حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ای علی اکبر امام حسین

شبه پیغمبر امام حسین

مصحف زرنگار وحی خدا

سوره ی سجده دار وحی خدا

شاه و مولای واجب التعظیم

ماه سیمای واجب التعظیم

شور شیدایی شب شیعه

ذکر تکبیر بر لب شیعه

بال زرّین پر حسین سلام

اولین حیدر حسین سلام

با تو دل پُر زِ عشق حیدر شد

لبم از نام تو معطر شد

آمدی و گدای اصغر تو

ز قدومت گدای اکبر شد

ای دلارآی مادر لیلا

وی تمنای عالم بالا

تو شدی ماورای درک عقول

ناطقاً منطقاً شبیه رسول

شبه پیغمبر حسین سلام

علیِ اکبرِ حسین سلام

هر چه مدح ترا کنیم کم است

جان برایت فدا کنیم کم است

تو جمال و جلال حق هستی

وجه در اعتدال حق هستی

ای که مداح حضرتت مولاست

حرف تو حرف اولیای خداست

چون شبیه نبی شدی تمجید

سخنت وحی بوده بی تردید

یا علیِّ بن عالی اعلاء

السلام یا بن سید الشهداء

ای نبی سیرت تمام عیار

مرتضی مثل و فاطمه آثار

تو چو پیغمبر آفریده شدی

نور بودی زِ قدس دیده شدی

نور بودی میانه ی شب ها

سایه سارت پناه زینب ها

مثل عباس در رکاب حسین

قمر اَستی و ماهتاب حسین

نورالانوار، فوق نور سلام

ای اذان پر از حضور سلام

علی ای مظهر صفات خدا

ای صدای اذان عاشورا

با اذانت، اذان اقامه شده

یاد پیغمبران اقامه شده

با اذانت حسین روح گرفت

عرصه ی کربلا شکوه گرفت

کربلا؛ ای موذن مولا

در دل دشمنان؛ قسم بخدا

از اذان تو ولوله افتاد

لرزه بر جان حرمله افتاد

ای علی اکبر حسین صفات

بر تو و بر اذان تو صلوات

. . .

کربلا عرصه ی جلال تو بود

عرصه ی جلوه ی جمال تو بود

تا ابد افتخار خوابیدن

زیر پای حسین مال تو بود

در صف لشگر کوفه هر یل که

وجهه ای داشت پایمال تو بود

در تلاش مکیدن لب یار

العطش گفتنت کمال تو بود

به لبان حسین بوسه زدی

آه این آخرین مجال تو بود

ارباً اربا شدی برای پدر

پدرت هم قتیل حال تو بود

تا کنار تن تو زینب دید

پدرت عازم وصال تو بود

دست خود را به سمت معجر برد

فکر مردن حسین از سر برد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


از کوی صفا بوی وصال آمده امشب

زیبا صنمی ماه جمال آمده امشب

پیچیده به شهر نبوی عطر  محمد(ص)

بر چشمه ی جان آب زلال آمده امشب

میلاد همایون علی بن حسین است

جانانه ببین با چه جلال آمده امشب

بر اهل ادب میرسد از غیب بشارت

خوش باش شب دفع ملال آمده امشب

از پرده برون گشته به شعبان مه لیلا

به به چه درخشنده هلال آمده امشب

ای سایه نشینان لوای علی اکبر

بر مجلستان حسن و کمال آمده امشب

مرغ دل یاران همه در جشن ولادت

چون طبع «کلامی» به مقال آمده امشب



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

امشب سخن ز جام میِ ناب میکنم

کی اعتنا به صورت مهتاب میکنم

نذر قدوم یوسف لیلائی حسین

خود را ذبیح خانۀ ارباب میکنم



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


ای که بر روشنای چهره‌ی خود نور پیغمبر سحر داری

نوری از آفتاب روشن‌تر رویی از ماه خوب‌تر داری

تو کدامین گلی که دیدن تو صلواتی محمدی دارد

چقدر بر بهشت چهره‌ی خود رنگ و بوی پیامبر داری

هجرتت از مدینه شد آغاز کربلا شاهد سلوک تو بود

کوفه چون شام ماند مبهوتت تا کجاها سر سفر داری

باوری سرخ بود و جاری شد «اَوَلَسْنا عَلَی الحَق» از لب تو

چه غرور آفرین و بشکوه است مقصدی که تو در نظر داری

با لب تشنه بودی و می‌سوخت در تف کربلا پر جبریل

وقت معراج شد چه معراجی، ای که از زخم بال و پر داری

از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد

عشق می‌داند و جنون که چقدر شوق پابوسی پدر داری

شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش‌گوشه

گوشه‌چشمی، عنایتی، لطفی، تو که از حال ما خبر داری

در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم

با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته بیشتر داری



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


خورشید می بوسد سر زلف سیاهت را

آیینه دارد آرزو طرز نگاهت را

از آسمان سمت زمین هر شب بیاید ماه

رخصت بگیرد بوسه از رخسار ماهت را

ای از تبار آینه ، آیینه دارت ماه

خورشید می نوشد مناجات پگاهت را

با تو زمین دارد هوای روز بعثت را

چشم جهان هرگز ندیده این شباهت را

آیینه ی روی نبی از عرش می آید

یعنی زمین آغوش واکُن تکیه گاهت را

**

شمشیرها در کربلا آغوش وا کردند

افسوس ای عرش خدا پشت و پناهت را ...



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


دریا شُدی حسین گُوهَر در بیاوَرَد

طوبیٰ شدی که عشق ثَمَر در بیاوَرَد

یا آسمان که شمس و قمر در بیاوَرَد

از رازِ چشمهای تو سر در بیاوَرَد

امشب زِ خنده های تو پَر در بیاوَرَد

سر تا به پا حسن شده ، پا تا به سر حُسین

از هر طرف پیمبری از هر نظر حسُین

با برگ و بار و رویِ تو شد باروَر حُسین

شیرین تر از عسل شده ای تا مگر حُسین

با بوسه از لبِ تو شکر در بیاوَرَد

جبریل آمده به سلام ِشما رِسَد

شاید به فیضِ حَضِ کلامِ شما رِسَد

جایی نداشت تا سرِ بامِ شما رِسَد

خواهد اگر به پایِ غلامِ شما رِسَد

باید که چند بالِ دگر در بیاوَرَد

محرابِ اَبروانِ تو شد قتلگاهِ ما

شد مُشتَبه زِ قبله به میخانه راهِ ما

ای بهتر از هزار یقین اشتباهِ ما

در دستِ چشمِ توست تمامِ صَلاحِ ما

تا جانِ ما به نیم نظر در بیاوَرَد

پیغمبرانه خَلقاً و خُلقاً فقط تویی

اعجازِ بیت های مُطَنطَن فقط تویی

طوفانِ تند بادِ تَهَمتَن فقط تویی

کابوسِ سختِ زَهره یِ دشمن فقط تویی

تیغت کجاست تا که جگر در بیاوَرَد

تفریح میکنی به همین تار و مار ها

بگذار تا کمی بنشیند غُبار ها

تا بنگرم که پُر شده خاک از مزارها

پیچیده است ناله ی شان اَلفَرار ها

حیدر رسیده است پدر در بیاوَرَد

ای در سُرادِقاتِ الٰهی مَحافِلَت

سجّاده یِ حسین شکوهِ نوافِلَت

ای جلوه یِ جمالی اش اخلاقِ کامِلَت

ای جذبه یِ جلالِ خدا در حَمایِلَت

از ما نگاه توست که زَر در بیاوَرَد

از پُشتِ در ببین که گدا سر به شانه است

از پُشتِ در ببین که بهانه اِعانه است

از پشتِ در ببین که گدایی بهانه است

در غیبتِ پدر پسر آقایِ خانه است

ارباب دستِ معجزه گر در بیاوَرَد

عرشی شدیم با نفسِ جاودانه ات

با بویِ سیبِ زمزمه هایِ شبانه ات

از اشک هایِ نیمه شبِ عاشقانه ات

تو در دعا و دامنِ تو بینِ خانه ات

صدها شکوفه وقتِ سحر در بیاوَرَد

ما را که کُشته کربُبَلایت هنوز هم

ما را به خون نشانده صدایَت هنوز هم

پایینِ پا فقط شده جایَت هنوز هم

ارباب زاده ای و گدایَت هنوز هم

سر را گرفته است که بر در بیاوَرَد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


سحر آمد كبوتریم همه

اكثراً ناز میخریم همه

عاشقی دردسر كشیدن داشت

غالباً ما گِران سَریم همه

به گریبانِ ما نگاه مكن

جامه از شوق میدریم همه

به پدر مادرِ تو مدیونیم

رعیت هستیم ، نوكریم همه

كُنهِ الله اكبرید شما

ما گدایان اكبریم همه

بردن نام تو طَرَب دارد

گر نمیرد كسی عجب دارد

سَلَّم الله لطف دستانت

كَثَّر الله لقمه نانت

عَوَضم کرد گوشه ى چشمت

طَیِّب الله بر دو چشمانت

من و غیر از شما مَعاذَ الله

قَدَّسَ الله عشقِ سوزانت

هرچه میخواستم دو چندان داد

نَوَّرَ الله بِیت احسانت

بَسكه مَمْسوسِ ذات، جلوه شدی

قُل هو الله شد غزل خوانت

حضرت مرتبط بذاتُ الله

اَشهد اَنّك صِراطُ الله

وَ فَدَیْناه جُرعه نوشِ دَمت

و اِذا الشّمس میدهد قَسَمَت

ما به إِنَّ اصْطَفا گرفتاریم

مصطفی هم به اَبروانِ خَمَت

بی جهت نیست جلوه یِ حَسَنیت

مجتباییست سفرهِ ى كَرَمت

خوش اذان حسین ، والِه شد

مأذنه زیرِ سایه ى علمت

ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعرِفَتِك

هرچه گوییم باز هست كَمت

اى وَرا از سخن علی اكبر

همه ى پنج تن علی اكبر

در نگاهت شراب ریخته اند

جَذبۀ مستجاب ریخته اند

دورِ میخانه ى لَبت چِقَدَر

مستِ خانه خراب ریخته اند

خون ما را به پای خوب كسی

بی سوال و جواب ریخته اند

زیر سجّاده ى نمازِ شبِ ...

تو زِبَرجدّ ناب ریخته اند

كیست غیر تو این همه حیدر

در رَگت بوتراب ریخته اند

ای جلالت تمام قد زهرا

خنده های تو مى شود زهرا

كوثر آوارۀ تو، زمزم هم

عِیش بیچارۀ تو شد، غم هم

همه دورِ سرِ تو می گردند

نوح و هود و خلیل ، آدم هم

بی تو یك دَم نمیتوانم ، نه

نه ، اضافیست بی تو یك دَم ، هم

لیلة القدرِ ما ولادت توست

روضه ى هشتمِ محرّم هم

مستِ تو، هم حسین، هم زینب

عاشق تو، خودِ خدا هم، هم

كربلا نام توست سرتاسر

مست پایینِ پاست، بالا سر

نَفحِۀ نابِ نوبهارى تو

ما كویریم، تا بِبارى تو

یك بنى هاشمند در طلبت

كُشته مُردۀ زیاد دارى تو

اسدُ الله زاده اى حتماً

یِكّه تازى و تكسوارى تو

ابرویت ،گیسویت، لبت، چشمت

صاحب چند ذوالفقاری تو

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَقَت میگفت

صاحب منبر ِقصاری تو

نوكرىِ تو شد نشانىِ ما

اى به قربانِ تو جوانى ما

از لبت آبشار، بوسه گرفت

پدرى بی قرار، بوسه گرفت

عمه ات با نواىِ لالایی

از تو در گاهوار، بوسه گرفت

عطشِ كامِ تو بهانه شد و

لبت از كامِ یار بوسه گرفت

دیدی آخر سَرَت نظر خوردی

از تنت نیزه دار بوسه گرفت

ارباً اربا شدن بدین معناست

نیزه اش چندبار بوسه گرفت

دست و پایى زدی دلی خون شد

عمه از خیمه گاه بیرون شد

مرغِ بِسْمِل بدونِ پر سخت است

گریه ى دیدگانِ تر سخت است

دیدن دست و پا زدن هایت

وسط اینهمه نظر سخت است

دیدنِ شاه بر روى زانو

به تو سوگند، بیشتر سخت است

بین این خنده ها و هلهله ها

ولدی گفتنِ پدر سخت است

پیش چشمِ پدر به روی زمین

تنِ پاشیده ى پسر سخت است

از بنی هاشم او عبا میخواست

پیرمردی غمین، عصا میخواست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


شاه امروز آفریده شاهکار دیگری

احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری

لشکر ارباب میگیرد وقار دیگری

مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری

بیشتر امشب شب خوشحالی سقا شده

چونکه حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده

او برای زینب کبری رکاب آورده است

عمه زینب هم برای او نقاب آورده است

هدیه ای را هم برایش بوتراب آورده است

مرکبی در شان پیغمبر....عقاب آورده است

نیست جایی خوش قدو بالاتر از این آینه

ام لیلا تکیه زد بر جایگاه آمنه

از فراز خانه اش نور کرامت می گذشت

قدر او که هیچ قدش از قیامت می گذشت

غرق در ذات خدا بود از علامت می گذشت

بود در شانش ولیکن از امامت می گذشت

شیر دارد بی امان با شیر بازی می کند

تا که اکبر با عمو شمشیر بازی می کند

پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجاده ای

بعد پیغمبر به او دل داده هر دل داده ای

ای فقیران سفره  دارد ، سفرۀ آماده ای

اوست آقا زاده ام آن هم چه آقا زاده ای

در مقام او جهانی بانگِ یا هو می زند

وقت مدحش ناصرالدین شاه  زانو می زند

وقت معراجش رسول و وقت خیبر مرتضی

بین خانه چون پیمبر ؛ بین لشکر مرتضی

سر ، رسول الله هست و هست پیکر مرتضی

نیمی از پیکر نبی و نیم دیگر مرتضی

دست هایش چون که بر هم سخت محکم می شود

باز هم عید غدیر خم مجسم می شود

مثل مادر آسمان ها را تماشا میکند

آسمان در گیسویش خورشید پیدا می کند

کیست این آقا که ما را نیز آقا می کند

خواهر کوچکترش هم کار زهرا می کند

صاحب بالاترین عنوان و منصب می شود

شانه ی او تکیه گاه عمه زینب می شود

کعبه از شش گوشۀ ارباب کم می آورد

نام او افلاک را زیر قدم می آورد

صحبت از شش گوشه شد ؛حرفی که غم می آورد

باز هم دارد مرا سمت حرم می آورد

هرچه باداباد من این روزها لیلایی ام

هرکه جایی را پسندد من که پایین پایی ام

مرهمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد

خواست برخیزد حسین بن علی از جا نشد

خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد

آخرش هم پیکر تو در عبایش جا نشد

داد زد بابای پیرت ، آه زینب ، اکبرم..

ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


صوت نبوی‌ست جاری از هر سخنش

صد یوسف مصر، خفته در پیرهنش

در شهر، کرمخانه‌ی او شهره شده ست

این است که خوانده اند، ابن الحسنش



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


فروغ چهره خوبان، شعاع طلعت توست

کمال حُسن تو، مدیون این ملاحت توست

به خَلق و خُلقِ رسول و به منطقِ نبوی

فزون‌تر از همه کس، در جهان شباهت توست

از این شباهت بی‌حد، در اشتباه افتند

که این ولادت طاهاست، یا ولادت توست

ز خال روی تو، پیدا سیادت تو بود

ز حُجب فاطمه، یک سایه هم به طلعت توست

ز احمد و ز حسین و، ز حیدر و زهرا

نشانه‌ای به سراپای سرو قامت توست

به پیکر تو مجسم، لطافت روح است

عجب بود که درین خاکدان، قامت توست

نگاه مهر تو، غارتگر دل پدر است

عیان به چشم سیاهت، غم شهادت توست...

عجب نباشد اگر، بر «حسان» کنی احسان

که لطف و مرحمت بی‌شمار خصلت توست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


لرزانده شکوهت تنه‌ی لشکر را

بر هم زده‌ای هیمنه‌ی لشکر را

طوفان نگاه تو ز هم پاشیده‌ست

از میسره تا میمنه‌ی لشکر را



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


منت خدای را که شب غم سرآمده

صبح وصال با همه خوبی بر آمده

درمشرق جلالت خورشید کربلا

ماهی ز آفتاب فروزانتر آمده

خورشید هم به گرد شکوهش نمیرسد

این ماه کز حریم  حسینی بر آمده

زیبا رخی که آمده درخانه ی حسین

پیغمبر است یا که علی اکبر آمده

درخلق و خلق و صورت و سیرت چنان نبی

باور کن  ای مدینه  که پیغمبر آمده

تبریک بر حسین که امشب پدر شده

لیلا  عروس فاطمه هم مادر آمده

سرچشمه ی جدا شده از کوثر بهشت

آئینه ی  تمام  پیام  آور آمده

دارد حسین شوق مضاعف که بهر او

تنها نه یک پسر که بر او یاور آمده

نام علی برای حسین است افتخار

این افتخار با پسرش اکبر آمده

آن خال هاشمی که ز زینب ربوده دل

سیراب بوسه ی پدر و مادر آمده

عشق مجسم است که در دیده جلوه کرد

روح  مجرد است که  در پیکر آمده

گیسوی او روایت حبل المتین کند

ابروی ذوالفقاری او صفدر آمده

کمتر گلی به خوبی او دیده شهر وحی

گلخانه ای که آن همه گل پرور آمده

زیبایی جمال علی را نداشته است

هرجا ملک به صورت انسان در آمده

یوسف که دلبرانه دل از مصریان ربود

دیوانه ی کرشمه ی این دلبر آمده

قرآن کند وجاهت یوسف بیان ولی

یوسف بیا ببین ز تو زیباتر آمده

اکبر که حُسن از رخ او وام برده است

اکبر که چرخ در بر او اصغر آمده

از منطقش مپرس که چون مصطفی بود

از صولتش مگوی که چون حیدر آمده

انگشتر رسالت  خیرالانام را

از مخزن مشیت حق گوهر آمده

بهر  دفاع از  حرم  قدس کربلا

این تکسوار عشق به جان و سر آمده

ششگوشه قبر حضرت او عقل دید و گفت

جانم که  پیش پای پدر با سر آمده

از ما سلام باد به ششگوشه مرقدش

آنجا که قبله ی حرم داور آمده

فردا بهشت عاشق و مشتاق زائری است

که امروز عاشقانه سوی این در آمده

منت خدای را که موید دوباره هم

مدحتگر حسین و علی اکبر آمده



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


از صورت چون ماه پیمبر خواندند

از هیبت و اقتدار حیدر خواندند

شد جلو‌ه‌ی احمد و على، آینه‌ای

آن آینه را علیِّ اکبر خواندند



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1395/07/18

امام علی(ع)-مدح


از پیمبر یا خدا درباره ی حیدر بپرس

یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس

معنی مرد خدارا نیمه شب از نخل ها

معنی شیر خدا را روز از لشکر بپرس

هیچ دیواری نمی شد مانع راه علی

از شکاف کعبه و دروازه ی خیبر بپرس

نه !فرار ازجنگ هرگز درمرام شیر نیست

قصه را از بدر یا احزاب یا خیبر بپرس

در دل تاریخ آوای((سلونی))زنده است

مشکلات سخت را از صاحب منبر بپرس

گاه برترمی شودیک نوکر ازصد پادشاه

این تناقض علتی دارد که از قنبر بپرس

درجهنم با علی یا در بهشت بی علی?

شوق آتش را از ابراهیم پیغمبر بپرس

**

جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟

ما نمی فهمیم این را از علی اکبر بپرس

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1395/07/18

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت


دل حرم میشود سحر گاهی

که شود صحن دیده تر گاهی

قطرۀ آب در مرور زمان

میکند در حجر اثر گاهی

دل من سخت تر ز سنگ که نیست

امتحان کن بر این جگر گاهی

ای خریدار بر رضای خدا

جنس پس مانده را بخر گاهی

یعنی آنقدر بی بها هستم

نیستم لایق نظر گاهی

بین سجاده دیده بر راهم

نیمه شب میشود خبر گاهی

بنده ای را که دست و پا گیر است

همرهت تا خدا ببر گاهی

قتلگاهی به پا کنی با ناز

گر ازینجا کنی گذر گاهی

پسری که کریم زاده بود

میکند جلوه ی پدر گاهی

تاج اصحاب علی یا علی اکبر

یابن ارباب یا علی اکبر

تو مطهر شدی زهرچه بدی

تا بگوئی ز نسل لم یلِدی

صدو ده بار هو کشم زجگر

که تو با کعبه زاده هم عددی

همه دلگرمی ام محبت توست

یابن لیلا “علیک معتمدی”

گرتو شاگرد مجتبی هستی

دست خالی نمی رود احدی

ناز تو فاطمی تر از همه است

راه دلبردن از علی بلدی

نوه ی ارشد دو دریایی

موجی از عشق گاه جذر و مدی

جای مادر بزرگ تو خالی

زود پر زد به وادی ابدی

تو ز هر پنج تن نشان داری

تو حدیث کسای مستندی

جز برای دل ابوفاضل

پرده از روی خویش پس نزدی

تا خدا پرده از رخ تو کشید

چشم عباس مصطفی را دید

تاکه بابا تو را صدا میکرد

محشری در حرم به پا میکرد

با نگاهی به قد وبالایت

یاد پیغمبر خدا میکرد

توکه هستی که پیر میخانه

با مناجات تو صفا میکرد

ای دل آرام خوش صدای حجاز

مأذنه بر تو اقتدا میکرد

آتش روی بام خانه ی تو

کوچه ها را پر از گدا میکرد

هرکسی داشت نذر پیغمبر

به در خانه ات ادا میکرد

بسکه با غمزه راه میرفتی

پدرت پشت سر دعا میکرد

دور از چشم  شور مردم شهر

از رخ تو نقاب وا میکرد

بوسه ای از لب تو هر دردِ

پدری پیر را دوا میکرد

گوشه ای مینشست و با زینب

نظری سوی مجتبی می کرد

بعد میگفت این پسر غوغاست

چقدر شکل مادرم زهراست

تو ز اجداد خود چه کم داری

نسبی پاک و محترم داری

وارث آدم و کلیم و مسیح

بهر احیای مرده  دم داری

گشته شش گوشه این حرم یعنی

تو جدا گانه یک حرم داری

که زیارات کامل و متقن

همچونان سایر امم داری

تو ز پایین پا ولایت بر

کرسی و نون و والقلم داری

مابه نام تو سینه زن شده ایم

حق شاهی بر عجم داری

تو که باب الحوائجی بی شک

بسکه آقایی و کرم داری

یک قدم تو عقب تر از عباس

برسر دوش خود علم داری

شانه هایت ز بس مودب بود

دومین تکیه گاه زینب بود

خیز و شمشیر مرتضی بردار

بزن ای شیر بردل کفار

زره مصطفی بپوش علی

در رکاب عقاب پا بگذار

نعره ای زن منم علی اکبر

نوه ی حق حیدر کرار

همچو شیری بزن به قلب سپاه

تابریزی به هم یمین و یسار

ضجه ی کوفه را درآوردی

ای ابر مرد عرصه ی پیکار

هر طرف تاب میدهی تیغت

کشته سازی ز کشته بسیار

تشنگی را بهانه فرمودی

رو نمودی به جانب دلدار

لب نهادی بر آن لبان خشک

گفتی آهسته این سخن با یار

کی محاسن سپید در بندم

دست خود از محاسنت بردار

تا که دلکنده از تو بابا شد

بالهای شهادتت وا شد

ناگه از دشت یک صدا آمد

ناله ی ای پدر بیا آمد

پدر آمد ولی چه آمدنی

چه کسی گفته روی پا آمد

پیرمردی کنار نعش جوان

با سر زانو از قفا آمد

روضه ات گشته شرح موت حسین

وسط هلهله نوا آمد

آنچنان نعره زد علی ولدی

ناله اش بین که تا کجا آمد

دست خود را گرفته روی سر

زینب از سوی خیمه ها آمد

شد حسین زنده با دم زینب

پای معجر میان تا آمد

با تن ریخته بر زمین چه کند

نوبت یاری عبا آمد

شب جمعه است بس کن ای شاعر

چونکه مادر به کربلا آمد

هر شب جمعه کربلا غوغاست

فاطمه روضه خوان کرب وبلاست



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1395/07/18

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت


سینا شدن سینا شدن سینا شدن داری

با این بدن اندازه ی صحرا شدن داری

آتش فروزان است قدر شعله ای ، امّا

این وادی طور است پس موسی شدن داری

داری می آیی ، خوش قد و بالایی اسماعیل!

انگیزه در قربانی بابا شدن داری

الیاس نه ، ادریس نه ، بالاتر از آنی

خونت گواهی می دهد یحیی شدن داری

گفتند پیغمبر نخواهی شد ، چه بد گفتند

وقتی شبیهی اینقدر ! طاها شدن داری

در مرغ بسمل بودنت شکی ندارم ، تو

در بطن بسم الله قصدِ ( با ) شدن داری

ممسوس در ذات خداوندی ، چه مجنونی!

فرزند لیلا ! ریشه در لیلا شدن داری

در ما رأیتُ... می شوی پیدا ، زمانی که

عزم به خون غلطیدن و زیبا شدن داری

دریا زبان زد ، تشنگی را در دهانت سوخت

ای چشمه جاری شو برو ، دریا شدن داری

دشمن علی را دیده در رزم تو ، قطعاً که

إربا شدن إربا شدن إربا شدن داری

صحرا نشد با پیکرت اندازه ، اما عشق

وقتی عبا گسترده باشد ، جا شدن داری

هل من معینی می رسد از گوشه ی مقتل

ای إرباً إربا ! باز قصدِ پا شدن داری...



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1395/07/18

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


رخش چه صبح ملیحی لبش چه آب حیاتی

علی اکبرلیلاست به چه شاخه نباتی

بدون چشمه ی لعلش نبود در همه هستی

نه چشمه ای نه قناتی نه دجله ای نه فراتی

دمیده برسردنیا چه آفتاب بلندی

رسیده درشب لیلا چه ماه بابرکاتی

قدش چه سروبلندی چه گیسویی چه کمندی

چه مرتضی سکناتی چه مصطفی وجناتی

چه دلبری چه دلیری چه بی مثال و نظیری

چه یوسفی چه عزیزی چه ماورای صفاتی

حواس قافله رفته است در صدای اذانش

هلا چه حی علایی چه عجلوا بصلاتی

حسین با پسرش رد شدند از غزل من

پسر چه ماه جمیلی پدر چه باب نجاتی

چه روز ها که به لیلا گذشت ورفتی و می گفت

)مضی الزمان وقلبی یقول انک آتی(



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1395/07/18

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت


ما گرفتار آفریده شدیم

عاشق ِیار آفریده شدیم

خاک ما را ز باده گِل کردن

مست دیدار آفریده شدیم

به امیدى که ذبح مان بکنند

نذر دلدار آفریده شدیم

نسل در نسل عاشقت هستیم

آبرو دار آفریده شدیم

چون که آخر تو میخرى ما را

سرِ بازار آفریده شدیم

لذتى دارد این اسیر شدن

پاىِ این خانواده پیر شدن

روزگاریست در تمنائیم

مثل قطره میان دریاییم

پسرِ ارشد امام حسین

ما همه نوکرِ تو آقاییم

هر کجا بوى زلف تو آید

سر گرفته به دست مى آییم

کاش مادر بزرگ تو بود

همه امشب به یاد زهراییم

بى جهت نیست عاشقت شده ایم

بى جهت نیست مست و شیداییم

در میان عروس هاى على

ما گرفتار ام لیلاییم

ریشه دارد کسى که نوکر توست

مادر ما کنیز مادر توست

خوش بحالِ دلی که ساغر شد

گریه ها کرد تا مطهر شد

هرکسی دید ابروانِ تو

زائر صورت پیمبر شد

راه می رفتی و به دنبالت

دلِ سادات تنگ  مادر شد

همه گفتند پنج تن یک جا

رویِ دستِ حسین اکبر شد

دست پروردۀ امام حسن

چه کسی نا امید از این در شد

نمکِ سفرۀ علی خوردی

طرز جنگیدنت چو حیدر شد

با تو شش گوشه شد ضریح حسین

چون مقامِ تو فوقِ باور شد

ما همیشه حرم که آمده ایم

قبل از ارباب بر تو رو زده ایم

از پسرها جگر درست شده

از جگرها پسر درست شده

چقَدَر باغبان خمیده تا

پیش چشمش ثمر درست شده

وقت نقاشىِ سرِ زلفت

شاهکار هنر درست شده

قد کشیدى و زیر سایۀ تو

بهر عمه سپر درست شده

وقت جان دادنِ جوان انگار

دردها در کمر درست شده

با تماشاى دست و پا زدنت

قتلگاه پدر درست شده

بهر یک پیرِ مرد ِخورده زمین

چقدر درد سر درست شده

از علىِ حسین بر دستش

صد و ده تا پسر درست شده

زود عباس با عبا آمد

کار بدست قمر درست شده

عمه مضطرب شده زجا بر خیز

حرف معجر شده ز جا برخیز

خواستم تا بغل کنم بدنت

ریخت از لاى پنجه ها تنت

آبرویم میان لشگر رفت

از جگر لحظۀ صدا زدنت

یوسفم گیر گرگ افتادى

پنجه پنجه شدست پیرهنت

جگرم ریخته به هم چه کنم

با تماشاى دست و پا زدنت

چه کنم تا کمى نفس بکشى

چه کنم  وا شود کمی دهنت

از لبت خون لخته مى پاشَد

مثل جان دادن عمو حسنت

مثل کوچه تو گیر افتادى

همه با هر چه بود میزدنت

پشت در یک عبا روى مادر

کربلا این عبا شده کفنت

قد خمیده یکى یکى از خاک

در عبا جمع میکنم بدنت



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


نوزاد حسین جلوه اش مصطفویست

دقت که کنی خَلقاً و خُلقاً نبویست

تبریک بگویید به ارباب که او

نامش ، نسبش ، خودش ، جمالش علویست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


دل حرم می شود سحرگاهی

که شود صحن دیده تر گاهی

قطره ی آب در مرور زمان

می کند در حجر اثر گاهی

دل من سخت تر ز سنگ که نیست

امتحان کن بر این جگر گاهی

ای خریدار بر رضای خدا

جنس پس مانده را بخر گاهی

یعنی آن قدر بی بها هستم

نیستم لایقِ نظر گاهی

بین سجاده دیده بر راهم

نیمه شب می شود خبر گاهی

بنده ای را که دست و پا گیر است

همرهت تا خدا ببر گاهی

قتلگاهی به پا کنی با ناز

گر ازین جا کنی گذر گاهی

پسری که کریم زاده بود

می کند جلوه ی پدر گاهی

تاج اصحاب یا علی اکبر

یابن ارباب یا علی اکبر

تو مطهر شدی ز هر چه بدی

تا بگوئی ز نسل لم یلدی

صد و ده بار هو کشم ز جگر

که تو با کعبه زاده هم عددی

همه ی دلگرمی ام محبت توست

یابن لیلا «علیک معتمدی»

گر تو شاگرد مجتبی هستی

دست خالی نمی رود احدی

ناز تو فاطمی تر از همه است

راه دل بردن از علی بلدی

نوه ی ارشد دو دریایی

موجی از عشق گاه جذر و مدی

جای مادر بزرگ تو خالی

زود پر زد به وادی ابدی

تو ز هر پنج تن نشان داری

تو حدیث کسای مستندی

جز برای دل ابوفاضل

پرده از روی خویش پس نزدی

تا خدا پرده از رخ تو کشید

چشم عباس مرتضی را دید

تا که بابا تو را صدا می کرد

محشری در حرم به پا می کرد

با نگاهی به قد و بالایت

یاد پیغمبرِ خدا می کرد

تو که هستی که پیر میخانه

با مناجات تو صفا می کرد

ای دل آرام خوش صدای حجاز

مأذنه بر تو اقتدا می کرد

آتش روی بام خانه ی تو

کوچه ها را پر از گدا می کرد

هر کسی داشت نذر پیغمبر

به در خانه ات ادا می کرد

دور از چشم شور مردم شهر

از رخ تو نقاب وا می کرد

بوسه ای از لب تو هر دردِ

پدری پیر را دوا می کرد

گوشه ای می نشست و با زینب

نظری سوی مجتبی می کرد

بعد می گفت این پسر غوغاست

چقدر شکل مادرم زهراست

تو ز اجداد خود چه کم داری

نسبی پاک و محترم داری

وارث آدم و کلیم و مسیح

بهر احیای مرده دم داری

گشته شش گوشه این حرم یعنی

تو جداگانه یک حرم داری

تو ز پایین پا ولایت بر

کرسی و نون و والقلم داری

ما به نام تو سینه زن شده ایم

حق شاهیِ بر عجم داری

تو که باب الحوائجی بی شک

بس که آقایی و کرم داری

یک قدم تو عقب تر از عباس

بر سر دوش خود علم داری

شانه هایت ز بس مودب بود

دومین تکیه گاه زینب بود

خیز و شمشیر مرتضی بردار

بزن ای شیر بر دل کفار

زره مصطفی بپوش علی

در رکاب عقاب پا بگذار

نعره ای زن منم علی اکبر

نوه ی حق حیدر کرار

هم چو شیری بزن به قلب سپاه

تا بریزی به هم یمین و یسار

ضجه ی کوفه را در آوردی

ای ابر مرد عرصه ی پیکار

هر طرف تاب می دهی تیغت

پشته سازی ز کشته ی بسیار

تشنگی را بهانه فرمودی

رو نمودی به جانب دلدار

لب نهادی بر آن لبان خشک

گفتی آهسته این سخن با یار

کی محاسن سپید در بندم

دست خود از محاسنت بردار

تا که دل کنده از تو بابا شد

بال های شهادتت وا شد

ناگه از دشت یک صدا آمد

ناله ی ای پدر بیا آمد

پدر آمد ولی چه آمدنی

چه کسی گفته روی پا آمد

پیرمردی کنار نعش جوان

با سر زانو از قفا آمد

روضه ات گشته شرح موت حسین

وسط هلهله نوا آمد

آن چنان نعره زد علی ولدی

ناله اش بین که تا کجا آمد

دست خود را گرفته روی سر

زینب از سوی خیمه ها آمد

شد حسین زنده با دم زینب

پای معجر میان تا آمد

با تن ریخته به هم چه کند

نوبت یاری عبا آمد

شب جمعه است بس کن ای شاعر

چون که مادر به کربلا آمد

هر شب جمعه کربلا غوغاست

فاطمه روضه خوان کرب و بلاست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


خیری به جز از برکت کوثر ندیدیم

ما جز کرم چیزی پسِ این در ندیدم

ما انتخاب دست زهرائیم، پس شکر

ما که به جز خوبی از این مادر ندیدم

بعد از محمد هیچ کس را، هر چه گشتیم

از اکبر لیلا پیمبرتر ندیدیم

گشتیم ما، اکبرتر از حیدر ندیدم

گشتیم ما، حیدرتر از اکبر ندیدیم

از اکبر لیلا برای سفره داری

بعد از حسن، ما هیچ کس را سر ندیدیم

دیدیم ما، در خانه اش آقا زیاد است

گشتیم ما در خانه اش نوکر ندیدیم

آمد، لب جن و ملک غرق دعا شد

یوسف شد و ماه رخش قبله نما شد

گلخنده بر روی عمو پاشید اول

اکبر همان اول مرید مجتبی شد

هر کس که شد خاک درش، تا آسمان رفت

فطرس شد و بال و پرش غرق شفا شد

یک عمر خاک پای بابا بود و آخر

شش گوشه ی اکبر همان پائینِ پا شد

وقتی گره افتاد در کار گداها

خاک قدم های علی مشکل گشا شد

زائر دو رکعت عشق زیر قبه را خواند

زائر همان پائین پا حاجت روا شد

آئینه آئینه است کوچک یا بزرگش

هر کس که شد عبد علی عبد خدا شد

گفتم علی و سینه ام مست نجف شد

تیر غمش را سینه ی عاشق هدف شد

وقتی علی و فاطمه دریای نورند

اکبر دُر و ارباب نوکرها صدف شد

جنگاوری را از عموها ارث برده

لرزید خاک دشت وقتی که به طف شد

در صحنه های تن به تن خونش زمین ریخت

هر کس که در این عرصه با اکبر طرف شد

لشکر به هم پاشید وقتی رفت میدان

تا گفت نام من علی ... نیزه به صف شد

دارد تلاطم می کند باران نیزه

وسعت گرفته تا کجا، میدان نیزه

دور علی حلقه زده ابر سیاهی

حالا گرفته دشت را طوفان نیزه

حالا دل غم دیده ی بابای پیرش

مثل تن اکبر شده مهمان نیزه

صدها که نه بلکه هزاران بار پیکر

بالا و پائین رفته بر دستان نیزه

پس لااقل پیراهنش را پس بیارید

حالا که گشته یوسف قرآن نیزه ...



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


رسم رفاقت را ادا کردن چه خوب است

مزد رسالت را ادا کردن چه خوب است

حق ولایت را ادا کردن چه خوب است

روح اطاعت را ادا کردن چه خوب است

من پیشوای خویشتن را می شناسم

ابنُ الحسینِ وَ الحسن را می شناسم

من پیرو شهزادۀ نسل خلیلم

من پیشمرگ یک سلاله  از سلیلم

من شاکر درگاه آن رب جلیلم

که مُلهَم از روح القدس چون جبرئیلم

تا صحبت از شبه پیمبر میشود باز

خود فتح باب وحیِ داور میشود باز

با مرغ دل تا کوی او پر میگشایم

پر در هوای آل کوثر میگشایم

لب را به تبریکات دلبر میگشایم

باب سخن با نام اکبر میگشایم

میگویم از زلف پریشان و پری وار

وز آن لب لعل دُر افشان و علی وار

او را خدا مثل پیمبر آفریده

روح شجاعش را ز حیدر آفریده

اصل نهالش را ز کوثر آفریده

اما کجا مانند اکبر آفریده

گویید بابا را به سیمایش بخندد

حرزی به دست و پای زیبایش ببندد

خُلق عظیمش برتر از پیغمبرانست

خوی کریمش هم تَرازِ دلبرانست

تدبیرهایش راهبُردِ رهبرانست

رفتار و گفتارش ره پیر و جوانست

هم قبله و هم کعبۀ دلهاست اکبر

هم مایۀ گرمی محفلهاست اکبر

در مذهب ما جلوه شاه نجف اوست

آئینه کردار میر لو کشف اوست

سر تا بپا ، پا تا بسر مجد و شرف اوست

شور و نشاط و شادی و شوق و شعف اوست

پس بهجت قلب حسین بن علی را

خواهی ببینی سِیر کن  راه ولی را

او را محبین کفوِ عصمت می شناسند

آئینه تام امامت  می شناسند

پیغمبران او را قیامت می شناسند

حتی قدیمی ها ز قامت می شناسند

ای کاش در میدان نقاب از رو نگیرد

تا دشمن کوفی رهش هر سو نگیرد

ای وای اگر قدِّ رسایش را ببینند

مانند پیغمبر صدایش را ببینند

هنگام رفتن خنده هایش را ببینند

احوال بابا و دعایش را ببینند

هر کینه ای دارند بر رویش بریزند

تیغی ز سر تا بین ابرویش بریزند

لفظی نمی آید به بالای بلندش

شب ، رنگ  می بازد  به گیسوی کمندش

دُورش نگه دارد خدا از هر گزندش

از چشم بد محفوظ ماند بند بندش

مِهرش نمیگردد عوض با کل دنیا

او را ببخشاید خدا بر  ام لیلا

قرآن که میخواند دل از دلها بریزد

از صوت گرمش سوره ی طاها بریزد

از غمزه هایش سیّدِ  بطحا بریزد

وز نام او بند دل  ماها بریزد

باید مرام او شود سرلوحه ی ما

تنها نه از اکبر بماند نوحه ی ما

چون قصد میدان میکند بلواست بلوا

هر جا به میدان پا نهد غوغاست غوغا

تیغ از نیامش چون کشد مولاست مولا

رمز عبور او مدد زهراست زهرا

هرگز کسی تاب هجومش را ندارد

کس چشم دیدار قدومش را ندارد

ای کاش خصمش اربا اربایش نسازد

این قوم ،پرپر پیش بابایش نسازد

یک دشت ،پُر از قدّ و بالایش نسازد

دریای خون از جسم رعنایش نسازد

ای کاش اگر شد ارباً اربا پیش دلبر

زینب نیاید بر سر بالین اکبر

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-ولادت


این شعر ، سرود عالم بالا شد

تبریک ، حسین بن علی بابا شد

همنام علی ، شبه محمد یعنی

میلاد علی اکبر لیلا شد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ماندم کنار ارباب پایینِ پای ارباب

از بس که هست نایاب پایینِ پای ارباب

قلبش رود به تاراج گویا که رفته معراج...

...مَن زارَ اِبن الارباب پایینِ پای ارباب

امشب عجیب مستم ساقی گرفته دستم

نوشیده ام میِ ناب پایینِ پای ارباب

شبه پیمبر آمد هم نام حیدر آمد

امشب شده چومهتاب پایینِ پای ارباب

هستم فقیر و نوکر عبد علیِ اکبر

سجده کنم از این باب پایینِ پای ارباب

کلّ حرم بهشت است اما همیشه روی...

...دیوارِ خانه شد قاب پایینِ پای ارباب

بیچاره ام...فقیرم ...خیلی خدا حقیرم

بیچاره را تو دریاب پایینِ پای ارباب

بر من شده است روشن کرده بروز قطعا 

این اسم ذاتِ وهّاب پایینِ پای ارباب

من از بهشت سیرم کرده حرم اسیرم

هستم خراب و بی تاب پایینِ پای ارباب

«در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند»

ما را بَرید در خواب پایینِ پای ارباب

شد کشته ارباً اربا در خون عزیز لیلا

از غصه می شوم آب پایینِ پای ارباب

یک روز پای عهدی تحت لوای مهدی

حاضر شوند اصحاب پایینِ پای ارباب

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


دون عشق تمام وجودم افسرده است

بدون عشق دلم مثل پیکری مرده است

چه می شود که کریمان به داد من برسند؟

چرا که باغ دلم از گناه پژمرده است

منم جوانم و بد جور بر زمین خوردم

سرم به سنگ، سرِ خوابِ غفلتم خورده است

نمی شود بشود عبد خانه ی ارباب

به شاهزاده دلش را کسی که نسپرده است

من آمدم که غلامش شوم ولی دیدم

کریم بود و مرا تا خود خدا برده است

خوشم نشسته به عرش دلم علی اکبر

نشان عاشقی یار بر دلم خورده است

نشسته ام که برای رضایت حیدر

بخوانم از نوه ی فاطمه، علی اکبر

اجازه هست که میخانه را بهم بزنم؟

دم از رسیدن مولود محترم بزنم؟

اجازه هست بیافتم به آستانه و بعد

به زیر قبه و پایین پا قدم بزنم؟

همیشه کار من افتاده با علی اکبر

چگونه حرف از این شاهزاده کم بزنم

بدون دوست، مُخیر به آب لب نزنم

کنار دوست ولی باده پشت هم بزنم

غلام هستم و پس حق بده که در گوشم

نشان حلقه ی ارباب ذوالکرم بزنم

کسی که بوسه زده روز و شب به دست حسین

به زیر پاش فقط بوسه می برم بزنم

خصال و وصفِ کمالش محمدی است، علی

جمال و نور هلالش محمدی است، علی

اذان بگو که مسیحا شوی علی اکبر

مسیح عالم بالا شوی علی اکبر

رجز بخوان وسط کارزار تا این که

دلیل بهجت لیلا شوی علی اکبر

دعای ام بنین بوده که میان نبرد

قرین حضرت سقا شوی علی اکبر

رقابتی است که قبل از عمو بیایی و

رکاب زینب کبری شوی علی اکبر

بمان کنار پدر تا که نیرویش باشی

عصای پیری بابا شوی علی اکبر

از این نسیمِ گل یاس پهلویت پیداست

شبیه حضرت زهرا شوی علی اکبر

خودت کمک بده هر طور می شود به حسین

درون سطح عبا جا شوی علی اکبر

هنوز جای لبت بر لب پدر مانده

ببین کنار تنت "...بَعْدَکَ الْعَفٰا" خوانده

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


آسمان باز پر قمر شده است

شب اندوهمان سحر شده است

به همه سائلان نظر شده است

چونكه اربابمان پدر شده است

آمد از راه قرص ماه حسین

دومین حیدر سپاه حسین

خلق و خویش پیمبرى دیگر

على اكبر نه،حیدرى دیگر

پهلوان دلاورى دیگر

تو بگو شیر لشكرى دیگر

هست پیغمبرى سراپایش

به عمو رفته قدوبالایش

چهره اش ماه آسمان حرم

سایه اش قوت زنان حرم

حنجرش گرمى اذان حرم

چشم بد دور از جوان حرم

مثل عباس سایه ی سرهاست

سرپناه تمام خواهرهاست

آمد از هر نظر على باشد

از همه بیشتر على باشد

بازهم یك نفر على باشد

چقدر این پسر على باشد!

مثل حیدر قویست او عزمش

چند بیتى بگویم از رزمش

بین گرد و غبار مى آید

روى مركب سوار مى آید

پسر ذوالفقار مى آید

حیدر روزگار مى آید

عشق مى ریزد از سر و رویش

ذوالفقار است تیغ ابرویش

پاش تا در ركاب مى افتد

دشت در پیچ و تاب مى افتد

سر ز تن بى حساب مى افتد

به تلاطم عقاب مى افتد

بهت در چشمهاى این دشت است

بسكه در حال رفت و برگشت است

خوب فهمیده رزم فن دارد

هنر جنگ تن به تن دارد

فن از روبرو زدن دارد

این شگرد از عمو حسن دارد

آى لشكر ببین جوان این است

پسر شیر نهروان این است

خشم او تیغ و نیزه و تیر است

هرنگاهش دو قبضه شمشیر است

چقدر رزم او نفسگیر است

نوه ی شیر غالبا شیر است

تیغ مى زد همین كه از چپ و راست

ازحرم بانگ یاعلى برخاست

رزم با این جوان گره خورده

حنجرش با اذان گره خورده

در دهان ها زبان گره خورده

ابرویش آنچنان گره خورده

كه همه یاد حیدر افتادند

یاد آن روز خیبر افتادند

رعد و برق است یا كه طوفان است

كه دقیقا میان میدان است

یا جوان حرم رجز خوان است

روى لب هاى عمه ها جان است

شور و غوغاست در دلش هرچند

دارد ارباب مى زند لبخند

مى رود دشت را به هم بزند

وسط معركه علم بزند

خواست تا حرف مى روم بزند

دید باید كمى قدم بزند

پیش چشم پدر جوان مى رفت

داشت ازجسم شاه جان مى رفت

رفت در نیزه زارها افتاد

بین گرد و غبارها افتاد

زیر پاى سوارها افتاد

وسط نیزه دارها افتاد

پاى نیزه به پیكرش وا شد

به زمین خورد اربااربا شد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ز چه رو دل نسپاریم بر این باورها

که دخیل اند به دستان تو پیغمبرها

کیست همچون تو که لب تشنۀ جامش باشند

از همـان روز نـخـستیـن هـمه آب آورها

باز هم کار دل ما به شما افتاده

شکر لله که اسیریم به آقا ترها

دست بالا ببر و باز هم انگور بخواه

تا بگیریم ز دستان شما ساغرها

ازدحام است سر کوی شما، اذن بده

لااقل ما بنشینیم همین آخـرها

هرکسی نام کسی برد و سرش بالا رفت

ما که از لطف تو داریم سری در سرها

ذره تا نام تـو را بــرد به خــورشید رسید

هرکسی دور سرت گشت به توحید رسید

بین چشمان شما نور خدا ریخته اند

پنج تن را به سراپای شما ریخته اند

شک نداریم که پیغمبر ثانی هستی

خلقا و خُـلقا اگر طرح تو را ریخته اند

از همان صبح نخستین ز اضافات گلت

طرح ایجاد دل اهل بکا ریخته اند

هرچه زیباست گرفتار سر زلف شماست

نمک روی تو در منظره ها ریخته اند

یک نفر از در این خانه نرفته نومید

گرچه در راه شما خیل گدا ریخته اند

روی پیشانی ما نام شما حک شده است

روی پیشانی تو کرب و بلا ریخته اند

چـقـدر نام دل آرای شمـا شیـریـن است

شب جمعه حرم از بوی تو عطراگین است

قد و بالای شما حال و هوایی دارد

نوه ی فاطمه چه قدّ رسایی دارد

تو اذان گفتی و داوود به شیدایی گفت:

یا رب این کیست عجب زنگ صدایی دارد

میروی زیر قدم های تو دل می ریزد

یک حرم پشت سرت اشک و دعایی دارد

قدری آهسته برو جز تو مگر این بابا

که دگر پیر شده باز عصایی دارد

همه دیدند پس از دوره شدن در میدان

سر آن یال عقابت چه حنایی دارد

قبل از آن که برسد پیش تنت خورد زمین

کوه بر خاک بیفتد چه صدایی دارد

بنویسید عمویی ز حرم زود رسید

آن عمویی که سر دست عبایی دارد

جمع کردند به هر شکل تن اکبر را

چه بـسـازند پــریشـانی آن مادر را



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


عاشقی را کمی خطر باید

دل مجنون و در به در باید

وصل بی درد سر گوارا نیست

همره وصل درد سر باید

تا رسیدن به خانه ی لیلا

بار بستن از این گذر باید

مهر اولاد را مجو از دل

جستجو کردن از جگر باید

صدقه دادن پسر داران

از همه هرچه بیشتر باید

این پدر را چنین پسر باید

این پسر را چنان پدر باید

کربلا درس میدهد به همه

زیر پای پدر ،پسر باید

السلام ای صفای شش گوشه

عرش پایین پای شش گوشه

آمدی جذبه ی چمن باشی

اسوه ی نسل سینه زن باشی

آمدی تا که غرق ذات خدا

آمدی غرق خویشتن باشی

آمدی تا که بعد پیغمبر

حاجت مردم قرن باشی

آمدی ای عصای دست حسین

پسر دیگر حسن باشی

آمدی تا که نسل ابراهیم

را تو مهتاب انجمن باشی

روح زهرا و مصطفی و علی

سه نفر بین یک بدن باشی

با چه ظرفیتی توانستی

یک تنه کل پنج تن باشی

لیلة القدر در نزول اکبر

اشبه الناس بالرسول اکبر

سدرة المنتهی ثمر داده

باغ آئینه برگ و بر داده

نوکران را ز خانه ی ارباب

حضرت عشق تاج سر داده

خاک پای تو بر دل سنگم

ارزش کیمیا و زر داده

حاجت مانده ی مرا ارباب

با نگاه تو بیشتر داده

بس که سر مست گشته او گویی

به حسن هم خدا پسر داده

مرتضی اشک شوق می بارد

نوه داری چه لذتی دارد

یاد دادی بهار بودن را

نفس خود را مهار بودن را

و تو آموختی چه خوب آقا

از حسن سفره دار بودن را

دست تو هر سلاح و شمشیری

حس کند ذوالفقار بودن را

به تو آموخته بوسه ی حیدر

فاتح کارزار بودن را

وسط معرکه ندارد خصم

چاره ای جز فرار بودن را

بال جبریل آرزو دارد

زیر پایت غبار بودن را

یاد دادی به ما کنار پدر

سر به زیر و کنار بودن را

یوسف اهل خانواده تویی

در امامت امام زاده تویی

از نگاه تو سروری می ریخت

معجزات پیمبری می ریخت

وجنات تو فاطمی بود و

از تو رفتار حیدری می ریخت

زیر سجاده ی مناجاتت

بال جبریل عجب پری می ریخت

سر بازار یوسف حُسنت

فقط از عرش مشتری می ریخت

از اذانت فقط نه از نامت

سرّ الله اکبری می ریخت

همه با وصله ی تو در خانه

بس که از تو برادری می ریخت

یاعلی زیر رقص شمشیرت

سر یل های لشگری می ریخت

تا شود دور چشم هر بد دل

صدقه می دهد ابوفاضل

از خداوند مان چه میگویی

از مسیر جنان که میگویی

دل بابا به وجد می آید

دم مغرب اذان که میگویی

تو بیا و خودت مرا برسان

به همان آسمان که میگویی

کاش باشم همان که میخواهی

کاش باشم همان که میگویی

از غلامان حلقه برگوشم

به روی چشم آن که میگویی

**

پشت پایت دعای بابا بود

ربنا ربنای بابا بود

عطش تو مجال رفع عطش

از لب و بوسه های بابا بود

خواهران بعد رفتنت گفتند

علی اکبر عصای بابا بود

ولدی یا علی؛ علی ولدی

آخرین ناله های بابا بود

آنچه در بین خنده ها گم شد

گریه ی بی صدای بابا بود

به پسر ارث میرسد ز پدر

کفن تو عبای بابا بود

چشم تو روشن ای غیور حرم

عمه آمد میان نامحرم



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


تو آمدی به شبم حسّ سر شدن بدهی

به شام تیره توان سحر شدن بدهی

برای ما که جوانیم نذر چشمانت

رسیده‌ای که پر دربه‌در شدن بدهی

اراده کرده ای امشب برای پروازم

به بال خسته تمنّای پر شدن بدهی

تو ماه قبله‌نمایی که بهر هر ذرّه

رسیده‌ای که مجال قمر شدن بدهی

به دیده‌ی پدران شهید در هر شهر

بهانه‌ای شده‌ای چشم تر شدن بدهی

الا ستاره‌ی امّید حضرت لیلا

سلام آیه‌ی توحید حضرت لیلا

بگو بلا بنویسند، ها که می‌خواهیم

تمام دهر نخواهند ما که می‌خواهیم

تو جلوه کردی و ما نیز می‌پرستیمت

به دین نیاز نباشد خدا که می‌خواهیم

و چشمهای تو جنّاتُ تَحتِهاَالاَنهار

و چندتایی از این آیه‌ها که می‌خواهیم

به روز واقعه تنها رها نکن ما را

در آن بساط یکی آشنا که می‌خواهیم

به فرض، روز جزا بر عذاب تن بدهیم

بهشت هم که نباشد تو را که می‌خواهیم

تو باشی و پدرت باشد و خدا باشد

ببین بهشت تو را نیز با که می‌خواهیم

اگر که روز قیامت حسابمان نکنی

به زندگی سفر کربلا که می‌خواهیم

ببینم آنکه مرا نوکر آفریده تویی؟

کسی که قبل من این شعر را شنیده تویی

اگر به چشم تو لفظ غزال برگردد

به جسم مرده‌ی شعرم خیال برگردد

بدون تو من از این ماه بر نمی‌گردم

اشاره کن به دو ابرو هلال برگردد

نگاه می‌کنی و آفتاب حیران است

به سمت غرب و یا که شمال برگردد

به ساحتی که تویی آسمان چه میفهمد

کسی به پای بیاید به بال برگردد

اگر مکبّر ما هم قد قیامت نیست

به خال خویش بفرما بلال برگردد

الهی این قد و بالا بلندتر نشود

قلم الهی از این سطر لال برگردد

که از جوار تن جاری تو حضرت کوه

رشید و سخت بیاید هلال برگردد

و عقل کل به جز این پاسخی نمی‌یابد

که از جوار تو با صد سوال برگردد

از این به بعد در این شعر تو خدا هستی

و امر کن گذر ماه و سال برگردد

تو زیر پای پدر من به زیر پای شما

و دفن کرده مرا زیر روضه‌های شما

تو آسمان بلند همیشه‌ی مایی

قبیله‌ات همه خوب و شما هم آقایی

اراده می‌کنی انگور می شود پیدا

تو شهد جان حسینی، تو تاک لیلایی

بهانه می‌کنی از تشنگی که برگردی

تو دائماً به تمنّای روی بابایی

زبان بزن به زبانش ببین که تشنه‌تر است

نگو که آب نخوردی، تو روح دریایی

زبان قافیه لال از نوشتن این بیت

شنیده ام که تو بر خاک ارباً اربایی

ز داغ تشنگی‌ات سال و ماه می‌سوزد

هنوز قلب امیر سپاه می‌سوزد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
سه شنبه 1395/02/28

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


عطرخدا دوباره در عالم وزیده است

کاسه بیاورید که باران چکیده است

خورشید آسمان شجاعت٬خدای عشق

از روی بام خانه ی آقا دمیده است

امشب خدا دوباره زمین را بهشت کرد

این هم ز برکت قدم نو رسیده است

خورشید بهر بوسه زدن بر قدوم او

از آسمان بسوی مدینه دویده است

واشد گلی که از ازل العشق تا ابد

مانند او مدینه به عمرش ندیده است

سجده بیاورید به شکرانه عاشقان

امشب خدا دوباره علی آفریده است

 حال تمام هاشمیان خوب و عالی است

صد حیف جای حضرت صدیقه خالی است

 گرچه حسین بود به مادر شبیه تر

اکبر ولی شده به پیمبر شبیه تر

جمع علی و احمد و زهراست این پسر

جاریست مثل رود به کوثر شبیه تر

عباس مرتضای دگر بود تا کنون

اکبر ولی شده ست به حیدر شبیه تر

در بین خاندان علی چون عموی خویش

بازوی او به شیر دلاور شبیه تر

جان حسین آمدو در عشق می شود

بر عمه جان خود دوبرابر شبیه تر

 ای غنچه های لب همه وقت شکفتن است

وقت مدینه رفتن و تبریک گفتن است

 یوسف کجاست یوسف زهراست این پسر

یونس کجاست مونس دلهاست این پسر

عیسی کجاست تاکه بگیرد نفس از او

موسی کجاست ماه دلاراست این پسر

امشب تمام آینه ها گرم مستی اند

از بسکه با محبت و زیباست این پسر

از یک طرف شبیه ترین به پیمبر است

از یک طرف شبیه به مولاست این پسر

مثل عموی خویش حسن با سخاوت است

از بسکه با کرامت و آقاست این پسر

در اوج گریه ساکت و آرام می شود

آن لحظه ای که خیره به سقاست این پسر

 این دو نفر چقدر به مولا کشیده اند

خورشید و ماه را به تماشا کشیده اند

 باید برای مقدم او سر بیاورند

صدها هزار باده ی کوثر بیاورند

وقتی کنار ساحل دریاست این پسر

باید فرشته پولک اختر بیاورند

هنگام رزم تیغ که در دستهای اوست

باید هزار لشگر دیگر بیاورند

وقت نبرد او پدر و عمه و عمو

کم مانده است تا همه پر در بیاورند

باید برای دیدن جنگاوری او

صدها هزار مالک اشتر بیاورند

باید برای دیدن نیروی دست او

او را بسوی قلعه ی خیبر بیاورند

 وقتی برای او عمو استاد می شود

بازوی او هر آینه فولاد می شود

 کرببلا رسید و دلش بیقرار بود

روی عقاب حیدر دلدل سوار بود

مانند رعد و برق به قلب سپاه زد

لشگر نگو بگو همه جا تار و مار بود

اکبر نگو بگو اسدالله کربلا

تیغش که هیچ هیبت او ذوالفقار بود

سربند یاعلی به سرش بسته بود پس

روز تمام لشگریان شام تار بود

هرکس که در مقابل او صف کشیده بود

با دیدنش هر آینه فکر فرار بود

از این طرف کنار حرم عمه زینبش

پیش حسین خسته و چشم انتظار بود

 یک مرتبه زعالم بالا خبر رسید

آقابرس که عمر عزیزت به سر رسید



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء