تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام کاظم(ع)

امام موسی بن جعفر(ع)- شهادت


حبیب با حبیب خود به خلوتی صفا کند

ندانم از چه بی گنه عدو به او جفا کند

سرشک غربتش روان نوا زند ز نای جان

نهان ز چشم دشمنان به دوستان دعا کند

به پیکرش نشانه ها به سینه اش ترانه ها

که زیر تازیانه ها رضا رضا رضا کند

به دست ها سلاسلش ز غصه سوخت حاصلش

چه می شود که قاتلش ز فاطمه حیا کند

فتاده در ملال ها به عشق و شور و حال ها

در آن سیاه چال ها خدا خدا خدا کند

فتاده دیگر از نوا برو به دیدنش صبا

بپرس مرغ کشته را کی از قفس رها کند؟

به خاک بی کسی سرش کسی نبود در برش

کجاست تا که دخترش اقامه عزا کند

اثر نمانده از تنش دلا برو به دیدنش

بگی عدو ز گردنش غلی که بسته وا کند

به هر دلیست ماتمش شکسته کوه را غمش

عجب مدار میثمش قیامت ار به پا کند




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/04/3 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

چهار چوب نگاهت به چهار دیواری

اگر چه روز نداری، همیشه بیداری

مکیده است توان تو را لب زنجیر

برای دادن جان، ناتوان! توان داری

تفاوتی نکند روز و شام در چشمت

ز دست دشمن خود دائماً در آزاری

بگو که غنچۀ خود را ز دست گل چینان

کجا به دست که ای باغبان تو بسپاری؟

زبان روزه ای و باز هم زمان اذان

به سفرۀ تو شده تازیانه افطاری

دوباره رفته ای از هوش، دور تا دورت

ملائـکه همه سینـه زننـد با زاری




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/04/3 | 06:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

اشکِ زنجیر به حال بدنم می ریزد

گریه بر بی کسی زخم تنم می ریزد

آسمان راه گلوی قفسم را بسته

عرق بال من از پیرهنم می ریزد

روی شلاق به من وا شده و می خندد

آب مجروح ز زخم دهنم می ریزد

چارده سال شد از شهر مدینه دورم

آهم از غربت و آل حسنم می ریزد

چوب با پای شکسته سر دعوا دارد

سنگ، زیر قدم پا شدنم می ریزد

هر یک از هفت کفن پشت سر تشییعم

لاله برکشته ی دور از وطنم می ریزد

***

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/2 | 06:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت

 

ای هشتمین ولی خدا هفتمین امام

بر کاظمین و صحن و سرایت ز ما سلام

موسای اهلبیتی و سینات کاظمین

تو با خدا و خلق جهان با تو هم کلام

تو کیستی وصی نبی حجت خدا

داری به کل ّ خلق وجود اختیار تام

هم دُرّ هفت بحری و هم بحر شش گهر

هم آفتاب جانی و هم ظلّ مستدام

صحن تو بهر شیعه ی تو مسجدالنبی

قبر تو کعبه و حرمت مسجدالحرام

دشمن ز کظم غیض تو ممنون و شرمسار

هارون به پیش عزم تو از کف دهد زمام

باب تو جعفر بن محمد، پسر علی

دخت تو کیست فاطمۀ فاطمه مقام

با بغض تو عبادت جن و ملک هدر

با مهر تو بهشت به پیغمبران حرام

حاجات خلق در حرم قدس تو روا

باب الحوائجت ز خداوند گشته نام

ما سائل رهیم و تو دست عطای حق

تو خضر رحمتی و همه خلق تشنه کام 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/2 | 06:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

دلم را کرده‌ای از ماتمت پیر

قسم بر سجده‌های کُنجِ زندان

غریبی‌ات شده در سینه چون تیر

از این زندان به آن زندان روانه

ز دستِ زندگی آخر شدی سیر

جهانْ کوچک به پیشِ غصه‌هایت

یکی دردِ تو را کی شرح و تصویر؟

شده چشمم به پشتِ اشک زندان

بیا دست منِ افتاده را گیر

ضریحت را ندیدم وا دریغا

کنم ناله از این احوال و تقدیر

بیا موسی بن جعفر از سرِ لطف

دلم را با نگاهی کن تو درگیر

دلم را بر ضریحت چون دخیلی

ببند و با ولایت کن تو تسخیر




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/2 | 06:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

ای به زندان كرده خلوت با خدا موسی‌ ابن ‌جعفر

ای همه آزادگان را مقتدا موسی‌ ابن‌ جعفر

ای كه در حبس بلا بودی به فرمان الهی

هم قدر را هم قضا را رهنما موسی ابن جعفر

با نگاه نافذت ای موسی آل محمد

شد عصا در دست موسی اژدها موسی ابن جعفر

در دل مطموره‌ها داری به فرمان الهی

حكم رانی بر سماوات العلی موسی ابن جعفر

كاظمینت از برای شیعیان و دوستانت

هم مدینه، هم نجف، هم كربلا موسی ابن جعفر

شب كه تاریك است و تنهایی چراغ تو است با تو

حلقه زنجیر می‌خواند دعا موسی ابن جعفر

این عجب نبود كه كوه و دشت و صحرا و بیابان

با تو گردد هم‌نوا و هم‌صدا موسی ابن جعفر

تا بود جانم به تن دست از ولایت بر ندارم

كز ولادت با تو بودم آشنا موسی ابن جعفر

ناز بر فیض مسیحا می‌كنم جایی كه باشد

خاك درگاه تو بر دردم شفا موسی ابن جعفر

عضو عضوم گر ز هم گردد جدا صد بار بهتر

كز تو یك لحظه دلم گردد جدا موسی ابن جعفر

تربت و صحن و سرای تو است در شهر دل من

هر دلی بر تو است یك صحن و سرا موسی ابن جعفر

شُهرت باب‌الحوائج در امامان را تو داری

انس و جان آرند در كویت رجا موسی ابن جعفر 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/2 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت

 

دیگر دلم به سیر چمن وا نمی شود

دیگر نشاط، هم نفس ما نمی شود

حتی اگر مسیح، طبیب دلم شود

دارد جراحتی که مداوا نمی شود

موسی(ع) اگر کند گذری سوی کاظمین

دیگر روان به وادی سینا نمی شود

از زخم های سلسله چون یاد آورم

زنجیر شعله از جگرم وا نمی شود

یک تن نگفت سلسله در آن سیاه چال

درمان زخم گردن مولا نمی شود

حبس و شکنجه، قعر سیه چال و سلسله

این احترام یوسف زهرا(س) نمی شود

گویی که آن ستمگر حق ناشناس را

جز با شکنجه عقده دل وا نمی شود

معصومه(س) تسلیت که نصیب تو بعد از این

دیگر زیارت رخ بابا نمی شود

مولای من کسی است که در حبس سال ها

غافل دمی ز حی تعالی نمی شود

(میثم) هر آنچه بر سر عبد خدا رود

عبد خداست، بندۀ دنیا نمی شود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/1 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت


ای شمع جمع آل پیمبر

باب ‌المراد موسی جعفر

نور نهم ز وجه الهی

هفتم امام موسی جعفر

بر کائنات رهبر و مولا

بر جن و انس سید و سرور

دردانۀ علی ولی‌الله

ریحانۀ بتول مطهر

نجل امام جعفر صادق

آیینه‌دار حُسن پیمبر

هم نجل تو علی ولی‌الله

هم صلب توست فاطمه‌پرور

قرآن به مدح توست مزین

ایمان به مهر توست معطر

دل بر مزار تو متوسل

جان در حریم توست کبوتر

بر پنج مهر نور تو مشرق

در شش یم کمال تو گوهر

در سینۀ تو صبر محمّد

در بازویت شجاعت حیدر

خواهی اگر به بازوی بسته

در می‌کنی ز قلعه خیبر

جودت فزون ز ظرف دو گیتی

وصفت ز مدح خلق فراتر

آیینۀ تو حسن رضایت

معصومۀ تو زینب دیگر

جبریل بر طواف مزارت

بر گرد کاظمین زند پر 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/1 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)- شهادت

 

آن که عالم همه در دست توانایش بود

مرکز دایره غم دل دانایش بود

هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون

چارده سال به زندان ستم جایش بود

دل موسای کلیم از غم این موسی سوخت

که به زندان بلا طور تجلایش بود

معنی قعر سجون باید و ساق المَرضُوض

پرسی از حلقه زنجیر که بر پایش بود

یاد حق هم نفس گوشه تنهایی او

آهِ دل روشنی خلوت شب هایش بود

بس که غم دیدز زندان و زندان بانش

زندگی بخش جهان مرگ تمنایش بود

نه همین زهر جفا بر دلش افروخت شرر

ز شهادت اثری بر همه اعضایش بود

یوسف فاطمه یا رب چه وصیت فرمود

که پس از مرگ همی سلسله بر پایش بود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/03/31 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و شهادت

 

ای دو صد موسی به طورت متجلی

آفتاب و مه به نورت متجلی

نالۀ پنهان تو، شمشیر تو

حلقۀ وصل خدا ،زنجیر تو

شمع ِخلوتگاهِ بزم کبریا

کعبۀ روح بلند انبیا

گوهر رخشان شش دریای نور

نخل سبز نوربخش هشت طور

آسمان پنج خورشید کمال

هفتمین وجه خدای ذوالجلال

عرش اجلال و شرف را قائمه

حاصل عمرت رضا و فاطمه

انس با معبود روح نیتت

حبس دشمن شاهد حریّتت

روح عرفان در مناجات شبت

آسمان لبریز یا رب یا ربت

ذکر، مشتاق و دعا، دلداده ات

اشک تنهایی گل سجاده ات

نام حق گل کرده از لب های تو

گریه، شمع محفل شب های تو

آیه های نور، مشتاق صدات

جان شب بیدارها بادا فدات

قبلۀ دل باب حاجات همه

ناله ات صوت مناجات همه 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  ولادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/03/31 | 10:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

می خواستند داغ تو را شعله ور کنند

وقتی که سوختی همه را با خبر کنند

می خواستند دفن شوی زیر خاک ها

تا زنده زنده از سر خاکت گذر کنند

می خواستند شام غریبان بپا کنند

تا بچه های فاطمه را در به در کنند

از ناسزا بگو که چه آورده بر سرت

می خواستند باز تو را خون جگر کنند

زنجیر دست شما بسته باشد و

مثل مدینه فاطمه ات را سپر کنند

قوم یهود را به مصافت کشیده اند

تا تازیانه ها به مراتب اثر کنند

حالا بیا بگو که ملائک یکی یکی

فکری برای این تن بی پال و پر کنند

این اشک ها مسافر یک جسم بی سرند

وقتش رسیده است به آنجا سفر کنند




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/03/30 | 12:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

آن که در کنج قفس مرگ طلب کرده منم

هم چو شمعی شده از جور و جفا آب تنم

روزها پیش دو چشمم چو شب تاریک است

هم دم و هم نفسی نیست مرا جز رَسَنم

بین زنجیر و غل و کند نیفتد یک دم

ذکر و تسبیح و مناجات و دعا از دهنم

بس که در قعر سجون روز و شبم طی گشته

مانده آثار غل و سلسله روی بدنم

از جفا کاری سندی چه بگویم که کشد

آه جانسوز زبانه ز دل پر محنم

تازیانه زدنش جای خودش حرفی نیست

ناسزا گفتنش افکنده شرر بر چمنم

حاجتم گشت روا و عجلم می آید

دم آخر شده و یاد شه بی کفنم

گرچه گردید تنم از اثر زهر کبود

ولی از سم ستوران بدنم چاک نبود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/03/30 | 12:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)- شهادت


دستی رسید، بال و پرم را کشید و رفت

از بال من شکسته ترین آفرید و رفت

خون گلوی زیر فشارم که تازه بود

با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت

بدکاره ای به خاک مناجات سر گذاشت

وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت

راضی نشد به بالش سختی که داشتم

زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت

شاید مرا ندیده در آن ظلمتی که بود

با پا به روی جسم ضعیفم دوید و رفت

روزم لگد نخورده به آخر نمی رسید

با درد بود اگر شب و روزم رسید و رفت

دیروز صبح با نوک شلاق پا شدم

پلکم به زخم رو زد و در خون طپید و رفت

از چند جا ضریح تنم متصل نبود

پهلوی هم مرا وسط تخته چید و رفت

وقتی كه نام فاطمه را از لبم شنید

یك حرفی از كنار دهانش پرید و رفت

تابوت از شکستگی ام کار می گرفت

گاهی سرم به گوشه ی دیوار می گرفت




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/03/29 | 05:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام موسی کاظم(ع)-شهادت

 

وقتی زبان عاطفه های لال می شود

زنجیر ها در آینه ات بال می شود

در فصل گل بهار تو از دست می رود

بر شاخه میوه های تو پامال می شود

دیگر کسی ز ناله ات آهی نمی کشد

در این سیاهچال صدا چال می شود

آقا سنان سبز سیادت به دوش توست

غل ها به روی شانه تا شال می شود

همواره مرد،زینتش از جنس دیگری ست

زنجیر ها به پای تو خلخال می شود

دشمن به قصد جان تو آماده می شود

این طرح در دو مرحله دنبال می شود :

اول به شأن شامخت شلاق می زنند

دیرگ زبان به هتک تو فعال می شود

شعرم بدون ذکر مثیبت نمی شود

حالا گریز روضه گودال می شود

دعواست بر سر زره و جامه و سری

دارد میان معرکه جنجال می شود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/05/1 | 12:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهادت امام موسی کاظم(س)


ای شام تیره با مه انور چه می کنی؟

با اختران منظره گستر چه می کنی؟

گسترده ای تو پرده ای از ابر بر زمین

با آفتاب صبح منور چه می کنی؟

ای روزگار  تیره به هم داده ای جهان

مبهوت مانده ایم   که دیگر  چه می کنی !؟

زنجیر روسیاه چرا حلقه می شدی

هان ای قفس به دور کبوتر چه می کنی؟

ای صاحب سریر امان دادن بهشت

بر روی تخته پاره ای از در چه می کنی؟

حالا سرت به دامن مادر رسیده است

یاس کبود باغ پیمبر چه می کنی ؟

گودال قتلگاه چرا اینچنین شده

هان ای سکینه با تن بی سر  چه می کنی؟




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1389/04/19 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      ...   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.