مناجات با خدا-شب قدر


من اومدم بگم خدای حیدر

گرچه بدم جونم فدای حیدر

من اومدم بگم تو این دل شب

در می زنه بازم گدای حیدر

من اومدم قرآن به سر بگیرم

با زینبش برا شفای حیدر

من اومدم امشب دیگه بمیرم

برای درد و غصه های حیدر

من اومدم بگم آقام بیادش

به پای ذکر روضه های حیدر

من اومدم یه ذره نور بگیرم

از نوکرای با صفای حیدر

من اومدم بگم منو بشوری

با اشک چشم بچه های حیدر

من اومدم بگم منو ببخشی

به حق ناله ی شبای حیدر

من اومدم بگم شبیه زینب

سیاه پوشیدم تو عزای حیدر

من اومدم بگم اگر چه پستم

ولی دلم داره ولای حیدر

من اومدم بگم که خیلی مردی

مارو خریدی به وفای حیدر

من اومدم بگم اگه سیاهم

نذار بدی هامو به پای حیدر

من اومدم بگم که زندگیمو

جونمو بچه هام فدای حیدر

من اومدم بگم به جون زهرا

مارو ببر صحن و سرای حیدر

من اومدم دیگه ازت بگیرم

برات ایون طلای حیدر

من اومدم بگم اگه خدائیش

علی نبود کی بود به جای حیدر




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/04/6 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-مدح-شب قدر


خدا مرا ز ولای علی جدا نکند

من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما

خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد

نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار

دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد

اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی

که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده

که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر

مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت

که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/5 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا و امام زمان(عج)-شب قدر-روضه شب نوزدهم


ای خدا، ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

ای کریم ذوالعطا و فضل وجود

ای به سمتت کلَّ شیٍ فی السجود

ای مناجات شب شبگردها

همنشین مهربان دردها

ای نوای بی نوایان، ای اله

روسیاهم، روسیاهم، روسیاه

روسیاهم ای کریم دستگیر

دست خالی آمدم، دستم بگیر

دست خالی آمدم ای جان پناه

کوله باری دارم از جرم و گناه

هیچ می دانی چرا دورم ز تو

سالهای سال مهجورم ز تو

نفس با ابلیس تا همدست شد

بنده ی تو از گناهان مست شد

هی گنه پشت گنه پشت گنه

پیش تو واشد دگر مشت گنه

یارب امشب جرم و عصیانم ببخش

من پشیمانم، پشیمانم ببخش

تا که با جرم و گنه آمیختم

آبرویی از امامم ریختم

از من آلوده دامن هر گناه

خنجری شد بر دلش بنشست، آه!

یوسف زهرا ببین چاه مرا

بشنو از چاه گنه، آه مرا

گوشه چشمی کن به من، آقای من

سیّدی، یابن الحسن، مولای من

با دعای آتشینت کار کن

بهر این آلوده استغفار کن

ای پناه انس و جان، صاحب زمان

الامان و الامان، صاحب زمان

ماه، ماه روزی داری و دعاست

شب شب قدر و دل من در کجاست؟!

شب شب قدر و ز اشکم منجلیست

من دلم در کوفه همراه علیست

کوفه امشب با دلم بد تا نکن

خون به قلب دختر زهرا نکن

آی کوفه! دختر خیرالنسا

امشبی شد میزبان مرتضی

بود از افطار تا وقت سحر

میهمان دختر زهرا پدر

آفتابی میهمان ماه شد

ام کلثم سفره دار شاه شد

آن امام مهربان ساده زیست

سفره ی افطار را دید و گریست

در دلش انگار یاد یار کرد

باز با نان و نمک افطار کرد

در دلش آشوب بود و زمزمه

بارها گفت: "ادرکینی فاطمه"

شد دل دختر دوباره غرق خون

تا شنید " انّا الیه راجعون"

شد سحر، حیدر کمر را بست باز

تا رود مسجد به محراب نماز

می شنید از درب ها، دیوارها

از لب مرغان، لب مسمارها

امشب ای شیر خدا، مسجد نرو!

مرتضی ای مرتضی! مسجد نرو!

حیدر اما راهی کوچه شد و

با دلی شیدا به مسجد آمد و

خویش را آماده بهر یار کرد

قاتلش را هم خودش بیدار کرد

سمت کعبه، کعبه ی اهل نیاز

گفت اذان و شد مهیاّی نماز

تا که او را دشمنش در سجده دید

ناگهان شمشیر جهلش را کشید

ابن ملجم آن لعین بی حیا

ضربتی زد بر سر شیر خدا

باز قلب آفرینش آب شد

مقتل شیر خدا محراب شد

ناله ی محراب را مسجد شنفت

مرتضی فُزتُ وربّ الکعبه گفت

" قد قتل" از عرش می آمد بگوش

نالۀ جبرییل آمد در خروش:

"اهل عالم! رشته شد ارکان دین

کشته شد دیگر امیرالمومنین"

مجتبی این را شنید و دلپریش

باز هم در کوچه ها افتاد پیش

کوچه ها را پابرهنه می دوید

تا به محراب علی؛ آقا رسید،

صبحدم در پیش چشمش تار شد

گفت داغ مادرم تکرار شد

ناگهان در آن دم پر شور و شین

درب مسجد وا شد و آمد حسین

وای از وقتی که شاه کربلا

دید غرق خون سر شیر خدا

آه از چشمان بر در دوخته

دختری در داغ  مادر سوخته

دید وقتی دختر شیر خدا

مرتضی را غرق خون با مجتبا

از سویدای جگر آهی کشید

گفت یارب باز فصل غم رسید

داغ روی داغ، یارب صبر ده

بر دل بریان زینب صبر ده

دلخوشی هایم همه رفته ز دست

از برایم دو برادر مانده است

آه اگر یک روز از غم تا شوم

بی حسین و بی حسن، تنها شوم

آه اگر روزی به صحرایی عجیب

بی برادر گردم و گردم غریب

آه اگر در قتلگه با شور و شین

بین قاتل ها شود تنها حسین

آه اگر بر حنجرش خنجر رود

از تنش بر روی نیزه سر رود  ...

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ضربت خوردن امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/04/4 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد؟

مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد؟

با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم

وامانده و حیران شده ام گریه ندارد؟

گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم

بازی خورِ شیطان شده ام گریه ندارد؟

آن سینه زنِ اهل نماز شبِ تو مُرد

بدجور هوسران شده ام گریه ندارد؟

دور از علمایم چه نزدیک به مرگم

چون قصه ی پایان شده ام گریه ندارد؟

با زَمزَم اشک سحرم زِمزِمه دارم

همخانه ی هجران شده ام گریه ندارد؟

هی غرق شدم در دل دنیای مجازی

هی دور زِ قرآن شده ام گریه ندارد؟

دیگر به لبم خاطره ایی از شهدا نیست

من ننگ شهیدان شده ام گریه ندارد؟

با اینکه بدم باز بمن روضه چشانید

سرمست حسین جان شده ام گریه ندارد؟




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/04/4 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب قدر


بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را

صداکن خدای سریع الرضا را

الهی به حق رسول امینت

امانی بده بنده ی بینوا را

الهی به حق علی شاه مردان

مگیر از دل من صفای ولا را

الهی به حق بتول شهیده

بیا با من رو سیه کن مدارا

الهی به حق الحسن از کرامت

بگردان کریما قضا و بلا را

الهی به حق الحسین از عنایت

فزون کن به قلبم غم کربلا را

الهی به زینب به حق رقیه

مسوزان دل بندۀ مبتلا را

الهی به حق اباالفضل العباس

عطا کن به چشمان تارم حیا را

الهی به سجاد و باقر به صادق

به من هدیه کن سوز و آه و بکاءرا

الهی به زندانی عشق کاظم

مرانی ز کویت اسیر بلا را

الهی به شمس الشموس ولایت

رضاکن ز دستم نگاه رضا را

الهی به حق جوادالائمه

بده رزق پاک و فراوان گدارا

الهی به هادی... علی چهارم

هدایت بفرما به میخانه ما را

الهی به حق الحسن باب مهدی

بیا واکن از لطف باغ لقا را

الهی بحجه الهی بحجه

بده اذن دیدار آن دلربا را

الهی به حق تمام قسمها

ببخش این سیه چهره ی بی وفا را




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/04/4 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


بعدِ حمد و بعدِ بسم الله الرحمن الرحیم

میبرم بر توپناه از شرِّ شیطان رجیم

کن کمک یا رب بمانم در صراط مستقیم

ای ملائک تا ابد بر درگه لطفت مقیم

یا سمیعُ یا علیمُ یاعلی یا عظیم

یا حلیم یا کریم یا حکیم یا قدیم

در دلم دارم امیدِ رحمت ای پروردگار

یا امان الخائفین ، یا رب اللیلِ و النهار

یا عظیمَ المنِّ یا ربَّ الحُبوبِ والثِّمار

سیدی العفو ، یا ربِّ الصّغارِ و الکِبار

عفو ، یا ستار ، یا ربّ الصحاری والقِفار

رحم ، یا غفار ، یا ربَّ البَراری والبِحار

شد گناهم علتی تا اینکه باشم از تو دور

در تقابُل با گناهانم ولی بودی صبور

تو کریم و مهربان بودی و من مست غرور

از رگ گردن به من نزدیکتر داری حضور

یا مُهَیمِن یا مُزَیِّن یا طهورُ یا شکور

یا مُلقِّن یا مُهَوِّن یا عَفُوُّ یا غفور

رحم کن بر  بنده ات یا راحم الشَّیخِ الکبیر

رومگردانی ز من یا رازِق الطِّفل الصغیر

من گناه آلوده ای هستم أَجِرنا یا مُجیر

عُدَّتی فی شدّتی یا جابِرَ العظمِ الکَسیر

یا لطیفُ یا خبیر یا قدیر یا منیر

یا بشیرُ یا نذیرُ یا بصیرُ یا ظَهیر

شامل ما بوده الطاف تو ای رب جلیل

ای خدای بی شریکِ بی نظیرِ بی بدیل

ای که آتش را گلستان می نمایی بر خلیل

پس طمع بر رحمتت هرگز نمی خواهد دلیل

یا جمیلُ یا وکیلُ یا کفیلِ یا قبیل

یا مُدیلُ یا مُنیلُ یا مُقیلُ یا مُحیل

غرق عصیانم خدایا داده دنیایم فریب

از گناهم خسته ام توفیق توبه کن نصیب

ای نگاهِ پر ز مهرت بندگانت را شکیب

وای از آن روزی که دوزخ سمت ما دارد لهیب

یا حبیبُ یا طبیب یا قریب یا رقیب

یا حسیبُ یا مَهیبُ یا مُثیبُ یا مجیب

ظاهری تو باطنی تو آخری تو اولی

تو امید آخر هر بندهء مستأصلی

هر سحر کردم صدا نام تو با صوت جلی

یا بدیع یا منیع یا وفیُّ یا علی

یا حفیُّ یا رضیُّ یا قویُّ یا ولی

یا زکیُّ یا بدیُّ یا غنیُّ یا مَلیّ

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/04/2 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دل و یاد خدا الحمدلله

سر و شور دعا الحمدلله

پس از عمری رفاقت با بدی ها

من و یاد خدا الحمدلله

به پایم بند و زنجیر گنه بود

شدم ناگه رها  الحمدلله

من و پرونده ای یکسر تباهی

نشد چون بر ملا الحمدلله

نباشم قابل این میهمانی

من و جمع شما  الحمدلله

ز درد معصیت بیمار بودم

دل و دارالشفاء الحمدلله

کسی در ظلمت این سینه گاهی

مرا می زد صدا الحمدلله

از آن دل مردگیِ بی هویت

رسیدم تا کجا الحمدلله

دلم دنبال خود اینجا کشانده

نگاهی آشنا الحمدلله

کجا دیدی که سلطانی نشیند

کنار یک گدا الحمدلله

سحرها بعد از این یاد تو هستم

امیر هل اتی الحمدلله

یقین دارم شبی آیی سراغم

گل خیرالنساء الحمدلله

اگر نوشم ز صهبای شهادت

شوم بهرت فدا  الحمدلله

به دست خویش خاکم گر نمایی

به صحن کربلا الحمدلله




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/1 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


هر چند نگاهم همه بر این در خانه است

ای صاحب خانه نگهی خانه بهانه است

باز آمده ام تا که نشان از تو بجویم

وین کعبه به پیش نظرم سنگ نشانه است

تا آب وصالی دهی از زمزم غیبم

چون سیل روان از مژه ام اشک روانه است

بر من که به کوی تو یکی مرغ اسیرم

نام تو بود دانه و ذکر تو ترانه است

لالی به از آن است که بی ذکر تو باشم

زیرا که به جز ذکر تو هر ذکر فسانه است

رفتم به حجر بوسه زنم گفت به گوشم

هشدار که دل بیت خداوند یگانه است

بی شرمی من بین که گنه کردم و دیدم

هم پیش توام هم دو مَلَک بر سرشانه است

تو بر من مسکین در این خانه گشودی

من هر چه که دارم همه از این در خانه است

"میثم" به دلت مهر علی، در گرانیست

این دُر گران هستی این کهنه خزانه است




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/1 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


به اختیار خود از اختیار افتادم

گناه کردم و از چشم یار افتادم

قساوت آمد و روزی گریه ام را برد

شبیه مرده شدم یک کنار افتادم

فریب خورده ام از طول آرزوهایم

ز روی جهل در این چاه تار افتادم

گناه و معصیتم آبروی من را برد

کنار اهل دل از اعتبار افتادم

هزار شکر همیشه میان راه خطا

به دام رحمت پروردگار افتادم

خدا کند که ببندد مرا کنار خودش

اگر دوباره به فکر فرار افتادم

هوای باده ی انگور حیدری دارم

دلیل دارد اگر که خمار افتادم

فقیر نان حسینم، خوشم که یک عمر است

به پشت خانه ی این سفره دار افتادم

دوباره روضه ی زینب، دوباره کرب و بلا

دوباره یاد غم آن دیار افتادم

**

برادرم تو نبودی و یکه و تنها

میان خنده ی چندین سوار افتادم

هزار و نهصد و پنجاه زخم خوردی و من

هزار و نهصد و پنجاه بار افتادم

چقدر رأس تو بر نی دل مرا خون کرد

چقدر پشت سر نیزه دار افتادم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/1 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


در سحر چشم که گریان بشود خوب تر است

سائلت پاره گریبان بشود خوب تر است

گرچه موسی ست مناجاتی طور تو ولی

گر خدا همدم چوپان بشود خوب تر است

روسیاهی که به همراهی خوبان برود

بر در کهف نگهبان بشود خوب تر است

ابر رحمت توئی و از همه من تشنه ترم

تشنه گر خرج بیابان بشود خوب تر است

اندکی نیز مرا هم بنشان پیش خودت

میزبان همدم مهمان بشود خوب تر است

به طبیبان دگر نسخه ی ما را مسپار

درد با دست تو درمان بشود خوب تر است

تا درستم نکنی دست از این در نکشم

این گدا دست به دامان بشود خوب تر است

بعد هر معصیت از خوف به هم میریزم

عبد اگر زود پیشمان بشود خوب تر است

آنقدر سینه زنم تا که نجاتم بدهی

آتش اینگونه گلستان بشود خوب تر است

گر بنا هست کسی واسطه ی ما بشود

ضامنم شاه خراسان بشود خوب تر است

اشک خوب است که با مرثیه آغشته شود

فیض وقتی که دو چندان بشود خوب تر است

دوست دارم دم افطار کمی تشنه شوم

نوکر شاه که عطشان بشود خوب تر است

نام ارباب خودش مظهر اسماء خداست

ذکر العفو حسین جان بشود خوب تر است




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/1 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-شب نیمه ماه مبارک


ای به دل مؤتمن، مونس جان من

 آمدم با حسین، آمدم با حسن

 تو مرا میزبان، من تو را میهمان

 تو مرا همنشین، من تو را هم زبان

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 گر چه یا رب بدم، با کریم آمدم

 ربّی یا سیدی، کی کنی تو ردم

 مه به نیمه رسید، ماه زهرا دمید

 حق مبارک کند، که حسن آفرید

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 ای که دادی رهم، سر بر این در نهم

 در به رویم مبند، عبد این درگهم

 یا اله الکریم، ای روف و رحیم

 ای به احسان و جود، یار من از قدیم

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 ای به عبدت مجیر، کل شیء قدیر

 انا عبد الذلیل، انت نعم الامیر

 با تو از رو برو، می کنم گفتگو

 هر شبم تا سحر، با تو سرّ مگو

 یا اله الحسن یا اله الحسین

 گاه از این جا مرا، می بری ای خدا

 گه مدینه گهی، می بری کربلا

 من به ذکر حسین، می کنم شور و شین

 با غمش می زنم، شعله بر عالمین

 یا اله الحسن یا اله الحسین




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/31 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-نیمه ماه مبارک


کنار سفره ی احسان گرفت دست مرا

به آیه آیه ی قرآن گرفت دست مرا

گرفته بود دلم سخت در حصار خودم

دوباره در دل زندان گرفت دست مرا

اسیر چاه هوس بودم و دچار گناه

میان حیله ی شیطان گرفت دست مرا

از آسمان که فرو ریخت ربنای دلم

به زیر بارش باران گرفت دست مرا

رسید نیمه ی ماه و وزید عطر بهشت

میان ذکر حسن جان گرفت دست مرا

شکست بغض گناهم کنار صحن عتیق

که لطف شاه خراسان گرفت دست مرا

و نیمه های سحر بود آن شبی که خدا

شبیه کودک گریان گرفت دست مرا




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/31 | 02:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


کاش در بندگی ات کم نگذاریم دمی

جزبه خشنودی تو دل نسپاریم دمی

کاش یک ذره ز اعمال علی در ما بود

تا به درگاه تو اخلاص بیاریم دمی

دهر، منت کش یک عمر عبادت، ورنه

ماکه هستیم که منت بگذاریم دمی

نیست احوال مناجات حسینی در دل

ما به ارباب شباهت که نداریم دمی

کی چنان فاطمه داریم قنوتی جانسوز

کی به مانند حسن سجده گذاریم دمی

قطره ای گریه ی سجاد نکردیم هنوز

اشک،چون زینب مظلومه نباریم دمی

کربلا را سفری تا تَه گودال کنیم

مثل یک قافله،خونگریه بباریم دمی

نیزه ها را زتن خسته درآریم کمی

بوریایی به تن بی کفن آریم دمی

حتم دارم که کنون مادرش این دورو بَر است

کاش با نالۀ او جان بسپاریم، دمی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/29 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


آمدم باز کریما به امید نظری

منم و لطف تو و سوز دل و چشم تری

آمدم باز ببینم که رحیمیت تو...

می شود یار پریشانی این پشت دری

همتی نیست که پر باز کنم پر بکشم

خسته ام خسته از این غربت بی بال و پری

نامه ام پرشده از معصیت ریز و درشت!

که دگر نیست به آه دلِ زارم اثری

کاشکی بانفس پاک دلی، خوش ذاتی

نخوت و رخوت این بندگیم را ببری

بر مذاقم بچشان لذت بیداری را

خواب هرگز نکند مرد دعای سحری

گیرم از مهر، گناهان مرا بخشیدی

پاک شد نامه ی اعمال بدم... با شرری

بارِ شرمندگیم را چه کنم یا الله

آه از جهل و گرفتاری و این خیره سری




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/29 | 05:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


توبه ام توبه نشد هر چه که همت کردم

من به ستاری تو سخت جسارت کردم

هر چه تو دوست شدی با من آلوده ولی

بی حیاتر شده با نفس رفاقت کردم

رمضان است و دل از خواب نکندم افسوس

مثل هر سال من از لطف تو غفلت کردم

من از این فلسفه روزه از این فیض عظیم

به همین تشنگی ساده قناعت کردم

روزه هم چشم مرا باز نکرده،نکند

عادتم بود اگر هرچه عبادت کردم

هر چه هستم سر دیوانگی ام میمانم

روزه ام را فقط افطار به تربت کردم

خواستم از عطش روزه بگویم اما

از لب تشنه اش احساس خجالت کردم

روزه ام روضه شد و روضه مرا میکُشدم

یاد آن تشنه لب کرببلا میکُشدم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/29 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


من عبد روسیاهم دست مرا بگیرید

شرمنده از گناهم دست مرا بگیرید

از بس که دور گشتم از خانه ی حبیبم

گم گشته است راهم دست مرا بگیرید

عبد جمودالعینم ازکثرت معاصی

رفته زکف سپاهم دست مرا بگیرید

با زورقی شکسته خود را رساندم اینجا

تنها و بی پناهم دست مرا بگیرید

آغوش خود گشودی اما فرار کردم

برگشته غرق آهم دست مرا بگیرید

وقتی که غیرتم رفت شوق عبادتم رفت

درمانده از گناهم دست مرا بگیرید

عهد شباب رفت و مویم سفید گشته

بی حد شداشتباهم دست مرا بگیرید

شد آرزوی این دل ایوان طلای حیدر

غیر از نجف نخواهم دست مرا بگیرید

تنها ره نجاتم شش گوشه ی حسین است

بی کربلا تباهم دست مرا بگیرید

شبهای جمعه قلبم در روضه ی حسین است

گریان قتلگاهم دست مرا بگیرید




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/29 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


هردم ، شده این، آوای دلم

محشر نکنی، یارب خجلم

ای خالق نورالعفو العفو

ای رب غفورالعفو العفو

در کار خودم مضطر شده ام

دیر آمدم و بر در زده ام

منکه سر خود مهمان نشدم

با ذکر حسین جان آمده ام

گویم به سرور العفو...

ای رب غفور العفو...

دیدم همه کس را راه بدهی

حتی به گدا درگاه بدهی

منهم به طمع سوی تو شدم

تا جاه به این گمراه بدهی

از بخل و غرور العفو...

ای رب غفور العفو...

گیرم همه خوب و من بد بد

آیا بشوم از کوی تو رد

اینجا تو اگر عفوم نکنی

پس وای من و تنگی لحد

پایم لب گور العفو...

ای رب غفور العفو...

اول ثمر بخشیدن من

لبخند حسین لبخند حسن

این قول شفاعت از حسنین

این عهد من و این بنده شدن

تواب و شکور العفو...

ای رب غفور العفو...

بخشنده تویی ،شرمنده منم

زیبنده تویی ،بد بنده منم

آن وعدۀ تو، این توبۀ من

برگشتم و سر افکنده منم

مولای صبور العفو...

ای رب غفور العفو...

یارب من و این عصیان چه کنم

با دوری تو هر آن چه کنم

مرهم به دل عترت نشدم

با شِکوۀ این قرآن چه کنم

گشتم ز تو دور العفو..

ای رب غفور العفو...

با اینکه بدم من با علی ام

این آب و گلم این یاعلی ام

تا فاطمی ام تا حیدری ام

من پشت سر مولا علی ام

این برگ عبور العفو...

ای رب غفور العفو...

تا شور حسین دارم به سرم

جانانه دفاع دارم ز حرم

خون شهدا در خون و رگم

من آبروی رهبر نبرم

با درک حضور العفو...

ای رب غفور العفو...

تا معجر پاره میکشدم

تا چادر خاکی میکشدم

از کوچۀ تنگ تا کوفه خدا

هر جا که بخواهد میبردم

شد روضه مرور العفو...

ای رب غفور العفو...

منکه به حرم آتش نزدم

من سد ره زهرا نشدم

منکه نزدم بر نیزه سری

من نوکر زینب تا ابدم

با نوحه و شور العفو...

ای رب غفور العفو...

آندم که جدا شد سر ز قفا

بر آل علی شد جور و جفا

زیر سم اسب شد جسم حسین

در سلسله شد ناموس خدا

تا روز ظهور العفو...

ای رب غفور العفو...




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/24 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


شبیه یه تسبیحِ پاره س دلم

آوردم خودت رو به راهش کنی

بخوای، بهتر از روزِ اول میشه

فقط کافیه که نگاهش کنی

 

می دونم تُو دنیا، شبیه تو نیست

کی تحویل می گیره یه بازنده رو؟

دارم غرق میشم، نجاتم بده

پناهش بده این پناهنده رو

 

مقصر منم ! هر چی که می کِشم

دارم از هوا و هوس می کِشم

کنار توأم، غرقِ آرامشم

با یه حسِ خوبی نفس می کِشم

 

چرا توبه هامُ شکستم؟ چرا؟

نموندم رو شرط و شروطِ خودم

بگیر دستایِ ناامیدِ منُ

رسیدم به مرزِ سقوطِ خودم

 

شنیدم که مهمون داری این شبا

حسودیم شده ! با کی هم صحبتی؟

کسی پشتِ اَبرا صدام میزنه:

بیا بینِ خوبا، تو هم دعوتی

 

یه تسبیحِ فیروزه رنگِ دلم

که دور از حرم مونده، حالش بَده

یه بالی بِده بِکنم از زمین

یه بالی بِده مقصدم مشهده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/24 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


من که در بند غم و غصه اسیرم چه کنم

با چنین کوه گناهان کثیرم چه کنم

کرمی گرکه براین سائل غمگین نکنی

من که درمانده و مسکین و فقیرم چه کنم

در بیابان هوس نیست به غیر از خس و خار

من گرفتار در این دشت و کویرم چه کنم

خانۀ دل شده از ظلمت عصیان تاریک

روشنی گر که نبخشی به ضمیرم چه کنم

مژدۀ عفو گنه بر من آلوده فرست

نرسد گر که نویدی ز بشیرم چه کنم

بارش رحمت خود را به سرم نازل کن

گرکه آلوده و بی توبه بمیرم چه کنم

همۀ عمر «وفائی» به فغان می گوید

بی توای ای حی توانا و قدیرم چه کنم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/24 | 04:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


به این طریق خدایی کسی کجا بکند

که ما خطا بنماییم او عطا بکند

نه بندگی نه رفاقت نه عاشقی کردیم

برای کار نکرده چه لطف ها  بکند

همیشه وعدۀ او حق و وعدۀ ما پوچ

که ما جفا بنماییم او وفا بکند

همیشه بر همه باریده و ندیدم من

برای رحمت خود خوب و بد سوا بکند

در انتظار گدا نیست تا که در بزند

به هر کجا که گدا هست سفره وا بکند

برای آن که به معراج بنده را ببرد

میان  کرببلا عرش را بنا بکند

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که قبل بندگی ات او به تو عطا بکند

منی که عرضۀ توبه  ندیده ام در خویش

مگر خدا زگناهان مرا جدا بکند

مگر به حق علی و به حق آل علی

به این امید نگاهی به سوی ما بکند

چه فرق میکند آن کس که معرفت دارد

علی علی بکند یا خدا خدا بکند

**

چه می شود که بمیرم کنارشش گوشه

عجب خیال خوشی کرده ام خدا بکند




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/03/24 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


کی ام من گنه کار بی بند و باری

ذلیلی خطا پیشه ای شرمساری

گرفتار و آلوده هر گناهی

سیه نامه ای سرکشی نابکاری

زخود گشته نومید از فرط عصیان

به درگاه عفو تو امیدواری

اگر پرده از جرم من می گشودی

به من بسته می شد در خلق آری

ندانم چه شد کآبرویم نبردی

و یا دادیم عزت و اعتباری

تو کردی عزیزم و گر نه عزیزان

مرا می شمردند کمتر زخاری

الهی تو بردار از دوش بارم

که سنگین تر از بار من نیست باری

اگر قصد سوزاندنم کرده بودی

چرا دادیم دیدۀ اشکباری

من ار مجرمم تو سریع الرضایی

من ار رو سیاهم تو پروردگاری

تو و باب احسان و دریای عفوت

من و دست خالی و احوال زاری

چه حاصل برد از وجودم جحیمت

گرفتم بسوزی مرا در شراری

نه اشکی نه آهی نه سوزی نه دردی

نه رنگی نه بوئی نه برگی نه باری

تهی دستم اما علی دوست بودم

ندارم به جز نام مولا شعاری

به دنیا به عقبی به محشر به میزان

مرا غیر مولا علی نیست یاری

به یک یک یا علی کز دهانم برآید

جحیم تو را میکنم لاله زاری

علی دوستم دوستان علی را

کجا روز محشر به خود واگذاری

به جز مدح مولا ز (میثم) نیاید

.......




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/23 | 06:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


زین شوق که لطف کرده جانان با من

مهمان  من  است  اشک  دامن  دامن

گفتم به کجا روی کنم ؟ گفت اینجا

گفتم  که  ببخشد  گنهم ؟ گفتا  من

***

من  گر  چه  گنهکار  و  بدم   یا الله

از   درگه  خود   مکن   ردم   یا الله

گفتم که من و این همه عصیان چه کنم

گفتی   که   بیا   من   آمدم   یا الله

***

فکری که  به جز حق  نگزیند خواهم

نفسی که به جای خود نشیند خواهم

   از  لطف  محمد  و  علی  و  زهرا

چشمی  که  به جز خدا  نبیند خواهم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/23 | 06:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


زیباتر از دعا و عبادت چه لذتیست

بالاتر امان الهی چه عزتیست

درمان درد های تمام  جهان دعاست

الحق گدای اهل مناجات قیمتیست

حال دعاء  حال بکا  حال زمزمه

وقت سحر به شرط اطاعت چه ثروتیست

گفتم به کوی قبله  حاجات رو کنم

دیدم کنار یار نه خواهش  نه حاجتیست

اصلا خوش است کوی  مناجات با حبیب

زیرا برای وقت ملاقات  فرصتیست

کاری برای دلبر خود که نکرده ایم

یادش میان اشک و دعا خود محبتیست

شاید عزیز فاطمه مهمان ما شود

روضه بپا کنید که دلدار  هیئتیست

با یک سلام تذکرۀ کربلا  دهد

با او اگر رویم به مقتل قیامتیست

ذکرش همیشه عمتی الزینب است وبس

با کعبة الرزیه به قلبش مصیبتیست

یاعمتی هنوز تنت درد  میکند؟

در علقمه هنوز علمدار غیرتیست

عمه هنوز جملۀ تو میکشد مرا:

محرم نمانده وقت سواری چه غربتیست

حلق بریده از ته مقتل مرا که خواند

لبیک یا حسین من اینک  ولایتیست

میآیم و رواست که در روز انتقام

اعلان کنم که بیرقم از جنس عصمتیست




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/23 | 06:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


خداوندا کرم کردی مرا بسیار بخشیدی

خطا کردم ولی با لطف خود هربار بخشیدی

گنهکاران عالم حال من را خوب می فهمند

گدای خسته را با روی خوش ای یار بخشیدی

هزاران مرتبه توبه شکستم باز برگشتم

تو اما بنده ات را بعد هر تکرار بخشیدی

همین که نور بسم الله دیدی روی لبهایم

شب اول کنار سفره ی افطار بخشیدی

تو گویا بیشتر از من به من مشتاق بودی که

به شوق اولین تسبیح استغفار بخشیدی

فراموشم نخواهد شد که با رحمت نه تنها من

جهانی را به عشق حیدر کرار بخشیدی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/03/23 | 06:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


در کوچه ی لیلاست که جان ها نمی ارزد

آزردگی از زخم زبان ها نمی ارزد

هم صحبت موسی شدی؛ هم دم چوپان

کی گفته مناجات شبان ها نمی ارزد

وقتی که نباشد دل تو با دل مهمان

تکریم و بفرما و بمان ها نمی ارزد

یا رب اگر این اشک سحر زود نبخشد

بی خوابی و این آه و فغان ها نمی ارزد

ما را ضرر این است که این بار بماند

درهم نخری سود و زیان ها نمی ارزد

در قحط خریدار چه کسبی چه متاعی؟

بی مشتری اجناس دکان ها نمی ارزد

باید که مرا کعبه به مقصود رساند

بی وصل که این سنگ نشان ها نمی ارزد

بخشید نگاهت همه را اول این ماه

پس دلهره ی دل نگران ها نمی ارزد

این چرب زبان بودن ما از سر عشق است

از ترس که این گونه بیان ها نمی ارزد

وقتی که جوارح همگی روزه نباشند

این بستن لب ها و دهان ها نمی ارزد

گر یاد محرم نکنم با لب تشنه

لب تشنگی این رمضان ها نمی ارزد

خوب است که همراه دعا روضه بخوانم

بی نام حسین اشک روان ها نمی ارزد

با روضه ی گودال دل فاطمه خون شد

وقتی که به همراه سری شمر برون شد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


عمر با غفلت گذشت و صرف قیل و قال شد

روسیاهی قسمت این عبد بد اقبال شد

اعتقادم پیش رنگ دار دنیا رنگ باخت

بنده ات تطمیع شد، غافل شد و اغفال شد

در صدایم جوهره باقی نمانده ای خدا!

بد زبانی ام سبب شد که زبانم لال شد

قلب من گر چه به دست اشکهایم فتح شد

با نگاه سوی نامحرم، ز نو اشغال شد

ماه شعبان دست من کوتاه ماند از دامنت

ماه شعبان قسمتم یک مشت سیب کال شد

کاش میگفتند روز اول ماه خدا

روی ماه یوسف زهرا هم استهلال شد

با لب خشکیده ام دادم سلامی بر حسین

باز هم با روضه اش از روزه استقبال شد

مادری قامت خمیده اشکهایم را خرید

دستگیرم روضه خوانِ روضه ی گودال شد




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 02:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


باز آمد گدای شبهایت

من کجا سفره سحرهایت

این تو بودی که راه وا کردی

دردهای مرا دوا  کردی

این تو هستی لیاقتم دادی

نیمه شبها ضیافتم  دادی

من و هم سفرگی خوبانت

من و هم صحبتی جانانت

منکه لایق نبودم اینهمه را

لطف و مهر و رضای فاطمه را

از تو با اینهمه گنه کاری

صله خواهم ز بس کرم داری

بر سر سفره مناجاتم

برسان رخصت ملاقاتم

گرچه ما را به دوست راهی نیست

نزد تو این زیاده خواهی نیست

دلِ تنگم امام میخواهد

بر امامم سلام میخواهد

من ز آقام فاصله دارم

من ز دست خودم گله دارم

منم آنکس که مانده از تو جدا

بار من را ببند چون  شهدا

کربلایی کن عاقبت ما  را

تا کنم شاد قلب زهرا  را

تو به ما داده ای سعادت را

هم عبادت و هم شهادت را

تو بما مشهدالرضا دادی

تو گشایش به کربلا دادی

اربعین را تو برملا کردی

همه جا را توکربلا کردی

راه شش گوشه جاودانی شد

راهپیماییِ جهانی شد

مرجعیت مسیر روشن ماند

با ولایت ز فتنه ایمن ماند

طرح مرصادِ دیگری داریم

پشت هر مرز لشگری داریم

این وطن با تمامی هیبت

ملک زهراست دارد امنیت

سیصد و سیزده هزار شهید

داده ایم از سیاه و سرخ و سفید

سیصد و سیزده نفر سهل است

اهل ایران سراسرش اهل است

سیصد و سیزده نفر سردار

یک علمدار و امتی پاکار

امت شیعه امتحان داده ست

درس عبرت به دشمنان داده ست

غرب را کاسه لیسی از ما نیست

شیعه ی انگلیسی از ما نیست

مطمئنیم با تو کشور ماست

پرچمت روی دوشِ رهبر ماست

خصم ما را تویی که با خاری

آنسوی مرزها نگهداری

مُلک ری مِلک سیدالشهدا ست

همه جا پر ز بیرق زهراست

روز و شب در تمام هیئت ها

فاطمه همنواست با شهدا

عبد زهرا همیشه بیدار است

زخم این سینه ها ز مسمار است

ذکرها یابن العسگری شده است

روضه اینجا سراسری شده است

روضه ی کوچه و در ودیوار

روضه ی کوفه و سر بازار

روضه ی روسری و چادر و خاک

روز بی معجری و دختر پاک

روضه ی قتلگاه و یک لشگر

روضه ی زینب و تن بی سر

روضه ی تازیانه و دشنه

روضه ی شیرخواره تشنه

روضه ی غارت خیام حسین

گریه ی ما و التیام حسین




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


خارم ولی به دامن، جاری بود گلابم

پیش تو دور از تو، لب تشنه بین آبم

خواهی ببر به دوزخ خواهی بخوان به جنت

پیوسته کن عذابم امّا مکن جوابم

من مستحق قهرم تو خوانده ای زمهرم

در حیرتم ندانم بیدار یا که خوابم

مهرت گِل سرشتم ذکرت گُل بهشتم

در زیر سایه ی تو برتر زآفتابم

در پرده پوشی تو از بس گناه کردم

ترسم که شعله خیزد از پرده ی حجابم

شرمندگی و خجلت بالاترین عذاب است

یارب دگر مسوزان در آتش عذابم

تو می کنی عنایت از لطف بی دریغت

من می کنم تلافی با جرم بی حسابم

در ملک هستی تو ناچیزتر زهیچم

در بحر رحمت تو خالی تر از حبابم

محصول من گناه است پرونده ام سیاه است

دزوخ به خشم آید از خواندن کتابم

اعضای پیکرم را از یکدگر جدا کن

اما جدا مگردان از مهر بوترابم

"میثم" بگو به عالم من روضه خوان آلم

آل رسول از اول کردند انتخابم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


پرهیز  کن  از  آنکه  نپرهیزد از گناه

کز پا فتاده است و نه برخیزد از گناه

خیر و فلاح جامعه ی ماست در ثواب

بر  اجتماع  رنج  و  بلا  ریزد  از گناه

با  دست   انتقام  الهی   ادب  شود

هر  ملتی  که  فتنه  برانگیزد  از گناه

در صحنه ی مبارزه  با نفس پر فریب

پیروز آن کسی است که بگریزد از گناه

یارب به اشک دیده ی شب زنده دارها

چشمی بده به من که بپرهیزد از گناه

با  مهر اهل بیت  "موید"  به روز حشر

 پرونده ی  تو  پاک  کند  ایزد  از گناه




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم

نمانده باطنی اصلا به ظاهر دینم

نگاه کردم و دیدم تمام شد عمرم

هنوز جاهلم و بنده ی شیاطینم

گناه کردم و از رو نرفتم و حالا

مرا زمین زده این کوله بار سنگینم

قساوت دل آلوده ام سبب شده است

امام عصر خودم را اگر نمی بینم

همیشه بر در این خانه محترم بودم

منی که مستحق ناسزا و نفرینم

خودم اگر چه خودم را دگر نمی بخشم

ولی به رحمت پروردگار خوش بینم

درست نیست بیایم به خانه، می دانم

اجازه هست کمی پشت خانه بنشینم؟

اگرچه شیعه نبودم تمام عمرم را

خوشم به لطف علی در صف محبینم

شنیده ام که علی همدم فقیران بود

در آرزوی علی سال هاست مسکینم

خدا کند که بیاید کنار من باشد

خدا کند که بیاید زمان تلقینم

مرا به مرهم و طب و طبیب حاجت نیست

که اشک روضه ی عباس هست تسکینم

شکسته ای کمرم را بلند شو برویم

سکینه را چه کنم من شهید خونینم؟

هزار شکر که ام البنین نمی بیند

چقدر غنچه ی تیر از تن تو می چینم

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/03/22 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 26 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات