پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


اوج پروازم آستانه ی توست

مقصد بالم آشیانه ی توست

 

سبک زیبای زندگانی من

به لبم بازهم ترانه ی توست

 

آمدی و محبّت آوردی

مهربانی فقط نشانه ی توست

 

ای وَرای تصور دنیا

از زمین تا خدا کرانه ی توست

 

 آمدی طبع شاعرم گل کرد

غزلی را که عاشقانه ی توست

 

آرزوی همه پیمبرهاست

شال سبزی که روی شانه ی توست

 

معجزات رسیدنت گویاست

که بگویی زمان زمانه ی توست

 

روشنی بخش ظلمت دنیا

نخل اسلام از جوانه ی توست

 

 

با تو نام زبانزدی داریم

دین ناب محمدی داریم

 

 

ای رسول خدا امین خدا

رحمت الله مسلمین خدا

 

ای نثارت درود جبرائیل

ای به معراج همنشین خدا

 

ای رسیده به گوش تو در عرش

صوت زیبا و دلنشین خدا

 

ای اصولت کرامت و خوبی

ای مرامت دوام دین خدا

 

مثل ماه شب چهارده بود

دست تو بین آستین خدا

 

لحظه ی خلقتت یقین دارم

به تو بوده است آفرین خدا

 

مکه از مقدمت تبرّک شد

باتو شد مکه سرزمین خدا

 

معدن خیر و رحمت و برکات

به قدوم مبارکت  "صلوات"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


ای مدح تو در سوره و آیات مکرر

وی وصف تو در جمع روایات مکرر

 

قرآن همه در مدح تو گویی شده نازل

جبریل به تشریح سَجایات مکرر

 

فرموده خدا بر تو مباهات فراوان

کرده است خدا غرق عطایات مکرر

 

هر معجزه ات لطف و عطای دگری شد

اَبناء بشر دید هدایات مکرر

 

عالم همه در سایۀ لطفت متنعّم

کز رحمت تو آمده آیات مکرر

 

با اینکه سِزَد سایۀ تو بر همه آفاق

شد اُمّت تو غرق عنایات مکرر

 

آن طایفه که حقِ تو نشناخت ،، پس از تو

شد سلطنتش غرق جنایات مکرر

 

خناس ندارند اَمان از غضب تو

ثبت است از این دست حکایات مکرر

 

از بدر و اُحد آمده تا خیبر و خندق

وصف تو و حیدر به کنایات مکرر

 

دور و بر تو حیدر کرار همه عمر

می ساخت علی دفعِ بلایات مکرر

 

باید چو علی جان به تو تسلیم نمائیم

هنگام خطرها و رازیات مکرر

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

آری سخن از خلق نکوی تو چه زیباست

زیباتر از آن طاعت کوی تو چه زیباست

 

حیف است سخن از رخ زیبات نگوئیم

امّا طلب سیره و خوی تو چه زیباست

 

از یوسفِ یعقوب ، تو هستی نمکین تر

در مَسلَخِ جان دیدن روی تو چه زیباست

 

در آینۀ روی علی روی تو پیدا

سیمای تو در جلوۀ هوی تو زیباست

 

از هیبت تو ارث بَرَد ام ابیها

با فاطمه اسرار مگوی تو چه زیباست

 

ارثِ تو پس از فاطمه نزد حسنین است

از گلشن تو نَشئۀ بوی تو چه زیباست

 

عطر حسن و بوی حسین است بهاران

باران همه از آب وضوی چه زیباست

 

بر لعل لبت ، مُهر صفت ، بوسه نوشتند

گفتی به حسین ، خطّ گلوی تو چه زیباست

 

انگشت تو سرشارتر از سینۀ مادر

مَستیِ گوارای سَبوی تو چه زیباست

 

می خواند خداوند ترا ، اشرف مخلوق

می گفت ملک پیچشِ موی تو چه زیباست

 

ما را به صف حشر جدا کن ز حریفان

رسوایی آنروزِ عدوی تو چه زیباست

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

توفیق اگر گوشۀ چشمت برساند

ما را به سراپردۀ عصمت برساند

 

حُبَّت اگر از سینه به اخلاص بجوشد

شک نیست به والاییِ نیّت برساند

 

بیهوده ز مِهر و غم تو دم نتوان زد

دل را غمِ دلدار به طاعت برساند

 

جَشنی که برای تو همه سال بگیریم

بایست که ما را به حقیقت برساند

 

مومن به جز احکام ، که مومن شدنی نیست

پس راه شریعت به طریقت برساند

 

این ذِلّتِ عصیان نگذارد بخود آییم

لطف تو مگر باز به عزّت برساند

 

آندم به تَوَلّای تو داریم صداقت

کز دشمن دینت به برائت برساند

 

با ظلم کنار آمدن و جَهد نکردن

هیهات ، که ما را به سعادت برساند

 

بیداری اسلام اگر اوج گرفته

ما را نفس توست به شوکت برساند

 

از منحرفان دور شدن کارِ دلِ ماست

ایکاش کسی  حرف به دولت برساند

 

خشنودیِ یک عمر ، که دانست چه روزیست؟

آن روز که ما را به شهادت برساند

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


ازاین مولود فرُّخ پی هزارو چارصد سال است

زمین دور خودش می گردد و بدجور خوشحال است

 

فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست

که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است

 

زمین و آسمان مکه طوری نوربارانند

که دیدار دوتاشان هم تماشا هست هم فال است

 

پریشان کرده ایران رابه وقت آمدن این طفل

که خاموشی و خشکیدن دراین اجلال،اقبال است

 

محمد یا امین یا مصطفی یا احمد و محمود

من اَر گنگم جهان هم در بیان او کرولال است

 

به پایش ریختند از نورها آن قدر از بالا

که سینه ریز خورشید این وسط ناچیز ْمثقال است

 

نگهبان دارد اسمش ازپس و ازپیش حتی او

برایش حضرت از پیش است و صَلّوا هم به دنبال است

 

جهان را می زند برهم چنین اسمی که پایانش

به علم جَفْر، دست میم روی شانه ی دال است

 

به رخ در جاذبه لب دارد و در دافعه لَن را

که پایین لبش نقطه ست و بالای لبش خال است

 

اگرچه نیستم مثل قَرَن گرم اویس اما

دلم از عشق تو مثل فلسطین است اشغال است

 

اگر امروز آغاز است بر دین خدا با تو

غدیر خم ولیکن روز اتمام است و اکمال است

 

ترک برداشت ایوان مدائن پیش تو یعنی

که ایوان نجف بر مشکلات شیعه حلّال است

 

هم اکنون مستم و این شعر تا روز جزا مست است

ملاک سنجش افراد، قطعا سنجش حال است

 

به پایان آمد این ابیات اما خوب می دانم

هنوز این شعر در وصف محمد میوه ی کال است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت


به پایان نبوت آخرین از راه می آید

برآغاز امامت اولین از راه می آید

 

به رحمت پا به روی خاک دارد آفتابی که

به شوکت آسمان را کرده زین از راه می آید

 

جهان مانند انگشتی شد و مکه رکاب آن

برای این رکاب امشب نگین از راه می آید

 

نبودش باعث بود جهان بوده ست پس تازه

دلیل خلقت این سرزمین از راه می آید

 

نه اینکه دین بیاید تا که پیغمبر شود تکمیل

که امشب بی گمان منجی دین از راه می آید

 

صفت تاقبل ازاین آقا فقط تا حد برتر بود

برای خوب ترها هم ترین از راه می آید

 

بگو هرهفته را ازبعد امشب هفته ی رحمت

چنانکه رحمة للعالمین از راه می آید

 

شب میلاد و ذکر یاعلی دل هم نمی داند؛

محمد یا امیرالمومنین از راه می آید

 

دل خود را به دستش می سپاریم و یقین داریم

امان داریم فردا تا امین از راه می آید




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


به دقت گوش کن انگار چیزی بر زمین افتاد

سکوت شب شکست و در همه دنیا طنین افتاد

 

گمانم این صدای بر زمین افتادن بت هاست

یکی الله اکبر گفت و اینک در جهان غوغاست

 

خدایا کیست بتهای جهان را واژگون کرده

شکوه چیست تاج سروران را سرنگون کرده

 

خبر آمد که در ایران ترک برداشت ایوانی

سراسیمه پرید از خواب، شاهنشاه ساسانی

 

مدائن را ببین! انگشت بر لب مانده از حیرت

که این بی طاقتی در طاق کسری نیست بی علت

 

کسی خاموش کرده آتش شرکی مسلم را

کدامین نور تا این حد دگرگون کرده عالم را

 

خدا تعریف دیگر یافت این هم یک خوش آمد بود

چنین تغییر در دنیا فقط کار محمد بود

 

رسوم جاهلیت را به هم زد وقت میلادش

رسید و استجابت شد دعای خیر اجدادش

 

گرفته آسمان انبیا یک عمر نور از او

سخن گفتند در تورات انجیل و زبور از او

 

نشان دادند تنها قدری از اوج مقامش را

رسولانی که وقت معجزه بردند نامش را

 

پر از عجزیم وقتی بوده اعجازش کلام الله

چه جای مدح؟ خرما بر نخیل و دست ما کوتاه

 

رسید از چشمه آفاق جان تازه ای آورد

برای مردم دنیا جهان تازه ای آورد

 

به نام زن کرامت داد، دریا را به صحرا برد

مقام دختران را با کلام خویش بالا برد

 

نصیب او به غیر از ناسپاسی ها نشد آری

لبش یک بار هم اما به نفرین وا نشد آری

 

نبی آمد ولی افسوس قدرش را ندانستند

نه...قدرش را بجز زهرا و جز مولا، ندانستند

 

علی در یاری تنهایی احمد مصمم ماند

ولی الله اعظم با رسول الله اکرم ماند....




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


فصلی از نور ورق خورد وزمان روشن شد

به زمین آمدی و چشم جهان روشن شد

 

آمدی مونس تنهایی انسان باشی

سبب ریزش خیر از لب باران باشی

 

آمدی کینه ز دلهای بشر رانده شود

مهربانی خدا با تو شناسانده شود

 

تکیه بر شانه ی لبخند تو میداد جهان

ماه و خورشید به دنبال نگاهت نگران

 

خاک تا عطر قدمهای تو را می بویید

باغ در باغ بهشت از نفسش می رویید

 

نشنید از تو کسی زخم زبانت را نه

جان خود مید هی و مال امانت را نه *

 

و خدا خواست که پایان رسالت باشد

خواست بر دوش تو این بار امانت باشد

 

پیک نور است خبر از سحری آورده

از عزیزی به حبیبی خبری آورده

 

ایستاده ست خدا محو تماشا "اقرَأ"

چشم و گوشند همه عالم بالا  "اقرَأ"

 

توبخوان ای همه جاصوت دلارایت خوش

عالم از عشوه ی شیرین شکرخایت خوش

 

تو بخوان رونق بازار رطب را بشکن

گوشه چشمی بکن و شیشه ی شب را بشکن

 

عطر گیسوت گرفته همه ی عالم را

آبرو داده به تکریم بنی آدم را

 

حُسنی از یوسف و داوود و مسیحا داری

"آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری"

 

با خودت جلوه ای از عرش برین آوردی

سیزده شاخه طوبی به زمین آوردی

 

بولهب ها  همه از جذبه ی تو حیرانند

"عشق داند که در این دایره سرگردانند"

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در بندت

همگی در به در رایحه ی لبخندت

 

نفست گرم الا کودک چوپان حجاز!

آیه در آیه بخوان از تب باران حجاز

 

"بِاسْمِ رَبّک..." بگشا دفتر دانایی را

هدیه کن دست خدا این همه زیبایی را

 

"أَنذِر…"ای عشق در این قوم اگر مردی هست

چشم در چشم خطر گر که هماوردی هست

 

پس همانها که زچشمان تو سر چرخاندند

"ها علی بشر کیف بشر" را خواندند

 

ماه را بر سر دست تو تماشا کردند

پشت هم معجزه دیدند و حاشا کردند

 

قصه از وادی عشق است و ندارد پایان

چشم این بادیه شور است حذر کن باران!

 

*این بیت اقتباس ازشعر آقای محسن کاویانی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق

ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق

گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق

یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

باور کنیم عشق سلامِ محمد است

"باور کنیم سکه به نامِ محمد است"

 

با اولین ظهور ،ظهورِ خدایی‌اش

ای دل رسید نوبتِ کشور گشایی‌اش

جایی که هست چشمِ خدا هم هوایی‌اش

با آمنه چه می‌کند این دلربایی‌اش

سوگند بر علی که قرینِ محمد است

عالم تمام  مستّ طنینِ محمد است

 

لبخند زد که هستیِ دنیا طلوع کند

لبخند زد ستاره شعرا طلوع کند

لبخند زد بهشت همینجا طلوع کند

لبخند زد که حضرتِ زهرا طلوع کند

از بس که گفت اُمِ‌ابیهاست فاطمه است

گفتیم آمنه خودِ زهراست- فاطمه است

 

ای کوثرِ کثیر که تکثیر تو علی است

ای معنیِ غدیر که تقدیر تو علی است

ای وحیِ دلپذیر که تفسیر تو علی است

معراج بی نظیر که تعبیر تو علی است

نیمی زِ توست فاطمه نیمِ دگر علیست

احمد نگو بگو که علی ضربدر علیست

 

تو آمدی و هیبتِ کسری شکسته شد

تو آمدی طلسمِ یهودا شکسته شد

تا رونق رواق کلیسا شکسته شد

تو آمدی و لات و هُبل تا شکسته شد

تو آمدی که رحمت یکسر بیاوری

در امتدادّ خویش دو حیدر بیاوری

 

تکثیر شد جمال یکی تا چهارده

حیران این یکیم ، که یک یا چهارده؟

یعنی که جلوه کرد خدا تا چهاره

باید شمرد جمع شما را چهارده

فرمود این چهارده از نور احمد است

اول محمد است و سر آخر محمد است

 

دلداده‌ایم گرچه به ختم نبوتش

ما شیعه‌ایم شیعه‌ی ختم ولایتش

تا زنده‌ایم زنده‌ی انفاس عترتش

شُکرِ خدا شبیه خودش از عنایتش

ما را همیشه یک دل عاشق نوشته است

ما را اسیرِ حضرت صادق نوشته است

 

آنکه قعود آنکه قیامش حسین بود

از ابتدای بحث ، کلامش حسین بود

در انتهای درس ، سلامش حسین بود

حُسنِ شروع و حُسنِ ختامش حسین بود

با چشم‌های خون شده  بارش چقدر کرد

تا کربلا رویم   سفارش چقدر کرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیامبر اکرم(ص)

ای حبیب خدای بی همتا

عشق قلب شكسته ی زهرا

سائل یك نگاه تو یوسف

كشته ی عشق روی تو لیلا

ذكر توحید من تویی هر شب

دلربا، نازدانه ی یكتا

تا سرسفره ی تو مهمانم

غم ندارد به سینه ی من جا

رمز معراج تو چه بوده به جز...

یا علی یا علی  علی... مولا

در دلم شور دیگری دارم

شوق دیدار دلبری دارم

 

ای نوازشگركریم من

دلستان دلبركریم من

خیر مقدم ز عمق جان گویم

بر تو پیغمبركریم من

تو همیشه به من عطا كردی

مهربان رهبر كریم من

از سرم كم نمی شود یك دم

سایه ات سرور كریم من

از لبت بوی یاس می آید

یا ابالكوثر كریم من

بس كه قلبت اسیر زهرا بود

راه تو از مسیر زهرا بود

 

دلبرخوش قدم امیرعشق

ساقی بزم دلپذیرعشق

قبله ی قلب بینوای من

این منم بنده ات  فقیر عشق

ای كه تنها تو این لقب داری...

بامحبت ترین سفیر عشق

با نگاه فسونگر و مستت

خوش مرا كرده ای اسیر عشق

سوی دل از كمان ابرویت

تا رها كرده ای دو تیر عشق

دل آواره شد پریشانت

من فدای تو و عزیزانت

 

نور چشم ترم رسول الله

با وفا دلبرم رسول الله

عاشقانه ترانه می سازم

شور تو در سرم رسول الله

غرق در شور و مستی و نازم

نام تو می برم رسول الله

بهترین اعتقاد من این است...

بنده ی حیدرم رسول الله

آشنای حسین زهرایم

سائل این درم رسول الله

من كیم بنده ات ابا الزّهرا

سائل خنده ات ابا الزّهرا

 

امام صادق (ع)

 

مستم و  باز باده می خواهم

باده از دست ساقی ماهم

عاشق دلبری لطیفم من

گر چه آلوده ای سرِ راهم

تو خداگونه ای و بالایی

من گرفتار این ته چاهم

یوسف فاطمه به بازارت

كلّ سرمایه ام بود آهم

جرات خواهش مرا بنگر

بوسه از دستهات می خواهم

دست مهرت کجاست بی تابم

با نگاهی دوباره دریابم

 

آمدی یار ناز و عرفانی

دلبر مه جبین و نورانی

بهره مندم بساز از فیضت...

فقر من را که خوب می دانی

یابن زهرا مرا... سحرگاهی...!

به بقیع مدینه می خوانی؟

كن دعا با دل پریشانت

تا بمانم در این پریشانی

عشق امروز من نه امروزی است

از ازل در دلم تو مهمانی

مكتبت ماندنی ترین مكتب

دل به لطف تو شد... علی مذهب

 

ای به دوش توپرچمِ زهرا

دلبر عیسوی دمِ زهرا

گر نگاهی به من بیاندازی

میشوم چون تو محرم زهرا

روضه خوانها همه مرید تواند

صاحب هیأت غم زهرا

تو بخوان یابن فاطمه امشب

بهر ما از قدِ خم زهرا

ناله و گریه می نمودی آه...

بهر احوال درهم زهرا

دیده پرآب فاطمه صادق

مهر و مهتاب فاطمه صادق




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز

افکند پرده روی سر مردم حجاز

نور حقیقت ازطرف عرش سرزد و

لرزید روی فرش تن هرچه که مجاز

شیطان دوباره رانده تر ازقبل خویش شد

بتها به سجده آمده با نیت نماز

آری محمد؛ آنکه رسولان قبل ازو

محض نیاز آمده تا او رسد به ناز

او میرسد که بیرق عشقی عمیق را

بر بام روزگار درآرد به اهتزاز

او میرسد که باز خدا منجلی شود

او آمده منادی عشق علی شود

 

ای آخرین طلوع نبیها پیامها

وی اولین شروع وصیها امامها

دریا رسیده ای به مصاف سرابها

دریا رسیده ای به لب تشنه کامها

افتاده پای معجزه آسمانیت

تیغ بیان صاحب علم و کلامها

باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت

تا آن زمانکه هست زبانی به کامها

سلمان محمدی شده چون عاشق علیست

مولاست کیل سنجش تو در مقامها

نابرده رنج، گنج، میسر نمیشود

هر ثروتی محبت حیدر نمیشود

 

آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را

با خود نسیم مهر خدای رحیم را

آورده ای برای همه سائلان دهر

پشت سر خود ایل و تباری کریم را

آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی

زیر پرت امان بده مشتی یتیم را

پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه

در حائرت مکان بده این یاکریم را

برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست

گم می کنیم گاه ره مستقیم را

زخم مرا رهین مداوای خویش کن

من را گدای خانه ی زهرای خویش کن

 

آرام از کنار پیمبر قدم بزن

شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن

حالا برای حضرت صادق غزل بگو

اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن

آن قبرهای خاکی غمبار را ببین

این وضع را درون خیالت به هم بزن

بر روی هر مزار، ضریحی درست کن

بر آن ضریح های خیالی حرم بزن

خود را کنار پنجره فولاد فرض کن

و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن

قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو

بر آن مزارهای خیالی دخیل شو

 

شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری

به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری

مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش

معروف می شوند پس از این به جعفری

جان ای امام عشق! که می روید از لبت

گل های تازه با نفحات پیمبری

صدها چون ابن حیان یا چون زراره را

باید که پای مکتب علمت بپروری

یا قال باقر است و یا قال صادق است

هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری

سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن

من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن

 

حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم

سرمست بزم عشق تو و این دقایقم

مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان

محتاج حرف های تو و قال صادقم

بین حدیث های تو تا حرف کربلاست

من جزو بیقرارترین خلایقم

حرف از حسین می زنی و گریه می کنم

کافی ست که نگاه کنی به سوابقم

باری مرا را روانه کن امشب به کربلا

در حائری که زائر آنجاست خالقم

مارا بیا و مثل خودت روضه دار کن

در کشتی سعادت جدت سوار کن




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


آن شب از موج نور دیدن داشت

 آسمانی که غرق اَنجُم بود

در زمیــن از ترنـّـم بــاران

بر لب غنچه ها تبسم بود

 

غــرقِ در نور آسمان امید

می درخشیـد مثل آییــنه

می گشود از هم و برون می ریخت

((رازهایی که داشت در سینه))

 

آن شب از لابلای عرش خدا

 سوده نور بر زمین می ریخت

آسمان در نشاط و شور و شعف

چلچراغ از ستاره می آویخت

 

فوج فوج ملک به عرض سلام

آمدند از سما به سوی زمین

تا که بینند عارض احمد

 آنکه نامش بود به عرش آذین

 

خانۀ آمنه سراسر فیض

گوئیا خـانـۀ ملائـک بود

مصطفی در میانه و همه مست

 از شمیم گلاب وعنبر و عود

 

حوریان یک طرف همه مبهوت

 همه محو نگاه دلبر خود

پک طرف جبرییل می افکند

زیر بالین مصطفی پر خود

 

کودکی کو ز دلبری زده است

 بند قنداقه اش به دل ها بند

انبیا جمله گرد شمع رخش

 همه پروانه وار میگردند

 

آمد آن گل که در بسیط چمن

 ((باغ دیباچه ای ز دفتر اوست))

او که در سایه اش رود خورشید

 ((هودج آفتاب پیکر اوست))

 

می چکد شبنم تلاوت عشق

 از لبانش که هست غنچۀ نور

در لب پر ز شهد توحیدش

چشمه ای هست از شراب طهور

 

آه ای آسمان هستی بخش

 سـدرة الـمنتـهی افلاکـی

تو پر از چشمه های تطهیری

 ((مثل آیه مقدسی پاکی))

 

ای سراپا شکوه فیض خدا

وی ز رویت عیان بهشت برین

تویی آیینه دار رحمت حق

((آسمانی تبار روی زمین))

 

ای که با یک نگاه کردی تو

کار صدها مسیح و ابراهیم

ای که مه را به طرفة العینی

 با سر انگشت خویش کرده دونیم

 

آمدی ای همیشه جاری عشق

تا جهان از تو کامیاب شود

ای که از هیبت وجودی تو

کاخ نوشیروان خراب شود

 

آمدی ای زلال و از یُمنت

نهرهای سماوه جوشش کرد

آری از معجزات مولد توست

آب ساوه اگر فروکش کرد

 

ای که داری به روی شانۀ خود

 نقش مُهر نبوت ازلی

بس بود در مقام و منزلتت

که تو را یار با وفاست علی

 

ای امین ای رسول ای احمد

ای که کوی تو جنتُ المَاواست

بر در باغ عشق تو قفلی ست

 که کلیدش محبت زهراست

 

وصف ذات و جمال پاکت را

به یقین عقل ما نمی داند

هر چه هستی فرشته یا آدم

 هیچ کس جز خدا نمی داند

 

امشب از لطف ای حبیب خدا

ای که بالای نور قامت توست

التفاتی به آذری ای دوست

که نگاهش به دست رحمت توست




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


معادلات نگاه مرا به هم‌زده ای

از آن‌زمان که دراین کوچه ها قدم زده ای!

 

کشیده ایم به سلمان و سینه چاک توایم

چه پرچمی به دل امت عجم زده ای!

 

تبسمی کن‌ و‌ کفار را مسلمان کن

بخند! ای که امید گدای غمزده ای!

 

کسی نبودم و حالا موذنت شده ام!

مرا ز قافله بی کسان قلم‌ زده ای

 

علی امام‌ من است و منم غلام علی!

تو سرنوشت مرا در نجف رقم‌ زده ای

 

 

من از مدینه تو سمت کوفه آمده ام

به امر توست در خانه ی علی زده ام

 

نسیم صبح پریشان گیسوانت شد

ز راه آمدی و عید عاشقانت‌ شد

 

بساط بت کده ها را به هم‌زدی دیگر

شکاف کنگره ها تا ابد نشانت شد

 

 شنید آمنه ذکر علی علی تو را

شنید و عاشق ذکر خوش زبانت شد

 

حلیمه از چه برای تو حرز می آورد؟

که جبرئیل ز اول نگاهبانت شد

 

تو بهتر از همه از عرش سردراوردی

و زیر چادر صدیقه آسمانت شد

 

بگو پیمبری ات از کرامت زهراست

جواز رفتن معراج دعوت زهراست

 

نبوتی که تو داری عجب ولایتی است!

رسول اکرم ما بر علی چه غیرتی است!

 

بدون غسل زیارت نرو به دیدارش!

شب نگاه به زهرا شب زیارتی است

 

سلام کن به در خانه اش چنان هرروز

به چوبه چوبه این در یقین کرامتی است

 

نماز و روزه و حج و زکات دین خوب است

ولی‌ ولایت حیدر چقدر قیمتی است!

 

علی و فاطمه و بچه ها کنار تواند

دوباره زیر عبایت عجب قیامتی است

 

سخن‌ بگو که حدیث کسای ما بشود

ز برکتش همه حاجات ما روا بشود

 

 

ازین به بعد کنار علی قرار بگیر

کنار قامت طوباش سایه سار بگیر

 

هزارلشگر جنگی به پای حیدر هیچ

علی یکی ست تو او را ولی هزار بگیر

 

همان زمان که صحابه فراری از جنگند

مدد ز هوهوی شمشیر ذولفقار بگیر

 

اگر که قلعه درش وا نشد فدای سرت!

بیا و حضرت کرار را بکار بگیر!

 

علی علی کن‌ و راحت برو به او ادنی

به قصد قربِ خودت ذکر بی شمار بگیر

 

اطاله سود ندارد مرا!سخن  کوتاه

بگو به آن سه حرامی علی ولی الله!

 

سلام حضرت صادق به ما کرامت کن

برای ما ز مقامات گریه صحبت کن

 

من‌ آمدم بروم در تنورتان رخصت

شرار آتش آن را بیا و جنت کن

 

بگو که گریه کن جد تو برادر توست

کمی‌ برای همه شرح‌ این روایت کن

 

خبر رسیده به ما خانه ات حسینیه ست

محبتی کن و مارا به روضه دعوت کن

 

کنون که آمده مکفوف دستبوسی تان

به گریه بر شه لب تشنگان عبادت کن

 

به سینه ات بزن و یاد سم مرکب باش

به یاد چادر خاکی عمه زینب باش




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر

دو تا تاک پر از انگور و سر در خمره، خم پرور

یکی شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر

اگر مستم، اگر هوشیار

آگر خوابم، اگر بیدار

اسیرم در کمند جعفر صادق

کمند احمد مختار

 

دو تا خورشید عالم تاب می آیند از بالا

دو درّ نادر و نایاب می آیند از بالا

دو تا آقا، دو تا ارباب می آیند از بالا

دو تا کوثر، دو تا زمزم

دو تا دارو دو تا مرهم

دو تا ایمان مستحکم

یکی صادق، یکی هم حضرت خاتم

 

ندایی آمد از لاهوتِ ربّ العزه در ناسوت

به هم پیچیده شد طومار کفر جبت و الطّاغوت

فلک خرم، ملک در شادی و جن و بشر مبهوت

فروغی در شب آمد ایّهاالعالَم

رئیس مکتب آمد ایّهاالعالَم

الا ای شیعیان کف دارد این مژده

رئیس مذهب آمد ایّهاالعالَم

 

ببین آتشکده خاموش شد از شعله های شرک

کسی آمد که لرزانده است نور او بنای شرک

هراسان شد از این مولود مکه ناخدای شرک

محمد هدیه ای از عالم بالا

مقامش قاب قوسین است و او ادنی

اگر چه خاتم پیغمبرانش خوانده اند اما

بخوانیدش اَباالاُمّه، اخی الحیدر، اباالزهرا

 

محمد می رسد، از خوبی اخلاق می خواند

امین مکه از پابندی میثاق می خواند

سروش وحی را در گوشه ی عشاق می خواند

ز قرآن خواندنش قرآن شده واله

دل یاسین و الرّحمان شده واله

حرا واله، خدا واله، علی مرتضی واله

ابوذر مست گشته، از دمش سلمان شده واله

 

کنار گنبد خضرای او ما روسیاهانیم

در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم

پناهمان بده! همشهری شاه خراسانیم

شفیع المذنبین الغوث

شه دنیا و دین الغوث

الا ای که وصی ات شد

امیرالمومنین الغوث

 

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر

علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر

علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر

علی حُبّه جُنّه

قسیم النّار والجَنَّه

وصیّ المصطفی حقّا

امام الانس والجِنّه




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


سحر مکه صفای دگری پیدا کرد

ناله سوخته دل‌ها، اثری پیدا کرد

کعبه می‌خواست که دل را ز بتان پاک کند

دید فرزند خلیل و جگری پیدا کرد

به تمنای لبان پسر اسماعیل

زمزم از شوق، عجب چشم تری پیدا کرد

نور توحید پس از غیبت طولانی خویش

در حرم فرصت هر جلوه‌گری پیدا کرد

سالیانی خبر از حضرت جبریل نبود

مصطفی آمد و او بال و پری پیدا کرد

از قدوم پسر آمنه و عبدالله

امّت پاک سرشتان، پدری پیدا کرد

خاتم از راه رسید و شجر هر چه رسل

تازه بر بار نشست و ثمری پیدا کرد

ما هدایت شدۀ نور رسول اللهیم

ریزه خوار کرم زادۀ عبداللهیم

 

بی وجود تو بشر بی سر و سامان می‌شد

همه جا نور خدا مخفی و پنهان می‌شد

بی وجود تو کجا در همۀ امت‌ها

نام این قوم مزین به مسلمان می‌شد

تا که از قوم دگر حرف میان می‌آید

تکیۀ بازوی تو شانۀ سلمان می‌شد

تو دعا کردی و ما شیعۀ مولا گشتیم

از همان روز، دلت گرم به ایران می‌شد

رخصتی می‌دهی ای سرور زیبا رویان

گویم از چه رخ تو قاتل هر جان می‌شد

با تبسم به لب غنچه تو گل می‌کرد

گیسوی حور، به یکباره پریشان می‌شد

علت این بود که در روی ملیحانۀ تو

قدری دندان ثنایات نمایان می‌شد

ذکر تسبیح تو آهنگ بیان ملک است

شکل ترکیب رخ تو نمک اندر نمک است

 

بی دم قدسی تو مرده‌ای احیا نشود

پسر مریم قدّیسه، مسیحا نشود

 پشت موسی به تو و حضرت مولا گرم است

ورنه بی اذن شما وارد دریا نشود

گر زلیخا رخ زیبای تو بیند در خواب

پای دلداگی یوسفی رسوا نشود

همه از رحمت تو حرف میان آوردند

از چه رو علت هر خشم تو افشا نشود

غضبت رمز «اشدّاء علی الکفّار» است

لشگر کفر حریف تو به هیجا نشود

با دعای تو علی صاحب تیغ دو سر است

بی رضایت گره از ابروی او وا نشود

جز به پیش غضب چشم تو در وقت نبرد

کمر تیغ علمدار احد، تا نشود

تو ز نور احدی، اشرف مخلوقاتی

پدر فاطمه‌ای، تاج سر ساداتی

 

تو کریمی و کریمان همه از نسل تواند

سائلان بین، گذر یار بلافصل تواند

هر که ابتر به تو گفته رحمش ناپاک است

همۀ خلق خدا ریزه‌خور نسل تواند

آن کسانی که ندارند به دل حب علی

در عمل امت ملعون شده و رذل تواند

زدن فاطمه بر اهل یقین ثابت کرد

این اراذل پی آتش زدن اصل تواند

چون تمسّک به علی شرط شفاعت باشد

شیعیان در صف محشر همگی وصل تواند

چه کسی گفته اباالفضل ز اولاد تو نیست؟

ثلث سادات ز اولاد اباالفضل تواند

بعد محسن که دل فاطمه حساس شده

پسر سوم زهرای تو، عبّاس شده

 

مکتب قدسی تو نور حقایق دارد

چارده مصحف تابنده و ناطق دارد

دشمن کور دل تو ز کجا می‌دانست

راه تابندۀ تو حضرت صادق دارد

ظاهراً خاک حریمش شده با خاک یکی

باطناً او حرمی در دل عاشق دارد

روزی بندگی ما همه دست آقاست

در عمل او صفت کامل رازق دارد

سال‌ها می‌گذرد، سرخی خاک یثرب

اثر خون تن زخم شقایق دارد

گر که گوش دل ما باز شود این ایام

صحبت از توطئۀ چند منافق دارد

زود شهر نبی از مادر ما خسته شده

باورم نیست که دستان علی بسته شده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود

نور شما به عرش خدا در طواف بود

ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک

یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود

هریک برآمده ز تجلای دیگری

یک نور واحدی که شعاعش مضاف بود

از نورتان تجلی خلقت شروع شد

آن خلقتی که خالص و بی انحراف بود

ما را هم از وجود شما منَتی رسید

رخسارتان برای دل ما مطاف بود

قالوا بلای ما همه در عرصه الست

در اصل بر ولایت تان اعتراف بود

ای نامتان مرادف ذکر خدایتان

صلِ علیَ النَبیِ و آله، ثنایتان

 

کی میتوان به وصفِ تو دلبر زبان گشود

کی میتوان فراخورِ شأنت، غزل سرود

کی میتوان به کُنهِ مقامات تو رسید

کی میتوان به مدح تو آقا هنر نمود

نور تو از علی شد و نور علی ز تو

آری سزاست نورٌ علی نور را سجود

آدم چشید غمزۀ تو، شد اَبوالبشر

عالَم هم از کرشمۀ تو یافت این وجود

مجموعِ انبیا به شما امتحان شدند

وَرنه بدونِ اذن تو پیغمبری نبود

ذکر مُسبَحاتِ تو مشق فرشته شد

طرزِ قیام و شیوۀ تسبیح، تا قعود

باید نوشت سر درِ دل، با خطِ جلی

یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

 

ای فخرِ کائنات که نامت محمد است

مدح و ثنای حضرت تو کار سرمد است

با فکر و ذکر تست که دلها خدایی اَند

بی یاد نام حضرت تو، حالِ ما بد است

قرآن دم از مکارم اخلاق، چون زند

خُلقِ کریم تست که مقصودِ ایزد است

هر قطره از وضوی تو دریای رحمتی ست

باران، رسولِ فضل و کراماتِ احمد است

تنها نه در کنار تو بودن شد افتخار

هر کس نماند بعدِ تو تسلیم، مرتد است

هر کس محبِ تست، علی دوست میشود

هر کس که بی علیست ز آیینِ ما رد است

دین خدا به دامن تو چنگ میزند

دشمن علیهِ تست، دم از جنگ میزند

 

شک نیست نصرتِ تو همان نصرت خداست

یعنی اطاعت تو همان طاعت خداست

تنها نه از غدیر، ز بَدوِ تولدت

فرمان بیعت تو همان بیعت خداست

تا تو رسول رئفت و مهر و عطوفتی

باران رحمت تو همان رحمت خداست

با دشمنان به شدت و سختی عمل کنی

در اصل، قدرت تو همان قدرت خداست

تَرکِ زیارت تو جفا بر حریم تست

یعنی که حُرمت تو همان حرمت خداست

آل حسین، آل علی، آل فاطمه

الحق که عترت تو همان عترت خداست

وقتی تو را خدای تو فخر همه نوشت

ذکر تو را به عرش اباالفاطمه نوشت

 

روز ولادت تو که دفعِ بلیه شد

روز شهادت تو چه شد محسنیه شد

عالم به وقت آمدنت غرق نور بود

با رفتنَت ز آتش کین، فاطمیه شد

در سال شصت و یک، سرِ نیزه، سرِ حسین

با زینب تو همرهت از قاضریه شد

امروز هم بصیرت زینب چراغ راه

بنگر که خط اول ما زینبیه شد

روح تو بود، روح خدا را بما دمید

یک شعبه از ولای علی نیجریه شد

شکر خدا که مذهب ما هست جعفری

ایام عمرِ شیعه، همه صادقیه شد

ما جان نثار احمدِ محمود مانده ایم

در انتظار مهدی موعود مانده ایم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


لیلیِ لیلای دلها دلنوازی میکند

با دل مجنونِ هر دلداده، بازی میکند

عقل را سرمستِ آهنگ حجازی میکند

این دل دیوانه امشب سرفرازی میکند

شب شب پیدایشِ تمثال محمودِ خداست

یا محمد، عالمی خاطر پریشان شماست

 

کیستی احمد، که عالم را مُسخّر کرده ای

دشمن توحید را از خود مکدّر کرده ای

تخت و تاج پادشاهان را نگونسر کرده ای

ابروان خویش را شمشیر حیدر کرده ای

کیستی احمد که ازمِهرت فلک مدهوش گشت

با طلوع مقدمت آتشکده خاموش گشت

 

آمدی بتخانه ها ویرانسرا شد، ای نگار

آمدی کاخ ستم لرزید از این اقتدار

آمدی معراج شد در انتظارت، بیقرار

آمدی خلدبرین شد بر نگاهت وامدار

هستی از نور تو هستی یافت، ای نور خدا

میم و حاء و میم و دال! ای سِرّ مستور خدا

 

چارده نوری و هر نورت یک احمد میشود

چارده معصوم، تکرار از محمد میشود

چارده أرواح، یک روح مجرّد میشود

چارده توحید، هم مصداق سرمد میشود

مصطفایی، مرتضایی، مجتبایی، احمدا

یک تنه تو چارده عبد خدایی، احمدا

 

کیستی تو، مرتضی عبد عبیدت میشود

کیستی تو، حضرت زهرا مُریدت میشود

کیستی تو، مجتبی حبلُ الوریدت میشود

کیستی تو، سیدِ جنّت شهیدت میشود

آن یتیمی تو که سلطان جهان باید شوی

آری آری خاتم پیغمبران باید شوی

 

ایکه از آب وضوی تو چکد صدها ملَک

ایکه از خاکِ ره تو آبرو گیرد فلک

ایکه از لبخند تو شد خَلق، دریای نمک

ایکه از خُلق عظیمت میشود دلها خنک

ابرهای رحمتِ حق دست بر دامان تو

جود حق، احسان حق، از ریزشِ دستان تو

 

هر که شد عبد خدا مدیونِ درگاه نبی است

از عبادت تا اطاعت راه ما، راه نبی است

آنکه شد یار علی، سلمانِ دلخواه نبی است

قبلۀ اهل تولّا چهرۀ ماه نبی است

یارسول الله، یاران کُشتۀ پیغمبرند

ٱمّتَت امروز از هر روز آماده ترند

 

شیعۀتو پاکباز صادق آل عباست

پرچمت در اهتزاز صادق آل عباست

جلوۀ تو سَروِ ناز صادق آل عباست

این همان راز و نیاز صادق آل عباست

مکتب صادق همان آمال دیروزیِ تو

میرسد هر روز، اخباری ز پیروزی تو

 

از عراق و سوریه داری ز ما بهتر خبر

از نجف تا کربلا با توست سی میلیون نفر

بسته راه کعبه یا احمد، رسان صبح ظفر

عالمی در انتظار آن امام منتظَر

دستِ بوسفیان ببند و دست ما را باز کن

یا محمد آخرین برنامه را آغاز کن

 

نسل های جان به کف آمادۀ جانبازی اند

از حلب تا موصل اینک صحنۀ جانبازی اند

سربداران تشنۀ  جام میِ جانبازی اند

دیر شد یارانِ تو شرمندۀ جانبازی اند

گفت پیر ما ز جان، بهر خدا باید گذشت

داد مژده، راه قدس از کربلا خواهد گذشت

 

رهبرم سیدعلی فرمود با آل سعود

خشمِ سنگین از سوی ایران ببارد دیر و زود

مژده، آمد سالهای آخرِ قوم یهود

میرود دوران ظلم و جور از ما، هر چه بود

میرسد از راه، اینک روز سخت انتقام

میشود پیروز اسلامِ محمد والسلام 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


هرکس گرفته غیر تو ماوای دیگر

خیری ندیده از گداییهای دیگر

من روزی ام را از تو بی منت گرفتم

منت فراوان است درهرجای دیگر

یک پای من رفته ست امشب سمت مکه

سمت نجف رفته است اما پای دیگر

تو با علی یعنی دوتن در بین یک روح

شیعه ندارد جز شما بابای دیگر

وقت ولادت نیست هنگام ظهور است

دنیا می آیی تو ز یک دنیای دیگر

حالا که رفتم تا علی و تا محمد

باید بگویم یاعلی و یا محمد

 

نور تو خیلی قبل از آدم معتبر بود

از تو چه در انجیل و چه تورات اثر بود

دنبال تو بودند احبار بهودی

قلب کشیشان از ظهورت باخبر بود

هرروز عبدالله را تهدید کردند

هرروز عبدالمطلب تحت نظر بود

تو آمدی ایوان کسری هم ترک خورد

آثار ربانیت هرجا جلوه گر بود

آتشکده یکباره اصلا ریخت برهم

خاموش شد هر مشعلی که شعله ور بود

شب کافی است ای مکه دیگر ماه آمد

الله اکبر که رسول الله آمد

 

امی شدی ام القرا شد زادگاهت

پیغمبران را زنده کرده روی ماهت

خیلی دعا کردی برایش جای نفرین

حتی همانکه خار میریزد به راهت

این امت تو تا قیامت روسفید است

از برکت صوت اذان گوی سیاهت

بوی علی را میدهی آقای مکه

وقتی شده دیگر ابوطالب پناهت

دلخوش به اصحابت نشو که در خطرها

تنها علی میماند آقا درسپاهت

لعنت بر آنکه با جسارت حرف میزد

هرکس ز کفر والدینت حرف میزد

 

شکوه نکن ازغربتت لشگر که داری

در غزوه هایت ضربه آخر که داری

اصلا بیاید چندتا مرحب به میدان

فرقی ندارد فاتح خیبر که داری

گیرم که اصلا عبدود رد شد ز خندق

آسوده باش آقای من حیدر که داری

به طعنه های این و آن بی اعتنا باش

بگذر ازین بدبخت ها! کوثر که داری

آنکس که خیر و برکت دنیاست زهرا

سر وجود این جهان زهراست زهراست

 

ای صادق ال علی در بیکرانها

یادی بکن قدری هم از ما ناتوان ها

بار سفر برداشتی از دوش مردم

ای ناشناس مهربان کاروان ها

جارو کشت اعجاز ابراهیم دارد

در دستهای توست این کون و مکانها

درک مقامت کار امثال زراره ست

کی راه دارد در حریمت این گمان ها

پرچم سیاه روضه بر دیوار داری

تو روضه خوانی بر تمام روضه خوانها

روضه بخوان از آفتاب بین گودال

از حجت اللهی که افتادست بی حال




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت


و آنشب از شمیم عطر نامش گلستان پر شد

تمام خانه از بوی خوش این میهمان پرشد

 

شگفتا "یوسفی در کاروان حسن پیدا شد"

که از نور جمالش صحن جان عاشقان پرشد

 

گریبان چاک کرد از مقدم او طاق کسرایی

زمان خالی شد و دریاچه های باستان پر شد

 

سماع لحظه ها از چشم صحرا سرخ می بارید

فرشته بس! دگر میخانه پیر مغان پر شد

 

خبر دادند سیمرغی ز کوه طور باز آمد

که از آوای سرشارش تمام آشیان پر شد

 

چنان مضمون صفت بود آن دو چشمان غزل گونش

که تا یک پلک زد دیوان جان شاعران پرشد

 

طواف لاله گرد کعبه آیینه دیدن داشت

شبی که مکه از نام محمد(ص) ناگهان پرشد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


نصیبِ رزقِ خودم را وسیع می‌خواهم

مدینه، هفدهِ ماه ربیع می‌خواهم

 

برای این دو سه روزه فقط نمی‌خواهم

برای روزِ قیامت شفیع می‌خواهم

 

درست در شبِ میلادِ آفتابِ ششم

دلم گرفته خدایا بقیع می‌خواهم

 

کریم تا که تویی و فقیر تا که منم

هرآن‌چه خواسته‌ام را سریع می‌خواهم

 

به پای پرچمِ اسلام تا دمِ آخر

دلی سمیع و بصیر و مطیع می‌خواهم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


می‌بارد از بهشت دگرگون بهارها

بر دامن تمامی دل بیقرارها

 

می‌بارد آنکه بارش رحمت به دست اوست

در خشک سال عاطفه چون چشمه‌سارها

 

پیغمبرانه در دل صحرا قدم گذاشت

رونق گرفت با نفسش کوهسارها

 

آمد خلیل بت شکن از خیمه‌گاه صبح

تا بشکند غرور یمین و یسارها

 

آتش به جان چین و سمرقند تا گذاشت

کسری شکست آینه در گیر و دارها

 

ظلمت شکست و تشنه ی نوری شگرف شد

لبخند صبح قسمت لیل و نهارها

 

نوری دمید و هاله ی غم اعتکاف کرد

در قبله گاه باور چشم انتظارها

 

نوری که از فروغ رخش محو گشته‌اند

خورشید و ماه با همه آیینه دارها

 

نور «محمّد» است که اعجاز می‌کند

در خلوت تمامی شب زنده دارها




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


شهدِ عشقت از ازل در کام دلها ریخته

این محبت را به دلها حق تعالی ریخته

آتشِ آتشکده خاموش گشت و در عوض

آتشِ عشق تو در دلها سراپا ریخته

بر ندارم سر اگر از سجدهء شکرش رواست

کاین محبت را خدا در سینۀ ما ریخته

زیرِ گامت وقتِ میلادت زمین لرزید سخت

پس نبوده بی سبب گر طاقِ کسری ریخته

نیست بی علت که ما اینگونه از خود بیخودیم

دستِ حق در جامِ ما شُربِ طهورا ریخته

اول خلقت خدا هنگام خلقِ روی تو

نقش رویت را به عشق روی زهرا ریخته

دورهء ظلمت سر آمد شد جمالت جلوه گر

مکه از فیض وجودِ پاکِ تو شد مفتخر

 

وعدهء ادیان تحقق یافت و موعود شد

سرزمین مکه هم بی تابِ این مولود شد

انتظار حق تعالی هم به پایانش رسید

بین مخلوق خدا  تقدیر ، آنچه بود شد

مثل خورشیدی دلِ ارض و سما را گرم کرد

دلبری آمد که محبوب دلِ معبود شد

نور رویش خانه های ظلم را تاریک کرد

خانۀ سفیانیان یوم الابد نابود شد

دورهء ظلمت سر آمد تیرگی از یاد رفت

حرکت دنیا به سمتِ روشنی مشهود شد

دامن بنت وهب شد چشمۀ فیض خدا

دشمن فرزند او مغضوب شد مطرود شد

آمده تا که شود انگار ختم المرسلین

جان دو عالم فدای رحمت للعالمین

 

مکه از روز ازل در بیعت پیغمبر است

فاطمه میراث دارِ این زمین تا آخر است

مکه هم مثل مدینه خانۀ زهرای ماست

کعبه خود مشغول گردیدن به دور مادر است

می زند عالم همه فریاد که حق با علیست

هر که این فریاد را نشنیده تا حالا کر است

شک نکن این آرزو آخر محقق می شود

حقِّ کعبه یک اذانِ کامل و روشنگر است

می رسد روزی که آوایِ موءذن زاده ها

می رسد آنجا به گوش از روز هم روشن تر است

بعد از آن بر منبرِ کعبه اذان شیعیان

اولش الله اکبر آخرش یا حیدر است

ملک پیغمبر به دست شیعه افتد زودِ زود

یک نفس باقیست تا نابودیِ آل سعود




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


عرش را با ریسه های نور آذین بسته اند

گوشۂ هر کهکشان یک ماهِ زرّین بسته اند

سردرِ شهر مدینه ذکر آمین بسته اند

دورِ کعبه آیه آیه حمد و یاسین بسته اند

میزبانیِ ملائک کاملا سنجیده است

مکه مهمان دارد و کلّی تدارک دیده است

 

انبیا با اولیا...داوود و عیسی آمدند

نوح و ابراهیم با اسحاق یکجا آمدند

یوسف و یعقوب و آدم قبلِ حوّا آمدند

حضرت الیاس و اسماعیل و موسی آمدند

با ارادت با ادب، تعظیم کرده با یقین

محض بیعت با رسول الله(ص)؛ ختم المرسلین

 

آمد آنکه عطرِ او جاریست در بویِ گلاب

محض ویران کردن بتخانه ها شد انتخاب

آتش ِ آتشکده خاموش شد، شد غرق خواب

طاق کسری، کلّ ایوان مداین شد خراب

دور گهواره چه غوغایی شده، محشر شده

گل بریز و کِل بکش چون آمنه مادر شده

 

رحمةٌ للعالمین است و محمد(ص) آمده

حُسن خلق آورده با خود، حُسنِ بی حد آمده

پیش از پنجاه و هشتاد و نود، صد آمده

«لم یلِد» می خوانَد و تفسیر «یولَد» آمده

لاإلهَ جز خدا... تا گفت ذات حق یکیست

محضرِ توحید او لات و هُبل شد سربه نیست

 

مثل اقیانوس در لطف و کرم بی انتهاست

دستهایش مستجابُ الدعوه؛ اهلِ ربّناست

سیرتش قران پسند و صورتش چون سوره هاست

دشمنانش را بخوان «أبتر» که این امر خداست

شد أباالکوثر! به کوریِ همان چشمانِ شور

جاهلیت شد به جایِ دختران زنده به گور

 

قاب عالم را پر از زیباترین تصویر کرد

دست در دستش سپرد و عشق را درگیر کرد

در غدیرِ خم اذان را، قبله را تفسیر کرد

بعثتش را با ولایت خالص و تطهیر کرد

خواند «أکملتُ لکُم» را، گفت با صوتِ جلی:

تا قیامت «لا أمیرالمؤمنین إلّا علی(ع)»

 

نسل در نسلش همه از نور، از عصیان به دور

یک به یک قرانِ ناطق، اصلِ انجیل و زبور

میشود بی حُبّ آنها راهِ حق صعب العبور

موسم دلدادگی شد، کلّ عالم در سرور

در مدینه جشن دارد فاطمه(س) امشب شبی

هم پیمبر(ص) آمده هم صادقِ آلِ نبی(ع)

 

در نگاهش جنّتُ الاعلی تماشایی شده

پای درس او شلوغ است و چه غوغایی

بسکه لحنش مهربان و گرم و زهرایی(س) شده

حال من خوب و دلم مست چه آقایی شده

«قل هوالله احد» شد دینم و ذکر لبم

شد امام ِ جعفرِ صادق(ع) رئیس ِ مذهبم

 

هست یابن الباقر(ع) و در علم، بی مثل و بدل

زهد از گفتار او پیدا؛ نمایان در عمل

راستگویی و کرَم خورده به نامش از ازل

پس به عشقش خوانده ام «حیّ علی خیرالعمل»

با نمازِ اول وقتم خریدم مغفرت

از شفاعت بهره مندم میکند در آخرت!




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)امام صادق(ع)-مدح و ولادت-صلوات


سنگ حَجر نشانه ی خال او

باغ بهشت است به دنبال او

زمزمه ام هفده ماه ربیع

سلام بر "محمد و آل"  او

***

از عرش  پیام سرمدی آوردند

به به  چه  مَه زبانزدی آوردند

در روز ولادت  "امام صادق "

یک دسته گل محمدی آوردند




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


می وزد در سینه ها عطر گلستان شما

می دمد نور خدا از عمق چشمان شما

نوبهاری در دل ماه ربیع الاوّل است

خنده زد گل در حضور روی خندان شما

یا رسول الله ص گفتم پر گرفتم تا خدا

شد مدینه مقصد این عبد حیران شما

اوج معراج دل ما گنبد خضرای توست

می درخشد آفتاب از صبح تابان شما

هر دلی که دور شد از تو کویری می شود

تشنه ام تا که ببارد باز باران شما

هر کسی مهجور ماند از آیه های بندگی

زود آدم می شود با صوت قرآن شما

حلم و تقوا و جهاد نفس و ایمان با عمل

قطره ای از شرح اقیانوس برهان شما

بارها گفتی که جان من فدای فاطمه س

جان عالم گردد آقاجان به قربان شما

عاشقی ایرانی ام از شیعیان حیدرم

پیرو سلمانم و عمری مسلمان شما

امتداد نور تو در صادق آل عباست

در مسیر جعفریم از لطف و احسان شما

حاجت ما را به دست شاه مشهد داده ای

خاکبوس بچه های توست ایران شما

حال و روزم نیست خوب اما مداوا می شوم

تا که زانو می زنم در نزد خوبان شما

این شب عیدی تفضّل کن برات کربلا

کاش می شد در حرم باشم به فرمان شما

منتظر هستیم تا مهدی عج بیاید از حجاز

غرق آرامش شود قلب پریشان شما

یاابالقاسم ص ضیاء هر دوعینی خوب من

مُنتهای حُسنی و جدّ حسینی خوب من

 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


می بنوش از پیاله‌ی توحید

سجده‌ای کن حواله‌ی توحید

می‌رسد از سلاله‌ی توحید

آنکه در عرش احمدش خوانند

در زمین هم محمدش خوانند

 

آمنه ماهتاب آورده

گوهری ناب‌ِناب آورده

طفل نه، آفتاب آورده

هدیه‌ای از خداست این کودک

خاتم‌الانبیاست این کودک

 

معنی لفظ آبرو آمد

صاحب تاج تُنفِقوا آمد

طاق کسری بلرز او آمد

تیری از او به چشم شیطان رفت

ابرهه زیر سنگ باران رفت

 

او امین خدا‌ و مخلوق است

از وجودش وجود مرزوق است

تشنه کام زلالش عیّوق است

غضب او حمیم می‌سازد

یک‌نگاهش کلیم می‌سازد

 

کعبه حرمت گرفت با احمد

دین اصالت گرفت با احمد

وحی قوت گرفت با احمد

پیکر شرع را نبی جان است

کلماتش تمام قرآن است

 

مجلس‌آراست همچو گل اخلاق

بین خلق و خداست پل اخلاق

مصطفای مکارم‌الاخلاق

علّت بعثتش همین بوده‌است

صادق‌الوعده و امین بوده‌است

 

مکتب مصطفی، ابوذر‌ساز

حُبّ زهراش، حوض‌کوثرساز

بی‌تعارف، نبی‌ست حیدرساز

بی محمد اگر وجود نبود

بی علی هم نبی نبود نبود

 

احمد و حیدرند یک ریشه

ذوب وحدانیت خدا‌پیشه

جرعه نوش‌اند از یک اندیشه

عبد حقّند و مست فاطمه‌اند

هر‌دو ممنون دست فاطمه‌اند

 

دست زهرا کمال پروده

چشمه‌ساری زلال پرورده

یازده بی‌مثال پرورده

کار زهراست عزتی گر هست

دین و قرآن و عترتی گر هست




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت-صلوات


تا نام تو بر زبان ما جاری شد

گویی عسل از دهان ما جاری شد

با یک صلوات، لحظه‌ای بوی گلاب

از روزنه ی لبان ما جاری شد...




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


به نام قبله شاه نجف، به نام نبی

منم غلام علی و منم غلام نبی

علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند

چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی

نوشته اند سخن گفته در شب معراج

خدا به لهجه ی حیدر ، به احترام نبی

به آنکه تهمت هَذیان به او زده لعنت

همیشه وحی گره خورده با کلام نبی

بگو به دشمن حیدر ، خدا خدا نکند

علی علی است مناجات صبح و شام نبی

بگو که اشهد انَّ علی ولی الله

بگیر هر چه که میخواهی از رسول الله

 

سلام حضرت ِاز درک ما ، فراترها

سلام سایه بالاسر ابوذرها

به جز تو نیست کسی در جهان علی پرور

به جز تو نیست کسی سید پیمبرها

تو با علی و خدیجه قیامتی کردید

که نیست تا ابدالدهر ، کار لشکرها

جماعتی که همه دشمنان هم بودند

شدند با هنرت خواهر و برادر ها

هنوز هم که هنوز است نام فاطمه ات

نشانده لرزه به جان تمام ابترها

بزرگ و کوچک نسلت همیشه سلطانند

غلام خانه ی این قوم ، تاجدارانند

 

تو نور عالم امکان ، تو ماه تابانی

تو قبله ای ، تو مرادی  ، تو جان جانانی

تو با وفا ، تو خدای مکارم اخلاق

تو قبله گاهِ تمام مهربانانی

به آشنا ، به غریبه ، به کافر و مومن

رسیده بخشش و لطفت ، تو مثل بارانی

تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که

نه حاجبی به سرایت بُوَد نه دربانی

بزرگواری و کارَت عطای بی منت

غم دل همگان را نگفته می دانی

به یُمنِ مَقدم تو بتکده ، مصلا شد

زمین ز خواب زمستانی ِخودش پا شد

 

جهان برای همیشه است ، آرزومندت

شده هوایی ِ شصت و سه سال لبخندت

چه ساده عاشق خود کرده ای دو عالم را

یگانه ای و زمانه ، ندیده مانندت

قسم به جان ِ که از اهل آسمان و زمین

به جز تو خورده به قرآن خود ، خداوندت ؟

خدا ز دامن تو دست من جدا نکند

خدا رهام نگرداند هرگز از بندت

هزار شکر که مدیون صادقت هستم

ره نجات به من یاد داده فرزندت

همان که خواسته ای شد ، مسیر عاشقی ام

هزار شکر خدا را امام صادقی ام

 

همیشه بر سر این سفره میهمان هستم

همیشه شامل این لطف بی کران هستم

نه دلبریست مرا جز نوادگان شما

نه جیره خوار و فدائی این و آن هستم

بگو چه بهتر ازین خواهم از تو من دیگر

به زیر سایه ی زهرای مهربان هستم

شنیده ام که تویی عاشق حسینی ها

منم همان که رفیق حسینتان هستم

به جان فاطمه آقا بیا و کاری کن

شوم شهید ِحسین ِتو تا جوان هستم

درین زمانه که دلسوز و تکیه گاهی نیست

"به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست"

 

 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


مقصود خداوند ز خلقت عسلش بود

خیرالبشرش آیت ضرب المثلش بود

سرمایه و آرایه و آسایۀ هستی

یعنی که محمد همۀ ماحصلش بود

تصنیف دل آرا و شمیم خوش ایمان

زهرا و علی قافیه های غزلش بود

سر سلسلۀ نور علی نور هدایت

میراث گران مایه و خیرالعملش بود

این سلسله سررشتۀ عشقی ابدی بود

سرمنشا این سلسله روز ازلش بود

این سلسله سرچشمۀ رزق بشری بود

این سلسله سرلوحۀ بین المللش بود

هر رشته خودش سلسله ای بود خدایی

موسی ید و عیسی دم و احمد بدلش بود

هر آیۀ قرآن که به معنا بشکافند

وصفی است که از احمد و اولاد یلش بود

وصفی که شنیدیم به مجموعۀ قرآن

در نقطه بایی است که حداقلش بود

 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح-صلوات-هفته وحدت


عید است و خداوند فرستاده برات

نوری چو نماز و روز ه و حج و زکات

ذکری که شبیه قبله وحدت ساز است

بر خاتم انبیاء محمد صلوات




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


همه ی حرف های من با تو

آبرو، اعتبار دنیا تو

نور،خورشید،بندگی،توحید

همه تفسیر می شود با تو

گرد پایت به شانه ی جبریل

یعنی از عرش آنچه اعلی، تو

جای پای تو آسمان روئید

رد شدی از مسیر هر جا تو

بالمان سوخت، خاک نشین شدیم

نرسیدیم آخرش تا تو

و به جایی نمی رسیم آقا

تا نگیری تو دستمان را ... تو

 

کاش دستی به دستمان بدهی

آسمان را به ما نشان بدهی

 

نور توحید را به ما دادی

تو به دل های ما صفا دادی

ما شدیم اهل صبر، اهل ولا

بعد هر وعده غم، بلا دادی

به غریبان جمع یکباره

رزق ما را جدا جدا دادی

دست ما را به فاطمه دادی

دست ما را به آشنا دادی

حس نابی که شاعران دارند

هر چه داریم را شما دادی

با علی آشنایمان کردی

بعد هم منصب گدا دادی

 

با نگاه تو انتخاب شدیم

که گدای ابوتراب شدیم

 

لطف داری شما به نوکر هم

خوب و بد را خریده ای در هم

مست جام شما شدیم-و بعد

مست جام طهور کوثر هم

رحمت آوردی و به ما گفتی

رحمتی از خداست دختر هم

پادشاهی که می نشینی با

هر غلام و فقیر و نوکر هم

در جمالت ملاحتی جاری...

بود اینگونه تا به آخر هم

جان ماها چه ارزشی دارد

می گذاریم پای تو سر هم

 

تو دلیل وجود ماهایی

آبروی تمام دنیایی

 

مکه را اعتبار دادی تو

نعمت بی شمار دادی تو

به نفس های مرده ی این شهر

عطر و بوی بهار دادی تو

آمدی نقل حسن یوسف را

بعد عمری کنار دادی تو

ابتدا بی قرارمان کردی

بعد ما را قرار دادی تو

و علی را نه خم، همان اول

سر جایش قرار دادی تو

چون علی روی شانه ات رفته

شیعه را اقتدار دادی تو

 

دین تو کامل از ولایت شد

شیعه بعد از شما هدایت شد

 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/09/3 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص-(مدح


بر باد داده عاشقی خاكسترم را

وقتی تو را دیدم زدم قیدِ سرم را

ایل و تبارم عاشق ایل و تبارت

نذرِ تو كردم والدین و همسرم را

با بُردنِ نامِ شما معراج رفتم

فطرس شدم دادی به من بال و پرم را

باید برای عاشقی تَركِ قرن كرد

من آمدم اینجا ببینم دلبرم را

كویِ تو را جارو زدم با اشك و مژگان

از من نگیر این دیده یِ رُفتگرم را

گریه نشانِ قلبِ پاك و صاف باشد

از دست دادم مدتی چشمِ ترم را

غارِ حرا ذاتش همان گوشه نشینی ست

باید كمی خلوت كنم دور و برم را

پرسید كه مُزدِ رسالت را چه خواهی؟

گفتی نگه دار احترامِ دخترم را

گفتی كه این خانه همان عرش برین است

گفتی فقط حیدر امیرالمؤمنین است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/02/15 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو