حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1397/03/23

وداع با ماه مبارک رمضان

 

مهمان خدا اگرچه کوتاهی کرد

نور تو مرا به آسمان راهی کرد

تو شاهد روز محشری ، میدانم

ای ماهِ خدا شفاعتم خواهی کرد 



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

امام زمان(عج)-مناجات وداع با ماه مبارک رمضان


رو لبم فریاده اما بی صداست

پر شدم از دردایی که بی دواست

دوباره فرصت عاشقی گذشت

نشدم من اونی که آقام میخواست

 

توی دنیای خودم ندیدمش

یه سحر کاش كه ببینم خوابشو

هرچی که این سی شبه صداش زدم

نشنیدم حتی یه بار جوابشو

 

داره میگیره صدام مارمضون!

اجابت نشد دعام مارمضون!

دیگه من کاری با هیچکس ندارم

آقام و از تو میخوام مارمضون!

 

ماهم و نشون بده ماه خدا

ماهی که خورشید اسیر نورشه

داری با جمعه تموم میشی بگو

دیگه فردا جمعۀ ظهورشه

 

آقاجون مهمونی هم تموم شد و

ساعتای آخر ضیافته

دیگه از فردا صدامون نمیاد

خیالت از دست ماها راحته

 

شب جمعه س شب رحمت و دعاس

بخششم که دیگه با بزرگتراس

قول بده قفل دلم رو واکنی

کلیدش زیارت کرب و بلاس

 

حالا که برامون این مارمضون

سفره پهن کردی تو بین الحرمین

پس بکش زحمت جمع کردنش و

بیا تو مجلسمون بگو حسین

 

مثل اون مادری که تو قتلگاه

روضۀ غریب مادر میخونه

روضۀ جون دادن برادر و

جلو چشمای یه خواهر میخونه



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک


پاک در بندگی ام قافیه را باخته ام

فرصتی را که به من داد خدا، باخته ام

یک طرف دست تهی ازطرفی فرصت رفت

بازهم عمر دوسر باخته را باخته ام

من که از دوست به غیر از خودِ او خواسته ام

متن دل را به همین حاشیه ها باخته ام

مست از میکده ها سهم خودش را برده

من ولی حال دعا را به ریا باخته ام

نفس هر طور که میخواست مرا بازی داد

سر و پا را به همین بی سر و پا باخته ام

در پس پرده حنایم چقدر بی رنگ است

آبرویی که تو دادی همه جا ، باخته ام

باختن در همه اوقات ولیکن بد نیست

من دلم را به غم کرببلا باخته ام

باختم دل به حسین و به حقیقت بردم

سجدۀ شکر کنم بس که به جا باخته ام

از همان بار که چشمم به ضریحش افتاد

دل جدا باخته و عقل جدا باخته ام



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1397/03/23

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک رمضان


این آخرین شبی است که بیدار بوده ام

چشم انتظار لحظه ی دیدار بوده ام

این آخرین دقایق مهمانی است و من

تا صبح پای صحبت دلدار بوده ام

شکرخدا که سی شب اگر خواب مانده ام

وقت نماز صبح خبر دار بوده ام

سی روز گوش من به اذان بود و نام تو

سی مغرب از اهالی افطار بوده ام

یک سال من اسیر دل خویش بودم و

یک ماه را به دوست بدهکار بوده ام

بر من گذشت یک رمضان دگر! بگو

آیا پسند چشم تو اینبار بوده ام؟!

ای ماه! یک نظر کن و شرمنده کن مرا

شرمنده ی نگاه تو بسیار بوده ام...



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1397/03/17

مناجات با خدا-روضه حضرت علی اصغر(ع)


در سایه ی جهالت عمری خراب کردم

وقتی که پشت خود را بر آفتاب کردم

حتی عبادت من بوی ریا گرفته

در توبه ای حقیقی ترک ثواب کردم

یا منتهی الرجایا یا غافرالخطایا

بر روی بخشش تو خیلی حساب کردم

با روی خوش برایم آغوش باز کردی

وقتی تو را میان گریه خطاب کردم

تنها تو راه داری در خانه ی دل من

غیر از تو هر که آمد نزدم جواب کردم

باب نجات یعنی باب الحسین از این رو

تا بوسه گیرم از شش گوشه شتاب کردم

هر کس کشیده بر دل تصویری از وطن را

من عکس کربلا را بر سینه قاب کردم

نان و نمک حسین است سنگ محک حسین است

گفتم حسین و  در دلها انقلاب کردم

سی شب به ارگ روضه تا وقت مرگ روضه

من عمر خویش را صرف آن جناب کردم

مویی سپید کردم در روضه های آقا

کی من سپید مو را در آسیاب کردم !؟

حتی خود خدا هم امشب به گریه افتاد

تا روضه ی عطش را من انتخاب کردم

بر کاسه های شیر افطار خیره بودم

دل رفت پشت خیمه یاد رباب کردم

از کام خشک طفل شش ماهه یادم آمد

هر لحظه ای که مشتم را پر ز آب کردم

**

تیر سه شعبه بود و حلقوم پاره پاره

سر نیزه بود میرفت تشییع شیرخواره 



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت علی اصغر(ع)، 
پنجشنبه 1397/03/17

امام زمان (عج)-مناجات شب قدر –شب 23


داره بازم صدای گریه ی بارون می رسه

صابخونه درا رو وا کن داره مهمون میرسه 

اومدم تا دستای خالیم و بالا بگیرم

اومدم با نیت دیدنت احیا بگیرم 

دلم آشوبه اسیر بغض ممتدم نکن

آخرین شب از شبای قدره پس ردم نکن 

شب قدره اومدم بگم چقدر پشیمونم

شب قدره میدونم که قدرت و نمیدونم

شب قدره اومدم بگم چقدر دوست دارم

تا کی از غصه ی دوری تو باید ببارم

این شبا خیلی هوای یاس و نرگس میکنم

بیشتر از همیشه جای خالیت و حس میکنم

وقتی دونه دونه اشکام روی گونه م میریزه

نگاهت بار گناه و از رو شونم میریزه

امیدم تو این شبا به ببخشش تو بیشتره

اگه تو نگذری از من خدا هم نمی گذره

خیلیا سال گذشته با تو هم قسم شدن

با یه گوشه ی نگات مدافع حرم شدن

کاشکی امسال به منم از اون نگاها بکنی

کاش در باغ شهادت و برام وا بکنی

آقاجون به جون اون قبلۀ حاجات قسم

آقا جون به عمۀ کوچیک سادات قسم 

به همون دستای کوچیک که گره وا میکنه

به همون سه ساله ای که کار زهرا میکنه

قَسَمت میدم به گریه های نیمه ی شبش

به کبودیای رو صورت عمه زینبش

نگا کن تا فردا پیش زهرا روسپید بشم

منم امسال تو راه زینبیه شهید بشم



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر


موعد دیدار تو راحت نمی آید به دست

طینت پاکیزه با غفلت نمی آید به دست

شد شب قدر و همه درهای رحمت باز شد

درک امشب بی گمان راحت نمی آید به دست

چه کنم شب های احیا هم اگر غفلت کنم

وای بر من دیگر این فرصت نمی آید به دست

نوبتی باشد اگر هم نوبت زاری ماست

رستگاری خارج از نوبت نمی آید به دست

هرچه به من میدهند از باب خلوت میدهند

چیز قابل داری از جلوت نمی آید به دست

بی گمان نابرده رنج از گنج ها بی بهره ام

روضه ی رضوان که بی زحمت نمی آید به دست

هرکه باتقوا شَوَد نزدت گرامی میشود

تا نباشم بنده ات نیت نمی آید به دست

شکر نعمت نعمت ام افزون کند با این حساب

تا نباشد سجده ای نعمت نمی آید به دست

هرچه فرصت داشتم با دست خود سوزانده ام

مهلتی دیگر از این بابت نمی آید به دست

گریه غسل توبه ی هر دیده ی آلوده ای ست

تر نشد چشمی اگر عفت نمی آید به دست

شیعیان مرتضی مثل خودش با غیرت اند

بی ولای مرتضی غیرت نمی آید به دست

از ازل روزی رسانم حیدر است و رزق من

بی نگاه ویژه ی حضرت نمی آید به دست

حال خوش ، توفیق اشک بر شهید کربلا

جز شب جمعه شب رحمت نمی آید به دست

تشنه های سیم و زر آخر نفهمیدند که

با جسارت کوهی از ثروت نمی آید به دست

چه به روزت پنچه ی شمر لعین اورده است؟؟

یوسف خوش چهره گیسویت نمی آید به دست 



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر


هی غصه به روی غصه انباشته ام

هی دانه ی اشک در دلم کاشته ام

تقدیر مرا خودت مگر خوب کنی

یک سالِ بدون کربلا داشته ام



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1397/03/15

مناجات با خدا-شب قدر-روضه امیرالمومنین(ع)


دست من خالی است و چشمانی

پُرِ اشک و گناه آوردم

از خودم هم فراری ام، امشب

من به اینجا پناه آوردم

 

چیز بهتر نداشتم، با خود

غیر ازین چشم های گریانم

گریه ام قاطی ریا شده است

اشک خالص که نیست، میدانم

 

باخودم فکر می کنم گاهی

" بی حیا این هزارمین بار است"

در دلم وحی می شود انگار

که دوباره بیا که غفار است

 

سال ها بنده ی خودم بودم

هی خودم را فریب می دادم

همه چیزم به پای نفسم رفت

جان مولا برس به فریادم

 

قسمت می دهم تورا حقِ

خانه ای که درش در آتش سوخت

قسمت می دهم به آن مردی

که پَر همسرش در آتش سوخت

 

به همان ذوالفقار تنها که

سپرش را مقابلش کشتند

به علی که دو دست او بستند

همسرش را مقابلش کشتند

 

یا الهی به حق آن اشک و

گریه های درون چاه علی

آهِ مرد غریب می گیرد

قسمت می دهم به آه علی

 

روسیاهم خدا و حقِ من است

به رویم درب بسته مانده اگر

روضه میخوانم و یقین دارم

گره ام باز می شود آخر

 

می روم با دوچشم گریانم

 

به در خانه ی علی امشب

آن علی که حدود سی سال است

کم کَمَک جانش آمده بر لب

 

خاطرات گذشته می کشد و

فکر فردا عذاب می دهدش

تب مولا که می رود بالا

دست عباس، آب می دهدش

 

به حسن خیره می شود گاهی

یاد کوچه ... و می رود از حال

به حسینش نگاه می کند و

روضه می خواند از تهِ گودال

 

حسنم پس چرا از آن سیلی

هیچ حرفی به من نمی گفتی؟

نگرانم حسین جان! روزی

زیر پاهای اسب می افتی

 

چقدر حرف های ناگفته

از وصایای همسرش دارد

به حسینش نگاه می کند و

گوشه چشمی به دخترش دارد

 

همه ی ماجرای فردا را

از دوچشم حسین خود می خواند

یاد آن نیزه ها و خنجر ها...

خیره بر حنجر پسر می ماند

 

همه ی روضه های کرب و بلا

باهم از پیش چشم او رد شد

آه این قامت رشید حسین

قسمت سم اسب خواهد شد

 

لحظه های وداع آخر تا

خواست زیر گلوش بوسه زند

یادش آمد که هیچ شمشیری

جای این بوسه را نمی بُرد

 

تا به زینب نکاه می کرد...آه

صورتش غرق حسِ غربت بود

آخر این ناز دانه ی بابا

سرنوشتش غم و اسارت بود؟



موضوع : مناجات با خـدا، شهادت امام علی(ع)، 
سه شنبه 1397/03/15

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای مقصد تمام دعاهای ما بیا

تنها دلیل دیده ی دریای ما بیا

جز تو کسی مراد شب قدر ما که نیست

ای آرزوی هر شب احیای ما بیا

قرآن به سر گرفته ای و گریه میکنی

هرشب برای محشر و دنیای ما بیا 

امروزهایمان همگی بی تو رفته اند

ای غایب همیشه! به فردای ما بیا

ما هجر دیده ایم به فریادمان برس

ما زخم خورده ایم مداوای ما! بیا

این چشم ها که لایق دیدار نیستند

یک شب ز روی لطف به رویای ما بیا

امشب اگر که زائر ایوان طلا شدی

روضه بخوان به صحن نجف جای ما بیا



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1397/03/14

مناجات با خدا


هزاران بار استغفار كردم

دوباره جرم خود تكرار كردم

تو گفتی من غفورم ، من هم اینك

به جرم خویشتن اقرار كردم 

برو ای آتش دوزخ كناری

كه من رو بر در غفار كردم 

دوباره عفو كن یارب! اگرچه

من از این توبه ها بسیار كردم

به ذكر خود شفایم ده كه عمری

دلم را از گنه بیمار كردم

از آن گشتم دچار خواب غفلت

كه دیو نفس را بیدار كردم 

تو از اول عزیزم آفریدی

ولی من، حیف! خود را خوار كردم 

تنم كاهیده همچون كاه و بر دوش

بسی كوه گنه را بار كردم 

تو بودی یار من افسوس! افسوس!

كه من رو جانب اغیار كردم 

تو با «میثم»نبودت غیر خوبی

ولی من با تو بد رفتار کردم



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1396/10/29

مناجات با خدا


از اینکه بی وفایم٬ خیلی دلم گرفته

باید به خود بیایم٬ خیلی دلم گرفته

«أُدعونی أَستجب» را خواندم ولی از اینکه

لنگ است هر دو پایم٬ خیلی دلم گرفته

در خود شکستم از بغض٬ گفتم میانِ سجده:

با اشکِ بی صدایم٬ خیلی دلم گرفته

یارب «ظَلمتُ نفسی»٬ یارب «إلهی ٱلعفو»

درمانده و گدایم٬ خیلی دلم گرفته

یک عده با چه شوقی حاجت روا شدند و

من تحبس الدعایم٬ خیلی دلم گرفته

دل ذکرِ «لاطبیبَ مَن لاطبیبَ» دارد

قدری بده شفایم٬ خیلی دلم گرفته

ردّم نکن! به وٱلله جز تو کسی ندارم

کاری بکن برایم٬ خیلی دلم گرفته

«دست از طلب ندارم» اینها همه بهانه ست

دلتنگِ کربلایم٬ خیلی دلم گرفته!



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-روضه حضرت زهرا س


پرونده ام شده است پر از اشتباه، آه

شرمنده ام از این سر و روی سیاه، آه

حمد شفا برام بخوانید نیمه شب

دل مرده ام ازین همه کوه گناه، آه

آهی نمانده بین بساطم! مرا ببین

وضعیت خراب دلم را نگاه! آه

عمرم گذشت و دیر به خود آمدم، دریغ

فهمیده ام که رفت سرِ من کلاه، آه

بگذار تا که گریه کنم باز، زار زار

بگذار تا که ناله زنم باز، آه... آه...

لا یمکن الفرار...، شدم خسته سَیّدی

بیرون مکن مرا ز حرم یا اِله، آه

من را ببخش تا که علی شادمان شود

دور از نجف شدم چقدر زابراه، آه

از غربت علی و غم حضرت بتول

باید کشید از دل پر غُصه گاه، آه

نامردها به پهلوی زهرا لگد زدند

وقتی که بود مادر ما پا به ماه، آه

طوری زدند که همه دیدند فاطمه

پهلو شکسته رفت سوی قتلگاه، آه

با چکمه هایشان چقدر این حرامیان

رفتند روی سینه ی ارباب راه، آه



موضوع : مناجات با خـدا، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
چهارشنبه 1396/10/20

 حضرت عباس(ع)شهادت-مناجات با خدا-شب جمعه


لال و مبهوت شدم، ناله ی شبگیرم کن

شده ام خوابِ پر از واهمه، تعبیرم کن

ای نم اشک که از چشم ترم می افتدی

نزد الله، پشیمان شده تصویرم کن

راه درمان شدنم دست خودم نیست، طبیب

 شده ام دردِ معما شده، تدبیرم کن

یا مرا زود بغل کن جلوی چشم همه

یا بیا پیش نگاه همه تحقیرم کن

ننگ بر من به کسی غیر علی رو بزنم

از همه جز اسد الله، خدا سیرم کن

سر و پا معصیتم، باز به دستان علی

به مناجاتِ شب فاطمه تطهیرم کن

از همان کودکی ام نذر حسینیه شدم

بین دربار حسین بن علی پیرم کن

گر دلم نیّت طوفِ حرمی دیگر کرد

پای من را بشکن، در غل و زنجیرم کن

پا برهنه ببرم کرب و بلا، بعد از آن

وسط صحن ابالفضل زمینگیرم کن

***

مَشک من را زده اند آبرویم ریخته است

دست تقدیر بیا زود پُر از تیرم کن

من قمر بودم و مُنشَق شدم از ضرب عمود

آسمان، روی سنان سوره ی تکویرم کن



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت عباس (ع)، 

مناجات با خدا-حدیث نفس-زلزله


لحظات مناجات فقط مشغله دارم

خیلی سرِ نفسم عوضش حوصله دارم

یک بار نشد تا که شکایت کنم از خود

تنها فقط از دست بقیه گله دارم

بهر منِ دنیا زده پرواز محال است

این گونه که بر بال و پرم سلسله دارم

من را چه شده یاد قیامت نمی افتم؟

با این همه ترسی که ز یک زلزله دارم

در خوابم و یک لحظه نشد تا که بفهمم

با یوسف زهرا چقدر فاصله دارم

 

 

پ ن:

امام صادق علیه السلام:

زلزله و مانند آن پند و هشدارهایی است که مردم را تهدید میکند تا رعایت کنند و از گناهان دست بردارند.



موضوع : مناجات با خـدا، 

یکشنبه 1396/04/4

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک


شاید کسی حال مرا پرسیده باشد

یا اشک چشمان ترم را دیده باشد

حق دارد این قلبی که مهمان خدا بود

از دوری ماه خدا رنجیده باشد

کِی می رسد تا آسمان ها ... بنده ای که

در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد؟!!!

پیروز میدان جهاد روزه داری ست

هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد

فطر آمده تا فطرت خود را بیابیم

گمگشته ای که روشنای دیده باشد

امکان ندارد سفره دار ماه غفران

تا این زمان ما را نیامرزیده باشد

شاید خدا در لحظه های روشن قدر

ما را به عشق مرتضی بخشیده باشد

بخشیده خواهد شد کسی که بین روضه

بر روی گونه اشک غم باریده باشد

رمز شروع گریه با ذکر حسین ع است

چشمی اگر چون چشمه ای خشکیده باشد

دنیا ندیده تا به حالا پیکری را ..

که اینچنین روی زمین پاشیده باشد

عالم ندیده که کسی مانند زینب س

مرثیه ی گودال را فهمیده باشد

حتّی اگر زیر گلویش را به جای ...

مادر ... میان کربلا بوسیده باشد ...

خنجر رسید و از قفا سر را جدا کرد

خورشید ما را بر فراز نیزه جا کرد ...



موضوع : مناجات با خـدا، عید فطر، 
شنبه 1396/04/3

مناجات با خدا


اگر چه بنده ی غافل ، اگر چه نادانم

به زیر دین تو هستم ،همیشه میدانم

دلیل دارد اگر چشم من ندارد اشك

مرا زمین زده این كثرت گناهانم

خراب كرده ام و روز و شب كریم الصفح

میان سجده ی توبه  تورا تورا خوانم

دلی كه جای تو باشد سراسرش نور ست

سیه شده دل من ،چون رفیق شیطانم

دروغ و غیبت و تهمت مریض كرده مرا

طبیب من به علی پیش توست درمانم

به غیر تو همه دنبال نفع خود هستند

ازینكه دل نسپردم به تو ، پشیمانم

انیس واقعی من فقط خودت هستی

بدون نور حضور تو جسم بی جانم

كرم نما كه كریمی و واسعه الرحمه

رسیده ام به تباهی خدای رحمانم

همیشه ارزویم بوده تا كه جان بدهم

به راه مهدی زهرا ، امام دورانم

بیا به جان حسینت ردم نكن مولا

نگاه كن به فقیرت ، شكسته بنیانم

حسین گفتم و از نام او دلم لرزید

بیاد كرببلایش دوباره گریانم

قسم به گریه زینب غروب عاشورا

به لحظه ای كه صدا زد قتیل عریانم 



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


ذکر استغفارهایم بی اثر مانده هنوز

یک نگاهی کن گدایت پشت در مانده هنوز

گریه ها کردم ز دوری ات ولی آقای من

بنده ی بیچاره از تو بی خبر مانده هنوز

دارد آقا ماه مهمانی به پایان می رسد

حسرت دیدارتان در یک سحر مانده هنوز

قول دادم نوکر خوبی شوم اما نشد

هی شکستم توبه و این درد سر مانده هنوز

رو زدم بر غیر تو حالا زمین خوردم ببین

این دل زار من آقا در خطر مانده هنوز

دگر از دست خودم خسته شدم پاکم بکن

تا که یک فرصت برایم مختصر مانده هنوز

نکند روزیِ امسال من آقا نشود

اربعین پای پیاده یک سفر مانده هنوز

کرمی کن برسان نوکرتان را به حرم

بوسه بر شش گوشه با چشمان تر مانده هنوز

ته گودال صدا زد خواهرم گریه نکن

ماجرای خیزران و تشت زر مانده هنوز 



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان


تو خطا بخش و خطا پوش و توئی ،تو به پذیر

من خطاکار و پشیمان و گناه آلوده

رمضان رو به تمام است ولی رحمت ، نه

نشود بسته دری را که خدا بگشوده

نه که در جرم و خطا قصد جسارت دارم ...

تو رئوفی که خیالم شده باز آسوده

پا کشیدن ز درِ لطف تو بی معرفتی است

من که با نیم نگاه تو شدم بخشوده

گرچه آلوده ام اما نکنم قطع امید

از خداوند رئوفی که خودش فرموده

" که بخوانید مرا تا که اجابت بکنم "

دوست دارم همه را غرق عنایت بکنم

تو  به عصیانِ من و جرم و گناهان من و

من به لطف تو و سودای تو عادت کردم

چاره ای کن خود تو بغضِ گلو گیرِ مرا

به دعاهای سحرهای تو عادت کردم

به ابو حمزه و جوشن به عدیله به مجیر

نیمۀ شب به تمنّای تو عادت کردم

عطشِ روزه مرا یادِ ابالفضل انداخت

من به این گریه به سقای تو عادت کردم

با نگاهِ تو خدایا به گدایی کردن

زِ درِ خانۀ زهرای تو عادت کردم

این هم از برکت مهمانیِ پُر فیض شماست

که به لب ، یا علی و یا حسن و یا زهراست

رمضان هم به حسین بن علی گریه کنیم

ماهِ آن فرق ندارد به غمش غم داریم

اینکه دستِ خودمان نیست که دیوانه شدیم

همۀ سال به یادِ حرمش دم داریم

رمضان بارِ سفر بسته و آرام آرام

چشم بر آمدنِ ماه محرم داریم

نوکری بر درِ او شک نکنید آقائی است

فخر با منصب خود بر همه عالم داریم

همۀ سال بساط خوشیِ ما جور است

ما فقط یک سفرِ کرببلا کم داریم

باز از مجلس او تا حرمش پُل زده ایم

باز بر دامن او دست توسل زده ایم 



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


من و دعای  پیمبر چه ماه خوبی بود

کنار سفرۀ حیدر چه ماه خوبی بود

که دیده بر سر یک سفره نوکر و ارباب

و همنشینی مادر چه ماه خوبی بود

من و غریب مدینه ، چه خلوتی، به به

به میزبانی کوثر چه ماه خوبی بود

به افتتاح و ابوحمزه و کمیل و مجیر

شدیم جوشن یکسر چه ماه خوبی بود

بخاطر شب قدرش گناه ما بخشید

و یک تولد دیگر چه ماه خوبی بود

چقدر گریه به غمهای کربلا کردیم

برای چادر و معجر چه ماه خوبی بود

شدیم یاور مظلومه ای به گودالی

که بوسه داشت به حنجر چه ماه خوبی بود

گریستیم به لبهای خشک سقا تا

گلوی اکبر و اصغر چه ماه خوبی بود

شبی خرابه نشین سه ساله ای بودیم

سر پدر، شب دختر، چه ماه خوبی بود

سری زدیم گهی در تنور و گاهی دِیر

سری زدیم به یک سر، چه ماه خوبی بود

ز کوچه های مدینه عبور میکردیم

کمک شدیم به مضطر چه ماه خوبی بود

برای پاره جگرها  چه خوب گرییدیم

امان ز گریۀ خواهر چه ماه خوبی بود

گهی میان مناجات های نخلستان

شدیم همدم حیدر چه ماه خوبی بود

چه خوب شد که گرفتیم عبرت از کوفه

شدیم حامی رهبر چه ماه خوبی بود

برای ماه محرم ببند بارم را

رسیده ماه به آخر چه ماه خوبی بود

و کاش چون پسر مهزیار میگفتند:

بیا به خیمۀ دلبر چه ماه خوبی بود

وداع ماه مبارک چه سخت و جانفرساست

شبیه روضۀ سخت وداع کرب و بلاست



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان


بهترین فصل دعا بود نمی‌دانستم

مرغ آمین* همه جا بود نمی‌دانستم

یا كریم دل من سی شب و سی روز تمام

در قفس بود و رها بود نمی‌دانستم

«ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم»

لطف، بی‌چون و چرا بود نمی‌دانستم

عابر كوچۀ دلتنگی و حیرت بودیم

خانه‌ی دوست كجا بود؟ نمی‌دانستم

و خدا را به علی! باز قسم خواهم داد

صحبت از عشق خدا بود نمی‌دانستم

 

* قدیمی‌ها هنگامی که دعای کسی زود اجابت می‌شد، می‌گفتند انگار وقتی دعا می‌کرد مرغ آمین بالای سرش نشسته بود.

 



موضوع : مناجات با خـدا، 

شنبه 1396/04/3

وداع با ماه مبارک رمضان-شب آخر


چشم های به در خداحافظ

لحظات سحر خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظات غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه قدر مانده است تا ساحل

رمضان رفت ای دل غافل

رمضان رفت کوله بارت چیست؟

نکند جز گناه در آن نیست؟

شب بیست و نهم بخوان و بسوز

به خودت آمدی در این سی روز؟

کاری اصلا برای دل کردی؟

باید امشب به خویش برگردی

روزها را مرور کن آری

حاصلت چیست از چه بیزاری؟

از گناه و دروغ و صد رنگی؟

ای بمیری که مایهء ننگی

ای بمیری من دروغ و ریا

شب آخر شده به خویش بیا

دست بردار از دغل بازی

به چه چیزت هنوز می نازی؟

به گناهان بیشتر ز حدت؟

به فریب و به کارهای بدت؟

راه را اشتباه برگشتی

باز هم با گناه برگشتی

داشتی سوی دوست میرفتی

آه با یک نگاه برگشتی

نفس، بیچاره کرده ست تو را

شب آخر شده به خویش بیا

راه باز است تو نمی بینی

میوه ی بغض را نمی چینی

خویشتن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام یا اشک

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول یک قدم است

السلام علیک که دلتنگم

ای بمیرم که مایه ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن



موضوع : مناجات با خـدا، 

وداع با ماه مبارک رمضان


ای ماه تنزل ملائک! بدرود

نور ملکوتِ جان سالک! بدرود

ای خواهش عارفان، بهار قرآن!

ای مطلع فجر «َامرِ رَبِّک»! بدرود

***

ما را به تبسم دعا بردی تو

تا روشنی فرشته‌ها بردی تو

ما را ز فریب اهرمن کوچاندی

تا حضرت دوست، تا خدا بردی تو

***

ای ماه عزیز! حق نگهدارت باد

خورشید، فدای چشم بیدارت باد

ای لیلۀ قدر! در دل بیداران

تا صبح وصال، شوق دیدارت باد

***

ای فرصت ناب عشق‌بازی با او

تفسیر فصیح آیه " الّا هو "

حقا که فراق جانگدازی داری

ای ماه عزیز! مژدۀ وصل‌ات کو؟!

***

ای سورۀ دل‌نواز! نشناختمت

ای مایۀ سوز و ساز! نشناختمت

سی روز شکوه «رَبَّنَا» را دیدم

یک ماه گذشت و باز نشناختمت!

***

یک ماه، فرشته همنشین ما بود

آیینه و نور، سرزمینِ ما بود

از خویش تهی و از خدا پُر بودیم

اخلاص، رفیق نازنین ما بود

***

سی روز تمام، با خدا خوش بودیم

با شوق تبسم دعا، خوش بودیم

در لیلۀ قدر، زیر سقف توبه

با هلهلۀ فرشته‌ها خوش بودیم

***

سی روز به شهر جان غزل‌خوان گشتم

دنبال ظهور نور انسان گشتم

در ظلمت جسم، من پریشان بودم

در پرتو روزه، من پری شان گشتم

***

سی روز خدا ز بام و در گل می‌ریخت

با دست فرشته، در گذر گل می‌ریخت

با تکیه کلام: "من تو را بخشیدم"

از باغ تبسم سحر گل می‌ریخت

***

یک ماه تمام، بندگی می‌کردیم

افطار و سحر، پرندگی می‌کردیم

بر سفرۀ نور، معرفت می‌خوردیم

با روزی روزه ، زندگی می‌کردیم

***

در لیلۀ قدر، بیکران را دیدیم

در جسم زمین، نزول جان را دیدیم

با چشم فرشته سی بهارستان از-

زیبایی ماه رمضان را دیدیم

***

با ظلمت نَفس، با هوس جنگیدی

با هر چه که «من»، نَفس نَفس جنگیدی

سی روز تو آسمان تبسم کردی

ای روح پرنده! با قفس جنگیدی

***

"هو" گفتم و جانِ من شد از تن خالی

از حیلۀ رنگ رنگ دشمن خالی

سی روز فضای سینه پر شد از دوست

از همهمه و هی هی «من، من » خالی

***

در ماه خدا، خانه تکانی کردیم

همپای فرشته، مهربانی کردیم

جان را که اسیر تخته‌بند تن بود

در فرصت روزه، آسمانی کردیم

***

بر سفرۀ روزه، ما مُکرم گشتیم

در خلوت انسِ دوست، مَحرم گشتیم

از دخمۀ نَفس، سر برون آوردیم

در مکتب صبر روزه، آدم گشتیم

***

بیداری ماه رمضان رفت، دریغ

این آینه از دست جهان رفت، دریغ

جان بود به جسم مُردۀ این دنیا

ای دلشدگان! جان جهان رفت، دریغ



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1396/04/2

امام زمان(عج)-مناجات در ماه مبارک رمضان-آخرین جمعه


آخرین عصرجمعۀ رمضان، دل من بی قرار می ماند

گرچه غرق گناه و معصیت است، پای این انتظار می ماند

قدر این ماه را ندانستم ،چشم بر هم زدم که رفت از دست

جمع شد سفره،شک ندارم که، کرم سفره دار می ماند

سفره دار کرم، امام کریم، دست من را رها نکن آقا

بی عطایت دل شکستۀ من، خجل و شرمسار می ماند

مکه چشم انتظار آمدنت، یوسف جان اسیر پیرهنت

بانگ یا اهل العالمت آقا، تا ابد یادگار می ماند

کاش باشم در آن زمانی که، باهزاران نوید می آیی

رد دستان پر غرور شما، بر روی ذوالفقار می ماند

زائر قبر مخفی زهرا ، وارث روضه های عاشورا

تانیایی به سینه ها داغِ، مادر بی مزار می ماند



موضوع : مناجات با خـدا، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/04/1

مناجات با خدا


ذره ذره معصیت کل وجودم را گرفت

بنده ی دنیا شدن، بال صعودم را گرفت

خواستم وارد شوم بر اهل توبه ناگهان

مشکلی عارض شد و راه ورودم را گرفت

من ضرر از آرزوهای بلندم دیده ام

غافل از محشر شدن یک عمر، سودم را گرفت

وای از بی خیریِ این چشم بی تقوا شده

اشک های روضه ام، بود و نبودم را گرفت

عهد بستم با امام عصر خود آدم شوم

غفلتم، قولی که بر او داده بودم را گرفت

غافل از صاحب زمان سرگرم کار خود شدم

کم کم این غافل شدن حال سجودم را گرفت

من زمین افتاده ام اما به دادم می رسد

آن که مهرش روز اول تار و پودم را گرفت

روزگاری می شود نام حسین بن علی

با دعای فاطمه گفت و شنودم را گرفت

جان فدای خواهری که ناله زد در قتلگاه

خون پاک حنجرت کل وجودم را گرفت

خوب شد زهرا ندید و خوب شد حیدر ندید

سایه ی دست کسی روی کبودم را گرفت



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/04/1

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن

باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم

یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

بر در این خانه من بهر امیدی آمدم

پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

دست خالی آمدم، با دست خالی می روم

یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن

پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن

خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن

جان آقای خراسان، جان سلطان غریب

هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن

من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین

جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن

بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین

گریه کن های غم کرببلا را عفو کن

جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر

حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


بگذارید بر احوال خودم گریه کنم

نیمه شب گشته و برحال خودم گریه کنم

چند سالیست گنه دور وبرم می گردد

بر سیه رویی هر سال خودم گریه کنم

من الف بودم و بار گنهم دالم کرد

بر قد تا شده و دال خودم گریه کنم

بخت یارم نشد و آخر عمری باید...

بنشینم که بر اقبال خودم گریه کنم

هر چه من فال گرفتم همگی بد آمد

باید از این بدی فال خودم گریه کنم

هربلایی سرم آمد به خدا حقم بود

کاش بر زشتی اعمال خودم گریه کنم

پروبالی که شکسته به سما هم نرود

باید از بی پری و بال خودم گریه کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

 توسل در شب قدر


در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر

در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی

چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

امام حسین(ع)-مناجات شب قدر


دست دلم باز به دامان توست

منتظر جوشش احسان توست

گفت پیمبر به تو ای نور عین

جنت حق وقف محبان توست

غصه روزی نخورد هیچ کس

روزی ما دست گدایان توست

حاتم طایی شدن آسان بود

این کرم کوچکی از خوان توست

افضل الاعمال شب قدر من

گریه برای لب عطشان توست

حال مرا روضه دگرگون کند

باز گدا بی سر و سامان توست

ای گلِ از ساقه جدا تشنه لب

آب لبت آب بقا تشنه لب

در و گوهر از دهنت ریخته

همچو عقیق یمنت ریخته

مثل نقابی به روی قرص ماه

زلف شکن در شکنت ریخته

بر روی هر صفحۀ خاک بلا

عطر خوش پیرهنت ریخته

دشمن بی شرم تو دور و برت

تا که کند بی کفنت ریخته

مصحف صد پارۀ زینب شدی

گوشۀ گودال تنت ریخته

ضربۀ سر نیزه کجا خورد که

خون جگر از دهنت ریخته؟

نالۀ زهرا قتلوک حسین

وای بُنی ذبحوک حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1396/03/25

شب قدر-شب جمعه


شب جمعه دل ما گفت علی گفت حسین

رو به درگاه خدا گفت علی گفت حسین

از همه رانده شده چشم بر این در دارد

بنده ای غرق خطا گفت علی گفت حسین

این شب جمعه؛ شب قدر؛ شب توبه ی ماست

دل ما بین دعا گفت علی گفت حسین

پر زد از صحن نجف محضر شش گوشه ی شاه

هر دل غمزده تا گفت علی گفت حسین

روزه ام نذر پدر روضه ی من خرج پسر

غم جدا غصه جدا گفت علی گفت حسین

دل قرآن به سرم با دم سلطان نجف

کنج ایوانِ طلا گفت علی گفت حسین

اربعین پای برهنه زائر از خاک نجف

تا خود کرببلا گفت علی گفت حسین

مهدی فاطمه از توبه ی او راضی شد

هر که در نزد رضا گفت علی گفت حسین

من و سرمایه ی عمرم که دل دربه دری ست

تو و لبخند رضایت "چه مبارک سحری ست"



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء