وداع با ماه مبارک رمضان


بخشید و چه خوب غرقِ تغییر شدم

مانند حصیرِ کهنه تعمیر شدم

دل کندنم از ماه خدا دشوار است

بسکه سرِ این سفره نمک گیر شدم!




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/2 | 08:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


ماه رمضان می رود و توشه ندارم

در مزرعه ی عفو خدا خوشه ندارم

با روزه خدایی نشدم، باز امیدی

جز گریه بر صاحب شش گوشه ندارم




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/2 | 08:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان


محضر اهل کرم حال پریشان میبرم

بهتر از گریه ندارم چشم گریان میبرم


لطف اینها بیشتر از دیدنی نادیدنی است

من ازین دَر، چیزهایی بهتر از نان میبرم


من زلیخای بدی بودم برای یوسفم

با گناهم صاحبم را سوی زندان میبرم


نوح دستش را سویم آورد اما پس زدم

با چه امیدی خودم را سمت طوفان میبرم؟!


اینهمه گفتم «رقیه» ، اینهمه گفتم ز «خار»

نَفْس را پس کی روی «خار مغیلان» میبرم؟!


چرتکه پیش کریم انداختن دیوانگی ست

چون به یک العفو صدها برگ غفران میبرم


گفت هرکس که بیاید زود جایش میدهم

روی خوش دیدم اگر با خویش مهمان میبرم


ماه قرآن باطناً ماهِ علی مرتضی ست

خیرِ مولا بوده هر فیضی ز قرآن میبرم


در قیامت حکم دوزخ هم دهی آسوده ام

خویش را سمت جنان با یک «حسین جان» میبرم


چه حرم بسته شود چه باز، آقایم که هست!

مثل سابق حاجتم را به خراسان میبرم


اینچنین دنیا نمی ماند حرم وا میشود...

آب سقاخانه اش را بهر درمان میبرم


ای امان از بی کسی، در حجره تنها جان سپرد

نام او را با هزاران آه سوزان میبرم





✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/2 | 08:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


می سوزه قلبم این شبا از درد

بارونه چشمـام می بـاره نم نم

نزدیک شـدیم به روزای آخـر

این سُفره داره جمع میشه کم کم


توو سرنوشتِ من شبای قدر

تقدیرِ سالِ دیگه چی بوده..؟

یعنی نوشتن اهلِ تقوا شم..؟

از دستِ نَفْسم میشم آسوده..؟


کاشکی شهادت قسمتم میشد

داشتم یه جو مردونگی، غیرت

توو مُصحفِ اعمال من حک بود

سـربازِ خـوبِ دوره ی غیبـت


یه لحظه ام چِشْم برندار از من

می خوام پیشِ لطفت نَرَم از یاد

مشهـد، زیـارت، قسمـتِ من کن

مهمون کنـم یه روضـه گوهرشاد


شبهـای آخـر رو بـه پایانه

دارم توو سینه یه غمِ جانکاه

میخوام واسه توبه شفیعم شه

دستِ منـو دامـانِ ثـاراللّه


از من نگیر درکِ مُحرّم رو

دور از تو میشم خیلی سر در گُم

اذنم بده با روضـه ی اکبـر

تا که بمیـرم مـن شـبِ هشتـم


یاربّ به عصـرِ روز عاشـورا

یاربّ بـه اون اذکـار ِ در گـودال

از روی تَل أمَّن یُجیب می خوند

یاربّ به زینب که میرفت از حال


یه مادری با ناله ای جانسوز

میـگه بُنَیّـه کُـشتنـت. مظلـوم

لبْ تشنه سر از پیکرت بُردن

از جرعه ی آبی شدی محروم




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/31 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات ماه مبارک رمضان


اَبرم و شب به شب از هجر رُخت می بارم

من به امید نگاهی ست اگر بیدارم


بپذیری! نپذیری! کرمت را عشق است

نه پی حاجتم آقا، نه پیِ دینارم


دیده گر یار نبیند به چه دردی بخورد؟!

کور ماندم به امیدِ سحر دیدارم


بدی از من! بدی از من ! بدی از من بوده...

تویی و این همه خوبی، منم و اِقرارم


به زبان عاشقمو، وقت عمل غافل تو

به زبان نوکرمو، وقت عمل سربارم


تو چرا فکر منی؟! فکر منِ نالایق؟!

من که سرگرمِ خودم بودم و فکر کارم


روزه اش را تو گرفتی و به من مُزد رسید

زحمتش را تو کشیدی که تقرب دارم


یابن حیدر! بطلب یک سحر ایوان نجف

دل من لک زده بَهر پدر کَرّارم


یک سحر صحن ابالفضل، غروبش گودال

کربلا خواسته ام در سحر و افطارم


گریه کردن ز شما! مرثیه خوانی از من..

خون زِ چشمان تو می‌بارد و خون می‌باردم


شمر آماده شد و جَد تو چشمش وا شد

گفت یارب منم و زخم تن بسیارم!


سر من را بِبُرد یا نَبُرد حرفی نیست

من پریشانِ عبورِ حرم از بازارم..


بوی زهرا ته گودالِ بلا پیچیده

خنجر آمد به زبان گفت من آن مسمارم




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/30 | 06:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام زمان(عج)مناجات ماه رمضان


من این شبا مهمونتم آقا

راهم دادی بازم تو این خونه

باید خودت فکری کنی واسم

حال دلم خیلی پریشونه

 

بار گناهم گرچه سنگینه

برگشتم امشب با پشیمونی

آی مهربون جان علی اکبر

از نوکرت رو برنگردونی

 

هر وقت گناه کردم خودم دیدم

حال بکاء و گریه هام میره

خیلی خجالت می کشم وقتی

تو روضه ها گریه ام نمی گیره

 

روی دو وعده روضه می گیرم

هم صبح و هم هنگام افطارم

وقتی که ظرف آب می بینم

یاد لب خشک علمدارم

 

دست منو خیلی گرفتی و

خیلی بهت نوکر بدهکاره

آقا بیا امشب کنار ما

با تو ابوحمزه صفا داره

 

بازم شب هشتم دلم بدجور

خورده گره با روضه ی اکبر

امشب می خوام با هم بخونیم از

اون روضه ای که دوست داره مادر

 

جونم فدای اون جوونی که

شد اربا اربا پیکر پاکش

لشکر می خندید و پدر گریون

افتاد کنار جسم صد چاکش

 

جونم فدای اون غریبی که

داغ جوونش قدشو تا کرد

تا که صداشو بشنوه، آقا

راه گلوی اکبرو وا کرد

 

اینقدر این تن اربا اربا بود

توی تموم دشت میدیدش

آقای ما تنها با چه حالی

تیکه به تیکه رو عبا چیدش

 




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/28 | 11:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در شب قدر


می خواهم امشب از خدای لیلة القدر

تا بازگردی ای دعای لیلة القدر

 

بشنو صدای التماس اشک ها را

از بغض رنجور صدای لیلة القدر

 

با دست خالی با تمنای ظهورت

هر سال می‌افتم به پای لیلة القدر

 

ای کاش درد دوری خود را بریزی

در دست خالی گدای لیلة القدر

 

نقل است روح لیلة القدر است زهرا

پس جان ما بادا فدای لیلة القدر

 

ای کاش سال بعد قرآن سر بگیریم

با زائران کربلای لیلة القدر

 

حال و هوای کوفه گویا کربلایی‌ست

سخت است امشب روضه های لیلة القدر




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در شب قدر


غمت برای دل مبتلای من کافی‌ست

رسد همین که به گوشت صدای من کافی‌ست

 

دوباره لیلهٔ قدر آمده گل نرگس

بپیچد عطرت اگر در هوای من کافیست

 

بیا و قدر مرا با خودت مقدر کن

اگر برای تو باشم برای من کافی‌ست

 

غریب، با همه ام؛ تا مقرب تو شوم

فقط تو باشی اگر آشنای من کافی‌ست

 

مباد آنکه ببینم شرار قهر تو را

همین که هجر تو باشد سزای من کافی‌ست

 

مرا خدا به تو بخشید یا ولی الله

رضایت تو برای خدای من کافی‌ست

 

مریضم آمدم اشک از غم علی ریزم

که اشک روضه برای شفای من کافی‌ست

 

شب زیارت و یک یا حسین و قدری اشک

برای تذکرهٔ کربلای من کافی‌ست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


شب احیا سخن فراوان است

حرف ما امشب از جوانان است

 

ما گنه کار آمدیم درست

سست و بیمار آمدیم درست

 

سخن اما گناهِ فردی نیست

همگانی است، ورنه دردی نیست

 

درد ما از گناهِ یک نسل است

توبه از این گناه یک اصل است

 

درد ما درد قلّت شیعه است

بس گرفتار، ملت شیعه است

 

همه جا کشته میدهد شیعه

سر در این راه مینهد شیعه

 

گفت آن مرشدی که مشفق بود

کثرتِ ما ز نسل عاشق بود

 

گفت یارانِ من فراوانند

اُمتَم انقلاب سازانند

 

همه یاران او شهید شدند

یا که جانبازِ روسپید شدند

 

ما کجاییم و آن حضور کجاست؟

نسل آمادۀ ظهور کجاست؟

 

ای خوش آن روزها که برگردد

نسل شیعه زیاد تر گردد

 

ای خوشا دوستان تازه نفَس

مرگ بر دشمنان تازه نفَس

 

نشِنیدی ولی چه فرمودند

باز سید علی چه فرمودند

 

گر شنیدی حدیث عزت را

پس تلافی کنیم غربت را

 

نکند دشمنان فزون بشوند!

دوستان علی زبون  بشوند!

 

و مبادا یهود، پیش اُفتد

ما خمود، او به فکر خویش اُفتد

 

باید آغاز کرد از هیئت

تا هدایت رسد به یک امت

 

امت شیعه نوجوان خواهد

حجة بن الحسن جوان خواهد

 

گر چه امروز هم فراوانند

در دفاع حرم جوانانند

 

باز هم کشته میدهد شیعه

سر براه علی نهد شیعه

 

نسل کوثر هماره زهرائیست

شیعه تا روز حشر مولائیست

 

هان! به کوریِّ چشم دشمنِ پست

نسل گودال، تا قیامت هست

 

روضۀ سر بریده باید خواند

هم ز حلق دریده باید خواند

 

روضۀ کوچه یادمان نرود

شام تا کوفه یادمان نرود

 

روضۀ تازیانه تازه شده

روضۀ دخترانه تازه شده

 

روضۀ دختر و کنیزی وای

شرح آن ماجرای هیزی وای

 

ما که خون از دو دیده میباریم

کینه ها بین سینه میکاریم

 

انتقام از یهود را داریم

قصد آل سعود را داریم

 

منتظر باش مکه! می آییم

ما پس از قدس، کعبه! می آییم

 

با علمدار و با علم آییم

با امام زمان حرم آییم




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


روزههایم اگرچه معیوب است

رمضان است و حال من خوب است

 

رمضان است و من زلالم باز

صاحب روزی حلالم باز

 

میزند موج بیکران در من

پهنه در پهنه آسمان در من

 

چشمهایم ندیدنی را دید

رمضان است و من پر از خورشید

 

الفتی پاک با سحر دارم

تشنهی لحظه های افطارم

 

رمضان است و گفتنم هوس است

راز از تو شنفتنم هوس است

 

از تو ای با من آشنا! از تو

از تو ای مهربان خدا! از تو

 

ای خدایی که جود آوردی

از عدم در وجود آوردی

 

ای خدایی که هستیام دادی

حرمت حق پرستیام دادی

 

ای سئوال مرا همیشه جواب

ای سبب! ای مسبب! ای اسباب!

 

پیش پایم همیشه روشن باش

با توام من، تو نیز با من باش

 

در نگاهم گناه میجوشد

تو نپوشی کسی نمیپوشد

 

با من ای مهربان، مدارا کن

گره از کار بستهام وا کن

 

رمضان است و زندهام ، هستم

گفتگو با تو دارم و مستم

 

مستم از شربت و شرابی ناب

صمغ خورشید و شیرهی مهتاب

 

از شرابی که قسمت من بود

مثل من بود، صاف و روشن بود

 

از شرابی شبیه آزادی

لطف کردی خودت فرستادی

 

از شرابی که درد میافزود

نه زمینی، نه آسمانی بود

 

رمضان است و ماه نیمهی بدر

شب تقسیم زندگی، شب قدر

 

شب قدر است و من همان تنها

دورم از هیهی و هیاهوها

 

نیست قرآن برابرم امشب

دست مولاست بر سرم امشب

 

ای خدای بزرگ بندهنواز

خالق خلسههای راز و نیاز

 

اولین اشتیاق شوقانگیز

آخرین شوق اشتیاقآمیز

 

می چکد شور تو در آوایم

میزنی موج در دعاهایم

 

هایِ تو هویِ من مرا دریاب

خستهام، خسته، ای خدا دریاب

 

شب قدر است و میکنی تقسیم

برسان سهم دوستان یتیم

 

سهم من چیست؟ بندگی کردن

پاک و پاکیزه زندگی کردن

 

بار من اییگانه سنگین است

سبَُکم کن که سهمِ من این است

 

شب احیا تو با منی آری

من بخوابم اگر، تو بیداری

 

لطف داری به دست کوتاهم

میدهی آنچه را که میخواهم

 

ای خدا ای خدای پنهان، فاش

هم در اینجا تو را ببینم کاش

 

تا بمیرم زلال و دل بیدار

مرگ من را بدست من بسپار

 

بسپارش به من به آگاهی

تا بمیرم چنان که میخواهی

 

بعد یک عمر خون دل خوردن

مطّلع کن مرا شبِ مردن

 

ای خدا ای خدای نومیدان

زندهی تا همیشه جاویدان

 

ای سزاوار گریه و خنده

مهربانِ هماره بخشنده

 

پاکبازم اگر چه گمراهم

از تو غیر از تو را نمیخواهم

 

بار تشویش از دلم بردار

وَ قِنا ربّنا عذاب النّار

 

شب قدر است و من چنین بیتاب

اِفتَتِح یا مفتّح الابواب

 




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


و امّا و امّا و امّا علی

غریب است و مظلوم و تنها علی

 

سحر شد - منادی - شنیدم که گفت

دریغا دریغا دریغا علی

 

به یک ضربه ارکان دین شد خراب

جدا شد به یک لحظه از ما علی

 

شب قدر ، آیا چه باید سرود؟

به جز یاعلی یاعلی یاعلی؟

 

کجا می توان رفت ؟ غیر از نجف؟

مگر می توان بود جز با علی

 

مناجات ، دیدی به جز ذکر او؟

غزل خوانده ای شاعر ! الّا علی؟

 

علی گفتم و خواندم از فاطمه

که مولاست زهرا و زهرا علی

 

گرفته است قرآن به سر مصطفی

حسن گفته در حال احیا علی

 

الهی الهی الهی حسین

خدایا خدایا خدایا علی  




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 07:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

 

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

 

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری زخاک تربت مادر بگیرم

 

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

 

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 06:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


نگاهی کن به چشمان تر من

نمانده چیزی از بال و پر من

تویى که یاور دلخستگانی

بکش دستی هم امشب بر سر من

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان، ماه شعبان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 06:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روضه در ماه مبارک رمضان


هر طپش میل تشنگی دارد

هر که در راه سید الشهداست

ماهِ «مهمانی» و "عطش" یعنی

رمضان ماه سید الشهداست

 

مثل ماه محرمش سی شب

می رود قلب ما ته گودال

خود بی بی رقیه در روضه

سفره را پهن می کند هر سال

 

اینکه مهمانی خداست، قبول

ما برای حسین آمده ایم

اینکه ماه عبادت است، درست

به دعای حسین آمده ایم

 

تشنه ماندن تقرب محض است

پیش لبهای خشک طفل رباب

یا اباالفضل هر کجا گفتند

بعد افطار هم نخوردیم آب

 

چند ساعت که تشنه می مانی

دیده ات تار می شود کم کم

تشنه باشی و گرم هم باشد

ضعف بسیار می شود کم کم

 

تشنگی در جگر نفوذ کند

بی رمق می شود تمام تنت

زخم شمشیر و نیزه هم بخوری

دیگر از دست می رود بدنت

 

آب دیدی دلت شکست بگو:

السلام علیک یا عطشان

تا که دیدی لباس پاره بگو:

السلام علیک یا عریان




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت داده

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!

شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات در ماه مبارک رمضان


آغاز می کنم سخنم را به یا حسین

در می زنم به خانه ی معبود با حسین

 

کاری به خاطر رمضانم نکرده ام

اما گرفت دست تهیِ مرا حسین

 

مثل همیشه آبرویش را وسط گذاشت

شد باعث رفاقت ما با خدا ، حسین

 

در قتلگاه یک یک مارا صدا زده

ما را خرید زیر همان نیزه ها حسین

 

آنقدر عاشقیم که حتی سر نماز

گفتیم در قنوت بجای دعا، حسین

 

ما روزه دارها همه یاد لب توییم

ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین*

 

آخر مرا برای خودش می خرد شبی

من می شوم مسافر کرب و بلا حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا_ ماه مبارک رمضان


منى كه هیچ كسى را ندارم الا تو

دوباره آمده ام درد دل کنم با تو


همینکه با تو کمی درد دل کنم خوب است

فقط برای تو‌خود را خجل کنم خوب است


كنار سفره خودخلوتى به من دادى

چه خوب فرصت هم صحبتى به من دادى


چقدر حرف نگفته برای گفتن هست

تو هم همیشه حواست به گریه من هست

پناه بر تو از این خشکسالی آوردم

برای عرض ادب دست خالی آوردم


دلم گرفته، برایم نشانه ای بفرست

برای بغض گلویم بهانه ای بفرست


دوباره آمده ام سربزیر گریه کنم

نشسته ام بگذارید سیر گریه کنم

دوباره مثل همیشه مرا بغل کردی

همیشه مشکل من را فقط تو حل کردی


اگرچه خسته ای و گرچه دلخوری از من

همیشه مطمئنم دل نمی بُرى از من


مرا ببخش اگر نامه ام سیاه شده

بیا بگو به ملائک که اشتباه شده


گدا رسیده بیا و کرم فروشی کن

برای بنده خود باز پرده پوشی کن


مرا ببخش اگر سمت معصیت رفتم

بلد نبودم اگر راه را غلط رفتم


هنوز نیستم از کرده خودم راضی

قبول کن اجلم را عقب بیندازی


اگر كه توبه نكرده اجل فرا برسد

خدا كند كه به دادم امام رضا برسد


اگر بناست بمیرم چه حسرتى دارم

هنوز من دو سه تا كربلا طلبكارم


منى كه لحظه افطارها نوا كردم

دم غروب همش یاد كربلا كردم


همیشه خواسته ام زیر پرچمش باشم

غروب اول ماه محرمش باشم


غروب اول ماه و غروب روز دهم

بمیرم‌از غم آن ضربه دوازدهم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان-شب جمعه


حالِ دلم آرومه این روزا

با تو چه اوقاتِ خوشی دارم

تا «یا علیُ یا عظیم» میگم

فوراً گره وا میشه از کارم


چشمام به دستات زل زده حیرون

می ریزه استغفار از لب ها

میشینم اینجا با ابوحمزه

پشت درت با گریه این شب ها


حسرت به حالِ خیلیا خوردم

دیدی سرم از شرم پایینه

گفتی: بیا، می بخشمت! گفتم:

بارِ گناهام خیلی سنگینه


دیدم نبستی راه برگشت و

برگشتم و سفره ت صفا داره

بخشیدی و روتو نمیگیری

از هر چی مهمونِ خطاکاره


کاری بکن واسم تو رو قران

از دست این نفْسم گرفتارم

یا مَن یُحبُّ المحسنین؛ یارب-

خیلی به تو...«توبه» بدهکارم


دلواپسم هر شب سرِ افطار

میلرزه قلبم، میشم آشفته

هی قورت میدم بغضم و تا که

چشمم به ظرف ِ آب می افته


با پای دل تا کربلا میرم

داغش دوباره تو دلم افتاد

آب فرات و موج، پشتِ موج

اربابم امّا تشنه جون میداد


زل زد به خیمه از تهِ گودال

با نیزه کَندن از تنش پیرهن

تن غرقِ خون بود و سرش رو هم

پیش چشایِ مادرش بردن!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/11 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


ای که نان و آب دادی، باز ناشکرت شدم

بهترین ارباب دادی باز ناشکرت شدم

 

با وجودی که نبودم دوست خوبت، ولی

اینهمه احباب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک زمان یار شهیدان بودم و بر بازویم

مُهری از اصحاب دادی باز ناشکرت شدم

 

روزۀ ماه مبارک را عطا کردی به من

ناتوان را تاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تو مرا همسفرۀ خوبانِ عالم کرده ای

دلبرانِ ناب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تا بگویم یاحسین، این دیده ابری می شود

یک دل بیتاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

بین ظلمت، زهرۀ زهرا بدادم میرسد

تو بمن مهتاب دادی باز ناشکرت شدم

 

غرق در دریای عصیان، ناگهان گفتم حسن

این دُر نایاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نوکر و عبد و عبیدِ درگهِ مولا شدم

اینهمه القاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تشنۀ آب است اربابم، به من با دست او

جرعه جرعه آب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک سلام افطار دادم بر در باب الحسین

پاسخ از هر باب دادی، باز ناشکرت شدم

 

کربلا میخواستم از تو به بیداری، ولی

دادِ دل در خواب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نام من را ثبت کردی در میان زائران

رخصت سرداب دادی، باز ناشکرت شدم

 

عبد زهرای سه ساله هستم و شکرت کنم

کاش با یاد رقیه تا سحر ذکرت کنم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در ماه مبارک رمضان


دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما

قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دومرتبه بی ماه روی تو

دارد بشارت رمضان می دهد به ما

برگرد! ای که لحظه ی افطار، عاقبت

یک روز دست های تو نان می دهد به ما

روزی سه بار غرق غریبی و بی کسی ست

حسی که بی تو وقت اذان می دهد به ما

این ماه، فرصتی ست که باز عاشقت شویم

ماه خدا دوباره زمان می دهد به ما

امسال میهمان جد تو هستیم، جان حسین

نامی که اشک های روان می دهد به ما

حالا که سفره، سفره ی عشق است پس خدا

هرچه بخواهد این دلمان می دهد به ما

بی شک حواله همه امسال کربلاست

مزدی که آخر رمضان می دهد به ما




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک

 

نفس به سینه مبدل به آه خواهد شد

بدون تو همه عمرم تباه خواهد شد

فدای آن رمضانی که با تو می آید

و با حضور تو شامش پگاه خواهد شد

اگرچه ماه خدا؛ باز بی تو خاموش است

به نور روی تو این ماه، ماه خواهد شد

کنار سفرۀ این افتتاح خوشحالم

که در کنار تو ماه افتتاح خواهد شد

فدای چشم رحیمت! دل سیاهم را

اگر نگاه کنی بی گناه خواهد شد

قدم گذار به چشمم که با رسیدن تو

نصیب چهرۀ من گرد راه خواهد شد

به هر که گفت رهایت کنم به او گفتم

گدا همیشه در این خانه شاه خواهد شد

دخیل دامن شش ماهۀ حسین شدیم

بساط گریه دوباره به راه خواهد شد




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/9 | 06:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت ماه مبارک رمضان


بیشتر گریه تسلای دل سوزان است...

چون بیابان که نیازش به نم باران است

میکده باز شد و زود دویدم داخل

گفته ساقی سه دهه نوبت سرمستان است..

گفتم اول نروم!آخر خطم دیگر!

مادرم گفت برو!خالق تو رحمان است

ما اگر آمده ایم از‌کرم آل علی ست

گله هر سمت رود مرحمت چوپان است

رمضان است خدا بنده نوازی کرده

سفره ها باز شده خانه پر از مهمان است

رب شهر رمضان!شهر مرا هم دریاب

این زمین مرکز عشاق حسین تهران است

خوب و بد ریزه خور حضرت حجت هستیم

پای باباست همش!طفل اگر نادان است

نوکر آن ست که از‌خویش دعایی نکند

آنچه‌ را‌ خواسته ارباب دعایم آن است

سی شب ماه خدا را به علی بخشیدند

گریه هرشب ما هدیه ی آقا جان است

ما دراین ماه مبارک به هوای نجفیم

دلمان وقت مناجات دم ایوان است

گره کور مرا دست رقیه بدهید

هرچه سختی ست به یُمن نفسش آسان است

روزه ام روضه اگر داشت خدا میخردش

خرم آن دیده که در روضه فقط گریان است

دم افطار من از آب سوالی دارم

آب!دیدی چقدر کام حسین عطشان است؟

تشنه ای ماند و سپاهی که همه سیراب اند

دشنه هم‌ سوخت دلش!شمر ولی خندان است

سمت گودال نرو حضرت زهرا اصلا!

خاک‌ عالم به سرم، یوسف تو عریان‌ است




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/8 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات ماه مبارک رمضان


ای کاش ببینیم همه ماه نهان را

همراه طلوع تو شروع رمضان را

با تلخی اشک غمت افطار نمودیم

از ماذنه هر بار شنیدیم شنیدیم اذان را

چندیست که چشمان زمین بی تو ندیده است

از باد صبا آن نفس مشک فشان را

تلخند زبانها بگذار از تو بگویند

تا نام تو تغییر دهد طعم دهان را

قلبی که ز خاک کف پاهای تو دور است

صد سال نخواهیم برایش ضربان را

هرگاه که با تو به مناجات نشستیم

یک بار هم احساس نکردیم زمان را

گیریم که از دیدن تو چشم بپوشیم

آقای دل ما! چه کنیم این دلمان را؟

امسال رسیدیم که از سفره زینب

بر دست گدایان بدهی لقمه نان را

خون گریه روز و شبت از غصه زینب

باعث شده در کام بگیریم زبان را

برگرد که از کوفه نه، از کرب و بلا نه

از شام بپرسی سبب قد کمان را




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/8 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک رمضان


خورشید پشت ابر ! نشانی به ما بده

ای ماه ! مژده ی رمضانی به ما بده

 

مثل نسیم صبح از این جا گذر کن و

باد صبای مشک فشانی به ما بده

 

بی کس تر از همیشه رساندیم خویش را

آواره ایم ... جا و مکانی به ما بده

 

از بس که در پی همه غیر از تو بوده ایم

از پا نشسته ایم ... توانی به ما بده

 

از سفره ای که وقت سحر پهن می کنی

مانده غذا و خورده ی نانی به ما بده

 

" با روضه ی حسین نفس تازه می کنیم "

روضه بخوان دوباره و جانی به ما بده 




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/7 | 07:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استقبال از ماه مبارک رمضان-مناجات با خدا


رمضان آمد و مهمان تو خواب است، خدایا

وقت دیدار، به دنبال ثواب است، خدایا

 

نیست ساقی و زمین یک دلِ آباد ندارد

حال مردان خرابات، خراب است، خدایا

 

میهمان را تو بخوانی و در آغوش نگیری؟

دل بی‌تاب، به دنبال جواب است، خدایا

 

از توام، آمده‌ام تا که در آغوش تو باشم

قدر من، درکِ همین لحظه‌ی ناب است، خدایا

 

کی شود، سوی تو بی‌رنگ و سبک‌بار سفر کرد؟

تا دل، این‌قدر پر از رنگ و لعاب است، خدایا

 

آبرو، با بر و رویی برود، گر تو نگیری

نقشِ دینداری ما، نقش بر آب است، خدایا

 

این که، این سوی نقاب است، که دل می‌‌بَرَد از خلق

بُگذر از آن که، در آن سوی نقاب است، خدایا

 

اصلا آن آتش سوزانِ جهنم، به جهنم

زندگی بی‌تو، خودش عین عذاب است، خدایا

.

«عهد ما با لب شیرین دهنان» بستی و افسوس

کار ما، شرح تو از روی کتاب است، خدایا

 

می‌پرستم احد ساخته‌ی ذهن خودم را،

که چنین باورم از جنس حباب است، خدایا

 

زیر باران تو با چتر غرور آمده بودم

خشک ماندم، گله کردم که سراب است، خدایا

 

گذر عمر، نشانده‌ست مرا بر لب جویی

که پر از دسته گلِ داده به آب است، خدایا




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/7 | 07:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات در ماه مبارک رمضان


ماه صیام آمد و من در خیال خود

با بوسه بر ضریح تو افطار می‌کنم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک رمضان-استقبال از ماه مبارک


باز در بغض صدایم آتش آه آمده

باز هم ماه خدا بی ماه از راه آمده

 

آه ماه فاطمه! برگرد که حتی نفس

از میان سینه ها بی تو به اکراه آمده

 

باز هم شب های بخشش آمد و با لطف تو

کوه سنگین گناهم رفت و چون کاه آمده

 

سفره ی افطار هم با آب و نان حسرتش

باز هم بی تو به استقبال این ماه آمده

 

از دل سنگ و سیاه خود صدایت میزنم

مثل فریاد ضعیفی کز دل چاه آمده

 

کیست مانند تو که در جاده های بی کسی

با من در راه مانده هر زمان راه آمده

 

تا به دست آرم دلت را باز می گویم حسین

آتش قهر تو با این نام کوتاه آمده

 

موقع افطار با لب های تشنه بازهم

در دلم یاد لبان تشنه ی شاه امده




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان


رمضان آمده ای عبد گنهکار بیا

نیست جز حضرت او حضرت غفار بیا

 

در بزن تا که به رویت بگشایند دری

سوی خوان کرم حضرت ستار بیا

 

منتظر مانده خدا تا که بیایی به برش

آشتی کن به سوی حضرت دادار بیا

 

میخرد ناز گنهکار ، خداوند غفور

همتی کن به کلافی سر بازار بیا

 

بار عام است و در رحمت ایزد باز است

گر گنهکاری و گر زار و گرفتار بیا

 

دست خالی نرو بر درگه رحمان رحیم

دم به دم با دم یا حیدر کرار بیا

 

دست خود حلقه بزن بر در زهرا و علی

سوی حق با مدد از دلبر و دلدار بیا

 

باز کن روزه ی خود با نمک نام حسین

یاد خشکی لبش لحظه ی افطار بیا

 

با لب تشنه و با دیده ی آلوده به اشک

یاد مشک و علم و دست علمدار بیا




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا - ماه مبارک رمضان


مهمانِ توام، بارخدایا چه کنم؟!

جا مانده ام از قافله! حالا چه کنم؟!

شیطان غُل و زنجیر شد و ماندم که-

طغیانِ هوای نفْسِ خود را چه کنم؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان


ماهی به روشنایی رحمت دمیده است

مهمانی خدای تعالی رسیده است


بربندگان سائل خود بانی وجود

خوانی به وسعت كرم و جود چیده است


چون گُل شكفته اند تمامی مؤمنان

زیرا نسیم رحمت یزدان وزیده است


درحیرتم چگونه بیایم، كه میزبان

زین میهمان غمزده خیری ندیده است


ازبس كه شعله ورشدم ازآتش گناه

اشكم به روی چهره، زخجلت چكیده است


رسوا نكرده است مرابین خاص و عام

پرده به روی معصیت من كشیده است


عمری اسیر پنجه ی نفس و گنه شدم

رنگی به رُخ ندارم و رنگم پریده است


روكرده ام به رأفت پروردگار خویش

آوای ربنای مرا او شنیده است


باورنمی كنم! كه شدم تحبس الدعا

زیراخدا مرا به سوی خودكشیده است


سیراب می شودزکوثر رحمت هرآن كسی

ازجام عفو ورحمت یزدان چشیده است


غافل مشو «وفایی»ازین مه ،كه كردگار

این ماه را برای عفوگنه برگزیده است




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic