تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ولادت حضرت زهرا(س)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


شور برپا شده و عشق، به بار آمده است

باز هم رایحۀ فصل بهار آمده است

ماه، چون مُهر شده جانب منبر رفته

سورۀ شمس، به مهمانیِ کوثر رفته

سیبِ معراج، به معراجِ زمین آمده است

بر رکابِ نبی‌الله، نگین آمده است

نور، از عرشِ زمین، سمت سماوات رسید

روی دستان پدر، مادر سادات رسید

بین گهواره که صدیقۀ اطهر باشد

وقت آن است که مدّاح، پیمبر باشد

دخترم، محشر کبراست بدانید همه

سایه‌اش بر سرِ دنیاست بدانید همه

راضیه، مرضیه، طوباست بدانید همه

اصلاً او امّ‌ابیهاست بدانید همه

و نوشتند که انسیۀ حورا باشد

او درخشید و خدا خواست که زهرا باشد

طعمِ لبخندِ بهشت است به روی لب او

بوسه دادن به رسول است، نماز شب او

نام او فتح مبین است که قرآن فرمود

شأن زهرای مرا سورۀ انسان فرمود

نورسیده‌ست ولی بوده از اول با من

علّت خلق جهان فاطمه بوده یا من؟

باغبان بوده‌ام و فاطمه گلشن بوده

فاطمه، خاص‌ترین معجزۀ من بوده

بهترین مادر دنیا که به دنیا آمد

عشق، در هیبت مولا به تماشا آمد

علی از راه رسیده به مبارک بادش

خاتم از دست درآورد و به زهرا دادش

پَرِ گهواره، عقیق علوی را دُر کرد

اشک شوق، آینۀ چشم علی را پُر کرد

عشق، فرضیه شده، مسأله را می‌جوید

جبرئیل آمده، در گوش نبی می‌گوید:

نور تابنده به نور ازلی می‌آید

چقدَر فاطمۀ تو به علی می‌آید

کعبه، مُحرِم شده و دور علی چرخیده

در سراپای علی دست خدا را دیده

روی دستان یدالله، خدا تابیده

چون پیمبر به علی دُرِّ نجف بخشیده

هدیه انگار که از باغ جنانش آمد

مدح صدیقۀ کبری به زبانش آمد

باز، مدّاحیِ زهراست، شنیدن دارد

مدح، از جانب مولاست، شنیدن دارد

او رسیده‌ست که افلاک، پر از لبخند است

نَفَس عرش، به یک نیم‌نگاهش بند است

گرچه پیداست ولی جلوۀ مستور شده

فاطمه نورٌ علی نورٌ علی نور شده

او که قبل از همه امضای بلا را داده

چقدَر غصّۀ شیعه به دلش افتاده

«شیعتی» گفت و مماتِ همه بی‌واهمه شد

اینچنین بود که از روز ازل فاطمه شد

سیل می‌خواستم و بارش نم‌نم آورد

مثنوی هم جلوی مدح شما کم آورد



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


همان زمان که در آفاقِ عرش ، دیده شدی

برای قصه‌ی لولاک ، برگزیده شدی

تو میوه‌ی ملکوتی که در شب معراج

به اذن حضرت پروردگار ، چیده شدی

گذاشت ، آینه را روبروی وجه خودش

قلم به دستِ خدا بود و تو کشیده شدی 

تو شاه بیت غزل‌های آفرینشی و ...

به شاعرانه‌ترین شکل ، آفریده شدی

به دستخط خدایت ادامه‌دار شدی

هِجا هِجای تو تکثیر شد قصیده شدی

به خاطرت همه‌ی عرش را مزیّن کرد

بهشت ، جامه‌ی سبزی که داشت بر تن کرد

تو آمدی همه‌ی عرش ریسه بندان شد

تو خنده کردی و نور فلک دوچندان شد

زمین بهشت برین و ؛ بهشت ، زهرایی

به یمن آمدن تو هم این و هم آن شد

تمام عرش ، برایت بداهه می‌گفتند

تو آن قصیده‌ی نابی که شعرباران شد

خدا به خاطر نامت سه بیت نازل کرد

سه آیه‌ای که تمام وجود قرآن شد

برای مدح تو جبریل ، آمد از ملکوت

نگاه کرد ، به چشم تو و غزلخوان شد

سلامِ ما و سلامِ خدا عَلَی الْکوثر

سلام بر تو و بابای تو اَباالْکوثر

سلام ، کوثر جاری شده به جان زمین

سلام ، انسیه ؛ ای «حوریه‌نشان» زمین

خدای تو به زمین دوخت ، آسمان‌ها را

به عشق آمدن تو ای آسمان زمین !!

شب ولادت تو آفتاب می‌تابید

به وقتِ نور تو تنظیم شد زمان زمین

برای مدت هجده بهار هم که شده

خدا گذاشته منت به ساکنان زمین ...

که شاید از تو بگیرند ، درس آدمیت

از آسمان تو رسیدی به امتحان زمین

هزار حیف ، که مردود شد زمینِ خدا

همان دمی که پر از دود شد زمینِ خدا

زمین نداشت لیاقت که تو در آن باشی

اراده کرد ، خدا که در آسمان باشی

قرار بود ، زمین خانه‌ی خودت باشد

نخواستند و بنا شد که میهمان باشی

بهشت ، زیر قدم‌های توست مادرجان !

خدا نخواست که بین زمینیان باشی

تو گنج مخفی پروردگار می‌مانی

اراده کرده که بانوی بی‌نشان باشی

به عشق «اَشْهَدُ اَنّ عَلی وَلیُّ الله»

خودت نخواستی اصلا که در اذان باشی

قسم به نام تو بانو ؛ قسم به نام علی

علی تمامِ تو بود و تو هم تمامِ علی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-روز مادر


خورشید شد و کنارِ او تابیدم

خیر از همهٔ دقیقه هایم دیدم

معنایِ بهشت را بدونِ اغراق

با بوسه به دستِ مادرم فهمیدم!



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


مهجه قلب عقل کل آمده

سایه به قامت رسل آمده

عشق دگر نشسته اینجا به گِل

دور سرش فرشته آورده دل

ملائکه گرمِ به این زمزمه

بترکد چشمِ حسودان همه

مادرِ آفاق چه زبیا رسید

نام گُلش زِ عرش، زهرا رسید

آمنه دختر به برش دیده است

نبی بسانِ مادرش دیده است

ماه شده مات از این ماهِ رو

گرفته شمس دیده از برق او

قامت دنیا به قدش خم شده

موجب خشنودی ماتم شده

به یُمن او مکه به دف آمده

خاک نجف هم به شعف آمده



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


در زمین آسمان نمی‌گنجد

قدرِ او در بیان نمی‌گنجد

شبِ میلاد حضرتِ زهرا

ذوقِ ما در لسان نمی‌گنجد

ذره‌ای از فضائلش بی‌شک

در دلِ واژگان نمی‌گنجد

سطحِ احساسش آن قدَر بالاست

بینِ شعر روان نمی‌گنجد

این‌که می‌گریم از سرِ شوق است

اشک در چشم‌مان نمی‌گنجد

شرحِ حالِ ملازمانِ درش

در زمان، در مکان نمی‌گنجد

آن‌که پیراهنش به سائل داد

در دلش دردِ نان نمی‌گنجد

منشأ خیر و مصدرِ حق است

قصدِ باطل در آن نمی‌گنجد

معنیِ عصمت است و مادرِ آب

مثل او در جهان نمی‌گنجد

هرکه سود از نگاه زهرا برد

در حسابش زیان نمی‌گنجد



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


داریم به دل گرمیِ طوفانِ نجف را

داریم به لب مدحت سلطانِ نجف را

داریم به سر شوق پریشان نجف را

خوردیم فقط شُکرِ خدا نان نجف را

دل اولِ این شعر به ایوانِ نجف رفت

گفتیم همه فاطمه و جانِ نجف رفت

 

باید به درِ خانه‌ی زهرا بنشینیم

تا لطف خدا را به تماشا بنشینیم

تا در خنک سایه‌ی طوبی بنشینیم

تا ظِلِّ قیامت همه بالا بنشینیم

بوسیدنِ دستانِ شما واجب عینی است

تعظیم تو بر شیرِ خدا واجب عینی است

 

دستی که زده بوسه پیمبر فقط این است

آن دخترکی که شده مادر فقط این است

کفوی که شده معنی حیدر فقط این است

یاسی که شده قبلۀ قمصر فقط این است

خانم حرمی از تو در این سینه خدا ساخت

از نورِ شما یازده آئینه خدا ساخت

 

بالاتر از آن خط که نوشتند تو هستی

مدحی که نخواندند و نگفتند تو هستی

با نقطه‌یِ با ، نقطه‌یِ پیوند تو هستی

آئینه قَدیِ خداوند تو هستی

چیزی بِجُز از نورِ خداوند نداری

سوگند که ای آیِنه مانند نداری

 

بانو چه شگفت است هُبوتی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

یا جمع جلال و جبروتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که داری

با تیغ به تو تکیه کند شیرِ خداوند

ای خطبه‌یِ تو غیرتِ شمشیر خداوند

 

از روزِ ازل هر تپشت یادِ علی بود

نَبْضَت ، ضربانت ، نَفَسَت نادِ علی بود

این هشت فلک فاطمه آبادِ علی بود

خانم همه‌ی حرفِ تو فریاد علی بود

از ریشه‌ی آن چادر اگر ریشه‌ی شیعه است

از خطبه‌ی بُرَّنده‌ات اندیشه‌ی شیعه است

 

در سینه اگر آتشی از شور تو داریم

در دست اگر رأیتِ منصور تو داریم

ما چشم فقط جانبِ منشور تو داریم

دردیم چه غم ، نور علی نور تو داریم

از بارِشَت ای ابر ، پُر از لاله شد این باغ 

از لطفِ نگاهِ تو چهل ساله شد این باغ

 

هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بُت شکن ما

در سایه‌ی زهراست تمامِ وطنِ ما

صائب  چه خوش آورد زِ شرحِ جگرِ ما

"آسایش منزل نبُوَد در سفرِ ما"

 

یکروز از این ظلم گران هیچ نمانَد

از دشمن اسلام نشان هیچ نمانَد

از آلِ فلان آل فلان هیچ نمانَد

از حسرت این پیر و جوان هیچ نمانَد

یکروز از این دل پَرِ پرواز بسازیم

در خاکِ بقیع چار حرم باز بسازیم

 

گفتید که : سرگرمِ پریشانی خویشم

سرخوش زِ سبویِ غمِ پنهانی خویشم

شرمنده‌ی جانان زِ گران جانی خویشم

دلبسته‌ی یارانِ خراسانی خویشم

یاران خراسانی‌ات امروز بگوشند

لب تر بکنی پایِ شما مرگ بنوشند



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


یک چله انتظار به پایان رسیده است

پایان شام تیرهء هجران رسیده است

اسفند را به مجمر خورشید دود کن

عطر نسیم صبح بهاران رسیده است

اینک بهار، فصل "فصل لربک" است

شان نزول کوثر قرآن رسیده است

زهراست زهره ای که به یُمن ظهور او

شبهای بی ستاره به پایان رسیده است

روز و شب آسمان و زمین در مدار اوست

نوروز طفل تازه به دوران رسیده است

نوری که آسمان و زمین را فرا گرفت

روحی که با لطافت باران رسیده است

ریحانه ای که رایحهء روح پرورش

تا ماورای روضهء رضوان رسیده است

برخیز ای خدیجه که صبرت نتیجه داد

از آسمان برای تو مهمان رسیده است

کلثوم! ساره! آسیه! مریم! خوش آمدید

جان پیشکش کنید که جانان رسیده است

ای عرشیان به ساقی کوثر خبر دهید

خیر کثیر ختم رسولان رسیده است

حُسن عروس حضرت قرآن به لطف اوست

دریای نور لولو و مرجان رسیده است

انسیه ای که سورهء انسان به شان اوست

حوریه ای به صورت انسان رسیده است

از کوثر کرامت بی انتهای اوست

فیضی اگر به عالم امکان رسیده است

یک چشمه از تَموج خیر کثیر اوست

دریای حکمتی که به لقمان رسیده است

هفتاد رشته نور حق از طور چادرش

بر پیروان موسی عمران رسیده است

در سایهء تعالی نور دعای او

سلمان به اوج رتبهء ایمان رسیده است

معصومه ای که در اثر هم نشینی اش

فضه به فیض صحبت قرآن رسیده است

صدیقه ای که شاهد عهد الست بود

ارث وفای او به شهیدان رسیده است

مرضیه ای که مرز ندارد ولایتش

نور رضای او به خراسان رسیده است

مهدیه ای که پرتو نور هدایتش

از جمکران به پیر جماران رسیده است

**

دست نوازشی به سر شعر من بکش

پیش تو این یتیم، پریشان رسیده است



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به این دنیا می آیی آیه نازل می شود

از پدر دل می ربایی آیه نازل می شود

عقل می خواهد بداند کیستی، بیچاره عقل!

عشق می پرسد کجایی، آیه نازل می شود

در شب معراج، احمد بی تو دلتنگ علی است

با صدایی مرتضایی آیه نازل می شود

در دل شب نالۀ الجارُ ثمّ الدّارِ کیست؟

کز حریم کبریایی آیه نازل می شود

در شب قدر خدا، از مرکز اللهُ نور

با تمام روشنایی آیه نازل می شود

سفرۀ افطار پهن است و کسی در می زند

در به رویش می گشایی، آیه نازل می شود...



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


به نبی و خدیجه‌ی اطهر

به " فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ"

از نماز شب است بالاتر

نیت دست‌بوسی مادر

 

طب و مرهم نبود و هرگز نیست

برکتی هم نبود و هرگز نیست

در دو عالم نبود و هرگز نیست

از دعاهای خیر او بهتر

 

چهره اش نور کهکشان دارد

در دلش مهر بی کران دارد

با همین قامت کمان دارد

زیر پایش بهشت سرتاسر

 

دشمنان رسول می لرزند

داده حق بر رسول خود فرزند

صد هزاران پسر نمی ارزند

بر رسول خدا به این دختر

 

هست زهرا سراسر قرآن

بین احزاب و فاطر و لقمان

آل عمران و مریم و فرقان

قدر، انسان، تبارک و کوثر

 

فاطمه خود تعالی خود شد

عزت لایزالی خود شد

در همان خردسالی خود شد

مادر مهربانِ پیغمبر

 

مادر کربلا و عاشورا

حجت الله بر حجج، زهرا

در میان تمام اهل کسا

فاطمه می شود فقط محور

 

فاطمه کیست؟ صاحب افلاک

جلوه ی رب العالمین در خاک

طبق نص روایت لولاك

نیست از فاطمه کسی برتر

 

روز مادر دعا دو چندان کن

یاد، از رفتگان فراوان کن

یاد، از مادر شهیدان کن

یادی از مادر علی اصغر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، اشعار برگزیده حسینیه، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


بَه چه خوب است پدر صاحب دختر بشود

بار دیگر پدری صاحب مادر بشود

قصد کرده است خداوند که با آمدنش

از همین لحظه علی صاحب همسر بشود

هیچ کس کفو علی بن ابیطالب نیست

فاطمه آمده آیینه ی حیدر بشود

معنی خیر کثیر است و تکاثر باید

غرق دریای پر از معنی کوثر بشود

برکت نسل کسی صرف پسرداری نیست

دشمنش گرچه پسر داشته ابتر بشود

سالها وقت نیاز است که هر حافظه ای

سر سوزن قدرش را مگر از بر بشود

شاعر از فاطمه گفته است و از این پس باید

قلم از جوهر اوصاف علی تر بشود

و علی کیست که هر مجتهد از مکتب او

دانش آموخته ، سلمان و ابوذر بشود

"ها علی بشر کیف بشر" ، شاعر ماند

چه بگوید که در این قافیه محشر بشود

که علی فاطمه و فاطمه حیدر ، باید

نور با نور در آیینه برابر بشود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


القصه باز قاصدک خوش خبر رسید

جبریل باز با خبری تازه سر رسید

آورده است وحی !که بی چون و بی چرا

بنشین به چله بار دگر گوشه ی حرا

آورده است وحی ! که خلوت کن ای رسول

حالی دوباره ترک جماعت کن ای رسول

از خلق رو بگیر که حکم خداست این

با دوست خو بگیر که حکم خداست این

***

اینک محمد ست که  شیدا و بیقرار

با پای سر به سوی حرا گشته رهسپار

می گفت من چه گویم اگر عزم عزم اوست

هر جا که چشم وا بکنی بزم بزم اوست

جانم هماره تشنه ی دیدار و صحبت ست

جز روی او مرا به تماشا چه حاجت ست!

خیری نهفته ! در پس این چله بی گمان

خیری شبیه بارش رحمت از آسمان

القصه باز ! قاصدک خوش خبر رسید

طی شد زمان خلوت و چله به سر رسید

گویی دوباره وقت بشارت رسیده است

گویی رسول باز به بعثت رسیده است

آورده جبرییل چه آیاتی از بهشت

شیرین تر از همیشه چه سوغاتی از بهشت

سیبی که دستچین خدا بوده از ازل

دارد نهفته در دل خود یازده غزل

جان خدیجه را به لب آورده انتظار

چشمش به در که می رسد از راه بوی یار

این عطر احمد ست که انگار پشت در...

آری محمد ست که انگار پشت در ...

ای خنده ات بهشت به خانه خوش آمدی !

بر صورتم شکفت جوانه! خوش آمدی

از دوری تو نیست عذابی عذاب تر

از انتظار توست چه کاری ثواب تر ؟!

از اشک شوق ساحت چشمان من تر ست

از هر چه بگذریم صدای تو خوشتر ست

اینک! بزن دوباره صدایم رسول عشق

آورده ای چه هدیه برایم رسول عشق

خوشبو تر از همیشه شدی ، چیست ماجرا؟!

آورده ای چه بوی خوشی با خود از حرا

این عطر سیب رایحه ای آشناست !نه؟!

قدری شبیه بوی خوش مرتضی است!نه؟!

ای خنده ات بهشت به خانه خوش آمدی !

بر صورتم شکفت جوانه ، خوش آمدی!

 وقتی دل ست ، کشته ی خال سیاه تو

چشمم چگونه سیر شود از نگاه تو

گفتی بنا ست تا که به اعجاز روشنی

در سینه ام خدا بنهد راز روشنی

این راز روشنی که همان راز خلقت ست

با من عجیب نیست اگر گرم صحبت ست

***

با من چه خوب دختر من !گرم صحبتی

والله ، مادری تو دارد سعادتی

شکر خدا که محرم تنهایی ام شدی

تسکین درد و مرهم تنهایی ام شدی

از من اگر زنان قریشی گسسته اند

قلب مرا نه !حرمت خود را شکسته اند

حس می کنم ترا و نفس می کشم تو را

لبریزم از خدا و نفس می کشم ترا

حتی شبی نخفته ام از شوق دیدنت

تنها نه من شکفته ام از شوق دیدنت !

هستند بیقرار تو ای نفس مرضیه

کلثوم و ساره ، مریم عمران و آسیه

القصه باز وقت بشارت رسیده است

هنگامه ی شگفتی و حیرت رسیده است

این راز خلقت ست که اینک عیان شده است

شوری به پا ست ، ولوله در آسمان شده است

در ساق عرش وه که چه سوری گرفته اند

در خانه ی رسول چه شوری گرفته اند

کلثوم و ساره ، مریم عمران و آسیه

گرد سر خدیجه به طوفند و تلبیه

ده حور از بهشت به تهنیت آمدند

ده حور از بهشت به این نیت آمدند

تا پر کنند کاسه ی چشمان خویش را

از نور کوثری که فرستاده کبریا

در جامه ای  سپیدتر از چهره ی رسول

پیچیده اند جان تو را زهره ی بتول

ای بضعه الرسول به دنیا خوش آمدی

راضیه، زهره ،انسیه ،حورا خوش آمدی

کام تو را گشود ، محمد به بوسه ای

غم از دلش زدود محمد به بوسه ای

بر لب جز ان یکاد نمی کرد زمزمه

از بس که بود روی تو چون ماه فاطمه

باید که از نگاه محمد ترا شناخت

از خشم و از تبسم احمد ترا شناخت

دارد به صدق !خصم تو این گفته را قبول

تنها صدیقه بود !جگر گوشه ی رسول

باید به وقتش از غم جان کاه تو نوشت

از قلب خون و سینه ی پر آه تو نوشت

از میخ و شعله و  در و دیوار ! ...بگذریم

وقتش کنون نیامده بگذار بگذریم !



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از وجودش فضا معطر بود شهر حال و هوای گلشن داشت

غنچه روی لبان خود لبخند ؛ چلچله شوق پر کشیدن داشت

خنده اش مژده ی بهاران بود هر دعایش نوید باران بود

تا همیشه سبدسبد گل یاس باغ از برکتش به دامن داشت

جلوه لطف و جود ایزد بود دست او در کرم زبانزد بود

بر لبش در جواب سائل ها "لا جزاء و لا شکورا " داشت

از فراسوی باور مردم آمد و در حجاز غوغا شد

هرکه می دید جایگاهش را یک تلقیّ تازه از زن داشت

نور او از میان روزنه ها رفت تا روی بام ماذنه ها

آری آری همان که زهرا بود شهر را بی چراغ روشن داشت

همه ی خلق مات جلوه ی او؛ آمد از غیب نغمه "فُطِموا"*

خواستم تا ببینمش اما در جوابم به لب فقط "لن" داشت

**

*امام صادق علیه السلام :"انما سمیت فاطمهُ فاطمهَ لانّ الخلق فُطموا عن معرفتها"



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
پنجشنبه 1396/12/17

حضرت زهرا(س)-ولادت


در دوره ای که کشتن دختر مبارک است

بی شک نزول سوره ی کوثر مبارک است

آن دختری که ام ابیهاست آمده

پس ای رسول، مقدم مادر مبارک است

آیینه ای برابر آیینه ای دگر

میلاد نور چند برابر مبارک است

زهرا، بتول، فاطمه، صدیقه، طاهره

قند مکرر است و مکرر مبارک است

شکر خدا که او به کلامم قدم گذاشت

تشریف او به صفحه ی دفتر مبارک است



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1395/12/29

به مناسبت  روز مادر


چه حسّیه مانند حسِّ شما؟

كه حالا بهشت اومده زیرِ پات!

فرشته شدی... با همین اشتیاق

دو تا بال، روییده رو  شونه هات

 

تو ، بانوی محجوبِ این خونه ای!

تو ، راهت جهاده برای خدا

اگه سخت یا آسونه زندگی ،

تو راضی میشی به رضای خدا

 

همیشه یكی هَس كه همراهته

تو هم مستِ اون چشمه ی  كوثری

همون كه به راهش قدم میزنی

چه در همسریّ و چه در مادری

 

قراره بیاد، عشقِ پاکِ علی

که امِّ أَبیهای پیغمبره

همون مادرِ سَروَرانِ بهشت،

شفاعتگرِ شیعه در محشره

 

قراره بیاد...نامِ زن، نور شه!

حیا و حجابش بشه آبروش

می ارزه یه لبخندِ با عزّتِش

به هرچی که مصنوعیه رنگ و بوش

 

نه تنها كه سادات را مادره

 خدا میدونه غمگسارِ همه ست

توی خلقت از اول و آخرش ،

مثِ حضرتِ فاطمه، فاطمه ست

 

فرستاده  تبریك، "صاحب زمان"

 برا مادرش با دلی غرق شور

دعا میكنه روز و شب ،فاطمه

كه چیزی نمونده به صبح ظهور

 

دل و جانِ ما عاشق توست

فدای نگاهِ تو مادر

پر از یاسه دنیا و   این عید

شده روز میلاد كوثر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


دارد ام الوقار می آید

خوشی روزگار می آید

کوثر از چشمه سار می آید

برکت بی شمار می آید

با قدم های غرق بارانش

عطر و بوی بهار می آید

مثل باران زلال می بارد

مثل گل با وقار می آید

سایۀ لطف اوست گسترده

برکت این دیار می آید

دارد این خلقت خدایی را

آبرو، اعتبار می آید

دختری از سلاله ای روشن

دختری ریشه دار می آید

نور چشم خدیجه کبری

مصطفی را قرار می آید

دختری که نبی به مادریش

می کند افتخار می آید

دختری که خدا خودش گفته:

به شهِ تک سوار می آید

دختری که برای همسریِ

صاحب ذوالفقار می آید

همسری که برای دفع خطر

از علی، پایِ کار می آید

همسری که به یاری رهبر

وسط کارزار می آید

محور اهل بیت می آید

مادر این تبار می آید

مادر یازده ولیِ خدا

مادر انتظار می آید

مادری که به دامنش شیری

مثل زینب به بار می آید

دستِ رد که نمی زند هرگز

با گداها کنار می آید

به خدا صبح محشر کبری

حب زهرا به کار می آید

پیرهن در زفاف می بخشد

آبرو بر عفاف می بخشد 

فاطمه فاطمه است چون دریاست

فاطمه فاطمه است چون زهراست

فاطمه فاطمه است چون نورش

در نفس های آسمان پیداست

فاطمه فاطمه است، معلوم است

هر کلامش هزار و یک معناست

فاطمه فاطمه است چون فردا

شافع روز محشر کبراست

فاطمه فاطمه است چون محشر

شیعه اش از شرار نار جداست

فاطمه فاطمه است چون شوری

در دل عاشقان او برپاست

فاطمه فاطمه است، با حیدر

پای تا سر فدایی مولاست

فاطمه فاطمه است ای مردم

«فاطمه فاطمه است بی کم و کاست»

باغ احمد چه کوثری دارد

خوش به حالش، چه مادری دارد

می دهد بوی گل، شمیم گلاب

جاری از عطر او بهشتی ناب

رو گرفته ز چشم نابینا

داده او آبرو به حُجب و حجاب

نورِ خورشید، صورتش هر روز

نیمه شب، نور چهره اش مهتاب

اول و آخرین سلام رسول

پشت این درب می رسد به جواب

پشت این باب می زنم زانو

می رسم به بهشت از این باب

هر کسی فاطمه نگاهش کرد

نفَسش می شود دلیلِ ثواب

بس که بی بی گرفته دستم را

رفته از دست من حساب و کتاب

فاطمه غرقِ در توسّل بود

همه‌ی شهر، جز علی در خواب

ای قرار علی ولی الله

السلام علیکِ یا اماه 

سِرّ والیل و روح قرآن است

سیره اش وصف صبر و ایمان است

خلقت از برکت وجودش بود

همه‌ی خلق جسم و او جان است

یکی از معجزات او فضّه

خادم اوست هر که سلمان است

آب مهریه اش، زمین ملکش

عالم از برکتش مسلمان است

روزی سال ماست در دستش

برکت سفره اش فراوان است

نان این سفره را به ما بدهید

جای دستان او بر این نان است

چادرِ مشکیِ پر از نورش

پرچمِ انقلاب ایران است

فاطمه مادر حسینی هاست

فاطمه مادر شهیدان است

مطمئنم دعاش، پشت سر

رهبرم سید خراسان است

انقلابی ام و حسینی ام

پیرو مکتب خمینی ام 

فاطمه جلوه‌ی خدا دارد

نفَسَش عطر ربنا دارد

نیمه شب در قنوت بارانش

گریه، گریه، دعا، دعا دارد

در کرامات او همین بس بود

پسری مثل مجتبی دارد

با وجود حسین معلوم است

دامنش بوی کربلا دارد

جان حیدر به جان او بند است

خانه با بودنش صفا دارد

ماند پنهان مزار او امّا

حبّ او بین سینه جا دارد

مانده ام آن که عرش جایش بود

پس چرا زیر دست و پا دارد ، ...

بگذریم، آن امام می آید

صاحب انتقام می آید ...



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

به مناسبت آغاز سال شمسی و میلاد حضرت زهرا(س)


 بوی گل بوی نسترن، نرگس

بوی لاله ،بنفشه ،نیلوفر

بوی شبنم ،شقایق و شب بو

سوسن و سنبل و دهان اژدر

بوی ارکیده ،ارغوان ،میخک

لاله عباسی ، اطلسی ، گلپر

بوی ناز و گلایل ارکیده

همه جارا گرفته سرتاسر

به چه سالی چه عید نوروزی

شده از هر زمانه زیباتر

عطر یاس و محمدی دارد 

هم درآغازخویش هم آخر

 سایه سر گرفته امسال از

سوره قدر و مائده ، کوثر

نقل تبریک سال نو گشته

عشق حیدرخوش آمدی مادر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات-روز مادر


در ظلمت شب قرص قمر می آید

از جاده ی روشن سحر می آید

بی بی به خدا منتقمت یک جمعه

با سیصد و سیزده نفر می آید



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای حُسن مَطلع همه ی عاشقانه ها

حس لطیف پُر شده بین ترانه ها

زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها

از تو شنیده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانه ی همه دختر مقدس است

با جلوه ی تو واژه ی مادر مقدس است

دیگر رسیده است زمان رسیدنت

سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت

گوش خدا نشسته به پای شنیدنت

چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برای نبی مادری کنی

هجده نفس به پای علی حیدری کنی

هر واژه ی رسیده کنار تو کال شد

عاشق شدن بدون تو امری محال شد

تصویر آب با نظر تو زلال شد

قرآن به یمن سوره ی تو لم یزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است

تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است

هر كس كه دم زده ز كلامت كلیم تر

ای از همه به امر ولایت سهیم تر

در بین خانواده ی رحمت رحیم تر

هر نسل دورتر شده از تو عقیم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است

هر کس که بوده دشمن نام تو ابتر است

یك مصحف الهی غرق مطالبی

مثل اصول دینی و ارکان واجبی

تو مظهر العجائب شاه عجائبی

مصداق دیگر اسدالله غالبی

قرآن نوشته است به دریا ملقبی

اصلا علی تویی که به زهرا ملقبی

تو آمدی جهان محقر بزرگ شد

با تو مقام و رتبه ی مادر، بزرگ شد

هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد

اینگونه بود سوره ی کوثر بزرگ شد

هستی شبیه دسته ی دستاس دست توست

عالم فدایی دل حیدرپرست توست

جاری شد از خروش (قنوت تو صد قنات)

ای دختر مباهله، ای همسر زکات

نام تو نقش بر علم کشتی نجات

ای مادر حماسه ی حی علی الصلات

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی

حس غرور مخفی فریاد زینبی

فرزندهای تو همه طوفان غیرتند

در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند

فرزندهای تو همه مست ولایتند

لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهای تو حسنی و حسینی اند

دلداده های نهضت پاک خمینی اند

موج محبتت به دل من نشسته است

با عشق تو طناب تعلق گسسته است

مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است

(بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم)



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست

ناگهان دیدم کنار خانه‌ ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌ زد یک نفس، روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد ! دشمنت را دوست ابتر می‌ کند

خانه‌ات را عطر ریحانه‌‌ معطر می‌ کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌ کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌ کند

دختران آیات رحمت ، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها ، هر دو با هم ، بعد از این



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-ولادت


در محفل عاشقان بخوان مهدی را

تبریک بگو از دل و جان مهدی را

در سجده پس از ولادتش دخت نبی

میگفت که یارب برسان مهدی را

***

امشب که نبی خنده به لبها دارد

دامان خدیجه عطر زهرا دارد

می بوید و می بوسدش و از همه بیش

بوسیدن دست او تماشا دارد

***

 جبریل به عرش نقش کوثر زده است

طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب

خورشید زمین و آسمان سر زده است

***

امشب که خدیجه روی خندان دارد

از عالم قدس چهار مهمان دارد

زهراست به دامنش و یا در دل شب

خورشید درون خانه پنهان دارد

***

امشب همه آیات جلی سجده کنند

بر درگه لطف ازلی سجده کنند

از بعد ولادتش به شکرانه ی دوست

زهرا و محمد و علی سجده کنند



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


عطر گل ها میبرد هوش از سر پروانه ها

بوی عشق و عاشقی پیچیده در میخانه ها

ساقی کوثر خودش امشب پذیرای همه ست

لب به لب پر میشود با دست او پیمانه ها

عقل هم اقرار دارد میکند از فرط شوق

عالمی دارند امشب تک تک دیوانه ها

در شب میلاد مادر هیچکس دل مرده نیست

از طرب کف میزند دستان زیر چانه ها

هرگلی بویی اگر دارد ز بوی فاطمه ست

ای به قربان چنین ریحانه ای ریحانه ها

ماه از رو میرود،خورشید غبطه میخورد

 تا پیمبر میگذارد زهره را بر شانه ها

فاطمه یا فاطمه دارد تراوش میکند

از لب حوریه ها ، حانیه ها ، حنانه ها

بی نگاه رحمتش قطعا نمی آید به کار

"چارقل" یا "وان یکاد" سر در کاشانه ها

با محب حضرت زهرا برادرخوانده ایم

فاطمیون را که کاری نیست با بیگانه ها

در بهار فاطمی ما ذوق بی حد می کنیم

ما فقط با فاطمیون رفت و آمد میکنیم

لشگری حور و پری پاک و مطهر آمدند

به هوای دیدن زهرای اطهر آمدند

از فرشته پر شده سرتاسر بیت النبی

 ساکنان آسمان بسکه مکرر آمدند

احتیاجی که به زنهای قریش اصلا نبود

مریم و آسیه و حوا و هاجر آمدند

قابله هایی همه قابل همه از جنس نور

به هواداری بانوی پیمبر آمدند

بوی گل از دامن سبز خدیجه میرسید

به تماشای گل یاسی معطر آمدند

تا بشارت از شریک زندگانی اش دهند

هی ملائک دسته دسته نزد حیدر آمدند

عرشیان و فرشیان با یکدگر راهی شدند

عالم و آدم به پابوسی مادر آمدند

تا که بگذارند صورت زیر پای فاطمه

انبیا و اولیا  با پا نه با سر آمدند

از گدایی به نوایی میرسند آخر ، مگر

آن کسانی که در این خانه کمتر آمدند

مطمینم دستِ پُر برگشته اند آن عده که

دست خالی محضر بانوی کوثر آمدند

هرچه دارد با تمام شهر قسمت میکند

بیش از آن چیزی که میخواهم محبت میکند

مهر و ماه و آسمان و کوه و صحرا خلق کرد

کهکشان و کشتی و خورشید و دریا خلق کرد

هم زمین و هم زمان و هم ثواب و هم عقاب

هم بهشت و دوزخ و دنیا و عقبا خلق کرد

پیش از اینها در عدم از نور خود مشتق گرفت

اولین سنگ صبورش _مصطفی _را خلق کرد

به همین راضی نشد از جنس خود آیینه ای

چون علی مرتضی عالی اعلی خلق کرد

نه علی بود و نه احمد بی وجود فاطمه

هر دو را در سایه ی الطاف زهرا خلق کرد 

در زمان خلق زهرا هیچ کس دستی نداشت

لاشریک له... خودش تنهای تنها خلق کرد

تا نماند بعد از این گرد یتیمی بر رخش

بهر پیغمبر خدا ام ابیها خلق کرد

حجت الله علی الحجة به این معناست که

یازده تا حجت الله علینا خلق کرد

مریم از عمرش یکی دارد اگر عیسی مسیح

فاطمه در دامنش چندین مسیحا خلق کرد

فاطمه یعنی همان إنا هدیناه السبیل

حبرییل از سجده ی بر فاطمه شد جبرییل

در وجود فاطمه صورت و سیرت دیدنی ست

مادری با این وقار و شأن و شوکت دیدنی ست

مصطفی خم میشود بوسه به دستش میزند

دختری با این همه قدر و ابهت دیدنی ست

در تمام عمر خود از شوهرش چیزی نخواست

همسری اینگونه با صبر و متانت دیدنی ست

محضر آقای خود هر وقت لب تر میکند

چشم گفتن های حیدر بی نهایت دیدنی ست

میرود محراب با معبود خلوت میکند

رفتن معراج او روزی سه نوبت دیدنی ست

نزد نابینا هم از سر چادرش را برنداشت

اینقدر حجب و حیا، شرم و نجابت دیدنی ست

هر کجا زهرای مرضیه نباشد دوزخ است

با وجود حضرت صدیقه جنت دیدنی ست

بی گمان در محشر فردا به حرفم میرسید

زیر پای مادرم تخت شفاعت دیدنی ست

از مقام حضرتش امروز قطعا غافلیم

جایگاه فاطمه روز قیامت دیدنی ست

زیر و رویم میکند وقتی صدایم میکند

نقش زهرا بی گمان شبهای هییت دیدنی ست

شک اگر داری از امثال أبوحامد بپرس

مهر بی بی زیر طومار شهادت دیدنی ست

در گرفتاری گره از کارمان وا می کند

رحمت بسیار این خاتون به رعیت دیدنیست

از دهان طفل میگیرد به سائل میدهد

جود و بذل و بخشش وقت کرامت دیدنی ست

در مرام و مسلک زهرا "برو" در کار نیست

"گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست"



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نسیم می وزد و باده خوشگوار شده

گلی شکفته که سرچشمه ی بهار شده

حضور خاکی رب است در مدار زمین

که با تولد یک زن ادامه دار شده

کسی که از تبعات وصال و هجرانش

خوش است فرش ولی عرش سوگوار شده

کسی که شرط وجود پیامبر حتی

به شرط بودن او صاحب اعتبار شده

به گرد قامتش امواج نور خیمه زده

به زیر هر قدمش کهکشان غبار شده

عیان شده است که سرّ نهان خلقت کیست

پس از تو گفت خدا داستان خلقت چیست

نوشت اوّل دفتر از ابتدا زهرا

از ابتدای ازل تا به انتها زهرا

از آن زمان که ندانیم تا نمی دانیم

همیشه و همه اوقات و هر کجا زهرا

و خواست تا بنویسد نبی، علی، حسنین

خلاصه شد همه در یک کلام، با زهرا

و حرف تا که به اینجا رسید فهمیدم

که بود و هست همه کاره ی خدا زهرا

چرا که منحصراً خلقت چنین نوری

فقط برای خودش بوده است تا زهرا ...

میان عرصه ی میقات پای بگذارد

و حق ز آینه ی خویش پرده بردارد

که رو کند سند افتخار خلقت را

نشان دهد به همه شاهکار خلقت را

به مهر و ماه و سپهر و فلک بفهماند

دلیل گردششان بر مدار خلقت را

کسی که جز خودش و احمد و علی نشناخت

کنیز عرشی پروردگار خلقت را

در آن زمان که زمانِ زمان به سرآید

و بین حشر ببندند بار خلقت را

خدا ندا کند: ای فاطمه حبیبه ی من

بیا به سر برسان انتظار خلقت را

بیا که عرصه ی محشر برایت آماده است

بگیر دست خودت اختیار خلقت را

که جن و انس بفهمند کار ما با توست

تمام هستی مایی فقط خدا با توست

به اوج شأن و مقامت سری نمی آید

کسی نیامده و دیگری نمی آید

دلیل ختم نبوّت نبوده بابایت

پس از ظهور تو پیغمبری نمی آید

شنیده ایم که در صورت نبودت هم

برای همسر تو همسری نمی آید

به قامت تو فقط مادری برازنده است

به مهربانی تو مادری نمی آید

قدم گذار به محشر که تا نیایی تو

برای خلق شفاعتگری نمی آید

نگات مور وجود مرا سلیمان کرد

یهود را نَفَس چادرت مسلمان کرد

تو و صفات تو را هر چقدر سنجیدیم

و هر چه در دل این بیکرانه چرخیدیم

به انتهای تو راهی نیافتیم اصلاً

در ابتدای تو مانده تو را نفهمیدیم

نبی نبود علی هم نبود تو بودی

و ما کنار خدا جلوه ی خدا دیدیم

حضور گرم تو یک روز هم زیادی بود

برای ما که کنارت دمی نتابیدیم

همین که سایه ی تو سایه سار این دنیاست

همیشه گرم نگاه زلال خورشیدیم

بهشت می شود آنجا که تو نگاه کنی

نگاه کن که مرا باز رو به راه کنی

زکُنه ذات تو این عقل کم چه می فهمد

شب سیاه دل از صبحدم چه می فهمد

زبانِ از تو سرودن فقط زبان خداست

شکوه وصف تو را این قلم چه می فهمد

به بندگی تو بیخود نکرده فخر خدا

نماز از قدم پر ورم چه می فهمد

سه روز نان خودت را به دیگران دادی

بپرس از کرم از این کرم چه می فهمد

بپرس دختر پیغمبر خدا امّا

چنین غریب چنین بی حرم؛ چه می فهمد؟!

من از نسیم معطر به یاس فهمیدم

(حضور مادریت را شلمچه می فهمد

شده است نام تو سربند هر جوان شهید

تبسم تو تسلّای مادران شهید)



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


حرف میلاد بانوی تقواست

او که الگوی عشق دورانهاست

خادمش نوح و آدم و عیسی

زنده از لطف فاطمه عیساست

و ورق خورد باز تقویم و

سالروز ولادت زهراست

سالروزی که روز مادر شد

لطف میلاد فاطمه اینجاست

درخور شأن وسعت کرمش

بهترین قافیه فقط دریاست

اول سال و باز هم زهرا

سال نیک از بهار آن پیداست

اول سال و آخر سالم

فاطمه می دهد پر و بالم

مصطفی صورت و خدا سیرت

هر چه خوبیست تحت تأثیرت

جز خدا و علی و پیغمبر

بر نیاید کسی ز تفسیرت

مَلَک و جن و انس در بندت

جملۀ کائنات تسخیرت

حق ، جهان را مسخرت کرده

دشمنت تا ابد زمین گیرت

دلگشای فرشته های خداست

رو به قبله قیام و تکبیرت

فاطمه خوش به حال تو که گره

خورده با بوتراب تقدیرت

حشر ، جولانگه دوبارهء توست

چشم حق در پی اشارهء توست

دل که دل نیست طائر زهراست

طائر دل مهاجر زهراست

وطن دوم اختیار شده

در مدینه مجاور زهراست

گوهری هست ذکر آل الله

چون خدا نیز ذاکر زهراست

زائر دخترش به شهر قم

مژده مژده که زائر زهراست

اینکه ما غرق اهل بیت شدیم

از عنایات وافر زهراست

طبق فتوای قدسی لولاک

خلق عالم به خاطر زهراست

نه علی بود نه رسول خدا

گر نمی بود حضرت زهرا

ای محب تو از ازل محبوب

وی عدوی تو تا ابد مغضوب

هم خدا را به ذوق آوردی

هم پدر را نموده ای مجذوب

زیر و رو کرده ای دل عالم

ای به دستت کلید فتح قلوب

خوب دیوانه ات شدم بی بی

خوب دیوانه ام نمودی خوب

هر که با منصبی خوش است و من

خوش که بر نوکری شدم منصوب

خوش به حال کسی که در محشر

از محبان تو شود محسوب

در کنار پیمبر و حیدر

روز محشر تو میکنی محشر

محور بخشش و کرم این است

هستیِ اول آخرم این است

نوکری میکنم به درگاهش

شکرلله مقدرم این است

روز محشر زمام هر چه که هست

دست زهراست باورم این است

روز مادر سفارشی کاین بار

نزد خطاط می برم این است

تابلوئی به خط نستعلیق

بهترین فکر در سرم این است

ذکر یا فاطمه لذا امسال

هدیۀ روز مادرم این است

جان به قربان مادر سادات

باز هم بر جمال او صلوات

ماه انور مبارک حیدر

جشن دلبر مبارک حیدر

خنده هایش مبارک بابا

عشق کوثر مبارک حیدر

تا که زهرا وجیهت الله است

وجه داور مبارک حیدر

یکّه همتای مرتضی آمد

یار حیدر مبارک حیدر

رمز فتح الفتوح او زهراست

فتح خیبر مبارک حیدر

روز مادر مبارک زینب

روز همسر مبارک حیدر

مصطفی از دعا نتیجه گرفت

دخترش را بغل خدیجه گرفت

ذکر یا فاطمه خوش آهنگ است

دل برای مدینه اش تنگ است

فاطمه عرش کبریائی حق

بی حضور تو سرد و کمرنگ است

هر کسی از تو فاصله دارد

روز محشر کمیت او لنگ است

هر که دل را به دست تو نسپرد

دل او نیست دل بگو سنگ است

حشر ، بین بهشت و دشمن تو

حد فاصل هزار فرسنگ است

یا علی گفته ایم و یا زهرا

پس جنان بهر ما هماهنگ است

تا ابد نوکریم شکّی نیست

پای کاریم حرف مرد یکیست

نظری کن که ما دلی داریم

سوی تو قلب مایلی داریم

تا که دریا تو و کرانه تویی

غم نباشد که ساحلی داریم

از میان تمام منصب ها

ما تمایل به سائلی داریم

یک دلیلش فقط محبت توست

غیر ازین هم دلایلی داریم

بهر تمدید نوکری هامان

گاه و بیگاه محفلی داریم

ذکر زهرا گره گشای همه است

ما چه حل المسائلی داریم

انبیا محو قدر سلمانش

آسمان و زمین مسلمانش

تا نگاهت طبیب حاذق ماست

پُر ز مهرت همه دقایق ماست

اینکه مدیون لطفتان هستیم

بی گمان جزوی از حقایق ماست

لب کند باز و یاعلی گوید

هر که در این سخن موافق ماست

مدح و ذکر عَلَیَ الدوام شما

شغل و کارِ زبان ناطق ماست

چون خدایم تو را به ما داده

شک ندارم خدا هم عاشق ماست

هر کسی یک علاقه ای دارد

کربلا و نجف علایق ماست

روح ناهید و ماه و خورشیدی

قلب ما را تو نور بخشیدی

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


دراین هوای خوب و، بارانیِ بهاری

وقت است آسمانا، برما کرم بباری

ساقی بیار باده، سرآمده خماری

بگذار تا گذارم، سجاده را کناری

برما ببخش یارا، از باب یادگاری

یا مرهم نگاهی، یا زخم ذوالفقاری

یا رحمة الوسیعه یا دافع البلیه

یا باسط الیدین باللطف والعطیه

یا دائم العنایة مَنّاً علی البریه

عیدانۀ نزول مرضیة الرضیّه

انظر الی فقیرک فی هذه العشیه

مگذار عاشقان را در هرم بیقراری

امشب مجاز باشد بامی وضو گرفتن

برپای خمره شور اللهُ هو گرفتن

برخیز جا نمانی! از این سبو گرفتن

باید که در حریم او آبرو گرفتن

رو بر حبیب کردن ازغیر رو گرفتن

با حُبِّ این حبیبه محبوب کردگاری

دل دل نکن دل من برخیز بی بهانه

ساکت چرا نشستی؟ سرمست وعاشقانه

همپای می گساران درمجلس شبانه

با لهجۀ قناری با من بخوان ترانه

دیگر بس است ماتم تا چند غمگنامه؟

رخت سیاه و روضه اشک عزا و زاری!

شبهای غصه رفت و صبح سرور آمد

منشور شور آمد شور شعور آمد

تا قلب قاب قوسین رمز عبور آمد

چون جانب خدیجه طه ز طور آمد

سوی رسول پیک الله نور آمد

کوثر عطا نمودت پروردگار باری

بس که به سجده گفتی یا واهب العطایا

دریاب مصطفایِ، دلخسته را خدایا

حق هدیه کرده برتو محمودة السجایا

دادیم برتو دختر... نه منتهی المنایا

یعنی ابوالعجایب را دافع البلایا

او یکتنه سپاهِ شیر خداست آری

به به چه دلنوازی به به چه چاره سازی

چه کعبۀ لطیفی چه عشق جانگدازی

چه مهر دل فروزی چه سرو سرفرازی

به به چه عزّ و جاهی چه نام پر ز رازی

برخیز یا محمد شکر خدا نمازی...

برپا بدار بهر این حسن همجواری 

به به نتیجه داده شیدائی خدیجه

آمد تمام عشق رویایی خدیجه

آمد انیس وقت تنهایی خدیجه

به به چه دلنواز است لالایی خدیجه

دارد به سینه شور غوغایی خدیجه

جان می کند فدای دلدار افتخاری

امشب از آسمانها بارد نوید رحمت

زهرا شکوه عصمت زهرا کلید رحمت

قدر مقدرِ عشق صبح سفید رحمت

زهرا پس از محمد نام جدید رحمت

مهرش هرآنکه دارد دارد امید رحمت

با اهل او ندارد هرگز جحیم کاری

یوم النشور فردا وقت جزا محمد!

در لحظه ی ظهورِ عدل خدا محمد!

گویند اهل محشر وا ویلتا محمد!

هنگامۀ عبور خیرالنساء محمد!

از اولیاء گرفته تا انبیا... محمد!

دارند سوی زهرا چشم امیدواری

ما نیز برعطای زهرا امیدواریم

یکریز بیقرار بانوی بیقراریم

دلخسته و خراب یک ماه بی مزاریم

هرچند که سیاه و زشت و تباه و تاریم

اما ز کرده های خود سخت شرمساریم

مگذار تا بمیریم با درد شرمساری

مادر چقدر فکر حال من و شما بود

شبهای جمعه غرق گریه در التجا بود

خواهان راحتی عشاق مرتضی بود

او لطف کرد و کار امثال ما جفا بود!!

گاهی گناه کردیم آخر کجا روا بود؟

خیر کثیر یعنی لطف همیشه جاری

هرچند غرق غفلت... جمله  گناه کاریم

تاهست عشق زهرا سرشار افتخاریم

برعرشۀ سفینه شکر خدا سواریم

در خیمۀ حسینی، دائم حسن مداریم

سرمایه جز ولای مولا علی نداریم

 شادیم از این غنا و مستیم از این نداری

**

عمریست بینوای ایل وتبارتانم

همواره بیقرار و بیمار و زارتانم

دلتنگ بوسه ای بر، سنگ مزارتانم

اینجا پی شما و محشر کنارتانم

هنگام مرگ مادر... در انتظارتانم

ازمن مگیر فیض این چشم، انتظاری

مرضیّه ای و از ما ایزد رضاست با تو

دلهای عاشقانت حاجت رواست با تو

از دام درد و غصه  قلبم رهاست با تو

از آتش عذاب دوزخ جداست با تو

هستی پر از نوای شیر خداست با تو

دست تو عالمی را کرده علی نگاری!

بسکه علی نوشتی بس که علی سرودی

اول شهید راهِ، شیر خدا تو بودی

تو رنگ سبز شیعه تو سرخی و کبودی

با سینۀ شکسته تا عرش پرگشودی

دستی برآر بلکه از ره رسد به زودی

فریاد انتقام صمصام تک سواری



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


قرّة العین مرتضی زهرا

بهجة القلب مصطفی زهرا

می شوم بنده زاد خانه ی او

میروم تا به عرش با زهرا

میرسد بوی سیب از مکه

میوه ی عرش کبریا زهرا

اصلا ای سائلان خبر دارید

آمده مادر سخا زهرا

آمده همدم ابالحسن و

مادر شاه کربلا زهرا

ذکر تسبیح انبیا حیدر

ذکر تسبیح مرتضی زهرا

مرتضی می شود فدای بتول

بهر حیدر گره گشا زهرا

پدر خاک انما الحیدر

مادر آب إنّما زهرا

هرکسی را که کشت بین نبرد...

...مرتضی،  دم گرفت یازهرا

می کنم سجده بر در حیدر

ذکر من هست در دعا زهرا

ذکر لبهای ما در این شبها

«حسبنا الله ....حسبنا الزّهرا»

عاقب در ره تو می میرم

روزی ام را من از تو می گیرم

حلقه بر گوش خانه ات هستم

گر بگویی بمیر می میرم

خنکای محبتت در دل

تا قیامت نمی کند پیرم

بر سر خوان پر کرامت تو

سالیانی است من نمک گیرم

ذکر «یا فاطمه اغیثینی»

می کند از گناه تطهیرم

منکران فضائلت بانو

تا ابد گر کنند تعزیرم...

...بی خیالت نمی شوم هرگز

در بیان مناقبت شیرم

با همه غیر مرتضی قهرم

از همه من به جز شما سیرم

دائما می کنم خدا را شکر

که گره خورده با تو تقدیرم

نظری کن به من سر سالی...

...به ته دیگ خورده کفگیرم

ای که هستی محمدی وجنات

بر تو و روح قدسی ات صلوات

فاش می گویم و ندارم باک

کلّ من فیه حبّکِ بفداک

هرکسی بغضتان به دل دارد

نسب اندر نسب بوَد ناپاک

خلقت شیعه هست از گِلتان

خلقت دیگران خَس و خاشاک

میرود در جحیم باصورت

در مقام تو هرکه باشد شاکّ

کی مرا می بری نجف بانو؟

کرده ام میل باده ای از تاک

آخر از دوری حرم یک روز

می شوم من مریض یا که هلاک

من ندارم به جز تو پشت و پناه

مانده ام که چه می شدم لولاک...

ای پدر مادرم به قربانت

بندگی می کنم  تو را ایّاک

من همان نوکر حسین توام

که دهم از غمش گریبان چاک

هر دو عالم گدات بی بی جان

هستی ما فدات بی بی جان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


خسران زده است هر که توکل نمی کند

بر خاک چادر تو توسل نمی کند

یا بلبلی که طوف سر گل نمی کند

قلبم میان سینه تحمل نمی کند...

...امشب نخواند از جلوات خدایی ات

از تابش و تلالؤ خیرالنسایی ات

ای که کنیز خانه ات از عالمی سر است

نامت نجات بخش هزاران پیمبر است

یک گوشه از تجلی تو قدر و کوثر است

کوثر شدی و ساقی این چشمه حیدر است

حوریه ای و دور و برت جای خار نیست

غیر از علی نصیب تو در روزگار نیست

صاحبْ کتاب... باطن قرآنِ مرتضی

زیبا ترین ستاره ی تابان مرتضی

جان تو هست جان نبی جان مرتضی

لبخند صبح و شام تو رضوان مرتضی

وصله بزن به چادرت اما فقط بخند

رخت عروسی ات بده زهرا... فقط بخند

بر سائلت بزرگی و سرمایه می رسد

آنقدر که عطای گرانمایه می رسد

در مدح بنده پروری ات آیه می رسد

نان می پزی و باز به همسایه می رسد

این بار نه... نده همه اش را به این و آن

افطار کن بس است عطای دو لقمه نان

حتی به مریمش ذکریا نگفته است

اصلا کسی به دخترش این را نگفته است

قطعا رسول صحبت بی جا نگفته است

بی خود به تو که "ام ابیها" نگفته است

تو مادر یتیم حجازی و کوثری

از مریم و خدیجه و آسیه برتری

مهر تو در خرابه ی این دل عنایت است

روح تمام بندگی از این محبت است

نامت به لب رسید، همین هم عبادت است

خدمت به آستان تو عین شرافت است

این ظرف دل به یمن وجودت شریف شد

کار دلم به لطف نگاهت ردیف شد

امشب بیا دوباره حدیث کسا بخوان

سیب بهشتی نبوی هل اتی بخوان

در جمع ما بیا و کمی ربنا بخوان

مادر به جای ما همه اغفرلنا بخوان

از بخشش تو قلب خدا شاد می شود

ویرانه خانه ی دلم آباد می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كو آن كه طی كند شب عرفانی تو را

شاعر شود حقیقت نورانی تو را

این رودها كه همسفر بی‌قراری‌اند

تحسین نموده‌اند خروشانی تو را

با صد هزار شاخه گل یاس هم بهار

هم‌پای نیست عطر گلستانی تو را

وقت عبادت آیه‌ای از نور می‌شوی

تا عرش می‌برند چراغانی تو را

تسبیح كرده‌اند خدا را فرشتگان

تا دیده‌اند جلوه سبحانی تو را

باید فرشتگان پی درك فصاحتت

از بر كنند متن سخنرانی تو را

اندوه رنج‌های تو با آن مساحتش

پُرچین نكرد صفحه پیشانی تو را

هجده گل از حیات جهان چید دست تو

ای باغ‌های خرم توحید، مست تو

این چشمه‌ها بدون تو آب روان نداشت

این دشت‌ها بدون تو طبع جوان نداشت

بهتر ز یاس‌های تو نُه‌چرخ گل ندید

بهتر ز دودمان تو هفت‌آسمان نداشت

ای مهربان‌تر از همه شهر با علی

ای آن كه چون تو شهر علی مهربان نداشت

نُه سال با تو چشم علی روی غم ندید

نُه سال جز تو قلب علی همزبان نداشت

نُه سال جز تو مادر گل‌ها كسی نبود

نُه سال جز تو باغ علی باغبان نداشت

نُه سال سفره‌های فقیران شهرتان

جز با تنور بخشش این خانه نان نداشت

بانو! مدینه عطر شما را گرفته بود

اما چرا كسی خبر از قبرتان نداشت

باشد ولی ز خاك بهار تو باقی است

در باغ یاس عطر مزار تو باقی است

عزم شما مبارزه از سر گرفته بود

تصمیم بر جهاد مكرر گرفته بود

لشكر شد اشك‌های شما در مصاف خصم

وقتی شرار فتنه‌گری در گرفته بود

آن روز تیغ خطبه تو آبدیده بود

حال و هوای حمله به خیبر گرفته بود

آن روز واژه‌های شجاع تو در نبرد

جان از جوان و دل ز دلاور گرفته بود

زینب كه خطبه‌های سراسر حماسه خواند

این درس را، ز مكتب مادر گرفته بود

ای مادر شلمچه! امید شهادتم

در پشت روضه‌های تو سنگر گرفته بود

دلخسته‌ام، طراوت كارونم آرزوست

لیلای جان! جزیره مجنونم آرزوست

برداشت دست حق ز رخ شب نقاب را

حس كرد باز پنجره‌ها آفتاب را

بیدار گشته‌ایم و دل‌آشفته دشمنان

دیگر مگر به خواب ببینند خواب را

باید امید داشت به فردای پرغرور

باید فزون نمود در این ره شتاب را

گفتا به حق تجلی نور خمینی است

هر كس كه دید رهبر این انقلاب را

فریاد می‌زنیم در این شور بی‌كران

«عجّل علی ظهوركَ یا صاحب الزمان»



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


احمد به یمن تو شده پر افتخار تر

لحظه به لحظه، واله و چشم انتظار تر

مادر برای دیدن تو بی قرار بود

بابا برای دیدن تو بی قرار تر

وا شد شکوفه های انار از ملاحتت

شد گونه های سرخ تو اینک انار تر

حول تن تو هاله ی نوری تنیده اند

از تو نیامده ست زنی با وقار تر

هجده بهار گرچه درختت شکوفه داد

هر سال می شود ثمرت ماندگارتر

ما را دچار عشق خودت کردی و سپس

با یک نفس به عشق حسینت دچارتر

جز خطبه های تیز تو تیغی نیامده ست

از ذوالفقار شوهر تو ذوالفقار تر

یک شهر قصد جان تو کردند پر شمار

یک کهکشان فدایی تو پر شمار تر

جان مرا بگیر و مرا باز زنده کن

حاشا دوباره گر نشوم جان نثار تر

در بین کوچه گر چه بد آورده ای ولی

بدخواه توست تا به ابد بد بیار تر

از عزت تو هیچ نشد کم ولی ببین

شد دشمن تو هر دم و هر لحظه خار تر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-ولادت


چون جبرئیل، حکم خدای مبین گرفت

در زیر پر بساط زمان و زمین گرفت

احمد ازو، ‌پیام جهان آفرین گرفت

یعنی: برای فاطمه، یک اربعین گرفت

شکر خدا، که گلبن احمد به گُل نشست

ز انفاس دوست، باغ محمد به گُل نشست

روزی که مکه، عطر پر جبرئیل داشت

در سر، اَمین وحی، هوای خلیل داشت

بهر خدیجه، مژده‌ رب جلیل داشت

صبر جمیل، وه که چه اجری جزیل داشت

بر خاتم رسل، سخن از سلسبیل گفت

بس تهنیت ز جانب حق، جبرئیل گفت

گفتا که حق، دعای تو را مستجاب کرد

شام تو را ، جنیبه‌کش آفتاب کرد

نامی برای دختر تو انتخاب کرد

و آن را ز لطف، زیور و زیب کتاب کرد

ز آن در نُبی خدای تو نامید کوثرش

تا بی وضو کسی نبَرد نام اطهرش

ای گلبُنی که یاس تو، عطر بهشت داشت

سر بر خطَت مُدام، خط سرنوشت داشت

مریم، کمی ز مِهر تو را در سرشت داشت

کآن قدر اعتبار به دیر و کنشت داشت

تو عصمت خدا و بهشت محمدی

تو مفتخر به ام‌ابیهای احمدی

ای اسوه‌ محبت و، ای مظهر عفاف!

ای روز و شب فرشته به کوی تو در طواف

ای بوده با صفات خدایی در اتّصاف

نامی اگر به‌جاست ز سیمرغ و کوه قاف،

درک مقام توست که امکان‌پذیر نیست

ورنه تو را به عالم امکان، نظیر نیست

شادابی حیات، ز انفاس فاطمه‌ست

دور فلَک، ز گردش دستاس فاطمه‌ست

فضه، خجل ز دست پر آماس فاطمه‌ست

از گل لطیف‌تر دل حساس فاطمه‌ست

قلب رسول، شیفته‌ زندگانی اش

جان علی، فریفته‌ مهربانی اش

گفتی از او مدینه مُنوّر شود که شد

از عطر ناب یاس، معطر شود که شد

جاری به دهر، چشمه کوثر شود که شد

می‌خواست حق که خصم تو اَبتر شود که شد

دنیا پر از ذَراری زهرای اطهر است

والله، جای گفتن الله اکبر است!

ما شاعران به قافیه پرداختیم و بس!

عمری به وَجهِ تسمیه پرداختیم و بس

از متن، هی به حاشیه پرداختیم و بس

از تو فقط به مرثیه پرداختیم و بس

باید اگر معارف ناب تو زنده کرد

کی می‌توان به فاطمه گفتن بسنده کرد

ما بهره‌ای ز فیض تو اغلب نداشتیم

انگار جز فدک ز تو مطلب نداشتیم

آگاهی از معارف مذهب نداشتیم

کاری به کار عزّت مکتب نداشتیم

ترسم از آن که کار، برادر! بَتَر شود

وز این که هست، فاطمه مظلوم‌تر شود

اینک که هست امت اسلام در خطر

بحرین در محاصره و شام در خطر

بیت‌الحرام باز از اصنام در خطر

حج و منا و مشعر و احرام در خطر

چشم امید شیعه به بیداری شماست

زهرا در انتظار وفاداری شماست

روزی که یاس فاطمه تکثیر می‌شود

اسلام در زمانه فراگیر می‌شود

عالم پر از شمامه تکبیر می‌شود

دنیایی از مکاشفه تصویر می‌شود

آید ندا که کعبه مقصود می‌رسد

از گرد راه، مهدی موعود می‌رسد



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


...صبح شور آفرین میلادت

لحظه ها چون فرشتگان شادند

چار تن بانوی بهشتی هم

گل فشاندند و دل ز كف دادند

داد فرمان، خدا به پیغمبر

كه: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَر»

مثل «حوا» شمیم جنت را

«مریم» آن جا به یك اشاره گرفت

بوسه بر خاك پایت «آسیه» زد

دامنت را به شوق، «ساره» گرفت

جز تو ای معنی «كلام الله»

كیست شایستۀ «سلام الله»؟

ای وجودی كه در كمال شهود،

هستی ات نورِ عالمِ غیب است

نام پاك تو بی وضو بردن

نزد اصحابِ معرفت، عیب است

با علی نُه بهار پیوستی

دَرِ خواهش به روی خود بستی

به خدا، خانۀ گِلین تو را

اشتیاق حبیب، پُر كرده ست

عطر ناب «لِیُذهِبَ عَنكُم»

بوی«امَّن یُجیب» پُر كرده ست

حلقه زد گرد چهره ات چون ماه

هالۀ «اِنَّما یُریدُ الله»

لطف سرشارت، ای عصارۀ وحی

خستگان را به مهر، تسكین داد

تا سه شب، قوت خویش را هر شب

به یتیم و اسیر و مسكین داد

در شگفت از تو قدسیان ماندند

سورۀ نور و هل اتی خواندند

چه كسی می‌بَرد گمان كه خدا

به كنیز تو رتبه كم داد؟

فضه شد میهمان مائده ای

كه خدا پیش از این به مریم داد

می‌توان با محبت تو رسید

به رهایی به روشنی به امید

نیمه شب ها كه در دل محراب

ذكر آیات نور داشته ای

ای نمازت نهایت معراج!

عرش را پشت سر گذاشته ای

باغ سجاده غرق عطر تو بود

همه آفاق، زیر چتر تو بود

صلح سبز«حسن» كه جاری شد

چشمه در چشمه از پیامت بود

نهضت سرخ روز عاشورا

شعله در شعله از قیامت بود

خطبه را زینب از تو چون آموخت

سخنش ریشه ستم را سوخت

ای دلت در كمال بی رنگی

از همه كائنات، رنگین تر!

بود بار امانت از اول

روی دوشت ز كوه، سنگین تر

تو منزّه ترینِ زن هایی

بر بلندای نور، تنهایی

با همان دست عافیت پرور

كه پرستاری پدر كردی،

از امام زمان خود، یاری

در هیاهوی پشت در كردی

سرمه دیده، خاك پایت باد

همه هستی ام فدایت باد... 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء