حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1395/07/20

شب عاشورا


ما سینه زنان عصر تاسوعاییم

در فکر عزای روز عاشوراییم

شادی نکنیم در شب قتل حسین

چون شامل لعن حضرت زهراییم 



موضوع : حضرت عباس (ع)، شب عاشورا، 
سه شنبه 1395/07/20

حضرت عباس(ع)-شهادت


سقا تویی و دست به دریا برسان

یک مشک پر از آب گوارا برسان

نجوای غریب کودکان را بشنو

عباس عمو زود خودت را برسان!

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت-دودمه


آمده شیرنر ام البنین بهر شکار

مثل حیدر باوقار

لافتا الاعلی لاسیف الا ذوالفقار

مثل حیدر باوقار



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


به بزم ماتم جدّت ، بیا اباصالح

شده محرّم جدّت ، بیا اباصالح

شعار صبح ظهور تو یالثارات است

به زیر پرچم جدّت ، بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا

که ریخت در غم جدّت ، بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد

به حُرمت دَم جدّت ، بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا ز کودکش سخت است

به اشک نم نم جدّت ، بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو ، کشان کشان آمد

کنار علقمه ، جدّت ، بیا اباصالح

نوای " انکسر ظهری " اَش به گوش آید

به قامت خم جدّت ، بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا

به ذبح اعظم جدّت ، بیا اباصالح

به جا به جا شدن آیه های یک سوره

به جسم در هم جدّت ، بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر

ربوده خاتم جدّت ، بیا اباصالح

دعای آخر او در میان گودالی

نموده زَمـزَمه جدّت : بیا اباصالح

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


می‌شود هر روز اشکم در عزایت بیشتر

سوختم از روضه ات از های هایَت بیشتر

می‌روم دنبالت اما از حرمهای شما

می‌رود تا کربلایت ردِ پایت بیشتر

از عبادت هم مهمتر این اطاعت کردن است

می‌دهم سر را ولی دل را برایت بیشتر

میزنم بر سینه شاید که شبیهِ تو شوم

می‌نشیند بر کبودی بوسه هایت بیشتر

دستگاهِ لاف بسیار است اما مَرد کو

غیرتم من را نگه دارد به پایت بیشتر

تا که میاُفتی به یاد مَشک و دست و علقمه

باز می گیرد دلت اما صدایت بیشتر

تا که می‌آید رَجزهایِ عمویت بر لبم

می شود سهمِ من از دستِ دعایت بیشتر

تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالا تری

رفته آری بر عمویت شانه هایت بیشتر

شام های قبل شاید،حتماً امشب می‌رسی

می‌رسد از هر شبی عطرِ عبایت بیشتر 



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


شبیهِ چشمِ شما چـشم‌هایِ تـر دارد

کَسی كه خاکِ حسینیه را به سر دارد

تو گریه كردی و شد سُرخ چهره فهمیدم

كه وقتِ روضه‌ی تـو اشک هم جگر دارد

خدا به رویِ من و تـو حساب وا كـرده

كه گریـه‌ای بكنیم و حـساب بـردارد

هـوای امشبمان فـرق می‌كند انـگار

نشسته مـادری و دست بـر كمـر دارد

حسین روز و شبـم را گرفته می‌دانم

بـرایِ عاشقی‌ام عـقل دردسـر دارد

فقط به تـربتِ اربـاب سجده می‌چسبد

همیشه سجـده‌ی مـا مـزّه‌یِ دگر دارد

مـرا حوالـه نمودند خاکِ پـا ببـرم

هـزار شُكر كه ایـن خیمه رُفتگر دارد

میـانِ روضه نشستیم و عـاشقی می‌گفت

بـخوان دعای فـرج را دعـا اثر دارد

كسی كه داغِ بـرادر كشیـده می‌دانـد

كــه رویِ قـوَّتِ زانویِ او اثـر دارد

چـقـدر روضه‌ی نـا گفته در گلو داریم

بیا بـه مجلسمان روضه‌یِ عمـو داریـم 



موضوع : حضرت عباس (ع)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


آنكه از جمعِ امامان دو برادر دارد

دلبری از همه‌یِ ما دو برابر دارد

طرفی اُم‌ِبنین و طرفی فاطمه است

كیست در بینِ عشیره كه دو مادر دارد

لشكری زهره ندارد كه نگاهش بکند

خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد

چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید

دستمالی که به سر حضرت حیدر دارد

ایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه

تا بدانند که این طایفه منبر دارد

علمش را بزند کرببلا چیزی نیست

کعبه تا کوهِ اُحُد نیز تَرَک بردارد

وقتِ صفین بزن چند قدم در میدان

چشم بر تیغِ شما مالکِ‌اشتر دارد

هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید

بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد

حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت

قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد

مدحِ تو بود دلم از تب و تابش اُفتاد

وای بر معجرِ زینب که رکابش اُفتاد

علقمه موج شد عکسِ قمرش ریخت به هم

دستش اُفتاد زمین بال و پَرَش ریخت به هم

تا که از گیسویِ او لخته یِ خون ریخت به مَشک

گیسویِ دخترکِ منتظرش ریخت به هم

تیر را با سرِ زانوش کِشید از چشمش

حیف از آن چشم که مژگانِ تَرَش ریخت به هم

خواهرش خورد زمین مادرِ اصغر غَش کرد

او که اُفتاد زمین دور و بَرَش ریخت به هم

قبل از آنیکه برادر بِرِسد بالینَش

پدرش از نجف آمد،پدرش ریخت به هم

به سَرَش بود بیاید به سَرَش اُمِ بنین

عوضش فاطمه تا دید سرش،ریخت به هم

کتف‌ها را که تکان داد حسین اُفتاد و

دست بگذاشت به رویِ کَمَرَش ریخت به هم

خواست تا خیمه رساند بغلش کرد ولی

مادرش گفت به خیمه نَبَرش ریخت به هم

نه فقط ضَربِ عمود آمد و اَبرو وا شد

خورد بر فرقِ سرش پُشتِ سرش ریخت به هم

به سرِ نیزه زِ پهلو سرش آویزان بود

آه با سنگ زدند و گذرش ریخت به هم



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


پیشِ چشمِ سرخ گونت صبح و شامی نیست نیست

بر لبت جُز واحسینایت کلامی نیست نیست

می‌رسی بر روضه اما ما نمی‌فهمیم حیف

ای دریغا که نصیبِ ما سلامی نیست نیست

داستانِ کوفه از بی معرفتها پا گرفت

بی بصیرت،بر سلام ما دوامی نیست نیست

دیده ام در پایِ ما عمریست غیرت داشتی

تا تو آقایی کنی چون ما غلامی نیست نیست

ما که شرمنده شدیم از لطفهای مادرت

منصب پروانگی ات کم مقامی نیست نیست

آه تاسوعا ، نَفَسهایِ تو ما را آب کرد

گفت بی تو غیرِ کوفی غیرِ شامی نیست نیست

بعدِ تو اهلِ حرم را آه با هم می‌زنند

بعدِ تو عباس اینجا احترامی نیست نیست 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


نه در توصیف شاعر ها نه در آواز عشاقی

تو افزون تر از اندیشه فراوان تر از اغراقی

وفاداری و شیدایی علمداری و سقایی

ندارند این صفت ها جز تو دیگر هیچ مصداقی

به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهان

یزید آنجا که می گوید الایاایها الساقی

تمام کودکان معراج را توصیف می کردند

مگر پیداست از بالای دوش تو چه آفاقی

چنان رفتی که حتی سایه ات از رفتنت جا ماند

رکاب از هم گسست از بس برای مرگ مشتاقی

فرار از تو فراری می شود در عرصهء میدان

چنان رفتی که بعد ازآن بخوانندت هوالباقی

بدون دست می آیی و از دستت گریزانند

پراز زخمی هنوز اما برای جنگ قبراقی

به سوی خیمه ها یا (عدتی فی شدتی) برگرد

که تو بی مشک سقایی که تو بی دست رزاقی

شنیدم بغض بی گریه به آتش می کشد جان را

بماند باقی روضه درون سینه ام باقی



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


پاره به پاره رویِ زمین قرص ماه ریخت

تا علقمه رسید ولی بینِ راه ریخت

پا می‌شود دوباره زمین می‌خورَد حسین

دستِ خودش نبود که بی تکیه‌گاه ریخت

یک دفعه ریخت حجمِ سرش تا عمود خورد

با تیر هم تمام تنش گاه و گاه ریخت

تقصیر حرمله است که مویی سفید شد

تقصیر حرمله است که چشمی سیاه ریخت

خورده هزار تیر ولی دوهزار زخم

در فرصتِ کمی به سرش یک سپاه ریخت

یک فوج نیزه دار سویِ قتلگاه رفت

یک فوج بی حیا به سویِ خیمه‌گاه ریخت

آتش گرفت خیمه و یک حجمِ شعله ور

بر روسریِ دخترکی بی گناه ریخت

بر نیزه بود سایه یِ زینب ولی زَنی

آتش زِ بام بر سر این سرپناه ریخت

می‌خواست تا محاسنِ او را به‌هم زند

اما به رویِ دخترکی اشتباه ریخت

این سر به رویِ نیزه مبادا که کج شود

عمه به نیزه بست ولی بینِ راه ریخت 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


در خواب مگر بینم... بیدار شدن را

دل خواهِ نظر بودنِ دلدار شدن را

باید به دل گور برم حسرتِ فیضِ

اذنِ نفسی لایق دیدار شدن را

تا دل ندهی، سر نسپاری به ره دوست

هیهات ببینی، شب سردار شدن را

 ای بی خبر از لذّت درماندگیِ عشق

یک بار بیا تجربه کن زار شدن را

بیچاره دلی که نچشیده ست صفایِ...

در روضه ی دلدار گرفتار شدن را

حاشا که دهم بر همه ی عالم هستی

یک لحظه پریشانِ علمدار شدن را



موضوع : حضرت عباس (ع)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1395/07/19

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا


خود را مقیم وادی احساس می کنم

دل را خمار بوی گل یاس می کنم

تا نام پاک ساقی لب تشنه می برم

بوی تو را به میکده احساس می کنم

تا وا کنی دگر گرهِ کورِ کارِ من...

خود را دخیل حضرت عباس می کنم

اشكی كه داده ای به دو دنیا نمی دهم

کی اعتنا به گوهر و الماس می كنم؟

تا که بیایی از سفر ای باغبان عشق

یاد گل شکسته قد از داس می کنم

امشب برای خواندنِ این روضه های سخت

آقا ببخش این همه وسواس می کنم!

دست بریده بود و علم بود و مشک بود

قد خمیده بود و حرم بود و اشک بود



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت-بحر طویل


می زنم دم ز علمدار رشید حرم عشق

شه با كرم عشق

‌مه محترم عشق

صفای قدم عشق

چكد از لب او بر لب پیمانه نم عشق

همان شاه كه باشد سر دوشش علم عشق

نگار دل زارم صفا بخش مزارم

‌بجز عشق جمالش به دل خویش ندارم

‌قرارم، ‌بهارم،‌ شعارم همه دار و ندارم

كه باشد شب اول  دل ِقبرم به كنارم

دلم عاشق رویش شدم بنده كویش

دلم بسته به مویش ، ‌قدح نوش سبویش

شتابان دل زارم همه شب جانب كویش

‌چنان برگ خزانی است روان در دل جویش

‌ندارم به خدا جز هوس دیدن رویش

‌مرا كشته به والله علی واری خویش

‌اباالفضل امیرم، امیر بی نظیرم

كه جز عشق رخش در دل خسته نپذیرم

چه خوش باشد اگر باز زنده با دو سه تیرم

كه صیدش شوم و و زیر قدمهایش بمیرم

ز غیرش همه سیرم

‌دل از مهر خدایی اباالفضل نگیرم

‌علمدار اباالفضل، سپه دارابالفضل

‌جهانگیر و جهاندارابالفضل

‌بود دلبر و دلدارابالفضل

مرا یار و مددكارابالفضل

‌طپش های دل حیدر كرارابالفضل

‌شده در حرم فاطمه پرگارابالفضل

زنم جارابالفضل بود عشق شرر بارابالفضل

‌بگوید سر دیوانه سردارابالفضل

سرم پر ز هوایش

‌دلم جای ولایش

غلامم به سرایش

همه هستی و دینم به فدایش

ربوده ز سر ‌روح الامین عقل، صدایش

‌بود محور عرش ازلی دست جدایش

‌حسین ابن علی سوره توحیدبخواند ز برایش

كسی نیست به پایش

به قربان نوایش

به قربان دعایش

دلم گشته خریدار بلایش

‌به قربان گره بند قبایش

لقب باب الحوائج

نسب باب الحوائج

‌خداوند نجیبی  و ادب باب الحوائج

‌دلم غرق كمالش، پریشان وصالش

دو ابروی هلالش

بود زینب كبری همه جا محو جمالش

دلم بنده ی نامش ، گرفتار مرامش

كه افتاده به دامش

‌نه حاتم نه سلیمان و نه لقمان

كه موسی است غلامش

‌حسین است كلامش

به زهراست سلامش

قیامت متجلی شود از وقت قیامش

‌تمامی بهشت است بنامش

***

با تشکر از شاعر گرامی

 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح


نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است

یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل است

رعیت اند همه خلق و پادشاه است او

بدان که مالک ما هم فقط اباالفضل است

کسی که زینب کبری به او قسم می خورد

یقین بدان که در عالم فقط اباالفضل است

کسی که برد غم او... نگاه زینب را

میان هاله ای از غم فقط اباالفضل است

در آن مکان که دودست بریده افتاده

نوشته صاحب زمزم فقط اباالفضل است

ز چشم پاره ی او می توان چنین فهمید

به چشم فاطمه محرم فقط اباالفضل است

میان آن همه عاشق که جان فدا کردند

شهید خط مقدم فقط اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مناجات شب تاسوعا


همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است

چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب

اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم

که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین

کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها

دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ

اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید

به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان

ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مناجات و شهادت


چنان كه وقت عطش جرعه ای گوارا را

طلب كنید فقط ساقی العطاشا را

هنوز جای علامت به شانۀ پدر است

سپرده زیر علم دست صاحبش ما را

دوباره خانۀ ما سفرۀ ابالفضل است

گمان كنم گره ای هست كار بابا را

به یك نگاه ابالفضل هم نخواهم داد

اگر دهند به دستم تمام دنیا را

به چشم دل بنگر ظهر روز تاسوعا

میان دسته میانداری مسیحا را

غروب می كند از فرط خجلتش خورشید

نقاب اگر كه بگیرند ماه زیبا را

فقط به علقمه آنهم درست ظهر عطش

خدا به ماه رسانده ست دست دریا را

خدا كند برساند به خیمه مشكش را

خدا كند نبرند آبروی سقا را

خبر رسید كه از روی زین زمین افتاد

خدا كند برسانند زود زهرا را



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


دستی از معجزه سرشار تویی یا عباس

قمر حیدر کرار تویی یا عباس

به همان نهر که طوف تو نموده است قسم

کعبه ی گنبد دوار تویی یا عباس

مادر دهر شبیه تو نمی زاید باز

گوهر بی بدل انگار تویی یا عباس

حلقه ی عشق وسیع است و در این حلقه فقط

آن که شد نقطه ی پرگار تویی یا عباس

کاشف الکرب حسینی و به لشگر آنکه

زهره برد از دل کفار تویی یا عباس

جرعه ای بوسه به لب های اباعبدالله

از لب آب طلبکار تویی یا عباس

ساقی مشک به دوشی که لب آب فرات

به عطش می زند افسار تویی یا عباس

دستت افتاد زمین، آب به خیمه نرسید

خجل از فاطمه اینبار تویی یا عباس

هر چه آمد به سرت، نور سرت کم نشده

بر سر نیزه قمربار تویی یا عباس

سنگ ها نرخ سرت را چقدر چوب زدند

یوسف رفته به بازار تویی یا عباس

سر بازار بیا اهل حرم را دریاب

که به این قافله ستار تویی یا عباس

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


افتادی و هرکس که در دور و برت بود

با نیزه یا شمشیر بالای سرت بود

دست تو سویی مشک سویی دشمنت باز

راضی نشد ، در فکر دست دیگرت بود

افتادی و از بغض دیدم می فشارد

آن نیزه ای را که میان پیکرت بود

می زد تو را و با زبان طعنه می گفت ؛

ایکاش ای عباس ! اینجا مادرت بود

افتادی ای سقا و از آن لحظه دشمن

با چشم دنبال حجاب خواهرت بود



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


ای چشم تو بیمار،گرفتار،گرفتار

برخیز چه پیش آمده این بار علمدار

گیریم که دست و علم و مشک بیفتد

برخیز فدای سرت انگار نه انگار



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مدح


آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست

گر بگذری قیامت بالابلندهاست

جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو

در نوع خود ملامت بالابلندهاست

با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام

بالا سرِ سلامت بالابلندهاست

با آسمان معاشرتی هست بینشان

گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست

خَم می‌کنند سر، اگر از در گذر کنند

افتاده‌گی علامت بالابلندهاست

دیدند نارساست بر آن‌ها قدِ زمین

تا اوج نی فخامت بالابلندهاست

افتاد دست تو که شود دست‌گیر ما

این، هیچ از کرامت بالابلندهاست

تنها نه دست، پا هم از آن‌ها حسد گرفت

این کم‌ترین غرامت بالابلندهاست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


تو کیستی لب تشنۀ جام بلایی

فرماندۀ کل قوای کربلایی

سقایی و سردار مقطوع الیدینی

باب العطا باب الکرم باب الحسینی

خون خدا خون خدا خون خدایی

ابن و اخ و عم امامان هدایی

هم اشرف الخلق استی و هم اشجع الناس

آری تو عباسی تو عباسی تو عباس

سرتا قدم مولا امیر المؤمنینی

فرزند زهرا زادۀ ام البنینی

با مهر ثار الله وجودت را سرشتند

نام ید الله را به بازویت نوشتند

جبریل پیشانی نهد برخاک راهت

کافر مسلمان می شود با یک نگاهت

چشم تو تفسیر امیرالمؤمنین است

ابروت شمشیر امیر المؤمنین است

والله ان قطعتوا یمینی از توست

وعن امام الصادق الیقینی از توست

بی دستی تو عالمی را دستگیر است

کی مثل تو اینسان به نفس خود امیر است

کی مثل تو در آب دست از آب شسته

جام عطش را در درون بحر جسته

کی مثل تو فانی به راه دوست گشته

یک لحظه از دست و سر و چشمش گذشته

کی مثل تو گردیده عالم پای بستش

کی مثل تو حیدر زده بوسه به دستش

تو جعفر طیار دشت کربلایی

حقا که پرچمدار دشت کربلایی

هم آب بی تو از درونش شعله خیزد

هم مشک بر بی آبی تو اشک ریزد

از قلب آتش ره به دریا باز کردی

در آب بودی و به دریا ناز کردی

دریا گریبان چاک زد بحر وصالت

گفتا که شیر فاطمه بادا حلالت

شرح وفاداریت را ام البنین گفت

زهرا به ایثار و وفایت آفرین گفت

دریا به تو از حنجر تو تشنه تر بود

با حنجر خشک تو داغش برجگر بود

آتش زسوز سینۀ تو تاب می خواست

آب از لب خشکیدۀ تو آب می خواست

از اشک چشمت ماهیان خون خورده بودن

امواج دریا از خجالت مرده بودند

برغربت تو مرکبت خون گریه می کرد

حتی عطش هم بر لبت خون گریه می کرد

دستت جدا اشکت به رخ سوزت به سینه

عذرت موجه بود در نزد سکینه

دل بر دل دریا زدی آبی نخوردی

دیگر چرا یک جرعه بر اصغر نبردی

سر در قدوم دوست بنهادی اباالفضل

سقایی و لب تشنه جان دادی اباالفضل

تنها نه میثم با غمت از تاب رفته

تا صبح محشر آبرو از آب رفته



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


چشمان خیس علقمه امواج رود بود

آن روز رود، شاهد کشف و شهود بود

آن روز سرخ، علقمه محراب کوفه شد

در دست ابن ملجم میدان، عمود بود

از شوق سجده صالح دین از فراز اسب

بر خاک سبز کرب و بلا در سجود بود

شکر خدا که راه تماشا گرفت خون

آخر هنوز صورت مادر کبود بود

این قصّه آب می خورد از چشم شور ماه

نسبت به ماه طایفه از بس حسود بود



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


چه بلایی است خدایا به سرم آمده است

ازره دور غمی در نظرم آمده است

تاپذیرای غمی سخت شوم، باردگر

اشك غم بدرقۀ چشم ترم آمده است

ما جگرسوختگان آب نخواهیم ولی

این چه داغی است كه سوی جگرم  آمده است

اشكها پرده به چشمان تر من نـزنید

آه با قد خمیده پدرم آمده است

خبر از ساقی مـا نیست ولی می دانم

چه غمی بر جگرشعله ورم آمده است

علم خیمۀ سقا كه روی خاك ا فتاد

گشت معلوم بلائی به سرم آمده است

علقمه عطرگل یاس گرفت و پیداست

از جنان مادر نیكو سیرم آمده است

عمۀ غمزده ام باهمه غم های دلش

به تسّلای دل نوحه گرم آمده است

ای «وفائی»بنویس از اثر غصه و غـم

اشك و خون همره هم از بصرم آمده است

 



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-مناجات


خروش رود و دریا: یا اباالفضل

پناه اهل دنیا: یا اباالفضل

به حق دست‌هایی که قلم شد

بگیر این دست‌ها را یا اباالفضل



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس

دشمن چگونه برسرت می ریخت عباس

می خواستم‌جمعت کنم‌ تا خیمه آرم

دیدم دوباره پیکرت می ریخت عباس

دیدم کنارت دست بر پهلو گرفته

دیدم‌ که اشگ‌ مادرت می ریخت عباس

دیدم که مشگت تیر خورد و قطره قطره

سرمایه های آخرت می ریخت عباس

دیدم به یاد غربت من گریه کردی

خون ‌از دوچشمان ترت می‌ریخت عباس

دیدم ‌که از پهلو سرت بر نیزه خورده

هرلحظه راس اطهرت می ریخت عباس  



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


طوفانِ تیر،کار عمو را خراب کرد

این مشکِ پاره، نقشۀ او را بر آب کرد

میخواست«یاسکینه» به قولش عمل کند

بارانِ تیر،سخت عمو را جواب کرد

شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو

عباس را خجالت زینب مذاب کرد

احساس شد،صدای حروف مقطعه

ارباب را بریده بریده خطاب کرد

نعش مرا به خیمه مبَر جان اصغرت

سقای با وفای تو شرم از رباب کرد

میخواست«یاحسین» به پایت ادب کند

دستان من،مسیر تو را انتخاب کرد

دستی،یمین و دست دگر در یسار ماند

این کار،حرفِ علقمه را یک کتاب کرد

دستی نمانده بود،علم بر زمین فتاد

یک بی حیا رسید و بسویم عتاب کرد

آمد عمود و تاجِ غرورِ مرا شکست

دشمن جسور شد،زد و پا در رکاب کرد

خصمِ من از حماسۀ صفین کینه داشت

در کربلا حساب مرا بی حساب کرد

چشمم به خیمه بود که تیری ز ره رسید

این دیده را ز بُرد نگاهش مُجاب کرد

انگار پیشِ چشم من آمد مصائبی

کز گفتنش زبانِ مرا در حجاب کرد

خون گریه میکنم که پس از این زنند جار

این قوم،حمله بر حرم بوتراب کرد

گفتید ماهِ علقمه،ماهِ رُخم گرفت

مادر رسید و علقمه را آفتاب کرد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد

یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست

تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد

ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند

گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان

ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

روضه ی دست بریده وسط علقمه بود

روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


عمود خوردی و سرو و صنوبرم پاشید

صدا زدی که بیا کاسه ی سرم پاشید

همینکه تا برسم قطعه قطعه ات کردند

قد بلند امیر دلاورم پاشید

کنار علقمه تا لشگر کمانداران

تورا به نخل که بستند لشگرم پاشید

چهار هزار کماندار پیش چشمانم

چقدر تیر به جسم برادرم پاشید

دم وداع که رفتی ز خیمه پشت سرت

دو کاسه گریه ی افسوس دخترم پاشید

همینکه دست تو بر روی خاکها افتاد

به دست حرمله حلقوم اصغرم پاشید

رقیه فاتحه ی گوشواره اش را خواند

خبر رسید که افتاده ای "حرم" پاشید

علیِّ اکبر من... قاسم ام... ابالفضلم...

برای حفط النگوی خواهرم پا، شید

پس از تو امنیت یک قبیله در خطر است

کفیل زینب کبری ، "عقیله" در خطر است



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-شهادت


ناگهان دور و بر شیر حرم غوغا شد

سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد

دشمنان هلهله کردند همین که افتاد

سند غارت اموال حرم امضا شد

علقمه شعبه ای از مسجد کوفه شده بود

سر سردار حسین تا دل ابرو وا شد

کوری چشم همه بد نظران کوفه

بین خون چهره ی سقا چه قدر زیبا شد

بعد سی سال به ارباب برادر گفت و

همه ی دشت پر از عطر و بوی زهرا شد

لشکر حرمله خندید به عباس و حسین

پیش چشمان همه قامت آقا تا شد

سرو رعنای حرم هم قد قاسم شده بود

این غم انگیز ترین روضۀ عاشورا شد

وقت رفتن به همه درس وفاداری داد

همه ی غصۀ او بی کسی آقا شد

با لب تشنه لبِ آب ازین دنیا رفت

آب شرمندۀ کوه ادب سقا شد

رفت آقا به حرم ماند اباالفضل غریب

سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1395/07/19

حضرت عباس(ع)-شهادت


نیاز داشت چو طفل رباب ، جو به عمو

سپرد علقمه چون تشنه ها گلو به عمو

به سمت رود که دریا نمیرود ،باید

که علقمه برسد بعد جستجو به عمو

به رتبه اش شهدا غبطه میخورند اما

نمیرسد به خدا بال آرزو به عمو

شبیه ماه نبوده ست، او شبیه عموست

عمو به ماه نرفته ست، رفته او به عمو

عمو، عمو ، چه عمویى که مَحرم عمه ست

چقدر داده خداوند آبرو به عمو

چگونه دست به دستش زدند این مردم

فرشته دست نداده ست بى وضو به عمو

بساط خجلت عباس را فراهم کرد

امان، امان ز امان نامه ى عدو به عمو

سکینه جان! نفس کودکم نمیاید

بلند شو برو میدان، برو بگو به عمو

عمو که رفت به عمه چقدر سخت گذشت

میان محمل خود می نشست رو به عمو

کنار علقمه رفتند دختران اما

نداد گیسویشان شرح مو به مو به عمو

درست اول بازار شام فهمیدند

پدر که نیست کنارت، چقدر خوبِ عمو ....



موضوع : حضرت عباس (ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء