تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ولادت رسول اكرم(ص)

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


همه مجذوب یك خبر بودند

بی قرار پیامبر بودند

همه در انتظار لحظۀ ناب

جذب اخبار معتبر بودند

دور تا دور بیت عبدالله

دشمن و دوست در گذر بودند

مكّه انگار نور باران بود

همه حیران آن سحر بودند

دلربایی ترین شب عالم

همه آفاق مفتخر بودند

نوریان و موحدان مسرور

ناریان سخت ، بد نظر بودند

نوریان جمعی از بنی هاشم

ناریان پیروان شر بودند

پاسی از شب گذشته بود امّا

همه مبهوت یكدگر بودند

خبر آمد كه آمده احمد

همه مشتاق این پسر بودند

كه تواند كه وصف او گوید

مادحانی كه خود قمر بودند

عَجَز الواصفونَ عن صفتك

ما عرفناكَ حق معرفتك

آمد از امر حق رسول مبین

تا نمایان شود حقیقت دین

همه ادیان وحی اِسلامند

همۀ انبیا رسولِ امین

همگی آمدند تا گویند

جز ولای علی نباشد دین

همه دارند این ولایت را

هر نبی قدرِ فقرِ خود مسكین

در اولوالعزم ها مقرّبتر

هر چقدر از علی كند تمكین

خاتم الانبیا شد از این رو

كه فزونتر ولایتش تضمین

مردِ معراج و لیلة الاسرا

اوست والشمس و الضحی و التین

برگزیدش خدا به اوج مقام

مصطفی شد در آسمان و زمین

و خَلَقناهُ اَحسنُ التقویم

فَجَعلناهُ فی قرارِ مكین

عجَزَ الواصفون عن صفتك

ما عرفناك حق معرفتك


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/10/28 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


میل باران، تب رطب داریم

صد و ده کوزه می به لب داریم

از گریبان پاره مان پیداست

از همه بیشتر طرب داریم

ما پیاله به دست مشهوریم

همه از میکده نسب داریم

از کرامات چشم های کسی است

اگر ایمان به نام رب داریم

آنچنان والِهیم در خورشید

پنج وعده نماز شب داریم

ما عجم زاده ها به برکت عشق

رتبه بالاتر از عرب داریم

اگر از واجبات می پرسی

مست حب؛ فیض مستحب داریم

ما همه بنده و تو باب نجات

السلام ای حقیقت صلوات

زیر پایت بهار ریخته است

دانه دانه انار ریخته است

پای مژگان چشم مشکینت

شصت و سه آبشار ریخته است

بهر قربانی قدمهایت

چند ایل و تبار ریخته است

طاق کسری که ریخته پای

طاق ابروی یار ریخته است

پای اسم غلام های شما

چقدر اعتبار ریخته است

آمدی و به پای آمدنت

سالها انتظار ریخته است

حضرت مصطفی سلام آقا

خاتم الانبیا سلام آقا

روح دنبال تن، بلند شده

جگر سرخ من بلند شده

در تکاپوی دیدن رویت

صد اویس قَرَن بلند شده

آتش عشقت آمد و زرتشت

ز آتش افروختن بلند شده

کعبه دور سر تو می چرخد

آخرین بت شکن بلند شده

منجیِ دختران زنده به گور

حامی شأن زن بلند شده

نه فقط فاطمه که از صُلبِ

تو حسین و حسن بلند شده

ای سراسر ظهور ذات الله

أشهدُ أنَّکَ رسول الله


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


آن شب از موج نور دیدن داشت

 آسمانی که غرق اَنجُم بود

در زمیــن از ترنـّـم بــاران

بر لب غنچه ها تبسم بود

 

غــرقِ در نور آسمان امید

می درخشیـد مثل آییــنه

می گشود از هم و برون می ریخت

((رازهایی که داشت در سینه))

 

آن شب از لابلای عرش خدا

 سوده نور بر زمین می ریخت

آسمان در نشاط و شور و شعف

چلچراغ از ستاره می آویخت

 

فوج فوج ملک به عرض سلام

آمدند از سما به سوی زمین

تا که بینند عارض احمد

 آنکه نامش بود به عرش آذین

 

خانۀ آمنه سراسر فیض

گوئیا خـانـۀ ملائـک بود

مصطفی در میانه و همه مست

 از شمیم گلاب وعنبر و عود

 

حوریان یک طرف همه مبهوت

 همه محو نگاه دلبر خود

پک طرف جبرییل می افکند

زیر بالین مصطفی پر خود

 

کودکی کو ز دلبری زده است

 بند قنداقه اش به دل ها بند

انبیا جمله گرد شمع رخش

 همه پروانه وار میگردند

 

آمد آن گل که در بسیط چمن

 ((باغ دیباچه ای ز دفتر اوست))

او که در سایه اش رود خورشید

 ((هودج آفتاب پیکر اوست))

 

می چکد شبنم تلاوت عشق

 از لبانش که هست غنچۀ نور

در لب پر ز شهد توحیدش

چشمه ای هست از شراب طهور

 

آه ای آسمان هستی بخش

 سـدرة الـمنتـهی افلاکـی

تو پر از چشمه های تطهیری

 ((مثل آیه مقدسی پاکی))


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


ز شرق بادی اشراق با چه زیبایی

کسی برای ترنم بهانه آورده

دوباره حضرت روح الامین مدد فرمود

برای مستی تازه ترانه آورده

تقارن دو بهار و دو رحمت رحمان

هوای صبح دم شاعرانه آورده

به مژدگانی میلاد احمد و صادق

امین وحی دو دستی اعانه آورده

خدا نوشته که دارد ز سوی من برکات

هر آن کسی که فرستد محمدی صلوات

طلوع کردن خورشید عشق و زیبایی

به یار گلرخ غنچه دهان مبارک باد

هوای تازه و صبح پر از نشاط آمد

غروب ظلمت جهل جهان مبارک باد

نسیم و سبزه و گل بوی یار آورده

دوباره شادی سرو چمان مبارک باد

خزان تمام شد و فصل بی قراری رفت

بهار رحم و عاطفه بر عاشقان مبارک باد

رها شده است ز بنده اسارت ظلمات

هر آن کسی که فرستد محمدی صلوات

سپیده دم طربی خواست از همه ذرات

ستاره در دل تاریک شب قمر زایید

امین وحی به فوج ملائکه فرمود

تبر دهید که بنت وهب پسر زایید

به سر رسید دگر عصر جهل و گمراهی

برای شام دلالت سحر سحر زایید

دعای آمنه را مستجاب کرد خدا

برای خلق امان از قضا قدر زایید

اسیر حادثه هرگز نشد به وقت ممات

هر آن کسی که فرستد محمدی صلوات

هر آنچه هست به مستی در آمده امشب

رسیده موسم مستی پیاله کو ساقی؟

خمار آمده ام باز بر در لطفت

نیازمند گرفتم نوای هو ساقی

به یمن چشم طبیبی که کرده بیمارم

مکن دریغ لبم از لب سبو ساقی

مده حواله به دستان دیگری ما را

بیا که باده بنوشیم رو به رو ساقی

ز سوی فاطمه دارم کرامت و نعمات

هر آن کسی که فرستد محمدی صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


خورشیـد چهـرۀ تـو برون از حجاب شد

بـاجلـوۀ فــروغ رُخـت ، آفتــاب شـد

از شـرم نــور قدسیت، ای مهـر لایـزال

خـورشیــد تاکه دید تو را در حجاب شد

تـا بـا خبــر شـونـد همــه از شکفتنت

در آفـرینش از قــدمـت انقــلاب شـد

از شــوکـت بلنـد و رفیــع قــدوم تـو

کسری شکست و سقف مدائن خراب شد

آتشکده شگفت زده شد خموش و باز

آتش پـس از شنیـدن نـام تـو آب شد

عطـر بهشتـی تـو جهـان را فـرا گرفت

هستی ز عطـر وب وی تـو غرق گلاب شد

یـک جلـوه از تجلـّی نـور تـو در فلـک

یک آسمان ستـاره و مـاه و شهـاب شد

آمـد وجـود از تــو بهشت محمّـدی

نـامت بـه لـوح سینۀ تـاریخ قـاب شد

بـر خـدمت مقّـدس ایـن آستـان رسید

پیک امیــن وحـی کـه پـا در رکـاب شد

ختـم رُسـل شـدی و بـه آوای سـرمدی

در انبیــا حضـور تـو فصل الخطـاب شد

ایمـان شکفتـه است ز خلـق نکـوی تـو

اســـلام از محبّـت تـو کــامیــاب شد

چیــزی نگفتـه انـد ز قــدر و فضیلتت

مدحت اگر چه گفته به صدها کتـاب شد

ای کشتی نجــات بشــر، بـا حضـور تو

بـالله دعـای غمـزدگـان مستجـاب شد

تـا رنگ و بـو دهنــد بـه بـاغ محمّـدی

گل هـای وحـی در ره دیـن انتخـاب شد

رو بـر تـو کـرد تا که «وفائی» ز شـوق گفت

کی سـائلی ز درگــه لطفت جــواب شد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


شهر بركات است ربیع المولود

پر از حسنات است ربیع المولود

میلاد پیمبر و امام صادق

ماه صلوات است ربیع المولود

٭٭٭

كشتی نجات است ربیع المولود

خود آب حیات است ربیع المولود

گویند كه ازدواج زهرا و علی است

ماه صلوات است ربیع المولود




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)،  ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-ولادت


آن غایت حسن و لطف و دلبندی

از یوسف مصر، دلنشین‌تر بود

در کار شریعت خداوندی

جبریل، امین و او امین‌تر بود

عالم همه غرق لطف ایزد شد

هنگام ولادت محمّد شد

ای جان علی سرشته با جانت

ای فاطمه در پناه دستانت

جانی و جهان یتیم احسانت

ای جان جهان، جهان به قربانت

عالم همه غرق لطف ایزد شد

هنگام ولادت محمّد شد

ای جای حسین بَر بر و دوشت

ای جای حسن بهشت آغوشت

ای منت رحمت تو بر عالم

کی امت تو کند فراموشت؟!

عالم همه غرق لطف ایزد شد

هنگام ولادت محمّد شد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-ولادت


جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر

منور قلب عالم گشت از میلاد پیغمبر

بده ساقى مى باقى كه غرق عشرت و شادى

دل اولاد آدم گشت از میلاد پیغمبر

تعالى الله از این نعمت كز او اسباب آسایش

براى ما فراهم گشت از میلاد پیغمبر

ز لطف و رحمت ایزد ز یمن مقدم احمد

ظهور حق مسلم گشت از میلاد پیغمبر

به شام هفده ماه ربیع و سال عام الفیل

رسالت ختم خاتم گشت از میلاد پیغمبر

بشارت ده به مشتاقان كه ز امر قادر منّان

دل ما عارى از غم گشت از میلاد پیغمبر

ز ناموس قدر بشنو تو گلبانگ خطر زیرا

سر نابخردان خم گشت از میلاد پیغمبر

بناى جهل ویران شد ز یمن منجى ات تارك

جهان از علم اعلى گشت از میلاد پیغمبر

دوصد اعجاز شد ظاهر كه در عرش عُلى حیران

دوصد عیسى بن مریم گشت از میلاد پیغمبر

بشد دریاچۀ ساوه تهى از آب و برعكسش

سماوه همچنان یم گشت از میلاد پیغمبر

بشد این فارس چون شمعى، بشد آتشكده خاموش

جهان حق مجسم گشت از میلاد پیغمبر

ز یمن مقدمش منشق جِدار طاق كسرى شد

كه حیران خسرو جم گشت از میلاد پیغمبر

بناى ظلم شد ویران ولى در سایۀ ایمان

بناى عدل محكم گشت از میلاد پیغمبر

قدم در ملك هستى زد چو ختم الانبیاء احمد

مقام ما مقدم گشت از میلاد پیغمبر

نواى بانگ جاء الحق به باطل چیره شد اى دل

نظام دین منظم گشت از میلاد پیغمبر

ز حسن پرتو رویش خجل در مغرب و مشرق

مه و خورشید اعظم گشت از میلاد پیغمبر

من «ژولیده» مى گویم بگو بر دوستارانش

كه شرّ دشمنان كم گشت از میلاد پیغمبر




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


گاهِ سُرور است و گاهِ شادىِ بى حد

دولت عیش و سرور باد مخلَّد

مى رسد آنَك صلا كه تا كى و تا چند

پاى دلِ اهلِ دل به بند، مقیّد؟

تا به سرانگشتِ طبع نادره مضمون

زلف عروس سخن كنیم مجعَّد

مژده كه آمد خبر ز خلوتىِ راز

پرده ز رخ برگشود شاهدِ سرمد

آینه ذات، در تجلّى و اشراق

نورِ اَحَد جلوه گر ز طلعت احمد

خاتم خیل رسل، رسول خداوند

احمد و محمود و مصطفى و محمّد

روح لطیفى كه در دو كون نگنجد

بهر تماشا كنون شده ست مُجَسَّد

آن كه تنِ خاكى اش لطیف تر آمد

در نظرِ اهلِ دل ز روحِ مجرّد

آن كه نهد پیش بارگاه جلالش

از سر تعظیم، جبرئیل امین، خَدْ

گشته دوچندان شكوه و شوكت امروز

از فرِ میلاد جعفر بن محمّد

آن كه قوام جهان ازوست مسلّم

وان كه اساس مكان ازوست مشیَّد

آن كه بود مستنیر مهرِ منیرش

روز و شبان، ماه و مهر و زُهرِه و فَرقَد

سیره احمد ازوست سارى و جارى

دین خدا را از و جلالت و سَودَدْ

پیرو او ناجى ست و صالح و مؤمن

منكر او، طاغى ست و طالح و مرتد

پیش رخش مهر چرخ، ذرّه ناچیز

نزد دو گیسوش، شب بیاض مُسوَّد

مى برم اینك سخن به نقطه پایان

تا نكشد دوست بر چكامه خطِ رد

حجّت ثانى عشر! به گاه نیایش

مسألت ما بود ز درگه ایزد

كزتو جدا، شیعه راه خویش مَپویاد!

بى تو محال است ره بریم به مقصد

شوكت اسلام باد بیشتر از پیش

عمر تو اى خضر راه! باد "مؤیّد"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-ولادت


تا بر بسیط سبز چمن پا گذاشته است

چشمش بهار را به تماشا گذاشته است

می بارد از طلوع نگاهش تبار صبح

خورشید را به سینه خود جا گذاشته است

تا مثل کوه ریشه دواند به عمق خاک

یک عمر سر به دامن صحرا گذاشته است

دستی لطیف ساغر سرشار عشق را

در هفت سین سفرۀ دنیا گذاشته است

نوری(امین)نشسته به آغوش (آمنه)

دریا قدم به دیدۀ دریا گذاشته است

نوری که از تبلور رخسار او دمید

خورشید را به خانه دل ها گذاشته است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/10/27 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


سالها بی تو درختان زمین بار نداشت

باغ با پنجره ای وعده ی دیدار نداشت

رود می رفت و فقط حسرت دریا می خورد

باد می آمد و رنگ رخ گلزار نداشت

آسمان در قُرق دسته ی کرکس ها بود

روح آزاده ی پرواز هوادار نداشت

شهر در سلطه ی زیبایی زنگی ها بود

سال تا سال به آئینه کسی کار نداشت

کورها در همه سو راه نشان می دادند

بود اگر قافله ای قافله سالار نداشت

شحنه از سفره ی پر رونق دزدان می خورد

مزدی آزادگی مرد به جز دار نداشت

تو نبودی که ببینی رمه سرگردان بود

گرگ این قصّه ی پر غصّه خودِ چوپان بود

بادی از بادیه آرام به خاور می رفت

آتش حوصله ی فارسیان سر می رفت 

کاخ، دیوار به دیوار ترک بر می داشت

آب، دریاچه به دریاچه فروتر می رفت

بلبلی مأذنه در مأذنه می داد اذان

میخکی آرام آرام به منبر می رفت

عطر یاقوت حجازی به یمن می بارید

رنگ گل از سفر مکه به قمصر می رفت

رنگ، در باغ رها می شد و گل می رقصید

عطر، از پنجره می آمد و از در می رفت

عشق می گفت بخوان و تو غزل می خواندی

روح، در قالب کلمات معطّر می رفت

«عشق باریده ست باریده ست گل باریده ست

از در قونیه تا طرقبه مُل باریده ست»


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


صدای معجزه می‌آید از پشت دری دیگر

خدا گل می‌کند در ربنای حنجری دیگر

خبر آورده: دارد سنگ‌باران می‌شود، ظلمت

ابابیلی که پر واکرده از پلک‌ تری دیگر

کسی با هفت پشت از نسل اسماعیل می‌آید

شبی از دامن آیینه‌گون‌ هاجری دیگر

خدا با نقره حکاکی خاتم، شبی زیبا

می‌آراید به انگشت زمین، انگشتری دیگر

به نخ کردند ماه و مهر را در نیمه‌های شب

که تسبیحی شود در پنجه پیغمبری دیگر

صدف شد قلب آرام حرا، آهسته آهسته

برای سجده‌های سوزناک گوهری دیگر

چهل سال است می‌خواهد زمین، روشن کند شب را

به نور چلچراغ وحی پیغام‌آوری دیگر

کنار هم هزاران برگ باران‌خورده مصحف شد

برای آیه «یا ایها المدثر ...» دیگر

بخوان با صوت گیرایت: «الم نشرح لک صدرک»

برای سینه تنگ و دل ناباوری دیگر!

ابوجهلی‌ترین پیمان آتشناک کافرها

به دست موریانه می‌شود خاکستری دیگر

بیا تاریخ هجرت را به غار ثور برگردان!

که تار عنکبوتی کهنه می‌شد سنگری دیگر

بیا از خشت خشت سینه‌های دردآلوده

بنا کن مسجد و محراب و مهر و منبری دیگر!

کشانده از شب بیت‌المقدس با چنان شوری

دلت، قبله‌نماها را به سمت خاوری دیگر

گشوده می‌شود با تیغ‌های تشنه از هر سو

برای شرح حال پیروانت، دفتری دیگر

کمی پررنگ‌تر کن آیه‌های سرخ قرآن را!

که خون حمزه از این لحظه باشد جوهری دیگر

برای نقطه‌های بای «بسم‌الله»‌ها، دارد

به روی ریگ‌های داغ می‌افتد، سری دیگر

حدیث بدر و فریاد احد را می‌کند تکرار

صدای لا اله ... ات در غروب خیبری دیگر

خبر آمد: که جایی شیشه عطری ترک خورده

چه غم! هر قطره‌اش گل می‌دهد در قمصری دیگر




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-مدح و ولادت


و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

 زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد

شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید

 به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد

همان شب چنگ زد در چین زلفت، چین و غرناطه

 میان مردم چشم تو یک هندوستان گم شد

از آن روزی که جانت را اذان جبرئیل آکند

 خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد

تو نوح نوحی اما قصه ات شور دگر دارد

 که در طوفان نامت کشتی پیغمبران گم شد

شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم کرد

 شب معراج زیر پای تو صد کهکشان گم شد

ببخش ای محرمان در نقطه ی خال لبت حیران -

 خیال از تو گفتن داشتم امّا زبان گم شد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-صلوات


هرکس که به کف از تو براتی دارد

در روز جزا راه نجاتی دارد

جاری است همیشه نام تو در صلوات

نام تو شنیدن صلواتی دارد

***

ای دوست برای دل براتی بفرست

در ظلمت غم آب حیاتی بفرست

خواهی که خدا بر تو فرستد صلوات

بر احمد و آلش صلواتی بفرست

***

ای دوست اگر حُسن صفاتی داری

گنجینۀ نور و برکاتی داری

مجذوب ولایت علی خواهی شد

هرگاه که ذکر صلواتی داری




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


ای گل سر سبد طایفه ی آقاها

ای بزرگ همه بی مثل و همتاها

هرکسی دیده تو را مست شد و خانه خراب

تشنه ی دیدن تو میکده ها صهباها

نمک روی تو دیوانه کند مجنون را

کشته و مرده ی رویت همه لیلاها

پیش اعجاز دو چشمان سیاهت آقا

شده بی رنگ حنای همه عیساها

هر که امروز گرفتار نگاهت گردید

نکند وحشتی از بی کسی فرداها

شعبه ی عرش شده از قدم تو دنیا

هر کجا حرف شود از تو بهشت است آنجا

با تو شد روز تر از روز، شب غربت ما

شده نابود غم بی کسی و غربت ما

مثل هر کس که کسی هست میان عالم

شد گدایی درِ خانه تو عادت ما

ما نبودیم اگر که تو نبودی آقا

هست زیر سر تو آمدن و خلقت ما

سنگ خوردی تو که ما خدعه شیطان نخوریم

خون دل خوردن تو گشت همه ثروت ما

گوشه ی کوچکی از چشمه لطفت این است

نوکری تو و اولاد تو شد قسمت ما

ما مسلمان شده ی دختر و داماد توأییم

نسل در نسل همه آدم اولاد توأییم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/10/25 | 06:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


ای فدای تو جنّ و روح و بشر

وی اسیر تو این همه یکسر

خانه ی جان بدون تو ویران

با تو ویرانه کاخی از مرمر

بسکه گیراست چشم نافذ تو

نمی افتد گدا ز منظر تو

وقت کوبیدن سرای تو شب

گاه حاجت گرفتن از تو سحر

چون تویی اول تمام رسل

آدم بوالبشر شود آخر

کوچه باغ محبّتت خضری

چل چراغ ولایتت اخضر

امّتت را به دایه نسپردی

ای به ما مهربانتر از مادر

ای ذبیح تو هر چه اسماعیل

وی قتیل تو هر چه پیغمبر

ساقیِ می فروش می ریزت

شاهدی چون علی بلند اختر

حجر السود است دیده ی تو

لیک چشم سیه کجا و حَجر

ابرویت تیغ بی نیام سپاه

مژگان تو نیزه ی لشگر

گونه ات سیب، لیک سیب بهشت

لب لعل تو در مثل گوهر

در سفیدی، گلوی تو نقره

در تلألو جمال تو چون زر

آن چه ریزد ز شیوه ی تو، ادب

و آن چه  زیبد به عشوه ی تو، هنر

الغرض، مصطفی مگو، غوغا

فی المثل، مصطفی مگو، محشر

کرده موسی به مدحت تو قیام

بسته عیسی به خدمت تو کمر

ما سِوَی الله به چشم تو صغری

جز تو در چشم کبریا اصغر

ابتدای مدیحه ات توحید

انتهای ثنای تو داور


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


گاهی غزل بخوانم و گاهی غزل شوم

گاهی به تکه پاره ای از دل بدل شوم

گاهی که صحبت از لب لعل تو می کنم

انگار که تعارف جامی عسل شوم

جانم غزال تیر نگاه نجیب توست

بی تو چگونه کشته ی تیر اجل شوم

بی مهر تو محلی از اعراب نیستم

وقتی نگاه می کنی اهل محل شوم

گفتی ز طول سجده مقرب شوی به حشر

بگذار تا حدیث تو را فی المثل شوم

در لحظه ی خطیر حماسه مرا بخوان

ورنه به مکر زهد و ریا معتزل شوم

قالوا بلای ما به تو، تنها الست نیست

روزی هزار بار چو روز ازل شوم

گفتند بی بها که بهشتی نمی شوم

من هم دعا کنید که اهل عمل شوم

حالا که مست باده ی ناب پیمبرم

 باید موحدانه کنم وصف دلبرم

ای اشهدت گواه خدا، لاشریک له

چون تو ترانه ی دل ما لا شریک له

تو آمدی و بندگی آغاز شد چه خوب

با تو شروع شد همه جا لا شریک له

عالم خبر ز خلقت یکدانه ی تو شد

تا بشنود ندای تو را لا شریک له

ابلیس از فریب شما نا امید ماند

وقتی که گفت ارض و سما لا شریک له

کسری ز اقتدار قدومت فرو نشست

وز چارده ستون ولا، لا شریک له

بت ها صدای پای تو را تا شناختند

عابد شدند پیش تو با لا شریک له

ای بت شکن! به قصر دل ما سری بزن

کسری بریز و خیمه ی پیغمبری بزن


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


میلاد احمد عید خداونـدِ سرمد است

عالم ز مقدمش همه خلدِ مخلّد است

از ربِّ کعبه در حـرم کعبه حکم شد

بت‌ها ادب کنید که میلاد احمد است

دوران بردگـی و اســارت تمــام شد

ای دختران زنده به گور، این محمّد است

بت‌هـا نـدا دهنـد به آوازۀ جلی

صلّ علی محمّد و صلِ علیٰ علی

این یـاور تمــامِ ضعیفـان عـالم است

این منجــی همیشــۀ اولاد آدم است

این رهنمای گمشدگان تـا قیام حشر

این شمعِ جمع خلق، رسول مکرم است

این روی انبیـای الهـی به جسم پاک

این پای تا به سر همه روح مجسم است

این طفل نه که صاحب تنزیل بوده است

شاگـرد او معلـم جبرییــل بوده است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 05:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


در صدف پنهان مکن این قدر مروارید را

عاشقان بگذار خوش باشند روز عید را

با وجود تو دگر جایی برای ماه نیست

آسمان با دیدنت گم می کند خورشید را

می کشانی کهکشان ها را به دنبال خودت

مشتریِ چشم هایت کرده ای ناهید را

می شکوفد چهره ی تو غنچه را در بوستان

شانه هایت می نوازد شاخه های بید را

کوهی و آتش فشان عشق جاری می کنی

بر لبانت آیه های محکم توحید را

در بشر یک عمر امید رهایی مرده بود

آمدی تا زنده گردانی تو این امید را

من به چشمانت یقین دارم، دلم یک رنگ نیست

ذبح خواهم کرد پای این یقین تردید را




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/11/10 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دُردی کِش بلای توام یا محمّدا

دیوانه ی ولای توام یا محمّدا

گویند هر که را تو بخواهی بلا دهی

مستانه ی بلای توام یا محمّدا

بیمارم و نگاه تو اعجاز می کند

مبهوت چشم های توام  یا محمّدا

من از ازل در عافیتم زآن که تا ابد

در سایه ی لوای توام یا محمّدا

مولاست بنده ی تو و من بنده ی علی

من، بنده ی خدای توام  یا محمّدا

ای اسم اعظم اسم تو یا احمدا مدد

وی قلب ها طلسمِ تو یا احمدا مدد

ای مکّه از فروغ تو پاینده احمدا

مِهر و قمر ز روی تو رَخشنده احمدا

ای کِسوت خِتام رسالت به راستی

بر قامت رسای تو زیبنده احمدا

کو دایه ای که کامِ تو را مایه ای دهد

بر دایه ات، تو دایه ی بخشنده احمدا

ساطِع شود چو نور ز پیشانی ات، شود…

خورشید از جمال تو شرمنده احمدا

رضوان و حوریان و همه خازِنانِ آن

حیرانِ آن تبسُّمِ تابنده احمدا

گویا نمک ز خنده ی تو آفریده شد

دریا به وجد رفت و نمک زار دیده شد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


زمین به لرزه در آمد، شکست کنگره ها

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

شبی که آتش آتشکده فروکش کرد

شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

صدای همهمه ی موبدان زرتشتی

هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها

شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز

شب وفات زمستان سرد دلهره ها

دوباره نور و طراوت به خانه ها آمد

نسیم آمد و وا شد تمام پنجره ها

جهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات

ستاره ها به نگاهی شدند سلمانش

منجّمانِ مسلمانِ برق چشمانش

ز انبیاء الهی که رفته تا معراج؟

به غیر از او که ملائک شدند حیرانش

مقام بندگی اش را کسی نمی داند

پیمبران اولوالعزم مات ایمانش

بساط ذکر سماوات را به هم می ریخت

نماز نیمه شب و شور صوت قرآنش

اویس های قرن را ندیده عاشق کرد

تبسّم لبِ داوودیِ  غزل خوانش

شفیع روز جزا گشت و حضرت حق داد

به دست پاک محمّد کلید رضوانش

امیر و قافله سالار کاروانِ  نجات

نثار مقدم پر خیر و برکتش صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)-ولادت


شدم به صحبت شب های ارغوانی خوش

چنان که چای شد از رنگ زعفرانی خوش

بلای جان منی و خریدمت یک جا

رقیب تا شود از این بلای جانی خوش

ز خویش رفت ز شوق تکلم دلبر

کلیم بس که شد از ذوق «لن ترانی» خوش

دمد ز پیرهن تو هزار یوسف مصر

اگر گسیل کنی یک دو کاروانی خوش

چو پیر شد دو لبش آستان میکده است

کسی که بوده به پیمانه در جوانی خوش

خوشی کجاست به جز عشق بازی ازلی

نگه به صورت احمد فقط به عشق علی

اسیر صادقم و مستمند پیغمبر

به دست جعفرم و پای بند پیغمبر

بریده اند به جسمم قبای غم ها را

نوشته اند دلم را نژند پیغمبر

ز بند بند وجودم فقط علی خیزد

چنان که می رسد از بند بند پیغمبر

ز پای جعفر، دستم نمی شود کوتاه

قسم به قامت و قدّ بلند پیغمبر

شراب فقه ششم را به میل می نوشم

برای بوسه ز لب های قند پیغمبر

مرا به دشت معاصی کسی شکار نکرد

ولی گرفت دلم را کمند پیغمبر

ز مرتضی به نبی و ز مصطفی به علی

پناه می برم امشب به حکم لم یزلی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

 

هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می‌آیی

همان شب آمنه می‌بیند درون چشم تو دنیایی

همین که آمده‌ای از راه، قریش محو تو شد ای ماه!

یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی!

گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم

دلم کنار تو شد مُحرِم، ندیده خوش تر از این جایی

چنان کنار ابوطالب، ستوده حُسن تو را یثرب

که وحی شد به دل راهب همان ستوده عیسایی

به هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبر

شکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهایی

به دختران نهان در گل، ببار ساقی نازک دل

ببار تا بشود نازل به قلب پاک تو زهرایی

به آرزوی نگین تو در آمده‌ست به دین تو

مسیح من! به کمین تو نشسته است یهودایی

قسم به «لیل» و به گیسویت، به ذکر «یا حق» و «یا هو»یت

به آیه‌، آیه‌ی ابرویت به آن دو چشم تماشایی

در این هزاره ظلمانی از آن ستاره که می‌دانی

برای این شب توفانی کمی بخوان دل دریایی!

بخوان که در عرفاتم من، کنار آب حیاتم من

طنین یک صلواتم من به شوق این همه زیبایی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


در ارض و سما جلوۀ توحید، مبارک

ای اهـل ولا اهل ولا، عیـد، مبارک!

بــا چـرخ بگـویید فـرو ریـز ستاره

با مـاه بگوییـد که خورشید مبارک

ای مردم عالم شب میلاد محمد

رویی که درخشید و ندیدید، مبارک

در هفـدهم ماه، مـه چـارده سر زد

یـا نـور خـداوند درخشیـد، مبارک

ای مکـه قدمگـاه پیمبر شدی امشب

ای آمنه تبریک! که مادر شدی امشب

این است که ملکِ دو جهان بسته به مویش

دیده است خدا صورت خود در گل رویش

سرهای نکویان همـه خاکِ کفِ پایش

دریای کمالات، یکـی قطـره ز جویش

پیغامبـران پیشتــر از صبــح ولادت

نوشیده همـه کوثر عرفـان ز سبویش

روید ز جهنم گـلِ " بَـرداً و سـلاماً "

افتد چو در آن قطره‌ای از آب وضویش

هر صبح و مسا بانگ اذان است سرودش

شغل ملک و شغل الهی ست درودش

این نور الهی ست، به سماوات و زمین است

این عبـد ولـی آینــۀ حـی مبیــن است

این است که سرسخت‌ترین دشمن جانش

می‌گفت امین است، امین است، امین است

ایـن جـان گــرامی بــه تـن پـاک نبیین

ایـن روی خـدا در نظـرِ اهــل‌یقین است

چنـدی شـده همسـایۀ مـا خاک نشینان

این است که در عرشِ خدا صدرنشین است

از صبح ازل دست خدا بر سر او بود

جبریل بدان مرتبه خاک درِ او بود

بحری ست که خوبـان دو عالـم دُرِ نابش

نوری ست فروزنده که نور است حجابش

افـواج مـلَک ذرۀ خورشیــد وجـودش

ارواح رُســل، مستمعِ علــمِ کتــابش

گل های بهشتی که پـر از عطـر بهشتند

شستند همـه پیرهـن از بـوی گلابش

ای خلـق جهان! مکتب او را بپـذیرید

والله قسـم وحـیِ الهیست، خطــابش

ادیان همه منسوخ بـه جز مکتب احمد

تا حشر رسول است رسول است محمّد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


با آمدنت قرار دل ها آمد

محبوبترین نگار دل ها آمد

این نور محمد است و فجر صادق

با عطر دو گل بهار دل ها آمد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-مدح و ولادت


قاصدک چرخ زنان از تو خبر آورده

با خودش شیشه ی عطری ز سفر آورده

آمده تا دلمان را پر امید کند

همه را با خبر از آمدن عید کند

فقط از معجزه ی عشق تـو بر می آید

شب به پایان نرسیده است سحر می آید

مکه با آمدنت حرمت بسیار گرفت

ماه از محضرتان رخصت دیدار گرفت

در هوایت چه کنم بال کبوتر شده را

جبرئیل ام چه کنم حال کبوتر شده را

سال ها پیش تر از آمدنت هم بودی

علت خلق بنی آدم و عالم بودی

سر بلندیم بگوییم مسلمان توأییم

عجمی زاده و پشت سر سلمان توأییم

می نویسم دل خود را برکاتی بفرست

می برم نام محمد صلواتی بفرست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-ولادت


این شعر نیست رقص جنون‏خیز واژه‏هاست

یک مثنوى شمیم دل‏انگیز واژه‏هاست

این شعر در معاشقه‏اى جاودانه است

ساقى بریز مستى من عارفانه است

من مست مستم از قدح پر شراب «او»

لبریزم از ترانه بده از سبوى «هو»

دف مى‏زند کسى به دلم شور ریختند

صد چلچراغ از آینه و نور ریختند

امشب سروش مستى عالم سرودنى ست

در آسمان، خروش ملائک شنیدنى ست

از لامکان ضیاء شعاعم رسیده است

اى عشق دف بزن که سماعم رسیده است

«لولاک‏» از فراز زمین نور مى‏رسد

مردى شبیه حادثه «طور» مى‏رسد

مردى که آفتاب جبینش همیشگى ست

انوار کبریایى دینش همیشگى ست

خورشید، وامدار شعاع نگاه اوست

شرجى‏ترین قنوت سحر در پگاه اوست

از نور پاک اوست که «شق‏ القمر» شده است

بازار گرم شمس و قمر بى‏اثر شده است

خشکیده آب هاى فریب از نگاه او

جوشید «کوثرى‏» علوى در پناه او

این شعر نیست رقص جنون‏خیز واژه‏هاست

یک مثنوى شمیم دل‏انگیز واژه‏هاست

از چشم آسمان بده ساغر که بى‏خودیم

مستیم، «سلسبیل‏» بیاور که بى‏خودیم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)-ولادت


کوچه های شهر را امشب چراغان می کنند

شهر دل را اهل دل آئینه بندان می کنند

فوج فوج از عرش حق امشب فرشته می رسد

خاک خشک مکّه را این سان گلستان می کنند

حال و روز شهر رنگ سرخ عشق و عاشقی است

شهر را همرنگ عشق سرخ جانان می کنند

روی دست آمنه در هاله ای از جنس نور

اهل خانه صورتت را بوسه باران می کنند

آسمان می خندد از شوق جمال دلبرت

در هوای روی تو عشاق طوفان می کنند

سفره ی لطف خدا پهن است و مهمانی به پاست

هر کسی را بر سر این سفره مهمان می کنند

امشب از یمن قدم های دل آرای شما

لطف بر حال گدایان و فقیران می کنند

سوره ی خورشید نازل شد به قلب آسمان

آمدی و مسندت شد خاتم پیغمبران

امشب از ایوان دل سویت سلام آورده ام

دل اسیر بند و دل را چون غلام آورده ام

یک دل یک رنگ دارم، می خری آقای من ؟

یک دل بی تاب و ارزان، یک کلام آورده ام

نام زیبای تو حک شد بر دلم روز ازل

صاحب این دل تویی، دل را به نام آورده ام

ای بزرگ آسمانی، ای رسول مهربان

این دل بی تاب را با احترام آورده ام

تو پیام نور را تفسیر کردی خط به خط

من دلی تسلیم پیش این پیام آورده ام

دست خالی مانده و چشمم به اکرام شما

جرعه ای از حوض کوثر ده که جام آورده ام

از همان روز ولادت بود بیمارت شدم

جای صدها شکر دارد که گرفتارت شدم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

  

باز هم از غیب خبر می دهند

آگهی از راز دگر می دهند

خیل ملک رو به زمین می کنند

زمزمه از عشق چنین می کنند

راهبر راه و حقیقت رسید

پیشرو عشق و طریقت رسید

نور جلال احدیت دمید

شور کمال بشریت رسید

باب وفا بر همگان باز شد

راه کمال بشر آغاز شد

از قدمش هیبت کسری شکست

بتکده ویران شد و بت ها شکست

تا که محمد به زمین پا گذاشت

چشم فلک را به تماشا گذاشت

باز از این موکب فرخنده فر

چشم من از شوق و شعف گشت تر

رو به سویش کرد به صد احترام

گفت پس از عرض درود و سلام


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت-رباعیات

 

روزی که به عرش احترامش کردند

آئینۀ حسن ذوالکرامش کردند

از باغ بهشت با ورود احمد

گل های محمدی سلامش کردند

***

وقتی که شکوفۀ تولا گل کرد

صد شاخه امّید و تمنا گل کرد

گفتند گل روی محمد بشکفت

ذکر صلوات بر لب ما گل کرد

***

در فصل گل و بهارِ اسماء و صفات

در موسم عشق و جوشش آب حیات

جبریل به همره ملائک می گفت

بر آل علی و آل احمد صلوات




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/9 | 05:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.