حضرت عباس(ع)-شهادت


در مشک تشنه، جرعه ی آبی هنوز هست

اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟

برخواست با تلاوت خون، بانگ یا اخا

وقتی «کنار درک تو، کوه از کمر شکست»1

تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت

سنگی زدند و کوزه ی لب تشنگان شکست!

شد شعله های العطش تشنگان، بلند

باران تیر آمد و بر چشم ها نشست

تا گوش دل شنید، صدای (الست) دوست

سر شد (بلی)ی تشنه لبان مِی الست

ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد

پیمانه پر کنید، هلا عاشقان مست

×××

1. از مرحوم سید حسن حسینی




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


در علقمه آه از دلِ ریش نکش

آرامش خیمه را به تشویش نکش

این تیر سه شعبه مُخبر حرمله است

آن قدر تو حرف مشک را پیش نکش!




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مرثیه


بس که سوز تشنگی در کودکان افتاده است

اصغر شیرین زبانم از زبان افتاده است

کودک بی شیر را گهواره جنباندن چه سود

او نخوابد کز عطش آتش به جان افتاده است

بس که گردانَد زبان خشک را دور دهن

بر لب خشکیده اش داغی گران افتاده است

از کنار خیمه ها آید صدای آب آب

مشک خشک خالی از آب، در میان افتاده است

از زبان ما نمی افتد عمو جان نام تو

گر چه طفلان را، زبان هم از توان افتاده است

کن ثوابی با شتابی جرعه ی آبی بیار

ای ز نامت لرزه بر جان یلان افتاده است




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


در جوانی‌ غم‌ تو پیر مناجاتم‌ كرد

مادرت‌ فاطمه‌ در سجده‌ ملاقاتم‌ كرد

دست‌ دادم‌ كه‌ كسی‌ جز تو كرم‌ ننماید

لیك‌ دست‌ كرمت‌ قبلۀ‌ حاجاتم‌ كرد

تا لب‌ تر شدۀ‌ مشك‌ لبم‌ را بوسید

لب‌ خشك‌ تو گرفتار مكافاتم‌ كرد

كودكان‌ حرم‌ شیر خدا تشنه‌ چرا؟

عاقبت‌ آب‌، زمین‌ خوردۀ ساداتم‌ كرد

علم‌ و مشك‌ من‌ و دست‌، ز هم‌ پاشیدند

دم‌ شمشیر تو امروز چه‌ خیراتم‌ كرد

گریۀ‌ دختركان‌ گرچه‌ دلم‌ را می‌سوخت‌

گریۀ‌ مشك‌ من‌ سوخته‌ دل‌، ماتم‌ كرد

تا كه‌ بر پای‌ تو افتاد دو دست‌ قلمم‌

حقتعالی‌ مَلَك‌ مُلك‌ سماواتم‌ كرد

هرچه‌ تیر است‌ در این‌ دشت‌ مرا بوسیده‌

جذبۀ عشق‌ تو كانون‌ بلیّاتم‌ كرد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/4 | 03:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


ز بس كه بردن هر تكه ات هنر شده است

كنار علقمه دعوا سر قمر شده است

خدا كند كه به صورت ز زین زمین نخوری

كه تیرِ مانده به چشمِ تو دردسر شده است

مكش چنین به زمین پا برادرت آخر

كنار پیكر تو دست بر كمر شده است

تعادل تو به هم ریخت از عمود كه من

تعادل قدمم از كفم به در شده است

جگر نداشتم از بعد اكبرم حالا

تمام دور و برم لخته ی جگر شده است

خداروشكر كه زینب نیامده تا كه

ببیند آن قد و بالا چه مختصر شده است

هزار اشاره یِ انگشت آمده سویِ

قدِ غریبترینی كه مختصر شده است

تو را به جان رقیه بلند شو برویم

عدو سویِ حرمَ الله حمله ور شده است

تمام كرب و بلا سوخت تا چنین گفتی

حسین پهلویِ مادر شكسته تر شده است

ز شرم، پیكر من را رها كن و بگذر

چقدر مادرمان غیرتی سپر شده است

نخواستم كه دگر نیزه را ببوسی با

لبی كه از تریِ مشكِ آب تَر شده است




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/27 | 03:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


گرمای دست تو همه را آب می کند

مهتاب مست تو همه را خواب می کند

حزنی غریب منحنی صبر خویش را

در انحنای دیده ی تو قاب می کند

من حدس می زنم که بدون تو لفظ آب

در ذهن ها تداعی مرداب می کند

تصویر کردن همه ابعاد روح تو

این را که من خدا شوم ایجاب می کند

این که چقدر خیس خجالت کشیدنی

بیت مرا روانه ی گرداب می کند




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/27 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

روی پیشانی او باب تشهد وا بود

اَشهد اَنّ که او هم پسر زهرا بود

آب می داد عطش ناک ترین صحرا را

چشم هایش که به سمت افق اعلا بود

دست هایی که به سجاده گل حلقه زدند

بوسه گاه لب خشک پسر طاها بود

یا رب این مشک طلایی کدامین سقاست؟!

که در او کیفیت جلوه صد دریا بود

تیر چوبی ست که مجذوب نگاهت آمد

جذبه چشم اهورایی تو گیرا بود

قِسمت اعظم اشک تو پر از معرفت است

ارتفاع علم دست تو دور از ما بود

دست تو همهمه بال ملائک را دید

بدنت کعبه تسبیح کبوترها بود

لب به دریا نزدی چون که خود اقیانوسی

آن که باید بزند به تو لبش دریا بود




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/20 | 05:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


تمام آسمان، شاید بیفتد

عموی مهربان، شاید بیفتد

نباید می نوشتم "آب"، سقا

به یاد کودکان شاید بیفتد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/20 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


عاقبت لشگری از تیر گرفتارش کرد

به زمین خوردن در علقمه وادارش کرد

اولین مرتبه اش بود نشد برخیزد

تن بی دست خجالت زده از یارش کرد

دستش افتاد و نیفتاد علم از دستش

رحم الله به شیری که علمدارش کرد

تَرَک خشک لبش رو نمی انداخت به آب

غمِ چندین لبِ تاول زده ناچارش کرد

آبرو در خطر و مشک به دندانش بود

تیرِ نامرد به یک طفل بدهکارش کرد

گر چه خم شد کمر کوه ولی فایده داشت

سجده بر همت دریایی ایثارش کرد

سرِ درهم شده اش را سرِ نیزه بستند

زخمش انگشت نمای سرِ بازارش کرد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/13 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات و شهادت


اینجا كه‌ بجز زمزمه‌ بازار ندارد

جز گریۀ‌ اخلاص‌، خریدار ندارد

گر گریه‌ شود كار مدام‌ دل‌ عاشق‌

مكشوفه‌ شود روضه‌ و انكار ندارد

آن‌ قافله‌ سالار كه‌ خود كشتۀ‌ اشك‌ است

‌ آیا به‌ غمش‌ اشك‌ گهربار ندارد

چشمی‌ كه‌ ندارد هنر ابر گهربار

 در فصل‌ حضور عادت‌ دیدار ندارد

آن‌ مدعی‌ عقل‌ از این‌ عشق‌ چه‌ داند؟!

افسوس‌ كه‌ چندان‌ غم‌ دلدار ندارد

دادند بر او تهمت‌ سنگین‌ خشونت

‌ آیا پسر فاطمه‌ ایثار ندارد؟

ای‌ نوحه‌ گران‌ روضۀ‌ عباس‌ بخوانید

گویا سپه‌ فاطمه‌ سردار ندارد

بر سنگ‌ پران های‌ حرم‌ دخت‌ علی‌ گفت‌

 لشگر مگر عباس‌ علمدار ندارد

این‌ نوحه‌ بود سینه‌ زنش‌ یوسف‌ زهرا

 این‌ خیمه‌ جز او رونق‌ بازار ندارد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/23 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

از دست نمی‌دهیم دامان تو را

در سینه گرفته‌ایم ایمان تو را

گویند كه دست همه را می‌گیری

با این ‌كه بریده‌اند دستان تو را 




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/16 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


ای بسته بر زیارت قدِّ تو قامت، آب

شرمندهٔ مروت تو تا قیامت، آب

در ظهر عشق عکس تو لغزید در فرات

شد چشمهٔ حماسه ز جوش شهامت آب

دستت به موج داغ، حباب طلب گذاشت

اوج گذشت دید و کمال کرامت آب

بر دفتر زلالی شط خط «لا» نوشت

لعلی که خورده بود ز جام امامت آب

لب تر نکردی از ادب ای روح تشنگی!

آموخت درس عاشقی و استقامت آب

ترجیع درد را ز گریزی که از تو داشت

سر می زند هنوز به سنگ ندامت آب

از نقش سجده کردهٔ نخل بلند تو

آیینه ای ست خفته در آه ملامت آب

سوگ تو را ز صخره چکد قطره قطره رود

زین بیشتر سزاست به اشک غرامت آب

زینب، حسین را به گل سرخ خون شناخت

بر تربت تو بود نشان و علامت آب

با یک هزار اسم تو را کی توان ستود

در تنگنای لفظ که دارد ز مامت آب

از جوهر شفاعت سعی ات بعید نیست

گر بگذرد ز آتش دوزخ سلامت آب

می خوانمت به نام ابوالفضل و شوق را

در دیدگان منتظرم بسته قامت آب

آمد به آستان تو گریان و عذر خواه

با عزم پای بوسی و قصد اقامت آب




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/16 | 06:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


می رود جان ز تنم با نفس آخر تو

کمرم تا شده با دیدن این پیکر تو

خیز و بنگر که عدو از غم من می خندد

شمر گوید که حسین هست کجا حیدر تو؟

دیدن تو سر پا معجزه ای می خواهد

وایِ من آب گذشته است دگر از سر تو

باورم نیست! ببینم تو همان عباسی؟

ای صنوبر! قد من آب شده پیکر تو

تویی و شرم رباب و علیِ اصغر من

منم و خجلت از روی تو و مادر تو

شده دعوا به سر ذبح تو ای شیر علی

بی حساب است و عدد جایزه های سر تو

راستی زائر زهرا شدنت باد قبول

باورت گشت بود مادر من مادر تو *

یا مرو یا که مگو بر سر دروازۀ شام

با رقیه که عمو هست کجا معجر تو؟!!

××× 

* مادرم مادر تو  مادر تو مادر من (استاد علی اکبر لطیفیان)




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/29 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح

 

در کشور عجم عربی سروری کنی

چیزی نمانده است که پیغمبری کنی

با عشق تو ارامنه پیوند می خورند

در کار و کسبشان به تو سوگند می خورند

زرتشتیان برای شما تکیه می زنند

سینه برای مشک تو با گریه می زنند

دل دادگان خال تو آزاد مکتبند

با غیرتان ری همه عباس مذهبند

لختی بخند سوره سلمان نزول کن

اهل ری ام مرا به غلامی قبول کن

رخصت بده رکاب بگیرم برایتان

شاید نصیب شد سفر کربلایتان

بالا بلند ای قمر ایل مرتضی

یعسوب دین علقمه تمثیل مرتضی

بعد از شما نواده یل بی سپر علی

مثل تو و حسین و حسن پر جگر علی

دست مرا بگیر نه با دست با پرت

بی دست کربلا نظری جان مادرت




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/04/5 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

رسیدی از پسِ پرچینِ قلب دوران ها

چكیدی از نفسِ ابر، مثل باران ها

رسیدی از دلِ دریای عشق و آوردی

نشانه های ادب را برای انسان ها

نسیمی از نَفَست را ستاره تا حس كرد

سریع رفت سوی جرگه ی درخشان ها

شب از نگاه زلال شما سحر شده است

خودت شروع نمودی تمام پایان ها

برای توست ركوع و سجود نرگس ها

نشسته اند به پایت در اوج عرفان ها

نَفَس كشیدی و عالم پُر از مسیحا شد

نگاه كردی و هر یوسفی زلیخا شد

قمر شدی كه بگویی برای خورشیدی

برای قلب حسین بن عشق تابیدی

ندیده چشم فلك باوفاتر از دستت

خودت بگو كه برادرتر از خودت دیدی؟

مسافری كه تو را داشت با یقین رفته

دلیلِ روشنیِ جاده های تردیدی

تو ماه بودی و همكار ابرها بودی

بر این كویرِ بدون بهار باریدی

تو مست جام حسینیّ و مست جانانی

شراب عشق خود از دست دوست نوشیدی

ابوالفضائلی و هم اَبَاالاَدب شده ای

خوشا به حال تو كه حیدری نَسَب شده ای  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/2 | 05:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت

زبان‌حال حضرت زینب(س) به حضرت ام‌البنین(س)


گمان مكن پسرت ناتنی ‌برادر بود

 قسم به عشق، كنارم حسین دیگر بود

منال ام بنین و ببال از عباس

 تو شیر مادر و شیر تو شیر پرور بود

سقوط قلعۀ خیبر اگر به نام علی‌ست

 فرات: خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت

 كه ماه هاشمیان بود و مهر پرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت ‌پشت ستم

 یل تو یك‌ تنه یك تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت

 ببین كه تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاك می‌شود پرپر

 ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

×××

 جهت شفای عاجل استاد بزرگوار حاج علی انسانی حمد شفا با ذکر یک صلوات قرائت بفرمایید.




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


گل های خشک بی تو مسیحا ندیده اند

لب تشنه مانده اند که دریا ندیده اند

برخیز تا به خیمه مرا با خودت ببر

طفلان من شکستن بابا ندیده اند

برخیز تا که زود به سمت حرم رویم

نامحرمان هنوز حرم را ندیده اند

چشمت به خون نشسته اگر چه هزار شکر

دیگر کبودی رخ زهرا ندیده اند

این تیر را که خورده به چشمت حلال کن

این تیرها که چشم دل آرا ندیده اند

حالا بگو که دخترکانم کجا روند

آن ها که غیر سایۀ سقا ندیده اند




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/02/16 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(ع)-مصائب


نگاه می کند و چشم های تر دارد

برای ام بنین یک نفر... خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود

خبر، خبر... همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش!!؟

سوال بود برایش... حسین سر دارد؟

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که

به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان

جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و

بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه!... حسین دمی

که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست

هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید

چرا که پیکر عباس درد سر دارد ...

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست

به روی گونه ی طفلی ست شام فردا ...ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی

که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست

کسی ست ام بنین... لا اقل پسر دارد




موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


چون زل زدن آخر شیری به شکارش

در بین دو ابرو گِرهی خورده به کارش

آن تیر که رفته ست گره را بگشاید

خود نیز گره خورده به چشمان خمارش

از دور حرم ماه پریشان طرف آب

خارج شده از محور دوّار مدارش

من در عجبم ماه چرا در وسط روز

بر آینه‌ی علقمه افتاده گذارش!

تذهیب دو تا چشم و دو ابروی معلّا

قرآن به سخن آمده با نقش و نگارش

طوفان مهیبی ست که تا چشم ببیند

تیراست که از دور می آید به مهارش

بی دست و سر و چشم ولی باز می آید

انگار که با مرگ به هم خورده قرارش!!!




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت عباس(ع)-مناجات


ما گرفتار علمدار تو هستیم حسین

از ازل یار علمدار تو هستیم حسین

سمت نوکری ما سمتی دیرینه است

عبد دربار علمدار تو هستیم حسین

ما اگر مهر تو داریم همه مدیون

لطف بسیار علمدار تو هستیم حسین

مادرت فاطمه ما را چقدر کرده دعا

چون که غمخوار علمدار تو هستیم حسین

هم بدهکار تو و لطف فراوان تو ایم

هم بدهکار عمدار تو هستیم حسین

روز رجعت ز عنایات تو ان شاءالله

ما علمدار علمدار تو هستیم حسین

شاد از آنیم که در روز قیامت حتّی

در پی کار علمدار تو هستیم حسین

اشک می بارد از این مشک دو دیده امروز

ما عزادار علمدار تو هستیم حسین

انتقام غم عظمای تو را می گیریم

ما ز انصار علمدار تو هستیم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/02/15 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


نسیم روضه وزیدن گرفت در مویت

غروب می چکد از تارهای گیسویت

کنار خیمه به من رو زدی چگونه شده است

کنار علقمه افتاده بر زمین رویت

هنوز هم که تو در فکر احترام منی

بس است این همه سختی مده به بازویت

کجاست جای لبم روی ماه پیشانیت

چقدر  فاصله افتاده بین ابرویت

چه عطر یاس نجیبی گرفته ای انگار

نشسته مادر پهلو شکسته پهلویت




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/14 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


ماه گیسوی پریشان بلندی دارد

نخورد چشم ولی زلف كمندی دارد

یك بنی‌هاشم اگر عاشق روی مه اوست

راه می‌افتد و "صد قافله دل همره اوست"

دل این ماه اسیر لب خورشید شده

بیشتر از همه غرق تب خورشید شده

آب آن روز دل ماه مرا شاد نكرد

"یاد باد آن كه ز ما وقت سفر یاد نكرد"

ماه آن روز دل شعله ورش را برداشت

سینۀ سوخته و چشم ترش را برداشت

بار هفتاد و دو دل باخته بر دوشش بود

زیر سنگینی دنیا كمرش را برداشت

راه افتاد كسی كه دل دریا را برد

عشق، این توشۀ راه سفرش را برداشت  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/02/14 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

اشک فرات بود ز مشکت چکیده بود

یا خیسی خجالت دست بریده بود

یک تیر چشمه از دل مشک تو باز کرد

یک تیر اشک چشم تو از هم دریده بود

حی علی الفلاح تو ادرک اخا بود

در ظهر رکعتی که قیامت خمیده بود

دیدی که سمت دشت نگاه تو از عطش

رنگ از رخ تمام غزالان پریده بود

دیگر زبان تشنگی اش بند آمده

حتماً سکینه واقعه ها را شنیده بود

حتی فرات گوشۀ چشمی کبود داشت

این ها همه به احترام حضور شهیده بود

نفرین به حاملان امان نامه كرده ای

این هم یك از هزار صفات حمیده بود

دشمن ستمگری به نهایت رسانده است

حتی خدا شریك تو در این عقیده بود

آیا فراز نیزه فقط صبر می كنی ؟

خاری اگر به پای یتیمی خلیده بود




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/13 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای دل مددی آمده ام بر در عباس

تا بوسه زنم بر حرم اطهر عباس

باب قمر هاشمیان باب بهشت است

نازم به تجلای رخ انور عباس

بر سلطنت و کاخ نشینی چه نیازش

در شهر وفا هر که شود نوکر عباس

گر تشنۀ فیضی به در ساقی عشق آی

تا مست شوی تا ابد از ساغر عباس

دل های حزین نغمۀ یا فاطمه دارند

بر گوش رسد زمزمۀ مادر عباس

داغ غم سقا به دل ام بنین است

سوزد جگرش چون دل پر اخگر عباس

می گفت عمود حرم دین پسرم بود

هر چند شکسته به عمودی سر عباس




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/02/13 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


سردار سر شکستهٔ در خون شناورم!

بعد از تو وای بر دل من... وای بر حرم

حالا، پس از گذشتن چندین و چند سال

باور نداشتم که بخوانی برادرم

با این نگاه زخم مکن التماس من

باشد برای خیمه تنت را نمی برم

تا جا به جا نگشته، سرت را تکان مده

باید که تیر را ز نگاهت درآورم

تا که صدای تو به در خیمه ها رسید

آن جا شکست پشت من و پشت خواهرم

دیگر رباب طفل خودش را تکان نداد

خشکید ابر گریۀ چشمان اصغرم

طفلی دوید بین خیام و به گریه گفت

وای از عدو... وای عمو... وای معجرم

حالا که راحت است خیالاتشان ببین

دشمن رسیده تا بغل گوش دخترم




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/12 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


هر وقت دلش هوای دریا می کرد

با پرچم یا حسین نجوا می کرد

هر جا گره ای به ریسمانش می دید

با گریه توسلی به زهرا می کرد

خوشبخت ترین عموی دنیا می شد

وقتی که رقیه را تماشا می کرد

تا صورت هم چو ماه او می تابید

جبریل ((و ان یکاد...)) بر پا می کرد

آن روز ولی هوا کمی ابری بود

ابلیس بساط خود مهیا می کرد

مردی که تمام زندگی را یک جا

همراه دو دست نذر مولا می کرد

در پای فرات تشنگی را گم کرد

او حکم شهادت خود امضا می کرد

محبوب ترین عموی دنیا برگرد

فریاد غزل بود که غوغا می کرد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/02/12 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


به روی سینهی تو جای بوسه حتی نیست

و زخم خورده‌تر از پیکرت در اینجا نیست

چه فکر می‌کند این جوی چشمتنگ و خسیس

سراب برکهی کوچک، حریف دریا نیست

به روی مشک نوشتی که آب می‌خواهی

به گوش علقمه گفتی که آب آیا نیست؟

نگاه سرد تو می‌گفت نا امید شدی

و خون سرخ تو می‌گفت، زرد زیبا نیست

چرا فرات به پای تو راه باز نکرد

نفوذ حرف تو کمتر ز امر موسی نیست

کسی برای دو دست تو ختم می‌گیرد

کسی که گریهی او مثل گریهی ما نیست




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


هیچ دانی که امید همه عالم شده ای

در نفس های همه سینه زنان دم شده ای

همه دم ذکر تو بر روی منابر بر پاست

نه فقط شورش شب های محرم شده ای

من از این بوی گل علقمه هم دانستم

تو پسر خوانده نبوده که پسر هم شده ای

با نگاهی به تن زخمی این مشک پر آب

گوشه ی علقمه چون چشمه ی زمزم شده ای

دشمنت چوب علم دید و به پیش همه گفت

تو فدایی سرافرازی پرچم شده ای

زینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:

نکند رفته برادر که چنین خم شده ای

باورم نیست که این صحنه به تصویر کشم

بعد تو گردن طفلان غل و زنجیر کشم




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/02/11 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت ام البنین(س) و حضرت عباس(ع)

 

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی

از مادر چشم انتظارت دل بریدی

جز ام لیلا کس نمی فهمد غمم را

من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی

تنها نه دل گرمی مادر بوده ای تو

بر خاندان فاطمه روح امیدی

بر گردنم انداختی با دستهایت

زیبا مدال عزت «اُمّ الشهیدی»

زینب کنار گوش من آهسته می گفت :

هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی

از خواری بعد از تو گفت و گفت دیگر

بر پیکر ما نیست جایی از سپیدی

این تکه مشک پاره را تا داد دستم

فهمیدم ای بالا بلند من چه دیدی

از مشک معلوم است با جسمت چه کردند

وای از زمین افتادن، وای از نا امیدی

باور نخواهم کرد تا روز قیامت

بی دست افتادی به خاک و خون طپیدی

در سینه پنهان می کنم یک عمر رازم

پس شکل قبرت را دگر کوچک بسازم




موضوع: حضرت عباس (ع)،  وفات حضرت ام البنین(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/02/10 | 10:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح و مصیبت


ای یل حیدری مآب عباس

وی خدا را چو در ناب عباس

ای تو معیار هر جوان مردی

وی تو میزان هر صواب عباس

ذره ای فضل تو نمی گنجد

در خط و صفحه و کتاب عباس

پیش دریای حُسن تو باشد

صد هزار نیل چون سراب عباس

ای که تو در میان هاشمیان

بوده ای سید الشباب عباس

تا دمی جلوه ای کند مهتاب

رخ نهان کن پس نقاب عباس

از غم چشم های زیبایت

قلب هر سنگ شد مذاب عباس

تا تو بودی عدو نمی دیدی

عافیت را مگر به خواب عباس!

زآن که از جرعه ای مضایقه کرد

شرمگین گشته از تو آب عباس

تشنه لب زآب آمدی بیرون

پا نهادی تو در رکاب عباس   


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/23 | 12:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 16 ::      ...   8   9   10   11   12   13   14   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو