مناجات با خدا-شب قدر


ای بنازم رحمتت کز دیده بارانی گرفت

در دلم شبهای احیایت چه طوفانی گرفت

اشکها بارید و قدری قلبها آرام شد

صیقلی شد سینه ها و خوب مهمانی گرفت

تیرگی های ضِلالت همچنان مغلوب ماند

سینۀ اهل هدایت فیض نورانی گرفت

هر دلی که پا به روی نفسِ شیطانی گذاشت

در همه رفتارها حالات رحمانی گرفت

باز هم از رحمتت تطهیر شد دلهای ما

از نگاه بخششت آیات ربّانی گرفت

صدقِ نیّت بهترین زینت برای مومن است

پاکدل اعمال صالح را به آسانی گرفت

کور دل آنکس که بر ((لاتقنطوا)) هم دل نداد

هرکه شد مأیوس کِی زین درد درمانی گرفت

هرکه شد بخشنده می بخشد خطای این و آن

ای خوش آن دستی که دستان مسلمانی گرفت

آنکه نیت کرد امام خویش را یاری دهد

این هدایت را یقین از ماه قرآنی گرفت

عهد ما این بود: ما یار ولایت می شویم

آخر ای دل حیدر از ما عهد و پیمانی گرفت

عهد ما آمادۀ روز شهادت بودن است

دین هر از گاهی ز اهل درد قربانی گرفت

یاد آن دروازه قرآنهای نورانی بخیر

آن زمانی که ز دست ما چه یارانی گرفت

بازهم سربند می بندیم یا نعم الامیر

کربلایی عهد می بندیم یا نعم النصیر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


امشب ای خالق یکتا همه را می بخشی

 در شب قدر، خدایا همه را می بخشی

 ای کریمی که همه ریزه خور خان توأند

 سفره ات هست مهیّا همه را می بخشی

 گر چه ما غرق گناهیم ولی از سرِ لطف

 می کنی باز مدارا همه را می بخشی

 به علی، احمد و زهرا، به حسین و به حسن

 تو، به این حُرمت اَسما همه را می بخشی

 مِهر و کینه دو پر و بال عروج دل ماست

 به تولّی و تبرّی همه را می بخشی

 شیعه ی حیدر و آتش... چه قدَر بی معناست

 مطمئنّم که به مولا همه را می بخشی

 دست خالی نرود هیچ کسی از این جا

 تو در این لیله ی احیا همه را می بخشی

آن قدر لطف و عنایت به همه داری که

 نه فقط اهل دعا را همه را می بخشی

 یک نفر گر که دعایش به اجابت برسد

 شک ندارم که تو یک جا همه را می بخشی

 به خداییِ تو سوگند که در وقت سحر

 وسط گریه و نجوا همه را می بخشی

 پرِ توبه بده تا سوی تو پرواز کنم...

 ... تا ببینم که چه زیبا همه را می بخشی

 من زمین خورده ام امّا نه شبیه عبّاس

به زمین خوردن سقّا همه را می بخشی




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/21 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شب قدر


شاید اجل تو در کمینت باشد

شاید لحظات واپسینت باشد

پس قدر بدان، برای خود کاری کن

شاید شب قدر آخرینت باشد

 




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 01:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)- شب قدر


نگاهی کن به چشمان تر من

نمانده چیزی از بال و پر من

تویى که یاور دلخستگانی

بکش دستی هم امشب بر سر من

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)، شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


مسکینِ همه شبم ، بک یا الله

من فاطمه مذهبم ، بک یا الله

قرآن به سرم گرفتم و گُل کرده

ده مرتبه بر لبم ، بک یا الله

***

مسکینم و با ربِّ جلی می گویم

شرمنده ام از گنه ولی می گویم

تا آنکه ببخشی تو گناهانم را

ده بار الهی بِعلی می گویم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت ماه مبارک رمضان-شب قدر


روزههایم اگرچه معیوب است

رمضان است و حال من خوب است

 

رمضان است و من زلالم باز

صاحب روزی حلالم باز

 

میزند موج بیکران در من

پهنه در پهنه آسمان در من

 

چشمهایم ندیدنی را دید

رمضان است و من پر از خورشید

 

الفتی پاک با سحر دارم

تشنهی لحظه های افطارم

 

رمضان است و گفتنم هوس است

راز از تو شنفتنم هوس است

 

از تو ای با من آشنا! از تو

از تو ای مهربان خدا! از تو

 

ای خدایی که جود آوردی

از عدم در وجود آوردی

 

ای خدایی که هستیام دادی

حرمت حق پرستیام دادی

 

ای سئوال مرا همیشه جواب

ای سبب! ای مسبب! ای اسباب!

 

پیش پایم همیشه روشن باش

با توام من، تو نیز با من باش

 

در نگاهم گناه میجوشد

تو نپوشی کسی نمیپوشد

 

با من ای مهربان، مدارا کن

گره از کار بستهام وا کن

 

رمضان است و زندهام ، هستم

گفتگو با تو دارم و مستم

 

مستم از شربت و شرابی ناب

صمغ خورشید و شیرهی مهتاب

 

از شرابی که قسمت من بود

مثل من بود، صاف و روشن بود

 

از شرابی شبیه آزادی

لطف کردی خودت فرستادی

 

از شرابی که درد میافزود

نه زمینی، نه آسمانی بود

 

رمضان است و ماه نیمهی بدر

شب تقسیم زندگی، شب قدر

 

شب قدر است و من همان تنها

دورم از هیهی و هیاهوها

 

نیست قرآن برابرم امشب

دست مولاست بر سرم امشب

 

ای خدای بزرگ بندهنواز

خالق خلسههای راز و نیاز

 

اولین اشتیاق شوقانگیز

آخرین شوق اشتیاقآمیز

 

می چکد شور تو در آوایم

میزنی موج در دعاهایم

 

هایِ تو هویِ من مرا دریاب

خستهام، خسته، ای خدا دریاب

 

شب قدر است و میکنی تقسیم

برسان سهم دوستان یتیم

 

سهم من چیست؟ بندگی کردن

پاک و پاکیزه زندگی کردن

 

بار من اییگانه سنگین است

سبَُکم کن که سهمِ من این است

 

شب احیا تو با منی آری

من بخوابم اگر، تو بیداری

 

لطف داری به دست کوتاهم

میدهی آنچه را که میخواهم

 

ای خدا ای خدای پنهان، فاش

هم در اینجا تو را ببینم کاش

 

تا بمیرم زلال و دل بیدار

مرگ من را بدست من بسپار

 

بسپارش به من به آگاهی

تا بمیرم چنان که میخواهی

 

بعد یک عمر خون دل خوردن

مطّلع کن مرا شبِ مردن

 

ای خدا ای خدای نومیدان

زندهی تا همیشه جاویدان

 

ای سزاوار گریه و خنده

مهربانِ هماره بخشنده

 

پاکبازم اگر چه گمراهم

از تو غیر از تو را نمیخواهم

 

بار تشویش از دلم بردار

وَ قِنا ربّنا عذاب النّار

 

شب قدر است و من چنین بیتاب

اِفتَتِح یا مفتّح الابواب

 




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


خود را به خواب می زنی ای بنده تا به كی

هی توبه پشتِ توبه، سرافكنده تا به كی

دنیا وفا نكرده، وفا هم نمی كند

با زرق و برقش از غم دل، كم نمی كند

از حوضِ نور، كی به رخت آب می زنی

كی دست رد به سینه ی این خواب می زنی

ای بنده جزء برای خدا بنده گی نكن

کج می روی،لجاجت و یک دنده گی نکن!

بنده در اوجِ فاجعه زانو نمی زند

غیر از خدایِ خود به كسی رو نمی زند

عقلت مگر به شاید و باید نمی رسد

بارِ كجت به منزل و مقصد نمی رسد

تیشه نزن به ریشه ی خود بنده ی خدا

بیراهه می روی، نشو شرمنده ی خدا

جای غمِ بهشت، غمِ پول می خوری

بیچاره ای كه مثل پدر گول می خوری

بیهوده هی برای دلت كیسه دوختی

باغ بهشت را به جوِ ری فروختی

ای ورشکسته، بیش تر از این ضرر نده

لحظه به لحظه عمر خودت را هدر نده

شب های قدر فرصت خوبیست؛ گریه كن

آیا زمان توبه ی تو نیست گریه کن

شب های قدر فرصت خوبیست؛ توبه كن

غیر از تو و خدا كه كسی نیست توبه کن

شب های قدر ناله بزن بی معطلی

دستم به دامنت، مددی مرتضی علی

شب های قدر اشك تو را كوثری كند

زهرا برای شیعه ی خود مادری كند

جا مانده ای ز قافله، هیهات، گریه کن

امشب برای عمه ی سادات گریه كن

شاید خدا به حالِ خرابت نظاره كرد

پرونده ی سیاه تو را پاره پاره كرد

مانند سوزِ صبحِ مه آلود می رسد

وقتی نمانده است، اجل زود می رسد

باید بری ! به فكرِ حساب و كتاب باش

فكر فشارِ قبر و سؤال و جواب باش

شب های قبر، تیره تر از كرده های توست

مهتاب روشنش سفر كربلای توست

بی نور عشق، قبر تو دلگیر می شود

امشب بگیر تذكره را، دیر می شود

ای تشنه لب، ز دست سبو آب را بگیر

امشب به گریه دامن ارباب را بگیر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای مقصد تمام دعاهای ما بیا

تنها دلیل دیده ی دریای ما بیا

جز تو کسی مراد شب قدر ما که نیست

ای آرزوی هر شب احیای ما بیا

قرآن به سر گرفته ای و گریه میکنی

هرشب برای محشر و دنیای ما بیا

امروزهایمان همگی بی تو رفته اند

ای غایب همیشه! به فردای ما بیا

ما هجر دیده ایم به فریادمان برس

ما زخم خورده ایم مداوای ما! بیا

این چشم ها که لایق دیدار نیستند

یک شب ز روی لطف به رویای ما بیا

امشب اگر که زائر ایوان طلا شدی

روضه بخوان به صحن نجف جای ما بیا




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 12:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را

صداکن خدای سریع الرضا را

الهی به حق رسول امینت

امانی بده بنده ی بینوا را

الهی به حق علی شاه مردان

مگیر از دل من صفای ولا را

الهی به حق بتول شهیده

بیا با من رو سیه کن مدارا

الهی به حق الحسن از کرامت

بگردان کریما قضا و بلا را

الهی به حق الحسین از عنایت

فزون کن به قلبم غم کربلا را

الهی به زینب به حق رقیه

مسوزان دل بندۀ مبتلا را

الهی به حق اباالفضل العباس

عطا کن به چشمان تارم حیا را

الهی به سجاد و باقر به صادق

به من هدیه کن سوز و آه و بکاءرا

الهی به زندانی عشق کاظم

مرانی ز کویت اسیر بلا را

الهی به شمس الشموس ولایت

رضاکن ز دستم نگاه رضا را

الهی به حق جوادالائمه

بده رزق پاک و فراوان گدارا

الهی به هادی... علی چهارم

هدایت بفرما به میخانه ما را

الهی به حق الحسن باب مهدی

بیا واکن از لطف باغ لقا را

الهی بحجه الهی بحجه

بده اذن دیدار آن دلربا را

الهی به حق تمام قسمها

ببخش این سیه چهره ی بی وفا را




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 11:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


امشب مدد ز حضرت مولا بگیر و بعد...

دست دعا به دامن زهرا بگیر و بعد...

مثل همیشه اذن دخول حسین را

از چشم های عاشق سقا بگیر و بعد...

رَب را قسم به حق حسینش که می دهی

با واژه واژه اشک، دو دریا بگیر و بعد...

تسبیح را به ذکر فرج دانه دانه کن

حسن ختام غیبت کبری بگیر و بعد...

ای اسم تو دوا و ذکرت شفا بخوان

بهر دل حسین شفا را بگیر و بعد...




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 11:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در شب قدر


می خواهم امشب از خدای لیلة القدر

تا بازگردی ای دعای لیلة القدر

 

بشنو صدای التماس اشک ها را

از بغض رنجور صدای لیلة القدر

 

با دست خالی با تمنای ظهورت

هر سال می‌افتم به پای لیلة القدر

 

ای کاش درد دوری خود را بریزی

در دست خالی گدای لیلة القدر

 

نقل است روح لیلة القدر است زهرا

پس جان ما بادا فدای لیلة القدر

 

ای کاش سال بعد قرآن سر بگیریم

با زائران کربلای لیلة القدر

 

حال و هوای کوفه گویا کربلایی‌ست

سخت است امشب روضه های لیلة القدر




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات در شب قدر


غمت برای دل مبتلای من کافی‌ست

رسد همین که به گوشت صدای من کافی‌ست

 

دوباره لیلهٔ قدر آمده گل نرگس

بپیچد عطرت اگر در هوای من کافیست

 

بیا و قدر مرا با خودت مقدر کن

اگر برای تو باشم برای من کافی‌ست

 

غریب، با همه ام؛ تا مقرب تو شوم

فقط تو باشی اگر آشنای من کافی‌ست

 

مباد آنکه ببینم شرار قهر تو را

همین که هجر تو باشد سزای من کافی‌ست

 

مرا خدا به تو بخشید یا ولی الله

رضایت تو برای خدای من کافی‌ست

 

مریضم آمدم اشک از غم علی ریزم

که اشک روضه برای شفای من کافی‌ست

 

شب زیارت و یک یا حسین و قدری اشک

برای تذکرهٔ کربلای من کافی‌ست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


شب احیا سخن فراوان است

حرف ما امشب از جوانان است

 

ما گنه کار آمدیم درست

سست و بیمار آمدیم درست

 

سخن اما گناهِ فردی نیست

همگانی است، ورنه دردی نیست

 

درد ما از گناهِ یک نسل است

توبه از این گناه یک اصل است

 

درد ما درد قلّت شیعه است

بس گرفتار، ملت شیعه است

 

همه جا کشته میدهد شیعه

سر در این راه مینهد شیعه

 

گفت آن مرشدی که مشفق بود

کثرتِ ما ز نسل عاشق بود

 

گفت یارانِ من فراوانند

اُمتَم انقلاب سازانند

 

همه یاران او شهید شدند

یا که جانبازِ روسپید شدند

 

ما کجاییم و آن حضور کجاست؟

نسل آمادۀ ظهور کجاست؟

 

ای خوش آن روزها که برگردد

نسل شیعه زیاد تر گردد

 

ای خوشا دوستان تازه نفَس

مرگ بر دشمنان تازه نفَس

 

نشِنیدی ولی چه فرمودند

باز سید علی چه فرمودند

 

گر شنیدی حدیث عزت را

پس تلافی کنیم غربت را

 

نکند دشمنان فزون بشوند!

دوستان علی زبون  بشوند!

 

و مبادا یهود، پیش اُفتد

ما خمود، او به فکر خویش اُفتد

 

باید آغاز کرد از هیئت

تا هدایت رسد به یک امت

 

امت شیعه نوجوان خواهد

حجة بن الحسن جوان خواهد

 

گر چه امروز هم فراوانند

در دفاع حرم جوانانند

 

باز هم کشته میدهد شیعه

سر براه علی نهد شیعه

 

نسل کوثر هماره زهرائیست

شیعه تا روز حشر مولائیست

 

هان! به کوریِّ چشم دشمنِ پست

نسل گودال، تا قیامت هست

 

روضۀ سر بریده باید خواند

هم ز حلق دریده باید خواند

 

روضۀ کوچه یادمان نرود

شام تا کوفه یادمان نرود

 

روضۀ تازیانه تازه شده

روضۀ دخترانه تازه شده

 

روضۀ دختر و کنیزی وای

شرح آن ماجرای هیزی وای

 

ما که خون از دو دیده میباریم

کینه ها بین سینه میکاریم

 

انتقام از یهود را داریم

قصد آل سعود را داریم

 

منتظر باش مکه! می آییم

ما پس از قدس، کعبه! می آییم

 

با علمدار و با علم آییم

با امام زمان حرم آییم




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


روزههایم اگرچه معیوب است

رمضان است و حال من خوب است

 

رمضان است و من زلالم باز

صاحب روزی حلالم باز

 

میزند موج بیکران در من

پهنه در پهنه آسمان در من

 

چشمهایم ندیدنی را دید

رمضان است و من پر از خورشید

 

الفتی پاک با سحر دارم

تشنهی لحظه های افطارم

 

رمضان است و گفتنم هوس است

راز از تو شنفتنم هوس است

 

از تو ای با من آشنا! از تو

از تو ای مهربان خدا! از تو

 

ای خدایی که جود آوردی

از عدم در وجود آوردی

 

ای خدایی که هستیام دادی

حرمت حق پرستیام دادی

 

ای سئوال مرا همیشه جواب

ای سبب! ای مسبب! ای اسباب!

 

پیش پایم همیشه روشن باش

با توام من، تو نیز با من باش

 

در نگاهم گناه میجوشد

تو نپوشی کسی نمیپوشد

 

با من ای مهربان، مدارا کن

گره از کار بستهام وا کن

 

رمضان است و زندهام ، هستم

گفتگو با تو دارم و مستم

 

مستم از شربت و شرابی ناب

صمغ خورشید و شیرهی مهتاب

 

از شرابی که قسمت من بود

مثل من بود، صاف و روشن بود

 

از شرابی شبیه آزادی

لطف کردی خودت فرستادی

 

از شرابی که درد میافزود

نه زمینی، نه آسمانی بود

 

رمضان است و ماه نیمهی بدر

شب تقسیم زندگی، شب قدر

 

شب قدر است و من همان تنها

دورم از هیهی و هیاهوها

 

نیست قرآن برابرم امشب

دست مولاست بر سرم امشب

 

ای خدای بزرگ بندهنواز

خالق خلسههای راز و نیاز

 

اولین اشتیاق شوقانگیز

آخرین شوق اشتیاقآمیز

 

می چکد شور تو در آوایم

میزنی موج در دعاهایم

 

هایِ تو هویِ من مرا دریاب

خستهام، خسته، ای خدا دریاب

 

شب قدر است و میکنی تقسیم

برسان سهم دوستان یتیم

 

سهم من چیست؟ بندگی کردن

پاک و پاکیزه زندگی کردن

 

بار من اییگانه سنگین است

سبَُکم کن که سهمِ من این است

 

شب احیا تو با منی آری

من بخوابم اگر، تو بیداری

 

لطف داری به دست کوتاهم

میدهی آنچه را که میخواهم

 

ای خدا ای خدای پنهان، فاش

هم در اینجا تو را ببینم کاش

 

تا بمیرم زلال و دل بیدار

مرگ من را بدست من بسپار

 

بسپارش به من به آگاهی

تا بمیرم چنان که میخواهی

 

بعد یک عمر خون دل خوردن

مطّلع کن مرا شبِ مردن

 

ای خدا ای خدای نومیدان

زندهی تا همیشه جاویدان

 

ای سزاوار گریه و خنده

مهربانِ هماره بخشنده

 

پاکبازم اگر چه گمراهم

از تو غیر از تو را نمیخواهم

 

بار تشویش از دلم بردار

وَ قِنا ربّنا عذاب النّار

 

شب قدر است و من چنین بیتاب

اِفتَتِح یا مفتّح الابواب

 




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


یارب ز کرم حال دعا بخش مرا

وز حال دعا جرم خطابخش مرا

تا امشب اگر مرا نیامرزیدی

امشب به علی مرتضی بخش مرا




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

سوی تو ای ربّ کریم

رو کرده ام وقت سحر

جان امیرالمؤمنین

بار گناهم را بخر

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

از بس که من آلوده ام

بی آبرو گردیده ام

اشک ندامت می چکد

از آسمان دیده ام

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

غفلت مرا عارض شده

با تو دگر بیگانه ام

با این که عصیان پیشه ام

عبد در این خانه ام

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

هرگز ندیدم که مرا

مطرود درگاهت کنی

دارم امید این بنده را

آن عبد دلخواهت کنی

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

امشب مجال توبه را

دانم فراهم می کنی

امشب دل این بنده را

خالی ز هر غم می کنی

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

سوز مناجاتم بده

وقت ملاقاتم بده

دستم بگیر ای مهربان

پاکی اوقاتم بده

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

در این شب قدر ای خدا

با دست خالی آمدم

امشب به عشق حضرت

مولی الموالی آمدم

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر

تا این که مقبولت شوم

اشک روان آورده ام

امشب ز دست مرتضی

برگ امان آورده ام

یا رب اَجِرنا یا مُجیر

جان علی دستم بگیر




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 02:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با امام زمان(عج) در شب قدر


به حق خدای شب قدرها

بیا ای دعای شب قدرها

حضور تو تنها نفس می دهد

به حال و هوای شب قدرها

پر از التماس است و آقا بیاست

در عمق صدای شب قدرها

الهی نگاهی کن از روی لطف

به آقا بیای شب قدرها

برای تمنای روز ظهور

می افتم به پای شب قدرها

کمی نقد عشق و عنایت بریز

به دست گدای شب قدرها

مریض فراقیم یابن الحسن

تو هستی دوای شب قدرها

به حق علی و به حق الحسین

به این ناله های شب قدرها

مرا یک سحر کاش مهمان کنی

نجف کربلای شب قدرها




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/27 | 01:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


هی غصه به روی غصه انباشته ام

هی دانه ی اشک در دلم کاشته ام

تقدیر مرا خودت مگر خوب کنی

یک سالِ بدون کربلا داشته ام




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 11:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات شب قدر


زده در وقت سحر یاد رفیقان به سرم

شب قدری چه قَدَر ریخته مهمان به سرم

رحمت واسعه اش از همه سو می ریزد

می روم تا بچکد حضرت باران به سرم

بازدر لحظه ی افطار به خود می گویم

چه بلایی که نیاوَرْد همین نان به سرم

درحقیقت به سرم دست خدا باز شده

ظاهرا دیده ولی دیده که قرآن به سرم

لحظه ی گفتن ذکرِ به علیٍ امشب

زده رویای حرم از دم ایوان به سرم

گرچه ده مرتبه گفتم به رضا، یکدفعه




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 01:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


بازم شب قدره و بیقراری

غلْط میخوره رو گونه های خیسم

بازم شب قدره و حاجتام و

یکی یکی با گریه می نویسم

 

حاجتایی که نزدیک یه ساله

تو خاطرم مرور میشه همیشه

ولی تموم حاجتای عمرم

اندازه یه حاجتم نمیشه

 

حاجتم اینه آقام و ببینم

کاشکی که آرزو به دل نمونم

دوس دارم از خجالتش در بیام

خدا کنه ازش خجل نمونم

 

بازم شب قدره و جات خالیه

فقط غمه که جات و پُر میکنه

فقط نگاه مهربون توئه

که این دل سنگیم و در میکنه

 

باز شب قدره و خودم میدونم

که قَدرت و نمیدونم آقاجون

من امشب اومدم بگم که دیگه

پشیمونم پشیمونم آقاجون

 

تو جامعه کبیره خوندم این و

لطف خدا بسته به لطفتونه

اگه تو از گناه من بگذری

دیگه خدا من و نمی سوزونه

 

کِی میشه از کعبه خبر بیاد و

صدا اذونت بپیچه تو گوشم

برای انتقام بریم مدینه

کنار تو لباس رزم بپوشم

 

نمیدونم کوفه ای یا کربلا

نمیدونم کجا عزا گرفتی

به یادمون باش آقا هر کجا که

به آسمون دست دعا گرفتی




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 12:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


توبه ای می طلبد عفوِ الهِ من و تو

که کند رحم به این ناله و آه من و تو

لطف حق منتظر بارش چشمان کسی است

تا بشوید گنه از روی سیاهِ من و تو

ابر رحمت چکد از گوشه چشمان دعا

قدرتی هست در این توشه آهِ من و تو

یک قدم مانده به تقدیر شب قدر بیا

نیست جز آه سحرگاه پناهِ من و تو

گرهی باز کن از رشته غم های بزرگ

تا گره وا شود از ابروی ماهِ من و تو

چشم دل ماند ز دیدار نگارنده ی خویش

ای دل این جاست خدا چشم به راهِ من و تو

چشمه آب بقا گر چه نخشکد هرگز

پس چه شد یک شبه خشکید نگاهِ من و تو؟

بس کن ای مدعی دین نفاق آلوده

شهرمان تیره شد از رنگ گناهِ من و تو

علت این که نیامد پسر فاطمه چیست؟

مانده در پرده اعمال تباهِ من و تو

گر شود دست توسل ز ولایت کوتاه

سامری می شکند قبح گناهِ من و تو

هدف از خلقت ما معرفت محبوب است

این جهان نیست قدمگاه رفاهِ من و تو

نور ما نور حسین است خدا می داند

کربلای دل ما هست گواهِ من و تو 




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


و امّا و امّا و امّا علی

غریب است و مظلوم و تنها علی

 

سحر شد - منادی - شنیدم که گفت

دریغا دریغا دریغا علی

 

به یک ضربه ارکان دین شد خراب

جدا شد به یک لحظه از ما علی

 

شب قدر ، آیا چه باید سرود؟

به جز یاعلی یاعلی یاعلی؟

 

کجا می توان رفت ؟ غیر از نجف؟

مگر می توان بود جز با علی

 

مناجات ، دیدی به جز ذکر او؟

غزل خوانده ای شاعر ! الّا علی؟

 

علی گفتم و خواندم از فاطمه

که مولاست زهرا و زهرا علی

 

گرفته است قرآن به سر مصطفی

حسن گفته در حال احیا علی

 

الهی الهی الهی حسین

خدایا خدایا خدایا علی  




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 07:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

 

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

 

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری زخاک تربت مادر بگیرم

 

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

 

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم




✔️ موضوع : ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 06:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


یارب گناهانم ز من ایمان گرفتند

ایمان من را راحت و آسان گرفتند

رودی که دریا را نبیند مرده رود است

شبهای قدر از من فقط باران گرفتند

در دیگران رکعت به رکعت روح امید

در من فقط دلواپسی ها جان گرفتند

شمشیر نه ،این سبحه ها از من علی را

در سجده با سبحان یا سبحان گرفتند

قرآن به سر می گیرم و فرقی ندارم

با نیزه هایی که به سر قرآن گرفتند

از سر گذشته است آب و دیگر فرصتی نیست

سلول هایم بوی الرحمن گرفتند...




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


شب احیا سخن فراوان است

حرف ما امشب از جوانان است

 

ما گنه کار آمدیم درست

سست و بیمار آمدیم درست

 

سخن اما گناهِ فردی نیست

همگانی است، ورنه دردی نیست

 

درد ما از گناهِ یک نسل است

توبه از این گناه یک اصل است

 

درد ما درد قلّت شیعه است

بس گرفتار، ملت شیعه است

 

همه جا کشته میدهد شیعه

سر در این راه مینهد شیعه

 

گفت آن مرشدی که مشفق بود

کثرتِ ما ز نسل عاشق بود

 

گفت یارانِ من فراوانند

اُمتَم انقلاب سازانند

 

همه یاران او شهید شدند

یا که جانبازِ روسپید شدند

 

ما کجاییم و آن حضور کجاست؟

نسل آمادۀ ظهور کجاست؟

 

ای خوش آن روزها که برگردد

نسل شیعه زیاد تر گردد

 

ای خوشا دوستان تازه نفَس

مرگ بر دشمنان تازه نفَس

 

نشِنیدی ولی چه فرمودند

باز سید علی چه فرمودند

 

گر شنیدی حدیث عزت را

پس تلافی کنیم غربت را

 

نکند دشمنان فزون بشوند!

دوستان علی زبون  بشوند!

 

و مبادا یهود، پیش اُفتد

ما خمود، او به فکر خویش اُفتد

 

باید آغاز کرد از هیئت

تا هدایت رسد به یک امت

 

امت شیعه نوجوان خواهد

حجة بن الحسن جوان خواهد

 

گر چه امروز هم فراوانند

در دفاع حرم جوانانند

 

باز هم کشته میدهد شیعه

سر براه علی نهد شیعه

 

نسل کوثر هماره زهرائیست

شیعه تا روز حشر مولائیست

 

هان! به کوریِّ چشم دشمنِ پست

نسل گودال، تا قیامت هست

 

روضۀ سر بریده باید خواند

هم ز حلق دریده باید خواند

 

روضۀ کوچه یادمان نرود

شام تا کوفه یادمان نرود

 

روضۀ تازیانه تازه شده

روضۀ دخترانه تازه شده

 

روضۀ دختر و کنیزی وای

شرح آن ماجرای هیزی وای

 

ما که خون از دو دیده میباریم

کینه ها بین سینه میکاریم

 

انتقام از یهود را داریم

قصد آل سعود را داریم

 

منتظر باش مکه! می آییم

ما پس از قدس، کعبه! می آییم

 

با علمدار و با علم آییم

با امام زمان حرم آییم




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت

که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش

به اجابت برسانند دعای همه را

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز

می کشاند وسط احسان تو پای همه را

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی

هی بگویم بعَلیّ بعلیٍّ بعلی

مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است

اُدخلوها بسلامٍ ابدیٍ ازلی

اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس

تا الستانه و مستانه بگوییم بلی

همه قدقامتیان را به تماشا بنشان

تا مؤذن بدهد مژدۀ خیر العملی

ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث

خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی...

کسی آن سوی حسینیّه نشسته است هنوز

همه رفتند، شب قدر تمام است؛ ولی-

باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید

بحسین بن علیٍ بحسین بن علی




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 شب قدر


در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر

در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی

چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic