حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


نیمۀ ماه خدا دل به دلِ ما گره خورد

لب ما با لبۀ جام طهورا گره خورد

چه بجا بود از اول که پس از نامِ حسن

این کرم با لقب حضرت مولا گره خورد

خورد پیوند میان دل ما با کرمش

یک گره  ده گره کم بود که صدها گره خورد

از زمانی که شدم عاشقشان حس کردم

که دگر زندگی قطره به دریا گره خورد

از سرِ شُکر ، دو رکعت به خدا جا دارد

که به عشق علوی طالعِ ماها گره خورد

آسمان محو زمین شد چو نگاهِ حسنش

به نگاه علی و حضرت زهرا گره خورد

پسر حضرت زهراست که آقای من است

بنگریدش که ز هر بُعد ، حسن در حسن است

آمد و کرد دعا بال و پرم شکل گرفت

با همین آمدنش بود کرم شکل گرفت

تپش قلب گرفتم به تمنای رخش

اشک شوق است که در چشم ترم شکل گرفت

چند بیتی ز جمالش به لبم نازل شد

اینچنین بود که ذوق و هنرم شکل گرفت

هر زمانی که به لب نام حسن آوردم

صد بهشت است که در دور و برم شکل گرفت

پسر ارشد زهرا که به دنیا آمد

بر لب فاطمه لفظ پسرم شکل گرفت

حرمش گر چه که خاکیست صفایی دارد

هست از حرمت او هرچه حرم شکل گرفت

ما دلی عاشق و شیدای بقیعش داریم

قصد آبادی و احیای بقیعش داریم

قد و بالای تو تأثیر ز طوبی دارد

آسمان گر به تو تعظیم کند جا دارد

بیخودی نیست که مشهور به صاحب کرمی

طول و عرضِ کرمت وسعت دریا دارد

ماه دارد به بغل ، ماه در این ماهِ خدا

یا در آغوش تو را حضرت زهرا دارد

وجنات و سکناتت همه از روز نخست

اثری از علیِ عالیِ اعلا دارد

پسر فاطمه ضرب المثلِ حجب و حیاست

سر به زیر است ولی پرچمِ بالا دارد

باب حاجاتِ ابالفضل ، حسن بوده و هست

بس که در دادنِ حاجت یدِ طولا دارد

نه که ماه رمضان دل به رخِ ماهش بست

که خدا دل به نگاهِ رخِ دلخواهش بست

یوسف اهل کسا ماه شب تار علیست

تا قیامت همه جا گرمیِ بازار علیست

مثل پروانه علی دورِ حسن می گردید

به گمانم که حسن نقطۀ پرگار علیست

همه در قائلۀ جنگ جمل فهمیدند

برق شمشیر حسن قدرت پیکار علیست

هم علی تا به ابد حیدر کرارِ خداست

هم حسن تا به ابد حیدر کرارِ علیست

مثل عباس که گردیده علمدار حسین

این حسن بود که در جنگ علمدار علیست

بوسه از لعلِ لبش وقت غروبِ رمضان

سرِ سفره ، رطبِ لحظۀ افطار علیست

باید از خوبیِ او رفت و ز حیدر پرسید

رفت و آوازه اش از مالکِ اشتر پرسید

این دو خط شعر به مدح تو که تصنیف نشد

شأنِ یک مویِ تو سوگند که تألیف نشد

واژه در شأن تو در دست ندارم هرگز

ورنه این یک دو سه خط از تو ، که تعریف نشد

همگان در صفِ اوصاف تو الکن بودند

این دوجمله ز جمال تو که توصیف نشد !

به خداوند قسم اوج لطافت هستی

که فضا بی تو و بی نامِ تو تلطیف نشد

دشمنت خواست که تحریف کند اما نه ...

هر چه کردند کراماتِ تو تحریف نشد

جای دارد که به آقاییِ تو سجده کنیم

گرچه این حرفِ دلم بوده و تکلیف نشد

با وضو نام تو بردن زِ اصول ادب است

نام زیبای تو بردن به خدا مستحب است

غزل و قطعه مکرر به تو کردند سلام

قلم و جوهر و دفتر به تو کردند سلام

تا خدا کرده سلامت به خدا نیست عجیب

عرشیان مثل خدا گر به تو کردند سلام

مطمئنم گل زهرا که به قصد قربت

یک به یک هر چه پیمبر به تو کردند سلام

بی نظیری به خدا چیست از این بالاتر

زهرهء اطهر و حیدر به تو کردند سلام

علمایی چو صدوق و قُمی و شیخِ مفید

وسطِ خطبه و منبر به تو کردند سلام

تو ولی نعمت عباس و حسینی ، حسنی

بارها این دو برادر به تو کردند سلام

جلوهء عرش خدا چهرهء تابندهء توست

نام تو حق والانصاف برازندهء توست 



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


خورشید نجابت و صفا را عشق است

سلطان کرامت و سخا را عشق است

در بین تمام خوبرویان جهان

رخسار امام مجتبی را عشق است

در نیمه ماه ماه کامل حسن است

در سیر و سلوک راه کامل حسن است

یک گوشه ای از فضائلش این بس که...

در جنگ جمل سپاه کامل حسن است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


من آفریده شدم تا شوم گدای کریم

عبادتم شده افتادنِ به پای کریم

همیشه داشت محبت به ظرف خالی من

همیشه شامل حالم شده وفای کریم

نوشته اند مرا خاک پای آل علی

همیشه بر لب آیات هل اتای کریم

شنیده ام که تمام فرشتگان خدا

زدند بوسه به دست گره گشای کریم

چه نعمتی، چه عطایی ، چه خوب توفیقی

سپرده اند مرا دست مجتبای کریم

چه افتخار بزرگی نوشته اند مرا

فداییِ سر فرزند اول زهرا

منم کسی که فقط زیر منت حسن است

تمام زندگی ام از عنایت حسن است

به من خدای دو عالم چه ثروتی داده است

تمام دار و ندارم محبت حسن است

هزار شکر خدا را ، که کار و بار من

گداییِ کرمِ بی نهایتِ حسن است

هزار شکر شدم من غلام اربابی

که گفته اند مطیع ولایت حسن است

شنیده ام رفع الله رایت العباس

ولی روی سر عباس رایت حسن است

حسن امام و حسن اول و حسن آخر

حسن قیامت کبری ، حسن ، خود ِ حیدر

چه دست های کریمی ، چه لطف بسیاری

بگو به جای حسن ، قبله وفاداری

رسیده وقت تلافی آن همه ایثار

خدا به شاه نجف داد عجب علمداری

فرای روزی آن بنده ای که ذکر لبش

حسن حسن شده در شادی و گرفتاری

بدان که ختمِ به خیر است آخر ، عاقبتت

اگر میان دلت ، حب مجتبی داری

شبیه فاطمه دارد هوای دشمن و دوست

همیشه چشمه ی الطاف او بُوَد جاری

رسیده بر همگان بخشش و عنایت او

سه بار خرج خدا شد تمام ثروت او

پیمبران همه هستند بی قرار حسن

فراتر است ز ادراک اعتبار حسن

حساب دشمن او با حسین و عباس است

جهنمی است کسی که نبود یار حسن

شبیه کعبه شده قبله گاه این عالم

دلی که هست همیشه در اختیار حسن

میان عرش، ملقب شده به مرغ بهشت

کبوتری که نشسته است در جوار حسن

خدا کند که فدای سرش شوم روزی

خدا کند که بیاید سرم به کار حسن

نوشته اند مرا بنده ی مرام حسن

غلام همت آنم که شد غلام حسن

دوباره در دل من زنده گشته یاد بقیع

چه گریه ها که در آورده بی اراده بقیع

شب ولادت آقا کسی کنارش نیست

دوباره گشت بلند، آه از نهاد بقیع

گذشت عمر من و چار امام بی حرمند

همه غمم شده در هر امامزاده بقیع

میان صحن عتیق رضا زدم فریاد

امام غائب عالم ! برس به داد بقیع

به گل نشستن آل سعود دیدنی است

زمان آمدن قبله ی مراد بقیع

بقیع می زند از دل صدا ، بیا آقا

قسم به بی کسی مجتبی ، بیا آقا



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


از عشق و عاشقی چند ساله بنویسم

و از نیاز خودم از پیاله بنویسم

قلم به دست گرفتم که شرح دل بکنم

زمین دور وبرم را ز اشک گل بکنم

دوباره نیمه ی ماه خدا دلم لرزید

نوا و صوت عجیبی در آسمآن پیچید

خبر رسیده که خیر عظیم در راه است

خبر رسیده که مردم کریم در راه است

من از طفولیتم کاسه لیس این خوانم

بزرگ گشته ام اینجا و از گدایانم

ندار و خانه به دوشم قرار من آقا

امید زندگیم اعتبار من آقا

چقدر سفره ی آقا برو بیا دارد

چه عزتی سر این سفره ها گدا دارد

ذلیل آمده بودم عزیز دیر شدم

به لطف نان حسن عاقبت بخیر شدم

غذای بیت الحسن خورده ام که سیر شدم

فقیر آمده بودم ببین امیر شدم

به زیر پرچم تو صاحب مقام شدم

به اسم نوکر این خانه احترام شدم

تو خنده کردی و بر شاعران غزل دادند

به خیل کاسه به دستان خم عسل دادند

حسن حسن ز روی این لبم نمی افتد

عجب حرارتی دارد تبم نمی افتد

تمام زندگیم را به تو بدهکارم

به جان مادرم آقا که دوستت دارم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امروز که میلاد سعید حسن است

دلشاد بتول و احمد و بوالحسن است

گر دست به دست می برندش چه عجب

کاول گلِ نوشکفته ی این چمن است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امشب که ز شادی شده سرشار علی

در آینه دیده روی دادار علی

چیده ست گلِ بوسه ز لب های حسن

یعنی به رُطب نموده افطار علی



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


ای روح توسل شده دیوانه ی لطفت

مست است كرم از می و پیمانه ی لطفت

از بركت اطعام تو محروم نمانده ست

هر آنكه شده سائل میخانه ی لطفت

دست كرمت را به سرم می كشی و من

سر می نهم از لطف تو بر شانه ی لطفت

از یمن قدوم تو شده ماه ضیافت

ماه رمضان ماه كرمخانه ی لطفت



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را

هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند

خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک

پیش از همه ی خلق مسلمان نجف را

می خواست ببینیم کریمیِ علی را

رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه

بالای سرِ فاطمه ایوان نجف را

دیدیم همه سروری آل علی را

اول پسرِ مادریِ آل علی را

جبریل شدم مثلِ کبوتر شدم امشب

ای شوق ببین یک کَسِ دیگر شدم امشب

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم

انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم

ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

پیراهنم از عطرِ گلابت شده لبریز

از لطفِ شما لاله ی قمصر شدم امشب

آقا به ضریحی که نداری پَرِ من خورد

پیشِ تو عجب نیست اگر زر شدم امشب

باید که ببینند علی را حسنش را

نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

آیینه بگیرید پیمبر شدنش را

از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب

شیرینیِ این لحظه یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز

می دید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذریه ی زهرا

با رویِ حسن دید خود ابتر شدنش را

بین الحرمین اند ملائک همه امشب

تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است

هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

باید که علی چند پسر داشته باشد

تا این که مدینه سه قمر داشته باشد

مانند نبی کیست که در بینِ دو عالم

از فاطمه ی خود دو جگر داشته باشد

باید که پسر دار شوی تا که بفهمی

شیرینیِ باغی که ثمر داشته باشد

هرکس که از این ایل بود موقع رزمش

در پنجه ی خود تیغِ دو سر داشته باشد

باید که پس از نامِ علی ذکرِ حسن داشت

تا تیغِ اباالفضل اثر داشته باشد

آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا

یک شهر پُر از کوچه ی بن بست شد آقا

خورشید چرا نیمه ی شب بر سر بام است

گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است

آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است

"در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن

بی رویِ تو ای سرو گل اندام حرام است"

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا

حیران شده ام قبله کدام است کدام است

هر کس که جمل بود و تو را دید نوشته است

سوگند که صلح تو قیام است قیام است

لایوم....بگو تا بگدازیم برایت

ای کاش حسینیه بسازیم برایت



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


برخیز که ماه انجمن پیدا شد

سیمای امام مُمتَحَن پیدا شد

در ماه خدا تجلی حُسن خُدا

در صورت و سیرت حَسَن پیدا شد



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


خدا پرده را تا ثُریا گشود

و راهی برای تماشا گشود

خدا محضِ دلهایِ مجنونِ ما

سرِ مویی از زُلفِ لیلا گشود

برایِ ظهورِ تمامیِ خویش

زِ خود جاده ای تا به دنیا گشود

به سویِ کویری ترین خاکها

خدا دامنی غرقِ دریا گشود

شبی که پیمبر هم از تاب رفت

چو آئینه اش چشم خود را گشود

زمین و زمان را به هم ریخت باز

نقاب از رُخَش تا که زهرا گشود

علی عرضِ تبریکِ حق را شنید

زِ لبهایِ او تا که بابا شنید

نفسهایِ گرمِ پیمبر شدی

تپشهایِ زهرایِ اطهر شدی

بده گیسوان را به دستانِ باد

که عالم ببیند چه محشر شدی

خدا بینِ طاقِ دو اَبرویِ توست

که از هرچه دارد علی سرشدی

به پیشِ نگاهِ سپاهِ جمل

تو ده ها تو صدها برابر شدی

تو پاشیده ای فتنه ها را زِ هم

توسنگین ترین ضربِ حیدر شدی

نوشتند بر تیغه ی ذوالفقار

حسن حیدرِ دومِ روزگار

زمانی که جای دقایق نبود

اُفق های خورشید مشرق نبود

زمانی که حتی تمامِ بهشت

برای حضورِ تو لایق نبود

جهان بی وجودت عدم در عدم

خدا بی شکوهِ تو خالق نبود

تو ما را زِ خاکِ خودت ساختی

زمانی که حرف از خلایق نبود

کسی مثل تو در پِیِ ما نگشت

کسی مثل ما بر تو عاشق نبود

قدم زن که چشم همه مست شد

گذر بسته شد کوچه بن بست شد

بدون تو دنیا نسیمی نداشت

خلیلی خدا یا کلیمی نداشت

چه می کرد با ازدحامِ گدا

اگر سفره دارِ کریمی نداشت

زمین شوره زاری تَرکَ خورده بود

اگر آسمان یاکریمی نداشت

بدونِ تو شب تا ابد عمر داشت

اگر آفتابِ زمینی نداشت

تو میراثِ دوشِ علی بُرده ای

که با تو مدینه یتیمی نداشت

بدون تو عباس ، حتیٰ حسین

برادر فقط نه که نیمی نداشت

شکوهت ابد تا ازل را گرفت

خروشَت سپاهِ جمل را گرفت

نفسهایِ گرمِ پیمبر شدی

تپشهایِ زهرایِ اطهر شدی

بده گیسوان را به دستانِ باد

که عالم ببیند چه محشر شدی

خدا بینِ طاقِ دو اَبرویِ توست

که از هرچه دارد علی سرشدی

به پیشِ نگاهِ سپاهِ جمل

تو ده ها تو صدها برابر شدی

تو پاشیده ای فتنه ها را زِ هم

توسنگین ترین ضربِ حیدر شدی

نوشتند بر تیغه ی ذوالفقار

حسن حیدرِ دومِ روزگار

کسی را که چشمت گرفتار کرد

گرفتارِ رویی نبی وار کرد

مسیحایی آموخت چشمی که مست

تماشای این چشم بیمار کرد

مسلمان شدیم از زمانی که دل

به آیاتِ حُسنِ تو اقرار کرد

چه شیرین شده روزه های علی

که باز از لبانِ تو افطار کرد

زبان بند می آید از لطفتان

بیان را خیالِ تو دشوار کرد

جوابِ سلامِ مرا می دهی

سحر لقمه ای دست ما می دهی

منم نذرِ چشمانِ بارانی ات

نسیمی زِ الطافِ روحانی ات

مرا مَحرَم رازِ خود می کنی

منم مرحم قلب طوفانی ات

مرا می بَری تا کنارِ بقیع

شبی سمتِ باغِ پریشانی ات

چه می شد اگر سایه بانت شوم

و یا تکه شمعی به مهمانی ات

چرا اینقدر مو سپیدی غریب

بگو با دلم حرف پنهانی ات

دلت زخمی از دست مردم شده

عزیزِ تو در کوچه ها گم شده



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
جمعه 1396/03/19

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


مرا عشق دادند و سر را گرفتند

مرا بال دادند و پر را گرفتند

به آتش نشستیم و باغش نکردند

و از دستمان هم تبر را گرفتند

سلوکِ بدون تبادل نداریم

چنین حال اهل نظر را گرفتند

زمین می زنند عاشقان را به زودی

همین عده که دور و بر را گرفتند

که عشاق باید رهایی ببینند

و اینگونه راز سفر را گرفتند

اگر دل ببندی به اشکی که داری

بگیرند ، این چشم تر را گرفتند

به ما عشق دادند هستی گرفتند

ولی دستمان را دو دستی گرفتند

سپردند دست حسن کارها را

گرفتار ها را گرفتار ها را

مرا دور ننداخت این خانواده

نگیرد خدا این نگه دار ها را

تو باشی و ما دستخالی بمانیم؟

بپرداز دین بدهکارها را

تو این قدر دل را که لازم نداری

چرا پس به زلفت زدی دارها را

نخوابیدن ما پس از پانزده شب

تو را هدیه دادند بیدار ها را

به دست تو دادند این سائلان را

به چشم تو دادند بیمار ها را

به ماها اگر این فقیری می آید

به تو بیشتر دستگیری می آید

در خانه ات را زدن کار ماهاست

گدایی ز کوی حسن کار ماهاست

مزار تو شمع است و پروانه ات ما

به دور شما سوختن کار ماهاست

تو آن وحی شعری _ كه کار تو باشد

نوشتن _ نوشته شدن کار ماهاست

تو پیغمبری و به ما می رسد پس

نیاز اویس قرن کار ماهاست

تو جایی نرفتی چگونه غریبی؟

که غربت میان وطن کار ماهاست

به لطف  تو ما تکیه کردیم آقا

الهی که دورت بگردیم آقا

نگاهی بینداز سلمان بسازی

از این قوم کافر مسلمان بسازی

تو با صبر کردی همان کار شمشیر

بنا بود از کفر ایمان بسازی

تو تنها توانایی اش را نداری_

که از سائلانت پشیمان بسازی

درِ خانه ی تو مسیر گذر نیست

اگر دست را رحل قرآن بسازی

چنان صوت تو جذبه می آفریند

که قرآن بخوان راه بندان بسازی

اگر لم به لطف خداوند دادیم

خدا را به نام تو سوگند دادیم

به رنگ خزانت چمن می نویسم

تو را غربت در وطن می نویسم

تو را زهر دادند و ناله نکردی

تو را از جگر سوختن می نویسم

برای حسین هر زمان هم نوشتم

به اذن نگاه حسن می نویسم

تنی می نویسم که سر هم ندارد

سری را جدا از بدن می نویسم

کفن بی کفن بی کفن بی کفن

کفن بی کفن بی کفن می نویسم

سرش را گرفتند بالا، سرش رفت

سرش از روی دامن مادرش رفت

***

حسینا حسینا حسینا حسین

حسینا حسینا حسینا حسین



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


میان ارض و سما بزم شادی و شور است

به روی دست نبی آیه هایی از نور است

بغل گرفته نبی سبط اکبر خود را

و ان یکاد بخوان، چشم ابتران شور است

گمان کنم که پیمبر به گوش او میگفت:

خوشا به حال رسولی که با تو محشور است

به رزق خوان حسن عالمی نمک گیرند

عزیز کرده ی زهرا "کریم" مشهور است

ز دست هیچ کسی لقمه نان نمی خواهیم

کرامت حسنی با مزاجمان جور است

گدای کوی کریمیم و نان بهانه ی ماست

نظر به منظر جانان مراد و منظور است

**

چقدر غبطه خورم بر کبوتران بقیع

شکسته بال و پرم... قبر خاکی اش دور است

به قبر خاکی او سایبان بدهکاریم

برای گنبد و گلدسته نقشه ها داریم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


گل‌خنده‌ای که مهر به ماه خدا کند

از پای روز، حلقه‌ی شب را جدا کند

بر شانه‌ی سپیده‌ترین صبح بی‌غروب

خورشید، آبشارِ طلایی رها کند

میلاد مجتبی‌ست که اعجاز مقدمش

با باغ، آن کند که نسیم صبا کند

آمد که با فروغ شب‌افروز روی خویش

هر سو دری به خانه‌ی خورشید وا کند

شب را به یمن مقدم او صبح کرده است

هر کس چو ماه، در دل شب‌ها دعا کند

امشب که باغ خاطره‌ات را به یک نسیم

غرق شکوفه، لعلِ لب مجتبی کند

چون آسمان عاطفه، باران اشک باش!

تا گلشنِ ضمیرِ تو را با صفا کند

چشم ستاره باش و به دامان شب ببار!

تا دردِ سینه‌سوزِ غمت را دوا کند

بیگانه با تبسّمی! این فصل را بخند!

تا باغ را به خنده لبت آشنا کند

گل‌واژه‌ی نگاهِ تو در روح زردِ باغ

جشن بهارگونه‌شدن را به پا کند



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/03/31

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


امشب ز لب ماه خدا خنده بر آمد

کز خانه خورشید ولایت قمر آمد

یا از دل دریا نبوت گهر آمد

یا مهر فروزنده ببام سحر آمد

پیغمبر و زهرا و علی را پسر آمد

در ماه خدا ماه خدا جلوه گر آمد

هم آینه حسن خداوند جمالش

هم خلق و خصال نبوی  خلق و خصالش

هم پیر خرد آمده مبهوت جلالش

هم عقل ملک آمده حیران کمالش

هم مفتخر از او شده پیغمبر  و آلش

هم او ز نبی و ز علی مفتخر آمد

در گلشن دین باغ گل یاسمنش بین

در لعل لب بسته عقیق یمنش بین

شادابی جان را ز گلستان تنش بین

آیات خدا در لب شکر شکنش بین

آیینه شو و حسن حسن در حسنش بین

گوئی به جهان باز رسول دگر آمد

ای ختم رسل بوسه بزن بر سر و رویش

ای شیر خدا عطر جنان جوی ز بویش

ای عصمت حق شانه بزن شانه به مویش

ای مهر ، ستان وام ز رخسار نکویش

ای ماه ببر سجده به خاک سر کویش

رشگ ملک است این که به شکل بشر آمد

در شب نفس صبحدمِ عید ببینید

در ماه خدا صورت خورشید ببینید

روئی که نبی دید و علی دید ببینید

حسنی که ورا فاطمه بوسید ببینید

رخسار خداوند درخشید ببینید

کز وصف من و مدح شما خوبتر آمد

با طلعت او ماه خریدار ندارد

مهر است کم از ذره و مقدار ندارد

بی یار بود هر که چو او یار ندارد

بر دشمن او نخل عمل بار ندارد

گر بار دهد بار به جز نار ندارد

مهرش ثمر جنت و بغضش شرر آمد

ای حسن حسن در حسنت حسن خدایی

ای صورت زیبایی هستیت فدایی

عالم به سر کوی تو مشغول گدایی

با مهر تو جان کرده ز تن میل جدایی

از آینۀ دل تو کنی زنگ زدائی

شادی شب میلاد تو باز از سفر آمد

ای باغ گل یاسمن آل محمد

ای قرص مه انجمن آل محمد

اوصاف تو روح سخن آل محمد

گفتار تو نقل دهن آل محمد

ای حسن خدا ای حسن آل محمد

روح تو در آینه حق جلوه گر آمد

لطف تو خدایی و گدای تو کرامت

در سایه سرو قدت افتاده قیامت

دل آمده و جسته به کوی تو اقامت

نازد به تو توحید و کند فخر امامت

از صبر تو دین نبوی یافت سلامت

با صلح تو از راه سپاه ظفر آمد

نور ابد و جلوۀ حسن ازل از تو است

مقبولی طاعات و جزای عمل از تو است

تو طوری و انوار خدا مشتعل از تو است

رسوایی و نابودی خصم  دغل از تو است

پیروزی اسلام به جنگ جمل از تو است

حقا که علی چون تو پسر را پدر آمد

ای صحن بقیع تو چراغ ره انجم

وی مهر رخت بوسه گه جد و اب و ام

بر فاطمه مانند نبی کرده تکلم

اول پسر شیر خدا حجت دوم

در پاسخ دشنام به لبهات تبسم

از خلق تو گلزار صفا بارور آمد

تو شمع شب تار بقیع دل مایی

هر جا که  کنی جلوه ، گل محفل مایی

گر بحر بلا موج زند ساحل مایی

وز نخل عمل بار دهد حاصل مایی

ما خواب و تو مهمان دل غافل مایی

ویرانۀ دل از تو بهشت دگر آمد

جبرئیل شراب از لب شیرین تو نوشد

کوثر به همه وسعتش از فیض تو جوشد

بی چاره کسی کز کرمت چشم بپوشد

دریاست دلی کز غم عشق تو خروشد

هر کس به کسی فخر و مباهات فروشد

"میثم" به تولای شما مفتخر آمد



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/03/31

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


خاکِ این خانه زَرَش بیشتر است

لُطفَش از دور و بَرَش بیشتر است

کارِ ما دستِ کریمی باشد

که شلوغیِ سَرَش بیشتر است

خانه اش بینِ تمامِ این قوم

در کرامت خَبَرَش بیشتر است

پسرِ ارشدِ خانه پیداست

از بقیه جگرش بیشتر است

دین به شمشیر فقط زنده نشد

صُلح گاهی اَثَرَش بیشتر است

بارِ خرمایِ شما سنگین است

مثلِ طوبیٰ ثَمَرَش بیشتر است

چهار فصل است پذیراییِ تان

باغِ نو برگ و بَرَش بیشتر است

رُطَبِ سفره یِ مولا آمد

پسرِ ارشدِ زهرا آمد

از لبش شورِ ازل ریخته است

نورِ حق ، عَزّوَجَل ریخته است

رویِ چشمش دو قصیده دارد

و سرِ شانه غزل ریخته است

زیرِ پایش که پُر از محراب است

چقدر تاج محل ریخته است

کَرَم و جود و سخا و رافت

دورِ او چند بغل ریخته است

ضربه هایش به زمین ، لشکر را

بینِ میدانِ جمل ریخته است

بیوه یِ ناقه سواران فهمید

به سرش خشمِ اجل ریخته است

قاسمش هم به پدر رفته ببین

روی ِلبهاش عسل ریخته است

تا که بازی بکند در پیشش

تیر و ناهید و زُحل ریخته است

باز آوایِ علی می آید

پسرش جای علی می اید

دستِ ما باده یِ ناب اُفتاده

کارِ ما دستِ شَراب اُفتاده

تا که بویی زِ تو آورد نَسیم

رونق از کارِ گُلاب اُفتاده

بَسکه شیرین شُده بوسیدنِ تو

دَهَنِ فاطمه آب اُفتاده

کوچه بُن بست شده راه برو

دلِ این شهر به تاب اُفتاده

مَرد و نامرد جدا شُد از هم

چون زری که به تُراب اُفتاده

سالها هست که از رویِ نفاق

بعدِ صلحِ تو نقاب اُفتاده

حق و باطل پس از این پیدایَند

پَرده از مکرِ سراب اُفتاده

دست عُمریست به دامان داریم

چه غَمی تا که حسن جان داریم

وای اگر دستِ تو شمشیر کِشَد

آسمان پیشِ تو تکبیر کِشَد

از رجزهایِ تو از نعره یِ تو

همه یِ جُمجُمه ها تیر کِشَد

مرگ را در نظرِ صد لشکر

ملک الموت به تصویر کِشَد

تا تو اُسطوره یِ رَزمی،تاریخ

خط بُطلان به اَساطیر کِشَد

شیوه ات روبَهیان را بیرون

از دلِ بیشه و تزویر کِشَد

از شکوهِ تو مُرَدَد ماندیم

حق بده حرف به تکفیر کِشَد

قاسمت دید و به خود اَزرق گفت

مجتبیٰ آمده شمشیر کِشَد

پسرِ رفته به بابا این است

دومین حیدرِ زهرا این است

گرچه از دستِ تو کَم هم خوب است

خواستن قدرِ دو عالم خوب است

بوسه بر رویِ ضریحت حتیٰ

شده در خواب و خیالم خوب است

تا برای تو بِگریَم دل سیر

از همه سال محرم خوب است

نامِ ما را تو به زهرا دادی

نظرت هست که دَرهم خوب است

زائرانِ تو زیادند ، تو را

حرمی قَدِ دو عالم خوب است

چشمهای تو چه دیدند،بگو

گیسویت از چه سفیدند،بگو



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1395/03/31

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


دیشب گذری کردم از کوچه ی میخانه

دیدم همه مستان را دیوانه ی دیوانه

ساقیِ بلاجویان شاداب و لبِ خندان

می داد به سرمستان پیمانه به پیمانه

من بودم و تنهایی در حلقه ی شیدایی

دستی ز کرم آمد ناگاه روی شانه

گفتا منشین خاموش در محفل ما رندان

برخیز غزل خوان شو مستانۀ مستانه

سرمست بخوان یا هو جای نگرانی نیست

مولاست که می بخشد عیدانۀ شاهانه

برخواستم و خواندم یا محسن و یا مُجمِل

ما را بنواز امشب ای لطف کریمانه!

هو هاتفی از یثرب می گفت دم مغرب

افطار بفرمایید از سفره ی جانانه

فرمود کسی مولا فرموده بفرمایید

کردند همه طاعت فرمان ملوکانه

چه سفرۀ رنگینی گسترده به ایوان بود

بسم الله هنگامِ، افطار «حسن جان» بود

ای خال و خط و چشمت تصنیف دل آرایی

نامت حَسن و حُسنت سرچشمه ی زیبایی

هم قامت تو موزون هم صورت تو محشر

پا تا سرت ای مولا! مجموعه ی غوغایی

افلاک همی گردد گِرد قد و بالایت

رخسارْ جهان افروز گیسو شب یلدایی

ای روزی هر روزم وابسته به دستانت

ای کاش که رِزقَم را همواره بیفزایی

اوّل قمر طاها اوّل پسر مولا

اوّل ثمر عشق صدیقه ی کبرایی

ای سفره ی گسترده وی رحمت بی پایان!

ما را بنواز امشب ای رأفت زهرایی

کو حاتم طایی تا، پیش تو زند زانو

سالار کریمانی تو حاتم طاهایی

ای حِلم خداوندی اسطوره ی صبری تو

فرمانده بی لشکر سردار شکیبایی

رویای شب و روزم خورشید دل افروزم

عمری ست که با عشقت می سازم و می سوزم

ای نام گران قَدرَت بسم الله قرآن ها

وی جنبش لب هایت آرامش طوفان ها

هر کس غزلی خواند در مِدحَت تو جانا

می بندد و می سوزد دیوان غزل ها را

خورشیدی و چون خورشید سلطانیِ تو محرز

ای سـیطره ات حاکم بر سلطه ی سلطان ها

ای میمنۀ هستی در میسره ی چشمت

وی هم چو علی فاتح در عرصه ی میدان ها

در چـشم بلا خیزت خون همه خوابـیده

ای کشته ی بالفطره از حُسن تو انسان ها

هم عرش تو را خواهد هم فرش تو را خواند

پایی بزن ای عرشی! در گوشه ی ویران ها

لب وا کن و لبیکی آهسته بگو آخر

مُردند به عشق تو این پاره گریبان ها

در پاسخ این پرسش «الملکُ لِمنْ اَلیوم»

رو سوی تو می چرخد انگشت سلیمان ها

فریاد زنم محشر از عمق دل مستم

از طایفه ی عشقم ... مجنون حسن هستم

امشب دل دیوانهْ بی تاب حسن گوید

با دست تهی چشمِ پر آب حسن گوید

عشق تو خیالاتی کرده است مرا آقا

هر شب دل آشفته در خواب حسن گوید

با رحمت و احسانِ چشمانِ پر از خیرت

این عاشق شیدا را دریاب...! حسن گوید

امشب همه ذرات هستی حسنی هستند

خورشید، زُحل، ناهید، مهتاب حسن گوید

کی غلغله می افتد؟ در جان همه عالم...

وقتی لبِ عطشانِ ارباب حسن گوید

ذرات به توصیف اوصاف تو مشغولند

سجاده و تسبیح و محراب حسن گوید

ای محور بخشایش در ماه عنایت ها

ماه رمضان رب الارباب حسن گوید

ای احسن اسماءِ حُسنای خداوندی

درحُسن تو می بینم غوغای خداوندی



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1395/03/30

امام مجتبی(ع)-ولادت


می نویسم جگر حیدر و زهرا آمد

آفتاب سحر حیدر و زهرا آمد

جلوه ای از هنر حیدر و زهرا آمد

اولین تاج سر حیدر و زهرا آمد

نیمۀ ماه خدا،قرص قمر پیدا شد

روزه ام با رطب نام ((حسن جان)) وا شد

چه جلال و جبروتی چه جمالی دارد

گوشۀ لعل لبش وه که چه خالی دارد

برترین سید دنیاست چه شالی دارد

زینت دوش نبی سیر کمالی دارد

مادرش فاطمه با خندۀ او می خندد

دور بازوش علی حرز نجف می بندد

کوری چشم حسودان چقدر ماه شده

یوسف از دیدن او معتکف چاه شده

نقش انگشتری اش ((عزة لله)) شده

منکر صلح حسن کافر و گمراه شده

تیغ صلحش همه را از نفس انداخته است

پسر عاص چنین قافیه را باخته است

عاشق از جلوۀ معشوق سخن می گوید

از می و بوسه به پیمانه زدن می گوید

یک نفر وقت مناجات به من می گوید:

نیمه شب هر که ((الهی به حسن)) می گوید...

...از دل عرش به او فاطمه گوید((جانم))

شب وصل است و ((الهی به حسن)) می خوانم

دست خالی نرود هرکه به او رو بزند

نشده سائل او پرسه به هر کو بزند

پیش او حاتم طایی است که زانو بزند

یا حسن گوید و پیوسته دم از او بزند

می نشاند همه را بر سر یک خوان نعیم

چه می آید به حسن لفظ((کریم بن کریم))

در حدیث آمده که ((عقل مجسم)) حسن است

نوۀ ارشد پیغمبر اکرم حسن است

بازدم نام حسین بن علی ، دم حسن است

حیدر بی مَثَل خط مقدم حسن است

مجتبی در همه جا بازوی تدبیر علیست

مرتضی شیر خداوند و حسن شیر علیست

از لب او صد و ده کوزه عسل می ریزد

آسمان پیش قدم هاش زحل می ریزد

از سر و روی حسن واژۀ یل می ریزد

به خدا کرک و پر اهل جمل می ریزد...

...اگر او در وسط معرکه پا بگذارد

نیزه چرخاندن او وه که چه دیدن دارد

بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد

تیغ در دست حسن حل معما می کرد

رجز حیدری اش بود که غوغا می کرد

روی لب های علی خنده شکوفا می کرد

ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد

سر بدزدید ... حسن نه ...ملک الموت آمد

به علی رفته که تیغ سخنش برنده است

مثل زهرا چقدر خطبۀ او کوبنده است

این که در جنگ جمل زلزله ای افکنده است

به گمانم دو سه تا قلعۀ خیبر کنده است

رجزش ولوله ای در دل صحرا انداخت

نیزۀ او شتر سرخ جمل را انداخت

عشق تو عاشق بی تاب عمل می آرد

قمر روی تو مهتاب عمل می آرد

خم ابروی تو محراب عمل می آرد

خاک پای تو زر ناب عمل می آرد

روزها ذکر من این است و همه شب سخنم

شیعۀ حیدر و مدیون امام حسنم

هرچه داری بده در راه خدا می خواهم

در مناجات سحر از تو تو را می خواهم

بیشتر از همه توفیق غلامی خواهم

از شما یک سفر کرب و بلا می خواهم

گنبدی را به روی صحن و سرایت بزنیم

دو سه تا پنجره فولاد برایت بزنیم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1395/03/30

امام مجتبی(ع)-ولادت


کار ما نیست غزل بافتن از نامِ حسن

کامِ ما مستِ عسل یافتن از جامِ حسن

حسنی نیست لبی کز لب لعلَش نَمکَد

صد و ده بار نمک گیر شده کامِ حسن

حسن بن علی از بس بغلِ مادر بود

مادری شد همۀ عمر و سرانجامِ حسن

چند روزیست که زهرا به تبسم گوید

مثل پیغمبر اکرم شده اندامِ حسن

حسنی بودن ما لطفِ حسینی دارد

ای خوش آن صید که افتاد ته دامِ حسن

حمزه کُش هم که شود وحشی،اگر احمد خواست

آخر الامر حسینی شود و رامِ حسن

گفت راوی:نمک سفرۀ ایجاد علی

نمکین تر ز حسن نیست به اولاد علی

خالقِ روی حسن وجه خودش را رو کرد

فتبارک شد و احسنت به خود با او کرد

اَحسنِ خلقت خود را که حسن نام نهاد

نظر انداخت بر این حُسن و دو صد هو هو کرد

قبلۀ روی حسن را که تکامل بخشید

مثل محراب بر او نقش ، دوتا ابرو کرد

اولین یوسف زهرا که به دنیا آمد

یوسف مصر تمنای وصال از او کرد

پرده از دسته گل سبز محمد برداشت

خَلق شد باغ و بهشت و همه را خوشبو کرد

شرحِ کوثر شد و خورشید جهان گستر شد

عطری از مُشک  دمید و به سرش گیسو کرد

مو حسن بوی حسن خوی حسن روی حسن

هر طرف مینگری کعبۀ هر کوی حسن

حرف بسم اللَه و رحمن و رحیم افتاده

فال نیک همه در دست کریم افتاده

سائلی بد دهن آمد که کند سبّ کریم

ناگهان دید درِ خانه مقیم افتاده

یک نبی آید و گوید که نمک گیرش نیست

هر رسولی رهش اینجا ز قدیم افتاده

فخر مفروش سلیمان ،که ره سرور ما

به فقیر و به اسیر و به یتیم افتاده

از بهشتِ سر کوی حسن بن علی است

به خراباتِ دلِ خسته ، نسیم افتاده

بانی کل حرمهای جهان است حسن

بغض دجال به تخریب حریم افتاده

هرکه آمادۀ نوسازیِ صحن حسن است

راه فتح حرم مکه ، مدینه یمن است

این چه حالی است که از روز ولادت دارد

دیده وا کرد ولی شوق عبادت دارد

صوت قرآنِ حزینش دلِ عالم ببرد

بیشتر از همه بر قدر  ، ارادت دارد

لشگرش یک شبه یاران معاویه شدند

هرکه همراه حسن ماند سعادت دارد

بدتر از جُعده و اُم حَکَمِ ملعونه

به حسن یک زن مکاره حسادت دارد

شتر سرخ ز یک ضربۀ تیغش پی شد

روز صفین نشان داد رشادت دارد

به رخش از دل یک کوچه ز یک لحظۀ تلخ

غربتی هست که تا روز شهادت دارد

جگر پاره چه اسرار که یک یک میگفت

با حسین از غم لا یوم کیومک میگفت

آید آنروز که آییم به ایوان طلات

با چراغ و علم و پرچم و گلدان طلات

چارده صحن بسازیم برای حرمت

چارده باب شود باز به دالان طلات

اسم هر باب بنام یکی از معصومین

زینت سر درِ هر باب به عنوان طلات

وسط صحن که افتد حرم پیغمبر

دور تا دور بسازیم شبستان طلات

صوت منصور شود نذر کمیل سحرت

چارده صحن کند پخش ز رضوان طلات

سی شب ماه مبارک حَرَمت می چسبد

هر سحر روضه یاس است و گلستان طلات

تازه آنجاست که ما روضۀ مادر داریم

پشت هر در سخن از غنچۀ پر پر داریم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1395/03/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


بوی بهشت می وزد از بین موی تو

شهر مدینه پر شده از عطر و بوی تو

دیوانه تو هرکه شده سربه راه شد

مجنون شدم که سر بگذارم به کوی تو

تو اولین امام شبیه پیمبری

عین پیمبر است همۀ خلق و خوی تو

در کوچه می نشینی و مردم بی اختیار

جلب تو می شوند و می آیند سوی تو

مهمانی خدا، به خدا جای ما نبود

مهمان شدیم ما همه با آبروی تو

گفتیم باتو آمده ایم و پناه داد

ما را خدا بخاطر تو بود راه داد

ما درد می دهیم و دوا می دهی به ما

بیمار می شویم و شفا می دهی به ما

بیمار می شویم و گلایه نمی کنیم

خیر است هرچه درد و بلا می دهی به ما

ای باغبان قلب، تو این باغ خشک را

آباد میکنی و صفا می دهی به ما

فهمیدم از سه مرتبه انفاق زندگیت

هرچه به تو رسد همه را می دهی به ما

لقمه نخورده ایم ز دستان هیچکس

ای سفره دارِ شهر، غذا می دهی به ما؟

در خانۀ تو جای گدا صدر مجلس است

پیش خودت همیشه تو جا می دهی به ما

در باز کن که باز فقیر آمده کریم

اینبار هم یتیم و اسیر آمده کریم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1395/03/30

امام مجتبی(ع)-ولادت


باز هم اهل ولا باده ی مستانه زدند

لب خود را به لب ساغر و پیمانه زدند

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

آسمان بار دگر نیّر بدر آورده

لیله ی قدر علی سوره ی قدر آورده

ای که از جانب معشوق نظر می طلبی

تو که از عشق علی، شاه نجف، جان به لبی

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

با «حسن» گفتنم از نار نجاتم دادند

با حسن، ماه خدا عطر کرامات گرفت

رمضانم به خودش رنگ مناجات گرفت

مادرش هم لقب مادر سادات گرفت

پسر فاطمه و باب نجات است حسن

هم دعا هست حسن، هم صلوات است حسن

اولین ماحصل وصل دو دریا حسن است

نوه ی ارشد پیغمبر طاها حسن است

پسر شیر خدا، زاده ی زهرا حسن

نسب اندر نسبش وصل به نور ثقلین

عشق زهرا و علی، زینب کبری و حسین

این حسن کیست که کرسی فلک منبر اوست

روزی خلق خداوند به زیر پر اوست

دست رزاق، همان دست کرم پرور اوست

او برای کرم عبدالَله و قاسم دارد

ابر جود است و سرِ شیعه ی خود می بارد

او که از لقمه ی خود بر فقرا بخشیده

بارها ثروت خود را به گدا بخشیده

ناسزا گفت به او خصم خدا، بخشیده

پس خدایش چقدر جرم و خطا می بخشد

شیعیان را - به حسن – روز جزا می بخشد

ما گداییم، دخیلان درِ خانه ی شاه

صاحب خانه – حسن- یوسف و ما چشم براه

کوچه بند آمده از حُسن جمالش والله

کور بادا ز رخش چشم همه شیطان ها

لَعَنَ اللهُ علی آل أبی سفیان ها

اسم مولام همانند عسل شیرین است

ذکر او حیّ علی خیرالعمل، شیرین است

یاد جنگ آوری اش روز جمل، شیرین است

در جمل تا پسر شیر خدا «یاهو» زد

فتنه تسلیم شد و روبروی اش زانو زد

کوثر جان من اینست "حسن هرچه که گفت"

حرف قرآن من اینست"حسن هرچه که گفت"

دین و ایمان من اینست"حسن هرچه که گفت"

بنویسید حسن مکتب و آیین من است

حسنی مذهبم و حبّ حسن دین من است

او نیازی نه به یار و نه به لشگر دارد

تا که سردار چو عباس دلاور دارد

یک حسین بن علی، ماه برادر دارد

غربت او، به خدا اندکیِ یاور نیست

نه؛ غریبی حسن از طرف همسر نیست

غربت اینست: که با ضرب لگد در افتاد

کوچه ای ... نقشه ی صیاد... کبوتر افتاد

مادری بود حسن، دید که مادر افتاد

آه ... ای مرد ستگر برو از کوچه ی ما

مادرم را نزن آخر... برو از کوچه ی ما

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
یکشنبه 1394/10/6
سه شنبه 1394/09/17

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم

عطر بقیع می وزد از باغ دفترم

شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه

از گندم مزار شما ساده بگذرم

مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند

مثل همیشه در صف این خانه آخرم

نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم

ثبت است بر جریده عالم هو الکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع

نذر ضریح توست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم

حالا خودم کلون قدیمی این درم

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم

گفتی که این شما و سرای برادرم

این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند

بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
پنجشنبه 1394/08/28

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد

هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد

ز پا فتادی اگر یا حسن بگو  بنگر

چگونه  رتبه شاهی به پست می بخشد

به تشنگان  برادر حسن دهد روزی

شراب ناب حسینی به مست می بخشد

قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین

هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد

گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است

کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام مجتبی(ع)-ولادت


ما سِوی شد سائلِ دستِ کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

برجمالش ماه هم سجده کُنَد

بسکه نورش هست برجَسته ، کریم

گر درون کوچه ای شد ازدحام

رو به روی خانه بنشسته ، کریم

سیل سائل ها اگر سویش روند

کی شود از بینوا خسته ، کریم؟!

بر درِ بیت الحسن دیدم که هست

حاتم طائی تهیدستِ کریم

فاش گویم بین اسماء خدا

ذکر من گردیده پیوسته : "کریم"

خاک پای آن کسی هستم که هست

خاک پا و واله و مستِ کریم

هفت پشت من تماماً بوده اند

سینه چاک و عبد دربستِ کریم

من که باشم که دم از حیدر زنم

بر علی گردیده دلبسته ، کریم

گر دل ما هست مجنون حسین

این دل ما را گره بسته ، کریم

آخرش آن یار می آید زراه

بعد از آن دارد دو گلدسته کریم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


رها کردم از سینه ام آه را

صدا کردم آن یار دلخواه را

میان بساط دل خسته ام

فقط دارم این آه کوتاه را

به دادم برس ای امید دلم

نشانم بده جاده و راه را

من این راه ها را بلد نیستم

هدایت کن این عبد گمراه را

برای اجابت خدا داده است

به من وعده نیمه ماه را

خدا گفته در نیمه ماه من

بیا تا درِ بارگاه حسن

بیا در مدینه صفا را ببین

در خانه مرتضی را ببین

در آغوش پر مهر خیر النسا

تجلی نور خدا را ببین

در این کوچه عشق چشمی گشا

غریبه ببین آشنا را ببین

در این کوچه تقوا ملاک است و بس

پس ادغام شاه و گدا را ببین

به عشق نگاهی به روی حسن

بیا و صف انبیا را ببین

همه بر در مجتبی رو زدند

بزرگان در این خانه زانو زدند

به لبخند تو می دمد آفتاب

بتاب از مدینه به عالم بتاب

مدینه پر است از حسود و بخیل

مبادا که برداری از رخ نقاب

صدایت قرار دل فاطمه

نگاهت صفای دل بوتراب

دعا کن برایم عزیز علی

دعا بر زمین خورده دارد ثواب

دعا کن امام زمانم مرا

برای سپاهش کند انتخاب

برای ظهورش امام زمان

به روی دعای تو کرده حساب

تو را هر زمانی صدا کرده ام

جواب مرا داده ای با شتاب

به روز قیامت محبان تو

ندارند با تو کمی اضطراب

خدا گر سوالی از آنها کند

خودت می دهی جای آنها جواب

در آن روز چشم من و یاری ات

فدای تو و آن هواداری ات



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی (ع)-ولادت


بحر رحمت را یکدانه گُهر پیدا شد

نخل عصمت را پاکیزه ثمر پیدا شد

مژده یاران که شب نیمه ی ماه رمضان

قرص خورشید به هنگام سحر پیدا شد

عاشقان قدر بدانید که پیش از شب قدر

بیت قرآن را قرآن دگر پیدا شد

امشب از اهل سموات ندائی بر خاست

که در آغوش زمین قرص قمر پیدا شد

دامن ماه خدا، چشم محمّد روشن

علی و فاطمه را نور بصر پیدا شد

دامن فاطمه شد سبز به میلاد حسن

صلوات همه بر حُسن خداداد حَسن

رمضان! قدر بدان ماه تمامت آمد

رحمت واسعه در سفره ی عامت آمد

"چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی"

آن شب قدر که خورشید به بامت آمد

مه رحمت، مه توبه، مه غفران، مه نور

که زهرا اختر تابنده، سلامت آمد

بانگ تکبیر برآور که خدا چهره گشود

سرِ تسلیم فرود آر، امامت آمد

روزه دار! ار ندهی دل به تولاّی حسن

با خبر باش که این روزه حرامت آمد

خوش ترین ذکر در این ماه، ثنای حسن ست

مهر این روزه ی سی روزه ولای حسن ست



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ماه من از پرده بیرون شو ببین ماه خدا را

ماه عفو و ماه رحمت ما تسبیح و دعا را

ماه توبه ماه بخشایش مه صدق و صفا را

ماه میلاد حسن مرآت حسن کبریا را

نیمه ماه خدا ماه علی را  جلوه گر بین

قرص خورشید محمد را در آغوش سحر بین

غنچه ای از گلبن قران و عترت و اشد امشب

اشک شوق مصطفی در خنده اش پیدا شد امشب

روشن از دیدار رویش دیده زهرا شد امشب

فاش گویم پور بو طالب علی بابا شد امشب

گشته بلبل جبرئیل و خانه وحی است گلشن

ای محمد ای علی ای فاطمه چشم تو روشن

بزم شادی هم زمین هم چرخ گردون آمد امشب

روزه داران را بهین عیدی همایون آمد امشب

میهمانان خدا را بخت میمون آمد امشب

ماه روی میزبان از پرده بیرون آمد امشب

دل نماز آورده بر محراب ابروی خم او

روزه سی روزه می گیرد بخیر مقدم او



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام مجتبی(ع)-ولادت


شکر خدا به عشق شما مبتلا شدیم

روز ازل کبوتر بام شما شدیم

منت گذاشت بر سرمان از ازل خدا

با خانواده های شما آشنا شدیم

با فخر ، کس زنوکری اش دم نمی زند

جز ما که نوکر حسن مجتبی شدیم

بر دامن تو دست توسل زدیم ما

بنگر که بعد از آن ز کجا تا کجا شدیم

با ذکر یا حسین و حسن خو گرفته ایم

ما با بقیع عاشق کرببلا شدیم

ما مومن مدام شما خانواده ایم

ما با شما شدیم اگر با خدا شدیم

لا ریب فیه سیدنا روز مرگ ماست

روزی خدا نکرده زتو گر جدا شدیم

زهرا نظاره کرد بر آن صورت شگفت

جشن تولد حسنش را علی گرفت

ماه خدا ببین مه دیگر حلول کرد

این ماهِ ، ماهمان دو برابر حلول کرد

در آسمان خانهء زهرا و مرتضی

ماه جمال سبط پیمبر حلول کرد

نام پدر چقدر برازندهء علی است

خورشید روی سینهء حیدر حلول کرد

می ترسم اینکه ماه رخش را نظر زنند

از بس که ماه روش منور حلول کرد

در روزهای ماه خدا شک پدید شد

بدر تمام یک شب عقب تر حلول کرد

شد امر مشتبه مه شوال دیده شد

وقتی که ماه زهرهء اطهر حلول کرد

این خانواده نورٌعلی نور کلهم

سیمایشان به شعر، مکرر حلول کرد

خورشید آسمان زحضورش مرخص است

زهرائی است از وجناتش مشخص است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1394/04/9

امام مجتبی(ع)-ولادت


از سمت مدینه خبر آورد نسیمی

تا مژده دهد آمده مولود عظیمی

آن قدر فرشته به زمین آمده انگار

در کل سماوات نمانده است مقیمی

گل های بهشتی است به دستان ملایک

در شهر از این واقعه پیچیده شمیمی

از طایفه ی نور خودش نور علی نور

با نور رسیده است کریمی به کریمی

او آمده تا دل ببرد با دو سه لبخند

در بین زمین باب کند لحن صمیمی

او آمده دستی بکشد از سر لطفش

تا پاک کند از سرمان گرد یتیمی

چه خوب و چه بد پیش حسن فرق نداری

در لقمه ای از سفره ی او نیز سهیمی

شرمنده ی آقای کریمان که ندارد

جز سنگ نشان و دو وجب خاک حریمی



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن

مه نیمه اختر کوچک و مه نو هلال تو یا حسن

یم علم و حکمت و معرفت نمی از کمال تو یا حسن

دل دشمنان تو را برد نبوی خصال تو یا حسن

صفحات و متن کتاب حق رخ و خطّ و خال تو یا حسن

به خدا رسیده ز بندگی طیران بال تو یا حسن

تو چراغ بزم وصال حق تو بهار خلد مخلّدی

تو خدای حسن و ملاحتی تو یگانه عبد مؤیّدی

تو به جسم، جان کتاب حق تو به روح، روح مجرّدی

تو کمال کلّ کمال ها تو جمال خالق سرمدی

تو علی تو فاطمه تو حسن تو حسین یا که محمّدی

که عیان جلالت پنج تن بود از جلال تو یا حسن

تو محیط عالم حکمتی تو مه سپهر امامتی

تو زمامدار مشیّتی تو امام صببر و شهامتی

تو مه سپهر ولایتی تو تمام جود و کرامتی

تو خدای را رخ و جلوه ای تو رسول را قد و قامتی

تو پناه خلق دو عالمی تو شفیع روز قیامتی

نه عجب که عفو کند خدا، همه را به خال تو یا حسن

نه عجب که فخر کند خدا، به مَلَک ز شوق عبادتت

نه عجب که غنچه به صبحدم، شکفد به عرض ارادتت

همه انبیا شده معترف به جلال و مجد و سیادتت

زطلوع صبح خجسته تر، شب جانفزای ولادتت

من و لطف وجود و عطای تو، که کَرَم بود همه عادتت

به عطا و حلم و کرم کسی، نبود مثال تو یا حسن

به تمام دین خدا قسم، که تمام دین خدا تویی

به بهشت و ارض و سما قسم، که بهشت و ارض و سما تویی

به مقام و سعی و صفا قسم، که مقام  و سعی و صفا تویی

به قیام و صبر و روح و رضا قسم، که قیام و صبرو رضا تویی

به دعا و روح دعا قسم که دعا و روح دعا تویی

شده اقتدار ستمگران، همه پایمال تو یا حسن

ولی خدا ثمر نبی، گهر علی دُرّ فاطمه

نگهت مسیح و مسیح جان، نفست شفای دل همه

دهن تو چشمۀ معرفت، سخن تو آیت محکمه

همه را به عشق تو های و هوی، همه را به ذکر تو زمزمه

به محبّت تو مرا بود، ز شرار نار چه واهمه

که بهشت لطف خدا شده، دلم از خصال تو یا حسن

تو سجود من تو رکوع من، تو سلام من تو نماز من

تو مطاف من تو طواف من، تو عراق من تو حجاز من

تو شرار سوز و گداز من، تو بهار گلبن راز من

تو سرور من تو نوای من چه به سوز من چه به ساز من

نبود قسم به ولایتت، به گل بهشت نیاز من

اگرم به دست، جوانه ای رسد از نهال تو یا حسن

هله ای تکلّم قدسیان، شب و روز نُقل روایتت

صفحات مصحف جان پر از، سُوَر لطیف حکایتت

به محبّتت به مودّتت، به کرامتت به عنایتت

که بود نگاه توسّلم، به چراغ راه هدایتت

به خدا قسم خجلم ز تو، که به ادّعای ولایتت

به زبان محّب تو بوده ام، به عمل ملال تو یا حسن

منم آنکه با همه زشتیم، سر خود به خاک تو سوده ام

چو دو چشم خویش گشوده ام، به محبّت تو گشوده ام

دل خلق را به فضائل و به مناقب تو ربوده ام

به علی قسم به نبی قسم، به خدا محبّ تو بوده ام

به ولای تو به ثنای تو، غزل و قصیده سروده ام

ز تو گفته ام ز تو خوانده ام به زبان حال تو یا حسن



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء