امام حسین(ع)-روز عاشورا


لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین

این خاک، رستخیز تمام مصایب است

صحرای محشر است سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری

سوی برادر است، سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق

عالم معطر است سلام علی الحسین

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

هم دست ها بریده و هم آب ریخته است

عباس، مضطر است سلام علی الحسین

بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر

امروز خنجر است، سلام علی الحسین

والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش

حیران یک سر است، سلام علی الحسین

این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟

یا بوی معجر است سلام علی الحسین 




موضوع: روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 05:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


فکر کن ظهر شود روز به آخر برسد

لحظه ها بگذرد و ساعت خنجر برسد

لحظه ی آخر گودال به کندی برود

خنجر شمر سراسیمه به حنجر برسد

فکر کن بین اجانب به چه وضعی به چه حال؟

زینب از تل به تماشای برادر برسد

هرچه بوده است به غارت برود ، در گودال

بوسه ای از رگ خشکیده به خواهر برسد

ازدحام است و در این معرکه زینب مانده

به برادر برسد یا که به معجر برسد

قد خم دارد از این غم چه کسی می دانست؟

ارث مادر وسط دشت به دختر برسد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


هیچ حالی شبیهِ حالت نیست

هیچ روزی شبیه روزت نیست..!!

آبهایِ تمام عالم هم

مرهم زخمِ سینه سوزت نیست

 

جگرت زخم شد زمانی که

داشت از انگشترت نگین میریخت

داغ یعنی به چشم خود دیدید

قطعه قطعه علی زمین میریخت

 

داغ یعنی جوان رعنایت

تشنه لب  روی خاک جان میداد

نیزه ای بین سینه اش بود و

"نا نجیبی "تکان تکان میداد

 

داغ یعنی نبودن عباس

بزدلان را جسور خواهد کرد

حرمله پیش چشم غیرتی ات

سمت خیمه عبور خواهد کرد

 

داغ یعنی که غنچه ای را با

سم ِمَرکب گُلاب می گیرند ..

داغ یعنی:عموی خیمه که رفت

دختران اضطراب میگیرند

 

داغ یعنی که شیرخوارت را

جای گهواره بینِ  گور کنی...

بند قنداقه اش به دستانت

از کنار ِ رباب عبور کنی

 

بی پناهی پناه ِاهلِ زمین

هانی و مسلم و زهیرت کو؟

کو علمدار لشکرت آقا؟

شُوذَب و عابس و بُرِیرت کو؟

 

تکیه دادی به نیزه ی غربت

آسمان رنگ ِ دود میدیدی

روی ِ تل خواهر ِ غریبت را

مثل ِ مادر کبود میدیدی..

 

کشتیِ رحمت ِخداوندی..!

گیر کردی میان آن گودال

چشم رحمت به قاتلت داری

کم کمک گرچه میروی از حال

 

 غربت و درد و داغ یعنی که

دشمنت میکشد سرت فریاد

من بمیرم برای گیسویت

که به چنگال قاتلت افتاد

 

"نگران" کشتنت عزیز دلم

 "نگرانی" که حال ِ خوبی نیست

پیش چشمان داغ دیده ی تان ...

موقع ِ رقص و پایکوبی نیست

 

هیچ داغی شبیه داغت نیست

همه بر غربت تو خندیدند!

هیچ دردی از این فراتر نیست

که به تل، خواهر ِتو را دیدند

 

وای از ضربه ی دوازدهم

آه از ضَجّه های مادرتان

قتلگاهِ شماست :گودال و ..

تَلّ شده قتلگاه خواهرتان

 

تشنه بودی و جای آب اما

نیزه ای در گلو فرو کردند!

پیکر ِ زخمی و نحیفت را

با سم اسب زیر و رو کردند

 

از تنت چشمه چشمه خون دارد-

روی خاک ِ کویر میریزد

آنقدر قطعه قطعه ات کردند

که تنت از حصیر میریزد

 

شد غروب و به زیر نور ماه

برقِ انگشترت نمایان شد

بعدِ غارت نمودن خیمه

تازه  نوبت به آن شتربان شد

 

پیکرت روی خاک ماند و سرت

سایه ی بان ِ تمام طفلان شد

ماجرای نگاه و ناموس است

که سرت ناگهان غزلخوان شد

 

سرت از بسکه سنگ خورد افتاد

من بمیرم که دردِ سر داری

ای که از حال و روز خواهرها

بر سر نیزه هم  خبر داری

 

هیچ حالی شبیهِ حالت نیست

هیچ روزی شبیه روزت نیست..!!

آبهایِ تمامِ عالم  هم

مرهم زخمِ سینه سوز ت نیست




موضوع: روز عاشورا،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.