حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/03/20

تشنگی رمضان با ابالفضل(ع)


شده تسبیحِ باران: یا اباالفضل

نوای چشمه ساران: یا اباالفضل

اگر که تشنگی جان بر لبت کرد

بگو با کام عطشان: یا اباالفضل



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت عباس (ع)، 
پنجشنبه 1395/03/20

مناجات با خدا


ای خدای مهربانم ای که غفارالذنوبی

عبد زار ناتوانم ای که ستارالعیوبی

ای امید عبد مسکین ، یا غیاث المستغیثین

بارش رحمانی تو ،بنده را در بر گرفته

از دم قرآنی تو، فطرس دل پر گرفته

گوشه ی مهمانی تو جا دلی مضطر گرفته

زد شکوفه گلشن دین ، یا غیاث المستغیثین

بهر اهداء در حریمت طاعتی قابل ندارم

بر سر خوان نعیمت جز دلی غافل ندارم

من بجز لطف عظیمت خواهشی در دل ندارم

شد به ذکرت سینه آذین ، یا غیاث المستغیثین

تو منایی تو صفایی تو نمازی تو نیازی

تو به هر دردی دوایی تو خدای چاره سازی

تو به خوبان همنوایی از بدان در احترازی

غافرالذّنب المحبّین ، یا غیاث المستغیثین

از من آلوده دامن بنده ی بدتر نداری

جز گذشت از کرده ی من چاره ای دیگر نداری

از سر من وقت مردن سایه ات را بر نداری

قاضی الحاجات شاکین ، یا غیاث المستغیثین

از ازل از ابتدایی تا ابد تا انتهایی

راحم هر بینوایی تو معزّ من تشایی

راحم هر ببینوایی عاشق اشک گدایی

روح عالی مضامین ، یا غیاث المستغیثین

زمزم اشکم روانه شد ز مژگان بارالها

کی شوم هم آشیانه با شهیدان بارالها

کی ببینم با ترانه روی جانان بارالها

انت با ربَّ المطیعین ، یا غیاث المستغیثین

کی شود اندر هوای دلبرم پر وا نمایم

کی شود در کربلای سرورم غوغا نمایم

کی شود جانم به پای حضرتش اهدا نمایم

ای فدایت جان شیرین  ، یا غیاث المستغیثین

عقده دار کربلایم من که شیدای حسینم

جان نثار کربلایم عبد رسوای حسینم

بیقرار کربلایم محو آوای حسینم

ای گل طاها و یاسین ، یا غیاث المستغیثین



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-شب جمعه


قسم به خون شهیدان به کربلا به حسین

خدا به حشر ببخشد گناه ما به حسین

  طلوع  ماه  مبارک   مبارکش   باشد

کسیکه روزه ی خود سازد ابتدا به حسین

خوشا  به  روزه ی  مقبول  روزه  دارانی

که ابتدا به حسین است و انتها به حسین

اجابت ار طلبی بر دعای خویش بخوان

به هر دعا که توانی خدای را به حسین

سلام  باد  بر  آن  روزه  دار  تشنه  لبی

که آب نوشد و گوید سلام ما به حسین

شروع و آخر  این ماه  با زیارت  اوست

چه عزت است که داده است کبریا به حسین

زیارتش   سه  شب   قدر  لذتی  دارد

شب علی است ولی باید التجا به حسین

خدای  عالمیان  می دهد  جوابش  را

دهد سلام هر آنکس زهرکجا به حسین

نما  روایت  ابن  شبیب  را  تفسیر

زاشک صبح و شب حضرت رضا به حسین

سه روز اگر تن او بود بر زمین داده است

فضلیت سه شب قدر را خدا به حسین

تو ای خدای حسین و علی در این رمضان

قبول کن همه طاعات شیعه را به حسین

موید از در  این  خانه  رو  نگرداند

قسم به خون شهیدان به کربلا به حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/03/20

توصیه مناجاتی


هنگام دعا قلب حزین داشته باش

یعنی که دلی خدای‌بین داشته باش

گر با دل آگاه خدا را خواندی

آنجا به اجابتش یقین داشته باش

***

پیامبر اعظم(صلوات‌الله‌علیه):

أُدْعُوا اللهَ وَ أَنْتُمْ مُؤْمِنُونَ بِالْإِجَابَةِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبٍ غَافِلٍ لَاهٍ

خدا را بخوانید و به اجابت دعاى خود ایمان داشته باشید و بدانید كه خداوند دعا را از قلبِ غافل و بی‌توجه، نمی‌پذیرد.

نزهة الناظر، ص۱۹



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/03/20

امام زمان(عج)-مناجات در ماه مبارک


با روزه مرا صبور کن ، بسم الله

از خاطر من عبور کن ، بسم الله

افطار و سحر تو را تبسم کردم

ای جانِ جهان ! ظهور کن ، بسم الله



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/03/20

امام حسین(ع)-مناجات-ماه مبارک


آغاز می کنم سخنم را به یا حسین

در می زنم به خانه ی معبود با حسین

کاری به خاطر رمضانم نکرده ام

اما گرفت دست تهیِ مرا حسین

ما روزه دارها همه یاد لب توییم

ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین

آخر مرا برای خودش می خرد شبی

من می شوم مسافر کرب و بلا حسین



موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


دو دستم خالی، از خون دیده‌ام پر

به سویت آمدم دلخون‌تر از حر

گنه‌کار آمده «یا غافرَ الذَنب»

پشیمان آمده «یا کاشفَ الضُّر»



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/03/19

ماه مبارک رمضان


بوی ملکوت، بوی عرفان آمد

گلبانگ خوش رحیم و رحمان آمد

گلعطر فرشته منتشر شد در خاک

ای دل شدگان! بهار قرآن آمد

***

آمد رمضان و حال خوبی دارم

سرسبزم و اعتدال خوبی دارم

پرواز ، پرنده ، بال و پر ، آزادی ...

من مطمئنم ، خیال خوبی دارم

***

ماه رمضان و شوق شب بیداری

از بودنِ بی تو، هر نَفس بیزاری

تنگ است دلم برای «یارب! العفو»

تنگ است خدا دلم برایت، آری

***

آمد رمضان، مُفسّرِ «احسان» باش

همسایه ی غربت تهیدستان باش

در شهر بساط عشق را برپا کن

در فکر دل شکسته ی انسان باش

***

آمد رمضان ، هَلا ! ز عادت برخیز

گل کرد سپیده ی سعادت ، برخیز

همپای سحر، به سمت بیداری رو

ای بنده ی تن! ز خواب غفلت برخیز

***

آمد رمضان و سفره ها رنگین تر

دنیا به مذاق ما و من شیرین تر

از کوچه صدای سائلی می آید

انگار شدست گوش مان سنگین تر !

***

یک ماه اگرچه آب و نان شد تعطیل

بر سفره، ضیافت دهان شد تعطیل

تعطیل نشد بساط دنیاداری

هر چند که دکه ی جهان شد تعطیل !

***

در مکتب روزه ، روی من پا بگذار

بر جلوه فروشی بدن ، پا بگذار

از خواهش َنفس خود بزن بیرون تو

بر فرصت اهرمن شدن پا بگذار

***

هر چند که روزه معرفت آواز است

آیینه ی فطرت است و انسان ساز است

شک نیست ، فقط ریاضتی جسمانی ست

وقتی که دهان نفسِ انسان باز است

***

ماه رمضان و سفره ی افطاری

هنگام سحر ، َنفَس َنفَس ، بیداری

از روزه اگر همین َقدَر می فهمی

مصداق ریاضت است و خود آزاری !

***

آمد رمضان و دست بابا خالی ست

از شادی روزه ، قلب سارا خالی ست

شرم ست نصیب سفره ی ما ، زیرا

افطار و سحر ، ز نان و خرما خالی ست !

***

ای کاش به راز عشق پی می بردیم

در بندگی خدا، مَحَک می خوردیم

ماه رمضان به شیوه ی حیدر ما

اندوه دلِ گرسنه را می خوردیم !

***

ما شیعه ی حیدریم و غافل از او

بر سیره ی دیگریم و غافل از او

دنیا َنسبیم و عافیت آبادیم

با َنفس برادریم و غافل از او !

***

حال دل خویش را کمی بهتر کن

ماه رمضان ، به نان و خرما سر کن

با غربت سفره‌های خالی بنشین

افطار و سحر، به شیوه ی حیدر کن

***

ماه رمضان ، شروع « حّوِل حال » ست

روی دل ما ، تبسمی از بال ست

همبال فرشته ها شدن آسان ست

در ماه خدا ، که سیب شیطان کال ست

***

در فصل سحر نشسته ام، خوشحالم

از ظلمت تن گسسته ام، خوشحالم

آمد رمضان و همنشین نورم

از فتنه ی َنفس رسته ام، خوشحالم

***

بی روی تو، ماه رمضانم ...؟ هرگز

وارستگی از هر دو جهانم ...؟ هرگز

بی جلوه ی آفتاب روی ماهت

یک روز به روزه می توانم ؟ هرگز !

***

ماه رمضان ، فروغ یک آغاز ست

در آبی آسمان ، پر پروازست

درهای زمین به روی شیطان بسته ست

درهای بهشت ، باز ِ باز ِ بازست

***

آمد رمضان و آسمان آبی شد

شب های زمین ، دوباره مهتابی شد

هستی ، به نماز عاشقی قامت بست

عالَم ، غزل خجسته ی نابی شد

***

ماه رمضان و بندگی یعنی این

آیینگی و پرندگی ، یعنی این

افطار و سحر کلاس آدم سازی ست

برنامه و سبک زندگی ، یعنی این

***

در پرتو روزه ، بیکران را دیدیم

تصویر حیات جاودان را دیدیم

از پیله ی تن چو سر برون آوردیم

از روزن روزه ، آسمان را دیدیم

***

بر مرکب روزه ، تا فراسو رفتیم

با بار گناه ، «رَبَنا» گو رفتیم

در لیله ی قدر ، روسیاه و تائب

سمت ملکوت رحمت او رفتیم

***

ماه رمضان، شوق سبکباری را ...

از لذت نَفسِ فتنه، بیزاری را ...

ای حضرت عشق! قسمت روحم کن

شب های قشنگ قدر، بیداری را



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


سفره تا باز شود زود گدا می آید

مثل هر بار به دنبال عطا می آید

آمد از عرش نوایی که بیایید همه

راه گم کرده به دنبال صدا می آید

همه سرمایه ی یک ساله ی خود باخته ام

بنده ی باخته ی بی سر و پا می آید

یک نفر نیست بگوید که میان پاکان

این گنه کار زمین خورده کجا می آید

آن کسی که همه جا رفته و طردش کردند

تا تعارف بزنی اَش که بیا ، می آید

به من و کاسه ی خالی تمنا کردن

به تو و دست کریم تو سخا می آید

هر دلی می شکند خانه ی تو می گردد

دل که از غیر تهی گشت خدا می آید

وا شود گوشِ دل ما اگر ای اهل سحر

بینمان زمزمه های شهدا می آید

هر چه خیر است درِ خانه ی زهرا باشد

مادر ما صف محشر پِیِ ما می آید

تا که گفتیم حسین مجلسمان ریخت بهم

بوی سیب حرم کرب و بلا می آید

بی قرارم چه کنم من نجفم دیر شده

عطر زهراست ز ایوان طلا می آید



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


نفس امّاره مرا اهل خطا کرد خدا

غفلت از تو، چه بگویم که چه ها کرد خدا

پرده انداخت میان من و تو، این "دنیا"

این "عجوزه" است مرا از تو جدا کرد خدا

من و این حال مناجات؟!... خودم می دانم

رحمتت بود مرا اهل دعا کرد خدا

اشک وقت سحر و دیده ی آلوده ی من؟!

چشم  من را چه غمی اهل بکا کرد خدا

این که بخشیده شدم کار حسین است، حسین

باز هم روضه ی ارباب چه ها کرد خدا

پیش زینب، سر او را که روی نیزه نشاند

بدنش را وسط دشت رها کرد خدا

دور یک مشت حرامی چه کسی زینب را

وسط هلهله انگشت نما کرد خدا

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


خدا به روز قیامت به دادِ ما برسد

ز روی لطف و کرامت به دادِ ما برسد

گناه پشت گناه و حرام پشت حرام

مگر که اشک ندامت به دادِ ما برسد

مگر به برکت این سفره های افطاری

به لحظه های اجابت به دادِ ما برسد

خدا به دید عدالت نظر کند ، ... زاریم !

مگر به دیدِ عنایت به دادِ ما برسد

به مرگ داخل بستر نمی شود دل بست

خدا کند که شهادت به دادِ ما برسد

نه روزه ای نه نماز ِ درست ودرمانی

مگر دو وعده زیارت به دادِ ما برسد

ولایتِ علی و آل اوست هستیِ ما

امید ماست ولایت به دادِ ما برسد

به لطف و یاریِ حق در مجالس ارباب

خودِ حسین ، نهایت به دادِ ما برسد

**

سری به نیزه بلند است و دخترش بی تاب

خدا به بندِ اسارت به دادِ ما برسد

به گریه گفت ، روی نیزه با علمدارش

نگاه کن .... که نگاهت به دادِ ما برسد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


پالایش زندگی است ماه رمضان

رزمایش بندگی است ماه رمضان

تشبیه به باران که کنی رحمت را

فصل بارندگی است ماه رمضان 



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-شکرگذاری


آن روز که چشم اشک ریزم دادند

از  داغ  تو  آه شعله خیزم  دادند

من هیچ نداشتم به کف، شکر خدا

از عشق محمد همه چیزم دادند



موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
سه شنبه 1395/03/18

مناجات با خدا


غصه دارم که چرا سوز دعا نیست مرا

رمضان آمده و حال بکا نیست مرا

روزگاری به هوای همه کس بال زدم

پر پرواز به درگاه شما نیست مرا

معصیت عادت من گشته و حالم خوش نیست

لذتی در سحر نافله ها نیست مرا

من از این تیرگی باطن خود دلگیرم

روشنی بخش دل و دیده چرا نیست مرا؟

دست من خالی و هر بار تظاهر کردم

کوله باری به جز از کبر و ریا نیست مرا

چه کنم تا که جوابم نکنی یا الله

بارالها به گمانم که بنا نیست مرا...

به حسین تو قسم قافیه را باخته ام

اقتدایی به طریق شهدا نیست مرا

روزی ام کن سحری گوشه ی بین الحرمین

هوسی جز سفر کرببلا نیست مرا



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/03/18

مناجات با خدا


با درد آمدیم امان را طلب کنیم

مهمان نوازی رمضان را طلب کنیم

ما سالهاست قسمتمان خشکسالی است

دریا کجاست اشک روان را طلب کنیم

موسی و شیوۀ سخنش مال ما نبود

پس بهتر آنکه درس شبان را طلب کنیم

موسی به یمن ضعف تکلم ، کلیم شد

باید که از سکوت ، بیان را طلب کنیم

در های و هوی ما به خدا که خدا نبود

دیگر بس است که هیجان را طلب کنیم

جرمش کم است و جرم گناهش بزرگ، آه

بگذار اختیار زبان را طلب کنیم

حاجات ما به درد تقرب نمی خورد

اصلا خودت بگو که همان را طلب کنیم

وقتی کنار رحمت دریا نشسته ایم

حیف است آب قطره چکان را طلب کنیم

حیف است جای درد و دل و هم جواری اش

هی از کریم لقمۀ نان را طلب کنیم

حاجت روا شویم، بیا امتحان کنیم

یکبار حاجت دگران را طلب کنیم

یکبار هم برای رضای خدا نشد

که حاجت امام زمان را طلب کنیم

از دستهای ضامن آهو خدا کند

تضمین این رفاقتمان را طلب کنیم

حاجات نوکرت رمضان هم محرم است

بودن،کنار سینه زنان را طلب کنیم

گمنامی شهید به ما درس می دهد

بازنده ایم ، نام و نشان را طلب کنیم

از دستهای بسته طفل سه ساله اش

با دست بسته دادن جان را طلب کنیم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

مناجات با خدا


باز هم باران بسم الله الرحمن الرحیم

سفره ی احسان بسم الله الرحمن الرحیم

خواندن آیات سرخ گل ز قرآن چمن

در بهارستان بسم الله الرحمن الرحیم

لقمه ای نان و نیایش در حضور آسمان

بر لب ایوان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

خوردن سیبی بهشتی از درخت باغ نور

با لب و دندان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

شب نشینی با ملائک در شبستان دعا

خواندن قرآن ِ بسم الله الرحمن الرحیم

همنشینی با خدا در زیر نور ماه عشق

در شب چشمان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

مثل مولانا شقایق ، سوختن از داغ عشق

از تب سوزان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

تو شب قدری و شیطان می شناسد قدر تو

بندگی کن ، جان بسم الله الرحمن الرحیم

بندگی کن تا بمیرد در تو شیطان رجیم

تا شوی انسان ِ بسم الله الرحمن الرحیم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

استقبال از ماه مبارک رمضان-مناجات با خدا


وقتی هلال ماه خدا آشکار شد

ماه خدا، امام زمان روزه دار شد

طوبای خیر و برکت شعبان به گل نشست

قرآن شکوفه داد و زمان بهار شد

ماه ضیافت است بیایید بندگان

امروز سمت بنده خدا بیقرار شد

فرمود مصطفی که در این ماه بندگی

شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد

دست کریم، در رمضان عبد می خرد

سی روز روزه ضامنت از دست نار شد

خمس عشر، دعای ابوحمزه و سحر

بنده چقدر محرم پروردگار شد

با ذکر یاعلی و عظیم پس از نماز

ذکر علی علی دلم بیشمار شد

شکر خدا به سفره ی افطار شیعیان

وقت غروب دست حسن نان بیار شد

داغ حسین با عطش روزه گر گرفت

عطشان شدیم، سینه ی ما داغدار شد

لب تشنه بود از فرس افتاد و بعد از او

زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

استقبال از ماه مبارک رمضان-مناجات با خدا


ای نام تو شَهد سخنم یا الله

آرام دل و جان و تنم یا الله

ای لطف تو چاره‌ساز هر بیچاره

بیچاره‌تر از همه منم یا الله



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام زمان(عج)-مناجات شعبانیه


فکری برای وضع بد این گدا کنید

باشد قبول من بدم اما دعا کنید

هر کار می کنم دلم احیا نمی‌شود

قرآن به نیت من بیچاره وا کنید

بی دردی‌است دردِ من در به در شده

بر درد عشق جان مرا مبتلا کنید

برگشته‌ام به سوی شما ایها العزیز

در خیمه‌گاه خویش مرا نیز جا کنید

بی التفاتِ دوست تقلا چه فایده؟

قدری به دست و پا زدنم اعتنا کنید

در پشت خانه‌ی تو نشستن مرا بس است

اصلا که گفته حاجت من را روا کنید؟!

یابن الحسن به حرمت شاه نجف مرا

آماده‌ی ورود به ماه خدا کنید

لطفی کنید، با همه‌ی رو سیاهی‌ام

در راه زینبیه سرم را جدا کنید

عمری‌است بنده‌ی سر کوی رقیه‌ام

اهل زمانه کفر مرا بر ملا کنید

**

بابایم آمده ز سفر یاری‌ام کنید

اهل خرابه نافله ها را رها کنید

تا که نفهمد او سر گیسوی من چه شد

یک مقنعه برای سرم دست و پا کنید

این پهلوی شکسته مرا زجر می دهد

قدری کمک کنید مرا جا به جا کنید

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/02/30

مناجات با خدا-ماه شعبان


گناه، پشتِ گناه و گناه، پشت گناه

چه توبه ای؟! که فقط هست آه، پشت گناه

جوانی است زمان رسیدن به خدا

جوانی ام همه اش شد تباه، پشت گناه

رجب گذشت... یکی هم به داد من برسد

چرا که نیست دلم رو به راه، پشت گناه

رسید سوی من آقا و رفت از دستم

دوباره روزی دیدار ماه، پشت گناه

حکایتی است پر از دردِ خنده عاشقی ام

دو چشم خیسِ نشسته به راه... پشت گناه!!!

دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم

به پیش یار شدم رو سیاه، پشت گناه

گناه هیچ کسی نیست، با خودم قهرم

همیشه رفته سر من کلاه، پشت گناه

چقدر گفتمت ای دل برو به کرب و بلا

حرم نرفته شدی بی پناه پشت گناه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/01/26

مناجات با خدا


از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن

من به پایان آمده کارم، خودت آغاز کن

شوق وصل تو مرا کشته است بس کن ای حبیب

با دلم بازی نکن این قدر... در را باز کن

بی نیازِ مطلقی اما ز باب عاشقی

گفته ای: "من می خرم... بنده برایم ناز کن"

من صدایم در نمی آید... خجالت می کشم

در مناجاتت مرا داوود خوش آواز کن

هر شبم بی ذکر و یادت طی شد و عمرم گذشت

تو بیا و امشبم را یک شب ممتاز کن

من جوانی کرده ام آخر سرم خورده به سنگ

با دو دست رحمتت قدری سرم را ناز کن

معجزه می خواهد آخر این دل آلوده ام

با ولای مرتضی در سینه ام اعجاز کن

یا قدیمَ المَنِّ وَ الرَّحْمَة بِمَولانا الحُسَین 

جلوه ی رحمانی ات را باز هم ابراز کن

سینه زن! گیرم که بالت را شکسته معصیت

یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن

فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن و...

...بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن

"سنگ هم خوردی عزیزم پیرهن بالا نزن

چاره ای بر تیر آن ملعون تیر انداز کن

دستبافم را به غارت برده اند، ای بی کفن

چادر من را بگیر و زود رو انداز کن"

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1395/01/22

مناجات با خدا-ماه رجب


فقط اجازه بده پای شمع بنشینم

اگر نسوختم امشب ادب کنید مرا

حرام باد به چشمم شب جدایی خواب

گدای فیض سحر شب به شب کنید مرا

بتاب ، خامی این روسیاه پخته شود

بد است کال بمانم رطب کنید مرا

قدو قواره ام اندازه لجاجت نیست

اگر قبول نداری وجب کنید مرا

بنا نبود كه اینقدر زابراه شوم

بنا نبود همش جان به لب كنید مرا

ترا بجان عزیزت معطلم نکنید

سحر نیامده امشب طلب كنید مرا

عبادتی که بلد نیستم به غیر حسین

فقیر کرببلای رجب کنید مرا



موضوع : ماه رجب، مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/11/8

مناجات با خدا-شب جمعه


خواب بودم، در میانِ خواب دستم را گرفت

وقت غفلت "حضرت توّاب" دستم را گرفت

قبلِ توبه کردنم دل را به سوی خود کشید

من نگفتم که مرا دریاب، دستم را گرفت!

سر به زیر و دل شکسته، از همه رانده شدم

دید تنهایم خودش بی تاب دستم را گرفت

روز... نه... می خواست شرمنده نباشم پیش خلق

صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت

معصیت کردم... قساوت در دلم آمد ولی

اشک، این سرمایه ی نایاب دستم را گرفت

وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت

آبرویم را خرید ارباب... دستم را گرفت

گفتنِ یک بار ذکر دلربای "یاحسین"

بیشتر از سجده در محراب دستم را گرفت

تشنه بودم، بالب تشنه به سویم آمد و...

... قبل از آنی که بگویم آب دستم را گرفت

روضه خوان بالای منبر از سر بر نیزه خواند

روضه ی خورشید عالم تاب دستم را گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

وداع با ماه مبارک رمضان


به پاى درد و دلِ بنده چاه کم آورد

مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسى کج نگشت گردن من

ولى مقابل این بارگاه کم آورد

تمام شد رمضان تازه ما شروع شدیم

به شب نشینى عشاق ماه کم آورد

به بارگاه کریمت گناهکار آمد

ولى ببخش اگر که گناه کم آورد

شدم شبیه به ”جون” غروب عاشورا

کنار نور تو رنگ سیاه کم آورد

اگر نگاه کنى کم میاورم حتما

زهیر در قبل یک نگاه کم آورد

براى کوه گناهى به کاه راضى شد

بدا به حال هر آنکس که کاه کم آورد

خدا زیاد کند بین توبه ها کم را

زمان توبه چه خوب ست گاه کم آورد

زمان توبه من هم نریخت گریه من

همینکه رفت دم قتلگاه کم آورد

خودت بیا و بگو یاعلى بلندم کن

دوباره بنده تو بین راه کم آورد



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

مناجات با خدا-شب آخر ماه مبارک


پیش تو به امید پناه آمده است

این بنده که با روی سیاه آمده است

سی روز به او فرصت غفران دادی

بیچاره شب آخر ماه آمده است



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

وداع با ماه مبارک رمضان


ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم

یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم

هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان

با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم

دارند سفره های تو را جمع می کنند

با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم

سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام

ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم

نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش

پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم

این حال خوش که سرزده در تار و پود من

ای کاش ماندگار شود در وجود من

تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم

تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم

این رحمت خداست که یاری نموده تا

دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم

شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب

ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم

با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن

حتما برات کرببلا را گرفته ایم

والله این بزرگترین افتخار ماست

از دست او نشان گدا را گرفته ایم

داریم امید اینکه خدایی شدیم ما

تا سال بعد کرببلایی شدیم ما

وقت وداع با تو به هر حال می رسد

ماه خدا چه زود به شوال می رسد

این بنده با گناه به ماه خدا رسید

حالا به عید فطر سبکبال می رسد

شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت

شاید عزیز فاطمه امسال می رسد

شاید به کربلا نرسد دست ما دگر

اما به دامن علی و آل می رسد

فرقی نمی کند رمضان یا محرم است

هر جا رویم روضه به گودال می رسد

با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست

در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

مناجات پایان ماه مبارک


لحظات دعا، خداحافظ

روزهای خدا، خداحافظ

لحظات غریب قبل سحر

بوی افطار هر شب مادر

ظهرهای کلافه‌ی بی‌حال

جزءهای نخوانده‌ی امسال

ذکرهای نهفته زیرِ لب

مثل تصمیم‌های "از امشب..."

ذکرمان گشت ربنا، افطار

پای هر سفره آتنا، افطار

چه‌قدَر با خدات کردی حال؟

پلک بر هم زنی شده شوال

چشم‌های به در، خداحافظ

لحظات سحر، خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظه‌های غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه‌قدَر مانده است تا ساحل

رمضان رفت، ای دل غافل!

راه باز است، تو نمی‌بینی

میوه‌ی بغض را نمی‌چینی

خویش‌تن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام، یا اشک!

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب‌الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم، چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول، یک قدم است

السلام علیک! دل‌تنگم

ای بمیرم که مایه‌ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نُه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


رویِ دوشم كوله باری از گناهه آخدا

سرمو پائین گرفتم روم سیاهه آخدا

خودمم خسته شدم بس تو گناه پَرسه زدم

دستمو خودت بگیر پام لبِ چاهِ آخدا

هر كسی یه جور داره منو ازت دور می كنه

زندگیِ من بدونِ تو تباهِ آخدا

این شبا هر جا می رم بزمِ مناجات خونیه

مجلسِ دعا برام یه سر پناهِ آخدا

چند شبه میام ولی فرقی نكردم می دونم

چارۀ كارم فقط یه نیم نگاهِ آخدا

شبای آشتی كنون كم كم داره تموم می شه

آخرای دهۀ سوّمِ ماهِ آخدا

روزا تا تشنه می شم سلام می دم به اربابم

با یادِ امام حسین  دل رو به راهِ آخدا

منو جون به جون كنی به یادِ جون دادنشم

تویِ روضه هاش دلم تو قتله گاهِ آخدا



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا


از شرم گناه خسته حالی دارم

پر سوخته ام شکسته بالی دارم

پُرسی تو اگر ز من، چه داری گویم

چیزی که ندارم ، دست خالی دارم



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


این ثانیه های گذرا صبر ندارند

شبهای مناجات و دعا صبر ندارند

سستی نشود قاتل اوقات شریفت

هشدار که این ثانیه ها صبر ندارند

این قافله ی عشق به تندی گذران است

برخیز که مردان خدا صبر ندارند

رفتند رفیقان و به دلدار رسیدند

ای وای چه سازم شهدا صبر ندارند

آنانکه بریدند دل از عالم خاکی

یک ثانیه در سیر سما صبر ندارند

وقتی سخن از باده ی مستان وصال است

اهل عطش آباد لقا صبر ندارند

کو قبله ی دلهای خدا جوی سحرگاه

از هجر مگو اهل ولا صبر ندارند

با یار سفر کرده بگویید بیاید

ای یوسف دل اهل بکا صبر ندارند

لبریز شده کاسه ی صبر دل عشاق

مجنون صفتان تو شها صبر ندارند

تو اهل کرم هستی و گویند : کریمان

هنگام عنایت به گدا صبر ندارند

آنان که به یک جلوه ی دلدار بمیرند

دیدار گل فاطمه را صبر ندارند



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 23 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء