مناجات با خدا


ذره ذره معصیت کل وجودم را گرفت

بنده ی دنیا شدن، بال صعودم را گرفت

خواستم وارد شوم بر اهل توبه ناگهان

مشکلی عارض شد و راه ورودم را گرفت

من ضرر از آرزوهای بلندم دیده ام

غافل از محشر شدن یک عمر، سودم را گرفت

وای از بی خیریِ این چشم بی تقوا شده

اشک های روضه ام، بود و نبودم را گرفت

عهد بستم با امام عصر خود آدم شوم

غفلتم، قولی که بر او داده بودم را گرفت

غافل از صاحب زمان سرگرم کار خود شدم

کم کم این غافل شدن حال سجودم را گرفت

من زمین افتاده ام اما به دادم می رسد

آن که مهرش روز اول تار و پودم را گرفت

روزگاری می شود نام حسین بن علی

با دعای فاطمه گفت و شنودم را گرفت

جان فدای خواهری که ناله زد در قتلگاه

خون پاک حنجرت کل وجودم را گرفت

خوب شد زهرا ندید و خوب شد حیدر ندید

سایه ی دست کسی روی کبودم را گرفت




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 07:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن

باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم

یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

بر در این خانه من بهر امیدی آمدم

پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

دست خالی آمدم، با دست خالی می روم

یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن

پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن

خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن

جان آقای خراسان، جان سلطان غریب

هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن

من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین

جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن

بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین

گریه کن های غم کرببلا را عفو کن

جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر

حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/04/1 | 07:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


بگذارید بر احوال خودم گریه کنم

نیمه شب گشته و برحال خودم گریه کنم

چند سالیست گنه دور وبرم می گردد

بر سیه رویی هر سال خودم گریه کنم

من الف بودم و بار گنهم دالم کرد

بر قد تا شده و دال خودم گریه کنم

بخت یارم نشد و آخر عمری باید...

بنشینم که بر اقبال خودم گریه کنم

هر چه من فال گرفتم همگی بد آمد

باید از این بدی فال خودم گریه کنم

هربلایی سرم آمد به خدا حقم بود

کاش بر زشتی اعمال خودم گریه کنم

پروبالی که شکسته به سما هم نرود

باید از بی پری و بال خودم گریه کنم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1396/03/27 | 07:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 توسل در شب قدر


در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

چارده مرتبه قرآن که گرفتم بر سر

در حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره ی رویایی

چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد(ص)به محمد(ص) که میسر هم شد

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم

که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من، بس که خراسان رفته است

تار و پود غزلم جاده ی ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز! که این قافیه یا «قائم» شد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 06:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات شب قدر


دست دلم باز به دامان توست

منتظر جوشش احسان توست

گفت پیمبر به تو ای نور عین

جنت حق وقف محبان توست

غصه روزی نخورد هیچ کس

روزی ما دست گدایان توست

حاتم طایی شدن آسان بود

این کرم کوچکی از خوان توست

افضل الاعمال شب قدر من

گریه برای لب عطشان توست

حال مرا روضه دگرگون کند

باز گدا بی سر و سامان توست

ای گلِ از ساقه جدا تشنه لب

آب لبت آب بقا تشنه لب

در و گوهر از دهنت ریخته

همچو عقیق یمنت ریخته

مثل نقابی به روی قرص ماه

زلف شکن در شکنت ریخته

بر روی هر صفحۀ خاک بلا

عطر خوش پیرهنت ریخته

دشمن بی شرم تو دور و برت

تا که کند بی کفنت ریخته

مصحف صد پارۀ زینب شدی

گوشۀ گودال تنت ریخته

ضربۀ سر نیزه کجا خورد که

خون جگر از دهنت ریخته؟

نالۀ زهرا قتلوک حسین

وای بُنی ذبحوک حسین




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شب قدر-شب جمعه


شب جمعه دل ما گفت علی گفت حسین

رو به درگاه خدا گفت علی گفت حسین

از همه رانده شده چشم بر این در دارد

بنده ای غرق خطا گفت علی گفت حسین

این شب جمعه؛ شب قدر؛ شب توبه ی ماست

دل ما بین دعا گفت علی گفت حسین

پر زد از صحن نجف محضر شش گوشه ی شاه

هر دل غمزده تا گفت علی گفت حسین

روزه ام نذر پدر روضه ی من خرج پسر

غم جدا غصه جدا گفت علی گفت حسین

دل قرآن به سرم با دم سلطان نجف

کنج ایوانِ طلا گفت علی گفت حسین

اربعین پای برهنه زائر از خاک نجف

تا خود کرببلا گفت علی گفت حسین

مهدی فاطمه از توبه ی او راضی شد

هر که در نزد رضا گفت علی گفت حسین

من و سرمایه ی عمرم که دل دربه دری ست

تو و لبخند رضایت "چه مبارک سحری ست"




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عبدی که بود پست و هوسران تر از همه

برگشته سر به زیر، پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات

سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

یا که مرا مقابل این خوب ها بزن

یا که مرا ببخش نمایان تر از همه

از روی جهل، حال خوشی را که داشتم

بر معصیت فروختم ارزان تر از همه

وقتی سلاح اشکِ مرا غفلتم گرفت

ماندم میان معرکه حیران تر از همه

غیر از تو ای کریم کسی می خرد مگر؟!

آن را که بی بها شد و ویران تر از همه

من ناامید نیستم از لطف و رحمتت

هستم اگر چه بی سر و سامان تر از همه

خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق

بر نوکران فاطمه آسان تر از همه

دلبسته ام به لطف کریمان، در این میان

بر رحمت حسین فراوان تر از همه

بالای تل زینبیه آه می کشید

اُخت الحسین پاره گریبان تر از همه

بر نیزه تکیه داد ولی باز نیزه خورد

شاهی که بود زخمی و عطشان تر از همه




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست

سحر و نافله و چشم تری نیست که نیست

در من خسته پس از این همه سال آزادی

حال جز توبه شکستن هنری نیست که نیست

چشم ها هرز شد از بس که تنزل کردند

اه،در چشم،حیا و حذری نیست که نیست

من به هر در که زدم رو به دلم باز نشد

جز در مرحمتت حال دری نیست که نیست

جز همین روضه،همین اشک،همین لحظه ناب

در جهان هیچ کجایش خبری نیست که نیست

روزه بودم،اثر روضه مرا پاک نمود

که بجز اشک دوای دگری نیست که نیست

بعد یک گریه بارانی عاشورایی

از سیاهی گناهم اثری نیست که نیست

خواهرش جانب گودال دوید و میدید

بر تن زخمی ارباب سری نیست که نیست




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/25 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده

جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده

من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم

روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده

بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!

تا دل من هم شود احیا جوابم را بده

دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم

بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده

گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من

بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده

رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است

یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده

**

"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"

ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده

دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد

ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/03/21 | 06:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

همه ی دار و ندار دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبان همه، حالا خبرم افتاده

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلس روضه گذرم افتاده

مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کند به جان پسرم افتاده

چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/18 | 04:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


یک دهه از رمضان رفت و دلم باز نشد

عقدهای دل تنگم به تو ابراز نشد

ترسم این است که گویم به خودم آخر ماه

از چه پایان غم هجر تو آغاز نشد  




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/15 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


من به خوان کرمت سخت طمع کار شدم

لطف بی حد تو را دیدم و هوشیار شدم

غافل از خود شدم و قافله را گم کردم

غرق شهوت شده و سخت گرفتارشدم

آنقدر تور تنیدست به دورم ابلیس

که من از مسجد و از میکده بیزار شدم

پیش چشم تو به هر کار بدی دست زدم

شادم ازاینکه به هر دفعه جگر دار شدم

غرق مستی و جوانی و غرورم بودم

گوئیا از در فیض تو طلبکار شدم

ناگهان رحمت بی حد تو باریدن کرد

رمضان آمد و من طالب دیدار شدم

با نسیم سحری روح به پرواز آمد

خواب بودم من و از شوق تو بیدار شدم

باده صوم و صلات تو مریضم کرده

من شفا کی طلبم؟ شکر که بیمار شدم

صاحب این دل من وارث شمشیر علیست

خاک پای پسر حیدر کرار شدم

ثمر غمزه پر مهر اباصالح بود

که ز جان خادم عباس علمدار شدم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/15 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-روضه حضرت عباس (ع)


گرچه بین ما حجاب معصیت حائل شده

لطف عامت باز هم حال مرا شامل شده

لابه لای بندگان خوبت ای رب کریم

بنده ای درمانده در مهمانی ات داخل شده

من همان عبد پشیمانم که عمری می شود

در میان خواب جهل از محضرت غافل شده

شرّ من از این طرف هرچه به سویت شد بلند

خیر تو از آن طرف سویم فقط نازل شده

تو خودت من را به عفوت پر توقع کرده ای

هر زمان که کار من در معصیت مشکل شده

گریه ام خون دل هجرانم از ذکر شماست

این دو قطره آبرو با خون دل حاصل شده

قطره ای ناچیزم و دریا حسابم می کنی

باز هم آقایی ات خرج من سائل شده

عمر من در دوری از صاحب زمان طی گشت و رفت

سالها داغ فراقش عقده ای بر دل شده

آبروی روزه و حج و نماز من علی است

با ولای مرتضی هر طاعتم کامل شده

بر من هجران زده، ای مهربان خرده مگیر

قبله ام سوی نجف امشب اگر مایل شده

مطمئنم فاطمه آن را خریده از ازل

روضه ای که نذر چشمان ابوفاضل شده

حرف از سقای عطشانی است که در علقمه

خاک ها با قطره قطره شرمِ مشکش گِل شده

وای از آن پیکر که غرق تیر با ضرب عمود

از فرس بی دست بر روی زمین نازل شده

پاره های پیکر خونی سقای حرم

قسمت سر نیزه ی برنده ی قاتل شده

**

نه علی اکبر برایش مانده نه سقا دگر

عمه ی سادات تنها خیره بر محمل شده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/15 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


افتتاحی شده و میکده رونق دارد

دل طمع کار شد اما به خدا حق دارد

طی شده از مه قرآن و دعا یک هفته

لیک از دست خودم حوصله ام سررفته

آسمانی نشدم تا که پرم باز شود

سوز دل با غم عشق تو هم آواز شود

هاتفی در دل شب  بانگ برآورد، بیا

تا نگشته ست سفیدی رخت زرد، بیا

دست جنبان که تو را مرگ به بر میگیرد

قبر تو دم همه دم از تو خبر میگیرد

رمضان ماه خطاپوشی یار است بیا

پایتخت همه ایام نگار است بیا

سربه زیر آمده ام تا که مرا راه دهی

رخصت عرض ارادت دم درگاه دهی

یارب این عبد گنهکار بیا برگشته

بر درت بندۀ فرّار بیا برگشته

منکه مردودی عشق تو به ماه رجبم

پس چگونه رمضان آمده ام؟در عجبم

 (یامن ارجوه لکل) مفت ز دستم رفته

یا مه ختم رسل مفت ز دستم رفته

باخت دادم همۀ قافیه های شعبان

بی تو سر شد همۀ ثانیه های شعبان

وای اگر دست دلم را تو نگیری چه کنم

ز کفم رفته جوانی سر پیری چه کنم

امشب از خوف، هراسانِ قیامت شده ام

من هراسان همان لحظۀ غربت شده ام

به سر قبر من آنکس که لحد چیند کیست؟

در سراشیبی آن معرکه دستم خالیست

غرق دلشوره ام و هیچ ندارم ای وای

حق بده تا که ز دل ناله برآرم ای وای

تو خطا پوشی و امید به لطفت دارم

با نگاه کرمت بار زمین بگذارم

منِ سرگشته که در سایۀ دینت هستم

با همه بار گنه عبد حسینت هستم

امشب از خرمن لطفت به همه خوشه بده

لطف کن بار دگر باده ز شش گوشه بده

زیر قبه همگی عبد خدا میگردیم

ما به باب الشهدا با شهدا میگردیم

هروله در حرم یار صفایی دارد

حمدلله که دلم کرببلایی دارد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 05:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-زمزمه


ای آفتاب رحمت ادرکنی یا الهی

ای کوثر محبت ادرکنی یا الهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

من بنده ای حقیرم رو در روی جلالت

زشتم ولی اسیرم بر جلوه ی جمالت

ای وای اگر بمیرم در زشتی و تباهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

این اشک دانه دانه این دیده ی پر آبم

این ناله ی شبانه این شور و اضطرابم

ای بهترین بهانه بر حال دل گواهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

از فرط بی حیایی بر تو وفا نکردم

با نور کبریایی دل آشنا نکردم

با توبه ای نهایی دل را بده پناهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

نخل ولا نشاندی در شوره زار قلبم

بذر وفا فشاندی در نو بهار قلبم

طعم دعا چشاندی بر قلب من به آهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

یا رب مکن عذابم در آتش جدایی

بنما چنین خطابم بنده تو مال مایی

یارب بده جوابم بر من نما نگاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

امشب طفیل کوی ارباب با وفایم

پروانه گرد روی آن ماه دلربایم

دانم گل نکوی حق بخشدم به کاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

من با همه بدیها دیوانه ی حسینم

غرق گناهم اما مستانه ی حسینم

یا رب به حق مولا آیا نمانده راهی ؟

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی

 

خواهم به چشم گریان پاکم کند نگارم

در کربلای جانان خاکم کند نگارم

او نور محض دوران من بنده ی سیاهی

ادرکنی یا الهی ادرکنی یا الهی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


یارب به رسالت رسول الثَّقَلین

یارب به غزا  کننده‌ی بدر و حُنَین

عصیان مرا دو نیمه کن در عرصات

نیمی به حَسن ببخش و نیمی به حسین




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 04:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


ای آن‌که فراتر از حضور نوری! 

با این همه کی ز دیده‌ام مستوری؟!

نزدیک‌تری از رگ گردن، ای دوست!

احساس نمی‌کنم که از من دوری!

***

رگبار به جای اشک می‌بارد دل

تا پا به حریم عشق بگذارد دل

تا ساحت دوست پر کشیدم، تا دست

از هرچه به غیر اوست بردارد دل

***

نزد تو دلی غرق گناه آوردیم

یک سینه پر از ناله و آه آوردیم

هر چند که سیلی‌خور سنگیم ولی

در کوچه‌ی عشق تو پناه آوردیم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


خدایا دلی ده حقیقت‌شناس

زبانی سزاوار حمد و سپاس

مرا جز تو کس، یاور و یار نیست

چه گویم که یارای گفتار نیست

ز فیض تو آید دلم در خروش

که نی از دم نایی آید به جوش

دلم رشحه‌ی بحر انعام توست

چو ماهی، زبان زنده از نام توست

ندارد فروغی ز خود مشتِ گل

مگر پرتو فیضت افتد به دل

وجود تو نگشاید از دست جود

عدم‌پیکران را چه یارای بود؟

در این تیره کاخی که ظلمت سراست

نفس راه لب را چه داند کجاست؟

ازل تا ابد، مدّ احسان توست

به خوان کرم، دل نمکدان توست

زبان است دستان‌زنِ باغ تو

دلم طور و شمعش بود داغ تو

حدیث من و ما نمی‌شایدم

به این خیرگی خنده می‌آیدم

ندانسته‌ام کیستم، چیستم

تویی عین هستی و من نیستم

فنا را کجا لاف دعوی رسد؟

مگر دست دعوی به معنی رسد

«حزین»، از میِ بیخودی جام کش

زبان مست دعوی‌ست، در کام کش

اگر محو کثرت وَ گر وحدتی

به هر صورت، آیینه‌ی حیرتی

قلم بر فسون‌های نیرنگ زن

زند راهت آیینه بر سنگ زن

چو از خویش و بیگانه تنها شوی

قبول خداوند یکتا شوی

خدایا به جاه خداوندی‌ات

که بخشی مقام رضامندی‌ات

طمع نیست از کشت بی‌حاصلم

به خشنودی‌ات کار دارد دلم

بسی شرمسارم ز نفس فضول

ز طاعت مکدّر، ز عصیان ملول

که نیک و بدم هر دو نبوَد روا

چو عصیان بود طاعتم ناسزا

ندارم به جز عفو چیزی به کف

شد از کف مرا نقدِ فرصت تلف

به درگاهت آورده‌ام عجز خویش

سر از شرمِ بی‌برگی افکنده پیش

نگیری چه‌سان دست افتاده‌ای

که خود از کرم هستی‌اش داده‌ای؟

به یک عمر در نعمتت زیستم

گدای درت نیستم، کیستم؟

اگر هست بنما درِ دیگرم

وگر نه به حرمان مران زین درم

در افتادگی از که خواهم مدد؟

مدد از که افتادگان را رسد؟

خروشان خراشم جگر در قفس

کسی نیست غیر از تو فریادرس

به هر حاجتم از تو امّیدوار

که هم فیض‌بخشی، هم آمرزگار




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


از ما جفا بسیار دیدی و وفا، نه

تو یاد ما بودی، ولی افسوس، ما، نه

حالا که در دنیا مرا رسوا نکردی

بی آبرویم می کنی روز جزا؟ نه

از سفره ی جودت اگر محروم باشد

جای دگر پُر می شود دست گدا؟ نه

آنگونه که میخواستم بودی همیشه

آنگونه که میخواستی دیدی مرا؟ نه

هر طور میخواهی بسوزانی بسوزان

اما برایت سود دارد؟ به خدا نه

این یا علی گفتن کم از یا ربّنا نیست

اصلاً مگر فرقی است ما بین شما؟! نه

جنت برای شیعیان زیباست اما

زیباتر از راه نجف تا کربلا نه

موکب به موکب اربعین عشاق جمعند

امسال آیا قسمت من هست یا نه؟

**

ای کاش ارباب مقاتل می نوشتند

سر را جدا کردند، اما از قفا، نه




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/12 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا

 

ای سرّ تو در سینه‌ی هر محرم راز

پیوسته درِ رحمت تو بر همه باز

هر کس که به درگاه تو آورد نیاز

محروم ز درگاه تو کی گردد باز؟ 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/11 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب هفتم ماه مبارک


روزگاری ست که با تو سر دعوا دارم

که چرا دست چرا قلب چرا پا دارم؟

من که دیروز کنارت به عبادت بودم

این چه عشقی ست که امروز به دنیا دارم

تو خدایی، من بیچاره فقط یک بنده

تو یکی هستی و من اینهمه همتا دارم

تو سزاوار پرستیدن و کرنش هستی

آخرین مرحله ی زاری و خواهش هستی

باز هم حرف دل و عقل هماهنگ نشد

هفت شب رفت و برای تو دلم تنگ نشد

دل که از مهر تو خالی شده دیگر دل نیست

هرکه دلبسته ی دنیا بشود عاقل نیست

بنده ی تشنه به دنبال چه هستی؟ برگرد

این سرابی که تو را گول زده منزل نیست

#شب_هفتم شب عشق است بگو با مردم

 روزه بی حب حسین بن علی کامل نیست

شب و بین الحرمین تو پر از خوشه شده

دل من مثل ضریحی ست که شش گوشه شده

نامت آمد که به من اذن زیارت دادند

فرصت دلبری و عرض ارادت دادند

نه فقط ذرهء ناچیز ترینی چون من

همه ذرات به عشق تو شهادت دادند

هیچ کس هیچ نفهمید ولی ما دیدیم

به تو نیروی فراتر ز اجابت دادند

تو طبیب همه ای زاهد و کافر ،اما

چون مطب خواسته بودی به تو هیأت دادند

رأس نی را به سر دور شده از خواهر

به دل زینب دور از تو اسارت دادند

چون گرفتار قفس گشت کبوتر چه کند؟

سخت #زینب نگران است که آخر چه کند؟

کوچه تا کرببلا، کرببلا تا به دمشق

با غم نیزه غم کوچه، غم در چه کند؟

می تواند که تحمل بکند غم ها را

لیک با غصه ی دوری برادر چه کند؟

#شب_هفتم به حضور تو معطر شده است

دل ما سوی ضریح تو کبوتر شده است

دل من کفتر جلدی ست که عشقی شده است

گاه در کرببلا گاه دمشقی شده است




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/11 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-اولین شب جمعه ماه


گمان مدار که نام تو بردن عادت ماست

نسیم یاد تو در هر سحر عبادت ماست

زمین به زیر قدم‌های تو سر افراز است

سلامت تو، به جان همه، سلامت ماست

اگر که، عمر جهان هم تمام گردد باز 

ندارد آنچه تمامی همین ارادت ماست

کنار خانه‌ی چون تو کریم بی‌منت

دری دگر بزنم... باعث خجالت ماست

چو طفل اشک دگر راستگو نمی‌بینم

بیا بپرس که این شاهد صداقت ماست

قسم به ضامن آهو که زائران توایم

ظهور طلعت تو بهترین زیارت ماست

قسم به ساقی لب تشنه‌ای که دستانش

به دست مادر تو ضامن شفاعت ماست

در اولین شب جمعه مرا به همراهت

ببر به کربُبلایی که عین جنت ماست

ببر به کربُبلا و بخوان که یا جداه

هنوز داغ لب تشنه‌ات مصیبت ماست




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رجب، شب لیلة الرغائب،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/11 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دوباره آمده ام، گرچه دیر برگشتم

ولی شبیه گدا سر به زیر برگشتم

به صد امید به سوی تو روی آوردم

به سوی خانه ی نعم الامیر برگشتم

شدم ذلیل گناهم، خودم پشیمانم

ببین شکسته و زار و حقیر برگشتم

گرفت دست مرا دست مهربانی تو

به دستگیری تو یا مجیر برگشتم

ز باب لطف تو رفتم ولی غلط کردم

پر از گناه صغیر و کبیر برگشتم

گناه بال و پرم را شکسته مولا جان

شدم دوباره زمین گیر، گیر برگشتم

اگرچه پیش تو احساس فقر بی معناست

ولی دوباره به سویت فقیر برگشتم

عطش دوباره لبم را ترک ترک کرده

به حرمت لب مثل کویر... برگشتم

به یاد خواهر غمدیده ای که می فرمود

ببین برادر زینب که پیر برگشتم

به کوفه شهر علی بعد بیست سال حسین

به لطف حرمله ها من اسیر برگشتم

ولی برادر زینب همینکه فهمیدم

کفن شده است تنت با حصیر... برگشتم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 07:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


باز هم دارد به من مولا محبت می کند

بین خوبان از من بد نیز دعوت می کند

توبه کن، آغوش وا کرده خدای مهربان

گوش کن تا بشنوی دارد صدایت می کند

من فراری ام ولی، دائم خودش دنبالم است

در بزرگی و کرم دارد قیامت می کند

می شود محبوب مولا، نور چشمی می شود

از گناهش هرکه اظهار ندامت می کند

هر کسی یک جور در این راه خالص می شود

شیعیان را آزمایش با ولایت می کند

هر که در پای ولایت مثل زهرا ایستاد

اجر و مزدش را خود حیدر ضمانت می کند

ما دعای دست مجروحیم، زینب شاهد است

هر چه بر ما می رسد زهرا عنایت می کند

در میان کوچه تنها بود، بی بی را زدند

هر که زهرایی شود احساس غربت می کند

ریشه های چادر خاکی امید شیعه است

گریه کن ها را خود زهرا شفاعت می کند




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 07:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو

عالم پر است از تو و خالی‌ست جای تو

هر چند کائنات گدای درِ توأند

یک آفریده نیست که داند سرای تو

تاج و کمر چو موج و حباب است ریخته

در هر کناره‌ای ز محیط سخای تو

آیینه‌خانه‌ای‌ست پر از ماه و آفتاب

دامان خاکِ تیره ز موج صفای تو

هر غنچه را، ز حمد تو جزوی‌ست در بغل

هر خار می‌کند به زبانی ثنای تو

در مشت خاک من چه بود لایق نثار؟

هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو

عام است التفات کهن خرقه‌ی عقول

تشریف عشق تا به که بخشد عطای تو

غیر از نیاز و عجز که در کشور تن است

این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو؟

«صائب» چو ذره است و چه دارد فدا کند؟

ای صد هزار جان مقدس فدای تو




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دستی که بالا آمده کارش گداییست

کار تو آیا با گدا بی اعتناییست؟

تو بی نیاز بی نیاز بی نیازی

این اشکها دار و ندار بینواییست

خیلی غریبم با تو خیلی دورم از تو

برگشته ام... دیگر زمان آشناییست

آنقدر می بخشی که دیگر شک ندارم

با نا امیدی توبه کردن بی خداییست

هی قول دادم توبه هایم توبه باشند

بس که صبوری، عادت من بی وفاییست

تاریکی قلبم دو چشمم را گرفته

ای نور بی پایان که یادت روشناییست

باید تو را با هر نفس دید و پرستید

من دیدمت دیدم - خدای من- خداییست...

دوزخ نشینم کن ولی رو بر نگردان

چون سوختن آسان تر از درد جداییست

وقتی تمام خواهشم بخشیدن توست

بی شک "غلط کردم" شروع هر دعاییست

این دست را خالی به سینه برنگردان

دستی که بالا آمده دست گداییست




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 04:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دلم شکسته ی سنگ ملامت است خدایا

به روی شانه من بار تهمت است خدایا

گل محمدی ام من سلامم و صلواتم*

به جامه ام همه عطر نبوت است خدایا

ندای  دائم تهلیلم و در آینه ی من

حدیث لا، همه الای وحدت است خدایا

عدم، اگرچه به دنیا کشانده زیستنم را

وجود من نگران قیامت است خدایا

نه نفس مطمئنی دارم و نه جرئت رجعت

تمام دار و ندارم محبت است خدایا

مرا رها مکن و ارجعی بگو که اسیرم

مرا بخوان که جدایی مصیبت است خدایا

گدای راز الستم فقیر ذات تو هستم

همین که جز تو ندارم غنیمت است خدایا

من از عشیره ی عشق محمدم، به هوایش

شهید اگر نشوم کفر نعمت است خدایا

 

*وامی از محمدمهدی سیار




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


یک کهکشان خطاست حجاب میان ما

کردار نارواست حجاب میان ما

شهرت بلای جان حقیران عالم است

اعمال پر ریاست حجاب میان ما

خود سر شدیم و درک بزرگان نکرده ایم

دوری ز اولیاست حجاب میان ما

دیدی مرام و مشی شهیدان ز یاد رفت

غفلت ز جبهه هاست حجاب میان ما

غرق کدورتیم ، سر سفره ی کریم

این روح بی صفاست حجاب میان ما

تقلید اهل ذکر زمین گیرمان کند

گاهی همین دعاست حجاب میان ما

صاحب نفس ، نفس بده ذکر شکستگان

اذکار بی بهاست حجاب میان ما

باید نظر کنیم جمالی ، نمی شود

انوار کبریاست حجاب میان ما

ای شاه نی نوا به نوایی رسان مرا

این جان بی نواست حجاب میان ما

جان جهان ، جمال تو بر نیزه دیدنی است

آن گیسوی رهاست حجاب میان ما

ترسم سر بریده ات اظهارمان کند

هجران کربلاست حجاب میان ما




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/03/10 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


در خشکسالی ام به گلستان رسیده ام

قحطی زده به رحمت باران رسیده ام

عمری است غرق لذت مستانه بوده ام

امشب ببین که زار و پشیمان رسیده ام

در را به روی بنده ی خود وا نمی کنی؟؟

حالا که سر به زیر و پریشان رسیده ام

مانند طفل گمشده ای هستم ای حبیب

در پشت خانه خسته و گریان رسیده ام

آب از سرم گذشته و خشکیده چشمه ام

دست مرا بگیر به پایان رسیده ام

آغوش باز و گرم تو باعث شده اگر

تا کویت ای کریم شتابان رسیده ام

از بندگی و ذکر و دعا دور بوده ام

با لطف اهل بیت به قرآن رسیده ام

حالم اگر بد است ولی شکر حق که بر

ماه بکاء بر شه عریان رسیده ام

دل مرده ام اگرچه... ولی خوب می شوم

تازه به روضه ی شه عطشان رسیده ام

این تشنگی کجا و لب تشنه ی حسین

آیا به درک روضه ی جانان رسیده ام؟

خواهر دوید سوی برادر به ناله گفت:

تا قتلگاه زخمی و بی جان رسیده ام

ای صید دست و پا زده در خون بلند شو

من را ببین که پاره گریبان رسیده ام




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا

 

لطفی کن و سر به راهمان کن یارب

رحمی به دل سیاهمان کن یارب

در روز حساب دست‌هامان خالی‌ست

با رحمت خود نگاهمان کن یارب




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 26 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات