پیامبر اکرم(ص)-ولادت


ای آیتِ غرّا که سر تا پای نوری

پروردگارِ حیِّ یکتا را ظهوری

باید تو را اول شناسد قلب مومن

تا با علی پیدا شود درک حضوری

نشناخت بی تو حضرت حق را دل ما

خود سورۀ اخلاص را شرح سطوری

همتا برایت حضرت یکتا نیاورد

یعنی که بی همتاترین جام طهوری

در زمرۀ پیغمبران خود، خداوند

هرگز ندارد این چنین عبد شکوری

در کوچه های خاکیِ شهرِ دلِ ما

اول کسی هستی که دائم در عبوری

سرو جنان قدّ رسایت یا محمد

آیات قرآنی ثنایت یا محمد

قرآن به غیر از سینه ات مأوا ندارد

عترت به غیر از آل تو معنا ندارد

ثِقلَین تنها از وجود تو گذشته

کونین جز از نور تو بَیضا ندارد

معراج با پرواز تو پیمودنی شد

جز تو عروجی، کس چنین زیبا ندارد

آرایش هفت آسمان از یک نگاهت

جز خاکِ پایت نُه فلک جا پا ندارد

جز خالقِ معبود (لا اُحصی ثنائک)

آمار وصفت را کسی احصا ندارد

حیدر تو را داماد و زهرایت عروسش

این قابلیّت را به جز مولا ندارد

وقتی، ازل، از نسل تو پیمان گرفتند

منّا شدیم و بیعت از سلمان گرفتند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت

 

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری

به من معالجه ی در مطب حرام بود

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب

که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود

تو مرد ظرف شناسی و مهِر اولادت

عجم که هست برای عرب حرام بود

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله

بزرگ آل نوشتند یا رسول الله

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند

هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تو را به سمت زمین با نسیم آوردند

تو آمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست

اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا «کُلنا محمّد» بود

تو عین نوری و در رفت و آمدت گفتند

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری

تو را محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات

نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-ولادت


چشم تا وا می کنی چشم و چراغش می شوی

مثل گل می خندی و شب بوی باغش می شوی

شکل «عبدالله»ی و تسکین داغش می شوی

می رسی از راه و پایان فراقش می شوی

غصه اش را محو در چشم سیاهت می کند

خوش به حال «آمنه» وقتی نگاهت می کند

با حلیمه می روی تا کوه تعظیمت کند

وسعتش را با سلامی، دشت تسلیمت کند

هر چه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند

ضرب در نورت کند بر عشق تقسیمت کند

خانه را با عطر زلفت تا معطر می کنی

دایه ها را هم ز مادر مهربان تر می کنی

دید نورت را که در مهتاب بی حد می شود

آسمان خانه اش پر رفت و آمد می شود

مست از آیین ابراهیم هم رد می شود

با تو «عبدالمطلب» عبدالمحمد می شود

گشت ساغر تا به دستان بنی هاشم رسید

وقت تقسیم محبت شد، «ابوالقاسم» رسید

یا محمد! عطر نامت مشرق و مغرب گرفت

وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت

ناز لبخندت قرار از سینه ی یثرب گرفت

خواب را خال تو از چشم ابوطالب گرفت

بی قرارت شد خدیجه قلب او بی طاقت است

تاجر خوش ذوق ما فهمید: عشقت ثروت است

نیم سیب از آن او و نیمِ دیگر مال تو

از گستان خدا یاس معطر مال تو

داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو

ای یتیم مکه! از امروز مادر مال تو

بوسه تا بر گونه ات ام ابیها می زند

روح تو در چشم هایش دل به دریا می زند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-ولادت


آن شب از موج نور دیدن داشت

آسمانی که غرق اَنجُم بود

در زمیــن از ترنـّـم بــاران

بر لب غنچه ها تبسم بود

 

غــرقِ در نور آسمان امید

می درخشیـد مثل آییــنه

می گشود از هم و برون می ریخت

(رازهایی که داشت در سینه)

 

آن شب از لابلای عرش خدا

سودۀ نور بر زمین می ریخت

آسمان در نشاط و شور و شعف

چلچراغ از ستاره می آویخت

 

فوج فوج ملک به عرض سلام

آمدند از سما به سوی زمین

تا که بینند عارض احمد

آن که نامش بود به عرش آذین

 

خانۀ آمنه سراسر فیض

گوئیا خـانـۀ ملائـک بود

مصطفی در میانه و همه مست

از شمیم گلاب و عنبر و عود

 

حوریان یک طرف همه مبهوت

همه محو نگاه دلبر خود

پک طرف جبرییل می افکند

زیر بالین مصطفی پر خود

 

کودکی کو ز دلبری زده است

بند قنداقه اش به دل ها بند

انبیا جمله گرد شمع رخش

همه پروانه وار می گردند

 

آمد آن گل که در بسیط چمن

(باغ دیباچه ای ز دفتر اوست)

او که در سایه اش رود خورشید

(هودج آفتاب پیکر اوست(


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-ولادت


پیش چشمان تو خورشید قَدَش خَم می شد

و بهار آمدنش را چه مصمّم می شد

که ز عمر شب تاریک دگر کم می شد

یک نفر باعث سردیّ جهنّم می شد

می رسید از شب تاریک نوید سحری

آخرین حضرت خورشید و طلوع دگری

طاق کسری چه در این شب به خودش لرزیده

چارده کنگره اش بین که ز هم پاشیده

آبِ دریاچه ی ساوَه ست چنین خشکیده

نور  آتشکدۀ فارس به  هم  پیچیده

این همه بانگ جرس بود که بیدار شوید

پایکوبان نزول قدم یار شوید

تو که هستی که چنین اشرف مخلوقاتی؟

بهترین بنده ی معبود که در میقاتی

جلوۀ رحمت حق را تو یقین مِرآتی

پدر و جدّ و بزرگ همه ی ساداتی

در ازل نور شما بر بشریّت جان داد

اعتباری که بر این کالبد انسان داد

حق تو را از نَفَس رحمت خود جان داده

و یقین ظرف تو را دید، که قرآن داده

هر چه می خواست که کامل بشوی آن داده

و سپس نام حبیب خودش انسان داده

گر چه ابلیس ز آتش و اگر نور خداست

سجده بر آدم و آن خاک تو منظور خداست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/8 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت


امشب شب مبارک احیـای انبیاست

زیــرا شـبِ ولادت آقــای انبیـاست

در یک وجـود، جلوه کند عالم وجود؛

در یک جمال، صورت زیبای انبیاست

عید بزرگ جان جهـان و جهانِ جان،

عید خـدا و سیّد و مـولای انبیاست

دوران غـربت بشـریت سرآمده

یعنی شب ولادت پیغمبر آمده

امشب خدا به اهل زمین، آسمان دهد

ملک وجـود را شــرف جـاودان دهد

امشب خدا جمال دل‌آرای خویش را،

بـا روی دلربـای محمّـد نشـان دهد

با پرتـو جمـال منیـر رسـول خویش،

تا صبح حشر، نور به چشم جهان دهد

جان در طبق نهید که میلاد احمد است

اعـلان کنیـد بـر همه: عیدِ محمّد است

امشب خـدات رشـکِ قمـر داد آمنه!

با حُسن خویش بر تو پسـر داد آمنه!

نُه مـاه انتظـار کشیـدی بـه شوق او

تـا نخــل آرزوی تـو بــر داد آمنـه

فرزند تو گرامی و نامش محمّد است

این مـژده را خـدات خبـر داد آمنه

اینک تو را ولادت احمد مبارک است

بـر احمـد تو نام محمّد مبارک است

ای آمنـه! محمّدِ تــو، مظهـر خداست

رخسـار کبریایــیِ او منظـرِ خـداست

همچون کتاب وحی بگیرش به روی دست،

سر تا قدم ببـوس که پیغمبر خداست

تـا روز حشر بـر همـه پیغمبـری کند،

گفتـار وحـی او، سخـن آخـرِ خداست

آیینــۀ تمـام‌نمــای خـداست ایـن

پس آمده است و پیش‌تر از انبیاست این

ای آمنـه! محمـدت از انبیـا، سـر است

این بـر همه پیامبـران هـم پیمبر است

قرآن او -که وحی الهی ست- شاهد است

این از پیمبـران اولـوالعظم، برتــر است

قدر و کمال و شأن و جـلال و مقـام او

حتی در انبیـای سلف، فـوق بـاور است

این طفل نه- که قافله‌سالارِ انبیاست

آگاه باش هر نفسش، وحی کبریاست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/11/7 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-مدح-مبعث


بر سر آشفته ام زلف پریشان ریخته

در دل حیران من آیات حیران ریخته

نیستم ناراحت از این که شهیدم کرده اند

خون من گر ریخته در پای جانان ریخته

سفره ی دل باز کردن پیش مهمان بهتر است

پس دلم هر آن چه دارد پای مهمان ریخته

تا مقام قاب قوسین ابتلا باید کشید

در بیابان طلب خار مغیلان ریخته

گاه باید بیشتر همرنگ شد، مثل اویس

نذر یک دندان جانان، چند دندان ریخته

هر دو عالم، عالمی دارند پیش مقدمت

آن یکی دل ریخته است و این یکی جان ریخته

گر چه آدم، گر چه عیسی، گر چه موسی... باز هم

گمتر از درهای دربار تو دربان ریخته

بس که خاطرخواه داری و عزیزی که خدا

جای گل روی سرت آیات قرآن ریخته

نذر این پیغمبری خوب است ذبحی رد کنی

عید مبعث در ضمیرش عید قربان ریخته

آن قدر ذات خدا در تو تجلی کرده است

زآن همه یک جلوه اش را در خراسان ریخته

با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است

ور نه از این نامسلمان ها فراوان ریخته

شب، شب مبعث ولی یاد نجف افتاده ام

بس که از روی لبت ذکر علی جان ریخته

یا نبی و یا نبی و یا نبی یا مصطفی

یا علی و یا علی و یا علی و یا مرتضی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/03/28 | 12:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ع)-مدح-مبعث


شما زمان شروع من ابتدای منید

مسیر سبز نجاتِ در انتهای منید

اگر چه "اسهد" لحنم مرا بلال نکرد

ولی همیشه شما اشهد صدای منید

به شوق روی شما هست وقف محرابم

شما تهجدمید و شما دعای منید

شما برای خدایید و من برای خودم

نه من برای شما نه شما برای منید

گل اضافیتان بودم و اضافه شدم

به آفرینشتان پس شما خدای منید

شما بهار، شما آسمان، شما برکات

به خاندان شما اهل بیت حق صلوات

بهشت را تو ظهور مصوّرش بودی

خدای آینه ها را تو دلبرش بودی

تو حق محضی و در خلوت خداوندی

کسی نبود فقط تو، تو در برش بودی

برای آن که خدا ناظر خودش باشد

شبیه آیینه ای در برابرش بودی

در آن زمان که درختی نبود و برگی هم

خدای بود و تو هم سیب نوبرش بودی

قرار نیست چهل سال بگذرد از تو

تو قبل از آمدنت هم پیمبرش بودی

مدینه تا که تو را داشت تا محمد داشت

خدا همیشه در آن شهر رفت و آمد داشت


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/03/27 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 پیامبر اعظم(ص)-میلاد

 

آن شب زمین شکست و سراسر نیاز شد

در زیر پای مرد خدا جا نماز شد

کعبه خودش میان جماعت به صف نشست

آمد امام قبله و وقت نماز شد

دریاچه های آتش نمرود خشک شد

باران گرفت و خاک زمین دل نواز شد

کم کم نگاه رود به دریا رسیده بود

چون پستی و بلندی دنیا تراز شد

آئینه ای که قدّ خدا ایستاده بود

پا بر زمین نهاد و زمین سرفراز شد

دیگر خدا برای زمین نامه می نوشت

با آن کبوتری که رسول حجاز شد

امشب همه به خاطر روی گل علی

صَلّوا علی النّبی و صلّوا علی علی  

خورشید مکه آمد و صبح خدا دمید

آری هوا خنک شد و مکه نفس کشید

آن روز اگر هوای زمین پر شد از بهشت

عطر محمدی خدا داشت می وزید

عطری که بر جبین عرق کرده ی تو بود

عطری که از عصاره ی خورشید می چکید

گل آن قدر هوای تو را کرده بود که

کِل می کشید پیش تو جامه می درید

فریاد می کشید که صلّوا علی النبی

هی جامه می درید که خیر البشر رسید

آری خدا بهانه عشق تو را گرفت

که این همه برای تو پروانه آفرید

امشب فقط به خاطر روی گل علی

صلوا علی النبی و صلوا علی علی


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/03/27 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)- میلاد


وقتی کنار اسم خودت "لا" گذاشتی

قبلش هزار مرتبه "الّا" گذاشتی

هر چیز را به غیر خودت نفی کرده ای

خود را یکی نمودی و تنها گذاشتی

اول خودت برای خودت جلوه کردی و...

.....خود را برای خود به تماشا گذاشتی

نوری شبیه نور خودت آفریدی و

در او شکوه ذات خودت را گذاشتی

حمد تو را که خواند تو گفتی که احمدی

به به! چه خوب اسم مسمّی گذاشتی

نوری از آفتاب جدا کردی و سپس

یک ماه آفریدی و آنجا گذاشتی

تسبیح گفت ماه برای تو و تو هم

او را علی صدا زدی و اما گذاشتی

چندین هزار سال بگذرد از طفل عاشقی

تا اینکه عشق را تو به اجرا گذاشتی

یعنی که عشق، عشق علی و محمد است

یعنی برای عشق دو لیلا گذاشتی

اما دو عشق، ریشه و مصدر نداشتند

پس روی عشق مصدر و مبنا گذاشتی

مبنای عشق چیست به جز عشق فاطمه

پس عشق را تو حضرت زهرا گذاشتی

اینگونه است خلقت عالم شروع شد

خلقت از این سه نور معظم شروع شد

باید برای فاطمه منبر بیاورند

تا مدحتی برای پیمبر بیاورند

زهرا اگر چه مادر پیغمبر خداست

باید نبی شناس از او در بیاورند

خیر کثیر هدیه به پیغمبر است و بس

تنها برای اوست چو کوثر بیاورند

در واقع اولین نبی و آخرین نبی است

فرقی نداشت اول و آخر بیاورند

پیغمبران کبوتر نامه بَرَش شذند

تا در هوای او همه پَر در بیاورند

او آفتاب بود اگر سایه ای نداشت

او با خدا یکی شد و همسایه ای نداشت  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/21 | 07:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

 

کودک ذهن شاعرانه ی من، بار دیگر گرفته تصمیمی

تا بگوید بدون مزد و صله، یک غزل، چند بیت تقدیمی

شعر در مدح تو نه کوششی است، مثل چشمه زلال و جوششی است

می شود جرعه ای بنوشانی ، شاعرت را به جام تسنیمی؟

ای ستایشگرت محمّدها! ، عرش حق را به رفت و آمدها!

هجرتت می شود به مقصدها، مبدأ ماه های تقویمی

از حریر ستارگان رویت، رو که نه پیچ و تاب گیسویت

مو که نه طاقدیس ابرویت، که به ظاهر گرفته تجسیمی

گفته ایزد به شان تو «لولاک»، «ما خلقتُ» بدون تو افلاک

ماه از شوق تو گریبان چاک، وَه که شد از میان چه تقسیمی!؟

تو به عیسی که «محییَ الأموات»، روح قُدسی که غیر تو هیهات

تو به موسی که «کلّم الله» است، وسعت انعکاس تکلیمی

آدم از لطف توست آدم شد، اشک هاجر چکید و زمزم شد

با تو بیت خدا منظّم شد، به مدار زمانه تنظیمی

وصف تو در زبان نمی گنجد، سرّ غیبی! فراتر از ابجد

ای تو آیینه ی خودت، احمد! «دال» و «میم»یّ و «حاء»ی و «میم»ی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/21 | 07:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)- میلاد


عشق تو در سینه ما از ازل دیرین تر است

این مدال مهر از خور شید هم زرین تر است

میشوم فرهاد و بر کوه غزل حک می کنم

شور تو در شعر هایم از عسل شیرین تر است

با غزل تا قاب قوسین خدا گر پر کشم

باز هم از وصف خاک پای تو پایین تر است

می نویسم از شکست واژها در وصف تو

قدر کاه کوی تو از کوهها سنگین تراست

چون که برتو دختری مانند زهرا داده اند

خون تو از خون هر پیغمبری رنگین تر است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/21 | 07:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم و امام صادق(علیهماالسلام)- میلاد


پیمبـری و  همـه زیـر سایـه ی پرِ تو

دوبـاره جلـوه نمـوده جمـال انور تو

تو آمدی و جهان شد پر از گل و ریحان

تمـام عـالـم امکـان شـده معطر تو

به وسعت  همه ی آسمـان کـرم داری

چه مصرع غلطی!! آسمان، نشانگر تو ؟؟

جهان برای تو و مرتضـاست یـا احمد

جهان، علی و تو، هرسه، برای دختـر تو

تـو احمـدی و نگـیـن پیمبرانی تو

به جـان فاطمه آرام قلب و جانی تو

کلام تو شده درسی به مکتـب پسرت

تو آسمـانی و صـادق درون تو قمرت

ز عطر و بـوی خوش تو دلم بهـا گیرد

شوم چو گوهر نابی فقط به یک نظرت

تو شمع جـان منی ای امیـد قلب همه

زمین نه دور خودش، گردد آن بدور سرت

ندیده عاشقت هستم چنان اُویس قرن

تمـام خلقـت گیتـی گـدا و در به درت

بیا و رحمت خود را نما تو شامل حال

که با نگات بخوانم محـول الاحـوال

چه گویم از تو که سر تا به پا کرم داری

همیشه دست نـوازش تو بر سرم داری

جـدا نبـود ولایـت از آن نبـوت تو

خـزانـه دار رسالت چو جعفرم داری

مزار صادق تو خاکی است و بی زائـر

چه عاشقانـه نگـر زائـر و حرم داری

خبر بده تو به محسن از آن گل پنهان

که جـد من خبر از قبـر مادرم داری؟

بـه خـانـواده ات آقـا ارادتی دارم

محمـد آمـده بـرلب عبـادتی دارم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/21 | 07:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محمد و امام جعفر صادق(علیهمالسلام)- میلاد


زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا

که رخت نور پوشاندند بر تن آسمانها را

دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق

دو نور لایزال حق، دو شمع جمع محفلها

دو وجه الله ربانی، دو سرّ الله سبحانی

دو رخسار سماواتی، دو انسان خدا سیما

دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد

یکی صادق یکی احمد، یکی عالی، یکی اعلا

یکی بنیانگر مکتب، یکی آرندة مذهب

یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا

یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم

یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا

یکی نور نبوت را به دلها تافت تا محشر

یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا

رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله

به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا

یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه

دو تن اما چو ذات پاک یکتا هر دو بی همتا

محمد کیست؟ جانِ جانِ جان عالم خلقت

که گر نازی کند، در هم فرو ریزد همه دنیا

محمد کیست؟ روح پاک کل انبیا در تن

که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا

محمد کیست؟ مولایی که مولانا علی گوید:

"منم عبد و رسول الله برِ من رهبر و مولا"

محمد از زمانها پیشتر میزیست با خالق

محمد از مکان پیموده ره تا اوج اَو اَدنی

محمد محور عالم، محمد رهبر آدم

محمد منجی هستی، محمد سید بطحا

محمد کیست؟ آنکو بوده قرآن دفتر مدحش

که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا

محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز

چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را

وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم

کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا

ششم مولا، ششم هادی، ششم رهبر، ششم سرور

که هم دریای شش گوهر بود، هم دُرّ شش دریا

صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دمش خیزد

فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا

بسی زهّاد و عبّادند بیمهرش همه کافر

بسی عالم، بسی عارف، همه بی نور او اعمی

دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او

دو کوه حکمت و ایمان، دو بحر دانش و تقوی

مرا دین نبی، مهر علی و مذهب جعفر

سه مشعل بوده و باشد، چه در دنیا چه در عقبی

در دیگر زنم غیر از در آل علی؟ هرگز!

ره دیگر روم غیر از ره این خاندان؟ حاشا!

بهشت من بود مهر علی  و مهر اولادش

نه از محشر بود بیمم، نه از نارم بود پروا

سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر

اگر گردم جدا یک لحظه از ذرّیة زهرا

از آن بر خویش کردم انتخاب نام "میثم" را

که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/11/21 | 07:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر(ص)-ولادت

 

دور دور قدرت قابیل بود

 كار و كسب عاشقی تعطیل بود

  دشنه ی شرك و پلیدی تشنه

 خون سرخ و پاك اسماعیل بود

 طینت هر كس اسیر تیره گی

 هر زبانی گرم قال و قیل بود

 عزت بت های سنگی ناشی از

 جهل نفس مردمان ایل بود

 حرفی از عیسی و آیینش نبود

 شهر طائف قحطی انجیل بود

  شاعران تنها به فكر سیم و زر

  شعرشان بی وزن و بی تمثیل بود

  بعد از آن فصل زمستان سیاه

  نوبت نوروز عام الفیل بود

  -ایها العالم بشارت بادتان-

  این صدای چاوش جبریل بود  


ادامه مطلب

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/11/20 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)- میلاد


آن شب زمین شكست و سراسر نیاز شد

در زیر پای مرد خدا جانماز شد

كعبه خودش میان جماعت به صف نشست

آمد امام قبله و وقت نماز شد

دریاچه های آتش نمرود خشك شد

باران گرفت و خاك زمین دلنواز شد

كم كم نگاه رود به دریا رسیده بود

چون پستی و بلندی دنیا تراز شد

آئینه ای كه قد خدا ایستاده بود

پا بر زمین نهاد و زمین سرفراز شد

دیگر خدا برای زمین نامه می نوشت

با آن كبوتری كه رسول حجاز شد

امشب همه به خاطر روی گل علی

صلوا علی االنبی و صلوا علی النبی

خورشید مکه آمد و صبح خدا دمید

آری هوا خنک شد و مکه نفس کشید

آنروز اگر هوای زمین پر شد از بهشت 

عطر محمدی خدا داشت می وزید

عطری که بر جبین عرق کردۀ تو بود

عطری که از عصاره خورشید می چکید

گل آنقدر هوای تو را کرده بود که

کل می کشید پیش تو و جامه می درید        

فریاد می کشید که صلوا علی النبی     

هی جامه می درید که خیر البشر رسید

آری خدا بهانه عشق تو را گرفت

که اینهمه برای تو  پروانه آفرید

امشب فقط به خاطر روی گل علی

صلوا علی النبی و صلوا علی النبی  


ادامه مطلب

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/11/20 | 07:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)- میلاد


تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد

و عرش در هوس خنده های تو افتاد

برای درك تنفس در این جهان سیاه

هوای تازه ای از ابتدای تو افتاد

جهان شرك به خود آمد از بزرگی تو

به گوش كعبه و بتها صدای تو افتاد

شكست طاق بلندی كه عرش كسری بود

همین كه روی زمین رد پای تو افتاد

پس از نگاه سیاه و سفید اربابان

نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

زمان شكست زمانی كه آمدی احمد

تویی كه یك شبه دنیا به پای تو افتاد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یك از بركات و كمال تو صلوات

به احترام محمد زمین تبسم كرد

تو آمدی و جهان دست و پای خود گم كرد

ترك نشست به چشمان آبی ساوه

همینكه چشم تو بر آسمان ترنم كرد

فروخت گوشۀ جنت به شوق خال لبت

كه آدمی به هوایت هوای گندم كرد

هنوز دختركان زنده زنده می مردند

خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم كرد

تو آمدی، به زمین احترام بر گردد

تو رحمتی كه خدایت نصیب مردم كرد

خدا به خلق رسول گرامیِ خاتم

گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم كرد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یك از بركات و كمال تو صلوات  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/11/20 | 07:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) -ولادت

 

از بام و در کعبه به گردون رسد آواز

کامشب در رحمت به سماوات شده باز

بت های حرم در حرم افتاده به سجده

ارواح رسل راست هزاران پر پرواز

کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر

مکه شده زیبا دل افروز و سرافراز

جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز

از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز

دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور

در مدح محمد همه گشتند هم آواز

هر ذره ی کوچک شده یک مهر جهان تاب

هر قطره ی ناچیز چو دریا کند اعجاز

جبرئیل سر شاخه ی طوبی چو قناری

در وصف محمد لب خود باز کند باز

جبرئیل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟

جایی که خداوند به قرآن کند آغاز

خوبان دو عالم همه حیران محمد

یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/11/20 | 07:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم (ص)- میلاد


روزی که شور عشق را تفسیر کردند

ملک دل عشاق را تسخیر کردند

هستی ز نور تو منّور شد در آن روز

تا آیۀ نام تو را تفسیر کردند

عکسی ز رویت را نشان مهر دادند

خورشید را مبهوت آن تصویر کردند

آوازۀ حُسن تو در آفاق پیچید

نام تو را یکباره عالمگیر کردند

روزی که آزادی به نام تو رقم خورد

ابلیس را در بند و در زنجیر کردند

خواب طلائی گرفتاران غم را

با روشنائی  رُخت تعبیر کردند

حکم شفاعت را بدستت گر سپُردند

از تو به پاس بندگی تقدیر کردند

می خواستم در مقدم تو هدیه آرم

نام محمّد را به لب تقریر کردند

ای گرمی طبع «وفائی» با قدومت

آیات نور و عشق را تفسیر کردند




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/11/20 | 07:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم و امام صادق(علیهماالسلام)- میلاد


در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم

شکر خدا کنار شما جا گرفته ایم

از سائلان هر شبه کویتان شدیم

این درس را ز عالم بالا گرفته ایم

این نوکری و عرض ادب را به نزدتان

از گوشه چشم ام ابیها گرفته ایم

بعد از شما که امتتان چند دسته شد

شکر خدا که دامن مولا گرفته ایم

همواره درب هر کس و نا کس نمی زنیم

ما رزق خود ز ام ابیها گرفته ایم

ما زیر دِین نسل به نسل شما شدیم

از دست زینب تو شفاها گرفته ایم

تا این که بین چاه نیافتیم، روز و شب

یک رشته از عبای شما را گرفته ایم

این رشته از عبای تو حبل المتین ماست

مُهر غلامی حسنت بر جبین ماست

وقتی که آمدی همه جا غرق نور شد

کم کم بساط عشق خداوند جور شد

وقتی تو آمدی دل جَدت جلا گرفت

زیرا که لحظه های صفا و سرور شد

وقتی تو آمدی همه جا بوی حق گرفت

شیطان و فتنه هاش از این خاک دور شد

با این که آخر آمدی اما نوشته اند

یک ذره خاک پای شما کوه طور شد

یک ذره نور تو به دل آسمان نشست

خورشید و ماه بعد به جنس بلور شد

آقا خوش آمدی و قدم رنجه کرده ای

برداشته خدا ز رویش باز پرده ای  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/11/19 | 07:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم و امام صادق(علیهماالسلام)- میلاد


امشب دو گل دمیده در مکه و مدینه؟

یا سر زده سپیده در مکه و مدینه

مرغان نغمه خوان باغ بهشت خواندند

امشب دو گل دمیده درمکه و مدینه

ای تشنگان رحمت از حق نسیم رحمت

بر خاکیان وزیده در مکه و مدینه

چشم ملائک حق جز شور و شادمانی

چیزی دگر ندیده در مکه و مدینه

یزدان بر آسمان علم و رسالت خود

خورشید آفریده در مکه و مدینه

یک سو نبی اکرم یک سو امام صادق

اینک ز ره رسیده در مکه و مدینه

از آن دو پیک رحمت عرش خدای رحمان

حمد خدا شنیده در مکه و مدینه

با یک مرام و ایده حق امشب آفریده

دو رهبر عقیده درمکه و مدینه

از بس دلم هوائی شد در هوای آن ها

مرغ دلم پریده در مکه و مدینه

با سائلان بگوئید دست کرامت حق

خوانی بزرگ چیده در مکه و مدینه

خنده نشست بر لب تا ای «وفائی» از عرش

گفتند گل دمیده در مکه و مدینه 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/11/19 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)- میلاد


آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

می رسی مثل مسیحا و به جسم کعبه

با نفس های الهی تو جان می آید

بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می آید

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست

قبله‌ی عزت و ایمان به جهان می آید

با قدوم تو برای همه‌ی اهل زمین

از سماواتِ خدا برگ امان می آید

نور توحیدی تو در همه جا پیچیده ست

از فراسوی جهان عطر اذان می آید

عرش معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالم تابت

خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد

نور توحید به قلب بشر ارزانی شد

خواست حق، جلوه کند روشنی توحیدش

قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد

ذکر لب های تو سر لوحه‌ی تسبیحات است

عرش با نور نگاه تو چراغانی شد

قول و افعال و صفاتت همه نور محض اند

نورت آئینه‌ی آئین مسلمانی شد

به سراپرده‌ی اعجاز و بقا ره یابد

هر که در مذهب دلدادگی ات فانی شد

خواستم در خور حسن تو کلامی گویم

شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد

ای که مبهوت تو و وصف خطی از حُسنت

عقل صد مولوی و حافظ و خاقانی شد

«از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همۀ عالم زد»   


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/18 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

 

باران گرفت و سقف مدائن نشست كرد

دندانه‏هاى كنگره قصد شكست كرد

نورى به صحن معبد زردشتیان رسید

كآتشكده ز نابى آن‏ نور مست كرد

بالا بلند آمد و هر ارتفاع را

در زیر پا نهاده و پایین و پست كرد

در هر دلى نشست و به شكلى ظهور داشت

این گونه بود كآینه را خود پرست كرد

وقتى سؤال كردم از او خود اشاره‏اى

در پاسخم به پرسش روز الست كرد

حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است

زیباترین هر آنچه كه زیباتر است كرد

فیض مقدسى و تعجب نمى‏كنم

این چیزها كه هست، نگاه تو هست كرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/11/18 | 07:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت

 

ای چشم عرشیان به زمین جای پای تو

گـردون بـه زیــر سایـۀ قـد رسای تو

در آن زمان که حرف زمان و مکان نبود

آغوش لامکان بـه یقیـن بـود جای تو

قرآن دهد نشان که بود روز و شب مدام

ذکـر خـدا و کـار ملایـک، ثنـای تـو

آغوش جان گشوده اجابت در آسمان

از دسـت داده صبـر، بـه شوق لقای تو

تنها نه مهر و مه، نه سماوات، نه زمین

گشتنـد انبیـا همـه خلـق از برای تو

تو بحـر بـی نهایت حقـی و هم چنان

بــی انتهاست رحمـت بـی انتهای تو

هر برگ لاله را بـه ثنایت قصیده ای

هـر بلبلـی بـه باغ، قصیده سرای تو

موسی ز هوش رفته به طور از تکلمت

ریـزد مسیـح از نـفس دلــربای تو

حبل متین عالم خلقت شود به حشر

آرند اگر به دست، نخـی از ردای تو

باشـد گل مقـدس آدم بـدان جلال

یک جرعه زآب جو، کفی از خاک پای تو

خیـل ملـک کـه خلقتش از حاصـل تـو بود

قصدش ز سجده، سجده به آب و گل تو بود 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/17 | 07:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


از ساغر مصطفی صفا می خواهم

" اقرأ اقرأ "من از حرا می خواهم

ای غنچه ی پر خنده ی هستی ، احمد !

لبخند تو را روز جزا می خواهم

****

از جام نگاه تو وضو خواهم کرد

بر کعبه ی چشمان تو رو خواهم کرد

آن روز که روز سخت رسوایی هاست

با نام تو کسب آبرو خواهم کرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/17 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-میلاد


قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی

صدای پنجره باشی و از نظاره بگویی

تمام قصه‌ی دردِ هزار و یک شب ما را

- بدون آنکه بخوانی- به یک اشاره بگویی

نشان صبح همین بود، همین که «حی علی العشق»

تو با صدای سپیدت به هر مناره بگویی

برای دخترکانی که سهم خاک نبودند

تو از جوانه زدن در شبی بهاره بگویی

و موج، پشت سرِ موج، به صخره‌‌ها بزنی تا

از آن حقیقت آبی در این کناره بگویی

چه سبز می‌شود آن روز که در صدای سواری

غزل دوباره بخوانی، اذان دوباره بگویی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/16 | 10:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

 

مژده یاران كه نوبهار آمد 

گل و سرو و سمن به بار آمد

ابر رحمت در این خجسته بهار

گوهر افشان به كوهسار آمد

وه چه عیدى كه در طلیعه او

عید قرآن و دین نمایان است

عید میلاد جعفر صادق

آن كه چون آفتاب تابان است

 خاتم الانبیاء كه خاك درش

سرمه چشم اهل عرفان است

این دو میلاد مقترن با هم

مورد بحث نكته سنجان است

دین و مذهب از این دو یافت رواج

در دو قالب نهفته یك جان است

زین دو عید بزرگ ایمانى

تاج فخرى به فرق قرآن است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/16 | 07:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم(ص)-مدح 

 

یا محمد ای خرد پابست تو

ای چراغ مهر و مه در دست تو

هر زمان گل واژه هایت تازه تر

بلکه از هستی بلند آوازه تر

ختم شد بر قامتت پیغمبری

این تو را باشد دلیل برتری

خط پایان را تو می پویی و بس

حرف آخر را تو می گویی و بس

غیرت و مردانگی آئین توست

عزت زن در حجاب دین توست

بر همه اعلام کن زن برده نیست

برده ی مردان تن پرورده نیست

دین اسلامت مسلمان پرورد

بوذر و مقداد و سلمان پرورد

مکتب تو مکتب عمارهاست

این کلاس میثم تمارهاست

ما تو را زهرای اطهر داده ایم

شیر مردی مثل حیدر داده ایم

ما تو را دادیم در بین همه

یک خدیجه یک علی یک فاطمه

ما کویر تشنه، تو آب حیات

ما غریقیم و تو کشتی نجات

ما به قرآن دست بیعت داده ایم

از ازل با مهر عترت زاده ایم

عترت و قرآن نجات عالمند

چون دو انگشت محمد با همند


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/8 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح پیامبر اعظم(ص)

 

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

به نوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد کل هستی

-

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندراین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

-

زاحمد هردو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کاین احمد کدام است

که ذکرش لذت شرب مدام است

-  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  عید مبعث، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/04/8 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-ولادت

 

اى خواجه عالم همه عالم به فدایت

چون كرده خدا، خلقت عالم ز برایت

ذات تو بود علّت و عالم همه معلول

در حقّ تو لولاك از آن گفته خدایت

شد ختم رسالت به تو این جامه زیبا

خیّاط ازل دوخته بر قدّ رسایت

در روز جزا جمله رسولان مكرّم

از آدم و عیسى همه در تحت لوایت

هنگام سخا چون به عطا دست گشائى

صد حاتم طائى شده درویش و گدایت

مردم همه مشتاق به فردوس برینند

فردوس برین تا شده مشتاق لقایت

راضى به رضا گشتى و صابر به مصائب

تا صبر و رضا مات شد از صبر و رضایت




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/12/2 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.