حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1396/01/23

مناجات با خدا- اعتکاف


امشب ببخش ما را به احترام زینب

با بنده کن مدارا به احترام زینب

با آنکه رو سیاهم لبریز از گناهم

اما مران گدا را به احترام زینب

با دست گیری خود شرمنده کردی عمری

این عبد بی حیا را به احترام زینب

بیمار دوره گردم بر کام من چشاندی

طعم خوش شفا را به احترام زینب

با برگه ی شهادت کن عاقبت بخیرم

تکمیل کن عطا را به احترام زینب

آیا شود ببینم هنگام جان سپردن

ارباب با وفا را به احترام زینب

بادیده های گریان  من آمدم بگیرم

امضایِ کربلا را به احترام زینب

از روی تل صدا زد ای شمر برنگردان

با پا عزیز ما را به احترام زینب

بردار چکمه ات را از روی سینه ی شاه

به احترام زهرا به احترام زینب

با نعل های تازه کمتر بهم بریزید

آقای سر جدا را به احترام زینب

جای کفن بپیچید دورتنم رفیقان

یک تکه بوریا را به احترام زینب



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت زینب كبری(س)، 
دوشنبه 1395/04/14

وداع با ماه مبارک رمضان


با روزه و با نماز نشناختمت

با آن همه رمز و راز نشناختمت

یک ماه اگر چه میهمانت بودم

بگذشت مجال و باز نشناختمت



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-حدیث نفس


ما آیه‌های عصر خسرانیم

معجونی از تردید و ایمانیم

عهد الست از یادمان رفته‌ست

ما اهل نسیانیم، انسانیم

تبعیدمان کرده‌ست اقیانوس

امواج سرگردان طغیانیم

عالم همه آیات توحید است

با این‌همه، ما بندۀ نانیم

هم هم‌چنان دلتنگ فردوسیم

هم در صف گندم، فراوانیم

ما آتشیم و عمر ما هیزم

از خاطرات خود گریزانیم

ای آه! اگر سوی خدا رفتی

با او بگو که ما پشیمانیم



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 
شنبه 1395/04/12

مناجات با خدا


نومید نمی‌شویم یک آن از ‌تو

دیدیم ‌مگر ‌به ‌غیرِ ‌ا‌حسان از تو؟

جر‌م و ‌گنه و ‌خطا و ‌عصیان از ما

جود و کر‌م و عطا و ‌غفران از تو



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم

نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز بجائی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

تو کریمی و  دو صد کوه به یک کاه ببخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی

سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم

به بهشتم ندهم گر بدهی شعلۀ آهی

سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی

اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی

چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر بدر آرد

این زبانی که دل شب به تو گفته است الهی

چون پسندی که فرود آوری اش در دل آتش

این جبینی که به خاک تو فرود آمده گاهی

سخن از وسعت عفوت نتوان گفت که فردا

جرم کونین به پیش کرمت نیست گناهی

دست «میثم» تو بگیر از کرم خویش که باشد

همچو کوری که نشسته است به غفلت سر چاهی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


گفت دیباچه ی غم گفتمش ای دوست منم

گفت رانده ز حرم گفتمش ای دوست منم

گفت آن عبد فراری که سراپا گنه است

زده با نفس ، قدم گفتمش ای دوست منم

گفت آن بنده ی شیطان که دل ما سوزاند

خصم ما شد همه دم گفتمش ای دوست منم

گفت آن پشت به درگاه ربوبی کرده

آن به خود کرده ستم گفتمش ای دوست منم

گفت آن غرق به گرداب معاصی به کجاست ؟

با گناهانِ چو یم گفتمش ای دوست منم

گفت آن کیست که با این همه نافرمانی

نوشد از جام کرم ؟ گفتمش ای دوست منم

گفت کو تشنه لب آب بقای کرمم

تا کشد پا ز عدم ؟ گفتمش ای دوست منم

گفت آن کیست که سینه زن مولا گردد ؟

تا خورد شیعه رقم گفتمش ای دوست منم

گفت در جمعِ مناجات کنانِ سحری

کیست مهدیش ، صنم ؟ گفتمش ای دوست منم



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


اگر بناست رحمت کسی به ما کمک کند

خدا کند که زودتر خود خدا کمک کند

ضیافت کریم ها که بی گدا نمی شود

کرم کن و بگو کسی به این گدا کمک کند

من اشتباه کرده ام ولی مرا رها نکن

بجز تو کیست که به این، بی سر و پا کمک کند

گناه کردنم به آبروی من لگد زده

به این بدون آبرو کسی چرا کمک کند ؟

اگر هوار میزنم ،اگر که جار میزنم

میان راه مانده ام یکی مرا کمک کند

نگو که تحبس الدعا شدم نگو رها شدم

بگو چه حربه ای به من بجز دعا کمک کند

برای من که قبح غفلت و گناه ریخته

حیاست بهترین دوا ، به من حیا کمک کند

بیا مرا درست کن بیا ضرر نمیکنی

نمیشود خدا همش به خوبها کمک کند

به هر کجا که میروم ضمانتم نمی کنند

به طوس میروم مگر امام رضا کمک کند

اگر که خورده کار من گره ؛گره گشا که هست

به عاشقان ، رقیه ی گره گشا کمک کند

چقدر تا دم سحر سر بریده ی پدر

به دخترسه ساله روی نیزه ها کمک کند

ز ناقه زجر لعنتی مرا ز مو بلند کرد

به دختر تو عمه زیر چکمه ها کمک کند



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/8

مناجات با خدا-شب قدر


مرغ دلم دوباره هوای سفر گرفت

آشفته تر ز پیش شد و بال و پر گرفت

من بی خبر ز عالم بالا نشسته ام

باید ز حال بی خبران هم خبر گرفت

با دردسر خوشم تو به من راحتی مده

شکر خدا که دور مرا دردسر گرفت

با دردسر به اوج مقامات میرسم

پس میشود که رزق ز خون جگر گرفت

روزم بدون کرببلا شب نشد ولی

شبهای جمعه سینه ی من بیشتر گرفت

هر کس به یک طریق به تو میرسد حسین

دست مرا هم این مژه ی رفتگر گرفت

دلخوش به بالحسین شب قدر گشته ام

نوکر به عشق لطف تو قران به سر گرفت

تنها امید من به شب هشت ماتم است

شهزاده بود دور مرا اینقدر گرفت

باید که از زبان پدر روضه خواند و گفت

با آه آه او دل کل بشر گرفت

او یک پسر به عرصه ی پیکار داده بعد

بین عبای جد خودش صد پسر گرفت

حالا تمام زندگیم زیر دست و پاست

دشمن نهال عمر مرا با تبر گرفت

زحمت کشیده ام که به این سن رسیده ای

لعنت به نیزه ای که تو را از پدر گرفت



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/8

مناجات با خدا-شب قدر


کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی

هی بگویم بعَلیّ بعلیٍّ بعلی

مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است

اُدخلوها بسلامٍ ابدیٍ ازلی

اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس

تا الستانه و مستانه بگوییم بلی

همه قدقامتیان را به تماشا بنشان

تا مؤذن بدهد مژدۀ خیر العملی

ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث

خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی...

کسی آن سوی حسینیّه نشسته است هنوز

همه رفتند، شب قدر تمام است؛ ولی-

باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید

بحسین بن علیٍ بحسین بن علی



موضوع : مناجات با خـدا، 

اخلاقی و اندرز-شب قدر


بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 
سه شنبه 1395/04/8

مناجات با خدا-شب قدر


مسکینِ همه شبم ، بک یا الله

من فاطمه مذهبم ، بک یا الله

قرآن به سرم گرفتم و گُل کرده

ده مرتبه بر لبم ، بک یا الله

***

مسکینم و با ربِّ جلی می گویم

شرمنده ام از گنه ولی می گویم

تا آنکه ببخشی تو گناهانم را

ده بار الهی بِعلی می گویم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/8

امیر المومنین(ع)-مدح شب قدر


زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، بعد از شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1395/04/6

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت

که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش

به اجابت برسانند دعای همه را

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز

می کشاند وسط احسان تو پای همه را

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1395/04/6

مناجات با خدا-شب قدر


شب قدر آمده یارب نگاهی

به درگاه تو آمد روسیاهی

الهی یا الهی یا الهی

یگانه جان پناهم  ربی العفو

ببخشا اشتباهم ربی العفو

تو مقصود دعاهای مجیری

تو منظور من از جوشن کبیری

تو امشب آمدی دستم بگیری

بگو بخشیده ای این خونجگر را

گنهکار شب قرآن به سر را

خدا! عبد تو مهمان کریم است

سرش در زیر قرآن کریم است

گدای لطف و احسان کریم است

خودت بشنو فغان و ناله اش را

عطا کن روزی یکساله اش را

خدا! من امشبی بر تو گدایم

به حق فاطمه بشنو دعایم

عزادار علی شیر خدایم

الها، ربنا استغرالله

به حق مرتضی استغفرالله

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1395/04/6

مناجات با خدا-شب قدر


من با تو بال و پر گرفتم یا الهی

کِی دامن دیگر گرفتم یا الهی

ده مرتبه نام تو را با اشک بردم

قرآن به روی سر گرفتم یا الهی

آغوش تو باز است از بس مهربانی

امشب تو را در بر گرفتم یا الهی

کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی

دامانِ چشم تر گرفتم یا الهی

شرمنده ام از بس ز عصیان توبه کردم

اما گناه از سر گرفتم یا الهی

با ذکر یا حیدر ، سحر این حال خوش را

از روضه و منبر گرفتم یا الهی

امشب قبولم کن که من این اشکها را

از روضۀ حیدر گرفتم یا الهی

هر چه نباشد خاک پای اهل بیتم

سرمایه از این در گرفتم یا الهی

یک کربلا می خواستم آن هم که امسال

از مادرش آخر گرفتم یا الهی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1395/04/6

مناجات با خدا-شب قدر


من اومدم بگم خدای حیدر

گرچه بدم جونم فدای حیدر

من اومدم بگم تو این دل شب

در می زنه بازم گدای حیدر

من اومدم قرآن به سر بگیرم

با زینبش برا شفای حیدر

من اومدم امشب دیگه بمیرم

برای درد و غصه های حیدر

من اومدم بگم آقام بیادش

به پای ذکر روضه های حیدر

من اومدم یه ذره نور بگیرم

از نوکرای با صفای حیدر

من اومدم بگم منو بشوری

با اشک چشم بچه های حیدر

من اومدم بگم منو ببخشی

به حق ناله ی شبای حیدر

من اومدم بگم شبیه زینب

سیاه پوشیدم تو عزای حیدر

من اومدم بگم اگر چه پستم

ولی دلم داره ولای حیدر

من اومدم بگم که خیلی مردی

مارو خریدی به وفای حیدر

من اومدم بگم اگه سیاهم

نذار بدی هامو به پای حیدر

من اومدم بگم که زندگیمو

جونمو بچه هام فدای حیدر

من اومدم بگم به جون زهرا

مارو ببر صحن و سرای حیدر

من اومدم دیگه ازت بگیرم

برات ایون طلای حیدر

من اومدم بگم اگه خدائیش

علی نبود کی بود به جای حیدر



موضوع : مناجات با خـدا، 

امیر المومنین(ع)-مدح-شب قدر


خدا مرا ز ولای علی جدا نکند

من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما

خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد

نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار

دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد

اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی

که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده

که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر

مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت

که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، مناجات با خـدا، 
جمعه 1395/04/4

مناجات با خدا و امام زمان(عج)-شب قدر-روضه شب نوزدهم


ای خدا، ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

ای کریم ذوالعطا و فضل وجود

ای به سمتت کلَّ شیٍ فی السجود

ای مناجات شب شبگردها

همنشین مهربان دردها

ای نوای بی نوایان، ای اله

روسیاهم، روسیاهم، روسیاه

روسیاهم ای کریم دستگیر

دست خالی آمدم، دستم بگیر

دست خالی آمدم ای جان پناه

کوله باری دارم از جرم و گناه

هیچ می دانی چرا دورم ز تو

سالهای سال مهجورم ز تو

نفس با ابلیس تا همدست شد

بنده ی تو از گناهان مست شد

هی گنه پشت گنه پشت گنه

پیش تو واشد دگر مشت گنه

یارب امشب جرم و عصیانم ببخش

من پشیمانم، پشیمانم ببخش

تا که با جرم و گنه آمیختم

آبرویی از امامم ریختم

از من آلوده دامن هر گناه

خنجری شد بر دلش بنشست، آه!

یوسف زهرا ببین چاه مرا

بشنو از چاه گنه، آه مرا

گوشه چشمی کن به من، آقای من

سیّدی، یابن الحسن، مولای من

با دعای آتشینت کار کن

بهر این آلوده استغفار کن

ای پناه انس و جان، صاحب زمان

الامان و الامان، صاحب زمان

ماه، ماه روزی داری و دعاست

شب شب قدر و دل من در کجاست؟!

شب شب قدر و ز اشکم منجلیست

من دلم در کوفه همراه علیست

کوفه امشب با دلم بد تا نکن

خون به قلب دختر زهرا نکن

آی کوفه! دختر خیرالنسا

امشبی شد میزبان مرتضی

بود از افطار تا وقت سحر

میهمان دختر زهرا پدر

آفتابی میهمان ماه شد

ام کلثم سفره دار شاه شد

آن امام مهربان ساده زیست

سفره ی افطار را دید و گریست

در دلش انگار یاد یار کرد

باز با نان و نمک افطار کرد

در دلش آشوب بود و زمزمه

بارها گفت: "ادرکینی فاطمه"

شد دل دختر دوباره غرق خون

تا شنید " انّا الیه راجعون"

شد سحر، حیدر کمر را بست باز

تا رود مسجد به محراب نماز

می شنید از درب ها، دیوارها

از لب مرغان، لب مسمارها

امشب ای شیر خدا، مسجد نرو!

مرتضی ای مرتضی! مسجد نرو!

حیدر اما راهی کوچه شد و

با دلی شیدا به مسجد آمد و

خویش را آماده بهر یار کرد

قاتلش را هم خودش بیدار کرد

سمت کعبه، کعبه ی اهل نیاز

گفت اذان و شد مهیاّی نماز

تا که او را دشمنش در سجده دید

ناگهان شمشیر جهلش را کشید

ابن ملجم آن لعین بی حیا

ضربتی زد بر سر شیر خدا

باز قلب آفرینش آب شد

مقتل شیر خدا محراب شد

ناله ی محراب را مسجد شنفت

مرتضی فُزتُ وربّ الکعبه گفت

" قد قتل" از عرش می آمد بگوش

نالۀ جبرییل آمد در خروش:

"اهل عالم! رشته شد ارکان دین

کشته شد دیگر امیرالمومنین"

مجتبی این را شنید و دلپریش

باز هم در کوچه ها افتاد پیش

کوچه ها را پابرهنه می دوید

تا به محراب علی؛ آقا رسید،

صبحدم در پیش چشمش تار شد

گفت داغ مادرم تکرار شد

ناگهان در آن دم پر شور و شین

درب مسجد وا شد و آمد حسین

وای از وقتی که شاه کربلا

دید غرق خون سر شیر خدا

آه از چشمان بر در دوخته

دختری در داغ  مادر سوخته

دید وقتی دختر شیر خدا

مرتضی را غرق خون با مجتبا

از سویدای جگر آهی کشید

گفت یارب باز فصل غم رسید

داغ روی داغ، یارب صبر ده

بر دل بریان زینب صبر ده

دلخوشی هایم همه رفته ز دست

از برایم دو برادر مانده است

آه اگر یک روز از غم تا شوم

بی حسین و بی حسن، تنها شوم

آه اگر روزی به صحرایی عجیب

بی برادر گردم و گردم غریب

آه اگر در قتلگه با شور و شین

بین قاتل ها شود تنها حسین

آه اگر بر حنجرش خنجر رود

از تنش بر روی نیزه سر رود  ...

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، ضربت خوردن امام علی(ع)، 

مناجات با خدا


جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد؟

مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد؟

با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم

وامانده و حیران شده ام گریه ندارد؟

گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم

بازی خورِ شیطان شده ام گریه ندارد؟

آن سینه زنِ اهل نماز شبِ تو مُرد

بدجور هوسران شده ام گریه ندارد؟

دور از علمایم چه نزدیک به مرگم

چون قصه ی پایان شده ام گریه ندارد؟

با زَمزَم اشک سحرم زِمزِمه دارم

همخانه ی هجران شده ام گریه ندارد؟

هی غرق شدم در دل دنیای مجازی

هی دور زِ قرآن شده ام گریه ندارد؟

دیگر به لبم خاطره ایی از شهدا نیست

من ننگ شهیدان شده ام گریه ندارد؟

با اینکه بدم باز بمن روضه چشانید

سرمست حسین جان شده ام گریه ندارد؟



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-شب قدر


بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را

صداکن خدای سریع الرضا را

الهی به حق رسول امینت

امانی بده بنده ی بینوا را

الهی به حق علی شاه مردان

مگیر از دل من صفای ولا را

الهی به حق بتول شهیده

بیا با من رو سیه کن مدارا

الهی به حق الحسن از کرامت

بگردان کریما قضا و بلا را

الهی به حق الحسین از عنایت

فزون کن به قلبم غم کربلا را

الهی به زینب به حق رقیه

مسوزان دل بندۀ مبتلا را

الهی به حق اباالفضل العباس

عطا کن به چشمان تارم حیا را

الهی به سجاد و باقر به صادق

به من هدیه کن سوز و آه و بکاءرا

الهی به زندانی عشق کاظم

مرانی ز کویت اسیر بلا را

الهی به شمس الشموس ولایت

رضاکن ز دستم نگاه رضا را

الهی به حق جوادالائمه

بده رزق پاک و فراوان گدارا

الهی به هادی... علی چهارم

هدایت بفرما به میخانه ما را

الهی به حق الحسن باب مهدی

بیا واکن از لطف باغ لقا را

الهی بحجه الهی بحجه

بده اذن دیدار آن دلربا را

الهی به حق تمام قسمها

ببخش این سیه چهره ی بی وفا را



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/04/2

مناجات با خدا


بعدِ حمد و بعدِ بسم الله الرحمن الرحیم

میبرم بر توپناه از شرِّ شیطان رجیم

کن کمک یا رب بمانم در صراط مستقیم

ای ملائک تا ابد بر درگه لطفت مقیم

یا سمیعُ یا علیمُ یاعلی یا عظیم

یا حلیم یا کریم یا حکیم یا قدیم

در دلم دارم امیدِ رحمت ای پروردگار

یا امان الخائفین ، یا رب اللیلِ و النهار

یا عظیمَ المنِّ یا ربَّ الحُبوبِ والثِّمار

سیدی العفو ، یا ربِّ الصّغارِ و الکِبار

عفو ، یا ستار ، یا ربّ الصحاری والقِفار

رحم ، یا غفار ، یا ربَّ البَراری والبِحار

شد گناهم علتی تا اینکه باشم از تو دور

در تقابُل با گناهانم ولی بودی صبور

تو کریم و مهربان بودی و من مست غرور

از رگ گردن به من نزدیکتر داری حضور

یا مُهَیمِن یا مُزَیِّن یا طهورُ یا شکور

یا مُلقِّن یا مُهَوِّن یا عَفُوُّ یا غفور

رحم کن بر  بنده ات یا راحم الشَّیخِ الکبیر

رومگردانی ز من یا رازِق الطِّفل الصغیر

من گناه آلوده ای هستم أَجِرنا یا مُجیر

عُدَّتی فی شدّتی یا جابِرَ العظمِ الکَسیر

یا لطیفُ یا خبیر یا قدیر یا منیر

یا بشیرُ یا نذیرُ یا بصیرُ یا ظَهیر

شامل ما بوده الطاف تو ای رب جلیل

ای خدای بی شریکِ بی نظیرِ بی بدیل

ای که آتش را گلستان می نمایی بر خلیل

پس طمع بر رحمتت هرگز نمی خواهد دلیل

یا جمیلُ یا وکیلُ یا کفیلِ یا قبیل

یا مُدیلُ یا مُنیلُ یا مُقیلُ یا مُحیل

غرق عصیانم خدایا داده دنیایم فریب

از گناهم خسته ام توفیق توبه کن نصیب

ای نگاهِ پر ز مهرت بندگانت را شکیب

وای از آن روزی که دوزخ سمت ما دارد لهیب

یا حبیبُ یا طبیب یا قریب یا رقیب

یا حسیبُ یا مَهیبُ یا مُثیبُ یا مجیب

ظاهری تو باطنی تو آخری تو اولی

تو امید آخر هر بندهء مستأصلی

هر سحر کردم صدا نام تو با صوت جلی

یا بدیع یا منیع یا وفیُّ یا علی

یا حفیُّ یا رضیُّ یا قویُّ یا ولی

یا زکیُّ یا بدیُّ یا غنیُّ یا مَلیّ

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


دل و یاد خدا الحمدلله

سر و شور دعا الحمدلله

پس از عمری رفاقت با بدی ها

من و یاد خدا الحمدلله

به پایم بند و زنجیر گنه بود

شدم ناگه رها  الحمدلله

من و پرونده ای یکسر تباهی

نشد چون بر ملا الحمدلله

نباشم قابل این میهمانی

من و جمع شما  الحمدلله

ز درد معصیت بیمار بودم

دل و دارالشفاء الحمدلله

کسی در ظلمت این سینه گاهی

مرا می زد صدا الحمدلله

از آن دل مردگیِ بی هویت

رسیدم تا کجا الحمدلله

دلم دنبال خود اینجا کشانده

نگاهی آشنا الحمدلله

کجا دیدی که سلطانی نشیند

کنار یک گدا الحمدلله

سحرها بعد از این یاد تو هستم

امیر هل اتی الحمدلله

یقین دارم شبی آیی سراغم

گل خیرالنساء الحمدلله

اگر نوشم ز صهبای شهادت

شوم بهرت فدا  الحمدلله

به دست خویش خاکم گر نمایی

به صحن کربلا الحمدلله



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/1

مناجات با خدا


هر چند نگاهم همه بر این در خانه است

ای صاحب خانه نگهی خانه بهانه است

باز آمده ام تا که نشان از تو بجویم

وین کعبه به پیش نظرم سنگ نشانه است

تا آب وصالی دهی از زمزم غیبم

چون سیل روان از مژه ام اشک روانه است

بر من که به کوی تو یکی مرغ اسیرم

نام تو بود دانه و ذکر تو ترانه است

لالی به از آن است که بی ذکر تو باشم

زیرا که به جز ذکر تو هر ذکر فسانه است

رفتم به حجر بوسه زنم گفت به گوشم

هشدار که دل بیت خداوند یگانه است

بی شرمی من بین که گنه کردم و دیدم

هم پیش توام هم دو مَلَک بر سرشانه است

تو بر من مسکین در این خانه گشودی

من هر چه که دارم همه از این در خانه است

"میثم" به دلت مهر علی، در گرانیست

این دُر گران هستی این کهنه خزانه است



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/1

مناجات با خدا


به اختیار خود از اختیار افتادم

گناه کردم و از چشم یار افتادم

قساوت آمد و روزی گریه ام را برد

شبیه مرده شدم یک کنار افتادم

فریب خورده ام از طول آرزوهایم

ز روی جهل در این چاه تار افتادم

گناه و معصیتم آبروی من را برد

کنار اهل دل از اعتبار افتادم

هزار شکر همیشه میان راه خطا

به دام رحمت پروردگار افتادم

خدا کند که ببندد مرا کنار خودش

اگر دوباره به فکر فرار افتادم

هوای باده ی انگور حیدری دارم

دلیل دارد اگر که خمار افتادم

فقیر نان حسینم، خوشم که یک عمر است

به پشت خانه ی این سفره دار افتادم

دوباره روضه ی زینب، دوباره کرب و بلا

دوباره یاد غم آن دیار افتادم

**

برادرم تو نبودی و یکه و تنها

میان خنده ی چندین سوار افتادم

هزار و نهصد و پنجاه زخم خوردی و من

هزار و نهصد و پنجاه بار افتادم

چقدر رأس تو بر نی دل مرا خون کرد

چقدر پشت سر نیزه دار افتادم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/1

مناجات با خدا


در سحر چشم که گریان بشود خوب تر است

سائلت پاره گریبان بشود خوب تر است

گرچه موسی ست مناجاتی طور تو ولی

گر خدا همدم چوپان بشود خوب تر است

روسیاهی که به همراهی خوبان برود

بر در کهف نگهبان بشود خوب تر است

ابر رحمت توئی و از همه من تشنه ترم

تشنه گر خرج بیابان بشود خوب تر است

اندکی نیز مرا هم بنشان پیش خودت

میزبان همدم مهمان بشود خوب تر است

به طبیبان دگر نسخه ی ما را مسپار

درد با دست تو درمان بشود خوب تر است

تا درستم نکنی دست از این در نکشم

این گدا دست به دامان بشود خوب تر است

بعد هر معصیت از خوف به هم میریزم

عبد اگر زود پیشمان بشود خوب تر است

آنقدر سینه زنم تا که نجاتم بدهی

آتش اینگونه گلستان بشود خوب تر است

گر بنا هست کسی واسطه ی ما بشود

ضامنم شاه خراسان بشود خوب تر است

اشک خوب است که با مرثیه آغشته شود

فیض وقتی که دو چندان بشود خوب تر است

دوست دارم دم افطار کمی تشنه شوم

نوکر شاه که عطشان بشود خوب تر است

نام ارباب خودش مظهر اسماء خداست

ذکر العفو حسین جان بشود خوب تر است



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/31

مناجات با خدا-شب نیمه ماه مبارک


ای به دل مؤتمن، مونس جان من

 آمدم با حسین، آمدم با حسن

 تو مرا میزبان، من تو را میهمان

 تو مرا همنشین، من تو را هم زبان

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 گر چه یا رب بدم، با کریم آمدم

 ربّی یا سیدی، کی کنی تو ردم

 مه به نیمه رسید، ماه زهرا دمید

 حق مبارک کند، که حسن آفرید

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 ای که دادی رهم، سر بر این در نهم

 در به رویم مبند، عبد این درگهم

 یا اله الکریم، ای روف و رحیم

 ای به احسان و جود، یار من از قدیم

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 ای به عبدت مجیر، کل شیء قدیر

 انا عبد الذلیل، انت نعم الامیر

 با تو از رو برو، می کنم گفتگو

 هر شبم تا سحر، با تو سرّ مگو

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 گاه از این جا مرا، می بری ای خدا

 گه مدینه گهی، می بری کربلا

 من به ذکر حسین، می کنم شور و شین

 با غمش می زنم، شعله بر عالمین

 یا اله الحسن یا اله الحسین



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-نیمه ماه مبارک


کنار سفره ی احسان گرفت دست مرا

به آیه آیه ی قرآن گرفت دست مرا

گرفته بود دلم سخت در حصار خودم

دوباره در دل زندان گرفت دست مرا

اسیر چاه هوس بودم و دچار گناه

میان حیله ی شیطان گرفت دست مرا

از آسمان که فرو ریخت ربنای دلم

به زیر بارش باران گرفت دست مرا

رسید نیمه ی ماه و وزید عطر بهشت

میان ذکر حسن جان گرفت دست مرا

شکست بغض گناهم کنار صحن عتیق

که لطف شاه خراسان گرفت دست مرا

و نیمه های سحر بود آن شبی که خدا

شبیه کودک گریان گرفت دست مرا



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1395/03/29

مناجات با خدا


کاش در بندگی ات کم نگذاریم دمی

جزبه خشنودی تو دل نسپاریم دمی

کاش یک ذره ز اعمال علی در ما بود

تا به درگاه تو اخلاص بیاریم دمی

دهر، منت کش یک عمر عبادت، ورنه

ماکه هستیم که منت بگذاریم دمی

نیست احوال مناجات حسینی در دل

ما به ارباب شباهت که نداریم دمی

کی چنان فاطمه داریم قنوتی جانسوز

کی به مانند حسن سجده گذاریم دمی

قطره ای گریه ی سجاد نکردیم هنوز

اشک،چون زینب مظلومه نباریم دمی

کربلا را سفری تا تَه گودال کنیم

مثل یک قافله،خونگریه بباریم دمی

نیزه ها را زتن خسته درآریم کمی

بوریایی به تن بی کفن آریم دمی

حتم دارم که کنون مادرش این دورو بَر است

کاش با نالۀ او جان بسپاریم، دمی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


آمدم باز کریما به امید نظری

منم و لطف تو و سوز دل و چشم تری

آمدم باز ببینم که رحیمیت تو...

می شود یار پریشانی این پشت دری

همتی نیست که پر باز کنم پر بکشم

خسته ام خسته از این غربت بی بال و پری

نامه ام پرشده از معصیت ریز و درشت!

که دگر نیست به آه دلِ زارم اثری

کاشکی بانفس پاک دلی، خوش ذاتی

نخوت و رخوت این بندگیم را ببری

بر مذاقم بچشان لذت بیداری را

خواب هرگز نکند مرد دعای سحری

گیرم از مهر، گناهان مرا بخشیدی

پاک شد نامه ی اعمال بدم... با شرری

بارِ شرمندگیم را چه کنم یا الله

آه از جهل و گرفتاری و این خیره سری



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1395/03/29

مناجات با خدا


توبه ام توبه نشد هر چه که همت کردم

من به ستاری تو سخت جسارت کردم

هر چه تو دوست شدی با من آلوده ولی

بی حیاتر شده با نفس رفاقت کردم

رمضان است و دل از خواب نکندم افسوس

مثل هر سال من از لطف تو غفلت کردم

من از این فلسفه روزه از این فیض عظیم

به همین تشنگی ساده قناعت کردم

روزه هم چشم مرا باز نکرده،نکند

عادتم بود اگر هرچه عبادت کردم

هر چه هستم سر دیوانگی ام میمانم

روزه ام را فقط افطار به تربت کردم

خواستم از عطش روزه بگویم اما

از لب تشنه اش احساس خجالت کردم

روزه ام روضه شد و روضه مرا میکُشدم

یاد آن تشنه لب کرببلا میکُشدم



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء