حضرت عباس(ع)-ولادت


ای تشنه لبان کوثر حُسن صفات

گفتند که آمده است ساقی حیات

بر مقدم روح ادب و مردی و عشق

باید که ادب کرد به ذکر صلوات




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/03/11 | 01:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


عطر خوش یاس جهان را گرفت

نکهت احساس جهان را گرفت

مژده میلاد و شکوفائی

حضرت عباس جهان را گرفت

مقدمش برمسلمین مبارک

برامیرالمؤمنین مبارک

اوکه بود نور جلال علی

آینۀ قدروکمال علی

برروی بازوی علمگیراو

بوسه زده اشک زلال علی

شده محو رخ حق پرستش

بوسه زدشیرخدا به دستش

مقدمش برمسلمین مبارک

برامیرالمؤمنین مبارک

یاس گلستان جنان آمده

مهردل افروز جهان آمده

هاشمسان را بده مژده کنون

ماه بنی هاشمیان آمده

نور خورشید وقمر رسیده

برعلی کنون پسر رسیده

مقدمش برمسلمین مبارک

برامیرالمؤمنین مبارک

اوکه بود نور دوعین علی

درهمه جا زینت وزین  علی

روز ولادتش علی گفته است

اوست علمدار حسین علی

گرچه او امیر عالمین است

کربلا اویاور حسین است

مقدمش برمسلمین مبارک

برامیرالمؤمنین مبارک

همین نه او ماه شد ومهر شد

عزیز جان خلق آگاه شد

نور امید همه ناامیدان

باب حوائج الا لله شد

عقده ازکار همه گشاید

دردجانها را دوا نماید

مقدمش برمسلمین مبارک

برامیرالمؤمنین مبارک




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/03/11 | 01:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


ای بام صبح، خورشید، ای شب، سحر مبارك

در دامن ستاره، قرص قمر مبارك

بر گلبن ولایت یاس دگر مبارك

طوبی ثمر مبارك، دریا گهر مبارك

میلاد ماه آمد، خورشید راه آمد

یوسف ز چاه آمد، میر سپاه آمد

شمشیر آل هاشم، شیر حسین و حیدر  

دریای معرفت را در كف گهر ببینید

بعد از طلوع خورشید قرص قمر ببینید

شیر خدا علی را، شیر دگر ببینید

در ماه روی عباس، روی پدر ببینید

روح فتوت است این، جان محبت است این

دریای غیرت است این، سقای عترت است این

دادند بوالحسن را امشب حسین دیگر

گلبوسة ولایت، بر چشم و فرق و دستش

ناخورده شیر، دادند، پیمانة الستش

شد در نگاه اول، وقف حسین هستش

از اشك شوق لبریز، شد جام چشم مستش

از عشق رنگ و بو داشت، در مهد های‌وهو داشت

با یار گفتگو داشت انگار آرزو داشت

ناخورده شیر، گردد، قربانی برادر

امّ ‌البنین گرفته، در دست ماهپاره

ای آسمان بیفشان، در مقدمش ستاره

آغوش یار بر او، گردیده گاهواره

گوید هزار نكته، چشمش به یك اشاره

من جان نثار یارم، سر روی دست دارم

این قلب بی‌قرارم، این چشم اشكبارم

از گاهواره روحم، در كربلا زند پر

در هر نی وجودم، آوای نی نوایی است

شورم همه حسینی، عشقم همه خدایی است

جانم، تنم، وجودم، دستم، سرم، فدایی است

عالم همه بدانند، عباس كربلایی است

ایثار دین و دینم، زخم است زیب و زینم

مرگ است نور عینم، من عاشق حسینم

كو مرگ تا بگیرم، او را چو روح در بر

دریای سرخ غیرت، روح وفاست عباس

خون حسین یعنی، خون خداست عباس

عشاق جان به كف را، فرمان رواست عباس

باب الحوائج خلق، مشكل گشاست عباس

مهر و وفاش عادت، دلداده‌اش عبادت

از لحظة ولادت، تا لحظۀ شهادت

عشق حسین در دل، شور حسین در سر

ناخورده شیر مادر، زد ساغر بلا را

در مهد ناز می‌دید، صحرای كربلا را

خوشتر ز شیر نوشید، صهبای سرخ لا را

از لحظۀ ولادت، بشنید این صلا را

تو كشتۀ ولایی، تو عاشق بلایی

عطشان بحر لایی، سقای كربلایی

زیبد كه بوسدت دست، شیر خدا مكرر

تا حشر می‌درخشد، در موج بحر، نامت

در عین خشك كامی، دریاست تشنه كامت

حسرت برند عشاق، در حشر بر مقامت

از اولیا درودت، از انبیا سلامت

خون برادر تو، جوشد به پیكر تو

از پای تا سر تو، زهراست مادر تو

بهر شفاعت آرد، دست تو را به محشر

ای تشنۀ لب تو، آب حیات، عباس

باب المراد عباس، باب النجات، عباس

گردیده دور قبرت، آب فرات، عباس

خون خدات فرمود، جانم فدات، عباس

خوی حسین خویت، روی حسین رویت

چشم حسین سویت، میثم گدای كویت

لطفت نمی‌گذارد، او را برانی از در




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


بیــهوده   نیست  همسفر  آمـاده  می کنند

اســپند  را  به  پشــت  در  آمـاده  می کنند

این  فاطــــمه  قرار  شد   ام البـــنین   شود

بر  دامنـــــش  اگر  پســـر  آمـاده  می کنند

قربان  شدن  فقط  و فـقط  کار عاشـق است

تا  چشم  شـور  هست  سر  آمـاده  می کنند

دیــــگر   برای  دلــهره جایی نمــــانده است

در بیـــشه   زار  شـــیر نر آمـاده  می کنند

در  آسمان  فاطــمه چـــون روز روشـن است

وقتــی  برای  شب قــــمر آمـاده  می کنند

ائینـــه ی علی ست مبــــــارک کــند خــدا

حـــقا عجـــب یلی ســـــت مبارک کند خـدا




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


چه خوب شد الطاف بالا بیشتر شد

باران گرفت و خشکی لب ها تر شد

دیشب حسین، امشب ابوفاضل و فردا

چه خوب این شب ها دل ما در به در شد

امروز اگر با آبرویم دست من نیست

با معجزات عشق شد کاری اگر شد

بعد از نماز مغرب خورشید وقتی

شب رفت و رفت و رفت نزدیک سحر شد

آمد صدای جبرئیل از عرش بالا

ام البنین مژده که فرزندت پسر شد

از این به بعد این مزرعه ها یاس دارد

از این به بعد این روزگار عباس دارد

دیشب نشستم چشمهایت را کشیدم

پائین پایت چند تا دریا کشیدم

روح القدس، ارواح ذهنم را مدد کرد

تا عاقبت تصویری از عیسی کشیدم

پای ضریح دستهایت گریه کردم

روح خودم را تا خدا بالا کشیدم

جمعیت روی زمین را تشنه ی آب

تنها تو را در این میان سقا کشیدم

آقا اگر چه مشک تو آبی ندارد

من بین مشکت چند تا دریا کشیدم

تو از تمام آب ها آبی ترینی

ماهی ولی از ماه، مهتابی ترینی

معنا ندارد ماه من بالا نباشی

بالاتر از اندازه های ما نباشی

معنا ندارد ما همه لب تشنه باشیم

عباس ما باشی ولی دریا نباشی

با اینکه نبض نیل در دست تو باشد

اما تو ای مرد خدا موسی نباشی

تو ماهی و فرمانروای آسمانی

فرقی ندارد اینکه باشی یا نباشی

حالا که با زینب برادر می شوی تو

معنا ندارد بچه ی زهرا نباشی

تو ماهی اما مثل خورشید شبی تو

این افتخارت بس غلام زینبی تو

گفتند دریائی ولی دریا نبودی

گفتند طوبائی ولی طوبا نبودی

تنها نسیمی از نفسهایت مسیح است

گفتند عیسایی ولی عیسی نبودی

تو دستگیر عالمی و ارمنی ها

گفتند موسایی ولی موسی نبودی

دریایی و موسایی و عیسی مسیحی

تو کل اینهائی ولی اینها نبودی

سقاترین بودی و سقایی نکردی

گفتند سقایی ولی سقا نبودی

باب النّجات عالمین مولا اباالفضل 

یا کاشف الکرب الحسین مولا اباالفضل

آن روز رفتی و همه ماتم گرفتند

در ماتم تو آسمانها غم گرفتند

آن دستهای سبز نخلستان نشینت

از چشمهای خشک ما شبنم گرفتند

آرامش دنیا نه تنها از رقیه

بعد از عروجت خواب ما را هم گرفتند

شرمندگی از کودکانت بیشتر شد

وقتی دم آب آب عمو مُردم گرفتند

از علقمه تا خیمه گاه شیرخواره

خیل ملائک دسته دسته دم گرفتند

سقای دشت کربلا آقام ابالفضل

دستش شده از تن جدا آقام ابالفضل




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/03/10 | 12:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


دریا بیا و موج بزن بر دل کویر

ما را ببر به خدمت آن زاده ی امیر

ما را ببر به علقمه آن قبله گاه آب

امشب جواز نوکریَم را از او بگیر

با او بگو که بچه یِ آهو زِ ترس گرگ

با حال زار آمده است در پناه شیر

دست شماست، هرچه که خواهی به او بکن

یا که بگو بمان به بَرَم، یا بگو بمیر

امشب بیا چو دانه همه بارور شویم

از لطف شمس، زائر روی قمر شویم

امشب دوباره شهر پُر از یار می شود

یعقوب زاده راهیِ بازار می شود

اُمُّ البنین به لطفِ کنیزی اهل بیت

از حضرت امیر پسردار می شود

تعبیر خواب اُمّ بنین است این پسر

دامان او سپید و قمربار می شود

امشب دو چشم ماهِ بنی هاشمِ علی

از صورت حسین خبردار می شود

از آسمان عشق، گل یاس می رسد

ماه منیر، حضرت عباس می رسد

می آید آن کسی که بود دلبر حسین

تاجی پر افتخار به روی سر حسین

او آن کسی بود که به وقت شهادتش

فرمود«یا بُنَیَّ» به او مادر حسین

او آمده است تا که نماید چو مادرش

تا وقت مرگ، نوکری خواهر حسین

ذُخرُالحسین آمده تا روز کارزار

در لشگر خدا بشود حیدر حسین

یکتاترین برادر نایاب آمده

پشت و پناه حضرت ارباب آمده

او چشم باز کرد و جهان مست چشم او

هر هفت سرزمین جنان مست چشم او

اینکه به دست های پسر بوسه می زند

بابای اوست گریه کنان، مست چشم او

تنها علی که نه، به خدای علی قسم

چشم امام های زمان مست چشم او

امروز مست ساغر چشمش پدر شده

فردا لبان تیر و سنان مست چشم او

در پیش قامتش همگی پست می شوند

از چشم های او همه سرمست می شوند

دست خدا کشید چونقش جمال تو

گفت آفرین به کار خودم، بر کمال تو

از معنی خدای احد، "نام" مال من

هرچه که ماند مابقی اش جمله مال تو

تو عبد صالح منی و من میان خلق

ای یاور حسین ندارم مثال تو

در کربلا دو دست خودت را به من بده

تا که خودِ خودم بشوم هر دو بال تو

ای خوبتر زِ هر چه به گیتی شده است خوب

از صورت حسین تویی کاشف الکروب

ای درد مند مردِ به هر درد آشنا

باب الحوائجیّ و به یاران کرم نما

شأنت بلند مرتبه، هر چند روی نی

ماییم خاک پای تو، هر چند زیر پا

امشب دو بال لطف خودت را تکان بده

بالی بزن بزن و در این آسمان درآ

ای ساقی حسین، بیا ابر شو ببار

حُبُّ الحُسین در دل همچون کویر ما

سرچشمه ی امید وَ ای آرزوی آب

مانده هنوز چشم به راه شما رباب

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 11:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


صفحات اماکن به هلال شعبان

ز نگاه رضوان شده دلرباتر

زتبسم گل زنوای بلبل

خبرم رسیده زبهار دیگر

دو پسر عطا شد به دو مام والا

دو قمر خدا داد به رسول و حیدر

دو یم عنایت دو مه هدایت

دو بزرگ آیت دو نکو برادر

صلوات حیدر صلوات احمد

صلوات قرآن صلوات داور

به جلال هر دو جمال هر دو

به کمال هر دو شب و روز و هر دم

به زمین اگر چه به سما اگر چه

سخن از حسین است و ولادت او

به نگاه دیگر به دو دست حیدر

بنگر به عباس و ارادت او

به اخّوت او به فتوّت او

به بزرگی او به سیادت او

به محبّت او به مودّت او

به شهامت او به رشادت او

به حقیقت او به ولادت او

به عبادت او به شهادت او

صلوات خالق صلوات مخلوق

صلوات عالم صلوات آدم

ثمر ولایت به ریاض قرآن

به گل و بهاران به شجر مبارک

به سما ستاره کند این اشاره

که طلوع خورشید به سحر مبارک

به سما مبارک به زمین مبارک

به ملک مبارک به بشر مبارک

شب عید عباس به حسین تبریک

گل روی فرزند به پدر مبارک

به ادب مبارک به وفا مبارک

به جهاد تبریک به ظفر مبارک

ادب و وفا و ظفر و جهادند

هم از او مشرف هم از او مکّرم

به کدام مضمون به کدام منطق

لب خود گشایم به ثنای عباس

نه دُّر است قابل نه گهر مقابل

خجلم که ریزم چه به پای عباس

همه های و هویم که شده هوائی

دل بی هوایم به هوای عباس

همه کربلایم زبلای عشقش

همه نینوایم به نوای عباس

به صفای عباس به وفای عباس

به ندای عباس به خدای عباس

که محبتش را که ولایتش را

که مودّتش را ندهم به عالم

همه لحظه گوشم پی گفتگویش

همه عمر چشمم به خیال رویش

چه شود غباری ببرم زخاکش

چه شود که جامی زنم از سبویش

من و خاک کویش من و آب جویش

من های و هویش من و عطر و بویش

به شرار قهرش به نگاه مهرش

به صفای خلقش به خصال و خویش


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 11:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


گل زهرایی باغ ولایت ، یاس آوردی

صفای بیت خیر الناس خیر الناس آوردی

تعالی الله که امشب یک جهان احساس آوردی

عروس فاطمه بنت اسد عباس آوردی

ز دریا گوهر آوردی ، به گیتی محشر آوردی

ز حیدر حیدر اوردی ، حسین دیگر آوردی

نبی فطرت علی غیرت حسن سیرت حسین سیما

به چشم دل نگاهش کن که تفسیر حسین است این

سراپا پای تا سر کلّ تصویر حسین است این

بنازم هیبت عباسی اش شیر حسین است این

دو تیغ ابرویش گوید که شمشیر حسین است این

جهاد و تیغ سرمستش ، جوانمردی است پابستش

علم دلداده ی دستش ، نثار راه حق هستش

نمی بندد دمی چشم از جمال یوسف زهرا

ادب را زیب و زین است این مبارک باد میلادش

پناه عالمین است این مبارک باد میلادش

علی را نور عین است این مبارک باد میلادش

علمدار حسین است این مبارک باد میلادش

ملاحت محو گفتارش ، سماحت عکس رخسارش

شجاعت مست پیکارش ، عبادت کلّ رفتارش

جمال چارده معصوم در ماه رخش پیدا

گل عباسی است و بوی ختم المرسلین دارد

شهامت ، دست ، بازو از امیرالمؤمنین دارد

ارادت را ، ادب را ، ارث از امّ البنین دارد

بحق دست امیرالمؤمنین در آستین دارد

کرامت سائل کویش ، مروّت آبی از جویش

وفا توصیفی از خویش ، علی چون گُل کند بویش

ببوسد چشم و رخسار و جبین و بازوی او را

دل از فرزند زهرا برده چشم نیم باز او

سرافرازان عالم تا قیامت سرفراز او

سروش نینوا دارد نوای دلنواز او

پیام ظهر عاشورا در آهنگ حجاز او

به لب شیر و به کف جانش ، نگه بر روی جانانش

شفاعت عهد و پیمانش ، شهادت عید قربانش

زمام مهد ناز او به دست زینب کبری

زهی عزت زهی غیرت زهی اجلال و آقایی

نگردد جمع جز در او علمداری و سقایی

ز دریا تشنه لب آید برون با چشم دریایی

تو گویی آب هم می کرد در چشمش دل آرایی

که ای عباس من آبم ، مرا دریاب بیتابم

که کامی از لبت یابم ، ببین از خجلتت آبم

بریز از لعل لب آبی به قلب آتش دریا

بنازم تشنه کامی را که با لبهای خشکیده

به دریا از سرشک دیده ی خود آب بخشیده

درون موج ، تصویر امام خویش را دیده

نه دست از آب شسته از حیاتش چشم پوشیده

ببین رسم اخوت را ، تماشا کن فتوت را

فتوّت را مروّت را ، وفا ایثار غیرت را

که دیده تشنه لب از بحر پا بیرون نهد سقا

کلاس کربلا را بین و درس عدل و احسانش

که شد فرمانده ی کلّ قوا سقای طفلانش

درود آب بر عباس و بر ایثار و ایمانش

سلام بحر تا صبح جزا بر کام عطشانش

به خشم بحر طوفنده ، به چشم ابر بارنده

که تا هستی است پاینده ، از او دریاست شرمنده

زهی غیرت ، زهی غیرت ، زهی ایمان ، زهی تقوا

مگر در عالم هستی دوباره حیدری آید

و یا در این جهان ام البنین دیگری آید

که چون عباس ، ثاراللهیان را رهبری آید

برای کربلا میر شجاعت پروری آید

پدر مدحت گرش گردد ، فلک دور سرش گردد

ملک خاک درش گردد ، ولایت رهبرش گردد

امامت متکی بر او شود در ظهر عاشورا

تو دست شیر حق در آستینی یا ابوفاضل

تو سر تا پا امیرالمؤمنینی یا ابوفاضل

تو ماه آسمانها در زمینی یا ابوفاضل

تو در عاشورها شور آفرینی یا ابوفاضل

تو در ایثار دریایی ، تو بر احرار مولایی

تو سرداری و سقایی ، تو فرزند دو زهرایی

یکی ام البنین و دیگری انسیه الحورا

زهی هاشم که چون تو در بنی هاشم قمر دارد

امیرالمؤمنین نازد که مثل تو پسر دارد

ز ایثار تو پیش از صبح میلادت خبر دارد

بهشت وحی می نازد که با خود این ثمر دارد

کلامت آیت محکم ، پیامت منجی آدم

حریمت قبله ی عالم ، مزارت کعبه ی «میثم»

جمالت تا صف محشر چراغ روشن دلها




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 11:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اعیاد شعبانیه


دریای دُر از دلِ صدف می آید

تبریکِ سه نور ، با شعف می آید

خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند

عطرِ صلوات از نجف می آید

***

شعبان مَه با صفای خاتم باشد

میلاد سه آزادۀ عالم باشد

نذر قدم حسین و عباس و علی

ذکر صلواتِ ما دمادم باشد




موضوع: ولادت امام حسین(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/03/9 | 12:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-ولادت


روزی شعر من امشب دو برابر شده است

چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کلابیه پسر آورده

چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده

هر که از قافله فطرسیان جا مانده

نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد

بعد از این ام بنین، ام اسد خواهد شد

با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد

کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد

از در خانه او پا نکشیدم هرگز

چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

ماه ذی‌الحجه که عباس به حج عازم شد

همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد

در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت

در حقیقت «لک لبیک برادر» می گفت!

این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت

مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت

علی اکبر به ثنا گویی او می آید:

چقدر منبر کعبه به عمو می آید


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/23 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-ولادت


سر سجاده دل وقت نماز است هنوز

بهترین لطف دعا راز و نیاز است هنوز

عاشقیّ من و ارباب چو راز است هنوز

این در خانه عشق است که باز است هنوز

پس بیا عاشق جود و کرم یار شویم

همگی مست می ناب علمدار شویم

به روی دست علی ماه هویدا شده است

این قمر آینه هیبت بابا شده است

به رخش شمس خدا محو تماشا شده است

در دل زینب و ارباب چه غوغا شده است

گفت ارباب به زینب قمرم می آید

دلت آسوده که سردار حرم می آید

ناز این دلبر خوش چهره خریدن دارد

بوسه از لعل لبش بَه که چه چیدن دارد

حیدر از لعل گلش میل مکیدن دارد

ماه و خورشید در این ثانیه دیدن دارد

شیر با شیرخودش لرزه به دنیا انداخت

گل بوسه به روی بازوی سقا انداخت

جامه ای دوخته مادر، چه به او می آید

واژه یاس معطر چه به او می اید

رفته بر شانه حیدر چه به او می آید

نام فرمانده لشگر چه به او می آید

آمده درس ادب را به جهان باب کند

زَهره دشمن خود را به رجز آب کند

حلقۀ دار جنون بر سر گیسو دارد

بَه چه تیغ کجی این طفل به ابرو دارد

بازوانش چو علی قدرت و نیرو دارد

چون که یا فاطمه را نقش به بازو دارد

روی پیشانی خود نور ولایت دارد

یل مولاست که این گونه شجاعت دارد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/23 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-ولادت

 

باید حسین دم بزند از فضائلت

وقتی حسینی است تمام خصائلت

تعبیرهای ما همه محدود و نارساست

در شرح بی کرانی اوصاف کاملت

بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست

آئینه ای اگر بگذاری مقابلت

ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه

غم می بری ز قلب همه با شمائلت

در آستانه تو گدایی بهانه است

دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت

با زورق شکستة دل سال های سال

پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت

بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین

سقای با فضیلت و دریا دل حسین 


ادامه مطلب

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/23 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


مادر ماه بنی‌هاشم! قمر آورده‌ای

نخل امید ولایت را ثمر آورده‌ای

بحر موّاج کرامت را گهر آورده‌ای

کلک صنع کبریایی را اثر آورده‌ای

هر چه در وصفش بگویم خوب‌تر آورده‌ای

بــر امیــرالمؤمنین زیبــاپســر آورده‌ای

این پسر شمشیر و شیر عترت پیغمبر است

پای تا سر حیدر است و حیدر است و حیدر است

این پسر دست علی دست علی دست خداست

این پسر یک مطلع الانــوار مصبـاح الهداست

این پسر تـا حشــر ثــاراللّهیان را مقتداست

این پسر قربانــی کـوی حسین از ابتـداست

این پسر دست خدا با دست از پیکر جداست

این پسر روح حسین ابن علی «روحی فدا»ست

این پسر ماهی است در بین دو مهرِ فاطمه

این بـود باب الحسین و باب حاجات همه

بیت مولا، بـاغ جنّت، یاسمن، عباس توست

روح غیرت، جان آزادی به تن، عباس توست

هاشمیّـون را چـراغ انجمـن، عبـاس توست

وارث شمشیر و دست بوالحسن، عباس توست

ملجـأ و بـاب المراد مرد و زن، عباس توست

بت‌شکن: مولا علی، لشکرشکن: عباس توست

این خداوند ادب، عبد خداوند است و بس

در شجاعت، در وفاداری، نظیرش نیست کس

کیست عباس آن که وجه‌ الله محو روی اوست

آل هاشـم را همه دل در کمند موی اوست

غـرق گل از بوسـۀ دست خدا بازوی اوست

ذوالفقـار فاتـح خیبـر، خــم ابـروی اوست

نخـل سرسبـز ولایت قامت دلجـوی اوست

آبـروی آبرومنــدان ز خــاک کوی اوست

از دل گهـواره تـا امـواج خون در علقمه

لحظه‌ای غافل نگردید از حسین فاطمه


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


جمعمان جمع كه تا نقش خیالی بزنیم

كوچه باغی برویم و پر و بالی بزنیم

پای حافظ مِی ای از شعر زلالی بزنیم

جمعمان جمع بیایید كه فالی بزنیم

شاهِ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

بگذارید از این فاصله بویی بكشیم

درِ خُم را بگشاییم و سبویی بكشیم

تیغ ابروی كجش را به گلویی بكشیم

صد و سی و سه نفس نعره ی هویی بكشیم

از دلِ ما چه به جا مانده؟ كه غارت كرده

پسر سوم زهراست قیامت كرده

ماه و خورشید دو حیران و دو سرگردانند

سال ها دل سرِ این طایفه می گردانند

بال در بال فرشته غزلی می خوانند

ما همه بنده و این قوم خداوندانند

آمده تا ز علی تیغ دو دَم را گیرد

قد برافرازد و بر دوش علم را گیرد

جمع مِهر و غضب و جذبه و زیبایی را

در تو دیدیم مسیحایی و موسایی را

محشری كن كه ببینند دل آرایی را

برده ای ارث از این سلسله آقایی را

حق بده مات شود چشم، تماشا داری

هر چه خوبان همه دارند تو یك جا داری


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 03:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


 تو از عشیره نوری ز ایل مهتابی

که هر کجا بروی خاضعانه می تابی

لجام وحشی امواج رام دست تواند

تو از طوایف پیغمبران گردابی

بدون اذن تو خاک آب هم نخواهد خورد

تو پیر معنوی باد و خاکی و آبی

به علقمه که تو با بال پر زدی گفتم

تو از قبیله تصویرهای بی قابی

نمی دهم به تو تصویر مشک، می ترسم

دوباره راه بیفتی ز بس سبک خوابی

حسین روی تو خم شد به سجده و افتاد

از آن زمان همه گفتند مُهر محرابی




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


 نمک چشم تو دریای طلب می طلبد

وصف لعل دهنت باغ رطب  می طلبد

از غباری که نشسته به لب پر ترکم

می شود گفت قدمهای تو لب می طلبد

روز من را شب گیسوی شما کرده سیاه

اصلاً ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد

به خضوعی که خدا در نظرت ریخته است

درک آغوش نگاه تو ادب می طلبد

سخت کرده تب شوق لب تو کار مرا

جگری نیست که بر دوش کشد بار مرا

چه کسی برده در این حاشیه چشمانت را

منکرم نقش زن ناشی چشمانت را

می توانند ملائک بگذارند مگر

آخرین قیمت نقاشی چشمانت را

می کشد با نظر ام بنین جبرائیل

طرح فیروزه ای کاشی  چشمانت را

کار و بارش به سر میکده ها افتاده

دیده هر کس که نمک پاشی چشمانت را

آدم از بادۀ چشم تو هوس می افتد

تو اگر جام دهی میکده پس می افتد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


مائیم و دل و دست و پناه تو اباالفضل

در حسرت یک جرعه نگاه تو اباالفضل

عالم همه بند است به آن گوشه ی چشمت

محشر به همان طَرفِ کلاه تو اباالفضل

دیریست که سینه زن بین الحرمین ایم

زیر عَلَم سبز و سیاه تو اباالفضل

در لحن عراقی و حجازی تو غرق ایم

مدهوشِ رجز های سه گاه تو اباالفضل

دل می بَرَد و می بَرَد و می بَرَد از ما

لبخندی از آن روی چو ماه تو اباالفضل

روزی اگَرَت از عطش و عشق بپرسند

دستان بریده ست گواه تو اباالفضل

ما تشنه ی آب ایم از آن مشک سیاهت

مست نگه گاه به گاه تو اباالفضل

با لشکری از اشک به پابوس تو آئیم

مائیم شهیدان سپاه تو اباالفضل

آن قدر بلند است به تکرار ملائک

در نزد خدا عزّت و جاه تو اباالفضل

تو چشم به راهی که ز در فاطمه آید

ما نیز بدان چشم به راه تو اباالفضل

***

با تشکر از آقای کفشگر برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


ای آن که ز ادراک تو ایمان متصوّر

از پنجه ی لا حولِ تو... طوفان متصوّر

با غرّش تان گشت قیامت متبادر

در علقمه دریای خروشان متصوّر

نام تو نموده ست جهان را مُترنّم

سقّایی و با یاد تو باران متصوّر

«غیرت» رگ جوشیده ی در گردن یار است

تنها به مقام تو شود آن متصوّر

دستان تو آیات بریده ست اباالفضل!

گشته ست چنان سوره ی «رحمان» متصوّر

نام تو کلیدِ ادب و روح نجابت

در پرسش تاریخ، کما کان متصوّر

در شرح تو و دست تو عالم متحیّر

ایثار تو در یاد شهیدان متصوّر

مشک و عَلَم و منصبِ سقّایی ات عباس

در ذهن تو فریاد عمو جان متصوّر

بیچاره فراتی که به کامش نرسیده ست

هستی تو در آن ذهن پریشان متصوّر

تو غرّش پنهان علی در عَرَصاتی

در پنجه ی ایمان تو طوفان متصوّر

***

با تشکر از آقای کفشگر برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست

با بلای عشق عاشق سینه چاک و مبتلاست

مست مستم من الا یا ایها الساقی بیا

یک دو جرعه باز می نوشم می باقی بیا

می مرا از خود جدا کرده به مستی می برد

می مرا هوشیار کرده سوی هستی می برد

می که می نوشم لبانم سرخ و می گونی شود

عاشق لیلای رخسارش چه مجنونی شود

تا که مستم از نگاه او مسلمانی کجاست ؟

چشم او شاعر شده عمان سامانی کجاست ؟

سجده باید کرد بر تولیت چشمان او

تکیه کرده آسمان بر قامت دستان او

جنگ صفین است و با جان رقص شمشیرش ببین

ای صد و ده بیشتر دست علم گیرش ببین


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/03/22 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-ولادت


می آید از بهشت خبرها یكی یكی

امشب گشوده شد همه درها یكی یكی

وقتی علی دوباره قدم می زند به خاك

مبهوت می شوند نظرها یكی یكی

بالا بلندی آمده و پیش قامتش

خم می شوند كوه و كمرها یكی یكی

تنها خلیل نیست كه یعقوب هم رسید

قربانیش كنند پسرها یكی یكی

یك قوم از جمالش و یك قوم از جلال

دل نَه كه می درند جگرها یكی یكی

خورشیدی از قبیله ی هاشم دمیده تا

حیران كُنَد نگاه قمرها یكی یكی

نامش حماسه را به غزل بند می زند

اُمّ البنین به فاطمه لبخند می زند

ای جامع جمیع نشانیِّ مرتضی

عباس نَه تمام جوانیِّ مرتضی

گیسوی توست رشته ی جان امیر عشق

ابروی توست طاق كمانیِّ مرتضی

وقت ركوع میرسد از دستهای تو

بر دست ما عقیق یمانیِّ مرتضی

با تو گدا میان مدینه نیافتم

ای سفره دار سفره ی خوانیِّ مرتضی

وقت نبرد بازوی تو ارث برده است

حال و هوای ضربه ی آنیِّ مرتضی

زینب به روی خاك محال است پا نهد

جز با ركاب حضرت ثانیِّ كربلا

توحید، رستگاریِ از تو شنفتن است

آموزش نبرد فقط از تو گفتن است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/03/21 | 05:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت(حماسی)

 

چشم ها قبله گاه دریا شد

صف مژگان دوست تا وا شد

همه دیدند خیل مژگان را

چشم خیمه پر از تماشا شد

تا كه بالا روند از دوشش

بین طفلان دوباره دعوا شد

دشمن از دور هم نظر می كرد

بس كه حیرانِ قدّ و بالا شد

دست بر دامن كرامت او

همه ی آب های دنیا شد

صاحب جود و تیغ و مشك و علم

آبروی تمام اهل حرم

تیغ تا در مصاف بر دارد

آسمان هم شكاف بردارد

نیست ممكن كه در برابر خصم

ذرّه ای انعطاف بر دارد

بدن او زره نمی خواهد

تیغ را بی غلاف بر دارد

چه مهیب است نعره اش كه ترك

سینه ی كوه قاف بر دارد

بوسه از خاك پای او جبریل

لحظه های طواف بردارد

تك یل كربلا اباالفضل است

باب حاجات ما اباالفضل است


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/03/21 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس (ع)-مدح

 

از بس نوشته اند جمالت منور است

رویت سزای گفتن الله اکبر است

ای حمزه ی رسول گرامی کربلا

محو تو سید الشهدای پیمبر است

ای نافذ البصیره کجا سیر می کنی

چشمت شبیه هیبت چشمان حیدر است

از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی

دستت شفیع امت زهرای اطهر است

سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرد

کی هیبتت به هیبت زینب برابر است

آنان که نام ماه بنی هاشمت دهند

رخسارشان منور صد ماه و اختر است

فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند

آنان که فضلشان همه از فضل داور است

روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند

آنان که از شهادتشان فیض محشر است

دل را شراب صحبت تو مست می کند

ما را خمار بوسه بر آن دست می کند

روز ازل که روز علمداری تو بود

آب حیات تشنه لب یاری تو بود

روزی که جام عشق عطشناک مرد بود

آن روز، روز سید و سالاری تو بود

کافی نبود سر بکشد جام عشق را

تنها کسی که شاهد می خواری تو بود

روزی که هیچ صحبت دلداگی نبود

صحن الست صحنه ی دلداری تو بود

دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو

لب تشنگی متاع خریداری تو بود

چشم و سر و دو دست تو دادُ الست داد

شرم شریعه از عرق جاری تو بود

وقتی تنت نشست ز مستی میان نور

عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود

بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد

فخر خدا برای گرفتاری تو بود

آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا

زهرا کنار علقمه در یاری تو بود

آن ساقی آفرین که تو را آفریده است

مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است




موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/03/20 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


"یا من هو اسمه دوا" عبّاس است
"
یا من هو ذکره شفا" عبّاس است
کعبه ست حسین و کربلا هم قبله
در مذهب ما قبله نما عبّاس است





موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/03/20 | 08:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


نپردازید بی تسبیحِ خالق

به مدحِ بنده ای هر چند لایق

نپردازید بی ذکر الهی

به ذکر بنده حتی گاه گاهی

مرا حمد خدا شیرین تر از مدح

ثنای کبریا شیرین تر از مدح

اگر من عبد صالح نام دارم

اطاعت را عبادت می شمارم

اطاعت از خدا تنها وفا نیست

عبادت بی ولایت راه ما نیست

عبادت از علی آموختم من

اطاعت از ولی آموختم من

نباشد هیچ حاجت از بهشتم

که جنّت هست در ذات سِرشتم

سرشتم طالب ماه ولایت

بهشتم رفتنِ راه ولایت

سرشتم فخر دارد ایها الناس

که نامم را علی بگذاشت عباس

مرا این بِه ز جنّات برین است

که نام مادرم امّ البنین است

من آقا زادۀ ام البنینم

اَباالفضلِ امیر المومنینم

مقام مادرم را قدر دانم

کنیز زینب کبراش خوانم

مقام مادرم در بیتِ مولا

کنیزیِ همه اولاد زهرا


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/03/19 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-ولادت


آسمان امشب ز دامن جای گل ریزد ستاره

مـاه، سرگرم تماشـا مهـر مبهوت نظاره

مرحبا! ای ماه شعبان، ماه آوردی دوباره

مـاه آوردی دوبـاره ماه، نه! یک ماه‌پاره

قلب آل‌الله خرم، چشم خیرالناس روشن

خانۀ مـولا شده از طلعت عباس، روشن

****

چشم دل بگشا که وجه خالق اکبر ببینی

شیـر ثـارالله را در دامـن حیـدر ببینی

بلکه در آغوش حیدر، حیدر دیگر ببینی

ساقـی عترت کنار ساقـی کوثـر ببینی

چشم شو تا بنگری آیینۀ حق‌الیقین را

شیـر ثارالله و شمشیر امیرالمؤمنین را

****

فاطمـه! ام‌البنین! شیرخـدا را شیر زادی

مرحبا! مادر! که بر دست خدا شمشیر زادی

سـورۀ انـا فتحنـا را بهیـن تفسیر زادی

لشکـر پیـروز دشت کربلا را میـر زادی

شیرِ شیر داور است این پای تا سر حیدر است این

فاش می‌گویم کـه زهرا را حسین دیگر است این

****

روی، داور دست، حیدر خصلت و خوی رسولش

سیر معراج الهی هم صعودش هم نزولش

کیست این ریحانه‌yالحیدر کـه زهرای بتولش

کرده در اوج سرافرازی به فرزندی قبولش؟

نقش پیشانیش باشد این که این یار حسین است

حضرت عبـاس، سقـا و علمــدار حسین است

****


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/03/18 | 06:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مناجات


داری به یک فرات بدل می کنی مرا

مضمون صد شریعه غزل می کنی مرا

من عمق بی کسی تو را درک می کنم

وقتی شبیه مشک بغل می کنی مرا

پیش تو هیچ مشکلی آنقدر سخت نیست

در ظرف چند ثانیه حل می کنی مرا

اینقدر در مدار خودت دور من مگرد

داری در این مدار، زحل می کنی مرا

صبح است ساقیا و تو آیا به یک نگاه

مهمان دو پیاله عسل می کنی مرا؟




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح

 

بین شك كردگان اگر انداخت

چهره در چهره ی قمر انداخت

سلسله كوهِ هاشمی شد چون

دست در بازوی پدر انداخت

زلف را ریخت روی شانه ی باد

باد را بین دردِ سر انداخت

اكثر دشمنان خود را او

نه كه با تیغ، با نظر انداخت

از كمانی كه داشت از دستش

مژه اش تیر بیشتر انداخت

یكی از ترس او سپر برداشت

یكی از هیبتش سپر انداخت

آمد عباس نصف لشگر را

از تكاپو همین خبر انداخت

ظهر فهمید طعم مُردن را

هر كسی را كه در سحر انداخت

شیر را كرد شیرِ در كاسه

تا بنوشد در او شكر انداخت




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


گر غم به دلت داری، غمخوار ابالفضل است

دل را نده بر هر کس، دلدار ابالفضل است

مجموعه ی تقوا و، ایثار ابالفضل است

در لشکر ثاراله، سردار ابالفضل است

آری ادبش را او از، ام بنین دارد

صد خادم درباری، چون روح الامین دارد

از قامت او پیدا، روی پدرش باشد

هر خصم فراری از، تیغ و سپرش باشد

نذر پسر زهرا، دستان و سرش باشد

خورشید حسین است و، این هم قمرش باشد

شد ماه بنی هاشم، تنها لقب عباس

مهتاب خورَد غبطه، بر خال لب عباس


ادامه این شعر

موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


نام سقا دیده ها را خوب گریان می کند

دیده ی پر اشک را سقا چراغان می کند

او بُود باب الحسین ذُخر الحسین عبد الحسین

عالمی را بر در ارباب مهمان می کند

هر که می گوید حسین آغوش بگشاید بر او

بر دل سینه زنان لطف فراوان می کند

دست داده تا بگیرد دست هر افتاده را

این اباالفضل است بر ما لطف و احسان می کند

" خلق می دانند در بهدار ی قرب حسین

دردها را بیشتر عباس درمان می کند"

مادرش ام البنبن هم ضامن عشاق اوست

در قیامت شیعیان را شاد و خندان می کند

دست او بر دست زهرا روز محشر دیدنی ست

دست او مشکل گشایی از محبان می کند

پیش او از معجر زینب سخن گفتن خطاست

این سخن عباس را زار و پریشان می کند

سی شب ماه محرم باید از عباس گفت

گفتن از او لطف مهدی را نمایان می کند




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-مدح


منم ماه بنى هاشم که عباس است نام من

بود ام البنین مام و، على باب کرام من

من آن سرباز جانبازم که از لطف خداوندى

لبالب از مى حب حسینى گشته جام من

من آن مرد سلحشورم که بهر کشتن دونان

بود شمشیر تیز شاه مردان در نیام من

من آن شیرم که چون افتد به دامم دشمن قرآن

نباشد بهر او راهى که بگریزد ز دام من

من آن علمدارم که اندر عرصۀ هیجا

سر دو نان، چو گویى، نرم گردد زیر گام من

بود این افتخارم بس، که گوید خسرو خوبان

بود عباس نام آور نگهبان خیام من

غلام و جان نثار و چاکر و عبدم به دربارش

که اندر رتبه شاهانند در عالم غلام من

ندادم تن به زیر بار ظلم و ذلت و خوارى

که بر ذرات عالم گشته واجب احترام من

نکردم بى وفایى با حسین، آن خسرو خوبان

به عالم گشت ثابت زین فداکارى مقام من

نخوردم آب و، دادم تشنه جان و، در درون آب

ز سوز تشنگى مى سوخت بهر آب کام من

نگردد خوار و زار و زیردست ظالمان هرگز

نماید پیروى کردار هر کس بر مرام من

رسان (ژولیدۀ ) محزون درورد گرم و بى پایان

به نزد دوستان من پس از عرض سلام من




موضوع: حضرت عباس (ع)،  ولادت حضرت عباس(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.