امام موسی کاظم(ع)-شهادت


سال ها افسرده ام از چرخه ی تكرارها

حك نمودم روزها را بر تن دیوارها

واژه ی «امید» لكنت بر زبانم آورد

مرده در من اشتیاق فرصت دیدارها

دانه های سرخ اشكم در قنوت هر نماز

می زداید از غل و زنجیر تن، زنگارها

سرگذشتم امتداد قصه ی ایوب بود

جا نگیرد شرح رنجم در همه طومارها

زخم هایم را بخوانید از شیار حلقه ها

آیه های غربت و دردم همین آثارها

دیده ام كمتر كسی بیتی سُراید در غمم

شعر من نادرترین دفتر اشعارها

نیمه شب ها، مخفیانه، در سكوت لحظه ها

روضه هایم را نوشتم بر تن دیوارها




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/24 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


ای ز حریـم تـو حـرم، گوشه‌ای!

وی ز عطای تو جنان خوشه‌ای

موسـی طـور ازلیّت سلام

مشعـل نـور ازلیّـت سلام

روح مناجاتی و خیرالعباد

قبلۀ حاجاتی و باب المراد

هفت فلک گوشه‌ای از درگهت

هشت بهشت آمده فرش رهت

بحـر ولایـت گهـر فاطمه

موسی جعفر، پسـر فاطمه

پلــۀ تختــت قلــلِ عــالمین

جای گرفتی ز چه در کاظمین؟

ای همه شب دور سرت گشته عرش

پـای نهـادی ز چـه در چشم فرش؟

برتـر از آنــی کــه ثنــایت کـنم

جان چه بـود تا که فــدایت کنم؟

بیـن امامــان بنــی فاطمــه

حلم تو مشهورتر است از همه

هـم به قضا هم به قدر ناظمی

کاظمــی و کاظمی و کاظمی

سلسلـه پیمـان تو از ابتداست

سیر عروج تو ز خود تا خداست

رشتــۀ تسلیـم تـو زنجیرها

مشعل شب‌های تـو تکبیرها  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/24 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


بر روی لب هایت به جز یا ربّنا نیست

غیر از خدا، غیر از خدا، غیر از خدا نیست

زنجیر ها راه گلویت را گرفتند

در این نفس بالا که می آید صدا نیست

زخم گلوی تو پذیرفته است اما

زخم دهانت کار این زنجیر ها نیست

این ایستادن با زمین خوردن مساوی ست

از چه تقلا می کنی؟ این پا که پا نیست

اصلاً رها کن این پلید بد دهان را

از چه توقع می کنی وقتی حیا نیست

نامرد! زندان بان! در این زندان تاریک

این که کنارش می زنی با پا عبا نیست

این تخته ی در که شده تابوت حالا

بهتر نباشد، بدتر از آن بوریا نیست

اما تو را با نیزه ها بالا نبردند

پس هیچ روزی مثل روز کربلا نیست




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

شمیم زلف تو را بادها كجا بردند

مقام قدِّ تو را خاك ها چرا بردند

چگونه باب حوائج نخوانمت ای پیر

كه حمله بر تو چنان باب، حلقه ها بردند

درخت ها به مقام تو غبطه ها خوردند

كه دست را ز دلِ خاك بر دعا بردند

تو پیری و به خدا صحبت از جنین كردی

تو را به هفت سیه چال، بیصدا بردند

تو را ز دور لباسی تهی ز پیكر دید

ز بس كه جوهرۀ پیكر تو را بردند

ز ربنای تو آوازها الهی شد

ز یك نماز تو رقّاصه را كجا بردند!

تو آن گلی كه چو از ساقه ات شكسته شدی

میان راه، تو را همرهِ صبا بردند

به روی تخته چه می كرد آفتاب خدا؟

كسی كه عطر تنش را فرشته ها بردند

ز احترام نكردند بر تن تو كفن

پی صواب كفن ها جدا جدا بردند

چه رتبه ایست در این تشنگی كه معصومین

به گاهِ مرگ، رهی سوی كربلا بردند

×××

از وبلاگ من غلام قمرم




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


در میان هلهله سوز و نوا گم می شود

زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود

بس که بازی می کند زنجیر ها با گردنم

در گلویم گریه های بی صدا گم می شود

در دل شب بارها آمد نمازم را شکست

در میان قهقه صوت دعا گم می شود

چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم

وقت سجده پیکرم زیر عبا گم می شود

تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی خوردنش

راه مادر در میان کوچه ها گم می شود

بین تارکی شب چون ضربه خوردم آگهم

آه، در سینه به ضرب بی هوا گم می شود

از یهودی ضربه خوردم خوب می دانم چرا

گوشوار بچه ها در کربلا گم می شود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


چشمهایت اگر چه طوفانی

قلبت اما صبور و آرام است

شوق پرواز در دلت جاریست

شب اندوه رو به اتمام است

 

روح تو آنقدر سبکبار است

که اسیر قفس نخواهد شد

لحظه ای با مظاهر دنیا

همدم و همنفس نخواهد شد

 

کور خوانده کسی که می خواهد

بسته بیند شکوه بالت را

چشم اگر واکنند می بینند

جبروت تو را، جلالت را

 

چه غم از این که گوشة زندان

شب و روزش کبود و ظلمانیست

در کنار فروغ چشمانت

جلوة آفتاب پیدا نیست

 

همدمی غیر اشک و شیون نیست

در سحرگاه خیس تنهائیت

می شود در غروب عاطفه ها

تازیانه انیس تنهائیت

 

راوی اوج غربت و درد است

آه و أمّن یجیب تو هر روز

گریه در گریه: «رَبِّ خَلِّصنِی»

ندبه های غریب تو هر روز


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت


ای بـاب مـراد خلق عالم

سر تا به قدم رسول‌اکرم

هفتم ولـی خدای منـان!

مهر تو روان دین و ایمان

قرص قمرِ امام صادق

نور بصرِ امام صادق

گفتـار تو چون کلام قرآن

در هـر نفست پیام قرآن

صحـن تو تمـام آسمان‌ها

دوران امـامتت زمـان‌هـا

چشم همـه بـر عنـایت تو

سرمایـۀ‌ مـا ولایـت تـو

تو بـاب مـراد عالـم استی

تـو کعبـۀ روح آدم استی

تو دسـت عنـایت خـدایی

از خلق جهان گره‌گشایی

ای روح، کبوتـر حــریمت

عالم همه بر در حـریمت

موسایی و عالم است طورت

گردیده کلیم، غرق نورت

دل‌های شکسته کاظمینت

خواندنـد امـام، عالمینت

از دسـت تـو کار حیدر آید

ز انگشت تو فتح خیبر آید

در حبسی و خلق، پای‌بستت

سررشتۀ آسمان به دستت

معـراج تـو بود قعر زندان

خلوتگـه ذات حی منان  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


من که بی تقصیر در زندان گرفتارم خدایا

از چه دشمن می دهد این قدر آزارم خدایا

من که از زندان زمین گیرم نباشد

حاجتی دیگر به زنجیر گرانبارم خدایا

آه از این زندان ظلمانی و زندانبان ظالم

وه کجا افتاده در غربت سر و کارم خدایا

جز فروغ گوهر اشکی که با یاد تو ریزم

کس نیفروزد چراغی در شب تارم خدایا

عاشقان را خواب در چشمان نمی آید از آنرو

روز و شب با ذکر تو مشغول و بیدارم خدایا

ای که می بخشی نجات از بین آب و گل شجر را

کن خلاص از محبس هارون تن زارم خدایا

جان زحسرت بر لب آمد وندیرین ساعات آخر

دیدن روی رضا را آرزو دارم خدایا

کو رضا آرام جانم کو رضا روح و روانم

تا از او روشن شود چشم گهر بارم خدایا

بر مؤید مرحمت فرما طواف مرقدم را

چونکه اشعراش بود مقبول دربارم خدایا




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/23 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


موسی شدی که معجزه ای دست و پا کنی

راهی برای رد شدن قوم وا کنی

زنجیر های زیر گلویت مزاحم اند

فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی

در یک بدن به جای همه درد می کشی

می خواستی تمام خودت را فدا کنی

وقت اذان مغرب این تازیانه هاست

وقتش رسیده است که افطار وا کنی

مثل علی عروج نمازت امان نداد

فکری به حال فاصله ساق پا کنی

عیسی مسیح من به صلیبت کشیده اند

این گونه بهتر است خدا را صدا کنی

حالا میان قحطی تابوت های شهر

باید به تخته های دری اکتفا کنی




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/22 | 04:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


زندان صبر بود و هوای رضای او

شوقش کشیده بود به خلوت سرای او

زندان نبود، چاه پر از کینه بود و بس

زنده به گور کردن آیئنه بود و بس

زندان نبود یک قفس زیر خاک بود

هر کس نفس نداشت در آن جا هلاک بود

زندان نبود، کرب و بلای دوباره بود

یک قتلگاه مخفی پر استعاره بود

زندان نبود یوسف در بین چاه بود

زندان نبود گودی یک قتلگاه بود

زنجیر بود و آینه بود و نگاه بود

تصویر هر چه بود، کبود و سیاه بود

زنجیر را به گردن آیینه بسته اند

صحن و سرای آینه را هم شکسته اند

دیگر کسی به نور کنایه نمی زند

شلاق روی صورت آیه نمی زند

می خواستند ظلم به آل علی کنند

می خواستند روز و شبش را یکی کنند

هر کس که می رسید در آن جا ادب نداشت 

جز ناسزا کلام خوشی روی لب نداشت

حتی نماز و روزه در آن جا بهانه بود

افطار روزه دار خدا تازیانه بود

باران گرفته و همه ی شب گریسته

گاهی به حال معجر زینب گریسته

زندان نبود روضه گودال یار بود

هر شب برای عمۀ خود بی قرار بود

حرف از اسارت و غل و زنجیر یار بود

زینب میان جمعیت نیزه دار بود

در شهر شام غیرت و شرم و حیا نبود

زندان برای دختر زهرا روا نبود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/22 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

ناله ای سوخته از سینۀ سوزان آید 

وین نوائیست که از گوشۀ زندان آید 

آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت

شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید 

های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر

شب و روز تو  و او هر دو به پایان اید

سال ها این پسر فاطمه مهمان تو هست

هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید

هم دم آن پدر پیر ز چندین اولاد

طفل اشکی است که از دیده به دامان آید

امشب از غربت او سلسله هم می نالد

کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید

کند و زنجیر از آن جان به زندان مأنوس

 نکشد دست اگر بر لب او جان آید

گر چه این زمزمه خاموش شود تا به ابد

بانگ مظلومیش از سینه باران آید




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/22 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


من که عالم همه دم دور سرم گردیده

 تنم از جور عدو زخم فراوان دیده

 دل من تنگ مدینه دل من تنگ رضاست

 دیده گریانم از این دوری و دل رنجیده

 کنج زندانم و روزم همه دم تاریکیست

 گشته جاری به رُخم خونِ دلم از دیده

 نه فقط سندی ملعون دل من آزرده

 ناسزا گفته و سیلی زده و خندیده

 رد خونابه به هر جای تنم معلوم است

 بس که زنجیر به روی بدنم چرخیده

 زخم این سلسه ها سوز عجیبی دارد

 گوییا سلسله با پوست یکی گردیده

 عاقبت شد بدنم بر روی یک تخته سوار

 شد جدا روح من از جسم جسارت دیده

 " ساقم از کوتهی تخته به رسوایی رفت "

 استخوان ها همه دیدند ز هم پاشیده

 باز با این همه احوال کسی بوده که بر...

 ...تن پاخورده و زارم کفنی پوشیده

 تن من شد کفن اما پدرم بی کفن است

 آنکه خورشید سه روزی به تنش تابیده

×××

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/22 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

هر قدر پیر می شوی و مو سپیدتر

وا می شود به روی تو زخمی جدیدتر

در سجده دید هر كه تو را، جز عبا ندید

هر روز می شوی ز چه رو ناپدیدتر؟

جدّت به بوریا و تو در هفت پارچه!

انصاف دِه كدام شما شد شهیدتر؟

یك لنگه در برای تو تابوت می شود

قحطی رسیده یا كه رسوم جدیدتر

دریا به روی تخته شكسته چه می كند؟

از تو بعید نیست از این هم بعیدتر

زانوی تو دو تا شده یا عیبِ چشم ماست؟

كوته شده است تخته و یا تو رشیدتر

×××

از وبلاگ من غلام قمرم




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 05:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


این مردمان که قلب خدا را شکسته اند

دائم غرور آینه ها را شکسته اند

خورشید را روانه ی زندان نموده اند

و حرمت امام مِنا را شکسته اند

زنجیر دور گردن او حلقه می کنند

با تازیانه دست دعا را شکسته اند

او ناله می زند و به جایی نمی رسد

کنج سیاه چال صدا را شکسته اند

با ذکر نام فاطمه دشنام می دهند

اینان که قلب قبله نما را شکسته اند

آقا شنیده ام که امانت بریده اند

با سعی خویش پشت صفا را شکسته اند

حالا خدا به داد دخترت رسد

بدجور ساق پای شما را شکسته اند




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را

نمی بینم كسی را جز خودم را و خدایم را

سرم را می گذارم روی زانوهای لرزانم

یكایك می شمارم غصه های زخم هایم را

پریشان حالم و از استخوانم درد می ریزد

نمی جویم ز دست هر كس و ناكس دوایم را

اگر چه زخم تن دارم كبودیِ بدن دارم

ولی خرج عبادت می نمایم لحظه هایم را

حضور دانه ی زنجیر در راه گلوگاهم

دو چندان می نماید بغض سنگین دعایم را 

نمی گویم چه كرده تازیانه با وجود من

ببین پُر كرده خون پیكر من بوریایم را

اگر بنشسته می خوانم نمازم را در این زندان

غل و زنجیرها كوبیده كرده ساق پایم را




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)- شهادت

 

ناله و فریاد من سودی به حال من ندارد

از که آزادی بخواهم این قفس روزن ندارد

زخم گردن، جسم نیلی، پای خون آلوده گوید

آسمان زندانیی مظلوم تر از من ندارد

آن چنان افتاده ام از پا در این زندان که دیگر

دست من تابی که غل بردارد از گردن ندارد

کس نگوید آخر ای بیداد گر صیاد بس کن

مرغ بال و پر شسکته در قفس کشتن ندارد

طور زندان، آه آتش، اشک مونس، ناله همدم

موسی این حال و هوا در وادی اَیمن ندارد

دوستان یاد آورید از گریه ویران نشینی

کو تسلائی به غیر از خنده دشمن ندارد

نیست یکسان حبس تاریک من و زندان یوسف

او چو من آثار زنجیر ستم بر تن ندارد

او دگر نشکسته در هم استخوان ساق پایش

او دگر در گوشه مطموره ها مسکن ندارد




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/21 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

ترسی از فقر ندارند گدایان كریم

دست خالی نروند از در احسان كریم

حاجت خواسته را چند برابر داده است

طیب الله به این لطف دو چندان كریم

كاظمینی نشدیم و دلمان هم پر بود

بار بستیم سوی شاه خراسان كریم

بی نیاز از همه ام تا كه رضا را دارم

به قسم های خداوند به قرآن كریم

طلب رزق نكردیم ز دربار كسی

نان هر سفره حرام است مگر نان كریم

هر كسی وقت مناجات ضریحی دارد

دست ما نیز رسیده است به دامان كریم

نا امیدم مكنید از كرمش فرض كنید

باز بدكاره ای امشب شده مهمان كریم

گر چه خوب است شود شیعه بلا گردانش

سپر درد و بلای همه شد جان كریم

ظاهرش «فقر» ولی باطن او عین «غنا»ست

ترسی از فقر ندارند گدایان كریم

×××


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/20 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت


روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت

به وجد و عشرت و شادی خویش پرداخت

مغنیان خوش آواز و مطربان در آن

به گرد مسند او پایکوب و دست افشان

در آن سرور و شعف خواست شاعری خوش ذوق

که آورد همگان را ز شوق بر سر ذوق

بگفت تا که بیاید ابوعطا به حضور

به شعر ناب فزاید بر آن نشاط و سرور

ابوالعطا که بر شعر و شاعریش سرود

ز بی وفایی دنیا زبان به نظم گشود

ز مرگ و قبر و قیامت سرود اشعاری

که اشک دیده ی هارون به چهره شد جاری

چنان به محفل مستان به هوشیاری خواند

که شعر او تن هارون مست را لرزاند

زبان گشود به تحسین که ای بلند مقام

کلام نغز تو شعر و شعور بود و پیام

خلیفه را سخنان تو داد آگاهی

ز ما بگو صلۀ شعر خود چه می خواهی؟

بگفت گنج و درم بر تو باد ارزانی

مرا به حبس بود یک امام زندانی

مراست یار عزیزی که چهاره سال است

گهی به گوشۀ زندان گهی سیه چال است  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/20 | 05:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت


آن زمانی که دل مهیا شد

دفتر غم مقابلم وا شد

تا که آنرا ورق زدم دیدم

نهمین صفحه نام موسی شد

حضرت کاظم از عنایت خویش

نظری کرد و سینه غوغا شد

در تکاپوی گفتن شعری

طبع سردم چو گل شکوفا شد

نفسی زد به آن دم قدسی

روح مرده دوباره احیا شد

تک نگاهی نمود و از پس آن

همه درد من مداوا شد

فقط از او زنم دمادم دم

نفسم چون که وقف مولا شد

ذکر او بوده ذکر هر روزش

پور مریم اگر مسیحا شد

سینه ام پر شراره از غصه

ناله هایم به غم هم آوا شد

دل من از گنه زمین گیر است

آمدم تو نگو دگر دیر است

ای کلیمی که صد چو موسایی

عالمی بنده و تو مولایی

در مدیح گلی به مثل شما

من چه گویم که پور زهرایی

پادشاهان چو ریزه خوار درت

بر همه آفرینش آقایی

آن رضایی که جان و دل از اوست

تو به شمس الشموس بابایی

آفتابی، ستاره ای، ماهی

تو زمین، آسمان نه دریایی

آن قدر گفته اند و می گویند

که شما روز حشر با مایی

آن کسی که گدایتان باشد

فخر می کند به حاتم طایی

تا که مانده حریم پر مهرت

چه کسی می رود دگر جایی

در عزایت اگر اجازه دهی

هر دو چشمم کنند سقایی

من کجا و نوشتن از کرمت

جان مولا مرا رسان حرمت   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/10 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-ولادت

 

آن جا که عاشقی است همیشه فضای ماست

در مرغ زار دربه دری ردپای ماست

وقتی که نان سفره ما از محبت است

صدها هزار حاتم طائی گدای ماست

دین و طریقت همه انبیا علیست

ای مدعی بدان تو که این ادعای ماست

ناخالص است دین بدون علی سرشت

شاه غدیر صاحب رکن ولای ماست

مثل کلیم تکیه به جایی نمی زنیم

وقتی که عشق حضرت موسی عصای ماست

موسای ما ز نسل شهنشاه خیبر است

نوری ز طیف عاطفه موسی بن جعفر است

شکر خدا که بنده ایمانی اش شدیم

کشتی شکستۀ ایم طوفانی اش شدیم

ما در پناه چتر ولایش نشسته ایم

خیس از نزول رحمت بارانی اش شدیم

ما را گره زدند به زلف رهای او

آزاد عالمیم که زندانی اش شدیم

اولاد او به کشور ما آمدند و ما

خادم شدیم و نوکر ارزانی اش شدیم

هم خاک بوس دختر او در میان قم

هم ریزه خوار پور خراسانی اش شدیم

خاک و زمین ما همه در اختیار اوست

ایران امام زاده سرای تبار اوست   


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/10 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت


هر گه كه نسیم از ره بغداد آید

 ما را ز حدیث عشق و خون‏ یاد آید

 اى گل كه به گردن تو غل افكندند

 از صبر تو زنجیر به فریاد آید

 ----

 آنچنان ز هر ستم انداخت مرا

 كه اجل ره سپر باغ جنان ساخت مرا

 عجبى نیست اگر وقت عیادت پسرم

 دید با این تن كاهیده و نشناخت مرا

 ----

 حجت هفتم پناه دین ولى كردگار

 موسى كاظم كه باشد یك تن از هشت و چهار

 آنكه آمد موسى عمران پى كسب شرف

 بر سر خوان عطایش چون سلیمان ریزه خوار

 ----

اى بر همه خلق مقتدا ادركنى

 اى روح و روان مرتضى ادركنى

 اى موسى كاظم اى امام محبوس

 اى یوسف آل مصطفى ادركنى

 ----

 امشب رضا ز سوز جگر گریه مى‏كند

 مانند سیل ز ابر بصر گریه مى‏كند

 تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم

از داغ جانگداز پدر گریه مى ‏كند




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/04/6 | 03:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

پروانه ام که بال و پرم درد می کند

شمعم که پای تا به سرم درد می کند

در این سیاه چال ز بس گریه کرده ام

باور کنید چشم ترم درد می کند

نخلم که شاخه شاخه ام را شکسته اند

دیگر تمام برگ و برم درد می کند

وقتی که تازیانه به بازوی من زدند

دستی شکسته در نظرم درد می کند

سیلی به من زدند و از آن دم نه روی من

کز داغ مادرم جگرم درد می کند




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/04/6 | 06:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

سیاه چال و شب و مرد و دستهای دعا

سیاه چال و صدای غریب یا زهرا

چقدر سرد و سیاه و چقدر دلگیر است

سیاه چال امامی كه بین زنجیر است

به ناله اش در و دیوار اشك می ریزد

فرشته در غم زار وی اشك می ریزد

كسی به غیر خدا غربتش نمی بیند

به پای درد دلش غیر اشك ننشیند

قنوت نیمه شب او صدای هلهله داشت

ز بار این همه زنجیر پیكرش گله داشت

ز تیر ِآه دلش آسمان كمان گشته

ز چشم حلقه ی زنجیر خون روان گشته

برای دشمنش افطار هم بهانه شده

وَ سهم هر شب او ظلم تازیانه شده

به جای جای تنش جای ردّ شلاق است

همان كبوتر زخمی كه بی پر و بال است

نفس بریده صدا زد خدا، خدا خلاصم كن

به ناله گفت كه مادر بیا حلالم كن

همیشه روز خودش را به سجده ها شب كرد

چه گریه ها كه دل شب برای زینب كرد




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/04/6 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)- شهادت

 

من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش ‌آشیانه‌ام

دردا که گشتـه قعر سیـه‌چال، لانه‌ام

از حلقـه‌های سلسلـه بـاشد نشانه‌ها

بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام

مخفی است زخم‌ها به درون دلم، ولی

پیــداست بــر بــدن، اثــرِ تازیانه‌ام

مـن در کنـار قبـر نبـی خانه داشتم

کردنـد بی‌گنــاه بــه زنـدان روانه‌ام

گر شیعه‌ای به شهر مدینه کند عبور

جرأت نمی‌کند که زند سـر به خانه‌ام

هر شب بوَد چهار ملاقاتی‌ام به حبس

زنجیر و کند و قاتـل و اشک شبانه‌ام

از بس که تیرگی نگهم را گرفته است

روز و شبـم یکـی شـده در آشیانه‌ام

دیدم بسی شکنجه و خواهند اگر شهود

این زخـم‌های سلسلـه باشـد نشانه‌ام

نشنیده مانـد نالـۀ شب‌هـای تـار من

خامـوش در میـان قفس شـد ترانه‌ام

«میثم» ز سوز سینه سرودی برای ما

سـوز دلــت قبـولِ خــدای یگانه‌ام




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/04/5 | 10:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

عمرش میان غربت بی یاورش گذشت

رنج هزار ساله بر آن پیکرش گذشت

حسرت کشیده چون پدری گیسوان او

درحسرت نوازشی از دخترش گذشت

او مرگ خویش را ز خدا عاشقانه خواست

از بس بلا کشید که آب از سرش گذشت

وقتی به زیر مشت و لگد ها شکسته شد

دانست آنچه بر بدن مادرش گذشت

اما اسارتش که به زینب نمی رسد

او شعله از اصابت با معجرش گذشت

زینب اسیر کوچه و بازار شام شد

زن بود و وارد صف اغیار شام شد




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/04/5 | 10:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

عمرش میان غربت بی یاورش گذشت

رنج هزار ساله بر آن پیکرش گذشت

حسرت کشیده چون پدری گیسوان او

درحسرت نوازشی از دخترش گذشت

او مرگ خویش را ز خدا عاشقانه خواست

از بس بلا کشید که آب از سرش گذشت

وقتی به زیر مشت و لگد ها شکسته شد

دانست آنچه بر بدن مادرش گذشت

اما اسارتش که به زینب نمی رسد

او شعله از اصابت با معجرش گذشت

زینب اسیر کوچه و بازار شام شد

زن بود و وارد صف اغیار شام شد




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/4 | 07:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت


من کیستم ولی خداوند اکبرم

آیینۀ تمام نمای پیمبرم

آرام جان فاطمه و نجل حیدرم

باب‌الحوائج همه موسی‌ بن ‌جعفرم

مولای کائنات و امام سما و ارض

بر جن و انس هادی و مولا و رهبرم

امروز باب حاجت خلقم به کاظمین

فردا پناه خلق به صحرای محشرم

هر سال و ماه و هفته و هر روز و شب رسد

هر دم به جن و انس و ملک فیض دیگرم

دریای نور شش دُرِ ناب محمّدی

بر شش سپهر نور فروزنده اخترم

قرآن روی دست ششم حجت خدا

بر روی سینه هم چو رضا هست کوثرم

هنگام کظم غیظ به خُلق محمدی

ریزد فرو به خنده ز لب دُر و گوهرم

من نخل باغ وحیم و سنگم اگر زنند

ریزد هماره میوۀ توحید از برم

گنجینۀ علوم خدا سینۀ من است

تا حشر بر کتاب خداوند داورم

تنها خداست مادح ما خاندان و بس

من از ثنای خلق دو عالم فراترم 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/4 | 07:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

می مکد رشته های بی احساس

نیمه جانی که مانده در تن را

یک نفر هم نمی کند چاره

زخم زنجیر و زخم گردن را

 

هفتمین نوری از سلاله ی نور

چارده سال اسیر ِ زندانی

غل و زنجیر پاره می گردد

گر اراده کنی به یک آنی

 

روزه داری تمام روزت را

تازیانه تو راست افطاری

آسمان جای توست آقاجان

از چه رو  کنج چار دیواری؟  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/4 | 06:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر

دلم را کرده‌ای از ماتمت پیر

قسم بر سجده‌های کُنجِ زندان

غریبی‌ات شده در سینه چون تیر

از این زندان به آن زندان روانه

ز دستِ زندگی آخر شدی سیر

جهانْ کوچک به پیشِ غصه‌هایت

یکی دردِ تو را کی شرح و تصویر؟

شده چشمم به پشتِ اشک زندان

بیا دست منِ افتاده را گیر

ضریحت را ندیدم وا دریغا

کنم ناله از این احوال و تقدیر

بیا موسی بن جعفر از سرِ لطف

دلم را با نگاهی کن تو درگیر

دلم را بر ضریحت چون دخیلی

ببند و با ولایت کن تو تسخیر




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/04/3 | 06:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)- شهادت

 

دیشب درون محبسِ بیداد هارون

 مى گفت موسى با رضایش قصه خون

دیشب پدر را سر به دامان پسر بود

 چشم پسر محو تماشاى پدر بود

دیشب پدر سوز دلش را ساز مى كرد

 بهر پسر افشان هزاران راز مى كرد

لعل لبش لب تشنگان را نوش مى داد

 او راز مى گفت و رضایش گوش مى داد

مى گفت: اى نور دل شمع شب تار

یك لحظه اى از گردنم زنجیر بردار

از بس كه با كُند ستم من آشنایم

كوبیده گشته گوشت هاى ساق پایم

بینى اگر گلبرگ رویم گشته نیلى

 نَبْود عجب زیرا ز دشمن خورده سیلى

دیشب كه مى زد از ره كین وحشیانه

 سندى شاهك بر تن من تازیانه...




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/04/3 | 06:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      ...   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.