حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


آمدی و حق بده چشمان ما حیران شود

مقدم زهرایی تو خوب گل باران شود

یا خلیله آمدی در حیرت این دشت داغ

تا کویر تشنه ی قم خانه ی رضوان شود

تاهمیشه معجزه با چشم هایت ممکن است

باید انسان با نگاه لطفتان انسان شود

مطمئناً هرکسی چشمش به ایوان تو خورد

دردهای بی دوایش یک به یک درمان شود

خوشبحال شاعری که با شما همسایه است

خط به خط اشعار او شیرین تر از سوهان شود

باید از "قم" قلب خود را راهی "مشهد"کند

عاشقی که قصد کرده زائر سلطان شود

لطف کردی بانوی رحمت که از شب تا سحر

خاکبوس مقدم تو خطّه ی ایران شود

یا کریمه محضر تو عرض حاجت می کنم

با همین عرض ادب دارم عبادت می کنم



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


مژده دهید باغ را، چون برکات میرسد

این یَم و شوره زار را، قند و نبات میرسد

قصدش اگرچه قم نبود، دست قضا ببین عجب!

حضرت معصومه به قم، قبلِ وفات میرسد

کشتیِ نوح آمده، بر روی ناقه جلوه گر

این خبر از سَما رسید، راهِ نجات میرسد

حُسنِ تمامِ اهلبیت، منبع جود و معرفت

هم برکات آمده، هم حسنات میرسد

بر دل عاشقان بَسی، از نفسِ مقدس اش

با قدمِ مبارک اش، شور و نشاط میرسد

بوی مدینه می وَزَد، از سرِ جاده بر مشام

جاده شده معطرش، تا نفحات میرسد

سجده كنید جنیّان، همچو ملائكه بر او

وقت رسیدنش به قم، وقتِ صلاة میرسد

تشنه ی معرفت اگر، تشنه هنوز مانده است

بر لب خشک او بگو، آب حیات میرسد

بانوی قم کریمه است، مثلِ برادرش رضا

بر سر زائران خود، حینِ ممات میرسد

از طرف رضا بُوَد، به دستِ خواهرش اگر

برای کربلا به ما، برگِ برات میرسد

او نرسیده بر رضا، پس نَشود چُنین دگر

حالْ بِدان که زائرش، بر عتبات میرسد

مژده به جمکران دهید، از حرمِ کریمه اش

غُصه مَخور که مهدی آن، جلوه ی ذات میرسد

مُنتقمِ فاطمه و..، مُنتقمِ خونِ حسین

تِکیه به کعبه میزند، با صلوات میرسد

نزد کریمه ملتمس ، با ادب و تکیده باش

از دل و جان قبول کن، هر چه برات میرسد



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


دارد مسیح ما میاید دیگر از راه

پس خیر میبیند گدا سرتاسر ار راه

ما قبله خود را گرفتیم آخر از راه

دست نیاز از ما و ناز دلبر از راه

 

از شوق لبریز است چشم جاده حتی

از خانه بیرون ریخت هر دلداده حتی

 

این دختر زهرا که نه! زهراست اصلا

در صبر عین زینب کبراست اصلا

بین کریمان شهره در دنیاست اصلا

جان علی موسی الرضای ماست اصلا

 

ساکن شده اینجا! که چون باران ببارد..

در شوره زار شهر قم گندم بکارد

 

در محملش امنیتی بسیار دارد

اندازه یک شهر خدمتکار دارد

هم ناقه ای آرام و بی آزار دارد

هم اینکه راهی راحت و هموار دارد

 

اهل محل نه بددهن نه لات هستند

تا چند خانه دور و بر سادات هستند

 

چشمی به ناموس خدا هرگز نخورده

بر چادر او جای پا هرگز نخورده

سیلی برویش بی هوا هرگز نخورده

آسیبی از شلاق ها هرگز نخورده

 

امن است راهش بی بروبرگرد اینجا

سررا به زیر انداخته هر مرد اینجا

 

دستی سوی معصومه طه نیامد

پیش نگاهش خیزران بالا نیامد

تا کاخ بالاجبار و با دعوا نیامد

پای پیاده یک قدم حتی نیامد

 

هرچند بی بی روزه بود اما غذا بود

در هرشرایط احترام او به جا بود



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
جمعه 1397/09/9

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


اومدی پاییزمون بهار بشه

دلای ما همه نو نوار بشه

اومدی تا با تو و برادرت

سفره ی موسوی برقرار بشه

 

توو صفات تو خدا رو میبینم

عمه ی کرب و بلا رو میبینم

وقتیکه به گنبدت خیره میشم

انگاری امام رضا رو میبینم

 

میشه که حضرت زهرا به تو گفت

پدرت همش فِداها به تو گفت

بعضی حرفامو به هیچکی نمیگم

باید این حرفا رو تنها به تو گفت

 

همه خوبا همه حیرون تواند

مریم و آسیه دربون تواند

افتخار میرزا قمی ها اینه

توی قبرستون شیخون تواند

 

اونقدَر امامتو صدا زدی

ناله ی رضا رضا رضا زدی

مثل زینب تو هم آواره شدی

به کوه و دشت و بیابونا زدی

 

هرچی شد وارد مقتل نشدی

دیگه گریون بالای تل نشدی

سه روز و سه شب توی بیابونا

پشت دروازه معطل نشدی

 

توی قم بال و پرت ریخته نشد

غریبه دور و برت ریخته نشد

از رو پشت بومای خونه هاشون

آب و آتیش رو سرت ریخته نشد

 

توی قم بی احترامی ندیدی

نگاه مردای شامی ندیدی

توو خرابه های قم نبردنت

بخدا بزم حرامی ندیدی

 

به تو هیچکی کمتر از عزیز نگفت

هیچکسی حرفای تند و تیز نگفت

بین نا محرما یک برده فروش

زبونم لال به شما...



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
جمعه 1397/09/9

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


وقتی که قدم رنجه به ایران کردی

ما را سرِ خوانِ خویش مهمان کردی

ما را همه عمر ، ساکنِ دائمیِ

بین الحرمینِ قم  خراسان کردی



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


سوی قم از مدینه یار آمد

با وجودیکه بی قرار آمد

همۀ شهر غرق استقبال

خواهر اینبار با وقار آمد

 

همه اش احترام می کردند

دسته دسته سلام می کردند

همه جا مِهر بود و گلباران

حقِّ او را تمام می کردند

 

هیچکس ناسزا نگفت به او

جز درود و ثنا نگفت به او

هیچکس وقت آمدن غیر از

آیۀ انّما نگفت به او

 

قم عجب میهمان نوازی کرد

تا ابد ماند و سر فرازی کرد

قم عجب کرد آبروداری

کوفه با آبرو چه بازی کرد

 

خوب شد که سری به نیزه ندید

خوب شد هیچ حرف بَد نشنید

خوب شد وقت دست و پا زدنِ

نیمه جانِ برادرش نرسید

 

ای امان از غریبیِ زینب

وای از غم نصیبی زینب

هیچ چشمی به شام و کوفه ندید

در بلا بی شکیبیِ زینب

 

از ورودش به شهر خود ای داد

محملش طعمه ، کوفیان صیاد

در تکاپوی خطبه ای غرّا

چشم زینب به نیزه ای افتاد

 

تا کنون ماه خویش را از دود

این چنینش ندیده بود کبود

ماهِ خاکستری! کجا بودی؟

جای تو در تنور خانه نبود!

 

بر یتیمیت نظاره کن کم کم

آب شد قلب کوچکش نم نم

ای سرت روی نیزه چون کعبه

چشمۀ اشک چشمِ من زمزم

 

بسکه همچون حسین محو خداست

درد و غم پیش چشم او زیباست

تا خدا همچو زینبی دارد

پرچمش تا همیشه پا برجاست



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


خدا پوشانده بر آن قد و بالا رخت ایمان را

پدر خوانده ست در او آیه آیه شرح قرآن را

چه لطفی سایه اش افتاده یارب برسر این شهر

که غم لبریز شادی می کند حال پریشان را

ندارم غیر باران محبت پیشکش چیزی

خداوندا مگیر از من چراغ چشم گریان را

به صحنش عقل من از کوچه ی زنجیر برگشته

گواه آورده در درگاه او چاک گریبان را

به جا مانده ست شعله جای دل در سینه از شوقش

فرستادم به جای نامه مد آه سوزان را

به جایی که قدم بگذارد آن بانوی پاکی ها

کرم در لحظه خالی می کند از شرم میدان را

هزاران بار حل کردند زائر های گریانش

در این آیینه کاری روضه ی شاه خراسان را

 



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
جمعه 1397/09/9

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


تویی که بر باده ی فیض ، واسط کبریا شدی

رحمت بیکران حق ،به جمع ماسوا شدی

روح کرامت و سخا ، ز جانب خدا شدی

به نغمه های عرشیان، همیشه در نوا شدی

دمی که از امام خود ، به امر حق جدا شدی

به دوره ی فراق او ، یکسره در دعا شدی

نامه رسید و دعوتی ، ز یار آشنا شدی

بهر وصال یار خود ، همسفر بلا شدی

به خاطر حضرت عشق ، وارد ماجرا شدی

شبیه یک پرنده ای ، به آسمان رها شدی

آمدی از مدینه و زائر کربلا شدی

سوی خراسان به سفر ، به جانب رضا شدی 

تا به بیابان هدفِ ، هجمه ی ناروا شدی

بعد هجون دشمنان ، شاهد کشته ها شدی

چو ماه و انجم آمدی ، به جمع مردم آمدی

چه خوب شد بانوی من ، به جانب قم آمدی

 

تا که ورود تو به قم ، به مردمان خبر رسید

از پر هر فرشته ای ، به شهر صد گُهر رسید

فوج ملک نغمه کنان ، ز عرش بر گذر رسید

دمی که هودَجت ز ره ، به صد شکوه و فَر رسید

تا که لجام مرکبت ، به دست صد قمر رسید

بهر صلا به مقدمت ، صوت سروش سر رسید

به خیمه یاد تو که چون ، نسیمی از سحر رسید

طنابی از گیسوی حور ، ریسه ای از هنر رسید

ندا ز آسمان زدند ، که نور از سفر رسید

به خانه ات به بیت نور ، فاطمه ای دگر رسید

دوباره زینبی ز ره ، به شهر قم اگر رسید

برای مقدم تو بود ، اگر که سیم و زر رسید

به شرح اسماء خدا ، صفات تو به بر رسید

جوهر هر کتابتی، به لوح اگر اثر رسید

قلم تویی کرم تویی ، حریم و هم حرم تویی

واسطه ی فیض خدا ، به ذره ی عدم تویی

 

مِهر اگر رضای توست ، بر او چو ماه بوده ای

کعبه اگر وجود اوست ، تو قبله گاه بوده ای

به سوی آن کعبه ی خود ، پر از نگاه بوده ای

تو چشمه ی نور به هر ، شام سیاه بوده ای

کشته ی غربت رضا ، بر او گواه بوده ای

شهیده ی وصال او ، میان راه بوده ای

به وقت جان سپردنت ، چو بی پناه بوده ای

شبیه عمه زینبت ، اسیر آه بوده ای

ولی مگر به شهر قم ، بین سپاه بوده ای؟

شاهد طعنه هایی از ، قوم تباه بوده ای ؟

شاهد قتل دلبری ، چه دل بخواه بوده ای؟

شاهد قتل او کجا ، به قتلگاه بوده ای ؟

کجا میان شعله ها ، به خیمه گاه بوده ای؟

گواه کشتن کسی ، چه بی گناه بوده ای ؟

اگر که از برادرت ، به تیغ غم جدا شدی

مگر که زائر سری ، به روی نیزه ها شدی ؟



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
سه شنبه 1394/10/15

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم


ای دختر و خواهرت ولایت

آیینۀ مادر ولایت

بر ارض و سما ملیکه در قم

آرام دل امام هفتم

معصومه به کینه و به عصمت

افتاده به خاکِ پات عفّت

در کوی تو زنده، جان مرده

بر خاک تو عرش سجده برده

گفتند و شنیده‌اند ز آغاز

کز قم به جنان دری شود باز

حاجت نبود مرا بر آن در

قم باشدم از بهشت بهتر

قم قبلۀ خازن بهشت است

اینجا سخن از بهشت، زشت است

قم شهر مقدّس قیام است

قم خانۀ یازده امام است

قم شهر مدینه تو بتولش

صحنین تو مسجد الرسولش

قم تربت پاک پیکر توست

اینجا حرم مطهّر توست

گر فاطمه دفن شد شبانه

نبود ز حریم او نشانه

کی گفته نهان ز ماست آن قبر

من یافته‌ام کجاست آن قبر

آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینۀ قم

مریم به برت اگر نشیند

این منظره را مسیح بیند

سازد به سلام سرو و قد خم

اوّل به تو بعد از آن به مریم

روزی که به قم قدم نهادی

قم را شرف مدینه دادی

آن روز قرار از ملک رفت

ذکر صلوات بر فلک رفت

تابید چو موکبت ز صحرا

شهر از تو شنید بوی زهرا

در خاک رهت ز عجز و ناله

می‌ریخت سرشک همچو لاله

با گریۀ شوق و شاخۀ گل

برد اند به ناقه‌ات توسّل

دل بود که بود محفل تو

غم گشت به دور محمل تو

آن پیر که سیّد زمان بود

رویش همه را چراغ جان بود

گردید به گرد کاروانت

شد، پای برهنه ساربانت

بردند تو را به گریه هودج

تا خانۀ موسی ابن خزرج

از شوق تو ای بتول دوّم

قم داد ندا به مردم قم

کای مردم قم به پای خیزید

از هر در و بام گل بریزید

آذین به بهشت قم ببندید

ناموس خدا مرا پسندید

قم شام نبود تا که در آن

دشنام دهد کسی به میهمان

قم شام نبود تا که از سنگ

گردد رخ میهمان ز خون رنگ

قم کوفه نبود تا که خواهر

بیند سر نی سر برادر

حاشا که قم این جفا پذیرد

مهمان به خرابه‌ جای گیرد

بستند به گرد میهمان صف

قم با صلوات و شام با کف

قم مهمان را عزیز خواند

کی دخت ورا کنیز خواند؟

"میثم" همه عمر آنچه را گفت

در مدح و مصیبت شما گفت



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
پنجشنبه 1393/10/25

حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


خورشید ولایت ز تو تابان شده باشد

از نور جلال تو درخشان شده باشد

آبادی ما رو به فنا بود، که دیدیم

از یمن قدم هات، گلستان شده باشد

هر کس که نیاورد به توحید تو اسلام

از کرده ی خود سخت پشیمان شده باشد

بی معجزه دیدن... به شما پشت به پشتم

با فخر و مباهات مسلمان شده باشد

اقبال عجم بود ، قدم رنجه نمودید

یک فاطمه هم قسمت ایران شده باشد

بین الحرمینی که تو احداث نمودی

یک سر قم و یک سمت خراسان شده باشد

تنها خوشی مادر پیرم سر هر ماه

یک جعبه ی سوغاتی سوهان شده باشد

قم حرمت تو داشت کجا پیش قدم هات

یک شهر سراسیمه چراغان شده باشد

فرق است میان تو و زینب که چهل بار

آواره ی صحرا و بیابان شده باشد

فرق است میان تو و چشمی که به گودال

دیده ست برادر تنش عریان شده باشد

فرق است میان تو و هم قافله ی زجر

هر چند که گیسوت پریشان شده باشد

یک نان بخور و صد بده خیرات نرفتی…

…آنجا که پر از برده فروشان شده باشد

آزرده (خیال) است که چون منبر نیزه

اجلاس گه قاری قرآن شده باشد

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 





درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء