حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ما همه هستیم قربانی زهرا و علی

سائل الطاف پنهانی زهرا و علی

بارها و بارها داده است بر دل های ما

جان تازه مدح طوفانی زهرا و علی

زندگی را زهر بر ، ضد ولایت می کنیم

ما مسلمان های ایرانی زهرا و علی

چیست از این خوب تر ، شد قلب ما وابسته بر

شاخه شمشاد خراسانی زهرا و علی

آی مردم خشت خشتش هست فردوس آفرین

هر کجا باشد ثناخوانی زهرا و علی

کاش مشق عشق را گیریم یاد از سازگار

یا موید یا که انسانی زهرا و علی

هر که اینجا پیر گشته روزگارش بهتر است

نوکر این خانواده ، کهنه کارش بهتر است

 

چشم عین الله روشن باد ، زهرا آمده

دختری که مادر باباست دنیا آمده

جز خدایش کیست سر در آورد از شان او

آنکه مانند خدایش هست یکتا آمده

جای هر ذکری بگو مستانه امشب : یا علی

کور ، چشم دشمنان ، جانان مولا آمده

بعد ازین دنیا پر از مرد شهادت می شود

قهرمان ِ دل به طوفان ها زدن ها آمده

مریم عذرا ، چو پروانه بگردد دور او

مادری که هست هر طفلش مسیحا آمده

آمد آن که قدرت حق را نمایان می کند

بوی این گل ، کل دنیا را گلستان می کند

 

این زمین اصلا کجا و شان بانوی علی

آمده دنیا برای دیدن روی علی

فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

جان تازه می دهد بر زور و بازوی علی

او حماسه آفرین شد ، بی زره ، بی ذوالفقار

کرد غوغایی به پا ، پهلو به پهلوی علی

او مزارش ظاهرا مخفی است اما باطنا

هست قبر فاطمه ، هر جا دهد بوی علی

وقت جان دادن می آید ، فاطمه بالاسرش

هر کسی که رفت حتی یک قدم سوی علی

حق فقط زهراست که این گونه مانده با علی

شد شعارش لا امیرالمومنین الا علی

 

آن که دارد دم به دم بر ما محبت فاطمه است

آن که دارد بر عطا و جود عادت فاطمه است

هر چه را می خواستیم اینجا مهیا دیده ایم

آن که ما را مادرانه داد عزت ، فاطمه است

راه بر جایی ندارد بندگی ، بی فاطمه

تا ابد تنهاترین راه سعادت فاطمه است

بیشتر از بچه هایش نیمه شبها یاد کرد

از در و همسایه ها ، پس کوه رحمت فاطمه است

شان او از معجزه ، خیلی فراتر بوده است

آن که باشد فضه اش کوه کرامت فاطمه است

هر کسی که می شود صاحب نفس با فاطمه است

دم به دم ذکر لبش یا فاطمه یا فاطمه است

 

فاطمه هم فاطمه هم مصطفی هم حیدر است

فاطمه از هر چه می دانیم ازو ، بالاتر است

فاطمه نور است نه، نه ، نورَ فوقَ کل نور

فاطمه هم هل اتی ، هم انما هم کوثر است

گر نمی گفتند ختم الانبیا بر مصطفی

می نوشتم فاطمه تنها زن پیغمبر است

معجزه جز این چه باشد با همان عمر کَمَش

زینبی را تربیت کرده که از عالم سر است

فاطمه درس کرم را داد یاد مجتبی

فاطمه الگوی ایثار حسین بی سر است

کی به جز فرزند زهرا ، در زمین کربلا

کودک شش ماهه اش را داده بی چون و چرا 




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


خُرَّم آنروز که اقبال به ما یار شود

این دل بی خبر از غیب خبردار شود

ای دل انگار زمان اَرنی گفتن توست

لن ترانی نگذاریم که تکرار شود

شب شب گفتن یا نور و یا قدوس است

تا سحر نورٌ علی نور مددکار شود

سِرِّ محرم شدنت جز نظر رحمت نیست

سینۀ فاطمیون محرم اسرار شود

عبد محبوبۀ ذات ازلی باید شد

بندۀ اوست که از زمرۀ ابرار شود

به کجا سِیر کنی! علت هستی زهراست

کیست عاشق! که به این نام گرفتار شود

آنکه بر معرفت سورۀ کوثر برسد

در حقیقت به همه آل پیمبر برسد

 

ما همه قطره و زهراست که اقیانوس است

ای خوش آن بنده که با نور خدا مأنوس است

فاطمه بانوی سجاده نشین سحر است

گریۀ فاطمه نزدیک سحر ملموس است

بینِ سجاده  سحرها که قدم بگذارد

خاک محراب به خاک قدمش پابوس است

هیچگاه این همه الله پرستش نشود

این نمازی است که ابلیس از آن مأیوس است

تا دعا کرد به همسایه ، به ما فیض رسید

مستجاب است دعایی که به یا قدوس است

این چه ذکری است که همتای علی می گوید

یا علی گوید و یا فاطمه اش معکوس است

مادر خلقت و هم مادر بابا زهراست

سایه اَش بر سرِ ما ، مادری اش محسوس است

حب زهراست که صد مرحله فریاد رس است

دشمن فاطمه در آتش کین محبوس است

شب زهراست، دلِ ما ز شعف مالامال

باز کردند ملائک به سوی ما پر و بال

 

آنکه اوصاف خدا را به خدا تمثیل است

سایبان حرمش بال و پر جبریل است

محضرش مهبط وحی است و علی کاتب اوست

مصحفش بر همه آیات خدا تأویل است

آنکه در سفرۀ او مائده آید ز بهشت

سائل پشت درش حضرت میکائیل است

بخششی داشت که آغاز شب زندگی اش

همسرش گفت کرامات تو بی تعطیل است

قرص نانی هم اگر داشت به سائل بخشید

چه کمالی است که در علم و عمل تکمیل است

گفت باباش : فدای تو و ترتیل شبت

که خدا مستمع هر شب این ترتیل است

جان پیغمبر اکرم نرود بی اذنش

این ردایی است که در کسوت عزرائیل است

دین شیعه ز سیاست که جدا نیست ، یقین

هرکه با فاطمه شد ، دشمن اسرائیل است

می رسد منتقم حضرت زهرا ، مهدی

کیست مشتاق شهادت که کند هم عهدی

 

می رسد از حرم سلسله کوثرها

وصف نورانیِ منصوره ز بالاترها

آسمانی تر از این نور، خدا خلق نکرد

فاطمه مادر خورشید و مَه و اخترها

فاطمه مادر مجموع امامان مبین

اوست سر سلسله نوریِ پیغمبرها

سیزده آینه یک حضرت خورشید در آن

سیزده آیه و یک سوره ، همه محشرها

خالقش فاطمه را زهرۀ زهرا نامید

تا درخشد شب و روز از حرم حیدرها

اوست بازوی علی ، روح دو پهلوی نبی

مادر خوب حسین و حسن و دخترها

یک تنه اوست علمدار همه دین خدا

یک تنه هست حریف همۀ لشگرها

حکم او حکم خدا، طاعت زهرا واجب

بر همه سید وسالار و همه سرورها

چون به محشر بگذارد قدم ، از هیبت او

شود اعلام سراسر همه پائین ، سرها

مادران شهدا طاعتِ او را دارند

بنویسیم که تبریک به این مادرها

روز میلاد خمینی است گواهی دیگر

دست زهراست تولای همه رهبرها

مادر حجب و عفاف است حجاب زهرا

چادر خاکیِ زهراست سر خواهرها

بشکند دست اجانب که به معجر نرسد

دست بیگانه کجا و حرم معجرها

بگذارید بمانند اشارات گریز

من نگویم سخن از بزم مِی و لفظ کنیز




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت روز مادر


نُه ماه، من ماهی و تو دریای من بودی

نُه ماه، اصلا تو همه دنیای من بودی

من سالها از چشمه ی حلم تو نوشیدم

تو کوه بودی... وادی سینای من بودی

وقتی دو سالم بود... نه! نه! تا همین حالا

من راه می رفتم ولی تو پای من بودی

من لال بودم... حرف را از چشم میخواندی

من کور بودم... دیده ی بینای من بودی

هر جا خطر حس کردم آغوشت پناهم داد

ای ماه! تو آرامش شب های من بودی

از پله های زندگی بالا که می رفتم

هر بار تو بالاتر از بالای من بودی

... آیا وکیلم؟!! از تو پرسیدم: "اجازه هست؟!"

خندیدی و دلگرمی امضای من بودی

من هر چه دارم را، به تو یک عمر مدیونم

مادر! چه می کردی اگر تو جای من بودی؟!




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 03:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


حِسِّ غریبی نیست، این رسم قدیم است

زهرا شناسی سنّتِ ربِّ عظیم است

قدرت ندارد غیرِ هو زهرا بسازد

اینگونه خلقت، صنعت دست رحیم است

صدیقه را تصدیق کردن، کار ما نیست

این از کرامات شما آل کریم است

این نور اطهر را پیمبر می شناسد

او دستبوس یاس خود با هر شمیم است

وقت سحر خواهی بدانی فاطمه کیست

آهنگ یازهرا به کام هر نسیم است

هر دل که اینجا حبِّ زهرا برگزیند

در کوی آن بانو قیامت هم مقیم است

هر سینه ای که ظرف مِهر فاطمی نیست

هر کس که زهرائیست با قلب سلیم است

تا دشمنی با دشمنانش در دل ماست

هر فتنه ای آرند در ندفه عقیم است

کوثر کند کار خودش را تا قیامت

ابتر میان لشگر خود هم یتیم است

شعله به حَورا هیچ تأثیری ندارد

زیرا که آتش، جنسِ شیطان رجیم است

با آل او  هر کس در افتد وَر می ٱفتد

فرعون ٱمت کیست؟ هیزم در جحیم است

تنها نه دیروز از عدویش راه بستیم

امروز هم اوضاع اعدایش وخیم است

امروز خاص الخاص، زهرایی بمانند

فردا به جنّت جود و احسانش عمیم است

زهرائیان دربست، یاران خدایند

زهرائیان بازوی شاه کربلایند

 

عقل است ماتِ فهم های نازل خود

باید که زهرا را شناسی با دل خود

بانوی زنهای دو عالم تا به محشر

خود می شناسانَد بما آب و گِل خود

او بر علی همتاست، اما اوست حَوراء

باشد فقط زهرا شبیهِ کامل خود

زهرا همان یار نبی در کارزار است

یار علی در آستان منزل خود

با چارده معصوم نه، تنها به زهرا

پیغمبرِ اکرم ببیند حاصل خود

حلّال مشگلها امیرالمومنین است

اما به زهرا میکند حل، مشگل خود

در روزِ طوفان بلا مَحضِ حضورش

کشتی چه آسان میرسد بر ساحل خود

حتی به بیماری برائت را کند حفظ

با غِیظ  روگردان شود از قاتل خود

دستور کارِ اهلبیتِ او صحیفه ست

کرده نگاهِ وحی را هم مایل خود

فرزندهایی چون حسین و مجتبی را

او تربیت کرده به دین کامل خود

زینب، زبانِ دیگرِ توحیدِ زهراست

در کربلا افشا کند حرفِ دل خود

إنفاق از دستش بریزد همچو باران

رَختِ عروسی میدهد بر سائل خود

آری پیام او به مرد و زن عفاف است

حتی حجابش حفظ شد در محفل خود

بالاترین شأنِ عبادت حَبِّ زهراست

ما را هم از روز ولادت حُبِّ زهراست

 

با فاطمه آمد به دنیا فخر و عزت

او امتحان دادست، اصلاً قبلِ خلقت

کو دختری مانند او ٱم ابیها

دارد ولایت بر همه، حتی نبوت

شد حجةُ اللهُ الحُجَج، زهرای اطهر

یعنی که رهبر اوست، حتی بر امامت

یکدم نشد از پای بنشیند همه عمر

یکدم نشد کوتاه آید از ولایت

حقِّ ولایت را فقط زهرا ادا کرد

روزیکه میلرزید پای اهل نصرت

امروز مولا را کسی تنها نبیند

باشد فدائیِ علی، اهل بصیرت

لشگر به لشگر ما مهیّای جهادیم

ایران دوباره میکند تا حج عزیمت

ما دشمنی با آل استکبار داریم

آل سعود اصلاً چه می أرزد به منّت

ما ٱمت فتح المبین و خیبر استیم

از رهبر خود میکنیم از جان حمایت

ما انتقام سیلیِ زهرا بگیریم

مائیم و فرمان علی در استقامت

دستان پر مِهرش چو فرماید اشاره

آید به صحنه فوج فوج اهل اطاعت

گر قبر او مخفی است، خَضرا را بسازیم

صحن بقیع آماده گردد با چه هیبت

آن قبر مخفی تا قیامت کعبۀ ماست

ای اهل ایمان پیش تا روز شهادت

لبیک یا زهرا ندای ٱمت ماست

سربندِ یازهرا نشان قدرت ماست




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


بگو به بلبل خوش خوان بخوان ترانه که دیگر

دمیده زهره ی زهرا رسیده یاس معطر

به وصف او چه توان گفت زانکه لا یتناهی ست

که مدح او که نتوان کرد غیر خالق اکبر

جلیله ای که دو عالم منور است به نورش

حمیده ای که بود پا به سر تجلی داور

دو چشم شور حسودان نخواست تا که ببیند

میان دست خدیجه نزول آیه ی کوثر

که اوست علت خلقت که اوست علت رحمت

که اوست فاطمه ، صدیقه ، اوست جان پیمبر

زمین به زیر قدومش نبود لایق و درخور

بهشت خاک قدومش شدست سر تا سر

چه بانویی که بود آینه تمامِ علی را

چه دختری که پدر را شده ست حضرت مادر

اگر نبود علی او نداشت مثل و مثالی

نبود در خور او کس به غیر حضرت حیدر

کریمه ای که کریمان عالمند اسیرش

ستوده ای که نباشد به او ز جاه برابر

عفیفه ای که به عفت چو او ندیده دو عالم

نجیبه ای که بود بر زنان ملیکه و سرور

نه آبهای دو عالم ، به مهر او شده نامی

تمام عالم امکان به راه اوست مسخر

زنی که همچو حسن آورد کریم کریمان

زنی که مثل حسینش نزاده مادر دیگر

زنی که دامن او پرورانده زینب کبری

زنی که دامن مهرش شده ست عاطفه پرور

زنی که در همه عالم علی علی ست کلامش

زنی که گفت به عالم علیست بر همه رهبر

که اوست حجت داور علی الحجج به دو عالم

که اوست جان نبی و که اوست از همه برتر

هر آنکه هست محبش بگو عزیز جهان است

هر آنکه دشمن او شد بگو به او هوالابتر

و کیست او که به راه امام خویش دهد جان

شهیده ای که شهادت به یمن اوست مطهر

دخیل رشته ی چادر نماز اوست دو دستم

مگر که شامل لطفش شوم میانه ی محشر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت روز مادر


پلکی مرا ببین که تویی مقتدای عشق

چشمت غنیمتی است برایم؛ برای عشق

ای جاری از لبان تو لبخند زندگی!

با من بخند، خنده ی تو ابتدای عشق!

یادم نمی رود که در آغوش گرم تو

با هر نفس وزیده به سویم هوای عشق

زیباترین نوای دل انگیز خانه بود

با آن صدای خسته ی تو:"لای لای عشق..."

چین و چروک صفحه ی زیبای صورتت

محکم ترین دلیل تو بر ادّعای عشق

..

وقتی بهشت زیر کف پای مادر است

یعنی بهشت ذرّه ای از خاک پای عشق...

بر صفحه ی سیاه دلم خط روشنی است:

جانم فدای مادر خوبم! فدای عشق




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به دنیا آمدی دنیا دلیلش را شناخت

از خودش دنیا به دست آورد یک دنیا شناخت

چون تسلط داشت هی چرخید دورت روز و شب

گر تورا نشناخت دنیا، ماه از بالا شناخت

آسمان نشناخت سر از پا و روی خاک ریخت

خاک اما زیر پات افتاد و سر از پا شناخت

بی گمان در قاب قوسین دو تا ابروی تو

خویش را هر شب رسول الله اَوْ اَدْنیٰ شناخت

سجده بر نامش اگر واجب شود بی ربط نیست

شیعه در واقع خدا را نیز با زهرا شناخت

قدر می دانم مُحِبَّش هستم اما بی‌گمان

قدر زهرا را در این عالم فقط مولا شناخت

بی نگاه لطف تو می ریزد از هم جان من

گاه دارد قطره ای از خویش یک دریا شناخت

توی جنت هم گدایت می شوم زیرا گدا

عرض حاجت کرد صاحبخانه را هرجا شناخت

حتم دارم روز محشر هم تو فرمان می‌دهی

من به تو ایمان کامل دارم اما با شناخت

تو شب قدری و پنهان بوده ای آنقدر که

زینبت حتی تو را در ظهر عاشورا شناخت

زینبت از پای درس کوچه آمد کربلا

آن همه سرهای بر نی را اگر زیبا شناخت

مبحث نشناختن در کربلا موضوع شد؛

عمه جان جسم حسین خویش را از پا شناخت

تا به آنجا که ربابت را میان کاروان

زینب از صوت علیِ اصغرم لالا شناخت

روضه یعنی که رقیه چهره را نشناخت و

تا صدایش زد صدای طفل را بابا شناخت




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


سلام ای حرمت مسجدالحرام ولایت

درود ای ز دمت جاودانه نام ولایت

هماره یافته از تو حیات، مکتب قرآن

همیشه بر نفست متکی امام ولایت

به اوج قلهء گردون به گوش عالم و آدم

هنوز می رسد از تربتت پیام ولایت

حیات یافته با دیدنت روان محمد

ثبات یافته با خطبه ات نظام ولایت

کلام تو شده تیر خدا به سینهء شیطان

زبان توست چو شمشیر در نیام ولایت

تویی تو کوثر قرآن تویی تو محور ایمان

تویی تو دخت محمد تویی تو مام ولایت

 

سلام سورهء والشمس و والضحی به عذارت

طواف روح همه انبیا به گرد مزارت

 

ثنای توست کلام خوش پیمبر قرآن

که پای تا به سر توست پای تا سر قرآن

تویی زبان کتاب خدا، نه، برتر از آنی

خدا گواست تو روحی درون پیکر قرآن

تویی مبلغهء مسجدالرسول ولایت

تویی مدافع شیر خدا به سنگر قرآن

وضو گرفت و به دست تو بوسه داد محمد

که بود دست تو دست حسین پرور قرآن

صحیفه ای که در آن بود آیه های ولایت

کتاب حسن تو بود ای تمام منظر قرآن

 

الا صحیفهء قلب تو سرنوشت محمد

تو هم بهشت خدایی و هم بهشت محمد

 

تو جان جان محمد تو روح روح خدایی

تو سر سر الهی تو رکن رکن هدایی

تو جلوهء ازلیت تو سایهء ابدیت

تو کفو شیر خدا مام سید الشهدایی

ندای شیعه به محشر رسد به قلهء گردون

که ای شفیعهء روز جزا تو مادر مایی

غم از رسول خدا با تبسمی بستانی

دل از ولی خدا با تکلمی بربایی

 

تو بحر نوری و حق یک جهان گهر به تو داده

تو آسمان و خدا یازده قمر به تو داده

 

خدا به حسن تو نقش جمال خویش کشیده

نبی به روی تو دیده هر آنچه دیده ندیده

کنار سایهء تو آفتاب نور گرفته

به گرد بیت گلین تو جبرئیل پریده

بهشت را چه کند با می طهور چه کارش

کسی که کوثر نور از محبت تو چشیده

تمام رحمت بی انتهای ذات الهی

به شکل قطرهء اشکی ز دیدهء تو چکیده

 

شعاع چشم محمد همیشه وقف جمالت

علی شده متحیر به پیش اوج کمالت

 

تو نور پیش تر از خلقتی سلام به نورت

تمام وسعت ملک خداست بزم حضورت

هزار عیسی مریم درود گفته ز گردون

هزار موسی عمران سلام داده ز طورت

فضائل تو درخشد چو آفتاب فروزان

ولی چه فایده بخشد به چشم دشمن کورت

کلام وحی سپرده است گوش جان به کلامت

دعای نور برد سجده بر صحیفهء نورت

پیمبران خدا خشم می کنند به خشمت

خدای عز و جل شاد می شود به سرورت

 

تویی تمام علی و تویی تمام محمد

که هم سلام علی بر تو هم سلام محمد

 

تو ناشناخته ای در جهان، جهان به فدایت

نکرده خلق، ز تو امتحان گرفته خدایت

بهشت بوی تو را می دهد تو بوی خدا را

نبی به امر خدا می کند قیام برایت

درود کل شباب بهشت بر حسن تو

سلام خیل شهیدان به سیدالشهدایت

تکلم همهء اولیاست نقل حدیثت

عبادت همهء انبیاست مدح و ثنایت

همه رسول خدا را صدا زنند به محشر

تو کیستی که نبی می زند به حشر صدایت

خداست مفتخر از سجده و رکوع و قیامت

پیمبران الهی نیـــازمند دعــایت

 

تو رکن حیدری و اوست رکن محکم خلقت

به قبر گمشده ات گم شده است عالم خلقت




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/12/6 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نور، زهرا شد و مُنوّر شد

شب قدر نبی مُقدّر شد

نه خدیجه به دامنش آورد

بلکه زهرا خدیجه آور شد

در زمان حیاتِ این خانم؛

هیجده بار صبح محشر شد

آب در صورت تو خود را شُست

بعد در فقه ما مُطهر شد

فاطمه در نسیم چون دَم زد

نفس هر گُلی معطر شد

تا که ناموس حق نزول کند

چشم هر پنجره مّشجّر شد

روز تکمیل خلقتِ زهرا

خستگی از تن مَلَک در شد

هرکه نزدیک تر به فاطمه بود

رتبه اش پله پله بهتر شد

پسر فاطمه حسین شد و

پدر فاطمه پیمبر شد

فاطمه به خودش بلی گفت و

علی از آن به بعد حیدر شد

مصطفی بعد بعثتش امّا؛

فاطمه قبل خویش کوثر شد

کفّه ی مردها که سنگین گشت

فاطمه جلوه کرد،دختر شد

با نبی و علی و اولادش

فاطمه با همه برابر شد

زیر پایش بهشتِ جاوید است

بعد از این جمله، زود مادر شد

مانده ام آفتاب بعد از او

به کجا سر گذاشت و سَر شد

چادر فاطمه گذشت و گذشت؛

تا برای رقیه معجر شد

هیجده سال بعد از امشب

قصه ی میخ غُصه ی در شد

رفت در چشم دختری دودش

هیزم خُشک هیزم تَر شد

گرچه نُه ماه هم بزرگتر است

محسن او علیِ اصغر شد




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/4 | 08:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امروز روز عید هستی آفرین است

عیدی که از هست آفرینش آفرین است

امشب به فلک آفرینش نوح دادند

بار دگر بر جسم احمد روح دادند

نوری که از سیب بهشت آن شب درخشید

امشب به چشم آفرینش نور بخشید

این نور در قلب نبی نور آفرین شد

تا منتقل از او به ام المؤمنین شد

ای چار سادات بهشت اینک کجایید؟

کلثوم، ساره، آسیه، مریم بیایید

چون اختران امشب به گرد ماه باشید

پروانه شمع رسول الله باشید

اطراف آن پاکیزه مادر را بگیرید

تطهیر و قدر و نور و کوثر را بگیرید

قرآن روی دست احمد را ببینید

در دامن احمد محمد را ببینید

پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند

روز ازل تصویر یک آیینه بودند

این هر سه یک نورند و دارای سه اسم اند

در اصل یک روح مجرد در سه جسم اند

ای روح پاک و جسم پاکت آسمانی

ای مصطفی را صورتت "سبع المثانی"

دست تو بالای سر خلق دو عالم

پایت به چشم حاملان عرش اعظم

تو آسمان آسمان ها در زمینى

محکم ترین رکن امیرالمؤمنینى

وصف تو از قول نبی «روحی فداها"ست

تطهیر و قدر و کوثر و یاسین و طاهاست

دست تو دست کبریا در آستین است

اعضای تو اعضای ختم المرسلین است

چشم تو در چشم محمد «حا و میم» است

ابروت «بسم الله رحمان و رحیم» است

آدم چو در امواج غم نام تو را گفت

ذات الهی توبه او را پذیرفت

تو کیستی که عقل کل گوید فدایت

یا دست بوسد یا که خیزد پیش پایت

تو کیستی که روز و شب ختم نبوت

کرده زیارت خانه ات را پنج نوبت

تو کیستی که ذات حق خوانده عزیزت

اعجاز مریم آید از دست کنیزت

تو کیستی؟ من کیستم تا از تو گویم؟

گیرم دهان خویش از کوثر بشویم

آخر چه گویم تا نریزد آبرویم

طوطی شوم تا هرچه گویی من بگویم

در حشر امت هرچه دارند از تو دارند

پیغمبران هم بانگ یا زهرا برآرند

آید ندا از جانب ذات الهی

محبوبه ام از من طلب کن هرچه خواهی

گو خلق را بر عصمت و پاکیت بخشم

بر وصله های چادر خاکیت بخشم

امروز در بین خلایق داوری کن

هم اولیا هم انبیا را مادری کن

آن روز باشد روز داد زینبینت

آن روز خون جوشد ز رگهای حسینت

آن روز حکم از خالق یکتا بیاید

هرکس که زهرایی است با زهرا بیاید

روزی که امت ها ز دوزخ می هراسند

هم فاطمه هم شیعه اش را می شناسند

آتش کجا و ما کجا؟ کی باور ماست

ما با همه گفتیم زهرا مادر ماست

روز قیامت روز وانفساست فردا

ای وای بر آنکس که بی زهراست فردا...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/12/4 | 08:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


شور برپا شده و عشق، به بار آمده است

باز هم رایحۀ فصل بهار آمده است

ماه، چون مُهر شده جانب منبر رفته

سورۀ شمس، به مهمانیِ کوثر رفته

سیبِ معراج، به معراجِ زمین آمده است

بر رکابِ نبی‌الله، نگین آمده است

نور، از عرشِ زمین، سمت سماوات رسید

روی دستان پدر، مادر سادات رسید

بین گهواره که صدیقۀ اطهر باشد

وقت آن است که مدّاح، پیمبر باشد

دخترم، محشر کبراست بدانید همه

سایه‌اش بر سرِ دنیاست بدانید همه

راضیه، مرضیه، طوباست بدانید همه

اصلاً او امّ‌ابیهاست بدانید همه

و نوشتند که انسیۀ حورا باشد

او درخشید و خدا خواست که زهرا باشد

طعمِ لبخندِ بهشت است به روی لب او

بوسه دادن به رسول است، نماز شب او

نام او فتح مبین است که قرآن فرمود

شأن زهرای مرا سورۀ انسان فرمود

نورسیده‌ست ولی بوده از اول با من

علّت خلق جهان فاطمه بوده یا من؟

باغبان بوده‌ام و فاطمه گلشن بوده

فاطمه، خاص‌ترین معجزۀ من بوده

بهترین مادر دنیا که به دنیا آمد

عشق، در هیبت مولا به تماشا آمد

علی از راه رسیده به مبارک بادش

خاتم از دست درآورد و به زهرا دادش

پَرِ گهواره، عقیق علوی را دُر کرد

اشک شوق، آینۀ چشم علی را پُر کرد

عشق، فرضیه شده، مسأله را می‌جوید

جبرئیل آمده، در گوش نبی می‌گوید:

نور تابنده به نور ازلی می‌آید

چقدَر فاطمۀ تو به علی می‌آید

کعبه، مُحرِم شده و دور علی چرخیده

در سراپای علی دست خدا را دیده

روی دستان یدالله، خدا تابیده

چون پیمبر به علی دُرِّ نجف بخشیده

هدیه انگار که از باغ جنانش آمد

مدح صدیقۀ کبری به زبانش آمد

باز، مدّاحیِ زهراست، شنیدن دارد

مدح، از جانب مولاست، شنیدن دارد

او رسیده‌ست که افلاک، پر از لبخند است

نَفَس عرش، به یک نیم‌نگاهش بند است

گرچه پیداست ولی جلوۀ مستور شده

فاطمه نورٌ علی نورٌ علی نور شده

او که قبل از همه امضای بلا را داده

چقدَر غصّۀ شیعه به دلش افتاده

«شیعتی» گفت و مماتِ همه بی‌واهمه شد

اینچنین بود که از روز ازل فاطمه شد

سیل می‌خواستم و بارش نم‌نم آورد

مثنوی هم جلوی مدح شما کم آورد




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


همان زمان که در آفاقِ عرش ، دیده شدی

برای قصه‌ی لولاک ، برگزیده شدی

تو میوه‌ی ملکوتی که در شب معراج

به اذن حضرت پروردگار ، چیده شدی

گذاشت ، آینه را روبروی وجه خودش

قلم به دستِ خدا بود و تو کشیده شدی 

تو شاه بیت غزل‌های آفرینشی و ...

به شاعرانه‌ترین شکل ، آفریده شدی

به دستخط خدایت ادامه‌دار شدی

هِجا هِجای تو تکثیر شد قصیده شدی

به خاطرت همه‌ی عرش را مزیّن کرد

بهشت ، جامه‌ی سبزی که داشت بر تن کرد

تو آمدی همه‌ی عرش ریسه بندان شد

تو خنده کردی و نور فلک دوچندان شد

زمین بهشت برین و ؛ بهشت ، زهرایی

به یمن آمدن تو هم این و هم آن شد

تمام عرش ، برایت بداهه می‌گفتند

تو آن قصیده‌ی نابی که شعرباران شد

خدا به خاطر نامت سه بیت نازل کرد

سه آیه‌ای که تمام وجود قرآن شد

برای مدح تو جبریل ، آمد از ملکوت

نگاه کرد ، به چشم تو و غزلخوان شد

سلامِ ما و سلامِ خدا عَلَی الْکوثر

سلام بر تو و بابای تو اَباالْکوثر

سلام ، کوثر جاری شده به جان زمین

سلام ، انسیه ؛ ای «حوریه‌نشان» زمین

خدای تو به زمین دوخت ، آسمان‌ها را

به عشق آمدن تو ای آسمان زمین !!

شب ولادت تو آفتاب می‌تابید

به وقتِ نور تو تنظیم شد زمان زمین

برای مدت هجده بهار هم که شده

خدا گذاشته منت به ساکنان زمین ...

که شاید از تو بگیرند ، درس آدمیت

از آسمان تو رسیدی به امتحان زمین

هزار حیف ، که مردود شد زمینِ خدا

همان دمی که پر از دود شد زمینِ خدا

زمین نداشت لیاقت که تو در آن باشی

اراده کرد ، خدا که در آسمان باشی

قرار بود ، زمین خانه‌ی خودت باشد

نخواستند و بنا شد که میهمان باشی

بهشت ، زیر قدم‌های توست مادرجان !

خدا نخواست که بین زمینیان باشی

تو گنج مخفی پروردگار می‌مانی

اراده کرده که بانوی بی‌نشان باشی

به عشق «اَشْهَدُ اَنّ عَلی وَلیُّ الله»

خودت نخواستی اصلا که در اذان باشی

قسم به نام تو بانو ؛ قسم به نام علی

علی تمامِ تو بود و تو هم تمامِ علی




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-روز مادر


خورشید شد و کنارِ او تابیدم

خیر از همهٔ دقیقه هایم دیدم

معنایِ بهشت را بدونِ اغراق

با بوسه به دستِ مادرم فهمیدم!




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


مهجه قلب عقل کل آمده

سایه به قامت رسل آمده

عشق دگر نشسته اینجا به گِل

دور سرش فرشته آورده دل

ملائکه گرمِ به این زمزمه

بترکد چشمِ حسودان همه

مادرِ آفاق چه زبیا رسید

نام گُلش زِ عرش، زهرا رسید

آمنه دختر به برش دیده است

نبی بسانِ مادرش دیده است

ماه شده مات از این ماهِ رو

گرفته شمس دیده از برق او

قامت دنیا به قدش خم شده

موجب خشنودی ماتم شده

به یُمن او مکه به دف آمده

خاک نجف هم به شعف آمده




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 03:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


در زمین آسمان نمی‌گنجد

قدرِ او در بیان نمی‌گنجد

شبِ میلاد حضرتِ زهرا

ذوقِ ما در لسان نمی‌گنجد

ذره‌ای از فضائلش بی‌شک

در دلِ واژگان نمی‌گنجد

سطحِ احساسش آن قدَر بالاست

بینِ شعر روان نمی‌گنجد

این‌که می‌گریم از سرِ شوق است

اشک در چشم‌مان نمی‌گنجد

شرحِ حالِ ملازمانِ درش

در زمان، در مکان نمی‌گنجد

آن‌که پیراهنش به سائل داد

در دلش دردِ نان نمی‌گنجد

منشأ خیر و مصدرِ حق است

قصدِ باطل در آن نمی‌گنجد

معنیِ عصمت است و مادرِ آب

مثل او در جهان نمی‌گنجد

هرکه سود از نگاه زهرا برد

در حسابش زیان نمی‌گنجد




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


داریم به دل گرمیِ طوفانِ نجف را

داریم به لب مدحت سلطانِ نجف را

داریم به سر شوق پریشان نجف را

خوردیم فقط شُکرِ خدا نان نجف را

دل اولِ این شعر به ایوانِ نجف رفت

گفتیم همه فاطمه و جانِ نجف رفت

 

باید به درِ خانه‌ی زهرا بنشینیم

تا لطف خدا را به تماشا بنشینیم

تا در خنک سایه‌ی طوبی بنشینیم

تا ظِلِّ قیامت همه بالا بنشینیم

بوسیدنِ دستانِ شما واجب عینی است

تعظیم تو بر شیرِ خدا واجب عینی است

 

دستی که زده بوسه پیمبر فقط این است

آن دخترکی که شده مادر فقط این است

کفوی که شده معنی حیدر فقط این است

یاسی که شده قبلۀ قمصر فقط این است

خانم حرمی از تو در این سینه خدا ساخت

از نورِ شما یازده آئینه خدا ساخت

 

بالاتر از آن خط که نوشتند تو هستی

مدحی که نخواندند و نگفتند تو هستی

با نقطه‌یِ با ، نقطه‌یِ پیوند تو هستی

آئینه قَدیِ خداوند تو هستی

چیزی بِجُز از نورِ خداوند نداری

سوگند که ای آیِنه مانند نداری

 

بانو چه شگفت است هُبوتی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

یا جمع جلال و جبروتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که داری

با تیغ به تو تکیه کند شیرِ خداوند

ای خطبه‌یِ تو غیرتِ شمشیر خداوند

 

از روزِ ازل هر تپشت یادِ علی بود

نَبْضَت ، ضربانت ، نَفَسَت نادِ علی بود

این هشت فلک فاطمه آبادِ علی بود

خانم همه‌ی حرفِ تو فریاد علی بود

از ریشه‌ی آن چادر اگر ریشه‌ی شیعه است

از خطبه‌ی بُرَّنده‌ات اندیشه‌ی شیعه است

 

در سینه اگر آتشی از شور تو داریم

در دست اگر رأیتِ منصور تو داریم

ما چشم فقط جانبِ منشور تو داریم

دردیم چه غم ، نور علی نور تو داریم

از بارِشَت ای ابر ، پُر از لاله شد این باغ 

از لطفِ نگاهِ تو چهل ساله شد این باغ

 

هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بُت شکن ما

در سایه‌ی زهراست تمامِ وطنِ ما

صائب  چه خوش آورد زِ شرحِ جگرِ ما

"آسایش منزل نبُوَد در سفرِ ما"

 

یکروز از این ظلم گران هیچ نمانَد

از دشمن اسلام نشان هیچ نمانَد

از آلِ فلان آل فلان هیچ نمانَد

از حسرت این پیر و جوان هیچ نمانَد

یکروز از این دل پَرِ پرواز بسازیم

در خاکِ بقیع چار حرم باز بسازیم

 

گفتید که : سرگرمِ پریشانی خویشم

سرخوش زِ سبویِ غمِ پنهانی خویشم

شرمنده‌ی جانان زِ گران جانی خویشم

دلبسته‌ی یارانِ خراسانی خویشم

یاران خراسانی‌ات امروز بگوشند

لب تر بکنی پایِ شما مرگ بنوشند




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


یک چله انتظار به پایان رسیده است

پایان شام تیرهء هجران رسیده است

اسفند را به مجمر خورشید دود کن

عطر نسیم صبح بهاران رسیده است

اینک بهار، فصل "فصل لربک" است

شان نزول کوثر قرآن رسیده است

زهراست زهره ای که به یُمن ظهور او

شبهای بی ستاره به پایان رسیده است

روز و شب آسمان و زمین در مدار اوست

نوروز طفل تازه به دوران رسیده است

نوری که آسمان و زمین را فرا گرفت

روحی که با لطافت باران رسیده است

ریحانه ای که رایحهء روح پرورش

تا ماورای روضهء رضوان رسیده است

برخیز ای خدیجه که صبرت نتیجه داد

از آسمان برای تو مهمان رسیده است

کلثوم! ساره! آسیه! مریم! خوش آمدید

جان پیشکش کنید که جانان رسیده است

ای عرشیان به ساقی کوثر خبر دهید

خیر کثیر ختم رسولان رسیده است

حُسن عروس حضرت قرآن به لطف اوست

دریای نور لولو و مرجان رسیده است

انسیه ای که سورهء انسان به شان اوست

حوریه ای به صورت انسان رسیده است

از کوثر کرامت بی انتهای اوست

فیضی اگر به عالم امکان رسیده است

یک چشمه از تَموج خیر کثیر اوست

دریای حکمتی که به لقمان رسیده است

هفتاد رشته نور حق از طور چادرش

بر پیروان موسی عمران رسیده است

در سایهء تعالی نور دعای او

سلمان به اوج رتبهء ایمان رسیده است

معصومه ای که در اثر هم نشینی اش

فضه به فیض صحبت قرآن رسیده است

صدیقه ای که شاهد عهد الست بود

ارث وفای او به شهیدان رسیده است

مرضیه ای که مرز ندارد ولایتش

نور رضای او به خراسان رسیده است

مهدیه ای که پرتو نور هدایتش

از جمکران به پیر جماران رسیده است

**

دست نوازشی به سر شعر من بکش

پیش تو این یتیم، پریشان رسیده است




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


تا به این دنیا می آیی آیه نازل می شود

از پدر دل می ربایی آیه نازل می شود

عقل می خواهد بداند کیستی، بیچاره عقل!

عشق می پرسد کجایی، آیه نازل می شود

در شب معراج، احمد بی تو دلتنگ علی است

با صدایی مرتضایی آیه نازل می شود

در دل شب نالۀ الجارُ ثمّ الدّارِ کیست؟

کز حریم کبریایی آیه نازل می شود

در شب قدر خدا، از مرکز اللهُ نور

با تمام روشنایی آیه نازل می شود

سفرۀ افطار پهن است و کسی در می زند

در به رویش می گشایی، آیه نازل می شود...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


به نبی و خدیجه‌ی اطهر

به " فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ"

از نماز شب است بالاتر

نیت دست‌بوسی مادر

 

طب و مرهم نبود و هرگز نیست

برکتی هم نبود و هرگز نیست

در دو عالم نبود و هرگز نیست

از دعاهای خیر او بهتر

 

چهره اش نور کهکشان دارد

در دلش مهر بی کران دارد

با همین قامت کمان دارد

زیر پایش بهشت سرتاسر

 

دشمنان رسول می لرزند

داده حق بر رسول خود فرزند

صد هزاران پسر نمی ارزند

بر رسول خدا به این دختر

 

هست زهرا سراسر قرآن

بین احزاب و فاطر و لقمان

آل عمران و مریم و فرقان

قدر، انسان، تبارک و کوثر

 

فاطمه خود تعالی خود شد

عزت لایزالی خود شد

در همان خردسالی خود شد

مادر مهربانِ پیغمبر

 

مادر کربلا و عاشورا

حجت الله بر حجج، زهرا

در میان تمام اهل کسا

فاطمه می شود فقط محور

 

فاطمه کیست؟ صاحب افلاک

جلوه ی رب العالمین در خاک

طبق نص روایت لولاك

نیست از فاطمه کسی برتر

 

روز مادر دعا دو چندان کن

یاد، از رفتگان فراوان کن

یاد، از مادر شهیدان کن

یادی از مادر علی اصغر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


بَه چه خوب است پدر صاحب دختر بشود

بار دیگر پدری صاحب مادر بشود

قصد کرده است خداوند که با آمدنش

از همین لحظه علی صاحب همسر بشود

هیچ کس کفو علی بن ابیطالب نیست

فاطمه آمده آیینه ی حیدر بشود

معنی خیر کثیر است و تکاثر باید

غرق دریای پر از معنی کوثر بشود

برکت نسل کسی صرف پسرداری نیست

دشمنش گرچه پسر داشته ابتر بشود

سالها وقت نیاز است که هر حافظه ای

سر سوزن قدرش را مگر از بر بشود

شاعر از فاطمه گفته است و از این پس باید

قلم از جوهر اوصاف علی تر بشود

و علی کیست که هر مجتهد از مکتب او

دانش آموخته ، سلمان و ابوذر بشود

"ها علی بشر کیف بشر" ، شاعر ماند

چه بگوید که در این قافیه محشر بشود

که علی فاطمه و فاطمه حیدر ، باید

نور با نور در آیینه برابر بشود




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


القصه باز قاصدک خوش خبر رسید

جبریل باز با خبری تازه سر رسید

آورده است وحی !که بی چون و بی چرا

بنشین به چله بار دگر گوشه ی حرا

آورده است وحی ! که خلوت کن ای رسول

حالی دوباره ترک جماعت کن ای رسول

از خلق رو بگیر که حکم خداست این

با دوست خو بگیر که حکم خداست این

***

اینک محمد ست که  شیدا و بیقرار

با پای سر به سوی حرا گشته رهسپار

می گفت من چه گویم اگر عزم عزم اوست

هر جا که چشم وا بکنی بزم بزم اوست

جانم هماره تشنه ی دیدار و صحبت ست

جز روی او مرا به تماشا چه حاجت ست!

خیری نهفته ! در پس این چله بی گمان

خیری شبیه بارش رحمت از آسمان

القصه باز ! قاصدک خوش خبر رسید

طی شد زمان خلوت و چله به سر رسید

گویی دوباره وقت بشارت رسیده است

گویی رسول باز به بعثت رسیده است

آورده جبرییل چه آیاتی از بهشت

شیرین تر از همیشه چه سوغاتی از بهشت

سیبی که دستچین خدا بوده از ازل

دارد نهفته در دل خود یازده غزل

جان خدیجه را به لب آورده انتظار

چشمش به در که می رسد از راه بوی یار

این عطر احمد ست که انگار پشت در...

آری محمد ست که انگار پشت در ...

ای خنده ات بهشت به خانه خوش آمدی !

بر صورتم شکفت جوانه! خوش آمدی

از دوری تو نیست عذابی عذاب تر

از انتظار توست چه کاری ثواب تر ؟!

از اشک شوق ساحت چشمان من تر ست

از هر چه بگذریم صدای تو خوشتر ست

اینک! بزن دوباره صدایم رسول عشق

آورده ای چه هدیه برایم رسول عشق

خوشبو تر از همیشه شدی ، چیست ماجرا؟!

آورده ای چه بوی خوشی با خود از حرا

این عطر سیب رایحه ای آشناست !نه؟!

قدری شبیه بوی خوش مرتضی است!نه؟!

ای خنده ات بهشت به خانه خوش آمدی !

بر صورتم شکفت جوانه ، خوش آمدی!

 وقتی دل ست ، کشته ی خال سیاه تو

چشمم چگونه سیر شود از نگاه تو

گفتی بنا ست تا که به اعجاز روشنی

در سینه ام خدا بنهد راز روشنی

این راز روشنی که همان راز خلقت ست

با من عجیب نیست اگر گرم صحبت ست

***

با من چه خوب دختر من !گرم صحبتی

والله ، مادری تو دارد سعادتی

شکر خدا که محرم تنهایی ام شدی

تسکین درد و مرهم تنهایی ام شدی

از من اگر زنان قریشی گسسته اند

قلب مرا نه !حرمت خود را شکسته اند

حس می کنم ترا و نفس می کشم تو را

لبریزم از خدا و نفس می کشم ترا

حتی شبی نخفته ام از شوق دیدنت

تنها نه من شکفته ام از شوق دیدنت !

هستند بیقرار تو ای نفس مرضیه

کلثوم و ساره ، مریم عمران و آسیه

القصه باز وقت بشارت رسیده است

هنگامه ی شگفتی و حیرت رسیده است

این راز خلقت ست که اینک عیان شده است

شوری به پا ست ، ولوله در آسمان شده است

در ساق عرش وه که چه سوری گرفته اند

در خانه ی رسول چه شوری گرفته اند

کلثوم و ساره ، مریم عمران و آسیه

گرد سر خدیجه به طوفند و تلبیه

ده حور از بهشت به تهنیت آمدند

ده حور از بهشت به این نیت آمدند

تا پر کنند کاسه ی چشمان خویش را

از نور کوثری که فرستاده کبریا

در جامه ای  سپیدتر از چهره ی رسول

پیچیده اند جان تو را زهره ی بتول

ای بضعه الرسول به دنیا خوش آمدی

راضیه، زهره ،انسیه ،حورا خوش آمدی

کام تو را گشود ، محمد به بوسه ای

غم از دلش زدود محمد به بوسه ای

بر لب جز ان یکاد نمی کرد زمزمه

از بس که بود روی تو چون ماه فاطمه

باید که از نگاه محمد ترا شناخت

از خشم و از تبسم احمد ترا شناخت

دارد به صدق !خصم تو این گفته را قبول

تنها صدیقه بود !جگر گوشه ی رسول

باید به وقتش از غم جان کاه تو نوشت

از قلب خون و سینه ی پر آه تو نوشت

از میخ و شعله و  در و دیوار ! ...بگذریم

وقتش کنون نیامده بگذار بگذریم !




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از وجودش فضا معطر بود شهر حال و هوای گلشن داشت

غنچه روی لبان خود لبخند ؛ چلچله شوق پر کشیدن داشت

خنده اش مژده ی بهاران بود هر دعایش نوید باران بود

تا همیشه سبدسبد گل یاس باغ از برکتش به دامن داشت

جلوه لطف و جود ایزد بود دست او در کرم زبانزد بود

بر لبش در جواب سائل ها "لا جزاء و لا شکورا " داشت

از فراسوی باور مردم آمد و در حجاز غوغا شد

هرکه می دید جایگاهش را یک تلقیّ تازه از زن داشت

نور او از میان روزنه ها رفت تا روی بام ماذنه ها

آری آری همان که زهرا بود شهر را بی چراغ روشن داشت

همه ی خلق مات جلوه ی او؛ آمد از غیب نغمه "فُطِموا"*

خواستم تا ببینمش اما در جوابم به لب فقط "لن" داشت

**

*امام صادق علیه السلام :"انما سمیت فاطمهُ فاطمهَ لانّ الخلق فُطموا عن معرفتها"




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-ولادت


در دوره ای که کشتن دختر مبارک است

بی شک نزول سوره ی کوثر مبارک است

آن دختری که ام ابیهاست آمده

پس ای رسول، مقدم مادر مبارک است

آیینه ای برابر آیینه ای دگر

میلاد نور چند برابر مبارک است

زهرا، بتول، فاطمه، صدیقه، طاهره

قند مکرر است و مکرر مبارک است

شکر خدا که او به کلامم قدم گذاشت

تشریف او به صفحه ی دفتر مبارک است




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/12/17 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت  روز مادر


چه حسّیه مانند حسِّ شما؟

كه حالا بهشت اومده زیرِ پات!

فرشته شدی... با همین اشتیاق

دو تا بال، روییده رو  شونه هات

 

تو ، بانوی محجوبِ این خونه ای!

تو ، راهت جهاده برای خدا

اگه سخت یا آسونه زندگی ،

تو راضی میشی به رضای خدا

 

همیشه یكی هَس كه همراهته

تو هم مستِ اون چشمه ی  كوثری

همون كه به راهش قدم میزنی

چه در همسریّ و چه در مادری

 

قراره بیاد، عشقِ پاکِ علی

که امِّ أَبیهای پیغمبره

همون مادرِ سَروَرانِ بهشت،

شفاعتگرِ شیعه در محشره

 

قراره بیاد...نامِ زن، نور شه!

حیا و حجابش بشه آبروش

می ارزه یه لبخندِ با عزّتِش

به هرچی که مصنوعیه رنگ و بوش

 

نه تنها كه سادات را مادره

 خدا میدونه غمگسارِ همه ست

توی خلقت از اول و آخرش ،

مثِ حضرتِ فاطمه، فاطمه ست

 

فرستاده  تبریك، "صاحب زمان"

 برا مادرش با دلی غرق شور

دعا میكنه روز و شب ،فاطمه

كه چیزی نمونده به صبح ظهور

 

دل و جانِ ما عاشق توست

فدای نگاهِ تو مادر

پر از یاسه دنیا و   این عید

شده روز میلاد كوثر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/29 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


دارد ام الوقار می آید

خوشی روزگار می آید

کوثر از چشمه سار می آید

برکت بی شمار می آید

با قدم های غرق بارانش

عطر و بوی بهار می آید

مثل باران زلال می بارد

مثل گل با وقار می آید

سایۀ لطف اوست گسترده

برکت این دیار می آید

دارد این خلقت خدایی را

آبرو، اعتبار می آید

دختری از سلاله ای روشن

دختری ریشه دار می آید

نور چشم خدیجه کبری

مصطفی را قرار می آید

دختری که نبی به مادریش

می کند افتخار می آید

دختری که خدا خودش گفته:

به شهِ تک سوار می آید

دختری که برای همسریِ

صاحب ذوالفقار می آید

همسری که برای دفع خطر

از علی، پایِ کار می آید

همسری که به یاری رهبر

وسط کارزار می آید

محور اهل بیت می آید

مادر این تبار می آید

مادر یازده ولیِ خدا

مادر انتظار می آید

مادری که به دامنش شیری

مثل زینب به بار می آید

دستِ رد که نمی زند هرگز

با گداها کنار می آید

به خدا صبح محشر کبری

حب زهرا به کار می آید

پیرهن در زفاف می بخشد

آبرو بر عفاف می بخشد 

فاطمه فاطمه است چون دریاست

فاطمه فاطمه است چون زهراست

فاطمه فاطمه است چون نورش

در نفس های آسمان پیداست

فاطمه فاطمه است، معلوم است

هر کلامش هزار و یک معناست

فاطمه فاطمه است چون فردا

شافع روز محشر کبراست

فاطمه فاطمه است چون محشر

شیعه اش از شرار نار جداست

فاطمه فاطمه است چون شوری

در دل عاشقان او برپاست

فاطمه فاطمه است، با حیدر

پای تا سر فدایی مولاست

فاطمه فاطمه است ای مردم

«فاطمه فاطمه است بی کم و کاست»

باغ احمد چه کوثری دارد

خوش به حالش، چه مادری دارد

می دهد بوی گل، شمیم گلاب

جاری از عطر او بهشتی ناب

رو گرفته ز چشم نابینا

داده او آبرو به حُجب و حجاب

نورِ خورشید، صورتش هر روز

نیمه شب، نور چهره اش مهتاب

اول و آخرین سلام رسول

پشت این درب می رسد به جواب

پشت این باب می زنم زانو

می رسم به بهشت از این باب

هر کسی فاطمه نگاهش کرد

نفَسش می شود دلیلِ ثواب

بس که بی بی گرفته دستم را

رفته از دست من حساب و کتاب

فاطمه غرقِ در توسّل بود

همه‌ی شهر، جز علی در خواب

ای قرار علی ولی الله

السلام علیکِ یا اماه 

سِرّ والیل و روح قرآن است

سیره اش وصف صبر و ایمان است

خلقت از برکت وجودش بود

همه‌ی خلق جسم و او جان است

یکی از معجزات او فضّه

خادم اوست هر که سلمان است

آب مهریه اش، زمین ملکش

عالم از برکتش مسلمان است

روزی سال ماست در دستش

برکت سفره اش فراوان است

نان این سفره را به ما بدهید

جای دستان او بر این نان است

چادرِ مشکیِ پر از نورش

پرچمِ انقلاب ایران است

فاطمه مادر حسینی هاست

فاطمه مادر شهیدان است

مطمئنم دعاش، پشت سر

رهبرم سید خراسان است

انقلابی ام و حسینی ام

پیرو مکتب خمینی ام 

فاطمه جلوه‌ی خدا دارد

نفَسَش عطر ربنا دارد

نیمه شب در قنوت بارانش

گریه، گریه، دعا، دعا دارد

در کرامات او همین بس بود

پسری مثل مجتبی دارد

با وجود حسین معلوم است

دامنش بوی کربلا دارد

جان حیدر به جان او بند است

خانه با بودنش صفا دارد

ماند پنهان مزار او امّا

حبّ او بین سینه جا دارد

مانده ام آن که عرش جایش بود

پس چرا زیر دست و پا دارد ، ...

بگذریم، آن امام می آید

صاحب انتقام می آید ...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 10:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت آغاز سال شمسی و میلاد حضرت زهرا(س)


 بوی گل بوی نسترن، نرگس

بوی لاله ،بنفشه ،نیلوفر

بوی شبنم ،شقایق و شب بو

سوسن و سنبل و دهان اژدر

بوی ارکیده ،ارغوان ،میخک

لاله عباسی ، اطلسی ، گلپر

بوی ناز و گلایل ارکیده

همه جارا گرفته سرتاسر

به چه سالی چه عید نوروزی

شده از هر زمانه زیباتر

عطر یاس و محمدی دارد 

هم درآغازخویش هم آخر

 سایه سر گرفته امسال از

سوره قدر و مائده ، کوثر

نقل تبریک سال نو گشته

عشق حیدرخوش آمدی مادر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-روز مادر


در ظلمت شب قرص قمر می آید

از جاده ی روشن سحر می آید

بی بی به خدا منتقمت یک جمعه

با سیصد و سیزده نفر می آید




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  مناجات فراق با امام زمان(عج)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 10:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای حُسن مَطلع همه ی عاشقانه ها

حس لطیف پُر شده بین ترانه ها

زهراترین ستاره ی اوج کرانه ها

از تو شنیده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانه ی همه دختر مقدس است

با جلوه ی تو واژه ی مادر مقدس است

دیگر رسیده است زمان رسیدنت

سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت

گوش خدا نشسته به پای شنیدنت

چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برای نبی مادری کنی

هجده نفس به پای علی حیدری کنی

هر واژه ی رسیده کنار تو کال شد

عاشق شدن بدون تو امری محال شد

تصویر آب با نظر تو زلال شد

قرآن به یمن سوره ی تو لم یزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است

تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است

هر كس كه دم زده ز كلامت كلیم تر

ای از همه به امر ولایت سهیم تر

در بین خانواده ی رحمت رحیم تر

هر نسل دورتر شده از تو عقیم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است

هر کس که بوده دشمن نام تو ابتر است

یك مصحف الهی غرق مطالبی

مثل اصول دینی و ارکان واجبی

تو مظهر العجائب شاه عجائبی

مصداق دیگر اسدالله غالبی

قرآن نوشته است به دریا ملقبی

اصلا علی تویی که به زهرا ملقبی

تو آمدی جهان محقر بزرگ شد

با تو مقام و رتبه ی مادر، بزرگ شد

هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد

اینگونه بود سوره ی کوثر بزرگ شد

هستی شبیه دسته ی دستاس دست توست

عالم فدایی دل حیدرپرست توست

جاری شد از خروش (قنوت تو صد قنات)

ای دختر مباهله، ای همسر زکات

نام تو نقش بر علم کشتی نجات

ای مادر حماسه ی حی علی الصلات

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی

حس غرور مخفی فریاد زینبی

فرزندهای تو همه طوفان غیرتند

در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند

فرزندهای تو همه مست ولایتند

لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهای تو حسنی و حسینی اند

دلداده های نهضت پاک خمینی اند

موج محبتت به دل من نشسته است

با عشق تو طناب تعلق گسسته است

مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است

(بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

یک ذره از محبت زهرا نمی دهم)




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت

 

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست

ناگهان دیدم کنار خانه‌ ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌ زد یک نفس، روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد ! دشمنت را دوست ابتر می‌ کند

خانه‌ات را عطر ریحانه‌‌ معطر می‌ کند

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌ کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌ کند

دختران آیات رحمت ، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها ، هر دو با هم ، بعد از این




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-ولادت


در محفل عاشقان بخوان مهدی را

تبریک بگو از دل و جان مهدی را

در سجده پس از ولادتش دخت نبی

میگفت که یارب برسان مهدی را

***

امشب که نبی خنده به لبها دارد

دامان خدیجه عطر زهرا دارد

می بوید و می بوسدش و از همه بیش

بوسیدن دست او تماشا دارد

***

 جبریل به عرش نقش کوثر زده است

طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب

خورشید زمین و آسمان سر زده است

***

امشب که خدیجه روی خندان دارد

از عالم قدس چهار مهمان دارد

زهراست به دامنش و یا در دل شب

خورشید درون خانه پنهان دارد

***

امشب همه آیات جلی سجده کنند

بر درگه لطف ازلی سجده کنند

از بعد ولادتش به شکرانه ی دوست

زهرا و محمد و علی سجده کنند




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/27 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو