حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


شهر ، آذین شده و منتظر یار شده

لحظه ی عاشقیِ "آمدن" انگار شده

آسمان چشم شد و روی زمین دوخته شد

ماه ، همسایه ی دیوار به دیوار شده

"نکند یار بیاید ... وَ نبینی او را ..."

دلم از مردمک چشم ، طلبکار شده

پر ستاره شده امشب همه جای عالم

آسمان روی زمین ، چادر گلدار شده

عرش ، تا صبح فقط دور زمین می گردد

سامرا کعبه شده ، نقطه ی پرگار شده

یک نفر آمده که بود جهان منتظرش

صاحبی آمده که بوده "زمان" منتظرش

دردمندان همه هُشیار ، دوا آمده است

غصه تعطیل ، که معنای شفا آمده است

هر چه خواهید ، بخواهید از این خانه فقط

بینواها بِشِتابید ، نوا آمده است

"عالَم پیر ، دگر باره جوان خواهد شد"

چونکه مُشکِ نفس باد صبا آمده است

آی "دارا" نکنی فخر ، به دارایی خود

آنکه عزت بدهد بر فقرا آمده است

آی مظلوم ! ، بپا خیز ، علیه ظالم

چه نشستی که "معین الضعفا" آمده است

ندبه خوانان ظهور و همه محو اوییم

حرف های دلمان را به خودش می گوییم :

سرمان را به تو دادیم که سامان بدهی

دردها را به تو گفتیم ، که درمان بدهی

بَرَکت نیست دگر در برهوتِ بی تو

خشک شد کوزه ی ما کاش که باران بدهی

ای که دست تو پر از رزق خدایی باشد ...

نان فراوان بُود ... ای کاش که دندان بدهی

سرد و بی روح تر از ما که نداری آقا ...

مثل مُردار ... فقط کاش به ما جان بدهی

جانمان بر کف دست است ، فقط لب تر کن

گوشمان را به تو دادیم که فرمان بدهی

ما دعای فرجت را همه دم می خوانیم

ما همه منتظر آمدنت می مانیم



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


با اینكه خسوف ،قسمت خورشید است

در آینه ى چشم فلك ،امّید است

در بین تمام جمعه هایم اى عشق

آن جمعه كه از سفر بیایى عید است



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


ما خاک بوس آستان اهل بیتیم

شکر خدا از نوکران اهل بیتیم

مانوس، با پیر و جوان اهل بیتیم

دلدادگان دودمان اهل بیتیم

ما زیر دین خانِدان جود هستیم

ما در پناه مهدی موعود هستیم

ما اهل ایران امت صاحب زمانیم

هر روز و شب در خدمت صاحب زمانیم

شکر خدا که رَعْیت صاحب زمانیم

یک عمر زیر منت صاحب زمانیم

آقاتر از مولای ما دنیا ندارد

جز او کسی دیگر هوای ما ندارد

آقا سلام ، عرض ادب ، عرض ارادت

بار دگر در حق ما کردی محبت

مثل همیشه داده ای ما را خجالت

در مجلس میلاد تو گشتیم دعوت

با مهربانی سوی خود ما را کشاندی

هر خوب و بد را پای این سفره نشاندی

تو مثل زهرا مادرت مشکل گشایی

در شادی و غم یار هر شاه و گدایی

تو تکیه گاه و محرم اسرار مایی

دیدیم از تو مهربانی ، با وفایی

لطف تو از دل برده کل غصه ها را

دست دعای تو گرفته دست ما را

ای دلشکسته از غریب و آشناها

ای غیبتت زیر سر امثال ماها

خیلی به درد تو نخورد این ادعاها :

آقا بیا آقا بیا آقا بیاها

ما جان خود را هدیه بر جانان نکردیم

ما لطف بسیار تو را جبران نکردیم

بر این شب دنیا بتاب ای ماه پنهان

درد است در دل ها ولی کو راه درمان؟

پر گشته این عالم ز غم های فراوان

عید و عزا بی تو ندارد فرق چندان

خیری نمی بینیم از دورانِ بی تو

بس نیست آقا نیمه ی شعبانِ بی تو؟

گم شد بدون تو در عالم مهربانی

کم می شود پیدا دل صاحب زمانی

آقای من اینجا نه پیری نه جوانی

چون مهزیار از تو نمی گیرد نشانی

جای شهیدان جای انصار تو خالیست

آقا ببخش اینجا کسی فکر کسی نیست

آقا بیا و حال دنیا را عوض کن

این روزگار سرد اینجا را عوض کن

هویی بکش ، بی بال و پرها را عوض کن

آقا به جان مادرت ما را عوض کن

وقتش شده با گوشه چشمی یا دعایی

مثل خودت ما را ابالفضلی نمایی

ای که شده قلبت پریشان ابالفضل

ذکر لبت هر روز و شب، ای جان ابالفضل

ای بی قرار داغ دستان ابالفضل

گریه کن لب های عطشان ابالفضل

از روضه او هر دلی در التهاب است

قبر عمویت هم قد طفل رباب است



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


سلام نازترین مطلع تغزل ها

سلام بازترین سفرۀ توسل ها

سلام واسطۀ فیض، بین ما و خدا

سلام تکیۀ مستحکم توکل ها

شبیه طور ، ظهورِ تو ظرف می خواهد

عروسِ فاطمه دارد از این تحمل ها

تو یک شبه به تکامل رسی میانِ رَحِم

هنوز غرق تَحَیُر همه تعَقُل ها

به غمزۀ تو گره وا شود زکارِ گدا

کریم نیست مُقَصِر در این تعلُل ها

زیاس هایِ بهشتی به دستِ خود زهرا

درست کرده برایِ تو تاجی از گُل ها

شبیه ماه، در این شامِ تار تابیدی

به رویِ دامن نرجس چه ناز خوابیدی

تکانِ پلک تو دل می برد ز دلبرها

مقابل قدمت خاک می شود سرها

فدای خندۀ بابای تو پدرهامان

فدایِ مادرِ پاکت تمام مادرها

ز «کاخِ  روم » رسید و عروسِ زهرا شد

نتیجه میدهد آخر عفاف دخترها

برایِ خواستِگاری  زچادرش زهرا

قواره کرد،برایِ عروس،معجرها

از آن به بعد ملائک شدند خادمِ او

به پیش مقدمش انداختند شهپرها

رسید مژده عقیق یمن شدی نرجس

تو انتخاب برای حسن شدی نرجس

تمام دار و ندارِ پیمبری مهدی

ز انبیای الهی تو  برتری  مهدی

به رویِ بازوی تو حک شده ست جاء الحق

شبیه ِ آیۀ قرآن مطهری مهدی

مگر نگفته ای الگویِ توست مادرِ تو

بدونِ شک تو از او ارث میبری مهدی

به ذوالفقار قسم وقت انتقام رِسَد

تمامِ خلق ببینند حیدری مهدی

ز ابروانِ بلندت وقار میریزد

چنان عمویِ رشیدت دلاوری مهدی

همینکه چشم تو شد باز ، فاطمه  خندید

خوش آمدی گل زیبایِ عسگری مهدی

و ان یکاد بخوانید ماه آمده است

تمام هستی زهرا ز راه آمده است

زدستِ ناز تو ای ناز دار من چه کنم

برای وصل توام بیقرار من چه کنم

چقدر منتظرانِ تو در دلِ خاکند

به طول اگر بکشد انتظار من چه کنم

برایِ آمدنِ تو نکرده ام کاری

برای آمدنت ای نگار من چه کنم

ز بسکه دست گرفتی بدعادتم کردی

ز دستِ لطف تو ای سفره دار من چه کنم

دلم هوای تو را کرده و زتو دورم

به غیرِ گریۀ  بی اختیار من چه کنم

هزار بار زدم زیرِ عهدِ خود با تو

ندارد عهدم اگر اعتبار من چه کنم

رسیده نیمۀ شعبان چرا نمی آیی

نموده ایم چراغان چرا نمی آیی

بیا که گنبدِ خضراست دیده بر راهت

بیا که حیدرِ تنهاست دیده بر راهت

چقدر منتظران تو بیصدا رفتند

نگاهِ مضطرب ماست دیده بر راهت

قسم به خاکِ نشسته به چادرِ مادر

سکوتِ غربتِ دنیاست دیده بر راهت

هنوز نالۀ مادر به گوش می آید

بیا که حضرت زهراست دیده بر راهت

میانِ کوچه به دنبالِ گوشواره حسن

شهیدِ سیلیِ اعداست دیده بر راهت

میانِ گودی ِ مقتل حسین افتاده

هنوز زیرِ لگد هاست دیده بر راهت

برویِ نیزه به فرقی که واشده از هم

نگاهِ حضرتِ  سقاست دیده بر راهت

میانِ بزمِ شراب و کنارِ تشت طلا

هنوز زینب کبراست دیده بر راهت

هنوز یادِ گلویِ بریدۀ اصغر

رباب ،در دلِ صحراست دیده بر راهت



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


بیشتر از بیشتر از بیشتر

میشود از عشق دلم ریشتر

من كه اویسم ز قَرَن آمدم

وقت ندارم به خدا بیشتر

لیله‌ى قدرِ حسنِ عسکرى

كاش قرارِ تو شود پیشتر

ناوَك مژگانِ تو و جانِ ما

خونِ همه گردن آن نیشتر

واى كه دیوانه شدم یك كلام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

همسفرِ هر سحر سامرا

اى پسرِ خوش خبرِ سامرا

اى نوه‌ى حضرت هادى سلام

حصن تو در دور و بر سامرا

در حرم تازه‌ى باباى تو

جامعه خواندیم درِ سامرا

كارگریَش كه نشد قسمتم

رُفته‌گرم رُفته‌گرِ سامرا

آمده‌ام تا بزنم یك دو جام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

تا كه پدر بر لبِ تو بوسه داد

بوى گلِ نرگسى آورد باد

در شبِ میلادِ تو جودت شكُفت

لطف تو شد از سرِ عالم زیاد

دَم پرِ جبریل شدم بال زد

بال زدم از درِ بابُ الجواد

بُرد مرا اولِ شب كاظمین

بُرد مرا كرب و بلا بامداد

اى عَلوى جود و جوادى مرام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

"آمدم اى شاه پناهم بده

خط امانى زِ گناهم بده"

پنجره فولاد مرا راه داد

جانِ رضا خوانده و راهم بده

ماه مبارك من و دست تُهى

سوزِ جگر آتش آهم بده

كنجِ حرم یا دَمِ پایین پا

باز از آن لطف نگاهم بده

میرسد عطرِ رضوى بر مشام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

كعبه‌ى هفتم شد و حاجات داد

بابِ حوائج شد و خیرات داد

مادر من سفره‌ى نذرش گرفت

حاجت ما اكثرِ اوقات داد

ندبه‌ى تعجیلِ فرج رزق ما

با نَفَسِ جده‌ى سادات داد

اَفضَل اعمال بُوَد انتظار

ذكر فرج حالِ مناجات داد

من به مناجاتِ توأم مستدام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

كاش كه مردانِ ظهورت شویم

صاحبِ یك سیرت و صورت شویم

كاش كه در غیبت تو استوار

مثل زمان‌هاى حضورت شویم

حضرت صادق تویى و كاش ما

شیعه‌ى تو مَردِ تنورت شویم

گفت كه دربانىِ تو مى‌كند

كاش كه ما خاك عبورت شویم

تو خودِ معراجى و ما زیرِ گام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

با قدمت علم تناور شود

علم و عمل ریشه‌ى باور شود

شام غم جهل و خرافات‌ها

با نَفَس باقرى‌ات سر شود

فصل شكوفایى عقل است و دل

جاى روایات پیمبر شود

نور زمین ، نور زمان ، سایه نور

خاك از این معجزه‌ها زر شود

لحظه شماریم براى قیام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

دست من و بركت آبادى‌ات

از پَرِ سجاده‌ى سجادى‌ات

لطف دعاى تو شده مستدام

بر سرِ ما سایه‌ى شمشادى‌ات

مثل على ابن حسینى تو و

میرسد آوازه‌ى آزادى‌ات

فخر خدا میكند از سجده‌ات

كاش شوم مُحرِم این وادى‌ات

رو به تو شد سجده‌ى بیت الحرام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

چشم تو در كارِ حسین است و بس

كارِ تو تكرارِ حسین است و بس

بیرقِ سنگینِ تو وقتِ قیام

دستِ علمدار حسین است و بس

قلب تو انگار گرفتارِ اوست

هركه گرفتارِ حسین است و بس

پرده گشا دیدنِ روى شما

لحظه‌ى دیدار حسین است و بس

رو به دلِ زینبى ات صبح و شام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

زائرِ هم سفره‌ى غم‌ها حسن

عشقِ تو آقاى كَرَم‌ها حسن

روزِ ظهورِ تو مهم است چون

دارد از آن روز حرم‌ها حسن

میرسد آن روز كه بینیم ما

بینِ بقیع نقشِ عَلم‌ها حسن

روى ضریحى كه تماشایى است

نقش نمایند قلم‌ها حسن

اى حَسنى جلوه و حُسن ختام

سور‌ه‌ى والعصر علیك السلام

جاى حرم غربتِ زهرا كه هست

یك نفر از عترتِ زهرا كه هست

گرچه گره در گره ام ، نیست غم

دستِ شما تربتِ زهرا كه هست

پیشِ تو گیریم نداریم جاى

خوب قسمِ حضرتِ زهرا كه هست

ما كه نباشیم چه غم ؟ تو بیا

دیدن تو قسمت زهرا كه هست

روز تقاص است و تویى انتقام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

هیبت تو رفته به مولا على

حیدرى و محوِ تماشا على

میرسد از شش جهتِ ذوالفقار

لات و هُبَل را بشكن یاعلى

خاطره‌ى رزم على در نبرد

مثل تو مى‌گشت مُهیا على

نیست تو را قبله‌اى الا حسین

نیست تو را كعبه‌اى الا على

روز تقاص است و تویى انتقام

سوره‌ى والعصر علیك السلام

جلوه گرِ حضرت ختمى مآب

حضرت خورشید محمد بتاب

خاتم انگشترىِ خاتمى

جذبه‌ى فیزوره‌ى احمد ركاب

جاذبه‌ى گنبد خضرا بیا

تا بدرد سینه‌ى خود آفتاب

اى شرف و الشمس پیمبر لبت

راز مسلمانىِ اهل كتاب

ذكر سلام و صلواتم مدام

سوره‌ى والعصر علیك السلام



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


مژده که گل سر سبد فاطمه آمد

از باغ جنان، سرو قدِ فاطمه آمد

دستِ مددِ حق، مددِ فاطمه آمد

اینک سند مستند فاطمه آمد

جبریل بشارت دهد از عالم بالا

امروز که طاووس جنان بال گشوده

دل از همۀ اهل سماوات ربوده

از سینۀ یاران، غم و اندوه زدوده

این کیست که بر ما همه رخسار نموده

او مهدیِ زهراست، همان یوسف طاها

بوی گل نرگس همه جا عطر فشان شد

امواج نسیمِ سحر از شرق، وزان شد

انگار محمد ز جنان باز عیان شد

فرعونِ زمان از خبر او نگران شد

زیرا حسنِ عسگری امشب شده بابا

این است به عالم ثمر آل پیمبر

این است همان وعدۀ دیرینۀ حیدر

او خیر کثیری است پِیِ سورۀ کوثر

او جان غدیر است که شد بر همه رهبر

آیات الهی است از این چهره هویدا

این نور قرار است که در وعدۀ نزدیک

تابَد به شبی تار، به هر کلبۀ تاریک

بر ظلم بتازد، پس از آن کوچۀ باریک

گویند ملائک همه بر فاطمه تبریک

او پاسخ قطعی است به هر سیلیِ اعدا

او صاحب تیغ است، همان تیغ ولایت

او رهبر راه است، همان راه هدایت

او مظهر عدل است، همان عدل و درایت

او سایۀ دست است، همان دست عنایت

ما بندۀ عشقیم وَ او سید و مولا

او آب حیات است و ما تشنۀ دیدار

او معدن سِرّ است و ما طالب اسرار

او حافظ دین است و ما ناصرِ ابرار

او فاتح کعبه است و ما کُشتۀ آن یار

با یار بپوئیم مسیر شهدا را

در گوشِ فلک از همه سو این خبر افتاد

بر دوشِ بت و بتکده دیگر تَبر افتاد

با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد

هر دشمن مغضوب، به قعر سَقر افتاد

تقدیرِ الهی است که قرآن شود احیا

او منتقم خون خدا، خون حسین است

اسلام بِوَالله که مدیون حسین است

مهدی که دمادم، همه محزون حسین است

در ناحیه فرمود که مجنون حسین است

هر روز به گودال بیاید گل زهرا

دل همرهِ ارباب، سوی دشت بلا رفت

بر عمّۀ سادات، در آن دشت، چها رفت

از کرب و بلا دختِ علی تا به کجا رفت

گه با اُسرا، گاه کنار شهدا رفت

مانده ست غمِ معجر زینب روی دلها

ای زادۀ زهرا که رُخت قبلۀ دلهاست

بازآ که کنون زینبیه، کعبۀ دلهاست

امروز حریمِ حرمش، مکّۀ دلهاست

امروز حلب قتلگه و فکّۀ دلهاست

مائیم و دفاع از حرم زینب کبرا

امروز فداکاریِ ما مرز ندارد

بر دینِ خدا، یاریِ ما مرز ندارد

این اشک و عزاداریِ ما مرز ندارد

امروز علمداریِ ما مرز ندارد

فرمان ز علمدارِ تو، فرمانبری از ما



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


به تماشای تو ای باغ بهار آمده است

آسمان ها همه بر گَشت و گُذار آمده است

شوق دیدار تو را بلبل شیدا دارد

گل زیبا به تمنای نگار آمده است

حسرت وصل تو عمری است به دل ها مانده

دیده این بار به امید قرار آمده است

آن چه در سینه ی ما می تپد و پَر گیرد

مرغ جان است کنون از پی یار آمده است

آهوان سر به کف آیند به قربانگاهت

همه گویند خوشا وقت شکار آمده است

آن که جان می دهد از هجر تو ای مهر نهان

خسته جانی است که با حال نزار آمده است

قلب ها بی تو شکستَه ست بیا ای گل من

غصه بر سینه نشستَه ست بیا ای گل من

چشم های همه از روز ازل سوی تواند

مهر و مه سیر کنان از پی سوسوی تواند

عرشیان در طلب خیمه ی تو در صحرا

قدسیان بوسه زن خاک کف کویِ تواند

لحظه هایی که پر از نور به شام تارند

چون ستاره به میان شب گیسوی تواند

ذکر لا حَولَ و لا قوَّةَ اِلا بالله

ذکر توحید و همه ، نغمه ای از هوی تواند

هر چه محراب بُوَد خَم شده بر خاک رهت

عقل ها معتکفان خَم ابروی تواند

نه فقط ما و همه اهل جهان بی تابیم

اهل بیت اند که مشتاق گل روی تواند

همره جمع رسل هر که بیامد به وجود

هر امامی به لبش ذکر اباصالح بود

دیده ها چشم به راه است بیا مهدی جان

زندگی بی تو گناه است بیا مهدی جان

چشم هایی که به سوی تو بُوَد هر لحظه

منتظر بهر نگاه است بیا مهدی جان

ما همه غافل و تو حاضر ناپیدایی

روی ما گر چه سیاه است بیا مهدی جان

گر امید تو نباشد همگی می میریم

بودن بی تو تباه است بیا مهدی جان

لحظه لحظه دل ما ذکر تو را می گوید

تپش سینه گواه است بیا مهدی جان

بشنو این گونه که بانوی مدینه گوید

مادرت چشم به راه است بیا مهدی جان

در شب تار فراق تو همه دلگیریم

گر نیایی به خدا از غم تو می میریم

آخر ای حاضر پنهان ز کجا می آیی

از فراسوی زمان جانب ما می آیی

ما که دوریم ز درگاه خدا امّا تو

سمت ما ای همه ی عشق خدا می آیی

جمله بیمار فراق تو و هجران توایم

سوی بیماری ما بهر شفا می آیی

سر دهی بر همگان بانگ انا المهدی را

فصل رجعت رسد و با شهدا می آیی

بر تقاص حرمِ چادر آغشته به خاک

یا به خونخواهیِ آن دستِ جدا می آیی

تکیه بر کعبه زنی ، منتقم خون حسین

یعنی از کعبه و از کربُبَلا می آیی

ای جگر گوشه ی زهرا به فدایت مهدی

منتظر مانده جهان بهر ندایت مهدی 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/02/21

امام زمان(عج)-ولادت


اى كاش دلم فرش عبورت گردد

یك روز شرفیاب حضورت گردد

تاریخ ولادتت شود زیباتر

این جمعه اگر عید ظهورت گردد

 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


بریز ساقی از كرم به جام باده‌خوارها

از آن میی كه قطره‌اش زنده به جان شرار‌ها

كند عیان نشاطها كشد ز غم دمارها

دهد به دل سرورها برد ز سر خمارها

به جان من به یك‌طرف گذار جمله كارها

بیار می‌ بریز هی به جام می‌گسارها

ز چشم مست خویشتن بتا مرا خراب كن

ز تار زلف پرشكن بگردنم طناب كن

ز ذره گرچه كمترم ز مهرم آفتاب كن

ز قلزم رحیق خود به ساغرم شراب كن

كبوتر دل مرا بر آتشت كباب كن

كه تا نیایدش به سر هوای شاخسارها

به جان دوست ساقیا ز باده مست كن مرا

به پای خم باده‌ات تو پا شكست كن مرا

به غیر باده فارغم ز هر چه هست كن مرا

پس آن زمان اشارتی به چشم و دست كن مرا

به غمزه‌های خویشتن فناپرست كن مرا

كه وارهد وجود من ز قید مستعارها

چه جلوه‌ها كه كرده‌ای به قلب تار زشت من

و ز آب و خاك حب خود نموده‌ای سرشت من

خمیر كردی از كرم به خمر عشق خشت من

به كوی خود كشیدی‌ام ز مسجد و كنشت من

بهشت را چه می‌كنم تبا تویی بهشت من

فراغ توست ای صنم شدیدتر ز نارها

میان خیل مردمان مرا نشانه كرده‌ای

دلم اسیر خویشتن به صد بهانه كرده‌ای

سپس به كوی عشق خود مرا روانه كرده‌ای

دلم اسیر خویشتن به صدبهانه كرده‌ای

در آشیانه‌ی دلم خوش آشیانه كرده‌ای

كجا برند دل چنین ز عاشقان نگارها

سروش عشق ذره را خود آفتاب‌جو كند

كه تا وجود ذره را خود آفتاب رو كند

مرا كجا گمان كه دل وصالت آرزو كند

ز جمله بند بگسلد به جانب تو رو كند

به درگه تو ره برد به حضرت تو خو كند

به جذبه‌ای كشانی‌اش به اوج اقتدارها

به گلستان دلبری رخ تو تا شكفته شد

ز شرم روت هر گلی به خار غم نهفته شد

ز غنچه‌ی دهان تو چه نیم‌نقطه گفته شد

چه گلرخان كه از غمت به خون خویش خفته شد

ز بلبلان گلشنت چه نغمه‌ها شنفته شد

كه گشته‌اند منصعق ز صوتشان هزارها

به عشق روی دلبران به هر كجا دویده‌ام

برای خویش دلبری ز هر كجا گزیده‌ام

وفا و مهر دلبری ز هیچ كس ندیده‌ام

دل از تمام دلبران به جان و دل بریده‌ام

هزار شكر عاقبت به دلبری رسیده‌ام

كه صدهزار جان به من كرم نموده بارها

به ظاهر ار چه داردم بعید از لقای خود

به من نشان نمی‌دهد جمال دلربای خود

گرش نباشد اعتنا به خاك زیر پای خود

و لیك تا كند عیان برای من وفای خود

گهی كه شانه می‌زند به زلف مشك‌سای خود

فرستد از برای من ز زلف خویش تارها

شها ز جلوه‌های خود ره شه و گدا زنی

به هر دمی به جلوه‌ای تو خلق را صلا زنی

گهی به فرش سر نهی گهی به عرش پازنی

گهی به بنده‌ای چو من سروش‌ هل‌تری زنی

گهی به موسی زمان خروش لن‌تری زنی

تو عقل و هوش می‌بری ز جمله گلعذارها

خوش آن زمان كه از كرم لقا كند نصیب من

نظر كنم به روی او ز كف برد شكیب من

هزار دردم ار بود هم او شود طبیب من

به آب لطف و دلبری ز دلبر دلهیب من

قرار من نگار من مجیب من حبیب من

به نیم‌غمزه می‌برد ز عاشقان قرارها

هزار بارم ار كشی مرا به جز تو یارنی

هزار بندم ار كشی ز بندگیت عار نی

به ملك ظاهر و نهان به جز تو شهریار نی

ظهور غیب لایری جز از تو آشكار نی

مرا به جز تو ای صنم به هیچ قبله كار نی

چه خوش دلم ربوده‌ای ز چنگ جمله یارها

ز قرب و بعدت ای شها بهشت و نار منقسم

به یك اشاره‌ات شود بنای وهم منهدم

امان ظلم منقضی زمان جهل منصرم

جبال كفر منقعر حبال شرك منفصم

فوارس جهان همه ز صولت تو منهزم

فتاده در كمند تو رقاب شهسوارها

كسی‌كه دید روی تو بهار را چه می‌كند

كسی‌كه نو شد از لبت عقار را چه می‌كند

مسیح را چو یافت كس حمار را چه می‌كند

شهید عشق آن صنم مزار را چه می‌كند

اسیر یار مهربان دیار را چه می‌كند

كه شاهباز سدره كی رود به‌سوی خارها

شها منم كه هر نفس به یاد روت هو كنم

اگر كه نیست باورت بیا كه روبه‌رو كنم

قرار حرمت شراب عشق را وتو كنم

سبوسبو به سر كشم گلوی خود چو جو كنم

به تیره غمزه‌ات بتا قبای دل رفو كنم

كه پر شده است در جهان ز شور من نوارها

منم كه سكه ولا به قلب مبتلا زنم

كه حلقه غلامیت به گوش برملا زنم

عدوی تیره‌روز را به‌گردن از قفا زنم

اساس باب بر كنم، به كله بها زنم

ز بد دمار بركشم به خوب بوسه‌ها زنم

ز بهر دیو و دد بود به چنته‌ام مهارها

بزیر پای خود نگر كه دسته‌دسته صف‌به‌صف

ستاده‌ایم هر طرف گرفته‌ایم سر به كف

توراست حشمت و جلال و جاه و عزت و شرف

هر آنچه بود در سلف هر آنچه هست در خلف

بیا بیا كه جان ما به لب رسید و شد تلف

سفید گشت چشم ما به‌ره ز انتظارها

به حق ذات پاك حق به جلوه مجددی

قیامتی كند قیام قائم محمدی

كه همچون قامتش شود بلند شرع احمدی

به چاه ویل می‌رود رسوم دیوی و ددی

به‌قائم است بی‌گمان ظهور غیب سرمدی

خدای را مظاهری بود بروز كارها

چه آسمان‌خراش‌ها كه بر سر ستمگران

بكوبدش به امر حق به یك نهیب بی‌امان

بهار عمر خصم را به لحظه‌ای كند خزان

هزار سیل خون شود روان ز خیل دشمنان

بساط سركشان كشد به آتش فنا چنان

كه آسمان شكافد از صدای انفجارها

جهان ز عدل و داد و دین شود نمونه جنان

چه طعنه‌ها كه از شرف زمین زند بر آسمان

به هیچ دوری از زمان به هیچ قطری از مكان

ندیده چرخ پیر چون رژیم صاحب‌الزمان

به طاعتش پیمبران به خدمتش كروبیان

به بندگی‌اش خسروان كنند افتخارها

تمام خلق بسته‌ی تبار مویت ای صنم

هزار یوسف زمان به جست‌وجویت ای صنم

به روز و شب گشوده لب به گفت‌وگویت ای صنم

قلوب جمله منجذب ز خلق و خویت ‌ای صنم

ولی شدند محتجب ز شمس رویت‌ ای صنم

فتاده در كمند تو شموس در مدارها

به بند تو محمد، آن كمینه بنده‌ات منم

به دام عشق آتشین ببین كه آب شد تنم

منم كه عاشقانه در فراق زار می‌زنم

قسم به‌روی و موی تو شب است روز روشنم

كه بی‌فروغ روی تو چه زندگی كه مردنم

هزار بار خوش‌تر از جوانی و بهارها

شها اگرچه از عدد فزون بود گناه من

چه غم چه باك گر شوی شفیع و عذرخواه من

نظر مساز منقطع ز حالت تباه من

همیشه باش از كرم پناه و تكیه‌گاه من

سیاه گشته روی خور ز نامه‌ی سیاه من

چنان مكن كه بنده‌ات شود ز شرمسارها

مرا مران از این چمن كه سرو ناز و یاسمن

نشایدش كه بلبلی نباشدش به مثل من

منم فقیر بینوا توئیی غنی ذوالمنن

منم گدای پرطمع تویی شهنشه زمن

عنایتی اجابتی بگیر نقد جان و تن

عجب نه گر شماری‌ام ز خیل رستگارها

بیا بیا كه سوختم ز هجر روی ماه تو

تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

بدین امید زنده‌ام كه گردم از سپاه تو

تویی كه رشك می‌برد فلك به فر و جاه تو

منم كه می‌كشم ز دل به ضجه «البدارها»

ببین كه عترت نبی چگونه بی‌پناه شد

كه آسمان به چشم سبط مصطفی سیاه شد

سیاه از سپاه كین چو خیمه‌گاه شاه شد

جهان ز ظلم كوفیان قرین اشك و آه شد

اگر هزار جان بود «تهرانیت» تباه شد

كه الظلیمه می‌كشد فرس برای ثارها



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1396/02/20

امام زمان(عج)-ولادت


در این سینه تیرِ محبت نشسته

و چشمم به امیدِ اُلفَت نشسته

بهشت آرزویِ گدایی نباشد

که در سایه ی طاقِ نُصرت نشسته

بگیر از رُخت پرده را تا ببینند

که یوسف هم اینجا به زحمت نشسته

به رویِ پَر و بالِ هم در مسیرت

فرشته فرشته به حیرت نشسته

هوایی ندارد بجز سجده بر تو

بر آن سَر که گرد محبت نشسته

دل ما رمیده ،اگر پَر کشیده،شرابی چشیده، به شوقی تپیده دویده دویده بسویت که دیده

که عطری وزیده که نوری دمیده که آقا رسیده و با دامنی پُر عنایت نشسته

**

بیا تا که زهرا به قابَت بگیرد

بیا تا که زینب گلابَت بگیرد

علی پیشت آیاتِ قرآن گرفته

بخوان تا دمِ مستجابت بگیرد

بیا تا که عباس پشتت بتازد

بیا تا که اکبر رکابت بگیرد

که عالم ببیند حسین آمد امشب

حسینی ترین انقلابت بگیرد

بیا تا که ایوان طلای نجف هم

صدو ده سَبو از شرابت بگیرد

تو آبی جوابی حساب و کتابی تو معمارِ صحنِ بقیعِ خرابی، شهابی شرابی

تو پایان خوابی نفسهای نابی ،تو رسواگر چشمه های سَرابی،به دل گفته ام نذر حال خرابت بگیرد

**

بزن تکیه بر کعبه با ذوالفقارت

بزن تا که چرخد زمین در مدارت

عَلَم را بکش رویِ دوشَت نفس زن

که طوفان شود موقع تار و مارت

زمان تقاصت عمو را صدا کن

که حض می کند لحظه ی تار و مارت

خنک می شود سینه ها و جگرها

پس از کعبه باشد مدینه قرارت 

عجب گرد و خاکی کند انتقامت

که جبریل سرمه کشد از غبارت

تو مفتاح مایی تو عین البقایی ظهور خدایی،تو وقت كَرَم مجتبایی تو قت رجز مرتضایی

تو تیغ رهایی  نفس های کربلایی، تو بانگ رسایی ،که میریزد از سر به پا اقتدارت

**

چه جای شگفتی که کافر گریزد

که شیرِ نر از هولِ حیدر گریزد

علی هستی و وقتِ هو هویِ تیغت

سپاهی نداند که بی سر گریزد

علی هستی قبل از آن که بیایی

زِ ِبرق نگاه تو لشکر گریزد

مگر می شود آنکه رو بر علی نیست

که از تیغ ساقی کوثر گریزد

فدای امیر سپاهت که دشمن

ز یک نعره ی مالک اشتر گریزد

تو رمزِ قدیری تو ما را امیری،سعادت مسیری  تو روح کویری ،تو آیات حق را نظیری، توبر ناکثین مارقین

 قاسطین ظمهریری،تو جاءالحقی بی نظیری ،امیری حسین فنعم الامیری ،به سمت تو شیعه به محشر گریزد

**

بیا بشنوم لحن نورانیت را

کنارت مناجات شعبانی ات را

سرِ جاده ی مشهدم تا ببینم

شبی عاشقانِ خراسانی ات را

قدم زیرِ باران قدم میزنم تا

مگر حس کنم حال بارانی ات را

تو و سیصدو سیزده مَرد ایمان

بیا بشنوم شورِ طوفانی ات را

ببین سیدِ ما،مهیا نموده

برایت سپاه سلیمانی ات را

به حیرانی ما،پریشانی ما،پشیمانی ما نگاهی به بغض غزلخوانی مابه این جمعه های زمستانی ما

به شبهای طولانی ما،نصیبی نما صُوتِ قرآنی ات را،دعایی کن امشب جوانان ایرانی ات را



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1396/02/20

امام زمان(عج)-ولادت


در حال و هوای شب بارانی هر سال

گرم است سر من به چراغانی هر سال

در کوچه خیابان دلم ریسه کشیدم

دعوت کنمت تا که به مهمانی هرسال

با شبنم اشکم سر راهت گل نرگس

گل کاشته ام من به گلستانی هر سال

پاداش غزل های من این است بیایی

یک مرتبه در جشن غزلخوانی هر سال

هم خنده به لب دارم و هم اشک به چشمم

حالا منم و بی سر و سامانی هرسال

می خندم و با دیده ای از عاطفه جاری

می خوانمت ای حضرت باران بهاری



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1396/02/20

امام زمان(عج)-ولادت


ایلیائیم از دهات شما

از تبارِ ترنُمات شما

آسمانها همیشه گُم بوده اند

پایِ هر سبزه ی حیات شما

روزگارم گذشته شكر خدا

در جوار لبِ فرات شما

كوزه ام را دوباره پُر كردم

از سرِ چشمه ی نجات شما

زندگیِ مرا چه شیرین كرد

نفس شاخه ی نبات شما

سفره ام پهن، خانه ام سر سبز

برِكت دارد از زكات شما

آب و نانم رسیده از آن روز

كه نشستم سرِ بساطِ شما

پنج نوبت به پشتتان هستیم

وقتِ حی علی الصلوة شما

باغ ما میوه های فطرت داد

محض روی توجّهات شما

الغرض داده است بر دستم

با دو دستش خدا براتِ شما

تا قیامت فرشته باران باد

سر هر ریشه ی قمات شما

شکر از ایل كربلا هستیم

ما زمین خورده ی شما هستیم

به سمرقند یا بخارایی

یا به شن زارهای صحرایی

محملت بی غبار و راهت سبز

خوش نشین بر بُراق زیبایی

سر راهت قبیله ی مجنون

پشتِ سر چشمهای لیلایی

آی بالا بلند کشمیری

کِی به این آب و خاک می آیی

لهجه ات هاشمی و زینب وار

مثل نهج البلاغه شیوایی

تا بدین ناز میروی آقا

می بری از خدا شکیبایی

صید کردی نگاه آهو را

یعنی آقا زِ نسلِ زهرایی

کاروان را شبی بیار این سو

تا که چشم مرا بیارایی

به هوایت پریدنم عشقست

به رهت سر بُریدنم عشقست

نامتان رنگِ كیمیا دارد

ریشه در باور خدا دارد

نامتان از كجا تراوش كرد

كه چنین حس ربنا دارد

بر عقیق دلش نوشته خدا

چقدر نامتان صفا دارد

سرگذشت من و شما زیباست

چهارده قرن ماجرا دارد

چهارده قرن نه پیش از عشق

پیش از پیش ابتدا دارد

جبرئیل از شعاع تو دانست

كه خدا جلوه تا كجا دارد

چهارده تن میان یك قابند

كه در آن عكسی از شما دارد

بابی انت سید و السادات

بر تو و خاندان تو صلوات

دور آخر به مِی كشان اُفتاد

ساقیا مطلعت مباركباد

خوش بحال كسی كه بر چشمش

چشم تو فرصت تماشا داد

مژه ها را بگو مرا گیرند

ناز دارد نگاه این صیاد

گرچه اینسان خرابمان كردی

نفست گرم و خانه ات آباد

دل زِ شوقت به سینه می كوبد

مثل تیشه به بیستون فرهاد

لا به لبهای ماست الا انت

تب دیوانگیست بادا باد

میدهد طعم شیر مادرمان

نظرت ، با من است مادر زاد

میزنم نعره هر طپش یا عشق

میكشم سمت خیمه ات فریاد

گره ی بسته ی مرا واكن

روی قلبم دوباره امضا كن

خانه لبریز بوی اسفند است

غرق گلهای سرخ الوند است

پای دیوار بین شب بوها

لاله ی دامن دماوند است

شب عید است حاجتش بدهید

پشت در یوسف آرزومند است

زود معراج می رود یعنی

ناز این طفل با خداوند است

پدرت سیر می شود هرگز

لب تو کهکشانی از قند است

از نگاه علی و زهرا باز

سهم نرگس همیشه لبخند است

دل ما بند توست با عباس

نقش سربند توست یا عباس

برف بودیم و آبمان کردی

بین سرما مذابمان کردی

ریختی بین قالب عشقت

عاقبت مستجابمان کردی

گرچه در پشت ابرها بودی

چشمه ی آفتابمان کردی

تا نویسیم سر گذشتت را

سینه سینه کتابمان کردی

تکه سنگی رها و گم بودیم

خط کشیدی شهابمان کردی

با سر انگشت آسمانی خود

كوزه های شرابمان كردی

یك شقایق به جای دل دادی

مثل آیینه قابمان كردی

هرچه مردم جوابمان كردند

با نگاهت حسابمان كردی

گوشه چشمی بلند مرتبه ام

آشنایم گدای هر شبه ام

عرش خود را در این سرا گم کرد

کنج ایوانِ سامرا گم کرد

بسکه چرخید در مدار شما

که زمین خط استوا گم کرد

آسمان با درخشش چشمت

ماه را با ستاره ها گم کرد

برد خورشید را ز محضرتان

در نواحیِ نا کجا گم کرد

باز هم در هجوم مشتاقان

نوح آمد ولی ردا گم کرد

هفت پشتِ بهشت می لرزد

که تو را دید دست و پا گم کرد

خوش به چشمی که با تماشایت

بین محراب قبله را گم کرد

با غمت خاک سرشته بیا

روی پیشانیم نوشته بیا

آتش سینه ی نیستانی

که مناجات ماه شعبانی

جمکران دلم گرفته ببین

میروم بی تو رو به ویرانی

ما قنوتی ترک ترک خورده

تو زلالی شبیه بارانی

از شما ...بر بهشت می ارزد

کاسه ی آبی و خرده ی نانی

باز باران گرفته تا دم صبح

در قنوتت مگر چه می خوانی

جمعه ای باز هم گذشت و نشد

که رهایم کنی ز حیرانی

جمعه هایی که دیر می آیند

جمعه هایی عجیب طولانی

می کند سردی جدایی تو

روزهای مرا زمستانی

راستی درکجای این خاکی

کربلا یا که در خراسانی

بادها می وزند و می گویند

شاید امشب بقیع می مانی

گاهی از بوی سیب می فهمم

علقمه رفته ای به مهمانی

شاید امشب مدینه ای شاید

یا که شاید دمشق ،می دانی

هر کجا یی همیشه قلبت شاد

هر کجایی سرت سلامت باد



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مدح


در چرخ امامت است انجم مهدی

 ماه  فلک  یذهب  عنکم   مهدی

تنها  دو نفر شبیه احمد  هستند

اول علی اکبراست و دوم مهدی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


ز اوج آسمانهای خداوندی ندا آمد

شب پرواز آسان شکسته بالها آمد

بده ساقی کمی باده بر این مخمور افتاده

شب وا کردن عقده شب مشکل گشا آمد

مرو در گوشه‌ی دخمه بزن مطرب... بخوان نغمه

شب تصنیف خواندن شد شب عیش و صفا آمد

طبیب دردمندان و حبیب مستمندان و

امید اهل زندان و کلید قفلها آمد

مگو پس کو نگار ما نگار گلعذار ما

حبیب غمگسار ما ز سامرا بیا... آمد!

بیاور دست بالا و بزن کف تا توان داری

غریبی کم کن ای عاشق که عشق آشنا آمد

مبارک باد و فرخنده بساط عیش پاینده

نسیم قدسی رحمت ز سمت سامرا آمد

اگر در شور او هستی بدان منظور او هستی

به عشق او تحمل کن اگر قدری بلا آمد

هوالاول، هوالاخر، هوالباطن، هوالظاهر

تجلی تمام آیه‌های کبریا آمد

هواللطف و هو الرأفه هوالغوث هو الرحمه

بلاگردان عشاق اسیر و مبتلا آمد

هو الطور و هو النور و هو نورٌ علی نور و...

شب ظلمت فراری شد سحر شمس الضّحی آمد

هو الفتح و هو النصر و هو الصبح و هو العصر و...

غروب بی‌قراری شد ببین بدرالدجی آمد

هوالدّاعی هوالدّعوه، هو القرآن هو العتره

هو وهاب باالفطره عطا آمد سخا آمد

هو لبیک للحجٍّ امیر الحاجّ فی الحجٍّ

هو الحجُّ و هو الحُجّه صفا بخش صفا آمد

شفیع المذنبین یا رحمة للعالمین یا که ...

ابوالقاسم اباصالح محمد مصطفی آمد

بخوان با جبرئیل انا بخوان آیات اعطینا

که آخر شعبه‌ی کوثر ز عرش انما آمد

شه دلدل سوارِ ذوالفقار آخته در کف...

یگانه وارث تاج امیر لا فتی آمد

چه در صولت چه در هیبت چه در قدرت چه در عزّت

چه در همّت چه در رفعت تماماً مرتضی آمد

حدیث جام و خم خواندی؟ سقاهم ربهم خواندی؟

مرید رَتّل القرآن مراد هل اتی آمد

هوالسّر و هو المعلن، هو الحُسن و هو المحسن

رحیمی و کریمی و سخای مجتبی آمد

هوالوافی هو الکافی هو العافی هو الشّافی

شفای زخم لبهای شهید کربلا آمد

هو زمزم هو الکعبه هو المشعر هو القبله

نوای پرچم سرخ غریب نینوا آمد

هو القدس هو السبحان هو الرحم و هو الرحمان

کرامات الحسینیه بگو کهف الوری آمد

هو السّجاد فی السّجده هو الباهر هو الباقر

هو الصادق هو الکاظم دلیلِ دلربا آمد

امان الخائفین حصن حصین حبل متین یعنی...

عطوفت های سلطان سریر ارتضا آمد

غیاث المستغیثین و مناجاتُ المُحبین و...

عنایات جوادیِ جواد ابن الرضا آمد

هو السّرُ هو الاَسری هو القدر هو الاحیا

هوالهادی هو المهدی هدایت را بقا آمد

حسن صورت حسن سیرت حسن خلقت حسن هیبت

حسن رحمت حسن شوکت ببین یار از کجا آمد!

هو طه هو الحیدر هو الزّهرا هو الزّینب

هو الاکبر هو القاسم همه آل عبا آمد

هو القهر هو القاهر هو القوة هو القادر

شکوه و غیرت و مجد علمدار وفا آمد

هو المحراب و المنبر امین الله فی ارضه

ثبات و لنگر ارض و سموات عُلا آمد

سلیم است و سلام است و عنایاتش مدام است و

عزیز ذوانتقام است و معز الاولیا آمد

هو الفِطر و هو الفاطر هو الستر و هو الساتر

هو الغفران، هو الغافر، خداییِ خدا آمد

هو العزّ و هو الفخر و هو الذکر و هو الذُخر و

امید نا امیدان و جواب ربنا آمد

هو الباقی، هو المغنی، هو الفجر و هو المجری

هو الحیّ هو المحیی مسیحای شفا آمد

چه آقایی چه مولایی چه لیلای دل آرایی

چه سیمایی چه غوغایی جمال کبریا آمد

شب خوشحالی زهراست شب تکریم سائل‌ها

« الا یا ایّها الساقی ادر کأساً و ناولها »



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


خوشا لحظه ای بال و پر داشتن

سر کوی دلبر گذر داشتن

خوشا با خدا بودن و زیستن

به یاد خدا چشم تر داشتن

همیشه به سوی خدا رو زدن

همیشه صفای سحر داشتن

چه خوب است عاشق ز معشوق خویش

تمنای یک دم نظر داشتن

چه خوب است دنبال تو آمدن

و از جایگاهت خبر داشتن

چه خوب است دائم صدایت زدن

همیشه هوایت به سر داشتن

چه خوب است یک شب به همراه تو

به سرداب تو یک سفر داشتن

من امشب هوای تو دارم به سر

کرم کن مرا در کنارت ببر

در آسمان در سحر باز شد

فرشته مهیای پرواز شد

ملک در دل آسمان زد صدا:

و میلاد خورشید آغاز شد

شنیدم شبیه کلیم آمدی

و موسایی تو خبرساز شد

حسن بر گل روی تو خنده زد

پدر با وجودت سرافراز شد

برای دل مادر پاک تو

زمان سحر کشف صد راز شد

رسیدی و در سجده افتادی و

زبانت به توحید حق باز شد

پدر با تو می گفت ناگفتنی

چه اسرارهایی که ابراز شد

تو باطل ستیزی تو جاءالحقی

ولی خدا حجت مطلقی

کنار دلم گاه گاهی بیا

تو از جاده های الهی بیا

سیاه گناهم بیا نور عشق

در این دورۀ روسیاهی بیا

بیا از مدینه بیا از نجف

بیا از دل این دو راهی بیا

اگر چه فراهم نگشته هنوز

برای قیامت سپاهی بیا

بگو کی مرا می بری با خودت

چه روزی چه سالی چه ماهی بیا

ببین حال و روز دل شیعه را

شده کشته ی بی گناهی بیا

اگر تو نیایی چه کس می شود ؟

برای دل ما پناهی ؟ بیا

بیا قبل از اینکه بیاید اجل

بگیری مرا لحظه ای در بغل

مرا گاه در خاطرت فرض کن

مرا گرد و خاک درت فرض کن

من از چشم پاک تو افتاده ام

مرا اشک چشم ترت فرض کن

من ِروسیاه زمین خورده را

سیاهیّ در لشگرت فرض کن

اگر اولین عاشقت نیستم

مرا عاشق آخرت فرض کن

اگر چه لیاقت ندارم ولی

مرا کمترین زائرت فرض کن

به وقت ظهورت بیا و مرا

نگهبان در سنگرت فرض کن

بکش دست خود را به روی سرم

مرا نوکر مادرت فرض کن

ببخشا به من این خیالات را

مگیر از لبم این مناجات را

تو مرگ ستم را رقم می زنی

تو زنجیر محکم به غم می زنی

زمان ظهورت به اذن خدا

صف مشرکان را به هم می زنی

می آیی مدینه میان بقیع

به دنبال قبری قدم می زنی

میان مدینه به سمت نجف

تو طرح حرم تا حرم می زنی

می آیی سر قبر ام البنین

به یاد علمدار علم می زنی

ضریح بزرگی بنا می کنی

به روی طلایش قلم می زنی

تو با یاد و نام حسین و حسن

حسینیه های کرم می زنی

زمان طلوعت که بر خواستی

خبر کن مرا کارگر خواستی

بیا وعدۀ هر چه پیغمبر است

ز هجران ، نگاه دو عالم تر است

بیا نالۀ آه آه علی

زمانه پر از غربت حیدر است

بیا موقع اشک دشمن شده

بیا وقت خندیدن مادر است

بیا و خداهای ما را بگیر

بزن مهر باطل به هر بت پرست

بیا کربلا چشم در راه توست

و غرق نوای تو یک حنجر است

بیا ای دعای دل نیزه ها

به دنبال تو چشم هجده سر است

بیا انعکاس صدای رباب

پی تو نگاه علی اصغر است

بیا و ببین در دل علقمه

صدایت زند مادرت فاطمه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/03/1

امام زمان(عج)-ولادت


بر تو و بوی آشنات ، سلام

بر تو و شهر سامرات سلام

بر تو و بر محبت تو درود

بر تو و بر نشانه هات سلام

خانه های شما فراوانند

هم نجف هم به کربلات سلام

مسجد سهله مسجد کوفه

به قم و مشهدالرضات سلام

تو ستاره تو مهری و ماهی

تو عزیزی بقیت اللهی

ای برازندهء وجود شما

لفظ مولا و واژهء آقا

جان فدا می کند به روز ظهور

در رکاب تو حضرت عیسی

بند قنداقۀ بهشتی تو

می دهد بوی مادرت زهرا

چهرهء تو به مادرت رفته

قد و بالا به حضرت سقا

مات مانده امام عسکریت

از جمالِ چو ماه حیدریت

آیت اللهِ بی کرانِ خدا

حضرت صاحب الزمانِ خدا

عرش حق آستان خانۀ توست

خانۀ توست جمکران خدا

نورِ امّیدِ آخر زهرا

آخرین تیر در کمان خدا

دست خالق کشیده ریسۀ نور

از زمین سمت آسمان خدا

چه کسی هم تراز و پایۀ توست

شمس ، یک گوشه ای ز سایۀ توست

آسمان ، مِی اگر ببارد ، کم

سر به پایش اگر گذارد ، کم

بر قدومش تمام سطح زمین

یاس و نرگس اگر بکارد ، کم

سرِ تعظیم ، پایِ آقائیش

خلق عالم فرو بیارد ،کم

درب و دیوار شهر ثابت کرد

عاشقِ در به در ندارد ، کم

شامل ما عنایت و بذلش

جان فدای عمو ابالفضلش

چه بزرگان که در برت بودند

خادمِ دست پرورت بودند

چه کسانی که مثل بحرالعلوم

همۀ عمر نوکرت بودند

حائری ها طباطبائی ها

همه خدّام محضرت بودند

علمایی که با تمام وجود

خاک پاهای مادرت بودند

در رثای تو خطبه ها خواندند

عهد خواندند ، ندبه ها خواندند

ای همه شور ای سراسر نور

چشم بد از تو تا قیامت دور

ماکه خواهان روز موعودیم

چشم هر کس تو را نخواهد کور

تا سپاهی به مثل ما داری

پای خصم تو هست در لب گور

گرچه داری حضور بین ما

هست شیرینی حضور ، ظهور

گر اشاره کنی به پا خیزیم

سرِ دشمن به پای تو ریزیم

عرشیان باید اعتکاف کنند

دور قنداقه اش طواف کنند

به بزرگیّ و بی نظیریِ او

همگی باید اعتراف کنند

در ظهورش که تیغ بر دارد

همه شمشیرها غلاف کنند

ناتوانند دشمنانش تا

با یل فاطمه مصاف کنند

پشت ، بر کعبه می دهد آن روز

ریشۀ ظلم می کَند آن روز

عاقبت تکسوار می آید

شیر حیدر تبار می آید

پرچم یا حسین بر دوشش

در کفش ذوالفقار می آید

سیصد و سیبزده نفر دارد

با همه اقتدار می آید

وعدهء حق شود برآورده

این زمین را قرار می آید

پس بخوانید در همه ساعات

یک دعای فرج پس از صلوات

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


در خیال خویش منهم     نوکری از نوکرانم

عاشقی از عاشقانم       دوستی از دوستانم

با تو این حرف مدامم   چاکرم عبدم غلامم

بی تعارف ای امامم       خسته از ورد زبانم

خسته از این ادعایم     که محب هل اتایم

یا مسلمان شمایم      ای امام انس و جانم

شیعه اثنی عشر دانم خودم را حیف اما

بر سر عهد تو آیا      مانده ام آیا بمانم

گفته ام پای رکابم       اهل جنگ و انقلابم

گفته ام اما نمیدانم      ز اینم یا ز آنم

منکه یار دین نبودم        پای کار دین نبودم

افتخار دین نبودم          پس چرا دادی امانم

هر گناهی دیدی از من     روی برگرداندی اما

روز بعد انگار، نه انگار      اصلا من همانم

از شهیدان دور ماندم        وز بصیرت کور ماندم

وصله ای ناجور ماندم       هر چه کردی امتحانم

از حلال و از حرام و      مردی و خلق و مرام و

راه رهبر تا امام و        هر چه گویی خوش بیانم

بی خبر اما ز دردت      نیستم مرد نبردت

حیف از مردان مردت     که شدند از دوستانم

راه را گم کردم آقا                رو به مردم کردم آقا

میل گندم کردم آقا           از بهشت افتادگانم

من کنار یار بودم       روزی از انصار بودم

دشمن کفار بودم        بود سر بندم نشانم

حال تنها ای امیرم        از رجب شعبان غدیرم

من فقط جشنی بگیرم       این شده رسم و دکانم

من کجا عمّارِ یارم               میثم تمّارِ یارم

یا کجا سردار یارم             من چنان سربار، مانم

مایه عزت نگشتم            مظهر خدمت نگشتم

با تو هم صحبت نگشتم      بی خبر از شیعیانم

از شهیدان یمن      بحرین صنعا زینبیه

تا دفاع کاظمین و        سامرا چیزی ندانم

آبرو داری نکردم          با تو همکاری نکردم

غزه را یاری نکردم         دوستی نا مهربانم

باز بر اهل سعادت           باز شد باب شهادت

در تمام آسمان عشق        من بی کهکشانم

نه بدستم ذوالفقاری       نه بدنبال سواری

نه سلاحی نه شکاری      نه برایت دیدبانم

من نمیدانم کجایی         کربلایی سامرایی

مضجع پاک رضایی     کعبه ای ، صاحب زمانم

از زمانت بسکه دورم              دور از خط عبورم

نیست یک درک حضورم        نیست قربان تو جانم

با وجودی که پریشم        همدم و دلجوی خویشم

باز میآیی تو ، پیشم            ای حضورت در نهانم

گرچه تو سرمد نشینی            میشود با بَد نشینی

چون کُنی مسند نشینی          من کجای داستانم

در همه فتح و ظفرها             در سفرها در حضرها

در خطرها ، درد سرها               با تو ، یا بیگانگانم

چونکه فرمانت بیاید            امر فرمایی که باید

وای بر" إن قُلت"و شاید        از فرامینت نمانم!؟

رو مکن پرونده ها را          رد مکن شرمنده ها را

مرده ها را ، زنده ها را         بر سر عهدت بخوانم

روز فجرت با صدایت          با أنابن المصطفایت

با أنابن المرتضایت                با تو ، آیا همزبانم

ای خطاپوش حقیقی           من یقین دارم دقیقی

با حسینی ها رفیقی               منکه جزو نوکرانم

میخری سینه زنان را           خسته را پیر و جوان را

قد خمیده نوکران را           میکند لطفت جوانم

هر چه گویی تو بما، نه         میکنی ما را صدا ؟ نه ؟

روضه خوان میخواهی یانه      من به جدت روضه خوانم

سر کنم ای نور دیده                  روضه ی رأس بریده

روضه ی حلق دریده                   روضه ی زینب بخوانم

روضه ی دستان بسته              روضه ی سرهای خسته

روضه ی سینه شکسته                گریه کن ای مهربانم

گریه کن بر تازیانه                     بر صدای دخترانه

بر بکاءِ کودکانه                        منهم از گریه کنانم

وای از زخم مدینه                      بازو و پهلو و سینه

ضربه های پر ز کینه                 کی میآیی ای امانم

مادرت دارد سلامت            گوید ای ختم امامت

کی بیاید انتقامت                  مهدی صاحب زمانم

ذکر زهرا: یابن زهرا               ذکر مولا: یابن زهرا

ذکر طاها: یابن زهرا             چهره ات را کن عیانم

آخرین حرفم همین است      نوکر تو دل غمین است

مرهم دردم چنین است      از شهیدانت بخوانم

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


دل شکسته شد شب اجابت دعا بیا

نیازهای کهنه را عطا کند خدا بیا

به دستهای ملتمس شبیه یک گدا بیا

مرو به سمت دیگری به این طرف کجا؟ بیا

دل از هوای مهر این و آن رها نما بیا

که دردها به میکده فقط شود دوا بیا

نسیم صبح می‌وزد ز کوچه‌های آشنا

گمان کنم که می‌رسد صدای پای آشنا

به انتظار مقدم گره‌گشای آشنا

نشسته بیقرار و دل غمین گدای آشنا

گوش بده دمی دلا  به این صدای آشنا

بگیر با ملائکه تو هم دم بیا بیا

قلم گرفت شاعری نوشت می‌رسد کسی

غزل نویس ماهری نوشت می‌رسد کسی

دم سحر مسافری نوشت می‌رسد کسی

به کوچه مرد عابری نوشت می‌رسد کسی

زن شکسته خاطری نوشت می‌رسد کسی

نگار بی بدیل را ز دل بزن صدا بیا

بگیر تیر ذکر و هر چه خواستی هدف بزن

دست توسلی به سوی میر لو کشف بزن

پیاله‌ای ز دُردِ خم تا نشدی تلف بزن

به حکم من حرام نیست به پای یار دف بزن

نثار مقدم امیر عاشقانه کف بزن

به بزم مستی و جنون دگر مکن حیا بیا

شب است و باز دلشده اسیر بی‌قراریم

قلم به کف گرفته‌ام بیا برای یاریم

ز هر چه غیر یاد تو نگاه کن که عاریم

دوباره بر لبم تویی ترانه‌ی بهاریم

به عشق بوسه بر لب مطهرت قناریم

نوای استغاثه ی اسیرِ مبتلا بیا

تمام مشکلات را لبت شکست می‌دهد

شراره‌ی حجیم را تبت شکست می‌دهد

شب سیاه ظلم را شبت شکست می‌دهد

سپاه کفر را که مذهبت شکست می‌دهد

بنای شرک را که مرکبت شکست می‌دهد

به دست تو بنای عدل و دین شود به پا بیا

به عشق پای بوسی است لب رکاب منتظر

به شوق دست تو دعای مستجاب منتظر

کنار صالحان تو منِ خراب منتظر

بیا تمام فلسفه، قلم کتاب منتظر

شبیه چشم فاطمه ابوتراب منتظر

جواب ذکر یارب کمیل مرتضی بیا

سلام عشق فاطمه سلام سوره‌ی خدا

سلام کعبه‌ی کرم سلام قبله‌ی دعا

سلام دافع البلا  سلام سایه‌ی صفا

سلام عدل منتظر سلام حق مرتضی

سلام غربت حسن سلام اشک کربلا

قسم به خشکی لب شهید کربلا بیا

تو انتهای غربت شهید فاطمیه‌ای

تو آخرین ستاره‌ی امید فاطمیه‌ای

طلوع کن غروب غم که عید فاطمیه‌ای

تو روضه‌خوان گریه‌ی شدید فاطمیه‌ای

تو جمعه‌ی عزیز سر رسید فاطمیه‌ای

صدای ناله می‌رسد میان کوچه‌ها بیا

تو بانی هزار ساله‌ی غم محرّمی

تمام صبح و شامِ سال... همدم محرمی

همیشه فکر اعتلای پرچم محرمی

صفای ذکر و زمزمه تو زمزم محرمی

تو انتظارنامه‌ی منظم محرمی

نوای گرم حنجر ذبیح مِن قفا بیا

خوشا دلی که با نگاه نافذت شکار شد

و خوشتر آن که از فراق یار بیقرار شد

خوشا کسی که دائماً ملازم نگار شد

خوشا سری که در مسیر راه تو غبار شد

خوشا خسی که بر لب عبای تو سوار شد

شکسته دل نشسته‌ام خراب و بی نوا بیا

گدا برای دیدن تو انتظار می‌کشد

نوای العجل ز عمق قلب زار می‌کشد

ترانه...؟ نه که در هوای تو هوار می‌کشد

غم تو عاقبت مرا به پای دار می‌کشد

خوشا کسی که درد را به عشق یار می‌کشد

مراد اسمه دوا، و ذکرُه شفاء بیا

ندارم از ملامت کسی به جز تو واهمه

نوشتم این سروده را به سوز و اشک و زمزمه

به اصل حرف تا رسم گذشتم از مقدمه

قسم به آن دمی که می‌روی به سمت علقمه

قسم به لحظه‌ای که می‌روی بقیع فاطمه

به "مجتبی" عنایتی به جان*مجتبی* بیا



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/03/1

امام زمان(عج)-ولادت


سیزده بار زمین خورد دلم

سیزده مرتبه افسرد دلم

دفعه ی چاردهم مرد دلم

ناگه از قبر خودش دل پا شد

بخت من نیمه ی شعبان وا شد

کوکب طالعم امشب خندید

باز هم نور محمد تابید

خانه روشن شده چون این خورشید

طلعتش فاطمی و حیدری است

حجت بن حسن العسگری است

پسری آمده دنیا، کاالشّمس

پسری زاده ی زهرا، کاالشّمس

صورتش، دُر دلارا، کاالشّمس

نور در نور بود در جلوات

به گل حضرت نرگس صلوات

نرجس از آمدنش مسرور است

پسرش پارچه ای از نور است

دل باباش حسن پر شور است

دست حق آمده با بیرقِ حق

زَهَقَ الباطِل و جاءَالحَقِ حق

نوه ی هاشمی عبد مناف

آل کعبه، که خودش هست مطاف

عرشیان دور سرش گرم طواف

زاده ی سید بطحا آمد

آخرین کعبه به دنیا آمد

ندبه های سحرم این آقاست

وارث تیغ دو دم، این آقاست

حیدر صاحب علم، این آقاست

خیبری زاده و خیرالناس است

هیبتش مثل عموش عباس است

تا که او ساکن این دنیا شد

پشت شیطان ز قدومش تا شد

اسوه اش فاطمه ی زهرا شد

آمده شاد کند عالم را

حیدرآباد کند عالم را

شب تاریک به نورش محتاج

بشریت، به ظهورش محتاج

دین و قرآن به حضورش محتاج

با ظهورش بنماید نابود

نسل وهّابیت و آل سعود

از سر لطف علی و زهرا

قطره افتاده میان دریا

جمکرانی شده ام، شکر خدا

جمکران موعد ما در دنیاست

مسجد کوفه ی ایران اینجاست

کاش وقتی که بیاید، باشم

برقع از چهره گشاید، باشم

تکیه بر کعبه نماید، باشم

روزی از کعبه زند بانگ جلی

طالب خون حسین بن علی

من همان منتقم خون خدام

صاحب ناحیه ی عاشورام

جد من کشته شد و بعد خیام

حرمتش را که به غارت بردند

عمه ام را به اسارت بردند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/03/1

امام زمان(عج)-ولادت


این روزگار امشب به ما پا داده آقا  

ما را میان مجلست جا داده آقا

روح الامین قنداقه ات را برده تا عرش  

    قنداقه را تحویل زهرا داده آقا

امشب حضور قائم آل محمد

          قلب علی را هم تسلا داده آقا

امشب تصدقها به دست دوستانت   

  زهرا سلام الله علیها داده آقا

گفتم بیا گفتند رمزی دارد انگار  

   زهرا کلیدش را به سقا داده آقا

این نوکر بی تاب روزی چند دفعه  

 شرح دل بی تاب خود را داده آقا

فکر ظهورت تا که آب و نان من شد

ذکر لبم یابن الحسن یابن الحسن شد

تنها گلی هستی که تنهایی بهاری    

  هم فاطمه هم مرتضی را یادگاری

صد بار کارم را دعایت راه انداخت  

   " من حیث لا یشعر" هوایم را تو داری

احیا گر عدل علی در عالمینی   

     خون علی باشد به رگهای تو جاری

شمشیر حیدر بوده عمری سیف الاسلام      

 حالا شما میراث دار ذوالفقاری

هرجا که رفتم صحبت از اوصافتان بود  

       ذکر تو جاری بر لب مداح و قاری

کنعان چراغانی شده یوسف کجایی    

  یعقوب می میرد ازین چشم انتظاری

شب تیره از ظلمت شد ای مهتاب برگرد

بی تاب بی تابیم ای ارباب برگرد

باید برای بردن نامت وضو کرد 

        یک نیمه شعبان دیدنت را آرزو کرد

آقا خدا می داند این حرف دل ماست   

   هر کس که شد عبد تو کسب آبرو کرد

فرزند زهرا و علی دست خداوند        

 امشب می عشق شما را در سبو کرد

آقا به این کوچه خیابانها نظر کن   

      هر عاشقی در چنته هر چه داشت رو کرد

دلهای ما از دورهء مرحوم کافی   

    با صبح زود جمعه و با ندبه خو کرد

مادربزرگم گفت جانم یا ابالفضل     

  تا تو بیایی سفره ای را نذر او کرد

پیوند قلبی بس که دارد با ابالفضل

رمز قیامش احتمالا : یا ابالفضل

دست الهی شیعه را بر حق نوشته    

   یاس و رز و داوودی و زنبق نوشته

مولای ما را ناخدای زورق عشق   

   ما را سواری روی این زورق نوشته

این دست لطف حضرت صاحب زمان است

     ما را اسیر پرچم و بیرق نوشته

در سرنوشت ما خداوند تعالی 

       ما را به یاران شما ملحق نوشته

ای منتظر ، کوری چشم منکرانت    

  خالق شما را قائم مطلق نوشته

قنداقه ات را تا بغل کردند دیدند    

   بر روی بازوی تو جاءالحق نوشته

آیات قرآن خداوند آیهء توست

ایران ما یوم الابد در سایهء توست

وقتی علوم الکامله یعنی کمالت      

   حتما شموس الطالعه یعنی جمالت

پیغمبران عالم از آغاز خلقت       

   در حیرتند از آن همه قدر و جلالت

این جمله تکراریست اما واقعیت      

یوسف اسیر آن جمال بی مثالت

ای یوسف زهرا کجایی ورد لبهاست      

عمریست سر کردیم تنها با خیالت

دنیا به رنگ و بوی تو بر پاست مولا  

  قربان آن رخسارهء زهرا خصالت

مولای ما ای مهدی موعود گردد     

   دنیا به کام شیعه در روز وصالت

تنهای تنهاییم ای مونس کجایی

دلتنگتانیم ای گل نرگس کجایی

تو دلبری و با دل ما کار داری 

     سیصد نفر نه  تو هزاران یار داری

قلبی پر از مهر حسین و سینه ای از

    عشق علی و فاطمه سرشار داری

نیت کنی سر می شود فرش قدومت 

    نوکر فراوان ، جان به کف بسیار داری

آقا بیا دیگر بیا که شک ندارم   

         از ظلم بی حد جهان آمار داری

روز ظهورت در کنار کعبه قطعا  

  با دشمنان خود سر پیکار داری

وهابی از شمشیر تو باید بترسد 

    وقتی نشان از حیدر کرار داری

قهر خدا در چهره ات پیداست آن روز

آقا دعا گوی شما زهراست آن روز

عرشی زمینی آسمانی کهکشانی  

   مشهد نجف کرببلایی جمکرانی

در سهله ای در کوفه ای یا بیت الاقصی 

     پیداتر از خورشید هستی در نهانی

تو حاضری تو ظاهری ما غایب از تو   

  تو آن عیانی که فراتر از بیانی

فرقی ندارد شیعه یکفی بالاشاره  

    ایرانی و سوری عراقی یا یمانی

ای شیعه با یک یا علی باید به پا خاست

   گر دوستدار مهدی صاحب زمانی

پرچم به دوش آماده باید بود کم کم   

   یک صبح جمعه می رسد از او نشانی

ما شیعیان روز ظهورش سرفرازیم

با یک اشاره راه پیمای حجازیم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


نسیم امشب پیام آسمانی با خود آورده

فضا امشب فروغ جاودانی با خود آورده

فلک با آن همه پیری جوانی با خود آورده

عروس شب لباس شادمانی با خود آورده

به شادی خضر، آب زندگانی با خود آورده

نویدی خوش تر از جان، یار جانی با خود آورده

که امشب از زمین سامره خورشید می تابد

مهی که نور حق در آن توانی دید می تابد

به لوح آفرینش نقش بست امضای پیروزی

طنین افکنده در گوش جهان آوای پیروزی

زمین و آسمان پر گشته از غوغای پیروزی

ملایک را بود سرمستی از مینای پیروزی

به پرواز است در اوج فضا عَنقای پیروزی

که زنجیر اسارت باز شد از پای پیروزی

بر آن دستی که باید گلشن دین را دهد رونق

برون از غیب، دستی آمد و بنوشت جاء الحق

خدا در هر سری شیرین ترین شور آفرید امشب

بر اندام جهان پیراهن نور آفرید امشب

به پاس نصرت اسلام منصور آفرید امشب

ابرمرد دو گیتی را بهین پور آفرید امشب

به چشم اهل دل نورٌ علی نور آفرید امشب

جنایت پیشگان را، آتشین گور آفرید امشب

که هستی داد داور، عدل و داد جاودانی را

بسوزانید آن آتش فروزان جهانی را

زهی نرجس که از آغوش شب خورشید آوردی

خطا گفتم خطا، آئینۀ توحید آوردی

سحر پیش از طلوع فجر، صبح عید آوردی

تو فرزندی که دادارش کند تمجید آوردی

تو ممدوحی که معبودش کند تأیید آوردی

تو مرآت خدا، شبهه و تردید آوردی

همه گویند نرجس، نازنین دُردانه آورده

عروس فاطمه بر فاطمه ریحانه آورده

به هستی نام باطل از قلم افتاد، جاء الحق

که هستی از درون دل زند فریاد، جاء الحق

شده آزادی از حبس ابد آزاد، جاء الحق

فنا شد ظلم و باقی ماند عدل و دا، جاء الحق

خدا با وحی منزل این بشارت داد، جاء الحق

اَلا ای پیروان حق مبارک باد، جاء الحق

به چشم مردم آزاده روح انقلاب آمد

گریزان گشت تاریکی به جایش آفتاب آمد

چو روشن کرد با نور جمالش ملک امکان را

فراری داد با برقی شب بیداد و طغیان را

در آغوش پدر نیکو تلاوت کرد قرآن را

پدر لبخند زد بوسید آن لب های خندان را

به مهد ناز جا دادند آن خورشید تابان را

به ناگه گِرد وی دیدند در پرواز، مرغان را

به شور و نغمه و پرواز، هوش از دیگران بردند

زمهد ناز، مهدی را به سوی آسمان بردند

مسیحائی که جان بخشد به افکار بشر آمد

دل آرائی که دل را می دهد نوری دگر آمد

اهورائی که بر اهریمنان با رد شرر آمد

جهانگیری که جِیش او قضا هست و قدر آمد

درخت آرزوی آدمیّت را ثمر آمد

امام عصر ما، با رایت فتح و ظفر آمد

فروغ از پرتو رخ داد جان آدمیّت را

تکامل داد جان کاروان آدمیّت را

خدا را دست قدرت، نک برون از آستین آمد

رسول الله را احیاگر قرآن و دین آمد

فروغ چشم زهرا و امیرالمؤمنین آمد

حسن حُسنی که بخشد نور بر اهل یقین آمد

حسینی نهضتی با صبر زین العابدین آمد

به علم باقر و صادق امام راستین آمد

جلال موسوی حلم رضا جود جوادی بین

نقی و عسکری را در سرور و وجد و شادی بین



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


سحر زبیت ولایت دمید نور خدا

گرفت پرده ز رخ آفتاب برج هدی

به شهر سامره ماهی گرفت پرده زرخ

که آفتاب، به لبخند گفت صلِّ علی

دمید لالۀ زهرا به دامن نرگس

شکفت غنچۀ نرگس به گلبن زهرا

خدای عزّوجل آفرید یکتائی

که قامت ابدیت به پیش اوست دو تا

ترانۀ زَهَق الباطل است و جاءالحق

که سر کشیده زعمق زمین به اوج فضا

بگو به موسی عمران به طور سامره رو

ببین رخی که ندیدی به سینۀ سینا

عزیز کصر وجود است کامده به وجد

هزار یوسف مصرش به یک اشاره فدا

خدا به صورت مهدی جمال خویش نمود

برای بحث چه دارند منکران خدا

اگر خداش بخوانم به حق خطا گفتم

و گر جداش بدانم به او جفاست جفا

هنوز شیر ننوشیده بود از مادر

هنوز چشم نیفکنده بود بر دنیا

گشود لب به کلام  خدا و گفت سخن

نهاد سر به سوی آسمان و خواند دعا

زمین گرفت شرافت زوی نه بیت حسن

سپهر یافت تجلّی از اونه سامرّا

به دست باب، به لب راند چون علی قرآن

به مهد ناز، سفر کرد چون نبی به سما

به عرشیان همه جا از جلالش معلوم

به فرشیان همه سو از تجلّیش پیدا

کمال اقدس جلّ جلاله ربّی

جمال حضرت سبحان ربی الاعلی

نهاد پای، نماز مجسّمی به جهان

که در نماز به وی اقتدا کند عیسی

سکوت محض کند حکم بر وجودآن روز

که او زکعبه دهد بر نجات خلق ندا

از آن ندا همه مستضعفین بپا خیزید

وز آن صدا همه مستکبران فتند زپا

به خاک مرگ درافتند سرکشان آن روز

چنان که در شب میلاد مصطفی بت ها

زخشم، بر همه قابیلیان زنند نهیب

زمهر بر همه هابیلیان زنند صلا

به خاک دفن شود ظلم و جور و کفر و ستم

چنان که لشکر سفیان به عرصۀ بیدا

چنانچه موم شد آهن به پنجۀ داود

چنانچه چوب شد اژدر به معجز موسی

سپاه های مجهّز به حکم آن سرور

سلاح های مخرّب به امر آن مولا

چنانچه پاک زآئینه می شود زنگار

چنانچه سبز به باران شود رخ صحرا



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


این عطر بهشت است که خیزد زکلامم

این فیض مسیح است که ریزد زپیامم

در هر نفسی اجر صلات است و صیامم

با قدمی ذکر سجود است و قیامم

شد آتش دل آیه، برداً و سلامم

زد بوی خوش لالۀ نرگس به مشامم

بر گوش خلایق سخن نصر مبارک

انوار جمال ولی عصر مبارک

امشب به دلم شعلۀ تاب و تب مهدی است

روشن شب تنهائیم از کوکب مهدی است

من می شنوم ذکر خدا بر لب مهدی است

افلاک پر از زمزمۀ یا رب مهدی است

از فرش الی عرش خدا مکتب مهدی است

لبخند برآرید که امشب شب مهدی است

چون صوت هَزاران که زطرف چمن آید

از ارض و سما نغمۀ یابن الحسن آید

انوار خدا می دمد از خانۀ نرجس

زن های بهشتی شده پروانۀ نرجس

خورشید درخشد به سرشانۀ نرجس

یا ماه دمیده است به کاشانۀ نرجس

لبریز زکوثر شده پیمانۀ نرجس

فردوس کشد ناز زریحانۀ نرجس

خیزید زجا عطر و گل وعود بیارید

جان در قدم مهدی موعود بیارید

موسی به زمین شیفتۀ آتش طورش

عیسی به فلک منتظر روز ظهورش

یعقوب نگه یافته از پرتو نورش

یوسف شده دلباختۀ فیض حضورش

داود کند مدح سرائی به زبورش

با خنده سلیمان شده هم صحبت مورش

خوانند همه منتقم خون خدایش

جان من و جان همه عالم به فدایش

این راهبر و دادرس و دادگر ماست

این مظهر حق، حجّت ثانی عشر ماست

این ختم رسل را پسر است و پدر ماست

این ماه شب قدر و چراغ سحر ماست

این همقدم خون دل و اشک بصر ماست

این صاحب ما مهدی ما منتَظر ماست

لبخند به لب قلزم اشکش به دو عین است

ناخورده لبن در طلب خون حسین است

دستی به زمین دست دگر سوی سمایش

چشمش به پدر باز و توسّل به خدایش

آوای خدا در نفس روح فزایش

آیات نبی بر لب توحید سرایش

افکند طنین از همه سو ذکر دعایش

پاسخ به تمام شهدا بود صدایش

این طرفه صدا قصّه عهد ازلی بود

یادآور فریاد حسین بن علی بود

آن روز که از کعبه رخش جلوه گر آید

وز بیت خداوند چو خورشید برآید

وز پرده رخ یوسف زهرا به در آید

در سلک شبان حجت ثانی عشر آید

چون ختم رسل بهر نجات بشر آید

بینند همه منتظِران منتَظَر آید

خوانند همه قصّۀ هم عهدی او را

عالم شنود بانگ انا المهدی او را

عالم چو کف دست، به پیش نظر او

گردون به دم تیغ حوادث سپر او

ارواح رسل زیر لوای ظفر او

افواج ملک بنده صفت خاک در او

عمّامۀ پیغمبر اکرم به سر او

پیراهن سالار شهیدان به بر او

از هر نفس اوست برای همه مفهوم

هفتاد و دو فریاد زهفتاد و دو مظلوم

آن روز که آن روی، خدا نور فشاند

از تیرگی جهل، بشر را برهاند

بیدادگران را به هلاکت برساند

داد دل مظلوم زظالم بستاند

با تیغ خدا سینۀ شیطان بدراند

در مسجد کوفه چو علی خطبه بخواند

بس آیت ناگفته که نقل دهن اوست

فریاد خروشان خموشان سخن اوست

در دولت او ثبت شود دولت عترت

با تیغ کجش راست شود قامت عترت

بینند همه عالمیان رجعت عترت

معلوم شود بر همگان عزّت عترت

آرند فرو سر همه بر طاعت عترت

بر بام جهان سایه زند رایت عترت

آن روز محمّد بود و مکتب نابش

منشور قوانین جهان است کتابش

ای یوسف گم گشتۀ کنعان محمّد

ای آرزوی عترت و قرآن محمّد

ای جان همه عالم و ای جان محمّد

ای لالۀ امید گلستان محمّد

تا چند خزان حاکم بستان محمّد

تا چند به زیر پا، فرمان محمّد

کی می شود ای لالۀ گم گشته به صحرا

خیزد زلبت پاسخ یا مهدی زهرا

بازآی که گیتی بزند سکّه به نامت

بازآ که به حق جان دهی از فیض کلامت

بازآی که باطل فتد از پا به قیامت

بازآ که شهیدان همه گویند سلامت

بازآ که خلایق بشناسند مقامت

بازآ که جهان نظم بگیرد زنظامت

بازآی که باز از همگان دل بربائی

زنگ غم از آئینۀ (میثم) بزدائی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-ولادت


ای زمین سامره طور تجلّا خوانمت

یا بهشت حضرت باری تعالا خوانمت

سرزمین مکّه یا گلزار بطحا خوانمت

جبهه هفت آسمان با عرش اعلا خوانمت

کعبۀ پیغمبران یا طور سینا خوانمت

قبلۀ امید فرزندان زهرا خوانمت

هر چه هستی طور دل سینای جان می‌دانمت

زادگاه مهدی صاحب زمان می‌دانمت

نو عروس فاطمه امشب محمّد زاده‌ای

دختر شاهنشه رومی و احمد زاده‌ای

اختر برج ولایی، ماه امجد زاده‌ای

هیکل توحید یا روح مجرّد زاده‌ای

عابدی معبود و یا عبدی مؤید زاده‌ای

پای تا سر مظهر دادار سرمد زاده‌ای

انبیا را اولیا را، جان جان است این پسر

مصلح کل مهدی صاحب الزمان است این پسر

کودکی نورس مپندارش که پیر آدم است

رهنمای آدم است و مقتدای عالم است

انبیا را اوّل است و اولیا را خاتم است

هم خطاب مبرم است و هم کتاب محکم است

هم بدرد جان دوا هم زخم دل را مرحم است

نوح دل، یوسف لقا، موسی بیان، عیسی دم است

شیعه تنها مصلح کلّ بشر می‌داندش

عالم خلقت امام منتظر می‌داندش

نرگس امشب تا سحر با مرغ شب بیدار باش

صبحدم چشم انتظار وعدۀ دیدار باش

دیده بگشا در تمشای رخ دلدار باش

در رخ دلدار محو جلوۀ دادار باش

شاهد لبخند گل در دامن گلزار باش

در نشاط و شور و شادی باغبان را یار باش

شب دعایت روح را غرق حلاوت می‌کند

صبح مهدی در برت قرآن تلاوت می‌کند

ای عروس فاطمه ام العلوم الکامله

ای جهان قربان حملت ای بمهدی حامله

ای تو را سادات زنهای بهشتی قابله

خیز از جا و بجا آور نماز نافله

نور شد بین تو و چشم حکیمه فاصله

کاروان دل به پا آمد امید قافله

حبذّا یار آمده یار آمده یار آمده

یوسف گم گشتۀ زهرا به بازار آمده

نرگس امشب موسِئی با نور طور آورده‌ای

یا مگر داور دیگر باز بور آورده‌ای

آدم است این یا ملک یا آنکه حور آورده‌ای

یا بدامن مظهر الله نور آورده‌ای

آفرینش را به شوق و وجد و شور آورده‌ای

سید الاشهاد را بدر البدور آورده‌ای

از زمین یک آسمان توحید داری در بغل

ماه دورت گردد و خورشید داری در بغل

قلب امکان، رکن ایمان، جان جان ماست این

ناخدای کشتی دین مصلح دنیاست این

لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریاست این

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیساست این

نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاهاست این

ای دو صد یوسف فدایش یوسف زهراست این

نامش از اهل زمین و آسمان دل می‌برد

چهره‌اش نادیده از خلق جهان دل می‌برد

والد خلق خدا در نقش مولود آمده

در جمال عبد پیدا، حُسن معبود آمده

آفتاب ظلّ جان یا ظلّ ممدود آمده

بحرهای آرزو را دُرّ مقصود آمده

با لوای حمد بشتابید محمود آمده

آی مظلومان بپا مهدی موعود آمده

روز عشق و وحدت و ایثار و هم عهدی رسید

از کنار کعبه فریاد انا المهدی رسید

ای وجودت بر تن بی جان عالم جان بیا

ای ظهورت دردها را خوشترین درمان بیا

ای جواب نالۀ مظلومی قرآن بیا

ای همه جانها بخاک مقدمت قربان بیا

ای امید بی کسان ای یار مظلومان بیا

ای نجات هستی ای گمگشته انسان بیا

زینب کبرا سر بازار می‌خواند تو را

فاطمه بین در و دیوار می‌خواند تو را

آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا بکی؟

ماهتابا جلوه‌ای شبهای هجران تا بکی؟

باغبانا بی تو خون آب گلستان تا بکی؟

یوسفا از دیدنت محروم کنعان تا بکی؟

احمدا تنها میان جمع قرآن تا بکی؟

مهدیا بر نیزه سرهای شهیدان تا بکی؟

از جگرها آه می‌جوشد که یا مهدی بیا

خون ثارالله می‌جوشد که یا مهدی بیا

گاه دور کعبه با اشک روان می‌جویمت

گه چو بلبل نغمه زن در بوستان می‌جویمت

گه کنار خانه برگرد جهان می‌جویمت

در منی من در زمین و آسمان می‌جویمت

که به بزم دوستان با دوستان می‌جویمت

گه درون خویشتن مانند جان می‌جویمت

هرچه می‌گردم در این گلشن نمی‌بینم تو را

تو مرا می‌بینی امّا من نمی‌بینم تو را

دیده‌ها اختر شمار صبح دیدار تؤاند

اختران آئینه‌دار ماه رخسار تؤاند

گلعذاران بی قرار سیر گلزار توأند

شهریاران خاکسار پای زوّار توأند

سربداران پایدار دار ایثار توأند

دوستان چشم انتظار صبح پیکار توأند

یا بن مولانا العلی یا بن النبی المصطفی

از تو عالم می‌شود چون نظم «میثم» با صفا



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
دوشنبه 1394/09/30

امام زمان(عج)-ولادت

 

تا چند پی نام و نشانی باشیم

یا در طلب جهان فانی باشیم

حالا که رسیده وقت بیعت با عشق

عشق است که صاحب الزمانی باشیم

 



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، آغاز امامت امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1394/03/13

امام زمان(عج)-ولادت


باز شوریست که در جان جهان افتاده

عالم از حادثه ای در هیجان افتاده

چشم نرگس به شقایق نگران افتاده

عالم پیر دگرباره جوان افتاده

هاتفی گفت سحر می رسد از راه بیا

همچو عباس قمر می رسد از راه بیا

باز عالم شده سرمست و غزلخوان امشب

پهن شد سفره ی احسان کریمان امشب

بس که شد لطف خداوند فراوان امشب

می شود هر چه گدا هست سلیمان امشب

جلوه ی کوثری حضرت زهرا آمد

آخرین حیدر کرار به دنیا آمد

آمده بر دو جهان حضرت دریا به به

بر رخش جلوه ی آقایی طاها به به

دلبری کرده به لبخند ز بابا به به

آمده در بر نرگس گل زهرا به به

عسگری در بر خود نور جلی را دارد

یا پیمبر به بغل باز علی را دارد ؟

با نگاهش دل غمدیده صفا بردارد

چشم یعقوب چو آیینه ضیا بردارد

از غبار قدمش درد دوا بردارد

آمده حضرت عیسی که شفا بردارد

انبیا از قبلش قرب الهی گیرند

با گدایی درش منصب شاهی گیرند

در رخش جلوه ی آیات خدا بسیار است

سیزده آینه در آینه در تکرار است

چو علی قبله عالم شده و سیار است

پسر حیدر کرار خودش کرار است

عرش می لرزد اگر یک دو قدم بردارد

دیدنی باشد اگر تیغ دو دم بردارد

کاش گل باز به دیدار چمن برگردد

از دل خاکی صحرا به وطن برگردد

یوسف فاطمه آن پور حسن برگردد

بهر یاری به همه اهل یمن برگردد

چون حسین بن علی هست چو کشتی نجات

تا که این عید شود عید ظهورش صلوات

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1394/03/12

امام زمان(عج)-ولادت


در سینه ام امشب آسمان دارم

یک دشت، ستاره بر زبان دارم

از کوفه و سهله می روم تا قم

زیرا که هوای جمکران دارم

آماده ی دار چشم های توست

در پیکر خود اگر که جان دارم

عمری ست گدای خانه ات هستم

عمری ست از این تنور، نان دارم

می خواهم که تمام هستم را

می خواهم هر چه در توان دارم

بر پای نگاه دوست بگذارم

دریاب مرا که دوستت دارم

مجنونم و راه خانه می گیرم

از لیلی خود نشانه می گیرم

صیدم؛ که ز دست های صیادم

آزادم و آب و دانه می گیرم

چون اشک، روان گاه و بیگاهم

بارانم و بی بهانه می گیرم

هر بار که یاد یار می افتم

با آتش دل زبانه می گیرم

یک روز چنان غبار می آیم

بر دامنت آشیانه می گیرم

من گرد و غبار راه دلدارم

دریاب مرا که دوستت دارم

در عید رسیدن تو حیرانم

هم شادم و هم کمی پریشانم

از اینکه تو هستی و ... نمی بینم

از اینکه کجایی و ... نمی دانم

دلگرم به ریسه و چراغانی

سرگرم به کوچه و خیابانم

مشتاق، شبیه طاق نصرت ها

بی تاب، در انتظار مهمانم

این چند خطِ ارادت من هم

عرضی ست برای نیمه شعبانم

ای مقصد حرف های بسیارم

دریاب مرا که دوستت دارم

سرمست تو کِی شراب می خواهد؟

کِی تشنه ی عشقت آب می خواهد؟

ناخالصی وجود صد رنگم

یک نیم نگاه ناب می خواهد

در باغ، تمام میوه ها کالند

باغ دلم آفتاب می خواهد

تا آمدن تو زنده می مانم؟

این پرسش من جواب می خواهد

هرچند که دولت تو چون عیسی

رزمنده ی پارکاب می خواهد

با این همه من فدایی یارم

دریاب مرا که دوستت دارم

برگرد غریب سامرا برگرد

ای وعده آخر خدا برگرد

چیزی دگر از خدا نمی خواهیم

ای صاحب ما فقط بیا... برگرد

ما این مذل الاعدا خواندیم

آقای معز الاولیا برگرد

ما جمعیت قلیل دنیاییم

دنیا شده بر علیه ما برگرد

ای منتقم حسین و عاشورا

با پرچم سرخ کربلا برگرد

از دوری کربلاست می بارم

دریاب مرا که دوستت دارم



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1394/03/12

امام زمان(عج)-ولادت


قدسی نفسان به عرش غوغا کردند

بزمی زسرور و عشق برپا کردند

در بین زمین و آسمان با شادی

طاووس بهشت را تماشا کردند



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1394/03/12

امام زمان(عج)-ولادت


باده ز دست ساقی امشب چشیدنی است!

ناز نگارزاده ی امشب خریدنی است!

امشب جمال یوسف زهرا چه دیدنی است!

از عاشقان وصف جمالش شنیدنی است :

این دلبری است کز همه ی دلبران سر است

این دلبر از سلاله ی ساقی کوثر است

ای وارث علوم پیمبر خوش آمدی

ای صاحب شجاعت حیدر خوش آمدی

امّیدِ قلب حضرت مادر خوش آمدی

صاحب زمان! حضرت دلبر خوش آمدی!

جنت ز عطر و بوی تو آقا معطر است

از یمن مقدمت همه عالم منور است

ایران که هیچ،کل جهان کشور شماست!

اصلا تمام إنس و ملَک لشکر شماست

سردار قدس کشور ما قنبر شماست

سید علی خامنه ای اشتر شماست

"بی شک امید و رهبر سید علی تویی"

پشت و پناه و یاور سید علی تویی

دیگر در این بساطِ دلِ من جز آه نیست

دیگر کسی شبیه منِ رو سیاه نیست

در پرونده ام به غیر خطا و گناه نیست

امّید من به غیر نگاه تو شاه نیست

من را بخر برای خودت یابن فاطمه

با خود ببر برای خودت یابن فاطمه

تنها ترین مسافر صحرا ظهور کن

آرامش و قرار دل ما ظهور کن

آقا بیا به خاطر زهرا ظهور کن

اصلا بحق زینب کبری ظهور کن

هر صبح و هر مساء تو گریان زینبی

خود گفته ای به ما که پریشان زینبی



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1394/03/12

امام زمان(عج)-ولادت


ابر کرم که نم‌نم باران درست کرد

از این کویر خشک، گلستان درست کرد

دل را تجلّیات خداوندی سحر

خانه‌خراب زلف پریشان درست کرد

دستی کریم آمد و با دستگیری‌اش

ما را گدای نیمه‌ی شعبان درست کرد

ما را سر قرار خودش بیقرار ساخت

دنبال خویش، بی سر و سامان درست کرد

پس نادرست سجده نکردیم، این جناب...

کافر خراب کرد و مسلمان درست کرد

با دست‌پخت فاطمه نانی درست کرد

از ما کنار سفره سلیمان درست کرد

ما سائل قدیمی زهرا و حیدریم

چشم‌انتظار مهدی آل پیمبریم

با جذر و مدّ پلک تو دریا بلند شد

نوح و خلیل و آدم و موسی بلند شد

مریم به دور کعبه‌ی نرگس طواف کرد

عیسی به شوق روی مسیحا بلند شد

یک دست روی سینه و یک دست روی سر

یوسف به پای یوسف زهرا بلند شد

مجنون شدند اهل سماوات تا زمین

تا گرد و خاک محمل لیلا بلند شد

ما سربلندهای همین سروری شدیم

وقتی که سایه‌ات به سر ما بلند شد

هرجا که نام تو برسد واجب‌القیام

باید به احترام تو از جا بلند شد

ما غیر نام محترمت را نمی‌بریم

چشم‌انتظار مهدی آل پیمبریم

مائیم و مستمند نگاه شما شدن

قبل از رسیدن رمضان، با خدا شدن

از من مرا بگیر و خودت را به من بده

باید به راه عشق تو از خود جدا شدن

باید درست توبه کنم، اینچنین بد است

می‌ترسم از عقوبت این بی‌حیا شدن

از دست رفت چشم ترت بسکه گریه کرد

با باخبر ز نامه‌ی اعمال ما شدن

یا ایّهاالعزیزِِ مناجات‌های ما

خوب است با صدای تو از خواب پا شدن

گاهی خودم برای خودم نقشه می‌کشم

ای کاش با تو راهی کرب و بلا شدن

ما تشنه‌ی زیارت ارباب بی‌سریم

چشم‌انتظار مهدی آل پیمبریم

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : ولادت امام زمان(عج)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء