مناجات با خدا-شب جمعه


یا بسوزان درمیان شعله خاکستر شوم

یا ببخش این بنده را، آدم شوم بهتر شوم

 

بنده ی بد را زدن کاری ندارد، تو نزن

جای آن را هم بده در خانه ات نوکر شوم

 

من قیامت پیش رو دارم که گریه میکنم

وای اگر آنروز عریان وارد محشر شوم

 

هرعذابی هست باشد من تحمل میکنم

نه نمیخواهم که ننگ آل پیغمبر شوم

 

رحمت تو بیشتر از این گناهان من است

مرگ‌ بر من گر که یک لحظه جدا زین دَر شوم

 

من از اول خاک بودم خاک نعلین علی

پس خدا نگذار تا روزی که هستم زَر شوم

 

ای گنهکاران، گرفتاران، علیکم بالنجف

دارم امشب میروم در محضرش قنبر شوم

 

فاطمه امشب میاید کربلا پیش حسین

کاش من هم همسفر با حضرت مادر شوم

 

یا بُنیَّ دِشنه دَست اَز حَنجر تو بَر نَداشت

حَق بِده اَز داغِ ذِبحت دَم به دَم مُضطر شَوَم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/19 | 08:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به روضه خوان های سیدالشهدا من الازل الی الابد

مناجات با امام حسین(ع) و مناجات با خدا


خدایا ببین روضه خون اومدم

چی میشه دعامو اجابت کنی

یه عمره دارم نوکری می کنم

چی میشه منو وقف هیأت کنی

 

من از روضه خونا شنیدم که تو

میبخشی گناها رو با یا حسین

حسین گفتنامو خدایا ببین

ندارم کسی رو من الا حسین

 

به این روضه خونا حسودیم میشه

آخه فرصتِ گفتگوشون دادی

یه عمری برای حسین مُردنو

دم مرگشون آبروشون دادی

 

خوشا روضه خونی که تابوتشو

روی شونه ی نوکرا می بَرن

لحد چیده میشه ولی روحشو

ملائک میانْ کربلا می بَرن

 

وفا رو ببین، روضه خونِ حسین

شده مرگشم روضه‌ی کربلا

تجسّم کنین حالِ اربابشو

تنش رو زمین، سرْ روی نیزه ها

 

همه اومدن تا که این روضه خون

توو غربت نَمیره دمِ واپسین

بمیرم برا اون غریبی که موند

سه روز و سه شب پیکرش رو زمین

 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/15 | 08:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-مناجات با خدا-شب جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خونْ جگری بر جگرم افتاده

 

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

 

یک نفر نیست به دادِ من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

 

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

 

همه ی دار و ندارِ دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

 

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبانِ همه، حالا خبرم افتاده

 

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

 

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

 

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

 

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی نابْ هم آخر ز سرم افتاده

 

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلسِ روضه گُذرم افتاده

 

مادری مویْ پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کُند به جان پسرم افتاده

 

چقدر چشمِ طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خونْ غوطه ورم افتاده




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مناجات با خـدا، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان


محضر اهل کرم حال پریشان میبرم

بهتر از گریه ندارم چشم گریان میبرم


لطف اینها بیشتر از دیدنی نادیدنی است

من ازین دَر، چیزهایی بهتر از نان میبرم


من زلیخای بدی بودم برای یوسفم

با گناهم صاحبم را سوی زندان میبرم


نوح دستش را سویم آورد اما پس زدم

با چه امیدی خودم را سمت طوفان میبرم؟!


اینهمه گفتم «رقیه» ، اینهمه گفتم ز «خار»

نَفْس را پس کی روی «خار مغیلان» میبرم؟!


چرتکه پیش کریم انداختن دیوانگی ست

چون به یک العفو صدها برگ غفران میبرم


گفت هرکس که بیاید زود جایش میدهم

روی خوش دیدم اگر با خویش مهمان میبرم


ماه قرآن باطناً ماهِ علی مرتضی ست

خیرِ مولا بوده هر فیضی ز قرآن میبرم


در قیامت حکم دوزخ هم دهی آسوده ام

خویش را سمت جنان با یک «حسین جان» میبرم


چه حرم بسته شود چه باز، آقایم که هست!

مثل سابق حاجتم را به خراسان میبرم


اینچنین دنیا نمی ماند حرم وا میشود...

آب سقاخانه اش را بهر درمان میبرم


ای امان از بی کسی، در حجره تنها جان سپرد

نام او را با هزاران آه سوزان میبرم





✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/03/2 | 08:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


تو تَرَحُّم نکنی پس که تَرَحُّم بکند

تو تَبَسُّم نکنی پس که تَبَسُّم بکند


پشت هم جرم و خطاهای من بی سرو پا

آتش معصیتم را پُرِ هیزم بکند


همه جا بنده‌ی تو رفته و ردش کردند

عاقبت آمده تا با تو تکلم بکند


تو نگاهش نکنی بار گناهش او را

آخرْ انگشت نمای همه مردم بکند


خواهش بنده ات این است نخواهی محشر

در شلوغی پسر فاطمه را گُم بکند


بگذارید که این بنده بماند تاکه

دوسه خط گریه برای شب سوم بکند


یک نفرنیست که در هلهله ی شام خراب

سینه اش را سپر صورت خانم بکند


آنقدر‌ مویِ سرش سوخت درآتش کَم شد

چادرِ سوخته اش تا به ابد پرچَم شد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/30 | 06:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا_زمزمه


دسَم خالیه مثل اون یخ فروش

که سرمایه ی کاسبیش آب شد

رسیدم به بن بست مثل یه رود

که رفت و گرفتار مرداب شد


گناه هرچی داشتم گرفت از دسَم

یه آهم توی دست و بالم نموند

ینی هر دری رو زدم بسته بود

دیگه جایی واسم تو عالم نموند


چه بندیه بستی به بند دلم؟

که هرجا برم باز میام پیش تو

دیگه هر چی هم شد می مونم پیشت

بهشته برام حتی آتیش تو


صدام می زدی می شنفتم ولی

نه اینکه نخوام، روم نمیشد بیام!

حالا اختیارم تو دست توئه

تو می دونی و این دل روسیام


در خونتون دستمو بند کن

بذار اصلا اینجا برم زیر دین

تو رو جون هرکی که دوسِش داری

بیرونم نکن، جون مولا حسین


حسینی که با حر کنار اومده

زهیرو عوض کرده با یه نگاه

هزاران هزار از منم بدترو

درآورده از توی چنگ گناه


حسینی که اون لحظه‌ی آخرش

که حتی تنفس براش مشکله

یه قاتل رو سینش نشسته ولی

توو فکر نجات همون قاتله


حسینی که توو گودی مقتلم

کسی دستِ خالی نرفت از برِش

یکی سر رو برده یکی پیرهنو

یکی هم رسیده به انگشترش




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/30 | 06:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


نفس بنده جا نمی‌آید

تا زمان دعا نمی‌آید

 

شبِ خلوت، کریم دلگیر است

غصه دارد گدا نمی‌آید

 

انقدر من نیامدم پیشت

چهره ام آشنا نمی‌آید

 

باید این بار معرفت بدهی

من به کارم غذا نمی‌آید

 

چکمه بر دوش آمدم بپذیر

به من اصلا عبا نمی‌آید

 

همه گفتند از تو دل کندیم

دل بریدن به ما نمی‌آید

 

خودِ تو می‌روی به دیدارش

آنکه سمت شما نمی‌آید

 

ای خدا بی کسی چه بد دردیست

صاحب ما چرا نمی‌آید؟؟

 

به علی میدهم تورا سوگند

او نباشد بها نمی‌آید

 

چندماه است سوخته دل ما

زائر از کربلا نمی‌آید

 

دل ندارم که روضه باز شود

به لبم حرف ها نمی‌آید

 

همه از مقتل آمدند کنار

چه کنم شمر را؟! نمی‌آید..




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/29 | 06:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


تو تَرَحُّم نکنی پس که تَرَحُّم بکند

تو تَبَسُّم نکنی پس که تَبَسُّم بکند

 

پشت هم جرم و خطاهای من بی سرو پا

آتش معصیتم را پُرِ هیزم بکند

 

همه جا بنده‌ی تو رفته و ردش کردند

عاقبت آمده تا با تو تکلم بکند

 

تو نگاهش نکنی بار گناهش او را

آخرْ انگشت نمای همه مردم بکند

 

خواهش بنده ات این است نخواهی محشر

در شلوغی پسر فاطمه را گُم بکند

 

بگذارید که این بنده بماند تاکه

دوسه خط گریه برای شب سوم بکند

 

یک نفرنیست که در هلهله ی شام خراب

سینه اش را سپر صورت خانم بکند

 

آنقدر‌ مویِ سرش سوخت درآتش کَم شد

چادرِ سوخته اش تا به ابد پرچَم شد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/28 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


من آمدم ای خدا درد خود دوا کنم

رُخصت بده در زنم هی خدا خدا کنم

 

ماه من، شاه من، مهربان اله من

جان مولا علی، بگذر از گناه من

 

شرمندهٔ رحمت و نعمت الهی ام

عصیان شده موجب آه و روسیاهی ام

 

گشته اشکم روان، بر رُخ سیاه من

جان مولا علی، بگذر از گناه من

 

گرچه از این بنده ات جز خطا ندیده ای

روی گناهان من پرده ها کشیده ای

 

آبرویم نبر، چون توئی پناه من

جان مولا علی، بگذر از گناه من

 

ذکر زبانم بُوَد یا علیّ و یا عظیم

بنما هدایت مرا بر صراط مستقیم

 

عاصیم، نادمم، اشک من گواه من

جان مولا علی، بگذر از گناه من




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/26 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب قدر


و امّا و امّا و امّا علی

غریب است و مظلوم و تنها علی

 

سحر شد - منادی - شنیدم که گفت

دریغا دریغا دریغا علی

 

به یک ضربه ارکان دین شد خراب

جدا شد به یک لحظه از ما علی

 

شب قدر ، آیا چه باید سرود؟

به جز یاعلی یاعلی یاعلی؟

 

کجا می توان رفت ؟ غیر از نجف؟

مگر می توان بود جز با علی

 

مناجات ، دیدی به جز ذکر او؟

غزل خوانده ای شاعر ! الّا علی؟

 

علی گفتم و خواندم از فاطمه

که مولاست زهرا و زهرا علی

 

گرفته است قرآن به سر مصطفی

حسن گفته در حال احیا علی

 

الهی الهی الهی حسین

خدایا خدایا خدایا علی  




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 07:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


یارب گناهانم ز من ایمان گرفتند

ایمان من را راحت و آسان گرفتند

رودی که دریا را نبیند مرده رود است

شبهای قدر از من فقط باران گرفتند

در دیگران رکعت به رکعت روح امید

در من فقط دلواپسی ها جان گرفتند

شمشیر نه ،این سبحه ها از من علی را

در سجده با سبحان یا سبحان گرفتند

قرآن به سر می گیرم و فرقی ندارم

با نیزه هایی که به سر قرآن گرفتند

از سر گذشته است آب و دیگر فرصتی نیست

سلول هایم بوی الرحمن گرفتند...




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 01:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


گفته بودند بهشت اش به بها خواهد داد

و نه بی پرسش و بی چون و چرا خواهد داد

در پی فرصت و دنبال بهانه ست خدا

رحمت واسعه را روز جزا خواهد داد

میزبان آمده است گر قدمی بر داریم

فرصت توبه در این ماه به ما خواهد داد

در سحرهای مناجات و نماز شب ها

لذت گریه و توفیق دعا خواهد داد

سر این سفره ببینید که در نیمه ی ماه

برگ سبزی به تمام فقرا خواهد داد

لطف بسیار نموده است که با دست حسن

خرج یک سال خودش را به گدا خواهد داد

و گذر نامه ی سرخی که مسافر بشویم

در شب قدر شبیه شهدا خواهد داد

به ازای عطش و گرمی ماه رمضان

آی مردم به خدا کرببلا خواهد داد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


مرغ دلم دوباره هوای سفر گرفت

آشفته تر ز پیش شد و بال و پر گرفت

من بی خبر ز عالم بالا نشسته ام

باید ز حال بی خبران هم خبر گرفت

با دردسر خوشم تو به من راحتی مده

شکر خدا که دور مرا دردسر گرفت

با دردسر به اوج مقامات میرسم

پس میشود که رزق ز خون جگر گرفت

روزم بدون کرببلا شب نشد ولی

شبهای جمعه سینه ی من بیشتر گرفت

هر کس به یک طریق به تو میرسد حسین

دست مرا هم این مژه ی رفتگر گرفت

دلخوش به بالحسین شب قدر گشته ام

نوکر به عشق لطف تو قران به سر گرفت

تنها امید من به شب هشت ماتم است

شهزاده بود دور مرا اینقدر گرفت

باید که از زبان پدر روضه خواند و گفت

با آه آه او دل کل بشر گرفت

او یک پسر به عرصه ی پیکار داده بعد

بین عبای جد خودش صد پسر گرفت

حالا تمام زندگیم زیر دست و پاست

دشمن نهال عمر مرا با تبر گرفت

زحمت کشیده ام که به این سن رسیده ای

لعنت به نیزه ای که تو را از پدر گرفت




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/24 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دلبر دلش گرفته، دلدار گریه كرده

عاشق همیشه وقت، دیدار گریه كرده

 

به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود

از توبه گنهكار ، غفار گریه كرده

 

درد مریض را جز، درد آشنا نفهمید

گاهى طبیب هم با، بیمار گریه كرده

 

شرمنده از گناهان، دانى مثال ما چیست؟

خانه خراب زیرِ، آوار گریه كرده

 

شب زنده دارها را، طورى دگر خریدند

طوبى برآنكه تا صبح، بیدار گریه كرده

 

یك شهر را دعاى، یك مست زنده كرده

مستى كه در مناجات، هشیار گریه كرده

 

در كسوت گدایى، حرفى بلد نبودیم

سائل همیشه جاىِ، اصرار گریه كرده

 

با گریه طفل هرچه، كه خواسته گرفته

حاجت گرفته كودك ، هربار گریه كرده

 

مارا فقط دعاى، زهرا نجات داده

مادر براى طفلش، بسیار گریه كرده

 

بر حال مادر ما، در بین آتش و خون

دیوار دم گرفته ، مسمار گریه كرده

 

كفاره ی گناهِ، مارا حسین داده

ارباب بین گودال، خونبار گریه كرده

 

یك یاحسین گفته، وا كرده روزه اش را

آن تشنه كه زمانِ، افطار گریه كرده

 

آب فرات آخر، تا خیمه ها نیامد

با مشك از خجالت، صدبار گریه كرده

 

كف مى زدند لشكر ، قلب رباب مى سوخت

او بینِ خنده هاى، اغیار گریه كرده

 

زیر عبا چه چیزى، پنهان نموده ارباب

سرخ است چشمهایش، انگار گریه كرده

 

گهواره بعد اصغر ، در دست ابن سعد است

گهواره در حراجِ، بازار گریه كرده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


حال مناجاتی ندارم بسکه بد کردم

راه خودم را باخدای خویش سد کردم

 

یکسال دنبال خطاهای خودم بودم

یک ماه تنها ، زندگی ام را رصد کردم!

 

خیلی برایم موقعیت ها فراهم شد

چون دیدم از تو دور خواهم گشت، رد کردم

 

حالا شبیه محتضر در محضرت هستم

وقتی که سقفِ بر سرخود را لحد کردم

 

امروز با شرمندگی رو بَر تو آوردم

اینبار باور کن که نفسم را لگد کردم

 

هرچند ناچیزند اما درحضور تو

این قطره قطره اشکهایم را سند کردم

 

تو آبردیم را نبردی پیش این مردم

هرروز اینها را به نفسم گوشزد کردم

 

ای مهربان تر از همه بامن، حلالم کن

من خوب باتو تانکردم، باتو بد کردم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


زار و دامن آلوده، آمدم به مهمانی

حاصل همه عمرم، گشته این پشیمانی

گرچه من گنهکارم، گشته ای خریدارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم

توبه نامه ای باطل، مانده بر روی دستم

معصیت شده کارم، از تو هم طلبکارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

مورد پسند تو ، زندگی نکردم من

یک سحر به عشق تو ، بندگی نکردم من

مانده بر زمین بارم، دلخوشم تو را دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با کمال بی شرمی، قلب یارم آزوردم

نزد حضرت صاحب، آبروی خود بردم

سرچگونه بردارم، کرده معصیت خوارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با محبّت زهرا، تا نجف کشیدم پر

ذکر هرشب قدرم، یا علی مدد حیدر

بر علی گرفتارم، حبّ مرتضی دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

زیر لب علی امشب، نام فاطمه دارد

یاد مهربان یارش، آه و زمزمه دارد

شد زمان دیدارم، من قتیل مسمارم

فاطمه کجایی تو ، مردم از جدایی تو

 

با حسین حسین امشب، حاجتم روا باشد

چون که افضل الاعمال، طوف کربلا باشد

شد حسین خریدارم، میل کربلا دارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم

 

با نگاه اربابم، همچنان زهیرم کن

با تنی به خون غلتان، عاقبت به خیرم کن

شد حسین مدد کارم، شاه با وفا دارم

ای حسین مظلومم ، ای حسین مظلومم

 

روی نی نسیم آمد، گیسویش تکانی خورد

بس که دلبری می کرد، صبر خواهرش را برد

گفت حسین گرفتارم، در میان اغیارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم




✔️ موضوع : شب قدر، مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


موعد دیدار تو راحت نمی آید به دست

طینت پاکیزه با غفلت نمی آید به دست

شد شب قدر و همه درهای رحمت باز شد

درک امشب بی گمان راحت نمی آید به دست

چه کنم شب های احیا هم اگر غفلت کنم

وای بر من دیگر این فرصت نمی آید به دست

نوبتی باشد اگر هم نوبت زاری ماست

رستگاری خارج از نوبت نمی آید به دست

هرچه به من میدهند از باب خلوت میدهند

چیز قابل داری از جلوت نمی آید به دست

بی گمان نابرده رنج از گنج ها بی بهره ام

روضه ی رضوان که بی زحمت نمی آید به دست

هرکه باتقوا شَوَد نزدت گرامی میشود

تا نباشم بنده ات نیت نمی آید به دست

شکر نعمت نعمت ام افزون کند با این حساب

تا نباشد سجده ای نعمت نمی آید به دست

هرچه فرصت داشتم با دست خود سوزانده ام

مهلتی دیگر از این بابت نمی آید به دست

گریه غسل توبه ی هر دیده ی آلوده ای ست

تر نشد چشمی اگر عفت نمی آید به دست

شیعیان مرتضی مثل خودش با غیرت اند

بی ولای مرتضی غیرت نمی آید به دست

از ازل روزی رسانم حیدر است و رزق من

بی نگاه ویژه ی حضرت نمی آید به دست

حال خوش ، توفیق اشک بر شهید کربلا

جز شب جمعه شب رحمت نمی آید به دست

تشنه های سیم و زر آخر نفهمیدند که

با جسارت کوهی از ثروت نمی آید به دست

چه به روزت پنچه ی شمر لعین اورده است؟؟

یوسف خوش چهره گیسویت نمی آید به دست 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شب قدر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/22 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت داده

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!

شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان، شب قدر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/19 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-دعای مجیر


هرچه عمرم رفت و شد مویم سپید

چشم تو از من به جز غفلت ندید

قصه ی من هم به پایانش رسید

ناامیدم ناامیدم ناامید

 

آمده عبد فراری سر به زیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

گرچه من نان علی را خورده ام

دل به دست او، ولی نسپرده ام

صاحبم را سالها آزرده ام

آخر کارم شده افسرده ام

 

شرم بر من!توبه کردم دیر دیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

رفت از یادم که نوبت میرسد

این شلوغیها به غربت‌ میرسد

لحظه مرگم به سرعت میرسد

نوبت آن قبر خلوت میرسد

 

دوملک هستند آنهم سختگیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

دیگر این پرونده پیش قاضی است

حضرت صاحب ز من ناراضی است

من‌نماز و روزه هایم بازی است

سالها کارم فقط لفاظی ست

 

تو بزرگی و من آن عبد فقیر

یا مجیر و یا مجیر و یا مجیر

 

آخر از امروز و فردا کردنم

بوی معصیت گرفته این تنم

دوستی ها میکنم با دشمنم

آنکه عمرش را هدر داده منم

 

حضرت باران بزن بر این کویر

یامجیر و‌یا مجیر و یامجیر

 

غصه دارم غصه های بی حساب

مستحقم تا بسوزم در عذاب

مانده بهر من فقط یک انتخاب

ناله از دل میکشم یا بوتراب

 

من علی دارم!امامی بی نظیر

یا مجیر و یامجیر و یا مجیر

 

مستم و هشیار میگویم علی

هرکه گفت از یار میگویم علی

یکصدو ده بار میگویم علی

جای استغفار میگویم علی

 

او گرسنه نوکرانش سیر سیر

یا مجیر یا مجیر یا مجیر

 

گرچه ما خاریم گلشن کربلاست

خاک ما گفته ست میهن کربلاست

جنت عشاق اصلا کربلاست

راه آدم گشتن من کربلاست

 

کربلا راهم بده ای دلپذیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

در شلوغی های آن گودال تنگ

گیسویی از پشت سر میخورد چنگ

نیزه بود و تیغ بود و چوب و سنگ

پیش زینب خورد طبل ختم جنگ

 

ماند بی سر پیکری بین حصیر

یا مجیر و یا مجیر و یامجیر

 

 

 

مفاتیح الجنان :

هر كه دعای مجیر را در «ایام البیض» (روزهاى سیزدهم و چهارهم و پانزدهم ماه رمضان) بخواند گناهش آمرزیده مى‌شود،هرچند به عدد دانه‏ هاى باران و برگهاى درختان و ریگهاى بیابان باشد. و خواندن آن براى شفاى‏ بیمار و اداى دین و بی نیازى و توانگرى و رفع غم و اندوه سودمند است.




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 11:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا_ ماه مبارک رمضان


منى كه هیچ كسى را ندارم الا تو

دوباره آمده ام درد دل کنم با تو


همینکه با تو کمی درد دل کنم خوب است

فقط برای تو‌خود را خجل کنم خوب است


كنار سفره خودخلوتى به من دادى

چه خوب فرصت هم صحبتى به من دادى


چقدر حرف نگفته برای گفتن هست

تو هم همیشه حواست به گریه من هست

پناه بر تو از این خشکسالی آوردم

برای عرض ادب دست خالی آوردم


دلم گرفته، برایم نشانه ای بفرست

برای بغض گلویم بهانه ای بفرست


دوباره آمده ام سربزیر گریه کنم

نشسته ام بگذارید سیر گریه کنم

دوباره مثل همیشه مرا بغل کردی

همیشه مشکل من را فقط تو حل کردی


اگرچه خسته ای و گرچه دلخوری از من

همیشه مطمئنم دل نمی بُرى از من


مرا ببخش اگر نامه ام سیاه شده

بیا بگو به ملائک که اشتباه شده


گدا رسیده بیا و کرم فروشی کن

برای بنده خود باز پرده پوشی کن


مرا ببخش اگر سمت معصیت رفتم

بلد نبودم اگر راه را غلط رفتم


هنوز نیستم از کرده خودم راضی

قبول کن اجلم را عقب بیندازی


اگر كه توبه نكرده اجل فرا برسد

خدا كند كه به دادم امام رضا برسد


اگر بناست بمیرم چه حسرتى دارم

هنوز من دو سه تا كربلا طلبكارم


منى كه لحظه افطارها نوا كردم

دم غروب همش یاد كربلا كردم


همیشه خواسته ام زیر پرچمش باشم

غروب اول ماه محرمش باشم


غروب اول ماه و غروب روز دهم

بمیرم‌از غم آن ضربه دوازدهم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


هر بار دلم خسته شد از بارِ گناهی

شرمنده و بیتاب کشیدم دو سه آهی


با اشک نشستم دم ِ «ألعفو» گرفتم

در بازدمم دیده نشد ذرّه گناهی


یکبار نشد راه ببندی و بگویی-

برگرد برو! عاصی و گم کردۂ راهی


بخشیدی و گفتم چه کنم؟! چارۂ من چیست؟!

از نور دلم کم شده و مانده سیاهی


این نفْس؛ مرا یکسره از راه به در کرد

از راه به در کرده و انداخت به چاهی


خوردم به درِ بسته! رسیدم به امیدِ

یک گوشۂ چشمی! نظری! نیم نگاهی...


از «أسئلکَ» پُر شده این کاسۂ خالی

دستی برسان! ای کرمت لایتناهی


نزدیکتری از رگِ گردن به منِ بد

پس خوب ترین، خوب ترین پشت و پناهی


این سلسله ی کوهِ خطاهای پیاپی

در سجده شد از لطف ِ تو تبدیل به کاهی


ابلیس به عشق من و تو کرد حسادت

میگفت هراسان؛ چه گدایی و چه شاهی


از دور و برم دور شد آنگاه که گفتم:

یا راحمُ یا ساترُ یا ربّ ِ إلهی!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 08:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا

شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا


از کجا لطف خدا شامل حالم شده است؟

گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا


من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان!

سبب از چیست که حق، اهل بکاء کرده مرا؟


از خرابی گنه کیست نجاتم داده؟

آشنای حرم عشقِ خدا کرده مرا


روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده؟

سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا


کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده؟

بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا


شکر حق هیئتیم، سینه زنی پر شورم

کربلایی شدم و یار صدا کرده مرا


خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام

صاحب کرب و بلا، کرب و بلا کرده مرا




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/17 | 07:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان-شب جمعه


حالِ دلم آرومه این روزا

با تو چه اوقاتِ خوشی دارم

تا «یا علیُ یا عظیم» میگم

فوراً گره وا میشه از کارم


چشمام به دستات زل زده حیرون

می ریزه استغفار از لب ها

میشینم اینجا با ابوحمزه

پشت درت با گریه این شب ها


حسرت به حالِ خیلیا خوردم

دیدی سرم از شرم پایینه

گفتی: بیا، می بخشمت! گفتم:

بارِ گناهام خیلی سنگینه


دیدم نبستی راه برگشت و

برگشتم و سفره ت صفا داره

بخشیدی و روتو نمیگیری

از هر چی مهمونِ خطاکاره


کاری بکن واسم تو رو قران

از دست این نفْسم گرفتارم

یا مَن یُحبُّ المحسنین؛ یارب-

خیلی به تو...«توبه» بدهکارم


دلواپسم هر شب سرِ افطار

میلرزه قلبم، میشم آشفته

هی قورت میدم بغضم و تا که

چشمم به ظرف ِ آب می افته


با پای دل تا کربلا میرم

داغش دوباره تو دلم افتاد

آب فرات و موج، پشتِ موج

اربابم امّا تشنه جون میداد


زل زد به خیمه از تهِ گودال

با نیزه کَندن از تنش پیرهن

تن غرقِ خون بود و سرش رو هم

پیش چشایِ مادرش بردن!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/11 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عذری نمانده است برایم کمک کنید

سرتابه پا گناه و خطایم کمک کنید

 

بالم شکسته آنقدر افتاده ام به چاه

اما هنوز سربه هوایم کمک کنید

 

این نان شبهه خوردنم آخر چه ها نکرد!

بوی علی نداشت غذایم کمک کنید

 

از بس تمام عمر صدایش نکرده ام

پیشش غریبه است صدایم کمک کنید

 

ارزان فروختم دل خود را به دیگران

از دست رفته است بهایم کمک کنید

 

هرقدر در زدم برویم وا نشد دری

حالا که رانده از همه جایم کمک کنید

 

این روزها نماز جماعت که میروم

یاد نماز صحن رضایم کمک کنید

 

عمرم به سر رسید و نشد نوبت حرم

در آرزوی کرببلایم کمک کنید

 

فابک علی الحسین شب جمعه آمده

پایین پای شاه گدایم کمک کنید

 

با گریه پا شد و به جوانان خیمه گفت

پر از علی شدست عبایم کمک کنید

 

تا خیمه چند مرتبه هی میخورم زمین

از چند جا شکسته عصایم کمک کنید




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/11 | 09:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-ماه مبارک رمضان


ای که نان و آب دادی، باز ناشکرت شدم

بهترین ارباب دادی باز ناشکرت شدم

 

با وجودی که نبودم دوست خوبت، ولی

اینهمه احباب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک زمان یار شهیدان بودم و بر بازویم

مُهری از اصحاب دادی باز ناشکرت شدم

 

روزۀ ماه مبارک را عطا کردی به من

ناتوان را تاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تو مرا همسفرۀ خوبانِ عالم کرده ای

دلبرانِ ناب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تا بگویم یاحسین، این دیده ابری می شود

یک دل بیتاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

بین ظلمت، زهرۀ زهرا بدادم میرسد

تو بمن مهتاب دادی باز ناشکرت شدم

 

غرق در دریای عصیان، ناگهان گفتم حسن

این دُر نایاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نوکر و عبد و عبیدِ درگهِ مولا شدم

اینهمه القاب دادی، باز ناشکرت شدم

 

تشنۀ آب است اربابم، به من با دست او

جرعه جرعه آب دادی، باز ناشکرت شدم

 

یک سلام افطار دادم بر در باب الحسین

پاسخ از هر باب دادی، باز ناشکرت شدم

 

کربلا میخواستم از تو به بیداری، ولی

دادِ دل در خواب دادی، باز ناشکرت شدم

 

نام من را ثبت کردی در میان زائران

رخصت سرداب دادی، باز ناشکرت شدم

 

عبد زهرای سه ساله هستم و شکرت کنم

کاش با یاد رقیه تا سحر ذکرت کنم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-اخلاقی و اندرز


سفره ی اشک مرا قابل مهمانی کن

در قدمگاه دلم قصد چراغانی کن

 

حضرت دوست مرا معتکف یارت کن

نعمت قرب به این سائلت ارزانی کن

 

مثل خورشیدی و نور کرمت کم نشود

به گدا از در شاهانه ات احسانی کن

 

کعبه ی ذکر تو را محرم حج سحرم

به منایم ببر و نیت قربانی کن

 

خاطر مثل گلت کاش مکدر نشود

نظر عفو بر احوال پریشانی کن

 

دوش در بین مناجات به من می گفتی :

ای پسر پیر شدی ترک هوسرانی کن

 

روزه و ذکر و نماز تو به دردی نخورَد

توبه مردانه از این طرز مسلمانی کن

 

گریه و ناله و اندوه ، ندارد سختی

به عمل رو کن و آنگاه دعا خوانی کن

 

دیدی از خاطره ات یاد شهیدان رفته

یاد اشک و عمل " جعفر کیوانی " کن

 

یاد آن شهر گریزان ، که خدایی گشتند

در فراق شهدا گریه ی پنهانی کن

 

عمل آن است که یاران شهیدت کردند

اقتدا بر شهدا با دل نورانی کن

 

مهدی فاطمه را با عملت راضی کن

بر در خیمه ی او فخر به دربانی کن




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/10 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


آمدم دیرآمدم اما به هر حال آمدم

دل شکسته دل پریش و بی پر و بال آمدم

 

آمدم جبران کنم اما نمیدانم چطور

بس گنهکارم خدا آشفته احوال آمدم

 

دور از تو ؛ من شکستم زیر بار معصیت

من الف رفتم ز درگاهت ولی دال آمدم

 

با گره بر زلف تو وا میشود این بخت من

شب به شب در زلف تو دنبال اقبال آمدم

 

فرصت گفتن ندادی زود بخشیدی مرا

هاج واج از مهربانی ات خدا لال آمدم

 

روزی اشک محرم فاطمیه دست توست

یک شبِ دنبال کسب رزق یک سال آمدم

 

دانه ای را دام کن تا که گرفتارش شوم

درپی مهدی پی آن خط آن خال آمدم

 

قتلگاهم را خدا در روضه امشب جور کن

 که برای روضه ی  شمشیر و گودال آمدم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/9 | 06:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-زمزمه


ذکر نبی، ذکر علی، ذکر ملائک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

ذکر تمام اولیا باشد یکایک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

بس این در و آن در زدم از پا فتادم

از هر دری رانده شدم تنها فتادم

تا عاقبت خواندم تو را اینجا فتادم

پس بارِ من افتاده یا رَبّـا بِبابِک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

با گوشِ دل صوتِ تو مولا را شنیدم

گفتی بیا، آهِ تو را حالا شنیدم

تا توبه کردم، ناله ای درجا شنیدم

مولا صدا میزد الهی کُنتُ عبدک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

رفتم به پشت دربِ بیتی در مدینه

بیتی که باشد در دو عالم بی قرینه

آنجا که باشد صحبت از مسمار و سینه

آهی صدا میزد اَمان مِن حَرِّ نارِک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

با گریه میگفتم مرا ای دوست دریاب

حالم دگرگون است، هستم در تب و تاب

ناگه نوایی آمد از گودالِ ارباب

میگفت در مقتل رضائـاً بِقَضائک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

در لابلای نیزه ها، پیچید آهی

یالَیتنا گفتم به گِردِ قتلگاهی

چشمِ دلم افتاد سوی خیمه گاهی

طفلی صدا میزد اَعانَنــّا بِعَونِک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

اَبدانِ هفتادو دو تن نقش زمین بود

یک ساربان گویا بدنبال نگین بود

بانویی آمد، بر لبش صوتُ الحزین بود

میگفت با دیدارِ آن اجساد، یک یک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

حنجر صدا میزد به خواهر، یااُخَیَّ

اینجا به زیرِ نیزه ها هستم، اِلَیَّ

مادر صدا میزد، بُنَیَّ یا بُنَیَّ

اعضای او از هم جدا دیده یکایک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 

 

جسمِ ز هم پاشیده را بوسید مادر

بر تک تکِ اعضاء میگریید مادر

دورِ حسینِ بی سرش گردید مادر

از ما قبول این کشته ها بنما بفضلک

یا رَبَّـنا یا رَبَّـنا جَلَّ ثَنائِک

 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/9 | 06:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


توشه‌ای هر‌چند از جرم‌ و‌ گناه آورده‌ام

باز بر درگاه عفو تو پناه آورده‌ام

عمر‌ من رفت و به‌جز حسرت ندارم کوله‌بار

دست‌خالی‌ آمدم پیش‌تو؛ آه آورده‌ام

یوسف خود را نشد بیرون کشم از چاه‌نفس

امشب اما خویش را تا پای‌ چاه آورده‌ام

عاقبت از چشم عاصی، قطره‌اشکی هم چکید

آخرش این چشمِ سرکش را به راه آورده‌ام

تا تو پای نامه‌‌ی‌من مُهرِ "بخشیدم"‌ زنی

مِهرِ شاه بی‌کفن را زاد‌ِ راه آورده‌ام

ای خدای مهربان، جان حسین و جون او

روسفیدم کن که من رویی‌سیاه آورده‌ام

شرمسارم باز پای روضه‌خوانیِ حسین

نام زینب را کنار قتلگاه آورده‌ام

ای ملائک! بار‌دیگر روی در هامون کنید

عمه‌ی سادات آمد، شمر را بیرون کنید




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/8 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


بار الها خسته ام از اینهمه تکرارها

آمدم با روسیاهی تا کنم اقرارها

 

بوده ام عمری درون معصیت ها غوطه ور

ساختم بین تو یا رَب ،با خودم دیوارها

 

ادعا ها میکنم در پیشِ چشم دیگران

بارها اما شکستم در خفا هنجارها

 

ظاهرم را بر خلاف باطنم آراستم

حالم آشفته شده از این ادا اطوارها

 

در مصاف تن به تن مغلوب نفسم گشته ام

زخمی ام اصلا ندارم قدرت پیکار ها

 

خون شده قلب امامم از من و رفتار من

تا به کی این بی مرامی ها و این آزارها

 

دفتر من پر شده از بیتهای انتظار

کو عمل؟مانده فقط در حد این گفتارها

 

نامه ی اعمال من گویای احوالم شده

نامه نه،از کثرت برگه شده طومارها

 

خسته ام یارب به درگاهت پناه آورده ام

ای امید آخرِ بیچاره ها؛ بدکارها

 

ماه مهمانی شده، با خوب ها هم سفره ام

همنشین گل شده خیل عظیم خارها

 

با همه بدبختی ام ،سوی حسینت  آمدم

دل ندارند ای خدای من مگر بیعارها؟

 

اشک روضه بی گمان آخر نجاتم میدهد

میبَرَد باران گریه از دلم زنگارها

 

تشنه تشنه سر جدا شد از امام بی کَسَم

زهر شد در کام من با یاد او افطارها




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/7 | 07:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 26 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic