عید سعید فطر


از محضر حق ، فیضِ دعا باید خواست

این فیض ، به بركتِ بكا باید خواست

در عیدِ سعیدِ فطر، عیدى ز على

پابوسىِ حضرت رضا باید خواست

هنگام تشرُّف ، به حریم رضوى

شاید تو بگویى كه مِنا باید خواست

اما نظرِ شاعرِ این بیت، اینست

در صحنِ رضا ، كرب و بلا باید خواست

وقتى شب جمعه ، كربلا قسمت شد

از فاطمه، وصلِ شهدا باید خواست

درمانِ هزار دردِ بى درمان را

از ذكرِ مَن اسمُهُ دوا باید خواست

پایانِ شبِ درد و غمِ جانبازان

از تُربتِ ذِكرهُ شفا باید خواست

از اهلِ جفا گلایه مندى! غم نیست

اینجا مدد از شاه وفا باید خواست

اى اهل حرم میروعلمدار بخوان

از خضرِ حرم آب بقا باید خواست

ایام اجابتِ دعاى فرج است

تقریرِ ظهور از خدا باید خواست

 




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/03/15 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

آمدی و دل ما بردی و رفتی ای ماه!

با تو خوش بود سحرهای «بِکَ یا الله» [۱[

چه سحرها، چه سحرهای خوشی بود و گذشت

چه خبرها، چه سفرهای خوشی بود و گذشت

نظر لطف خدا بود که افتاد به ما

تشنگی، فرصت سیراب شدن داد به ما

یاد جوع و عطشِ روز قیامت کردیم

یاد ظهر عطش‌افروز قیامت کردیم [۲[

گفته بودم دل من! ماه شو و روشن شو

رمضان است، ز مَن‌ها بگُذر، ایمَن شو

به خدا چلّه عشق است همین سی‌روزه

می‌توان بار سفر بست همین سی‌روزه

گفته بودم که فقط چند سحر فرصت هست

چند بار ای دل من! بغض تو این ماه شکست؟

روزی‌ات شد سفری در دل شب، با مولا؟

سفری تا سحرِ «فُزْتُ وَ رَبّ» با مولا؟ [۳[

تشنگی ذکر لب ما شده بود این یک‌ماه

روزه شد روضه لب‌های اباعبدالله

سوختیم آه به یاد لب عطشان حسین

یاد لب‌های ترک‌خورده طفلان حسین

ای خوشا آنکه سبکبار به عید آمده است

آنکه با وعده دیدار به عید آمده است

آنکه عیدانه ز لبخند امامش دارد

چشم بر آمدن ماه تمامش دارد

 

تو عزیز دوجهانی و فقیریم، فقیر

یوسفا «أَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ»، تو ما را بپذیر [۴[

نوبهارا! دل پرخون چمن را دریاب

روزه‌داران فلسطین و یمن را دریاب

طاقت امت جدّت به خدا طاق شده

آه خونین‌جگرا‌ن، شعله آفاق شده

کاش آیینه دل، مات جمال تو شود

عید ما رؤیت ابروی هلال تو شود

مادران شهدا! ‌عید مبارک باشد

ای خوشا صبر شما، عید مبارک باشد

همسران شهدا! همسفران شهدا!

عید شد، می‌ر‌سد از فاطمه عیدی به شما

موسم بندگی یار مبارک باشد

مردم ای مردم بیدار! مبارک باشد

عید فطر آمده، باشیم به فکر فقرا

عید فطرآمده، «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» [۵[

مردم ما دلشان صبر زلالی دارد

سفره کوچکشان نان حلالی دارد

همه هستند اگر نوبت ایثار شود

پای کارند اگر موسم پیکار شود

گله‌مندند ولی حُجب و حیایی دارند

مردم ما چه گذشتی، چه وفایی دارند

ای نشسته صف اول! صف ایثار آنجاست

آن سوی «نرده»... ببین... لذت دیدار آنجاست

نکند «نرده» میان تو و مردم باشد

دردِ دل‌ها پسِ این فاصله‌ها گُم باشد

دوستان! صدق و صفای دهه شصت چه شد؟

راستی حال و هوای دهه شصت چه شد؟ [۶[

 

آن مدیران جوانی که جهادی بودند

بی‌تکلّف، ز همین مردم عادی بودند

شور آن شعله مگویید که خاموش شده

«اختلاس» آمده، «اخلاص» فراموش شده

ای نشسته صف اول! به عدالت برخیز

مانده بر شانه تو بار امانت برخیز

عَلم داد برافراز، که ملت هستند

دل به شاهینِ ترازوی عدالت بستند

همتت قطع ید دانه‌دُرشتان باشد

وای اگر دزدی از این قافله آسان باشد

وای اگر توصیه و نامه پذیرد قاضی

داد و بیداد اگر رشوه بگیرد قاضی

شکر کن، این‌همه نعمت نرود از دستت

قدر دان، فرصت خدمت نرود از دستت

صف اول، صف خدمت، صف مردم‌داری

یک نفر نیست مخاطب، همه هستند آری

گر به یک نقد رود صبر و قرارت از دست

صف اول منشین، بین جماعت جا هست

سعی کن در سعه صدر شوی پیش‌قدم

رهبری گفت که من نیز صف اولی‌ام [۷[

گوش کن قصه پرغصه بیکاران را

شِکوه کارگران و کامیون‌داران را

چه شده ارز؟ که مات‌اند همه تاجرها

نرخ مسکن چه شد؟ آه از دل مستأجرها

کاش آرام کنیم این نگرانی‌ها را

سعی ما سد کند این موج گرانی‌ها را

معدن رنج، دل کارگران است هنوز

چشم مردم به عدالت، نگران است هنوز

سنگر تو ست همین میز و امیدی ست به تو

 

آن سوی میزِ تو چشمان شهیدی ست به تو

گره ار وا نکنی خود گره کار مباش

برنمی‌داری اگر بار کسی، بار مباش

عید شد، آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی، نرود از یادت [۸[

عید رسوا شدن دشمن پیمان‌شکن است

روز یکدل شدن و جشن خروش وطن است

شد عیان بر همه دنیا که چهل سال چرا

بود ورد لب ما، مرگ به تو آمریکا...

چند روزی به تو و عهد تو دادیم زمان

چند روزی محک تجربه آمد به میان

تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

تا سیه‌روی شود هر که دُروغش باشد [۹[

هان! مپندار که پیمان‌شکنی آسان است

نقض این عهد میندیش که بی‌تاوان است

 

پنجه در پنجه مشو روبهکا! با شیران

آن که با آن طرفی، جان جهان است: ایران

یک‌شبه بر طمع خام شما پایان داد

موشک ما که در آفاق شما جولان داد

پشت گوشت بنویس این سخن، این سیلی را

که یکی گر بزنی، می‌خوری از ما ده تا [۱۰[

شریان‌های حیاتی جهان در کف ماست

تنگه هرمز و دریای عمان در کف ماست

صبر کن روز پریشان شدنت نزدیک است

لحظه سخت‌پشیمان شدنت نزدیک است

قفل تعلیق به امید خدا می‌شکنیم

هرچه زنجیر کشیدی همه را می‌شکنیم

چرخه هسته‌ای از نو به تکاپو افتد

آب رفته همه باز آید و در جو افتد

دست تو رو شد و شرّت کم و ننگت افزون

پنجه از دستکش مخملی‌ات زد بیرون [۱۱[

شرّ تو از سرمان کم شده حمداً لله

دشمنی‌هات مسلم شده حمداً لله


ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/03/15 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان

از درد ما که باخبری صاحب الزمان

ما ندبه های پشت سر مرکب توایم

پایان راه در به دری صاحب الزمان

دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟!

شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان

عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!

ای که امید چشم تری صاحب الزمان

عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست

ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!

حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است

بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان

ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست

آقای سامرا نظری صاحب الزمان

امشب دعا به حال دل تنگ ما نما

از کربلا که میگذری صاحب الزمان




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است

هله ای ماه! خدای من و تو الله است [1]


روز عید است و قنوت است و دعای من و تو

اهل جود و جبروت است خدای من و تو


کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری

عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری


و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد

و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد


بسته شد پنجره عرشی راز رمضان

الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان


الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا

شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را


بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش

لیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»


دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی

«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»


دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی

«بحسین بن علیٍ بحسین بن علی»


سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!

ای که از همدمی ات نرم شد این دل، رمضان [2]


الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی

در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی


تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم

تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم


یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز

عیدی ام را بده و در گذر از آن امروز

 

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما

نور این طاعت سی روزه بماند با ما


دل ببندیم به شیرینی امساک ای کاش

روزی ما نشود لقمه ناپاک ای کاش


ای خوشا روزه هر روزه چشم و دل و کام

ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام


نگذاریم که آید به سر سفره ما

لقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"


پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم

ما که پرورده نان و نمک مولاییم

 

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است

عرق کارگران آبروی این خاک است


به عمل کار برآید به سخندانی نیست

پینه دست کم از پینه پیشانی نیست


کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد


آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد

پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

 

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم

پی اقدام تو هستند هنوز این مردم


چند روزی تو مقامی به امانت داری

منصبت را نکند طعمه خود پنداری [3]


راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل

قصه آهن تفتیده و دستان عقیل


حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست

آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست


پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست

پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

 

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم

پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم



ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


شوّال اگر نشد به محرّم حساب کن

این روسیاه را بخر ، آدم حساب کن

یک عمر گفته ام به همه نان خور توام

لطفی کن و زکات مرا هم حساب کن

اشکم چکیده در غم تو صبح و ظهر و شام

این چشمه کوچک است تو زمزم حساب کن

یا ایهاالعزیز گناهم اگر زیاد

بخشنده ای ، گناه مرا کم حساب کن

صف بسته اند خیل طلبکارهای من

تو ضامنم شدی خودت از دم حساب کن

این اربعین مسافر تو می شوم حسین!

با اینکه روسیاه می آیم ، حساب کن

خوبان عالم اند همه زیر سایه ات

من را دخیلِ سایه ی پرچم حساب کن




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


لباس خادمی و نوکری مناسب ماست

حسین در دل طوفان خودش مراقب ماست

تمام سال ، سر سفره اش نمک خوردیم

غذای روضهء ارباب قوت غالب ماست




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


اذان عشق وزیده ،هلال پیدا شد

هزار پنجره رو سوی حقتعالی شد

مراد من دم عیسی گرفت و دست قنوت

هزار مرده به صوت نمازش احیا شد

شنیدن نفسش در نماز عید خدا

تمام شوق من از رفتن مصلی شد

نفس نفس همه می آمدند دنبالش

همانکه نور نگاهش بسان موسی شد

خشوع چشم ترش پایگاه عرفان است

به یمن بارش باران ،بهار پیدا شد

غزل حکایت عشاق بی پر وبال است

که وقت بال گشودن قنوتشان وا شد

به شوق فاما السائل فلا تنهر

امید عفو به دلهای اهل تقوا شد




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/03/14 | 11:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید سعید فطر


ایکاش که در قنوت وترت باشیم

بیتاب ِ نمازِ عید فطرت باشیم

عید آمده و دعایمان کن آقا؛

تا پیرو راه آل عترت باشیم!




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/4 | 10:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید سعید فطر


گفتی دلمان در آرزویت باشد

چشمان امیدمان به سویت باشد

عید رمضان هم آمد اما ای ماه

عید دل ما رؤیتِ رویت باشد




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/4 | 10:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید سعید فطر


ای جذبه‌ی ذی‌الحجه و شور رمضانم

در شادی شعبان تو غرق است جهانم

تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد

باید که شب چشم تو را قدر بدانم 

روی تو و خورشید، نه، روشن‌تر از آنی

چشم من و آیینه، نه، حیران‌تر از آنم

در سایه‌ی قرآن نگاه تو نشستم

باران زد و برخاست غبار از دل و جانم

برخاست جهان با من برخاسته از شوق

تا حادثه‌ی نام تو آمد به زبانم

عید است و سعید است اگر ماه تو باشی

ای جذبه‌ی ذی‌الحجه و شور رمضانم




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/4 | 10:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید سعید فطر


اى روح بلند عرش اعلى برگرد

سرسبزترین بهار دنیا برگرد

یك ماه پر از عطر حضورت بودیم

اى "صاحب عید"،جان زهرا برگرد




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/4 | 10:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-وداع با ماه مبارک


شاید کسی حال مرا پرسیده باشد

یا اشک چشمان ترم را دیده باشد

حق دارد این قلبی که مهمان خدا بود

از دوری ماه خدا رنجیده باشد

کِی می رسد تا آسمان ها ... بنده ای که

در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد؟!!!

پیروز میدان جهاد روزه داری ست

هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد

فطر آمده تا فطرت خود را بیابیم

گمگشته ای که روشنای دیده باشد

امکان ندارد سفره دار ماه غفران

تا این زمان ما را نیامرزیده باشد

شاید خدا در لحظه های روشن قدر

ما را به عشق مرتضی بخشیده باشد

بخشیده خواهد شد کسی که بین روضه

بر روی گونه اشک غم باریده باشد

رمز شروع گریه با ذکر حسین ع است

چشمی اگر چون چشمه ای خشکیده باشد

دنیا ندیده تا به حالا پیکری را ..

که اینچنین روی زمین پاشیده باشد

عالم ندیده که کسی مانند زینب س

مرثیه ی گودال را فهمیده باشد

حتّی اگر زیر گلویش را به جای ...

مادر ... میان کربلا بوسیده باشد ...

خنجر رسید و از قفا سر را جدا کرد

خورشید ما را بر فراز نیزه جا کرد ...




موضوع: مناجات با خـدا،  عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/4 | 08:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر-بصیرت-انقلاب


یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کرده‌ایم

دل را به اشتیاق تو آباد کرده‌ایم

یک ماه دست‌های دعا بوده‌ایم ما

یک ماه میهمان خدا بوده‌ایم ما

یک ماه، ماه دیده و خورشید دیده‌ایم

یک ماه از تو گفته و از تو شنیده‌ایم

ماهی که رفت ماه شگفت جهادهاست

آری، نبرد، روزه و افطار، فتح ماست

از تابش نماز علی ماه روشن است

در نور خطبه‌های ولی راه روشن است

با دشمنان بگو، هوس خام کرده‌اند

بیهوده رو به لشکر اسلام کرده‌اند

حاشا که بیم حمله احزابمان بَرَد

حاشا که پشت سنگر خود خوابمان بَرَد

ما وارثان سلسله‌های رشادتیم

ما راهیان قافله‌های شهادتیم

با ما فقط حساب تفنگ و خشاب نیست

با ماست آنچه قدرت آن در حساب نیست

بنگر که خون روان شده از کربلا به شام

آخر تمام می‌شود این کار ناتمام

گیریم دشمن است چو عمرو بن عبدود

این نسل حیدر است که از راه می‌رسد

بوی ظهور می‌رسد، ایمان، وطن شده‌ست

این لشکر علی‌ست که خیبرشکن شده‌ست

هر چند شعب از دم احمد بهشت ماست

این بار فتح خیبر نو، سرنوشت ماست

بدر است ماه و حضرت خورشید می‌رسد

بدر است ماه و عاقبت آن عید می‌رسد

بدر است ماه و می‌رسد آن عیدِ عیدها

بدر است ماه‌ها همه با این شهیدها

تحریم و بیم کی به دل ما اثر کند؟

کی وسوسه ز کوی دل ما گذر کند؟

ای در صف نبرد نشسته دو دل مباش

دریا ببین و بسته‌ی این آب و گل مباش

ای در صف نبرد نشسته به پا بایست

چون مردهای مرد در این کربلا بایست

ای در صف نبرد! به میدان شتاب کن

قدری به جای گفتن یا لیتنا بایست

دنیا و اهل آن همه گر مانعت شوند

چون حر غیور باش و برای خدا بایست

وای تو گر امید ببندی به شرق و غرب

با قبله باش و بر سر این مدعا بایست

با دشمنان صریح چو شمشیر دم بزن

هرکس اسیر فتنه شد او را قلم بزن

پایت اسیر دست عصای کسان مباد

دستت به پای خواهش از این و از آن مباد

جز آفتاب پابه‌رکاب کسی مباش

هم‌آسمان پر زدن کرکسی مباش

بر خان خائنان به جُوِی نان رضا مده

این نان بهانه‌ای‌ست به اینان بها مده

برخی چه لقمه‌ها که گلوگیر می‌خورند

خوبان ولی به شام بلا تیر می‌خورند

اهل رفاه و بزم که در ناز و نعمتند

کی غمگسار ملت و کی اهل خدمتند؟

دیروز خرده کاسب تحریم بوده‌اند

امروز نیز کاسب تسلیم و ذلتند

سرمست از حقوق نجومی خویشتن

آخر چگونه در طلب حق ملتند؟

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

مردم هنوز چشم به راه عدالتند

این مردم صبور که در پای انقلاب

خون داده‌اند و اهل جهاد و رشادتند

این مردم صبور که تحریم دشمنان

از ره نبردشان و هنوز اهل غیرتند

آسان به کف نیامده این عشق و اعتماد

بر ریشه‌های باورشان تیشه‌ای مباد

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

اینک شما و عهد عظیمی که بسته‌اید

ناگفته ماند حرف بلندی که روشن است

ایمان مدافع است که این خاک، ایمن است

این آتش فتاده به دنیا گواه ماست

جان مدافعان حرم جان‌پناه ماست

بنگر به شور و شوق جوانان به شهرها

جام شهادتی زده بر جام زهرها

با برق تیغ، هیبت شب را شکسته‌ایم

حاشا که بشنود کسی از پا نشسته‌ایم

ما را سر قمار به دین و وطن مباد

ما را سر معامله با اهرمن مباد

چشم طمع به چشمۀ خورشید بسته‌اند

دیگر بس است هرچه که پیمان شکسته‌اند..

این خیرگی به کوریشان ختم می‌شود

این تیرگی به صبح امان ختم می‌شود

این دست دوستی که دراز است سویمان

دست دسیسه است از این قوم بی‌گمان

در راه عشق تکیه به خود کی کنیم ما؟

تکرار زخم‌های اُحُد کی کنیم ما؟

شمشیر از نیام، چو رهبر کشیده‌ایم

فریاد فتح، از دل سنگر کشیده‌ایم

"عید است و آخر گل و یاران در انتظار"

عید است و عید نیست مرا غیر روی یار

"دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار"

عید است، عید ماه خدا، ماه رحمت است

عید است و عید در نظر ما شهادت است

روی شهید، معنی عید است شک مکن

این عید مادران شهید است شک نکن

عید است، عید زنده شدن، عید انتخاب

این عید همسران صبوری‌ست چون رباب

عید است چشم روشنی عاشقان ببر

خوبان زکات فطریه جان می‌دهند و سر

عید است و کاش طاعت ما هم شود قبول

ما تشنه حسین شماییم یا رسول

ما را دوباره رخصت کرببلا دهید

این عید هم برات زیارت به ما دهید




موضوع: عید سعید فطر،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/22 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


بر سینه طراوت بهاران بخشند

بر دیدۀ ما صفای باران بخشند

تا عید سعید فطر اعلام شود

یکباره گناه روزه داران بخشند

ممنونِ خدائیم که بعد از یکماه

شیرینیِ وصل را به یاران بخشند

در لحظۀ پایانیِ ماهِ رمضان

عصیانِ همۀ گناهکاران بخشند

عید است ، و یا اینکه قیامت بر پاست

که این گونه هزار در هزاران بخشند

امروز دعا کنید انشاالله

یک کرببلا به بی قراران بخشند

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/15 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-عید سعید فطر


صدشکر که غرق نور ایمان شده ایم

مستوجب آمرزش یزدان شده ایم

سی روز تو میزبان ما بودی و باز

بر سفرۀ عید فطرمهمان شده ایم




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/15 | 12:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید سعید فطر


یک ماه اگر خدا خدا می کردیم

ما بهر ظهور تو دعا می کردیم

ای کاش نماز عید فطر خو د را

در پشت سر تو اقتدا می کردیم




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/04/15 | 12:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر-رباعی


یک سال اگرچه در زمین گِل بردیم

غفلت زده ، بار کج به منزل بردیم !

مجنون خدا شدیم اما یک ماه

سی روزِ تمام ، از خدا دل بردیم

***

سی روز گذشت و سی صنم را کُشتیم

با ذکر «صمد» ، منم منم را کُشتیم

اهریمن نَفس را زمین کوبیدیم

«من رستم پیل افکنم !» را ، کُشتیم

***

هر چند هبوط ، جان انسان را سوخت

عصیان و گناه ، روح ایمان را سوخت

در لیله ی قدر ، چون به حق برگشتیم

بیداری ما ، دماغ شیطان را سوخت

***

سی روز «خلوص» را تبسم کردیم

در محضر دوست ، خویش را گم کردیم

گفتیم خدا و دل بریدیم از خاک

با لهجه ی آسمان ، تکلم کردیم

***

سی روز گذشت ، سی شب نورانی

بر خوانِ فرشته ، سی سحر مهمانی

سی فرصت ناب از برای توبه

تا حضرت نَفس ! را کنی قربانی

***

سی روز گذشت ، سی سحر ، سی فرصت

سی روز پرندگی ، رهایی ، رحمت

شد روزه ، ولی دل زمینگیرت را

بر سفرۀ آسمان نکردی دعوت !

***

سی روز گذشت و سی گلستان دیدیم

نقشی ز جمال حضرت جان دیدیم

از خویش برون زدیم و «یا هو» گفتیم

در آینه ی صیام  ، انسان دیدیم

***

سی روز گذشت و عشق را فهمیدیم

از حکمت آب و آینه پرسیدیم

در لیلۀ قدر ، ذکر «یاهو» گفتیم

در آینه ی سحر ، خدا را دیدیم

***

در مشهد عشق ، گرم «یاهو» بودیم

مهمان عزیز سفرۀ او بودیم

افطار به ذکر «یا رضا» وا کردیم

ما دلشدۀ «ضامن آهو» بودیم

***

سی روز گذشت و عید فطرت آمد

بوی خوش همدلی و وحدت آمد

خندید خدا و شد گلستان دنیا

ای دل شدگان ! بهار رحمت آمد

***

سی روز گذشت و سی سحر آیینه

در پرتو روزه ، صیقلی شد سینه

شد روزه و جمعه آمد و عید آمد

ای خوب ! ظهور کن در این آدینه




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/04/26 | 04:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا در عید سعید فطر


خواهم به چشمه سار دو چشمم وضو كنم

دل را به یاد تو ، ز گنه  شستشو كنم

بار دگر به درگه لطف تو آمدم

تا با سرشك و ماتم دیرینه خو كنم

من كیستم كه با تو كنم گفتگو ، مگر

رخصت دهی كه با تو دمی گفتگو كنم

من لایق محبّت تو نیستـم ، ولی

بگذار رو به آیۀ «لاتقنطو» كنم

ماه صیام رفت و نبخشی اگر مرا

من با چه رو به درگه لطف تو رو كنم

آورده ام شفیع، همه  اهلبیت را

تا از حضور تو طلب آبرو كنم

باغ دلم ز عطر ولایت صفا گرفت

دیگر كجا سزد طلب رنگ و بو كنم

تا ره به آستان تو جویم ، پناه خویش

جز درگـه حسین كجا جستجو كنم

من سینه چاك عشق حسینم به غیر عشق

این زخم سینه را به چه چیزی رفو كنم

در عید فطر عیدی خود را ز  محضرت

اخلاص در عمل، ز تو من آرزو كنم

ذكر جمیل و ناب«وفائی» است این سخن

اخلاص ده كه زندگیم را  نكو كنم




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/04/26 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید فطر


وقتی که جهان از تو توازن دارد

در فقر هم این گدا تمکن دارد

امسال دو عید فطر و جمعه با هم

در اول شوال تقارن دارد




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات با خـدا،  عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 02:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک-عید فطر


دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم

تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم

ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم

من پُست غلامیِ تو احراز نکردم

ساقی بده جامی که تو را درک نکردم

شاید که دگر میکده را درک نکردم

من لایق مهمانی ات ای یار نبودم

من قابل الطاف تو ای یار نبودم

بودم به حضور تو و انگار نبودم

در محضر تو بودم و انگار نبودم

من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای

شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای

شب های مناجات و دعا رفت ز دستم

فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم

یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم

همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم

جامانده ترین رهروِ این جاده منم من

از پا و نفس بین ره افتاده منم من

افسوس که رفته ز کفم حاصلم ای دوست

آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست

بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست

بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست

راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم

بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم

من جز تو کسی را گل زهرا نستایم

شکرانه به جا آورم از این که گدایم

با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم

تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم

بگذار سحرها به قنوت تو بمانم

مثل تو سحر ناله ی العفو بخوانم

شب های زیارت ز دل خسته دلان رفت

هم ناله شدن با نفس سینه زنان رفت

گریه ز غم قافله ی اهل جنان رفت

تا اینکه براتی ز تو گیریم زمان رفت

هرکس که از او قلب تو دلدار رضا شد

داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد

دست کرمت گر ز کسی دست نگیرد

بیچاره شود زار و گنهکار بمیرد

خوش بخت هر آنکه دلت او را بپذیرد

از لوث گنه پاک شده عید بگیرد

بر ما که فقیران ره تزکیه هستیم

عیدی بده ما مستحق فطریه هستیم

ای آن که تو صاحب به زمین و به زمانی

هستی به کنار همه و باز نهانی

فرزند رضا ضامن عشاق جهانی

ای کاش نمازی به صف فطر بخوانی

تا آنکه به دست دل تو دل بسپاریم

سر بر قدمت یوسف زهرا بگذاریم

***

با تشکر از وبلاگ امام رئوف




موضوع: عید سعید فطر،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید فطر


عید است و دلم خانۀ ویرانه، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا

یک ماهِ تمام مهیمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا




موضوع: عید سعید فطر،  مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


گذشت ماه صیام و رسید عید صیام

کنیـد یکسـره بهـر نمـاز عید، قیام

اگرچـه رفت مـه روزه و مـه تسبیح

مبارک است به اهل صیام، عید قیام

شراب کوثـر و باغ بهشت و جلوۀ یار

به روزه‌دار حلال و به روزه‌خوار حرام

بـرات عفـو بگیریـد از خـدای کریم

که گشته عفو عمومی به دوستان اعلام

هزار حیف! دریغا! چه زود پایان یافت

مهی که دست الهی به ما خوراند طعام

سلام بـاد بـه ماهی که بود ماه درود

درود باد به ماهـی که بود ماه سلام

سلام بـاد بـه ماهـی که بـود لیلۀ قدر

سلام بـاد بـه ماهـی که بـود ماه تمام

سلام باد به ماهی که از نسیم خوشش

رسید بوی خداوند، دم‌بـه‌دم بـه مشام

بـه وسعت همـه عالـم برای مهمانان

گشـوده بـود خداونـد، سفــرۀ اطعـام

ثواب روزه خودش بود؛ بهتر از این چیست؟

ز هـر کرامت و لطف و عنایت و اکرام


ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر


بگــذشت مــه روزه، عیــد آمـد و عیـــد آمد

بگذشت شـب هـجـران، معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد

معشوق تو عاشق شد، شیخ تو مرید آمد

شـد جنـگ و نظـر آمـد، شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمـد، شد قفل و کلید آمد

جــان از تــن آلــوده، هــم پاک بـه پاکی رفت

هـرچنــد چـو خورشـیدی بر پاک و پلید آمد

از لــذت جـــام تــــو دل مـــانــده بــه دام تو

جــان نیـز چــو واقـف شـد، او نیـز دوید آمد

بــس تــوبه شایسته برسنگ تو بشکسته

بـس زاهــد و بـس عابد کو خــرقه درید آمد

بــاغ از دی نــامحــرم سه ماه نمی زد دم

بـر بـــوی بــهـــار تــو، از غیــب رسـیـد آمد




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

وداع با ماه مبارک رمضان-عید فطر

 

چه زود از دست ما ماه خدا رفت

مه تسبیح و تهلیل و دعا رفت

 مه احیا مه شب زنده داری

 مه روزه مه صدق و صفا رفت

 مهی که بود از فیض و سعادت

 نفس، تسبیح و خواب آن عبادت

مه یا نور و یا قدوس و یارب

شبش از روز و روزش بهتر از شب

 خوشا آن روزه داران را که دانم

 محبت بود در دل، ذکر، بر لب

 به خلوتگاه شب اختر فشاندند

 کمیل و افتتاح و ندبه خواندند

سحر بود و مناجات و دعایش

 دعاهای لطیف و دلربایش

 خوش آنکو داشت خلوت با خداوند

 دریغ از لحظه های با صفایش

 کجا رفتند شب های منیرش

 چه شد بوحمزه و جوشن کبیرش


ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/17 | 02:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا-عید فطر


ایمان ما دو نیمه شد ونان ما دو نیم

دست من و نگاه تو یا سیّدالکریم

روحم تمام زخمی و جانم تمام درد

یک امشبم ببخش به آرامش نسیم

از شعله های روز قیامت رها شدیم

افتاده ایم باز در این ورطه ی جحیم

چیزی بگو شبیه سخن گفتن شبان

حکمی بده به سادگی حکمت حکیم

ما راهیان کوی چپ و راست نیستیم

ما راست آمدیم سر راه مستقیم

ما عاشقان شهید تو هستیم تا ابد

ما سالکان مرید تو بودیم از قدیم

برقی بگو وزان شود از سمت یا لطیف

اشکی بگو فرو چکد از ابر یا کریم

ما را ببر به رویت لبخند عید فطر

ما را بخوان به خلوت یا رب و یا عظیم




موضوع: عید سعید فطر،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/05/17 | 02:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید فطر

 

دردا كه ماه رحمت حق باز هم گذشت

با آن كه لحظه لحظه او مغتنم گذشت

درهای مغفرت به روی ما گشوده بود

مهمانی خدا به وسعت جود و كرم گذشت

شب های قدر او چه قدر با شكوه بود

ساعات غرق عفو گنه دم به دم گذشت

بر خرمن گناه من آتش كشید دوست

با آن كه دید معصیتم از رقم گذشت

دست مرا گرفت خدا و نجات داد

وقتی ز پا فتادم و آب از سرم گذشت

ای دل به هوش باش پس از ماه مغفرت

ماهی كه می زدند گنه را قلم گذشت

هر كس نبُرد بهره از این چشمه زلال

باور كنید زندگیش در عدم گذشت

در عید فطر خوان كرم چیده می شود

گر ماه رحمت و كرم ذوالكرم گذشت

یا رب به وصل دوست سروری به ما ببخش

این روزهای هجر كه با درد و غم گذشت

همسایه رضاست «وفائی» و می سرود

اوقات خوب ما همه در این حرم گذشت




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/06/9 | 07:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

عید فطر است و اول شوال

نور عشق است و شور و جذبه و حال

بهر توفیق درک ماه خداست

قلب‌ها از نشاط، مالامال

جشن قرآن و جشن غفران است

عید اسلام و روز فخر و جلال

رمضان، ای مه نماز و دعا

ای ره اکتساب فضل و کمال 

رمضان، ای گناه شوی بشر

زآن‌ همه چشمه‌های اشک زلال

رمضان، ای فضای رحمت حق

که زند مرغ دل، به اوج تو بال

رمضان، ای که روز نیمه‌ی توست

مطلع آفتاب عشق و جمال

عید مسعود زاد روز حسن

مجتبای محمدی تمثال

رمضان، ای که در شب قدرت

لطف یزدان، برون ز حد مقال

ماه غفران و ماه توحیدی

ماه قرآن و ماه احمد و آل




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

گذشت، ماه خدا و رسید، عید صیام

به هر دو باد، درود و به هر دو باد، سلام

 هزار شکر که عید صیام کرد، طلوع

 هزار حیف که ماه صیام گشت، تمام

 چه دیر ماه خدا آمد و چه زود گذشت

 چو آفتاب که یک لحظه می‌پرد از بام

 مه نیاز و نماز و دعا و استغفار

 مهی که بوی خدا می‌رسید از آن به مشام

 مه مبارک جوشن‌کبیر، رفت ز دست

 مه دعای سحر، ماه سجده، ماه قیام

 به افتتاح و ابوحمزه، دعای مجیر

 گرفته بود دل دوستان حق آرام

 سلام باد به شب‌های قدر و اعمالش

 که با خدا همه شب انس داشتیم مدام

 سلام باد بر آن لحظه‌های شیرینی

 که می‌شد از همه سو عفو کبریا اعلام

 گناهکار! ز عفو خدا مشو نومید

 که ناامیدی از رحمت خداست حرام

 به عید فطر بگیر از خدای خود عیدی

 که میهمان خدا را خدا کند اکرام

 مه مبارک ما بیشتر مبارک شد

 ز مقدم حسن، آن نور چشم خیرالانام

 امام دوم، فرزند اول زهرا

 که بود شانۀ پیغمبر خداش مقام

 به روزه‌خوار بگو خون دل خورد دائم

 به روزه‌دار گواراست عید ماه صیام

 خوشا کسی که به مهر علی و اولادش

 گرفت روزه و گسترد سفرۀ اطعام

 علی، ولی خدا، نفس مصطفی، حیدر

 که حب او همه دین است و مهر او اسلام

 خجسته نام خوشش حسن مطلع قرآن

 حدیث مدحش در لوح گشته حسن ختام

 وضو بگیر و بخوان داستان ردالشمس

 که آفتاب، به دست علی سپرده زمام

 بگو به خصم علی روزه و نماز، تو را

 شرار آتش خشم خدا شود در کام

 به روز حشر که داغ عطش به هر جگر است

 خوشا کسی که ز دست علی بگیرد جام

 مرام میثم تمار خوش بود «میثم»

 که در ثنای علی یافت عمر او اتمام




موضوع: عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/05/18 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید سعید فطر

 

حیف که ماه رمضان شد تمام

ماه دعا ماه صلات و صیام

ماه خدایی شده خود ساختن

دل ز همه شسته به او باختن

ماه پر از نور الهی شدن

خانۀ دل طور الهی شدن

شب همه شب تاب و تبی داشتیم

اشک و مناجات شبی داشتیم

ماه پر از نور الهی شدن

خانۀ دل طور الهی شدن

شب همه شب تاب و تبی داشتیم

اشک و مناجات شبی داشتیم

ماه خدا داشت چه عمر کمی

عمر کمش بود بسان دمی

ذکر خفی ورد جلی داشتیم

زمزمۀ علی علی داشتیم

روز در آغوش خدا جای ما

شب همه شب لیلۀ احیای ما

روز نفس‌ها همه بودی نماز

شب همه در ناله و راز و نیاز

روز ز سوز عطش افروختن

شب همه دم شمع شدن سوختن

نیمۀ مه هر چه سخن داشتیم

بر لب خود مدح حسن داشتیم

جلوه ز حسن ازلی داشتیم

روشنی از ماه علی داشتیم


ادامه این شعر

موضوع: عید سعید فطر،  مناجات با خـدا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/06/7 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-عید فطر

 

دلخسته خدا خدا خدا می کرد

یک ماه  برای تو  دعا  می کردم

هرجمعه ی ماه رمضانی که گذشت

تا وقت اذان   تو را  صدا   می کردم

سی روز به عشق دیدنت  آقا جان

من روزه خود به اشک وا می کردم

در هر شب قدر وقت احیا ارباب

با یاد شما حال  وصفا می کردم

ای کاش نماز عید فطر خود را

در پشت سر تو اقتدا میکردم

افسوس چنین نشد ومن فهمیدم

یک ماه برای خود  دعا می کردم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  عید سعید فطر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/06/21 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.