تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ولادت امام حسن(ع)

امام حسن(ع)- مدح و شهادت


شجر وحی را ثمر حسن است

به نبی دومین پسر حسن است

 میوۀ قلب حضرت زهرا

 جانِ جان پیامبر حسن است

 پای‌ تا سر محمد است و علی

 هستی مادر و پدر حسن است

 کوچه‌های مدینه می‌گویند

 از برادر غریب‌تر حسن است

 آن که در سن کودکی او را

 پاره در کوچه شد جگر حسن است

 آن چه در بین کوچه دید و گریست

 چشم پاک حسین هم نگریست

جز خداوند حی دادگرش

 کس نداند چه آمده به سرش

 بسکه زخم زبان زدند او را

 زهر ناخورده بود خون جگرش

 آن ستمگر که مادرش را زد

 باز دشنام داد بر پدرش

 سال‌ها از جفای دشمن و دوست

 خون روان بود از دو چشمِ ترش

 از شب دفن مادرش زهرا

 همه دیدند ریخت بال و پرش

 قاتـل آن ولـیّ سبحــانی

 قنفذ است و مغیره و ثانی


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 07:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

با نیت نگاه تو آغاز می کنم

احساس خویش را به تو ابراز می کنم

شوقی درون سینه من جا گرفته است

حسی غریب در دل من پا گرفته است

حسی میان غربت و شادی و شوق و غم

حسی که گاه می چکد از چشم در حرم

ماه مبارک رمضان روی ماه توست

باید سرود شعر که مضمون نگاه توست

من زائر نگاه توام از دیار دور

آن ذره ام که آمده تا پیشگاه نور

در نام تو چه حس غریبی نهفته است

در نام تو چه خاطره ها می شود مرور

آقا غریب هستی و وقت سرودنت

حسی غریب در دل من می کند ظهور

من هم غریب مثل تو یا ایها الغریب

من کی صبور مثل تو یا ایها الصبور

با تو چقدر ماهیتم فرق می کند

مانند ایستادن شب در حضور نور  


ادامه مطلب

موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح و شهادت

 

ای علوی ذات و خدائی صفات

صدرنشین همه کائنات

سید سالار شباب بهشت           

دست قضا و قلم سرنوشت

زادهٔ طوبی و بهشت برین

نور خدا در ظلمات زمین

نور دل و دیدهٔ ختمی مأب

 سایهٔ از پرتو نور خدا

علت غائی همهٔ ممکنات

عمر ابد داد به آب حیات

پاک ترین گوهر نسل بشر

از همه خوبان جهان خوبتر

جد تو پیغمبر نوع بشر

جن و ملک بر قدمش سوده سر

آینهٔ پاک که نور خدا

تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سر سلسله اولیاست

چشم پر از نور خدا مرتضی است

مادر تو دخت پیمبر بود

آیه ای از سوره کوثر بود


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/27 | 07:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

آماده شد سفره، كرم، خِیل گداها

می آید امشب واژه واژه رمز دریا

مهمان ویژه آمده بر سفره ی ما

مهمان نباشد میزبان عرش اعلا

امشب صفا می بارد از دست كریمی

باید بخوانم یاعلیُّ یا عظیمی

 

می بارد از دست خدا باران رحمت

آرام می آید صدای پای حیرت

دنیا ندیده جلوه ای با این ابهّت

خورشید آورده ست دامان رسالت

امشب خدا آقای دیگر آفریده ست

یعنی كه حیدر بهر حیدر آفریده ست

 

امشب می و می خانه و پیمانه جور است

امشب شراب عاشقان یك كاسه نور است

امشب زمین و آسمان غرق سرور است

چون كاروان یار در حال عبور است

امشب دوباره حضرت موسی به نیل است

سر دسته ی مستان امشب جبرئیل است 


ادامه مطلب

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/25 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

ماه من از تو ندیدم قمری زیباتر

نیست از نقش جمالت اثری زیباتر

این یقینم شده در عالم هستی از تو

مادر دهر ندارد پسری زیباتر

خبر آمدنت در بدنم روح دمید

بَه كه بود این خبر از هر خبری زیباتر

جلوه گر گشت رخت در سحر ماه خدا

زین سحر دیده ندیده سحری زیباتر

به همه دُرّ و گهر های ولایت سوگند

صدفی از تو ندارد گهری زیباتر

ماه خندید و مه انجمنت نام نهاد

همه حُسنی كه محمد حَسَنت نام نهاد

در تن پاك سحر روح و روان شد زدمت

بوسة ماه خدا مانده به خاك قدمت

میزبان رمضانی كه نشستند مدام

میهمانان خدا بر سر خوان كرمت

سر نثار قدم و دیدة ما فرش رهت

جان ما وقف تماشا و دل ما حرمت

سائل جود و كرم خلق سماوات و زمین

عاشق حسن خدایی عربند و عجمت

تو همان جان جهانی كه دو صد قافله دل

گشته آواره به هر حلقة گیسوی خمت

رخ زیبات حسن قامت رعنات حسن

نه فقط قامت رعنات سرا پات حسن  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/25 | 11:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

مرغ روحم یکه تازی می کند

با دل سرگشته بازی می کند

پر گشوده از درون تا به برون

تا سراید شرح شوق در درون

تا بگوید ز اشتیاق وافرم

وز من و دلدادگی بر دلبرم

گوید از حال من و توصیف یار

ازطلوع روی دل جوی نگار

آینه بندان، چراغان هستی است

شب شب شور و سرور و مستی است

آسمان را نور افشانی کنید

دل مهیا بهر مهمانی کنید

خانه وحی است امشب غرق نور

می رسد بر گوش آوای سرور

شب شب دل های شیدایی شده

خانه زهرا تماشایی شده

دیده ها محو تماشا گشته است

محو روی طفل مولا گشته است

نور می تابد به اقصای زمین

از سوی بیت امیرالمومنین

از زمین و آسمان آید ندا

چشم تو روشن علی مرتضی

ماه در ماه ضیافت شد پدید

حضرت حُسنْ آفرین حُسن آفرید

چهارمین معصوم و دوم مقتداست

هدیه ارزندهٔ ماه خداست

حُسن رویش را ندارد آفتاب

جذبه می گیرد ز رویش ماهتاب

حُسن او حُسن خدایش را نشان

سَید جمله جوانان جنان  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/25 | 11:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-ولادت 

 

همای جان من سوی مدینه پر زند امشب

 دلم در محفل قدوسیان ساغر زند امشب

گمانم ذات رب ‌العالمین در این شب شیرین

تبسم بر تبسم‌های پیغمبر زند امشب

سلام ‌الله بر این لیلۀ قدری که زهرا را

 مبارک ماه در ماه مبارک سر زند امشب

محمد هم ‌چو باغ لاله از هم وا شده امشب

تعالی‌ الله امیرالمؤمنین بابا شده امشب

شب است و نیمۀ ماه خدایِ داور است امشب

شب عید حسن، میلاد سبط اکبر است امشب

تعالی الله ای سادات عالم چشمتان روشن

که قرآن محمد روی دست کوثر است امشب

زیارت گاه پیغمبر بود آیینۀ رویش

که بر آیات رخسارش نگاه حیدر است امشب

ز پا تا سر همه میراث ختم‌ المرسلین برده

خدایی طلعتش دل از امیرالمؤمنین برده

تعالی‌ الله بر جسمش سلام‌الله بر جانش

که می‌بوسد محمد لحظه ‌لحظه هم چو قرآنش

سلام آفتاب و آسمان و اختران او

بر این ماهی که امشب فاطمه دارد به دامانش

از آن ترسم که گویم کفر، ور نه فاش می‌گفتم

که حتی از خدا دل می‌برد لب‌های خندانش

مبارک باد این مولود بر پروردگار او

الا ماه خدا امشب تو باش آیینه‌دار او 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/05/25 | 11:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

دلم از وحی نگاه تو مسلمان شده است

خم ابروی شما آیه ی قرآن شده است

من غزل از تو نگویم که کمیتم لنگ است

از کرامات تو دعبل شدن آسان شده است

تار گیسوی تو مانند ضریحی تا اوج

که شفا خانه ی دلهای پریشان شده است

اسم اعظم که بر انگشتری ات هست نگین

هر که آموخته یکباره سلیمان شده است

پس کرامات تو تا هست چه غم وقتی که

کافری از سر لطف تو مسلمان شده است

من که یک عمر مسلمان تو هستم دیگر

عجبی نیست بگویید که سلمان شده است

یک نفر آمده اینجا به امید کرمت

یک نفر آمده و دست به دامان شده است

پدرت گفت بیاییم در خانه ی تان

سائل این بار سفارش شده مهمان شده است

من چرا سائل این در نشوم وقتی که

مهر تو شامل سگ های بیابان شده است*

ما همه ریزه خور ایل وتبارت هستیم

لاجرم روزی ما سفره ی خوبان شده است

این فقط گوشه ای از مهر دو چشمان شماست

سید ری هم اگر راهی ایران شده است

 ***

 *به نقل از علامه مجلسی (ره):مردی به نام نجیح بوده که گفت

 دیدم جناب امام حسن (ع) را که طعام میل می فرمود وسگی درپیش روی او بود وحضرت هر لقمه ای که برای خود برمیداشت مثل آن را نیز برای آن سگ می افکند نجیح گفت یابن رسول ا... اجازه می دهی این سگ را از نزد شما دورکنم؟ فرمود من از خدای عز وجل حیا میکنم که صاحب روحی به من نگاه بکند ومن چیزی بخورم وبه او نخورانم...

منتهی الآمال جلد1 ص283




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 11:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-مدح

 

عاشق شدن ز خیمه ی لیلا شروع شده است

 دیوانگی ز دامن صحرا شروع شده است

 مجنون شدیم و در به در کوچه ها شدیم

 آوارگی ما هم از این جا شروع شده است

 ما را به سمت کوچه ی عشاق برده اند

 جایی که جلوه های تمنا شروع شده است

 دیگر زمان در به دری ها تمام شد

 حالا زمان عاشقی ما شروع شده است

 تو آمدی و حضرت حیدر پدر شده

 دوران مادرانه ی زهرا شروع شده است

ای ابتدای سوره ی کوثر خوش آمدی

 ای اولین حسین پیمبر خوش آمدی

 تو آمدی و شاخه ی طوبی ثمر گرفت

 آخر دعای سبز پیمبر اثر گرفت

 ای با نمک ترینِ پسرهای فاطمه

 تو آمدی و بوسه ز رویت پدر گرفت

 ای قوت همیشه ی بازوی مرتضی

 فتح الفتوح کردی و لشگر جگر گرفت

 وقتی که می زنی به دل لشگر جمل

 دیگر نمی شود دم تیغت سپر گرفت

 از دست نعره های بلندت به معرکه

 دشمن فرار کرده و راه مفر گرفت

 بالا بزن نقابت خودت را یل جمل

 معنا بده به جمله احلی من العسل  




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 05:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

نشسته ام بنویسم گدا گدا، آقا

چقدر محترم است این گدای با آقا

نشسته ام بنویسم حسن کریم کرم

مدینه سفره آقا، برو بیا آقا

نشسته ام بنویسم به جای العفوم

الهی یا حسن و یا کریم یا آقا

تو مهربانی ات از دستگیری ات پیداست

بگیر دست مرا هم تو را خدا آقا

دخیل های نبسته شده زیاد شدند

چرا ضریح نداری؟ چرا؟ چرا؟ آقا

تویی كریم و حرم زاده من گدا زاده

مرا خدا به تو داده تو را به من داده

همه فقیر تو هستند ما گدا ها هم

گدای لطف تو هستند خضر و موسی هم

سه بار زندگی ات را به این و آن دادی

هر آن چه داشته بودی و گیوه ات را هم

قسم به ایل و تبارت - قسم به طایفه ات

غلام قاسم و عبدالله توام با هم

عجیب نیست بگردد فرشته دور سرت

عجیب نیست بگردد علی و زهرا هم

من از بهشت به سمت شما سفر كردم

كه من بهشت بدون تو را نمی خواهم

بدون عشق مسلمان شدن نمی ارزد

بدون مهر تو انسان شدن نمی ارزد  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

 ما کیستیم سائل دست کریم تو

 ما کیستیم ریزه خوران قدیم تو

 تو سفره دار سفره ی ماه ضیافتی

 ما میهمان دائم خان نعیم تو

 دشنام داده اند و تو اکرام کرده ای

 بی انتهاست رافت قلب رحیم تو

 تو سایه ی سر همه ی عالمی ولی

 بی زائر است و سایه ندارد حریم تو

 حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند

 جانم فدای حضرت عبدالعظیم تو

 بر ما کرم نما که گدائیم یا کریم

 ما یا کریم بام شمائیم یا کریم

تا آفتاب روز جمل آشکار شد

 تیغ حسن برنده تر از ذوالفقار شد

 سربند یا علی به سرش بست مجتبی

 با ذکر فاطمه به روی زین سوار شد

 فریاد زد انا ابن علی فاتح حنین

 فریاد یک سپاه فرار الفرار شد

 با هیبتی تمام به اسبش نهیب زد

 یک لشگر از یسار و یمین تار و مار شد

 تیغی به دست و پای شتر زد که ناگهان

 فتنه گر جمل به زمین خورد و خار شد

 فرزند آفتاب به جز این نمی شود

 شاگرد بوتراب به جز این نمی شود

 ای آفـتاب روشــن شــب های فـــاطــمــه

 گیسو کمند خوش قــد و بـالای فـاطمه

 تو آمدی و حیدر کرّار شد پدر

 خنده نشست بر روی لـب های فــاطــمــه

 دردانه ی نبی، پسرِ ارشد علی

 عشق حـسیــن یـوسف زیـبـای فـاطـمـه

 ای همرهِ هـمیشــگــی مــادرت فــقــط

 تنها تویی تو مـحرم غـم هـای فـاطـمـه

 بـا مـا بگو چه کرد عدو بین کوچه ها

 شـیـواتـریـن جـواب مـعـمـای فـاطمه

 دسـتی میان کوچه غرور مرا شکست

 نامرد بی هوا زد و مادر زمین نشست




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

خدا را شکر نامت بر لب ماست

که نام تو صفای مکتب ماست

حسینت بر تو ما را رهنمون است

رسیدن بر تو اوج مذهب ماست

اگر اهل مناجات خدایی

نگاه تو صفای هر شب ماست

دو چشمت از گدا خسته نباشد

درت بر سائلان بسته نباشد

نبی هنگام دیدار تو، مدهوش

که دیدار تو از سر می برد هوش

بدیِ دیگران و خوبی خود

کنی با حُسن خلق خود فراموش

ادب سازی کنی، در کودکی هم

به نزد مرتضی هستی تو خاموش

بود عمری که از زهرا بخواهیم

کند ما را به راه تو کفن پوش

اگر از نام ثاراله مستیم

رهین لطف و احسان تو هستیم  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

امشب که فرشتگان سخن می گویند

گویا سخن از زبان من می گویند

ذکر لبشان شنیدنی تر شده است

در ارض و سما حسن حسن می گویند

*

خاک قدمش شمیم جنت دارد

در هر نفسش عطر اجابت دارد

اعجاز محمدی ست در چشمانش

از بس که به جد خود شباهت دارد

*

ای زمزمه صبح و نسیم ادرکنی

آئینه رحمان و رحیم ادرکنی

ای در کرم و سخاوت و آقایی

بی خاتمه، ایها الکریم ادرکنی

*

مانند علی لحن فصیحی داری

در چهره خود نور ملیحی داری

آقا حرم الله شده دل هامان

در هر دل بی تاب ضریحی داری




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 03:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

نذری کنید تا که دمی با خدا شویم

از این قفس که ساخته شیطان رها شویم

باری که روی دوش گرفتیم از گناه

روی زمین گذاشته و با صفا شویم

امشب شب در آمدن ماه فاطمه است

دیگر بس است باید از این خواب پا شویم

تا نیمه های ماه دگر صبر هم بس است

راهی بیت حضرت خیر النسا شویم

باید هزار سال عبادت کنیم تا

از سائلان واقعی مجتبی شویم

آقا عنایتی کن از این تن در آمده

قدری تو را صدا زده تا بی ریا شویم

قدری به ما نگاه کن آقا که تا ابد

گندم فروش صحن نگاه شما شویم

امشب به یمن آمدنت دست ما بده

آن باده ای که بر کرمت مبتلا شویم

حُسنت مرا مقیم سرِ دار می کند

امشب علی ز لعل تو افطار می کند

وقتی تو را ز عرش فراتر گذاشتند

یعنی به روی دست پیمبر گذاشتند

در راه تو تمام خلائق نشسته اند

دل برده ای که نام تو دلبر گذاشتند

ماهی نبود تا که در این ماه گل کند

این جا تو را به دامن مادر گذاشتند

خورشید را به امر خدا مثل هدیه ای

یک گوشه پیش هدیه حیدر گذاشتند

موسی برای مهد تو گهواره ساخت و

عیسی و دیگران روی آن پر گذاشتند

تا این که حاجت دل عالم روا شود

هفت آسمان به پای شما سر گذاشتند

امشب برای شادی زهرا و مرتضی

تاجی به روی فرق تو از زر گذاشتند

این افتخار ماست که با مقدم شما

ما را در آستان تو نوکر گذاشتند

با بودن تو فاطمه حس کرد مادر است

یعنی که اولین پسر چیز دیگر است


ادامه مطلب

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

یگانه ای و نداری شبیه و مانندی

که بی بدیل ترین جلوه خداوندی

معطل اند هزاران فرشته کاسه به دست

عسل بیاوری از آن لبی که می خندی

به قصد کشتن شاعر شدند هم پیمان

دو چشم مست تو با ابروان پیوندی!

تمام عرش خدا در طواف گهواره

نگاه خیره ی زهرا به طفل دل بندی

به نیمه رمضان و میان صوت اذان...

رطب رسیده به دستان آرزومندی

نمی شناخت رسول خدا سر از پایش

نمی رسید به آن  لحظه ی خوش آیندی

نوشته اند تو را از بهشت آوردند

نوشته اند ز عطری که می پراکندی

لبان فاطمه خندان و چشم مولا اشک

نوشته اند تو مولود اشک و لبخندی

برای خیل غلامان چه خوب مولایی!

برای حیدر و زهرا چه ناز فرزندی!

گدا که فرق ندارد تو سفره ات پهن است

درِ امید به روی کسی نمی بندی




موضوع: ولادت امام حسن(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

سروده دل غزلی را به رنگ چشمانت

به رنگ آبی رنگین كمان رضوانت

در این سپیده دمان بهار پرور عشق

نشسته مرغ خیالم درون ایوانت

چه نغمه های لطیفی به گوش جانم خورد

ببین كه بلبل طبعم شده غزل خوانت

ضریح دست كریمت به رنگ سبز سخا

 هزار حاتم طایی فقیر احسانت

به این كویر نیازی كه پیش راه شماست

دوباره جان بده با چند قطره بارانت

رسیده نیمه ی ماه ضیافت و همگی

 به دور سفره ی فضلت شدیم مهمانت

امیر کشور دل، پادشاه آینه ها

كنار كاخ تو جبریل گشته دربانت

میانِ بازیِ چوگانِ عشقِ دستِ توأم

بزن هر آن چه كه خواهی به گوی میدانت

چقدر سجده به جا آوری! امام خشوع

خدای عزّوجل گشته مات عرفانت

 وضو گرفتی و از ترس حق تنت لرزید

 هزار عابد و عارف شدند حیرانت

تمامی گره هایی كه خورده در كارم

 دوباره باز شود با نسیم دستانت

 غروب یاس كبود مدینه را دیدی

فدای موی سپید و دو چشم گریانت




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


صدای شر شر باران شعر می آید

کسی دوباره به ایوان شعر می آید

غزل ،قصیده، نمی دانم، این که در راه است

چه قدر ساده به دیوان شعر می آید

زبان روزه پیاده نزول فرموده

خبر دهید که مهمان شعر می آید

همیشه در وسط قحطی از دل دریا

به یاریم به بیابان شعر می آید

غزل به وزن دو ابروی او اگر گویم

دو وزن تازه به اوزان شعر می آید

کمیت لنگ غزل می شود چو شعر کمیت

اگر نظر بنماید کریم اهل البیت

خبر رسیده که امشب کریم می آید

به خاک صاحب روحی عظیم می آید

کسی که نفحه باغ بهشت نفحه اوست

چقدر ساده سوار نسیم می آید

کسی که بودن او تا همیشه خواهد بود

کسی که زمزمه اش از قدیم می آید

کسی که پشت سر خشم او بدون شک

هزار دسته عذاب الیم می آید

ز فیض چشم کریمش رحیم خواهد شد

دلی که مثل شیاطین رجیم می آید

اذان مغرب افطار پای سفره‌ی او

چه قدر اسیر و فقیر و یتیم می آید

اگر رسیده در این مه برای خاطر ماست

خدا برای سر سفره اش نمک می خواست  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی (ع) –مدح


گذرم بر در میخانه ی مهتاب افتاد

در سرم عطر خوش سیب و می ناب افتاد

تا که دیدم همگان ذکر حسن می گویند

باز هم مثل همیشه دهنم آب افتاد




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه

 

سایه الطاف یارم مستدام

ای کریم آل طه السلام

السلام ای دلبر شیرین سخن

ای امام مهربانم یا حسن

سفره دار خاندان مصطفی

ای کریم ابن کریم ای مجتبی

لو ءلوء لالای دریای ولا

ای فروغ دیدگان مرتضی

تو به خلقت دومین روشنگری

اولین میراث دار حیدری

روی تو تابنده تر از آفتاب

وز دمت دارد حیات آب حیات

ای کرامت تا ابد مرهون تو

بردباری گشته است مجنون تو

ای امام صبر و تسلیم و رضا

آمدی خوش آمدی یا مجتبی

چشم هستی محو سیمای تو بود

یک نگاهت دل ز پیغمبر ربود

از قدومت ای نگار مه جبین

شد مدینه همچنان خلد برین

ماه در ماه خدا پیدا شده

مژده که مولای ما بابا شده

فاطمه می بوسد این مه پاره را

حور می جنباند این گهواره را  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

رمضان نیمه ماه است امشب

 چشم عشاق به راه است امشب

 نوبت عاشقی و ختم غم است

 صحبت از مرد كریم حرم است

 عرش را غلغله و ولوله شد

 شب مادر شدن فاطمه شد

 وقت دیوانگی شعر من است

 قافیه های دلم یا حسن است

 راحم الطفل صغیر است حسن

 رازق الشیخ كبیر است حسن

 سفره دار رمضان های خدا

 روزی ما به سر انگشت شما

 هر شب عشق تو مرا یاری كرد

 به نگاهت دلم افطاری كرد

 همه جا پر شده از آقاییت

 كوچه ها بند شد از زیباییت

 دست و دل باز به وقت كرمی

 پس چرا حضرت غم بی حرمی

 كی شود بانگ اذانی آقا؟

 برود از حرمت تا بالا

 شنویم از حرمت این آوا

 اشهد انّ علیاً مولا




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 09:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

ای امتداد سوره ی کوثر خوش آمدی

ای روشنای قلب پیمبر خوش آمدی

 آیینه دار حضرت حیدر خوش آمدی

 کوری چشم دشمن ابتر خو ش آمدی

 از مقدم تو فاطمه مادر خطاب شد

 لفظ ابوالحسن لقب بوتراب شد

خیلی بلند قرائت قرآن مکن پسر

 در بین کوچه راه بندان مکن پسر

 مجنون شهر را تو پریشان مکن پسر

 لیلاترین، غمزه به آسمان مکن پسر

امشب دوباره راهی بیت و الحسن شدم

 مست جمالت هستم و خالی ز (من) شدم

 پهن است ابتدای کوچه بساط گدائیم

 با تو به سر شده است غمِ بی نوائیم

 از برکت دعای شما من خدائیم

 با لطف توست اگر کربلائیم

 گیریم مرد شامی آمده این جا نگاه کن

 دست مرا بگیر مرا سر به راه کن  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 09:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

رمضان سفرهٔ مهمانی مخصوص خداوند ودود است، مه رحمت و جود است، مه ذکر و صلاة است و رکوع است و سجود است و سلام است و درود است، تعالی الله از این فیض که در نیمه این ماه دل افروز خداوند تعالی، شده در دامن زهرا مه تابان محمد متجلا، که دمیده است فروغش به دل اهل تولا، سر دست علی و فاطمه و شانهٔ مولا، مه هر انجمن است این، ولیّ ذوالمنن است این، به نبی جان و تن است این، به علی یاسمن است این، حسن است این، حسن است این، که در این ماه خدا ماه خدا بوسه زند بر سر و رویش، همه محو گل رخسار نکویش، همه دلدادهٔ خوی اش همه آواهٔ کویش، همه را دیده به سویش همه دیدند به رخسار خدا منظر او روی خدا را.

 شب شور و شعفِ اهل تولا شده امشب، که عیان وجه خداوند تعالی شده امشب، همه عالم چو دل آل علی غرق تجلا شده امشب، که ز هم غنچه نو رسته زهرا و علی وا شده امشب، گهر بحر شرف فاطمه شد مادر و مولای دو عالم علی بابا شده امشب، پسری داده خدایش چه پسر نام حسن روی حسن موی حسن خلق حسن خوی حسن بلکه سزاوار بود تا که بخوانند حسن در حَسنش، لحظه به لحظه صلوات از طرف خلق و خدا یک سره بر جان و تنش، وحی الهی سخنش، بوسه گه ختم رسل لعل لبان و دهنش، باد فدا جان هزاران چو منش، بلکه دو صد انجمنش، کیست حسن مظهر حُسن ازلی، هستی زهرا و علی، جان جهان، حصن امان، فخر زمان، روح و روان، سرّ نهان، نور عیان، بلکه به هر عصر و زمان برده دل اهل ولا را.  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 09:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

ما را غلام کوی حسن آفریده اند

مبهوت و مات روی حسن آفریده اند

ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند

مست از خم و سبوی حسن آفریده اند

خورشید را به این همه نقش و نگارها

از طلعت نکوی حسن آفریده اند

روشن ز نور روی مهش گشته روزها

شب را اسیر موی حسن آفریده اند

آری ز مقدمش همه جا بوی گل گرفت

گل را ز رنگ و بوی حسن آفریده اند

از انبیاء و اولیا همه را صف به صف ببین

مدهوش خلق و خوی حسن آفریده اند

میل نگاه هر چه گدایان شهر را

ولله سمت و سوی حسن آفریده اند




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

 

هنوز راه ندارد کسی به عالم تو

نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

نسیم پنجرهٔ وحی!  صبح زود بهشت

"اذا تنفسَ" باران هوای شبنم تو

تو در نمازی و چون گوش واره می لرزد

شکوه عرش خدا، شانه های محکم تو

توئی دوباره پیمبر، محمدی دیگر

چنان که عایشهٔ دیگری است مَحرم تو

به رمز و راز سلیمان چگونه پی ببرم؟

به راز  عِزّةُ للّه  نقش خاتم تو

من از تو هیچ به غیر از همین نفهمیدم

که میهمان همه ماییم و میزبان همه تو

تو کربلای سکوتی و چارده قرن است

نشسته ایم سر سفرهٔ مُحرّم تو

چقدر جملهٔ "احلی من العسل " زیباست

و سال هاست همین جمله است مرهم تو

هوای روضه ندارم ولی کسی انگار

میان دفتر من می نویسد از غم تو

گریز می زند از ماتمت به عاشورا

گریز می زند از کربلا به ماتم تو

مربع

فقط نه دست زمین دور مانده از حرمت

نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 09:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

از آسمان هفتم دنیا خبر رسید

بر شانه های اهل زمین بال و پر رسید

زنجیر کرده اند شیاطین نفس را

آزاد شد که مهلت شیطان به سر رسید

شب زنده دار گیسوی آن ماه را بگو

بعد از چارده شب یلدا سحر رسید

او دومین تجسم سیب بهشتی است

از شاخه سار نور نبوت ثمر رسید

اذن خداست زائر کعبه پدر شود

بر دست های مادر هستی پسر رسید

من آمدم کبوتر بامت شوم حسن

امروز تا همیشه غلامت شوم حسن

از روح تو به کالبد من دمیده است

آن که مرا ز خاک شما آفریده است

بنگر که دست حق چه قدر خوب دلبرا

عکس تو را به قاب نگاهم کشیده است

از لحظه ی ولادت تو شیر مادرت

با طعم یا علی به دهانت چکیده است

با گریه تا محله ی سادات هاشمی

با کاسه ای به دست، گدایت دویده است

از خانه ی علی به همه کوچه های شهر

بوی غذای نذری زهرا رسیده است

امشب نگاه من به در خانه ی شماست

روزی من به دست کریمانه ی شماست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/05/24 | 04:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه

 

دستی که شعر دفتر دل را نوشته است

دست مرا به پای تمنا نوشته است

چون دید اشک شوق، سحر موج می زند

چشم مرا ادامهٔ دریا نوشته است

دستان عشق، نام امام کریم را

زیباترین ترانه دنیا نوشته است

آن کس که داد جان به تنم با نگاه تو

آقا تو را امام مسیحا نوشته است

نام تو را به صفحه پیشانی ام خدا

با رنگ سبز حضرت زهرا نوشته است

تو آمدی و خواهش دستان من شدی

ارشدترین ستاره زهرا، حسن شدی

اعجاز ناز چشم تو اعجاز دلبری است

عیناً شبیه معجزه های پیمبری است

خیرات تو همیشه سر سفره های ماست

آقا کریم بودن تان چیز دیگری است

اصلاً بعید نیست که سلمان مان کنی

جایی که کار چشم شما ذره پروری است

محشر فقط قیامت و هول و هراس نیست

نام حسن خودش به خدا نام محشری است

گویا حسن ستاره همزاد فاطمه است

از بس که اولین پسر خانه مادری است

ای اولین ستاره شب های فاطمه

لالایی شبانهٔ لب های فاطمه  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و مرثیه

 

هم دم یار شدن دیده تر می خواهد

پیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد

عاشقی کار دل مصلحت اندیشان نیست

قدم اول این راه جگر می خواهد

بال و پرهای به دور و بر شمع ریخته گفت:

بشنود هر که ز معشوق خبر می خواهد

هر که عاشق شده خاکستر او بر باد است

عاشق از خویش کجا رد و اثر می خواهد

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش

پر زدن در وسط شعله هنر می خواهد

در ره عشق طلا کردن هر خاک سیاه

فقط از گوشه چشم تو نظر می خواهد

ظرف آلوده ما در خور صهبای تو نیست

این ترک خورده سبو رنگ دگر می خواهد

زدن سکه سلطانی عالم، تنها

یک سحر از سر کوی تو گذر می خواهد

تا زمانی که خدایی خدا پا بر جاست

پرچم حُسن حَسن در همه عالم بالاست

در کرم خانه حق سفره به نام حسن است

عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

بی حرم شد که بدانند همه مادری است

ور نه در زاویه عرش مقام حسن است

بس که آقاست به دنبال گدا می گردد

ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است

دست ما نیست اگر سینه زن اربابیم

این مسلمانی ایران ز کلام حسن است

هر که خونش حسنی شد ز خودی حرف شنید

غربت از روز ازل بادهٔ جام حسن است

حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین

هر حسینیه که بر پاست خیام حسن است

او چهل سال بلا دید بماند اسلام

صبرْ شیرازهٔ اصلی قیام حسن است

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم

هر چه داریم ز تو یار قدیمی داریم  


ادامه انن شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


وقتش رسیده تا که قدری با خدا باشم

به اصل خود برگردم از غفلت جدا باشم

با اهل دنیا هر چه بودم دگر کافی است

حالا زمانش شد که با اهل ولا باشم

من فطرتم میل مناجات سحر دارد

در آسمان بندگی باید رها باشم

امشب که قرص کامل مهتاب را دیدم

مطلوب باشد گرم تسبیح و دعا باشم

دیدم هم اکنون که بساط عاشقی جور است

خوب است من هم در مدینه یک گدا باشم

با یک توسل بر نخی از چادر زهرا

خاک قدوم یوسف خیر النسا باشم

غم ز آتش دوزخ ندارم تا حسن دارم

وقتی که اسم اعظمی چون یا حسن دارم

بیداری یا خواب است رویایی که می بینم

هست آسمان یا که زمین جایی که می بینم

بوی کرم می آورد دوش نسیم امشب

حل می شود اکنون معمایی که می بینم

با کاسه های خالی خود سائلان جمع اند

دور و بر سکوی زیبایی که می بینم

کیسه به دوشی از مسیر آشنا آمد

گویی غریبه نیست آقایی که می بینم

قدّ حسودان است کوتاه و نمی بینند

در ازدحام این قد و بالایی که می بینم

از دست عیسی نیز آری بر نمی آید

اعجازهای این مسیحایی که می بینم

آن ها که امروزند بند قرص نان تا شب

هرگز نمی بینند فردایی که می بینم

تا که گدایی هست شب گرد کریمی هست

ما را چه غم تا سفره مرد کریمی هست


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

دلم به خانه ی حیدر بهانه می گیرد

ز سفره خانه ی زهرا نشانه می گیرد

خوشا یتیمی و بی سرپرستیِ دوران

که توشه های حسن را شبانه می گیرد

ز دست پاک حسن لقمه لقمه میل کنم

مرا به زیر پرش عاشقانه می گیرد

سخن ز باج و خراج دو لقمه نان نکند

خدا فقط ز ولایش سرانه می گیرد

نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهاد

خوشا کسی که در این آستانه می گیرد

گدای کوی حسن هیچ گه پریشان نیست

که حب فاطمه را جاودانه می گیرد

خدا اگر که عطا را به من ببخشد باز

مرا به ناز قدوم حسن ببخشد باز

منم که رب غفوری چنان خدا دارم

که اعتقاد مقدس به هل اتی دارم

من اعتقاد ندارم جهنمی باشم

چرا که آب و گل از آل مصطفی دارم

من از قدیم در آغوش گرم مولایم

که زیر پای امام کریم جا دارم

نه نا امید بمانم ز فیض رحمت حق

نه تکیه گاه به جز نسل مرتضی دارم

دلم به مُلک و مَلک فخر می کند که اَلا

تمام خلق بدانند مجتبی دارم

قسم به آدم و حوا خلیفة اللهم

اگر چه ترک بهشت از گناه ها دارم

به چشم کوری هر که به خط اهرمن است

ولایت حسن مجتبی بهشت من است


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 05:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن(ع)-ولادت

 

بحر رحمت را یک دانه گهر پیدا شد

نخل عصمت را پاکیزه ثمر پیدا شد

مژده یاران که شب نیمه ی ماه رمضان

قرص خورشید به هنگام سحر پیدا شد

عاشقان قدر بدانید که پیش از شب قدر

بیت قرآن را قرآن دگر پیدا شد

امشب از اهل سماوات ندائی برخواست

که در آغوش زمین قرص قمر پیدا شد

دامن ماه خدا ، چشم محمد روشن

علی و فاطمه را نور بصر پیدا شد

دامن فاطمه شد سبز به میلاد حسن

صلوات همه بر حُسن خداداد حسن

*****

رمضان قدر بدان ماه تمامت آمد

رحمت واسعه در سفره عامت آمد

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که خورشید به بامت آمد

مه رحمت ، مه توبه ، مه غفران ، مه نور

که ز هر اختر تابنده سلامت آمد

بانگ تکبیر برآور که خدا چهره گشود

سر تسلیم فرود آر امامت آمد

روزه دار! ار ندهی دل به تولای حسن

با خبر باش که این روزه حرامت آمد

خوشترین ذکر در این ماه ثنای حسن است

مُهر این روزه سی روزه ولای حسن است

*****  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/05/23 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.