حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


به تن خسته ام توان دادند

به دودستم دوباره جان دادند

نا امید از بیان شدم اما

ناگهان بر دهان زبان دادند

و به یمن قدوم سبز شما

غزل از سمت آسمان دادند

مست می گشته ایم چون امشب

به همه باده از جنان دادند

هر زنی شد کنیز این بانو

رتبه ای در جنان به آن دادند

مست نامت شده همه دلها

السلام علیک یا زهرا

اول این غزل مدد زهرا

می خری عبد خوب و بد زهرا

من و این بچه ها  برای شما

نوکر هستیم تا ابد زهرا

از ازل تا ابد زنی هرگز

به مقامت نمی رسد زهرا

وتمام مراحل عمرت

در دلم گشته مستند زهرا

در قیامت همه قیام کنند

تا شود مادرانه رد زهرا

بهترین عبد آستان خدا

السلام علیک یا زهرا

بهترین بنده خدا زهرا

بانی عصمت وحیا زهرا

نه فقط مادر حسین و حسن

مادر کل کبریا زهرا

شک ندارم که با دعاهایت

حاجتم می شود روا زهرا

همه عشق فاطمه حیدر

همه عشق مرتضی زهرا

نقش پیشانی علی در جنگ

دسنویسی بنام یازهرا

ای دلیل بنای این دنیا

السلام علیک یا زهرا

بوی خوب گلاب آمده است

بوی گلهای ناب آمده است

امشب از آسمان برای ما

کوزه های شراب آمده است

شب ظلمت دگر به سر آمد

معنی آفتاب آمده است

ماهمه غرق در گناه شدیم

خبری خوش!ثواب آمده است

همه عالم شده چراغانی

همسر بوتراب آمده است

بده عیدی به من همین حالا

السلام علیک یازهرا

دین ودنیای بی شما هرگز

بی تو پرواز تا سما هرگز

تا ابد من فقیر تو آری

رد کنی حاجت گدا؟هرگز

در خانه فقیر آمده است

ننمایی تو اعتنا؟ هرگز

باورم نیست در شب میلاد

ندهی پاسخ مرا هرگز

به حسینت قسم که از سر تو

نرود یاد کربلا هرگز

مادر مهربان عاشورا

السلام علیک یازهرا

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/01/30 | 01:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


شهر پر از شعشعه ی نور شد

کوچه پر از همهمه و شور شد

خانه پیغمبر ما طور شد

تجلّی خدای موسا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

فرشتگان مژده به هم می دهند

فاطمه یا فاطمه دم می دهند

به هر گدا تاج کرم می دهند

تاج سر حضرت مولا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

نمونه بانوی سرآمد رسید

انسیه ی حضرت احمد رسید

اُمِّ ابیهای محمَّد رسید

حوریه از عالم بالا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

خدیجه را نبی خبر داده است

فراق چل روزه ثمر داده است

خدا به تو قرص قمر داده است

نیّره بر ظلمت دلها رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

آمده تا آنکه کند سروری

عطیّةُ النَّبی کند کوثری

به دشمنش گفت:" خودت ابتری"!

خیر کثیر است و به دنیا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

ادامه ی پیمبران آمده

اُمِّ اَئمّه ز جنان آمده

مادر سادات جهان آمده

فاطمه ی علیِّ اعلا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

یاس نبیُّ و شجر حیدر است

یار علی، تاج سر حیدر است

پشت و پناه و سپر حیدر است

به دین حق ناجی عظما رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

محبتش ببین چه ها می کند

سنگ دلت را چو طلا می کند

زِ خاک ها فضّه بپا می کند

بر دل بیمار، مسیحا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

چیست اذان، ارادت فاطمه

حیَّ علی محبت فاطمه

چشم فقیر و خلعت فاطمه

سوره قدر است که یکجا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

سوره ی کوثر وسط کوچه ها

جان پیمبر وسط کوچه ها

حیدر حیدر وسط کوچه ها

تا که شود یاور آقا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


این بار دلم حسـرت میخانـه گرفتـه

مـوی قلمم را چه کسی شانه گرفته

نقـاش نبودم ز سر ذوق کشیـدم

شمعی که دلش بونه ی پروانه گرفته

من نوکری ام را ز عنایات تو دارم

قلبم اثرش را درِ این خانه گرفته

زهرا که به من منصب دربانی خود داد

از دست قضـا نوکـر دیوانـه گرفته

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

از عرش رسیدی تو به دامـان خدیجه

ای کوثـر پیغمبر و ای جـان خدیجه

از پیش تو زنهـای قریشی همه رفتند

صد مریم و صد آسیه قربـان خدیجه

زیباتـر از آنی کـه به تصویـر بیایـی

روشن شده از نور تو چشمان خدیجه

شیرینی لبخند تو معنای بهشت است

یعنی به سر آمـد غم پنهـان خدیجه

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خورشیدی و از فـرط حیـا زیر نقابـی

هنگام وضـو عکس رخ مـاه در آبـی

هم مـادر ساداتی و هم مـادر مـایـی

حیـدر پـدر خـاک و شمـا اُم تـرابی

یک روز نشـد فکـر گداهـات نباشی

یک شب نشده بی غم همسایه بخوابی

"من حوصله ی صف کشی حشر ندارم"

با فاطمه هستم چه حسابی چـه کتابی

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خورشید شده مات تو یا حضرت زهرا

مدیون عنایـات تـو یا حضـرت زهرا

ترسـم که غلام تو سر از خاک بـرآرد

از لطف کرامـات تـو یا حضـرت زهرا

هر روز نشستنـد ملائک سـر راهت

دلخوش به ملاقات تـو یا حضرت زهرا

انفاق نکن این همه مادر ، که فقیران

شرمنـده ی خیرات تو یا حضرت زهرا

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

ای عرش به نام تو و ای فرش به نامت

پیغمبـر خاتـم دهـد هر روز سلامت

ایـن خانـه گمانم حـرم امن الهیست

جبریل کبوتـر شد و آمـد سـر بامت

زنهـای جهان بر در این خانه کنیزنـد

مردان همه آمـاده که باشنـد غلامت

بیهـوده نوشتیـم غزل هـای زیـادی

کار دل مـا نیست نوشتـن ز مقـامت

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خوب است که در حسرت دیدار تو باشیم

یا فاطمه تـا روز ابـد یـار تـو باشیم

هـر چنـد نیـازی بـه گداهـــات نداری

خوب است که ما گرمی بازار تو باشیم

ما نان و نمک خورده ی دستان شماییـم

باید همگی شاعـر دربـار تو باشیــم

بایـد بـروم سمـت مـزاری کـه نداری

ای کاش شبی مـا همه زوّار تو باشیـم

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

ما ساخته از آب و گل پـاک شماییـم

ما سر به هواییم ولی خـاک شماییـم

دنیا همـه اش مهریه ی مادرمان است

هر جا که بمیریـم در املاک شماییـم

با اشک عجینیـم و ز دوزخ نهراسیـم

والله کـه مـا هیـزم نمنـاک شماییـم

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ز احمد عرشیان تکریم کردند

به پیش پای او تعظیم کردند

به جای دستۀ گل بر محمّد

به او بانوی گل تقدیم کردند

*********

روزی که بهشت دین شکوفائی داشت

سرتا به قدم سرور و زیبائی داشت

با آمدن فاطمه، پیغمبر وحی

گلخنده و لبخند تماشائی داشت




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امـروز هـستی آفرین، هستی به  پـیغمبر دهـد

  امـروز جـبرئیل از شَعَف، بر بـاد بـال و پـر دهد

امروز از جام ولا، حق خـلق را سـاغر دهـد

 امــروز خــتم الا نبیاء گــل بـوسه بـر کـوثر دهد

امـروز گـلزار جـهان، بـوی خوش دیگر دهد

   امـروز عـیسی بـر فـــــلک آوای شـادی سـر دهد

امـروز یــاسین جــلوه گر، امروز طاها آمده

 والشمس خوان و اللیل گـو، زهـرا بـه دنـــیا آمده

امــروز در بـزم نــبی یـزدان ثنا خوانی کند

 یزدان ثنا خوانی کنـد، رضـوان گُـل افـشانی کـند

میـــکال بــوسد آســتان، جبرئیل در بانی کند

 گـردون بهر سو گردد و خــــورشید گـردانی کند

جــنت زنـــد جـــام جــنون، دوزخ گلستانی کند

زیـــبد کـه هـر پــیغمبری فــرزند قـــربانی کــند

 زیـــرا کــه بــا حُــسن خـــدا فرزند احمد آمده

 اُم الائــمه فــــــاطمه دُخـــــت مـــــــــحمـــد آمده

مــمدوحـه خـــتم رَسُــل، مــحبوبه یکتاست این

توحید از پا تا به سر قـرآن ســر تا پـــــاست این

با یک جهان نور و ضیاء خورشید نا پـیداست این

 از فــکر مـا از وهم مـا، از وصف مـا بالاست این

مریم مگو، مادر بگو، بر یـــازده عیسی است این

چونش نبوسد مصطفی زهراست این زهراست این

مـــریم به اِبْریق جــنان لـبخند زن می شویدش

ختم رسل از جـان و دل مـی بوسد و مــی بویدش

بـاید خـدا فـرمان دهـد ز آغـاز بـر پـــیغمبرش

یـک اربعین دوری کند از هــــمسر نیک اخترش

در این چهل شب لحظه ای نبود جدا از داورش

 بــــاشد بـهر حـال و هـوا حـال و هـوای دیـگرش

بـر لـعل لب دُرّ دعـا در دیده غلطان گوهرش

  تــنها مــحمد بـــــــاشد و ذات خـــــدای اکــــبرش

 بعد از چهل شب حق بر او اِنسیة الحـورا دهد

 اِنسیة الـحـورا دهــد، زهـــرا دهــد، زهــرا دهــد

  ای تربت گـــم گشته ات بیت الحـــــرام انــبیا

  صَـــحن بــقیعت خـــوشتر از دار الـــسلام انـبیا

تــعریف تـو، اوصــاف تــو، روح کلام انبیا

 نـــام تــو در مـــوج بــلا ذکـــر کــــــــــلام انـبیا

از کــوثر احــسان تــو، پُـر گشته جام انبیا

  تــنها نــه مــام احـــمدی، مـــام تــــــــمام انــبیا

حُـبت تمام دین مـن، مـهرت تـمام هست من

 ای وای اگـر از مـرحمت فـردا نــگیری دست من




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)- مدح و ولادت


ای که به جسم نبی، قلب تویی جان تویی

ای که به جان علی، جلوۀ جانان تویی

روضۀ احمد تویی جنّت و ریحان تویی

سیرتِ ختم رسل، سورۀ انسان تویی

در دو جهان صاحبِ سفرۀ احسان تویی

بطن نبوت تویی، باطن قرآن تویی

کیست ز نور دعا، ساخته مصباح کیست؟

در دل ظلمات جان، فالق الاصباح کیست؟

جز تو که ریحانه‌ای، روح که و راح کیست؟

حضرت موسی چه نام خواند بر الواح، کیست؟

در دل «مشکات» کیست، آنسوی «مصباح» کیست؟

دوازده چشمۀ دُرِّ درخشان تویی

تو باطن نمازی، حقیقت حج تویی

آن که امامت از او آمده منتج تویی

آنکه به قلب نبی آمده مدرج تویی

صحیفۀ عرش را نام مدرّج تویی

چراغ روشن تویی، سراج منهج تویی

به لوح محفوظ حق، صاحبِ عنوان تویی

زهرۀ زهرا تویی نور الهی تویی

مرکزِ منظومۀ لایتناهی تویی

به بحرِ وحی خدا فرشته ماهی تویی

به جانبِ کبریا همیشه راهی تویی

آن که خدا عصمتش داد گواهی تویی

سالکۀ واصلِ متصل الان تویی

فخر تبار قریش، الفتِ ایلاف توست

دست شه اولیاست که بوریاباف توست

ستاره سجّاد تو، فرشته طواف توست

رهایی بندگان، رهین الطاف توست

هر چه بخوانم تو را، کمتر از اوصاف توست

هر چه بگویم تو را، خوبتر از آن، تویی

آن که بر او مصطفی گشته ثناگو تویی

شاخۀ مریم تویی، خوشۀ شب‌بو تویی

سرّ ضمیر علی، «تو» تویی و «او» تویی

حقِ هوالحق تویی، هوی هوالهو تویی

مــادر آزادۀ ضــامن آهــو تــویی

جلوۀ طوس الرضا، نور خراسان تویی

در صدف آسمان نام تو «راحیل» بود

همدم روح و ملک محرم جبریل بود

بطن تو یا فاطمه، باطنِ تنزیل بود

حجّت تورات‌ بود آیت انجیل بود

جلوه‌گهِ قهر تو «طیراً ابابیل» بود

قبلۀ توحید تو، کعبۀ ایمان تویی

جان عزیز علی، جنّت الاعلی تویی

شاخۀ طوبی ز عرش رفته به بالا تویی

یار علی هیچکس، نباشد الّا تویی

چشمۀ غیرت تویی، اصل تولا تویی

مادر شش‌ماهۀ شهید مولا تویی

صاحب شش‌گوشۀ شاه شهیدان تویی

تویی تو امِّ موسی که خُلق کاظم از توست

نبوه الباقیه که وحی دائم از توست

قائمه العرشی و قیامِ قائم از توست

در دو جهان پایۀ کاخ مکارم از توست

بیت معالی از تو، قصر معالم از توست

عالمۀ عالمِ عالمِ یزدان تویی

خصم محمد ز تو، ابتر و منکوب شد

نزد حبیب خدا که چون تو محبوب شد؟

به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد

به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد

جنین شش‌ماهه‌ات مسیح مصلوب شد

غباری از چادرت شفای یعقوب شد

معجز پیراهنِ یوسف کنعان تویی

هجر من الخلق تو، سیرالی الله: تو

به جانب کبریا، راست‌ترین راه: تو

منطقه البروجِ دوازده ماه: تو

حجت، خونخواهِ تو، حجتِ خوانخواه: تو

غنچۀ نشکفته را برده به همراه: تو-

پیش از مقتلِ شهید عطشان، تویی

پایۀ مسجد بلند، به لرزۀ شیونت

منکر حق کور شد، به خطبۀ روشنت

دست زده مصطفی، به گوشۀ دامنت

دوستِ او دوستت، دشمن او دشمنت

حسرت یوسف شده، معجزِ پیراهنت

یک شبه هفتاد تن، کرده مسلمان تویی

فرشته سیب بهشت به تو تعارف کند

نزد تو روح الامین، قصد تشرف کند

پشت در خانه‌ات، نبی توقف کند

حیف که این خانه را شعله تصرف کند

چشم علی را پر از اشک تأسف کند

که ماهِ غمگین‌ترین شامِ غریبان تویی

تمامیِ اولیا گوش به دستورِ تو

کلیمه الحق تویی، مدینه شد طورِ تو

به لوح عرش خدا، کتاب مسطورِ تو

دلیل یوسف شده، جلوۀ مستورِ تو

به پشت هم هفت قفل، باز شد از نور تو

به عین حجب و حیا، مطلق برهان تویی

کلید رحمت تویی، منجی امت تویی

عین کرامت تویی، اصل مودت تویی

گنج نهان خدا در دل ظلمت تویی

اسوۀ مهدی تویی، حجّتِ حجّت تویی

قرب قریب خدا، صاحب قربت تویی

اذنِ اذانِ بلال، امامِ سلمان تویی




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


مام بهشتی همه سامان عشق

دامن پاکش شده دامان عشق

اوکه همه راز و شگفتی شده

آنچه ندیدی و شنفتی شده

اوکه شده ام ابیهای عشق

سال و مه و زمزم شبهای عشق

حجب و حیایت شده ورد همه

جان به فدای چو تویی فاطمه

فاطمه ای میوه ی باغ رسول

راضیه ای مرضیه زهرا بتول

گلشن رضوان ز تو شد منجلی

محو وجودت شده مولا علی

جلوه ی هر پنج تن از روی توست

خوش به گدایی که در کوی توست

مادر میران دو عالم تویی

مایه ی فخر بنی آدم تویی

از کرم توست که شیدا شدیم

مهر علی آمد و پیدا شدیم

از ازلم لطف خدای کریم

داده به ما هم الف و لام و میم

داده به ما مهر و محبت به ذات

گفته شناسید مرا از صفات

قاهر و رحمان و رحیم وغفور

عالم و داناست به ذات الصدور

خالق ما هست خدای علی

هر چه که داریم فدای علی

فاطمه را خواست علی را کشید

روح علی در تن احمد دمید

تا که جهان پیچ و تب و تاب خورد

قصه در این قافیه ها آب خورد

شور شدیم ازعدم آغاز ما

بال گرفتیم به پرواز ما

در گذر حادثه پیدا شدیم

مهر علی آمد و شیدا شدیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر 




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 11:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو  بردم فاطمه! شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

دیدنش بار رسالت را سبکتر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

هست شیرین نامتان، قند مکرر می‌شوید

هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شود

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند

شاعران تنها برای یک نظر، رو می‌زنند

در کسا، بی پرده با الله صحبت می‌کنی

هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی

فکر خلقی، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

در غم همسایه، ترک خواب راحت می‌کنی

مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه!

می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه!

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این

سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین

حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین

واقعاً "الحمد للهِ ، رب العالمین"

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس

فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت

با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت

پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت

داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر

خانه‌ات میخانه، ساقی با سخاوت، جام پر

از تو راضی و دلش از گردش ایام پر

کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!

بت شکن! برخیز، بسته دست او را روزگار




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 10:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


می نویسم به نام حضرت نور

می نویسم به خطِّ شعر و شعور

دست در دست عشق بگذارم

تا رساند مرا به فیض حضور

از تو باید سرود پس حالا

سخنم می رسد به وقت ظهور

دو سه خطّی نگاه می خواهم

تا قلم وصف تو كند ، پرشور

قصد دارم كه مست عشق شوم

بده دستم كمی شراب طهور

تو نه مریم ، نه آسیه ، حوا

تو جدایی زِ هر پری ، هر حور

نام تو منحصر به نام خودت

جلوه كرده درون تو ، مستور

با تو عیسی ، مسیح خواهد شد

وَ كلیمی رسد به وادی طور

اِن یكاد پیمبری ، بانو

تو كه باشی از او بلاست به دور

تو كه مجموعه ی كمالاتی

مادر مهربان ساداتی

ركن دین و اساس ایمانم

من به دست شما مسلمانم

از ازل بیقرار تو بودم

تا ابد بیقرار می مانم

بگذارید از شما باشم

من هم از نسل پاك سلمانم

پر پرواز را به من دادند

تا دخیلت شدند دستانم

دلم از هُرم عشق می سوزد

قطره ای اشك،روضه می خوانم

كوچه ها یاس را نفهمیدند

با همین غصه ها پریشانم

تو كه جان پیمبری ، زهرا

گفته بابات : فاطمه جانم

مدح تو كار احمد و حیدر

من كجا ، مدح تو... نمی دانم

جزء سی را ورق زدم بانو

گفته ام بین صوت قرآنم

لیلة القدر، قدر فاطمه است

لَکَ صَدرَک به صَدر فاطمه است

ای كه در عرش، دولتی داری

در قیامت، قیامتی داری

ای بزرگ قبیله ی عصمت

چه شكوهی، چه شوكتی داری

نطفه ات سیبی از بهشت خداست

عجب اصل و اصالتی داری

هركسی حاضر است خواهد دید

روز محشر ، علامتی داری

دست عباس زیر چادر توست

چه مبارك شفاعتی داری

تو خودت حیدری، برای خودت

رهبری و سیادتی داری

عدّه ای گرگ بی حیا بودند

كه ندیدند ، عزتی داری

دشمنت خوار شد زمانی كه

پشت در دید همّتی داری

گفته ای من فدایی علی ام

چه جلالی ، چه هیبتی داری

فاطمی هركه بود، مادری است

فاطمی هركه ماند، حیدری است




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 10:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


هلا عاشقان ! فصل شیدایی است

جهان غرق در نور و زیبایی است

هلا عاشقان ! بوی شادی رسید

جهان پر شد از بوی لبخند عید

خبر آمد امروز جشن گل است

جهان روشن از جلوه ی سنبل است

بپاش آب و آیینه ، عشق و گلاب

بخوان با ملایک غزل های ناب

بپاش آب و آیینه ، قرآن بخوان

دو رکعت اشارات عرفان بخوان

بیار آب و قرآن که آدینه شد

جهان ! فصل میلاد آیینه شد

زمین ! مژده ، جان جهان می رسد

زنی روشن از آسمان می رسد

شب مکه امشب ، شبی دیگر است

شب بارش سوره ی کوثر است

بشارت جهان ! لطف بی حد رسید

جهان ! نور چشم محمد رسید

هلا عصمت سبز ، بانوی آب !

سفیر سحر ، دختر آفتاب !

خبر آمد از غیب ، زهرا تویی

به بام جهان ، مهر یکتا تویی

امین خدا ، نور چشم نبی !

تو یار علی ، مادر زینبی

بدون تو ، خلقت صفایی نداشت

خدا بهر خلقت « چرا » یی نداشت

تو خندیدی و شد جهان دیدنی

جهان پر شد از جلوه ی روشنی

تو خندیدی و آسمان شد درست

که این آسمان ، شکل لبخند توست

تو خندیدی و غنچه ها وا شدند

گل یاس و نرگس شکوفا شدند

هلا عصمت سبز ، بانوی گل !

تو می آیی و می وزد بوی گل

تویی فاطمه ، وارث فصل عشق

شکوه شرف ، مادر نسل عشق

چه گویم ز تو ، ای گل یاس عشق ؟

شکوفاترین باغ احساس عشق

ز تفسیــــــــــر آیات تـــــو الـکنم

من بی زبان ، از تو دم می زنم ؟!

بلندست فهم تو ای نور ناب

مُعمّای روشن ! به روحم بتاب

مرا کن چو آیینه ات منجلی

که گویا شوم از دمت ، یا علی !




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 10:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش

ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش

به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه

تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش

به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد

که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش

چنان وقت کرم از شش جهت بر تاخت می آید

که از پیراهن خود نیز رد گردد به طوفانش

کدامین نعره از سجاده حیدر را مدد فرمود

که می پوشد نعم یا سیدی شمشیر عریانش

زکاتی داشت خونم گیج تحویلش شدم

دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش

دچار رنگ تیغ جلوه اش هم بهت مقبول است

شهید آید به محشر هر جان بازد به بهتانش

زهی بانوی جعفر پاسبان حمزه دربانی

که صد چشمی نگه دار است اورا مرد مردانش

زکوران نیز در ستر تجلی گشته او پنهان

که ممکن بود دیدارش دهد چشمی به کورانش

اگر میلش به اطعام تجلی می کشد حیف است

سر ما شاعران را خود نسازد آب گردانش

گناهانم فدای عصمت محضی چنین یا رب

که یوسف می شود با دیدن او گرگ کنعانش

چنان معصوم بگذشته است از همسایه اش کز

شوق به کارت می برد مریم هنوز از چشم جیرانش

اگر از ناز عزت پشت پلکی می کند نازک

همان کیفیت لطف است افتاده به مژگانش

به جمع پنج تن از چهار سو در هشت چشم آید

علی موسی الرضا پیدا شدا از آئینه بندانش

به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان

گروهی حضرت معصومه گویان در خراسانش

چنین شأنی که من میبینم از حیث أحد کامل

ندارم شک که در خلوت پرستیدست شیطانش

حدیث کامل لولاک شرح کاملی دارد

چو لولای در جنت بچرخد تحت فرمانش

به شأن خویش دارد إلتجی از فرط آگاهی

اگر دستی بگیرد در خرامیدن به دامانش

عبور از شام ظلمانی است شرط مردن روشن

کلید برق هستی مانده در آنسوی دارانش

جلالت مرحمی از نوع دیگر دارد ای غافل

همان شمشیر بیرون می زند آخر ز درمانش

به دربار زنی کز غیر خود رو در حجاب آرد

نظر دارد به الله الصمد نقاش ایوانش

به شهر قم به چشمم از دهانی شادباش امد

کدامین پسته خندیدست به بادام سوهانش

به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز

جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش

مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن

به قدر وسع خود کرده است معنی تازه کتمانش

***

از وبلاگ تیشه های اشک




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 10:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نبض عالم تند تر از پیش گویا می زند

طبع سرد خاک هم دارد به گرما می زند

علت معراج رفتن ها مشخص شد ، چه بود

هر که زهرا را بفهمد ... دل به دریا می زند

می رود رو به کمال آنقدر که حیدر شود

ذو الفقار عدل و رحمش ، برق خوشنامی زند

فاطمه نوریست که وقت طلوعش ، آفتاب -

چون خجالت می کشد از این سمت ، جا می زند

از مناجات خدیجه می شود فهمید که ؛

حرف هایش را چونان طفلی به زهرا می زند !

خانه ی حیدر ندارد احتیاجی به حصیر

مادر این خانه بر فرش جنان پا می زند

واقعش این است دنیا رفته ، به پابوس او

هر چه در ظاهر قدم بر خاک دنیا می زند

پاره ی جان رسول ، آنگونه وارد می شود ؛

که روایت حرف از " قام الیها " می زند

می نویسد تا خدا امضای خود را "فاطمه"

زیر آن با مهر خود " ام ابیها " می زند




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 10:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


سلام خالق سلام خلقت سلام احمد سلام امّت

سلام رضوان سلام جنّت سلام غلمان سلام حورا

سلام آدم سلام حّوا سلام مریم سلام عیسی

سلام یاسین سلام طاها به جسم زهرا به جان زهرا

مهین صفیه بهین امینه نهال مکه گل مدینه

رسول حق را سرور سینه ولی حق یگانه همتا

جلال منّان جمال سبحان روان قرآن زبان فرقان

قرار امکان مدار ایمان رسوله حق بتول عذرا

در اوست پنهان کمال سرمد از اوست پیدا جمال احمد

ریاض حسنش گل محمّد بیاض رویش بهشت بابا

نجات بسته به تار مویش حیات روشن به یاد رویش

به عرض حاجت روان به کویش هزار مریم هزار عیسی

دُرِ نبوت گل ولایت محیط رحمت یم عنایت

رسل به نورش شده هدایت یکی به جودی یکی به سینه

هزار یوسف به تخت شاهی هزار یونس به بطن ماهی

به عصمت او دهد گواهی به مدحت او هماره گویا

نیاز دارد نیاز بر او نماز آرد نماز بر او

الا محمّد بناز بر او که او بود تو، تو او به معنا

کجاست آدم کجاست حوا کجاست مریم کجاست عیسی

کجاست رضوان کجاست حورا که سجده آرد به خاک زهرا

ستاره اشک شب نیازش سپهر سجّادهۀ نمازش

خداپرستان کشند نازش اگر نگاهی کند به ترسا

به هر کلامش هزار حکمت به هر پیامش هزار حجّت

به هر نگاهش هزار جنّت به هر قیامش هزار طوبی

بتول اول رسول ثانی سپهر حکمت یم معانی

خدای دادش خدا یگانی به اهل دنیا به خلق عقبی

اگر تو داری به او محبّت و گر مرا هست از او مودّت

تو را به باغ جنان چه حاجت مرا زقعر سَقَر چه پروا

ضلالت از ما هدایت از او توسّل از ما عنایت از او

اطاعت از ما ولایت از او ولایت از او اطاعت از ما

زبان گشودم به مدحت وی سنائی ام گفت بگوش هی هی

«به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس به قعر دریا»

وجود بسته به بود و هستش خرد، تفّکر، دو پای بستش

الا محمّد ببوس دستش که اوست دست خدای یکتا

خدا به قرآن کند ثنایش رسول خیزد به پیش پایش

علی به حسن خدا نمایش جمال حق را کند تماشا

فلک به کویش پناه دارد ملک به سویش نگاه دارد

دو آفتاب و دو ماه دارد دو عالم افروز دو عالم آرا

الا که روح مطهّری تو الا که جان پیمبری تو

فرشتگان را تو رهبری تو به فیض الهام به نور سیما

ائمه حجّت برای امت تو بر ائمه هماره حجت

کنند از تو همه اطاعت چنان که از ذات حق تعالی

بهشت وحی آشیانۀ تو صدای قرآن ترانۀ تو

بدین جلالت زخانۀ تو شرار آتش گرفت بالا

زگریه بسته ره گلویت زغصه گشته سفید مویت

چو خورد سیلی به ماه رویت جهان سیه شد به چشم مولا

قسم به قرآن عدو ترا کشت چه بی گنه کشت چه ناروا کشت

یکی نپرسید از او چرا کشت یکی نگفتا چه کرده زهرا

تو جان خود را به کف نهادی زدست رفتی زپا فتادی

گه اوفتادی گه ایستادی رها نکردی امام خود را

خزان جفا کرد به لالۀ تو که رفت از کف سلالۀ تو

مدینه لرزید زناله تو پرید رنگ علی اعلا

زچشم خود خون، ببار میثم زسینه آتش برآر میثم

هر آنچه داری بیار (میثم) به پای عترت بریز یکجا




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


مادرم ! عالم همه مبهوت و حیرانِ شماست

آسمانها و زمین هم تحتِ فرمان شماست

عالمی را با نگاه خود مسلمان می كند

هر كه تسلیم شما گشته مسلمان شماست

ما كه تنها ریزه خوارِ خوانِ لطفت نیستیم

رزق میكائیل هم از سفره و خوان شماست

صور اسرافیل با ذكر تو احیا می كند

جان عزائیل هم در مشت دستان شماست

اینهمه از تو نوشتم خوب میدانم كه این

قطره ای ناچیز از دریای احسان شماست

گر چه ناچیزم ولی دلبسته ی كوی توأم

شكر حق بی بی كه دست من به دامان شماست




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ملیکه ای ملکوتی سریر می آید

الهه ای به نقابی حریر می آید

ز عرش بس که فرشته ز فرش می بارد

صدای هلهله از چرخ پیر می آید

پیاله ها همه لبریز و تاکها سیراب

چه کوثری است که این سان کثیر می آید

تمام آینه ها را شکسته انوارش

شگفت آینه داری منیر می آید

چنان شکوه نزولش گرفته عالم را

که آفتاب غباری حقیر می آید

زمین به شوق قدومش به خویش می بالد

و هرچه هست به چشمش فقیر می آید

شب است و کعبه چه نا باورانه می بیند

که ابر مهر به این گرم سیر می آید

هزار آبشار از بهشت می ریزد

هزار چشمه به چشمم کویر می آید

به سوی خانه ی خورشید دستهاست بلند

که مادرانه کسی دستگیر می آید

رسید کعبه برای طواف قبله ی خود

به گرد خانه ی او سر به زیر می آید

گشود شهپر خود را و گفت جبرائیل

چقدر زیر قدومت حصیر می آید

ز فرط شوق پیمبر به خود نمی گنجد

ز عطر هر نفسش یا مجیر می آید

گرفت تنگ درآغوش و دید از قلبش

صدای زمزمه ای دلپذیر می آید

تپش تپش ز دلش یا علی علی جاریست

نفس نفس ز لبش یا امیر می آید

رسید تا که بدانند آسمانی ها

برای شیر خدا هم نظیر می آید

بگو به دشمن مولا که دشمن زهراست

هنوز از دهنت بوی شیر می آید

قسم به مادر دریا،قسم به مادر آب

که شور موج به هر آبگیر می آید

طلوع می کند از پشت ابرها خورشید

ز شام غیبت خود گرچه دیر می آید

برای آنکه ببینیم قبر مادر را

ز راه مرحم زخم غدیر می آید




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كیست زهرا آنكه عطر سیب جنّت می دهد

نام زیبایش به جان و دل محبت می دهد

كیست زهرا آنكه خلقت بی وجودش هیچ نیست

او كه پیوند نبوت با امامت می دهد

كیست زهرا بانویی از جنس باران جنس نور

رحمت نابی كه بر هر سینه بهجت می دهد

كیست زهرا دختری بهتر ز مادر بر پدر

آنكه درس مادری بر كل خلقت می دهد

كیست زهرا حضرت انسیۀ حوراستی

نور آن حوریّه بر انسان طهارت می دهد

كیست زهرا حضرتِ عبدِ عبیدِ كردگار

آنكه با رفتار خود درس اطاعت می دهد

كیست زهرا آنكه دارد بر بشر فخر و شرف

هركه پوید راه وی بر خویش قیمت می دهد

فاطمه آموزگار مكتب پیغمبران

فاطمه بر اولیا درس شجاعت می دهد

مِهر او صدجا گِره از كارها وا می كند

نام او حتی به هر مظلوم قدرت می دهد

در جهان زهرائیان برتر ز خَلق عالمند

پس خدا ایرانیان را خویش رفعت می دهد

هركه دارد حبّ زهرا را خداوند كریم

بر محبّ حضرتش از غیب نصرت می دهد

پرچم زهرا به هر كشور شود در اهتزاز

بی گمان آن خطّه را الله عزت می دهد

هركه سازد راه زهرا را مرام خویشتن

دیر یا زود عاقبت تشكیل دولت می دهد

گفتمانِ پیشرفتَش هم شعاری بیش نیست

آنكه روی مصلحت شور عدالت می دهد

سالكِ بی ادعا در هر فراز و هر نشیب

با دل و جان تن به فرمان ولایت می دهد

مكتب زهرا كجا و مكتب بیگانگان

مكتب زهرای اطهر درس غیرت می دهد

□□□

كیست زهرا نام او ما را وجاهت می دهد

كیست زهرا آنكه دلها را حلاوت می دهد

بانوان فاطمی درس تشخّص خوانده اند

چون فضیلت های او زن را اصالت می دهد

روز مادر را به مادر می توان تبریك گفت

مادر هستی اگر زهراست ، رخصت می دهد

چادرش غیر مسلمان را مسلمان می كند

با حجاب و عفتش تعلیم عفت می دهد

چون به محراب نماز خویش می سازد قیام

هر ركوع و سجده اش خوف قیامت می دهد

با وجود آن مصیبت های سخت و بی شمار

خطبه های آتشینش درس همت می دهد

هركجا بیداریِ دلهاست مرهون وِی است

قصۀ پر غصۀ او درس عبرت می دهد

گركه اُمت های اسلامی به او روی آورند

خود نشانِ توده ها، راه هدایت می دهد

یوسف زهرا به او وقتی توسل می كند

پیرو دستور او پایان به غیبت می دهد

بعد حكم مهدی اَش رو می كند سوی حسین

وز میان قتلگاهش اذن رجعت می دهد

بر تمام مومنین و شیعیان و شاهدان

مُهر رجعت را بدستان كرامت می دهد

روز محشر چون ندا آید كه آمد فاطمه

حضرت سبحان به او اذن شفاعت می دهد

چونكه اسباب شفاعت را بگیرد روی دست

دست قهّار خدا حكم قضاوت می دهد

ایزد منّان میان آیه های مُصحَفَش

بر جفا كاران او دستور لعنت می دهد

این دعای خیر باید زینت لب ها شود

اِنتقم یا منتقم! تیغ تو نصرت می دهد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


عشق وقتی مرا صدا می کرد

درد جان مرا دوا می کرد

چون نسیمی دل غریب مرا

با گلی یاس آشنا می کرد

به روی تشنگان رحمت دوست

در رحمت دوباره وا می کرد

همچو مرغ سحر همه هستی

زمزمۀ خدا خدا می کرد

گاه دستم به آسمان ها بود

گه زبان دلم دعا می کرد

با گلابی که ریخت از چشمم

گفتگو با ستاره ها می کرد

چون پرستوی عاشقی بودم

که پر و بال شوق وا می کرد

چه شب پُر ز رحمتی که خدا

هرچه می خواستم عطا می کرد

به امید مدینۀ زهرا

دل غمدیده گریه ها می کرد

عشق با خود پیام شادی داشت

مرغ دل را ز غم رها می کرد

گوش جان باز کردم و هاتف

این سخن دم به دم ادا می کرد

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار

گل چو دفتر گشود یازهرا

بلبل از تو سرود یازهرا

بر مشامم ز عرش در قدمت

می رسد بوی عود یازهرا

حوریان درحضور تو آیند

به سلام و درود یازهرا

سائلان حریم تو هستند

کرم و لطف و جود یازهرا

عشق در هر کجا که زانو زد

از تو گفت و شنود یازهرا

به ولای تو کز ازل مهرت

دل ما را رُبود یازهرا

عطر جنّت به عرش بخشیدی

در قیام و قعود یازهرا

دین و ایمان و عصمت و تقوا

از تو دارد نمود یازهرا

به خدا آگه از مقام تواند

همه غیب و شهود یازهرا

گر بنام تو لب گشودم من

لطف لطف تو بود یازهرا

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار   


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای بانوی اطهر نمونه

وی دخت پیمبر نمونه

ای فاطمه ای حبیبه حق

مشهور به کوثر نمونه

مام حسنین و زینبینی

ای طاهره مادر نمونه

غیر از پدرت کسی ندارد

مانند تو دختر نمونه

طوبا به مقام تو علی را

هم کفوی و همسر نمونه

گنجینه علم و معرفت را

ناید چو تو گوهر نمونه

عقد تو در آسمان ملک خواند

ای همسر شوهر نمونه

زینب ز تو درس منطق آموخت

تا گشت سخنور نمونه

ای در حرم از ملک مقرب

ای بر فلک اختر نمونه

رو هر که به درگهت نهاده

بگرفته فر از در نمونه

از لطف تو درتمام عالم

ایران شده کشور نمونه




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/01/29 | 09:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

آیینه ای گرفته خدا در برابرش

خورشیدی از تمامی انوار انورش

امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش

امشب پدر رسیده به دیدار مادرش

تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است

از این به بعد بوسه بر این دست واجب است

تا مه کرده نام شما قیل و قال را

پیدا نموده با تو کرامت کمال را

گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را

پنهان جمال کردی پیدا جلال را

هر چند کار توست که پیغمبری کنی

تو آمدی که پای علی حیدری کنی

این باغ ها معطر زهراست یا علی

این موج موج کوثر زهراست یا علی

آری تمام باور زهراست یا علی

نام تو نام دیگر زهراست یا علی

آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است

یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است

خورشید زیر پای تو خشت محقریست

کار نگاه چشم شما ذره پروریست

خاک حسینیه شدنم لطف مادریست

خانم تمام حرف من این بیت آذریست

"بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه

عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه"

عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم

با بوی نان تازه نمک گیر می شویم

باز از تنور روشن تو سیر می شویم

شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم

در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود

این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود

خانم میان صحن رضا نام تو بس است

پای ضریح وقت شفا نام تو بس است

پایین پا به جای دعا نام تو بس است

دردی مگر برای دوا نام تو بس است

نام تو بر لبم دم باب الجواد بود

فیض تو بود از سر من هم زیاد بود

آواره ایم پای شما خوش بحال ما

مشمول هر دعای شما خوش بحال ما

پروانه ی عزای شما خوش بحال ما

مجنون کربلای شما خوش بحال ما

آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است

تا یاد توست حال دلم مجتبایی است

می خواست حامی مادر شود نشد

مرهم برای زخم کبوتر شود نشد

تا مانع هجوم ستمگر شود نشد

شاید به جای روی تو پرپر شود نشد

ای وای من که برگ گلی ضرب شست خورد

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 12:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


می نویسیم اگر یا زهرا

کار داریم همه با زهرا

مینویسیم هزاران دفعه...

فاطمه، فاطمه، زهرا، زهرا

وصف او را ز سر ناچاری...

مینویسم، و الا زهرا...

فاطمه بود سراپا احمد

مصطفی بود سرا پا زهرا

هر کسی را که ز نسلش دیدیم

حرمی داشته، الا ...




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 12:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


کوثر نبود، ساقی کوثر نداشتیم

حرفی برای طعنۀ –أبتر- نداشتیم

راز تکامل همه ی خاک ها تویی

بی لطف و ذره پروری ات زر نداشتیم

سرمایه ی محبت زهرا اگر نبود

چیزی برای لحظۀ آخر نداشتیم

در کوچه راه می روم و فکر می کنم

قطعا بدون فاطمه، حیدر نداشتیم

بار امامت است که او حمل می کند

بی نسل او که مذهب جعفر نداشتیم

قرآن بدون سورۀ کوثر تمام نیست

بی فاطمه هدایت برتر نداشتیم

وقت نزول وحی خدا گفت: جبرئیل

زهرا اگر نبود، پیمبر نداشتیم

جریان کوچه و در و دیوار اگر نبود

سوگند می خوریم که محشر نداشتیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 12:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم صاحب آبی تو، هم روح حجابی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

معصومه‌ای و عصمت از نام تو می‌جوشد

هم کوثر و تسنیمی، هم سدره و طوبایی

باغی شده پر برکت، بهتر شده از جنت

حالا که زمین دارد انسیه حورایی

آن روز چرا محشر نامش نشود؟ آخر

آن روز تو می‌آیی ای جلوه‌ی زیبایی!

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 11:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح  


از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از  آسمان قدوسیان آواز کردند

درهای رحمت را دوباره باز کردند

در موسم میلاد یاس باغ عصمت

در باغ جنت بلبلان آواز کردند

در آسمان ها عرشیان با شور و شادی

جشن سرور و شادمانی ساز کردند

در وصف و مدح کوثر ختم رسولان

امشب تمام قدسیان لب باز کردند

او محرم راز خدا بعد از نبی بود

گر مکه را آیینه دار راز کردند

امشب ملائک بر نبی تبریک گفتند

تا صبح گرد خانه اش پرواز کردند

آندم که سر زد روی زهرا بر دو عالم

سادات زین مادر به عالم ناز کردم

حیرت مکن ای دل اگر گویم به عالم

پیغمبران با مهر او اعجاز کردند

در هر گرفتاری و غم حتی امامان

با ذکر نامش درد خود ابراز کردند

امروز آمد از جنان امّ "وفائی"

خلق جهان را بعد او آغاز کردند




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


باران گرفت و سینه پر از عطر یار شد

بلبل غزل سرود و چمن بیقرار شد

پیچید در طبیعت دنیای خاکیان

عطر تبسم تو و نامش بهار شد

تنها به شوق بوسه زدن بر عبای تو

هر قاصدک به دوش نسیمی سوار شد

ای کاش جایگاه خودش را به من دهد

آن ذره ای که بر سر راهت غبار شد

هر شاعری فرزدق و دعبل نمی شود

هر کس که خاک پای تو شد شهریار شد




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


صدای ساز طربناك قدسیان آید

چه عاشقانه نوایی به گوش جان آید

فرشتگان ز زمین تا به عرش پل زده اند

مسیر آمدنش را ز شوق گل زده اند

خدا ز راه محبت گرفته این تصمیم

كند هدیه به پیغام آورش تقدیم

به پاس آن همه رنجی كه احمد محمود

كشید در ره دین و پرستش معبود

خدا هدیه ی ارزنده ای به طاها داد

به اجر زحمت او گوهری چو زهرا داد

برای كوری چشمان هركه گفت ابتر

عطا نمود احد بر حبیب خود كوثر

چه كوثری كه حیا خانه زاد و بنده ی اوست

تمام حجم محبت دل تپنده ی اوست

چه كوثری كه همه هستی علی باشد

و یار و همدم  تنهایی ولی باشد

چه كوثری كه حسن زیسته حسن زاده

برای خدمت او عرش و فرش آماده

چه كوثری كه به دامن حسین پرورده

برای یاری اسلام زینب آورده

خدیجه محو تماشای چهره ی پاكش

خدا به خاطر او خلق كرده افلاكش

نماد عفت و عصمت ‍‍، نماد صبر و حیا

ملیكه ی ادب و پارسایی و تقوا

هم آنكه مادر دین است و محور اسلام

به قدر و مرتبه ی او هزار بار سلام

***

سلام برتو كه سرمایه ی پیامبری

میان مصحف حق آیه ی پیامبری

سلام بر تو كه تاج از شرف به سر داری

به روی دامن خود چون حسن پسر داری

نسیم عشق تو سرمست می كند جان را

شمیم مهر تو سازد تمام ایمان را

حریم ستر تو را جبرئیل شد دربان

وخطبه ی تو بود مستدل چنان قرآن

به عشق پاك علی تا همیشه خاتمه ای

میان كلّ خلایق فقط تو فاطمه ای

سلام بر تو كه بهر دفاع از همسر

گذشتی از پسر و دست شستی از پیكر

سلام بر تو و بر خون پاك پهلویت

سلام بر تو كه گشته سیاه بازویت

قسم به غربت حیدر  قسم به داغ علی

به آن نگاه غریبت كه شد چراغ علی

قسم به قلب پر از مهر تو كه دید آزار

قسم به سینه ی مجروح از در و دیوار

قسم به قبر غریب ز دیده ها پنهان

قسم به منتقم خون تو ، امام زمان

كه جسم بی رمقم را مدینه مهمان كن

و مادرانه نگاهی به ما فقیران كن

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


عالم تمام غـرق تـمـنای فاطمه سـت

اصلا دلیل خلق، تماشای فاطمه ست

باشد به زیر سایه ی مهرش تمام خلق...

هـرذره ای کـه زیر قدمـهـای فاطمه ست...

هاجر که زمزم از قدم کودکش شکفت

در آرزوی بوسه ای از پای فاطمه ست

عیسی که مرده از نفسش جان گرفته بود

در آرزوی فـیــض نـفـس هـای فـاطـمـه ست

موسی که با عصاش دل بحر می شکافت

بی بادبان فــتـاده به دریــای فـاطـمه سـت

مـریـم کجا و رسیدن بر گرد پای او

مریم کنیز زینب کبرای فاطمه ست

او زن بُــوَد ولـــی بــه خــداونـد تا به ابد

مردانگی خلاصه ی معنای فاطمه ست

امــا بــه جـز عـلـی که سزاوار مدح اوست؟

آری فقط علیست که همتای فاطمه ست

رخسار نیلی و قدِ خم ، بازوی كبود

این ها همه نشان ز تولای فاطمه ست




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


یا فاطمه جان دست من و دامانت

ای چشم امید هـمه بـر احــسانت

بادا به فـدایت پــدر و مـــادر من

ای گـفته مـحمد پـدرت قــربانت

٭٭٭

نــــور دل و دیـدۀ پـیمبر زهـراست

اُم الحَسَنین و کُـفو حــــیدر زهراست

آن خــیر کـثیر را کـه فَــرط کــمال

ایـزد بستود و خواند کوثـر زهراست

٭٭٭

یا فاطمه ای منشاء خـــیر و بــرکات

مــهر تـو بود قـبولی صــوم و صـلات

فـرموده نبـی خـدا گــــــناهش بـخشد

هـر کس کـه بـرای تـو فـرستد صلوات




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


ما زنده از آنیم که بهر تو بمیریم

اصلاً به همین عشق به دام تو اسیریم

تو عرش نشین هستی و تو خیر کثیری

ما خاک نشینیم و گدائیم و فقیریم

ای زهره ی الله که منظومه ی نوری

باران بزن این ظلمت ما را که کویریم

ای کاش که در جمع "محبان" تو باشیم

با این که چو یک "دانه ی خردیم"، حقیریم

این آروزی ماست که فردای قیامت

در زمره ی عشاق شما جای بگیریم

در عرصه ی محشر به همه فاش بگوییم

ما مست می کوثر و صهبای غدیریم

مایی که سری پر ز تمنای تو داریم

جز در کنف لطف تو سامان نپذیریم

تا جود تو در کوچه هوادار فقیر است

ما رهگذر دائم این کوی و مسیریم




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


خدا را تجلاّی دیگر مبارک

نشاط و سرور پیمبر مبارک

تبّسم به لب های حیدر مبارک

به افلاک توحید، محور مبارک

به سادات میلاد مادر مبارک

به قرآن بگویید کوثر مبارک

گل باغ عصمت فداها خوش آمد

جمال خدا روح طاها خوش آمد

پیمبر بود محو خورشید رویش

خدیجه شده مات حسن نکویش

درود خدا باد بر خُلق و خویش

نیاز آورد صد چو رضوان بسویش

ملک راست ذکر و دعا گفتگویش

محمّد ، محمّد، ببوسش ببویش

که آیات نور است نقش جمالش

کمال است مبهوت فضل و کمالش

گل است و رباید دل از باغبانش

مه است و شرف داده بر آسمانش

سلام خدا باد بر جسم و جانش

محمّد بود زائر آستانش

خداوند را وحی ثانی بیانش

زمین غرق نور آمد از دودمانش

وجودش سراپا بهشت محمّد

بهشت محمّد  سرشت محمّد

به گردون بگویید این محور تو ست

به حوّا بگویید این سرور تو ست

به آدم بگویید این مادر تو ست

به حیدر بگویید این همسر تو ست

به احمد بگویید این دختر تو ست

به قرآن بگویید این کوثر تو ست

به فردوس گویید افتد به پایش

به جبریل گویید گوید ثنایش

امامت گل سرخی از دامن او

ولایت بهاریست از گلشن او

نبوّت در آیینه ی روشن او

شفاعت شمیمی ز پیراهن او

علی دوستی همچو جان در تن او

بهشت سماواتیان مدفن او

گرفته حیات از دمش تا قیامت

نبوّت، رسالت، ولایت، امامت

فلک گشته بر گرد بیت گلینش

ملک سجده برده به خاک زمینش

گرفته ز دم روح روح الامینش

خداوند را دست در آستینش

نبی عاشق طلعت نازنینش

علی زنده از خندۀ دلنشینش

خدا مدح فرموده در هل اتایش

پدر بارها گفته جانم فدایش

خدا برد معراج، پیغمبرش را

به او داد نیکوترین گوهرش را

نه نیکوترین گوهرش کوثرش را

نه کوثر که صدّیقه ی اطهرش را

نه صدّیقه ی اطهرش مظهرش را

نه مظهر که آیینه ی منظرش را

سلام خدا بر جمال و جلالش

که مولا علی گشته محو کمالش


ادامه این شعر

موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/01/28 | 10:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو