تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب حضرت عباس (ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


بی تو به خیمه رفتنِ من اولین غم است

حال رقیه ام ز غمت دومین غم است

اینها  به یک کنار ، نوامیس ،  بعد تو

بی پشت و بی پناه بمانند  ، این غم است

امروز غم زیاد نصیبم شده ولی

آنکه شکسته این کمرم را همین غم است

اینکه پس از تو سمت حرم هجمه می برند

یک بار از یسار و سپس از یمین غم است

ضربه زیاد خورده ای و بین این همه

این که شکافته سر تو تا جبین غم است

زهرا که بر غم تو ز نزدیک گریه کرد

از داغ تو خبر شود ام البنین غم است

هنگام آمدن طرفت دیدنِ دو دست

در خاک و خون کنار علم بر زمین غم است

از روی نیزه اینکه ببینیم ما دو تا

سیلی خورَند اهل حرم بدترین غم است

توهین شمر و حرمله جای خودش ولی

والله ضرب سیلیِ زجرِ لعین غم است

سِنّی گذشته از من و وای از سه ساله ام

دندان اگر که  بشکند از این سِنین غم است



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


علمدار و یل و سقا ابوالفضل

سلام الله علیک یا ابوالفضل

شدی نائل عزیز من از امروز

تو به فرزندی زهرا ابوالفضل

 

به سمت علقمه مانده نگاهم

کجا ماندی علمدار سپاهم

عمود خیمه ات وقتی بخوابد

شود ویران ستون خیمه گاهم

 

نگاه دشمنم سمت خیام است

کنار قتلگاهم ازدحام است

ز خیمه میرسد بوی اسیری

مرو که بعد تو کارم تمام است

 

نخستین زائر تو مادرم شد

دگر پایان کار لشگرم شد

زمین خوردی تو و زینب زمین خورد

اسیری رفتنش را باورم شد

 

دو دست افتاد و بعدش پرچم افتاد

به روی خاک ساقی محکم افتاد

شکسته شد سر تو خواهر من

دوباره یاد ابن ملجم افتاد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


رفته امیر لشکرش را پس بگیرد

از کوفیان آب آورش را پس بگیرد

رفته بگوید تشنگی ها برطرف شد

تا حرف های دخترش را پس بگیرد

یک دستش اکبر بود که کشتند او را

باید که دست دیگرش را پس بگیرد

از مشک باید آبروی رفته اش را

از تیر ها چشم ترش را پس بگیرد

زینب پریشان است , بی دستان عباس

حالا چگونه معجرش را پس بگیرد ؟ 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-شب هشتم و نهم محرم


باید برای روضه ی تودست و سرشکست

یا بهتر اینکه پای تو از هر نظر شکست

چیزی  نداشتم  سر  بازار  جز همین

شرمنده ام بیا دل من را بخر شکست

میخواستی برای کسی جز تو نشکند!؟

اصلاً  فدای خواستنت دل اگر شکست

هرکس برای سفره ی تو خرج می کند

هرگز نمیشود همه ی عمر ور شکست

ماها  چگونه  از  غم داغ  تو  نشکنیم ؟

وقتی برای درک تو کوه از کمر شکست

یک لحظه دست و پا زدنت جبرئیل دید

آنقدر بال وپر به زمین زدکه پرشکست

بالا سر  ضریح  تو قلبم شکسته بود

پایین  پات  آمدم  و  بیشتر  شکست

امشب چه قدر مثل جگر پاره ها شدی

مثل کسی که از غم مرگ پسر شکست

پپیغمبرانه  بود معجزه ی بین علقمه

قدّ  تو  از نهایت شق القمر شکست

تو با خبر شدی و توانت گرفته شد

با دیدن تو زینب تو بی خبر شکست

از چه عمود خیمه ی سقّا نزول کرد؟

آقا ستون حرمت زن ها مگر شکست؟

حالا خودت نشان بده یک راه چاره را

از دخترت بگیر خودت گوشواره را



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


دیگر میان خیمه صفایی نمانده است

جز حال گریه حال و هوایی نمانده است

از صبح تا غروب صدایم گرفته است

دیگر برام سوز صدایی نمانده است

دار و ندار من همه با هم فدا شدند

دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است

درمانده ام، کنار تنت گریه می کنم

قدم شکسته است... عصایی نمانده است

باید چه کرد با بدن پاره پاره ات

وقتی میان خیمه عبایی نمانده است

بی شرم ها کنار تو حرف از چه می زنند؟!

در فکر غارت اند، حیایی نمانده است

از بس که تیرها بدنت را گرفته اند

یک جا برای بوسه، خدایی نمانده است

اصلا چگونه من به سکینه خبر دهم

دیگر عموی عقده گشایی نمانده است

عباس جان همیشه علمدار من شدی

هر کس شهید شد تو مددکار من شدی

با خود نگفته ای پدری داغ دیده ام؟!

داغی عظیم دیده ام و قد خمیده ام

خسته شدم، سرم به خدا درد می کند

از بس که سوت و هلهله و کف شنیده ام

ادرک اخا شنیدم و بی تاب از حرم

 تا علقمه خمیده خمیده دویده ام

خیلی به روی خاک، زمین خورده پیکرم

تا این که پای پیکرت آخر رسیده ام

مانند مصحف است دو دستت برای من

با احترام روی دو چشمم کشیده ام

دیگر نفس نمانده برایم بلند شو

رحمی نما به آه بریده بریده ام

خِس خس نکن، نفس بکش اما سخن نگو

با زحمت از لب و دهنت غنچه چیده ام

قطره به قطره آب شدم، دست و پا نزن

مانند آب مشک تو من هم چکیده ام

تنها میان راه کمین خورده ای چرا؟

آخر بدون دست زمین خورده ای چرا؟

ضرب عمود فرق سرت را شکافته

آثار سجده ی سحرت را شکافته

فهمیدم از نشانه ی دندان به روی مشک

تیغی حسود بال و پرت را شکافته

آبی نخورده ای و همین با وفایی ات

لب های خشک و شعله ورت را شکافته

از خنده های حرمله معلوم می شود

تیرش نگاه چون قمرت را شکافته

دیگر تکان نخور، بدنت تیر می کشد

از بس که تیرها کمرت را شکافته

تقصیر تو نبود، خجالت نکش، بس است

دشمن اگر که مشک ترت را شکافته

ای وای از قساوت این نیزه دار پست

مابین خاک و خون جگرت را شکافته

این نور فاطمه است که در بین علقمه

گرد و غبار دور و برت را شکافته

شکر خدا که ام بنین علقمه نبود

بالا سرت کنار من و فاطمه نبود



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


گریه كردم مُطَهّرم كردند

پاكْ مانند ساغرم كردند

اسم تو آمد و دلم پَر زد

به گمانم كبوترم كردند

با نگاهی  ز چشم شهلایت

خاكْ بودم ولی زرم كردند

پدر و مادرم همان اول

نذرِ اولاد حیدرم كردند

تا كه گفتم مُحبِّ عباسم

دلِ آلوده را حرم كردند

شخص بی آبرو چنان من را

پیشِ مردم چه محترم كردند

شك ندارم كه این محبت را

به دعاهای مادرم كردند

سالیانی است آبرو دارم

سالیانیست نوكرم كردند

یَابْنَ امُّ البنین دعایم كن

باز در علقمه صدایم كن

دست بر سینه رو به كرب و بلا

السلام علیك یا سقا

قمر خانوادۀ خورشید

صدقه دارد این قد و بالا

پسر چهارمِ امیر حُنین

دست بر سینۀ بنی الزهرا

چشم و ابروی تو سپاه حسین

كاشف الكرب سید الشهدا

سیزده ساله فاتح صفین

سومین بچهْ شیرِ، شیرِ خدا

ارمنی ها مُرید نام تواند

شاهدم سفره های تاسوعا

نامِ تو هم ردیف یا فَتّاح

چشمهایت مُفَرِّجُ الغَمّاء

تو كه هستی، حسین هم آخر

شد پناهنده بر تو عاشورا

سایبانِ مُخَدّراتِ حرم

پشتْ گرمیِّ زینب كُبری

إعطِنی یا كریم ، انا سائل

مستجیرٌ  بِكَ ابوفاضل

دست گیرِ همه خدایِ ادب

دست پروردۀ امیر عرب

نسلْ در نسلْ خاك پایِ توایم

به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نسبْ

سفره ات بهر سائلان پهن است

صورتت شیر و خالِ تو ، چو رطب

می كند زنده یاد حیدر را

چین پیشانی ات به وقت غضب

اسدالله كربلا ، عباس

بِنِشین با وقار بر مركب

قد كشیدی همینكه روی اسب

لشكر كوفیان كشید عقب

می شود روضه را تجسم كرد

با كمی فكر، رویِ این مطلب

تا تو بودی سفر به خیر گذشت

ای نگهبان محمل زینب

تا تو بودی رباب اصغر داشت

غرق بوسه سپیدی غب غب

تا تو بودی ندید یك مادر

طفلش از تشنگی كند لب لب

تا تو بودی رقیه معجر داشت

روی دوش تو خواب بود هر شب

تا تو بودی كسی اجازه نداشت

بزند چوب خیزران بر لب

رفتی بر غرورها برخورد

دست نامحرمان به معجر خورد 

وای از لحظه ای كه غوغا شد

رفتی و در خیام بلوا شد

دختری مشك آب دستت داد

بر دعا دست عمه بالا شد

سایه ات بین نخل ها گم شد

پسر فاطمه چه تنها شد

تا رسیدی كنار نهر فرات

علقمه در مقابلت پا شد

تا قیامت خجل ز لبهایت

خنكی های آب دریا شد

جانب خیمه راه افتادی

فكر و ذكرت لبان آقا شد

در كمینت چهار هزار نفر

تیرها در كمان مهیّا شد

قدُّ و بالات كار دستت داد

چند صد تیر در تنت جا شد

بی هوا دستِ راستت افتاد

دست چپ هم شكارِ اعدا شد

حرمله در شكارِ چشم آمد

هدفش چشم های شهلا شد

نوكِ تیر از سرِ  تو بیرون زد

تا پرش بین دیده ات جا شد

خواستی تیر را برون بكِشی

گردنت خم به سوی پاها شد

از سرِ تو كلاه خود افتاد

یك نفر با عمود پیدا شد

آنچنان ضربه زد به فرقِ سرت

تا سر چینِ ابرویت وا شد

وای بی دست بر زمین خوردی

سجده گاه تو خاكِ صحرا شد

تیرهایِ كمی فرو رفته

خوب بر جسمِ اطهرت جا شد

بعدِ سی سال یا اخا گفتی

عاقبت مادر تو زهرا شد

دورتر از تنت حسین افتاد

همه دیدند قامتش تا شد

گفت عباس خیز و كاری كن

رویِ لشگر به خواهرم وا شد

دَمِ خیمه زمان غارت ها

سرِ یك گوشواره دعوا شد

سند ارث بُردن از زهرا

با كف پا به چادر امضا شد

پاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس

سیلی چند بی سر و پا شد...



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


هرکس که با تو بوده اگر با تو هست ماند

دنیا تو را نداشت که این گونه پست ماند

چون روز روشن است که پیروز جنگ کیست

بر قلب دشمنان تو داغ شکست ماند

در زیر رقص تیغ تو در اوج کار زار

هرکس که ایستاد،نه، هرکس نشست ماند

سر را به صخره ها زده هر روز علقمه

یک عمر در هوای تو این گونه مست ماند

حق داشته است آب اگر جزر و مد کند

بعد از تو کم کسی ست که یکتا پرست ماند

هر آدمی ز رفتن خود ردّ پا گذاشت

اما چرا ز رفتن تو ردّ دست ماند؟



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


یا والقمر! والشمس! مزمّل! اباالفضل!

ای قبله گاه شاعر بیدل اباالفضل!

الفاظ موج و، دامنت ساحل اباالفضل!

یا دائم الفضلِ علی السائل اباالفضل!

تو صاحبم هستی و من تنها رعیت

پابوسی ات را کرده ام با شعر نیت

 

ای حضرت عیسی مسیح ارمنی ها

ای دستهایت دستگیر اهل معنا

یا کاشف الکرب تمام اهل دنیا

یا عَمّی العباسِ فرزندان زهرا

ای رب این پیمانه ها، باب الحوائج

ای پیر سقاخانه ها، باب الحوائج

 

تندیس تقوا و وقار و استقامت

ای برگه ی سبز عبور از قیامت

دست بلند توست، اسباب شفاعت

آری قسیم النار و الجنه، نگاهت

جاری ز سر انگشت تو آب حیات است

بوسه زدن بر دست تو از واجبات است

 

این پینه ی پیشانی تو یادگاریست

بین تو و معبود تو هر شب قراریست

ماه عشیره معنی شب زنده داریست

سجاده ی تو ساغر می های جاریست

روی تو جلوه بر رخ مهتاب داده است

اشک تو بوده نخلها را آب داده است

 

اخم تو خشم حضرت پروردگار است

ابروی تو تکرار تیغ ذوالفقار است

این چرخش شمشیر یک حمزه تبار است

گفتی: أنا العباس، لشگر در فرار است

از میسره تا میمنه کردی قیامت

کولاک کردی یک تنه کردی قیامت

 

ساغر لبالب نیست اما باز می هست

کرببلا گر نیست اما شهر ری هست

سجاده پهن و روضه باز و سوز نی هست

در خاطر من روضه های "سیبویه" است

با روضه می داده است چشمان ترم را

او نوحه دم داده است ای اهل حرم را

 

تا که علم افتاد و دست تو قلم شد

زهرا رسید و بیرق روضه علم شد

ذره به ذره از قد و بالات کم شد

قد حسین بن علی پیش تو خم شد

داغ تو را داده خبر تا مشک پاره

وا شد ز گوش اهل خیمه گوشواره



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)- شهادت


غصه تنها رفته با اندوه و غم برگشته است

تا که از عباس، دستان قلم برگشته است

دم به نام نامی عباس پایین رفته و

در حقیقت بازدم نه، باز ،دَم برگشته است

از حرم برگشتگان را کار چندان سخت نیست

سخت، کار ما بود کز ما حرم برگشته است

سر به هم آورده دیدم بچه ها را در حرم

زود فهمیدم که چیزی چون عَلَم برگشته است

زود فهمیدم که از عباس و از مشک و عَلَم

لااقل از این سه تا یک چیز کم برگشته است

تیر باران می شود در دادگاه آب، چون

جای شب در روز ماهِ متهم برگشته است

آمده یک راست بر قلب رقیه خورده است

از تنش تیری که با زور قسم برگشته است

ارباً اربا یعنی این که در تمام طول راه

یک نفر انگار که هم رفته هم بر گشته است



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)- شهادت


نه دستى از تن سقا مى افتاد

نه اشك و آه و ناله كار ما بود

على اصغر دیگه گریه نمى كرد

اگه نهرى میون خیمه ها بود

 

كسى به اشك مون خنده نمى كرد

سرت سر به سر نیزه نمى ذاشت

اگه بودى، دیگه بابا حسینم

عمود خیمه مون و برنمى داشت

 

به عمه زینب انقد سخت نمى گذشت

دلش رو غصه و ماتم نمى برد

آره من خوب مى دونم عموجون

اگه بودى كسى سیلى نمى خورد

 

روى نى ها نمى رفتى عزیزم

الان این قدر دور از ما نبودى

كسى توو علقمه چشمت نمى زد

اگه تو این همه زیبا نبودى

 

ولى افسوس داغ دورى تو

باید روى دل تنگم بمونه

بابام میگفت : حتما حكمتیه

خدا هر چى اراده كرده، اونه

 

سراغت رو كه از عمه میگیرم

اونم میگه تورو جایى ندیده

تموم خاك و دنبال تو گشته

و هیچى غیر زیبایى ندیده!



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


وای از آن تیغ که بر بال و پرش خورد

چند قدم بعد به بال دگرش خورد

وای از آن لحظه ای که در دل میدان

تیر سه شعبه به ساحت بصرش خورد

این همه پَر در حوالی کمرش ماند

بس که سر تیرها بر کمرش خورد

آبرویش قطره قطره روی زمین ریخت

تیر، همین که به مشکِ شعله ورش خورد

خون به دل اهل آسمان و زمین کرد

ضرب عمودی که از قفا به سرش خورد

از روی زین بر زمینِ داغ بیابان

پیکر بی دست و جسم محتضرش خورد

در وسط گرد و خاک علقمه، ناگاه

نیزه ی یک نیزه دار بر جگرش خورد

**

وای ز شام و دمی که  تیزی سنگی

بر روی نیزه به رأس مختصرش خورد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت ام البنین(س)-مدح


ماه، می گویند پشت ابر پنهان می شود

ماهت ای بانو شبی بر نیزه تابان می شود

مادر سقا ! اگر باران نمی بارد چه باک

آب، درس اول ما در دبستان می شود 

دامنت عباس پرور شد تعجب هم نداشت

مور هم باشد کنار تو سلیمان می شود

در عرب را که نمی دانم ولی ام البنین!

هرچه ایرانی است با عباس سلمان می شود

می کند فرزندت ای بانو مگر پیغمبری

ارمنی هم روز تاسوعا مسلمان می شود

خانه ی عباس تو دارالشفای دردهاست

درد بی درمان هم اینجا زود درمان می شود



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت

زبان حال عقیله بنی هاشم با حضرت ابوالفضل سلام الله علیهما

 

صدایی آتشین می آید از عرش!

دل دیوانه! می ارزد که امشب

بسوزی و بسازی و بمیری

به پای روضه خوانی های زینب

 

بیایید ای گرفتاران عالم

رسیده رزقتان با اذن زهرا

خدا قسمت نموده تا بخوانم

کمی از روضه ی جانسوز سقا

 

امیر خیمه ها! سقای طفلان

یل امّ البنین نور دو عینم

دل آرام حرم، ماهِ عشیره

تمام دلخوشی های حسینم

 

رخش ماه تمام آل هاشم

قدش آرامش جان سكینه

همان كه تا زمین افتاد، پر زد...

خوشی از خواب چشمان سكینه

 

عمود خیمه گاهم را شکستند

خروش ناله كو؟ فریاد... فریاد

كجایی ای غیورم، تکیه گاهم؟

تمام حُرمت ما رفت از یاد

 

كجا رفتی كجا بودی دلاور؟

غریبانه حسینم دست و پا زد

كجا بودی در آن وقتی كه آمد_

_ به خیمه! یاورانش را صدا زد؟

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی...

خروش ناله های بی جوابم

كمان حرمله بود و حسین و

گلوی پاره ی طفل ربابم

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی

یتیم یازده ساله، برادر

غریبانه در آغوش حسینم...

سرش از تن جدا شد پیش مادر

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی

به گرد یوسف من گرگ ها را

ندیدی چرخش سرنیزه ها و

لباس پاره ی خون خدا را

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی

سرِ ارباب را بالای نیزه

به پیش دست های بسته ی من

ندیدی پای كوبی، پای نیزه

 

به چشمانت قسم ماه قبیله!

پس از تو خواب از چشمانمان رفت

تمام یادگاری های زهرا

میان شعله از دستانمان رفت

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی

چه دستانی به روی بسته وا شد!

خداوند ادب بنگر چگونه

که حکم احترام من ادا شد؟

 

خدا را شكر رفتی و ندیدی

گلوی پاره ی روی زمین را

رجز خواندم به شهر کوفه! دیدی...؟

کرامات امیرالمؤمنین را

 

خدا را شکر رفتی و ندیدی

سر سالار در تشت طلا بود

من و نامحرمان یا غیرت الله!

تمام شام پر از بی حیا بود

 

اگرچه درد دل هایم زیاد و

حكایت های من پایان ندارد

ولی ابراز و فهمِ داغ هایم

به جان تو قسم امكان ندارد

 

اگر بودی تو... حالم فرق می كرد

اگر بودی اگر بودی اگر... آه

شبیه مادرم بسته نمی شد

به روی بانوان خسته دل راه



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

.........................................

دوبیتی هم دو دست از دست داده ست

دلم تنگ است یا باب الحوائج

.............................................. 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


دریا دل سپاه محرم بلند شو

باب الحوائج همه عالم بلند شو

نقش زمین، میانه ی صحرا چه می کنی

لب تشنه در میان دو دریا چه می کنی

ای تکیه گاه خیمه ی خواهر بلند شو

ای کاشف الکروب برادر بلند شو

دارد مصیبت از همه جا می رسد اخا

بعد از تو ناله ام به کجا می رسد اخا

باور نمی کنم که سرت را شکسته اند

ای مرغ عشق، بال و پرت را شکسته اند

پشت و پناه اهل حرم پا نمی شوی؟

با این حساب بین عبا جا نمی شوی

پرچم به دوش لشکر زهرا بلند شو

پشت و پناه زینب کبری بلند شو

دارد سپاه حرمله لبخند می زند

بر دست های خواهر تو بند می زند

دستی که نیست تا که مرا یاری ام کنی

فکری به حال زخم دل کاری ام کنی

پشت و پناه خیمه ی ما اینچنین نرو

صد پاره می شود دل ام البنین نرو

دستی بگیر زیر پَر خواهرت، بمان

نامحرم است همسفر خواهرت، بمان

باشی کسی برای اسارت نمی رود

دار و ندار خیمه به غارت نمی رود

باشی کسی که دست به چیزی نمی زند

باشی کسی که حرف کنیزی نمی زند

ای غیرت همیشه ی حیدر بلند شو

پشت و پناه غربت خواهر بلند شو



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


شروع می شود این شعر کم کم از چشمش

کسی که نیست دو ابروی او کم از چشمش

کسی که در وسط پلک گل به وقت سحر

گرفته الگوی تذهیب شبنم از چشمش

به جنگ اوست که دشمن دوبار می ترسد

هم از دلیری ابروی او هم از چشمش

گذاشت بر بدن رود زخم از دستش

گذاشت بر جگر آب مرهم از چشمش

سپیدتر شده شعبان به خاطر رویش

سیاه تر شده ماه محرم از چشمش

چکیده گریه کاتب به صفحه هرجا که

نوشته مقتل ابن مقرم از چشمش



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


بیرون نکش از جای خودش تیغ دو دم را

عباس فقط باش و نگهدار علم را

ای پشت و پناه همه برگرد به خیمه

برگرد و نکن خون جگر اهل حرم را

آرام تر ای ماه از این منظره بگذر

تا سیر تماشا کنم این چند قدم را

بعد از تو امیدم به کسی نیست مبادا

تنها بگذاری من و این قامت خم را"

شاعر دوسه بیت است که چیزی ننوشته

ماندست که باید چه کند اینهمه غم را.؟

"عباس لب خشک ولی دست پر آمد

شاعر به خودش آمد و برداشت قلم را

یک دست تو مشک است و به یک دست تو شمشیر

بگذار ببینند کرم را  و  جنم را

مثل تو کسی نیست اگر هرچه بگردیم

تاریخ جهان را و عرب را و عجم را

"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم"

ای قوم به آخر برسانید ستم را...

عباس رجز خواند،  یکی را به زمین زد

ماندست چه باید کند این فرصت کم را.؟

گرزی به هوا رفت و علمدار زمین خورد

شاعر دهنش خشک شد انداخت قلم را...

ای وای که از دست قلم کار نیامد

"امشب به حرم میر علمدار نیامد" ...



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح


آیین وفا سرشته ی عباس است

آیات ادب نوشته ی عباس است

حاجت مَطَلب ز غیر عباس، دلا

دلجویی خلق رشته ی عباس است

***

هرجا سخن از عشق و غم و احساس است

کار دل نکته دان بسی حساس است

در کار دلی گر، گره کور افتاد

وا کردن آن تخصص عباس است

***

ما اهل وفا ترک تعصب نکنیم

هیهات اگر قصد تقرب نکنیم

یک روضه ی عباس اگر نذر کنیم

گر مرده شود زنده، تعجب نکنیم



موضوع : حضرت عباس (ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


ای سید مظلومان داد از غم سقایی

افتاده ز کف پرچم "وقت است که باز آیی"

فرق من و تو ای شاه از خاک بود تا ماه

من نوکر زهرایم،  تو زاده ی زهرایی

با قامت خم زهرا آمد به برم اما

"رخساره به کس ننمود" آن عصمت کبرایی

دیدم لکه روی ماه...  تیری برسید از راه

شد دیده بحمدالله محروم ز بینایی

من ساقی سرمستم بی بالم و بی دستم

"دریاب ضعیفان را در وقت توانایی"

از دست خزان فریاد سرو تو ز پا افتاد

"شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی"

گفتی نزنم شمشیر بر شیر زدی زنجیر

"لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی"

مشتاق حبیبم من مظلوم و غریبم من

یاد تو مرا مونس "در گوشه ی تنهایی"

گر تشنه و بی آبم از عشق تو بی تابم

ده باده که بی تابم در اوج شکیبایی

بین دیده ی پر اشکم خالی ست کنون مشکم

شرمنده ی طفلانم با این دل دریایی

افتاده گل بستان در مرکز نخلستان

هر دم به مشام آید عطر گل بطحایی

هر چند زمینگیرم با عشق تو میمیرم

پرونده ام امضا کن ای روح مسیحایی

سرخ است ز خون رویم یا فاطمه میگویم

این منظره خوش باشد این صحنه تماشایی

بگشود دلم رازی با حافظ شیرازی

آموخت "کلامی"  را فن سخن آرایی 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


اگر شبی ز جمالش نقاب بردارد

فلك نگاه خود از آفتاب بردارد

اگر كه قطره ای از آب مشك او برسد

خدا ز اهل جهنم عذاب بردارد

به غیر نام ابالفضل هیچ نامی نیست

كه اینچنین ز دلم اضطراب بردارد

كسی كه نقش نگینش حسین شد بی شك

ز خاك علقمه باید ركاب بردارد

به سنگفرش حریمش هر آنكه معتقد است

اگر كه آب بریزد،گلاب بردارد

قلم شده است دو بازوی او كه در محشر

بیاید و ز محبان حساب بردارد

**

زمان زیاد نمانده برای شش ماهه

خدا كند بتواند كه آب بردارد

برای بوسه ز چشمان ساقی سرمست

ببین سه شعبه چگونه شتاب بردارد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-شهادت


ساقی تشنه لبان گو چه شده ساغر تو

اینهمه تیر چرا مانده به دور و برتو

تیرهای همه ی حرمله ها خرج تو شد

شده اندازه ی قاسم همه ی پیکر تو

خیزو نگذار بخندند به حالم عباس

همه گفتند به من،ریخت به هم لشگر تو

اینچنینی که سرت ریخته از هم عباس

بیم دارم که سر نی نشود جا سر تو

خیز تا پای حرامی به حرم وا نشود

ترسم آن است که از دست رود خواهر تو

غیرت الله ببین صحبت سوغات شده

چشمها سوی حرم کو غضب حیدر تو

قسمتی از بدنت قسمت سر نیزه شده

خوب شد نیست ببیند بدنت مادر تو



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1396/07/7

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


مثل آشوبی که یک توفان به دریا می دهد

درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می دهد

ابرها را می برد تا سینه ی دریا ولی

حسرت یک قطره باران را به صحرا می دهد

عشق با هفتاد خوانش امتحانت می کند

سنگ هم باشی خودش را در دلت جا می دهد

یک نفر مثل تو عهدش را به آخر می برد

یک نفر در ابتدای ماجرا وا می دهد

از همان اول تو "تنها مرد میدان" بوده ای!

عشق کاری دست آدم های "تنها" می دهد

مادرت از غربت این روزها کم می کند

یک پسر مثل تو را وقتی به زهرا می دهد

می روی و اسب ها از دلهره رم می کنند

دشت امشب یک نفس بوی خدا را می دهد

آن خدایی که زمانی تشنگی را آفرید

غیرت و مردانگی را هم به سقا می دهد!



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


چشمم از اشک پر و مشک من از آب تهی ست

جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهی ست

گفتم از اشک کنم آتش دل را خاموش

پر ز خوناب بُوَد چشم من، از آب تهی ست

به روی اسب قیامم، به روی خاک سجود

این نماز ره عشق است ز آداب تهی ست

جان من می بَرَد آبی که از این مشک چکد

کشتی ام غرق در آبی که ز گرداب تهی ست

هر چه بخت من سرگشته به خواب است؛ حسین!

دیده ی اصغر لب تشنه ات از خواب تهی ست

دست و مشک و علمم لازمه ی هر سقاست

دست عباس تو از این همه اسباب تهی ست

مشک هم اشک به بی دستی من می ریزد

بی سبب نیست اگر مشک من از آب تهی ست

شعر آن است "شهابا" که ز دل برخیزد

گیرم از قافیه و صنعت و القاب تهی ست



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

شب عاشورا


ما سینه زنان عصر تاسوعاییم

در فکر عزای روز عاشوراییم

شادی نکنیم در شب قتل حسین

چون شامل لعن حضرت زهراییم 



موضوع : حضرت عباس (ع)، شب عاشورا، 
سه شنبه 1395/07/20

حضرت عباس(ع)-شهادت


سقا تویی و دست به دریا برسان

یک مشک پر از آب گوارا برسان

نجوای غریب کودکان را بشنو

عباس عمو زود خودت را برسان!

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت-دودمه


آمده شیرنر ام البنین بهر شکار

مثل حیدر باوقار

لافتا الاعلی لاسیف الا ذوالفقار

مثل حیدر باوقار



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


به بزم ماتم جدّت ، بیا اباصالح

شده محرّم جدّت ، بیا اباصالح

شعار صبح ظهور تو یالثارات است

به زیر پرچم جدّت ، بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا

که ریخت در غم جدّت ، بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد

به حُرمت دَم جدّت ، بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است

به اشک نم نم جدّت ، بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو ، کشان کشان آمد

کنار علقمه ، جدّت ، بیا اباصالح

نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید

به قامت خم جدّت ، بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا

به ذبح اعظم جدّت ، بیا اباصالح

به جا به جا شدن آیه های یک سوره

به جسم در هم جدّت ، بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر

ربوده خاتم جدّت ، بیا اباصالح

دعای آخر او در میان گودالی

نموده زَمـزَمه جدّت : بیا اباصالح

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


می‌شود هر روز اشکم در عزایت بیشتر

سوختم از روضه ات از های هایَت بیشتر

می‌روم دنبالت اما از حرمهای شما

می‌رود تا کربلایت ردِ پایت بیشتر

از عبادت هم مهمتر این اطاعت کردن است

می‌دهم سر را ولی دل را برایت بیشتر

میزنم بر سینه شاید که شبیهِ تو شوم

می‌نشیند بر کبودی بوسه هایت بیشتر

دستگاهِ لاف بسیار است اما مَرد کو

غیرتم من را نگه دارد به پایت بیشتر

تا که میاُفتی به یاد مَشک و دست و علقمه

باز می گیرد دلت اما صدایت بیشتر

تا که می‌آید رَجزهایِ عمویت بر لبم

می شود سهمِ من از دستِ دعایت بیشتر

تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالا تری

رفته آری بر عمویت شانه هایت بیشتر

شام های قبل شاید،حتماً امشب می‌رسی

می‌رسد از هر شبی عطرِ عبایت بیشتر 



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


شبیهِ چشمِ شما چـشم‌هایِ تـر دارد

کَسی كه خاکِ حسینیه را به سر دارد

تو گریه كردی و شد سُرخ چهره فهمیدم

كه وقتِ روضه‌ی تـو اشک هم جگر دارد

خدا به رویِ من و تـو حساب وا كـرده

كه گریـه‌ای بكنیم و حـساب بـردارد

هـوای امشبمان فـرق می‌كند انـگار

نشسته مـادری و دست بـر كمـر دارد

حسین روز و شبـم را گرفته می‌دانم

بـرایِ عاشقی‌ام عـقل دردسـر دارد

فقط به تـربتِ اربـاب سجده می‌چسبد

همیشه سجـده‌ی مـا مـزّه‌یِ دگر دارد

مـرا حوالـه نمودند خاکِ پـا ببـرم

هـزار شُكر كه ایـن خیمه رُفتگر دارد

میـانِ روضه نشستیم و عـاشقی می‌گفت

بـخوان دعای فـرج را دعـا اثر دارد

كسی كه داغِ بـرادر كشیـده می‌دانـد

كــه رویِ قـوَّتِ زانویِ او اثـر دارد

چـقـدر روضه‌ی نـا گفته در گلو داریم

بیا بـه مجلسمان روضه‌یِ عمـو داریـم 



موضوع : حضرت عباس (ع)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


آنكه از جمعِ امامان دو برادر دارد

دلبری از همه‌یِ ما دو برابر دارد

طرفی اُم‌ِبنین و طرفی فاطمه است

كیست در بینِ عشیره كه دو مادر دارد

لشكری زهره ندارد كه نگاهش بکند

خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد

چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید

دستمالی که به سر حضرت حیدر دارد

ایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه

تا بدانند که این طایفه منبر دارد

علمش را بزند کرببلا چیزی نیست

کعبه تا کوهِ اُحُد نیز تَرَک بردارد

وقتِ صفین بزن چند قدم در میدان

چشم بر تیغِ شما مالکِ‌اشتر دارد

هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید

بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد

حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت

قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد

مدحِ تو بود دلم از تب و تابش اُفتاد

وای بر معجرِ زینب که رکابش اُفتاد

علقمه موج شد عکسِ قمرش ریخت به هم

دستش اُفتاد زمین بال و پَرَش ریخت به هم

تا که از گیسویِ او لخته یِ خون ریخت به مَشک

گیسویِ دخترکِ منتظرش ریخت به هم

تیر را با سرِ زانوش کِشید از چشمش

حیف از آن چشم که مژگانِ تَرَش ریخت به هم

خواهرش خورد زمین مادرِ اصغر غَش کرد

او که اُفتاد زمین دور و بَرَش ریخت به هم

قبل از آنیکه برادر بِرِسد بالینَش

پدرش از نجف آمد،پدرش ریخت به هم

به سَرَش بود بیاید به سَرَش اُمِ بنین

عوضش فاطمه تا دید سرش،ریخت به هم

کتف‌ها را که تکان داد حسین اُفتاد و

دست بگذاشت به رویِ کَمَرَش ریخت به هم

خواست تا خیمه رساند بغلش کرد ولی

مادرش گفت به خیمه نَبَرش ریخت به هم

نه فقط ضَربِ عمود آمد و اَبرو وا شد

خورد بر فرقِ سرش پُشتِ سرش ریخت به هم

به سرِ نیزه زِ پهلو سرش آویزان بود

آه با سنگ زدند و گذرش ریخت به هم



موضوع : حضرت عباس (ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء