امام زمان(عج)-ولادت

 

باز هم روح الامین دارد غزل می آورد

صنعت ایهام و تشبیه و بدل می آورد

تا شود ابیات شعر من کمی دلچسب تر

واژه واژه بر لبم جام عسل می آورد

شعر شیرین مرا شور عجیبی داده است

واژه ی نابی که در چندین محل می آورد

چیست آن واژه که همراه ادایش جبرییل

جمله ی «حیّ علی خیرالعمل» می آورد

در میان شعرهای شاعران اهل بیت

دائماً این بیت را ضرب المثل می آورد:

یوسف مصری کجا و یوسف زهرا کجا؟!

جلوه ی قطره کجا و جلوه ی دریا کجا؟!

کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید

عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید

آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا

باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان

جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید

از خَم ابروی او صدها خُم می، می چکد

باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید

دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست

باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید

هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود

خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/15 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت-رباعیات

 

ای نور خداوند مبین در ظلمات

وی آن که توئی آل علی را جلوات

گفتم به دلم چه هدیه داری امشب

گفتا به گُل چهرۀ مهدی صلوات

×××

امروز ملک ز آسمان گل ریزد

رضوان بهشت از جنان گل ریزد

جبریل به شادی دل آل علی

در مقدم صاحب الزمان گل ریزد

×××

یوسف ز تماشای تو دل باخته است

جبریل زحُسنت عَلَم افراخته است

نرگس چو نظر کرد به تو دید رخُت

از بوسۀ عسکری گُل انداخته است




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/15 | 09:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


صبح الست بود و خدا بی حساب داد

آرامشی به هستی در اضطراب داد

عشق آفرید و عالم و آدم خطاب كرد

بر هر كه بوده فرصت یك انتخاب داد

با چارده ظهور، خدا پرده را گشود

من را به دست این دلِ خانه خراب داد

از من نبود حرفی و عشق از طُفیلشان

مشتی گرفت و خاك مرا پیچ و تاب داد

می خواست تا تبار مرا هم نشان دهد

آن جا به جای آب به خاكم شراب داد

انگور تاك های بهشتی رسیده بود

من تشنه بودم و به لبم جام ناب داد

من چون تو مست، مست تماشا شدیم ما

پیمانه نوش یوسف زهرا شدیم ما

باغ بهشت زمزمه ی او گرفته است

امشب كه عطر نرگس شب بو گرفته است

امشب كلیم، خادم این طاق نصرت است

از دشتِ عرش نافه ی آهو گرفته است

یونس به دست مجمرِ اسپند بیاورد

یوسف خمیده دسته ی جارو گرفته است

رخصت نداده اند كه جبریل هم رسد

یك گوشه در بغل سر زانو گرفته است

عیسی گلاب و آینه را چرخ می دهد

مریم به عرش چادر بانو گرفته است

حتی خلیل قبله ی خود گم نموده و

سر را به سوی آن خَم ابرو گرفته است

 از شوق، صبر حضرت زهرا سر آمده

امشب اگر غلط نكنم حیدر آمده  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/15 | 10:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

منم اهل آبادیِ آب ها

منم خانه بر دوش گرداب ها

به چشمم ببین خانهٔ خویش را

بنا کرده ام روی سیلاب ها

من از اهل دریایم و می شوم

بدون تو مانند مرداب ها

خیال تماشای آبادیت

ربوده ز چشمان من خواب ها

نوای نِیَم، آتشین تر شدم

که می سوزم از آه بیتاب ها

بیا تا که از طرح ابروی تو

بسازیم تا کعبه محراب ها

کجایی که جام محبت زدیم

همه روی دل طاق نصرت زدیم

قدم زن، دلم جمکرانی شده

قنوت زمین آسمانی شده

و در مسجد کوفهٔ قلب من

دوباره به پا ندبه خوانی شده

بدون تو در کوچه های بهشت

تمامی گل ها خزانی شده

نصیب دلی که به دنبال توست

فقط حسرتی جاودانی شده

نگاهت چرا در پس ابرهاست

نشانت چرا بی نشانی شده

در این جام خالی شرابی بریز

که هنگامهٔ سر گِرانی شده

به آیینه بندان چشمم بیا

قدم زن به دامان چشمم بیا  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 06:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


عیـد است ولـی عیـد قیـام بشریت

در پرتــو میــلاد امـــام بشــریت

بـا دست کــرم ذات خداونـد تعـالی

زد سکــۀ اقبــال بــه نـام بشریت

از خم طهورا که خدا ساقی آن است

بـا دست خـدا پـر شده جام بشریت

امشب ببر ای باد صبا پیشتر از صبح

بـر سامـره پیـوسته سـلام بشـریت

عالم همـه‌جـا وادی طــور است ببینید!

در دست حسن مصحف نور است ببینید

خیزیـد همـه سـورۀ والشمس بخـوانید

گل در قـدم مهــدی موعــود فشـانید

از جـام شرابـی که خـدا ساقی آن است

پیوستــه بنوشیـد و بـه یـاران بچشانید

تنها نه فقط شب، شبِ مهدی‌ست، بگویید

میــلاد ائمــه اسـت بدانیــد بدانیـــد

خیزیـد و ببندیــد همـه بار سفر را

محمل به سوی کعبۀ مقصود برانید

امشب خبری خوش به بنی‌فاطمه آمد

بـوی گـل نـرگس بـه مشام همه آمد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 06:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


سینه ام آباد گل نرگس است

دل خوش امداد گل نرگس است

یاد خدا یاد گل نر گس است

شب شب میلاد گل نر گس است

دل به ولای گل نرگس ببند

بهر ظهورش صلواتی بلند

محو تماشای تو بودن خوش است

غرق تمنّای تو بودن خوش است

واله و شیدای تو بودن خوش است

خاک کف پای تو بودن خوش است

گر که لب یار دلم وا شود

صد گره از کار دلم وا شود

ای که ولای تو شده یاورم

خاک سر کوی تو تاج سرم

ناز تو را با دل و جان می خرم

ای به فدایت پدر و مادرم

کاش شوم مورد تایید تو

مست شوم از مِی توحید تو

غنچه به یاد تو شکوفاتر است

دل به امید تو شکیباتر است

گفته نبی عشق تو گیراتر است

مهدی من از همه زیباتر است

باعث آرامش دل ها تویی

عشق علی یوسف زهرا تویی  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 05:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


دفترم واژه به واژه چشمه ای از نور شد

تا که نامت در میان قلب آن منظور شد

نامتان آمد دل غمدیده ام مسرور شد

بزم شادیمان به امید وصالت جور شد

مرتضی و مصطفی از روی پاکت منجلی

ذکر دل امشب به عشقت یا محمد یا علی

موج گیسوی تو دل از موج دریا برده است

نور رخسار تو دل از ماه شبها برده است

خال روی تو دل از نوح و مسیحا برده است

قد و بالایت دل از صد قد رعنا برده است

نور رویت جلوه گر در آسمان و نه فلک

می چکد از گوشه ی ابروی تو حور و ملک

با نگاه مهربانت قطره دریا می شود

واله و مجنون رویت قلب لیلا می شود

از شمیم روی تو گلزار، صحرا می شود

با ظهور تو هویدا قبر زهرا می شود

بر تمام انبیا و اولیا رهبر تویی

آینه بر چهره ی عباس آب آور تویی

از رخت گردیده ساطع جلوه های دلبری

همچو زهرا بر همه جان دو عالم کوثری

وارث دین خدا و ذوالفقار حیدری

مهدی صاحب زمانی و شفیع محشری

دل ز نرجس نه که یک دل بلکه صد دل می بری

بر قد و بالای تو نازد امام عسگری

در تمام زندگی با قلب ما همراه تو

از تمام رمز و راز عالمی آگاه تو

مصحف قرآن تو و تالی کتاب الله تو

رهبر و فرمانده و میر و امیر و شاه تو

کل عالم ریزه خوار سفره ی احسان تو

دست یک عالم دخیل گوشه ی دامان تو

با نگاهت پر بگیرد مرغ دل تا آسمان

کاش یابم از مکان خیمه ی سبزت نشان

هر دم از عشق رخت ای مهدی صاحب زمان

بوسه می گیرد لبم از خاک پاک جمکران

ای قرار سینه های بیقرار ما بیا

با نگاهی روزی ما کن شبی را کربلا

×××

با تشکر از آقای ناصر شهریاری برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 05:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


همیشه رهسپرم سوی جاده ی خورشید

منم مسافر پای پیاده ی خورشید

چه فرق می كند از پشت ابر هم باشد

به طالبش برسد استفاده ی خورشید

منم كه كاسه به دستم منم كه تاریکم

دو جرعه نور دهیدم ز باده ی خورشید

اگر چه دورم از آقای خود ولی از او

جدا نگشتنیم چون بُراده ی خورشید

شناسنامه ی من صبح اول ایجاد

چنین نوشته منم بنده زاده ی خورشید

سلام می دهم از عمق این دلِ تاریك

به آخرین پسر خانواده ی خورشید

تویی تو معنی یا نور، عمق یا قدوس!

بگو كه حضرت خورشید كِی رسم پابوس؟

كبوتران خدا مژده ی سحر دادند

تمام از شب میلاد تو خبر دادند

كلاغ های دِهِ ما به یمن آمدنت

چو بلبلان همه آواز عشق سر دادند

بهار حُسن خداوند با رسیدن تو

به شاخه شاخه ی این شعر برگ و بر دادند

درخت ها همه هنگامه ی قدم زدنت

ز شوق دیدن تو دست با تبر دادند

عروسِ باغچه ی یاس، مادرت نرگس

چه كرده بود به او این چنین ثمر دادند

هزار شكر خدا را كه باز هم امروز

به خانواده ی زهراییان پسر دادند

نفس بریده صدا می زنیم در همه حال

به دادمان برس ای میم و حا و میم و دال  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/14 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی و ولادت


بال جبریل غزل های مرا آوردند

بشکن ای نیل که موسای مرا آوردند

و شکوه دم عیسای مرا آوردند

دست بر سینه که آقای مرا آوردند

یک قدم مانده فقط تا ابدیت برسم

آه ای عشق کمک کن به هویت برسم

هفت پشتم همه زاده و مجنونِ شما

یازده قرن گذشت از غمِ گلگون شما

ما همه سوخته، خاکستر و دلخون شما

گردن غیرت این طایفه مدیون شما

هر که بی عشق تو سر کرده بمیرد بهتر

باغ عمرش دم پاییز بگیرد بهتر

دوش در حلقه ما قصهٔ گیسوی تو بود

تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود

سمت سجاده کمان خانهٔ ابروی تو بود

کیمیا اندکی از خاکِ سر کوی تو بود

به فدای قدمت ای همه جان، ای همه تن

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من


ادامه این شعر

موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/13 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی و ولادت

 

دوباره بساط طرب شد مهیّا

دوباره رسیده شب شور و غوغا

شب می فروشی، شب باده نوشی

شب لب نهادن به لب های صهبا

شب هو کشیدن گریبان دریدن

شب پر کشیدن پریدن به بالا

چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما

همه شیعه گردیم و بی تابِ مولا

غلامیّ این خانواده دلیل و

مراد خدا بوده از خلقت ما

مسیرت مشخص امیرت مشخص

مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا

که دنیا به خسران عقبی نیرزد

به دوری ز اولاد زهرا نیرزد

و این زندگانی فانی، جوانی

خوشی های امروزِ این جا

به افسوس بسیار فردا نیرزد

اگر عاشقانه هوادار یاری

و گر مخلصانه گرفتار یاری

اگر آبرو می گذاری به پایش

یقیناً یقیناً خریدار یاری

بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟

چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟

به شانه کشیدی غم سینه اش را؟

و یا چون بقیه تو سربار یاری؟

اگر یک نفر را به او وصل کردی

برای سپاهش تو سردارِ یاری

به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟

چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟

اگر اشک داری به شکرانه اش، ها!

که مست نگاه گهربار یاری

دل آشفته بودن دلیل کمی نیست

اگر بیقراری بدان یارِ یاری

و پایان این بی قراری بهشت است

بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری

×××


ادامه این شعر

موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/13 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


جمال غیب و شهود است این که می آید

تمـام رحمت و جود است این که می آید

شعیب و صالح و هود است این که می آید

عزیـز مصـر وجـود است ایـن که می آید

زهـی بـه مرتبـه و عـزت پیامبـرش

سپاه بدر و احد ایستاده پشت سرش

تمـام عالـم ایجـاد مـی شود حـرمش

حرم گذاشته از دور دیـده بـر قـدمش

مسیح زنده کند باز، جان ز فیض دمش

به روی دوش علمـدار کـربلا، علمش

خـروش لشکر او انتقام خون خداست

نـدای حنجر خـونین سیـدالشهداست

نقاب غیبت خود را ز چهره باز کند

رخ نیـاز بـه درگـاه بــی‌نیـاز کند

مسیح پشت سر حضرتش نماز کند

برای بیعت او دست خـود دراز کند

نگه کنید شهیدان چه گونه سرمستند

برای یاری او زنده گشته، صف بستند

بیا که حجر ز هجر تو اشک می بارد

بیا که کعبه بـه دور سرت طواف آرد

بیا که بـر قـدمت رکن، دیده بگذارد

بیا که فاطمـه تنهـا تـو را تو را دارد

بیا که تا تو نیایی، زمان محرمِ توست

بیا که پیرهــن پـاره تو پرچم توست

بیا که قلب جهان بی قرار توست، بیا

بیا که چشم همه اشکبار توست، بیا

بیا که تیـغ خدا ذوالفقار توست، بیا

بیا که فاطمه چشم انتظار توست، بیا

بیا که «میثم» دل سوخته به محضر تو

گلاب اشک فشاند به خاک مادر تو




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/13 | 05:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

باز در دستان من شور قلم اعجاز کرد

زخم هجران از زبان واژه ها سر باز کرد

داغ آن یار سفر کرده همان یوسف ترین

در ردیف غم نوای قلب ما را ساز کرد

هجر خورشید وجودش بر شب دل مشکل است

چشم بارانی من این نکته را ابراز کرد

بارالها او کجا هست و کجا دارد مکان؟

تا به کی باید که پنهان از همه این راز کرد

گر چه داغ غیبت خورشید داغی تازه نیست

باید امشب در شب میلاد او پرواز کرد

شام عید است و دلم مشمول لطف کبریا

می پرد مرغ دل من در هوای سامرا

دارد امشب سامرا حال و هوای دیگری

گوییا برپا شده ارض و سمای دیگری

پشت درب خانه ی شاه کریم ابن الکریم

می رسد از راه پشت هم گدای دیگری

گرد آن گهواره ی از جنس نورش می رسد ...

... دم به دم خیل فرشته از فضای دیگری

عالم امشب سوی او دارد سر راز و نیاز

آمده کعبه، منا، سعی و صفای دیگری

وارث شمشیر حیدر وارث علم علی

آمده در دو جهان خیبرگشای دیگری

مصطفی و مرتضی و مجتبی، زهرا، حسین

جلوه ی این پنج تن شد جلوه گر در عالمین


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/13 | 05:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

دیشب قلم در دست هایم بی قراری کرد

صحن ورق های سپیدم را بهاری کرد

دیشب که روح شعر از امید خالی بود

تا نامت آمد باز میل ماندگاری کرد

با واژه ها حرف دلم را تا زدم دیدم

مضمون به مضمون عشق را با خویش جاری کرد

ناگاه شوری در درون من به پا گشت و

در خاطرم یادآوریِ روزگاری کرد...

...که قلب کعبه شور ابراهیم را حس کرد

بیت خدا را دست حق از نار عاری کرد

جبریل که آن روز و آن جا گفت جاء الحق

روز ظهورت هم به دنیا گفت جاء الحق

امشب تماماً حس من پرواز می گردد

چنگ دلم با تار مویی ساز می گردد

داوود می خواند نوای نای من از عشق

صوت کَریهِ حنجرم آواز می گردد

امشب ز خود بیرونم و در خویش می رقصم

جان مست ناز دلبری طناز می گردد

صبح سپید آخرین موعود می آید

یا شام تار غیبتی آغاز می گردد

انگار امشب هم به ما شادی نمی آید

آخر نمی دانیم او کی باز می گردد

اما جدا از حرف های تلخ هجرانش

شادیم ما از مقدم آدینه بارانش  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/04/12 | 05:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


ای آخریـن امید رسـالت خوش آمدی

 خورشید آسمـان عـدالت! خوش آمدی

سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدی

بنیان‌کن اساس ضلالت! خوش آمدی

با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان

عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

اسلام بـا ولادت تـو بـاز جـان گرفت

روی ندیـدۀ تـو دل از آسمـان گرفت

دیـن بـا ولایتت شرف جاودان گرفت

«حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت»

جاء الحقت رسید بـه گوش جهانیان

عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

ای از خدا سلام به جسم و به جان تو

آوای وحـی می‌شنــوم از زبــان تو

دل‌بـرده از پـدر ز مـلاحت بیان تو

قرآن بخوان که بوسه زند بر دهان تو

ای عمر وحی از نفست گشته جاودان

عجل علـی ظهورک یا صاحب‌الزمان

میـلاد تو ولادت خوبان عالم است

عید هزار موسی و عیسی‌بن‌مریم است

میـلاد اهـل‌بیت رسول مکرم است

میـلاد دیگـر شهـدای مکرم است

میـلاد سیدالشهــدا را دهـد نشـان

عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/04/12 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


جهان چو باغ دل شیعه خرم است امشب

محیط نـور خدا، مُلک عالم است امشب

سرور آل رســولِ مکــرّم اسـت امشب

ولادت ولــی‌الله اعظــم است امشب 

پیمبران خدا! عیدتان مبارک باد

تمامی شهدا! عیدتان مبارک باد

موالیـان ولایـت، ز جــا قیـام کنید

غدیـر دوم شیعه است، احترام کنید

نظـاره بــر ثمــر یــازده امام کنید

حضور حضرت مهدی همه سلام کنید

تمام ملک خدا شد ز نور، پوشیده

امام عصـر، لبـاس ظهـور پوشیده

دوباره بعثت نو در جهان شده تکرار

بهـار تـا به ابـد، جاودان شده تکرار

کمال دین به زمین و زمان شده تکرار

ولادتِ همـه پیغمبـران شـده تکرار

پر از فروغ ولایت شده تمامِ زمان

امام گشته به امر خدا، امامِ زمان

گرفته عید به ارض و سما، خدا، امشب

به خلق می‌دهد عیدی جدا جدا، امشب

الا تمــام امـامــان و انبیــا، امشب-

نظر کنید به سـرداب سامرا امشب

بـه روی منتقم آیت خـدا نگرید

فـراز شانـۀ او رایـت خـدا نگرید  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/04/11 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-میلاد


رؤیا به سر رسید حقیقت به بار شد

دوران وصل و خاتمه انتظار شد

دنیای منجمد شده از سردی گناه

از داغ برق چشم خمارت بهار شد

پایان خواب سرد و سیاه سپیده است

آغاز صبح دائمی روزگار شد

ما دست و پا زدیم دوامی بیاوریم

تو آمدی و یاد خدا ماندگار شد

یا طلعة الرشیده و یا قرة الحمید

دنیا برای آمدنت بی قرار شد

خوش دارم عاقبت كه بگویند جای پات

روزی به قبر نوكرتان یادگار شد

ای آرزوی گمشده خاكیان بیا!

یك آن پدر به دیدن فرزندتان بیا!

عالم صدای پای شما را شنیده است

دیگر زمان آمدنتان رسیده است

دنیا طُفیلی سرتان چرخ می خورد

روزی هزار بار به دورت دویده است

این جا زمین برای شما دست و پا زده

هر طور هست ناز شما را خریده است

آقا بیا كه نوبتی ام هست وقت ماست

بی تو غرور شیعه تان لطمه دیده است

آن كس كه چشم های شما را رقم زده

ما را فدایی سرتان آفریده است

بر ما هر آن چه خیر رسیدست تا به حال

از عطر لحظه های قنوتت رسیده است

امسال روز نیمه شعبان كجا شوی؟

ما كه نمرده ایم تو تنها چرا شوی؟ 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/10 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


فرشتگان سما ائتلاف می كردند

به گرد بستر نرگس طواف می كردند

به زیر سایه ی محراب سبز گهواره

پیمبران خدا اعتكاف می كردند

و رودهای بهشتی به اشك شوق ظهور

زلال آبی خود را مضاف می كردند

تمام دوزخیان را ملائكه ز عذاب

به یمن خنده ی مهدی معاف می كردند

قمر رخان سماوات تیغ مژگان را

به محض دیدن پلكش غلاف می كردند

پری وشان به كنار ضریح چشمانش

به زشت بودن خود اعتراف می كردند

مقربان الهی برای دیدن او

خریدهای كلان كلاف می كردند

چقدر مردم عاشق كبوتر دل را

روانه سمت حوالی قاف می كردند

سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

منجمان فرج اكتشاف می كردند




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/9 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


برخیز كه حجت خدا می آید

رحمت ز حریم كبریا می آید

از گلشن عسگری گذر كن كه سحر

بوی گل نرگس از فضا می آید




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/04/9 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت و مدح 


تا که گردیدم آشنای سحر

شد دلم وادی صفای سحر

بین سجاده تربتم گِل شد

با نم اشک و گریه های سحر

دست خالی نمی رود هرگز

آن کسی که شده گدای سحر

تو امام شکسته دل هایی

صاحب سفرۀ عطای سحر

بوی وصل تو می کنم احساس

از نفس های جان فزای سحر

چشم امید ما گنه کاران

بوده بر سوز یک دعای سحر

ریشۀ مشکلات ما این است

دلمان نیست مبتلای سحر

گره از کار وا کند بی شک

ناله های گره گشای سحر

شب شب هم زبانی یار است

درد ما غفلت از تو دلدار است

بی جهت نیست در نوایی تو

ما چه کردیم تا بیایی تو

این نشد رسم انتظار فقط

نعره ها می زنم کجایی تو

تو ز اجداد خود غریب تری

بی کس و یار و آشنایی تو

بارها سر زدی به غفلت ما

شاهد کوه ادعایی تو

دست ما را گرفتی و رفتی

چون کریم و گره گشایی تو

هم چونان مادرت تمامی شب

تا سحر دست بر دعایی تو

بر گنهکارها دعا کردی

بس که آقا و با وفایی تو

شک ندارم که هر شب جمعه

زائر دشت کربلایی تو

تحت قبه چه ناله ها بکنی

خود برای فرج دعا بکنی  


ادامه این شعر

موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/04/8 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت و مناجات 


امشب خبر ز عالم بالا رسیده است

زیباترین ستاره ی دنیا رسیده است

امشب حکیمه باش و ببین پور عسکری

با هیبت و شمایل طاها رسیده است

در او خلاصه گشته خِصال پیمبران

موسی رسیده است، مسیحا رسیده است

جبریل با هزار فرشته از آسمان

کرده نزول، بهر تماشا رسیده است

سر را بُرید یوسف کنعان به جای دست

وقتی شنید یوسف زهرا رسیده است

امشب دلم به مأذنه این گونه داد اَذان

عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان

در پیش سَرو قامت تو، تا شدن خوش است

در فصل غیبت تو شکیبا شدن خوش است

دست کسی به دامن نرجس نمی رسد

وقتی صدف به گوهر یکتا شدن خوش است

روزی امیرزاده و روزی کنیز شد

حالا عروس حضرت زهرا شدن خوش است

ما ذرّه ایم و کار شما ذرّه پروری است

در زیر آفتاب تو پیدا شدن خوش است

وقتی شناسنامه ی ما مُنتسَب به توست

در سایه سار مهر تو معنا شدن خوش است

هر کس شنید نام شما را قیام کرد

در راه بندگیّ تو آقا شدن خوش است

در شرح وصف تو چه برآید از این زبان؟!

عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/04/7 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


آماده می شوم غزلی را بنا كنم

در شور عشق، قافیه ای دست و پا كنم

باز از شرابِ دوست شدم مست و بی قرار

باید كه پیر میكده ها را صدا كنم

میخانه ای برای دلم جور كرده ام

تا رازِ سرخوشیِّ خودم بَر مَلا كنم

رازی كه گفتنش همه را مست می كند

وقتش شده بگویم و خود را رها كنم

پس اهل میكده! همه سر تا به پای، گوش

تا خوب حقِّ مطلب خود را ادا كنم

از راه آمده قمرِ آخرالزَّمان

یعنی امام عصر، همان حیدرالزَّمان

از راه آمده ست رسانَد پیام عشق

از راه آمده ست كه باشد امام عشق

یاایهاالعزیزِ دو دنیای من، سلام

گفتم سلام و اوست علیك السلام عشق

وقتش رسیده سوی كلامم خودت شوی

چون حرف با شما شده حُسن ختام عشق

هركس كه پای بزم شما بود، زنده ماند

ای عشق بادوام، تویی با دوام عشق

تا زنده ام گدای سرِ سفره ی توﺃم

آری، امیرعشق تویی، من غلام عشق

اَلحَق كه شاه هستی و ارباب زاده ای

تو یوسفی ترین پسر خانواده ای  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/04/6 | 04:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت عباس(ع)-امام زمان(عج)-ولادت

 

ما پیرو خط عترت و قرآنیم

 در حسرت دیدار شه خوبانیم

 از نام اباالفضل مدد می گیریم

 آماده ی جشن نیمه ی شعبانیم

×××

با تشکر از آقای سیدمجتبی شجاع برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/04/3 | 04:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

------------(بحر طویل نیمه شعبان)----

 كشتی برده فروشان، ز ره دور عیان است كه برعرشه ی آن  بانوی مُلك دو جهان است، بگو فخر زنان است، بگو مادر مولای زمان است، بود منتظر مقدم او بُشر سلیمان كه به عنوان كنیزش بخرد، تا ببرد  بر ولی قادر منّان، حسن عسکری آن یازدهم اختر تابان ولایت، به كف بُشر یكی نامه از آن شمس هدایت ،كه ز اسرار خدا داشت حكایت، نگه دخت یشوعا چو بر آن نامه بیفتاد، قرار از كف خود داد و ببوسید و روی چشم نهاد و گـُل لبخند به لب گفت كه: این نامه ی یاراست، خطش را خبر از وصل نگاراست، سپس گفت كه ای بُشر مپندار كنیزم كه زده فاطمه گل بوسه به پیشانی و خوانده است عزیزم، شرفم بس كه عروس علی و فاطمه ام، داده خداوند به من این شرف و قدر و بها را.

من از نسل یشوعا كه همان دختر شاهنشه رومم، چه بسا ماه وشانی كه ز عزت همه بودند كنیزم، چه بسا سرو قدانی كه به محفل همه بودند غلامم، دو پسر عم كه مرا شیفته بودند و ز من خواستگاری بنمودند، كشیشان همه انجیل گشودند، یكی را به سر تخت نشاندند، گـُل و لاله فشاندند كه دامادِ نگون بخت به كام اجل خویش نگون شد، ز سر تخت، شب آمد، به سر دست و قضا چشم مرا بست كه در عالم رویا نگه اُفتاد مرا بر رخ زیبا پسری، نخل شرف را ثمری، صُنع خدا را اثری، دیده به ماه رخ زیباش گشودم، ز كفم رفت همه بود و نبودم، كه ندا داد رسول مدنی احمد خاتم كه: اَلا عیـــــــــــسی مریم، چه شود دخت یشوعای تو را بر پسرم عقد ببندم، لب جان بخش گشودند، یكی خطبه سرودند و مرا عقد نمودند بر آن شمس ولایت، كه عیان دیدم از آن طلعت نورانی او روی خدا را.

چه مبارك شبی بود و چه فرخنده شبی بود، ولی حیف كه بیدارشدم، سخت گرفتارشدم، شب همه شب در تب و در تاب شدم، شمع صفت آب شدم، تا كه شبی فاطمه آمد ز ره لطف به خوابم، نگهی كرد به چشمان پر آبم، به ادب بوسه به دستش زدم و روی قدم هاش فتادم، ز فراق رخ جانان به شكایت دو لب خویش گشودم كه: به دادم برس ای عصمت دادار ودودم، غم دوری یگانه پسرت كشت مرا، فاطمه فرمود: چگونه پسرم پیش تو آید، به تو این بخت نشاید، مگر آیین نصاری بگذاری و به اسلام روی بیاری سر تسلیم و رضا را. 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/04/26 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

بند اول

آسمان امشب جمال حق تعالی را ببین

نیمۀ ماه محمد، ماه زهـرا را ببیـن

بـرفراز دست مولانـا امام عسگری

ماه نـرگس، آفتاب عالم آرا را ببیـن

پای تا سر، سر به سر، آئینه شو آئینه شو

چون شدی آئینه آن رخسار زیبا را ببین

با همه سیّارگان دور زمین آور طواف

آفتابِ بـامدادِ عـرشِ اعـلا را ببیـن

روح شو، بـر بـام شهر سامره پرواز کن

چشم شو، خورشید غایب از نظرها را ببین

بـر فـراز مهـد مهدی پر بزن پـرواز کن

لحظه لحظه شمع جمع آل طاها را ببین

همچو نرگس با گل لبخند از هم باز شو

 در ریاض نور، حسن حق تعالی را ببین

ای چراغ ماه، از خورشید زیباتر شدی

غرق در انوار حسن حق ز پا تا سر شدی

 

بند دوم

ای بهشت سامره! امشب جهان آرا شدی

بـا گلِ لبخندِ ماهِ نـرگس از هم وا‌شدی

نی عجب، گر عالمی گردید از بوی تو مست

زآنکه امشب مستِ بویِ نرگسِ زهرا شدی

آسمانی لالۀ نـرگس شکفتی در زمیـن

ماه بزم عرشیان، خورشید سامرا شدی

بـا طلوع صبح از مشرق برآیـد آفتاب

آفتـاب فاطمه وقت سحر پیـدا شدی

گاه در دامان نرگس گاه در دست حسن

نور خود را بذل کردی ماه محفل‌ها شدی

آسمانی‌ها زمین بوس تـو بـودند از ازل

 ز چه ‌ای جان جهان‌ها همنشین با ما شدی

 در محافل حاضری، در دیـده پیدا نیستی

از نظرها غـایبی و انـجمن آرا شدی

ای وجود از مقدمت آباد! یا مهدی بیا

عید میلادت مبارک باد! یـا مهدی بیا

 

بند سوم

در شب میلاد پیدا شـد تجلّای ظهور

سرزند از غرب، مهر عالم آرای ظهور

آمد آن مولود مسعودی که در سیمای او

از ازل پیغمبران دیـدند سیمای ظهـور

نقشِ «جاءالحق» دهد بر روی بازویش خبر

از قیـام مهدی و از صبـح زیبـای ظهور

ای خوش آن روزی که کلّ خلق عالم بشنوند

در کنار کـعبه پـای رکن، آوای ظهـور

ای همه چشم انتظاران! بشنوید و بنگرید

بـر دو بازوی ولیِّ عصر، امضای ظهور

شیعه در ایام غیبت همچو کوهی سربلند

 در حوادث پایدار استاده تـا پـای ظهور

 ای شما آل محمد جان ما قربـانتان!

از شما ما را نباشد جز تمنّای ظهور

می‌درخشد پرچم توحید بر بام فرج

منتظر باشید، نزدیک است ایـام فرج

 

بند چهارم

غم مخور گر شد زمین ماتم سرای انتظار

می‌رسد روزی بـه پایـان روزهای انتظار

اشک و آه و گریۀ چشم انتظاران شاهد است

سخت تـر از احتضار آمد بـلای انتظار

یوسف زهرا! تو شاهد باش، عمر ما گذشت

پیـر گردیـدیم در حال و هـوای انتظار

جمعه‌ها ذکرم شده «اَین الحسن، اَین الحسین»

لحظه‌هایم گشته یـکسر لحظه‌های انتظار

بس که سردادم ندای «أینَ ابناء الحسین»

کرده‌ام صحرای دل را کربـلای انتـظار

از طنین ذکـر «اللهم عجّل للظُّهور»

بند بندم گشته یکسر نی نوای انتظار

یابن زهرا! ما دعا کردیم تو آمین بگو

تـا بهار وصل آیـد در قفـای انتظار

تـو تـمام آرزوی آل زهـرایی بیـا

ای امید شیعه می‌دانم که می‌آیی بیا

 

بند پنجم

تو دل از من برده‌ای بسیار یابن العسکری

من تو را نشناختم یک بار یابن العسکری

گه نجف گه کربلا گه سامره گه کاظمین

داشتم با حضرتت دیدار یـابن العسکری

دیده‌ای کز دیـدن روی تـو نـابینا بـود

کمتر است از نقش بر دیوار یابن العسکری

گرچه لایق نیستم، ای خوبتر از جان بیـا

پا به چشمم از کرم بگذار، یابن العسکری

دشمنانت کارشان جز دشمنی با شیعه نیست

شیعه غیر از تـو ندارد یار، یـابن العسکری

بی تـو شادی جا نـدارد بین ما، مولا بیا

کوه غم از دوش ما بردار یابن العسکری

برگ برگ لاله‌ها در باغ و بستان شاهدند

بی تو گل هم شد به چشمم خار، یابن العسکری

گرچه گم کردند چشمان گهربارم تو را

باز می بینم فقط تنها تو را دارم تو را 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/04/26 | 11:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجاتی

 

زهرا محدّثی خراسانی

 

بر آمدنت جهان تفأل زده است

خورشید دوباره بر زمین پل زده است

برخیز و بیا که در قدومت، حتّی

پاییز به گیسوی خودش گل زده است

×××

صادق جعفری

 

مشهورترین دعای ما یا مهدیست

فرمانده و مقتدای ما یا مهدیست

اینجا همگی به نام او می‌گذرند

اسم شب کوچه‌های ما یا مهدیست 

×××

غلام رضا فاتحی

 

یک منتقم از طواف حج می آید

با اسب، و ذوالفقار کج می آید

 آمین  خدا  برای  اللهم

عجل ولیک الفرج می آید

×××

مهدی صفی یاری

 

از عـصـر قـدیم با تو عهدی دارم

وز نام شما به کام شهدی دارم

ایــام ولادتــت امـــام حـــاضـــر

بـر لب شب و روز ذکر مهدی(عج)دارم

***

عمری است که در سوز غم فاطمه هستی

دلسوخته ی عمر کم فاطمه هستی

من مطمئنم روز ظهورت اول

در فکر بنای حرم فاطمه هستی

×××


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/25 | 05:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت


من كیم قلب وجودم من كیم جان جهانم

من كیم نور عیانم من كیم سر نهانم

من كیم كهف حصینم من كیم مهد امانم

من كیم مولای خلقت در زمین و آسمانم

من كیم فرمان روای ملك حی لامكانم

من كیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

من كیم من آسمانی مصلح خلق زمینم

من كیم من دست تقدیر خدا در آستینم

من كیم من وارث پیغمبر و قرآن و دینم

من كیم سر تا قدم مولا امیرالمؤمنینم

من كیم من آخرین تیر الهی در كمانم

من كیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

من كیم من آفتاب یازده خورشید نورم

من كیم من مصحفم تورات و انجیل و زبورم

من كیم من مظهر عفو خداوند غفورم

من كیم من آن كلیم هستم كه عالم گشته طورم

من یگانه مصلح عالم امام انس و جانم

من كیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

ماه شعبان خنده زن بر آفتاب منظر من

بوسه گاه جده ام زهرا جبین مادر من

سیزده معصوم را روح و روان در پیکرم من

جان به قرآن می دهد لعل لب جان پرور من

نقش جاء الحق به بازویم شهادت بر زبانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/25 | 12:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

فروغ‏ بخش شب انتظار، آمدنی است

رفیق آمدنی، غمگسار آمدنی است

به خاک کوچه‏ی دیدار آب می‏پاشند

بخوان ترانه، بزن تار، یار آمدنی است

ببین چگونه قناری ز شوق می‏لرزد!

مترس از شب یلدا، بهار آمدنی است

صدای شیهه‏ی رخش ظهور می‏آید

خبر دهید به یاران: سوار آمدنی است

بس است هر چه پلنگان به کوه خیره شدند

یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی است




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/25 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-ولادت

 

طلوع می‏کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم می‏پرد، نشانه‏ی چیست؟
شنیده‏ام که می‏آید کسی به مهمانی
کسی که سبزترست از هزار بار بهار
کسی، شگفت کسی، آن چنان که می‏دانی‏
کسی که نقطه‏ی آغاز هر چه پروازست
تویی که در سفر عشق، خط پایانی
تویی بهانه‏ی آن ابرها که می‏گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی
تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد
بیا که می‏رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو، لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/25 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(ع)-ولادت

 

این ریسه ها مرا ز شما دور می كند

چشم دل  ضعیف  مرا كور می كند

 در ذهن  بی نمازترین عاشقان تان

 چندین چراغ؛ جلوه ای از طور می كند

 این  زرق و برقِ  سبز كلیمم نمی كند

 بدتر مرا ز طور شما دور می كند

  اشك فراق  منتظران  ظهور را

 مطرب درون خمره ی انگور می كند

 امسال هم دوباره مگس های شهر را

 شیرینی ولای  تو  زنبور  می كند

 بانی خرج هیئت مان را نگاه  كن

 دارد هوای نفس  چه مغرور می كند!

 مداح های  پاكتی اهل كسب را

 این عید و جشن هاست كه مسرور می كند

 آقا دلم عجیب گرفته ست، كی مرا

 تاثیر  خنده های  تو منصور  می كند؟




موضوع: ولادت امام زمان(عج)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/04/25 | 11:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(ع)-ولادت

 

امشب لبالب می شود دخل همه خمّارها

وا می شود با جام می از تشنگان افطارها

گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم

بی پا و بی سر می شوم سر دسته عیّارها

از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و

در پای دار عشق چون حلاج ها تمّارها

تسبیح و جام و مهر و می تکلیف عقل و عشق کی ؟

من خسته ام از این همه تکرار استغفارها

از قلب قرآن و زبور انجیل و تورات و صحف

موعود می آید برون از کل استفسارها

از پرده گر آید برون توحید می گردد فزون

بت می تراشند از قد رعنای او حجّارها

جای تمام فرش ها پیش قدوم یار ما

می گسترانند انبیا عمامه ها دستارها

آیینه ی حق منجلی در آینه روی علی

تکثیر شد در آینه تا آسمان کرارها

امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود

پای و سر و دست و دلم از شوق بی حس می شود 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/04/24 | 07:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.