حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1395/03/19

مناجات با خدا


پالایش زندگی است ماه رمضان

رزمایش بندگی است ماه رمضان

تشبیه به باران که کنی رحمت را

فصل بارندگی است ماه رمضان 



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا-شکرگذاری


آن روز که چشم اشک ریزم دادند

از  داغ  تو  آه شعله خیزم  دادند

من هیچ نداشتم به کف، شکر خدا

از عشق محمد همه چیزم دادند



موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
سه شنبه 1395/03/18

مناجات با خدا


غصه دارم که چرا سوز دعا نیست مرا

رمضان آمده و حال بکا نیست مرا

روزگاری به هوای همه کس بال زدم

پر پرواز به درگاه شما نیست مرا

معصیت عادت من گشته و حالم خوش نیست

لذتی در سحر نافله ها نیست مرا

من از این تیرگی باطن خود دلگیرم

روشنی بخش دل و دیده چرا نیست مرا؟

دست من خالی و هر بار تظاهر کردم

کوله باری به جز از کبر و ریا نیست مرا

چه کنم تا که جوابم نکنی یا الله

بارالها به گمانم که بنا نیست مرا...

به حسین تو قسم قافیه را باخته ام

اقتدایی به طریق شهدا نیست مرا

روزی ام کن سحری گوشه ی بین الحرمین

هوسی جز سفر کرببلا نیست مرا



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/03/18

مناجات با خدا


با درد آمدیم امان را طلب کنیم

مهمان نوازی رمضان را طلب کنیم

ما سالهاست قسمتمان خشکسالی است

دریا کجاست اشک روان را طلب کنیم

موسی و شیوۀ سخنش مال ما نبود

پس بهتر آنکه درس شبان را طلب کنیم

موسی به یمن ضعف تکلم ، کلیم شد

باید که از سکوت ، بیان را طلب کنیم

در های و هوی ما به خدا که خدا نبود

دیگر بس است که هیجان را طلب کنیم

جرمش کم است و جرم گناهش بزرگ، آه

بگذار اختیار زبان را طلب کنیم

حاجات ما به درد تقرب نمی خورد

اصلا خودت بگو که همان را طلب کنیم

وقتی کنار رحمت دریا نشسته ایم

حیف است آب قطره چکان را طلب کنیم

حیف است جای درد و دل و هم جواری اش

هی از کریم لقمۀ نان را طلب کنیم

حاجت روا شویم، بیا امتحان کنیم

یکبار حاجت دگران را طلب کنیم

یکبار هم برای رضای خدا نشد

که حاجت امام زمان را طلب کنیم

از دستهای ضامن آهو خدا کند

تضمین این رفاقتمان را طلب کنیم

حاجات نوکرت رمضان هم محرم است

بودن،کنار سینه زنان را طلب کنیم

گمنامی شهید به ما درس می دهد

بازنده ایم ، نام و نشان را طلب کنیم

از دستهای بسته طفل سه ساله اش

با دست بسته دادن جان را طلب کنیم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

مناجات با خدا


باز هم باران بسم الله الرحمن الرحیم

سفره ی احسان بسم الله الرحمن الرحیم

خواندن آیات سرخ گل ز قرآن چمن

در بهارستان بسم الله الرحمن الرحیم

لقمه ای نان و نیایش در حضور آسمان

بر لب ایوان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

خوردن سیبی بهشتی از درخت باغ نور

با لب و دندان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

شب نشینی با ملائک در شبستان دعا

خواندن قرآن ِ بسم الله الرحمن الرحیم

همنشینی با خدا در زیر نور ماه عشق

در شب چشمان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

مثل مولانا شقایق ، سوختن از داغ عشق

از تب سوزان ِ بسم الله الرحمن الرحیم

تو شب قدری و شیطان می شناسد قدر تو

بندگی کن ، جان بسم الله الرحمن الرحیم

بندگی کن تا بمیرد در تو شیطان رجیم

تا شوی انسان ِ بسم الله الرحمن الرحیم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

استقبال از ماه مبارک رمضان-مناجات با خدا


وقتی هلال ماه خدا آشکار شد

ماه خدا، امام زمان روزه دار شد

طوبای خیر و برکت شعبان به گل نشست

قرآن شکوفه داد و زمان بهار شد

ماه ضیافت است بیایید بندگان

امروز سمت بنده خدا بیقرار شد

فرمود مصطفی که در این ماه بندگی

شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد

دست کریم، در رمضان عبد می خرد

سی روز روزه ضامنت از دست نار شد

خمس عشر، دعای ابوحمزه و سحر

بنده چقدر محرم پروردگار شد

با ذکر یاعلی و عظیم پس از نماز

ذکر علی علی دلم بیشمار شد

شکر خدا به سفره ی افطار شیعیان

وقت غروب دست حسن نان بیار شد

داغ حسین با عطش روزه گر گرفت

عطشان شدیم، سینه ی ما داغدار شد

لب تشنه بود از فرس افتاد و بعد از او

زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1395/03/17

استقبال از ماه مبارک رمضان-مناجات با خدا


ای نام تو شَهد سخنم یا الله

آرام دل و جان و تنم یا الله

ای لطف تو چاره‌ساز هر بیچاره

بیچاره‌تر از همه منم یا الله



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/03/13

امام زمان(عج)-مناجات شعبانیه


فکری برای وضع بد این گدا کنید

باشد قبول من بدم اما دعا کنید

هر کار می کنم دلم احیا نمی‌شود

قرآن به نیت من بیچاره وا کنید

بی دردی‌است دردِ من در به در شده

بر درد عشق جان مرا مبتلا کنید

برگشته‌ام به سوی شما ایها العزیز

در خیمه‌گاه خویش مرا نیز جا کنید

بی التفاتِ دوست تقلا چه فایده؟

قدری به دست و پا زدنم اعتنا کنید

در پشت خانه‌ی تو نشستن مرا بس است

اصلا که گفته حاجت من را روا کنید؟!

یابن الحسن به حرمت شاه نجف مرا

آماده‌ی ورود به ماه خدا کنید

لطفی کنید، با همه‌ی رو سیاهی‌ام

در راه زینبیه سرم را جدا کنید

عمری‌است بنده‌ی سر کوی رقیه‌ام

اهل زمانه کفر مرا بر ملا کنید

**

بابایم آمده ز سفر یاری‌ام کنید

اهل خرابه نافله ها را رها کنید

تا که نفهمد او سر گیسوی من چه شد

یک مقنعه برای سرم دست و پا کنید

این پهلوی شکسته مرا زجر می دهد

قدری کمک کنید مرا جا به جا کنید

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/02/30

مناجات با خدا-ماه شعبان


گناه، پشتِ گناه و گناه، پشت گناه

چه توبه ای؟! که فقط هست آه، پشت گناه

جوانی است زمان رسیدن به خدا

جوانی ام همه اش شد تباه، پشت گناه

رجب گذشت... یکی هم به داد من برسد

چرا که نیست دلم رو به راه، پشت گناه

رسید سوی من آقا و رفت از دستم

دوباره روزی دیدار ماه، پشت گناه

حکایتی است پر از دردِ خنده عاشقی ام

دو چشم خیسِ نشسته به راه... پشت گناه!!!

دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم

به پیش یار شدم رو سیاه، پشت گناه

گناه هیچ کسی نیست، با خودم قهرم

همیشه رفته سر من کلاه، پشت گناه

چقدر گفتمت ای دل برو به کرب و بلا

حرم نرفته شدی بی پناه پشت گناه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1395/01/26

مناجات با خدا


از دلم زنجیر عشق این و آن را باز کن

من به پایان آمده کارم، خودت آغاز کن

شوق وصل تو مرا کشته است بس کن ای حبیب

با دلم بازی نکن این قدر... در را باز کن

بی نیازِ مطلقی اما ز باب عاشقی

گفته ای: "من می خرم... بنده برایم ناز کن"

من صدایم در نمی آید... خجالت می کشم

در مناجاتت مرا داوود خوش آواز کن

هر شبم بی ذکر و یادت طی شد و عمرم گذشت

تو بیا و امشبم را یک شب ممتاز کن

من جوانی کرده ام آخر سرم خورده به سنگ

با دو دست رحمتت قدری سرم را ناز کن

معجزه می خواهد آخر این دل آلوده ام

با ولای مرتضی در سینه ام اعجاز کن

یا قدیمَ المَنِّ وَ الرَّحْمَة بِمَولانا الحُسَین 

جلوه ی رحمانی ات را باز هم ابراز کن

سینه زن! گیرم که بالت را شکسته معصیت

یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن

فاطمه روضه گرفته، ای خدا لطفی کن و...

...بهر یاری کردنش چشم مرا سرباز کن

"سنگ هم خوردی عزیزم پیرهن بالا نزن

چاره ای بر تیر آن ملعون تیر انداز کن

دستبافم را به غارت برده اند، ای بی کفن

چادر من را بگیر و زود رو انداز کن"

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1395/01/22

مناجات با خدا-ماه رجب


فقط اجازه بده پای شمع بنشینم

اگر نسوختم امشب ادب کنید مرا

حرام باد به چشمم شب جدایی خواب

گدای فیض سحر شب به شب کنید مرا

بتاب ، خامی این روسیاه پخته شود

بد است کال بمانم رطب کنید مرا

قدو قواره ام اندازه لجاجت نیست

اگر قبول نداری وجب کنید مرا

بنا نبود كه اینقدر زابراه شوم

بنا نبود همش جان به لب كنید مرا

ترا بجان عزیزت معطلم نکنید

سحر نیامده امشب طلب كنید مرا

عبادتی که بلد نیستم به غیر حسین

فقیر کرببلای رجب کنید مرا



موضوع : ماه رجب، مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/11/8

مناجات با خدا-شب جمعه


خواب بودم، در میانِ خواب دستم را گرفت

وقت غفلت "حضرت توّاب" دستم را گرفت

قبلِ توبه کردنم دل را به سوی خود کشید

من نگفتم که مرا دریاب، دستم را گرفت!

سر به زیر و دل شکسته، از همه رانده شدم

دید تنهایم خودش بی تاب دستم را گرفت

روز... نه... می خواست شرمنده نباشم پیش خلق

صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت

معصیت کردم... قساوت در دلم آمد ولی

اشک، این سرمایه ی نایاب دستم را گرفت

وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت

آبرویم را خرید ارباب... دستم را گرفت

گفتنِ یک بار ذکر دلربای "یاحسین"

بیشتر از سجده در محراب دستم را گرفت

تشنه بودم، بالب تشنه به سویم آمد و...

... قبل از آنی که بگویم آب دستم را گرفت

روضه خوان بالای منبر از سر بر نیزه خواند

روضه ی خورشید عالم تاب دستم را گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

وداع با ماه مبارک رمضان


به پاى درد و دلِ بنده چاه کم آورد

مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسى کج نگشت گردن من

ولى مقابل این بارگاه کم آورد

تمام شد رمضان تازه ما شروع شدیم

به شب نشینى عشاق ماه کم آورد

به بارگاه کریمت گناهکار آمد

ولى ببخش اگر که گناه کم آورد

شدم شبیه به ”جون” غروب عاشورا

کنار نور تو رنگ سیاه کم آورد

اگر نگاه کنى کم میاورم حتما

زهیر در قبل یک نگاه کم آورد

براى کوه گناهى به کاه راضى شد

بدا به حال هر آنکس که کاه کم آورد

خدا زیاد کند بین توبه ها کم را

زمان توبه چه خوب ست گاه کم آورد

زمان توبه من هم نریخت گریه من

همینکه رفت دم قتلگاه کم آورد

خودت بیا و بگو یاعلى بلندم کن

دوباره بنده تو بین راه کم آورد



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

مناجات با خدا-شب آخر ماه مبارک


پیش تو به امید پناه آمده است

این بنده که با روی سیاه آمده است

سی روز به او فرصت غفران دادی

بیچاره شب آخر ماه آمده است



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

وداع با ماه مبارک رمضان


ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم

یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم

هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان

با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم

دارند سفره های تو را جمع می کنند

با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم

سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام

ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم

نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش

پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم

این حال خوش که سرزده در تار و پود من

ای کاش ماندگار شود در وجود من

تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم

تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم

این رحمت خداست که یاری نموده تا

دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم

شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب

ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم

با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن

حتما برات کرببلا را گرفته ایم

والله این بزرگترین افتخار ماست

از دست او نشان گدا را گرفته ایم

داریم امید اینکه خدایی شدیم ما

تا سال بعد کرببلایی شدیم ما

وقت وداع با تو به هر حال می رسد

ماه خدا چه زود به شوال می رسد

این بنده با گناه به ماه خدا رسید

حالا به عید فطر سبکبال می رسد

شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت

شاید عزیز فاطمه امسال می رسد

شاید به کربلا نرسد دست ما دگر

اما به دامن علی و آل می رسد

فرقی نمی کند رمضان یا محرم است

هر جا رویم روضه به گودال می رسد

با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست

در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

مناجات پایان ماه مبارک


لحظات دعا، خداحافظ

روزهای خدا، خداحافظ

لحظات غریب قبل سحر

بوی افطار هر شب مادر

ظهرهای کلافه‌ی بی‌حال

جزءهای نخوانده‌ی امسال

ذکرهای نهفته زیرِ لب

مثل تصمیم‌های "از امشب..."

ذکرمان گشت ربنا، افطار

پای هر سفره آتنا، افطار

چه‌قدَر با خدات کردی حال؟

پلک بر هم زنی شده شوال

چشم‌های به در، خداحافظ

لحظات سحر، خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظه‌های غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه‌قدَر مانده است تا ساحل

رمضان رفت، ای دل غافل!

راه باز است، تو نمی‌بینی

میوه‌ی بغض را نمی‌چینی

خویش‌تن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام، یا اشک!

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب‌الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم، چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول، یک قدم است

السلام علیک! دل‌تنگم

ای بمیرم که مایه‌ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نُه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


رویِ دوشم كوله باری از گناهه آخدا

سرمو پائین گرفتم روم سیاهه آخدا

خودمم خسته شدم بس تو گناه پَرسه زدم

دستمو خودت بگیر پام لبِ چاهِ آخدا

هر كسی یه جور داره منو ازت دور می كنه

زندگیِ من بدونِ تو تباهِ آخدا

این شبا هر جا می رم بزمِ مناجات خونیه

مجلسِ دعا برام یه سر پناهِ آخدا

چند شبه میام ولی فرقی نكردم می دونم

چارۀ كارم فقط یه نیم نگاهِ آخدا

شبای آشتی كنون كم كم داره تموم می شه

آخرای دهۀ سوّمِ ماهِ آخدا

روزا تا تشنه می شم سلام می دم به اربابم

با یادِ امام حسین  دل رو به راهِ آخدا

منو جون به جون كنی به یادِ جون دادنشم

تویِ روضه هاش دلم تو قتله گاهِ آخدا



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا


از شرم گناه خسته حالی دارم

پر سوخته ام شکسته بالی دارم

پُرسی تو اگر ز من، چه داری گویم

چیزی که ندارم ، دست خالی دارم



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


این ثانیه های گذرا صبر ندارند

شبهای مناجات و دعا صبر ندارند

سستی نشود قاتل اوقات شریفت

هشدار که این ثانیه ها صبر ندارند

این قافله ی عشق به تندی گذران است

برخیز که مردان خدا صبر ندارند

رفتند رفیقان و به دلدار رسیدند

ای وای چه سازم شهدا صبر ندارند

آنانکه بریدند دل از عالم خاکی

یک ثانیه در سیر سما صبر ندارند

وقتی سخن از باده ی مستان وصال است

اهل عطش آباد لقا صبر ندارند

کو قبله ی دلهای خدا جوی سحرگاه

از هجر مگو اهل ولا صبر ندارند

با یار سفر کرده بگویید بیاید

ای یوسف دل اهل بکا صبر ندارند

لبریز شده کاسه ی صبر دل عشاق

مجنون صفتان تو شها صبر ندارند

تو اهل کرم هستی و گویند : کریمان

هنگام عنایت به گدا صبر ندارند

آنان که به یک جلوه ی دلدار بمیرند

دیدار گل فاطمه را صبر ندارند



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا


اگر درد، داری دوا می کنم

بیا حاجتت را روا می کنم

تو از من گریزیانی و باز من

تو را بنده ی خود صدا می کنم

اگر چه ز کار تو ناراضی ام

تو را باز از خود رضا می کنم

تو با من کنی قهر و من آشتی

تو کردی خطا من عطا می کنم

تو را خواندم اکنون که باز آمدی

کجا دست خالی رها می کنم

به کارت زدی بس گره های کور

مخور غم من از لطف وا می کنم

تو از من جدا گشته ای ورنه من

کجا از تو خود را جدا می کنم

تو مستوجب آتش دوزخی

من از اشک چشم ات حیا می کنم

مرنج از بلاها که من گاه گاه

نوازش تو را با بلا می کنم

زآلودگی تا که پاک ات کنم

تو را عاشق کربلا می کنم

به یک یا حسین و به یک قطره اشک

تو را پاک از هر خطا می کنم

جواب تو را گر نگویم جفاست

کجا من به عبدم جفا می کنم

طبیب و دوای تو «میثم» منم

مداوات با یک دعا می کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1394/04/23

پایان ماه مبارک رمضان


ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد

لحظه ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسـمان چشـم های عاشـقان ابـری شده

مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود

از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیــا دیـروز بود این سـفره را انداختند

طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم

زود دارد افتتـاح ما به پـایـان می رسد

بی سـر و پـا آمدم ، حالا سراپـا ثروتم

آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد

این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان

تا که آوای فغــان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگـان من نمنـاک شد

دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو" ، دستم را گرفت

لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هرشب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند

ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد

**

در میان نهری از خون، جان زینب بی سلاح

چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند

مادرش با قدّ خم ، موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند

دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد

بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد

**

وعده ی مـا اربعیـن ، پای پیـاده از نجف

کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


جای آن است درِ رحمت تو باز شود

بنده ی غرق گناه تو سرافراز شود

این پرستوی به دامان گنه افتاده

پر و بالی زده آماده ی پرواز شود

ملک و حور به فرمان تو هورا بکشند

تا خجالت زده ای توبه ش احراز شود

آخر فصل گنه کاری این دل برسد

عشق بازی تو با بنده ات آغاز شود

مثل خورشید ، به روشندلی اش می بالد

آنکه با پرتویی از نور تو دمساز شود

معجز آسا دل حق در گرو توّاب است

چه عجب تائب اگر صاحب اعجاز شود

دم گرم و نفس پاک مسیحا گیرد

با منادی سحر هر که هم آواز شود

ای خوشا آنکه شهید غم دلدار شود

صاحب مرتبه ی عالی و ممتاز شود

سوره ی فتح چو از مکّه تلاوت گردد

در رکاب پسر فاطمه جانباز شود

ای خوشا آنکه دلش وقف دعای فرج است

با گل عشق خدا همدم و همراز شود



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1394/04/23

مناجات با خدا


گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم

تو با خود دشمنی کردی ولی من دوستت دارم

اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمیکردم

گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم

تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو

چگونه میهمان نومید برگردد ز دربارم

ز بستر نیمه شب برخیز و اشکی ریز بر دامن

که با اشک شبت خاموش گردد شعلۀ نارم

تو آن عبدی که در گرداب جرم و معصیت غرقی

من آن ربم که باشد دم به دم لطف و کرم کارم

به جز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را

امید آور امید آور که من از یأس بیزام

عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من

توان سوزانمت اما به بخشیدن سزاوارم

تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل

تو خواب و من زلطف و مرحمت پیوسته بیدارم

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا

که هر یک قطره را با یک یم رحمت خریدارم

اگر فردا بپرسند از تو ای (میثم) چه آوردی

بگو دستم تهی اما محّب آل اطهارم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1394/04/22

مناجات با خدا-روضه حضرت علی اصغر(ع)


هرکس برای توبه محکم نیت نداشت

اشک و دعای نیمه شبش کیفیت نداشت

شیطان ز شش جهت طرفم حمله میکند

یارب کمک عبادت من امنیت نداشت

من مستحق مغفرت اصلا نبوده ام

بخشید، چون برای خودش خوبیت نداشت

جان خودم که همت من عبد بودن است

اما چه سود نیت من فعلیت نداشت

آن عاشقی به قرب خدایش رسید که

کاری به کار جمعیت و کمیت نداشت

آن کثرتی خوش است که خلوت بیاورد

اهل سحر، کمیل علی جمعیت نداشت

افطار من به فکر فقیری نبود وای

خاکم به سر که روزه من ماهیت نداشت

دل را به سمت مقصد خوبی نمی برد

آن عالمی که جلوه ربانیت نداشت

با چند التماس دعا گیج میشود

در سیر خویش عابد اگر ظرفیت نداشت

در سرگذشت حر ریاحی برو ببین

صاحب نفس نمی شد اگر تربیت نداشت

مدیون گردگیری یار است این دلم

بین غبار آینه شفافیت نداشت

من با علی به بندگی ام فخر می کنم

که جز علی عبادت حق تولیت نداشت

در اصل کعبه تا به ابد ملک حیدر است

وقتی نجف به غیر خدا ملکیت نداشت

من بی حسین سوی خدا هم نمی روم

بی روضه ذکر و ادعیه جذابیت نداشت

**

کف می زدند دور و بر حرمله سپاه

شش ماهه را زدن به خدا تهنیت نداشت

رو زد حسین حرمله اما سه شعبه زد

این نانجیب ذره ای انسانیت نداشت



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت علی اصغر(ع)، 
دوشنبه 1394/04/22

امام حسین(ع)-ماه مبارک رمضان


ماه مهمانی خدای حسین

توبه کردم به اتکای حسین

حتم دارم خدا نگاهم کرد

با دعای گره گشای حسین

می شود لحظه لحظهء این ماه

شامل حال ما دعای حسین

شک ندارم که توبهء ما را

می پذیرد خدا برای حسین

بی شک از رحمت خدا دور است

هر کسی نیست آشنای حسین

زندگی می فروشد و با آن

آبرو می خرد گدای حسین

قابل پیشکش ندارم هیچ

پدر و مادرم فدای حسین

به خدا که قیامتی کرده

در دل ما برو بیای حسین

هر زمانی که روزه می گیرم

بیشتر می کنم هوای حسین

این لب تشنه متصل کرده

روزه ام را به روضه های حسین

بی سبب نیست سفرهء افطار

می شود سفرهء عزای حسین

نیزه و تیغ بود و دشنه و تیر

محشری بود کربلای حسین

از دل خیمه تا لب گودال

خواهرش رفت پا به پای حسین

تکیه بر نیزهء غریبی داد

گریه می کرد نینوای حسین

نانجیبانه هلهله کردند

تا نیاید دگر صدای حسین

از مقابل سرش بریده نشد

سر بریدند از قفای حسین

وای از آن دم که ذوالجناح آمد

بی سوارش به خیمه های حسین

من بمیرم به خاطر خلخال

شد جسارت به بچه های حسین

رفت انگشت و بعد انگشتر

بعد از عمامه و عبای حسین

خرج صد روضه است تنهایی

قصهء تلخ بوریای حسین

آنقدر شأن و منزلت دارد

که خدا هست خونبهای حسین

تا قیامت به یاد می ماند

کی شود سرد ماجرای حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


گر عذابم کنی، تو می‌دانی

ور عقابم کنی، تو می‌دانی

گر جوابم دهی، کرم کردی

ور جوابم کنی، تو می‌دانی

همه جا سایه‌ات بوَد به سرم

آفتابم کنی، تو می‌دانی

اگر آتش زنی تو و کرمت

وگر آبم کنی، تو می‌دانی

آب آلوده‌ام، خداوندا

گر گلابم کنی، تو می‌دانی

ریگ افتاده در ته جویم

دُرِّ نابم کنی، تو می‌دانی

ناامیدم کنی، امید منی

کامیابم کنی، تو می‌دانی

بپسندی کرامتت نازم

انتخابم کنی، تو می‌دانی

به سپهرم بری، تراب توام

یا ترابم کنی، تو می‌دانی

"میثمم" گر بسوزی‌ام، سوزم

ور کبـابم کنـی، تـو می‌دانـی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


آه ای پناه هر دو عالم بی پناهم

آیینه ام اما اسیر دست آهم

چون بی ستون هر خانه شد, آوار گردد

بی یادتو خوردم زمین ای تکیه گاهم

گفتم درستش میکنم شد بدتر از قبل

در آمدم از چاله افتاده به چاهم

من بنده نفسم هر آنچه نفس خواهد

لافم شده هرچه خدا خواهد بخواهم

وقت گرفتاری فقط سوی تو آیم

شرمنده از این بندگی گاه گاهم

پیدا کن این گم گشته ی در آرزو را

چون سوزنی  افتاده در انبار کاهم

با نفس غارت شد دلم , آقا کمک کن

بیچاره و درمانده ای در بین راهم

گر سائل لطف تو باشم روسپیدم

گر پادشاهی بی تو باشم روسیاهم

دستم بگیر ای منتهای آرزوها

یا رب بده در خانه ارباب راهم

حتما درستش میکند  او بنده ات را

گر کربلا قسمت کنی بر این گدا هم



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


یارب دل اگر سیر در افلاك كند

جان را صدف گوهر لولاك كند

مگذار كه آلوده بمانم، بگذار

باران محبتت مرا پــاك كند



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


یک روز می رسد به خدا خوب می شوم

بیمارم و به طب شما خوب می شوم

تنها امید بنده ی عاصی نگاه توست

آخر به این امید و رجا خوب می شوم

از من دعا و از تو اجابت رسیدن است

در هر سحر به ذکر و دعا خوب می شوم

تنها سلاح عبد گنهکار گریه است

من با همین سلاح بکا خوب می شوم

دستان من به دامن جز تو دراز نیست

غیر از تو رو زنم به کجا خوب می شوم؟

هر بار با گناه و خطا می خورم زمین

فورا به لطف آل عبا خوب می شوم

وقتی میان سینه ی من حب مرتضی است

پس با هزار جرم و خطا خوب می شوم

گیرم که هیچ کس گره ام وا نمی کند

من می روم امام رضا خوب می شوم

بیمار،هر که شد به شفاخانه می رود

یک کربلا روم به خدا خوب می شوم

من کربلا نرفته ام اما ز دیدن

عکس ضریح کرب و بلا خوب می شوم

از خوان سیدالشهدا رزق می خورم

با لطف سیدالشهدا خوب می شوم

خود را همه اش به روضه ی ارباب می کشم

در بین این حسینیه ها خوب می شوم

کنج خرابه دخترکی ناله زد پدر

یک شب به این خرابه بیا...خوب می شوم

پهلوم با نفس زدنم تیر می کشد

عمرم بگو سر آمده یا خوب می شوم؟

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


حسبی الله ، خدا ما را بس

نیمه شب ، شهد لقا ما را بس

چشم پوشیم به روی دو جهان

میل دیدار خدا ما را بس

شب این عمر عجب یلدایی است

سحری فیض دعا ما را بس

یا رب از دولت پر شوکت دوست

گوشه چشمی به گدا ما را بس

اهل دنیا به زمین خوش باشید

هر سحر سیر سما ما را بس

ما گذشتیم ز خضر و ظلمات

اشک این آب بقا ما را بس

دم افطار کمی تربت یار

روی دستان صبا ما را بس

سر هر سفره نشستن نتوان

محفل اهل ولا ما را بس

ره نداریم سر کوی کسی

بودن با شهدا ما را بس

آن شهیدان که به خون می گفتند :

هوس کرب و بلا ما را بس

سوختند ، آب شدند و گفتند :

عطر یار ، ای رفقا ما را بس

بی نشانیم پی خیمه ی یار

مهدی آل عبا ما را بس



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 22 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء