حضرت عباس(ع)-شهادت


عباسم و در پی خطر می گردم

دور و بر خیمه تا سحر می گردم

صدبار اگر علقمه را فتح كنم

لب تشنه تر از گذشته بر می گردم

***

گاهی به حضور مهر، ای ماه برو

تا جاذبه ی سیر ، الی الله برو

زینب به طنین گام تو دلگرم است

گاهی جلوی خیمۀ او راه برو

***

تا پرچم سرخ عشق بردوش من است

شوق ظفر و صبر، هم آغوش من است

یک لحظه مرا نمی گذارد آرام

این نالۀ العطش که در گوش من است

***

با یاد اباالفضل دلم آسوده ست

با او دل ما را سر و سری بوده ست

در حاشیۀ علقمه گفتم نکند

یک عمر دو دست در تنم بیهوده ست؟!

***

کس پیش تو دم ز زور و بازو نزد

کو آن که برابر تو زانو نزد

لب تشنه ز علقمه گذشتی آری

دریا که به رودخانه ها رو نزد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو

با من چه کرد شور برادر بیای تو

ای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها

گلدسته است یا که دو تا دست های تو

دست تو روی دست من و جبرییل هم

آورده است بال پریدن برای تو

با تو چه کرد دیدن قد دوتای من

با من چه کرد دیدن فرق دوتای تو

هارون من چگونه شکافد در این دیار

دریای غصه های دلم بی عصای تو

دیگر بس است گفتن روحی لک الفدا

دیدی که مستجاب شد آخر دعای تو

در پیش خیمه گفته ام" إرکب بنفسی انت"

یعنی که بی مبالغه جانم فدای تو

یک چشمه آب اگر که میان خیام بود

صد چشمه خون نبود کنون زیر پای تو

از خنده ها بلند شده های های من

از گریه ام بلند شده های های تو




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


چودید تشنه ی لب های خشک او دریاست

به آب خیره شد و ناله اش ز دل برخواست

که آب از چه نگر دیدی از خجالت آب

تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراست

زیک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر

زِیک طرف به حرم بانگ العطش بر پاست

قسم به فاطمه هرگز تورا نمی نوشم

که درتو عکس لب خشک سید الشهداست

زخون دیده من روی موج بنویس

که از تمام اطفال تشنه تر سقاست

خدا گواست که با چشم خویشتن دیدم

سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست

درون بحر همه ی ماهیان به هم گویند

حسین تشنه وسیراب وحشی صحراست

نوشته اند به لب های خشک من زازل

که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوۀ ماست

زشیر خواره برایت پیام آوردم

پیام داده که ای آب غیرت تو کجاست

صدای نعره دریا به گوش جان بشنو

که موج آب هم این طرفه بیت را گویاست

سلام خالق منان سلام خیرالناس

سلام خیل شهیدان به حضرت عباس




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آب میریزد به هم

دست در دریا زدی مهتاب میریزد به هم

رود پر جوش و خروش

از تلاطم های تو مرداب میریزد به هم

چشم هایت قاب عشق

حیف! با تیرسه شعبه قاب میریزد به هم

با عمود آهنین

هم سر و هم گیسوی پر تاب میریزد به هم

دست هایت بین راه...

هر قدم تا علقمه ارباب میریزد به هم

ای پناه خیمه ها

می روی بعد از تو دیگر خواب میریزد به هم

گر نباشی در حرم

معجر و موی سر و جلباب میریزد به هم

***

با تشکر از آقای رحیمی برای ارسال این شعر




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


از قهر تو شاهین قَدر پر ریزد

وز هیبت تو، شیر فضا بُگریزد

مانَد به تو کوه اگر به رفتار آید !

دریا به تو می ماند اگر برخیزد

***

کو شیر دلی، که پنجه با شیر زند

بی حمله، ره هزار نخجیر زند

مانَد به تو خورشید، اگر بخروشد !

مانَد به تو شیر، اگر که شمشیر زند !




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


در خیمه گه نیافت چو در مشک آب، آب

آنگه سکینه کرد به سقا خطاب، آب

سیراب تر ز لعل بدخشان چو داشت، لب

موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب

عالم بسیل اشک نشست آن زمان، که گفت

سرچشمه ی حیات دو عالم به باب، آب

اذن نبرد، سرور لب تشنگان نداد

فرمود، با محیط ادب، آنجناب، آب

عباس را به سینۀ بی کینه، زد شرار

شد تا به نهر علقمه در پیچ و تاب، آب

صف های سرکشان ز کف داده دین شکست

آنسان که گشت خیره ازین فتح باب، آب

در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس

الماس نور یافته از آفتاب، آب

تا پیش لب ببرد کف آب را بریخت

از شرم شد به حضرت عباس، آب، آب

هر چند تشنه بود ولی تر نکرد، لب

دامن گرفت از پسر بوتراب، آب

لب تشنه شد برون ز فرات آن بزرگ مرد

با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب، آب

بی دستی و، حفاظت مشک و، عناد خصم

گردد سیاه خانه صبرت، بر آب، آب

تا ماه را، عمود، هلالی نمود، ریخت

بر دامن سپهر، ز چشم سحاب، آب

تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک

عباس را نمود از این غم کباب آب

اسرار قبر کوچک و، آن قامت رشید

افشا کند به عرصه یوم الحساب، آب

گوید سخن ز سوز جگرگوشه حسین

"حلاج"بگذرد چو زهر نهر آب، آب 




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


اى كشتۀ راه داور من

اى پشت و پناه لشگر من

اى نور دو دیده ی تر من

عباسِ جوان ، برادر من

برخیز كه من غریب و زارم

بى مونس و یار و غمگسارم

غیر از تو برادری ندارم

عباسِ جوان، برادر من

برخیز گذر به خیمه ها كن

غمخوارى آل مصطفى كن

بر وعده ی خویشتن وفا كن

عباسِ جوان، برادر من

دیدى كه فلك به ما چه ها كرد؟

ما را به غم تو مبتلا كرد

كى دست تو را ز تن جدا كرد

عباسِ جوان،  برادر من

گفتم كه در این دیار فانى

شاید كه تو بعد من بمانى

خواهر به سوى وطن رسانى

عباسِ جوان، برادر من




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


برخیز و یک جواب بده این سلام را

بینم خموش پشت و پناه امام را

بیتوته زیر سایۀ این قامتِ بلند

حل کرده بود مشکلِ اهلِ خیام را

بر چشمِ تیر خوردۀ تو گریه می کنم

بعد از تو بر شکسته کَمَر تکیه می کنم

ای تکیه گاه اهل حرم عزتم شکست

بی تو عزیزِ مادرِ من حرمتم شکست

تا این زمان تو خَم شدنم را ندیده ای

تا قامتت شکست ببین قامتم شکست

تنها گذاشتی تو مرا ، باورم که نیست

گیرم که صبر پیشه کنم ، یاورم که نیست

فرقت درست چون سر حیدر شکافته

پهلوی تو شبیه به مادر شکافته

آئینۀ تمام نمای محبتی

پیشانی تو چون علی اکبر شکافته

از بس که تیر بر بدنت دسته دسته ریخت

یک تیر هم به چشم تو حتی نبسته ریخت

دریا دلم ! چقدر خرامیده می روی

سقای من به کام عطش دیده می روی

مثل گلی که آب ندیده تمام عمر

با این لبان خشک و پلاسیده می روی

بازوی خویش را به ارادت تکان نده

قلب مرا به وقتِ شهادت تکان نده

صاحب لوا ! طنین صدایت نمی رسد

چشم حرم به قدِّ رَسایت نمی رسد

در خیمه انتظار سکینه هنوز هست

اما حرم دگر به لِقایت نمی رسد

با اشک دیده بر سر تو بوسه می زنم

جای حرم به پیکر تو بوسه می زنم

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آب از خجـالت لـب خشک تـو آب شد

دریا ز اشک سرخ تو رویش خضاب شد

وقتـی کـه آب را بــه روی آب ریختـی

در آتـش دلـت دل دریــا کبــاب شـد

آب فــرات آبــرو از دســت داده بــود

وقتی چکیـد اشـک تو در آن گلاب شد

هر موج، پیش چشم تـو چون کوه آتشی

هـر جرعه یک تلظّـیِ طفـل ربـاب شد

در پیش تیرهـا چو کمان قامتت خمید

از بس‌کـه پیکرت سپـر مشـک آب شد

وقتـی بـرای غـربت تو مشک گریه کرد

مـاننــد دود در نظــرت آفتــاب شــد

آخـر نـه منـع آب ز مهمـان بــود گناه

چون شد که این گناه به کوفی ثواب شد؟

"میثم"! بریز خون دل از دیده بی‌حساب

زیرا بـه اهـل‌بیت، ستـم بی‌حسـاب شد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آب هستم، آب هستم، آب پاک

 جاری ام از آسمان تا قلب خاک

 گاه ابر و گاه باران می شوم

 گاه از یک چشمه جوشان می شوم

 گاه از یک چشمه می آیم فرود

 آبشار پر غرورم گاه رود

 روز و شب هر گوشه کاری می کنم

 باغ ها را آبیاری می کنم

 داغی آن خون دلم را سوخته

 آتشی در سینه ام افروخته

 چشمه هایم خواب، موجم خفته باد

 آبی آرامشم آشفته باد

 گر چه آبم روزی امّا سوختم

 قطره تا دریا سراپا سوختم

 تشنه ای آمد لبش را تر کند

 چاره ی لب تشنه ی دیگر کند

 تشنه ای آمد که سیرابش کنم

 مشک خالی داد تا آبش کنم

 تشنه ی آن روز من عباس بود

 پاسدار خیمه های یاس بود

 خون عباس علمدار رشید

 قطره قطره در درون من چکید

 پیچ و تاب رودم از درد دل است

 برکه از اندوه دل پا در گل است

 گریـه ی مـن شُرشُر بـاران شده

 غصّه ام در گریـه ها پنهان شده

 دود غم ها ابر را هم، تیره کرد

 آسمان ها را سرا پا، تیره کرد

 آب اگر شد اشك چشم، از شرم شد

 از خجالت شور و تلخ و گرم شد

 حال، از اكبر خجالت می كشم

 از علی اصغر خجالت می كشم

 آب بودم، كربلا پشتم شكست

 آبرویم رفت، پستم، پست پست

 نسل من در كربلا بیچاره شد

 نامه ی اعمال خوبم پاره شد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


نگاهت آب را شرمنده می كرد

دل مهتاب را شرمنده می كرد

سرت وقتی به پهلو روی نی رفت

سر ارباب را شرمنده می كرد

***

قلم در نام سقّا موج می زد

زِ غصّه قلب دریا موج می زد

تنت را زیر و رو كردند ، آری

كه خون در چشم زهرا موج می زد

***

دو دستت بال جبریل امین شد

نگاه آسمان ، محو زمین شد

بنازم این مقام و منزلت را

كه زهرا بهر تو ام البنین شد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


بر ساحلی غریب، تویی با برادرت

 در شعلۀ نگاه تو پیدا، برادرت

 چون خشم ذوالفقاری، خاموش و بی قرار

 طوفان گر گرفته ی صحرا برادرت

 ماهی و از قبیله ی خورشید اهل بیت

 یك جا تو می درخشی و یك جا برادرت

 چشمش به مشك توست جگر گوشۀ حسین

 حالا تو بی قرارتری یا برادرت؟

 وقتی كه چشم های كریمت به خون نشست

 دیگر نداشت تاب تماشا برادرت

 می كرد غرق بوسه جبین شكسته را

 بر دامنش گرفته سرت را برادرت

 اینجا حدیث تشنگی از جنس دیگری است

 اینك تو تشنه كامی و سقا، برادرت!

 هر چند آب، مرهم لب های سوخته است

 صافی تر است از آب گوارا برادرت

 چشم امید تشنه لبان تیر خورده است

 دیگر نمانده هیچ كسی با برادرت

 سرگشته پای دست و علم سینه می زند

 در خیمه گاه تو تك و تنها، برادرت

 موسا ی طورِ حیرتی و خیره مانده ای

 بر تك درخت وادی سینا، برادرت!

 حالا كه بازوان ستبرت قلم شدند

 در خاك و خون چه می كشد آیا برادرت؟

 چشم حریص غارتیان هست و خیمه ها

 افتاد اگر كنار تو از پا برادرت

 این تیغ های تشنه كه در خون نشسته اند

 پیوند می دهند تو را با برادرت...

 با قامتی شكسته هنوز ایستاده است

 بی یار و بی شكیب، شگفتا برادرت...




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


ای یوسفِ اُم البَنین در این دل صحرا

دریا دلی و تشنه جان دادی لب دریا

تو معنی ایثار و روح اَدَب هستی

وقت شهادت مفتخر از دیدن زهرا

دیدی مه رخسار طفلانم ز بی آبی

آتش به جانت اوفتاد از تاوَلِ لب ها

گرچه قلم دستت شد و فَرقَت دو تا کردند

پُشت تو تنها شد دو تا در محضر یکتا

هم پاسبان خیمه ها و هم علمداری

پروانۀ جانبازی ات زهرا کند امضا




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آمد صـدای ناله، صدائی که آشنـاست

صحـرا پُر از نـدای غـم انگیـز یا اخاست

غم بر دل حسین نشست و به اشک دید

این عطر غم ز علقمه پیچیده در فضاست

بر ذوالجناح خویش صدا زد شتـاب کن

امید این حـرم به غـم و درد مبتـلاست

در بیـن راه نـاله زد ای ســاقی حـرم

دستت فتاده است به خاک و تنت کجاست

آمـد کنـار علقمـه و روی خــاک دیـد

آن تشنه را که لعل لبش چشمۀ بقاست

دستی گرفت بر کمر و گـریـه کرد و دید

دستی به تن ندارد و فرق گلش دو تاست

ناگه صـدای نـالۀ زهـرا بلنــد شـد

می دید عرش و فرش از ایـن ناله در عزاست

آمـد به سـوی خیمه، خمیده کمر، ولی

بشنید ناله ای که پدرجان عمو کجاست

رو کـرد سـوی خیمـۀ سقـا وتشنگان

دیدند خیمـه ای که به روی زمین رهاست

یکباره شعلـه بـر دل اهـل حـرم فتاد

اشک آمـد و ز دست «وفائی» قلـم فتاد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


بابای مشک آبی و سقاترینی

وقت عطش بی آب هم دریاترینی

برق نگاهت لشگری را می شکافد

در جنگ با فرعونیان موسی ترینی

اهل کلیسا هم تو را ارباب خوانند

در روز تاسوعای ما عیسی ترینی

هر چند بر روی زمین افتادی اما

این را بدان در نزد ما زیباترینی

با دیدن زهرا نشان دادی به عالم

حتی بدون چشم هم بیناترینی

آبی نیامد تا خیام و کودکی گفت

وقت عطش بی آب هم دریاترینی




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


وقتی عطش مشام حرم را دچار کرد

آثار زخم را به جگر آشکار کرد

شیری گرفت در کف خود جان مشک را

اسبی دوید و صاحب خود را سوار کرد

آن قدر نافذ است نگاهش که با نگاه

هر کس که در مقابلش آمد شکار کرد

فریاد می کشید یکی در میان جمع

از دست چشم های تو باید فرار کرد

با نعره ی تو لرزه به جان ستم نشست

باید به این دلاوریت افتخار کرد

ناباورانه از سر بازو بریده شد

دستی که نهر علقمه را بی قرار کرد

پشتم شکست و ماه دچار خسوف شد

طوفان گرفت و روز مرا شام تار کرد

ای ماه من امید به خیمه رسیدنت

یک دشت را به راه تو چشم انتظار کرد

وقتی گرفت داغ تو جان رقیه را

دیگر نپرس با دل زینب چه کار کرد

در دست ها به جای النگو طناب شد

از گوش ها نصیب عدو گوشوار کرد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آب از شرم نگاه غم او محزون شد

مشک از اوج فداکاری او مجنون شد

گریۀ اهل سماء هر شب و هر روز بر اوست

چون که وجه قمرِ اهل حرم در خون شد

"آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس"

دست تو هدیۀ حقی به ره خاتون شد

تشنۀ آب شد و تشنگیِ اصغر دید

غم او مانع نوشیدن از کارون شد

طرفی نهر فرات و طرف دیگر شرم

مشت آب از پسر شیر خدا ممنون شد

مشک بر دوش گرفت و علمش را برداشت

قلب او ملتفت روی مه کانون شد

کف العباس بشد قتلگه اول او

دست از دست بداد و به علی مرهون شد

آن زمانی که ز اسبش به زمین می افتاد

آسمان ها همگی دور سرش گردون شد

موسیِ کرب و بلا از غم او می نالد

قلب من گریه کن و سینه زن هارون شد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/21 | 08:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


دریا به موج زلف کمندش اسیر بود

آب شریعه تشنه ی کام امیر بود

مشکی به عمق دید حرم روی دوش داشت

حتّی فرات پیش نگاهش حقیر بود

یک آبگیر غلغله از روبهان پست

پیش یلی که اصل و تبارش ز شیر بود

با آرزوی خنده ی اصغر به آب زد

ساقی نبود منجی طفل صغیر بود

دریا عقب کشید و تلاطم فرو نشست

مثل همیشه هیبت او بی نظیر بود

نوحانه پا به عرصه ی طوفان خون نهاد

موسای نیل علقمه خود موج گیر بود

مردانه دست بیعت سرخی به مشک داد

او از نژاد برکه ی سبز غدیر بود

همراه آب جان به کف مشک می سپرد

با آب مشک، چشم و دلش هم مسیر بود

باید به داد تشنه ی ششماهه می رسید

فرصت نمانده بود و زمان دیرِ دیر بود

مرد رشید علقمه با عزم راسخش

می تاخت سوی خیمه ولی سر به زیر بود

از آن طرف نگاه سه ساله به شوق آب

در انتظار مشک عموی دلیر بود

لبهای دخترک چو لب کودک رباب

مجروح زخم دشنه ی خشک کویر بود




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


من زاده ی علی مرتضیایم

من شاهباز ملک "لا فتی"یم

فضل و شرف، همین بس از برایم

که خادمم به درگه حسینی

و الله إن قطعتموا یمینی

خدمتگزار زاده ی بتولم

من باغبان گلشن رسولم

ز افسردگی گلشنش ملولم

دارم دل شکسته و غمینی

و الله إن قطعتموا یمینی

سقای تشنگان بی پناهم

دشمن، اگر چه گشته خار راهم

من یک تنه، حریف این سپاهم

إنی أحامی أبداً عن دینی

و الله إن قطعتموا یمینی

استاده ام کنار آب لغزان

آیم بر آب و قلب من، فروزان

در آب و آتشم چو شمع سوزان

سوزم ز خاطرات آتشینی

و الله إن قطعتموا یمینی

 یا رب، مدد کن این فرس برانم

و این آب را به خیمه گه رسانم

دیگر چه غم که بعد از آن نمانم

جانم فدای عشق نازنینی

و الله إن قطعتموا یمینی

در خاک و خون، دلم از این غمین است

که از عطش، لب تو آتشین است

دستم جدا، فتاده بر زمین است

در فرق من، عمود آهنینی

و الله إن قطعتموا یمینی




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


( بعد از تو آب، معنی دریاشدن نداشت)

گُم بود در خجالت و پیداشدن نداشت

بی بوی رویت ای مهِ یكتای هاشمی

( شب مانده بود و جرأتِ فرداشدن نداشت)

هر كس كه آب داد به دستان تشنگان

بی إذن تو اجازه ی سقّا شدن نداشت

در   بینِ  نوكرانِ  به  اربابمان  كسی

غیر از  شما  لیاقت  آقا شدن  نداشت

با    بودنَت   میانِ   سپاهِ   حسینیان

اربابِ   ما   تفكّر  تنها شدن  نداشت

جانبازی و رشادت و عشقت اگر  نبود

امُّ البنین ،  تصوّر زهرا شدن  نداشت

از علقمه رسیدی و  مشكت پُرآب بود

كارَت كه كاش ختمِ به اینجا شدن نداشت

از پشتِ سر به سوی تو تیری روانه شد

زیرا كه با تو قدرتِ همپا شدن نداشت

تیری دگر زِ چلّه گذشت و به مشك خورد

مشكل گشا ! دگر گِرهَت واشدن نداشت

زهرا رسید و باده ی تو غرقِ یاس شد

جام از دو دست فاطمه...شیداشدن نداشت؟

از  روی  نیزه ها سرت افتاد بر زمین

انگار  روی  نیزه سرِ جا شدن نداشت

ویران نشینِ شام، همان دختر یتیم

بی ذكرِ نام تو، رمقِ پا شدن نداشت

می گفت عمّه حوصله ی من سرآمده

قدِّ سه ساله سابقه ی تا شدن نداشت

فهمیدم  از  شكستن  قدِّ پدر كه او

بعد از عمو  تحمّل  بابا شدن نداشت

پرونده ی ارادتِ این  شیعه ی (اسیر)

بی لطف تو، شرایط امضاشدن نداشت




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


حالا زمین کربلا چشمان تر دارد

حالا پس از این خیمه های در به در دارد

دستان او را از سر زینب بُریدند

حالا بگو که خیمه آیا بال و پر دارد؟

عباس را از علقمه آقا نیاورده

آوردنش تا خیمه گویا دردسر دارد

حتی ز جسم إرباً إربای علی اکبر

جسمی زهم پاشیده و آشفته تر دارد

در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید

هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد

دارد لباسش را به غارت می برد این قوم

حالا دگر ام البنین حالی دگر دارد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/9 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


به نام آب، به نام فرات نام شما

 من آفریده شدم كه كنم سلام شما

 نوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر

 شما غلام حسین و منم غلام شما

 خوشا به حال پر و بال این كبوترها

 گهی به بام حسین و گهی به بام شما

 تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم

 به قامتی كه گرفتیم با قیام شما

 تو ماه بودی و نزدیك آب ها كه شدی

 تمام علقمه پا شد به احترام شما

 هزار باده، هزاران پیاله می روئید

 همینكه تیر رسید و شكست جام شما

 همینكه ناله‌ی ادرك اخایتان پیچید

 شكست قامت طوبائی امام شما

 مسیر علقمه را بوی انكسار گرفت

 چه حس بی رمقی بود در كلام شما

 به حال و روز بلندای تو چه آوردند

 تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما 




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/8 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن

گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست

تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا

به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست

عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند

قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه

لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان

بعد آن بر من بی دست عزاداری کن




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست

اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست

در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

از ناله های «یا ولدی» در کنار تو

معلوم شد که باز دل مادرم شکست

درد مرا فقط پدرم درک می کند

دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست

ساق عمود در سر تو گیر کرده است

نعره زنم که وای سر حیدرم شکست

تو در میان علقمه از پا نشستی و

در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست

وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:

دیدی غرور ساقی آب آورم شکست

آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند

گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست

وقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند

هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


 تو از عشیره نوری ز ایل مهتابی

که هر کجا بروی خاضعانه می تابی

لجام وحشی امواج رام دست تواند

تو از طوایف پیغمبران گردابی

بدون اذن تو خاک آب هم نخواهد خورد

تو پیر معنوی باد و خاکی و آبی

به علقمه که تو با بال پر زدی گفتم

تو از قبیله تصویرهای بی قابی

نمی دهم به تو تصویر مشک، می ترسم

دوباره راه بیفتی ز بس سبک خوابی

حسین روی تو خم شد به سجده و افتاد

از آن زمان همه گفتند مُهر محرابی




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت(حماسی)

 

چشم ها قبله گاه دریا شد

صف مژگان دوست تا وا شد

همه دیدند خیل مژگان را

چشم خیمه پر از تماشا شد

تا كه بالا روند از دوشش

بین طفلان دوباره دعوا شد

دشمن از دور هم نظر می كرد

بس كه حیرانِ قدّ و بالا شد

دست بر دامن كرامت او

همه ی آب های دنیا شد

صاحب جود و تیغ و مشك و علم

آبروی تمام اهل حرم

تیغ تا در مصاف بر دارد

آسمان هم شكاف بردارد

نیست ممكن كه در برابر خصم

ذرّه ای انعطاف بر دارد

بدن او زره نمی خواهد

تیغ را بی غلاف بر دارد

چه مهیب است نعره اش كه ترك

سینه ی كوه قاف بر دارد

بوسه از خاك پای او جبریل

لحظه های طواف بردارد

تك یل كربلا اباالفضل است

باب حاجات ما اباالفضل است


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/03/21 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

ای حرمت قبله ی حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی، ماه بنی هاشمی

هم قدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ای علم کفر نگون ساخته

پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست

درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشکیده ی طفلان او

ساقی کوثر پدرت مرتضی است

کار تو سقایی کرب و بلاست

هر که به دردی و غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


امشب شب توسّل ما بر دو دست توست

در عشق حرف اوّل دفتر دو دست توست

تا مشک خالی تو شود پر ز اشک ما

رزق تمام گریه کنان بر دو دست توست

ای دست انبیاء و ملائک دخیلتان

باب المراد تا خود محشر دو دست توست

ای مستجار حضرت ارباب، الدّخیل

زیبا قمر، پناه برادر دو دست توست

ای مسجدی که وقف شدی بر حسینیه

گلدسته های نذری مادر دو دست توست

مشکی که داد بر تو سکینه گواه ماست

باب الحوائج لب اصغر دو دست توست

شمشیر زن بیا و به نیزه بسنده کن

چون ذوالفقار حضرت حیدر دو دست توست

معجر نمی کشد احدی از سر کسی

وقتی دخیل گوشه ی معجر دو دست توست

حتماً در علقمه پدر مشک می شوی

با لشگری همیشه برابر دو دست توست

مشکت به دست راست و نیزه به دست چپ

مبهوت کار جنگی ات آخر دو دست توست

وقتی که از بدن شود این دست ها جدا

باید که خواند فاتحه ی طفل خیمه را




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 10:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات


آمدم آب به خیمه برسانم که نشد

چقدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد!

تیرِ نامرد اگر یاور مشکم می شد ...

می شد این آب شود چشمه ی زمزم که نشد

حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود

سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد

تا دو دستم به بدن بود علم بر پا بود

خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد

سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی

ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد

گفتم این لحظه ی آخر که در آغوش تو ام

لا اقل روی تو را سیر ببینم که نشد

بگو از من به رقیه که حلالم بکند

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/12 | 08:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-شهادت


آینه آینه آب است که افتاد، شکست

موج در حالِ شتاب است که افتاد، شکست

چه صدایی ست که از خیمه به صحرا پیچید؟!

دلِ یک خانه خراب است که افتاد، شکست

چیست این سرخیِ از مشک تراویده به خاک؟!

لابد این جام شراب است که افتاد، شکست

چیست این چیست که بر دیده گذارد ارباب؟!

لوحِ آیات کتاب است که افتاد، شکست

بی سبب نیست که دستی به کمر دارد او

چشم زیبای تو را بست که افتاد، شکست

این که بی آب شده، پاره شده، مشک که نیست

شیشۀ عُمرِ رباب است که افتاد، شکست

دختری آمد و پرسید: علم کو بابا؟

پاسخش این دو جواب است که: افتاد، شکست




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/5 | 10:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 16 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو