حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1396/04/4

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک


شاید کسی حال مرا پرسیده باشد

یا اشک چشمان ترم را دیده باشد

حق دارد این قلبی که مهمان خدا بود

از دوری ماه خدا رنجیده باشد

کِی می رسد تا آسمان ها ... بنده ای که

در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد؟!!!

پیروز میدان جهاد روزه داری ست

هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد

فطر آمده تا فطرت خود را بیابیم

گمگشته ای که روشنای دیده باشد

امکان ندارد سفره دار ماه غفران

تا این زمان ما را نیامرزیده باشد

شاید خدا در لحظه های روشن قدر

ما را به عشق مرتضی بخشیده باشد

بخشیده خواهد شد کسی که بین روضه

بر روی گونه اشک غم باریده باشد

رمز شروع گریه با ذکر حسین ع است

چشمی اگر چون چشمه ای خشکیده باشد

دنیا ندیده تا به حالا پیکری را ..

که اینچنین روی زمین پاشیده باشد

عالم ندیده که کسی مانند زینب س

مرثیه ی گودال را فهمیده باشد

حتّی اگر زیر گلویش را به جای ...

مادر ... میان کربلا بوسیده باشد ...

خنجر رسید و از قفا سر را جدا کرد

خورشید ما را بر فراز نیزه جا کرد ...



موضوع : مناجات با خـدا، عید فطر، 
شنبه 1396/04/3

مناجات با خدا


اگر چه بنده ی غافل ، اگر چه نادانم

به زیر دین تو هستم ،همیشه میدانم

دلیل دارد اگر چشم من ندارد اشك

مرا زمین زده این كثرت گناهانم

خراب كرده ام و روز و شب كریم الصفح

میان سجده ی توبه  تورا تورا خوانم

دلی كه جای تو باشد سراسرش نور ست

سیه شده دل من ،چون رفیق شیطانم

دروغ و غیبت و تهمت مریض كرده مرا

طبیب من به علی پیش توست درمانم

به غیر تو همه دنبال نفع خود هستند

ازینكه دل نسپردم به تو ، پشیمانم

انیس واقعی من فقط خودت هستی

بدون نور حضور تو جسم بی جانم

كرم نما كه كریمی و واسعه الرحمه

رسیده ام به تباهی خدای رحمانم

همیشه ارزویم بوده تا كه جان بدهم

به راه مهدی زهرا ، امام دورانم

بیا به جان حسینت ردم نكن مولا

نگاه كن به فقیرت ، شكسته بنیانم

حسین گفتم و از نام او دلم لرزید

بیاد كرببلایش دوباره گریانم

قسم به گریه زینب غروب عاشورا

به لحظه ای كه صدا زد قتیل عریانم 



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


ذکر استغفارهایم بی اثر مانده هنوز

یک نگاهی کن گدایت پشت در مانده هنوز

گریه ها کردم ز دوری ات ولی آقای من

بنده ی بیچاره از تو بی خبر مانده هنوز

دارد آقا ماه مهمانی به پایان می رسد

حسرت دیدارتان در یک سحر مانده هنوز

قول دادم نوکر خوبی شوم اما نشد

هی شکستم توبه و این درد سر مانده هنوز

رو زدم بر غیر تو حالا زمین خوردم ببین

این دل زار من آقا در خطر مانده هنوز

دگر از دست خودم خسته شدم پاکم بکن

تا که یک فرصت برایم مختصر مانده هنوز

نکند روزیِ امسال من آقا نشود

اربعین پای پیاده یک سفر مانده هنوز

کرمی کن برسان نوکرتان را به حرم

بوسه بر شش گوشه با چشمان تر مانده هنوز

ته گودال صدا زد خواهرم گریه نکن

ماجرای خیزران و تشت زر مانده هنوز 



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان


تو خطا بخش و خطا پوش و توئی ،تو به پذیر

من خطاکار و پشیمان و گناه آلوده

رمضان رو به تمام است ولی رحمت ، نه

نشود بسته دری را که خدا بگشوده

نه که در جرم و خطا قصد جسارت دارم ...

تو رئوفی که خیالم شده باز آسوده

پا کشیدن ز درِ لطف تو بی معرفتی است

من که با نیم نگاه تو شدم بخشوده

گرچه آلوده ام اما نکنم قطع امید

از خداوند رئوفی که خودش فرموده

" که بخوانید مرا تا که اجابت بکنم "

دوست دارم همه را غرق عنایت بکنم

تو  به عصیانِ من و جرم و گناهان من و

من به لطف تو و سودای تو عادت کردم

چاره ای کن خود تو بغضِ گلو گیرِ مرا

به دعاهای سحرهای تو عادت کردم

به ابو حمزه و جوشن به عدیله به مجیر

نیمۀ شب به تمنّای تو عادت کردم

عطشِ روزه مرا یادِ ابالفضل انداخت

من به این گریه به سقای تو عادت کردم

با نگاهِ تو خدایا به گدایی کردن

زِ درِ خانۀ زهرای تو عادت کردم

این هم از برکت مهمانیِ پُر فیض شماست

که به لب ، یا علی و یا حسن و یا زهراست

رمضان هم به حسین بن علی گریه کنیم

ماهِ آن فرق ندارد به غمش غم داریم

اینکه دستِ خودمان نیست که دیوانه شدیم

همۀ سال به یادِ حرمش دم داریم

رمضان بارِ سفر بسته و آرام آرام

چشم بر آمدنِ ماه محرم داریم

نوکری بر درِ او شک نکنید آقائی است

فخر با منصب خود بر همه عالم داریم

همۀ سال بساط خوشیِ ما جور است

ما فقط یک سفرِ کرببلا کم داریم

باز از مجلس او تا حرمش پُل زده ایم

باز بر دامن او دست توسل زده ایم 



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


من و دعای  پیمبر چه ماه خوبی بود

کنار سفرۀ حیدر چه ماه خوبی بود

که دیده بر سر یک سفره نوکر و ارباب

و همنشینی مادر چه ماه خوبی بود

من و غریب مدینه ، چه خلوتی، به به

به میزبانی کوثر چه ماه خوبی بود

به افتتاح و ابوحمزه و کمیل و مجیر

شدیم جوشن یکسر چه ماه خوبی بود

بخاطر شب قدرش گناه ما بخشید

و یک تولد دیگر چه ماه خوبی بود

چقدر گریه به غمهای کربلا کردیم

برای چادر و معجر چه ماه خوبی بود

شدیم یاور مظلومه ای به گودالی

که بوسه داشت به حنجر چه ماه خوبی بود

گریستیم به لبهای خشک سقا تا

گلوی اکبر و اصغر چه ماه خوبی بود

شبی خرابه نشین سه ساله ای بودیم

سر پدر، شب دختر، چه ماه خوبی بود

سری زدیم گهی در تنور و گاهی دِیر

سری زدیم به یک سر، چه ماه خوبی بود

ز کوچه های مدینه عبور میکردیم

کمک شدیم به مضطر چه ماه خوبی بود

برای پاره جگرها  چه خوب گرییدیم

امان ز گریۀ خواهر چه ماه خوبی بود

گهی میان مناجات های نخلستان

شدیم همدم حیدر چه ماه خوبی بود

چه خوب شد که گرفتیم عبرت از کوفه

شدیم حامی رهبر چه ماه خوبی بود

برای ماه محرم ببند بارم را

رسیده ماه به آخر چه ماه خوبی بود

و کاش چون پسر مهزیار میگفتند:

بیا به خیمۀ دلبر چه ماه خوبی بود

وداع ماه مبارک چه سخت و جانفرساست

شبیه روضۀ سخت وداع کرب و بلاست



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان


بهترین فصل دعا بود نمی‌دانستم

مرغ آمین* همه جا بود نمی‌دانستم

یا كریم دل من سی شب و سی روز تمام

در قفس بود و رها بود نمی‌دانستم

«ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم»

لطف، بی‌چون و چرا بود نمی‌دانستم

عابر كوچۀ دلتنگی و حیرت بودیم

خانه‌ی دوست كجا بود؟ نمی‌دانستم

و خدا را به علی! باز قسم خواهم داد

صحبت از عشق خدا بود نمی‌دانستم

 

* قدیمی‌ها هنگامی که دعای کسی زود اجابت می‌شد، می‌گفتند انگار وقتی دعا می‌کرد مرغ آمین بالای سرش نشسته بود.

 



موضوع : مناجات با خـدا، 

شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان-شب آخر


چشم های به در خداحافظ

لحظات سحر خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظات غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه قدر مانده است تا ساحل

رمضان رفت ای دل غافل

رمضان رفت کوله بارت چیست؟

نکند جز گناه در آن نیست؟

شب بیست و نهم بخوان و بسوز

به خودت آمدی در این سی روز؟

کاری اصلا برای دل کردی؟

باید امشب به خویش برگردی

روزها را مرور کن آری

حاصلت چیست از چه بیزاری؟

از گناه و دروغ و صد رنگی؟

ای بمیری که مایهء ننگی

ای بمیری من دروغ و ریا

شب آخر شده به خویش بیا

دست بردار از دغل بازی

به چه چیزت هنوز می نازی؟

به گناهان بیشتر ز حدت؟

به فریب و به کارهای بدت؟

راه را اشتباه برگشتی

باز هم با گناه برگشتی

داشتی سوی دوست میرفتی

آه با یک نگاه برگشتی

نفس، بیچاره کرده ست تو را

شب آخر شده به خویش بیا

راه باز است تو نمی بینی

میوه ی بغض را نمی چینی

خویشتن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام یا اشک

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول یک قدم است

السلام علیک که دلتنگم

ای بمیرم که مایه ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


ای ماه تنزل ملائک! بدرود

نور ملکوتِ جان سالک! بدرود

ای خواهش عارفان، بهار قرآن!

ای مطلع فجر «َامرِ رَبِّک»! بدرود

***

ما را به تبسم دعا بردی تو

تا روشنی فرشته‌ها بردی تو

ما را ز فریب اهرمن کوچاندی

تا حضرت دوست، تا خدا بردی تو

***

ای ماه عزیز! حق نگهدارت باد

خورشید، فدای چشم بیدارت باد

ای لیلۀ قدر! در دل بیداران

تا صبح وصال، شوق دیدارت باد

***

ای فرصت ناب عشق‌بازی با او

تفسیر فصیح آیه " الّا هو "

حقا که فراق جانگدازی داری

ای ماه عزیز! مژدۀ وصل‌ات کو؟!

***

ای سورۀ دل‌نواز! نشناختمت

ای مایۀ سوز و ساز! نشناختمت

سی روز شکوه «رَبَّنَا» را دیدم

یک ماه گذشت و باز نشناختمت!

***

یک ماه، فرشته همنشین ما بود

آیینه و نور، سرزمینِ ما بود

از خویش تهی و از خدا پُر بودیم

اخلاص، رفیق نازنین ما بود

***

سی روز تمام، با خدا خوش بودیم

با شوق تبسم دعا، خوش بودیم

در لیلۀ قدر، زیر سقف توبه

با هلهلۀ فرشته‌ها خوش بودیم

***

سی روز به شهر جان غزل‌خوان گشتم

دنبال ظهور نور انسان گشتم

در ظلمت جسم، من پریشان بودم

در پرتو روزه، من پری شان گشتم

***

سی روز خدا ز بام و در گل می‌ریخت

با دست فرشته، در گذر گل می‌ریخت

با تکیه کلام: "من تو را بخشیدم"

از باغ تبسم سحر گل می‌ریخت

***

یک ماه تمام، بندگی می‌کردیم

افطار و سحر، پرندگی می‌کردیم

بر سفرۀ نور، معرفت می‌خوردیم

با روزی روزه ، زندگی می‌کردیم

***

در لیلۀ قدر، بیکران را دیدیم

در جسم زمین، نزول جان را دیدیم

با چشم فرشته سی بهارستان از-

زیبایی ماه رمضان را دیدیم

***

با ظلمت نَفس، با هوس جنگیدی

با هر چه که «من»، نَفس نَفس جنگیدی

سی روز تو آسمان تبسم کردی

ای روح پرنده! با قفس جنگیدی

***

"هو" گفتم و جانِ من شد از تن خالی

از حیلۀ رنگ رنگ دشمن خالی

سی روز فضای سینه پر شد از دوست

از همهمه و هی هی «من، من » خالی

***

در ماه خدا، خانه تکانی کردیم

همپای فرشته، مهربانی کردیم

جان را که اسیر تخته‌بند تن بود

در فرصت روزه، آسمانی کردیم

***

بر سفرۀ روزه، ما مُکرم گشتیم

در خلوت انسِ دوست، مَحرم گشتیم

از دخمۀ نَفس، سر برون آوردیم

در مکتب صبر روزه، آدم گشتیم

***

بیداری ماه رمضان رفت، دریغ

این آینه از دست جهان رفت، دریغ

جان بود به جسم مُردۀ این دنیا

ای دلشدگان! جان جهان رفت، دریغ



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1396/04/2

امام زمان(عج)-مناجات در ماه مبارک رمضان-آخرین جمعه


آخرین عصرجمعۀ رمضان، دل من بی قرار می ماند

گرچه غرق گناه و معصیت است، پای این انتظار می ماند

قدر این ماه را ندانستم ،چشم بر هم زدم که رفت از دست

جمع شد سفره،شک ندارم که، کرم سفره دار می ماند

سفره دار کرم، امام کریم، دست من را رها نکن آقا

بی عطایت دل شکستۀ من، خجل و شرمسار می ماند

مکه چشم انتظار آمدنت، یوسف جان اسیر پیرهنت

بانگ یا اهل العالمت آقا، تا ابد یادگار می ماند

کاش باشم در آن زمانی که، باهزاران نوید می آیی

رد دستان پر غرور شما، بر روی ذوالفقار می ماند

زائر قبر مخفی زهرا ، وارث روضه های عاشورا

تانیایی به سینه ها داغِ، مادر بی مزار می ماند



موضوع : مناجات با خـدا، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/04/1

مناجات با خدا


ذره ذره معصیت کل وجودم را گرفت

بنده ی دنیا شدن، بال صعودم را گرفت

خواستم وارد شوم بر اهل توبه ناگهان

مشکلی عارض شد و راه ورودم را گرفت

من ضرر از آرزوهای بلندم دیده ام

غافل از محشر شدن یک عمر، سودم را گرفت

وای از بی خیریِ این چشم بی تقوا شده

اشک های روضه ام، بود و نبودم را گرفت

عهد بستم با امام عصر خود آدم شوم

غفلتم، قولی که بر او داده بودم را گرفت

غافل از صاحب زمان سرگرم کار خود شدم

کم کم این غافل شدن حال سجودم را گرفت

من زمین افتاده ام اما به دادم می رسد

آن که مهرش روز اول تار و پودم را گرفت

روزگاری می شود نام حسین بن علی

با دعای فاطمه گفت و شنودم را گرفت

جان فدای خواهری که ناله زد در قتلگاه

خون پاک حنجرت کل وجودم را گرفت

خوب شد زهرا ندید و خوب شد حیدر ندید

سایه ی دست کسی روی کبودم را گرفت



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/04/1

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن

باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم

یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

بر در این خانه من بهر امیدی آمدم

پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

دست خالی آمدم، با دست خالی می روم

یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن

پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن

خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن

جان آقای خراسان، جان سلطان غریب

هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن

من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین

جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن

بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین

گریه کن های غم کرببلا را عفو کن

جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر

حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


بگذارید بر احوال خودم گریه کنم

نیمه شب گشته و برحال خودم گریه کنم

چند سالیست گنه دور وبرم می گردد

بر سیه رویی هر سال خودم گریه کنم

من الف بودم و بار گنهم دالم کرد

بر قد تا شده و دال خودم گریه کنم

بخت یارم نشد و آخر عمری باید...

بنشینم که بر اقبال خودم گریه کنم

هر چه من فال گرفتم همگی بد آمد

باید از این بدی فال خودم گریه کنم

هربلایی سرم آمد به خدا حقم بود

کاش بر زشتی اعمال خودم گریه کنم

پروبالی که شکسته به سما هم نرود

باید از بی پری و بال خودم گریه کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

 توسل در شب قدر


در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر

در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی

چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

امام حسین(ع)-مناجات شب قدر


دست دلم باز به دامان توست

منتظر جوشش احسان توست

گفت پیمبر به تو ای نور عین

جنت حق وقف محبان توست

غصه روزی نخورد هیچ کس

روزی ما دست گدایان توست

حاتم طایی شدن آسان بود

این کرم کوچکی از خوان توست

افضل الاعمال شب قدر من

گریه برای لب عطشان توست

حال مرا روضه دگرگون کند

باز گدا بی سر و سامان توست

ای گلِ از ساقه جدا تشنه لب

آب لبت آب بقا تشنه لب

در و گوهر از دهنت ریخته

همچو عقیق یمنت ریخته

مثل نقابی به روی قرص ماه

زلف شکن در شکنت ریخته

بر روی هر صفحۀ خاک بلا

عطر خوش پیرهنت ریخته

دشمن بی شرم تو دور و برت

تا که کند بی کفنت ریخته

مصحف صد پارۀ زینب شدی

گوشۀ گودال تنت ریخته

ضربۀ سر نیزه کجا خورد که

خون جگر از دهنت ریخته؟

نالۀ زهرا قتلوک حسین

وای بُنی ذبحوک حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

شب قدر-شب جمعه


شب جمعه دل ما گفت علی گفت حسین

رو به درگاه خدا گفت علی گفت حسین

از همه رانده شده چشم بر این در دارد

بنده ای غرق خطا گفت علی گفت حسین

این شب جمعه؛ شب قدر؛ شب توبه ی ماست

دل ما بین دعا گفت علی گفت حسین

پر زد از صحن نجف محضر شش گوشه ی شاه

هر دل غمزده تا گفت علی گفت حسین

روزه ام نذر پدر روضه ی من خرج پسر

غم جدا غصه جدا گفت علی گفت حسین

دل قرآن به سرم با دم سلطان نجف

کنج ایوانِ طلا گفت علی گفت حسین

اربعین پای برهنه زائر از خاک نجف

تا خود کرببلا گفت علی گفت حسین

مهدی فاطمه از توبه ی او راضی شد

هر که در نزد رضا گفت علی گفت حسین

من و سرمایه ی عمرم که دل دربه دری ست

تو و لبخند رضایت "چه مبارک سحری ست"



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

مناجات با خدا


عبدی که بود پست و هوسران تر از همه

برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات

سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

یا که مرا مقابل این خوب ها بزن

یا که مرا ببخش نمایان تر از همه

از روی جهل، حال خوشی را که داشتم

بر معصیت فروختم ارزان تر از همه

وقتی سلاح اشکِ مرا غفلتم گرفت

ماندم میان معرکه حیران تر از همه

غیر از تو ای کریم کسی می خرد مگر؟!

آن را که بی بها شد و ویران تر از همه

من ناامید نیستم از لطف و رحمتت

هستم اگر چه بی سر و سامان تر از همه

خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق

بر نوکران فاطمه آسان تر از همه

دلبسته ام به لطف کریمان، در این میان

بر رحمت حسین فراوان تر از همه

بالای تل زینبیه آه می کشید

اُخت الحسین پاره گریبان تر از همه

بر نیزه تکیه داد ولی باز نیزه خورد

شاهی که بود زخمی و عطشان تر از همه



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

مناجات با خدا


عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست

سحر و نافله و چشم تری نیست که نیست

در من خسته پس از این همه سال آزادی

حال جز توبه شکستن هنری نیست که نیست

چشم ها هرز شد از بس که تنزل کردند

اه،در چشم،حیا و حذری نیست که نیست

من به هر در که زدم رو به دلم باز نشد

جز در مرحمتت حال دری نیست که نیست

جز همین روضه،همین اشک،همین لحظه ناب

در جهان هیچ کجایش خبری نیست که نیست

روزه بودم،اثر روضه مرا پاک نمود

که بجز اشک دوای دگری نیست که نیست

بعد یک گریه بارانی عاشورایی

از سیاهی گناهم اثری نیست که نیست

خواهرش جانب گودال دوید و میدید

بر تن زخمی ارباب سری نیست که نیست



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده

جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده

من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم

روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده

بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!

تا دل من هم شود احیا جوابم را بده

دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم

بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده

گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من

بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده

رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است

یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده

**

"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"

ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده

دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد

ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/18

مناجات با خدا-شب جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

همه ی دار و ندار دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبان همه، حالا خبرم افتاده

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلس روضه گذرم افتاده

مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کند به جان پسرم افتاده

چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1396/03/15

مناجات با خدا


یک دهه از رمضان رفت و دلم باز نشد

عقدهای دل تنگم به تو ابراز نشد

ترسم این است که گویم به خودم آخر ماه

از چه پایان غم هجر تو آغاز نشد  



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1396/03/15

مناجات با خدا


من به خوان کرمت سخت طمع کار شدم

لطف بی حد تو را دیدم و هوشیار شدم

غافل از خود شدم و قافله را گم کردم

غرق شهوت شده و سخت گرفتارشدم

آنقدر تور تنیدست به دورم ابلیس

که من از مسجد و از میکده بیزار شدم

پیش چشم تو به هر کار بدی دست زدم

شادم ازاینکه به هر دفعه جگر دار شدم

غرق مستی و جوانی و غرورم بودم

گوئیا از در فیض تو طلبکار شدم

ناگهان رحمت بی حد تو باریدن کرد

رمضان آمد و من طالب دیدار شدم

با نسیم سحری روح به پرواز آمد

خواب بودم من و از شوق تو بیدار شدم

باده صوم و صلات تو مریضم کرده

من شفا کی طلبم؟ شکر که بیمار شدم

صاحب این دل من وارث شمشیر علیست

خاک پای پسر حیدر کرار شدم

ثمر غمزه پر مهر اباصالح بود

که ز جان خادم عباس علمدار شدم



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-روضه حضرت عباس (ع)


گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شده

لطف عامت باز هم حال مرا شامل شده

لابه لای بندگان خوبت ای رب کریم

بنده ای درمانده در مهمانی ات داخل شده

من همان عبد پشیمانم که عمری می شود

در میان خواب جهل از محضرت غافل شده

شرّ من از این طرف هرچه به سویت شد بلند

خیر تو از آن طرف سویم فقط نازل شده

تو خودت من را به عفوت پر توقع کرده ای

هر زمان که کار من در معصیت مشکل شده

گریه ام خون دل هجرانم از ذکر شماست

این دو قطره آبرو با خون دل حاصل شده

قطره ای ناچیزم و دریا حسابم می کنی

باز هم آقایی ات خرج من سائل شده

عمر من در دوری از صاحب زمان طی گشت و رفت

سالها داغ فراقش عقده ای بر دل شده

آبروی روزه و حج و نماز من علی است

با ولای مرتضی هر طاعتم کامل شده

بر من هجران زده، ای مهربان خرده مگیر

قبله ام سوی نجف امشب اگر مایل شده

مطمئنم فاطمه آن را خریده از ازل

روضه ای که نذر چشمان ابوفاضل شده

حرف از سقای عطشانی است که در علقمه

خاک ها با قطره قطره شرمِ مشکش گِل شده

وای از آن پیکر که غرق تیر با ضرب عمود

از فرس بی دست بر روی زمین نازل شده

پاره های پیکر خونی سقای حرم

قسمت سر نیزه ی برنده ی قاتل شده

**

نه علی اکبر برایش مانده نه سقا دگر

عمه ی سادات تنها خیره بر محمل شده



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


افتتاحی شده و میکده رونق دارد

دل طمع کار شد اما به خدا حق دارد

طی شده از مه قرآن و دعا یک هفته

لیک از دست خودم حوصله ام سررفته

آسمانی نشدم تا که پرم باز شود

سوز دل با غم عشق تو هم آواز شود

هاتفی در دل شب  بانگ برآورد، بیا

تا نگشته ست سفیدی رخت زرد، بیا

دست جنبان که تو را مرگ به بر میگیرد

قبر تو دم همه دم از تو خبر میگیرد

رمضان ماه خطاپوشی یار است بیا

پایتخت همه ایام نگار است بیا

سربه زیر آمده ام تا که مرا راه دهی

رخصت عرض ارادت دم درگاه دهی

یارب این عبد گنهکار بیا برگشته

بر درت بندۀ فرّار بیا برگشته

منکه مردودی عشق تو به ماه رجبم

پس چگونه رمضان آمده ام؟در عجبم

 (یامن ارجوه لکل) مفت ز دستم رفته

یا مه ختم رسل مفت ز دستم رفته

باخت دادم همۀ قافیه های شعبان

بی تو سر شد همۀ ثانیه های شعبان

وای اگر دست دلم را تو نگیری چه کنم

ز کفم رفته جوانی سر پیری چه کنم

امشب از خوف، هراسانِ قیامت شده ام

من هراسان همان لحظۀ غربت شده ام

به سر قبر من آنکس که لحد چیند کیست؟

در سراشیبی آن معرکه دستم خالیست

غرق دلشوره ام و هیچ ندارم ای وای

حق بده تا که ز دل ناله برآرم ای وای

تو خطا پوشی و امید به لطفت دارم

با نگاه کرمت بار زمین بگذارم

منِ سرگشته که در سایۀ دینت هستم

با همه بار گنه عبد حسینت هستم

امشب از خرمن لطفت به همه خوشه بده

لطف کن بار دگر باده ز شش گوشه بده

زیر قبه همگی عبد خدا میگردیم

ما به باب الشهدا با شهدا میگردیم

هروله در حرم یار صفایی دارد

حمدلله که دلم کرببلایی دارد



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-زمزمه


ای آفتاب رحمت ادرکنی یا الهی

ای کوثر محبت ادرکنی یا الهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

من بنده ای حقیرم رو در روی جلالت

زشتم ولی اسیرم بر جلوه ی جمالت

ای وای اگر بمیرم در زشتی و تباهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

این اشک دانه دانه این دیده ی پر آبم

این ناله ی شبانه این شور و اضطرابم

ای بهترین بهانه بر حال دل گواهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

از فرط بی حیایی بر تو وفا نکردم

با نور کبریایی دل آشنا نکردم

با توبه ای نهایی دل را بده پناهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

نخل ولا نشاندی در شوره زار قلبم

بذر وفا فشاندی در نو بهار قلبم

طعم دعا چشاندی بر قلب من به آهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

یا رب مکن عذابم در آتش جدایی

بنما چنین خطابم بنده تو مال مایی

یارب بده جوابم بر من نما نگاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

امشب طفیل کوی ارباب با وفایم

پروانه گرد روی آن ماه دلربایم

دانم گل نکوی حق بخشدم به کاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

من با همه بدیها دیوانه ی حسینم

غرق گناهم اما مستانه ی حسینم

یا رب به حق مولا آیا نمانده راهی ؟

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

خواهم به چشم گریان پاکم کند نگارم

در کربلای جانان خاکم کند نگارم

او نور محض دوران من بنده ی سیاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


یارب به رسالت رسول الثَّقَلین

یارب به غزا  کننده‌ی بدر و حُنَین

عصیان مرا دو نیمه کن در عرصات

نیمی به حَسن ببخش و نیمی به حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


ای آن‌که فراتر از حضور نوری! 

با این همه کی ز دیده‌ام مستوری؟!

نزدیک‌تری از رگ گردن، ای دوست!

احساس نمی‌کنم که از من دوری!

***

رگبار به جای اشک می‌بارد دل

تا پا به حریم عشق بگذارد دل

تا ساحت دوست پر کشیدم، تا دست

از هرچه به غیر اوست بردارد دل

***

نزد تو دلی غرق گناه آوردیم

یک سینه پر از ناله و آه آوردیم

هر چند که سیلی‌خور سنگیم ولی

در کوچه‌ی عشق تو پناه آوردیم



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1396/03/12

مناجات با خدا


خدایا دلی ده حقیقت‌شناس

زبانی سزاوار حمد و سپاس

مرا جز تو کس، یاور و یار نیست

چه گویم که یارای گفتار نیست

ز فیض تو آید دلم در خروش

که نی از دم نایی آید به جوش

دلم رشحه‌ی بحر انعام توست

چو ماهی، زبان زنده از نام توست

ندارد فروغی ز خود مشتِ گل

مگر پرتو فیضت افتد به دل

وجود تو نگشاید از دست جود

عدم‌پیکران را چه یارای بود؟

در این تیره کاخی که ظلمت سراست

نفس راه لب را چه داند کجاست؟

ازل تا ابد، مدّ احسان توست

به خوان کرم، دل نمکدان توست

زبان است دستان‌زنِ باغ تو

دلم طور و شمعش بود داغ تو

حدیث من و ما نمی‌شایدم

به این خیرگی خنده می‌آیدم

ندانسته‌ام کیستم، چیستم

تویی عین هستی و من نیستم

فنا را کجا لاف دعوی رسد؟

مگر دست دعوی به معنی رسد

«حزین»، از میِ بیخودی جام کش

زبان مست دعوی‌ست، در کام کش

اگر محو کثرت وَ گر وحدتی

به هر صورت، آیینه‌ی حیرتی

قلم بر فسون‌های نیرنگ زن

زند راهت آیینه بر سنگ زن

چو از خویش و بیگانه تنها شوی

قبول خداوند یکتا شوی

خدایا به جاه خداوندی‌ات

که بخشی مقام رضامندی‌ات

طمع نیست از کشت بی‌حاصلم

به خشنودی‌ات کار دارد دلم

بسی شرمسارم ز نفس فضول

ز طاعت مکدّر، ز عصیان ملول

که نیک و بدم هر دو نبوَد روا

چو عصیان بود طاعتم ناسزا

ندارم به جز عفو چیزی به کف

شد از کف مرا نقدِ فرصت تلف

به درگاهت آورده‌ام عجز خویش

سر از شرمِ بی‌برگی افکنده پیش

نگیری چه‌سان دست افتاده‌ای

که خود از کرم هستی‌اش داده‌ای؟

به یک عمر در نعمتت زیستم

گدای درت نیستم، کیستم؟

اگر هست بنما درِ دیگرم

وگر نه به حرمان مران زین درم

در افتادگی از که خواهم مدد؟

مدد از که افتادگان را رسد؟

خروشان خراشم جگر در قفس

کسی نیست غیر از تو فریادرس

به هر حاجتم از تو امّیدوار

که هم فیض‌بخشی، هم آمرزگار



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1396/03/12

مناجات با خدا


از ما جفا بسیار دیدی و وفا، نه

تو یاد ما بودی، ولی افسوس، ما، نه

حالا که در دنیا مرا رسوا نکردی

بی آبرویم می کنی روز جزا؟ نه

از سفره ی جودت اگر محروم باشد

جای دگر پُر می شود دست گدا؟ نه

آنگونه که میخواستم بودی همیشه

آنگونه که میخواستی دیدی مرا؟ نه

هر طور میخواهی بسوزانی بسوزان

اما برایت سود دارد؟ به خدا نه

این یا علی گفتن کم از یا ربّنا نیست

اصلاً مگر فرقی است ما بین شما؟! نه

جنت برای شیعیان زیباست اما

زیباتر از راه نجف تا کربلا نه

موکب به موکب اربعین عشاق جمعند

امسال آیا قسمت من هست یا نه؟

**

ای کاش ارباب مقاتل می نوشتند

سر را جدا کردند، اما از قفا، نه



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/11

مناجات با خدا

 

ای سرّ تو در سینه‌ی هر محرم راز

پیوسته درِ رحمت تو بر همه باز

هر کس که به درگاه تو آورد نیاز

محروم ز درگاه تو کی گردد باز؟ 



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/11

مناجات با خدا-شب هفتم ماه مبارک


روزگاری ست که با تو سر دعوا دارم

که چرا دست چرا قلب چرا پا دارم؟

من که دیروز کنارت به عبادت بودم

این چه عشقی ست که امروز به دنیا دارم

تو خدایی، من بیچاره فقط یک بنده

تو یکی هستی و من اینهمه همتا دارم

تو سزاوار پرستیدن و کرنش هستی

آخرین مرحله ی زاری و خواهش هستی

باز هم حرف دل و عقل هماهنگ نشد

هفت شب رفت و برای تو دلم تنگ نشد

دل که از مهر تو خالی شده دیگر دل نیست

هرکه دلبسته ی دنیا بشود عاقل نیست

بنده ی تشنه به دنبال چه هستی؟ برگرد

این سرابی که تو را گول زده منزل نیست

#شب_هفتم شب عشق است بگو با مردم

 روزه بی حب حسین بن علی کامل نیست

شب و بین الحرمین تو پر از خوشه شده

دل من مثل ضریحی ست که شش گوشه شده

نامت آمد که به من اذن زیارت دادند

فرصت دلبری و عرض ارادت دادند

نه فقط ذرهء ناچیز ترینی چون من

همه ذرات به عشق تو شهادت دادند

هیچ کس هیچ نفهمید ولی ما دیدیم

به تو نیروی فراتر ز اجابت دادند

تو طبیب همه ای زاهد و کافر ،اما

چون مطب خواسته بودی به تو هیأت دادند

رأس نی را به سر دور شده از خواهر

به دل زینب دور از تو اسارت دادند

چون گرفتار قفس گشت کبوتر چه کند؟

سخت #زینب نگران است که آخر چه کند؟

کوچه تا کرببلا، کرببلا تا به دمشق

با غم نیزه غم کوچه، غم در چه کند؟

می تواند که تحمل بکند غم ها را

لیک با غصه ی دوری برادر چه کند؟

#شب_هفتم به حضور تو معطر شده است

دل ما سوی ضریح تو کبوتر شده است

دل من کفتر جلدی ست که عشقی شده است

گاه در کرببلا گاه دمشقی شده است



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه نوحه در آپارات

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء