد

یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد

تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت

تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد

آه روی تخته پاره ساق پایش بند نیست

بیش از این حرفی ندارم روضه ها سربسته شد



موضوع : شهادت امام کاظم(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 6 )    1   2   3   4   5   6   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء