حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1395/12/29

به مناسبت  روز مادر


چه حسّیه مانند حسِّ شما؟

كه حالا بهشت اومده زیرِ پات!

فرشته شدی... با همین اشتیاق

دو تا بال، روییده رو  شونه هات

 

تو ، بانوی محجوبِ این خونه ای!

تو ، راهت جهاده برای خدا

اگه سخت یا آسونه زندگی ،

تو راضی میشی به رضای خدا

 

همیشه یكی هَس كه همراهته

تو هم مستِ اون چشمه ی  كوثری

همون كه به راهش قدم میزنی

چه در همسریّ و چه در مادری

 

قراره بیاد، عشقِ پاکِ علی

که امِّ أَبیهای پیغمبره

همون مادرِ سَروَرانِ بهشت،

شفاعتگرِ شیعه در محشره

 

قراره بیاد...نامِ زن، نور شه!

حیا و حجابش بشه آبروش

می ارزه یه لبخندِ با عزّتِش

به هرچی که مصنوعیه رنگ و بوش

 

نه تنها كه سادات را مادره

 خدا میدونه غمگسارِ همه ست

توی خلقت از اول و آخرش ،

مثِ حضرتِ فاطمه، فاطمه ست

 

فرستاده  تبریك، "صاحب زمان"

 برا مادرش با دلی غرق شور

دعا میكنه روز و شب ،فاطمه

كه چیزی نمونده به صبح ظهور

 

دل و جانِ ما عاشق توست

فدای نگاهِ تو مادر

پر از یاسه دنیا و   این عید

شده روز میلاد كوثر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


دارد ام الوقار می آید

خوشی روزگار می آید

کوثر از چشمه سار می آید

برکت بی شمار می آید

با قدم های غرق بارانش

عطر و بوی بهار می آید

مثل باران زلال می بارد

مثل گل با وقار می آید

سایۀ لطف اوست گسترده

برکت این دیار می آید

دارد این خلقت خدایی را

آبرو، اعتبار می آید

دختری از سلاله ای روشن

دختری ریشه دار می آید

نور چشم خدیجه کبری

مصطفی را قرار می آید

دختری که نبی به مادریش

می کند افتخار می آید

دختری که خدا خودش گفته:

به شهِ تک سوار می آید

دختری که برای همسریِ

صاحب ذوالفقار می آید

همسری که برای دفع خطر

از علی، پایِ کار می آید

همسری که به یاری رهبر

وسط کارزار می آید

محور اهل بیت می آید

مادر این تبار می آید

مادر یازده ولیِ خدا

مادر انتظار می آید

مادری که به دامنش شیری

مثل زینب به بار می آید

دستِ رد که نمی زند هرگز

با گداها کنار می آید

به خدا صبح محشر کبری

حب زهرا به کار می آید

پیرهن در زفاف می بخشد

آبرو بر عفاف می بخشد 

فاطمه فاطمه است چون دریاست

فاطمه فاطمه است چون زهراست

فاطمه فاطمه است چون نورش

در نفس های آسمان پیداست

فاطمه فاطمه است، معلوم است

هر کلامش هزار و یک معناست

فاطمه فاطمه است چون فردا

شافع روز محشر کبراست

فاطمه فاطمه است چون محشر

شیعه اش از شرار نار جداست

فاطمه فاطمه است چون شوری

در دل عاشقان او برپاست

فاطمه فاطمه است، با حیدر

پای تا سر فدایی مولاست

فاطمه فاطمه است ای مردم

«فاطمه فاطمه است بی کم و کاست»

باغ احمد چه کوثری دارد

خوش به حالش، چه مادری دارد

می دهد بوی گل، شمیم گلاب

جاری از عطر او بهشتی ناب

رو گرفته ز چشم نابینا

داده او آبرو به حُجب و حجاب

نورِ خورشید، صورتش هر روز

نیمه شب، نور چهره اش مهتاب

اول و آخرین سلام رسول

پشت این درب می رسد به جواب

پشت این باب می زنم زانو

می رسم به بهشت از این باب

هر کسی فاطمه نگاهش کرد

نفَسش می شود دلیلِ ثواب

بس که بی بی گرفته دستم را

رفته از دست من حساب و کتاب

فاطمه غرقِ در توسّل بود

همه‌ی شهر، جز علی در خواب

ای قرار علی ولی الله

السلام علیکِ یا اماه 

سِرّ والیل و روح قرآن است

سیره اش وصف صبر و ایمان است

خلقت از برکت وجودش بود

همه‌ی خلق جسم و او جان است

یکی از معجزات او فضّه

خادم اوست هر که سلمان است

آب مهریه اش، زمین ملکش

عالم از برکتش مسلمان است

روزی سال ماست در دستش

برکت سفره اش فراوان است

نان این سفره را به ما بدهید

جای دستان او بر این نان است

چادرِ مشکیِ پر از نورش

پرچمِ انقلاب ایران است

فاطمه مادر حسینی هاست

فاطمه مادر شهیدان است

مطمئنم دعاش، پشت سر

رهبرم سید خراسان است

انقلابی ام و حسینی ام

پیرو مکتب خمینی ام 

فاطمه جلوه‌ی خدا دارد

نفَسَش عطر ربنا دارد

نیمه شب در قنوت بارانش

گریه، گریه، دعا، دعا دارد

در کرامات او همین بس بود

پسری مثل مجتبی دارد

با وجود حسین معلوم است

دامنش بوی کربلا دارد

جان حیدر به جان او بند است

خانه با بودنش صفا دارد

ماند پنهان مزار او امّا

حبّ او بین سینه جا دارد

مانده ام آن که عرش جایش بود

پس چرا زیر دست و پا دارد ، ...

بگذریم، آن امام می آید

صاحب انتقام می آید ...



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

به مناسبت آغاز سال شمسی و میلاد حضرت زهرا(س)


 بوی گل بوی نسترن، نرگس

بوی لاله ،بنفشه ،نیلوفر

بوی شبنم ،شقایق و شب بو

سوسن و سنبل و دهان اژدر

بوی ارکیده ،ارغوان ،میخک

لاله عباسی ، اطلسی ، گلپر

بوی ناز و گلایل ارکیده

همه جارا گرفته سرتاسر

به چه سالی چه عید نوروزی

شده از هر زمانه زیباتر

عطر یاس و محمدی دارد 

هم درآغازخویش هم آخر

 سایه سر گرفته امسال از

سوره قدر و مائده ، کوثر

نقل تبریک سال نو گشته

عشق حیدرخوش آمدی مادر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات-روز مادر


در ظلمت شب قرص قمر می آید

از جاده ی روشن سحر می آید

بی بی به خدا منتقمت یک جمعه

با سیصد و سیزده نفر می آید



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای حُسن مَطلع همه ی عاشقانه ها

حس لطیف پُر شده بین ترانه ها

زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها

از تو شنیده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانه ی همه دختر مقدس است

با جلوه ی تو واژه ی مادر مقدس است

دیگر رسیده است زمان رسیدنت

سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت

گوش خدا نشسته به پای شنیدنت

چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برای نبی مادری کنی

هجده نفس به پای علی حیدری کنی

هر واژه ی رسیده کنار تو کال شد

عاشق شدن بدون تو امری محال شد

تصویر آب با نظر تو زلال شد

قرآن به یمن سوره ی تو لم یزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است

تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است

هر كس كه دم زده ز كلامت كلیم تر

ای از همه به امر ولایت سهیم تر

در بین خانواده ی رحمت رحیم تر

هر نسل دورتر شده از تو عقیم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است

هر کس که بوده دشمن نام تو ابتر است

یك مصحف الهی غرق مطالبی

مثل اصول دینی و ارکان واجبی

تو مظهر العجائب شاه عجائبی

مصداق دیگر اسدالله غالبی

قرآن نوشته است به دریا ملقبی

اصلا علی تویی که به زهرا ملقبی

تو آمدی جهان محقر بزرگ شد

با تو مقام و رتبه ی مادر، بزرگ شد

هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد

اینگونه بود سوره ی کوثر بزرگ شد

هستی شبیه دسته ی دستاس دست توست

عالم فدایی دل حیدرپرست توست

جاری شد از خروش (قنوت تو صد قنات)

ای دختر مباهله، ای همسر زکات

نام تو نقش بر علم کشتی نجات

ای مادر حماسه ی حی علی الصلات

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی

حس غرور مخفی فریاد زینبی

فرزندهای تو همه طوفان غیرتند

در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند

فرزندهای تو همه مست ولایتند

لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهای تو حسنی و حسینی اند

دلداده های نهضت پاک خمینی اند

موج محبتت به دل من نشسته است

با عشق تو طناب تعلق گسسته است

مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است

(بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم)



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1395/12/27

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست

ناگهان دیدم کنار خانه‌ ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌ زد یک نفس، روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد ! دشمنت را دوست ابتر می‌ کند

خانه‌ات را عطر ریحانه‌‌ معطر می‌ کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌ کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌ کند

دختران آیات رحمت ، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها ، هر دو با هم ، بعد از این



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-ولادت


در محفل عاشقان بخوان مهدی را

تبریک بگو از دل و جان مهدی را

در سجده پس از ولادتش دخت نبی

میگفت که یارب برسان مهدی را

***

امشب که نبی خنده به لبها دارد

دامان خدیجه عطر زهرا دارد

می بوید و می بوسدش و از همه بیش

بوسیدن دست او تماشا دارد

***

 جبریل به عرش نقش کوثر زده است

طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب

خورشید زمین و آسمان سر زده است

***

امشب که خدیجه روی خندان دارد

از عالم قدس چهار مهمان دارد

زهراست به دامنش و یا در دل شب

خورشید درون خانه پنهان دارد

***

امشب همه آیات جلی سجده کنند

بر درگه لطف ازلی سجده کنند

از بعد ولادتش به شکرانه ی دوست

زهرا و محمد و علی سجده کنند



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


عطر گل ها میبرد هوش از سر پروانه ها

بوی عشق و عاشقی پیچیده در میخانه ها

ساقی کوثر خودش امشب پذیرای همه ست

لب به لب پر میشود با دست او پیمانه ها

عقل هم اقرار دارد میکند از فرط شوق

عالمی دارند امشب تک تک دیوانه ها

در شب میلاد مادر هیچکس دل مرده نیست

از طرب کف میزند دستان زیر چانه ها

هرگلی بویی اگر دارد ز بوی فاطمه ست

ای به قربان چنین ریحانه ای ریحانه ها

ماه از رو میرود،خورشید غبطه میخورد

 تا پیمبر میگذارد زهره را بر شانه ها

فاطمه یا فاطمه دارد تراوش میکند

از لب حوریه ها ، حانیه ها ، حنانه ها

بی نگاه رحمتش قطعا نمی آید به کار

"چارقل" یا "وان یکاد" سر در کاشانه ها

با محب حضرت زهرا برادرخوانده ایم

فاطمیون را که کاری نیست با بیگانه ها

در بهار فاطمی ما ذوق بی حد می کنیم

ما فقط با فاطمیون رفت و آمد میکنیم

لشگری حور و پری پاک و مطهر آمدند

به هوای دیدن زهرای اطهر آمدند

از فرشته پر شده سرتاسر بیت النبی

 ساکنان آسمان بسکه مکرر آمدند

احتیاجی که به زنهای قریش اصلا نبود

مریم و آسیه و حوا و هاجر آمدند

قابله هایی همه قابل همه از جنس نور

به هواداری بانوی پیمبر آمدند

بوی گل از دامن سبز خدیجه میرسید

به تماشای گل یاسی معطر آمدند

تا بشارت از شریک زندگانی اش دهند

هی ملائک دسته دسته نزد حیدر آمدند

عرشیان و فرشیان با یکدگر راهی شدند

عالم و آدم به پابوسی مادر آمدند

تا که بگذارند صورت زیر پای فاطمه

انبیا و اولیا  با پا نه با سر آمدند

از گدایی به نوایی میرسند آخر ، مگر

آن کسانی که در این خانه کمتر آمدند

مطمینم دستِ پُر برگشته اند آن عده که

دست خالی محضر بانوی کوثر آمدند

هرچه دارد با تمام شهر قسمت میکند

بیش از آن چیزی که میخواهم محبت میکند

مهر و ماه و آسمان و کوه و صحرا خلق کرد

کهکشان و کشتی و خورشید و دریا خلق کرد

هم زمین و هم زمان و هم ثواب و هم عقاب

هم بهشت و دوزخ و دنیا و عقبا خلق کرد

پیش از اینها در عدم از نور خود مشتق گرفت

اولین سنگ صبورش _مصطفی _را خلق کرد

به همین راضی نشد از جنس خود آیینه ای

چون علی مرتضی عالی اعلی خلق کرد

نه علی بود و نه احمد بی وجود فاطمه

هر دو را در سایه ی الطاف زهرا خلق کرد 

در زمان خلق زهرا هیچ کس دستی نداشت

لاشریک له... خودش تنهای تنها خلق کرد

تا نماند بعد از این گرد یتیمی بر رخش

بهر پیغمبر خدا ام ابیها خلق کرد

حجت الله علی الحجة به این معناست که

یازده تا حجت الله علینا خلق کرد

مریم از عمرش یکی دارد اگر عیسی مسیح

فاطمه در دامنش چندین مسیحا خلق کرد

فاطمه یعنی همان إنا هدیناه السبیل

حبرییل از سجده ی بر فاطمه شد جبرییل

در وجود فاطمه صورت و سیرت دیدنی ست

مادری با این وقار و شأن و شوکت دیدنی ست

مصطفی خم میشود بوسه به دستش میزند

دختری با این همه قدر و ابهت دیدنی ست

در تمام عمر خود از شوهرش چیزی نخواست

همسری اینگونه با صبر و متانت دیدنی ست

محضر آقای خود هر وقت لب تر میکند

چشم گفتن های حیدر بی نهایت دیدنی ست

میرود محراب با معبود خلوت میکند

رفتن معراج او روزی سه نوبت دیدنی ست

نزد نابینا هم از سر چادرش را برنداشت

اینقدر حجب و حیا، شرم و نجابت دیدنی ست

هر کجا زهرای مرضیه نباشد دوزخ است

با وجود حضرت صدیقه جنت دیدنی ست

بی گمان در محشر فردا به حرفم میرسید

زیر پای مادرم تخت شفاعت دیدنی ست

از مقام حضرتش امروز قطعا غافلیم

جایگاه فاطمه روز قیامت دیدنی ست

زیر و رویم میکند وقتی صدایم میکند

نقش زهرا بی گمان شبهای هییت دیدنی ست

شک اگر داری از امثال أبوحامد بپرس

مهر بی بی زیر طومار شهادت دیدنی ست

در گرفتاری گره از کارمان وا می کند

رحمت بسیار این خاتون به رعیت دیدنیست

از دهان طفل میگیرد به سائل میدهد

جود و بذل و بخشش وقت کرامت دیدنی ست

در مرام و مسلک زهرا "برو" در کار نیست

"گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست"



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نسیم می وزد و باده خوشگوار شده

گلی شکفته که سرچشمه ی بهار شده

حضور خاکی رب است در مدار زمین

که با تولد یک زن ادامه دار شده

کسی که از تبعات وصال و هجرانش

خوش است فرش ولی عرش سوگوار شده

کسی که شرط وجود پیامبر حتی

به شرط بودن او صاحب اعتبار شده

به گرد قامتش امواج نور خیمه زده

به زیر هر قدمش کهکشان غبار شده

عیان شده است که سرّ نهان خلقت کیست

پس از تو گفت خدا داستان خلقت چیست

نوشت اوّل دفتر از ابتدا زهرا

از ابتدای ازل تا به انتها زهرا

از آن زمان که ندانیم تا نمی دانیم

همیشه و همه اوقات و هر کجا زهرا

و خواست تا بنویسد نبی، علی، حسنین

خلاصه شد همه در یک کلام، با زهرا

و حرف تا که به اینجا رسید فهمیدم

که بود و هست همه کاره ی خدا زهرا

چرا که منحصراً خلقت چنین نوری

فقط برای خودش بوده است تا زهرا ...

میان عرصه ی میقات پای بگذارد

و حق ز آینه ی خویش پرده بردارد

که رو کند سند افتخار خلقت را

نشان دهد به همه شاهکار خلقت را

به مهر و ماه و سپهر و فلک بفهماند

دلیل گردششان بر مدار خلقت را

کسی که جز خودش و احمد و علی نشناخت

کنیز عرشی پروردگار خلقت را

در آن زمان که زمانِ زمان به سرآید

و بین حشر ببندند بار خلقت را

خدا ندا کند: ای فاطمه حبیبه ی من

بیا به سر برسان انتظار خلقت را

بیا که عرصه ی محشر برایت آماده است

بگیر دست خودت اختیار خلقت را

که جن و انس بفهمند کار ما با توست

تمام هستی مایی فقط خدا با توست

به اوج شأن و مقامت سری نمی آید

کسی نیامده و دیگری نمی آید

دلیل ختم نبوّت نبوده بابایت

پس از ظهور تو پیغمبری نمی آید

شنیده ایم که در صورت نبودت هم

برای همسر تو همسری نمی آید

به قامت تو فقط مادری برازنده است

به مهربانی تو مادری نمی آید

قدم گذار به محشر که تا نیایی تو

برای خلق شفاعتگری نمی آید

نگات مور وجود مرا سلیمان کرد

یهود را نَفَس چادرت مسلمان کرد

تو و صفات تو را هر چقدر سنجیدیم

و هر چه در دل این بیکرانه چرخیدیم

به انتهای تو راهی نیافتیم اصلاً

در ابتدای تو مانده تو را نفهمیدیم

نبی نبود علی هم نبود تو بودی

و ما کنار خدا جلوه ی خدا دیدیم

حضور گرم تو یک روز هم زیادی بود

برای ما که کنارت دمی نتابیدیم

همین که سایه ی تو سایه سار این دنیاست

همیشه گرم نگاه زلال خورشیدیم

بهشت می شود آنجا که تو نگاه کنی

نگاه کن که مرا باز رو به راه کنی

زکُنه ذات تو این عقل کم چه می فهمد

شب سیاه دل از صبحدم چه می فهمد

زبانِ از تو سرودن فقط زبان خداست

شکوه وصف تو را این قلم چه می فهمد

به بندگی تو بیخود نکرده فخر خدا

نماز از قدم پر ورم چه می فهمد

سه روز نان خودت را به دیگران دادی

بپرس از کرم از این کرم چه می فهمد

بپرس دختر پیغمبر خدا امّا

چنین غریب چنین بی حرم؛ چه می فهمد؟!

من از نسیم معطر به یاس فهمیدم

(حضور مادریت را شلمچه می فهمد

شده است نام تو سربند هر جوان شهید

تبسم تو تسلّای مادران شهید)



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


حرف میلاد بانوی تقواست

او که الگوی عشق دورانهاست

خادمش نوح و آدم و عیسی

زنده از لطف فاطمه عیساست

و ورق خورد باز تقویم و

سالروز ولادت زهراست

سالروزی که روز مادر شد

لطف میلاد فاطمه اینجاست

درخور شأن وسعت کرمش

بهترین قافیه فقط دریاست

اول سال و باز هم زهرا

سال نیک از بهار آن پیداست

اول سال و آخر سالم

فاطمه می دهد پر و بالم

مصطفی صورت و خدا سیرت

هر چه خوبیست تحت تأثیرت

جز خدا و علی و پیغمبر

بر نیاید کسی ز تفسیرت

مَلَک و جن و انس در بندت

جملۀ کائنات تسخیرت

حق ، جهان را مسخرت کرده

دشمنت تا ابد زمین گیرت

دلگشای فرشته های خداست

رو به قبله قیام و تکبیرت

فاطمه خوش به حال تو که گره

خورده با بوتراب تقدیرت

حشر ، جولانگه دوبارهء توست

چشم حق در پی اشارهء توست

دل که دل نیست طائر زهراست

طائر دل مهاجر زهراست

وطن دوم اختیار شده

در مدینه مجاور زهراست

گوهری هست ذکر آل الله

چون خدا نیز ذاکر زهراست

زائر دخترش به شهر قم

مژده مژده که زائر زهراست

اینکه ما غرق اهل بیت شدیم

از عنایات وافر زهراست

طبق فتوای قدسی لولاک

خلق عالم به خاطر زهراست

نه علی بود نه رسول خدا

گر نمی بود حضرت زهرا

ای محب تو از ازل محبوب

وی عدوی تو تا ابد مغضوب

هم خدا را به ذوق آوردی

هم پدر را نموده ای مجذوب

زیر و رو کرده ای دل عالم

ای به دستت کلید فتح قلوب

خوب دیوانه ات شدم بی بی

خوب دیوانه ام نمودی خوب

هر که با منصبی خوش است و من

خوش که بر نوکری شدم منصوب

خوش به حال کسی که در محشر

از محبان تو شود محسوب

در کنار پیمبر و حیدر

روز محشر تو میکنی محشر

محور بخشش و کرم این است

هستیِ اول آخرم این است

نوکری میکنم به درگاهش

شکرلله مقدرم این است

روز محشر زمام هر چه که هست

دست زهراست باورم این است

روز مادر سفارشی کاین بار

نزد خطاط می برم این است

تابلوئی به خط نستعلیق

بهترین فکر در سرم این است

ذکر یا فاطمه لذا امسال

هدیۀ روز مادرم این است

جان به قربان مادر سادات

باز هم بر جمال او صلوات

ماه انور مبارک حیدر

جشن دلبر مبارک حیدر

خنده هایش مبارک بابا

عشق کوثر مبارک حیدر

تا که زهرا وجیهت الله است

وجه داور مبارک حیدر

یکّه همتای مرتضی آمد

یار حیدر مبارک حیدر

رمز فتح الفتوح او زهراست

فتح خیبر مبارک حیدر

روز مادر مبارک زینب

روز همسر مبارک حیدر

مصطفی از دعا نتیجه گرفت

دخترش را بغل خدیجه گرفت

ذکر یا فاطمه خوش آهنگ است

دل برای مدینه اش تنگ است

فاطمه عرش کبریائی حق

بی حضور تو سرد و کمرنگ است

هر کسی از تو فاصله دارد

روز محشر کمیت او لنگ است

هر که دل را به دست تو نسپرد

دل او نیست دل بگو سنگ است

حشر ، بین بهشت و دشمن تو

حد فاصل هزار فرسنگ است

یا علی گفته ایم و یا زهرا

پس جنان بهر ما هماهنگ است

تا ابد نوکریم شکّی نیست

پای کاریم حرف مرد یکیست

نظری کن که ما دلی داریم

سوی تو قلب مایلی داریم

تا که دریا تو و کرانه تویی

غم نباشد که ساحلی داریم

از میان تمام منصب ها

ما تمایل به سائلی داریم

یک دلیلش فقط محبت توست

غیر ازین هم دلایلی داریم

بهر تمدید نوکری هامان

گاه و بیگاه محفلی داریم

ذکر زهرا گره گشای همه است

ما چه حل المسائلی داریم

انبیا محو قدر سلمانش

آسمان و زمین مسلمانش

تا نگاهت طبیب حاذق ماست

پُر ز مهرت همه دقایق ماست

اینکه مدیون لطفتان هستیم

بی گمان جزوی از حقایق ماست

لب کند باز و یاعلی گوید

هر که در این سخن موافق ماست

مدح و ذکر عَلَیَ الدوام شما

شغل و کارِ زبان ناطق ماست

چون خدایم تو را به ما داده

شک ندارم خدا هم عاشق ماست

هر کسی یک علاقه ای دارد

کربلا و نجف علایق ماست

روح ناهید و ماه و خورشیدی

قلب ما را تو نور بخشیدی

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


دراین هوای خوب و، بارانیِ بهاری

وقت است آسمانا، برما کرم بباری

ساقی بیار باده، سرآمده خماری

بگذار تا گذارم، سجاده را کناری

برما ببخش یارا، از باب یادگاری

یا مرهم نگاهی، یا زخم ذوالفقاری

یا رحمة الوسیعه یا دافع البلیه

یا باسط الیدین باللطف والعطیه

یا دائم العنایة مَنّاً علی البریه

عیدانۀ نزول مرضیة الرضیّه

انظر الی فقیرک فی هذه العشیه

مگذار عاشقان را در هرم بیقراری

امشب مجاز باشد بامی وضو گرفتن

برپای خمره شور اللهُ هو گرفتن

برخیز جا نمانی! از این سبو گرفتن

باید که در حریم او آبرو گرفتن

رو بر حبیب کردن ازغیر رو گرفتن

با حُبِّ این حبیبه محبوب کردگاری

دل دل نکن دل من برخیز بی بهانه

ساکت چرا نشستی؟ سرمست وعاشقانه

همپای می گساران درمجلس شبانه

با لهجۀ قناری با من بخوان ترانه

دیگر بس است ماتم تا چند غمگنامه؟

رخت سیاه و روضه اشک عزا و زاری!

شبهای غصه رفت و صبح سرور آمد

منشور شور آمد شور شعور آمد

تا قلب قاب قوسین رمز عبور آمد

چون جانب خدیجه طه ز طور آمد

سوی رسول پیک الله نور آمد

کوثر عطا نمودت پروردگار باری

بس که به سجده گفتی یا واهب العطایا

دریاب مصطفایِ، دلخسته را خدایا

حق هدیه کرده برتو محمودة السجایا

دادیم برتو دختر... نه منتهی المنایا

یعنی ابوالعجایب را دافع البلایا

او یکتنه سپاهِ شیر خداست آری

به به چه دلنوازی به به چه چاره سازی

چه کعبۀ لطیفی چه عشق جانگدازی

چه مهر دل فروزی چه سرو سرفرازی

به به چه عزّ و جاهی چه نام پر ز رازی

برخیز یا محمد شکر خدا نمازی...

برپا بدار بهر این حسن همجواری 

به به نتیجه داده شیدائی خدیجه

آمد تمام عشق رویایی خدیجه

آمد انیس وقت تنهایی خدیجه

به به چه دلنواز است لالایی خدیجه

دارد به سینه شور غوغایی خدیجه

جان می کند فدای دلدار افتخاری

امشب از آسمانها بارد نوید رحمت

زهرا شکوه عصمت زهرا کلید رحمت

قدر مقدرِ عشق صبح سفید رحمت

زهرا پس از محمد نام جدید رحمت

مهرش هرآنکه دارد دارد امید رحمت

با اهل او ندارد هرگز جحیم کاری

یوم النشور فردا وقت جزا محمد!

در لحظه ی ظهورِ عدل خدا محمد!

گویند اهل محشر وا ویلتا محمد!

هنگامۀ عبور خیرالنساء محمد!

از اولیاء گرفته تا انبیا... محمد!

دارند سوی زهرا چشم امیدواری

ما نیز برعطای زهرا امیدواریم

یکریز بیقرار بانوی بیقراریم

دلخسته و خراب یک ماه بی مزاریم

هرچند که سیاه و زشت و تباه و تاریم

اما ز کرده های خود سخت شرمساریم

مگذار تا بمیریم با درد شرمساری

مادر چقدر فکر حال من و شما بود

شبهای جمعه غرق گریه در التجا بود

خواهان راحتی عشاق مرتضی بود

او لطف کرد و کار امثال ما جفا بود!!

گاهی گناه کردیم آخر کجا روا بود؟

خیر کثیر یعنی لطف همیشه جاری

هرچند غرق غفلت... جمله  گناه کاریم

تاهست عشق زهرا سرشار افتخاریم

برعرشۀ سفینه شکر خدا سواریم

در خیمۀ حسینی، دائم حسن مداریم

سرمایه جز ولای مولا علی نداریم

 شادیم از این غنا و مستیم از این نداری

**

عمریست بینوای ایل وتبارتانم

همواره بیقرار و بیمار و زارتانم

دلتنگ بوسه ای بر، سنگ مزارتانم

اینجا پی شما و محشر کنارتانم

هنگام مرگ مادر... در انتظارتانم

ازمن مگیر فیض این چشم، انتظاری

مرضیّه ای و از ما ایزد رضاست با تو

دلهای عاشقانت حاجت رواست با تو

از دام درد و غصه  قلبم رهاست با تو

از آتش عذاب دوزخ جداست با تو

هستی پر از نوای شیر خداست با تو

دست تو عالمی را کرده علی نگاری!

بسکه علی نوشتی بس که علی سرودی

اول شهید راهِ، شیر خدا تو بودی

تو رنگ سبز شیعه تو سرخی و کبودی

با سینۀ شکسته تا عرش پرگشودی

دستی برآر بلکه از ره رسد به زودی

فریاد انتقام صمصام تک سواری



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


قرّة العین مرتضی زهرا

بهجة القلب مصطفی زهرا

می شوم بنده زاد خانه ی او

میروم تا به عرش با زهرا

میرسد بوی سیب از مکه

میوه ی عرش کبریا زهرا

اصلا ای سائلان خبر دارید

آمده مادر سخا زهرا

آمده همدم ابالحسن و

مادر شاه کربلا زهرا

ذکر تسبیح انبیا حیدر

ذکر تسبیح مرتضی زهرا

مرتضی می شود فدای بتول

بهر حیدر گره گشا زهرا

پدر خاک انما الحیدر

مادر آب إنّما زهرا

هرکسی را که کشت بین نبرد...

...مرتضی،  دم گرفت یازهرا

می کنم سجده بر در حیدر

ذکر من هست در دعا زهرا

ذکر لبهای ما در این شبها

«حسبنا الله ....حسبنا الزّهرا»

عاقب در ره تو می میرم

روزی ام را من از تو می گیرم

حلقه بر گوش خانه ات هستم

گر بگویی بمیر می میرم

خنکای محبتت در دل

تا قیامت نمی کند پیرم

بر سر خوان پر کرامت تو

سالیانی است من نمک گیرم

ذکر «یا فاطمه اغیثینی»

می کند از گناه تطهیرم

منکران فضائلت بانو

تا ابد گر کنند تعزیرم...

...بی خیالت نمی شوم هرگز

در بیان مناقبت شیرم

با همه غیر مرتضی قهرم

از همه من به جز شما سیرم

دائما می کنم خدا را شکر

که گره خورده با تو تقدیرم

نظری کن به من سر سالی...

...به ته دیگ خورده کفگیرم

ای که هستی محمدی وجنات

بر تو و روح قدسی ات صلوات

فاش می گویم و ندارم باک

کلّ من فیه حبّکِ بفداک

هرکسی بغضتان به دل دارد

نسب اندر نسب بوَد ناپاک

خلقت شیعه هست از گِلتان

خلقت دیگران خَس و خاشاک

میرود در جحیم باصورت

در مقام تو هرکه باشد شاکّ

کی مرا می بری نجف بانو؟

کرده ام میل باده ای از تاک

آخر از دوری حرم یک روز

می شوم من مریض یا که هلاک

من ندارم به جز تو پشت و پناه

مانده ام که چه می شدم لولاک...

ای پدر مادرم به قربانت

بندگی می کنم  تو را ایّاک

من همان نوکر حسین توام

که دهم از غمش گریبان چاک

هر دو عالم گدات بی بی جان

هستی ما فدات بی بی جان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


خسران زده است هر که توکل نمی کند

بر خاک چادر تو توسل نمی کند

یا بلبلی که طوف سر گل نمی کند

قلبم میان سینه تحمل نمی کند...

...امشب نخواند از جلوات خدایی ات

از تابش و تلالؤ خیرالنسایی ات

ای که کنیز خانه ات از عالمی سر است

نامت نجات بخش هزاران پیمبر است

یک گوشه از تجلی تو قدر و کوثر است

کوثر شدی و ساقی این چشمه حیدر است

حوریه ای و دور و برت جای خار نیست

غیر از علی نصیب تو در روزگار نیست

صاحبْ کتاب... باطن قرآنِ مرتضی

زیبا ترین ستاره ی تابان مرتضی

جان تو هست جان نبی جان مرتضی

لبخند صبح و شام تو رضوان مرتضی

وصله بزن به چادرت اما فقط بخند

رخت عروسی ات بده زهرا... فقط بخند

بر سائلت بزرگی و سرمایه می رسد

آنقدر که عطای گرانمایه می رسد

در مدح بنده پروری ات آیه می رسد

نان می پزی و باز به همسایه می رسد

این بار نه... نده همه اش را به این و آن

افطار کن بس است عطای دو لقمه نان

حتی به مریمش ذکریا نگفته است

اصلا کسی به دخترش این را نگفته است

قطعا رسول صحبت بی جا نگفته است

بی خود به تو که "ام ابیها" نگفته است

تو مادر یتیم حجازی و کوثری

از مریم و خدیجه و آسیه برتری

مهر تو در خرابه ی این دل عنایت است

روح تمام بندگی از این محبت است

نامت به لب رسید، همین هم عبادت است

خدمت به آستان تو عین شرافت است

این ظرف دل به یمن وجودت شریف شد

کار دلم به لطف نگاهت ردیف شد

امشب بیا دوباره حدیث کسا بخوان

سیب بهشتی نبوی هل اتی بخوان

در جمع ما بیا و کمی ربنا بخوان

مادر به جای ما همه اغفرلنا بخوان

از بخشش تو قلب خدا شاد می شود

ویرانه خانه ی دلم آباد می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كو آن كه طی كند شب عرفانی تو را

شاعر شود حقیقت نورانی تو را

این رودها كه همسفر بی‌قراری‌اند

تحسین نموده‌اند خروشانی تو را

با صد هزار شاخه گل یاس هم بهار

هم‌پای نیست عطر گلستانی تو را

وقت عبادت آیه‌ای از نور می‌شوی

تا عرش می‌برند چراغانی تو را

تسبیح كرده‌اند خدا را فرشتگان

تا دیده‌اند جلوه سبحانی تو را

باید فرشتگان پی درك فصاحتت

از بر كنند متن سخنرانی تو را

اندوه رنج‌های تو با آن مساحتش

پُرچین نكرد صفحه پیشانی تو را

هجده گل از حیات جهان چید دست تو

ای باغ‌های خرم توحید، مست تو

این چشمه‌ها بدون تو آب روان نداشت

این دشت‌ها بدون تو طبع جوان نداشت

بهتر ز یاس‌های تو نُه‌چرخ گل ندید

بهتر ز دودمان تو هفت‌آسمان نداشت

ای مهربان‌تر از همه شهر با علی

ای آن كه چون تو شهر علی مهربان نداشت

نُه سال با تو چشم علی روی غم ندید

نُه سال جز تو قلب علی همزبان نداشت

نُه سال جز تو مادر گل‌ها كسی نبود

نُه سال جز تو باغ علی باغبان نداشت

نُه سال سفره‌های فقیران شهرتان

جز با تنور بخشش این خانه نان نداشت

بانو! مدینه عطر شما را گرفته بود

اما چرا كسی خبر از قبرتان نداشت

باشد ولی ز خاك بهار تو باقی است

در باغ یاس عطر مزار تو باقی است

عزم شما مبارزه از سر گرفته بود

تصمیم بر جهاد مكرر گرفته بود

لشكر شد اشك‌های شما در مصاف خصم

وقتی شرار فتنه‌گری در گرفته بود

آن روز تیغ خطبه تو آبدیده بود

حال و هوای حمله به خیبر گرفته بود

آن روز واژه‌های شجاع تو در نبرد

جان از جوان و دل ز دلاور گرفته بود

زینب كه خطبه‌های سراسر حماسه خواند

این درس را، ز مكتب مادر گرفته بود

ای مادر شلمچه! امید شهادتم

در پشت روضه‌های تو سنگر گرفته بود

دلخسته‌ام، طراوت كارونم آرزوست

لیلای جان! جزیره مجنونم آرزوست

برداشت دست حق ز رخ شب نقاب را

حس كرد باز پنجره‌ها آفتاب را

بیدار گشته‌ایم و دل‌آشفته دشمنان

دیگر مگر به خواب ببینند خواب را

باید امید داشت به فردای پرغرور

باید فزون نمود در این ره شتاب را

گفتا به حق تجلی نور خمینی است

هر كس كه دید رهبر این انقلاب را

فریاد می‌زنیم در این شور بی‌كران

«عجّل علی ظهوركَ یا صاحب الزمان»



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


احمد به یمن تو شده پر افتخار تر

لحظه به لحظه، واله و چشم انتظار تر

مادر برای دیدن تو بی قرار بود

بابا برای دیدن تو بی قرار تر

وا شد شکوفه های انار از ملاحتت

شد گونه های سرخ تو اینک انار تر

حول تن تو هاله ی نوری تنیده اند

از تو نیامده ست زنی با وقار تر

هجده بهار گرچه درختت شکوفه داد

هر سال می شود ثمرت ماندگارتر

ما را دچار عشق خودت کردی و سپس

با یک نفس به عشق حسینت دچارتر

جز خطبه های تیز تو تیغی نیامده ست

از ذوالفقار شوهر تو ذوالفقار تر

یک شهر قصد جان تو کردند پر شمار

یک کهکشان فدایی تو پر شمار تر

جان مرا بگیر و مرا باز زنده کن

حاشا دوباره گر نشوم جان نثار تر

در بین کوچه گر چه بد آورده ای ولی

بدخواه توست تا به ابد بد بیار تر

از عزت تو هیچ نشد کم ولی ببین

شد دشمن تو هر دم و هر لحظه خار تر



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-ولادت


چون جبرئیل، حکم خدای مبین گرفت

در زیر پر بساط زمان و زمین گرفت

احمد ازو، ‌پیام جهان آفرین گرفت

یعنی: برای فاطمه، یک اربعین گرفت

شکر خدا، که گلبن احمد به گُل نشست

ز انفاس دوست، باغ محمد به گُل نشست

روزی که مکه، عطر پر جبرئیل داشت

در سر، اَمین وحی، هوای خلیل داشت

بهر خدیجه، مژده‌ رب جلیل داشت

صبر جمیل، وه که چه اجری جزیل داشت

بر خاتم رسل، سخن از سلسبیل گفت

بس تهنیت ز جانب حق، جبرئیل گفت

گفتا که حق، دعای تو را مستجاب کرد

شام تو را ، جنیبه‌کش آفتاب کرد

نامی برای دختر تو انتخاب کرد

و آن را ز لطف، زیور و زیب کتاب کرد

ز آن در نُبی خدای تو نامید کوثرش

تا بی وضو کسی نبَرد نام اطهرش

ای گلبُنی که یاس تو، عطر بهشت داشت

سر بر خطَت مُدام، خط سرنوشت داشت

مریم، کمی ز مِهر تو را در سرشت داشت

کآن قدر اعتبار به دیر و کنشت داشت

تو عصمت خدا و بهشت محمدی

تو مفتخر به ام‌ابیهای احمدی

ای اسوه‌ محبت و، ای مظهر عفاف!

ای روز و شب فرشته به کوی تو در طواف

ای بوده با صفات خدایی در اتّصاف

نامی اگر به‌جاست ز سیمرغ و کوه قاف،

درک مقام توست که امکان‌پذیر نیست

ورنه تو را به عالم امکان، نظیر نیست

شادابی حیات، ز انفاس فاطمه‌ست

دور فلَک، ز گردش دستاس فاطمه‌ست

فضه، خجل ز دست پر آماس فاطمه‌ست

از گل لطیف‌تر دل حساس فاطمه‌ست

قلب رسول، شیفته‌ زندگانی اش

جان علی، فریفته‌ مهربانی اش

گفتی از او مدینه مُنوّر شود که شد

از عطر ناب یاس، معطر شود که شد

جاری به دهر، چشمه کوثر شود که شد

می‌خواست حق که خصم تو اَبتر شود که شد

دنیا پر از ذَراری زهرای اطهر است

والله، جای گفتن الله اکبر است!

ما شاعران به قافیه پرداختیم و بس!

عمری به وَجهِ تسمیه پرداختیم و بس

از متن، هی به حاشیه پرداختیم و بس

از تو فقط به مرثیه پرداختیم و بس

باید اگر معارف ناب تو زنده کرد

کی می‌توان به فاطمه گفتن بسنده کرد

ما بهره‌ای ز فیض تو اغلب نداشتیم

انگار جز فدک ز تو مطلب نداشتیم

آگاهی از معارف مذهب نداشتیم

کاری به کار عزّت مکتب نداشتیم

ترسم از آن که کار، برادر! بَتَر شود

وز این که هست، فاطمه مظلوم‌تر شود

اینک که هست امت اسلام در خطر

بحرین در محاصره و شام در خطر

بیت‌الحرام باز از اصنام در خطر

حج و منا و مشعر و احرام در خطر

چشم امید شیعه به بیداری شماست

زهرا در انتظار وفاداری شماست

روزی که یاس فاطمه تکثیر می‌شود

اسلام در زمانه فراگیر می‌شود

عالم پر از شمامه تکبیر می‌شود

دنیایی از مکاشفه تصویر می‌شود

آید ندا که کعبه مقصود می‌رسد

از گرد راه، مهدی موعود می‌رسد



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


...صبح شور آفرین میلادت

لحظه ها چون فرشتگان شادند

چار تن بانوی بهشتی هم

گل فشاندند و دل ز كف دادند

داد فرمان، خدا به پیغمبر

كه: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَر»

مثل «حوا» شمیم جنت را

«مریم» آن جا به یك اشاره گرفت

بوسه بر خاك پایت «آسیه» زد

دامنت را به شوق، «ساره» گرفت

جز تو ای معنی «كلام الله»

كیست شایستۀ «سلام الله»؟

ای وجودی كه در كمال شهود،

هستی ات نورِ عالمِ غیب است

نام پاك تو بی وضو بردن

نزد اصحابِ معرفت، عیب است

با علی نُه بهار پیوستی

دَرِ خواهش به روی خود بستی

به خدا، خانۀ گِلین تو را

اشتیاق حبیب، پُر كرده ست

عطر ناب «لِیُذهِبَ عَنكُم»

بوی«امَّن یُجیب» پُر كرده ست

حلقه زد گرد چهره ات چون ماه

هالۀ «اِنَّما یُریدُ الله»

لطف سرشارت، ای عصارۀ وحی

خستگان را به مهر، تسكین داد

تا سه شب، قوت خویش را هر شب

به یتیم و اسیر و مسكین داد

در شگفت از تو قدسیان ماندند

سورۀ نور و هل اتی خواندند

چه كسی می‌بَرد گمان كه خدا

به كنیز تو رتبه كم داد؟

فضه شد میهمان مائده ای

كه خدا پیش از این به مریم داد

می‌توان با محبت تو رسید

به رهایی به روشنی به امید

نیمه شب ها كه در دل محراب

ذكر آیات نور داشته ای

ای نمازت نهایت معراج!

عرش را پشت سر گذاشته ای

باغ سجاده غرق عطر تو بود

همه آفاق، زیر چتر تو بود

صلح سبز«حسن» كه جاری شد

چشمه در چشمه از پیامت بود

نهضت سرخ روز عاشورا

شعله در شعله از قیامت بود

خطبه را زینب از تو چون آموخت

سخنش ریشه ستم را سوخت

ای دلت در كمال بی رنگی

از همه كائنات، رنگین تر!

بود بار امانت از اول

روی دوشت ز كوه، سنگین تر

تو منزّه ترینِ زن هایی

بر بلندای نور، تنهایی

با همان دست عافیت پرور

كه پرستاری پدر كردی،

از امام زمان خود، یاری

در هیاهوی پشت در كردی

سرمه دیده، خاك پایت باد

همه هستی ام فدایت باد... 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

به مناسبت روز مادر، تقدیم به همۀ مادران فاطمی


در خانه ، گل معطرت را دریاب

آیینه ی مهرپرورت را دریاب

گر طالب کیمیای ناب عشقی

خاک کف پای مادرت را دریاب

***

هر چند که تاج فقر بر سر دارم

از دولت عشق ، شوکت و فر دارم

مستغنی ام از تمام دنیا ، زیرا

سرمایه ای از دعای مادر دارم

***

در باغ دلم ، بهار باور گل کرد

شب رفت و سپیده ای معطر گل کرد

رودی ز بهشت در دلم جاری شد

بر روی لبم ، چو نام مادر گل کرد

***

در چشم من از فرشته برتر ، مادر

آیینه نَفَس ، سپیده باور ، مادر

هم قبله و هم قبیله ی زهرا ، او

در باغ دلم ، نسیم کوثر ، مادر

***

تو مادری و خلاصه ی خوبی ها

در عشق و ز خود گذشتگی ، بی همتا

بودم به خدا جنین خون آشامی

آموختم از تو « دوستت دارم » را

***

آیینه ی مهر و لطف بی حد هستی

در عاشقی و وفا ، زبانزد هستی

تو قلب تپنده ی زمینی ، ای خوب !

اعجاز خدای عشق ، «مادر» هستی

***

می خواهی اگر به عشق ، رهبر باشی

یا این که ز جمله عاشقان سر باشی

باید که زنی به دست مادر بوسه

باید که تو خاک پای مادر باشی

***

از زمزم مهربانی ات می نوشم

تنپوش محبت تو را می پوشم

ای خوب ! فرشته ی زمینی ، مادر !

لالایی عشق را بخوان در گوشم

***

ای خوب ! غزل ترین غزل ، ای مادر !

آمیزه ی خنده و عسل ، ای مادر

تو روح مرا که زخمی بی مهری ست

با عشق بگیر در بغل ، ای مادر

***

در چشم من از فرشته برتر هستی

از هر چه و هر که در جهان سر هستی

آمیزه ای از وفا ، محبت ، ایثار

تو نادره ای در عشق ، «مادر» هستی

***

مادر ! گل سیمای تو را می بوسم

پیشانی زیبای تو را می بوسم

فرشی ز بهشت زیر پایت پهن است

با شوق ، کف پای تو را می بوسم

***

یک قصه ی عاشقانه ی زیبایی

از عالم نور ، عالم بالایی

تقدیر تو مادری ست ای زن ! آری

هم قبله و هم قبیله ی زهرایی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت-بصیرت


وقتی که بر منبر نشینم بی قرینم

زیرا که مداح امیر المومنینم

دعوت به اهل البیت ذکر الذاکرین است

من هم در عالم ذاکر حبل المتینم

هرگاه از مظلوم شعری می سُرایم

انگار در حرب است تیغ آتشینم

من ذاکر پیغمبر و آل رسولم

در اصل مأمور امام المتقینم

اسماء حسنی از ازل ورد زبانم

زهرای اطهر را ثناگو اینچنینم

گه از فضایل دم زنم گه از مصائب

با مدح و با مرثیه در تبلیغ دینم

مجنون زهرا می کنم کلّ فلک را

دیوانۀ زهرایم و لطفش معینم

مداحم و مداح خار چشم دشمن

یعنی چو تیری در کمان مؤمنینم

مداح را امروز دنیا می شناسند

ما را به نام حبّ زهرا می شناسند

مائیم عبد آل طاها تا قیامت

دم می زنیم از حبّ زهرا تا قیامت

راهی که ما داریم سازش ناپذیر است

دارد ادامه نهضت ما تا قیامت

با مادر خود روز اوّل عهد بستیم

لبّیک یا ام ابیها تا قیامت

سر بند یا زهرا شده تاجِ سرِ ما

یعنی تشیّع هست آقا تا قیامت

آنان که فهمیدند سلطان جهانیم

ما را صدا کردند مولا تا قیامت

دیروز خرمشهر خطّ اولِ ما

امروز کعبه مکۀ بطحا تا قیامت

در دین ما ارضِ فدک طولِ فدک چیست؟

از آسیا تا کلّ دنیا تا قیامت

از مرزِ ایران انقلاب ما گذشته

پس غربت اسلامِ ناب ما گذشته

امروز عهد ما همان پیوند زهراست

ما عبد زهرائیم و دل در بند زهراست

یا فاطمه بر سینۀ ما نقش بسته

دعوای دشمن با همین سر بند زهراست

فریاد ما از نالۀ زهرا بلند است

یعنی که نهضتها همه پیوند زهراست

لبخند دشمن ذرّه ای ارزش ندارد

زیرا رضای دوست در لبخند زهراست

تا فاطمه دارد دعا بر رهبر ما

شمشیر تیز خطبه اش مانند زهراست

از کوچه تا کرب و بلا  یک راه سرخ است

یعنی شهید نینوا دلبند زهراست

با نام زهرا نام زینب همتراز است

چون زینب کبری همان پسوند زهراست

روزی که می سازیم گلزار حسن را

راضی ز دست ما دل خرسند زهراست

امروز صحن حضرت زهرا بسازیم

فردا بقیع آل طاها را بسازیم

زهرا که بر مولای بی همتاست همتا

در بارگاه حضرت یکتاست یکتا

در عالم خلقت ز هر کس بی نیاز است

او از تمام عالم بالاست بالا

قبل از به دنیا آمدن ذکرش فراگیر

قرآن به وصف حضرتش گویاست گویا

کوثر بنام اوست او خیر کثیر است

در پیشگاه حضرتِ والاست والا

با اوست که حجت به حجتها تمام است

او کیست ؟ بر هر سیزده مولاست مولا

ام ابیها در جهان ثانی ندارد

آن مادری که مادر باباست بابا

زهرای اطهر کیست هستی بخش عالم

یعنی که فیض حضرتش عظماست عظما

گسترده تر از سفرۀ او در فلک نیست

زیباترین نام زنان زهراست زهرا

او مقتدای یازده نسل امامت

او از ازل اِشراف دارد تا قیامت

هستی به دنیا داده زهرا با قیامش

عزت بما بخشید مادر با کلامش

آن اسوه ای که در دو عالم بی نمونه است

خود را سپر فرمود در راه امامش

کوته ترین آیات را دارد ولیکن

والاترین القاب را کرده بنامش

زهراست آن بانو که با آن قدر پنهان

داند امیرالمومنین قدر تمامش

زهراست آن بانو که با بوسه به دستش

پیغمبر اکرم کند درک مقامش

زهراست آن بانو که روزی چند نوبت

جبریل می آورد از بالا سلامش

هستیِ خود را پای مولا ریخت امّا

با این همه،دنیا نشد یکدم به کامش

آن خطبه های آتشینِ کربلایی

آن عمرِ عالم تاب ، آن حُسن ختامش

زهرا بما آموخت زهرایی شدن را

با جان و هستی راه مولایی شدن را

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


باران گرفت و زمزم و کوثر به ما رسید

مستی رسید و باده و ساغر به ما رسید

روز الست که گِل عالم درست شد

خاک سرای آل پیمبر به ما رسید

وقتی خدا به طالعمان داشت می نوشت

شکرخدا ولایت حیدر به ما رسید

این عزتی که هست از آنجا گرفته ایم

آن لحظه ای که منصب نوکر به ما رسید

اینجا اگر که دور علی بال می زنیم

آنجا دلی شبیه کبوتر به ما رسید

هرکس گرفت دست خودش را بسوی دوست

در این میان محبت مادر به ما رسید

چه مادری که لب به سخن تاکه باز کرد

روزیّ صدهزاربرابر به ما رسید

مادر ز مقدم تو بهاری ترین شدم

دست مرا گرفتی و بالا نشین شدم

دریا فقط تو هستی و دریاتر از تو نیست

انسیۀ خدایی و حوراتر از تو نیست

تو می درخشی و همه جا، نور میشود

زهرا فقط تو هستی و زهراتر از تو نیست

وقتی که خاکِ پایِ تو عرش است مادرم

در اوج آسمانی و بالاتر از تو نیست

پیغمبرخدا به تو می گفت مادرم

با این حساب ام ابیهاتر از تو نیست

تو بضعة النبی خدایی و هیچکس

آیینه دار حضرت طاهاتر از تو نیست

شأن تو از روایت لولاک واضح است

اینکه بزرگتر ز تو بالاتر از تو نیست

تو آمدی و تکیه به عشق تو زد علی

با بودن تو حامی مولاتر از تو نیست

نام تو همّ و غم ز دل مصطفی گرفت

دست خدا علیست که دست تو را گرفت

باید می آمدی به همه رهبری کنی

اصلا فقط تو آمده ای سروری کنی

روز ازل خدای تو میخواست باشی و

درحق شیعه های علی مادری کنی

در روز حشر بین تمام پیمبران

آن لحظه می رسد که تو پیغمبری کنی

حتی پیمبران به تو تعظیم می کنند

وقتی قرار شد تو شفاعتگری کنی

هم رتبۀ علی به خدا غیر تو که نیست

پس می شود به جای علی حیدری کنی

سجاده پهن کن که دوباره مدینه را

پُر از پَر فرشته و حور و پری کنی

دست قنوت تو همۀ مستجابهاست

مهریۀ تو فاطمه جان کل آبهاست

وقتیکه ماه در سحر چادر تو بود

خورشید زیر بال و پر چادر تو بود

زیر قدوم تو پر و بال ملایکه

فوج فرشته دور و بر چادر تو بود

هرکس که منتصب به تو شد سربراه شد

اصلا حجاب زیر سر چادر تو بود

وقتی در آسمان خدایی بدون شک

زینب در آن میان قمر چادر تو بود

تو قبل مریم آمده ای مادر بهشت

پس این همه حیا اثر چادر تو بود

یک شب چهل یهود مسلمان تو شدند

این هم نشانۀ دگر چادر توبود

نور تو مکه را مَثَل کوه نور کرد

ابلیس را حضور تو از مکه دور کرد

با بودنت به یاری مردم چه حاجت است

دست قنوت خستۀ تو دست رحمت است

عشقت مرا به اوج سعادت رسانده است

عشقت همیشه شاه کلید سعادت است

من با تو و علی، غم دنیا نمی خورم

اسم علی و فاطمه رمز اجابت است

دست مرا بگیر و به دست علی بده

این دست های روبه شما دست بیعت است

دستت شکست و دست علی رو به عرش ماند

افتادن تو معنی اصل ولایت است

یک کربلا مرا ببری خوب می شوم

داروی درد سینۀ من یک زیارت است

امشب بیاو روزی من را زیاد کن

امشب مرا مقابل شش گوشه یاد کن



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1395/01/10

حضرت زهرا(س)-ولادت


ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻮﺛﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺳﺮﻭﺩ ﻭﺣﯽ ﻣﺪﺡ ﺩﺧﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻣﺪﺡ ﺁﻥ ﻣﻤﺪﻭﺣﮥ ﻣﺤﺒﻮﺑﮥ ﺩﺍﻭﺭ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﻧﻪ، ﺑﺎ ﺩﻡ ﺣﯿﺪﺭ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﯿﺪﺭ ﺍﺯ ﺻﺪﯾﻘﮥ ﺍﻃﻬﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ

ﻣﺎﻩ ﻋﺼﻤﺖ ﺍﺧﺘﺮ ﺑﺮﺝ ﻫﺪﯼ ﺭﺍ ﻣﺪﺡ ﮐﻦ

ﺭﻭﺡ ﺍﺣﻤﺪ ﻟﯿﻠﺔ ﺍﻟﻘﺪﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﺪﺡ ﮐﻦ

ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺑﺎﻍ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﯾﻦ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻓﺨﺮ ﻧﺒﻮّﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺵ ﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭ ﻭﻧﺪﺍﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﯾﺎﺭﺵ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺭ ﺛﻨﺎﯼ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻋﺠﺰ ﻣﺎ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻦ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺳﺖ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﺴﺖ ﺁﻓﺮﯾﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺣﻤﺔٌ ﻟﻠﻌﺎﻟﻤﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﻋﺼﻤﺖ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﺩﯾﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﺪﺍﻟﻠّﻬﯽ ﺩﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﻠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺒﻞ ﺍﻟﻤﺘﯿﻦ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﺎﻝ ﺑﯽ ﻣﺜﺎﻝ ﮐﺒﺮﯾﺎ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﮐﻞّ ﺍﻧﺒﯿﺎ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﻓﻠﮏ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﺎﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺣﻖ ﻣﺸﮑﻞ ﮔﺸﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺣﯿﺪﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺭ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻟﻄﻒ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺤﻔﻞ ﺍﻓﻼ‌ﮐﯿﺎﻥ

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺯ ﺭﺃﻓﺖ ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﺎﮐﯿﺎﻥ

ﺍﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻗﺮﺏ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻣﺎﺕ ﺟﻼ‌ﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻣﺤﻮ ﮐﻤﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﻣﻼ‌ﯾﮏ ﺑﻨﺪﮤ ﺻﻒّ ﻧﻌﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺣﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺝ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﻫﻮﻥ ﻓﯿﺾ ﺑﯽ ﺯﻭﺍﻟﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ

ﻃﺎﻫﺮﻩ، ﺍﻧﺴﯿّﻪ، ﺣﻮﺭﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﯼ

ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺻﺪّﯾﻘﻪ، ﺯﻫﺮﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻥ ﮐﻪ ﺍﯼ

ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢ

ﺑﺎ ﮐﻤﯿﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺗﺎﺧﺘﯿﻢ

ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﺌﻦ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﻢ

ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ

ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻏﺰﻝ، ﻗﻄﻌﻪ، ﻗﺼﺎﺋﺪ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ

ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮔﺸﺘﯿﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯿﻢ

ﺣﻮﺭ، ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﯾﺎ ﻣﻠﮏ، ﯾﺎ ﻓﻮﻕ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭼﯿﺴﺘﯽ؟

ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ ﺗﻮﮐﯿﺴﺘﯽ؟

"ﻣﯿﺜﻤﻢ" ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺪﺍﯼ ﺧﺎﻧﮥ ﺧﺸﺖ ﻭ ﮔﻠﺖ

ﻏﺮﻕ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﮔﻨﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺳﺎﺣﻠﺖ



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


گفتند وزن و قافیه تعطیل میشود

قحطی استعاره و تمثیل میشود

قوت گرفت شایعه ، میگفت بعد از این

هر صورتی به آینه تحمیل میشود

حتی خبر رسید که از سردی هوا

گلدسته چند ثانیه قندیل میشود

پرگار تا نود درجه رفت ناگهان

مژده: شعاع دایره تکمیل میشود

یک حوریه به قالب انسان حلول کرد

از این حلول هر چه که تشکیل میشود

در مصرعی خلاصه کنم حرف خویش را:

زهرا به قلب فاطمه تنزیل میشود

از آن شبی که روی زمین کرده ای نزول

هر آیه با شئون تو تحلیل میشود

تو چشمه ی شگفتی و انجیر میدهی

تحریف قطره های تو انجیل میشود

گاهی درخت میشوی و میوه های تو

خامش غذای سفره ی جبریل میشود

تو سیب میشوی و تو را میل میکند

سرخی گونه هاش که تکمیل میشود

تو میشوی خدیجه و او با وجود تو

حس میکند به آمنه تبدیل میشود

وقتی شما شدی نخ تسبیح قطره ها

هم مشرب فرات ، لب نیل میشود

وقتی تو ای الهه ی دریا غضب کنی

ماهی بالدار ، ابابیل میشود

طفل تو مبدا همه ی اتفاقها ست

هر سال با حسین تو تحویل میشود

این شعر را ببخش اگر " تو " زیاد داشت

خانم ، غزل ، بدون "تو " تعطیل میشود



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1394/10/6
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


چله نشین صدفم، دُر شدم

از نفحات نبوی پر شدم

بنده ی دل تا که شدم، حُر شدم

روی لبم نشسته این زمزمه

فاطمه یافاطمه یافاطمه

تشنه شدم، آب زلالم بده

گرسنه ام، رزق حلالم بده

مرغ بهشتم، پر و بالم بده

کبوتر گنبد خضرا منم

زائر پر بسته ی زهرا منم

فرصت چل روزه ی حق سر رسید

سیب بهشتی معطّر رسید

گوش بده، سوره ی کوثر رسید

خیر کثیر ازلی آمده

همسر محبوب علی آمده

باد، بزن شانه به گیسوی گل

سرمه بکش باز به ابروی گل

بهشت رب آمده با بوی گل

جمیله ی عرش زمین آمده

حوریه ی پرده نشین آمده

باز درِ لطف خدا باز شد

به اذن حق، دوباره اعجاز شد

خوش آمدی، مکّه سرافراز شد

روی زمین شور و شعف را ببین

به دست دل، سماء دف را ببین

خوش آمدی روی زمین، آسمان

خوش آمدی نمونه ی بانوان

خوش آمدی مادر ساداتمان

سیده ی نساء، علیک السلام

مادر سادات تویی، یک کلام

رحمت و رحمانیتت گفته که

جلوه ی ربانیتت گفته که

حدیث نورانیتت گفته که

جای تو در کنگره ی عرش بود

بهشت، زیر پای تو فرش بود

تو کیستی، حبیبه ی کبریا

شافعه ی محشر روز جزا

سایه نشینت شده اند انبیاء

مادر اسلام به غیر از تو کیست

مادری ات، روز جزا دیدنیست

عقل فرو مانده ی والایی ات

صبر شده مات شکیبایی ات

علی  اسیر رخ زهرایی ات

نور تو در جان علی جلوه گر

جلوه کن و جان علی را ببر

بانوی عشق عالمینِ علی

مادر خوب زینبینِ علی

اُمّ حسن، اُمّ حسینِ علی

سایه ات ای همسر و اُمّ امام

روی سر امام ها مستدام

بیت تو را فرشته جارو زده

به دست تو، درب جنان رو زده

حیفِ تو، این در به تو پهلو زده

درب زمین لیاقتت را نداشت

بر تن تو جای خودش را گذاشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


کوثری از سوره ی طاها به دنیا آمدی

تا رسد انّا به اعطینا به دنیا آمدی

تا یتیمی پدر را اندکی جبران کنی

دختری و مادر بابا به دنیا آمدی

هر کجا کردی تشرف صاحب تشریف شد

مکه شد آنجا که تو آنجا به دنیا آمدی

قل هو الله احد ای معنی کفوا احد

تا که باشی همسر مولا به دنیا آمدی

تا که هجده سال هم اهل زمین درکت کنند

پس به شکل حضرت زهرا به دنیا آمدی

بعد عمری که دلیل زندگی پوشیده بود

آخرش ای علت دنیا به دنیا آمدی

با خبر بودی اگر از اتفاق کوچه ها

پس چرا انسیة الحُورا به دنیا آمدی

غصه ی ارباب ما را داشتی آن قَدْر که؛

بازهم در ظهر عاشورا به دنیا آمدی

مادرش بودی ولی یک لحظه بر بالای تل

در حقیقت زینب کبری به دنیا آمدی

***

از سایت بی پلاک



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20
حضرت زهرا(س)-ولادت


در آستانه ی میلاد حضرت زهرا

برای عرض ارادت به ساحت دریا

نشسته ام بنویسم به نام مادر، تا

خدا مرا بنویسد به پای نام شما

اگرچه کمتر از آنم که دلبرم باشی

خدا به امر خودش خواست مادرم باشی

هوای عشق چه حال و هوای زیبایی ست

جنون، بهانه ی خوبی برای رسوایی ست

شبی که عرش منوّر به نور زهرایی ست

شب طرب، شب دیوانگی و شیدایی ست

شبی که معجزه های رسول، کامل شد

شبی که سوره ی کوثر به عینِ نازل شد

شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد

خدا به نور خدا هدیه ای منوّر داد

به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد:

پیامبر ! قدم فاطمه مبارک باد

قیام کرد زمین ، نور منجلی آمد

دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد

همین که دست زمین، آسمان بغل شده است

دهان عرش الهی پر از عسل شده است

به دستخطِّ خدا سوره هم غزل شده است

و این برای نبی خیرُ ما نَزَل شده است:

خدا برای تو خیر کثیر می خواهد

برات، مرهم زخم غدیر می خواهد

خدا نوشت : بگویید مهربان بانو

خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو

قیامت است تمنای این و آن، بانو

همیشه منبع الطاف بیکران! بانو!

اگر نفس بدهی ، دست هم نمی خواهم

برای مدح تو گفتن ، قلم نمی خواهم

عطای دست تو تفسیر کرده انسان را

بخاطر تو خدا وعده داده باران را

دعای نور تو تب دار کرده سلمان را

به باد داده دگر دودمان شیطان را

دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم

بخوان که ما همه ذریه های سلمانیم

دعا بخوان ، پر جبریل را منوّر کن

کمی ملائکه را با خودت برابر کن

برای نافله ، سجاده را معطر کن

خدا برای پیمبر نوشت : باور کن

نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است

خلاصه نه ، همه ی دین نماز فاطمه است

تمام قافله را وقف مرتضی کردی

همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی

و در جوار خدا ، جار را دعا کردی

چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی

هرآنچه را تو بخواهی، همان شود تقدیر

برای شیعه ی امروز هم قنوت بگیر

نظر به اینکه خدا بر شما نظر کرده

تو قبل خلقت آدم شدی نظرکرده

خدا وجود تو را منجی بشر کرده

علی کنار شما خستگی بِدَر کرده

غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت

طلوع لحظه ی خندیدن تو را کم داشت

در آتشی که تمامیِّ خانه می سوزد

به جان خلق بیفتد زمانه می سوزد

در آتشی که نشان ، بی نشانه می سوزد

چرا قلم وسط شعله ها نمی سوزد؟

برای اینکه مزیّن به نام فاطمه است

و آتش از سر جبران ، به کام فاطمه است



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1394/01/18

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از بس فرشته است گذر جای ندارد

جبریل سر آورده و پر جای ندارد 

بند آمده این راه دگر جای ندارد 

با دختر بابا که پسر جای ندارد 

امشب شب عشق است، شب مادر باباست 

با قبله بگو قبله ی ما حضرت زهراست 

بالاتر از آن خط که نوشتند تو هستی 

مدحی که نخواندند و نگفتند تو هستی 

با نقطه ی با، نقطه ی پیوند تو هستی 

آیینه قدی خداوند تو هستی 

چیزی به جز از نور خداوند نداری 

سوگند خدا گفت که مانند نداری 

بانو چه شگفت است هبوطی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که تو داری

آرامش دریاست سکوتی که تو داری

**

عزم من و تو جزم شد و کارگر افتاد

دشمن به عقب رفته و از پشت سر افتاد

تا پای فشردیم از عالم سپر افتاد

با آلِ علی هرکه در افتاد وَر افتاد

ما سخره ی سختیم که از باد نلرزیم

این درس به ما مادر ما داد نلرزیم

هرجا که بلند است به زیر قدم ماست

بر هرچه سه تیغ است شکوه عَلَمِ ماست

هر بیش که دارند در این پهنه کَمِ ماست

موجیم که آسودگی ما عَدَم ماست

ما درس جز از محضر اسلام نگیریم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بت شکن ما

در سایه ی زهراست تمام وطن ما

این خصم زبون است اگر بد دهنی کرد

وین سیره یِ زهراست که دشمن شکنی کرد

**

دریایِ علی،غیرت طوفانی ات عشق است

ای مرد ترین مرد،رجز خوانی ات عشق است

**

جایی که ملک چشم کشد گرد محال است 

با نام شفا پرور تو درد محال است 

جز شیر خدا گرد تو یک مرد محال است 

رفتی و جز از تو هما درد محال است 

با تیغ به تو تکیه کند شیر خداوند 

ای خطبه ی تو غیرت شمشیر خداوند 

از روز ازل هر تپشت یاد علی بود 

نَبْضَت،ضربانت،نفست ناد علی بود

این هشت فلک فاطمه آباد علی بود 

خانم همه ی حرف تو فریاد علی بود 

میلاد توُ باز نمک گیر غدیریم 

از توست که مانند تو درگیر غدیریم 



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/5

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


ای بهار عطوفت ای زهرا

ای شهید محبت ای زهرا

مشعل عاشقی ز تو روشن

ای چراغ هدایت ای زهرا

رحمت واسعه تو می باشی

بی کران ، بحر رحمت ای زهرا

عشق تو می رهاند انسان را

از حضیض مذلت ای زهرا

ای که همپایه ی نبی باشی

به مقام و به رتبت ای زهرا

کوچک از بهر قامت روحت

خلعتی نبوت ای زهرا

تا خدایی تو راه طی کردی

در مسیر حقیقت ای زهرا

تو خدایی ، پیمبری ؛ نه ، نه

ای امام کرامت ای زهرا

هیجده عالم وجودت را

هیجده دوره فطرت ای زهرا

منشا هر کمال و خیری تو

ای سراپا عنایت ای زهرا

علم کامل صحیفه ات باشد

ای سپهر فقاهت ای زهرا

چون تو در عالم جوانمردی

نیست یک با مروت ای زهرا

موج می زد همیشه در همه جا

در وجودت متانت ای زهرا

اشبه الناس بر نبی بودی

به جمال و جلالت ای زهرا

ای که بودی برای پیغمبر

دختری با درایت ای زهرا

بر نبی مهربان تر از مادر

بودی ام رسالت ای زهرا

مایه ی فخر خالق سبحان

سر بلندی خلقت ای زهرا

بر سر مرد و زن خداگونه

داری آری تو منت ای زهرا

قله های کمال را فاتح

بس که داری تو همت ای زهرا

همه مردان به پیش تو خاموش

ز تو گشته به حیرت ای زهرا

که دفاع از حریم خود کردی

درس آموز غیرت ای زهرا

سردی ابتذال از نامت

گرمی نور عفت ای زهرا

بیتت آن خانه ی گلی باشد

زادگاه امامت ای زهرا

خطبه هایت کلام ربانی

همه لبریز حکمت ای زهرا

بی وضو نام تو نشاید گفت

دارد این آیه حرمت ای زهرا

نام پاکت چو در میان آید

دل شود پر حلاوت ای زهرا

تو همانی که روح ایثاری

ای خدای عطوفت ای زهرا

چشم اهل مدینه بر دستت

جود و احسان ، مرامت ای زهرا

سائلی رد نشد ز درگاهت

بس که کردی اعانت ای زهرا

سائل کوی تو منم ، دارم

طلب استعانت ای زهرا

ای که پیراهن عروسی خود

هبه کردی ز رافت ای زهرا

بارها نان کودکانت را

داده ای با سخاوت ای زهرا

بارها خود گرسنه خوابیدی

بهر سیری امت ای زهرا

هر یتیم و اسیر و مسکینی

بهره مند از عطایت ای زهرا

بس که انفاق مال و جان کردی

آیه آمد به شانت ای زهرا

هیچ کس جز علی تو را نشناخت

ای گل با طراوت ای زهرا

تو و مولا دو جسم و یک روحید

روح تابی نهایت ای زهرا

ای نمازت نیاز بیت الله

کعبه ی آل عصمت ای زهرا

عالم دل ز عشق تو دارد

شور و شوق و ارادت ای زهرا

کاش بودم پرستوی کویت

کن دعایم اجابت ای زهرا

کاش من هم شبیه تو بودم

در کمال شجاعت ای زهرا

داشتم در وجود خود از تو

کاشکی یک علامت ای زهرا

از در خانه ات چنان سلمان

طلبم استقامت ای زهرا

چادر وصله دار مشکی ات

پرچم مهدویت ای زهرا

ز طرب خانه ی دلم بگذر

هله پیر طریقت ای زهرا

به خداوندیت قسم مادر

کن نگاهی به طفلت ای زهرا

دست بشکسته ی تو می باشد

دستگیر قیامت ای زهرا

چشم محشر به نور تو خیره

بس که داری مهابت ای زهرا

شیعه ات از پل صراط آنجا

بگذرد در سلامت ای زهرا

می رهد دل ز آتش عصیان

گر کنی یک اشارت ای زهرا

ای بسیجی شهر پیغمبر

پاسدار ولایت ای زهرا

رزم تو در مدینه ی غربت

شد حدیث شهامت ای زهرا

کرده ای با نثار خون دلت

رهبرت را حمایت ای زهرا

تو گذشتی ز هستی ات آری

بیمه کردی شریعت ای زهرا

ای سکوتت بنای هر فریاد

بانوی با اصالت ای زهرا

مرقد مخفی ات کند رسوا

دشمنت تا قیامت ای زهرا

یاس دین بودی و خزان دیدی

در هجوم عداوت ای زهرا

لال آید به محشر آن کس که

بر تو کرده جسارت ای زهرا

وای حق تو و علی بردند

غاصبان خلافت ای زهرا

خصم رو در رویت ذلیل آری

داشتی بس که هیبت ای زهرا

روز بیعت تمام یثرب دید

خصم را در حقارت ای زهرا

به خدا که تو سیف الاسلامی

بس که کردی رشادت ای زهرا

چه کسی بر رخ تو سیلی زد ؟

که نمود این شرارت ای زهرا ؟

ای شفیعه به یوم وانفسا

شیعه را کن شفاعت ای زهرا

سه صله خواهد از تو این دل خون

یک ، ثبوت سیادت ای زهرا

کوثرا آن دو حاجت دیگر

کربلا و شهادت ای زهرا



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
سه شنبه 1394/01/4

حضرت زهرا(س)-مناجات


عشق خدا عشق منی فاطمه

حب شما اجننی فاطمه

تو و مقامی که خدا آگه است

ما و زبان الکنی فاطمه

لیلی پنهان که همه لیلیان

بهر تو مجنون علنی فاطمه

مادر ما کنیز فضۀ تو

فقط تو مادر تنی فاطمه

بی تو نوای کودک دل ما

من الذی ایتمنی فاطمه

میکدۀ عشق علی کوثری

شیر دل شیر زنی فاطمه

نبود تو خلع سلاح علی

تیغ سپر وَ جوشنی فاطمه

پای علی جان تو جان کنده ایم

از دل ما دل نکنی فاطمه

نیم دل ما ز تو شد حسینی

نیمِ دگر هم حسنی فاطمه

به یاد سینۀ شکسته تو

باب شده سینه زنی فاطمه

مشکی ما بافتۀ دست تو

شبیه کهنه پیرهنی فاطمه

ما و غم خون کفنی فاطمه

تو و غم بی کفنی فاطمه



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-مدح


ازل برای ابد مُلک لایزالش بود

چه فرق می‌کند آخر که چند سالش بود؟

حریم عرش خدا بود سقف پروازش

تمام وسعت عالم به زیر بالش بود

وجود خون خدا را به شیر خود پرورد

بزرگِ کرب و بلا طفل خردسالش بود

پس از غروب که خورشید راه خانه گرفت

چراغِ کوچه ی شب قامت هلالش بود

زمین شب زده را رشک آسمان می‌کرد

اگر فزون‌تر از آن خطبه‌ها مجالش بود



موضوع : ولادت حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء