مناجات با خدا-مدح امیرالمومنین(ع)


بارالها جام توحیدم بده

باده از صهبای امّیدم بده

کن ز کَج فهمی رها عقل مرا

با خودت کن آشنا عقل مرا

بر زبان عشق من حکمت بده

در سلوک حق مرا همت بده

چون بلالم ده دلی یکتا پرست

یا چو میثم سینه ای مولا پرست

مثلِ سلمانم سری فرزانه ده

یا اویسم کن دلی دیوانه ده

یا مرا مقداد این دربار کن

یا مرا مصداق چون عمار کن

یا در این وادی ابوذر کن مرا

یا چو قنبر عبدِ حیدر کن مرا

**

از علی گفتم سخن ، حال آمدم

یا علی گویان سبکبال آمدم

یا علی ذکر مدام دل بُود

الوداع و السّلام دل بُود

مدّعی از وصف عارف کم بگو

لب فروکش از معارف کم بگو

تشنه ای بر معرفت یاهو بزن

بر در ارباب عرفان رو  بزن

جان معارف را جلی فهمید و بس

دل خدا را با علی فهمید و بس

یک نم از دریای عرفانش شنو

در شواهد آمده در جلد دو

سائلی یک شب به او مهمان شدی

میهمان خانه ی رحمان شدی

گفت با زهرا ، علی با صد ادب :

هست در خانه غذا این وقت شب ؟

فاطمه گفتا : زِ قوت کودکان

هست مقدار کمی اندر میان

قلب عالم را علی بی تاب کرد

کودکانش را گرسنه خواب کرد

سفره ای انداختی شاه نجف

یکطرف مهمان و آن دو یک طرف

شب چراغ خانه را خاموش کرد

میهمان با طیبِ خاطر نوش کرد

تا که سائل سیر گردد از طعام

آندو گرداندی زبان در بین کام

سینه ای از معرفت پُر داشتند

بر غذا خوردن تظاهر داشتند

صبح شد تا روبرو با عقل کُل

دید می گرید همی ختم رُسُل

گفت ای سرمایه ی عشق خدا

یا علی ای آیه ی عشق خدا

دیشب ای شمس درخشان عرب

تو چه کردی که خدا شد در عجب ؟

آیه ای آمد به شان کارِ تو

حق تعجّب کرد از دیدار تو

آفرین بر تو به اینسان همتی

می رسد امّا تو را هم حیرتی

با تعجب می کنی روزی نظر

بانوی ایثار را در پشت در

تو غذا ایثار کردی شهسوار

فاطمه ، جان می کند بهرت نثار




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


با این همه دِین یا قدیم الاحسان

با اشک دو عین یا قدیم الاحسان

ما آمده‌ایم تا ببخشی ما را

امشب به حسین یا قدیم الاحسان 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


غمناکم و از کوی تو با غم نروم

جز شاد و امیدوار و خرم نروم

از درگه همچون تو کریمی هرگز

نومید کسی نرفت و، من هم نروم  




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


به روی چهره ی من رد پای تشنگی است

لبم دچار ، به آب و هوای تشنگی است

به ذکر حضرت بارانِ عشق مشغولم

دوباره روی لبم ربنای تشنگی است

به زیر سایه ی ابرِ کرامتم ... خیسم 

صدای چک چکِ اشکم صدای تشنگی است

کویر خشکِ لبم شوره زار شد با اشک

تَرک تَرک شدنش هم برای تشنگی است

به لحظه لحظه ی این ماه بندگی سوگند

امید من به همین لحظه های تشنگی است

چقدر روضه ی مکشوفه پیش چشم من است

درست ، روبریم کربلای تشنگی است

تمام تشنگیِ روزه دارها یک سو ...

و سوی دیگر آن ، انتهای تشنگی است

صدای بغضِ عطشناک بچه های حرم

نوای حزن ، در این نینوای تشنگی است

امان و آه ... از آن لحظه که خودم دیدم ..

ذبیح عشق ، میان منای تشنگی است




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/03/9 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


من بی‌تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


همّت ای جان که دل از بند هوا بگشائیم

بال و پر سوی سعادت چو هما بگشائیم

فرصتی هست که ما را شده توفیق رفیق

نگر این دیده‌ی خودبین به خدا بگشائیم

وقت آن است که بر روی خود از روی خلوص

دری از رحمت حق را به دعا بگشائیم

شسته با خون جگر، گردِ گناه از رخ دل

روی آئینه به آئین صفا بگشائیم

پای‌بند هوس و غفلت و شهوت تا چند

خیز کز پای خود این سلسله را بگشائیم

ماه تسبیح بُوَد بلکه به سر پنجه‌ی ذکر

در بر نفس دگر مشت ریا بگشائیم

دیده یادآور داغ است بیا تا از دل

عقده با یاد امام و شهدا بگشائیم

بزم قرآن بُوَد و بزم توسل به علی

عقده‌ی دل اگر اینجا نه، کجا بگشائیم

قبله‌ی اهل ولا باب نجات است علی

دست حاجت سوی این باب بیا بگشائیم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


یا رب ز کرم درى به رویم بگشا

راهى که در او نجات باشد بنما

مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم

جز یاد تو هرچه هست بر از دل ما

***

یا رب ز کرم حال دعا بخش مرا

از حال دعا جرم و خطا بخش مرا

تا امشب اگر مرا نیامرزیدى

امشب به على مرتضى بخش مرا

***

یا رب مددى که بى پناهیم همه

اى بحر کرم غرق گناهیم همه

اى باعث روسفیدى رو سیهان

بر ما نظرى که رو سیاهیم همه

***

یا رب تو به فضل خویش دلشادم کن

گشتم ز گنه خراب آبادم کن

بگریختم از درگه تو یک چندى

بد کردم و بازگشتم آزادم کن

***

یا رب مکن اندر صف محشر خجلم

من کرده گناه و پیش خود منفعلم

اندر دو جهان ببخش و رحمى بنما

چون غیر تو امّید نباشد به دلم

***

عصیان خلایق از چه صحرا صحراست

در پیش عنایت تو یک برگ گیاست

هرچند گناه ما کشتى کشتى است

غم نیست که رحمت تو دریا دریاست




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


با این دل ‌مر‌ده ‌و ‌کویر‌ی ‌چه‌‌کنم؟

با ‌ا‌ین ‌همه ‌جر‌م ‌و ‌سر‌به‌زیری چه ‌کنم؟

"مِن أینَ لِیَ ‌ا‌لنَّجا‌ت" یا‌ر‌ب یا‌ر‌ب

تو دست مرا اگر نگیر‌ی چه ‌کنم؟




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دامنم آلوده شد گرچه ز دنیا دوستى

جان به قربانت كه بخشیدى مرا با دوستى

ناسپاسم، ناپسندم، نارفیقم، یا رفیق

از تو امّا من ندیدم چیزى اِلّا دوستى

مى توانستى بسوزانى، نسوزاندى مرا

اى فداى مهربانى ات كه حقّا دوستى

در جوابت یا لجاجت كرده ام یا سركشى

در جوابم یا محبّت مى كنى یا دوستى

یا زمین گیرند مردم یا زمینم مى زنند

تو بلندم میكنى، یارب تو ما را دوستى

واقعاً ناراحت از قهر و عِتابت نیستم

میشود محكمتر اصلاً بعدِ دعوا، دوستى

رو به قبله سجده آوردم، نجف لبّیك گفت

حق پرستى بس خلاصه شد به مولا دوستى

وصف مجنون بودن من را بپرس از فاطمه

در میان قوم مشهورم به لیلا دوستى

دوستانت گر شهیدان حریم زینب اند

فاصله داریم ما بیچاره ها تا دوستى

از گناهت كم نكردى، كربلایت دیر شد

اى دلى كه ادّعا دارى كه آقا دوستى

میشود فهمید از بابُ الحسینِ محشرت

بیشتر از دیگران با سینه زنها دوستى

از بُنَىَّ گفتن زهرا دلِ گودال ریخت

تا قیامت تر شده هر چشمِ زهرا دوستى




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا در ماه رمضان


رمضان است رفیقان! همه بیدار شویم

همه بیدار در این فرصتِ سرشار شویم

زیر سنگینی اعمالِ پریشان مُردیم

رمضان است، بیایید سبک‌بار شویم

می‌توانیم در این ماه به قرآن برسیم

می‌توانیم در این ماه، علی‌وار شویم

ماهِ مهمانیِ حقّ است، بیایید همه

تا نمک‌خورده‌ی این سفره‌ی افطار شویم

چشم‌ها را بتکانیم در این ماهِ زلال

با دو آیینه همه راهیِ دیدار شویم

زین کنیم اسب، رفیقان! سفری در پیش است

جای اُتراق نَه این‌جاست، خبردار شویم

سِرِّ سی جزء به سی روز فرو می‌آید

هان! رفیقان! همه آیینه‌ی اسرار شویم

یازده ماه گذشت و خبر از عشق نشد

با خداوند، در این ماه مگر یار شویم

رمضان است رفیقان! همه بیدار شویم

همه بیدار در این فرصتِ سرشار شویم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ماه رمضان-بهار قرآن


در ماه خدا که فصل ایمان باشد

باید دل عاشقان، گل‌افشان باشد

فرمود که: هرچیز بهاری دارد

ماه رمضان، بهارِ قرآن باشد

 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/03/8 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


پیوند بزن به خود سر و كارم را

دریاب دل غافل و بیمارم را

سرشار نما از عشق و رحمت یا رب

ماه رمضان  سفره ى افطارم را




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/03/7 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-روضه حضرت رقیه(س)


بنده ای خطاکارم، بار معصیت دارم

می پذیری ام امشب، با گناه بسیارم؟!

 

یا مُسببَ الاسباب

یا حلیم و یا تواب

 

گرچه زار و غمگینم، مستحق نفرینم

من ولی ز درگاهت، جز کرم نمی بینم

 

یا کریم و یا الله

یا علیم و یا الله

 

آمدم شب غفران، بر سرایت ای منان

زیر لب نوا دارم، یا غفور و یا رحمن

 

یا غفور و یا رحمن

همدم گنهکاران

 

می زنم صدا العفو، مهربان خدا العفو

ای خدا به اربابم، شاه کربلا العفو

 

ساتر العیوب العفو

عالم الغیوب العفو

 

" داغ نینوا دارم، میل کربلا دارم"

تو مرا نمی خواهی؟! " من فقط تو را دارم"

 

شاه من، حسین من

بی کفن حسین من

 

گرچه بنده ای پستم، بر سه ساله دل بستم

گفته ام به هر محفل، من رقیه ای هستم

 

ای سه ساله ی ارباب

گم شدم مرا دریاب

 

اربعین که مهمانم، تا سرای جانانم

هر ستون که می آیم، از رقیه می خوانم

 

می خری مرا بی بی؟!

اشفعی لنا بی بی

 

گریه کن که در جاده، از بلندی افتاده

دختر عزیز الله، در خرابه جان داده

 

یاس نیلی پرپر

می کشی مرا آخر




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/03/7 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


آورده ای دوباره بدهکارمان کنی

فکری به حال غم زده و زارمان کنی

اینجور که دوباره به ما راه می دهی

اصلا بعید نیست طلبکارمان کنی

با اینکه ما به دست تو پرونده داشتیم

یک دم نخواستی تو خدا، خارمان کنی

تو مهربان ترینی و اصلا نمی شود

با آتشِ جهنمت، آزارمان کنی

ما را زمین زده است گناهان بی شمار

باید که فکرِ این دل بیمارمان کنی

من آمدم دوباره رفیقت شوم خدا

لطفی اگر کنی تو و بیدارمان کنی

این چشم ها که بوی شهادت نمی دهد

تا با شهید کرببلا یارمان کنی

با گریه های فاطمه ات گریه می کنیم

تا روضه خوان روضه دیوارمان کنی

آتش گرفته ایم در این اضطراب تا

پهلو شکسته از تب مسمارمان کنی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1396/03/5 | 07:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت داده

روی آن سینه که بوسید نبی چکمه نکوب!

شمر ملعون، که به تو این همه جرات داده؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/03/4 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا- اعتکاف


امشب ببخش ما را به احترام زینب

با بنده کن مدارا به احترام زینب

با آنکه رو سیاهم لبریز از گناهم

اما مران گدا را به احترام زینب

با دست گیری خود شرمنده کردی عمری

این عبد بی حیا را به احترام زینب

بیمار دوره گردم بر کام من چشاندی

طعم خوش شفا را به احترام زینب

با برگه ی شهادت کن عاقبت بخیرم

تکمیل کن عطا را به احترام زینب

آیا شود ببینم هنگام جان سپردن

ارباب با وفا را به احترام زینب

بادیده های گریان  من آمدم بگیرم

امضایِ کربلا را به احترام زینب

از روی تل صدا زد ای شمر برنگردان

با پا عزیز ما را به احترام زینب

بردار چکمه ات را از روی سینه ی شاه

به احترام زهرا به احترام زینب

با نعل های تازه کمتر بهم بریزید

آقای سر جدا را به احترام زینب

جای کفن بپیچید دورتنم رفیقان

یک تکه بوریا را به احترام زینب




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/01/23 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان


با روزه و با نماز نشناختمت

با آن همه رمز و راز نشناختمت

یک ماه اگر چه میهمانت بودم

بگذشت مجال و باز نشناختمت




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/14 | 02:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-حدیث نفس


ما آیه‌های عصر خسرانیم

معجونی از تردید و ایمانیم

عهد الست از یادمان رفته‌ست

ما اهل نسیانیم، انسانیم

تبعیدمان کرده‌ست اقیانوس

امواج سرگردان طغیانیم

عالم همه آیات توحید است

با این‌همه، ما بندۀ نانیم

هم هم‌چنان دلتنگ فردوسیم

هم در صف گندم، فراوانیم

ما آتشیم و عمر ما هیزم

از خاطرات خود گریزانیم

ای آه! اگر سوی خدا رفتی

با او بگو که ما پشیمانیم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/12 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


نومید نمی‌شویم یک آن از ‌تو

دیدیم ‌مگر ‌به ‌غیرِ ‌ا‌حسان از تو؟

جر‌م و ‌گنه و ‌خطا و ‌عصیان از ما

جود و کر‌م و عطا و ‌غفران از تو




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/12 | 01:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم

نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز بجائی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

تو کریمی و  دو صد کوه به یک کاه ببخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی

سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم

به بهشتم ندهم گر بدهی شعلۀ آهی

سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی

اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی

چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر بدر آرد

این زبانی که دل شب به تو گفته است الهی

چون پسندی که فرود آوری اش در دل آتش

این جبینی که به خاک تو فرود آمده گاهی

سخن از وسعت عفوت نتوان گفت که فردا

جرم کونین به پیش کرمت نیست گناهی

دست «میثم» تو بگیر از کرم خویش که باشد

همچو کوری که نشسته است به غفلت سر چاهی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/12 | 01:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


گفت دیباچه ی غم گفتمش ای دوست منم

گفت رانده ز حرم گفتمش ای دوست منم

گفت آن عبد فراری که سراپا گنه است

زده با نفس ، قدم گفتمش ای دوست منم

گفت آن بنده ی شیطان که دل ما سوزاند

خصم ما شد همه دم گفتمش ای دوست منم

گفت آن پشت به درگاه ربوبی کرده

آن به خود کرده ستم گفتمش ای دوست منم

گفت آن غرق به گرداب معاصی به کجاست ؟

با گناهانِ چو یم گفتمش ای دوست منم

گفت آن کیست که با این همه نافرمانی

نوشد از جام کرم ؟ گفتمش ای دوست منم

گفت کو تشنه لب آب بقای کرمم

تا کشد پا ز عدم ؟ گفتمش ای دوست منم

گفت آن کیست که سینه زن مولا گردد ؟

تا خورد شیعه رقم گفتمش ای دوست منم

گفت در جمعِ مناجات کنانِ سحری

کیست مهدیش ، صنم ؟ گفتمش ای دوست منم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/12 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


اگر بناست رحمت کسی به ما کمک کند

خدا کند که زودتر خود خدا کمک کند

ضیافت کریم ها که بی گدا نمی شود

کرم کن و بگو کسی به این گدا کمک کند

من اشتباه کرده ام ولی مرا رها نکن

بجز تو کیست که به این، بی سر و پا کمک کند

گناه کردنم به آبروی من لگد زده

به این بدون آبرو کسی چرا کمک کند ؟

اگر هوار میزنم ،اگر که جار میزنم

میان راه مانده ام یکی مرا کمک کند

نگو که تحبس الدعا شدم نگو رها شدم

بگو چه حربه ای به من بجز دعا کمک کند

برای من که قبح غفلت و گناه ریخته

حیاست بهترین دوا ، به من حیا کمک کند

بیا مرا درست کن بیا ضرر نمیکنی

نمیشود خدا همش به خوبها کمک کند

به هر کجا که میروم ضمانتم نمی کنند

به طوس میروم مگر امام رضا کمک کند

اگر که خورده کار من گره ؛گره گشا که هست

به عاشقان ، رقیه ی گره گشا کمک کند

چقدر تا دم سحر سر بریده ی پدر

به دخترسه ساله روی نیزه ها کمک کند

ز ناقه زجر لعنتی مرا ز مو بلند کرد

به دختر تو عمه زیر چکمه ها کمک کند




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/12 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


مرغ دلم دوباره هوای سفر گرفت

آشفته تر ز پیش شد و بال و پر گرفت

من بی خبر ز عالم بالا نشسته ام

باید ز حال بی خبران هم خبر گرفت

با دردسر خوشم تو به من راحتی مده

شکر خدا که دور مرا دردسر گرفت

با دردسر به اوج مقامات میرسم

پس میشود که رزق ز خون جگر گرفت

روزم بدون کرببلا شب نشد ولی

شبهای جمعه سینه ی من بیشتر گرفت

هر کس به یک طریق به تو میرسد حسین

دست مرا هم این مژه ی رفتگر گرفت

دلخوش به بالحسین شب قدر گشته ام

نوکر به عشق لطف تو قران به سر گرفت

تنها امید من به شب هشت ماتم است

شهزاده بود دور مرا اینقدر گرفت

باید که از زبان پدر روضه خواند و گفت

با آه آه او دل کل بشر گرفت

او یک پسر به عرصه ی پیکار داده بعد

بین عبای جد خودش صد پسر گرفت

حالا تمام زندگیم زیر دست و پاست

دشمن نهال عمر مرا با تبر گرفت

زحمت کشیده ام که به این سن رسیده ای

لعنت به نیزه ای که تو را از پدر گرفت




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 06:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی

هی بگویم بعَلیّ بعلیٍّ بعلی

مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است

اُدخلوها بسلامٍ ابدیٍ ازلی

اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس

تا الستانه و مستانه بگوییم بلی

همه قدقامتیان را به تماشا بنشان

تا مؤذن بدهد مژدۀ خیر العملی

ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث

خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی...

کسی آن سوی حسینیّه نشسته است هنوز

همه رفتند، شب قدر تمام است؛ ولی-

باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید

بحسین بن علیٍ بحسین بن علی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 06:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اخلاقی و اندرز-شب قدر


بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


مسکینِ همه شبم ، بک یا الله

من فاطمه مذهبم ، بک یا الله

قرآن به سرم گرفتم و گُل کرده

ده مرتبه بر لبم ، بک یا الله

***

مسکینم و با ربِّ جلی می گویم

شرمنده ام از گنه ولی می گویم

تا آنکه ببخشی تو گناهانم را

ده بار الهی بِعلی می گویم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 05:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح شب قدر


زندگی بی مهر تو معنا ندارد یاعلی

بندگی بی حبّ تو امضا ندارد یاعلی

در نمازی که اذان آن تهی از نام توست

غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی

بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است

روزه بی تو باطل است، اما... ندارد یاعلی

«لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود

ختم قرآنی که نورت را ندارد یاعلی

بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر

این عبادت توشه در عقبا ندارد یاعلی

لیلة القدر بدون درک قدر فاطمه

در مفاتیح خدا احیا ندارد یاعلی

محسنش را داده جان خویش راهم می دهد

چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی

در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست

درب این خانه مگر لولا ندارد یاعلی

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/8 | 05:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت

که تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش

به اجابت برسانند دعای همه را

هر چه از دامن تو دور شود دستی باز

می کشاند وسط احسان تو پای همه را

ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 05:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


شب قدر آمده یارب نگاهی

به درگاه تو آمد روسیاهی

الهی یا الهی یا الهی

یگانه جان پناهم  ربی العفو

ببخشا اشتباهم ربی العفو

تو مقصود دعاهای مجیری

تو منظور من از جوشن کبیری

تو امشب آمدی دستم بگیری

بگو بخشیده ای این خونجگر را

گنهکار شب قرآن به سر را

خدا! عبد تو مهمان کریم است

سرش در زیر قرآن کریم است

گدای لطف و احسان کریم است

خودت بشنو فغان و ناله اش را

عطا کن روزی یکساله اش را

خدا! من امشبی بر تو گدایم

به حق فاطمه بشنو دعایم

عزادار علی شیر خدایم

الها، ربنا استغرالله

به حق مرتضی استغفرالله

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


من با تو بال و پر گرفتم یا الهی

کِی دامن دیگر گرفتم یا الهی

ده مرتبه نام تو را با اشک بردم

قرآن به روی سر گرفتم یا الهی

آغوش تو باز است از بس مهربانی

امشب تو را در بر گرفتم یا الهی

کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی

دامانِ چشم تر گرفتم یا الهی

شرمنده ام از بس ز عصیان توبه کردم

اما گناه از سر گرفتم یا الهی

با ذکر یا حیدر ، سحر این حال خوش را

از روضه و منبر گرفتم یا الهی

امشب قبولم کن که من این اشکها را

از روضۀ حیدر گرفتم یا الهی

هر چه نباشد خاک پای اهل بیتم

سرمایه از این در گرفتم یا الهی

یک کربلا می خواستم آن هم که امسال

از مادرش آخر گرفتم یا الهی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 26 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic