حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


ای زمین ریزه خوار تو مهدی

وی زمان در مدار تو مهدی

آمدی ای حقیقت هستی

عالمی بیقرار تو مهدی

صد و بیست و چهار هزار احمد

همه در انتظار تو مهدی

منتظر بر تو سیزده معصوم

و همین افتخار تو مهدی

نه فقط نُه فلک به فرمانت

عرش در اختیار تو مهدی

فصلها از تو شکل میگیرند

هست جنت بهار تو مهدی

مانده اسلام از تو پابرجا

نازم این اقتدار تو مهدی

غم و اندوه برطرف سازد

پرچم آشکار تو مهدی

میشود هر، عدوی تو محو از

تیغِ دشمن شکار تو مهدی

نَصر و عزت، خدا ترا داده

تا بماند قرار تو مهدی

هر کجا هستی ای وصی الله

العجل العجل ولی الله

 

 

آمدی تا که دلبری بکنی

در امامت پیمبری بکنی

آمدی تا که خود بِإذن الله

بر همه خلق سروری بکنی

آمدی با حکومتِ الله

باز اقدام حیدری بکنی

آمدی تا به جنگِ با خصمت

همچو جدّت دلاوری بکنی

آمدی تا به مَسند اسلام

بعد از این حکم دیگری بکنی

آمدی ای مجدِدِ احکام

تا که احکام پروری بکنی

آمدی تا به سنّت احمد

دین حق را تو یاوری بکنی

آمدی دست ظلم بَرچینی

در عدالت برابری بکنی

آمدی تا به دادِ ما برسی

دشمنی با ستمگری بکنی

آمدی با نجات گمراهان

عالمی را تو رهبری بکنی

هر کجا هستی ای وصی الله

العجل العجل ولی الله

 

 

امتداد خدا تویی آقا

دردها را دوا تویی آقا

وارث اهلبیتِ پیغمبر

زادۀ  مصطفا تویی آقا

این جهان پُر ز فتنه شد بازآ

ثمر مرتضا تویی آقا

ای ضیاءِ دو دیدۀ  زهرا

جان خیرالنسا تویی آقا

یاورِ عمه زینبی و یقین

مرهم مجتبا تویی آقا

داروی زخمهای شاه شهید

مددِ کربلا تویی آقا

طالب خون سرخ و منتقمِ

رأسهای جدا تویی آقا

آخرین نور دیدگان حسین

چارم ابنُ الرضا تویی آقا

بحر و بر از تو امنیت یابد

حافظ دین ما تویی آقا

امر تو نافذ است در عالم

صاحب دو سرا تویی آقا

هر کجا هستی ای وصی الله

العجل العجل ولی الله

 

 

ما محبِ محبتت هستیم

ریزه خوار ولایتت هستیم

ما ز مستشهدینَ بَینَ یَدیه

جان نثاران بیعتت هستیم

گر بمیریم، باز هم به ظهور

زندۀ روز رجعتت هستیم

همه لبیک گو بسوی تو

پیشتاز اجابتت هستیم

تشنۀ طلعت رشیدۀ تو

همه مشتاق حضرتت هستیم

به جمال مبارکت سوگند

کشتۀ آل عترتت هستیم

در طریق تو با تمام وجود

تابعِ امر و حجتت هستیم

قول تو حقّ و فعل تو حقّ است

ما موظف به طاعتت هستیم

ای رفیقِ شفیق، ما احباب

مدّعیِ رفاقتت هستیم

تو امام هدایتی و ما

تشنگان هدایتت هستیم

هر کجا هستی ای وصی الله

العجل العجل ولی الله

 

 

همه جا پُر شد از بهانۀ تو

میرسد از فَلک نشانۀ تو

کربلا و مدینه میگویند

بازگرد ای دل آشیانه تو

سامرا و نجف ترا خوانند

کاظمین است در کرانه تو

از بقیع نغمۀ تو میآید

طوس دارد به لب ترانه تو

همچو زمزم برای تو گِرید

کعبه در گردشِ شبانه تو

جمکران را ببین که منتظرند

خیلِ عاشق در آستانه تو

از حرم تا حرم همه پرسند

از تو و وصل عاشقانه تو

از یمن تا عراق، هم ناله

سوریه میکند بهانه تو

دوستان در پی ظهور توأند

دشمنان منکر زمانه تو

چشمِ پهلو شکسته مانده به در

شاهد اشک دانه دانه تو



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


باز هم جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

وقت‌شادی شده‌از خون جگر هیچ مگو

تا غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

مست‌عباسم و از عمق‌جگر می‌خوانم

من غلام قمر نیمه‌شب شعبانم

 

مست‌و‌دیوانه‌شدم،عقل‌به‌من می‌خندد

گل‌نرگس به در‌و‌دشت‌و‌دمن می‌خندد

نرجس آورده پسر باز حسن می‌خندد

مطربا وقت‌غزلخوانی‌و بر دف‌زدن است

شیعه‌در‌شادی‌و‌شور‌و‌شعف‌و‌کف‌زدن است

 

دوش‌درحلقه‌‌ما قصه‌ی گیسوی که بود

تادل شب سخن‌از‌سلسله‌ی‌موی که بود

شیعه مشتاق کمانخانه‌ی ابروی که بود

هاتفی گفت که یار ازلی آمده‌است

چارده‌بار علی پشت علی آمده‌است

 

آنکه‌در‌جسم‌جهان‌روح‌شده‌مهدی‌ماست

عمر‌او خضر‌تر از نوح‌شده مهدی ماست

کاه‌در مکتب او کوه شده مهدی ماست

هر که از آمدنش شاد شده کف بزند

سینه‌اش فاطمه‌آباد شده کف بزند

 

اولیاء شیفتگان پسر زهرایند

اصفیاء سر به روی خاک فرج می‌سایند

انبیاء منتظر دولت این آقایند

یکی از منتظران فرج او عیساست

ذکرش عجّل لولی‌الفرج مهدی‌ماست

 

کاش باشیم برایش همه مرآت ظهور

روز‌و‌شب بر لب‌مان ذکر‌و‌‌مناجات ظهور

و ببینیم در آفاق علامات ظهور

آید آن روز که اخبار بگوید آمد

شیعه در کوچه و بازار بگوید آمد

 

در مرامش بنویسید که غارت ممنوع

کیسه‌ ملت اگر هست، خسارت ممنوع

سفر خارج و ویلا و عمارت ممنوع

می‌رسد آنکه غم او غم بیت‌المال است

پسر شیر‌خدا محرم بیت‌المال است

 

او نباشد، همه‌جا سیل بلا می‌آید

با ظهورش به‌جهان صلح‌و‌صفا می‌آید

عاقبت از طرف کعبه صدا می‌آید

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله

 

کیست او؟ منتقم‌خون‌خداوند، حسین

آن‌امامی‌که به‌یحیاست همانند،‌حسین

وبرای هدفش از همه دل‌کند، حسین

پای پرچم، بدن اطهر او غارت شد

معجر محترم خواهر او غارت شد

 

فرق منشق شده‌ی اکبر او گفت: بیا

لب خشک علی‌اصغر او گفت: بیا

مشک سوراخ شد؛ آب‌آور او گفت: بیا

شده شرمنده علمدار، کجایی مهدی؟!

عمه‌ات رفته به بازار، کجایی مهدی؟!



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


بوی یاس است دوباره به حرم پیچیده

یا شمیمِ گلِ نرگس به دلم پیچیده

مژده ی وصل رسیده.. همه جا گل باران

باز در چرخِ زمان ،لطفِ قلم پیچیده

هرکه افتاده ز پا هست ،بیاید اینجا

که دراین دایره ی مهر..کـَرم پیچیده

چه نشستی به سویت داد رسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

 

خانه ی یازدهم باز شده نورانی

پدر از شادیِ بسیار شده بارانی

باز از نسلِ حسنِ ..شیرِ نری می آید

تا بر احوالِ زمانه بدهد سامانی

سامرا شد هدفِ لطفِ خدایی امشب

این توّلد شده از چشمِ همه پنهانی

صاحبِ عصر رسیده نفَسِ جاء الحق

جای دارد که شود ماه‌ دوباره منشق

 

 

حضرت عشق!فدایِ نَفَسِ گیرایت

ای بقربانِ تو و قدِّ چنان طوبایت

قمرِ آل محمّد‌!قمـرِ دنیایی

قبله ای شد بخدا خالِ لبِ زیبایت

همه محتاجِ دعایند دعایی فرما

همه محتاجِ تو‌ و خطّ خوش امضایت

صاحبِ عصر! ز عطرِ نَفَست سر مستیم

ما پناهنده ی چشمانِ سیاهت هستیم



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


برای خاک پای دوست سربه درد میخورد

برای عاشقی فقط جگر به درد میخورد

سوی کریم آمدن بدون پر نمیشود

بده پری که در هوات پر بدرد میخورد

شکستن دل مرا به گردنت بگیر زود

که وقت درد دل دوچشم تر به درد میخورد

کمی زخون دل برای من هنوز مانده است

قبول کن کم مرا اگر به درد میخورد

به جمکران که میروم به عرش هم رسیده ام

برای سیرتا خدا سفر به درد میخورد

شب آمد و تب وصال روی جان ما نشست

زمان به انتظار صاحب الزمان ما نشست

 

 

شبی که قدر را به هم طرازیش کشیده است

شبی که جبرئیل هم به سامرا رسیده است

شب است و تا اذان صبح پلک هم نمیزنیم

قرار عاشقی ما حوالی سپیده است

بنا شده که غرب را به زیر دین خود برد

اگر امام ما زنی ز روم برگزیده است

به مادر پیمبران کشیده مادرت اگر

کسی دراو نشانه های مادری ندیده است

نُریدُ أن نَمُنّ خواندی و همه خبر شدند

خدا تورا برای یک قیامت آفریده است

تو از مسیح برتری مسیح هم گدای توست

اگر که مرده زنده میکند به اقتدای توست

 

 

بنای جلوه کن شبی برایمان اگرکه شد

سری بزن به ما میان جمکران اگر که شد

رسالت پیمبرانه وعده ظهور توست

ببخش جان به وعده پیمبران اگرکه شد

شبیه مرعشی عقیق خویش را به ما بده

فقیر را به تخت سلطنت رسان اگرکه شد

میان راه گم شدم که سید احمدم کنی

 بیا دوباره راه را بده نشان اگرکه شد

به حج رسیده ام که باتو محرم حرم شوم

قرار ما غروب، زیرسایبان اگر که شد

اگرچه راه بسته شد منا بدست آمده

ثواب حج ز انتظار ما بدست آمده

 

 

اگرچه با گناه باخدا شدن نمیشود

نگو به بی پناه ها گدا شدن نمیشود

نخواه تا به خانه کسی به جزشما رویم

نخواه چون فقیر جز شما شدن نمیشود

زمین که میخوریم با دمت بلند میشویم

به جز تو هیچکس عصای پاشدن نمیشود

تو لطف کرده ای که ما سریع جاگرفته ایم

وگرنه بین خیمه ی تو جا شدن نمیشود

دوبار گریه کردنت به صبح و شب نشانه ایست

که داغدار غیر کربلا شدن نمیشود

به اعتبار حرف تو به عشق خو گرفته ایم

شب ولادت است و روضه عمو گرفته ایم

 

 

عمو نگو بگو پرنده ای که پر شکسته شد

کنار نخل رفت و شاخه با ثمر شکسته شد

عمود یک تجسم خجالت از رباب بود

زشرم مشک پاره بود اگر که سرشکسته شد

چقدر استخوان او به ضرب تیرها شکست

چقدر تیر رفت و بین چشم تر شکسته شد

سری به روی خاک رفت و روی دامنی رسید

و بغض مادری ز دیدن پسر شکسته شد

نفس زنان رسیده آفتاب در کنار ماه

چه دیده که به محض آمدن کمرشکسته شد

عمود خیمه را کشید.. اوج غربت است آه

زمان غارت و زمان هتک حرمت است آه



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت



در حوالیِّ نیمه شعبان بود

عطرِ یاسی عجیب می آمد

سامرا بود و خانۀ پدری

باز طفلی نجیب می آمد

 

باید اسپند ، دود می کردند

نوهء ماه ، می رسید از راه

حاملِ پرچم ابالفضل و

ذوالفقارِ علی ولی الله

 

گل نرگس که زیرِ پاهایش

باغِ گل فرش شد همان اول

مثلِ جدَّش حسین ، قنداقش

شرفِ عرش شد همان اول

 

بر غمِ اهل بیت در حُکمِ

جرعه ای آب بود بر آتش

از همان کودکی به دوشش بود

پرچمِ سرخِ یالثاراتش

 

وَ ورق خورد صفحۀ تقویم

تا که هنگامِ غیبتش آمد

آسمانِ وجود ، ابری شد

دوری از ماه ، نوبتش آمد

 

بیشتر از هزار و صد سال است

جمعه ها را شمرده ایم آقا

دردش اینجاست بعدِ این مدت

از فراقت نمرده ایم آقا

 

ظاهراً زخمیِ فراقیم و

منتظرهای یازده صده ایم

شرم داریم این همه جمعه

ندبه ات را فقط ورق زده ایم

 

در سخن ، عهد خوانده ایم و فرج

در عمل ، کم صداقتیم آقا

مثلِ بحرالعلومها کم بود

غالباً بی لیاقتیم آقا

 

از تو غافل شدیم از بس که

ماتِ غربیم و خیرهء شرقیم

یادمان میرود که تو هستی

بس که در روزمَرِّگی غرقیم

 

مثل حیدر برای پیغمبر

مردِ بدر و اُحُد نداری تو

سیصد و سیزده نفر ، حتی

دور و اطرافِ خود نداری تو

 

من بمیرم ، غریب یعنی تو ...

تو که تنها شدیّ و بی لشگر

نه کنارِ تو زینبی هست و

نه ابالفضل و نه علی اکبر

 

نکند پایِ سفره های ظهور

میهمانِ اضافی ات باشیم

پسر فاطمه دعایی کن

مثلِ مرحوم کافی ات باشیم

 

باز هم غیرتِ قدیمی ها...

اندکی از گناه ، پرهیزی

عصرِ جمعه ، و یا سه شنبه غروب

یک سَماتی ، توسلی ، چیزی

 

ما که در خوابِ خود فرو رفتیم

یک تلنگر نیازِ مُبرَمِ ماست

اینکه غافل شدیم از بودت

علتِ زندگیِّ مبهمِ ماست

 

الغرض ، سهله ، کوفه یا عرفات

یا که خلوت نشینِ سردابی

هر کجایی خدا نگهدارت

غایبِ قصه های بی تابی

 

دلِ ما تنگِ این دو تا رنگ است

دلِ ما را تو کهکشانی کن

گنبد زرد ، گنبد آبی

کربلائیّ و جمکرانی کن

 

شاه بیتِ همه غزلهایم

همه کار و کسم بیا برگرد

به بدیِّ دلم نگاه نکن

جان زهرا قسم بیا برگرد

 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


دل رمیده حوالی آستانه ی اوست

تمام دلخوشی ام جشن شادیانه ی اوست

ترانه ی لب من از غزل ترانه ی اوست

" رواق منظر چشم من آشیانه ی اوست "

"اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی ست

زبان خموش و لیکن دهان پر از عربی ست "

 

ستاره های درخشان به جلوه آمده اند

شبیه ماه فروزان به جلوه آمده اند

بسان یوسف کنعان به جلوه آمده اند

" اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند "

" کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد"

 

پیمبران الوالعزم بی گمان جمع اند

کنار اهل زمین اهل آسمان جمع اند

به شوق آمدن صاحب الزمان جمع اند

" حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند "

" وان یکاد بخوانید و در فراز کنید

معاشران گره از زلف یار باز کنید "

 

برای عرض ارادت به ساحت نرگس

رسیده حضرت مریم به خدمت نرگس

عزیز عسگری و جان حضرت نرگس

نظر به چهره ی ماهش عبادت نرگس

حَسن جمال و حَسن سیرت و حَسن سکنات

به شادی دل مهدی و مادرش صلوات

 

وقار و شان سلیمان شرافت یعقوب

نگاه رحمت نوح و تحمل ایوب

مِلاحت و نفَس و حُسن یوسف محبوب

شمیم ناب مسیح از شمال تا به جنوب

تمام نور محمد به چهره اش پیداست

چکیده ای ز تمام پیمبران خداست

 

شبیه پرچم در حال اهتزاز آمد

امیر مُطلَقِ از خلق بی نیاز آمد

علی و جعفر طیار و حمزه باز آمد

قسم به تیغ دو دم فارس الحجاز آمد

ز نسل احمد مختار و رونوشت علی ست

سرشت مهدی کرار از سرشت علی ست

 

شعور جاری در هر شعار اباصالح

بهانه ی غزلی ماندگار اباصالح

پر از جلال و شکوه و وقار اباصالح

ترانه ام صد و سی و سه بار اباصالح

قسم به هر گره ابرویش که حساس است

چقدر خَلقا و خُلقا شبیه عباس است

 

نگاه مرحمتش خلق را کفاف کند

به خوبی اش همه ی شهر اعتراف کند

به زیر سایه ی الطافش اعتکاف کند

میان عرش ملک دور او طواف کند

همیشه از سر دلتنگی اند محتاجش

فرشته ها همه چشم انتظار معراجش

 

قلم برای سرودن دوباره گرم وضوست

سرودن از پسر فاطمه همیشه نکوست

" سر ارادت ما و استان حضرت دوست

که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست "

دمی که صحبت یار است صحبت از " من " نیست

سرور شیعه که تنها به ریسه بستن نیست

 

خدا کند که بیابم نشان مهدی را

نشان دهم به همه دوستان مهدی را

به عالمی ندهم قرص نان مهدی را

دوباره زنده کنم گفتمان مهدی را

ز جور جعفر کذاب هایمان فریاد

که سال های پیاپی ظهور عقب افتاد

 

نگاه روشن و بیدارمان عوض نشود

بیان محکم گفتارمان عوض نشود

مسیر و موضع و کردارمان عوض نشود

نظام و نحوه پیکارمان عوض نشود

به غیر میل شهادت نبوده در دل مان

مسیر ماست مسیر امام راحل مان

 

قسم به کرببلا حریّت فروشی نیست

وفا و غیرت و انسانیت فروشی نیست

ولایت و شرف و امنیت فروشی نیست

به خون نوشته شد این مملکت فروشی نیست

هنوز مشی شهیدان مان به خاطر هست

بقای نهضت ایران گران تمام شده ست

 

عنان قافله را از اُسامه می دزدند

به اسم خود غزل از هر چکامه می دزدند

نکرده کار ولی کارنامه می دزدند

چقدر ساده عبا و عمامه می دزدند

خلاف حکم پیمبر حدیث می خوانند

روایت از غضب انگلیس می خوانند

 

نه وقت حرف اضافه نه حوصله داریم

هنوز بر سر برجام مسئله داریم

چرا ز مکتب اسلام فاصله داریم

ز تهمت و دغل و افترا گله داریم

به پای آن همه وعده همه شهید شدیم

به لطف دولت امید نا امید شدیم

 

یگانه منجی عالم که حق ضمیمه ی اوست

و شیعه تشنه ی یک نَظرَةً رَحیمه ی اوست

وجب وجب وطن ما هماره بیمه ی اوست

زمانه منتظر دولت کریمه ی اوست

گره گشایی در مشکلات با مهدی ست

نوای شیعه ی مظلوم ذکر یا مهدی ست



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت

 شعر بی نقطه در ولادت امام زمان عج


سَرور سرا آمد حامل لوا آمد

کام دل روا آمد درد را دوا آمد

او مکرّم و اکرم ، او معلّم اَعلم

محرم دل عالَم ، عالِم عَلا آمد

در کمال سرمد او ، اکمل و سرآمد او

رهرو محمّد او ، وه امام ما آمد

هر عدوّ او هالک در دو ملک او مالک

سِلک سِلم را سالک ، سالک ولا آمد

سائلِ درِ او حور ، او سرور هر مسرور

در امور او مأمور ، داور و گوا آمد

او سوارۀ سالار ، اُسوۀ همه احرار

اهل حال را دلدار ، لالۀ هُدا آمد

او عُصارۀ ارواح ، او سرودِ هر مدّاح

در سلاح او اصلاح ، روح ماسوا آمد

دادگر گواهِ او ، راه عدل راهِ او

حکم دادگاه او ، محکم و رسا آمد

ماه طالع مسعود ، روح احمد محمود

مرد مصلح و موعود ، در ملأ ملا آمد

عامر عماد دل ، حاصلِ وِداد دل

وصل او مراد دل ، اصل مدّعا آمد

دُرّ طاهر طاها ، لعل لؤلؤ و لالا

او محک مسِ دل را ، مهر او طلا آمد

مُرده را دهد او دم ، مدح گو وِرا آدم

طول عمر او هر دم ، اوّل دعا آمد

اسم در علم دارد ، راه در حرم دارد

درگه کرم دارد ، مصدر عطا آمد

در کلام کام آمد ، کام در کلام آمد

سامع سلام آمد ، دائم الصّلا آمد



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت-بحر طویل


بند اول:

 

 

شب نوراست و شب جشنُ سرور است و شب زمزمه ی سوره ی نور است و همه عرش و جنان گشته چراغانی و نورانی و غرق شعفند حور و ملک عرش و فلک جن و بشر، کل خلایق همه زین نعمت عظما که خداوند حیّ لم یزلی عالی اعلا همه نعمت خودرا بکند عرضه به دنیا،بنشستم بنویسم که خداوند زالطاف و عنایات و کرامات خودش قصد نموده بکشد نور منوّر، ز یدِ قدرت خود قامت اطهر، بکشد روی مهی را که شود بر همه ی خیل بشر هادی و سرور بشود شافع محشر ثمر نخل امامت شود و زیور و گوهر، به همه خلق کند رهبری و سروری آن حجت موعود، همه جان خلایق به فدایش همه ی خلق گدایش، نه چنان عیسیِ مریم که دَمَد بر بدن مرده ی صدساله که زنده بشود خیر که کافیست بریزند به جسم و بدن ِ مرده ی صد ساله فقط ذرّه ز خاک ِ کف پایش چه بگویم به ثنایش عالمی را به تحیّر فکند لحن صدایش همه عالم به فدایش که در این نیمه ی شعبان، خداوند کریم خلق نموده رخ دلجوی ِ امیر و ولی و صاحب مارا.

 

 

 

 

بند دوم:

 

صلوات از طرف خالق سرمد به رخ ماه لقای علی و حضرت احمد، صلواتِ همه ی خیل بشر، حوروملک یکسره بر آل محمد (ص)؛ وچه زیبا شبی است این شبِ خوش یُمن،  که همه نعمت حیّ ازلی بر همه ی خلق جهان گشته هویدا شده نازل، که دگرباره در این روز عزیز دین خدا دین نبی الله اکرم شده کامل،  به همه عالم و آدم بدهد هدیه امامِ حسنِ عسکری آن حجت حق، کآمده بر روی زمین روح نبییّن و اُمَم محض ارادت ، که دگرباره ثمر داده همان نخل امامت، ولی الله کرامت قدمش باد مبارک، ثمرت باد مبارک، گوهرت باد مبارک، قمرت باد مبارک، شب میلاد گرامی پسرت باد مبارک؛ خجل از دیدن رویش قمر و اختر آفتاب، که قدم رنجه نموده به جهان گل پسر حضرت ارباب، همه صف بکشیدند به اذن حق اعلا که در این لحظه ببینند نوه ی شیر خدارا.

 

 

 

بند سوم:

 

چه بگویم چه بگویم زتو من حال که خود روح ِ دعایی و صفایی و وفایی، توهمان گمشده و یوسف مایی، تو جگر گوشـــه ی خیر نسایی؛ چه شود پرده زرخسار و جمالت به کناری بزنی؛؛ بر همه ی خلق شها رخ بنمایی و همان لحظه دل از دوست و دشمن بِرُبایی،، تو بگو تا به کی ای شاه صبوری؟؟؟!!!، تو بگو تا به کی از روی تو دوری؟؟؟؟؟!!! تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟  بخدا فاطمه رو بر حقِ دادار زده تا تو بیایی؛؛ تو که خود حصن حصینی،  به رکاب دوجهان نقش و نگینی، تو خودت ناطق قرآن مبینی، من بمیرم که تو ای گل پسر فاطمه تنهــــا ترین فرد زمینی؛؛ تو امیری تو امیریُّ فقط این من و ماییم که سربارترینیم و گنهکارترینیم، زگنه کردن خود راه تو بستیم،،دلِ غم داره تورا هر دم و هر لحظه شکستیم، بخدا خسته شدیم ای پسر حضرت زهرا نوه ی شیر دلِ حضرت مولا؛؛ جانِ زینب قَسَمَت میدهیم اینبار تو بازآ،، زدعا کردن ما کار به جایی نرسیده تو که خود روح دعایی، پسر خون خداییُّ برای فرجت شاه بخوان متن دعا را.

 

 

بند چهارم:

 

تو بیا و زهمان لحن حجازی ِّ خودت روضه بخوان از در و دیوار و زآن شعله ی افروخته بر باب علی و زهمان سرخی مسمار و بخوان روضه از آن پهلو و آن دنده که در پشت در خانه شکست ُ و عدو دست یداللهی مولای زمان بست و از آن خون کزآن میخ در خانه چکیدُ و از آن لحظه که زهرا به زمین خورد و پی اش مریم سارا به زمین خورد و ز بعدش همه ی آل عبایِ شه بطحا به زمین خورد و بخوان روضه از آن شاه مدینه که ز دنیا و جهان سیر شد و بعد همان واقعه ی کوچه حسن پیر شد و باز بخوان روضه ی تشیع حسن را که گل بدرقه اش تیر شد و طعنه و دشنام و بیا روضه از آن ذبح عظیمی که درون صحف و مصحف حق گشته اشاره،  و بخوان روضه ی عاشور بلا را.

 

 

 

 

بند پنجم:

 

تو بخوان روضه از آن جسم و بدن ها که به زیر سم مرکب بشکسته، تو بخوان روضه ی شهزاده علی اکبر در خون بنشسته، که چگونه تن و اعضای علی از اثر خنجر و مقراض گسسته، وَ ز آن گل که زباغ نبی الله و حسین چیده شده، تسبیح پاچیده شده؛؛ وبیا باز زآن لحظه و هنگامه بگو؛ از دل بشکسته عباس پس از آمدن متن امان نامه بگو و تو بخوان روضه ی مشک و علم و دست ِ بریده تو بخوان تیر سه شعبه که چگونه بَصَرِ حضرت ساقی بدریده، تو بخوان شاه بیامد ولی با قامت و قدی که خمیده و در آن عرصه میدان به زمین خورده هواخواه حسین، آن که او بوده همیشه همه جا یاور و همراه حسین؛ لیک از ضرب عمودی که سرش خورده سرش واشده شق القمر انگار شده ماه حسین،، بار دگر روضه بخوان روضه یک تیر سه پر کو ز سر چله صیّاد رمیده و سفیدیه گلوی علی ِ اصغر ِ ششماهه دریده، تو بخوان روضه سردرگمی شاه جهان را که نشد خیمه رود یا که بماند وسط ِ عرصه میدان!؛؛؛؛  به کناری بگذار و زهمه بگذر و زآن حنجر خشک و زهمان خنجر کندی که نشست بر گلویِ ناطق قرآن مبین گو ،  ولی دیگر تو نخوان روضه ی گودال که زهرا رود از هوش و همه جان بدهند گر که بگویی تو که بردند به آن مجلس شوم عمه ی مارا ..



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


شبم پُر شد از ماهتابِ علی

لبم تر شده از شرابِ علی

رطب می‌شوم زیرِ ایوان او

مرا می‌پزد آفتابِ علی

در ایوان طلایِ علی دیده‌ام

خداوندِ خود را به قابِ علی

حساب و کتابِ خدا جور شد

فقط با حساب و کتابِ علی

بجز بیتِ زهرا ندارد زمین

نَه تابِ پیمبر نَه تابِ علی

همین گفت و گو شامِ معراج  بود

سوالِ پیمبر جوابِ علی

تَرَک خورد اگر کعبه طاقت نداشت

که ذره کجا ، آفتابِ علی

علی گفتم و مانده‌ام با علی

که قسمت شود آخرین یا علی

 

 

سرا پرده‌ها را چراغان کنید

پُر از طاقِ نصرت خیابان کنید

مگو ماهِ شعبان که ذی‌الحجه است

مرا نذرِ این عیدقربان کنید

کریمان به ما گوشه‌ای جا دهید

کمی گیسوان را پریشان کنید

تنزل نمایید ای ابرها

تفقد به حالِ بیابان کنید

از این خانه بوی کَرَم می‌رسد

مرا میهمانِ حسن جان کنید

گدایان برایش بقیع گر نشد

دعا پیشِ شاهِ خراسان کنید

اگر شد که مشهد اگر شد نجف

گمی گریه در زیر ایوان کنید

و یا کربلا زیر قُبّه روید

بنالید و پاره گریبان کنید

صدایش کنید العجل العجل

دعایش کنید العجل العجل

 

 

بیا تا خدا باده در خُم کند

و دنیا نبی را تجسم کند

بیا ذوالفقارِ علی هو کشد

بیا تا که زهرا تبسم کند

بیا با حسن دست ما پُر شود

و جان با حسینت طلاطم کند

بیا تا ابوحمزه‌ات بشنویم

و باقر حدیثی ترنم کند

بیا تا که صادق تصدق دهد

بیا تا که موسیٰ تکلم کند

بیا ای رضای جواد علی

بیا تا زمین دست و پا گم کند

رجز خوانِ زهرا به خیبر بزن

 به انگشترت نامِ حیدر بزن

 

 

بزن تکیه بر کعبه و پَر بکش

بزن تکیه  الله اکبر بکش

به سر دستمال علی را ببند

و دستی به تیغِ دو پیکر بکش

علمهای پیروزی خویش را

تو بر دوش عباس و اکبر بکش

برای تو و فتح عالم بس است

به پیش اباالفضل حیدر بکش

تقاص علی را به تیغِ علی

سرِ خاک زهرایِ اطهر بکش

مدینه بیا در جوارِ نبی

غضب کن تقاص از دو کافر بکش

انا ابنُ‌الحسینِ خودت را بگو

قلم بر شب غیبت آخر بکش

بیا گنبدِ مادرت را بساز

زِ ایرانیان لشگرت را بساز

 

 

تو را دیده‌ام بارها بارها

ولی رد شدم مثلِ دیوارها

تو را دیده‌ام گرچه نشناختم

دریغ از شما پیشِ بی عارها

سلام علیک و علیک السلام

چه بسیار بوده چه بسیارها

چه می‌بینی از دستِ مانند من؟

زده پینه دستت از این خارها

بجز تو به رویِ من آورده‌اند

بدهکاریَم را طلبکارها

فقط آه بینِ بساطِ من است

فقط آه دارند بیمارها

کسی را نداریم ما را ببخش

ندارند جز تو گرفتارها

فقط جانِ این جمله دستم بگیر

امیری حسین و نعم الامیر

 

 

تو امواجِ سرخی و دریا حسین

تو مجنونِ اشکی و لیلا حسین

فقط از دهانِ تو باید شنید

حسینم حسینم حسینا حسین

مرا مادرم یاد داده تو را

کنارم نشانم فقط با حسین

شبیه حسینی صدا می‌کند

تو را مادرت : جان زهرا حسین

حسینیه میگردد آنجا که تو

صدا می‌کنی آه جدّا حسین

دو خط روضه می‌خوانم  اینجا بیا

که طشتِ طلابود و لبها...حسین

یتیمی از آن گوشه سر را شناخت

فقط گفت بابا بابا حسین

دل طفل شیرین زبان را شکست

چنان زد به لب خیزران را شکست



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


شراب عشق نوشید آنکه در جامش علی باشد

مسلمان می‌شود هرکس که اسلامش علی باشد

خدا می‌خواست پیغمبر که پیغامش علی باشد

ظهورش شد علی آغاز و انجامش علی باشد

خدا آورد در شعبان علیِ آخرینش را

خدا را شُکر می‌بینیم امیرالمومنینش را

 

 

دلی دیگر نمی‌ماند که گیسویی کمند آمد

بهشت اُفتاد در پایش که بالایی بلند آمد

دهان ماکه وا مانده زبانِ ما که بند آمد

دلیری دلپسند آمد امیرِ بی گزند آمد

حسینش را ندیدیم و خدا آورد عینش را

خدا آورد با نرگس حسین ابن حسینش را

 

 

خدا آورده آری مرتضای مرتضا‌ها را

همه ابن الکریم ابن الجواد ابن الرضا‌ها را

پس از سوالقضا رو کرده او حُسن القضاها را

که پُر کرده است بوی حُسنِ یوسف‌ها فضاها را

عَلم بر دوش می‌آید به عالم گام می‌کوبد

کنارِ مرقد زینب  عَلَم در شام می‌کوبد

 

 

اگر این بال بگذارد هوای سوختن دارم

قمار عشق یعنی که خیال باختن دارم

"مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویَش را چو جانِ خویشتن دارم"

دعایِ عهد می‌خوانم ببینم جانِ زهرا را

ببینم تیغِ جوهردارِ خون‌خواهانِ زهرا را

 

 

دوباره می‌دهد رزمش به میدان اعتبارش را

همان وقتی که می‌گیرد به دستش ذوالفقارش را

علی حَظ می‌کند وقتی ببیند تار و مارش را

نیابد کافرش سر را نبیند الفرارش را

چه میدانی که این سویش عَلم دست علمدار است

چه رزمی می‌شود وقتی علی اکبر جلودار است

 

نباید فرق باشد در ظهور و غیبتش ما را

صدامان می‌کند حتما برای رجعتش ما را

هوایی می‌کند روزی هوای صحبتش ما را

خطیب کعبه می‌خواند برای بیعتش ما را

زمانش می‌رسد نورش به این مُرداب می‌ریزد

زمانش می‌رسد زهرا به پشتش آب می‌ریزد

 

"مرا چشمیست خون افشان زِ دست آن کمان ابرو"

جهان عاشق شود روزی از آن چشم و از آن ابرو

چنان طوباست آن قامت که باشد سایبان ابرو

زمین بی عشق می‌خُشکد ببار ای آسمان ابرو

هوایِ ابری ما را بیا خورشید باران کن

بیا ما را کنارِ خود شبی شش گوشه مهمان کن

 

 

دل مجنون بجز با دیدنِ لیلا نمی‌سازد

بجز تو هیچ کس با ما رعیتها نمی‌سازد

مزار مادرت را غیر تو آقا نمی‌سازد

و جز آب و هوای کربلا با ما نمی‌سازد

شود آیا که با تو یک زیارت یک شب جمعه...

بخوانی از اسارت از جسارت یک شب جمعه

 

نوشتم که فراق تو چه خون انداخت در دلها

"که عشق آسان نمود اول ولی اُفتاد مشکلها"

نوشتم که علی دیدم در آن شیرین شمایلها

"متی ما تلقَ من تهوی دعِ الدُّنیا و اهمِلها"

الهی هب لنا عیداً که ما باشیم منظورش

"سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش"



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


عرض ادب ای جان و ای جانان نرگس

ای سیب سبز نوبر دامان نرگس

با غمزه ای دل برده ای از مادر خود

محو تماشایت شده چشمان نرگس

باید وضو گیرد برای بوسه بر تو

ای صاحب آیات! ای قرآن نرگس

جان من بی مایه که ارزش ندارد

جان همه قربان تو ، قربان نرگس

از این چه بهتر حجت الله علی الارض!

دیگر پس از این میشوی از آن نرگس

آقای من یک شهر خاطرخواه داری

تو در رگ خود خون ثارالله داری

 

 

دارد خبرها میرود خانه به خانه

از فصل زیبای حضورت نازدانه!

خلقت حسن خویت حسن قطعا پس از این

دل میبری با حُسن خوداز اهل خانه

مجموعه ی پیغمبر و شیر خدایی

با روی گندمگون و قدی چهارشانه

از گونه های تو یکی سهم پدر شد

آن دیگری هم سهم مهر مادرانه

تا بوسه ای بابا ز روی تو بچیند

خال سیاه کنج لب میشد بهانه

وجه خدایی ، عین نور و نور عینی

تو در نسب إبنُ الحسن ، إبنُ الحسینی

 

 

بالاتر از نوح و شعیب ، آقا تر از هود

عابدتر از موسی تویی در نزد معبود

تحریرهای در اذانت بی نظیر است

دل میبرد لحن کلام تو ز داوود

تیغ ات "أشدا ء علی الکفار" باشد

گردن بزن ای بت شکن از قوم نمرود

در اختیار توست ای مولای عالم

آنچه سلیمان روزگاری صاحبش بود

ای صاحب سربند زرد و تیغ حیدر

ای "رَحمَةُ لِلعالمینی" در تو مشهود

در هر کتاب آسمانی هر چه هستی

هستی برای شیعیان "مهدی موعود"

طاووس اهل جنتی زیبا سرشتم

از شوق دیدار تو مشتاق بهشتم

 

 

دستی بگیر امشب اسیر عاصی ات را

یا که بخوان این عاشق وسواسی ات را

دست خودم که نیست ، اشک شوق دارم

دریاب امشب نوکر احساسی ات را

تو بوی زهرا مادرت را میدهی پس

با جان خریدارم شمیم یاسی ات را

روزی که سیلی میزنی بر جبت و طاغوت

عالم ببیند غیرت عباسی ات را

با "شاید این جمعه بیاید "خو گرفتم

اقا خدا رحمت کند اقاسی ات را

باید ببوسم خاک پاک جمکران را

تنها تجلی خانه ی پیغمبران را

 

 

ای مصلح کل  ، منجی در راه مهدی

چشم امید هرچه خاطرخواه مهدی

چون روز روشن میشود شبهای تارم

تا میدرخشی مثل قرص ماه مهدی

بگذار بوسه از کف پایت بچینم

حتی به قدر لحظه ای کوتاه مهدی

من دوستت دارم بخواهی یا نخواهی

میخواهمت بینی و بین الله مهدی

"سیدعلی" ، "سیدحسن ها" دستبوس ات

ای  رهبر انصار حزب الله مهدی

سبک و سیاق انقلاب تو حسینی ست

ساماندهی لشگرت کار خمینی ست

 

 

از جنس رعدی موعد طوفان می آیی

با تیغ عدل و منطق و برهان می آیی

گویا که "جاء الحق" به بازویت نوشتند

در سایه سار رحمت قرآن می آیی

سربند زرد مرتضی دور سر توست

بر ذوالجناح ، آماده ی جولان... می آیی

یابن علی تو مهدی کرار هستی

چون شیرهای شرزه ای ، غرّان می آیی

تا لشگری از قوم سلمان برگزینی

روز ظهور خود سوی ایران می آیی

با "قاسمی" با "عارفی" و با "جوانمرد"

تو با سپاهی از مدافعان می آیی

به انتقام خون پاک شیعیانت

من مطمئنم سمت"خان طومان" می آیی

تا که خودت گردن زنی وهابیت را

با ذوالفقار تشنه و برّان می آیی

آل سعود ، آل خلیفه چشم شان کور

آقای شیعه یاعلی گویان می آیی

با عزم فتح مکه و فتح مدینه

تنها نه بلکه با دو صد گردان می آیی

گفتم مدینه داغ دلها تازه شد باز

ای آشنای تربت پنهان می آیی!؟

قربان چشمان ترت برگرد برگرد

آقا به جان مادرت برگرد برگرد 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1398/01/31

امام زمان(عج)-ولادت


گلهای باغ را تو شدی باغبان بیا

تا باغ را به بر نگرفته خزان بیا

قدم شده کمانی و اشکم روان بیا

فریاد العجل شده بر آسمان بیا

پروانه ها به شوق شما بال وا کنند

جشنی برای آمدن تو به پا کنند

 

در هر سحر به چشمه اشکم وضو کنم

تا با خدای خویش کمی گفتگو کنم 

روزی  هزار بار  تو را  آرزو کنم 

در هر کجا همیشه تو را جستجو کنم

آقا عنایتی  به من  روسیاه   کن

آلوده ام ولی به غلامت  نگاه کن

 

وقتی به خال کنج لبت مبتلا شدم

از خلق دل بریدم و سوی خدا شدم

هر روز و شب به سجده به حال دعا شدم

مس بوده ام که با نفس تو طلا شدم

حالا اسیر این کره خاکی ام بیا

من مستحق این همه هجران نی ام بیا

 

اقتاده است در سرم حال و هوای تو

من غیر اشک هیچ ندارم برای تو

شرمنده ام که اشک بریزم به پای تو

اما هنوز  این دل من هست جای تو 

پس سر بزن شما سحری هم به خانه ات

تا دل شبی دوباره نگیرد بهانه ات

 

یاری که نیست تا بنشیند کنار من

هجران شده ست قسمت این روزگار من

آمد ز ره بهار  و نیامد  بهار  من 

مولا برس به داد دل بی قرار من 

کی میشود که گوشه ی چشمی به ما کنی

ما را نصیب ، تربت کرب و بلا کنی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


ما را همه گفتند گرفتار نگاهت

لب تشنه ی بارانی انوار نگاهت

احسنت بر این دولت بختی که نصیب است

افتاده به ما نیز سر و کار نگاهت

بخشنده تر از این نشنیدیم، ندیدیم

خوب است پذیرایی رفتار نگاهت

آن ذره که ناید به حسابیم ولیکن

خورشید شدیم از تب بسیار نگاهت

تو یوسفی و در طلبت ریخته خونِ

آنقدر زلیخا سر بازار نگاهت

نادیده گرفتی و ندیده نگرفتی

قربان کرم خانه ی ستار نگاهت

بیچاره دل ما  پرما چشم تر ما

کرده همه را یکسره آواره نگاهت

ما دیده براهیم در این نیمه شعبان

دنبال نگاهیم در این نیمه شعبان

 

در کوچه ی ما آیینه بندانی اگر هست

خیر قدم توست ، چراغانی اگر هست

حتما خبر از آمدن مرد بزرگی است

 در کوچه ما صحبت قربانی اگر هست

هجران، خبر آمدن صبح وصال است

فرداش بهار است، زمستانی اگر هست

گفتیم بیایی همه شیدای تو هستیم

گفتی که بیارید مسلمانی اگر هست

از فتنه ی ایام چه باکی چه هراسی

پرچم به یَدِ یار خراسانی اگر هست

نذر تو نذر حرم عمع سادات

بر پیکر عشاق شما جانی اگر هست

در طایفه ی ما همه جان بر کف یارند

دور و بر ما لشگر سفیانی اگر هست

دلداده حق بیم ز تحریم ندارد

روحانیت عمامه تسلیم ندارد

 

در جلوه رویت اَرنی ریخته محبوب

در کام تو شیرین دهنی ریخته محبوب

در وصف لبت هر که چشیده است نوشته است

سرخی عقیق یمنی ریخته محبوب

رویت نبوی و علوی سیرتی اقا

در تو تب مکّی مَدَنی ریخته محبوب

آنقدر کریمانه شدی لحظه بخشش

این دست کرم را حسنی ریخته محبوب

پیغمبر نازی و بدنبال تو آنقدر

مجنون اویس قرنی ریخته محبوب

پروانه سر راه شما بال و پرش سوخت

در شمع سحر سوختنی ریخته محبوب

 در صبح و مسای تو حسین است شب و روز

در طالع ما سینه زنی ریخته محبوب

خیر العمل هر شب ما نام حسین است

پس نیمه شعبان شب بین الحرمین است

 

گفتند که ما دردسری داشته باشیم

در جاده ی تو در به دری داشته باشیم

با چشم گنه کار نظر بر تو محال است

باید همه چشم دگری داشته باشیم

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

ای کاش که ماهم هنری داشته باشیم

خوب است سحر داشتن و چشم تر اما

باید به کف خود تبری داشته باشیم

آقا نکند نامه ی ما با خط کوفیست

آقا نکند ک ضرری داشته باشیم

گفتند شب جمعه حرم میروی ای کاش

همراه تو یک شب سفری داشته باشیم

از علقمه باید بنویسیم بیایی

باید دهن نوحه گری داشته باشیم

ای اهل حرم میر و علم دار نیامد

سقای حسین سید و سالار نیامد

 

برگرد و بخوان روضه آب آورى اش را

برگرد و بخوان روضه بى یاورى اش را

برگرد و بخوان روضه شرمندگى اش را

شرم دل بی تاب على اصغرى اش را

پشت سر افتادن او خیمه اى افتاد

از خیمه گرفتند دم حیدرى اش را

وای از دل زینب چه كند بعد علمدار

محكم گره زد مقنعه و روسرى اش را

با شمر سفر كردن او را چه بگوییم

شرحى نبود اینهمه ناباورى اش را

دیدى علم افتاد جه شد در ته گودال

با زور درآورده شد انگشترى اش را

زینب بدنی دید اگر پیرهنى دید

بردند زتن ارثیه مادرى اش را

از بعد علمدار امان از دل زینب

در كوچه و بازار امان از دل زینب



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


نام تو دوان کرده به پایت قدمم را

یاد تو روان کرده دوباره قلمم را

با چشم کرم کاش که بسیار ببینی

ناچیزی این عرض ارادات کمم را

هرچند که از برکت میلاد تو شادم

پنهان نتوانم کنم انگار غمم را

گفتند که یار آمده، بایست که امشب

پیدا کنم و سجده بر آرم صنمم را

با اینکه قسم خورده ام از باده ننوشم

واجب شده تا بشکنم امشب قسمم را

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

 

ای آمدنت مژده میلاد سحرها

خورشیدی و نور است پیامت به قمرها

ای جان جهان جان دو عالم به فدایت

باید که بیفتند به پاهای تو سرها

قنداقه ات از عرش زمین آمد و دیدند

انقدر ملک آمده بسته است گذرها

قرآن خدایی تو و در حال نزولی

پس شب شب قدر است به فتوای خبرها

دیگر گره ی کار کسی بسته نماند

باز است به شکرانه ی نامت همه درها

دنیای خزان دیده! بهار آمده امشب

عطر قدم حضرت یار آمده امشب

 

در حال و هوای شب بارانی هر سال

گرم است سر من به چراغانی هر سال

در کوچه خیابان دلم ریسه کشیدم

دعوت کنمت تا که به مهمانی هرسال

با شبنم اشکم سر راهت گل نرگس

گل کاشته ام من به گلستانی هر سال

پاداش غزل های من این است بیایی

یک مرتبه در جشن غزلخوانی هر سال

هم خنده به لب دارم و هم اشک به چشمم

حالا منم و بی سر و سامانی هرسال

می خندم و با دیده ای از عاطفه جاری

می خوانمت ای حضرت باران بهاری

 

آزاد کن این روح زبان بسته ی تن را

تا بال ببخشی غزل خسته ی من را

بگذار که باز از تو بگوییم و بخوانیم

بگذار به وصف تو برانیم سخن را

بارانی و بر راه تو چشمان کویر است

زینت بده با سرو قد خویش چمن را

ای سامره دلتنگ مناجات شب تو

مرهم شوی ای کاش دل تنگ وطن را

خون از غم هجر تو دل سنگ عقیق است

ای نصر من الله! تو دریاب یمن را

ای نصر من الله! که فتح تو قریب است

برگرد که در غیبت تو شیعه غریب است

 

چندیست که قلب همگان بی ضربان است

با تو نفس باد صبا مشک فشان است

در حنجره ات داد علی اکبر لیلاست

برگرد موذن! که دگر وقت اذان است

بنگر به تمنای وصال تو یگانه

اشک غمت از هر مژه چون سیل، روان است

ای خسرو خوبان تو به فکر همه هستی

هرچند گدای تو فقط در پی نان است

زخم است دوتا پلک تو از گریه به جدت

گرچه سبب اشک تو یک قد کمان است

ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن

باز آ و نصیبم سفر کرب و بلا کن



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


شهر ، آذین شده و منتظر یار شده

لحظه ی عاشقیِ "آمدن" انگار شده

آسمان چشم شد و روی زمین دوخته شد

ماه ، همسایه ی دیوار به دیوار شده

"نکند یار بیاید ... وَ نبینی او را ..."

دلم از مردمک چشم ، طلبکار شده

پر ستاره شده امشب همه جای عالم

آسمان روی زمین ، چادر گلدار شده

عرش ، تا صبح فقط دور زمین می گردد

سامرا کعبه شده ، نقطه ی پرگار شده

یک نفر آمده که بود جهان منتظرش

صاحبی آمده که بوده "زمان" منتظرش

دردمندان همه هُشیار ، دوا آمده است

غصه تعطیل ، که معنای شفا آمده است

هر چه خواهید ، بخواهید از این خانه فقط

بینواها بِشِتابید ، نوا آمده است

"عالَم پیر ، دگر باره جوان خواهد شد"

چونکه مُشکِ نفس باد صبا آمده است

آی "دارا" نکنی فخر ، به دارایی خود

آنکه عزت بدهد بر فقرا آمده است

آی مظلوم ! ، بپا خیز ، علیه ظالم

چه نشستی که "معین الضعفا" آمده است

ندبه خوانان ظهور و همه محو اوییم

حرف های دلمان را به خودش می گوییم :

سرمان را به تو دادیم که سامان بدهی

دردها را به تو گفتیم ، که درمان بدهی

بَرَکت نیست دگر در برهوتِ بی تو

خشک شد کوزه ی ما کاش که باران بدهی

ای که دست تو پر از رزق خدایی باشد ...

نان فراوان بُود ... ای کاش که دندان بدهی

سرد و بی روح تر از ما که نداری آقا ...

مثل مُردار ... فقط کاش به ما جان بدهی

جانمان بر کف دست است ، فقط لب تر کن

گوشمان را به تو دادیم که فرمان بدهی

ما دعای فرجت را همه دم می خوانیم

ما همه منتظر آمدنت می مانیم



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


با اینكه خسوف ،قسمت خورشید است

در آینه ى چشم فلك ،امّید است

در بین تمام جمعه هایم اى عشق

آن جمعه كه از سفر بیایى عید است



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


ما خاک بوس آستان اهل بیتیم

شکر خدا از نوکران اهل بیتیم

مانوس، با پیر و جوان اهل بیتیم

دلدادگان دودمان اهل بیتیم

ما زیر دین خانِدان جود هستیم

ما در پناه مهدی موعود هستیم

ما اهل ایران امت صاحب زمانیم

هر روز و شب در خدمت صاحب زمانیم

شکر خدا که رَعْیت صاحب زمانیم

یک عمر زیر منت صاحب زمانیم

آقاتر از مولای ما دنیا ندارد

جز او کسی دیگر هوای ما ندارد

آقا سلام ، عرض ادب ، عرض ارادت

بار دگر در حق ما کردی محبت

مثل همیشه داده ای ما را خجالت

در مجلس میلاد تو گشتیم دعوت

با مهربانی سوی خود ما را کشاندی

هر خوب و بد را پای این سفره نشاندی

تو مثل زهرا مادرت مشکل گشایی

در شادی و غم یار هر شاه و گدایی

تو تکیه گاه و محرم اسرار مایی

دیدیم از تو مهربانی ، با وفایی

لطف تو از دل برده کل غصه ها را

دست دعای تو گرفته دست ما را

ای دلشکسته از غریب و آشناها

ای غیبتت زیر سر امثال ماها

خیلی به درد تو نخورد این ادعاها :

آقا بیا آقا بیا آقا بیاها

ما جان خود را هدیه بر جانان نکردیم

ما لطف بسیار تو را جبران نکردیم

بر این شب دنیا بتاب ای ماه پنهان

درد است در دل ها ولی کو راه درمان؟

پر گشته این عالم ز غم های فراوان

عید و عزا بی تو ندارد فرق چندان

خیری نمی بینیم از دورانِ بی تو

بس نیست آقا نیمه ی شعبانِ بی تو؟

گم شد بدون تو در عالم مهربانی

کم می شود پیدا دل صاحب زمانی

آقای من اینجا نه پیری نه جوانی

چون مهزیار از تو نمی گیرد نشانی

جای شهیدان جای انصار تو خالیست

آقا ببخش اینجا کسی فکر کسی نیست

آقا بیا و حال دنیا را عوض کن

این روزگار سرد اینجا را عوض کن

هویی بکش ، بی بال و پرها را عوض کن

آقا به جان مادرت ما را عوض کن

وقتش شده با گوشه چشمی یا دعایی

مثل خودت ما را ابالفضلی نمایی

ای که شده قلبت پریشان ابالفضل

ذکر لبت هر روز و شب، ای جان ابالفضل

ای بی قرار داغ دستان ابالفضل

گریه کن لب های عطشان ابالفضل

از روضه او هر دلی در التهاب است

قبر عمویت هم قد طفل رباب است



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


سلام نازترین مطلع تغزل ها

سلام بازترین سفرۀ توسل ها

سلام واسطۀ فیض، بین ما و خدا

سلام تکیۀ مستحکم توکل ها

شبیه طور ، ظهورِ تو ظرف می خواهد

عروسِ فاطمه دارد از این تحمل ها

تو یک شبه به تکامل رسی میانِ رَحِم

هنوز غرق تَحَیُر همه تعَقُل ها

به غمزۀ تو گره وا شود زکارِ گدا

کریم نیست مُقَصِر در این تعلُل ها

زیاس هایِ بهشتی به دستِ خود زهرا

درست کرده برایِ تو تاجی از گُل ها

شبیه ماه، در این شامِ تار تابیدی

به رویِ دامن نرجس چه ناز خوابیدی

تکانِ پلک تو دل می برد ز دلبرها

مقابل قدمت خاک می شود سرها

فدای خندۀ بابای تو پدرهامان

فدایِ مادرِ پاکت تمام مادرها

ز «کاخِ  روم » رسید و عروسِ زهرا شد

نتیجه میدهد آخر عفاف دخترها

برایِ خواستِگاری  زچادرش زهرا

قواره کرد،برایِ عروس،معجرها

از آن به بعد ملائک شدند خادمِ او

به پیش مقدمش انداختند شهپرها

رسید مژده عقیق یمن شدی نرجس

تو انتخاب برای حسن شدی نرجس

تمام دار و ندارِ پیمبری مهدی

ز انبیای الهی تو  برتری  مهدی

به رویِ بازوی تو حک شده ست جاء الحق

شبیه ِ آیۀ قرآن مطهری مهدی

مگر نگفته ای الگویِ توست مادرِ تو

بدونِ شک تو از او ارث میبری مهدی

به ذوالفقار قسم وقت انتقام رِسَد

تمامِ خلق ببینند حیدری مهدی

ز ابروانِ بلندت وقار میریزد

چنان عمویِ رشیدت دلاوری مهدی

همینکه چشم تو شد باز ، فاطمه  خندید

خوش آمدی گل زیبایِ عسگری مهدی

و ان یکاد بخوانید ماه آمده است

تمام هستی زهرا ز راه آمده است

زدستِ ناز تو ای ناز دار من چه کنم

برای وصل توام بیقرار من چه کنم

چقدر منتظرانِ تو در دلِ خاکند

به طول اگر بکشد انتظار من چه کنم

برایِ آمدنِ تو نکرده ام کاری

برای آمدنت ای نگار من چه کنم

ز بسکه دست گرفتی بدعادتم کردی

ز دستِ لطف تو ای سفره دار من چه کنم

دلم هوای تو را کرده و زتو دورم

به غیرِ گریۀ  بی اختیار من چه کنم

هزار بار زدم زیرِ عهدِ خود با تو

ندارد عهدم اگر اعتبار من چه کنم

رسیده نیمۀ شعبان چرا نمی آیی

نموده ایم چراغان چرا نمی آیی

بیا که گنبدِ خضراست دیده بر راهت

بیا که حیدرِ تنهاست دیده بر راهت

چقدر منتظران تو بیصدا رفتند

نگاهِ مضطرب ماست دیده بر راهت

قسم به خاکِ نشسته به چادرِ مادر

سکوتِ غربتِ دنیاست دیده بر راهت

هنوز نالۀ مادر به گوش می آید

بیا که حضرت زهراست دیده بر راهت

میانِ کوچه به دنبالِ گوشواره حسن

شهیدِ سیلیِ اعداست دیده بر راهت

میانِ گودی ِ مقتل حسین افتاده

هنوز زیرِ لگد هاست دیده بر راهت

برویِ نیزه به فرقی که واشده از هم

نگاهِ حضرتِ  سقاست دیده بر راهت

میانِ بزمِ شراب و کنارِ تشت طلا

هنوز زینب کبراست دیده بر راهت

هنوز یادِ گلویِ بریدۀ اصغر

رباب ،در دلِ صحراست دیده بر راهت



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


بیشتر از بیشتر از بیشتر

میشود از عشق دلم ریشتر

من كه اویسم ز قَرَن آمدم

وقت ندارم به خدا بیشتر

لیله‌ى قدرِ حسنِ عسکرى

كاش قرارِ تو شود پیشتر

ناوَك مژگانِ تو و جانِ ما

خونِ همه گردن آن نیشتر

واى كه دیوانه شدم یك كلام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

همسفرِ هر سحر سامرا

اى پسرِ خوش خبرِ سامرا

اى نوه‌ى حضرت هادى سلام

حصن تو در دور و بر سامرا

در حرم تازه‌ى باباى تو

جامعه خواندیم درِ سامرا

كارگریَش كه نشد قسمتم

رُفته‌گرم رُفته‌گرِ سامرا

آمده‌ام تا بزنم یك دو جام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

تا كه پدر بر لبِ تو بوسه داد

بوى گلِ نرگسى آورد باد

در شبِ میلادِ تو جودت شكُفت

لطف تو شد از سرِ عالم زیاد

دَم پرِ جبریل شدم بال زد

بال زدم از درِ بابُ الجواد

بُرد مرا اولِ شب كاظمین

بُرد مرا كرب و بلا بامداد

اى عَلوى جود و جوادى مرام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

"آمدم اى شاه پناهم بده

خط امانى زِ گناهم بده"

پنجره فولاد مرا راه داد

جانِ رضا خوانده و راهم بده

ماه مبارك من و دست تُهى

سوزِ جگر آتش آهم بده

كنجِ حرم یا دَمِ پایین پا

باز از آن لطف نگاهم بده

میرسد عطرِ رضوى بر مشام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

كعبه‌ى هفتم شد و حاجات داد

بابِ حوائج شد و خیرات داد

مادر من سفره‌ى نذرش گرفت

حاجت ما اكثرِ اوقات داد

ندبه‌ى تعجیلِ فرج رزق ما

با نَفَسِ جده‌ى سادات داد

اَفضَل اعمال بُوَد انتظار

ذكر فرج حالِ مناجات داد

من به مناجاتِ توأم مستدام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

كاش كه مردانِ ظهورت شویم

صاحبِ یك سیرت و صورت شویم

كاش كه در غیبت تو استوار

مثل زمان‌هاى حضورت شویم

حضرت صادق تویى و كاش ما

شیعه‌ى تو مَردِ تنورت شویم

گفت كه دربانىِ تو مى‌كند

كاش كه ما خاك عبورت شویم

تو خودِ معراجى و ما زیرِ گام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

با قدمت علم تناور شود

علم و عمل ریشه‌ى باور شود

شام غم جهل و خرافات‌ها

با نَفَس باقرى‌ات سر شود

فصل شكوفایى عقل است و دل

جاى روایات پیمبر شود

نور زمین ، نور زمان ، سایه نور

خاك از این معجزه‌ها زر شود

لحظه شماریم براى قیام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

دست من و بركت آبادى‌ات

از پَرِ سجاده‌ى سجادى‌ات

لطف دعاى تو شده مستدام

بر سرِ ما سایه‌ى شمشادى‌ات

مثل على ابن حسینى تو و

میرسد آوازه‌ى آزادى‌ات

فخر خدا میكند از سجده‌ات

كاش شوم مُحرِم این وادى‌ات

رو به تو شد سجده‌ى بیت الحرام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

چشم تو در كارِ حسین است و بس

كارِ تو تكرارِ حسین است و بس

بیرقِ سنگینِ تو وقتِ قیام

دستِ علمدار حسین است و بس

قلب تو انگار گرفتارِ اوست

هركه گرفتارِ حسین است و بس

پرده گشا دیدنِ روى شما

لحظه‌ى دیدار حسین است و بس

رو به دلِ زینبى ات صبح و شام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

زائرِ هم سفره‌ى غم‌ها حسن

عشقِ تو آقاى كَرَم‌ها حسن

روزِ ظهورِ تو مهم است چون

دارد از آن روز حرم‌ها حسن

میرسد آن روز كه بینیم ما

بینِ بقیع نقشِ عَلم‌ها حسن

روى ضریحى كه تماشایى است

نقش نمایند قلم‌ها حسن

اى حَسنى جلوه و حُسن ختام

سور‌ه‌ى والعصر علیك السلام

جاى حرم غربتِ زهرا كه هست

یك نفر از عترتِ زهرا كه هست

گرچه گره در گره ام ، نیست غم

دستِ شما تربتِ زهرا كه هست

پیشِ تو گیریم نداریم جاى

خوب قسمِ حضرتِ زهرا كه هست

ما كه نباشیم چه غم ؟ تو بیا

دیدن تو قسمت زهرا كه هست

روز تقاص است و تویى انتقام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

هیبت تو رفته به مولا على

حیدرى و محوِ تماشا على

میرسد از شش جهتِ ذوالفقار

لات و هُبَل را بشكن یاعلى

خاطره‌ى رزم على در نبرد

مثل تو مى‌گشت مُهیا على

نیست تو را قبله‌اى الا حسین

نیست تو را كعبه‌اى الا على

روز تقاص است و تویى انتقام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

جلوه گرِ حضرت ختمى مآب

حضرت خورشید محمد بتاب

خاتم انگشترىِ خاتمى

جذبه‌ى فیزوره‌ى احمد ركاب

جاذبه‌ى گنبد خضرا بیا

تا بدرد سینه‌ى خود آفتاب

اى شرف و الشمس پیمبر لبت

راز مسلمانىِ اهل كتاب

ذكر سلام و صلواتم مدام

سوره‌ى والعصر علیك السلام



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


مژده که گل سر سبد فاطمه آمد

از باغ جنان، سرو قدِ فاطمه آمد

دستِ مددِ حق، مددِ فاطمه آمد

اینک سند مستند فاطمه آمد

جبریل بشارت دهد از عالم بالا

امروز که طاووس جنان بال گشوده

دل از همۀ اهل سماوات ربوده

از سینۀ یاران، غم و اندوه زدوده

این کیست که بر ما همه رخسار نموده

او مهدیِ زهراست، همان یوسف طاها

بوی گل نرگس همه جا عطر فشان شد

امواج نسیمِ سحر از شرق، وزان شد

انگار محمد ز جنان باز عیان شد

فرعونِ زمان از خبر او نگران شد

زیرا حسنِ عسگری امشب شده بابا

این است به عالم ثمر آل پیمبر

این است همان وعدۀ دیرینۀ حیدر

او خیر کثیری است پِیِ سورۀ کوثر

او جان غدیر است که شد بر همه رهبر

آیات الهی است از این چهره هویدا

این نور قرار است که در وعدۀ نزدیک

تابَد به شبی تار، به هر کلبۀ تاریک

بر ظلم بتازد، پس از آن کوچۀ باریک

گویند ملائک همه بر فاطمه تبریک

او پاسخ قطعی است به هر سیلیِ اعدا

او صاحب تیغ است، همان تیغ ولایت

او رهبر راه است، همان راه هدایت

او مظهر عدل است، همان عدل و درایت

او سایۀ دست است، همان دست عنایت

ما بندۀ عشقیم وَ او سید و مولا

او آب حیات است و ما تشنۀ دیدار

او معدن سِرّ است و ما طالب اسرار

او حافظ دین است و ما ناصرِ ابرار

او فاتح کعبه است و ما کُشتۀ آن یار

با یار بپوئیم مسیر شهدا را

در گوشِ فلک از همه سو این خبر افتاد

بر دوشِ بت و بتکده دیگر تَبر افتاد

با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد

هر دشمن مغضوب، به قعر سَقر افتاد

تقدیرِ الهی است که قرآن شود احیا

او منتقم خون خدا، خون حسین است

اسلام بِوَالله که مدیون حسین است

مهدی که دمادم، همه محزون حسین است

در ناحیه فرمود که مجنون حسین است

هر روز به گودال بیاید گل زهرا

دل همرهِ ارباب، سوی دشت بلا رفت

بر عمّۀ سادات، در آن دشت، چها رفت

از کرب و بلا دختِ علی تا به کجا رفت

گه با اُسرا، گاه کنار شهدا رفت

مانده ست غمِ معجر زینب روی دلها

ای زادۀ زهرا که رُخت قبلۀ دلهاست

بازآ که کنون زینبیه، کعبۀ دلهاست

امروز حریمِ حرمش، مکّۀ دلهاست

امروز حلب قتلگه و فکّۀ دلهاست

مائیم و دفاع از حرم زینب کبرا

امروز فداکاریِ ما مرز ندارد

بر دینِ خدا، یاریِ ما مرز ندارد

این اشک و عزاداریِ ما مرز ندارد

امروز علمداریِ ما مرز ندارد

فرمان ز علمدارِ تو، فرمانبری از ما



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


به تماشای تو ای باغ بهار آمده است

آسمان ها همه بر گَشت و گُذار آمده است

شوق دیدار تو را بلبل شیدا دارد

گل زیبا به تمنای نگار آمده است

حسرت وصل تو عمری است به دل ها مانده

دیده این بار به امید قرار آمده است

آن چه در سینه ی ما می تپد و پَر گیرد

مرغ جان است کنون از پی یار آمده است

آهوان سر به کف آیند به قربانگاهت

همه گویند خوشا وقت شکار آمده است

آن که جان می دهد از هجر تو ای مهر نهان

خسته جانی است که با حال نزار آمده است

قلب ها بی تو شکستَه ست بیا ای گل من

غصه بر سینه نشستَه ست بیا ای گل من

چشم های همه از روز ازل سوی تواند

مهر و مه سیر کنان از پی سوسوی تواند

عرشیان در طلب خیمه ی تو در صحرا

قدسیان بوسه زن خاک کف کویِ تواند

لحظه هایی که پر از نور به شام تارند

چون ستاره به میان شب گیسوی تواند

ذکر لا حَولَ و لا قوَّةَ اِلا بالله

ذکر توحید و همه ، نغمه ای از هوی تواند

هر چه محراب بُوَد خَم شده بر خاک رهت

عقل ها معتکفان خَم ابروی تواند

نه فقط ما و همه اهل جهان بی تابیم

اهل بیت اند که مشتاق گل روی تواند

همره جمع رسل هر که بیامد به وجود

هر امامی به لبش ذکر اباصالح بود

دیده ها چشم به راه است بیا مهدی جان

زندگی بی تو گناه است بیا مهدی جان

چشم هایی که به سوی تو بُوَد هر لحظه

منتظر بهر نگاه است بیا مهدی جان

ما همه غافل و تو حاضر ناپیدایی

روی ما گر چه سیاه است بیا مهدی جان

گر امید تو نباشد همگی می میریم

بودن بی تو تباه است بیا مهدی جان

لحظه لحظه دل ما ذکر تو را می گوید

تپش سینه گواه است بیا مهدی جان

بشنو این گونه که بانوی مدینه گوید

مادرت چشم به راه است بیا مهدی جان

در شب تار فراق تو همه دلگیریم

گر نیایی به خدا از غم تو می میریم

آخر ای حاضر پنهان ز کجا می آیی

از فراسوی زمان جانب ما می آیی

ما که دوریم ز درگاه خدا امّا تو

سمت ما ای همه ی عشق خدا می آیی

جمله بیمار فراق تو و هجران توایم

سوی بیماری ما بهر شفا می آیی

سر دهی بر همگان بانگ انا المهدی را

فصل رجعت رسد و با شهدا می آیی

بر تقاص حرمِ چادر آغشته به خاک

یا به خونخواهیِ آن دستِ جدا می آیی

تکیه بر کعبه زنی ، منتقم خون حسین

یعنی از کعبه و از کربُبَلا می آیی

ای جگر گوشه ی زهرا به فدایت مهدی

منتظر مانده جهان بهر ندایت مهدی 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


اى كاش دلم فرش عبورت گردد

یك روز شرفیاب حضورت گردد

تاریخ ولادتت شود زیباتر

این جمعه اگر عید ظهورت گردد

 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


بریز ساقی از كرم به جام باده‌خوارها

از آن میی كه قطره‌اش زنده به جان شرار‌ها

كند عیان نشاطها كشد ز غم دمارها

دهد به دل سرورها برد ز سر خمارها

به جان من به یك‌طرف گذار جمله كارها

بیار می‌ بریز هی به جام می‌گسارها

ز چشم مست خویشتن بتا مرا خراب كن

ز تار زلف پرشكن بگردنم طناب كن

ز ذره گرچه كمترم ز مهرم آفتاب كن

ز قلزم رحیق خود به ساغرم شراب كن

كبوتر دل مرا بر آتشت كباب كن

كه تا نیایدش به سر هوای شاخسارها

به جان دوست ساقیا ز باده مست كن مرا

به پای خم باده‌ات تو پا شكست كن مرا

به غیر باده فارغم ز هر چه هست كن مرا

پس آن زمان اشارتی به چشم و دست كن مرا

به غمزه‌های خویشتن فناپرست كن مرا

كه وارهد وجود من ز قید مستعارها

چه جلوه‌ها كه كرده‌ای به قلب تار زشت من

و ز آب و خاك حب خود نموده‌ای سرشت من

خمیر كردی از كرم به خمر عشق خشت من

به كوی خود كشیدی‌ام ز مسجد و كنشت من

بهشت را چه می‌كنم تبا تویی بهشت من

فراغ توست ای صنم شدیدتر ز نارها

میان خیل مردمان مرا نشانه كرده‌ای

دلم اسیر خویشتن به صد بهانه كرده‌ای

سپس به كوی عشق خود مرا روانه كرده‌ای

دلم اسیر خویشتن به صدبهانه كرده‌ای

در آشیانه‌ی دلم خوش آشیانه كرده‌ای

كجا برند دل چنین ز عاشقان نگارها

سروش عشق ذره را خود آفتاب‌جو كند

كه تا وجود ذره را خود آفتاب رو كند

مرا كجا گمان كه دل وصالت آرزو كند

ز جمله بند بگسلد به جانب تو رو كند

به درگه تو ره برد به حضرت تو خو كند

به جذبه‌ای كشانی‌اش به اوج اقتدارها

به گلستان دلبری رخ تو تا شكفته شد

ز شرم روت هر گلی به خار غم نهفته شد

ز غنچه‌ی دهان تو چه نیم‌نقطه گفته شد

چه گلرخان كه از غمت به خون خویش خفته شد

ز بلبلان گلشنت چه نغمه‌ها شنفته شد

كه گشته‌اند منصعق ز صوتشان هزارها

به عشق روی دلبران به هر كجا دویده‌ام

برای خویش دلبری ز هر كجا گزیده‌ام

وفا و مهر دلبری ز هیچ كس ندیده‌ام

دل از تمام دلبران به جان و دل بریده‌ام

هزار شكر عاقبت به دلبری رسیده‌ام

كه صدهزار جان به من كرم نموده بارها

به ظاهر ار چه داردم بعید از لقای خود

به من نشان نمی‌دهد جمال دلربای خود

گرش نباشد اعتنا به خاك زیر پای خود

و لیك تا كند عیان برای من وفای خود

گهی كه شانه می‌زند به زلف مشك‌سای خود

فرستد از برای من ز زلف خویش تارها

شها ز جلوه‌های خود ره شه و گدا زنی

به هر دمی به جلوه‌ای تو خلق را صلا زنی

گهی به فرش سر نهی گهی به عرش پازنی

گهی به بنده‌ای چو من سروش‌ هل‌تری زنی

گهی به موسی زمان خروش لن‌تری زنی

تو عقل و هوش می‌بری ز جمله گلعذارها

خوش آن زمان كه از كرم لقا كند نصیب من

نظر كنم به روی او ز كف برد شكیب من

هزار دردم ار بود هم او شود طبیب من

به آب لطف و دلبری ز دلبر دلهیب من

قرار من نگار من مجیب من حبیب من

به نیم‌غمزه می‌برد ز عاشقان قرارها

هزار بارم ار كشی مرا به جز تو یارنی

هزار بندم ار كشی ز بندگیت عار نی

به ملك ظاهر و نهان به جز تو شهریار نی

ظهور غیب لایری جز از تو آشكار نی

مرا به جز تو ای صنم به هیچ قبله كار نی

چه خوش دلم ربوده‌ای ز چنگ جمله یارها

ز قرب و بعدت ای شها بهشت و نار منقسم

به یك اشاره‌ات شود بنای وهم منهدم

امان ظلم منقضی زمان جهل منصرم

جبال كفر منقعر حبال شرك منفصم

فوارس جهان همه ز صولت تو منهزم

فتاده در كمند تو رقاب شهسوارها

كسی‌كه دید روی تو بهار را چه می‌كند

كسی‌كه نو شد از لبت عقار را چه می‌كند

مسیح را چو یافت كس حمار را چه می‌كند

شهید عشق آن صنم مزار را چه می‌كند

اسیر یار مهربان دیار را چه می‌كند

كه شاهباز سدره كی رود به‌سوی خارها

شها منم كه هر نفس به یاد روت هو كنم

اگر كه نیست باورت بیا كه روبه‌رو كنم

قرار حرمت شراب عشق را وتو كنم

سبوسبو به سر كشم گلوی خود چو جو كنم

به تیره غمزه‌ات بتا قبای دل رفو كنم

كه پر شده است در جهان ز شور من نوارها

منم كه سكه ولا به قلب مبتلا زنم

كه حلقه غلامیت به گوش برملا زنم

عدوی تیره‌روز را به‌گردن از قفا زنم

اساس باب بر كنم، به كله بها زنم

ز بد دمار بركشم به خوب بوسه‌ها زنم

ز بهر دیو و دد بود به چنته‌ام مهارها

بزیر پای خود نگر كه دسته‌دسته صف‌به‌صف

ستاده‌ایم هر طرف گرفته‌ایم سر به كف

توراست حشمت و جلال و جاه و عزت و شرف

هر آنچه بود در سلف هر آنچه هست در خلف

بیا بیا كه جان ما به لب رسید و شد تلف

سفید گشت چشم ما به‌ره ز انتظارها

به حق ذات پاك حق به جلوه مجددی

قیامتی كند قیام قائم محمدی

كه همچون قامتش شود بلند شرع احمدی

به چاه ویل می‌رود رسوم دیوی و ددی

به‌قائم است بی‌گمان ظهور غیب سرمدی

خدای را مظاهری بود بروز كارها

چه آسمان‌خراش‌ها كه بر سر ستمگران

بكوبدش به امر حق به یك نهیب بی‌امان

بهار عمر خصم را به لحظه‌ای كند خزان

هزار سیل خون شود روان ز خیل دشمنان

بساط سركشان كشد به آتش فنا چنان

كه آسمان شكافد از صدای انفجارها

جهان ز عدل و داد و دین شود نمونه جنان

چه طعنه‌ها كه از شرف زمین زند بر آسمان

به هیچ دوری از زمان به هیچ قطری از مكان

ندیده چرخ پیر چون رژیم صاحب‌الزمان

به طاعتش پیمبران به خدمتش كروبیان

به بندگی‌اش خسروان كنند افتخارها

تمام خلق بسته‌ی تبار مویت ای صنم

هزار یوسف زمان به جست‌وجویت ای صنم

به روز و شب گشوده لب به گفت‌وگویت ای صنم

قلوب جمله منجذب ز خلق و خویت ‌ای صنم

ولی شدند محتجب ز شمس رویت‌ ای صنم

فتاده در كمند تو شموس در مدارها

به بند تو محمد، آن كمینه بنده‌ات منم

به دام عشق آتشین ببین كه آب شد تنم

منم كه عاشقانه در فراق زار می‌زنم

قسم به‌روی و موی تو شب است روز روشنم

كه بی‌فروغ روی تو چه زندگی كه مردنم

هزار بار خوش‌تر از جوانی و بهارها

شها اگرچه از عدد فزون بود گناه من

چه غم چه باك گر شوی شفیع و عذرخواه من

نظر مساز منقطع ز حالت تباه من

همیشه باش از كرم پناه و تكیه‌گاه من

سیاه گشته روی خور ز نامه‌ی سیاه من

چنان مكن كه بنده‌ات شود ز شرمسارها

مرا مران از این چمن كه سرو ناز و یاسمن

نشایدش كه بلبلی نباشدش به مثل من

منم فقیر بینوا توئیی غنی ذوالمنن

منم گدای پرطمع تویی شهنشه زمن

عنایتی اجابتی بگیر نقد جان و تن

عجب نه گر شماری‌ام ز خیل رستگارها

بیا بیا كه سوختم ز هجر روی ماه تو

تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

بدین امید زنده‌ام كه گردم از سپاه تو

تویی كه رشك می‌برد فلك به فر و جاه تو

منم كه می‌كشم ز دل به ضجه «البدارها»

ببین كه عترت نبی چگونه بی‌پناه شد

كه آسمان به چشم سبط مصطفی سیاه شد

سیاه از سپاه كین چو خیمه‌گاه شاه شد

جهان ز ظلم كوفیان قرین اشك و آه شد

اگر هزار جان بود «تهرانیت» تباه شد

كه الظلیمه می‌كشد فرس برای ثارها



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


در این سینه تیرِ محبت نشسته

و چشمم به امیدِ اُلفَت نشسته

بهشت آرزویِ گدایی نباشد

که در سایه ی طاقِ نُصرت نشسته

بگیر از رُخت پرده را تا ببینند

که یوسف هم اینجا به زحمت نشسته

به رویِ پَر و بالِ هم در مسیرت

فرشته فرشته به حیرت نشسته

هوایی ندارد بجز سجده بر تو

بر آن سَر که گرد محبت نشسته

دل ما رمیده ،اگر پَر کشیده،شرابی چشیده، به شوقی تپیده دویده دویده بسویت که دیده

که عطری وزیده که نوری دمیده که آقا رسیده و با دامنی پُر عنایت نشسته

**

بیا تا که زهرا به قابَت بگیرد

بیا تا که زینب گلابَت بگیرد

علی پیشت آیاتِ قرآن گرفته

بخوان تا دمِ مستجابت بگیرد

بیا تا که عباس پشتت بتازد

بیا تا که اکبر رکابت بگیرد

که عالم ببیند حسین آمد امشب

حسینی ترین انقلابت بگیرد

بیا تا که ایوان طلای نجف هم

صدو ده سَبو از شرابت بگیرد

تو آبی جوابی حساب و کتابی تو معمارِ صحنِ بقیعِ خرابی، شهابی شرابی

تو پایان خوابی نفسهای نابی ،تو رسواگر چشمه های سَرابی،به دل گفته ام نذر حال خرابت بگیرد

**

بزن تکیه بر کعبه با ذوالفقارت

بزن تا که چرخد زمین در مدارت

عَلَم را بکش رویِ دوشَت نفس زن

که طوفان شود موقع تار و مارت

زمان تقاصت عمو را صدا کن

که حض می کند لحظه ی تار و مارت

خنک می شود سینه ها و جگرها

پس از کعبه باشد مدینه قرارت 

عجب گرد و خاکی کند انتقامت

که جبریل سرمه کشد از غبارت

تو مفتاح مایی تو عین البقایی ظهور خدایی،تو وقت كَرَم مجتبایی تو قت رجز مرتضایی

تو تیغ رهایی  نفس های کربلایی، تو بانگ رسایی ،که میریزد از سر به پا اقتدارت

**

چه جای شگفتی که کافر گریزد

که شیرِ نر از هولِ حیدر گریزد

علی هستی و وقتِ هو هویِ تیغت

سپاهی نداند که بی سر گریزد

علی هستی قبل از آن که بیایی

زِ ِبرق نگاه تو لشکر گریزد

مگر می شود آنکه رو بر علی نیست

که از تیغ ساقی کوثر گریزد

فدای امیر سپاهت که دشمن

ز یک نعره ی مالک اشتر گریزد

تو رمزِ قدیری تو ما را امیری،سعادت مسیری  تو روح کویری ،تو آیات حق را نظیری، توبر ناکثین مارقین

 قاسطین ظمهریری،تو جاءالحقی بی نظیری ،امیری حسین فنعم الامیری ،به سمت تو شیعه به محشر گریزد

**

بیا بشنوم لحن نورانیت را

کنارت مناجات شعبانی ات را

سرِ جاده ی مشهدم تا ببینم

شبی عاشقانِ خراسانی ات را

قدم زیرِ باران قدم میزنم تا

مگر حس کنم حال بارانی ات را

تو و سیصدو سیزده مَرد ایمان

بیا بشنوم شورِ طوفانی ات را

ببین سیدِ ما،مهیا نموده

برایت سپاه سلیمانی ات را

به حیرانی ما،پریشانی ما،پشیمانی ما نگاهی به بغض غزلخوانی مابه این جمعه های زمستانی ما

به شبهای طولانی ما،نصیبی نما صُوتِ قرآنی ات را،دعایی کن امشب جوانان ایرانی ات را



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


در حال و هوای شب بارانی هر سال

گرم است سر من به چراغانی هر سال

در کوچه خیابان دلم ریسه کشیدم

دعوت کنمت تا که به مهمانی هرسال

با شبنم اشکم سر راهت گل نرگس

گل کاشته ام من به گلستانی هر سال

پاداش غزل های من این است بیایی

یک مرتبه در جشن غزلخوانی هر سال

هم خنده به لب دارم و هم اشک به چشمم

حالا منم و بی سر و سامانی هرسال

می خندم و با دیده ای از عاطفه جاری

می خوانمت ای حضرت باران بهاری



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


ایلیائیم از دهات شما

از تبارِ ترنُمات شما

آسمانها همیشه گُم بوده اند

پایِ هر سبزه ی حیات شما

روزگارم گذشته شكر خدا

در جوار لبِ فرات شما

كوزه ام را دوباره پُر كردم

از سرِ چشمه ی نجات شما

زندگیِ مرا چه شیرین كرد

نفس شاخه ی نبات شما

سفره ام پهن، خانه ام سر سبز

برِكت دارد از زكات شما

آب و نانم رسیده از آن روز

كه نشستم سرِ بساطِ شما

پنج نوبت به پشتتان هستیم

وقتِ حی علی الصلوة شما

باغ ما میوه های فطرت داد

محض روی توجّهات شما

الغرض داده است بر دستم

با دو دستش خدا براتِ شما

تا قیامت فرشته باران باد

سر هر ریشه ی قمات شما

شکر از ایل كربلا هستیم

ما زمین خورده ی شما هستیم

به سمرقند یا بخارایی

یا به شن زارهای صحرایی

محملت بی غبار و راهت سبز

خوش نشین بر بُراق زیبایی

سر راهت قبیله ی مجنون

پشتِ سر چشمهای لیلایی

آی بالا بلند کشمیری

کِی به این آب و خاک می آیی

لهجه ات هاشمی و زینب وار

مثل نهج البلاغه شیوایی

تا بدین ناز میروی آقا

می بری از خدا شکیبایی

صید کردی نگاه آهو را

یعنی آقا زِ نسلِ زهرایی

کاروان را شبی بیار این سو

تا که چشم مرا بیارایی

به هوایت پریدنم عشقست

به رهت سر بُریدنم عشقست

نامتان رنگِ كیمیا دارد

ریشه در باور خدا دارد

نامتان از كجا تراوش كرد

كه چنین حس ربنا دارد

بر عقیق دلش نوشته خدا

چقدر نامتان صفا دارد

سرگذشت من و شما زیباست

چهارده قرن ماجرا دارد

چهارده قرن نه پیش از عشق

پیش از پیش ابتدا دارد

جبرئیل از شعاع تو دانست

كه خدا جلوه تا كجا دارد

چهارده تن میان یك قابند

كه در آن عكسی از شما دارد

بابی انت سید و السادات

بر تو و خاندان تو صلوات

دور آخر به مِی كشان اُفتاد

ساقیا مطلعت مباركباد

خوش بحال كسی كه بر چشمش

چشم تو فرصت تماشا داد

مژه ها را بگو مرا گیرند

ناز دارد نگاه این صیاد

گرچه اینسان خرابمان كردی

نفست گرم و خانه ات آباد

دل زِ شوقت به سینه می كوبد

مثل تیشه به بیستون فرهاد

لا به لبهای ماست الا انت

تب دیوانگیست بادا باد

میدهد طعم شیر مادرمان

نظرت ، با من است مادر زاد

میزنم نعره هر طپش یا عشق

میكشم سمت خیمه ات فریاد

گره ی بسته ی مرا واكن

روی قلبم دوباره امضا كن

خانه لبریز بوی اسفند است

غرق گلهای سرخ الوند است

پای دیوار بین شب بوها

لاله ی دامن دماوند است

شب عید است حاجتش بدهید

پشت در یوسف آرزومند است

زود معراج می رود یعنی

ناز این طفل با خداوند است

پدرت سیر می شود هرگز

لب تو کهکشانی از قند است

از نگاه علی و زهرا باز

سهم نرگس همیشه لبخند است

دل ما بند توست با عباس

نقش سربند توست یا عباس

برف بودیم و آبمان کردی

بین سرما مذابمان کردی

ریختی بین قالب عشقت

عاقبت مستجابمان کردی

گرچه در پشت ابرها بودی

چشمه ی آفتابمان کردی

تا نویسیم سر گذشتت را

سینه سینه کتابمان کردی

تکه سنگی رها و گم بودیم

خط کشیدی شهابمان کردی

با سر انگشت آسمانی خود

كوزه های شرابمان كردی

یك شقایق به جای دل دادی

مثل آیینه قابمان كردی

هرچه مردم جوابمان كردند

با نگاهت حسابمان كردی

گوشه چشمی بلند مرتبه ام

آشنایم گدای هر شبه ام

عرش خود را در این سرا گم کرد

کنج ایوانِ سامرا گم کرد

بسکه چرخید در مدار شما

که زمین خط استوا گم کرد

آسمان با درخشش چشمت

ماه را با ستاره ها گم کرد

برد خورشید را ز محضرتان

در نواحیِ نا کجا گم کرد

باز هم در هجوم مشتاقان

نوح آمد ولی ردا گم کرد

هفت پشتِ بهشت می لرزد

که تو را دید دست و پا گم کرد

خوش به چشمی که با تماشایت

بین محراب قبله را گم کرد

با غمت خاک سرشته بیا

روی پیشانیم نوشته بیا

آتش سینه ی نیستانی

که مناجات ماه شعبانی

جمکران دلم گرفته ببین

میروم بی تو رو به ویرانی

ما قنوتی ترک ترک خورده

تو زلالی شبیه بارانی

از شما ...بر بهشت می ارزد

کاسه ی آبی و خرده ی نانی

باز باران گرفته تا دم صبح

در قنوتت مگر چه می خوانی

جمعه ای باز هم گذشت و نشد

که رهایم کنی ز حیرانی

جمعه هایی که دیر می آیند

جمعه هایی عجیب طولانی

می کند سردی جدایی تو

روزهای مرا زمستانی

راستی درکجای این خاکی

کربلا یا که در خراسانی

بادها می وزند و می گویند

شاید امشب بقیع می مانی

گاهی از بوی سیب می فهمم

علقمه رفته ای به مهمانی

شاید امشب مدینه ای شاید

یا که شاید دمشق ،می دانی

هر کجا یی همیشه قلبت شاد

هر کجایی سرت سلامت باد



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مدح


در چرخ امامت است انجم مهدی

 ماه  فلک  یذهب  عنکم   مهدی

تنها  دو نفر شبیه احمد  هستند

اول علی اکبراست و دوم مهدی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


ز اوج آسمانهای خداوندی ندا آمد

شب پرواز آسان شکسته بالها آمد

بده ساقی کمی باده بر این مخمور افتاده

شب وا کردن عقده شب مشکل گشا آمد

مرو در گوشه‌ی دخمه بزن مطرب... بخوان نغمه

شب تصنیف خواندن شد شب عیش و صفا آمد

طبیب دردمندان و حبیب مستمندان و

امید اهل زندان و کلید قفلها آمد

مگو پس کو نگار ما نگار گلعذار ما

حبیب غمگسار ما ز سامرا بیا... آمد!

بیاور دست بالا و بزن کف تا توان داری

غریبی کم کن ای عاشق که عشق آشنا آمد

مبارک باد و فرخنده بساط عیش پاینده

نسیم قدسی رحمت ز سمت سامرا آمد

اگر در شور او هستی بدان منظور او هستی

به عشق او تحمل کن اگر قدری بلا آمد

هوالاول، هوالاخر، هوالباطن، هوالظاهر

تجلی تمام آیه‌های کبریا آمد

هواللطف و هو الرأفه هوالغوث هو الرحمه

بلاگردان عشاق اسیر و مبتلا آمد

هو الطور و هو النور و هو نورٌ علی نور و...

شب ظلمت فراری شد سحر شمس الضّحی آمد

هو الفتح و هو النصر و هو الصبح و هو العصر و...

غروب بی‌قراری شد ببین بدرالدجی آمد

هوالدّاعی هوالدّعوه، هو القرآن هو العتره

هو وهاب باالفطره عطا آمد سخا آمد

هو لبیک للحجٍّ امیر الحاجّ فی الحجٍّ

هو الحجُّ و هو الحُجّه صفا بخش صفا آمد

شفیع المذنبین یا رحمة للعالمین یا که ...

ابوالقاسم اباصالح محمد مصطفی آمد

بخوان با جبرئیل انا بخوان آیات اعطینا

که آخر شعبه‌ی کوثر ز عرش انما آمد

شه دلدل سوارِ ذوالفقار آخته در کف...

یگانه وارث تاج امیر لا فتی آمد

چه در صولت چه در هیبت چه در قدرت چه در عزّت

چه در همّت چه در رفعت تماماً مرتضی آمد

حدیث جام و خم خواندی؟ سقاهم ربهم خواندی؟

مرید رَتّل القرآن مراد هل اتی آمد

هوالسّر و هو المعلن، هو الحُسن و هو المحسن

رحیمی و کریمی و سخای مجتبی آمد

هوالوافی هو الکافی هو العافی هو الشّافی

شفای زخم لبهای شهید کربلا آمد

هو زمزم هو الکعبه هو المشعر هو القبله

نوای پرچم سرخ غریب نینوا آمد

هو القدس هو السبحان هو الرحم و هو الرحمان

کرامات الحسینیه بگو کهف الوری آمد

هو السّجاد فی السّجده هو الباهر هو الباقر

هو الصادق هو الکاظم دلیلِ دلربا آمد

امان الخائفین حصن حصین حبل متین یعنی...

عطوفت های سلطان سریر ارتضا آمد

غیاث المستغیثین و مناجاتُ المُحبین و...

عنایات جوادیِ جواد ابن الرضا آمد

هو السّرُ هو الاَسری هو القدر هو الاحیا

هوالهادی هو المهدی هدایت را بقا آمد

حسن صورت حسن سیرت حسن خلقت حسن هیبت

حسن رحمت حسن شوکت ببین یار از کجا آمد!

هو طه هو الحیدر هو الزّهرا هو الزّینب

هو الاکبر هو القاسم همه آل عبا آمد

هو القهر هو القاهر هو القوة هو القادر

شکوه و غیرت و مجد علمدار وفا آمد

هو المحراب و المنبر امین الله فی ارضه

ثبات و لنگر ارض و سموات عُلا آمد

سلیم است و سلام است و عنایاتش مدام است و

عزیز ذوانتقام است و معز الاولیا آمد

هو الفِطر و هو الفاطر هو الستر و هو الساتر

هو الغفران، هو الغافر، خداییِ خدا آمد

هو العزّ و هو الفخر و هو الذکر و هو الذُخر و

امید نا امیدان و جواب ربنا آمد

هو الباقی، هو المغنی، هو الفجر و هو المجری

هو الحیّ هو المحیی مسیحای شفا آمد

چه آقایی چه مولایی چه لیلای دل آرایی

چه سیمایی چه غوغایی جمال کبریا آمد

شب خوشحالی زهراست شب تکریم سائل‌ها

« الا یا ایّها الساقی ادر کأساً و ناولها »



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


خوشا لحظه ای بال و پر داشتن

سر کوی دلبر گذر داشتن

خوشا با خدا بودن و زیستن

به یاد خدا چشم تر داشتن

همیشه به سوی خدا رو زدن

همیشه صفای سحر داشتن

چه خوب است عاشق ز معشوق خویش

تمنای یک دم نظر داشتن

چه خوب است دنبال تو آمدن

و از جایگاهت خبر داشتن

چه خوب است دائم صدایت زدن

همیشه هوایت به سر داشتن

چه خوب است یک شب به همراه تو

به سرداب تو یک سفر داشتن

من امشب هوای تو دارم به سر

کرم کن مرا در کنارت ببر

در آسمان در سحر باز شد

فرشته مهیای پرواز شد

ملک در دل آسمان زد صدا:

و میلاد خورشید آغاز شد

شنیدم شبیه کلیم آمدی

و موسایی تو خبرساز شد

حسن بر گل روی تو خنده زد

پدر با وجودت سرافراز شد

برای دل مادر پاک تو

زمان سحر کشف صد راز شد

رسیدی و در سجده افتادی و

زبانت به توحید حق باز شد

پدر با تو می گفت ناگفتنی

چه اسرارهایی که ابراز شد

تو باطل ستیزی تو جاءالحقی

ولی خدا حجت مطلقی

کنار دلم گاه گاهی بیا

تو از جاده های الهی بیا

سیاه گناهم بیا نور عشق

در این دورۀ روسیاهی بیا

بیا از مدینه بیا از نجف

بیا از دل این دو راهی بیا

اگر چه فراهم نگشته هنوز

برای قیامت سپاهی بیا

بگو کی مرا می بری با خودت

چه روزی چه سالی چه ماهی بیا

ببین حال و روز دل شیعه را

شده کشته ی بی گناهی بیا

اگر تو نیایی چه کس می شود ؟

برای دل ما پناهی ؟ بیا

بیا قبل از اینکه بیاید اجل

بگیری مرا لحظه ای در بغل

مرا گاه در خاطرت فرض کن

مرا گرد و خاک درت فرض کن

من از چشم پاک تو افتاده ام

مرا اشک چشم ترت فرض کن

من ِروسیاه زمین خورده را

سیاهیّ در لشگرت فرض کن

اگر اولین عاشقت نیستم

مرا عاشق آخرت فرض کن

اگر چه لیاقت ندارم ولی

مرا کمترین زائرت فرض کن

به وقت ظهورت بیا و مرا

نگهبان در سنگرت فرض کن

بکش دست خود را به روی سرم

مرا نوکر مادرت فرض کن

ببخشا به من این خیالات را

مگیر از لبم این مناجات را

تو مرگ ستم را رقم می زنی

تو زنجیر محکم به غم می زنی

زمان ظهورت به اذن خدا

صف مشرکان را به هم می زنی

می آیی مدینه میان بقیع

به دنبال قبری قدم می زنی

میان مدینه به سمت نجف

تو طرح حرم تا حرم می زنی

می آیی سر قبر ام البنین

به یاد علمدار علم می زنی

ضریح بزرگی بنا می کنی

به روی طلایش قلم می زنی

تو با یاد و نام حسین و حسن

حسینیه های کرم می زنی

زمان طلوعت که بر خواستی

خبر کن مرا کارگر خواستی

بیا وعدۀ هر چه پیغمبر است

ز هجران ، نگاه دو عالم تر است

بیا نالۀ آه آه علی

زمانه پر از غربت حیدر است

بیا موقع اشک دشمن شده

بیا وقت خندیدن مادر است

بیا و خداهای ما را بگیر

بزن مهر باطل به هر بت پرست

بیا کربلا چشم در راه توست

و غرق نوای تو یک حنجر است

بیا ای دعای دل نیزه ها

به دنبال تو چشم هجده سر است

بیا انعکاس صدای رباب

پی تو نگاه علی اصغر است

بیا و ببین در دل علقمه

صدایت زند مادرت فاطمه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/03/1

امام زمان(عج)-ولادت


بر تو و بوی آشنات ، سلام

بر تو و شهر سامرات سلام

بر تو و بر محبت تو درود

بر تو و بر نشانه هات سلام

خانه های شما فراوانند

هم نجف هم به کربلات سلام

مسجد سهله مسجد کوفه

به قم و مشهدالرضات سلام

تو ستاره تو مهری و ماهی

تو عزیزی بقیت اللهی

ای برازندهء وجود شما

لفظ مولا و واژهء آقا

جان فدا می کند به روز ظهور

در رکاب تو حضرت عیسی

بند قنداقۀ بهشتی تو

می دهد بوی مادرت زهرا

چهرهء تو به مادرت رفته

قد و بالا به حضرت سقا

مات مانده امام عسکریت

از جمالِ چو ماه حیدریت

آیت اللهِ بی کرانِ خدا

حضرت صاحب الزمانِ خدا

عرش حق آستان خانۀ توست

خانۀ توست جمکران خدا

نورِ امّیدِ آخر زهرا

آخرین تیر در کمان خدا

دست خالق کشیده ریسۀ نور

از زمین سمت آسمان خدا

چه کسی هم تراز و پایۀ توست

شمس ، یک گوشه ای ز سایۀ توست

آسمان ، مِی اگر ببارد ، کم

سر به پایش اگر گذارد ، کم

بر قدومش تمام سطح زمین

یاس و نرگس اگر بکارد ، کم

سرِ تعظیم ، پایِ آقائیش

خلق عالم فرو بیارد ،کم

درب و دیوار شهر ثابت کرد

عاشقِ در به در ندارد ، کم

شامل ما عنایت و بذلش

جان فدای عمو ابالفضلش

چه بزرگان که در برت بودند

خادمِ دست پرورت بودند

چه کسانی که مثل بحرالعلوم

همۀ عمر نوکرت بودند

حائری ها طباطبائی ها

همه خدّام محضرت بودند

علمایی که با تمام وجود

خاک پاهای مادرت بودند

در رثای تو خطبه ها خواندند

عهد خواندند ، ندبه ها خواندند

ای همه شور ای سراسر نور

چشم بد از تو تا قیامت دور

ماکه خواهان روز موعودیم

چشم هر کس تو را نخواهد کور

تا سپاهی به مثل ما داری

پای خصم تو هست در لب گور

گرچه داری حضور بین ما

هست شیرینی حضور ، ظهور

گر اشاره کنی به پا خیزیم

سرِ دشمن به پای تو ریزیم

عرشیان باید اعتکاف کنند

دور قنداقه اش طواف کنند

به بزرگیّ و بی نظیریِ او

همگی باید اعتراف کنند

در ظهورش که تیغ بر دارد

همه شمشیرها غلاف کنند

ناتوانند دشمنانش تا

با یل فاطمه مصاف کنند

پشت ، بر کعبه می دهد آن روز

ریشۀ ظلم می کَند آن روز

عاقبت تکسوار می آید

شیر حیدر تبار می آید

پرچم یا حسین بر دوشش

در کفش ذوالفقار می آید

سیصد و سیبزده نفر دارد

با همه اقتدار می آید

وعدهء حق شود برآورده

این زمین را قرار می آید

پس بخوانید در همه ساعات

یک دعای فرج پس از صلوات

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء