حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا


به سویت آمدم با بی‌قراری

ندارم حاصلی جز اشک جاری

بعید است از تو و آقائی تو

ببندی در به روی شرمساری

***

نگاهم خسته، قلبم دردمند است

به احسانت همیشه مستمند است

چگونه می‌زنی زنجیر کیفر

به دستانی که سوی تو بلند است

***

ندارد قلب عاشق تاب هجران

پریشانم پریشانم پریشان

دلی را که از عشقت سوخت عمری

دگر در آتش قهرت مسوزان



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا


صفای اشک به دلهای بی شرر ندهند

به شمع تا نکشد شعله، چشم تر ندهد

امیر قافله ی اشک چشم بیدار است

به دست هر صدفی رشته ی گهر ندهند

هوای چشم تو ای گل هنوز بارانی ست

چرا به مرغ گرفتار این خبر ندهند؟

مباد خون تو ای گل، نصیب خار مباد

به دست هر مژه ای پاره ی جگر ندهند

ز شرم روی تو گلها ز شاخه می ریزند

بگو که قافله را از چمن گذر ندهند

به دست سرو امان نامه ی تهیدستی ست

که گفته است که آزادگان ثمر ندهند؟

مراد اهل نظر گنج بی نیازی هاست

به عالمی نظر کیمیا اثر ندهند

چه جای ناله که در بارگاه استغنا

مجال آه به دلهای شعله ور ندهند

چو شمع رشته ی باریک عمر می سوزد

چرا مجال به «پروانه» تا سحر ندهند؟



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا


لطفى كن و دوباره لیاقت به من بده

رزق دعا و فیض اطاعت به من بده

توبه شكستن عادت هر روزه ام شده

امشب كرامتى كن و همّت به من بده

چه زود پیرى آمد و چه زود عمر رفت

وقتش رسیده گریه ى حسرت به من بده

حتّى سر نماز پىِ خودنمایى ام

بى حرمتى چقدر ! خجالت به من بده

هرقدر بد شدم كرمت باز كم نشد

خوبى بس است قحطى نعمت به من بده

حال و هواى وقت سحرهاى من چه شد؟

مثل قدیم شوق عبادت به من بده

رسوا شدم بخاطر همرنگ بودنم

پس انقطاع دل ز جماعت به من بده

درمان درد من همه اش خاك كربلا است

محض رضاى فاطمه تربت به من بده

من را حرم ندیده صدا میزنند آه

تا کی فراغ؟ اذن زیارت به من بده

تا که به داغ اهل حرم آشنا شوم

هول و هراس لحظه غارت به من بده

حالی شبیه پیکر زخمی خواهری

درلحظه شکستن حرمت به من بده



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا-شروع ماه مبارک


رد  پــای  فـــرشتــه هــا روی

جانـماز سحر  شــکوفـا شد

همـه دلتــنگ ایــن هــوا بودنـد

غنچـه ی سبـــز ربنـا وا شد

 

چاووشی  می رسد   ز مـاذنـه ها

وقـــت شرعی   روسیـاهان  است

بـــرسد هــر کسی کـه جـا مانده

نوبـت بـخشش  گــناهـان است

 

تا سر ســفره  بیـــشــتر  بـاشی

از  دگـر  ســفره ها  نــظر بــردار

رمضـــان  مــاه رحــمت  الـله است

شبنـــمی از  گــل ســحر بــردار

 

دیــــده ات را  ببـــند و پر وا کـــن

وقت احسان بــه دست خالی هاست

گلــــه از پــر شکســتگی  تــا کی

عــرش  حق  در  همین حوالی هاست

 

درهــــمین  لحــظه هـای  نــورانی

باری  از دوش  یــکنــــفر بـــردار

روزه داری  فقــط  نخــوردن  نــیست

چون  علی  کـیسه ی ســحر بردار



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا


خداوندا به درگاه تو اشک و آه آوردم

ز شرم رو سیاهی نالۀ جانکاه آوردم

نسیمی خانه بردوشم که سوی آستان تو

ز اسباب پریشانی،خجالت آه آوردم

به درگاه تو رو کردم اگر پرسی چه آوردم

قدی خم ، کوله باری پرگنه همراه آوردم

بدم خود خوب می دانم ولی اشک ندامت را

برای عذر خواهی سوی این درگاه آوردم

وفائی راهمین اشک ندامت توشۀ فرداست

ببخشا گرحضورتو پری چون کاه آوردم



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/3

مناجات با خدا


نا امید از خودمم چشم امیدم به خداست

نفس من عین جفا  و کرمت  عین وفاست

هرچه خواهی  بدهی  بر من بیچاره بده

هرچه از سوی تو ای دوست رسد خوب و به جاست

سر به زیر آمده ام  باز سر افرازم کن

ای کسی که همه جا  پرچم لطفت بالاست

اشتراک من و تو  باعث شرمم شده است

گنه من به خفا و کرم تو به خفاست

پشت کردند همه عالم  و آدم  بر من

گرچه سخت است , غمی نیست که رویم به خداست

بد زمین خورده دلم گر که چنین می گریم

که نشان به زمین خوردن آیینه صداست

حاجتی را که روا نیست فزون شکر کنم

گاه بینایی من کوری چشم  گره هاست

گرچه زشت است گناه از من مخلوق ولی

بخشش از سوی تو ای خالق زیبا زیباست

گر پی مستحقی تا که بر او لطف کنی

نیست بیچاره تر از من که نیازم به سخاست

هم بلایم بده هم کرببلا حرفی نیست

درد با عشق حسین بن علی عین دواست



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1394/02/19
مناجات با  خدا - اهل بیت(ع)


باز هم از عمل خویش به دل غم دارم

خسته از این همه آلودگی و تکرارم

دل من تنگ برای همه شد الا تو

وای از تیرگی این دل بی مقدارم

معصیت کرده مرا دور ز تو ، می دانم

پر شده نامه ی من از گنه بسیارم

نامه ام اشک تو را باز درآورده...ببخش

وای بر من که همیشه سر تو سربارم

مهربان تر ز خودت در همه ی عالم نیست

با همه تیرگی ام سوی شما رو آرم

یک نظر کن که من از دست خودم خسته شدم

بی نگاه تو اثر نیست بر استغفارم

من اسیر غم دنیا شده ام کاری کن

تا رها گردم از این زندگی غم بارم

هر که دور از سر کوی تو شده خوار شده

نده غیر از خودت آقا به کسی افسارم

با همه پستی من دست مرا می گیری

ای فدای تو و بخشیدن تو دلدارم

سمت نوکریت را به دو عالم ندهم

فخرم این است که من نوکر این دربارم



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/02/3

مناجات با خدا


گرچه پرم وا می شود با ذکر استغفارها

پرواز دشوار است با سنگینی این بارها

گرچه تو خوبی من بدم ،هر بار گفتی آمدم

توفیق پیدا کردم از فیض نگاه یار ها

صد بار گفتم عاقبت یک بار توبه میکنم

آخر نمی آید چرا یکبار این یکبار ها

من هر کجا که رو زدم رویم خریداری نداشت

پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

دلمرده گشتم از گناه، دلخسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوری دلدار ها

وقتم کم و راهم دراز، با این گدا قدری بساز

هر جا روم سد میکند راه مرا دیوارها

سودی نمی بخشد اگر شب زنده داری های من

پس خوش به حال لذت خوابیدن هوشیارها

گاهی ادا،گاهی قضا،گاهی خدا،گاهی خطا

خسته شدم جان خودم از این همه تکرارها

گیرم مدد کاری برای کار من پیدا نشد

نام علی وا می کند آخر گره از کارها

من سالها دیوانه ایوان طلای حیدرم

یكروز ما را میبرد شوقش به سوی دارها

گفتم مرا یک کربلا مهمان کن و جانم بگیر

بس کن برایم ناز را در پای این اسرارها



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1393/11/30

مناجات با خدا


ﺑﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﮕﺮ ﺗﯿﺮ ﺑﻼ‌ﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﺑﺮ ﻟﺒﺶ ﺍﺯ ﺧﻢ ﻫﻮ ﺟﺎﻡ ﻭﻻ‌ﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﻣﺼﺮﻉ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻐﺰﻝ ﻋﺸّﺎﻕ ﺍﺳﺖ

(ﺩﻭﻟﺖ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ)

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﺩﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ

ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﮔﻞ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺖ ﻭﺍ ﻧﺸﻮﺩ

ﺍﺯ ﺩﻟﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺗﯿﺮ ﺩﻋﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺯ ﮔﺪﺍ ﺯﺍﺩﻩ ﮔﺪﺍ ﺯﺍﺩﻩ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﺑﺎﻧﮓ ﺍﺩﻋﻮﻧﯽ ﻣﻌﺒﻮﺩ، ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ

ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﺰ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒّﯿﮏ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﻃﺮﻓﻪ ﺑﯿﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺳﺨﻨﻢ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺍﺑﺪﺍﻟﺪّﻫﺮ ﺑﻼ‌ﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

(ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﺸﺸﯽ

ﮐﻮﺷﺶ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ)

ﺍﯼ ﻧﻮﺍﯼ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ

ﭼﻪ ﮐﻨﺪ ﮔﺮ ﺩﻝ ﻣﺴﮑﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺍ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺎﮐﯽ ﺩﻩ

ﮐﺰ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﯿﺮ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ

ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩ "ﻣﯿﺜﻢ"

ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1393/07/26

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حر ریاحی


ببین دارم نگاه غرق آهی

دلم را زیر و رو کن با نگاهی

تو که آقائی ات گشته زبانزد

بیا بگذر ز عبد رو سیاهی

***

فدای چشم ذره پرور تو

کرامت می چکد از محضر تو

قسم بر عصمت زهرای اطهر

نجاتم داد مهر مادر تو

***

چنان مبهوت در کار حسینم

دم آخر شد و یار حسینم

ز بند هر غمی آزاد هستم

از آن دم که گرفتار حسینم



موضوع : حر ریاحی، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/07/1

مناجات با خدا-عرفه


عاشقان مدارج عالى

در عروجند با سبکبالى

از خداوند پر شدم دیشب

تا مرا کرد از خودم خالی

دل دنیا گریز باید داشت

معرفت نیست جنس بقالی

ذبح کردم تعلقاتم را

جای آن گوسفند هر سالی

تا که یکبار هم شده راحت

بزنم دور تو پر و بالی

بار اگر بار عشق معشوق است

راضیم من به شغل حمالى

خاک پاى تو را به من دادند

نیست مانند من خوش اقبالى

پوزه ام را به پات می مالم

دست خود را سرم که می مالى

جبرییل تو می شویم اگر

برسد از تو غوره کالى

ما فقیران اگر غذا نرسد

بیشتر می کنیم خوشحالى

گریه های جوانیم حتماً

می دهد بار در کهنسالی

عرفه آمد و همه رفتند

سمت گودال "جاى ما خالى"

***

همه رفتند ساربان هم رفت

تو هنوزم میان گودالى

به تو دستم نمیرسد، اصلاً...

تو برایم همیشه آمالى



موضوع : مناجات با خـدا، روز عرفه، 
یکشنبه 1393/04/29

مناجات با خدا-شب قدر


یارب گناهانم ز من ایمان گرفتند

ایمان من را راحت و آسان گرفتند

رودی که دریا را نبیند مرده رود است

شبهای قدر از من فقط باران گرفتند

در دیگران رکعت به رکعت روح امید

در من فقط دلواپسی ها جان گرفتند

شمشیر نه ،این سبحه ها از من علی را

در سجده با سبحان یا سبحان گرفتند

قرآن به سر می گیرم و فرقی ندارم

با نیزه هایی که به سر قرآن گرفتند

از سر گذشته است آب و دیگر فرصتی نیست

سلول هایم بوی الرحمن گرفتند...



موضوع : مناجات با خـدا، 
جمعه 1393/04/27

مناجاتی-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1393/04/26

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک


بلبل از دوری گلزار نمیرد چه کند ؟

عاشق از دوری دلدار نمیرد چه کند ؟

خار از شاخه اگر گشت جدا می میرد

از غم دوری گل ، خار نمیرد چه کند ؟

دردمندی که سر کوی طبیبش نبرند

نا امیدانه دل زار نمیرد چه کند ؟

سایه انداخت ، اگر غربت و هجران به سری

دلش از حسرت دیدار نمیرد چه کند ؟

آنکه یک عمر به اغیار دلش خوش بوده

حالی از عشق رخ یار نمیرد چه کند ؟

هر زمان یاد ز الطاف خداوند کند

از سر شرم گنهکار نمیرد چه کند ؟

توبه گر دست دهد با دل این توبه شکن

تا شب از خجلت بسیار نمیرد چه کند ؟

مژده ، شد میکده بر پا و مِی اش حُبِّ علیست

مست این باده ی گلنار نمیرد چه کند ؟

هر دلی قابل آن نیست ، علی دوست شود

هر که شد محرم اسرار نمیرد چه کند ؟

پسر حیدر کرّار بیا ، یا مهدی

میثم شیعه سرِ دار نمیرد چه کند ؟



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


امشب که هر درمانده ای،با خویش تنها می شود

امشب بساط آشتی،با تو مهیا می شود

امشب سرِ سال من است،شرمندگی حال من است

آیا نصیبم بخشش است،این شام احیا می شود

در ازدحام خوبها،در این حضور بی ریا

آیا گدایِ بی نوا،در گوشه ای جا می شود

ای کاش می گفتی به من،با این همه شرم و محن

آیا برای در زدن، یک خانه پیدا می شود

گفتم چگونه می شود،با این همه بار گناه

ما را بگیرد در پناه، گفتند حالا می شود

گفتم به داد بی کسان، گفتند ز مولا می رسد

گفتم پناه خستگان، گفتند زهرا می شود

حالم اگر بد حالی است، دستم اگر چه خالی است

امشب روا حاجات ما، با نام سقا می شود

با صاحب تیغ وعلم، امشب گریبان می درم

تا نام او را می برم، کربُبَلا پا می شود

ای سر به زیر زینبین، یا کاشف الکرب الحسین

ام البنین با رفتنت، غرق تماشا می شود

امشب برای روضه ات، زهرا صدایم کرده است

امشب برات کربلا، انگار امضا می شود

ابرو نگو از هم گسست، از کتف افتاده دو دست

وقتی سری در هم شکست، مثل معما می شود

بس خنده بر آقا زدند، آتش به مشعلها زدند

می گفت دختر بچه ای، قد پدر تا می شود

می زد به معجرها اگر، عمه گره ها بیشتر

چشمان خیره قاتلی، بر طفلان نوپا می شود

تا پر نشسته تیرها، وا کرده جا شمشیرها

از حجم تیر حرمله، تا پشت سر وا می شود

بعد هزاران زخم و ضرب، بستند بر افسار اسب

هر بار وقت بردنت، بد جور دعوا می شود



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


در من سراغی جز گُنه كاری نداری

جا مانده تر از من گرفتاری نداری

با این همه حالا كه برگشتم، گلایه

از توبه های زشتِ تكراری نداری

تو آنقدر خوبی كه حتی از نشستن

با بنده­ی آلوده ات عاری نداری

با رو سیاهِ مستحقِ سرزنش هم

قصدی به غیر از آبروداری نداری

نه قهر، نه خط و نشان با این همه جُرم

از من به جز آمرزش اصراری نداری

كِی سخت گیری می كنی با این كه پیداست

شرمنده تر از من بدهكاری نداری

گفتی كه هر كس میهمانت شد عزیز است

یعنی كه به خوب و بدش كاری نداری

درهای دوزخ بستی و نازم خریدی

انگار كه اصلاً گنه كاری نداری

در سفره­ی پر فیضِ این شبهایِ رحمت

جز دستگیری غیرِ ستاری نداری

باید كه خیلی پَست باشم این شبِ قدر

گر شك كنم كه دوستم داری نداری



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


سفره دار خدا امام زمان

دگر امشب بیا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستی

التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به یادِ تو هستم

یاد كن پس مرا امام زمان  

دست بر دامنت اگر نرنم

بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتی دهی من را

باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگیرم من

یك شبِ قدر با امام زمان  

جای دوری نمی رود كه كنی

گوشه چشمی به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزای علی

با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقدیرِ من بیا بنویس

یك سفر كربلا امام زمان 



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

ای کاش پایم واشود در خیمه ای که

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری ز خاک تربت مادر بگیرم

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها ر ا کاش از این در بگیرم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا


دلم آشفته و حالم مشوش

دو چشمم غرق خون، قلبم پر آتش

به درگاهت پناه آورده‌ام من

شکایت دارم از این نفس سرکش

***

فقیر و بی‌نوا، اَشکُو اِلیکَ

اسیر و مبتلا، اَشکُو اِلیکَ

نشد از خوف تو پُر اشک، هیهات

ز چشم بی‌حیا، اَشکُو اِلیکَ

***

شدم بی‌بال و پر بین قفس‌ها

دگر تنگ است در سینه نفس‌ها

پناه آورده ام سوی تو امشب

من از دست هواها و هوس ها



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1393/04/23

مناجات با خدا-نیمه دوم ماه


نیمی از فرصت تقریب به دلدار گذشت

چشم بر هم زدم و این همه اسحار گذشت

شب به شب آمدن و ناله زدن بر در دوست

چون نسیم سحری آمد و ناچار گذشت

گر چه کالای من غمزده بازار نداشت

کسب و کارم همه با لطف خریدار گذشت

چه خداوند رحیمی است که با قطره ای اشک

از سر معصیت بی حد و بسیار گذشت

گذر هر نفس آلوده به این دیر افتاد

شامل عفو خدا گشت و سبکبار گذشت

زودتر باید از  این مائده کامی ببریم

نیمی از سفره ی مهمانی غفار گذشت

نیمی از ماه گذشت و مه من جلوه نکرد

چه کنم نیمه ای از فرجه ی دیدار گذشت

نیمه ای رفت ولی نیم دگر در پیش است

ای خوش آن کس که از این ماه، سزاوار گذشت

هر شب اینجا دل من مضطرب بانویی است

محملش از وسط کوچه و بازار گذشت

سنگ می آمد و بر روی برادر می خورد

خواهر غمزده با دیده ی خونبار گذشت

پیش چشمان پدر، دخترکش سیلی خورد

عمر کوتاه گلش در غم و آزار گذشت

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1393/04/23

مناجات با خدا


یارب مگذار کز درت دور شویم

دور از ره عشق و وادی طور شویم

یارب مددی کن که به فردای حساب

با مهر علی و آل، محشور شویم



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1393/04/23

مناجات با خدا


هنوز زنده ام و فرصت رهایی هست

برای رفتن تا کوی دوست پایی هست

هنوز ذکر علی یا علی به روی لب است

هنوز وقت سحر حرف ربنایی هست

برای روز مبادا که دستمان خالی است

به لطف مادرشان اشک روضه هایی هست

گدایی در این خانه راه قرب خداست

هنوز شکر خدا فرصت گدایی هست

هنوز راه شهادت به روی ما بازاست

همیشه در گذر عشق کربلایی هست

من از نکیر و سوال و جواب می ترسم

دلم خوش است در آن لحظه ها رضایی هست...

هنوز ذکر بُنیّ به گوش می آید

هنوز در ته گودال هم صدایی هست

یکی نبود بگوید دگر نزن نامرد

میان این همه نیزه شکسته جایی هست؟!

اگر که پشت سر نائبش قدم بزنیم

برای یار سپاهش شدن رجایی هست

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


ای ترنم دلها لا اله الا الله

ذکر هر دل شیدا لا اله الا الله

ترجمان توحیدی سد موج تردیدی

ای ترانه ی زیبا لا اله الا الله

کعبه ی وصالی تو وصف ذوالجلالی تو

ای حقیقت دنیا لا اله الا الله

نغمه های ربانی آشکار و پنهانی

بر لب همه اشیا لا اله الا الله

آیه ی مبینی تو بنده آفرینی تو

رستگاری جانها لا اله الا الله

من همان خطاکارم بنده ی جفاکارم

می کنم ز دل آوا لا اله الا الله

عبد حلقه در گوشم جام عفو حق نوشم

ای سروش جان افزا لا اله الا الله

در گنه زمین خوردم آبروی خود بردم

گشته ام چه نازیبا لا اله الا الله

توبه می کنم امشب حق دلبر زینب

جان زاده ی زهرا لا اله الا الله

من که شور و شین دارم ذکر یا حسین دارم

نامه ام نما امضا لا اله الا الله

رحمتت نصیبم کن زائر حبیبم کن

کربلایی ام بنما لا اله الا الله

یا حسین اگر پستم سر سپرده ات هستم

کن شفاعتم مولا لا اله الا الله

تا ظهور دلدارم نغمه ی دل زارم

العجل گل زهرا لا اله الا الله



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1393/04/23

مناجات با خدا


باز کن در، منم منم یارب

عبد آلوده دامنم یارب

دلم آلوده است و با این حال

حرف دل با تو می زنم یارب

بهترین میزبان تو هستی تو

بدترین میهمان منم یارب

با تو پیوند دوستی بستم

گر چه با خویش دشمنم یارب

گر چه صدبار توبه بشکستم

باز هم توبه می کنم یارب

کرمی کن بگیر دستم را

که دگر توبه نشکنم یارب

کاش پیش از گنه روان می شد

روح از غالب تنم یارب

به کدامین گنه کنم اقرار

که بود روی گفتنم یارب

معصیت ها چو مار پیچیدند

همه بر دور گردنم یارب

آه از آن لحظه ای که می گردد

خانه گور مسکنم یارب

با همه تیره روزیم چون شمع

از شرار تو روشنم یارب

خارهای گنه به مهر علی

گشته خوشتر زگلشنم یارب

"میثمم" جز به خاک پای علی

سر به جائی نیفکنم یارب



موضوع : مناجات با خـدا، 
دوشنبه 1393/04/23

مناجات با خدا


در بارگاه قدس مرا نیست منزلت

بویی نبرده ام ز بزرگان معرفت

بخشنده ای و بنده ی شرمنده ات منم

بین منو تو نیست خدایا مشابهت

من مدتی است بندگی ات را نکرده ام

عبد خودش نوشته مرا نفس بد صفت

از زهر هر گناه دلم مرد و زنده شد

من را به نار می برد این نفس عاقبت

خیلی گناه می کنم و توبه می کنم

این توبه های گرگ ندارد ولی صحت

قبل از عذاب کار مرا حل و فصل کن

اینجا بگیر گوش مرا جای آخرت

من قصد کرده ام نروم سمت معصیت

می خواهد این مسیر تلاش و مقاومت

چندیست کفش جفت کن بزم هیئتم

دارم من از تمام مقامات این سِمُت

آب و هوای شهر نجف مرحم من است..

بالی گشوده ایم برای مهاجرت



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1393/04/22

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک


خراب کرده ام آقا خودت درستش کن

امید آخر دنیا خودت درستش کن

نمانده پشت  سر من پلی که برگردم

خراب کرده ام آقا خودت درستش کن

ببین چگونه به هم  خورده کار من ماندم

به حق حضرت زهرا خودت درستش کن

گرفت دست مرا هرکسی ، زمینم زد

شکست بال و پرم را خودت درستش کن

سفال توبه خود را شکسته ام از بس

تر ک ترک شده اما خودت درستش کن

اگرچه پیش تو در خلوت آبرویم رفت

برای محشر کبری خودت درستش کن

ثمر نداده درخت الهی العفوم

به پیش  صاحب نجوا خودت درستش کن

شکسته بال و پر من ولی دلم تنگ است

سفر به کرببلا را خودت درستش کن



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1393/04/19

مناجات با خدا


کجاست اهل دلی که نگاه ما بکند

برای حال خراب دلم دعا بکند

کجاست خبره طبیبی که کیمیا داند

مس وجود مرا بهتر از طلا بکند

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به یک نگاه مرا بنده خدا بکند

همین که داد و فغانم بلندشد دیدم

جناب خواجه شیراز این ندا بکند:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

مرا بگیر و در خانه ات مقیمم کن

چقدر عبد فراری بروبیا بکند...

... به کارمن گره کور خورده است اما

گشایش از گره ام ذکر یارضا بکند

چه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلا

حواله ای بفرستد مرا صدا بکند

چه می شود که در آن جمعه عبد بی سر و پا

نماز صبح به موعود اقتدا بکند

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1393/04/19

مناجات با خدا


برقِ خاشاکِ گنه، روزهی تابستان است

دود این آتش جانسوز به از ریحان است

میتوان یافت ز سی پارهی ماه رمضان

آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است

هست در غنچهی لب بستهی این ماه، نهان

گلستانی که نسیمش نفس رحمان است

مشو از عزّت این مُهر الهی غافل

که دراین مُهر بسی گنج گهر پنهان است

ماهرویی که شب قدر بود یک خالش

در سراپردهی ماه رمضان پنهان است

میکند روزهی ماه رمضان عمر دراز

مدّ انعام دراین دفتر و این دیوان است

غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد

که لب خشک بر این بند گران سوهان است

باش با قدّ دو تا حلقهی این در صائب

که مراد دو جهان در خم این چوگان است



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1393/04/19

مناجات با خدا


به امید آمده ام خانه خرابم نکنی

همه کردند جوابم تو جوابم نکنی

بار ها آمدم و  باز مرا بخشیدی

با کلام برو این بار خطابم نکنی

همه هستی من این قطرۀ اشک است خدا

وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی

به ثوابی که ندارم  چه امید ی بندم

آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی

به گمان همه من بندۀ خوبی هستم

پیش  چشم همه عاری ز نقابم نکنی

آبرویم همه این است شدم عبد حسین

وای اگر نوکر  این خانه حسابم نکنی

من که یک عمر شدم نوکر شش ماهۀ او

جلوی حرمله ای کاش عتابم  نکنی

گر قرارست بسوزم بزن آتش اما

جلوی قاتل ارباب عذابم نکنی



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 23 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء