تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ولادت امام حسین(ع)

امام حسین(ع)-ولادت


خورشید در آسمان زهرا آمد

کشتی نجات سوی دریا آمد

هر کس پیِ دنیای خودش هست ولی

دنیای من امروز به دنیا آمد




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


فیض که از ناحیۀ کربلاست

روزیِ هر خسته دلِ مبتلاست

گاه اگر قسمت ما ابتلاست

خیر و صلاحی همه در این بلاست

چیست غم و عشق حسین؟ سوختن

خلق شدن، زندگی آموختن

 

منشاءِ خیر و برکاتم حسین

باب غم و باب نجاتم حسین

زندگی و آب حیاتم حسین

یاورِ هنگام مماتم حسین

خیر حسین، عشق حسین، شا حسین

ذکر همه روز و شبم یاحسین

 

وصفِ صفات همۀ اولیاء

فُلک نجات همۀ انبیاء

آب حیات همۀ اوصیاء

طینت و ذات همۀ اصفیاء

هر چه بجوئیم، حسین است و بس

هر چه بپوئیم، حسین است و بس

 

نوح کجا، شأن و مقام حسین

خضر کجا، شهرتِ نام حسین

لکنتِ موسی و کلام حسین

هر دمِ عیساست ز کام حسین

بندۀ درگاه حسینیم ما

خاک سر راه حسینیم ما

 

ذکر حسین راحتِ جان های ما

عشق حسین شور جوان های ما

درد حسین درد نهان های ما

نور حسین هست نشان های ما

مجلس او مجلس عزّ و شرف

محفل او محفل شاه نجف

 

ای دل دیوانه کجا میروی

بی دل و مستانه کجا میروی

در طلب دانه کجا میروی

در پی بیگانه کجا میروی

یار همینجاست، حسین یار توست

حضرت ارباب نگهدار توست

 

مرغ دل اَر بامِ ترا گم کند

دور شود، دام ترا گم کند

صبحِ ترا، شامِ ترا گم کند

وای اگر نام ترا گم کند

پر مزن ایدل بسوی این و آن

خیر نبینی به کوی این و آن

 

مالکِ این روح، حسین است و بس

مرهمِ مجروح، حسین است و بس

فاتح و مفتوح، حسین است و بس

حضرت ممدوح، حسین است و بس

هر که زمین خورده، بیاید براه

آمده در خانۀ خورشید، ماه

 

ماه مگو، ماه سرانگشتِ اوست

پرتوِ خورشید کفِ مُشت اوست

بر سرِ دامانِ نبی، رشد اوست

صُلب امامان همه در پشت اوست

وجه خدا، آیت عظما حسین

جلوۀ صدیقۀ کبرا حسین

 

کیست که با مام سخن میکند

از غم ایام سخن میکند

گاه به ابهام سخن میکند

از عطشِ کام سخن میکند

تشنه، ولی اوست مِیِ سلسبیل

خادم گهوارۀ  او جبرئیل

 

خانۀ مولا شد از او منجلی

کیست حسین، هم وصی و هم ولی

ذکرِ لبش چیست به صوت جلی

نادِ علیاً علیاً یاعلی

تا به خداوند شهادت دهد

با سخنش درسِ عبادت دهد

 

احمد مختار دلش پر کشید

بوسه به قنداقه مکرر کشید

دست به پیشانی و این سر کشید

با دلِ خون بوسه به حنجر کشید

تشنه لبِ نهر فرات آمده

آه قتیلُ العبرات آمده

 

اوست که شش ماهه به دنیا رسید

با عجله، مست، سراپا رسید

آنکه تنش رفت به یغما رسید

هر چه بلا بود به زهرا رسید

وای از آن روز که در قتلگاه

هیچ نمانَد ز تنش غیر آه

 

وای از آن دم که خسان میزنند

بر تن او زخمِ گران میزنند

بر بدنش نعره کشان میزنند

نیزه و شمشیر و سنان میزنند

یک یکِ اعضا ز جفا میبُرند

از تن او سر ز قفا میبُرند

 

زیر سم اسب تنش لِه شود

زیر لگد ها بدنش له شود

از سرِ نیزه دهنش له شود

وای که طفلِ حسنش له شود

آه، امان از دل زینب حسین

ناقۀ بی محمل زینب حسین




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 05:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


عاشق شدیم و خون جگری خواستیم ما

در جاده تو دربدری خواستیم ما

بى دردسر ، وصال گوارا نمیشود

در راه وصل ، دردسرى خواستیم ما

سنگ ملامت از همه خوردیم سالها

در كوچه ات اگر گذرى خواستیم ما

از دربدر شدن بخدا خسته نیستیم

آوارگى بیشتری خواستیم ما

گویا خود تو هم نظرى داشتی به ما

وقتیكه كه گوشه نظرى خواستیم ما

در خانه راه دادى و بالا نشانده ای

ورنه گلیم پشت درى خواستیم ما

حالا شبیه فطرس پرسوخته ، همه

زانو زدیم و بال و پرى خواستیم ما

بالیم و در هوای تو پر در میاوریم

امشب ز كربلاى تو سر در میاوریم

 

واژه به واژه شعر و غزل داده ای به ما

این گنج را تو روز ازل داده ای به ما

اینجا كسى به عاشقى ما محل نداد

تنها تو بوده اى كه محل داده اى به ما

این روزگار یكسره سم داد دست ما

اما تو نه ، همیشه عسل داده اى به ما

مردم كه جای خود ، چقَدَر حسن آبرو

نزد خداى عز وجل داده اى به ما

ما پنج وعده وقت قنوت از تو گفته ایم

خیرت قبول ، خیرالعمل داده اى به ما

نامت چقدر گریه ز چشمان ما گرفت

تو گوهر بدون بدل داده اى به ما

یكبار دست خالى از این در نرفته ایم

یك كربلا كه حداقل داده اى به ما

یادش بخیر دفعه اول ، چه خوب بود

تصویر گنبد حرمت در غروب بود

 

یادش بخیر گوشه ایوان حسین جان

یادش بخیر نم نم باران حسین جان

پایین پا درست زمینگیر تو شدیم

یادش بخیر دیده گریان ، حسین جان

یك پیرمرد رو به حرم گریه اش گرفت

یاد مدینه گفت حسن جان ، حسین جان

ما در همان زیارت اول عوض شدیم

یادش بخیر توبه و غفران ، حسین جان

یادش بخیر كودكی ام بین دسته ها

پرچم به دوش بین خیابان ، حسین جان

یادش بخیر پشت در تكیه محل

دعواى كودكانه طفلان ، حسین جان

یادش بخیر نوحه تركى روضه ها

با لحن آذرى سنه قربان ، حسین جان

ما در همین حسینیه ها قد كشیده ایم

با چشم خویش معجزه بسیار دیده ایم

 

دیدیم در خدا بخدا ما حسین را

خواندیم در یك آیه خدا را حسین را

این اعتقاد ماست كه در عالم وجود

گفتیم لا موثر الا حسین را

تكلیف با حسین منی انا من حسین چیست؟

دیدیم ما رسول خدا یا حسین را؟

بایدنجف رویم و زیارت كنیم ما

بالاسر عمارت مولا ، حسین را

یكجور دیگری بخدا دوست داشته

در بین خانه حضرت زهرا ، حسین را

ما با تمام سینه زنان شرط كرده ایم

باهم صدا زنیم حسن با حسین را

اینها مقدس اند ولى ما شناختیم

در انقلاب زینب كبرى حسین را

دنیای ما بنام حسین است هرچه هست

در كیش ما غلام حسین است هر كه هست

 

بر تو رسول با دل بی تاب گریه كرد

تكبیر هفتمین تو محراب گریه كرد

روز تولد تو كفن ها گریستند

روز نخستِ آمدنت آب گریه كرد

آنقدر از لبت اناالعطشان شنیده شد

تشنه گریست بهر تو سیراب گریه كرد

مقتل نوشته است غروب دهم كه شد

بر غربت تو مركب اصحاب گریه كرد

بر حال جسم بى كفنت روى خاكها

خورشید سینه میزد و مهتاب گریه كرد

مقتل نوشته است كه در مجلس شراب

 خیلی سر بریدهء ارباب گریه كرد

قربان آن سه ساله كه كنج خرابه ها

وقتی پرید، نیمه شب از خواب ، گریه كرد

ماهم براى غربت تو گریه میكنیم

گوشه كنار هیات تو گریه میكنیم




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


قلمم  روی ورق باز زمین گیر شده

ضعف از  بال و پر شعر سرازیر شده

به بلندی فلک باید عصا بردارم

تا کمی گام زند طبع زمین گیر شده

از لغت نامه خورشید اگر واژه دهند

مینویسم که چرا عشق فراگیرشده

واژه از بیت فراری شده از هیبت تو

لالی طبع من  و وصف تو تقدیر شده

چه بگویم که قلم  باز زجا برخیزد

مددی فاطمه این طبع به زنجیر شده

نام زهرا به لبم آمده ای نور دو عین

اذن دادند بگویم غزلی از تو حسین

 

از همان مهد نگاهت نمک دیگر داشت

آسمان میل به پابوسی تو در سر داشت

گوئیا رفت ملاقات خدا  و برگشت

هر که ازسجده به گهوار تو سر برداشت

مکتب دلبری ازچشم  ترت شد آغاز

دل سپردن به تو  رازیست که هر دلبر  داشت

روی دستان  پدربودی  و دشمن ترسید

حیدر انگار در آغوش خودش حیدر داشت

زینت دوش نبی و علی فاطمه ای

مثل آن تاج سری که سه نفر بر سر داشت

گشته ام وصف تو را نیست جزاین نوردوعین

تو حسینی تو حسینی  تو حسینی تو حسین

 

آسمان زیر قدمهات اقامت دارد

به غبار ره تو عرض ارادت دارد

هر کسی چشم تورا دیدبه پا کرد نماز

بس که محراب دو ابروت عبادت دارد

دیدکافر قد وبالای تو اسلام آورد

بسکه این قامت  اشاره به قیامت دارد

من از آن چهره زیبای تو فهمیدم که

این همان وعده حقی است که جنت دارد

عادت ما شده آقا که گدایت باشیم

بس که بر جود کرم دست تو عادت دارد

فاش میگویم وازگفته خود شاد حسین

بنده عشق تو ام خانه ات آباد حسین

 

بنویسد مرا ریزه خور خان حسین

بنویسید مرا دست به دامان حسین

سرمن روی قدمهات به سامان برسد

بنویسید مرا بی سرو سامان حسین

بنویسید که ای کاش شوم مثل زهیر

قاری آیه ای از مصحف چشمان حسین

هر که از راه و طریقی به هدایت برسد

بنویسید مرا عبد مسلمان حسین

در قیامت که خداوند بخواند حکمم

روی پرونده نوشته است که  مهمان  حسین

ترس دارم که اگر  فضل تو گویم گاهی

عده ای را بکند عشق حسین اللهی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


هرکسی دنبال دنیا رفت عزت را ندید

هرکسی با عشق بد تا کرد جنت را ندید

ساقه های عرش شاهدهای این حرف من اند

چشم هرکس خورد بر نور تو ظلمت را ندید

در زدیم و دستی آمد روزی ما را رساند

سائل اینجا لحظه ای رنگ خجالت را ندید

لطف شان حتی به یک تبعید رفته میرسد

مثل فطرس هیچ کس اینقدر رحمت را ندید

هر نفس پشت نفس مقروض اربابم ولی

این بدهکار از طلبکارش شکایت را ندید

هر سری بر دامنت آمد سعادتمند شد

هر سری محروم فیض ات شد سعادت را ندید

ما به پابوس شبیر از پیش شبّر آمدیم

با چه شوقی از برادر به برادر آمدیم

تو می آیی و به محض آمدن گل میکنی

کربلا را تا ابد میخانه ی کل میکنی

 

از همین گهواره چشمانت به زهرا خیره شد

از همین آغاز بر زهرا توسل میکنی

در قنوتت ذکر پشت ذکر بالا میرود

دستهایت را به سمت آسمان پل میکنی

بین دو انگشت تو جایی به ما هم میرسد؟

پس بهشتی بودن ما را تقبل میکنی؟

پنجمین خورشید دنیایی و با این آمدن

پنج ضلع نور را رو به تکامل میکنی

ساکتی انگار نه انگار اصلا تشنه ای

شیر مادر خشک شد اما تحمل میکنی

معنی یک روح مانده در دو پیکر میشوی

آخرش سیراب انگشت پیمبر میشوی

 

شب رسیده وقت تاریکی است ماهت را بده

یک کم از لطف های دل بخواهت را بده

راه دوری آمدم از ری مزاحم میشوم

خسته ام آواره ام لطف پناهت را بده

گر بنا داری بیایی و خریدارم شوی

زودتر از لحظه ی موعود چاهت را بده

خودنمایی کردن من را ریا هرگز نبین

گوشه چشمی از تو میخواهم! نگاهت را بده

آمدم مثل رسول ترک آقایی کنم

فرصت نوکر شدن در خیمه گاهت را بده

سال ها شعبان به شعبان زیر دِینت رفته ام

روزی سال گدای رو سیاهت را بده

خوشه ای انگور داد و از تو باغش را گرفت

شیخ جعفر شد کسی که از شما حلوا گرفت

 

عرش را دیدیم ما در آسمان کربلا

پس سر ما خاک شد بر آستان کربلا

پیش ما اوقات شرعی از اذان مأذنه است

گوش را دادیم تنها به اذان کربلا

در قیامت میزبانی میکند از کل خلق

هرکسی که بود یک شب میهمان کربلا

از زمین و آسمان آتش ببارد باک نیست

ما همه هستیم یک یک در امان کربلا

از جوان و پیر وقتی نذر گنبد میشویم

اسم مان هم میشود پیر و جوان کربلا

چشم ما هر شب برایش میشود نهر فرات

گریه پشت گریه پای داستان کربلا

تو به دنیا آمدی پیغمبر ما گریه کرد

روضه گودال را تا خواند زهرا گریه کرد

 

جبرئیل آمد خبر آورد بلوا میشود

بر سر پیراهنی بد جور دعوا میشود

آنقدر نیزه می آید آنقدرها میرود

تا تن آقا شبیه یک معما میشود

یا غیاث المستغیثین روی لب می آورد

در جوابش تیر بین حلق او جا میشود

یک طرف با سنگ یا با چوب زخمش میزنند

یک طرف هم باز قد خواهری تا میشود....




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


سلام ، ای شرفِ عرش و فرش قنداقت

خوشا به حالِ دلِ نوکران و عشاقت

خدا و خلق خدا تا همیشه مشتاقت

هزار سجده به دست خدایِ خلّاقت

که او کتابِ جمالِ  تو را قلم زده است

حضورِ همچو تو را در جهان رقم زده است

 

پری که سوخته ، با لطف تو پریدنی است

صفِ ملائکه دور و برِ تو دیدنی است

صدای خندهء روح الامین شنیدنی است

عجیب ، بوسه ز پیشانیِ  توچیدنی است

به قلبّ خستۀ ما یک تَنَفُسی بدهید

دوباره بال و پری نو به فطرسی بدهید

 

خدا به حالِ محبان تو ملاحظه کرد

خودش عدوی تو را تا ابد مواخذه کرد

دلم بهشت خدا و تو را معاوضه کرد

خودت که نه ، پرِ قنداقۀ تو معجزه کرد

حسینی ام به خدا با دعای مادر تو

هزار جان گرامی تصدُقِ سر تو

 

خدا به عرش خدائیش طرح نو انداخت

خدا زِ خِلقت ارباب ما شگفتی ساخت

بَرنده آنکه برایش به نوکری پرداخت

حسین را به خدا جز خدا کسی نشناخت

در این مقوله دگر حاجتِ مباحثه نیست

حسین با احدی قابل مقایسه نیست

 

برای قلب پیمبر سرور آوردند

برای حیدر کرار ، نور آوردند

برای فاطمه سنگ صبور آوردند

دلِ ملائکه را هم به شور آوردند

به یُمن سوم شعبان بهشت آذین شد

حسین گفتم و کامم دوباره شیرین شد

 

خودم فدای خودِ حضرت و سه تا پسرش

و مادر و پدرم نذر مادر و پدرش

چقدر عاشقِ سائل نشسته پشت درش

تمام هستیِ ما وقف حضرت قمرش

هنوز در به روی هیچ کس نبسته حسین

خدا کلید جنان را سپرده دست حسین

 

گلاب و گل به هوا پخش می کند زهرا

علی جدا و جدا پخش می کند زهرا

میانِ ما و شما پخش می کند زهرا

برات کرببلا پخش می کند زهرا

همین یکی دو سه شب  جمع کن خیالت را

بگیر از کرمش کربلای سالت را




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


امشب خبر از عالم بالا رسیده است

روشن ترین ستاره ی دنیا رسیده است

این بار دوم است که شاعر نوشته است

خورشید خانواده ی زهرا رسیده است

دیروز نور شبّر و امروز هم به خاک

نور شبیرحضرت مولا رسیده است

در نیل غصه مانده بیا،مرده دل بیا

موسی رسیده است،مسیحا رسیده است

بیراهه رفته اید اگر ای رودهای اشک

راهی شوید،حضرت دریا رسیده است

دنبال کاروان ملائک پریده بود

جا مانده بین راه دلم یا رسیده است؟

شوق دلم نه شوق شفا مثل فطرس است

میلش در آن هوا دو سه جرعه تنفس است

 

 

در آن هوا که بوی خدا میرسد از آن

در خانه ای که نور دعا میرسد از آن

اطراف گاهواره ی طفلی که نیمه شب

لالای جبرئیل خدا میرسد از آن

در آن هوا که فاطمه در آن نفس کشید

آنجا که عطر آل عبا میرسد از آن

ما را دخیل بر پر قنداقه اش کنید

قنداقه ای که شوق شفا میرسد از آن

در پشت درب خانه ی زهرا نشسته ایم

نجوای چند مرد گدا میرسد از آن

این خانه ی علی ست پسردار گشته است

آخر صدای گریه چرا میرسد از آن

شاید صدای گریه ی...نه کودکانه نیست

جز یا حسین زمزمه ی اهل خانه نیست

 

 

دنیا به دام نام شریفش فتاده است

دل نیست آن دلی که به او دل نداده است

روشن شده است طبق روایات اهل بیت

کار خداست؛ عشق به او بی اراده است

هرکس سوار کشتی عشقش نمیشود

سوگند میخورم که قیامت پیاده است

ما رعیتیم رعیت باغ ولایتیم

امشب شب تولد ارباب زاده است

شیرین شده ست با قدمش کام اهل بیت

هرچند این پسر نمک خانواده است

معراج جبرئیل شبی بوده است که

در پای گاهواره ی او سر نهاده است

یک شب مرا مجاور گهواره اش کنید

چون جبرئیل زائر گهواره اش کنید

 

 

جز آب چشم آب حیاتی نخواستم

جز شور اشک شهد نباتی نخواستم

جز معرفت به ساحت خاک قدوم او

من از خدای خود عرفاتی نخواستم

تنها کرامت قفس عشق اوست او كه

من از کسی مسیر نجاتی نخواستم

یک شب که سخت تشنه شدم از خدا به جز

گریه کنار نهر فراتی نخواستم

بی حسّ عطر سیب شب جمعه ی حرم

هرگز زیارت عتباتی نخواستم

امشب مدینه آمده پا بوس کربلا

امشب حسین آمده"حی علی العزا"

 

 

آمد حسین و اوج تألّم شروع شد

باران گریه جای تبسم شروع شد

آمد حسین و از شب میلاد، روضه اش

با گریه ی زنانه ی مردم شروع شد

آمد حسین و در سر هر کمتر از جوئی

عشق ری و حکومت گندم شروع شد

آمد حسین و در دل دریایی علی

با موج غصه هاش تلاطم شروع شد

در ذهن مادرانه ی زهرا که از پدر

از کربلا شنیده تجسم شروع شد

در قتلگاه، دردل نیزه شکسته ها

از حنجری بریده تکلم شروع شد

از زیر نیزه ها بدنم را در آورید

یک بوریا برای تن بی سر آورید




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/01/19 | 02:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


زرق و برق سفره ی شاهانه میخواهم چه کار ؟

اشک چشمم هست آب و دانه میخواهم چه کار ؟

اولین شرط سلوک عاشقی آواره گی ست

از ازل دربه درم کاشانه میخواهم چکار ؟

چشم های من که با خواب سحر بیگانه اند

قصه ی شمع و گل و پروانه میخواهم چکار ؟

گیسوی آشفته ام دارد نشان از عاشقی

زلف خود بر باد دادم ، شانه میخواهم چه کار ؟

من خراب باده نه بلکه خراب ساقی ام

در غیاب حضرتش میخانه میخواهم چه کار ؟

آنقدر دیوانه ام امشب که از فرط جنون

از قدح سر میکشم ، پیمانه میخواهم چه کار ؟

مست کرده شهر را عطر خوش پیراهنش

انبیا و اولیا چشم انتظار دیدنش

 

مرتضی با دست خود آیینه قرآن میبرد

فاطمه گهواره را در زیر ایوان میبرد

شور و شادی طلوع آفتاب هاشمی

غصه و غم را ز دل های پریشان میبرد

با دو تا خورشید روی گونه هایش دیدنی ست

آبرویی را که از ماه فروزان میبرد

جامه اش را انبیا در باغ جنت دوختند

حور عبا ، عمامه اش را نیز غلمان میبرد

بوسه بر قنداقه اش عیسی بن مریم میزند

مرهم از خاک رهش موسی بن عمران میبرد

با وجود یوسف زهرا یقینا بعد از این

یوسف کنعانیان زیره به کرمان میبرد

افتخاری شد نصیب قوم سلمان بی گمان

مادرش دارد عروس از خاک ایران میبرد

سفره ی سوری پیمبر با علی انداخته

هرکسی که میرسد رزق فراوان میبرد

هر که هرچه هدیه آورده به یمن مقدمش

با دعای فاطمه دارد دو چندان میبرد

حاتم طایی برای شام خود سر میرسد

از میان سفره ی آقای ما نان میبرد

بیقرارم مثل آن موری که روی دوش خود

تکه ای ران ملخ نزد سلیمان میبرد

خلق میخوانند کشتی نجات عالم است

هرچه که بنویسم از خوبی این آقا کم است

 

در زمین و آسمانها صحبت آقای ماست

نوبتی باشد اگر هم نوبت آقای ماست

مادر از آغوش خود او را زمین نگذاشته

حضرت زهرا خودش در خدمت آقای ماست

رحمة الله است مثل رحمة للعالمین

خلق و خوی مصطفی در سیرت آقای ماست

در شجاعت در شهامت رونوشت حیدر است

لشگری محو وقار و شوکت آقای ماست

فطرس بی بال و پر هم به امیدی آمده

پشت در چشم انتظار رأفت آقای ماست

روز میلادش جهنم را خدا خاموش کرد

این ترحم این تفضل بابت آقای ماست

ارمنی ها و کلیمی ها به او دل داده اند

دلبری از هرکسی خاصیت آقای ماست

نام صاحبخانه را بر درب خانه حک کنند

جنتی باشد اگر هم جنت آقای ماست

بهتر از اینکه دوای درد ما را میدهد ؟

بهتر از اینکه شفا در تربت آقای ماست ؟

لقمه های نانش از این رو به آن رو میکند

چه اثرها در غذای هیئت آقای ماست

پیش پایمان همیشه این و آن پا میشوند

این همه ارج و مقام از برکت آقای ماست

ما بدی هم که کنیم او باز خوبی میکند

باز خوبی میکند این خصلت آقای ماست

آن که کارش از طفولیت فقط بخشیدن است

شافع فردای محشر حضرت آقای ماست

میکشد پای مرا آخر به سوی کربلا

"بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا "

 

بر مشامم میرسد عطری که خیلی  آشناست

آری آری به گمانم عطر سیب کربلاست

از عراق و غزه و بحرین اگر که بگذریم

کربلای دیگری در خاک سوریه به پاست

قتلگاه دیگری آنجا تدارک دیده اند

شاهد این ادعا سرهای روی نیزه هاست

باز هم درد اسارت ، باز هم مظلومیت

ریسمان هایی به دست بچه های مرتضاست

چه پسرهایی که از دیروز بی بابا شدند

چه پدرهایی که روی دوششان شال عزاست

به تمام خیره سر های زمین فهمانده اند

هم دمشق از آن ما، هم زینبیه مال ماست

"کلنا عباسک" تنها به این معناست که

شیعه ی حیدر شهید راه ناموس خداست

با دعای فاطمه شیعه حسینی مذهب است

نوکر ارباب قطعا پیش مرگ زینب است




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 06:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


غیر از تو را زبان من املا نمی کند

جزگفتن از تو را قلم انشا نمی کند

شاعر تو را نوشته و حاشا نمی کند

جز در سرودن از تو زبان وا نمی کند

در دفتری که نام تو آیینه می شود

هر کس نگفته از تو حسینی نمی شود

 

آدم ابوالبشر شده اما حسین نیست

از او خلیل سر شده اما حسین نیست

موسی پیامبر شده اما حسین نیست

عیسی گزیده تر شده اما حسین نیست

در جان محمد است که با او برابر است

آری حسین بوده که جان پیمبر است

 

گیرم پیمبر است که فرقی نمی کنند

همتای حیدر است که فرقی نمی کنند

زهرای اطهر است که فرقی نمی کنند

مثل برادر است که فرقی نمی کنند

فرقی نمی کنند و مرا شور در سر است

آخر حسین فاطمه یک چیز دیگر است

 

بین حسین و شیعه صمیمیت است و بس

همراهی حسین به سنخیت است و بس

شیعه به یک مرام و به یک نیت است و بس

اسلام بی حسین مسیحیت است و بس

اسلام ما که ثبت شده با شهادتین

کامل نمی شود مگر از ذکر یا حسین

 

در دین ما خدا یکی و مصطفی یکی است

احمد یکی است پس به یقین مرتضی یکی است

حیدر یکی و حضرت خیرالنسا یکی است

زهرا یکی است پس حسن مجتبی یکی است

این جمع بی حسین که معنا نمی گرفت

یعنی اگر نبود کسا پا نمی گرفت

 

غیر از خدا نبود و حسین آفریده شد

ارض و سما نبود و حسین آفریده شد

جز کربلا نبود و حسین آفریده شد

قالو بلی نبود و حسین آفریده شد

قالو بلای ما به الست از حسین بود

اصلا هرآنچه بوده و هست از حسین بود

 

بی اشک ، خاکِ خلقتمان گِل نمی شود

تنها مجسمه است دل و دل نمی شود

دل بی حسین این همه قابل نمی شود

انسان بی حسین که کامل نمی شود

غیر از حسین را به دل خویش حک نکن

ما از اضافه ی گل اوییم ، شک نکن

 

تاریکم و حسین چراغ هدایت است

وقتی حسین هست به کشتی چه حاجت است

درس من از حسین همین یک عبارت است

عزت برای شیعه ی او در شهادت است

ما شیعه ایم و پای ستم را شکسته ایم

در سایه ی سیوف خذینی نشسته ایم

 

ای معنی نهفته ی در هل اتی حسین

ان الذین آمنوی سوره ها حسین

حتی خدا برای تو شد خونبها حسین

ماییم و حسرت حرم کربلا حسین

از ما بگیر این همه درد فراق را

اما نگیر از دل ما اشتیاق را




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 06:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


هرچه بادا باد اما عشق باد

عشق بادا عشق بادا عشق باد

جوهر این عاشقی‌ها عشق باد

کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد

عقل رفت و گفت تنها عشق باد

عین و شین و قاف یعنی جان حسین

عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین

 

عشق حِسی زیرِ باران خداست

"عشق اسطرلاب مردان خداست"۱

اولین ابیاتِ دیوانِ خداست

عشق آری شورِ طوفانِ خداست

حا و سین و یا و نونِ جان خداست

ای ظهورِ ذاتِ بی پایان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

"عشق یعنی جلوه‌ای در آبگین"۲

عشق یعنی دستِ حق در آستین

عشق یعنی عقل اما با یقین

عشق یعنی نیست غیر از او همین

عشق یعنی یا امیرالمومنین

یا علی گفتیم و بعداز آن حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

اینهمه غارتگری‌ها را ببین

از دلِ ما دلبری‌ها را ببین

زیر پایَت پادری‌ها را ببین

شور و شوقِ نوکری‌ها را ببین

یا حسینِ آذری‌ها را ببین

سالدی قَلبیم دَ عجب طوفان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ما خرابیم و شراب آلوده‌ایم

تربتت خورده تُراب آلوده‌ایم

خوابِ تو دیدیم و خواب آلوده‌ایم

ما به این احساسِ ناب آلوده‌ایم

ما به نورِ آفتاب آلوده‌ایم

دست ما بادا بر آن دامان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

روزِ اول که دلم را ساختند

با همین دلها حرم را ساختند

بعدِ آن شادی و غم را ساختند

از نوکِ مژگان قلم را ساختند

نقش شد نامت عَلَم را ساختند

نعره زد میرِ علمداران حسین

جان ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

تو حسینی و سلامت شد حسن

خوش بحالت که امامت شد حسن

آمدی و هم‌کلامت شد حسن

آفتابِ رویِ بامت شد حسن

استلامت احترامت شد حسن

"شد حسن با هیبتت حیران حسین"۳

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

نامِ آقازاده هایت تا علی است

با همین سه کارهامان با علی است

یادمان دادی فقط آقا علی است

با شما شیرینی دنیا علی است

یاعلی و یاعلی و یاعلی است

گفت ایوان نجف : سلطان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

مادرم من را به دستش تا گرفت

ماجرایِ ما همانجا پا گرفت

کربلایت در دلِ ما جا گرفت

کارِ عشق و عاشقی بالا گرفت

دستِ ما را حضرت زهرا گرفت

درحرم گفتیم آقا جان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ای دل از این زخم پنهانی بخوان

چند بیت عمان سامانی بخوان

یاد زینب از پریشانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخوان

رفت پیراهن ، زِ عریانی بخوان

من کی‌اَم عمان بی سامان حسین

جانِ من ای جان سَنَ قربان حسین

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگِ مَهلاً مَهلَنَش بر آسمان

اهل دل را آتش اندر جان زنان"۴

بی تو ای وایِ من و طفلان حسین

صبر کن ای جان سَنَ قربان حسین

 

۱.تضمینی از مولوی

۲.اشاره ای به آیه مبارکه نور

۳.حدیثی از امام مجتبی علیه السلام

۴.ابیاتی از گنجینه ی اسرار عمان سامانی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 06:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ولادت


شد شکوفنده گل روی ابا عبدالله

عطر فردوس برین بوی ابا عبدلله

عرش و فرش و مه و خورشید و ستاره با هم

سر به سجده به سر کوی ابا عبدالله

مادرش فاطمه با بوسه شیرین هردم

میزند شانه به گیسوی ابا عبدلله

تا نظر کرده به رخساره او پیغمبر

شده محو رُخ دل جوی ابا عبدلله

دست حق دست کشد بر سر دستان حسین

که شود حیدری بازوی ابا عبدلله 

پاسداران حریم حرم زینب او

استوارند  به نیروی ابا عبدالله

در نهایت برسد بر در منزلگه عشق

عاشق صادق ره پوی ابا عبدلله

سوره فجرِ خدا زمزمه ی جبریل است

حق تعالی است ثنا گوی ابا عبدالله

کربلا نام دگر دارد اگر میدانی

باشد آوازه  مینوی ابا عبدالله

شب میلاد دلم پر کشد از خانه خویش

پر خود وا بکند سوی ابا عبدلله




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 06:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


نسیم عشق وزیدن گرفت در جان ها

بهار نور رسیده پس از زمستان ها

خبر دهید به فطرس سر امده تبعید

دوباره بال بزن بر فراز میدان ها

بگو به مدعیان کرم که چاره کنند

رسیده است کریم تمام دوران ها

کسی که ساحل ارامش است و کشتی او

گذر کند به سلامت ز هر چه طوفان ها

کسی که قطره ی اشک عزای او کافی ست

برای چیدن برگ و بساط شیطان ها

همان که طفل دبستان روضه اش باشد

معلم همه ی رهروان عرفان ها

در امتحان "اَلَسْتُ بِربِكمْ " با عشق

گذاشت هستی خود را به پای پیمان ها

کسی که خنده ی نوزاد او به تیر بلا

چه اعتبار رفیعی دهد به قربان ها

به جایگاه غلام سیاه او فردا

چه غبطه ها که نخواهند خورد سلطان ها

بگو به هر که غم دل شکستگی دارد

حسین امده یعنی کلید درمان ها

کلیدْ واژه ی توبه حسین گفتن شد

برای حضرت ادم برای انسان ها

بگو نبیِ خداوند با دلی اگاه

بگو"اَحَبَ حسینا" شده اَحَب الله




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 06:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


مژده ای ناب تر از ناب به دنیا دادند

خبر از آمدن لیلی دل ها دادند

چه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی

رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادند

حسن دوم این خانه به دنیا آمد

شکر حق باز ولیعهد به مولا دادند

باز زهرا و علی معجزه کردند امروز

بین گهواره عجب معرکه ای جا دادند

او همان است که پای عَلَمش روز ازل

آن همه معجزه را یاد مسیحا دادند

این چه عشقی است که آرامش عالم را برد

این چه شوری است خدا بر دل شیدا دادند

عالَم پیر ! نخور غم که جوانی آمد

ساقیا باده بده عشق جهانی آمد

ای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجان

حضرت سید و سالار سلام آقاجان

بوی سیب حرم کرببلا می آید

تا صدا می زنم هر بار سلام آقاجان

دل و دین همه را روی تو نه ، نام  تو برد

یوسف حیدر کرار سلام آقا جان

ای وفادارترین عشق اباعبدالله

بهترین مونس و غمخوار سلام آقاجان

نا امید آمدم اما تو امیدم دادی

آی مهتاب شب تار سلام آقاجان

ای رفیق غم و شادی و من بیچاره

بهترین محرم اسرار سلام آقاجان

کرمت سنگ صبور دل ما نوکر هاست

لطف تو بیشتر از لطف پدر مادرهاست

آتش عشق تو از عالم ذر روشن بود

دست هر کس که کسی بود برین دامن بود

نه زمین بود نه لوح و نه قلم بود ولی

نام زیبای تو در عرش طنین افکن بود

چشم واکردی و دادند به فطرس پر و بال

اولین کار تو تقدیر عوض کردن بود

روز محشر چه جوابی به ابالفضل دهد

آن که با گریه کن مجلس تو دشمن بود

وقت مردن مدد حضرت زهرا گیرد

دست آن بنده که مشهور به سینه زن بود

جاودانه است کسی که شده مست جامت

مرده آن است که یکبار نبرده نامت

تو شدی شاه و چه خوب است که رعیت هستیم

در کرم خانه تو صاحب عزت هستیم

از خدا ما چه بخواهیم ازین بالاتر

سالیانی است که جارو کش هیئت هستیم

خوب و بد بودن ما ربط ندارد به کسی

هر چه هستیم سر سفره حضرت هستیم

می خورد غبطه به ما زاهد سجاده نشین

تا که با نام تو مشغول عبادت هستیم

روی ما هیچ دری بسته نگردد هرگز

تا که پشت درِ این بیت کرامت هستیم

کوله بار گنه از شانه ما بردارند

در همان ثانیه که زیر علامت هستیم

رحمت حضرت حق باد برین چشمه نور

ما کجا این همه خیر ، این همه عشق ، این همه شور

هر نفس اهل مناجات صدایت کردند

عرشیان سجده به ایوان طلایت کردند

هر کجا تا که شنیدند بهشت ، عشاقت

هوس علقمه و کرببلایت کردند

به خدا ظرفیت معجزه کردن دارند

آن جماعت که جوانی به فدایت کردند

سال ها پیش تر از آمدنت روی زمین

انبیا تک تکشان گریه برایت کردند

عرش هم کرببلا گشته ، ملائک از بس

گریه با فاطمه بر راس جدایت کردند

نه شدی غسل و کفن ، نه بدنت شد تشییع

تن بی سر ! ته گودال رهایت کردند

یک تنه فاطمه شد گریه کن و سینه زنت

غسلت از خون گلو ، خاک بیابان کفنت




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 05:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اعیاد شعبانیه مبارک باد


نزول رحمت شعبان و موسم میلاد

سه غنچه ی صلواتم یکی یکی گل داد

در آسمان ولایت سه نور پیدا شد

حسین  آمد و عباس  آمد و سجّاد 




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


دل کویری ما بی قرار باران است

تمام جان و دل ما نثار جانان است

بهار آمده و غصّه رو به پایان است

زمان لطف خداوند "ماه شعبان"است

 

رسیده موسم تنزیل بهترین برکات

برای هدیه به پیغمبر خدا صلوات

 

در آسمان ولایت ستاره پیدا شد

رسید و این کره ی خاک عرش اعلی شد

خبر رسیده که حیدر دوباره بابا شد

به حرمتش همه ی هفت آسمان پا شد

 

برای فاطمه س نور دوعین آمده است

خبر رسیده به دنیا حسین ع آمده است

 

رسیده تا که به ما جرات دعا بدهد

به درد ما ز شفاخانه اش دوا بدهد

حسین آمده حاجات خلق را بدهد

رسیده فطرسیان را خودش شفا بدهد

 

طلوع چشم شما انتهای اعجاز است

همیشه باب کرمخانه ی شما باز است

 

گدا شدم که بمانم همیشه بر درتان

حسین گفتن من هست لطف مادرتان

تمام دار و ندارم تصدّق سرتان

طواف کرببلا آرزوی نوکرتان

 

به نا خوشی و خوشی همدم منی ارباب

تویی که بازدمِ هر دم منی ارباب

 

دلم گرفته که با یادتان حرم باشم

کنار مقدم اجدادتان حرم باشم

به وقت دیدن میعادتان حرم باشم

نشد که در شب میلادتان حرم باشم

 

به کربلا نرسیدم ولی دلم آنجاست

رواق چشم ترم جای سیدالشّهداست

 

تویی که یار همیشه شفیق من هستی

جمال جلوه ی نقش عقیق من هستی

دلیل روشن حسّ عمیق من هستی

پناه عشقی و تنها رفیق من هستی

 

مراد دل شده ای تا مریدتان بشوم

خدا کند که نمیرم ؛ شهیدتان بشوم

 

خوشابحال پرستوی آسمان حرم

خوشابحال دلِ محوِ آستان حرم

خوشابحال اهالی کاروان حرم

خوشابحال تمام مدافعان حرم

 

بیا و خالی از احساس هر چه غیرم کن

بیا و آخر سر عاقبت بخیرم کن

 

شنیده ام همه ی پیکرت زمین افتاد

به پیش خواهر تو حنجرت زمین افتاد

کنار حنجر تو خواهرت زمین افتاد

کنار خواهر تو مادرت زمین افتاد

 

سرم فدای سر زخمی تو ای بی سر

فدای بال و پر زخمی تو ای بی سر 




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/01/30 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

 

دل به طوفان زدم، بدون حساب

باده پنهان زدم، بدون حساب

بی حساب و کتاب بخشیدم

به خلایق ثواب بخشیدم

کسی آمد عذاب را برداشت

از محبین، حساب را برداشت

او که آتش زده جهنم را

بهجتی داده معنی غم را

وحیِ من بوده در لباس بشر

تا که درکش کند حواس بشر

داشت انسان به قهقرا می رفت

از مسیر خدا، جدا می رفت

آتش معصیت که بر پا شد

قطره های گناه، دریا شد

و در این بحر، توی طوفان ها

دست و پا می زدند انسان ها

دختری داشت مصطفی، زهرا

کوثری داشت مرتضی، زهرا

نیمه شب خلق را دعا می کرد

شیعه را یک به یک صدا می کرد

دیگ مهرم به جوش آمد و باز

عزم من در خروش آمد و باز

به علی نور عین بخشیدم

و به زهرا، حسین بخشیدم

چه حسینی، بشر طفیلی او

دامن قدس، مهد طفلی او

چه حسینی، چراغ تابنده

جلوه ی توأم خدا، بنده

چه حسینی، کلام حق، قرآن

آیه های ورق ورق، قرآن

چه حسینی، نبی، علی و حسن

باوری استوار، شیرآهن

چه حسینی، ظهورِ جودِ نبی

شیره نوش از گل وجود نبی

چه حسینی، مهِ سیادت، او

وسعت کشتی سعادت، او

چه حسینی، که بس گهربار است

صد هزاران بحارالانوار است

چه حسینی، که نور برزخ شد

اشک بر او، مهار دوزخ شد

چه حسینی، که نوکرش شاه است

زائرش، نیز زائِرُالله است

در مقامش بس است این آقا

خواهرش هست زینب کبری

خواهری نه، که مادری کرده

به حسینش برادری کرده

این عقیله زنِ تماماً مرد

خود، حسین است، بی برو- برگرد

**

شب میلاد شاه و من مستم

أشهد أَنَّ زینبی هستم

چیست زینب، تجلیِ ثقلین

کیست زینب، حسینِ بعدِ حسین

شیرزن بود، اسیر شد هر چند

بعد گودال پیر شد هر چند

پیش ابن زیاد چون حیدر

تن به ذلت نداد چون حیدر

بی برادر به شهر شام که رفت

بین بزم حرام که رفت

دلِ از خون کباب او را کشت

جام های شراب او را کشت




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/02/10 | 01:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ولادت


افــتــخـار الـثّـقـلین  آمده است

بـه نــبی نـور  دو عـین آمده است

نور بـاران  شــده ایــوان حـجـاز

عاشقان مژده، حسین آمده است

***

ساقی بزم ولائی تو حسین

چشمه ی آب بقائی تو حسین

محور دایره ی کرب و بلا

افتخارالشهدائی تو حسین

***

در دل افتاده عجب غوغائی

همه خیره به گل زیبائی

جبرئیل آمده با خیل ملک

تا بخواند به حسین لالائی

***

مرحبا ای شه فرزانه حسین

رونق خانه و کاشانه حسین

شمع پر نور همه انجمنی

جان عالم به تو پروانه حسین

***

ز آسمان صوت جلی می آید

شهسوار ازلی می آید

به زمین و به زمان مژده دهید

که حسین ابن علی می آید

***

عرشیان که به علی مانوسند

حافظان شرف و ناموسند

میهماندار گل زهرایند

همه از دست حسین می بوسند

***

شب میلاد و شب احسان است

آسمان روشن و نور افشان است

گفتم آنجا چه خبر، روح الامین

گفت در عرش حسین مهمان است




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/9 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


تا از رخ ماه ما نقاب افتاده است

از چشم ملایك آفتاب افتاده است

ای تمانده به گرداب گناهان برخیز

كشتی نجات ما به آب افتاده است

***

از سوره "والشمس"دلم شد آگاه

كه از پی خورشید ز راه آید ماه

یك روز پس از حسین عباس آمد

لا حول ولا قوه الا بالله

***

معبود علی بن حسین بن علی

مسجود علی بن حسین بن علی

گفتم به خدا زینت عُباد تو كیست

فرمود علی بن حسین بن علی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/9 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


ببینید گیسوی پر تاب ما را

ببینید جوش می ناب ما را

ببینید ماه جهانتاب ما را

ببینید لبخند ارباب ما را

ندارد ظهورش در عالم نظیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

جنون چاک کرده گریبان ما را

قیامت ندیده است طوفان ما را

چه می خواهد از جان ما،جان ما را

ببینید این عید قربان ما را

سر آورده ام تا سرم را بگیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

پُرم کرده ای با سبوی دو چشمم

که شش گوشه شد آرزوی دو چشمم

به سوی شما می رود سوی دو چشمم

تو و جانِ من ای به روی دو چشمم

کنارت ندارم بجز سر به زیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

(حضرت عباس علیه السلام)

 

خدا با تو وا کرده درهای خود را

به گِردت دوانده قمرهای خود را

علی دیده جمع پسرهای خود را

خدا رو نموده هنرهای خود را

چه نور عظیمی چه شاه و وزیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

زمانی که میدان نفس گیر می شد

زمانی که لشگر سرازیر می شد

زمانی که دشمن کمی شیر می شد

فقط ضربه های تو تکثیر می شد

تو سلطان میدان درآن زمهریری

امیری حسینُ و نعم الامیری

به میدان رسیدی و عالم به پا شد

که با تو خدایِ مجسم به پا شد

به پیش تو محشر دمادم به پا شد

که با ذوالفقارت جهنم به پا شد

تو مانند مولایی و در غدیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

اگر بار دیگر قدم را بکوبی

بهم دستگاه ستم را بکوبی

سر کافران کاخ غم را بکوبی

اگر زینبیه عَلَم را بکوبی

الا نور عینی و بدرالمنیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

 (امام سجاد علیه السلام )

 

خدا آرزویِ علی را بر آورد

حسن بوسه زد از لبت شکر آورد

حسین امشب از خنده ات  پَر در آورد

علی را برای علی اکبر آورد

تو حُسن قدیمی و خیر کثیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر ما به یادت اگر یادِ مایی

تو آرامش حیدرآباد مایی

توو شهربانو تو سجاد مایی

تو همشهریِ ما تو دامادِ مایی

تو ایرانی و قبله ی این مسیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

کشیدم برای تو کرببلایی

شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی

ضریحِ بلندی و دارالشفایی

رواقی و طاقی و جمع گدایی

کشیدم خودم را فقیر فقیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر عمه ات تکیه گاهت نمی شد

اگر بین آتش پناهت نمی شد

اگر مانع خون نگاهت نمی شد

اگر مرحم آه آهت نمی شد

تو جان داده بودی زمان اسیری

امیری حسین و نعم الامیری




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/9 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


می نویسم عشق و بی تردید می خوانم جنون

هرکسی دیوانه تر السابقون السابقون

می نویسم عشق و بی تردید می خوانم حسین

عاقلان دانند لکن اکثرا لایعقلون

این سرشت ماست؛ از خاکیم، خاک کربلا

سرنوشت ماست پس انا الیه الراجعون

صرف یک دل دادن و عرض ارادت شرط نیست

باید امضا کرد این دلنامه را با دست خون

پرچم او از ازل بالاست؛ بالا تا ابد

باد این پرچم بلند و هرچه جز آن سرنگون

گوش جانم چشم بر راه صدای دیگری ست

پای دل سر در هوای ماجرای دیگری ست

گرچه خیلی ها به ظاهر کربلا هستند لیک

باطنا امشب مدینه کربلای دیگری ست

چار تن از پنج تن در گرد یک گهواره اند

در دل گهواره هم اهل کسای دیگری ست

خنده گریه خنده گریه خنده گریه خنده اشک

بیت مولا غرق اشک و خنده های دیگری ست

شیر از انگشت های وحی می نوشد حسین

سبط پیغمبر غذایش هم غذای دیگری ست

عشق او جاری ست حتی در مرام اهل بیت

می توان فهمید این را از کلام اهل بیت

ساغر لب های هر معصوم می گوید حسین

بسکه لبریز است نام او ز جام اهل بیت

هم شتابش بیشتر هم اینکه جایش بیشتر

کشتی اش هم فرق دارد با تمام اهل بیت

در نهایت جمع خواهد گشت با نام حسین

سفره ای که پهن می گردد به نام اهل بیت

روز و شب بر او درود حق درود اهل بیت

روز و شب بر او سلام حق سلام اهل بیت

تا که می خوانم تو را هر دیده می بارد تو را

از خدا دیگر چه خواهد هر کسی دارد تو را

در روایت هست هر که دوستش دارد خدا

در دلش چون داغی از یک لاله می کارد تو را

عشق را از هر کسی از اهل دل پرسیده ام

از گریبانش چنان خورشید می آرد تو را

ما نه؛ فرزند پیمبر می شود قربانی ات

هستی اش را می دهد تا که نگه دارد تو را

جامه ات را آسمانی ها عوض کردند تا

سختی رخت زمینی ها نیازارد تو را

زینت دوش نبی! عرش است جای پای تو

سینه ی پیغمبر است و قلب زهرا جای تو

اشک می ریزیم و با ذکرت عبادت می کنیم

باز هم از راه دور عرض ارادت می کنیم

ما همه بیمارهای دوری از شش گوشه ایم

بین هیئت ها ز یکدیگر عیادت می کنیم

زودتر راحت کن از درد فراقت خلق را

ما به این دوری مپنداری که عادت می کنیم

عالم نوزادی ما فرق دارد با همه

ما برایت گریه از وقت ولادت می کنیم

هر غمی دیدیم، فرمودند فابک للحسین

بعد از آن هرجا غمی دیدیم یادت می کنیم

دوستت دارم من ای در جسم عالم جان حسین

آذری می خوانمت: "جانیم سنه قربان حسین"




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


حمد و شکرِ مزید یکتا را

خالق واهبُ العطایا را

که عطا کرد روزیِ ما را

آفرید آیۀ تولا را

کربلا داد و ذکر مولا را

او بما حِسِ ناطقه داده

رحمه الله واسعه داده

آن خدایی که هل اتا بخشید

چارده بار مصطفا بخشید

عترتِ ختم الانبیا بخشید

مرتضی داد و مجتبی بخشید

او بما شاه کربلا بخشید

آن که مَه پارۀ ولایت شد

صاحب پرچم هدایت شد

کیست مولودِ ماه پاره ، حسین

عرش حق را چو گوشواره ، حسین

آنکه دارد به دل نظاره ، حسین

جبرئیلش کند اشاره ، حسین

نغمه دارد به گاهواره ، حسین

هدیه قبل از ولادتش دادند

وعده های شهادتش دادند

روزی از روزها همین مولود

روی دامان مصطفی خوش بود

بوسه می زد نبی بر او به سُرود

مدح او داشت با سلام و درود

مَلَکِ وحی خواست اِذن ورود

آمد و گفت نزد پیغمبر

می شود کشته این پسر آخر

ای ز حکمت نهاده بر تو خدا

لقب خوبِ سید الشهدا

این تو هستی سفینه السُعدا

ای به راه خدا فنا و خدا

وی ز نسل اَعَزَّکم بِهُداه

بخدا نازنین امامِ منی

آسمانی ترین امامِ منی

ای ز بابا بما تو باباتر

پدر مهربانتر از مادر

مایۀ شادمانی حیدر

علت تشنه کامی کوثر

همۀ دلخوشیِّ پیغمبر

او سراپات از چه می بوسد

جای شمشیر را که می بوسد

ای که بر تو جهان گریسته اند

همه پیغمبران گریسته اند

برتو اهل جنان گریسته اند

همۀ مومنان گریسته اند

اولیا هر زمان گریسته اند

به زبانِ همه سروده شدی

در کتاب خدا ستوده شدی

ای تمام حقیقت قرآن

هم صراط و طریقت قرآن

رمز و راز شریعت قرآن

مدح و وصف و فضیلت قرآن

نام تو هست زینت قرآن

ای تو نزدیکتر ز حبل  ورید

السلام علی الحسین شهید

آمدی کِشتی نجات شوی

خون دهی چشمۀ حیات شوی

جان دهی برگۀ برات شوی

از کرم شافع ممات شوی

مظهر ذات و هم صفات شوی

بخدا راه بندگی با توست

بهترین سبک زندگی با توست

هیچ گه لفظ((من)) نمی گفتی

خطبه نزد حسن نمی گفتی

پیش مولا سخن نمی گفتی

حرفی از پیرهن نمی گفتی

سخنی از کفن نمی گفتی

عاقبت بی کفن شدی آقا

پاره پاره بدن شدی آقا

زیر نیزه به پیکرت چه گذشت

بر سر نیزه بر سرت چه گذشت

زیر خنجر به حنجرت چه گذشت

تَهِ مقتل به خواهرت چه گذشت

به سر و روی دخترت چه گذشت

معجر دخترت کشیده شده

نالۀ مادرت شنیده شده

 ***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 03:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ولادت


ای نور امید یا اباعبدالله

قرآن مجید یا اباعبدالله

با خود خبر شهادتت آوردی

ارباب شهید یا اباعبدالله

***

ای عافیت تمام دنیا دستت

وی عاقبت تمام عقبا دستت

تو زندگی تمام نوکرهایی

پس هر دو جهان شفاعت ما دستت




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ولادت


 اَبرَم و بارِشِ بی پروایَم

موجم و همسفر دریایم

مثل خورشیدِ کویری خشکم

مثل مهتابِ شبِ صحرایم

حسِ بی تابیِ یک سیمُرغَم

کوه ام و رفتنِ پا بر جایم

حالِ پروازِ پرستو دارم

بالِ پروازِ کبوترهایم

بس که بُرده است مرا دل به سفر

تاول اُفتاده به جانِ پایَم

دل نگو خانه خرابی شبگرد

دل نگو همسفرِ تنهایم

آه ای پرده نشین صبری چند

دست بردار مکن رُسوایم

تا به کِی می بری و میکشی ام

تا کجا میروی و می آیم

گفت قُقنوسم و آتش زادم

زائرِ شهرِ حسین آبادم

گفت روزی که قلم لب وا کرد

وَ خدا خلقتِ خود برپا کرد

آفرینش فوران کرد و زمین

را نگینِ صدفِ دنیا کرد

آفریدند مرا اما خاک

خاک را عشق ولی معنا کرد

خاک بودم که به بادم دادند

باد شد همسفرم پروا کرد

باد من را به دلِ دشتی بُرد

وَ به آن خاک عجینم تا کرد

بوی سیبی همه جا پُر شده بود

چشمی آن روز مرا پیدا کرد

قطره ای اشک از آن چشم چکید

قطره ای خاک مرا دریا کرد

شُکر آن چشم ، که خاکم گِل شد

و مرا ناب تر از دلها کرد

کربلا یی شدم از اول راه

هر که دارد هَوَسَش بسم الله

شب بلند است اگر در کویش

گِره ها وا شده از گیسویش

مثلِ موسیٰ شدن اینجا سهل است

خیزد این معجزه ها از کویش

عرق چهره یِ زائر دارد

نازها بر خُتَن و آهویش

بگمانم که خود جبریل است

میشناسم من از آن هو هویش

چند وقتیست مژه میبافد

نذر دارد که کُنَد جارویش

فطرسِ سینه ی مان جان میداد

شد غبارِ حرمش دارویش

قبله را قبلِ سفر گُم کردیم

شکر دیدیم خَمِ اَبرویش

نذر کردم که قضایش خوانم

هر نماز ی که نخواندم سویش

هستیِ هست حسین است حسین

مستیِ مست حسین است حسین

بیدل و رِند و خراب آلوده

مِی فروشیم و شراب آلوده

جنس آب و گِلِمان کرب و بلاست

شکر هستیم تُراب آلوده

لحظه هایی که ندیدیم حرم

سالها ایست عذاب آلوده

خطِ پیشانی ما هست حسین

نیست این عشق کتاب آلوده

هرکه با خاکِ تو تطهیر شود

نکند چهره به آب آلوده

ما فقط از تو،تو را می خواهیم

نکن این دل به ثواب آلوده

شوقِ رویای ضریحت دارم

چشم ما نگر شده خواب آلوده

شده ایم عین زیارت نامه

ما که هستیم شراب آلوده

شکرِ ارباب که دل شد حرمش

ما حسینیه شدیم از قدمش

شعله شد بال و پرم،می سوزم

آتشم محتضرم می سوزم

کاش فطرس نفسی پیشِ شما

برساند خبرم می سوزم

آتشت در دلم آبم کرده

گرچه با چشمِ ترم می سوزم

می رسد ناله ات از دور هنوز

جرعه آبی جگرم می سوزم

آب گفتم جگرِ من هم سوخت

از غمت شعله ورم می سوزم

خواهرت چنگ به رویش می زد

از همه تشنه ترم می سوزم

مادری خاک به سر ریخت و گفت

مثلِ حلقِ پسرم می سوزم

خیمه ها شعله ور و می آید

دادی از بینِ حرم می سوزم

دختری می دَوَد و میگوید

عمه جان مویِ سرم می سوزد




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 01:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین)ع)-ولادت


ما که هستیم؟ انتخاب حسین

از دعاهایِ مستجابِ حسین

گَردِ راهی در آفتابِ حسین

پرِ کاهی در التهابِ حسین

گِلی از خاکِ بوترابِ حسین

ما که هستیم؟ یک صواب حسین

دورِ مَجنون گذشت،نوبتِ ماست

قرنها می‌شود که صحبتِ ماست

چهارده قرن حرف حیرتِ ماست

قصه یِ قِدمَتِ رفاقتِ ماست

عشق فرمود آنکه قیمتِ ماست

نیست غیر از دلی خرابِ حسین

در میانِ دلم حرارتِ کیست؟

شده ام عاشق، این عنایت کیست ؟

سوختم آتشِ محبت کیست ؟

بویِ سیب است بویِ تربتِ کیست ؟

محشرِ کیست این،قیامتِ کیست

کیست ارباب جُز جنابِ حسین

ای تمامییتت تمامِ علی

پدر سه علی امام علی

نور ای نورِ مُستدامِ علی

می تپد سینه ات به نام علی

چیست روی لبت سلام علی

جز علی نیست در کتابِ حسین

رنگ سبزِ سیادت زهرا

عطر و بوی قداست زهرا

نورِ صبح عبادت زهرا

آفتابِ سعادت زهرا

جان حسین است عادت زهرا

خود زهراست بازتابِ حسین

کیست زینب جز انعکاسِ علی

کیست زینب همه حواسِ علی

کیست خانوم؟ انبعاث علی

باغبانِ حسین یاسِ علی

کیست زینب علی شناسِ علی

حضرت فاطمه به قابِ حسین

جلوه ی اعتبارت عباس است

جذبه ذوالفقارت عباس است

سایه ی اقتدارت عباس است

در شب بعد کارَت عباس است

همه ی کارو بارت عباس است

مستم از ساقیِ شرابِ حسین

سر سال است و این شبِ جمعه

آمدم با یقین ،شبِ جمعه

تا شَوَم خوشه چین شبِ جمعه

حاجتم را همین شبِ جمعه

داد ام البنین شبِ جمعه

مادری از بَنی کِلابِ حسین

ذکر ما کربلا امام رضاست

لطف آقایِ ما امام رضاست

اثرِ ذکر یا امام رضاست

دستِ ما نیست با امام رضاست

کَس و کارِ گدا امام رضاست

گفته ام بارها رضا به حسین

از دعایِ نماز مادرها

حَرَمَت پُر شد از کبوترها

خوشبحال من و پیمبر ها

سجده داریم رویِ مرمرها

ما که بُردیم صد برابرها

تاکه رفتیم در حسابِ حسین

از تو داریم سَروَری ها را

آبروها و نوکری ها را

بین روضه برادری ها را

بشمارید آخری ها را

نتکانید پادری ها را

کُلُّ خیر است تا به باب حسین

جلوه ات تا نصیبِ غیر تو شد

سائلی آمد و زُهیر تو شد

جُون شد عابِسَ و،بُرِیر تو شد

وَهَبَت شد،حبیبِ دِیرِ تو شد

حُر شد و عاقبت بخیر تو شد

همه سر داده در رکاب حسین

می کُشیَم سزایِ دل این است

پشتِ در دستهایِ مسکین است

حاجتم گیرِ یک ، دو آمین است

پایِ شش گوشه گریه تسکین است

وایِ من نامِ تو چه شیرین است

می چکد از لبم گلابِ حسین

آه از شام هول آور قبر

ما و تنهایی مقدر قبر

در شب تنگی و مکدرِ قبر

بینِ تاریکی مکررِ قبر

در سوال نکیر و منکر قبر

ما چه داریم جز جواب حسین

منم و این سلام و این تسلیم

تو و زلفی گشوده دست نسیم

منم و باز هم هوای قدیم

گوشه ای در حرم کنارِ کریم

کاش می شد شبیه ابراهیم

می شدم در شبی مُجابِ حسین

پایِ ایوانِ تو خلیل اُفتاد

پشت سر باز جبرئیل اُفتاد

پدری پیر آمد و  عَلیل اُفتاد

مادری خسته با دخیل اُفتاد

در شفایش چه قال و قیل اُفتاد

چایِ روضه است یا شرابِ حسین

تشنه بودی بگو که آبت داد؟

آب گفتی کسی جوابت داد؟

آب بر کودکِ ربابت داد؟

کمکی وقتِ اضطرابت داد؟

یا که با چکمه ای عذابت داد

گریه ام هست از آب آبِ حسین




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 01:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


تو را آفریده برای خودش

تو را برده تا ابتدای خودش

تو محو خدایی و او محو تو

شده غرق در جلوه های خودش

هر آن جا خدا بوده تو بوده ای

تو را برده او پا به پای خودش

تو را می پرستم اگر میل اوست

به تن کرده بر تو ردای خودش

تو رازق، تو غافر، تو نعم الامیر

نشانده تو را پس بجای خودش

نمازی بخوان تا خدا بشنود

ز لب های سرخت صدای خودش

نه اینکه خدا خون بهایت شده

شد اصلا خودش خون بهای خودش

نه تنها مسیحی که حتی مسیح

بگیرد ز دستت شفای خودش

نگاهت به هر کس که افتاده است

نوشته دلش را گدای خودش

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


آیات عاشقی است که تنزیل می شود

یس و مریم است که ترتیل می شود

کوثر و مُلک بوده و والفجر هم رسید

قرآن فاطمه است که تکمیل می شود

سبِّح بحمد ربِّک یا مرتضی علی...

با این پسر ز شأن تو تجلیل می شود

کشتی عشق او که دلش را به آب زد

دوزخ یقین نمود که تعطیل می شود

بسم خدای فجر و قسم بر لیال عشر

کانون عاشقی است که تشکیل می شود

إنی أنا الغریب زمان ولادتت...

با سرخی گلوی تو تاویل می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


تا میان عاشقان ما هم سری پیدا کنیم

باید از خوبان عالم دلبری پیدا کنیم

در مسیر قرب لحظه لحظه باید پیش رفت

باید از این حال، حال بهتری پیدا کنیم

راه هایی رفته ایم و یک به یک بن بست بود

وقت آن گردیده راه دیگری پیدا کینم

چشمه ی جوشان همیشه مایه ی آبادی است

پس سحر باید که چشمان تری پیدا کنیم

فطرس آمد پر گرفت از تو به ما هم یاد داد

باید از دست شما بال و پری پیدا کنیم

هفت شهر عشق را گشتیم و اینجا آمدیم

ما کجا بهتر ز تو تاج سری پیدا کنیم؟

ما برای چشم و قلبی که در آن عشق تو نیست

عاقبت یک روز باید خنجری پیدا کنیم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


تو را آفریده که خود را ببیند

تجلی أسمای حسنی ببیند

خودش از ازل خیره ات بود و حالا

زمانش رسیده که دنیا ببیند...

تو آن کنز مخفی بالا نشینی

که تنها تو را ذات أعلی ببیند

تحیر فتاده به جان ملائک...

خدا را ببیند؟ شما را ببیند؟

بدون سبب نیست بر ساق عرشی

تو را دوست دارد که بالا ببیند

دلش تنگ عرش است زهرا و هر شب

میان جمال تو أسماء ببیند

به هر کس نگاهت بیفتد، یقینا

اگر کور باشد چو بینا ببیند

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/02/20 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اهل بیت(علیهم السلام)-اعیاد


امشب حسنات می فرستد زهرا

برشیعه برات می فرستد زهرا

درهای بهشت وا شده پس حتمن

دارد صلوات می فرستد زهرا




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/03/1 | 12:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


امشب ز دل میکده پیمانه رسیده

جبریل خبر کرده که دردانه رسیده

هر کس که به پشت در میخانه رسیده

از زیر لبش ناله ی مستانه رسیده :

جز ساقی خود با همه بیگانه ام امشب

"زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب"

هر کس که شده عاشق دلدار بیاید

هر غمزده ی بی کس و بی یار بیاید

گویید به هر عبد گنهکار بیاید

ابلیس طمع کرده که این بار بیاید!

فطرس به تمنای نگاهی شده راهی

پر سوخته تا درگه شاهی شده راهی

تا دیده نبی آن رخ تابنده و مه رو

گل کرده به روی لب او نغمه ی یاهو!

دل برده پسر از پدرش با خم ابرو

از یمن قدومش شده در عرش هیاهو

او مظهر تابنده ی احسان قدیم است

الحق که حسین است!رحیم است و کریم است

عاشق همه جا ذکر لبش نام حسین است

ورد سحر و نان شبش نام حسین است

چشمش که بگرید سببش نام حسین است

اصلا همه ی تاب و تبش نام حسین است

با اسم حسین است که دردم شده درمان

با ذکر حسین است شفا بحر مریضان

هم در حرمش ذکر و دعا مست کننده است

هم تربت قبرش به خدا مست کننده است

عطر حرم کرب و بلا مست کننده است

مثل سحر صحن رضا مست کننده است

مستانه بخواهید که دلدار رسیده

عشق نبی و حیدر کرار رسیده




موضوع: ولادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/02/31 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.