حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ای كه جز خانه تو خلوت ما نیست كه نیست

هر چه گشتیم دراین میكده جا نیست كه نیست

من كه جز نام تو نامی نشنیدم بی شك

جز صدای تو در این دهر صدا نیست كه نیست

كاسه ای اشك و دو جرعه نفسی با یادت

شهر ما را به جزاین آب و هوا نیست كه نیست

صبح در شهرتو یك مشت گدا آمد و شب

هرچه گشتیم ندیدیم،گدا نیست كه نیست

بسكه اخبار غدیرت همه جا پیچیده است

خبری جز خبرت هیچ كجا نیست كه نیست

بر جهاز شتران حرف پیمبر این بود

دست بالاتراز این دست خدا نیست كه نیست

آنكه محمود صدا كرده صدا باید زد

و فقط بوسه به دستان خدا باید زد

باید این خطبه میان همگان پخش شود

سینه سینه ضربان در ضربان پخش شود

باید این چشمه كه امروز به راه افتاده ست

مثل رودی كه بود در جریان پخش شود

چون نسیمی كه شده پیك بهاران خدا

این خبر از پدران در پسران پخش شود

مادرم خواست كه با شیر محبت دادن

نمك عشق تو در هر شریان پخش شود

چهارده قرن گذشته است ولی جا دارد

خبرش صدر خبرهای جهان پخش شود

این خبر را به مؤذن برسان تا هر روز

بر سر مأذنه مابین اذان پخش شود

از شبم كاش نگیری نفسی ماه مرا

أشهد أن علیً ولی اللهِ مرا

 ما كه عمری دل در عشق اسیری داریم

چه غم از آتش دوزخ كه مجیری داریم

روزی ام را در این خانه نوشته است خدا

بی سبب نیست كه چشم و دل سیری داریم

راست گفتند كه راه تو به خورشید رسد

چه كسی گفته جز این راه مسیری داریم؟

آب نه عین سرابند پس از تو"أدیان"

ما فقط آب در این خاك كویری داریم

همه دیدند پیمبر چه وزیری دارد

همه گفتند از این پس چه امیری داریم

بعد هر یاعلی ام زمزمه یازهراست

بهتر از این چه مراعات نظیری داریم

همردیف دل دریا كه به غیر از دریاست

بهترین قافیه خانه مولا زهراست

سفره را باز كن ای شاه گدا آماده ست

به یتیمان بگو امروز غذا آماده ست

سوره مائده نازل شد و ما فهمیدیم

لب این بركه غذای دل ما آماده ست

چه غدیریست،چه عیدیست،برای بخشش

بیشتر از همه اعیاد،خدا آماده است

اختیار سر ما دست دو ابروی تو هست

بكِش آن تیغ دو دم را كه منا آماده ست

دردم این است كه ای خواجه مرا دردی نیست

ورنه در دست طبیبانه دوا آماده ست

باز هم بوی محرم همه جا را پر كرد

هر كه دارد هوس كرببلا آماده ست

ای كه بر دشمنی ات بغض وحسد گشت شریك

پسرت گفت: گناهم؟، همه گفتند :أبیك



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


طبع من نذر نگاه پهلوان روزگار

عاشقش هستم قرار از سینه ام برده نگار

آمده شیر خدا در بیشه دنبال شکار

می گذارد دشمن مولای ما پا به فرار

گوش کن در آسمان پیچیده صوت کردگار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

انبیا مکتب نشین درس تفسیر علی

شور بر پا می کند در جنگ تدبیر علی

باز غوغا می کند هوهوی شمشیر علی

خیل ابن عَبدُوَدها شد زمینگیر علی

جان عالم نذر تو ای تک یل دلدل سوار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

جبرییل آمد کنارت چهره ای تابان گرفت

حال میکاییل با دیدار تو سامان گرفت

قلب اسرافیل با تو نوری از ایمان گرفت

پای تو جان داد عزراییل و از نو جان گرفت

ذکر لب هایم شده شب تا سحر دیوانه وار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

سحر شیطان در میان سینه ها باطل شده

نعمت نور ولایت شامل هر دل شده

آیه ی "الیوم اَکمَلتُ لَکُم"نازل شده

دین حق با بودن حب علی کامل شده

در غدیر خم نوای شیعیان شد آشکار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

باده های اشک هستیم و اسیر خُم شدیم

تشنه ی فیضیم و هر شب هم مسیر خُم شدیم

روز پیمان آمده پیمانه گیر خُم شدیم

شیعیان ساقی روز غدیر خُم شدیم

برلب ما یکصد و ده مرتبه با افتخار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

از همان روز ازل از "لوکَشَف"بخشیده ای

با نگاهی به وجود من شرف بخشیده ای

گوهری تابان به اعماق صدف بخشیده ای

خواب دیدم که به من "دُرِّ نجف"بخشیده ای

شورشیرین تمام عاشقانه سر به دار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

نام تو می آید و روحم هوایی می شود

یاعلی می گویم و جانم خدایی می شود

گوشه چشمی کن دل ما کیمیایی می شود

باتو آجرهای ایوان هم طلایی می شود

خیر و برکت می رسد از چشم هایت بیشمار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

رو به درگاهت قنوتی از دعا آورده ام

بر سر سجاده بغض بی صدا آورده ام

هرکجا رفتم فقط نام تو را آورده ام

من سلامی محضر تو از رضا آورده ام

شیعه ی ایرانی ام دلبسته ی عشق تو یار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

یاعلی در سینه ام شوق زیاد اربعین

می برد هوش از سر من باز یاد اربعین

ازدحام و موکب و زوار و جاده...اربعین

از نجف تا کربلا پای پیاده اربعین

آخرش جان می دهم در سایه ی این انتظار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

ذکر یا حیدر شده ذکر لبان ما همه

شافع تنهایی ما در میان محکمه

افضل الاذکار بانوی دو عالم فاطمه

نام مولایم علی پیچیده بین علقمه

شد رجزهای ابوفاضل میان کارزار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

لطف تو بوده اگر با روضه همدم می شوم

در حسینیه دوباره مات پرچم می شوم

ذره ذره از تو لبریز از خودم کم می شوم

تو بگو که مُحرم ماه محرّم می شوم

روضه های تو برای ما شده دارالقرار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

سر جدا شد حدّاقل پیکری مانده هنوز

گوشه ی گودال جسم پرپری مانده هنوز

همگی رفتند اما مادری مانده هنوز

پیش زهرا تکه های حنجری مانده هنوز

ناله از دل می زند زهرا درون نیزه زار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت

فردوس به خاک بوسی صحرا رفت

فر یاد فلک به " اِکفِیانی " برخواست

تا دست محمد و علی بالا رفت

***

رسول خدا(ص)فرمودند:

والله قسم که سوره ی " والعصر " درباره ی علی نازل شده

 (خطبه غدیر)

 

 "والعصر" که آیه آیه ی آن به علی

می خورد قسم ، به دین به قرآن به علی

" اِنسانَ لَفی خُسر " بود دشمن او

باید که بیاوریم "ایمان"  به علی

***

سرچشمه ی روشن حیات است غدیر

عطر ملکوت صلوات است غدیر

گرچه به بلندای شکوهش نرسیم

کوتاه ترین ، راه نجات است غدیر

 

***

امروز ، تمام کافران مایوسند

در شعله ی کینه های خود محبوسند

گفتند : گلوی برکه را میگیریم

دیدند ... که غرق در دو اقیانوسند

***

چون ماه ، به نور مهر ، وارث باشیم

چون کوه ، در امواج حوادث باشیم

شکرانه ی این  تجلی نعمت  را

در  " نِعمَتِ رَبِّکَ فَحَدِّث " باشیم

***

چون صبح الست ، عهد دیرینه گرفت

قرآن مجسم ، به روی سینه گرفت

فرمود : علی از من و ، من از علی ام

آیینه  به روی دست  آیینه  گرفت



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


خمار جام غدیرم شراب می خواهم

طهوری از نفس بوتراب می خواهم

جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم

سلام می دهم آقا جواب می خواهم

«سلام ساقی کوثر، سلام قرص قمر

زمین که لطف ندارد از آسمان چه خبر؟! »

خوشست خلوت اگر یار یار من باشد

چه خوب می شود اینجا کنار من باشد

تمام عمر علی سایه سار من باشد

به روز واقعه، او افتخار من باشد

اگر نگار من امروز لب فروش شود

دکان میثم شعرم رطب فروش شود

ابوتراب، که کارش تراب پروری است

شعاع ماه رخش آفتاب پروری است

دو وزن ابروی او شعر ناب پروری است

نگاه ساقی کوثر شراب پروری است

«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند»

دوباره وقت کرم کاسه ی نیاز شدن

در آستان طلوعش چو غنچه باز شدن

به شوق بوسه به دستش ترانه ساز شدن

به روی دوش همه اشتران جهاز شدن

بدان امید که ذی الحجّه در هوای علی

شویم منبر و باشیم زیر پای علی

غدیر برکه ی مستی بی حد است، علی

حدیث روز ولایت زبانزد است، علی

کتاب ناطق و قرآن ایزد است علی

علی محمد و اصلآ محمد است علی

پس از رسول علی مقتدای اسلام است

پسر عموی رسالت، صدای اسلام است

علی برای رسالت دلیل خواهد شد

ولایتش گهری بی بدیل خواهد شد

محبّ حضرت حیدر خلیل خواهد شد

کسی که دشمن او شد، ذلیل خواهد شد

علی خلاصه ی حمد است، ناسپاس نشو

نباش یار معاویّه، عمر و عاص نشو

کسی که پای قیامش، سجود باید کرد

هنوز در پی کشفش، شهود باید کرد

در آسمان نگاهش صعود باید کرد

به پادگان ولایش ورود باید کرد

کنار برکه ی ایمان دوباره جام شده است

به امر عالی اعلا، علی امام شده است

قلم فروش، دریغا غزل شناس شده

مگس نشسته به کندو، عسل شناس شده

عدم مقام گرفته ازل شناس شده

و آنکه جنگ نکرده، جمل شناس شده

کسی که بر سر این راه شاخص است علیست

که هست حقّ و مع الحق، مشخص است علیست

شما که از دل جبهه خبر نداشته اید

برای کشتن فتنه جگر نداشته اید

خراش مختصری نیز برنداشته اید

به هر چه غیر خدا کم نظر نداشته اید

شنیده اید علی یک تنه سپاه شده؟

برای ماندن اسلام جان پناه شده؟

شنیده اید علی سوره تکاثر بود

تهی از آنچه شمایید و از خدا پر بود

نگاه او به دو عالم پر از تدبّر بود

و درک او بخدا خارج از تصوّر بود

کسی به غیر علی این همه کمال نداشت

میان سینه ی خود چشمه ای زلال نداشت

چه اشتباه بزرگی ز دستتان سر زد

چه زود عهد غدیر از خیالتان پر زد

به قلب های شما دست شرک منبر زد

سپاه کفر طنابی به دست حیدر زد

همین که جمع پلید سقیفه شور گرفت

برای کشتن زهرا مغیره دور گرفت

 



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


خاک بودیم و یاعلی گفتیم

جان گرفتیم تا علی گفتیم

ما به ربی که روحمان بخشید

همگی یکصدا علی گفتیم

در قنوت نماز روز ازل

ربنا آتنا علی گفتیم

"یا علی" ذکر اعظم حق را

مصطفا گفت، ما علی گفتیم

روز خندق همین که جبراییل

نعره زد "لا فتی" علی گفتیم

این "علی" من "علی" ولی خداست

ذکر سبحان ربی الاعلی است

شیر پروردگار شد حیدر

شاه دلدل سوار شد حیدر

قدرت الله عرصه های نبرد

صاحب ذوالفقار شد حیدر

آن که "فی الفتنه" هست "عین الله"

چشم شیطان درآر شد حیدر

در شب توطئه علیه رسول

یاور جان نثار شد حیدر

مهر و قهر خداست این مولا

قاسم نور و نار شد حیدر

حک کن ای عرش، روی لوح بصر

ها علی بشر، فکیف بشر

روز محشر نوشته بر میزان

بغض او کفر، حب او ایمان

می درخشد چو ماه در محشر

مومن مرتضی علی عنوان

مژده دادند می رود به بهشت

شیعه ی او علی علی گویان

نغمه ی درب جنت است "علی"

لب حورا به اوست دُر افشان

در مقام مدیحه خوانی او

جبرییل است مرغ خوش الحان

حق خدا، حق علی و حق یاهو

وحده لا علی الا هو

می نویسم قیامت است غدیر

محک نار و جنت است غدیر

کافران را شقاوت است و هلاک

مومنان را سعادت است غدیر

همچو قرآن به ظالمین ضرر و

شیعه را خیر و برکت است غدیر

شیعه یعنی علی ولی خداست

امتداد رسالت است غدیر

برکه ای در دل کویر که نیست

چشمه سار ولایت است غدیر

دین بدون علی کمیت نداشت

وای اگر شیعه اهل بیت نداشت

شیعه باید علی نگر باشد

حیدری وار در خطر باشد

شیعه باید چو مالک و بوذر

دشمن هر چه فتنه گر باشد

شیعه باید سقیفه بازان را

مانع راه و دردسر باشد

شیعه باید شبیه فاطمه بر

رهبر خوشتن سپر باشد

شیعه باید که در دفاع ولی

خود حریف چهل نفر باشد

شیعه با رهبرش "وفا" دارد

ذکر "نفسی لک الفدا" دارد

نوکر مرتضی شدن خوب است

در وجودش فنا شدن خوب است

قنبرش بودن آرزوی همه است

فضه ی این سرا شدن خوب است

پشت درب غریبی حیدر

یار خیرالنسا شدن خوب است

ای گنه کار شرمسار اینجا

حر کرببلا شدن خوب است

پیکری داد زد ته گودال

پای دین سر جدا شدن خوب است

پیکری داد زد که... آه... نیا!

برو زینب ... به قتلگاه نیا!



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


دنیا به پیش چشم فلك ،سر به زیر شد

یعنى شكوه عرش خدا بى نظیر شد

وقتى عطش میان بیابان نفس كشید

هر سنگریزه، تشنه یك "یامُجیر"شد

باران عشق در دل صحرا ظهور كرد

تا آن بهار گمشده سهم كویر شد

روزى كه خنده بر رخ آیینه نقش بست

سرمنشأ دوباره خیر كثیر شد

واشد تمام پنجره ها سمت بركه اى

آیینه اى كه قسمت "یومُ الغدیر" شد

بر منبر عظیم ولایت كه تكیه داد

خورشید در قلمرو نورش حقیر شد

مردى پر از طراوت باران و شور عشق

در محضر تمامى خلقت، وزیر شد

در جشن آسمانى اكمال دین حق

آیینه دار سبز رسالت،امیر شد

"یومُ السُّرور"، روز تولاى حیدر است

ناد على بخوان كه فضا دلپذیر شد

مولاى دین ،طلوع امامت مبارك است

از نور توست ،ماه ولایت منیر شد



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر


گر جمع شود غم  به دلم...یک دنیا

 افتد گره گر به مشکلم...یک دنیا

تا مهر علی به سینه دارم غم نیست

 گر صف بکشد مقابلم ... یک دنیا

***

تو دین مرا اگر چه یاری کردی

در مکتب عشق جان نثاری کردی

ابلاغ ولایت علی گر نکنی

انگار نه انگار که کاری کردی

***

باید که به مومنین پیامم برسد

بر جمله ی مسلمین پیامم برسد

آن روز به حاضرین پیمبر فرمود:

باید که به غائبین پیامم برسد

***

گر دم ز ولایش نزنم می میرم

گر پر به هوایش نزنم می میرم

در هر نفسی علی علی می گویم

یک لحظه صدایش نزنم می میرم



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


لب تشنه به برکه ی غدیر آمده ایم

با شوق، به محضر امیر آمده ایم

ما چشم به راه دست بیعت هستیم

هر چند هزار سال، دیر آمده ایم



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


مانده ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد

یا مالک و سلمان و قنبر را نگه دارد

وقتی پیمبر با ولیِّ خود به بالا رفت

باید دو دستی باد، منبر را نگه دارد

باید کسی مثل پیمبر در زمین هم نه

در آسمان دستان حیدر را نگه دارد

دست نبی دست ولی را می برد یعنی

نام علی نام پیمبر را نگه دارد

عید غدیر خم پس از حج معنی اش این است

باید که حاجی دور آخر را نگه دارد

یعنی بگردد دور تو حاجی پس از حجش

تا حد عیدُاللهِ اکبر را نگه دارد

نامت جنون خیز است حق دارد مؤذن هم

وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد

خوشبخت هرکس داشت بیعت باعلی اما

خوشبخت تر آن کس که حیدر را نگه دارد

مثل همیشه در نبود حضرت زهرا

باید که مولا سهم کوثر را نگه دارد

ای کاش آن بادی که بالا داشت منبر را

لطفی کند این مرتبه در را نگه دارد

این شعر دارد می رود در مقتل آن جا که

مانده چگونه شمر خنجر را نگه دارد



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


هو میکشیم جامِ علی را بیاورید

امشب مِیِ مدامِ علی را بیاورید

ترسم بنایِ میکده زیر و زبر شود

ای وای اگر که نام علی را بیاورید

بینِ مزار هم کفن خویش می درم

یک بار اگر سلامِ علی را بیاورید

بازارِ شاعران و ادیبان بهم زنید

یک واژه از کلامِ علی را بیاورید

جبریل هم رسیده گره هاش وا شود

آقای من غلام علی را بیاورید

موسی نی ایم قصه اگر لن ترانی است

یک جلوه از تمام علی را بیاورید

ما را خمار باده نوشتند باعلی

ما را حلال زاده نوشتند باعلی

گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد

اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه  باید پیمبرش

این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد می کند و وقت رفتنش

یک کاسه آب حضرتِ زهرا بیاورد

یک دَم بس است از دو دَمِ ذوالفقارِ او

تا حالِ صد سپاه کمی جا بیاورد

اُفتاده از نفس ملک الموت می رسد

تا ذوالفقار محضرِ مولا بیاورد

وقت نبرد اوست و جبریل آمده

تا دستمالِ زردِ علی را بیاورد

یکدم سرِ سپاهِ عرب می زند علی

ای نازِ ضربِ شصست عجب می زند علی

مست است هرکه نعره ی او شورِ یا علیست

مرد است هرکه قبله ی او مرتضی علیست

حجش قبول هرکه به ایوان طلا رسید

بختش بلند هرکه گره خورده با علیست

معراج رفته بود ببیند خدا کجاست

معراج دید و گفت ببین تا کجا علیست

گفت از علی مع الحق و از حق مع العلی

من مانده ام علیست خدا یا خدا علیست

ظهر غدیر نقشِ عقیقِ رسول شد

مولا علیست تا که خدا هست تا علیست

ما شاهرگ به پای علی میزنیم شُکر

شرحِ تمام غیرت ما خونِ ما علیست

شکر خدا که حرمت میخانه داشتیم

عمریست با علی سر دیوانه داشتیم

بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است

بالای آستانِ نجف نام فاطمه است

حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است

سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است

این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست

هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است

فهمیده ام که روزی این شهر دست کیست

دیدم به هر دکانِ نجف نامِ فاطمه است

جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است

ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است

ما را علی به فاطمه اش هدیه داده است

بر برگه ی امانِ نجف نام فاطمه است

سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است

انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ای اهل عالم روز بیعت با امیر است

در این بیابانی که نام آن غدیر است

گفتا نبی هر کس که من مولای اویم

بر او علی بن ابیطالب امیر است



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


لعنت به هر که غیر تو را برگزیده است

یعنی فضایل تو علی جان ندیده است

افشا شده است سر همه واصلان حق

از تو رسید هر که به جایی رسیده است

افتادن به پای تو شد رمز سروری

شد سربلند هر که به پیشت خمیده است

هر کس عصا گرفت که موسی نمی شود

هر مدعی که میوه ی طوبی نچیده است

بر کفر دشمنان تو تردید کی کند

هر کس کمی ز مزه ی ایمان چشیده است

بدر وحنین و خیبر و احزاب جملگی

نقش شجاعت تو به عالم کشیده است

از برکه ی غدیر خمت تا ابد علی

بر نه فلک نسیم ولایت وزیده است

بعد از نبی مسیر هدایت فقط تویی

گمراه می شود ز تو هر کس بریده است

حب تو را به جنت الاعلی نمی دهد

هر کس که عشق ناب شما را خریده است

آخر چه می شود که نگاهی به من کنی

حالا که اشک شوق ز چشمم چکیده است



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


از خم غدیرخم ، می ناب بزن

مهر علوی بر دل بیتاب بزن

هرگاه که شد ،بسته به رویت درها

برخیز و در خانه ی ارباب بزن

***

ای دل به هوای حضرت صاحب باش

دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف

دلخوش به علی ابن ابی طالب باش

***

توحید،  ولایت علی می باشد

اسلام،  محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی

در سایه ی خدمت علی می باشد



موضوع : عید غدیر، 
جمعه 1396/06/17

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


همراه با پیامبرِ آخرالزمان

راهیِّ  حج شدند گروهی ز مومنان

بعد از  طواف کعبه پس از حجه الوداع

کردند رو به سمت وطن کاروانیان

بعد از دوراه  جُحفه کنار غدیر خم

فرمود مصطفی که بمانند  حاجیان

آنجا سه روز ماند ، که حجاج سر رسند

پیچید این خبر همه جا بین این و آن

انگار در میان خبری هست کاین چنین

باید رسد به گوش تمام جهانیان

در گوشه گوشه ، زمزمه ها بر زبان علیست

نجوای حاجیان زکران تا کران علیست

روز غدیر ، هجدهِ ذیحجه الحرام

جبریل عرضه داشت که پیغمبرِ کرام

من حامل پیام مهمی ز  خالقم

فرموده خالقت برسانم به تو سلام

پس ای رسول ، بَلِّغ ما أَنزلَ الیک

خواهی اگر رسالت خود را کنی تمام

باید به گوش خلق رسانی پیام را

وابسته است دین خدایت به این پیام

بر روی منبرت به همه حاجیان بگو

حیدر پس از من است به خلق خدا امام

آری علی همیشه بلند است رایتش

اسلام ، ناب نیست مگر با ولایتش

شد وحی نازل از طرف حیِّ داورش

وقتی تمام شد سخنش با پیمبرش

دهها هزار حاجیِ برگشته از سفر

گِرد آمدند دسته به دسته به محضرش

حضرت اشاره کرد به اصحاب خویشتن

آماده با جهاز شتر گشت منبرش

همراه با وصیّ و پسر عمِّ خود علی

طی کرد پله ها به قدوم مطهرش

آنگاه رو به جانب حَضار کرده و

بالا گرفت پیش همه دست حیدرش

این است یک خلاصه ای از خطبۀ غدیر

حیدر به خلق اول و آخر بود امیر

جانم علی چه قدر و جلالی چه عزتی

چه شأن و جایگاه رفیعی چه شوکتی

اسلام با ولایت او یافته کمال

چه جاه و مرتبه ، چه کمال و فضیلتی

این کیست که به خاطر روز ولایتش

فرموده کردگار که اتممتَ نعمتی

از شیعه بودنم به خودم فخر می کنم

روحم جلا گرفت شنیدم روایتی

پیغمبر گرامیِ اسلام گفته است

یومٌ غدیر ، أَفضلُ أعیادِ أُمتی

آگاه باش روح عبادات حیدر است

سر منشأ تمام کرامات حیدر استِ

مولای خلقِ اولی و آخرین علیست

میزان علیست شاخص و معیار دین علیست

دین را قوام اوست صلاة و صیام اوست

آرام جان و مرشد روح الامین علیست

حجی که رفته اید و طوافی که کرده اید

بی اختیار دورِ وجود همین علیست

تنزیل آیۀ فَتبارک به شأن اوست

اوج هنر نمایی جان آفرین علیست

پروردگار بر همه حجت تمام کرد

یوم الابد امیر همه مؤمنین علیست

حق ریخته تمام جهان را به پای او

جان تمام عالم و آدم فدای او

ما را  زِ سمت حضرت صاحب زعامت است

حج از فروع دین بُود اصلش امامت است

ممنوعمان کنند ز حج ، با علی چه باک

این کارشان نتیجه اش اشک ندامت است

آل سعود بابت ظلمی که کرده است

محکوم به فنا و قبول غرامت است

با چشم دل اگر که ببینند  شیعیان

اوضاعِ آلِ خدعه به سوی وِخامت است

دشمن بیا نجف که ببینی طواف را

حج نیست جلوه ای زِ نُشورِ قیامت است

آل سعود این همه مُهمَل به هم نباف

کعبه به دور حیدر ما می کند طواف



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


خورشید طلوع کرده از لبخندش

نور است و هزار  رشته در پیوندش

دیدند در آسمان دستان رسول

دست علی است و یازده فرزندش

***

در آینه مهر و مه ، شکوفایی کرد

دستان علی ، بلند بالایی کرد

آن روز خداوند ، خودش از مردم

با سوره ی " مائده " پذیرایی کرد

***

جبرییل مکرر این صلا را سر داد

بلغ ،  بلغ ،   ندا  به   پیغمبر داد

فرمان خداست بر سر دست بگیر

آن دست که در رکوع انگشتر داد

***

گل نغمه ی سرپرست  بر می آید

این جوش خم از الست بر می آید

شق القمری دوباره ، یا  رد الشمس

هر کار از این دو دست بر می آید

***

باید که هزار رفت و آمد بشود

باید که مبلغش   محمد   بشود

باید که علی به جانشینی برسد

این خواسته ی خداست  باید بشود

***

بر دست نبی آیت انوار خداست

جبریل مدیحه خوان ، کرار  خداست

فرمود علی ابوتراب است  ولی

همسایه ی دیوار به دیوار خداست

***

بتخانه ی شرک را  شکستی ای دست

بر خندق جهل ، راه بستی ای دست

هر جا که نشان "فوق ایدیهم" بود

معنای "ید الله " تو هستی ای دست

***

در سجده ی شکر آفتاب افتاده

جای قدم ابوتراب   افتاده

عمریست که از حلاوت  نام علی

حتی دهن کویر آب افتاده



موضوع : عید غدیر، 
چهارشنبه 1396/06/15

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

تا عشق ، به سرزمینِ دل غالب شد

معشوق ، علی بن ابیطالب شد

تا کلّ جهان عاشقِ این عشق شوند

تبلیغِ غدیر خم به ما واجب شد



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1395/06/29

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


اسلام چون کودکی بود در اول راه مانده

مانند ماهی هلالی در اول ماه مانده

خورشید اما درآمد با ماه بر منبر آمد

امروز اگر ماه کامل بر بام درگاه مانده

ظهر است و آن آبگیرش آری غدیر است و شیرش

دیگر چه باک است اگر دشت در مکر روباه مانده

گشتیم و جز او ندیدیم گشتیم و دیگر نگردید

غیر از علی هیچ کس نیست تا این زمان شاه مانده

از دشمنانش نمانده است غیر از تباهیّ و از او

هذا علیٌ کنار من کنتُ مولاه مانده

هم عادِ عاداه خوانده هم والِ والاه دیده

هرکس که بیراه رفت و هر کس به دلخواه مانده

ایراد کوتاهی ماست تقصیر گمراهی ماست

خرما اگر بر نخیل و دستی که کوتاه مانده

ما آسمان را ندیدیم تنها سلونی شنیدیم

از کوه بالا نرفتیم از ما فقط کاه مانده

بسم اللهِ سوره ی ناس قدر است و ما قدرنشناس

گوشی نماند و صدایش عمریست در چاه مانده

عصر از غدیرش گذشتیم شب شد به چاهش کشیدیم

زآن شب نمانده است چاهی زآن شب ولی آه مانده



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1395/06/29

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر-منتظر محرم


از روز ازل به ما دو زمزم دادند

با عشق على شور دمادم دادند

هر چند غدیر زاده هستیم ولى

ما را پر و بال در محرم دادند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر-بصیرت


مقام معظم رهبری :

غدیر ، کربلای عوام بود و کربلا ، غدیر خواص ... در غدیر با آن که بیعت گرفته شد "جفا" شد و در کربلا با آن که بیعت برداشته شد "وفا" شد.



بشنوند این پیام،آنانکه:

پیروان تشیّع نابند

تندروها بس است برگردند

کندروها خوش است بشتابند

***

این پیام غدیر بشنو ، تا

بعد ذکر بلی (بلا) نگوئی لا

کربلای عوام بود غدیر

هم غدیرِ خواص کرب‌وبلا

***

عهد سست غدیریان بنگر

که پس از بیعت آن جفا کردند

در عوض یکدلان عاشورا

پای کار آمده وفا کردند

***

باخت خود را عوام, با اینکه

در غدیر آنهمه رجز خواندند

لیک اندک خواص عاشورا

یا علی گفته , با علی  ماندند

***

بشناسیم موقعیت خویش

تو و من فی امورهم شورا

چیست تدبیرمان به روز عمل

در غدیریم , یا که عاشورا؟!

***

در غدیریم اگر , پس از بیعت

پاک و بی شبهه با علی باشیم

یا اگر باز کربلائی هست

عامل قول یا علی باشیم

***

کاروانها بایستند همه

کز بر حق سفیر آمده است

بر رسول خدا بگو تبریک

روز عید غدیر آمده است



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


اینجا گرفته‌ست مردی بر روی دست آسمان را

مردی که در قبضهٔ خود دارد تمام جهان را

آورده با ذوق سرشار در پیش چشمان مردم

تصویر زیبایی از این منظومهٔ بی‌کران را

در هالهٔ روشن وحی با قلبی آکنده از مهر

آیینه بر دوش دارد این‌بار باری گران را

در جشن «من کنت مولاه...» آیینهٔ نور کرده‌ست

لبریز از روشنی‌ها چشمان پیر و جوان را

با شور و حالی فراگیر در امتداد رسالت

جبریل در حلّه نور آورده این ارمغان را

باید علی بود و فهمید باید علی بود و حس کرد

در آسمان حقیقت تکبیر افلاکیان را

همراه بارانی از گل ای دشت شور و بشارت

در برکه جاری کن امروز تصویر رنگین‌کمان را

گویا نوای بلال است... آری! که با عطر مولا

بر آسمان می‌فشاند گل نغمه‌های اذان را



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1395/06/29

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


صحرا به صحرا باد و توفان موج می زد

آنجا بیابان در بیابان موج می زد

با پشته های ماسه ی در شن نهفته

مغرور تر از قله ی در ابر خفته

کوهان به کوهان اشتران کوه جاری

سُم بر زمین می کوفت باد نو بهاری

روی ترک های زمین خشک ریشه

خورشید می بارید مانند همیشه

آشوبی از دریا فراتر داشت صحرا

انگار شوری تازه در سر داشت صحرا

ناگاه شد آیینه ای از نور پیدا

گرد و غبار کاروان از دور پیدا

آنک ندا آمد رسول عشق برخیز

برخیز و شوری تازه در عالم برانگیز

امروز  خُم ها سر به سر مست تو افتاد

تکمیل دین عشق در دست تو افتاد

دین خدا را تا نماند پرس و جویی

باید بگویی آنچه را باید بگویی

هر چند بعد از این تو را دیوانه خوانند

ننوشته مکتوب تو را هذیان بدانند

هر چند نامردان لباس قهر پوشند

فرزند صلح و آشتی را زهر نوشند

هر چند بعد از تو دل از دلبر ببرّند

خون خدا را تشنه تشنه سر ببرّند

هر چند دینت را سر نیزه بجویی

باید بگویی آنچه را باید بگویی

در نشوه خیزی که زمین مست آسمان مست

ساقی و سقا بر بلندا دست در دست

دستی که با آن در ازل گل می سرشتند

دستی که لوح عشق را با آن نوشتند

دستی که راز کنتُ کنزاً مَخفیا بود

روزی که الرّحمن علی العَرش استوی بود

دستی که ابراهیم را در آستین بود

دستی که بت ها را شکست آری همین بود

دستی که هر شب کفش پاره وصله می کرد

دستی که خیبر را به زانو در می آورد

دستی که گرچه با سکوت چاه پیوست

در روشنای شمع بیت المال ننشست

دستی که بوی غربت و نان و رطب داشت

دستی که دل در پرسه های نیمه شب داشت

دستی که همپای رعیت بیل می زد

اما قنوتش طعنه بر جبریل می زد

دستی که شهر علم را دروازه وا کرد

گویی"سحر بلبل حکایت با صبا کرد"

دستی که از اوج ید اللهی می آمد

دست خدا دست علی دست محمد

امشب "شب وصل است و طی شد نامه ی هجر"

آری "سلامٌ فیه حتّی مَطلع الفجر"



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1395/06/29

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


اتّفاقی نبود می دانم، اتّفاقی که در غدیر افتاد

دست مولا به سمت بالا رفت،سرِ نامردها به زیر افتاد

همه دیدند عشق در کار است، دست بالای دست بسیار است

همه دیدند اشک را وقتی سر زد از گونه امیر افتاد

چه قدر ردّ پا که رفتند و باز از نیمه راه برگشتند

بس که رفتند و بس که برگشتند چین به پیشانی کویر افتاد

از بیابان گذشت لبّیکی که به طرزی عجیب کوفی بود

آن قدر آشنا که در کوفه، لرزه بر کاسه های شیر افتاد

دست خود را گذاشت بر زانو روی پایش بلند شد برکه

عاقبت دستِ دست گیر علی توی دست غدیر گیر افتاد



موضوع : عید غدیر، 
یکشنبه 1395/06/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


آتش گرفت هرکه مِی از این سَبو کشید

دیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشید

مدحِ تو را نمی شود آسان سرود و گفت

باید که دست یکسره از آبرو کشید

آئینه ای گرفته خدا در مقابلش

فرمود یا علی و تو را مو به مو کشید

خود را که دید عینِ خودش را ظهور داد

یک یا علی و یکصدوده بار هو کشید

ما را رها نمیکند آن قوسِ اَبروان

باید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشید

ای شاه بیتِ عشق وزیزی مبارکت

بسم اله ای امیر امیری مبارکت

ما باختیم پیش تو دارو ندار باز

ما را نوشته‌اند از اول قُمار باز

دستِ حسن حسین و اباالفضل تیغِ توست

 این خانواده اند همه ذوالفقار باز

وقتی که چرخ میزند این تیغ رحم کن

خورشید را که در نرود از مدار باز

پیداست از حرارتِ لا سیف گفتنش

جبریل دیده است کمی تار و مار باز

چشم تو است جامع الاضدادِ اهلبیت

وقت سلام رحمت و وقت شکار باز

تا پیش چشم فاطمه حیدر بلند شد

روحی لک الفدایِ پیمبر بلند شد

نقش تو بود و تیشه ی پیکر تراش ها

یاد تو بود در سَرِ مرمر تراش ها

از در شروع شد و همه ی قلعه را شکست

دستِ تو بود و حیرتِ خیبر تراش ها

حجاج در طواف تو حلاج می شوند

قربانیان خانه ی تو سر تراش ها

مولا تویی به بیعتِ بیعت شکن چکار

مولا تویی به رغم...سه سرور تراش ها

بر چشم ابرویت چقدر خوش نشسته است

انگار داده اند به خنجر  تراش ها

از هرچه دیده ام حرمت آشناتر است

ایوان طلای شاه نجف دلرباتر است

از ابرِ خشک لطفِ تو باران در آوَرَد

چشمت چقدر جان دهد و جان در آوَرَد

تو آمدی به جلوه که پروردگار هم

خود را چنین به قامتِ انسان در آوَرَد

دست تو کافی است به خرمای تازه ای

از بت پرست حضرتِ سلمان در آوَرَد

ما با علی علی همه ی عمر زنده ایم

ما را به رقص ذکرِ علی جان در آوَرَد

عباس مثل کیست که اصلا نیاز نیست

تیغ از غلاف در دل میدان در آوَرَد

رحمت به مادرم که به ما گفت یاعلی

یا مظهرالعجائب و یا مرتضا علی

ما را بهار ساخته ای زَمهَریر نه

ما را بهشت کرده ای اما کویر نه

ما کعبه را بدونِ علی سنگ دیده ایم

این کعبه است قبله،ولی بی امیر نه

روزِ تولد و همه ی عیدهایمان

شاید زِ یادمان رَوَد اما غدیر نه

وقتی گدا رسید و به این خانه حلقه زد

برگشت از سرایِ تو اما فقیر نه

از آب هم مضایقه کردند در منا‌

سیراب دیو و دَد همه...طفلِ صغیر نه

این خانواده بیش و کمش فرق میکند

*اصلا حسین جنس غمش فرق می کند*



موضوع : عید غدیر، 
یکشنبه 1395/06/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


همی گویم و گفته ام بارها

بوَد کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر

بُرونند زین جرعه هشیارها

اگر عقل آید به میدان عشق

کشد کارش آخر به انکارها

خوشا مثل سلمان مسلمان شدن

خوشا جذبه ی حالِ تمّارها

من و جبرئیل و تو دیوانه ایم

علی کرده بسیار از این کارها

من امشب خماریِ او میکشم

صدو ده نفس ذکر هو میکشم

اگر تیشه ها بُت تراشیده اند

اگه کعبه را هم پرستیده اند

اگر آسمانها زمین خورده اند

اگر مهر و خورشید تابیده اند

اگر تاکِ انگورها پخته اند

اگر جامها مِی تراویده اند

اگر بیتها دل به آتش زدند

اگر شعرها شعله پاشیده اند

دلیلش فقط این بُود یك كلام

خدا را به رویِ علی دیده اند

غدیر است و جام از سبو میکشم

صد و ده نفس ذکر هو میکشم

خطاب آمد از عشق پیمان بگیر

و این دستها را به دامان بگیر

کویرِ ترک خورده را ابر باش

از این خاکِ خُشکیده باران بگیر

بمان یک به یک حاجیان را بخوان

از این جمع کامل گریبان بگیر

تلاوت کن "الْیومَ اَکْمَلْت" را

و بیعت برای سلیمان بگیر

به دستِ علی دستِ خود را بده

به منبر بگو یاعلی جان بگیر

از این بِرکه آبِ وضو میکشم

صد و ده نفس ذکر هو میکشم

اگر تیغِ تو سایه گستر شود

همان ابتدا کار یکسر شود

غلط گفتم آقا ندارد نیاز

که تیغ شما خرج لشکر شود

سرِ سركشان خاكِ راه شما

به یک ضربه ی مالک اشتر شود

محال است جمع تمام سپاه

که با قنبر تو برابر شود

خدا دوست دارد تماشا کند

کمی ذوالفقار علی تَر شود

به تیغ محبت گلو میکشم

صد و ده نفس ذکر هو میکشم

تو را از رسولان سر آورده است

تو را شور شورآور آورده اند

تصدق بفرما به پیغمبران

برای تو انگشتر آورده اند

به دنبال نامت همه شاعران

فقط واژه ی محشر آورده اند

نه که عَمرو عاصان پس اُفتاده اند

تمام دلیران سر آورده اند

زمان فرار از دمِ تیغ توست

که شلوار خود را در آورده اند

دلم را پِی اَت کو به کو میکشم

صد و ده نفس ذکر هو میکشم

نگهدار ما را برای خودت

فقط بین مهمان سرای خودت

مرا آینه کُن به دردی خورم

در آغوشِ ایوان طلای خودت

برای پدر مادرم کافی است

نخی،ریشه ای از عبای خودت

اگر پا گذارم به جا پایِ تو

مرا می بری تا خدای خودت

مرا می برد گوشه ای از بقیع

فقط ردِ پا ردِ پای خودت

غبار نجف را به رو میكشم

صد و ده نفس ذکر هو میکشم

علی ابتدا  و علی انتهاست

علی مصطفی و علی مرتضاست

علی اول است و علی آخر است

علی در حضور و علی در خَفاست

علی در معارج علی بر بُراق

علی اِنَما...و علی وَالضُحی است

علی با حق است علی بر حق است

علی کعبه است و علی در حَراست

علی نیست آن و علی نیست این

علی نه جدا و علی نه خداست

علی را بگو هرچه گویی کم است

که زهرا علی و علی فاطمه است



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


مشتاق ولایت امیریم هنوز

محتاج همان خیر كثیریم هنوز

از چشمه كوثرِ على مى نوشیم

ما تشنه جام الغدیریم هنوز

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عید غدیر، 
یکشنبه 1395/06/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


دل سپردم به مهر مهرویی

گرچه آلوده ای خرابم من

عرش اعلی اگر شود جایم

خاك راه ابوترابم من

 

من خرابم شراب می خواهم

تشنه ی باده ی ابوالحسنم

می نخورده جداشدم ازخود

وای اگر که پیاله ای بزنم

 

دل آواره كرده بیتوته...

گوشه ای ازحریم شیرخدا

تا خدا می برد مرا امشب

یك نگاه رحیم  شیرخدا

 

هاتفی بیخ گوش من... می گفت:

كه نجف مركز بهشت خداست

همه ی چرخ و نه فلك با یك...

چرخش چشم مرتضی بر پاست

 

چه كسی می رسد به فریادم

در سرم پر شده هوای نجف

این كُنتَ؟ حبیبنا الغوث

صاحب قبّه ی طلای نجف

 ***

باز بر مصطفی سفیرآمد

ای سفیرخدا دلت آرام!

امرشد...یا نبینّا... بلّغ...

تا رسانی وظیفه را انجام

 

جبرئیل امین غریق نوا

مژده مژده بده رسول اله

روی منبر بگو خدا گفته...

شیریزدان  شده ولی الله

 

دست حیدر به دست پیغمبر

دست هردو میان دست خدا

و یدالله فوق ایدیهم...

جلوه كرده بعینه دراینجا

 

حاجیان گردكعبه و دلبر

پا نهاده میان جمعیت

با دلی مطمئن درآنجا داد

مرتضی رانشان جمعیت

 

با صدای بلند می فرمود

این بود امر حیّ دادارم

كه علی می شود به او مولا

هر كه را من ولی و دلدارم

 

برلبش خنده ای رسید... و خواند

این دعا را كه وال من والاه

اشكی آمد ز گوشه ی چشمش

كرد نفرین كه عاد من عاداه

 

بحث حب علی و اولادش

مطلب منبر پیمبر بود

نفراولی كه عاشق شد

فاطمه دختر پیمبر بود

 

فاطمه كوثر رسول خدا

اولین شیعه ی نگاه علی

جز خداوند عالی اعلی

همه در سایه ی پناه علی

 

حضرت عشق! حضرت مولا

سر نهادن به پای تو عشق است

نیش تو  نوش  و درد تو درمان

هم جفا هم وفای تو عشق است



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


...می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد

با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت

دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد

پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است

پله در پله از آن مأذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد

بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت اینبار ز پایان سفر می گویم

بارها گفته ام و بار دگر می گویم

راز خلقت همه پنهان شده در عین علیست

کهکشانها نخی از وصله ی نعلین علیست

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش

بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هرچه در عالم بالاست تصرف کرده

شب معراج به من سیب تعارف کرده

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما

واژه در واژه شنیدند صدا را اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد

آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصه ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام



موضوع : عید غدیر، 

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


عهدی شکسته شد غم آن ماجرا که هست

مَن کنتُ را غدیر نخواندی، منا که هست

پیمان ببند فرصت قالو بلی که هست

"باشد علی خدا نه، ولی ناخدا که هست

بعد از خدا بزرگ همه ماسوا که هست"

 

ناد علی بخوان و بگو یکصدا علی

فریاد کن به ماذنه ، حیّ علی علی

هم فاطمه است حیدر و هم مصطفی علی

"بعد از خدا و بعد رسول خدا ،علی

ساقی است گر شراب نداری بیا که هست"

 

یک یا علی است فاصله از عشق تا علی

یوسف ! چه غم ز مکر زنان ، باش با علی

وا میشود تمامی درها به یا علی

"لشگر گشا علی است  و مشکل گشا علی

فرمانروا که بود و شه لافتی که هست"

 

هم مبتدای عاشقی ماست هم خبر

در کوچه اش یتیم و اسیرند رهگذر

دور کریمهاست گدایانِ بیشتر

"ما سائل رکوع علی نیستیم  اگر

او اِنّما ولیّکم الله ِما  که هست"

 

گفتی علی خداست نه آیینه ی خداست

پس هرچه از بزرگی او دم زنم رواست

هم ابتدای صبح قیامت هم انتهاست

"محشرصفی ز وسعت آغوش مرتضاست

ای عاشقان هجوم نیارید جا که هست"

 

نقّاش ، حیدر است که عالم منقّش است

مهرش حلول کرد به جان و دلم نشست

دل عاشق علی است، در این حُب دو آتشه است

"عاشق گناهکار اگر شد درآتش است

اما حسابش ازهمه عالم جداکه هست"

 

تاریخ را سپرد به ما ، رفت مصطفی

قرآن ورق ورق شد و عترت جدا جدا

آتش به در رسید و همان شد که مرتضی...

"فرق  علی شکافت،به خون خفت مجتبی

عباس من ! صبور بمان کربلا که هست"

 

زهرا نفس کشید که جان داشت از علی

فریاد اگر کشید زبان داشت از علی

بازو ، کبود بود و نهان داشت از علی

" آن بی نشانه ای که نشان داشت از علی

دل بیقرار یافتنش هرکجا  که هست "



موضوع : عید غدیر، 
یکشنبه 1395/06/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


این کیست که بالاتر از او دستِ کسی نیست

این کیست که جز دامنِ او دسترسی نیست

این کیست که در سِیطَره اش بود و نبود است

عالم سَرِ این سفره به غیـر از قفسی نیست

این کیست که حتی همه ی هولِ قیامت

در پیشِ تجلّیِ ظهورش قَبَسی نیست

این کیست که در هولِ هراس آورِ محشر

جز سایه ی او هیچ کجا دادرَسی نیست

این کیست که یک عُمر نبی گفت و ستودش

بالاتر از این دستِ خدا دستِ کسی نیست

صد جام به شُکرانه ی این باده شکستیم

تا هست علی تا به اَبَد باده پرستیم 

خورشید اگر آب کند پا به سَرَش را

جبریل اگر فرش کند بال و پَرَش را

اَفلاک اگر خاک شود یا که غباری

از پایِ تو گر سُرمه کِشَد چشم تَرَش را

شب پُر کند از پولک و مهتاب و ستاره

دامانِ تو را تا که ببیند سحرش را

اینها همه هیچ اند در آنجا که خداوند

 رو کرده به شکل تو تمامِ هنرش را

نام تو چه دارد که به هنگام رَجَزها

از هیبتِ آن شیر دریده جگرش را

ای شاهِ سواران نظری کُن به پیاده

حالا که خدا دست اُخُوَت به تو داده 

آرامش طوفانیِ گیسویِ تو عشق است

طوفانِ تماشاییِ اَبرویِ تو عشق است

با آتشِ هر ضربه یِ دستِ تو خدا گفت

تیغی بزن ای مرد که هوهویِ تو عشق است

بر تیغه ی شمشیرِ تو حَک کرده خداوند

بر پهنه یِ هر معرکه بازویِ تو عشق است

خورشید طلوع می کند از کُنجِ حریمَت

یعنی که در این خاک فقط کویِ تو عشق است

سجاده ام از جنسِ غبارِ قدمِ توست

این قبله که داریم فرا رویِ تو عشق است

سر تا به قدم هرچه که داریم فدایت

عشق است اگر سر بِدَوانیم به پایت 

هر شعر که در عرش خدا گفت علی بود

هر شور که در خلقتِ ما گفت علی بود

سوگند به شبهایِ تماشاییِ مکه

نامی که محمد به حرا گفت علی بود

وِردی که به هنگامِ قنوتش به لبش داشت

ذکری که نبی وقتِ دعا گفت علی بود

آن نغمه که در کوچکی ام مادرم آموخت

با کودکِ اُفتاده زِ پا گفت علی بود

لالاییِ ما بود همین نام که هرشب

با زمزمه و گریه ی ما گفت علی بود

تا لحظه یِ مرگم لبم از نام تو گویاست

یا حضرتِ حیدر تپشِ سینه ی زهراست 



موضوع : عید غدیر، 
پنجشنبه 1394/07/9

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


شب عید امام المتقین است

غدیر خم کمال و ذات دین است

به نامش می خورم سوگند حیدر

ستون آسمانها و زمین است

همان شاهی که با جمع گدایان

همیشه دمخور است و همنشین است

یکی از جلوه های بی نظیرش

شب معراج ختم المرسلین است

سوار کشتی اش اهل نجات است

ولای او همان حصن حصین است

نکن شک، منکر روز غدیرش

لعین ابن لعین ابن لعین است

خدا فرمود ای پیغمبر ما

تو اتمام رسالاتت در این است

بگو ختم کلام دین همین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

علی تورات و انجیل است و قرآن

علی ایمان علی  رضوان علی جان

علی یاسین و قاف و صاد و صافات

علی یوسف ، محمد ، نوح ، لقمان

علی قدر و نبأ ، زلزال و طاها

علی اخلاص و نصر و عصر و انسان

علی حمد و علی کهف و علی نور

علی فتح و علی اعراف و فرقان

علی فجر و علی شمس و علی نجم

علی مُلک و قصص ، اعلی و رحمان

علی روم و بروج و انشراح است

علی انفال و یونس ، حج و میزان

علی کوثر ، قلم ، تکویر ، فاطر

علی حشر و ضحی و آل عمران

علی رعد و معارج ، طور و تین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

مراد نوح و آدم کیست ؟ حیدر

امیر اهل عالم کیست حیدر

دلیل آفرینش کیست زهرا

ولی الله الاعظم کیست حیدر

دلیل روحبخشِ بی نظیرِ

دمِ عیسی بن مریم کیست حیدر

امام و مقتدا و رهنمای

رسولان مکرم کیست حیدر

منا و مشعر و رکن و مقام و

صفا و سعی و زمزم کیست حیدر

کسی که با نبی در صدر اسلام

قدم برداشت محکم کیست حیدر

نخستین پهلوان در عرصۀ جنگ

که بر میداشت پرچم کیست حیدر

که نصّ آیۀ اکمال دین است ؟

فقط حیدر امیرالمومنین است

گدای این درم الحمدلله

غلام حیدرم الحمدلله

فقط بر درگه این خانواده

از این که نوکرم الحمدلله

خدا را شکر نامش را دمادم

به لب می آورم الحمدلله

فراوان ریخته در بارگاهش

کرم روی کرم الحمدلله

نصیبم می شود با دست مولا

طوافش در حرم الحمدلله

دوتایی یاعلی دادند یادم

پدر با مادرم الحمدلله

پس از مرگم می آید شک ندارم

به بالای سرم الحمدلله

اذان بی نام او تحریف دین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : عید غدیر، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء