امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مناجات


از تو گفتم با ولی ، اما ، اگر ...، یعنی که هیچ

چون نفهمیدم ز نورت بیشتر، یعنی که هیچ

دفترم خالی ست از گل واژه‌های نور تو

واژه‌ها از فصل حُسنت بی خبر، یعنی که هیچ

نازنین ! چشم زمین روشن به نور حُسن توست

آفتاب حُسنی و من کور و کر، یعنی که هیچ

از تو اسمت را فقط می‌دانم و رسمت ... ؟ دریغ !

از تو ای جان جهان ! این مختصر، یعنی که هیچ

ادعای عاشقی دارم، ولی کو داغ دل ؟

درد بی‌دردی گرفتی، ای پسر ! یعنی که هیچ

آرزو دارم برقصم آسمانت را شبی

در حصار این قفس! بی بال و پر؟ یعنی که هیچ

دلخوشم که شاعر حُسن توام ، اما چه سود ؟!

تا نگشتم با نگاهت همسفر ، یعنی که هیچ

از تو کم گفتم ، خجالت می‌کشم از روی تو

یک غزل ؟ ها ... کرده‌ام شق القمر ! یعنی که هیچ

مانده‌ام در فهم تو، ای حُسن عالمتاب عشق!

من کجا و وصف تو ؟ خوردم شکر ! یعنی که هیچ




موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/04/21 | 06:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


مقصود عشق حس شعوری خدایی است

ابزار عشق عقل و دل کبریایی است

عشقی که ابتدای ازل ابتدای اوست

عشقی که  مرز نقطه  بی انتهایی است

ننگ است پیش غیر اگر دست سائلی

درپیش عشق رتبه شاهی گدایی است

هفت آسمان غبار قدم های عاشق است

آن عاشقی که سینه او مجتبایی است

خوشبخت آن دلی که  اسیر حسن شود

خوشبخت تر سری که به عشقش هوایی است

گشتم به هرکجا که کنم وصف این کلام

تفسیر عشق نام حسن گشت والسلام

تو آمدی و آیه رحمت شروع شد

سرسبز شد جهان و طراوت شروع شد

بستیم سوی  چشم تو قدقامت صلات

عاشق شدن به نیت قربت شروع شد

برخواسنی تمام جهان  پای تو نشست

با قامت تو روز قیامت شروع شد

تا  همنشین سائل  بی بال و پر شدی

بین گدا و شاه رفاقت شروع شد

آقا هزارو یک شب عمر جهان گذشت

از پیچ زلف تازه حکایت شروع شد

تازه شروع قصه ما پر کشیدن است

یک جرعه  از سبوی حسن سرکشیدن است

افطار شد چه خوب خداوند سفره چید

خرمای  سفره رمضان علی رسید

کوتاه شد اگر چه , ولی عرض تهنیت

هفت آسمان به قامت تو جامه ای برید

هرکس که دید چشم تورا گفتش این بُود

شیرین ترین رطب که زبان بشر چشید

باز است دستهای تو از بس برای خلق

هرگز کسی به پیش  تو  مشت تو را ندید

حی علی الکریم وعلی العشق  سر دهم

وقت نماز سائلی  عاشقان رسید

درحلقه های زلف تو عالم اسیر شد

هرکس اسیر عشق  حسن شد امیر شد

بگذار تا که باغ شما را  چمن شوم

یعنی که با غبار رهت هم وطن شوم

یک عمر مزد نوکری ام را نخواستم

بگذاربا لباس غلامی کفن شوم

من غرق در توام اثری نیست از خودم

یک لحظه هم مباد کمی خویشتن شوم

شکر خدا کمال نعم شد نصیب من

تا نوکر حسین  وگدای حسن شوم

وقتی به سوی تربت تو می دهم سلام

از غصه مزار تو غرق محن  شوم

دستم به روی سینه  زدم  تا بقیع بال

خواهم زیارتت بکنم با پر خیال

آقا سلام برتو  و آن تربت غریب

آقا سلام بر تو و آن قسمت غریب

ای کاش شمع میشدم آقا که لحظه ای

روشن شود ز شعله ام آن ظلمت غریب

تنها به  پشت پنجره های بقیع  تو

باگریه آه میکشم از حسرت غریب

غربت زلحظه  لحظه عمر تو جاری است

کوه از کمر شکسته از این قسمت غریب

از لحظه ای که موی سرت را سپید کرد

در کوچه مانده بودی آن غیرت غریب




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/04/20 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


این حرف ها حرف دل یک یا کریم است

غصه نخور ای دل خدای ما کریم است

از سفرۀ خالی خود بیمی ندارد

هرکس که ذکرش لا اله الّا کریم است

هرگز دری را در پی روزی نکوبیم

روزی ما از روز اول با کریم است

آن که خدا ما را گدای او نوشته

یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است

امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست

هر چه گدا کاهل بود، آقا کریم است

آنها که رزق عشق من را می نویسند

بر سینه ام نام حسن را می نویسند

جز نیمۀ ماه خدا آن هم سحرها

هرگز نمیبینی از اینگونه قمرها

گفتند که کوه نمک آمد؛ خوش آمد

شیرین تر از قند است این گونه خبرها

پور پیمبر هم شود فرزند حیدر

پس خوش به حال این پسر با این پدرها

کوری چشم شور آن بیوه زنی که

می ترسد از فردای سبز این پسرها

باید عقیقه کرد باید حرز انداخت

باید بپوشانیش از چشم و نظرها

دور سرش اسپند می سوزاند مادر

هر شب برایش چار قل می خواند مادر


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/05/2 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امشب که شب اوج مناجات دل ماست

این مسجد و محراب خرابات دل ماست

با یار شب وصل و ملاقات دل ماست

بر مقدم دلدار مباهات دل ماست

حیف است که دور از رخ جانانه بمیرم

مگذار که پشت در میخانه بمیرم

امشب که در میکده ی عشق تو باز است

دست همه عشّاق بسوی تو دراز است

یا رب سببی ساز شب ماه حجاز است

با حضرت معشوق شب راز و نیاز است

وقت است که بر مقدم جانانه بمیرم

مگذار که پشت در میخانه بمیرم

یکروزه شده دلبر ما عید بگیرید

از معرفتش هدیه ی جاوید بگیرید

از دست حسین باده ی توحید بگیرید

وز مادر او برگه ی تائید بگیرید

اینجاست که واجب شده رندانه بمیرم

مگذار که پشت در میخانه بمیرم

با ماه خدا زمزمه ی یار بگیریم

از کام حسن تا سحر افطار بگیریم

هنگام سحر می طلبد سجده ی خونین

آن روز که ما روزه علی وار بگیریم

مجنون شده و با دل دیوانه بمیرم

مگذار که پشت در میخانه بمیرم

ما طاقت یک جلوه ی دلدار نداریم

حیف است که ما دیده ی دیدار نداریم

ظرفیّت هم صحبتی یار نداریم

با این همه با غیر حسن کار نداریم

ای کاش که در عشق کریمانه بمیرم

مگذار که پشت در میخانه بمیرم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/05/1 | 05:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح و ولادت


یاس ها با نفس یاسمن افطار کنند

علی و فاطمه چون روح و تن افطار کنند

حسن آمد که در خانۀ او شاه و گدا

همه با ذکر غریب وطن افطار کنند

خود ماهی و اگر روز به بیرون بروی

تا ببینند تو را مرد و زن افطار کنند

تازه از نور فراوان تو در مکه که هیچ

روزه داران عراق و یمن افطار کنند

گوش کردم که میایی خبرت مستم کرد

چه کسی گفته فقط از دهن افطار کنند

تا شما پشت در بیت یتیمان هستی

اهل خانه همه با در زدن افطار کنند...




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/04/31 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم

گره کور نداریم فقیر حسنیم

نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم

کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم

پیرو راه حسینیم و پریشان حسن

همه گویند به ما بی سر و سامان حسن

در دل مادرمان فاطمه جایی داریم

منصب نوکری شاه وفایی داریم

از عنایات حسن نان و نوایی داریم

خودمانیم چه روزی و بهایی داریم

روی هر شاپرکی را به خدا کم کردیم

رمضان تا رمضان دور حسن می گردیم

حال دادند به ما باز چه بی اندازه

تازه شد ماه خدا حال و هوایش تازه

رمضان از قدمش گشت پر از آوازه

شده استان کرم صاحب یک دروازه

بازهم خیره کننده شده این شادی دل

آمده روز شریف حسن آبادی دل

دست و دل بازترین مرد در این دنیا اوست

اولین معجزه فاطمه و مولا اوست

دل پر از شوق گدایی است اگر آقا اوست

بانی تا ابد خیریه زهرا اوست

همه فخر حسین است علمداری او

الگوی حضرت عباس وفاداری او  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/05/14 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

نا امیدی نرود دست تهی از در او

ای فقیران دلتان شاد کریم آمده است

نکند فرق به وقت کرمش دشمن و دوست

خانه هاتان  همه آباد کریم آمده است

 

بی‌نقاب آمده ای کوچه؛ به این رهگذران...

...حق بده  روی شما خیره شدن  هم دارد

رو بگیر ای پسر با نمک حضرت عشق!

پیچش موی شما خیره شدن هم دارد

 

هر زمان می رود از خانه برون

فاطمه! دود کن اسپند که چشمش نزنند

گوشزد کن به ملائک که پی رفع بلا 

چار قل ختم بگیرند که چشمش نزنند

 

پشت در تا که خجالت نکشد سائل او

قبل از اظهار نیازش کرمت را دیده است

ندهد فرصت گفتار به محتاجِ فقیر

گوش این طایفه آوای گدا نشنیدست

×××

بر گرفته از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت-رباعیات


ای زنده به عشق و رهرو صبر و ثبات

در ماه پُر از فضیلت صوم و صلات

تقدیم به مقدم حسن جا دارد

برخیزد اگر ز دل نسیم صلوات

×××

این ماه عزیز ماه جود و کرم است

هر لحظۀ ماه رمضان مغتنم است

امشب که کریم اهل بیت آمده است

از درگه او هر چه بخواهید کم است

×××

آن روز که از حُسن حسن زمزمه بود

آوازۀ حُسنش به لبانِ همه بود

از عرش ملائکِ مقرّب دیدند

لبخند مسّرت به لب فاطمه بود




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

آماده شد سفره، كرم، خِیل گداها

می آید امشب واژه واژه رمز دریا

مهمان ویژه آمده بر سفره ی ما

مهمان نباشد میزبان عرش اعلا

امشب صفا می بارد از دست كریمی

باید بخوانم یا علیُّ یا عظیمی

می بارد از دست خدا باران رحمت

آرام می آید صدای پای حیرت

دنیا ندیده جلوه ای با این ابهّت

خورشید آورده ست دامان رسالت

امشب خدا آقای دیگر آفریده ست

یعنی كه حیدر بهر حیدر آفریده ست

امشب می و میخانه و پیمانه جور است

امشب شراب عاشقان یك كاسه نور است

امشب زمین و آسمان غرق سرور است

چون كاروان یار در حال عبور است

امشب دوباره حضرت موسی به نیل است

سردسته ی مستان امشب جبرئیل است

پر شورتر از موج دریاهاست این عشق

آرام تر از صحنه ی صحراست این عشق

در امتداد ذكر یا زهراست این عشق

بین تمام عشق ها آقاست این عشق

این عشق، عشق مجتبی ماه زمین است

آیینه ی عشق امیرالمومنین است

ای منتهای آرزوی دردمندان

تنها كریم دست های مستمندان

روشن ترین مهتاب قلب تار دوران

باران ترین خورشید، ای همپای باران!

بوی خوش هم صحبتی را از تو جویم

وقتش رسیده با تو حرفم را بگویم  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


این کیست که آقای جوانان بهشت است؟ 

نامی ست که بر کنگرۀ عرش نوشته است 

از نور محمّد تن این پاک سرشته است

عطر نفسش رایحۀ بال فرشته است

امشب شب رویش، شب میلاد بهار است

از جذبۀ این جلوه فلک آینه‌زار است

امشب نظر ساقی این میکده عام است

آیینه بیارید که این جلوه مدام است

نور است و نوید است و درود است و سلام است

ماه است و تمام است و امیر است و امام است

ای گمشدگان! جلوۀ خورشید هدایت!

ای سوختگان! چشمۀ جوشان ولایت!

بهر تن این طفل، ملک پیرهن آورد

چون فاطمه را خندۀ او در سخن آورد

پرسید چه نام از تو خدا نزد من آورد؟

جبریل ز عرش آمد و نام حسن آورد

تو حُسن خداوندی و نام تو حَسن شد 

پس گفت پیمبر، حَسن آیینۀ من شد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

لبم امشب دوباره شیرین شد

 آسمان مدینه رنگین شد

 به در خانۀ علی نور است

 در خانۀ ستاره آذین شد

 ای که بر چشم شور و بد لعنت

 کور باشد هر آن که بد بین شد

 کسی آمد ورای هر دو جهان

 شانه های زمین چه سنگین شد

 کوری چشم هر معاویه ای

 ذکر مستان می کده این شد

 شاه عالم پدر شده تبریک

 گل زهرا پسر شده تبریک

 دل غم ها شکست، نیمۀ ماه

 دلمان گشته مست، نیمۀ ماه

 او دلم را گرفته از غم ها

 دلم از غم گسست، نیمۀ ماه

 نیمه دومش حسین علی ست

 حسنش آمده ست، نیمۀ ماه

 شد دخیل کرامتش خورشید

 پای لطفش نشست نیمۀ ماه

 چشم عالم به سفرۀ کرمش

 تا دهد از دو دست نیمۀ ماه

 جای آن است من سخن گویم

 پیش زهرا حسن حسن گویم


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/05/13 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

خبری نیست اگر معجزه ای بر پا شد

خبری نیست اگر سینه ی دریا وا شد

خبری نیست که دریا صدف موسی شد

خبر آن است که گفتند علی بابا شد

امشب از جام جنون مِی زده، کم نگذارید

که من عاشق شده ام، سر به سَرم نگذارید

شب چه روشن شده انگار زمین زر شده است

ماه در هاله ی خورشید شبش سر شده است

گوش عالم همه از هلهله ای کر شده است

آی جبریل بگو فاطمه مادر شده است

گیسویش باز گذارید که دل ها برده

پسرِ ارشد زهرا دلِ زهرا برده

جز لبت هیچ کجا شهد و نمک با هم نیست

غیر زهرا به نگاه تو کسی مَحرَم نیست

هر كه شد طالب تو در طلبِ دِرهَم نیست

هر که خود را سگ کوی تو نخواند، آدم نیست

الحق ای ماه كه رخسار خدایی داری

که خدایی رخ انگشت نمایی داری

تا که گیسوی شکن در شکنت در هم شد

خوب شد، روی همه حُسن فروشان کم شد

راهِ گلخانه ی تو جاده ی ابریشم شد

تا که آدم به خود آمد که چه شد، آدم شد

خوش به این ناز بنازید که دیدن دارد

این همه حُسن، به حق، سینه دریدن دارد


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

   امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


ما از ازل به جز تو هوایی نداشتیم

چشم امید جانب جایی نداشتیم

آواره می شدیم در این شهر بی پناه

جایی اگر به زیر كسایی نداشتیم

هر بار كه پرستوی دل، بال و پر گرفت

جز یا كریم دست دعایی نداشتیم

بس كه گدا رسیده به شوق رسیدنت

جایی برای این كه بیایی نداشتیم

مرد كریم نسل نسیم آمدی و ما

جز این كلام زمزمه هایی نداشتیم

روح كرم به سینه ی دنیا دمیده است

ابن الكریم خانه ی زهرا رسیده است

نام شماست زمزمه ی این نسیم ها

شور بهاری نفس یا كریم ها

از آتش فراز كرم خانه ی شماست

معراج می روند تمام كلیم ها

یك عمر پای سفره ی احسان نشسته ایم

لطفت رسیده است به ما از قدیم ها

از اشك موقع سحرت زنده می شوند

نقش و نگارِ مُرده یِ رویِ گلیم ها

با طعم نانِ گندم و خرما چشیده اند

شیرینی كرامتتان را یتیم ها

از كیسه های مملوِ نان قِصه خوانده است

زخمی كه روی شانه یتان جای مانده است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

ای مقتدای دستِ تمام كریم ها

مولای سبز پوش، امام كریم ها

ای چشمه سار فیض خدا كوثر لبت

ای جای چشم فاطمه دور و بر لبت

عالم گدای ریزه خور خوان دست توست

روزی میان سفره ی احسان دست توست

اول امام زاده ی دنیا خوش آمدی

ابن الكریمِ اُمّ ابیها خوش آمدی

اول پدر به حضرت حیدر تو گفته ای

پیش از همه به فاطمه مادر تو گفته ای

×××

آغوش گرم فاطمه بوی بهار داشت

صبحی كه مادرانه تو را در كنار داشت

آن روز با لبان تو افطار خود گشود

بابا علی كه كام تو را انتظار داشت

قنداقه ات شمیم دل انگیز خویش را

از عطر سیبِ سرخ خدا یادگار داشت

خورشید با نگاه تو از خواب می پرید

پیش از طلوع با تو و چشمت قرار داشت

پای بساط سفره ی افطاریِ خدا

هفت آسمان ملائكه ی روزگار داشت

عالم به عشقِ خالِ لبت آفریده شد

ور نه خدا به عالم و آدم چه كار داشت

×××

ای نازدانه كودكِ دلبند فاطمه

ای خنده ات بهانه ی لبخند فاطمه

تو چشم خود به روی نبی باز می كنی

جا دارد این كه بَهر همه ناز می كنی

ناز و كرشمه سُنتِ مانده ز عهدِ توست

شهبالِ سبز حضرت جبریل مهدِ توست

غوغاترین، عزیزترین، خوش قدم ترین!

در بینِ ایلِ جود و سخا با كرم ترین

چشمِ بد از قشنگیِ چشمت به دور باد

ملعونه ی حسوده الهی كه كور باد!




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


رمضان آمد و دارم خبرى بهتر ازین

مژده اى دیگر و لطف دگرى بهتر ازین

گر چه باشد سپر آتش دوزخ، صومم

لیك با این همه دارم سپرى بهتر ازین

شب قدر رمضان، گر چه بسى پر قدر است

دارد این مه، شب قدر و سحرى بهتر ازین

مولد لولو پاك مَرَجَ البَحرَیْن است

نیست در رشته خلقت گهرى بهتر ازین

مادرش فاطمه و باب گرامیش على

چه كسى داشته اُمّ و پدرى بهتر ازین

رست پیغمبر  از آن تهمت ابتر بودن

نیست بر شاخه طوبى ثمرى بهتر ازین

اسوۀ خلق زمین، فخر جوانان بهشت

مادر دهر نزاید پسرى بهتر ازین

گفت خالق فَتبارك به خود از خلقت او

كِلك ایجاد ندارد اثرى بهتر ازین

بگذر آهسته تر اى ماه حسن، اى رمضان!

عمر ما را نبود چون گذرى بهتر ازین

اثر صلح حسن نهضت عاشورا بود

امتى را نبود راه برى بهتر ازین

زنده شد باز از این صلح موقت اسلام

نیست در حُسن سیاست هنرى بهتر ازین

لطف كن اذن زیارت كه خدا می داند

بهر عشاق نباشد سفرى بهتر از این

گر چه مشمول عنایات تو بوده است «حسان»

یا حسن! كن به محبان نظرى بهتر ازین




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

ماه صیام و ماه نیایش فرا رسید

ماه نماز و روزه و ماه دعا رسید

ماه نزول قرآن ماه خدا رسید

بر اهل قبله رحمت بی انتها رسید

در مصحف شریف، خدا داده این پیام

کای مؤمنین! نوشته شده بر شما صیام

برخیز تا که روی به سوی خدا کنیم

با توبه اعتراف به جرم و خطا کنیم

بهر نجات جامعه وآن گه دعا کنیم

شاید که عقده های فرو بسته وا کنیم

امشب که شام نیمه ماه مبارک است

از حق نصیب اهل دعا را تبارک است

امشب کمال حُسن خدا جلوه گر شده است

کانون وحی، مهبط روح بشر شده است

افزون به خاندان نبی یک پسر شده است

زهرا شده است مادر و حیدر پدر شده است

با صوت احسن احسن و بانگ حسن حسن

ز اُم الحسن گرفته حسن را ابوالحسن

نور خدا ز بیت پیمبر بر آمده

بوی خدا ز گلشن حیدر بر آمده

طوبی کنار چشمۀ کوثر بر آمده

یعنی حسن به دامن مادر بر آمده

بر این خجسته مادر و نوزادش آفرین

زین طفل ناز و حُسن خدادادش آفرین  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/05/12 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-میلاد


ناگهان آسمان بهاری شد

عشق در کوچه ها جاری شد

نور ماه مدینه را تا دید

عرق شرم ماه جاری شد

عطر شوق ملک چکید از عرش

قطره قطره چه آبشاری شد

آسمان غرق بوسه اش می کرد

گونه هایش ستاره کاری شد

آسمان خنده کرد و خانهٔ وحی

از غم روزگار، عاری شد

روی پیشانی اش که چین افتاد

خم ابروش ذوالفقاری شد

چه صف کُفر را به هم می ریخت

بر دل کُفر، زخم کاری شد

لحظه ها ماندگار و زیبا بود

روزها مثل روزگاری شد . . .

. . . که خدا قلب کعبه را وا کرد

و جهان غرق بی قراری شد

اسوۀ صبر بود و صلح و صفا

او خداوند بردباری شد

××× 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/11 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


شده امشب شراب و مِی لازم

دم افـــطار بــر لــب صائم

ساقیِ سفرۀ ضیافت شد

آن که لـــطفش به ما بود دائــم

شده روشن دو چشم دنیا بر

اولیــن یـوسف بنی هـاشم

شک ندارم که عیدیِ امشب

دست عبد الّه است یا قاسم

شده دیوانه وار مجنونش

عقل هر کس که بوده است سالم

رونق سفره صد برابر شد

مادر عرش و فرش مادر شد

رحمتی قدّ آسمان دارد

کرمی فوق هر بیان دارد

پدر مهربان ایتام است

این پسر از پدر نشان دارد

با محبّان چه می کند وقتی

که هوای جُزامیان دارد

قبر او قبله گاه خورشید است

چه نیازی به سایبان دارد

در کرم خانه اش برای حسین

سه دلاور سه پهلوان دارد

کاش با او مــرا قـیاسی بود

رشتۀ من حسن شناسی بود  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/11 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-میلاد


من و ماهی که سر تا سر خدایی ست

من و ماهی که پایان جدایی ست

من و مهمانی قرآن و عترت

که ثِقلیْن نبی در حق نمایی ست

نمی دانم چه کس کرده دعایم

که هر چه دارم از فیض دعایی ست

کنم تا این که جبران گذشته

وجودم طالب فیض و عطایی ست

توکل بر خدا کردم که گفتند

بیا امشب که عید مجتبایی ست

خدا باب کرم را باز کرده

گنه بخشی ز نو آغاز کرده

خدا تفسیر کوثر کرد امشب

عجب لطفی مقدر کرد امشب

به زهرا نام مادر را عطا کرد

گلی تقدیم حیدر کرد امشب

برای شرح اسم (یا کریمش)

به دنیا لطف دیگر کرد امشب

حسن را سفره دار خانۀ خود

خدا تا روز محشر کرد امشب

حسن آمد خدا مشعوف گردید

به احسان و کرم موصوف گردید


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/11 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امشب مه صیـام به گردون قیـام کرد

بـا خنـده مـاه فاطمـه را احتـرام کرد

مـاه علـی ز مــاه الهــی ربــود دل

مـاه خـدا به مـاه محمّـد سـلام کرد

خوش‌ مصرعی ست نقش جبین ستارگان

مـاه رسـول، جلوه بـه مـاه صیام کرد

خورشید و ماه و سلسلۀ اختران همه

زانو زدنـد در حـرم مـاه فاطمه

دیدار حُسن خالق سرمد مبارک است

قرآن به روی دست محمّد مبارک است

تکــرار آفتــاب جمــال محمّــدی

توحیـد را طلوع مجـدد مبارک است

میـلاد آفتــاب خـدا در مـه خدا

عید کریم آل محمّد مبارک است

ای شاهدان حسن! سر و جان فدا کنید

در بیت وحـی، سیـر جمـال خـدا کنید

امشب جمـال غیب خدا جلـوه‌گر شده

خورشید وحی، صاحب قرص قمر شده

امشب مقام وحی در آغوش فاطمه است

امشب عطا به شخص محمّد پسر شده

امشب ولادت پســر ختــم ‌الانبیاست

امشب بزرگ مـرد دو عالـم پـدر شـده

این مجتباست، میـوۀ قلـب محمّد است

این جان عالمی به سر دست احمد است

چشم جهان به دست و عطا و کرامتش

آغـوش کبریـاست محـل اقــامتش

گلبوسه‌های سجده به پیشانی‌اش عیان

قـد قـامت‌ الصلـوة بـه دیدار قامتش

ریحانه محمّـد و دردانۀ علـی

قدر و جـلال اوست گـواه امامتش

ختم رسل که وصف ورا بر لب آورد

حاشا که نام او به زبان بی ‌وضو برد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/11 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

نور خدا نخله ى سینا، حسن

هوش ربا، از دل موسى حسن

نغمه ى داوود از او پر ز شور

راز شفا بخشى عیسى حسن

داد سلامش، ز ادب چون خلیل

كرد سلام آتش او را حسن

نوگل و ریحانه‏ ى ختم رسل

شاخه ى پر سایه ‏ى طوبى حسن

یاسمن سرو قد سبز پوش

سیم تن گلرخ زیبا حسن

بنده‏ ى محبوب خدا مجتبى

روشنى دیده‏ ى زهرا حسن

در صفت جود یدالله را

آیت كبرى، ید بیضا حسن

شاه جوانان بهشت برین

سبط نبى، فاطمه سیما، حسن

كفه‏ ى شاهین ترازوى عشق

هست حسین بن على با حسن

هر دو به عرش عظمت گوشوار

سرخ حسین آمد و خضرا حسن

هر دو یكى، هر دو نكوتر ز خوب

چون حسنین اند دو همتا حسن

تا نشود این یك از آن، اشتباه

یاء حسین است در این جا حسن

گر نبود كوچكى سن و سال

نام حسین است به معنى حسن

فرق حسین است و حسن حرف یاء

این حسن است، آن دگرى یا حسن

من كه «حسان» این همه دارم گناه

كیست پناهم دهد الا حسن




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/05/11 | 04:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-ولادت


حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است

در تن عاطفه ام، باز توان آمده است

به! چه فرخنده شبی و چه مبارک سحری!

که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است

چه نشستی که درِ میکده ها باز شده

آی مستان خدا! پیر مغان آمده است

بی نصیبم مگذارید ز جام کوثر

حال که صحبت مستی به میان آمده است

روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید

نمکِ سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و بزم خدا کامل گشت

سوره قدر شب پانزدهم نازل گشت

فصل تنهایی زهرا و علی سر شده است

شب این شهر چنان روز منور شده است

زودتر از همه مژده به پیمبر دادند

نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است

نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت

رطب سفره افطار پیمبر شده است

طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار

میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است

سفره ماه مبارک، برکت دارد، لیک

با قدم های شما با برکت تر شده است

چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده اند

بر در خانۀ ارباب کریم آمده اند  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/10 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن(ع)-مدح


آن را كه مبتلای حسن آفریده اند

غرق غم و بلای حسن آفریده اند

سینه زنیم و سینه ی ما جایگاه اوست

این سینه را سرای حسن آفریده اند

دیوانه وار نعره زنم مجتبی مدد

دل را پُر از هوای حسن آفریده اند

افراشته باد پرچم آقاییِ حسن

سر را به زیر پای حسن آفریده اند

باید كه با مرام حسن آشنا شوی

ما را به اقتدای حسن آفریده اند




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/10 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


ما كویر و نگاه تو دریا

 پس كرم كن به خشكسالی ما

روزه دارانِ یك نگاه توایم 

 سفره دار قدیمی دنیا

تو رسیدی و كوچه بند آمد

 بار دیگر ز ازدحام گدا

بین این خانواده تنها تو

 می شوی عشق ارشد مولا

پسرانش اگر چه مادری اند 

 از همه مادری تری آقا

وقت تقسیم نان و خرمایت

 سمت تو دست آسمانی ها

رزم روز جمل چه غوغا بود

 برق تیغت چو تیغ مولا بود

حضرت عشق! مجتبایِ علی 

 كیسه بر دوش پا به پای علی

نمك خنده های تو كافی ست 

 بهر افطار روزه های علی

تا دوباره دل از پدر ببری

 دو سه آیه بخوان برای علی

بین آغوش او بخواب آرام

 تا بهاری شود هوای علی

از سر سفرۀ تو نان می خورد

در كرم خانه ات گدای علی

آیه ی و ان یكاد نازل شد 

بر جمال تو از خدای علی

حك شده روی صفحه ی قلبم

 حسن بن علی خدای كرم  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/05/10 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مناجات


آیا به گدای شهر جا خواهی داد؟

با دست خودت به ما غذا خواهی داد

بدتر ز جذامیان مریضی داریم

آیا تو به درد ما دوا خواهی داد

هر بار كه در خانه ی تو رو آریم

تو بیشتر از نیاز ما خواهی داد

لطف پسرت قاسم و الطاف شماست

با اوست هر آنچه كه عطا خواهی داد

گویند حساب سینه زن ها با توست

در حشر چه بر اهل ولا خواهی داد

با نام ابوالفضل تو را می خوانیم

با نام ابوالفضل چه ها خواهی داد

گویند نگفته ای كه در كوچه چه شد

آیا خبر از كوچه به ما خواهی داد؟!




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/2 | 11:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح و مرثیه


خدا به طالع تان مُهر پادشاهی زد

به سینه ی احدی دست رد نخواهی زد

در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی

تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی

گدا ز كوی تو هرگز نرفته ناراضی

عزیز فاطمه! از بس كه دست و دل بازی

مدینه شاهد حرفم: فقیر سرگشته

همیشه دست پر از محضر تو برگشته

به لطف خنده تان شام غم سحر گردد

نشد كه سائل تان نا امید برگردد

خدا به شهد لبت مزه ی رطب داده

كریم آل محمد تو را لقب داده

تبسم نمكینت چقدر شیرین است

دوای درد یتیم و فقیر و مسكین است

خوشا به حال گدایی كه چون شما دارد

در این حرم چقدر او برو بیا دارد

به هر مسافر بی سر پناه جا دادی

به دست عاطفه حتی به سگ غذا دادی

گره گشایی ات از كار خَلق، ارث علی است

مقام اولی جود و بخششت ازلی است

به حج خانه ی دلبر چه ساده می رفتی

همه سواره ولی تو، پیاده می رفتی

شما ز بس كه كریم و گره گشا بودی

دل كویر به فكر پیاده ها بودی  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/30 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

همدم یار شدن دیده تر می خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت

بشنود هر که ز معشوق خبر می خواهد

هر که عاشق شده خاکستر او بر باد است

عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش

پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد

در ره عشق طلا کردن هر خاک سیاه

فقط از گوشه چشم تو نظر می خواهد

ظرف آلودهٔ ما در خور صهبای تو نیست

این ترک خورده سبو رنگ دگر می خواهد

زدن سکه سلطانی عالم تنها

یک سحر از سر کوی تو گذر می خواهد

تا زمانی که خدایی خدا پا بر جاست

پرچم حُسن حَسن در همه عالم بالاست

در کرم خانه حق سفره به نام حسن است

عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه مادری است

ور نه در زاویهٔ عرش مقام حسن است

بس که آقاست به دنبال گدا می گردد

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

دست ما نیست اگر سینه زن اربابیم

این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هر که خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید

غربت از روز ازل باده جام حسن است

حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین

هر حسینیه که بر پاست خیام حسن است

او چهل سال بلا دید بماند اسلام

صبر شیرازهٔ اصلی قیام حسن است

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم

هر چه داریم ز تو یار قدیمی داریم  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مناجات

 

دل را هماره حال و هوای بقیع توست

انگار پشت پنجره‌های بقیع توست

دور بقیع تو ز چه دیوار می‌کشند

ملک وجود، صحن و سرای بقیع توست

شیعه نفس که می‌کشد از عمق جان خود

گویی نسیم روح‌فزای بقیع توست

بر پادشاهی دو جهان ناز می‌کند

آن دل‌شکسته‌ای که گدای بقیع توست

غم نیست گر بنای مزارت خراب شد

در هر دل شکسته بنای بقیع توست

در مروه و صفا همه گفتیم یا حسن

ما را اگر صفاست صفای بقیع توست

ما کیستیم تا به حریم تو رو نهیم

جبریل، سرشکستۀ پای بقیع توست

یک خشت از مزار تو را هم نمی‌دهیم

صد باغ خلد کم به جزای بقیع توست

اذن دخول تربت تو نام فاطمه است

آوای یا حسین، دعای بقیع توست

بردار سر ز خاک و بگو قبر فاطمه

ای خفته در بقیع، کجای بقیع توست؟

هر شب کبوتر دل ما زائر شماست

هر جا رویم حال و هوای بقیع توست

گردون کتاب صبر تو را بوسه می‌زند

«میثم» ز دور قبر تو را بوسه می‌زند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست 

زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست

باید به بال رفت و درآورد گیوه را    

در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست

تو بی ‌وسیله هم بلدی معجزه کنی   

دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست

بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا  

تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست

خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند

این جا به التماس گدا احتیاج نیست

اصلاً پی معالجه ی این جگر مباش

"بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست"

محشر برای رو شدن اعتبار توست  

کی گفته است روز جزا احتیاج نیست؟

تو با سکوت کردن خود، جنگ می‌کنی

 تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست

×××

وقتی نداشت  مادر تو سنگ قبر هم

دیگر تو را به صحن و سرا احتیاج نیست




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/29 | 07:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مصیبت

 

خوابید جمل تا تب طوفان تو آمد

تا رخشش شمشیر سر افشان تو آمد

خیبر شکنی در رگ و در خون شماهاست

بی باکی حیدر همه در جان تو آمد

آن قدر به زیر ضرباتت سر و تن ریخت

تا فتنهٔ خون دست به دامان تو آمد

شمشیر بزن تا که بدانند ابالفضل

از جذر و مد آتش میدان تو آمد

ما لب به لب از کفر کویری شده بودیم

تا این که نظر کردی و باران تو آمد

معنای مسلمان شدنم طرز نگاهت

توحید من از کوثر چشمان تو آمد

بر پای کریم چه کسی سر بگذاریم

ما غیر نگاه تو پناهی که نداریم

آباد شد آن جا که شما پا بگذاری

صد پنجرهٔ رو به خدا جا بگذاری

در شهر ری چشم من از نسل کریمت

یک سید عالی نسبی را بگذاری

تا مملکت از آبرویش امن بماند

در ساحلش آرامش دریا بگذاری

در کام پسر بچه خود جام عسل را

تا روز دهم روز مبادا بگذاری

لا یوم کیومک همه ی درد تو بوده

تو سر به حسینیه غم ها بگذاری

انگار تویی در دل گودال که بازو

در تاب و تب و تیغ در آن جا بگذاری

محبوب ترین داغ نصیب تو حسین است

غم نامه ی چشمان غریب تو حسین است




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 08:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو