حضرت علی اکبر(ع)-مدح


قبله‌ی ما علی و قبله نما نیز علیست

حرمِ ما نجف وکعبه‌ی ما نیز علیست

ها علی بشر کیف بشر یعنی که...

قل هوالعشق علی نقطه‌ی با نیز علیست

فقط از لطفِ علی فاطمه را می‌فهمیم

نقطه‌ی با علی و نقطه‌ی فا نیز علیست

از علی بندگی آموختم اما گفتند...

آنقدر قرب گرفته است خدا نیز علیست

بعد معراج پیمبر به ابوذر می‌گفت

هست در خانه‌ی تو در همه جا نیز علیست

امر فرمان علی  هست و اولی‌الامر علی

قدر از سمت علی است و قضا نیز علیست

نفَس فاطمه و نَفسِ نفیسِ احمد

همه دم معنیِ نفسی بفدا...نیز علیست

صاحب خندق و خیبر احد و بدر و حُنین

فاتحِ معرکه‌ی کرببلا نیز علیست

رفت میدان و حسین از پسِ او می‌فرمود

چشمِ بد دور که این سبزقبا نیز علیست

او که می‌تاخت امیرانِ عرب می‌گفتند

تا که او هست امیرالاُمَرا نیز علیست

میزند بر جگرِ خصم و همه می‌فهمند

وارثِ تیغ علی در دو سرا نیز علیست

از اذانش دل زهرا به تپش می‌اُفتاد

در حرم زمزمه‌ی فاطمه‌ها نیز علیست

همه گفتند نبی یا که علی شاید اوست

بعد الله اگر یک کلمه باشد اوست




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)،  ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 02:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


داده ام دل به توّلایِ کسی مثلِ علی

مستم از نرگسِ شهلای کسی مثلِ علی

زده ام چنگ به دامانِ کسی که نبی است

عاشقم بر قد و بالای کسی مثلِ علی

زده بر ماهِ فلک..طعنه رخِ زیبایش

مات کرده رخِ زیبای کسی مثلِ علی

«کیست این شاهدِ غیبی که پُر از طنّازی ست»

«کار او پایِ رکابِ پدرش سربازی ست»

 

این همان احمدمختارِ حسین ابن علیست

پسر ارشد و‌دلدارِ حسین ابن علیست

هیبت اش حیدری و تیغِ کج اش صف  شکن است

این همان حیدر کرّارِ حسین ابن علیست

با قدم هاش دل از حضرت لیلا ببرد

بودنش رونقِ بازارِ حسین ابن علیست

«هاشمی طلعت و زیبا رخ وشیرین دهن است»

«صورتاْ مثلِ محمّد شده و‌ بوالحسن است»

 

علیِ اکبری و ارشد اولادِ حسین

تکیه گاهی و‌ چو کوهی تو به بنیاد حسین

گاه هم رنگ نبی می شوی و گاه علی

بی سبب نیست تویی جامع اضداد حسین

ای عصای پدر پیر...بمانی جاوید

می رسی ای پسرِ عشق به امدادِ حسین

«هرکجایی به سلامت..که تویی شورِ حیات»

بر تو و بر قد و بالای..دمادم صلوات»




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


قُنداقه را حسین گرفت و ‌نگاه کرد

اینگونه آفتاب تبسم به ماه کرد

با خنده ی پیمبری اش از همان نخست

حال حسین را علی اش رو به راه کرد

هرکس که دیدش و صلواتی نکرد نذر

در باب احتجاج خودش اشتباه کرد

با یک ‌نگاه دشمن خود را در اوج رزم

هر قدْر کوه بود مُبَدَل به کاه کرد

مردان جنگجوی عرب را بدون جنگ

پلکی به هم رسانده و خلع سلاح کرد

قبل از ورود شمر به گودال در وداع

روز حسین را علی اکبر سیاه کرد

برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی

در اصل شاهزاده تَرَحُم به شاه کرد

برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین

یک دشت را برای تنش بارگاه کرد

 

 

تو آمدی علی بشود حاصل حسین

باشد سه جور آینه در منزل حسین

تلفیقی از نبوت محض وامامتی

ای شامل پیمبر و ای شامل حسین

آن سان که خلق گشت حسین از گِل علی

آمد پدید با تو علی از گِل حسین

تو آمدی که نام تو مشکل گشا شود

عشق به تو ولی بشود مشکل حسین

از بس که دوست داشت تورا٬ در مقام عشق

جان تو گشت هدیه ی ناقابل حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست

آنجا که پیکر تو ‌شود ساحل حسین

قدِّ تو را و‌موی تو را و رخ تورا

هرکس که دید گفت امان از دل حسین

با هر تبسمت٬ نفست٬ راه رفتنت

قبل از سنان خودت شده ای قاتل حسین

بالای پیکر تو خودش را بروز داد

در های های گریه غم کامل حسین

از خیمه تا کنار تن قطعه قطعه ات

قدّش خمیده گشت در این فاصله حسین

بعد از تو خاک بر سر دنیا که می رود

بر روی نیزه ها سر یک قافله حسین

بعد از تو روبرو بشود تا صلات ظهر

با شمر و‌خولی و انس و حرمله حسین

 

 

برای گفتن از تو سخن نمی ماند

که روضه ات به دل انجمن نمی ماند

چه کرده است به اعضای دَرهَمَت شمشیر

که بر سیاهی زلفت شکن ‌نمی ماند

علی نماند اگر از حسین٬ قاسم هم

به احتمال قوی از حسن نمی ماند

چنان میان تن دشت ارباً اربایی

که بر تنت اثر پیرهن نمی ماند

برای روضه شناسان اشاره ای کافی ست

تن تو آه میان کفن نمی ماند

مؤذنی که بگوید علی ولی الله

مُسَلَم است برایش دهن نمی ماند

میان این همه شمشیر و‌نیزه معلوم است

که عضو سالمی از این بدن نمی ماند




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


قدری مِیِ طهور ز ته مانده سبو

بر لب زدم به نیت تر كردن گلو

تا آتش و شراره آن بر دلم نشست

بابى ز عشق وا شد از این دل به سوى او

دیدم صداى هاتفى از غیب مى رسد

 أُدخل الی الحرم كه شده وقت گفتگو

بالا بزن به عزم تقرب تو آستین

با اشك دیده وقت سحر ساز یك وضو

صورت بمال بر حرم و خاكِ پاى یار

تا از غبار مقدم او یابى آبرو

بر مِنبرى ز تور نشین ، وصفِ عشق كن

بی خود ز خویش گشته فقط از على بگو

امشب فقط به سوى حرم سجده جایز است

مستانه رو به روى حرم سجده جایز است

 

با یك سلامْ دل به هوایت روانه شد

تسبیح اشك پاره شد و دانه دانه شد

بر روى آب  عكسِ ضریحى كشیده ام

دریاى گریه هام عجب بى كرانه شد

گشتم دخیل گوشه اى از كَشتى نجات

دیدم كه صاحبش پسرى ناز دانه شد

از جانب بهشت نسیمى وزید و بعد

با عطر سیب موى كمندِ تو شانه شد

بر بوسه هاى ممتد مولا ز صورتت

این روزها نبودنِ زهرا بهانه شد

آهسته گفت گریه كنان اَیْنَ فاطمه؟

دردِ نبودنت به دلم جاودانه شد

تو آمدى و دوباره پیمبر ظهور كرد

قنداقه تو كعبه سیّارِ خانه شد

نازم به این جمال و كمال و خصالِ تو

عاشق كُشَ است یك سحرى شرح حالِ تو

 

مرآتِ كبریاست جمالِ خدائى ات

بَدرُ المُنیرِ عشقْ رُخِ مصطفائى ات

چشم تمام اهل حرم خیره مى شود

بر شكل راه رفتنِ خیر النسائى ات

كردى حقوق حضرت استاد را ادا

نازم به بخشش و كرمِ مجتبائى ات

گم كرده راه بودم و تا خانه كریم

من را كشانده جلوة نارُ القرائى ات

صاحب دعا حسین ، مُریدانه تا سحر

دل داده پاى زمزمه ربنائى ات

الگوى هر چه عابد لله مى شود

با این وجود غرق به نور و خدائى ات

بِیْنِ خطوط روی جبینت پُر از خداست

اِبْنُ الحسینْ لیلى لیلاى كربلاست

 

گیسو به باد مى دهى و دلبرى على

پا در ركاب مى كنى و حیدرى على

ابرو نهان كن از نظر خیره حسود

آئینه دارِ صورت پیغمبرى على

قامت نگو قیامت زهراست قامتت

از بس كه قد كشیده اى و محشرى على

گرم طوافِ روى تو آلِ بوتراب

غرق عبادتى و خدا منظرى على

وصف تو این بس است كه وقت تجلى ات

شه زاده حرم على اكبرى على

در كربلا تجلّى فتاح خیبرى

همنام شهریارِ عرب حیدرى على

برقِ عرق به روى تو الماسْ اكبرا

ای هم نشین حضرتِ عباسْ اكبرا

 

از باده تو مستى دلها فراهم است

كارِ دلم چو زلفِ تو پیچیده دَرهَم است

لشگر كشیده ام به هوا خواهى ات على

این قطره اشكها چو سپاهی منظم است

تو وارث تمام اولوالعزم ها شدى

وصف تو امتداد رسولِ معظم است

تركیبى از حسن و حسین است رُوى تو

ریحانه بهشت بگویم به تو كم است

من نذر كرده ام كه بمیرم براى تو

خونین شدن به پاى تو سِرِّ مُحرّم است

هر جا كه حرفِ پیرِ جوان مُرده مى شود

تصویر دست و پا زدنِ تو مجسم است

بالای نعشِ تو پدرت پیر شد على

دنبال تكه هاى تنت با قدى خم است

دیدند همچنان بدن پاره پاره ات

فریادهاى یا ولدی ، نا منظم است

امروز قدرتى به صدا جمع مى كند

فردا تو را میانِ عبا جمع مى كند




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


ابروانت مثل دو شمشیر درگیر همند

زلف ها چون حلقه ی زنجیر درگیر همند

آمدی دامن کشاندی رد شدی اما هنوز

عقل با این عشق دامنگیر در گیر همند

تیر باید میرسید اما کمان جرات نداشت

روبروی تو کمان و تیر درگیر همند

چشمهای تو چه میگویند که صدها فقیه

بر سر پایان این تفسیر درگیر همند

ای جوانی که پدر شد پیر بالای سرت

با چه اوضاعی جوان و پیر درگیر همند....

میپرم از خواب اما کنج صحنت نیستم

تا کجا این خواب با تعبیر درگیر همند؟؟؟

من حرم میخواهم اما پیش چشمم مدتی ست

طالع نحس من و تقدیر درگیر همند....




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ای  خوش قد و بالای بابا ماه لیلا

چشم امید و روشنی راه لیلا

 از تو که مولودی منزه تر نباشد

طفل عزیز و نوگل دلخواه لیلا

با اولین لبخندهای دلنشین ات

مهرت نشسته در دل آگاه لیلا

وقتی که هستی در کنارش غم ندارد

ای هم زبان و همدل و همراه لیلا

در شهر با تو مادرت را می شناسند

ای بانی عز و جلال و جاه لیلا

بس که پیمبرگونه تو رفتار کردی

باید بخوانیمت رسول الله لیلا

از خاک پای تو تبرک جسته مادر

باشد قدمگاهت زیارتگاه لیلا

مداح تو ما نه خداوند جلیل است

دستان ما کوتاه و خرما بر نخیل است

 

حس تغزل را نگاهت باب کرده

از تو نوشتن شعر ما را ناب کرده

شب تا سحر را گرم توصیف تو هستیم

هر شاعری را عشق تو بی خواب کرده

شیرین زبانی های تو از روز اول

قند دل آقای مان را آب کرده

در رفت و آمدها به پای تو می افتند

عطرت تمام شهر را بی تاب کرده

روح اذانی و نگاه حاکم تو

لحن مؤذن زاده را جذاب کرده

گیرایی هر طاق ابرویت دوباره

ابلیس را هم راهی محراب کرده 

صدها سعید و مسلم و عابس فدایت

وقتی تو را حق سرور اصحاب کرده

جدت علی با قلعه ی خیبر نکرده

کاری که چشمت با دل ارباب کرده

هم شاهزاده عین نور و نور عینی

هم یاعلی ابن الحسن ابن الحسینی

 

با دوستان آرزومندی که داری

مستیم از ذکر خداوندی که داری

ماه سحرهای مدینه ! پایدار است

با سجده و سجاده پیوندی که داری

تو در جلال و مرتبت خیلی بزرگی

عالم فدای نام و پسوندی که داری

عشقی که تو باشی همه با سر می آیند

عاشق کش است آن طرز لبخندی که داری

همراه با حاتم ، سلیمان هم نشسته

در جمع سائل های خرسندی که داری

هم منتهی الحلمی علی هم کاشف الکرب

مثل عموهای خردمندی که داری

بوی امیر المومنین از تو می آید

با ذوالفقار و نقش سربندی که داری

تو فتح خیبر میکنی و ورد لبهاست

اعجاز بازوی تنومندی که داری

دشمن توان جنگ رو در رو ندارد

با ضربه های بی همانندی که داری

خرج تو قطعا می شود ای شیرمیدان

تکبیر خواهرهای دلبندی که داری

تنها رجز خواندی و دشمن زهره ترکاند

در حیرتم از لحن سوگندی که داری

( اَنا عَلِیُّ بنُ الحُسینُ بنُ عَلِیٍّ

نَحنُ و بیتُ اللهِ اَولی بالنَّبِیِّ

مِن شَبَثٍ و شَمَرٍ ذاكَ الدَّنِیّ

اَضرِبُكُم بِالسَّیفِ حَتّی یَنثَنی

ضَربُ غُلامٍ هاشِمیٍّ عَلَوِیٍّ

و لا اَزالُ الـیومَ اَحـمی اَبی

تااللهِ لا یَحكُمُ فینا اِبنُ الدَّعِیّ )

در معرکه همواره سر می ریزد آقا

از هر سر انگشت هنرمندی که داری

 

پیش تو اصلا قد علم کردن حرام است

هرکس که بدخواه تو شد کارش تمام است

 

در جان تو صورت و سیرت می درخشد

در دست هایت ابر رحمت می درخشد

آیینه ی پیغمبری خُلقاً و خَلقاً

از چهره ات نور نبوت می درخشد

مانند خورشیدی فروزان بر سر تو

عمامه ی سبز سیادت می درخشد

زیبایی و بخشندگی و  حسن خلق ات

در چشم دشمن بی نهایت می درخشد

از تو می آموزیم سبک زندگی را

از هر کلام تو صداقت می درخشد

انگور تازه حاصل اعجاز باباست

عشق به تو در این حکایت می درخشد

طوق غلامی تو و ایل و تبارت

بر گردنم روز قیامت می درخشد

با ختم "عاشورا" به این نکته رسیدم

نام تو در متن زیارت می درخشد

بانی شش گوشه شدی بیش از همه جا

در کربلا پایین پایت می درخشد

در تک تک آموزه های مکتب تو

امر اطاعت از ولایت می درخشد

کوری چشم ابن منقذها  همیشه

نام علی در بین عترت می درخشد

هر تکه های نامساوی تن تو

در جامه ی سرخ شهادت می درخشد

از نیزه گفتم بی هوا ؛ لیلا ببخشد

امیدوارم حضرت زهرا ببخشد 




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


پیمبر می زند رخسارش اما نه پیمبر نیست

پیمبر نیست اما از پیمبر نیز کمتر نیست

رسید و خاتمیت را نمی دانم چه باید گفت

که گفته بعد پیغمبر پیمبرهای دیگر نیست؟!!

زمین می لرزد از نوع قدمهایش نمی دانم

چه باید گفت نامش را اگر این مرد، حیدر نیست؟!

زبان مانده است از گفتن قلم عاجز شد از رفتن

دریغا وصف او در بیتهای ما میسر نیست

شگفتا ! مانده ام باید به جز اکبر چه گفت او را

که از اوصاف او گفتن کم از الله اکبر نیست

الا شاعر چه می جویی میان واژگان او را

فقط یک بیت را در خور اگر داری بیاور ، نیست

علی های حسین بن علی مانند هم هستند

برادر را چه کس گفته است مانند برادر نیست!!

همین یک بیت را یک روضه می خوانم ؛ عبا پهن است

علی اکبر است این اربن اربا ، آه اصغر نیست...




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


پیش از اینها روزگاری روزگاری داشتم

با دلِ خود روزگاری کار و باری داشتم

تا که روزی کوچه‌ی میخانه کاری داشتم

بعد از آن دیدم که چشمانِ خماری داشتم

بعد از آن آواره‌ام بِینِ نجف تا کربلا

لا حرم الا نجف لا عشق الا کربلا

 

 

جز خدا حرفی نگفتند از فراسویِ علی

جز پیمبر کس ندیده طاقِ اَبروی علی

وانکرده غیر زهرا سِرّی از مویِ علی

آمدم دنیا برایِ دیدنِ رویِ علی

آمدم با حضرتِ قنبر قراری داشتم

ورنه من با مردمِ دنیا چه کاری داشتم

 

 

این جوان این جان ، جهان‌گیر است تعبیرش علی‌است

اَبروانش آسمان‌گیر است تفسیرش علی‌است

تیغ‌دار است و کمان‌گیر است تا میرش علی‌است

بر طنین او اذان‌گیر است تکبیرش علی است

می‌کشد قد قامت و محراب حیرت می‌کند

یک تبسم می‌کند ارباب حیرت می‌کند

 

 

او علی شد فاطمه نورُ علی نور آوَرَد

او علی شد تا که موسی پیش او طور آوَرَد

او علی شد تا حسین آفاق در شور آوَرَد

او اگر خواهد ستون هم بارِ انگور آوَرَد

باید او را خُلقا و خَلقا کشید و عشق کرد

مدحِ او را باید از دشمن شنید و عشق کرد*

 

 

او که از الله اکبر اکبرش را بُرده است

از خصائل از شمایل بهترش را بُرده است

یعنی از این سلسله ، پیغمبرش را بُرده است

باز در آغوشِ زهرا مادرش را بُرده است

آتشی که روی بامش هست مست اکبر است

پرده‌ها‌ی محملِ زینب به دستِ اکبر است

 

 

ریخته پیشش سپرها این که چیزی نیست نیست

بشکند کوه از کمرها این که چیزی نیست نیست

میدرد نامش جگرها این که چیزی نیست نیست

میزند سر رویِ سرها این که چیزی نیست نیست

سر ، سپاهی یکسره در پیش او خم می‌کنند

میمنه یا میسره می‌آید و رَم می‌کنند

 

 

حمله‌ی دو شیر را در بینِ لشکر دیده‌ای

شیر مردی را کنار یک دلاور دیده‌ای

رفتنِ عباس را همراه اکبر دیده‌ای

الفرارِ عَمروعاصان را ز حیدر دیده‌ای

گر به عباس از برادر تیغ حیدر می‌رسد

دستمالِ زرد مولا هم به اکبر می‌رسد

 

 

اینکه ممسوس است در ذات خدا ذاتِ خودش

می‌رود در هر سحر سمتِ ملاقات خودش

از خدا پُر می‌شود وقتِ مناجاتِ خودش

سجده‌اش قُرب است می‌آید به میقاتِ خودش

پشتِ این خانه دلم دنبال لیلازاده است

پیشِ بابا باز کارم دستِ آقا زاده است

 

 

"آبها آئینه‌‌ی سَروِ خرامانش شدند

بادها مشاطه‌ی زلف پریشانش شدند

اَبرها چتر پریزادِ سلیمانش شدند"**

یک مدینه یک نجف یک مکه حیرانش شدند

گرچه ما را عاقبت کرببلا می‌آورند

ما گدایان را فقط پایین پا می‌آورند

 

 

کُنجِ شش گوشه نوشته وای از لیلا علی

در شبِ جمعه حرم بودیم ما اما علی

فاطمه بود و نمی‌شد گفت واویلا علی

میروم مشهد بخوانم روضه‌هایت را علی

"خیز از جا آبرویم را بخر" بعدش برو

"عمه را از بین نامحرم ببر" بعدش برو

 

*اشاره به مدح معاویه لعنت‌ا...علیه

**تضمینی از صائب تبریزی




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


وقتی که طبع من بدمد سورشعر را

در واژ ه ها به عشق تومحشر شود به پا

تا اینکه جایی از غزلت جایشان شود

هر واژه ای به سمت خدا دست بر دعا

در بین حرف ها به تمنای وصف تو

با عین و لام و یا بشود کعبه ای بنا

باید خدا خودش بنویسد ز وصف تو

یا این قلم به دست من و شعر از خدا

شاعر چه زود خسته شد و بر ورق نوشت

بی انتهایی و غزلت نیست کار ما

باید برای شعر شما جبرییل شد

حتما به وحی های الهی دخیل شد

 

آهوی طبع من به هوایت رمیده است

آوارگی عشق تورا برگزیده است

ابروی تو دوبیتی چشمت رباعی است

نامت غزل بلندی قدت قصیده است

باران شناسنامه دست کریم تو

مهر شناسنامه چشمت سپیده است

عباس و تو دوشعله عشقید ودیده ای

در آسمان دو قرص قمر را ندیده است

جاداشت تا ترک بخورد کعبه باز هم

وقتی شنید حیدر لیلا رسیده است

با خلق توخدا به نبوت اشاره کرد

با قامتت به روز قیامت اشاره کرد

 

باعشق تو تمام دلم عشق میکند

تا مینویسم از تو قلم عشق میکند

نه اینکه ما فقط به تو دلداده ایم بس

با عشق تو خدای تو هم عشق میکند

هم تو کریم و هم پدر و هم قبیله ات

بر خانواده ی تو کرم عشق میکند

وقتی به پیش چشم پدر راه میروی

بر قامتت قدم به قدم عشق میکند

وقتی کنارحضرت عباس میرسی

از این سپاه چشم حرم عشق میکند

قلب پدر از عشق تو تسخیر می شود

روحش به چشمهای تو زنجیر می شود

 

صاحب نفس شدی مسیحای دیگری

اصلا خودت بگو که علی یا پیمبری

می بینمت تورا به بلندای بالها

از تاق عرش یک سرگردن تو سرتری

با این قداستی که تو داری مساجدی

باید بنا شود به رهی گر تو بگذری

بر آسمان اگر که نگاهت گذر کند

خورشید را به نور خود از روی میبری

آقا مگر که عاشق تو میشود نبود

لیلای زاده هستی و استاد دلبری

تصویر رفتن تو سر آغاز عاطفه است

معنای اوج قله پرواز عاطفه است

 

پر بود چشمهای حسین از محبتت

پربود چشمهای ترت از نجابتت

وقتی قدم به صحنه میدان گذاشتی

مومن شدند چندنفر بر نبوتت

اما تمام دشت به یک بار نیزه شد

وقتی شنید از رجز تو اصالتت

جاداشت از فلک برسد صوت لافتی

هنگام رقص تیغ تو در شان قدرتت

معراج تو میان حرایی زنیزه است

چیزی نمانده شبه پیمبر به بعثتت

بابا به پیش پیکر تو محتضر شود

در بین یک عبا بدنت مختصر شود




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


وقتی خدا به لطف مجدد نظر کند

بر خلق با جمال محمد نظر کند

خواهد خدا تجلیِ اعظم کند به خلق

‌پس می سزد به جلوۀ سرمد نظر کند

روی خداست، روی محمد، علی، حسین

یعنی خدا به صبغۀ احمد نظر کند

بر انبیاء یکصدوبیست و چهار هزار

دفعه علیِ اکبرِ ایزد نظر کند

آیا علیِ اکبرِ مرسل شنیده ای

شاید خدا بخواهد و ممتد نظر کند

اصلاً پیمبر اینهمه اکبر نمیشود

کرب و بلا بدون پیمبر نمیشود

 

این ریسمان که رشتۀ پیوستۀ خداست

سِرّالنبی حقیقت سربستۀ خداست

یک ذرّه هم جدا ز خدا خواندنش خطاست

عبدِ امام و بندۀ وارستۀ خداست

وقتی که دید حال مناجات اکبرش

گفتا حسین؛ وه که چه دلبستۀ خداست

سروی که جز برای خدا خم نمی شود

در دشت خون، صنوبرِ بشکستۀ خداست

صوت اذان او سخن دلربای عشق

همچون حسین، عاشق و دلخستۀ خداست

بس دیدنی است، چونکه به سجاده می رود

معراج را چو آینه شهزاده می رود

 

او را خلیل آمده ایمان بیاورد

یا جبرئیل آمده قرآن بیاورد

پیغمبران به مقدم او صف کشیده اند

یوسف به دیدنش گل رضوان بیاورد

طرز نگاه جاذب و عاشق کُشِ علی

لشگر برای حضرت سلطان بیاورد

نذر قدوم زادۀ لیلاست، هر چه جان

مجنون ز نسلهای جوانان بیاورد

حالا که کعبه، بتکده جاهلیّیت است

پس بت شکن تَبر به  گریبان بیاورد

اَبروی خَم، بتابد اگر بیش و کم علی

بتخانه را دوباره بریزد بهم علی

 

آنانکه آشنای ولایت نمی شوند

با خطبۀ امام هدایت نمی شوند

صد بار اگر رسول خدا جلوه گر شود

برخی مطیع امر ولایت نمی شوند

سفیانیان ز بیت و حرم دل نمی کَنند

تسلیم حق بدون درایت نمی شوند

درس مقاومت ز تعالیم اکبر است

لشگر که بی دفاع، حمایت نمی شوند

باید فدائیانِ حرم کُشته می شدند

وَرنه مدافعان که روایت نمی شوند

ما از حریم زینبیه مکّه می رویم

از تربت رقیه سوی کعبه می رویم

 

اکبر چو سوی لشگرِ گمراه می رود

تا عرش از خیام حرم، آه می رود

پیشِ پدر، پسر چو خرامان سفر کند

از قلبِ کوه، نالۀ جانکاه می رود

زُلفت بِبند تا که نریزد به روی چشم

حِرزی بِبند، وَرنه رخِ ماه می رود

با حیله می کِشند وَ با نیزه می کُشند

صد پاره یوسفم به تهِ چاه می رود

برخیز و راه را تو به عمه نشان بده

بر آل فاطمه رهِ خیمه نشان بده

 




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 02:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


محمد است و علی است آری؛ به خُلق و خَلق و به قد و قامت

چو سر زند آفتاب حُسنش به پا کند در دلم قیامت

چه محشر است این بلند بالا! دل حسین است و جان لیلا

کجاست شبه پیمبر الّا علی اکبر؟!...سرش سلامت!

به آسمان، ذکر او عبادت، یکیست از خاندان رحمت

شبیه زهراست با حیا و شبیه عباس با نجابت

به برق شمشیر این شهنشه کدام رزمنده می برد ره؟

به ضرب شصتش تبارک الّه ! چه با شجاعت چه با صلابت!

خوشا به لبخند بی مثالش خوشا خوشا جلوه ی جمالش

 هر آنکه دیده خوشا بحالش...نداشت هر دیده ای لیاقت

ببین چه صبحی ست در نگاهش! نگاه مادر به روی ماهش

به سایه ی گیسوی سیاهش، پدر نشسته در استراحت

خدا کند روسفید باشد، پسر اگر شد رشید باشد

ولادتش روز عید باشد، شده دعای حسین اجابت

علی اکبر جوان که باشد، شبیه او در جهان که باشد؟!

خدا کند دیده ای نباشد، نکرده روی تو را زیارت!

تو را که زیبایی تمامی نمی شناسیم جز به نامی

تو را که بالاتر از کلامی چگونه شعرم کند روایت؟!




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


تو نور آمدی و شب ز خواب خوش پا شد

تو چشمه آمدی اما مدینه دریا شد

گل از گل همه ی خانواده ات بشكفت

شكوفه های نگاه تو تا شكوفا شد

دوباره دور و بر كوچه ی بنی هاشم

بهشت گمشده هر فرشته پیدا شد

نه بین اهل زمین بین آسمانی ها

سر زیارت تو در مدینه دعوا شد

ز بس ستاره برای زیارت آمده بود

شب تولد تو مثل روز زیبا شد

تو طعم نوبر فرزند را چشانیدی

به یمن آمدن تو حسین بابا شد

همینكه در بغل مادر آمدی گفتند

بهشت زینت آغوش و دوش لیلا شد

تو از قبیله ی لیلایی و دل لیلا

ز حسن روی تو مجنون دشت و صحرا شد

حدیث مجمر و اسپند را بخوان و ببین

كه چشم های حسد محو در تماشا شد

هزار مرتبه الله اكبر از قدّی

كه آرزوی بلندای سرو و طوبا شد

هزار مرتبه الله اكبر از چشمی

كه مست از آن همه انگورهای دنیا شد

هزار مرتبه الله اكبر از مویی

كه لطف مختصرش رفت و شام یلدا شد

هزار مرتبه الله اكبر از آن دم

كه معتكف به شفا خانه اش مسیحا شد

هزار مرتبه الله اكبرت گویم

كه با صدای تو داوود مست و شیدا شد

تمام خِلقت و خُلقت شبیه پیغمبر

تمام ناز و نیازت شبیه زهرا شد

تویی تو یوسف یعقوب شهر پیغمبر

منم همانكه به یك غمزه ات زلیخا شد

علی اول نسل علی ، علی یارت

كه هیبت تو تماماً علی اعلی شد

به شوق صوت اذانت به عرش گلدسته

چقدر مأذنه دلتنگ صبح فردا شد

پس از تو رفت دگر خیر از سر عالم

پس از تو خاك به فرق تمام دنیا شد

رشید بودی و بعد از شكستنت بابا

شكست بس كه كنار تو از كمر تا شد

هنوز عطر تو از بین دشت می آید

به یاد لاله سرخی كه ارباًاربا شد




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


اول دفتر زنم به نام خداوند

واجب عینی است احترام خداوند

بعد خدا گویم از گلی که بر او باد

از نفس مصطفی سلام خداوند

آن گل زیبا رخی که آمده باشد

نظم رخش جلوه ی نظام خداوند

بسکه شبیه محمد است دوباره

"کانَ محمد" بخوان، کلام خداوند

تا نظرش باز شد به چهره ارباب

باز گشودند لطف عام خداوند

رونق الله اکبر است اذانش

 جلوه ز خونش گرفته نام خداوند

 روز علی اکبر است و روز جوان است

خواهش ما دولت امام زمان است

 

سر زده از آسمان جمال محمد

یا که دمیده مهی مثال محمد

این پسر نازنین خلاصه ی عشق است

عشق حسین است با خصال محمد

بر رخ او قد کشید ابروی احمد

بر لب او نقش بسته خال محمد

خَلقاً و خُلقاً کپی برابر اصل است

وصف علی هست شرح حال محمد

روز جوان است و در جوانه ی خاطر

گل زده این بیت ایده آل محمد

 سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

 روز علی اکبر است و روز جوان است

خواهش ما دولت امام زمان است

 

جبریل در او نظر کند به محمد

فاطمه بیند در او حسین مجدد

صورت او بی نظیر عالم تجرید

سیرت او طعنه زن به روح مجرد

مثل ابالفضل ماه هاشمیان است

مثل علی در شجاعت است زبانزد

نام "محمدعلی" از او شده تکثیر

واژه "اکبر" از او شده است سرآمد

از کرمش کم مخواه "ابن کریم" است

می رسد از این قبیله رحمت بی حد

من که بخواهم از او زیارت کویش

تا به که میلش کشد نگار و چه خواهد؟

 روز علی اکبر است روز جوان است

خواهش ما دولت امام زمان است

 

یک نظرش یوسف آفرین دو دنیا

لَو کَشَفَ وَجْهَهُ لَماتَ زلیخا

موی سیاهش نوید چشمه حیوان

طَلعتُه کانَ "والنهارِ تجلیٰ"

جان به فدای هوای کرببلایش

مَن قُتِلَ فیٖ هواهُ کانَ شهیدا

مرگ مرا مرگ عاشقانه بفرما

الّلهمَ اجْعَلْ مَحیانا مَحیا...

 روز علی اکبر است روز جوان است

خواهش ما دولت امام زمان است

 

او علیِ اول سرای حسین است

احمد لیلا و مصطفای حسین است

شرح "أنا مِن حسینِ" ختم رسل اوست

این عظمت خاصّه برای حسین است

دست به دامان اکبرش بزن ای دل

عیدی روز جوان به پای حسین است

خون حسین است خونبهای شهیدان

خون خدا نیز خون بهای حسین است

غنچه ی زیبای باغ عشق و محبت

لاله ی صد چاک کربلای حسین است

 روز علی اکبر است و روز جوان است

خواهش ما دولت امام زمان است




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


باید شنید از دو لبت یاحسین را

باید که دید رویِ تو را با حسین را

از آن شبی که خنده زدی در میانِ مَهد

هرشب علی علی شده لالا ، حسین را

با هیچ چیزِ عالم عوض ، نه نمیکند

اربابِ ما شنیدنِ بابا حسین را

هر پنج وعده تا که اذانِ تو میرسد

مبهوت میکند همه حتیٰ حسین را

این‌سان که خیره خیره تو را میکند نگاه

باید که دید وقتِ تماشا حسین را

طوری به رویِ دامن زینب نشسته‌ای

گویا گرفته حضرت زهرا حسین را

باغ بهشت را گِروِ باده داده‌ایم

دیوانگانِ حضرتِ ارباب زاده‌ایم

 

روزی که بال میزدم اما پری نبود

روزی که حلقه میزدم اما دری نبود

روزی که باده عربده میزد حریف کو؟

حل میشدم درونِ مِی و ساغری نبود

روزی که در میانِ تمامیِ عقل‌ها

مستانه نعره میزدم و حنجری نبود

روزی که عشق بود و خداوندِ عشق را

غیر از حسین آینه‌ی دیگری نبود

دیدم حسین بود و حسین و حسین هم

وقتی که بود جلوه‌ی بالاتری نبود

میخواستم که دل بسپارم نیافتم

میخواستم که سر بدوانم سری نبود

آنروز لطفِ حضرتِ حق حیدری شدیم

ما را صدا زدند و علی اکبری شدیم

 

وقتی که باز میکنی از رُخ نقاب را

بیچاره میکنی زِ پِی ات آفتاب را

انگشت بر لب اند تمامیِ قاب‌ها

داری زِ بس که چهره‌ی ختمی مآب را

جبریل هم گمان کنم اینجا مُردَد است

آورده در حضورِ تو اُمّ الکتاب را

شُکرِ خدا برای گره‌های کورِ ما

آورده‌ای هزار دَمِ مستجاب را

چشم پدر زِ شوق و شعف برق میزند

وقتی سلام میکنی عالیجناب را

میدان برایِ عرضِ ادب سجده میکند

تا دست میکشی سر و یالِ عقاب را

تو حیدری که آمده تکرار میشوی

وقت نبرد تیغ علمدار میشوی

 

در خاک میروند تمامِ سوارها

با دیدنِ تو ای نفسِ ذوالفقارها

حتیٰ هنوز بین دلیران زبانزد است

یک صحنه از حضور تو در تار و مارها

تو میزدی به سینه‌ی لشگر ولی چه سود

یک تن نبود دور و برت از فرارها

تیغ تو چرخ میزند و چرخ میزند

صدها هزار دست و سرِ نابکارها

از نازِ ضربِ شصتِ تو بد مست میشود

شمشیر تو که زَهره دَرَد از شکارها

از نازِ ضربِ شصتِ تو تکبیر میکشد

عباس ، وقتِ دیدنِ این کار زارها

نامت حماسه‌ای ست که پیدا نمیشود

هر یوسفی که یوسفِ لیلا نمیشود




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


چشمانمان بر دست ذره پرور لیلاست

مستی ما از نام مستی آور لیلاست

یک قافله حور و پری دور و بر لیلاست

در شهر تنها صحبت از تاج سر لیلاست

دل می تپد وقتی که حرف از دلبر لیلاست

 

 

کوری چشم هرکه ما را بی نوا خوانده

محبوب مان مارا به دیدار خدا خوانده

دل را به دنبال خودش تا هر کجا خوانده

 ما را برای جشن فرزندش فراخوانده

این مُهر و دعوت نامه لطف دیگر لیلاست

 

 

امشب برای شمس دین قرص قمر آورد

بانو برای شاه عالم شیر نر آورد

یک دسته گل ، یک پارچه آقا ، پسر آورد

صاحب نفس ، صاحب لوا ، صاحب جگر اورد

میلاد مولود سراپا اطهر لیلاست

 

 

از مقدمش شهر مدینه نور باران شد

گهواره اش را عمه اش گهواره جنبان شد

از برکتش هجر پیمبر نیز آسان شد

با اقتدا بر چشم او مادر مسلمان شد

 با این حساب او حضرت پیغمبر لیلاست

 

 

در مرتبت محمود و در عزّ و جلال احمد

در مهربانی فاطمه و در کمال احمد

در بین میدان مرتضی و در جمال احمد

ابرو و چشم و گیسوان و خط و خال احمد

این تازه مولود مدینه محشر لیلاست

 

 

"والیل"  قطعا مدحت گیسوی او باشد

مصداق ناب "والضحی" هم روی او باشد

عرش خدا مدهوش عطر و بوی او باشد

"إنا هدیناه السبیل "اش سوی او باشد

شمس و ضحا و قدر و نور و کوثر لیلاست

 

 

با یک نظر از مُهر تربت باده میسازد

سجادها از وصله ی سجاده میسازد

"قد قامت…" او قبله را آماده میسازد

با یک نفس صدها مؤذن زاده میسازد

الله اکبر ؛ او علی اکبر لیلاست

 

 

در خاک دشمن میدهد جولان به تنهایی

با نعره هایش میکند طوفان به تنهایی

با ذوالفقار تشنه و بران به تنهایی

سر میزند مثل سپهداران به تنهایی

شیر حسین بن علی و حیدر لیلاست

 

 

 رود زلالی هست و دریا میشود گاهی

در شب چو خورشیدی هویدا میشود گاهی

مثل عموی خویش سقا میشود گاهی

جمع تمام آینه ها  میشود گاهی

عباس و عبدالله و عون و جعفر لیلاست

 

 

با روضه اش راز پریشانی شش گوشه ست

مرثیه ی همواره طوفانی شش گوشه ست

هم رونق شبهای روحانی شش گوشه ست

هم شک ندارم باعث و بانی شش گوشه ست

کرببلا سرمست سیب نوبر لیلاست

 

 

قطعا تحمل کردن زخم زبان سخت است

بوسه گرفتن از عزیز نیمه جان سخت است

راهی شدن تا کوفه ی نامهربان سخت است

داغ جوان دیدن برای مادران سخت است

مرثیه ی محزون و گریه آور لیلاست

 

 

تا کوچه وا کردند و در دام بلا افتاد

غرق به خون از پشت مرکب بی هوا افتاد

با "یا أبا"یش ولوله در خیمه ها افتاد

این اربا اربایی که زیر دست و پا افتاد

ای کربلایی ها! جوان پرپر لیلاست 




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


خدا را جلوه‌ی دیگر مبارك

یم توحید را گوهر مبارك

سپهر نور را اختر مبارك

علی بر آل پیغمبر مبارك

-كند دل دم به دم یاد محمّد

-كه شد تكرار میلاد محمّد

 

خرد را رهبری آگاه دادند

جوانان را چراغ راه دادند

سپهر معرفت را ماه دادند

ولایت را ولی‌الله دادند

-ولی الله ولی در بر گرفته

-محمّد یا علی در بر گرفته

 

سپهر عصمت و تقوی قمر زاد

عروس حضرت زهرا پسر زاد

به خَلق و خُلق و خو پیغامبر زاد

كه خیرالخلق را خیر البشر زاد

-شگفتا باز احمد آفریدند

-محمّد را محمّد آفریدند

 

سراپا نخله‌ی طور است این طفل

همه نورٌ علی نور است این طفل

تمام شور عاشور است این طفل

بگو قرآن منشور است این طفل

-كلام یوسف زهرا گواهی است

-كه او ممسوس در ذات الهی است

 

تماشایش ز زهرا می‌برد دل

تجلّایش ز بابا می‌برد دل

نه او تنها ز لیلا می‌برد دل

ز اهل البیت یكجا می‌برد دل

-حسین بن علی را نور عین است

-علی آری علیّ بن الحسین است

 

دعای نور در مرآت رویش

نوای وحی در ون گلویش

حدیث عشقِ بابا گفتگویش

نگاه حضرت عبّاس سویش

-امامت از جمالش در تجلاّست

-نگاهش گه به زینب گه به لیلاست

 

دو چشمش چشم حقّ بین پیمبر

دو ابرو ذوالفقار شیر داور

دو بازو بازوی عبّاس و حیدر

دو لعل لب نه، دو یاقوت احمر

-از او بیت ولایت گشته گلشن

-حسین بن علی چشم تو روشن

 

سیادت بنده‌ی او بنده‌ی او

شهادت زنده‌ی او زنده‌ی او

شرف، ایمان، ادب، پاینده‌ی او

پیام كربلا در خنده‌ی او

-چه كویم هر چه گویم بهتر است این

-تعالی الله علیّ اكبر است این

 

دلش دریای ایمان حسین است

درون پیكرش جان حسین است

جمالش عید قربان حسین است

ببوسیدش كه قرآن حسین است

-به خاكش دل به پایش جان فشانید

-به چشم و ابرویش قرآن بخوانید

 

سلام الله بر ماه جمالش

صفات الله در خلق و خصالش

جلال الله زهی قدر و جلالش

ولی الله بینای كمالش

-رخش نادیده شمع محفل ماست

-زیارتنامه‌اش لوح دل ماست

 

سلام از مات ای روح معانی

علی‌اكبر رسول اللهِ ثانی

نبوّت را كتاب آسمانی

ولایت را فروغ جاودانی

-علی، زهرا، پیمبر، بر تو نازد

-پدر تا صبح محشر بر تو نازد

 

تو حقّ را از ازل در خویش دیدی

تو در قلب پدر شور آفریدی

تو دل از هر چه جز جانان بریدی

تو بانگ ارجعی را می‌شنیدی

-به پاس حقّ مقاوم ایستادی

-به «میثم»نه به عالم درس دادی




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


زمین و تمامی هفت آسمان را

خدا آفریده برایش جهان را

نگاهی به چشمان زیبای او کن

در عمق نگاهش ببین کهکشان را

اذان را نوایش اذان کرده،دیگر

به گوشش نخوانید صوت اذان را

پیمبر در آیینه، ممسوس او شد

که احیا کند ریشه ی دین مان را

کرامات او نو جوان را کُند مرد

هدایت کند با نگاهش جوان را

اگر طالب فهم اسرار حقی

عیان می کند دست او هر نهان را

قدم های او بر خلائق نشان داد

بزرگی رفتار یک قهرمان را 




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


نازم به تجلّای جمال علی اکبر

دل برده ز ما حُسن کمال علی اکبر

خال سیَه اش نقطۀ بسم الله عشق است

خورشید زند بوسه به خال علی اکبر

ارباب خِرَد منتظرِ مقدم اویند

بی تاب بود دل به وصال علی اکبر

آداب پسندیده اش الگوی جوانهاست

غبطه بَرَد احباب به حال علی اکبر

بنگر به جهادش که به میدان شهادت

شد خون سر و سینه مدال علی اکبر

او اَشبه طاها بود ای یوسف مصری

در ملک ادب کیست مثال علی اکبر

او مظهر اجلال حسین است، «کلامی»

عالم همه قربان جلال علی اکبر




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


شعر یعنی ردیف و وزن و خیال

شعر یعنی پلی برای وصال

شعر یعنی ترنمی پر شور

قالبی از صفا و صدق و شعور

شعر یعنی نَمی ز علم لدن

فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلُن

شعر خوب است پر بها باشد

مدحت آل مصطفی باشد

شعر اگر شعر اهل بیت شود

شاعرش دعبل و کمیت شود

شعر اگر شعر اهل بیت شود

تیر غیب است و "اِذْ رَمَیْت" شود

شعر اگر شعر اهل بیت شود

بیت در بیت شاه بیت شود

شعر اگر شعر اهل بیت شود

بیت آن در بهشت بیت شود

شعر اگر بی علی بیان گردد

حیف وقتی که صرف آن گردد

همه ی خاندان او ولیَ اند

اکبر و اصغرش همه علی اند

دست ما بر قماط اصغرشان

سر ما زیر پای اکبرشان

زلف مشکین اکبرش عشق است

تار قنداق اصغرش عشق است

چشم اگر هست چشم اکبر اوست

حُسن اگر هست حُسن اصغر اوست

اصغرش آبروی اکبر ها ست

من چه گویم از اکبرش که چه هاست

چون نبی متصف به خلق عظیم

چون علی صاحب کلام و حکیم

آسمان خاک راهت ای اکبر

مهر در روی ماهت ای اکبر

نَقل شیرین میان انجمنی

 همچو جدت علی، ابالحسنی

هر که در خاندان پیغمبر

تنگ می شد دلش بر آن رهبر

می نشست و تو را نظر می کرد

باز یاد پیامبر می کرد

ای به مدح تو دشمنت گویا

این شنیدم معاویه، گویا

پرسشی کرد و پاسخش را خواست

که چه کس لایق خلافت ماست؟

چاپلوسان تخت و تاج بسی

همه گفتند جز تو نیست کسی

باز آن ناخلیفه گفت سخن

که ای سفیهان ابله و کودن

لایق تخت و تاج پیغمبر

هیچ کس نیست جز علی اکبر

ای اسیر کلام تو دشمن

معترف بر مقام تو دشمن

پیش تو آنچه که سعادت بود

بهترین فیض ها شهادت بود

جان فدایت که محترم بودی

اولین کشته حرم بودی

اولین کشته بنی هاشم

تشنه لب در تهاجم ظالم

تشنه لب در جهاد کوشیدی

کوثر از دست دوست نوشیدی

السلام علی‌‌‌‌ٰ علی اکبر

حضرت عشق یا علی اکبر

عشق را ابتدا علی اکبر

حُسن را انتها علی اکبر

اَشهدُ لااله الا الله

جلوه بگرفت با علی اکبر

نور "الله اکبر" آمده است

از سوی عرش تا علی اکبر

خون آبروی او وادی طف

شاهد کربلا علی اکبر

اربا اربا شدن مدالی شد

رفت پایین پا علی اکبر

رو به سمت حرم بایست به او

السلام علی الحسین بگو

در سلام زیارت عاشور

سه سلام است بر تو ای همه نور

تا سلام امام می گوییم

بعد بر تو سلام می گوییم

هم تو زینب فزای اولادی

هم در اصحاب جزء اوتادی

ای جمالت نشانه ی ازلی

منطق احمدی و نطق علی

پسر ارشد حسین تویی

علی و احمد حسین تویی

استقامت به قامتت بسته

چشم ما بر کرامتت بسته

الگوی زندگانیم شده ای

آبروی جوانیم شده ای

ای جوان حسین ممنونم

تا ازل بر حسین مدیونم

لطف ارباب انتخابم کرد

مست از این حسن انتسابم کرد

در جوانی چو گُل جوانه زدم

سر به این کویِ عاشقانه زدم

عشق در چشم من فقط ارباب

روحِ در پیرهن فقط ارباب

آب اینجاست در سراب مرو

در پی عکس بازتاب مرو

هر کسی گفت عاشقی دارد

یا دل عشق لایقی دارد

هر کسی گفت دوستت دارم

در دلم عکسی از تو بگذارم

هر کسی گفت عاشقم با تو

از همه خلق فارغم با تو

هر کسی ادعای عرفان داشت

گر چه بر جهل خویش ایمان داشت

همه را جمع کن نصیحت کن

همه را بر حسین دعوت کن

عشق و عرفان فقط حسین حسین

دین و ایمان فقط حسین حسین

شور و مستی فقط حسین حسین

حق پرستی فقط حسین حسین

مظهر لایزال رحمت اوست

بهترین چشمه ی محبت اوست




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


علی زره که بپوشد همین که راه بیفتد

عجیب نیست که دشمن به اشتباه بیفتد

همین که اسم علی آمده است در دل میدان

بس است تا گذر مرگ بر سپاه بیفتد

علی اکبر لیلاست یا جوانی حیدر؟

که از جمال و جلالش شکوه ماه بیفتد

جمال یوسف ما را هر آنکه دیده نوشته:

رواست یوسف کنعان به قعر چاه بیفتد

چه هیبتی! چه وقاری! که سوی این قد و قامت

هرآنکه خیره شود از سرش کلاه بیفتد

علی است، مثل علی می دهد پناه گدا را

اگر به خانه ی او راه بی پناه بیفتد

اگر موذن علی اکبر است، بَه چه نمازی

ازین اذان به سرم شور لا اله بیفتد

چه بهتر است که اول به شاهزاده بگویی

به هر دلیلی اگر کار تو به شاه بیفتد

به آسمان روی و کار آفتاب کنی، گر

فقط به سوی تو از سمت او نگاه بیفتد

جوان اگر به جوان حسین دل بسپارد

دگر نمی شود اصلا پی گناه بیفتد

تمام‌شب سر راهش نشسته ام به امیدی

که راه شاهزاده براین عبد روسیاه بیفتد




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


هرجاکه حرف ناز بیاید نیاز هست

هرجا که حرف سوز بیاید گداز هست

هرجا که حرف چاره شود چاره ساز هست

هرجا که حرف مأذنه باشد نمازهست

گفتیم اذان و زود قیامت درست شد

درآسمان نماز جماعت درست شد

 

امشب خوش است رفتن زیر عبای عشق

باید گداشویم تماما گدای عشق

دل را سپرده ایم به قبله نمای عشق

قبله رسیده است به پایین پای عشق

هرکس سرش به پای حسین است اعلم است

پایین پای شاه همان عرش اعظم است

 

عیسی به خواب آمد و تو جلوه گرشدی

با یک حضور شاهد حرف پدر شدی

در مسجد النبی تو نبی دگر شدی

با جلوه های احمدی ات رهگذر شدی

سنگی بزن به شیشه دلتنگی حرم

پیغمبر همیشه دلتنگی حرم

 

از بین سنگ تاک کشیدی به یک نگاه

طعم شراب ناب چشیدی به یک نگاه

از مسجدی به باغ رسیدی به یک نگاه

هرچه ندیده بود تو دیدی به یک نگاه

انگور را به دین لبانت بکش سریع

این شیره دل است بجانت بکش سریع

 

تو مصطفای طایفه ای مصطفی ترین

تطهیر شاهدست تویی انما ترین

ای لطف دستهای شما هل اتی ترین

ماییم خاک پای شما!خاک پا ترین..

امشب تمام روح و تن ما شدی علی

تو یا حسین و یا حسن ما شدی علی

 

درپیکر وقار نجابت چه دیدنی ست

پشت سر امام نیابت چه دیدنی ست

اقرار دشمنان به مقامت چه دیدنی است

بر قامتت ردای خلافت چه دیدنی ست

ارث از علی گرفت وجود بهاری ات

سیاس ها فدای سیاستمداری ات

 

 امروز با نقاب نیا بی نقاب باش

سایه بگیر برسر ما آفتاب باش

حالا که شعله ایم کریمانه آب باش

عمه سوار محمل اگر شد رکاب باش

زانو خوش است یاور این بازوان شود

پله برای رفتن این بانوان شود

 

 طرزنگاه کردن بابا به حسرت است

حالا اذان بگو که زمان شهادت است

دور و برت به خیمه زنها قیامت است

دل کندن از پیمبر خیمه مصیبت است

با انقطاع ازهمه دامن کشیده ای

چه دیده ای که از دل من دل بریده ای

 

میترسم اینکه پخش به صحرا ببینمت

از بغض نیزه ها صد و ده تا ببینمت

با زخم های پهلوی زهرا ببینمت

هرجا سرم بچرخد و هرجا ببینمت

در وقت احتضار پدر را صدا بزن

رحمی به حال من کن و کم دست و پا بزن

 

دلواپسم که تیر دراین سینه جا کنند

آرام بند بند تنت را جدا کنند

جسم تورا حواله به کهنه عبا کنند

باهلهله نگاه به احوال ما کنند

خون لخته ای مزاحم اگرشد به من بگو

انگشت دست لازم اگر شد به من بگو




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


والا علی اکبر

زیبا علی٬ غوغا علی٬ رعنا علی اکبر

باد موافق را

با گیسویش انداخته از پا علی اکبر

اصلاً به جای زلف

پیچیده دور سر شب احیا علی اکبر

با تیغ ابرویش

جمعِ عدو را میکند مِنها علی اکبر

یا مظهر الوالی

یا مصطفی، یا مرتضی و یا علی اکبر

تکثیر شد حیدر

اینجا علی آنجا علی هرجا علی اکبر

اعلان ختم جنگ؛

می شد اگر می تاخت با سقا علی اکبر

پس خُلقاً و خَلقاً

پیغمبری گویاست پس گو...یا علی اکبر

الدَّهرُ یومان است؛

امروز علیِ اصغر و فردا علی اکبر

بابا ز دنیا و

می بُرد هرلحظه دل از بابا علی اکبر

بعد از تو بابا گفت

ای خاک عالم بر سر دنیا علی اکبر

این آخر روضه ست

مثل علی اصغر شده حالا علی اکبر




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


دیده ی هر که به آن قامت محشر افتاد

نا خود آگاه دلش یاد پیمبر افتاد

مانده بودیم که باید به که گوییم ارباب

قرعه ی فال به نام علی اکبر افتاد

سه علی داشت حسین وبه همه ثابت کرد

که مسلمانی بی نام علی ور افتاد

لشگری را که به هم ریخت همه فهمیدند

نشود باعلی و آل علی در افتاد

 (اشهد أن علی)  را که موذن فرمود

هرکسی یاد اذان علی اکبر افتاد




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


بر جلوه ی خلقت پیمبر صلوات

بر چهره ی غرق نور اکبر صلوات

تقدیم به آن جوان رعنا که بود

سر تا به قدم شبیه حیدر صلوات

***

گر ذکر ابوتراب بردارد علی

از چشم حریف خواب بردارد علی

سلمان محمدی شود نصرانی

از چهره اگر نقاب بر دارد علی

***

از خانه ی ارباب خبر می آید

بر آل علی تازه پسر می آید

در خُلق و مرام و منطق و حُسن و جمال

انگار محمدی دگر می آید

***

می بارد از این جمال دلجو صد ماه

سر تا به قدم، علی میاید از راه

حق است اگر کعبه ترک بردارد

لا حول و لا قوة الا بالله




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ای قلم مونس دیرینه‌ی من

راوی زمزمه‌ی سینه‌ی من

باز هم حیرانم ... سخت سرگردانم

باز اشک و غزل و شور و ترانه، جانم

شستشویی بده آیینه‌ی من

 

باز شب آمده و بیخوابی

عشق دلدار و شب بیتابی

بیدلانه دارم ... ذکر خیر یارم

گاه می‌خندم و گاهی نگران می‌بارم

دل شده سرخ و نگاهم آبی

 

دست بردار دلم نیست جنون

صبح و شب کار دلم چیست؟ جنون

عشق لیلا دارم ... مهر مولا دارم

شکر لله که در میکده مأوا دارم

صاحب الأمر دلم کیست؟ جنون

 

ساکن میکده‌ی مولایم

بنده‌ی مرحمت زهرایم

گرچه زشت و خوارم ... خوار و بی مقدارم

دلخوشم عشق علی اکبر لیلا دارم

رؤیت او همه‌ی رؤیایم

 

مژده یاران خبری در راه است

دل دیوانه‌ی من آگاه است

نور مهتاب رسید ... باده‌ی ناب رسید

عشق زهرایی و لیلایی ارباب رسید

غلغله خانه‌ی ثارالله است

 

درد دارید؟ دوا نازل شد

قمرِ شمسِ ضُحی نازل شد

موی مشکین دارد ... زلف پرچین دارد

نفسش عطر خداوندی یاسین دارد

یوسف کرببلا نازل شد

 

حضرت ناز، مشرف گردید

مصطفی باز مشرف گردید

ذاریات ارباب ... عادیات ارباب

رونق مجلس ذکر صلوات ارباب

مثل اعجاز مشرف گردید

 

عاشق خسته بیا تا برویم

به کرمخانه‌ی مولا برویم

پسری داده خدا ... به شه کرببلا

تا بگیریم ز لطف و کرم و مهر و وفا

عیدی از زینب کبری برویم

 

لب به تکبیر خداوند گشا

زمزمه سربده یابن الزّهرا

سائلی آمده تا ... به تو گوید جانا

قدم این پسر ناز مبارک بادا

دور از دور سرش درد و بلا

 

روی کن جانب لیلازاده

بگو ای حضرت آقا زاده

لحظه‌ای کاش خدا ... نکند کم مولا

از سرت سایه‌ی مهرِ پدر و مادر را

مرتضی مسلکِ زهرا زاده

 

به سراپای تو ماشاءالله

چشم شهلای تو ماشاءالله

به جمالت صلوات ... به کمالت صلوات

به شکوه قد و بالا و جلالت صلوات

به رجزهای تو مشاءالله

 

خنکای دل سوزان حسن

حاجت دیده‌ی گریان حسن

بوی مادر داری ... ازهمه سر، داری

وای اگر چشم از این بی سر و پا برداری

نظری جانب من جان حسن

 

آمدی و قمر عمّه شدی

چلچراغ سحر عمّه شدی

عاشقانه عمّه ... مادرانه عمّه

می‌زد از شوق به گیسوی تو شانه عمّه

تو مطاف نظر عمّه شدی

 

عمو عباس پریشان تو شد

عاشق غیرت چشمان تو شد

روی تو بوسید و ... بوسه زد خندید و

شأن والای تو را شأن امامت دید و

کاملاً دلشده، حیران تو شد

 

من هم ای دوست گرفتار توام

کشته‌ی لهجه‌ی گفتار توام

من کویر سوزان ... تو لطیف باران

همه‌ی حُسن خداوند قدیم الاحسان

مرده‌ی رأفت رفتار توام

 

لیلی این دل پر آشوبم

بدم اما به شما منسوبم

گلرخ گندمگون ... در دل غرق جنون

شعله‌ی شور خداوندی تو! روز افزون

از غمت سر به زمین می‌کوبم

 

درد از ما و مداوا از تو

دارم ای دوست تمنّا از تو

که فدای تو شوم ... خاک پای تو شوم

من هم ای دوست یکی از شهدای تو شوم

مردن از ما و تماشا از تو

 

شکر لله غزلخوان توام

خاکم و گوشه‌ی دامان توام

تا تویی در یادم ... غم ندارم، شادم

« بنده‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم »

به خدا گوش به فرمان توام

 

ای ز سر تا به قدم زهرایی

شهره  بر مرحمت و آقایی

مصطفایی سیرت ... مجتبایی صورت

شیر شمشیر زن پیل تنِ با غیرت

وقت شمشیر زدن مولایی

 

نور چشمان در افشان پدر

کم برو این همه قربان پدر

آیه‌ی نور حسین ... ذکر پر شور حسین

پسر خوش قد و بالا و سلحشور حسین

اندکی حوصله کن جان پدر

 

شاهزاده علی اکبر مددی

هم طراز تو نباشد احدی

ماه تابان پدر ... پدرت مُرد پسر

با لب خشک و دل سوخته و دیده‌ی تر

شاه می‌گفت علی جان ولدی




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


آیینه رونماى حیدر آمد

این بار على ،شبهِ پیمبر آمد

سقّاى ادب باز رجز مى خواند:

الگوى جوان،"علىّ اكبر" آمد




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


باخلق پیمبر آمده...ای جانم

باهیبت حیدر آمده... ای جانم

تبریک ملائک بهم می گویند

زیرا علی اکبر آمده...ای جانم




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


خبر رسیده که آقایمان پدر شده است

پسر رسیده؛ پدر صاحبِ سپر شده است

جوانِ خوش قد و بالای خانۂ لیلا

برای سید و سالارمان ثمر شده است

خصایصش شده تلفیقی از نبی(ص) و علی(ع)

چهارقل به لبِ هر که با خبر شده است

نمیروم به خدا جای دیگری! چونکه

گدا فقط درِ این خانه معتبر شده است

چه دست ها که به قنداقه اش گره خورده

چه چشم ها که به شوقِ وصال، تر شده است

نگاه نافذِ او شد دلیلِ خلق عقیق

به سنگ خیره شد و صاحبِ اثر شده است

برای هر که غلام ِ علیست(ع)؛ خیرِ کثیر

برای دشمنِ حیدر، بلا و شَر شده است

دوباره «أشهدُ أنّ علی(ع) ولی الله»

اذان به شوقِ صدایش چه شعله ور شده است

از آن زمان که به دست پدر معمّم شد

نگاه عمّه به او گرم و گرمتر شده است

شمایلِ ادبش کاملاً أبالفضلی ست(ع)

اگر که شهره به دست-بوسیِ پدر شده!




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


جان تازه به تن خسته و بی تاب تویی

ما همه  خاک ترین  و گهر ناب تویی

چهره ات داد گواهی خودِ مهتاب تویی

نو رسیده ؛ پسر حضرت ارباب تویی

نفس و هستی آرام دل و جان حسین

جان ِعالم به فدای لب خندان حسین

 

آمدی روز کنی نیمه شب دنیا را

بنِشانی سر جا هیمنه ی دریا را

بکشانی پی خود دلشده ی شیدا را

خنده آورده ای امروز لب لیلا را

در ِ این خانه کرم روی کرم بار شده

همه جا پخش شده شاه پسردار شده

 

پای تو سرو قدی نیست مگر افتاده

دلبری نیست که با دیدن تو دل داده

در حصار تو که ماندیم شدیم  آزاده

مات و مبهوت صدای تو موذن زاده

ای به قد قامت تو نماز قامت بسته

به قد و قامت ِ تو  کارِ  قیامت بسته

 

از بزرگیت به هر کوچه و برزن گفتند

به تو با آن قد و بالات تهمتن گفتند

به پیمبر  شدنت  خَلقا و خُلقا گفتند

بخدا مدح تو را دوست و دشمن گفتند

هیچکس لایق آن نیست شود بالا دست

تا زمانی که در این خاک علی اکبر هست

 

پدرت خیره شده بَه چه نگاهی داری؟

با همان تیغه ی ابروت سپاهی داری

فنّ مخصوص خود توست سلاحی داری

غیر حفظ حرم عشق گناهی داری !؟

به هم آمیخته ای میمنه تا میسره را

وا کن از صفحه پیشانی بابا گره را




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


مثنوی ، قطعه ،  قصیده ، چارپاره یا غزل

قالبش فرقی ندارد ، وزنِ فاعل یا فَعَل

نام زیبای علی وقتی که مضمون می شود

بی هوا از تک تکِ ابیات می بارد عسل

شب شبِ عشقِ علی بن الحسین بن علیست

یا علی اکبر بگو حیِ علی خیرالعمل

معجزِ شق القمر بار دگر آمد پدید

تکّه ای از ماه را لیلا گرفته در بغل

از همین اول بزرگی در وجودش بارز است

جان به قربانِ برادرزادهء شیر جمل

دود کن اسپند یا زینب که روی ماهِ او

مثل عباس علی شد در عرب ضرب المثل

با چنین نسلی که از حیدر حکایت می کند

در نظامِ حیدری وارد نمی گردد خلل

خیره گردیدم به رخسارش نمی شد باورم

ذره ای هم با محمد مو نمی زد اکبرم

 

حالمان خوب است از این باز بهتر می شود

صحبت از اوصاف تمثال پیمبر می شود

آیت اللهیست در نوع خودش ابن الحسین

وصف یک خط از رخش هفتاد منبر می شود

خوش به حال اهل آن مجلس که در اذکارشان

ذکر اوصاف علی اکبر مکرر می شود

یک حرم دل بسته بر سروِ قد و بالای او

یکسره حرف حرم الله و اکبر می شود

حُسنِ همنامیش با حیدر همین بس که فقط

یک علی می گویی و ذکر دو حیدر می شود

مثل یک ساعت منظم می تپد قلب سپاه

همقدم تا با ابالفضل دلاور می شود

دست در دست عمو وقتی که بگذارد علی

قدرت رزم حسینی صد برابر می شود

سمت دشمن تا که یک همچین سپاهی می رود

چشمشان با دیدن اکبر سیاهی می رود

 

ماهِ گردون ، این مهِ لیلاست لبخندت چه شد؟

شرم داری از رخش ؟ ماهی که خواندندت چه شد؟

هر کسی دارد جمالی چون جمالت رو کند

مدعی جا زد نگفتا مثل و مانندت چه شد

ماهِ من می ترسم آخر ...... ماه ، چشمت می زند

یوسف لیلا بپوشان چهره ، روبندت چه شد؟

چارقل باید بخوانم نذر چشمانت کنم

خواهرم زینب بیا پس دودِ اسپندت چه شد؟

مفتخر گفتم علی گفتم علی گفتم علی

در جوابِ هر که گفتا نامِ فرزندت چه شد

گفته بودی تو که می بخشی به خالِ هندویش

حافظ این هم خال هندو پس سمرقندت چه شد؟

میهمان سفره ات را دست خالی رد نکن

کربلای  عاشقانِ آرزومندت چه شد؟

لشگرم کامل شده امشب یسارش چون یمین

هست اکبر تحت فرمانِ یل ام البنین

 

دل فقط بر حلقۀ موی تو می بندد حسین

دل به ماهِ انورِ روی تو می بندد حسین

وقت دلگیری و دلتنگی، پیِ آرامشش

بی گمان بار سفر سوی تو می بندد حسین

موقع رزمت که شد ، سربند یا زهرای خود

بر جبین بالای ابروی تو می بندد حسین

چشم بد دور ، أن یکادی را به دور گردن و

آیت الکرسی به بازوی تو می بندد حسین

شک ندارم یا علی در کربلا وقت نبرد

بعدِ ساقی دل به نیروی تو می بندد حسین

غُرّشِ الله اکبر گفتنت دشمن کش است

دل به تکبیر و به یاهوی تو می بندد حسین

خَلقاً و خُلقاً شبیهِ احمد مختاری و

دل به این تشبیهِ نیکوی تو می بندد حسین

هر زمان برداشتی از ماهِ رخسارت نقاب

آب کردی آفتاب ای آفتابِ بوتراب

 

حق عجب طرحی به ابروی کمانت ریخته

خونِ عشاقت ز تیغ ابروانت ریخته

دیده حق ظرفیّتِ ارثِ علی را داشتی

قدرتش را زین سبب در بازوانت ریخته

مثل بارانی که می بارد به دامان کویر

بر سرِ ما برکت از روزِ جوانت ریخته

بر زبان داری شِکَر ،  از بس نمک داری علی

حضرت زهرا نمک را در دهانت ریخته

یک جهانِ کفر را اهل نماز و روزه کرد

صوت داوودی که در لحن اذانت ریخته

وقت میدان داریََت بر هیچ کس پوشیده نیست

نعره هایت زَهره ها از دشمنانت ریخته

می زدی شمشیر وقتی با فنونِ حیدری

بر زمین کُرک و پرِ شمر و سنانت ریخته

آمدی تا لشگرم را بیمۀ جنگی کنی

با اذان گفتن برایم کارِ فرهنگی کنی

 

هر کجا منسوب به زهرا صفایش بیشتر

مبتلایش بیشتر حتی گدایش بیشتر

آستان های ائمه تک تکش باشد بهشت

هر حرم خوب است اما کربلایش بیشتر

رفتم و دیدم که لذت داشت هر جای حرم

بود اما لذت ایوان طلایش بیشتر

یک براتِ کربلا از هر که گیری خوش بُوَد

لیک از دست علی موسی الرضایش بیشتر

هر که یادت داد راهِ کربلا دستش ببوس

تا دمِ مرگ از همه بنما دعایش بیشتر

تو ، به میزانِ علاقه مندیَت هرگز مبال

که علاقه مندِ او باشد خدایش بیشتر

گر دو رکعت خوانده ای بالای سر حتما بخوان

یک دو رکعت هم شده پایین پایش بیشتر

جنتِ معروفِ زیرِ پا به عشقِ این پسر

هست استثناءً اینجا زیر پاهای پدر




موضوع: ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/01/27 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.