با یاد و نام  شهید حاج قاسم سلیمانی عزیز

حضرت قاسم بن الحسن(ع)


دشمن شناس بود و سربازِ بی بدل بود

فرزندِ بی مثالِ جنگاور جمل بود

 

شمشیر میکشید و «سر» روی خاک میریخت

مثل علیِ اکبر(ع) در رزم، بی مثل بود

 

ارثیۂ پدر بود عشقِ عمو حسینش(ع)

در کربلا شد اثبات، عشقی که بی خلل بود

 

ترسیده بود «أزرق»! چون در کشاکش ِ جنگ

همواره کارِ قاسم(ع)، آوردنِ اجل بود

 

هر کس که در جدالِ با چشم هایش افتاد

مستأصل و پریشان، دنبال راهِ حل بود

 

تاریخ غبطه خورده، «إن تَنکُرونی» اش را

اینکه همیشه حرفش، همراه با عمل بود

¤

یک عمر مثلِ قاسم(ع)؛ در نزد «حاج قاسم»-

-طعم خوشِ شهادت، «أحلی مِن العسل» بود!




✔️ موضوع : قاسم ابن الحسن(ع)، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/06/4 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت – استکبار ستیزی- اجتماعی سیاسی ،حاج قاسم سلیمانی


نترس ای دل غمدیده روزگار این است

اگرچه تلخ، ولی انتهاش شیرین است

 

نترس آینه‌ی ما ترک نخواهد خورد

بدون فتنه که ایمان محک نخواهد خورد

 

بایست، کوه صلابت میان دوران‌ها!

نترس، سرو رشید از خروش طوفان‌ها!

 

اگرچه دفتری از داغ بر جبین‌ها هست

نترس در دل تاریخ بیش از این‌ها هست...

 

دریغ و درد که جان از میان پیکر رفت

ز دشت ما صد و هفتاد تا کبوتر رفت

 

دلا بسوز، بسوز و همیشه روشن باش

به سوگواری فرزندهای میهن باش

 

دوباره سوز خزان در میان باغ افتاد

میان سینه‌ی ما داغ روی داغ افتاد

 

به مرثیه صد و هفتاد مثنوی داریم

نترس باید از امروز دلْ قوی داریم

 

اگرچه غرق عزاییم، گرم پیکاریم

اگر بنای عزا هست، ما عزاداریم

 

بدان که دشمن این خاک، فکر جنجال است

اگرچه ظاهر غمگین گرفته، خوشحال است

 

خداست آگه از این‌ها چه در درون دارند

که در مصیبت این داغ، جشن خون دارند

 

اگرچه هیچ مجال نفس کشیدن نیست

وظیفه من و تو پای پس کشیدن نیست

 

دقیق باش که از پشت سر کمین نخوری

به مکر دم‌به‌دم دشمنت زمین نخوری

 

ببین رفیق که در جبهه‌ی مقابل کیست

مبر ز یاد که در این میانه قاتل کیست

 

همانکه بر شرف و خاک ما تهاجم کرد

سپس به سیلی حق دست و پاش را گم کرد

 

به وعده‌های الهی، رفیق شک نکنی

به گوشه‌گیری خود ظلم را کمک نکنی

 

اگرچه داغ، از این سینه صبر برده عزیز

خداست یاور دینش، خدا نمرده عزیز

 

به باغ ما غم پژمردگی است؟ هرگز نیست!

کنون زمانه‌ی سرخوردگی است؟ هرگز نیست!

 

برای ما و تو بی‌امتحان نبوده شبی

ز دامنت بتکان گرد عافیت‌طلبی

 

اگرچه داغ بزرگ است و سینه سنگین است،

ز شرم و غم سر سردار اگرچه پایین است،

 

بدان که وضع جهان این چنین نخواهد ماند

سلاح این شهدا بر زمین نخواهد ماند

 

مباد آنکه ز خاطر بریم آن‌ها را

به سنگِ کینه نکوبیم قهرمان‌ها را

 

بگو که دشمن، دلسوز ماست؟ هرگز نیست

میان جنگ که تضعیف دوست جایز نیست

 

چو کوه پیش روی فتنه‌ها مقاوم باش

از این به بعد برادر، تو حاج قاسم باش

 

از این به بعد به میدان رزم بخت تو چیست؟

بگو برادر من! انتقام سخت تو چیست؟

 

چو لاله باش، به دامان صخره‌ها گل کن

اگر که سنگ شود فتنه‌ها تحمل کن

 

بدون فتنه بگو کی مسیر ما طی شد؟

نترس مؤمن اگر فتنه ها پیاپی شد

 

میان معرکه از شعله‌ها زبانه بگیر

دقیق قلب هدف را ببین، نشانه بگیر

 

بلند شو که زمان خروش طوفانی است

که در وجود تو یک قاسم سلیمانی است

 

ز حاج قاسمِ نفْست غبار را بتکان

و گرد غفلت از این روزگار را بتکان

 

ز هر که غیر خدا ناامید باید بود

برای فیض شهادت شهید باید بود

 

شهید ما پر از این حال بود بندگی‌اش

شهید بوده خودش در تمام زندگی‌اش

 

شهید ما که جهان را پر از تحیر کرد

به خون پرثمرش نان دشمن آجر کرد

 

همانکه ثانیه‌ای از جهاد خسته نشد

مسیر سرخ شهادت به روش بسته نشد

 

همانکه بود زبانزد به غیرت خاصش

جهان به لرزه درآمد از اوج اخلاصش

 

همان‌که وقت شهادت به قطره قطره‌ی خون

نوشته بود من المجرمینَ منتقمون

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 11:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 استکبار ستیزی – حاج قاسم سلیمانی


پای ما محکم بر این جاده است، آمریکا ببین

صف به صف این امت آماده است، آمریکا ببین

 

قدرت شیطان کجا و قدرت ایمان کجا

قوت ما را خدا داده است، آمریکا ببین

 

تکیه چون بر بیرق عباس دارد رهبرم

پرچم از دستش نیفتاده است، آمریکا ببین

 

سر اگر بر نی نباشد لایق معراج نیست

نام ما با کربلا زاده است، آمریکا ببین

 

کربلای دیگری را هم اگر بر پا کنی

بیست ملیون قاسم آماده است، آمریکا ببین

 

بد رقم در سینه‌اش بغض تو را پرورده است

در زمین هرکس که آزاده است، آمریکا ببین

 

امپراطوران عالم یک به یک زانو زدند

قرعه بر نام تو افتاده است، آمریکا ببین

 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

متن شعر اجرا شده توسط  سیدرضا نریمانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران تاریخ 27 دی ماه 98:

 

جمعه ی دیگری رسید از راه

باز با عشق بسته ام عهدی

با تمام وجود میگویم‌

السلامُ علیکَ یا مهدی

 

پسر فاطمه!نگاهی کن

فاطمیّه است و دل پر از غوغاست

دلمان خون شد از ندیدن تو

دل ما خوش به ذکر یا زهراست

 

دوره ی آخر الزمان شده است

فتنه ها باز قد علم کردند

شمرها باز هم در این میدان

دست عباس را قلم کردند

 

یابن زهرا ! مقابل دشمن

شیعه این‌بار هم مقاوم بود

پرچم کربلای این جبهه

همه جا دست حاج قاسم بود

 

سرد و گرم چهل بهار و خزان

درس آمادگی به ما داده ست

مرد میدان علم و ایمانیم

لشکر حاج قاسم آماده ست

 

گام دوم شروع شد با خون

حاج قاسم به شاهدان پیوست

چِقَدَر آشناست این قصه

یک زمینی به آسمان پیوست

 

دشمنان بی هوا زدند او را

رفتنش نیز مثل فاطمه بود

دست افتاده ی دلاور ما

راوی روضه های علقمه بود

 

تشنه ی انتقام بودیم و

باز با داغ امتحان دادیم

با شهیدان آسمانیمان

همه جا لحظه لحظه جان دادیم

 

بین آغوش یک هواپیما

هم وطن‌های ما شهید شدند

ما که شرمنده ی شهیدانیم

ولی آنها چه روسفید شدند

 

به خدا امتحان سختی بود

وسط این همه پریشانی

چه بگویم که در دل ما نیست

داغشان کمتر از سلیمانی

 

 داغ‌ اگر هست یادمان نرود

نقشه‌ی جبهه‌ی مقبال چیست؟!

خونِ هم‌نوع ماست روی زمین

خوب دقت کنیم! قاتل کیست؟

 

گیرم آن اشتباه هم رخ داد

ما نباید که اشتباه کنیم

ما نباید سپیدی حق را

با ذغال عدو سیاه کنیم

 

جبهه‌ی خصم را بکوب ولی

جبهه‌ی بچه‌های خود را نه

ریشه‌ی خصم را ببُر اما

شاخه‌ی زیر پای خود را نه

 

زلزله، سیل، جنگ، آبادی

امنیت، اقتدار، آرامش...

هرکجا کار بر زمین مانده

هم سپاه آمده‌است هم ارتش

 

گرچه غمگین داغ هموطنیم

گرچه این داغ، سخت و جانفرساست

آتش جنگ را که روشن کرد؟

بانی این جنایت آمریکاست

 

بوی بال فرشته می آید

این نفسهای آخر دیو است

سیلیِ محکمی زدیم اما

هدف بعدمان تلاویو است

 

سیلیِ آبدارِ آن شب، بود

تازه آغازِ باءِ بسم الله

انتقامی که گفته شد یعنی

شرّتان از زمین شود کوتاه

 

راهتان جز فرار ازینجا نیست

با سپاه علی در افتادید

آی سگ‌های هار! این دفعه

گیر شیران حیدر افتادید

 

خون فرمانده کار خود را کرد

همه جای جهان پر از غوغاست

کوریِ چشم دشمنان وطن

روزهای زوال آمریکاست

 

روزگار افول شیطان است

آخرِ قصه این نخواهد بود

مطمئنیم شیعه خواهد دید

این جهان را بدونِ آل سعود

 

کور شد چشم دشمنان امروز

انقلاب از همیشه پویاتر

پرچمی که همیشه بالا بود

می‌رود لحظه لحظه بالاتر

 

سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم

زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم

حرف قوم و نژاد و مذهب نیست

ما به یک انقلاب دل بستیم

 

عده‌ای از خواص همواره

نان این انقلاب را خوردند

در بزنگاه فتنه‌ها اما

سر از اردوی کین در آوردند

 

هم وطن! یاور علی ! برخیز

لحظه ی انتخاب را دریاب

انقلابی بمان و با هر رأی

جبهه ی انقلاب را دریاب

 

حیف از این آسمان آبی که

در پسِ ابر آفتابی نیست

زخم‌ها خورده‌ایم پی در پی

از مدیری که انقلابی نیست

 

ما علیه فساد جنگیدیم

باید این نکته را به یاد آورد

انقلاب امام سالم بود

انتخاب غلط فساد آورد

 

با تمام فسادها اما

مانده است انقلاب پاینده

اندکی صبر، صبح نزدیک است

بی‌گمان مال ماست آینده

 

نکند باز یادمان برود

همه در بیعت ولی هستیم

قاتل دشمن است وحدت ما

همه فرمانبر علی هستیم

 

 نهضتی که به ما رسید امروز

از مدینه شروع شد، از در

پشت در مادرم زمین افتاد

تا بماند قیام پیغمبر

 

فتنه گرها به صحنه آمده اند

آی یاران مسیر گم نشود

در دل هرم آتش فتنه

خُنکای غدیر گم نشود

 

فتنه از هر طرف هجوم آورد

خانه‌ام باز در خطر افتاد

شیعه هربار بی تفاوت ماند

آتش آمد به جان در افتاد

 

گفتم از در ، چه شد که چشمانم

مثل ابر بهار می بارند

شهدا روزیِ شهادت را

از همین فاطمیه ها دارند

 

غم از این بیشتر؟! که جان رسول

دلش از جور دشمن آزرده ست

دست حیدر طناب پیچ است و

فاطمه پشت در زمین خورده است

 

چه بگویم که بغض ، سنگین است

آنچه باید نمیشد آخر شد

غم از این بیشتر؟! که در خانه

رو بگیرد زن از محارم خود

 




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، شهید حاج قاسم سلیمانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/10/30 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا (س)مدح-تغسیل-حاج قاسم سلیمانی


فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بیتی است

روضه هایش رحمت سرشارِ اهل بیتی است

 

آن قدر نامش بها دارد میان شاعران

نام زهرا، زینتِ اشعار اهل بیتی است

 

هر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شود

حب زهرا، برترین کردار اهل بیتی است

 

مهر زهرا را علی در سینه ی ما ریخته

دل نگو این سینه ها، بازار اهل بیتی است

 

این که بر همسایه می بخشید نان خانه را

گوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بیتی است

 

حاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهبرش

فاطمه، الگوی این سردارِ اهل بیتی است

 

گریه بر زهرای مرضیه عمومی نیست، نه

کار چشمان تر ما، کارِ اهل بیتی است

 

روضه را مستوره باید خواند، دستم بسته است

روضه ی صدیقه از اسرار اهل بیتی است

 

ماجرای غسل زهرا... ماجرای بازویش...

ماجرای روضه ی دشوارِ اهل بیتی است

 

روی نیلی و کبود فاطمه، تا روز حشر

بغض هر دلداه و غم خوارِ اهل بیتی است

 




✔️ موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


اگر بر دامنت باشد دم آخر سر عاشق

بگیرد تیغ ها را  سخت در بر پیکر عاشق

 

خوشا ای شاه بی سر  از غم عشق تو سر دادن

که نشناسد سر از تن در هوای تو سر عاشق

 

میان آتش عشقت چگونه دل بیاساید

که جان مانند اسفندی است در این مجمر عاشق

 

ز سر ریز غمت سر را دوامی نیست بر پیکر

کجا دریای می  گنجد میان ساغر عاشق

 

اگر تن تکه تکه گردد و آتش بسوزاند

دوباره بوی تو بر خیزد از خاکستر عاشق

 

صدف تا سینه نشکافد عیان درش نمی گردد

مگر از بخت خوش تیغی بیابد  گوهر عاشق




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 07:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شده عطر شهادت باز احساس

شهادت میکشه ما رو به پرواز

شهادت انتهای راه هم نیست

مسیر مرگ ظلمت میشه آغاز

 

نگاهش  قاسم حق و بدی بود

سلیمانی که قالیچه ش دل ماست

در اوج سادگی ها مقتدر بود

همونجوری که توو قاموس دریاست

 

برام آسودگی معنی نداره

من و دل هم قسم تا نور هستیم

تو عالم هرچی تاریک و سیاهه

برای محوشون مامور هستیم

 

پر از اشکه پر از خونه دلامون

ولی آتیشه تو فریادهامون

نگامون  موشکه تو قلب دشمن

همیشه منتقم بوده خدامون

 

برای انتقام خون عاشق

همه خوبای عالم پا به کارن

تمومه قصه سازش که دیگه

تموم کوچه هامون مرد دارن

 

تموم دشمنا اینو بدونن

که ققنوسی توی آتیش رفته

بمیرید از هجوم ترسهاتون

شجاعت توو رگامون پیش رفته

 

مسیر حق از اول پر خطر بود

گذشتن از سر اینجا رسم بوده

اگه  ترسوی  خائن هست اما

دل ما شعر بیداری سروده...

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دشمنِ پست بداند که مسلمان هستیم

از تبار علی(ع) و میثم و سلمان هستیم

 

عهد بستیم که تسلیم شیاطین نشویم

تا نفس هست همه بر سر پیمان هستیم

 

با دفاع از حرم آل علی(ع) در واقع

حامی میهن خود، خادم ایران هستیم

 

بیشمارند در این عرصه سلیمانی ها

پس بدانید در این خاک فراوان هستیم

 

چند سالی است که با کلّ قوا منتظرِ

یک خطا از طرف دشمنِ نادان هستیم

 

راه قدس از حرمِ کرب و بلا می گذرد

فکر ملحق شدن قدس به تهران هستیم

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دریا سلام، یاد تو از دل نمی‌رود

کشتى به خون نشسته به ساحل نمی‌رود

 

باید کبوتران حرم، نوحه سر کنند

اندوه بى کران تو از دل نمی‌رود

 

اى محمل تمام غزل‌های عاشقى!

این ناقه در مسیر تو در گل نمی‌رود

 

در دجله جنون تو، مأوا گرفته است

دیگر فرات سمت مقابل نمی‌رود

 

ای آن که بربلند تماشا نشسته‌ای

این دور، یک نفس سوی باطل نمی‌رود

 

در مُلک بى نظیرِ سلیمان، به وقت شام

جز مرد عشق، سوى مقاتل نمى‌رود

 

سردار عشق، شوق شهادت مبارکت

آن کس که نیست عارف واصل، نمی‌رود!

 

برعرش واشده است تمام دریچه‌ها

جز راه عشق، راه به منزل نمی‌رود

 

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شهید عشقی و این گفته ام یقین باشد

یقین  که عاقبت عاشقان چنین باشد

 

به سید الشهدا به حسین پیوستی

کنون سر تو در آغوش شاه دین باشد

 

فتاد دست تو و صاحب دو بال شدی

به عرش پرزدی و پیکرت زمین باشد

 

قسم به رهبر بی دست های کرببلا

که دست منتقمانت در آستین باشد

 

در اقتدا به ابالفضل قطعه قطعه شدی

که ختم کار علمدارها همین باشد

 

به دل اگرچه غم قاسم سلیمانی است

هنوز بیشه پُر ازشیرهای ایرانی است

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


عشق بی‌پرواست، بسم الله الرحمن الرحیم

هرکسی با ماست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

رودِ جاری از ستیغ کوه‌های گریه‌خیز

مقصدش دریاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

البلاء للولا… این داغ، داغی ساده نیست

جنس غم اعلاست بسم الله الرحمن الرحیم

 

خون نمی‌خوابد، به آیات سحرخیزش قسم!

خط خون خواناست: بسم الله الرحمن الرحیم

 

خطبه‌ی شمشیرها را تیزتر باید نوشت

ظهر عاشوراست! بسم الله الرحمن الرحیم

 

سینه‌زن‌ها علقمه‌ست اینجا! علمداری کنید!

روضه‌ی سقاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

دست او بر خاک افتاده‌ست و با این حال باز

پرچمش بالاست بسم الله الرحمن الرحیم

 

شهرتش از قله‌های شرق تا اعماق غرب…

او جهان‌آراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

مثل چشمانش که در دل‌ها نفوذی ژرف داشت

خون او گیراست بسم الله الرحمن الرحیم

 

انتقام سختِ باغ از قاتلان سروها

بی‌ اگر اماست بسم الله الرحمن الرحیم

 

حکم از فرماندهی ماه در شب آمده

لازم الاجراست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

باشد! امشب اشک و امشب داغ، اما انتقام

مطلع فرداست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابرهای انقلابی! کینه‌هاتان بیش باد!

بغض، طوفان‌زاست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

صبح نزدیک است آری در شبیخون شفق

حمله برق‌آساست، بسم الله الرحمن الرحیم

 

وعده‌گاه ما و ارواح شهیدان بعد از این

مسجد الاقصاست بسم الله الرحمن الرحیم

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فرمانده چقدر ارباً اربا شده ای

فرمانده چقدر مثل مولا شده ای

ای جسم مقطعه در آغوش حسین

مانند علی اکبرِ لیلا شده ای

اصلاً تو چگونه با ترک های تنت

بر روی عبای سبز او جا شده ای؟

دستان قلم شده گواهی میداد

دلداده ی روضه های سقا شده ای

آتش به طواف پیکرت آمده است

حالا چه قَدَر شبیه زهرا شده ای

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

چون آینه ای شکسته تکثیر شدی

کفر است بگویم تو زمینگیر شدی!

تو آیه ی مهربان باران بودی

اینگونه میان شعله تفسیر شدی

سردارِ علی ، بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!

تو کشته ی زور و زر و تزویر شدی

آنقدر ز یاران شهیدت گفتی

تا در وسط خاطره ها پیر شدی

تو مظهر لا اله الا اللهی

در حنجر ما صدای تکبیر شدی

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 

جز قامت تو کند قیامت؟ هرگز

جان دادن تو به جز شهادت؟ هرگز

این خانه پُر است از سلیمانی ها

احساس خطر کند ولایت؟ هرگز

دستان تو روی خاک افتاد ، اما

انگشتر تو رفته به غارت؟ هرگز

ای روضه ی مکشوف بگو بعد از تو

ناموس تو میرود اسارت؟ هرگز

اصلا به همین جسم پُر از لاله ی تو

دارد احدی فکر جسارت؟ هرگز

 

با خون شهید زنده تر میگردیم

مارا بکشید زنده تر میگردیم

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


هر کس که تمامِ هَمّ و غمَّش دین است

در هر دو جهان سعادتش تضمین است

 

ای شیر پر افتخار ایرانی ها

از رفتنت آسمان دل غمگین است

 

هر چند که پر زدی سبکبال شدی

داغت به دل اهل وطن سنگین است

 

زهری که به ما چشانده داغت تلخ و...

شهدی که تو نوش کرده ای شیرین است

 

بی خواب شدی شمع شدی آب شدی

تا خواب کند سری که بر بالین است

 

ای سینهء تو آینهء دینداری

آئینهء تو تجلّیِ آئین است

 

دستت طرفی و پیکرت هم طرفی

هر کس که حسینی است جزایش این است

 

در دیدهء اهل دل تنِ خونینت

حُسن است تمام و قابل تحسین است

 

پیغام تنِ سوخته ات را خواندم:

این مرگ بِه از زندگیّ ننگین است

 

اذن ملکوت رفتنت با مهدی است

در پشت دعای تو همان آمین است

 

صد شکر که صاحب الزمان را داریم

امنیت ما به یُمن او تآمین است

 

هر چند دلی سوخته از غم داریم

ما را نفحات حضرتش تسکین است

 

بیدار شوید آخر ای مسئولین!

این خانه به خون شهدا رنگین است

 

آن میز که با غرور در دست شماست

مدیونِ هزارها تنِ خونین است

 

مردی نه به غرب تکیه کردن باشد

نه تکیه زدن به لشگر پوتین است

 

نه تکیه زدن به سازش و تسلیم و

نه اسلحه نه لشگر و تانک و مین است

 

مرد است کسی که یا علی می گوید

مرد است کسی که به علی خوشبین است

 

ما سجده به آستان حیدر داریم

تا هست امیرمان علی پُر باریم

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


نوبتِ فتحِ کاخِ اشرار است

آخرِ عمرِ شومِ کفار است

 

به گواهیِ "ما رمیت..."، این‌بار

دستِ غیبِ حسین در کار است

 

باقری، همت و سلیمانی...

این وطن از شهید، سرشار است

 

مرگِ آرام، در دلِ بستر

عاشقان را، مسلماً عار است

 

خاکِ این مملکت چهل سال است

مهدِ عشق و جهاد و ایثار است

 

سرِ پاکِ هزارها منصور

قرن‌ها می‌شود روی دار است

 

گر بسازند، کوهی از سرها،

باز هم سرسپرده بسیار است

 

با صدای بلند می‌گوییم:

این نه یک حرف، بلکه هشدار است

 

هرکسی چپ با ما نگاه کند،

پیشِ چشمش، جهان، دگر تار است

 

پرچم از دست‌مان نمی‌افتد

پسرِ فاطمه، علمدار است

 

تا که کوفی روی زمین باقی‌ست

کربلا در مسیرِ تکرار است

 

برسانید بر ایادیِ کفر:

تازه این ابتدای پیکار است

 

گرچه راهی پر از خطر در پیش،

گرچه طیِ مسیر، دشوار است

 

انقلابِ بزرگِ ایران را

صاحبِ اصلی‌اش نگهدار است

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح جمعه خبری حالِ مرا ریخت بهم

خبری تلخ رسید و همه را ریخت بهم

 

صبح جمعه خبر آمد که سلیمانی رفت...

قدسیان بانگ زدند: عرش خدا ریخت بهم!

 

دشمنِ شمر صفت خون تو را ریخت ولی

پیکرِ پاک تو اینگونه چرا ریخت بهم ؟!

 

صبح جمعه خبر از غُرِّش یک طوفان شد

همه دیدند جهان تا به کجا ریخت بهم!

 

تا که در صحن جهان نعره ی شیران پیچید

دشمن بی شرف و بی سر و پا ریخت بهم

 

وقتِ تشییع تو اما خبری تازه رسید

کاظمین و حرمِ کرب و بلا ریخت بهم...

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کجا در حسرت یک لقمه‌ی نان گریه می کردیم

اگر مانند تو‌یک عمر پنهان گریه می کردیم

 

اگر مانند تو بر روی خاک سرد تنهایی

به شوق گرمی دست شهیدان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم از دروغ زندگی کردن

به خود برگشته و در سوگ انسان گریه می کردیم

 

به خود برگشته بودیم عشق می چرخید سرگردان

و ما بیهوده تنها دور میدان گریه می کردیم

 

کدامین جاده شأنش هست هم نام شما باشد؟

خیابان در خیابان در خیابان گریه می کردیم

 

کدامین روضه را بر شانه های کربلا خواندی

که ما چشم انتظاران در خراسان گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده ای ای عشق حق داری

که ما از شوق آن، در حسرت آن گریه می کردیم

 

عجب انگشتری گم کرده‌ای ما هم اگر بودیم

برای لحظه ای جای سلیمان گریه می کردیم

 

کجا رفتی کجا انگشتر ملک سلیمانی

چه می شد با شما در سوگ باران گریه می کردیم

 

چه می شد فاطمیه با شما یک بار دیگر هم

برای کودکی سر در گریبان گریه می کردیم

 

برایت روضه می خوانم همینجا هرچه باداباد

زنی در کوچه پیش چشم فرزندش زمین افتاد

 

برایت با دلی خون باصدایی خسته می خوانم

برایت از علی از دست های بسته می خوانم

 

غمم را در دل این روضه‌ی آخر تماشا کن

مرا در بین این جمعیت دلداده پیدا کن

 

به خاطر می سپاری این منِ افتاده از پا را

من مشغول فریاد و من محو تماشا را

 

رفیقت نیستم در حق من اما رفاقت کن

مرا در پیشگاه حضرت زهرا شفاعت کن

 

اگرچه در دل هر واژه از این شعر صد آه است

کسی می گفت قطعا انتقامی سخت در راه است

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


سینه‌ام مخزنِ غم و آه است

واقعه؛ سوزناک و جانکاه است

 

موسمِ تلخِ غربتِ خورشید

روزِ تشییعِ پیکرِ ماه است

 

با شهادت از این جهان رفتن،

اجرِ شیرین قلبِ آگاه است

 

راه را با شهید، پیدا کن!

غیر از این هرچه هست، بیراه است

 

غیرِ راهِ شهید هرکس رفت،

مستحقِ سقوط در چاه است

 

نامِ پاکش بهشت را مفتاح،

در شبِ تار هم چو مصباح است

 

بینِ خون دست و پا زد و می‌گفت:

جان سپردن، شروعِ این راه است

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


فنا فی‌الله شد اما بقا دارد سلیمانی

مقام قدس در قُرب خدا دارد سلیمانی

 

شهید فی سبیل الله، عزیز جان روح الله

بلی در قلب حزب الله جا دارد سلیمانی

 

ز جان باید سلامش کرد اطاعت از امامش کرد

مرام عاشقی چون اولیا دارد سلیمانی

 

به رضوان کرد کاشانه به دنیا بود بیگانه

که میثاق وفا با آشنا دارد سلیمانی

 

بحق تسلیم مولا بود بلی سردار دلها بود

ارادت بر علی المرتضیا دارد سلیمانی

 

همای رحمت ایزد به اوج آسمان پر زد

خوش آوازه چو پرواز هما دارد سلیمانی

 

بُو‌َد آن کشته‌ی توحید همیشه زنده و جاوید

به گوش جان سرود دلربا دارد سلیمانی

 

سپاه قدس را فرمانده لایق، بلی عاشق

نشان باشکوه مرحبا دارد سلیمانی

 

عراق وشام از او ایمن نشد تسلیم اهریمن

پیام نور بر اهل وفا دارد سلیمانی

 

برادر استقامت پیشه‌ی مردان حق باشد

که ثابت کرد شور کربلا دارد سلیمانی

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


صبح روز قیام نزدیک است

زخمیان التیام نزدیک‌است

ابن مرجانه های امریکا

بی گمان انتقام نزدیک است

 

دیده هامان اگرچه بارانی ست

سینه هامان ز خشم طوفانی ست

ای زنازاده های ابن زیاد

خاک ایران پر از سلیمانی ست

 

ای یزیدان روزگار اینبار

ثمر ظلم خویش می بینید

بار دیگر عراق و ایران را

متحد تر ز پیش می بینید

 

ما برادر ترین برادر ها

ما همه تحت امر آقاییم

از نجف تا به کربلا هرسال

اربعین را پیاده می آییم

 

بوی مردار کافران یهود

میرسد از حوالی حیفا

زیر پاهای انقلابی هاست

خِرِ خِرِ بزدلان ِ آمریکا

 

قاسمان ِ سپاه سید علی

با شهادت برادری دارند

شیعیان علی و آل علی

تا ابد شور حیدری دارند

 

سگِ  بُزترس شمر " در میدان

گرچه جرات نمیکند هرگز

بی گمان آن قمار باز یهود

خواب راحت نمیکند هرگز

 

کاخشان را خراب اگر بکنیم

سرشان را به دار می بندیم

شیعه ی حیدریم و وقت نبرد

به کمر ذوالفقار میبندیم

 

میرسد وارث امیر حُنین

میرسد صاحب وقار علی

فتح خیبر عجیب نزدیک‌است

جان به قربان ذوالفقار علی

 

میرسد آخرین سلاله ی نور

شهدامان دوباره می آیند

اون چنان ماه شام می تابد

شهدا چون ستاره می آیند

 

بار دیگر تمام عاشق ها

پشت سردار عشق می آیند

مشتری های مهدی زهرا

سرِ بازار ِ عشق می آیند

 

جمعه ای رفت و دیده های اویس

در فراق ظهور" تَر شده اند

روضه از بس شبیه گودال است

گریه کن ها صبور تر شده اند

 

گفته بودم که باد ها قدری

روی صحرا مرتبت بکنند

گفته بودم که نیزه ها فکری

بهر غم های زینبت بکنند

 

گفته بودم که خاک ها روی

بدنت را کمی بپوشانند

روی زخم سرت عزیز دلم

لااقل مرحمی بپوشانند

 

عاقبت خاطر ِ دل ِ زینب

جای زخم تو را سنان پُر کرد

جای خالی ِ گریه های تو را

خنده ی شمر بد دهان پر کرد

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


لبیك یا حیدر، روز غزل خوانى ست

باید به پا خیزد،هر كس كه ایرانى ست

 

با حرز یا مهدى، سربند یا زهرا

باید مهیّا شد، فصل گل افشانى ست

 

آن كه عَلم بر دوش،با ذوالفقار عشق

بر قلب میدان زد،"قاسم سلیمانى" ست

 

سردار دل ها گفت: رمز نجات امروز

لبّیك یا زینب، در شامِ ویرانى ست

 

قاسم زمین افتاد، پرچم ولى باقیست

صهیون شود نابود، این راه "طهرانى"ست

 

شوق شهادت در، جان وطن جاریست

شور ستم سوزى، رسم مسلمانى ست

 

این وعده عشق است، نصرُ منَ الله است

صبح ظهور یار، پایان سفیانى ست

 

تا انتقامى سخت، یك یاعلى باقیست

باید به پاخیزد، هر كس كه ایرانى ست

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


کس نمی داند این چه میدانی است

عاشقی آخرش پریشانی است

 

در فراقی که باورش سخت است

سهم دل های زار حیرانی است

 

انتقامی چو موج در راه است

حال دریای عشق طوفانی است

 

خون ما را به جوش آوردید

غیرت ما عیارش ایرانی است

 

یک پرستو به آسمان پر زد

بازهم در بهشت مهمانی است

 

بعد از این هر جوان آزاده

پیرو قاسم سلیمانی است

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها

بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

 

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

 

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

 

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

 

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

 

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

 

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

 

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است

وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

 

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

 

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ما همه خواب و بی خبر رفتی

بارخودبستی و سفر رفتی

 

به ملاقات حضرت ارباب

شب جمعه دم سحر رفتی

 

خبرش امده که از شوقت

دیدن او بدون سر رفتی

 

همه ی شهر عاشقت بودند

تو به همراه چند نفر رفتی

 

دل تو بودشعله ور از عشق

عاقبت سوختی و شعله ور رفتی

 

وچه داغها دارداین آتش

‌که تو هم سوخته جگر رفتی

 

در دفاع از حریم ال الله

تو هم انگار پشت در رفتی

 

گرچه میسوزم از غمت اما

مرد بودی و در خطر رفتی

 

گویی امسال دیدن مادر

حاج قاسم تو زودتر رفتی

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

نام تو برده شد و کوه به پایین افتاد

پیکر دشمن تو زخمی و خونین افتاد

 

نام تو برده شد و عرش تبسم کرده

دشمن از ترس،در خانه خود گم کرده

 

حمزه و مالک اشتر به تو لبخند زدند

عطر دستان خدا را به تو پیوند زدند

 

ساحل چشم تو یک روز پر از غم نشود

سایه ات از سر سامان وطن کم نشود

 

چشم ها پنجره در پنجره بارانی شد

دل مهتاب پر از شور سلیمانی شد

 

زخم ابروی تو آبستن دریا بود و

وَ خداوند ترا غرق تماشا بود و

 

رسم مرانگی ات شهره آفاق شد و

دل به دریا زدنت مکتب عشاق شد و

 

رسم مردانگی ات طعم شهادت دارد

بغض چشمان تو آواز جسارت دارد

 

تو همه زنده به عشقی و مدد می گیری

خاک ایوان دمشقی و مدد می گیری

 

شک ندارم که علی مرجع تقلید تو هست

سایه ی روشن دین خانه امید تو هست

 

آسمان ها شده درگیر پریشانی تو

و خداوند زده بوسه به پیشانی تو

 

گر چه از قافله عشق کمی جا ماندی

دست تقدیر سرشته است که تنها ماندی

 

گاه دلگیر شدی گاه به خود رنجیدی

شاعرانه به تن کعبه دل پیچیدی

 

چقدر عطر شهادت به تنت می آید

حسن یوسف ز گل پیرهنت می آید

 

در شب خوف و خطر سینه سپر کردی و بعد

لب فرو بستی و دل خون زجگر کردی و بعد

 

نتوان گفت چه کردی و خدا می داند

سِرّ سرداری تو کرببلا می داند

 

رو به دستان تو آغوش شهیدان باز است

پیرو رهبری و دست تو پر اعجاز است

 

دو قدم مانده به پابوسی خورشید اما

گر چه رقصیده به خون شاخه امید اما

 

(عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد)

آنچه تقدیر نوشته است همان خواهد شد

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

شب می رود و عطر سحر میگردیم

در صبح ظهور یار بر میگردیم

غم نیست كه قاسم سلیمانی رفت

ما را بكشید زنده تر میگردیم

(سیدمحمد میرهاشمی)

 

گرسینه شکست, چشم تری هست هنوز

دستان پر از مهر کسی هست هنوز

غم راه ندارد به دل خسته مان

گریار علی رفت, علی هست هنوز

(روح الله مسچی)

 

روز روشن به ناگهان شب شد

جان عشاق نور بر لب شد

گرچه خیل مدافعان هستند

حاج قاسم فدای زینب شد

(محمدتقی بهجت دوست)

 

از دست خدا گرفت حاجت آخر

شد عاقبتش به خیر و برکت آخر

او مالک اشتر علی بود و رسید-

در راه ولایت به شهادت آخر!

(مرضیه عاطفی)

 

آن لحظه که جان می رود از دست، حسین!

دیدار تو آخرین امید است، حسین!

تا همت عشق است چرا منت مرگ؟!

باید به شهیدان تو پیوست، حسین!

(میلاد عرفان پور)

 

بنگر به شکوه سوی حق تاختنش

بر قلۀ عشق پرچم افراختنش

فتح است در این معرکه سر دادن او

برد است در این میانه جان باختنش

(سیدحسن حسینی)

 

آه از سینه های ما پا شد

دیده هامان شبیه دریا شد

خبر آمد که حاج قاسم هم

مثل ارباب اربا اربا شد

(یاسر مسافر)

 

شب جمعه به گمان میل زیارت داشته

با خدا وعده دیدار و عبادت داشته

او برای پاسداری از حرم ها مانده بود

ور نه چندسالی است که قصد شهادت داشته

(یاسر مسافر)

 

سردار نه ، سرباز ولی بود که رفت

در معرکه مالک علی بود که رفت

در قاب مقاومت ، امامش فرمود :

"یک چهره ی بین المللی بود" که رفت

(محمود مربوبی)

 

با مالک اشتر علی همگام است

این دست هنوز پرچم اسلام است

بر خاک که افتاد تنفس می کرد

این دست بریده بهترین فرجام است

(حسن کردی)

 

حسّ غم پر شده در قلب جمارانی ها

شده خون قافله ی دیده ی کنعانی ها

دشمن رذل بداند که همیشه باقیست

بین دل های همه، عشقِ سلیمانی ها...

(محسن زعفرانیه)

 

زیاد دیدیم گل لاله بکارن

زیاددیدیم شهیدارو بیارن

یه قاسم کشتی اما همقسم هاش

دمار از روزگارت در میارن

(احمد شهبازی)

 

‏در ظلمت این مسیر غوغا کردى

‏بى پرده بهار را هویدا كردى

‏همراه مدافعان دشت گل سرخ

‏امنیّت باغ را مهیا كردى

(محمدمهدى عبداللهى)

 

این صبح سعادتت مبارک بادا

پاداشِ رشادتت مبارک بادا

با چشم پُر اشک و لبِ خندان گوییم

سردار، شهادتت مبارک بادا..

(مجتبی دسترنج)

 

با شور و امید زندگی کردی تا..

با روی سپید زندگی کردی تا...

فرمانده‌ی کل لشکر خوبی‌ها

یک عمر، شهید، زندگی کردی تا...

(صدیقه محمدجانی)

 

نگاه ابریم غم دارد امروز

كه هر دم اشك نم نم دارد امروز

ببین اى حاج قاسم،قاب چشمم

فقط عكس تو را كم دارد امروز

(محمدمهدى عبداللهى)

 

هم اُسوه‌ی مردیّ و مسلمانی بود

هم مالک اَشتری که ایرانی بود

انگشتری عدل علی در دستش

او *حضرت قاسم سلیمانی* بود

(فاطمه نصیری)

 

قبل از دعای ندبه صنوبر شهید شد

از عطر یاس پر شد و پر پر شهید شد

سردار تاب روضه ی دیوار و در نداشت

قبل از شروع مجلس مادر شهید شد...

(منا اسکندری)

 

ما را بکشید ، بیشتر می گردیم

در حفظ ولی مثل سپر می گردیم

هر چند سلیمانی ما را کشتید

در جنگ شما چو شیر نر می گردیم

(مجتبی قاسمی)

 

مزد یک عمری رشادت را گرفت

غرق خون اذن زیارت را گرفت

مرگ در بستر برایش ننگ بود

از گل نرجس شهادت را گرفت

(مجتبی قاسمی)

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 11:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شهید کن که شهادت حیات مردان است

ولی برای شما مرگ، خط پایان است

 

شهید کن که شهیدان بریده از جسم اند

شهید کن که شهید از ازل همه جان است

 

ببار تیر بلا لحظه لحظه بر سر ما

که سرو، مستِ همین قطره های باران است

 

به مورها برسانید از سپاه علی

که نام یک یک سرباز ها سلیمان است

 

شهید قاسم ما زنده تر شد و امشب

خوشا که بر سر خوان حسین مهمان است

 

خوشا به او که پس از این همه جهاد و جنون

به خون خویش ابوالفضل وار غلطان است

 

به خون تپیده و بر خاک قطعه قطعه شده

شبیه یار شدن آرزوی یاران است

 

ز کوچ مالک اگر خون نشسته در دل ما

ولی ببین که سپاه علی رجزخوان است

 

به دیده ی تر ما رنگ یأس و رخوت نیست

سپاه عشق کماکان میان میدان است

 

نه... حزن و سستی از این داغ ها به ما نرسد

که "انتم الاعلون" از اصول قرآن است

 

حرام می شود از این به بعد خواب شما

که خشم حیدریِ شیعه سخت و سوزان است

 

که امر رهبر ما گر رسد همین فردا

به یا علی مددی کاخ ظلم ویران است

 

در انتظار ظهوریم و خوب می دانیم

کنار مهدی ما لشگر ‌شهیدان است

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


لباس شهادت برازندته

تو خوندی سحر توی خون نافله

دیدی واشد از کارِت آخر گره

علمدار با غیرت ِ قافله

 

حماسه میاد پشت خون شهید

نمی فهمن این و چرا دشمنا

نمیفته روی زمین این علم

زیادن تو ایران سلیمانیا

 

ایشالله که جبران کنیم لطف تو

ما مدیونت هستیم مرد خدا

به جای تو خوبه سلامی بدیم

میریم وقتی سوریه و کربلا

 

باید که به این زندگی غبطه خورد

شدی خرج دین با تموم توون

یه جمعه گمت کرد دنیا ولی

یه جمعه میای پشت صاحب زمون

 

خدا غیرتت رو به ما هم بده

آهای محرم راز سید علی

الهی که باشیم مانند تو

فدایی و سرباز سید علی

 

تموم شد دیگه صبر ایرانیا

تقاص بدی پس میده دشمنت

یه ایران گرفته برا تو عزا

یه ایران و آتیش زده رفتنت

 

تویی افتخار ابالفضلیا

فدایی عباس ام البنین

ابالفضل ابالفضل گفتم فقط

تا دستت رو دیدم به روی زمین

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


شرح خبرها چی میگن

این همه غوغا شده باز

چشم یه ملت واسه چی

این همه دریا شده باز

 

کاشکی دروغ باشه خبر

کاشکی من از خواب بپرم

شرح خبر ها چی می گن

من که نمیشه باورم

 

باورمون میشه مگه

جبهه دلاور نداره

رهبرمون تنها شده

مالک اشتر نداره

 

آی رفقا سینه زنا

وقتشه از یاس بخونیم

دور هم این روز و شبا

روضه ی عباس بخونیم

 

میر و علمدار سپاه

پشت و پناه حرمه

رفته سلیمانی و باز

تو دلمون محرّمه

 

پیکر صدپاره! پاشو

حضرت ارباب اومده

پاشو که ماه علقمه

این دفه با آب اومده

 

پاشو با اون دست جدا

روضه ی سقا رو بخون

وقتشه ما گریه کنیم

روضه بخونی واسه مون

 

دست جدات روضه شد و

گرچه دلم خونه براش

وا نشد انگشترت و

مونده عقیقش سرجاش

 

از توو عراق این دفه هم

تیر ستم به ما زدن

باز تویِ اون خاک بلا

مهمون و بی هوا زدن

 

اهل و عیال شهدا

رفتی و قلبشون شکست

گرد یتیمی دوباره

رو سر بچّه شون نشست

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

مسیر رودِ خروشان به دامن دریاست

به خون خویش طپیدن سرورِ این دنیاست

 

بدون دست؛علمدار؛دیدنی تر شد

لباسِ سرخِ شهادت به قامتت زیباست

 

به روی دوش شهیدان تنت شب جمعه

کنارِ علقمه مهمانِ حضرت زهراست

 

ز  فاو تا به حلب ؛زینبیه تا به عراق

حضور ِ سبز تو شانه به شانهٔ شهداست

 

سلام بر تنِ پاکِ تو و «ابومهدی»

که عاشقانه در آغوشِ سیدالشهداست

 

کسی که در پی الگو برای ایثار است

حیات تا به شهادت نتیجه اش اینجاست

 

زمان زندگی ات فاتحانه جنگیدی

شهادت تو سرآغاز مرگ آمریکاست

 

تقاص خون تو را صهیونیسم پس بدهد

به گور میبرد این  آرزو «علی تنهاست»

 

نوشته روی عَلَم «قاسم سلیمانی»

به روی شانهٔ او پرچم علی بالاست

 

زکربلای چهار و شلمچه جا ماندی

ولی  قرار تو بادوستان تو ؛دی ماست

 

کسی که فاطمیه جام وصل می نوشد

میانِ شعله اگر دست و پا زند ؛ گویاست

 

میانِ آن درودیوار مادرِ ماسوخت

میانِ آن در و دیوار محشری برپاست

 

به پیش چشم علی می زدند زهرا را

یگانه عصمت کبری به زیر دست و‌پاست

 

اگر که چادر مادر به کوچه خاکی شد

ظهور فاطمیه در غروب عاشوراست

 

مغیره قنفذ و خالد قلاف کوبیدند

کسی نگفت که زن را زدن به کوچه رواست؟

 

کسی که روی بگیرد زمرد نابینا

میان آنهمه نا مَحرمِ بدون ِ حیاست

 

اگرکه چادر مادر به کوچه خاکی شد

ظهور فاطمیه در غروب عاشوراست

 

سپاه کوفه به زینب بلند خندیدند

تمام درد سر او نبودن سقاست

 

کنار پیکرِ بی سر زدند زینب را

برای غارت چادر میانشان دعواست

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبدیلًا سوره مبارکه (احزاب آیه ۲۳)

توصیفی قرآنی از شهیدان و منتظران شهادت در ترجیع بند سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و یاران شهیدش(ره)

 

دلا با شورِ عاشورا ، بخوان آیات قرآن را

بخوان از مومنین، وصف و ثنا و مدح سبحان را

کنون بشناس ای عاشق، حسینی های دوران را

 

ببین غوغای رحمانی، شِنو توصیفِ قرآنی

بخوان در بینِ این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

 

ببین یارانِ عترت را مصمم، جان به کف در ره

گروهی "عاهَدوالله" و گروهی "مَن قَضی نَحبَه"

"وَ مِنهُم یَنتَظِر" جمعی، بر این عزم و وفا بَه بَه

 

خدا را شکر ما داریم این یارانِ ایمانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

 

ببین اوجِ همایش را میان موجِ هم عهدی

که مِی نوشند صف در صف ز جام وصل، هر شهدی

به عالَم صد هزارانند خوبان، چون اَبومهدی

 

نباشد هیچ فرقی در عراقی یا که ایرانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین در شهرها بس مردمان بیتاب گردیدند

شهیدان روضه خوانِ حضرت ارباب گردیدند

حرم ها را یکایک در طوافی ناب گردیدند

 

همه دنیا تماشا کرد عزت را به حیرانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین مجد و شکوه و جلوه های حیدر کرار

خداوندانِ ایثار و وفا و عشق را بسیار

شجاعت را شهامت را شهادت را در این بازار

 

خریداران یوسف را سوی یارِ خراسانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین در لشکر صاحب زمانی زینبیون را

شهیدانِ سرافرازِ سپاه فاطمیون را

صفوفِ شیر مردان، یَل یلانِ حیدریون را

 

یمن، سوریه، لبنان، تا فلسطین هست طوفانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

ببین در مکتبی که جز سبک بالی نمی ماند

به غیر از "اِنتَقِم یا منتقم" حالی نمی ماند

که گوئیم ای شهیدان، جایتان خالی نمی ماند

 

علَم را ای علمداران نگهداریم مِیدانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین فریادِ مردان و زنان را هر طرف بر پا

علیهِ خصمِ مستکبر، علیهِ جبهه ی اعدا

دگر در منطقه جایی نمانده بهر آمریکا

 

هلاکت یا فرار است آخرِ اُردوی شیطانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین که فجر نزدیک از بشارتهای الله است

هر آنکه نیست در این راه، بی اغراق گمراه است

ز راه کربلا اینک، مسیر قدس در راه است

 

سپس پشت سر رهبر نماز عید میخوانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 

 

ببین آینده را روشن، ‌که راهِ ما نه تاریک است

رهِ حزبِ خدا باز است، گر چه کوچه باریک است

زمانِ انتقامِ سخت و فجرِ یار، نزدیک است

 

هزاران داغ و درد اما، ظهورش هست درمانی

بخوان در بین این آیات از قاسم سلیمانی

 




✔️ موضوع : شهید حاج قاسم سلیمانی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic