حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح و مناجات


امشب دلم لبریز احساسی جدید است

آقا غلامت در دو عالم روسفید است

ذکر قنوتم «یا جواد ٱلاجودین» شد

دادی مرادم را اگر این دل مرید است

انداختم حرز تو را بر گردن خود

عشق تو در نزدیکی ِ حبلُ ٱلورید است

نقش نگینت بود "نِعمَ ٱلقادرَ ٱللّه"*

این افتخار ِ سنگ زیبای حدید است

دستان پر مهرت مرا محتاج کرده

با دست خالی رد کنی؟! از تو بعید است

ذریّهٔ دردانهٔ سلطان طوسی

گفتیم در وصفت: شهید إبن شهید است

باب ٱلجواد مشهدم را دوست دارم

آنجا برای قفل حاجاتم کلید است

مولای گندمگون؛ نقاب از چهره بردار

نه! برنداری! چشم بعضی ها پلید است

از علم بی حدّ تو مأمون غرق حیرت

در محضرت علّامه از خود ناامید است

جانم فدای جای جای کاظمینت

نذر تو چندین آیه قرآن مجید است-

یاسین و ٱلرحمن و حمد و قل هوَ ٱللّه

می آیم و هنگامهٔ وعده وعید است

إذن از تو میخواهم مدد از مادر تو

پابوسی ات وٱلله که عید سعید است

خادم فراوان داری اما چند سالی ست

ذکر لبم؛ -ایکاش ما را می خرید- است

تفسیر حُسن عاقبت یعنی همین که؛

پایینِ پایت مرقد شیخ مفید است!

 

*منتهی الامال.ص۸۹۹ 


***

با تشکر از شاعره گرامی 



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح


رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست

مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست

خواب خوش کردن حرامش میشود تا به ابد

هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست

تو نگفته میدهی و ما نگفته میرویم

مطلقا اینجا نیاز خواهش بسیار نیست

هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی

هیچکس لطفش به ما جز تو به این مقدار نیست

هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست

هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست

هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی

در مقام قرب سن و سال که معیار نیست

فرش زیر پای خود را هم به سائل داده ای

تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست

کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو

محضر جد و نواده کارها دشوار نیست

مشت میکوبیدی از غم های مادر بر زمین

آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست

سالها گفتی به اشک چشم و با سوز جگر

حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست 



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح


اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست

پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح

جایی به باصفائی باب المراد نیست



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


امشب ای غم از دل ما دور باش

امشب ای عفریت خودبین کور باش

امشب ای ماه منیر آسمان

از پس ابر سیه رخ کن عیان

امشب ای پروانۀ شب زنده دار

دور شمع یار پر زن بی قرار

امشب ای گمگشتگان شورا کنید

تا دیار یار را پیدا کنید

امشب ای شهر پر آشوب حجاز

بر سپهر و ماه و اختر ها بناز

خاکیان نازند بر افلاکیان

عرشیان محتاج فیض خاکیان

ای قلم امشب کجا بردی مرا

تا حریم کبریا بردی مرا

باز سوی کهکشانم می بری

تا کدامین آسمانم می بری

می دهد این مژده جبریل امین

شد شب میلاد عیسای زمین

یک صدا عالم صدایش میکند

عیسی مریم دعایش میکند

گر بشر گویم بشر حیران اوست

ور ملک گویم ملک دربان اوست

او جواد است و عزیز مرتضاست

راحت جان علی موسی الرضاست

گوید ارباب خرد با اعتقاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

ای هواداران اولاد رسول

وی ثنا گویان زهرای بتول

همت مرغ همائیتان کجاست

حال کشکول گدائیتان کجاست

نور در ظلمت سفیدی می دهد

فاطمه بر شیعه عیدی می دهد

سردهید این زمزمه اندر نهاد

یا جواد و یا جواد و یا جواد

قاصدا امشب به رضوانم ببر

نه به رضوان بر خراسانم ببر

گو مبارک باد این فرخنده عید

جان ایران جان جانانت رسید

طوس را امشب چراغان کرده اند

جشن بر پا در خراسان کرده اند

مادری، فرخنده زاد آورده است

نازنینی چون جواد آورده است

گوید احسن ای گل باغ وداد

یاجواد و یاجواد و یاجواد



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1395/01/29

امام جواد(ع)-مدح


هر شب دل من سائل باب المراد است

آنجا که حاجتمند درگاهش زیاد است

آنجا که امید و پناه آخر ماست

آنجا که اوج هر توسل «یا جواد» است



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1395/01/29

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


باز دلتنگ، قلم می گیرم

راه دیدار حرم می گیرم

متوسل به شمایم ،اغلب

دامن قافیه کم می گیرم

کاسۀ خالی خود را تنها

سوی ارباب کرم می گیرم

همه را مست شما می سازم

بر سر دوش علم می گیرم

همۀ عمر به عشق نظرت

شور تو دارم و دم می گیرم

جلوۀ جود خدا ادرکنی

یا جواد ابن رضا ادرکنی

قصد دارم سفری تازه کنم

فکر چشمان تری تازه کنم

قصد دارم به هوای کویت

رکعتی در سحری تازه کنم

قصد دارم که خوش آمد گویان

بر جمالت نظری تازه کنم

با توکل به پر قنداقت

همت بال و پری تازه کنم

قصدم اینست که ان شاءالله

پیش پای تو سری تازه کنم

از غمت زار شدن می ارزد

کشتۀ یار شدن می ارزد

ای قدت نخله ی طوبای رضا

چشم تو ساغر و مینای رضا

ای لبت کوثر خیرات، جواد

اشبه الناس به زهرای رضا

ای ولیعهد، جناب سلطان!

همه سرمایه ی فردای رضا

پیش چشمان پدر راه برو

ای علی اکبر لیلای رضا

یا جوادابن جواد ابن جواد

یوسف خوش قد و بالای رضا

لب ما و لب پیمانۀ تو

سرما و در میخانۀ تو

بَرِکت آمده با آمدنت

دست تطهیر خدا شسته تنت!

چشمۀ آب حیات است مگر؟

لب نهاده است پدر بر دهنت!

مهد تو باغ انارِ بابا

خواب رفته است کنار چمنت

مثل یعقوب کشد بر دیده

وای از معجزۀ پیرهنت

نوۀ موسیِ جعفر! موسی

رفته از هوش ز طرز سخنت

خضر دامان تو را می گیرد

دامنت را بکشی می میرد

جود از نام و نشانت پیداست

لطف از لحن بیانت پیداست

اینکه فرزند رضا هستی از...

محشر کنج لبانت پیداست

هیچ کس چون تو گدا پرور نیست

از برون مهر نهانت پیداست

سفره داری تو از روی خوش و

مزه ی تازۀ نانت پیداست

سرخی صورت زردی درهم...

پشت پلک نگرانت پیداست

ای شب وروز به یاد زهرا

کوثر عشق جواد زهرا

دلبر مه وش شهر آشوبم

نازنین، ناز ادای خوبم

تا سر از پنجره بیرون آری

سرِ خود بر در تو می کوبم

مه جبین فکر لبت کشت مرا

چاره ای کن صنم محبوبم

گوشه ای گوش بده می خوانم

ای شفا بخش دل معیوبم

همچوخاکم،... ز لباست متکان

هرچه هستم به شما منسوبم

بگذارید هم اینجا باشم

نوکری باشم و آقا باشم

ای امیدم به دل نومیدی

روی ماهت همه شب خورشیدی

چه سحرها که صدایت کردم؟

و تو زاری دلم را دیدی

آه که جای نوازش جانا

ناز کردی... به رخم خندیدی!

جرات شعر مرا می بخشی

خواستم تا که بگیرم عیدی

هیچکس حال مرا درک نکرد

این تو بودی که مرا فهمیدی

بیقرارانه تو را می خوانم

تو دوای دلمی می دانم

هرکه با توست دلش بی غم تر

دست لطفت ز همه محکم تر

پدر تو ز همه عیسی تر

مادر تو ز همه مریم تر

درد دلهای مرا گوش بده

هیچکس نیست ز تو محرم تر

به خدا غربتی قرب توام

دوری از این دل ما کن کم تر

شستشو کن دل رسوای مرا

نیست از اشک شما زمزم تر

چاره سازا کرمی... کاری کن

دل طوفان زده را یاری کن

از نگاه تو کرم می ریزد

لطف تو روی سرم می ریزد

شب میلاد تو مشتاقانه

اشک از چشم ترم می ریزد

و خداوند به یمن قدمت

فیض جاری به دلم می ریزد

غم لب تشنگی شاه شهید

در دلت کاسۀ غم می ریزد

همسر سنگ دلت با چه دلی

در دل ناز تو سم می ریزد

آه ای کشته تزویر زنت

کشته ما را نفس یا حسنت



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1395/01/29

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


عشق گاهی در جدایی گاه در پیوندهاست

عشق گاهی لذت اشکی پس از لبخندهاست

عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتمندهاست

عشق گاهی بین باباها و تک فرزندهاست

عشق می آید که بعد از شب سحر پیدا شود

عشق گاهی می رسد تا یک نفر بابا شود

یک نفر امّا دو عالم بنده ی سلطانی اش

بنده نه ، قربانی قربانی قربانی اش

مهربانی که تمام مهربانان فانی اش

دعوتند امشب همه افلاک در مهمانی اش

با حضور انبیاء و اولیاء و ابر و باد

آدرس : مشهد ؛ حرم ؛ پشت درِ باب الجواد

عرشیان هستند در مهمان سرای حضرتی

در صف خدمت گذاری با غذای حضرتی

آب سقا خانه جام کاسه های حضرتی

بعد از آن هم شاعرانند و ردای حضرتی

جبرئیل از میهمانان میزبانی می کند

بعد دعبل میرسد اُرجوزه خوانی می کند

ای زمین از عرش بر فرش آسمانت را ببین

ای پرستوی مهاجر آشیانت را ببین

ای دل غمگین امام شادمانت را ببین

امشب ای سلطان ولیعهد جوانت را ببین

ای امام مهربان باب المرادت آمده

میوه ی قلبت دل آرامت جوادت آمده

مزد چل سال انتظار و چل شب احیای سحر

میشود طفلی که از او نیست طفلی خوب تر

سیب سرخ احمد است و باز هم داده ثمر

کوثری دیگر عطا کرده به قرآن این پسر

کوثر و یاس است جاری در رگ و در خون تو

مردمان ری فدای روی گندمگون تو

سبط موسی هستی و کار مسیحا میکنی

مثل عیسایی که در گهواره لب وا میکنی

با عصایت معجزه مانند موسی میکنی

دیده ی کور منافق را تو بینا میکنی

بر حقیری بنی عباس دامن میزنی

پور اکثم را به تیغ عِلم گردن میزنی

آن خدایی که به تقدیرم گدایی را نوشت

در مرام نام تو مشکل گشایی را نوشت

ذیل اوصاف تو در بخشش خدایی را نوشت

مهربانی علی موسی الرضایی را نوشت

در میان تیرگی ها آفتاب من شدی

تو قسم های همیشه مستجاب من شدی

چون به سائل میدهی از هرچه بهتر ، بیشتر

میخورد باب المراد خانه ات در ، بیشتر

گرچه نام تو شده حاجت بر آور بیشتر

لیک حساس است بابایت به مادر بیشتر

پس قسم خوردیم بعد از تو به حق فاطمه

تا که امضا گردد امشب کربلای ما همه



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1395/01/29

امام جواد(ع)-ولادت


همین که حاصل یک عمر لبخند رضا هستی

محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی

میان بهترین هایی چه تفضیلی از این برتر

که بابای علی هستی و فرزند رضا هستی

به مشهد که به جای خود دلم در کاظمینت هم

بگوید یا رضا از بس همانند رضا هستی

قسم خوردن به نامت می دهد حاجت به قدری که

به محشر هم گمانم ذکر سربند رضا هستی

خدا می خواست تا معنای بخشیدن عیان گردد

جواد آمد که این معنا برای ما روان گردد

رضا که صاحب فرزند میشد آخرش ، اما ؛

خدا می خواست تا این فیض ، سهم خیزران گردد

پسر گشتن از این سو و امام شیعه از آن سو

جواد آمد که این گردد جواد آمد که آن گردد

حکایت ها فراوان است از هر لحظه ی این طفل

چنان که صد گلستان ضرب در صد بوستان گردد

علی هر چند فرزند محمد بود ، این دفعه

محمد از علی آمد که فخر شیعیان گردد

دراین وادی اگر سودی ست با درویش خرسند است

تجارت جز درِ این خانه سودش هم زیان گردد

پدر با داغ فرزندش ، پدر با داغ دلبندش

ولی اینجا پسر با داغ بابا امتحان گردد

شب میلاد فرزندش همین که تشنه لب باشد

گمانم "خیزران" هم اشک ریز خیزران گردد



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
شنبه 1395/01/28

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


ز آسمان تولا به دل ندا آمد

ز آل فاطمه آئینۀ خدا آمد

گره گشای امامِ گره گشا آمد

خبر رسید که دردانۀ رضا آمد

نماز شکر بخوانید قبله می آید

ز آل قبله جواد الائمه می آید

دوباره واژۀ خیر کثیر افشا شد

به رغم مدعیان عید آل زهرا شد

ز خانوادۀ توحید گل شکوفا شد

بگو به شیعه امام رئوف بابا شد

عوالم است هم آوای ما خدا را شکر

رسید حضرت ابن الرضا خدا را شکر

خدا نوشت جنان را ز ریزش کرمش

کجاست با برکت تر ز شوکت قدمش

به واقفیه بگو یک نظاره بر حرمش

پدر بزرگ و پسر زاده زیر یک عَلَمش

ز شهر طوس شبی تا حسین باید رفت

ز کربلا سفری کاظمین باید رفت

برای عالمیان یک جواد کافی بود

به عصرها و زمان یک جواد کافی بود

تمام کون و مکان یک جواد کافی بود

خدا نوشت همان یک جواد کافی بود

خدای جود به امر خدا تجسم کرد

رئوف بعد چهل سال یک تبسم کرد

اگر نبود جواد الائمه نور نبود

برای آل علی شادی و سرور نبود

نبود موسی عمران و کوه طور نبود

بساط بندگی ما همیشه جور نبود

اگر نبود جواد الائمه واللهِ

ز فتنه بود که میرفت دین به بیراهه

اگر چه دین خدا را رسالت نبوی است

اگرچه رمز امامت عدالت علوی است

اگرچه منطق دشمن خشونت اُمَوی است

سلاح و منطق قرآن ولایت رضوی است

مسیر ابن رضا انقلاب اسلامی است

چنانچه منطق ما انقلاب اسلامی است

مناظرات جواد الائمه فرهنگیست

زمان،زمانِ وی و فتنه، فتنۀ رنگیست

به جنگ نرم نه آهن نه حربۀ سنگیست

مشاجرات اگرچه گزینۀ جنگیست

به هوش دین خدا را حرامیان نبرند

ولایت رضوی را منافقان نبرند

به رغم زمزمۀ ادعای بدخواهان

عقیم ماند دگر ماجرای بد خواهان

چرا شدند کسان همصدای بدخواهان

گرفت خدعۀ ابلیس پای بدخواهان

چه زود زمزمۀ فتح مکه می افتد

رژیم آل سعود از اریکه می افتد

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-ولادت


امشب شب گدایی و عرض ارادت است

باب المراد آمده و وقت حاجت است

امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است

وقت نزول آیه ی ناب امامت است

یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت

نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است

یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن

بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است

وقت زیارتت همه در فکر مشهدند

از بس میان این دو عمارت شباهت است

حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد

با این حساب عاشقتان با سعادت است

ما را ولایت تو زآتش نجات داد

خواندی مرا که عادت  این در مروّت است

ما سائلان سفره ی پر برکت توایم

هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است

توحید بی ولای شما کفر مطلق است

دینِ بدون نام تو عین ضلالت است

تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...

...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است

بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم

لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است

صد مرده زنده می شود از نام نامی ات

عیسی دخیل توست که اهل کرامت است

با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود

نامت برای قلب سیاهم طهارت است

شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت

آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)حضرت علی اصغر(ع)-ولادت


یک کوزه ی بی آب، از دریا چه میداند

یک مشت خاک ، از غربت صحرا چه میداند

یک سائل بیچاره از آقا چه میداند

از چهارده خورشید عقل ما چه میداند

ما دور از "قدریم" "إنا" را نمیفهمیم

"الحق که پایینیم و بالا را نمیفهمیم"

هر کس که در این خانه قنبر شد پشیمان نیست

کارگر اولاد حیدر شد پشیمان نیست

از خاک بود عاقبت زر شد پشیمان نیست

جاروکش صحنی مطهر شد پشیمان نیست

این روزها باید رضا آباد ساکن بود

یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود

نُه بار میگیریم ذکر یا رضا و بعد

نُه بار میچرخیم در صحن و سرا و بعد

نُه بار میسازیم راهی تا شما و بعد

نُه بار می آییم تا عرش خدا و بعد

شاید سحر باب الجوادت روی ما وا شد

اولادنا اکبادنا امروز معنا شد

گفتم جواد،از بند بند شعر رحمت ریخت

از چشم های سائلم اشک خجالت ریخت

گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت

آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت

گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد

بی معرفت بودن دوباره کار دستم داد

ای حسرت سجاده ها ، یا ربنای تو

رفته ست تا به عرش اعلی ربنای تو

بوی علی دارد سحرها ربنای تو

توحید میگیریم ما ، با ربنای تو

آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن

یک کاظمیه در دل هر شیعه بر پا کن

یک "اتق الله" از تو ، ایمان داشتن با من

ابر کرامت از تو ، باران داشتن با من

شانه ز تو، زلف پریشان داشتن با من

چه کرده این عشق کریمان داشتن با من

که در خیالم کاظمینی میشوم هر روز

در کاظمین تو حسینی میشوم هر روز

دل دست تو دادیم پس دل برنمیگردد

ناقص نباشد تا که کامل برنمیگردد

بی جیره از این خانه سائل برنمیگردد

یعنی از اینجا بی فضائل برنمیگردد

این دفعه را آقا بیا سائل نوازی کن

ویرانه ی قلب مرا آباد سازی کن

همراه ماه امشب ستاره میرسد از راه

و یک علی دارد دوباره میرسد از راه

بر گنبدی سوم مناره میرسد از راه

شیری به شکل شیرخواره میرسد از راه

این شاخه طوبی ثمر دارست از امشب

بی بی رباب ما پسردارست از امشب

این طفل کوچک میشود حیدر زمان جنگ

شمشیر خود میسازد از حنجر زمان جنگ

اصغر شد اما میشود اکبر زمان جنگ

مانند مردان میسپارد سر زمان جنگ

گهواره را معراج خواهد کرد این آقا

دین را به خود محتاج خواهد کرد این آقا

بر روی دستی خوش زبانی میکند روزی

با گریه هایش خطبه خوانی میکند روزی

قد سپاهی را کمانی میکند روزی

از سنگر دین پاسبانی میکند روزی

شش ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت

تا حد جان پای دفاع از یار خواهد رفت

تیری به سرعت حنجرش را میزند بر هم

یکجور می آید سرش را میزند بر هم

اصلا تمام پیکرش را میزند بر هم

در خیمه قلب مادرش را میزند بر هم

از گوش تا گوش سرش با تیر میپاشد

لب با سه شعبه تا شود درگیر، میپاشد

رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی آید

کوری چشم دشمنش بیرون نمی آید

یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی آید

صد نیزه هم باشد تنش بیرون نمی آید

دست امامی هست ، پس دستی برابر نیست

یعنی که نبش قبر شش ماهه میسر نیست



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-مدح


هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد

از سجده ی گمراهیش سر بر ندارد

سرمایه ی عشق شما راه نجات است

بیچاره هر کس عشق تو در سر ندارد

لازم نکرده که مرا فردا بخوانند

جنت اگر از نامتان سردر ندارد

باب الجوادی مطمئنا هست آن جا

محشر از این در هیچ بالاتر ندارد

گشتم ولی دنیای شیعه از تو آقا

مولود پر خیر و مبارک تر ندارد

کوری چشم دشمنان إبنُ الرضایی

کی گفته سلطانم علی اکبر ندارد؟

دردانه ی سلطان طوسی یا محمد

والیِ ما غیر از شما دلبر ندارد

عطری که از ذکر لبت در شهر پیچید

عود و گلاب و نافه و عنبر ندارد

در کودکی در قله های علم بودی

علم تو را عیسای پیغمبر ندارد

گشتم ولی هم ارزش خاک عبایت

در ارض و در افلاک سرتاسر ندارد

فهمیده ام از نامه ی سلطان، که عالم

کُنْیه نکوتر از اباجعفر ندارد

در کاظمینت هر کسی آمد دلش ماند

راهی بجز این راه تا آخر ندارد

"وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً ..." عیدی همین بس

عالم بجز چشم شما محور ندارد

می دوزد آخر چشم خود را بر دو دستت

مرغی که در وقت پریدن پر ندارد

محشر بفهمد جایگاهِ عصمتت را

هرکس تو را در این جهان باور ندارد



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


آنان که پی کاسبی رزق حلالند

تا روز قیامت دَرِ این خانه وبالند

باید که سر سجده به این خاک بمالند

- این ها-  همه سرچشمه ی آن آب زلالند

ما را که سلوک علی و آل مرام است

رزقی بجز از سفره ی ارباب حرام است

ذِکرُالله ما می شد این یاد ائمّه

این مجلس و این لطف خداداد ائمّه

هستیم به یاریّ و در امداد ائمّه

در حزن و غم و شادی و میلاد ائمّه

این کف زدن و سینه زنی جوهر دین است

عَجِّل لِوَلیِّ الفَرَجِ شیعه همین است

ای منتظران مقدم موعود مبارک

در مجلستان عطر خوش عود مبارک

میلاد کرم، لطف و عطا، جود مبارک

ازبس که شد این فاطمه مولود مبارک

ازدست علی هرچه گدا تاج گرفتند

در عرش ملائک همه معراج گرفتند

عالم همه پست و پسر فاطمه بالاست

یک عمر شدم نوکرش، آنقدر که آقاست

از نسل علیّ و نوه ی حضرت موساست

مولام رضا، او علیِ اکبرِ مولاست

اسفند بپاشید سر آتش ایمان

او آمده تا کور کند چشم حسودان

رویید زِ لبهای علی اکبری اش گل

چیدند ملاک زِ رخ دلبری اش گل

از لعل مناجاتیِ پیغمبری اش گل

از سمت پدر گل، نسب مادری اش گل

به به! چه گلی آمده در خاطر این باغ

قنداقه ی گلپوش شده قبله ی عشاق

او عبد خدا بود، در این باره سخن گفت

" لاحول و لا" خواند و به گهواره سخن گفت

پر نور شد آن خانه چو مه پاره سخن گفت

با هر دل بیچاره ی آواره سخن گفت:

" تنها نه به هر مفلس در بند جوادم

حتی به امامان خداوند جوادم"

خوب است زِ قنداقه ی او توشه بگیریم

از مزرعه ی صورت او خوشه بگیریم

فیض حرم صاحب شش گوشه بگیریم

روی قدمش سر بگذاریم و بمیریم

چون مرگ به روی قدمش عین حیات است

او منبع جود است و دَلیلُ البرکات است

وَاللهِ بنی فاطمه سرمایه ی دینند

هم سایه حقّند وَ هم سایه نشینند

فردوس خدایند و بهشتند و بریند

ما رعیت واینان همه ارباب ترینند

این ها سر شاخه رطب کال ندارنند

اولاد علی، طفل و کهنسال ندارند

او کودک ارباب ولی شیخُ الائمه است

دشمن شده از جامِ میِ معرفتش مست

خوردند بزرگان همه در بحث به بن بست

پیش پسر شاه خراسان شده اند پست

در محضر او اوج نشینان همه پستند

محکوم به درماندگی و عجز و شکستند

در وادی دل وجه خدا کیست بجز او

دروازه و مفتاح دعا کیست بجز او

ابن الکرم و ابن سخا کیست بجز او

ابن علی و ابن رضا کیست بجز او

او ابن علی، ابن علی، ابن علی هاست

آری نهمین معجزه ی حضرت زهراست

او کارگشای گره روز معاد است

سرچشمه ی جود است و جواد است و جواد است

برسفره ی او رزق خداداد زیاد است

از آمدن ابن رضا، فاطمه شاد است

ما سایه نشین کرم ابن رضاییم

مشتاق طواف حرم ابن رضاییم

باید که بسازیم دوباره حرمش را

بر عرش رسانیم شکوه علمش را

چون لشگری از شمع بسوزیم غمش را

در روضه بمیرم غمِ سنّ کمش را

مدّاح فلک در غم او زمزمه دارد

او ارثیه ی عمر کم از فاطمه دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-ولادت


ستاره سحری مژدۀ سحر می داد

فروغ صبح ز پایان شب خبر می داد

ز صحن سینۀ ما دست عاطفت از شوق

کبوتر دل ما را به عرش پر می داد

فضای شهر مدینه معطر از گل بود

شبی که گلبن باغ ولا ثمر می داد

مگر نسیم ز باغ بهشت آمده بود

که بوی ناب گل وسبزه های تر می داد

سحاب رحمت حق بر مدینه سایه فکند

خدا به حجت خود کوثری دگر می داد

فلک به یمن قدومش ستاره باران بود

خدا به شمس سپهر ولا قمر می داد

زدیدگان پدر اشک شوق جاری بود

شبی که بوسه به رخسارۀ پسر می داد

برای خلق گنهکار در شب میلاد

خدا به نخل شفاعت دوباره بر می داد

نهم سپهر ولایت جواد اهل البیت

کریم بود و به هر بینوا گهر می داد

هنوز کعبه شهادت دهد بدان محفل

هرآن که مسئله پرسید از او نظر می داد

دلم گرفته چه می شد اگر خدا یک شب

چنان نسیم به کویش مرا گذر می داد

چه عقده ها که« وفایی» زدل نمی شد باز

به ما اگرکه خدا برگۀ سفر می داد 



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

عاشق روی تو را در دل هزاران مهر نور

سائل کوی تو را صد آسمان جاه و حشم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

مهر و ماهت وام بگرفته است از نور جمال

اخترانت سجده آوردند بر خاک قدم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دامن ریحانه از مهر رخت دریای نور

عاشر ماه رجب از احترامت محرتم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

ای زششسو پنج حس و چار ارکان و سه روح

در دو گیتی زامر یکتا با نظافت منتظم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

تو همان جان وجودی ما همان جسم ضعیف

ما همان تاریکی محض و تو خورشید قدم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


باران زده بر کوچه ی احساس من انگار

سرشار طراوت شده این جان و تن انگار

مبهوت شده آینه در خویشتن انگار

خورشید به وصفت شده گرم سخن انگار

از شوق تماشای تو عالم هیجانی ست

حتا به سر پیر خرد شور جوانی ست

در آرزوی وا شدن غنچه ی دلدار

لبخند به روی همه - آزاد و گرفتار-

خوشبختی یاران شده در آینه تکرار

کم نیست غم دل، ولی انگار نه انگار

این جام برای نهمین مرتبه پر شد

کشکول قلندر صفتان یکشبه پر شد

مولای من! ای گرمی بازار جوان ها

ای شیفته ی سروری تو دل و جان ها

در طول زمان، طول زمان، طول زمان ها

هی زخم زبان، زخم زبان، زخم زبان ها...

گفتند که مقطوع شده نسل امامت

اما لقب "شمس نهم" خورد به نامت

ای آینه ی عاشقی ضامن آهو

برده دل و دین از همه آن طاق دو ابرو

گلنغمه ی محراب تو "یا مبدئ" و "یا هو"

برپای تو افتاده دل خلق ز هر سو

علم و کرم و فضل تو ره یافتنی نیست

در بخشش و احسان تو حرف و سخنی نیست

آتشکده ی عشق منی ای نهمین نور

با تو بدهد بر همه افلاک، زمین نور

خورشید فرو رفته در اندیشه ی این نور

نامیده تو را آینه "خوش جلوه ترین نور"

عنوان ولیعهدی سلطان فقط از توست

بر تخت سخن، کام درافشان فقط از توست

ما شیعه و چون موج به دریات خروشان

در تشنگی چشمه ی چشمان تو جوشان

در گوشه ی میخانه ز ما چشم مپوشان

از باده ی عرفان قدحی چند بنوشان

گشتیم و ندیدیم شبیه تو مرادی

حقا چه کریمی، چه امامی، چه جوادی!

از تیره ی سلمانم و از نسل غدیرم

کُشته ست مرا شوق حریمت، بپذیرم

بگذار تو را سخت در آغوش بگیرم

در شعله ات ای شمع چو پروانه بمیرم

ای مایه ی آرامش خورشید خراسان

امشب شب عشق است ز ما چشم مپوشان



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


دلگیر تر از سینه‌ی تنگم قفسی نیست

در خانه‌ی تنهایی من همنفسی نیست

تنهاتر از این بی‌كس دلمرده كسی نیست

من یكسره فریادم و فریادرسی نیست

در حسرت آغاز بهار است كویرم

واكن دهن شیشه‌ی من را به لبی یا

دم كن نفس شرجی من را به تبی یا

پر كن بغل سرد مرا یك دو شبی یا

سر كن با من چند سحر در رجبی یا

فرصت بده تا پیش قدمهات بمیرم

وقتی كه به موی تو مسیر دلم افتاد

صدها گره‌ی كور سرِ مشكلم افتاد

شور لب تو بر بدن ساحلم افتاد

صد شكر كه در خانه‌ی تو منزلم افتاد

در پیچ و خم عشق تو در آمده پیرم

آغاز بهار است صدای قدم تو

جنگل شدم از آب و هوای قدم تو

سر می‌دود از شوق برای قدم تو

چشمان مدینه شده جای قدم تو

از هرچه به غیر از قد و بالای تو سیرم

جان همه‌ی شهر به گیسوی تو بسته است

نان همه بر همت بازوی تو بسته است

بند دل عیسی به دم هوی تو بسته است

طاقی است دل ما كه به ابروی تو بسته است

با دست تو ورز آمد از آغاز خمیرم

با آمدنت ختم شده غصه‌ی بابا

لبخند تو شد ساحل آرامش دریا

شد بسته در تهمت بی‌پایه و بی‌جا

مبهوت شد از ذره‌ای از علم تو یحیی*

گفتی كه من از طایفه‌ی علم غدیرم

خورشید شدی ساقی این نور علی شد

نوری نبوی آمد و منشور علی شد

آتش خودِ حق بود ولی طور علی شد

تأكید به مستی شد و انگور علی شد

از عقل جدا شد سرِ این كوچه مسیرم

حرف از علی و آینه‌ها شد چه بجا شد

دستم پُر باران دعا شد چه بجا شد

غم ، پشت سرم آبله‌پا شد چه بجا شد

این شعر فقط صرف خدا شد چه بجا شد

از شعله‌ی این راز گُل انداخت ضمیرم

 *یحیی بن اكثم



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-ولادت


ای به جمالات الهی جمیل

وی به کمالات و شرف بی بدیل

طینت تو آیه ای از ذوالجلال

خلقت تو جلوۀ ربّ جلیل

وصف سجایای تو بی انتها

روح تو دارای صفاتی اصیل

ذرّه ای از نور تو خورشید و ماه

چشمه ای از غمزۀ تو سلسبیل

محضر تو مهبط نور خدا

مکتب تو مکتب وحی و دلیل

سلسلۀ مادری اَت  فاطمی

دودۀ باباییِ تو تا خلیل

هرچه بگوئیم ز دریای حُسن

هست از این بحر نشانی قلیل

ذکر دل خیلِ غلامانِ تو

نعم المولاست و نعم الوکیل

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

آنکه گِلِ نوریِ تو بیخته

مِهر تو را در دلِ ما ریخته

از عدم انگیزشِ هفت آسمان

گشت ز نام تو بر انگیخته

چون بدهد ((کن فیکون)) امرِ تو

پای اشارات تو سر ریخته

از تو و اسرار تو آگاه نیست

عالم و فرزانه و فرهیخته

شیعه از آن روز شده شیعه اَت

که دل او با گِلت آمیخته

کیستی ای کوثر دوم ، جواد

نام تو موج کرم انگیخته

سورۀ کوثر ز تو احیا شده

ابتر از این معرکه بگریخته

خصم رضا روز جزا از قضا

پس به زبان می شود آویخته

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

کیستی ای سِرّ نهان و عیان

نورِ بر اَفراشته تا آسمان

مَظهر اسماء خدا یک به یک

مُظهر اوصاف خدا آن به آن

تا متولد شدی از مادرت

اشهدِ تو بود به روی زبان

سجده کنان غلغله انداختی

در همۀ کون و مکان یک زمان

چشم خدابین تو از جنس نور

وز همه عالم خبرت هر مکان

تک تکِ اعمال محبین توست

زیر نفوذ نظرت در جهان

سایۀ تو حضرت روح القدس

در همه جا هست ترا همچو جان

مورد تایید خداوندِ توست

آنچه تو انجام دهی بی گمان

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

ای همۀ زندگی اهل بیت

مایۀ بالندگی اهل بیت

بندگیِ راه خدا کرده ای

مثل همه بندگی اهل بیت

کاش که می شد همه اعمال ما

مایۀ زیبندگی اهل بیت

کیست برازندۀ عصمت شود

مثل برازندگی اهل بیت

هست پیام تو به ما شیعیان

پیروی از زندگی اهل بیت

غیرت زهرایی اَت از کودکی

جلوۀ رزمندگی اهل بیت

شیوۀ ما پیش روی دشمنان

شیوۀ توفندگیِ اهل بیت

نام تو در عرش سُرور الفؤاد

ای نهمین حجت حق یا جواد

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)حضرت علی اصغر(ع)-مدح و ولادت


دوباره سرم در هوای شماست

تمام دلم سر سرای شماست

به سوی خدا رفتم و دیده ام

فقط رد پا رد پای شماست

خدا هم فقط از شما گفته است

گمانم خدا هم خدای شماست

گدایی برازنده ی ایل ماست

برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا میرسی

که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است

گره هام دست دعای شماست

مرا پای حیدر هلاکم کنید

به عشق رضا سینه چاکم کنید

دلی دارم و خانه زاد رضاست

فقط یاد دارد ز یاد رضاست

کم اینجا ندیده است برایش بد است

دلم مستحق زیاد رضاست

نجف،کربلا رفتم و گفته اند

که راهش دهید از بلاد رضاست

گره می خورد زندگی ام ولی

همین نا مُرادی مراد رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم

روی خاک باب الجواد رضاست

جوادش در بسته را باز کرد

گره های من را رضا باز کرد

خبر را مسیح از مسیحا شنید

خبر را ز جبریل موسی شنید

اگر گوش تا گوش دل را دهی می توان

که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی ترک خورده بود

ولی ناگهان بوی دریا شنید

دل انبیا بر دری می تپید

که از آن صدای شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد

شبی که رضا ذکر بابا شنید

تو هم مادری هستی و می شود

که از قلب تو نام زهرا شنید

فدای نفسهای بابایی ات

فدای تپش های زهراییت

ز تو کوچه ها تا معطر شدند

حسودان این شهر ابتر شدند

به کوری چشمان ناباوران

همه محو روی پیمبر شدند

عسل های کندوی لبهای توست

گر این روزها شهد و شکر شدند

برای تماشای لبخند توست

علی اکبری ها کبوتر شدند

کریمی کرامت،جوادی و جود

چه خوش کُنیه هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه

پُر از یاد میلاد اصغر شدند

خدا دید چشم پر احساس تو

از آن ابتدا غرق مادر شدند

کسی را نگاهت معطل نکرد

دو دست مرا هیچ معطل نکرد

تو دریایی و در تماشا رباب

تو در خوابی و غرق لالا رباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش

که خندید با تو به زهرا رباب

شبیه حسینی و مات تو اند

همه دور گهواره حتی رباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند

تو را داده بر دوش سقا رباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن

بیا زنده کن عمه را با رباب

به دستان بابا هواست نبود

که چشمش به راه است آنجا رباب

نگو مادرت را صدا می زدی

به دست پدر دست و پاز میزدی



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
سه شنبه 1394/02/8

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


روی دستان سبز جبراییل

می رسد ماه خانه ی مولا

آسمان ایستاده محضر او

دست بر سینه دارد و حالا...

 

مژده ای اهل آسمان و زمین

هشتمین مرد عشق بابا شد

نهمین وارث رسول خدا

روی دامان خیزُران جا شد

 

دهمین روز ماه ناب رجب

پا به پای بهار آمده است

در مدار منوّر خورشید

ماه شب های تار آمده است

 

بین چشمان او علی جاری ست

بخشش از دست های او پیداست

دل سپرده به مادر سادات

المثنای حضرت زهراست

 

از کرامات او همین بس که

کرمش رنگ مجتبی دارد

نوه ی خانواده ی موسی

نفسش عطر کربلا دارد

 

کم که نه وقت بارش رحمت

از نگاهش زیاد می بارد

ابر الطاف او بدون شک

سمت باب الجواد می بارد

 

خاطرات حرم چه زیبا بود

من که آن را نمی برم از یاد

خاطرات زیارت مشهد

گوشه ای پشت پنجره فولاد

 

تا که مرغ دل پریشانش

جا بگیرد در آستان جواد

پیر مردی به زیر لب می گفت:

یا رضا جان، تو را به جان جواد

 

روز میلاد تو عجین گشته

با شمیم فرح فزای سیب

با علی اصغر امام شهید

یاعلی اکبر امام غریب

 

با خود پرچم امام رضا

سوی باب الحسین خواهم رفت

جمعه روزی من عاقبت سوی

حرم کاظمین خواهم رفت



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


پرده ی اول

مثل آن روز که  دردانه ی پیغمبر را

همه دیدند  و ندیدند  رُخ دیگر را

از لغت نامه ی  بی برکت خود نامیدند

به خیال خودشان این غلط ِ " ابتر"  را

تا خدا خود به میان آمد و تقدیم نمود

چشمه ی  آب زلال دل خود ، کوثر را

تا که چشمان حسودان نبی در آید

آیه آورد که یادت نرود  "وانحر" را

اینچنین است : خدا هفت پسر می گیرد

نسل ها می دهد این فاطمه ، این دختر را

آنچنان می شود این دختر ِ باران، مهرش

پدر  احساس کند بار دگر مادر را

هیچ کس پی نبَرَد اوج بلندایش ، پس

صبر کن تا که ببینیم همه محشر را

 

پرده ی دوم

مثل آن روز..."رضا"  مثل "پیمبر"   بود  و...

حرف ها  "این چه امامیست که ابتر..."  بود و...

طعنه ها بود ولی دل  چو  که محکم باشد

کِی از این زخم زبان ها به دلش غم باشد؟

صبر می کرد که  آن  حکمت پنهان آید

صبر می کرد  که تا حضرت باران آید

صبر می کرد که این غنچه شکوفا گردد

کوثری  آید  و  چون  حضرت زهرا گردد

آه ای حضرت سلطان که فدایت جانم

پشت این در بدهی یا ندهی می مانم

قصه ماندن  بی منت من دیرین است

چون گدایی به در خانه ی تو شیرین است

تو خودت ابری و بارانی و دریا هستی

تو خودت رحمت بی واسعه بر ما هستی

تو خودت عشق ، خودت شور ، خودت جان هستی

تخت یا تاج مهم نیست ، سلیمان هستی

هر نشناخت تو را ، فطر ، دگر می فهمد

و مسلمان  تو می گردد  اگر می فهمد

قبله را رو کن و تکبیر بگو...جان آید

به سلامش نرسی حضرت باران آید...

 

پرده سوم

ما همه تشنه شدیم و تو فقط آب شدی

پسر کوچک سلطان که خود ارباب شدی

شاد کردی دل بابای خودت را وقتی

خنده ای کردی و در دست پدر خواب شدی

تار مهر پدرت را بنوازم ، وقتی

تو در آن گوشه ی دل ، ماندی و مضراب شدی

زیر پای پدرت ، پای به پای پدرت

اینچنین است که فیروزه ی کمیاب شدی

میروم مشهد  و در دور حرم می گردم

آشکار است که محبوب ترین باب شدی



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

مناسبت های ماه رجب


صفای طیبه دارد صفای ماه رجب

که عالمی شده مست از دعای ماه رجب

ولادت سه امام و رسالت نبوی

فزوده بربرکات و صفای ماه رجب

مقام و منزلتش نیست کمتر از رمضان

بلند باد شکوه نوای ماه رجب

بخوان ترانه یا ذوالجلال و الاکرام

که مشکلت بگشاید خدای ماه رجب

به روز اول این مه ولادت باقر

شدست موجب عز علای ماه رجب

به روز دهم امام جواد آمده است

به پاسداری رحمت سرای ماه رجب

به سیزدهم مه از فروغ روی علی  

جلا گرفته رخ دلگشای ماه رجب

به بیست و هفتم مه بعثت رسول خدا

به حق شده سبب اعتلای ماه رجب

بخوان نماز و مناجات کن به خلوت شب

که بهرمند شوی از عطای ماه رجب

شبی خوش است(کلامی) برات می بخشند

به حرمت صلوات و دعای ماه رجب



موضوع : ولادت امام علی(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام جواد(ع)، ولادت حضرت علی اصغر(ع)، عید مبعث، شب لیله الرغائب، 
شنبه 1393/02/20

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


نهمین نوح رسیده است شود سرور شهر

با همین عمر کمش سایه شود بر سر شهر

نهمین نور دمیده است زمین بی تاب است

پسر حضرت ارباب خودش ارباب است

نهمین جود رسیده است گداها شادند

خبر آمدن عشق به هم می دادند

چه کسی جود و کرم اینهمه بی حد دیده؟

سومین دفعه‌ی دنیاست محمّد دیده

نور چشم پدری بعد چهل سال رسید

و چهل سال پدر طعنه‌ی بسیار شنید

آخرین شام از این چلّه‌ی تار آمده است

ماهی از دامن خورشید به بار آمده است

آمده بار امامت بکشد بر دوشش

یاوه گویان همه ساکت و پدر مدهوشش

علم از درک مقامات پسر جا مانده

دهن شهر از این معجزه‌ها وا مانده

خردسال است ولی مثل پدر تابیده است

تکه‌ی آینه ای رو به روی خورشید است

دهم ماه رجب آمده خورشید نهم

حالت شهر شده مثل شب سیزدهم

مژده دادند مریدان که مراد آمده است

نهمین حیدر کرار، جواد آمده است

یکی یک دانه شدی دلبر بابا شده‌ای

خوش به حال دل رعیت که تو آقا شده‌ای

بس که هر بیت نشانی ز حضورت دیده

در دل مثنوی‌ام شوق غزل پیچیده

زلف بر باد بده، من که دلم بر باد است!

ناز بنیاد کن این مشتری‌ات آماده است

سرم از بابت بیعانه نثار قدمت

در ره عشق شما سخت ترین هم ساده است

تو جواد بن رضا - بنده غلام بن غلام

هر که در خانه‌ی تو گشته غلام آزاده است

خاک نعلین شما اوج کمالات من است

اعتباری هم اگر هست نگاهت داده است

پر زده مرغ خیالم پیِ اوج آمده است

زیر پاهای شما خسته شده است افتاده ست

آسمان حرمت مثل خراسان آبی است

آبی کاشی‌ات از گنبد گوهرشاد است

پنجره‌های ضریحت سوی مشهد باز است

پشت هر پنجره یک پنجره‌ی فولاد است

کاش یک بار بیفتد گذرم سمت شما

چه مسیری است مسیر سفرم سمت شما

هر قدم راه رسیدن به تو بوسیدنی است

بعد شش گوشه دوتا گنبدتان دیدنی است



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-ولادت


روز میلاد گل است و باغ شاد

عاشقان ! میلاد گل تبریک باد

خنده زد مهر نهم در آسمان

صبح صادق را به هستی مژده داد

کیست او ؟ ماه مدینه ، مهر عشق

آسمان جود ، رحمت را چکاد

کیست او ؟ پایان فصل تشنگی

روح باران ، عصمتی دریا نژاد

کیست او ؟ پیغمبر صبح ظهور

خصم شب ، بنیانگذار عدل و داد

کیست او ؟ سرفصل وحدت ، همدلی

قــــــاری تـــــــوحید ، روح اتحاد

فصل وصل آمد ، بشارت عاشقان !

" عشق ، شوری در نهاد ما نهاد "

بوی عود و عید می آید ، بخند

خنده زد بر عالم هستی " جواد "

تا چو گل از این بشارت بشکفی

این « غزل - لبخند » ، تقدیم تو باد



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-ولادت


حرف جود است و باز مرغ دلم ، سمت بام جواد پر دارد

خسته از راه های نافرجام ، به سوی خانه اش گذر دارد

می رود همره نسیم سحر ، تا دمی در برش بیاساید

مثل طفلی یتیم و خسته و زار ، که به دل حسرت پدر دارد

می رود سوی آن که نا گفته ، از دل عاشقان خبر دارد

بس که مشتاق روی سائل هاست ، بیتش آغوش جای در دارد

سفره ی او همیشه پر نعمت ، می ترواد ز خوان او حکمت

هر کسی هم به قدر معرفتش ، از فیوضات او ثمر دارد

گرچه نالایقیم و بی مقدار ، و گناهانمان شده بسیار

با کریمان امور مشکل نیست ، باز هم او به ما نظر دارد

اصلاً از رحمت نگاه جواد ، زندگی های ما شده آباد

عاشق چشم نافذش شده ام ، وَ تَوَکَّلتُ... هرچه بادا باد

شب شبِ عاشقان و بی دل هاست ، آخر امشب نگار می آید

مژده مژده به جمع بی تابان ، بی قراران ؛ قرار می آید

تا قدم در زمین نهاد این طفل ، همرهش خیر بی کران آمد (1)

رحمت لایزال حضرت حق ، از یمین و یسار می آید

این مبارک پسر که آمده است ، کوثر خاندان فاطمه است

کوثری که عجیب مادری است ، همره او بهار می آید

آمد و با قدوم پر خیرش ، شیعیان عاقبت بخیر شدند (2)

سربلندیِ پیروان علی ، مایه ی افتخار می آید

پدرش عالمِ تبار رسول ، برده ارث از پدر پسر که چنین

تا که لب می زند به یک مجلس ، پاسخ سی هزار می آید(3)

امشب او روی دست های پدر ، به زمین و زمانه نور دهد

پدرش هم به یُمن مقدم او ، به زمین و زمانه سور دهد

امشب از لطف حضرت سلطان ، ذکر ابن الرضاست بر لب ما

اثر باده ی محبت اوست ، این همه عاشقی و این تب ما

ماهتاب است و زاده ی خورشید ، آسمان مثل او ستاره ندید

دم به دم وان یکاد باید گفت ، بس که نورانی است این شب ما

دوست با دوستان او هستیم ، دشمن دشمنان او هستیم

پیروی کردن از طریقت او ، اصل دین و اساس مذهب ما

دشمنان را بگو که امت ما ، زیر بار ستم نخواهد رفت

جان سپردن به پای این پرچم ، اولین درس سرخ مکتب ما

گرچه محبوس بند دنیاییم ، آرزوی رها شدن داریم

کاش از راهِ لطفِ باد صبا ، برساند به یار مطلب ما(4)

آه ای دست گیر آل الله ، دست ما و عنایتت امشب

چشم بارانی ام به سوی شماست ، کم ما و کرامتت امشب

ای جواد سلاله ی زهرا ، تو کریمی و ما گدا آقا

کاسه هامان ز معرفت خالیست ، بده به خاطر خدا آقا

این که ما سائل شما هستیم ، همه از لطف بی نهایت توست

نور محضید و ما سیاهی محض ، ما کجا و شما کجا آقا ؟

من و خاندان من همه مجنون ، تو و خاندان تو همه لیلا

چقَدَر خوش بحالمان شده است ، که تویی مقتدای ما آقا

قلب من از گناه آکنده ، شده ام بر درت پناهنده

ای مسیحا تباه خواهم شد ، ندهی گر مرا شفا آقا

شب میلاد نامه ای دارم ، که به دست نگار بسپارم

نامه ام آرزوی کرب و بلاست ، مهر کن نامه ی مرا آقا

از شما شور و شین می خواهم ، و  بُکا  لِلِحسین می خواهم

بعد پابوس کربلا و نجف ، سفر کاظمین می خواهم

----

1- اشاره به حدیث حضرت رضا علیه السلام

2- اشاره به این مطلب که بیش از نیمی از شیعیان تا پیش از تولد حضرت جواد علیه السلام واقفی شده بودند و به امامت موسی ابن جعفر علیه السلام وقف کرده بودند و پس از تولد آن حضرت مجددا اصطلاحا سر به راه شدند .

3- اشاره به روایتی که حضرت در یک مجلس به بیش از سی هزار سئوال پاسخ دادند.

4- اشاره به عنایت حضرت به مرد شامی و رها شدن وی از زندان معتصم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1393/02/19

امام جواد(ع)-ولادت


در عرش و زمین چه محشری بر پا بود

میلاد تو جان تازه بر دل ها بود

ای كوثر ثامن الحجج! آمدنت

تفسیر دوباره ای از أعطینا بود



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


نشسته‌ام بنویسم گدا نمی‌خواهی؟

میان خانه‌ی خود بینوا نمی‌خواهی؟

نشسته‌ام بنویسم کریم یعنی تو

کریم‌زاده تو حاجت روا نمی خواهی

شنیده‌ام که عطایت زبانزد همه است

نیازمند برای عطا نمی‌خواهی

به خاک تیره اگر بنگری طلا گردد

تو علم و معجزه و کیمیا نمی‌خواهی

قسم به روی شما خوب می‌شوم آقا

فقط بیا و نگو که مرا نمی‌خواهی

منم اسیر نگاه پر از عطوفت تو

من از نگاه تو خواندم شما نمی‌خواهی...

... که من جدا شوم از تو؛ وَ خوب دانستم

که می‌کنی ز محبّان خود هواخواهی

هرآنکه بسته به چشمت دخیل سیّدنا

نشسته روی پر جبرئیل سیّدنا

من آمدم که بگویم به تو سپاسم را

و جمع می‌کنم این بار من حواسم را

که تا دگر نبرم یأبنَ فاطمه هرگز

به غیر کوی شما دست التماسم را

برای آنکه بیایم به محضرت آقا

روا بُود که مرتّب کنم لباسم را

برای جلب نظر از شما بسوی خودم

من استفاده کنم عطر ناب یاسم را

میان آیِنه‌کاری چنان شدم تکثیر

هزار مرتبه دیدم من انعکاسم را

به غیر نان شما که نخورده ام هرگز

ببین زبان و دهان نمک‌شناسم را

میان دغدغه ها عطر عاشقی آید

فرو نشاند در این دل غم و هراسم را

دلم کنار شما خانه در فلک دارد

جواد فاطمه نامت عجب نمک دارد

برای ذات خداوند امتدادی تو

دوباره نور خدا را به سینه دادی تو

زمینِ مُرده‌ی مردم دوباره احیا شد

از آن زمان که بر این خاک پا نهادی تو

تجلّی نبی و حیدر و حسین هستی

که با تهاجم هر فتنه در جهادی تو

تو از مریضی هر شیعه غصّه می‌خوردی

ز شادمانی دلهای شیعه شادی تو

تمام جود خدا را اگر کنم تفسیر

رسم دوباره به نامت ز بس جوادی تو

نثار روی تو خواندم وَ أن یَکادم را

به عالمی ندهم ذکر یا جوادم را

به پیش نام شما پا شدم خدا را شکر

دوباره مست تولّا شدم خدا را شکر

من از ولایت ‌تو آبرو گرفتم پس

کنار نام تو آقا شدم خدا را شکر

از آن قدیم که مهر تو در دلم افتاد

مقیم عالم بالا شدم خدا را شکر

تو در نهایت اکرام و من تُهیدستم

مقابل تو تمنّا شدم خدا را شکر

هزار مرتبه مُردم ز دیدن رویت

هزار مرتبه احیا شدم خدا را شکر

تو در کرانه‌ی یا ربّنای من هستی

من از دعای تو دریا شدم خدا را شکر

من از علاقه و عشقت به مادرت زهرا

مُحبّ حضرت زهرا شدم خدا را شکر

هزار غبطه به پای نگات می‌ریزم

تمام عمر خودم را به پات می‌ریزم

من از نگاه مدامت دوام می‌گیرم

ولایت از سخنان امام می‌گیرم

به خاک میکده من سر فرود آوردم

فقط ز دست کریم تو جام می‌گیرم

من آنقَدَر به شما می دهم سلام آقا

که آخر از تو عَلَیکَ السّلام می‌گیرم

اگرچه بال و پرم زخمی از زمانه شده

من از دوای شما التیام میگیرم

کبوترم که شدم جلد گنبد زرّین

فقط پر از سر این برج و بام می‌گیرم

به سنگ‌فرش حریم تو می‌کشم دستم

تبرُّکاً در بیت الحرام می‌گیرم

تو رتبه ای بده تا خاک پایتان باشم

چه خوب پیش شما من مقام می‌گیرم

غلام هیچکسی جز شما نخواهم شد

گدای کس به جز إبن الرّضا نخواهم شد

تو آمدی که شوی قبله‌گاه مردم ما

تو آمدی شده دلشاد امام هشتم ما

تو آمدی که رود غم ز سینه ها دیگر

و تا همیشه بماند به لب تبسّم ما

تو آمدی که به مردم نشان دهی حق را

فقط صفا بنویسی بر این تلاطم ما

من و دلم به تو سوگند عاشقت هستیم

محبّت تو بُود باعث تفاهم ما

تو آمدی که شوی با گدات همسفره

که نان جو بخوری جای نان گندم ما

کنار حضرت معصومه یادتان کردم

چه وقت بهر زیارت تو می‌روی قمِ ما؟

دلم دوباره به یادت به شور و شین آمد

به سر هوای پریدن به کاظمین آمد

امیر هر دو سرا یا جواد ادرکنی

نظر نما به گدا یا جواد ادرکنی

به حقّ مادرتان فاطمه قسم آقا

بخر مرا ز وفا یا جواد ادرکنی

خدای جودی و جود خدای منّانی

به سائلت کن عطا‌ یا جواد ادرکنی

طواف کوی تو برتر بُود ز بیت‌الله

قسم به سعی و صفا‌‌ یا جواد ادرکنی

رود به سوی بهشت خدا هر آنکس که

تو را نموده صدا یا جواد ادرکنی

فقط ز راه ولای تو یا ولیَّ الله

روم بسوی خدا یا جواد ادرکنی

نشسته‌ام که بگیرم برات رفتن خود

به شهر کرب و بلا یا جواد ادرکنی

تویی تو زاده‌ی شمسُ الشّموس یا مولا

علیّ اکبر سلطان طوس یا مولا

نشسته مرد غریبی کنار گهواره

کنار گریه‌ی بی اختیار گهواره

رضا نشسته بخواند نوای لالایی

برای کودک زیبا عُذار گهواره

چقدر شب به سحر درد و دل کند با این

گلی که شد همه باغ و بهار گهواره

چقدر طعنه شنیده ز دیر آمدنت

چقدر سخت گذشت انتظار گهواره

دوباره صحبت گهواره و نوای لالایی

دوباره مرثیه‌ی شیرخوار گهواره

میان هُرم عطش مادری صدا می‌زد

بخواب کودک دل بیقرار گهواره

امان ز اشک رباب و غم علی اصغر

چه بد شد عاقبت آن روزگار گهواره

نشد که لب بزند کودکش به آب ای وای

نشد که قد بکشد کودک رباب ای وای

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-ولادت


ای دوست مراد اهلبیت آمده است

یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است

امروز تمام سائلان می گوینـــد

میــلاد جواد اهلبیت آمده است



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-مدح و ولادت


باز گل وا شده و دهر گلستان شده است

گلبن عشق شکوفا و گل افشان شده است

با نسیم سحری عطر بهار آمده است

چمن حسن پر از لاله و ریحان شده است

باز کن پنجره را صبح وفا سر زده است

نهمین مهر جهانتاب نمایان شده است

مهبط وحی خدا، شهر پر از نور رسول

از تجلای همین مهر چراغان شده است

آفرینش شده از شوق تماشاکده اش

چشم هستی به رخش واله و حیران شده است

آری این آینۀ نور جواد است کز او

آسمان مثل زمین آینه بندان شده است

یک نظر کرد به او شمس ضحی ناگه دید

جلوۀ او به هزار آینه تابان شده است

همره زمزمۀ خواب و زلال اشکش

شادی شمس ضحی باز دو چندان شده است

بضعۀ پاره تن اشرف انسان ها اوست

هرکه در مکتب او آمده انسان شده است

پور موسی است که انوار  خداوندی او

باعث حیرت صد موسی عمران شده است

نه همین کور شفا یافته از حضرت او

دردها با نگه اوست که درمان شده است

سائلان حرم عشق کریم آمده است

آن که از جود و کرم شهرۀ دوران شده است

آسمان دید که با جوشش دریای کرم

ساحل جود پراز لؤلؤ و مرجان شده است

پور اکثم به خداوند که حیرت زده از

پاسخ مسأله هایی است که عنوان شده است

جز خدا کیست که آگه بُود از منزلتش

قدر او در دل هرکس که فروزان شده است

چون کند شکر«وفائی» که ز فیض نگهش

آبرومند دراین عالم امکان شده است



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1393/02/19

امام جواد(ع)-ولادت


باز شد یک سحر آن پنجره ی شرقی عشق

نفسی باز بخوان حنجره ی شرقی عشق

آه ای دل چه کنم در شب بارانی خویش

به کجا خیره شوم با تب طوفانی خویش

آسمان جلوه گر حُسن تماشایی کیست؟

این همه همهمه از کار مسیحایی کیست؟

کیست امشب که به مهمانی نور آمده است

کیست امشب که بر این طاق بلور آمده است

آسمان خاک بهاری شده از آمدنش

تا زمین آیینه کاری شده از آمدنش

باغ ها غرق گُل اند و همه گُل ها مستند

موج ها پر زمی اندو در دل دریا مستند

تاکها غرق شرابند و سبوها لبریز

قلبها مست ترینند و گلوها لبریز

همه آفاق ز گیسوی شقایق سرشار

آفرینش همه از بوی شقایق سرشار

کوچه کوچه همه جا باغ بهشت است ببین

خانه خانه همه گل خشت به خشت است ببین

کیست این آمده ای دل دل دلخسته ی من

کیست این گمشده ی هر گره ی بسته ی من

مشکلم وا کن و از باده ی او نوشم کن

بوی یار آمده ای دلشده مدهوشم کن

گفت با زمزمه ی شعر خراسانی خویش

گفت با نغمه ی حیرانی و طوفانی خویش

ای گره خورده ترین،فصل مراد آمده است

در و دیوار گواه است،جواد آمده است

آمده روح دل انگیز بهاران کرم

آمد از راه خداوند سخا،جان کرم

آمده ناب ترین عید در این عید ترین

آمده ماه ترین،آمده خورشید ترین

آمد و رونق خورشید شکست از قدمش

قفل هر سینه ی نومید شکست از قدمش

شب یوسف شده در خانه ی یعقوب ترین

شب محبوب ترین هدیه ی ایوب ترین

شب گلخنده ی زهراست،خدا می خندد

شب لبخند جواد است خدا می خندد

همه تا صبح پی عقده گشا می گردند

همه پروانه صفت گردِ رضا می گردند



موضوع : ولادت امام جواد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء