امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


دست، دستی که به شوق یار بالا می‌رود

لحظه‌ی تقدیم جان صدبار بالا می‌رود

دست گاهی میثم تمّار می‌سازد ز خود

یاعلی می‌گوید و از دار بالا می‌رود

گاه؛ دستی بال خواهد داد بر جسم شهید

روی نیزه جعفر‌ِطیّار بالا می‌رود

- کیست با مرحب بجنگد؟- بین یک لشگر فقط

دست‌های حیدر‌کرار بالا می‌رود

غیر دست مرتضی دست که در روز غدیر

روی دست احمد مختار بالا می‌رود؟!

دست باران هر زمان کوتاه باشد از زمین

گل نخواهد رُست، تنها خار بالا می‌رود

از فراز منبر اسلام بعد از مصطفی

شیر حق وقتی نباشد مار بالا می‌رود

دست حیدر بسته بود و دست قنفذ باز بود

سمت زهرا دست بدکردار بالا می‌رود

مانده‌ام آن دست‌و‌بازوی ورم‌کرده چطور

در قنوت فاطمه هر‌بار بالا می‌رود؟!




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


من ذکر بسم الله الرحمن الرحیمم

تصویر اسماءِ خداوند کریمم

من قل هو الله احد را رازدارم

یعنی علیِ عالی ام، ذکر قدیمم

من ذکر الله الصمد را عینِ معنام

عینِ خداوندِ علیمم، من علیمم

از کعبه راز لم یلد باید بپرسید

لم یولَدَش، خود پاسخی از آن حریمم

کفواً اَحد را فاطمه معنا نموده:

خَلقاً و خُلقاً چون علی خَلقِ عظیمم

همتای کوثر، کفوِ زهرای بتولم

أبتر سزاوار است بر خصمِ عقیمم

کِی زادگاه دیگران در کعبه باشد؟

من صاحب بیتُ اللَّهَم، رُکنم، حَطیمم۱

من کعبه ام، من قبله ام، من عینِ ذاتم

میزانِ دین،یعنی شریعت را حریمم

من در رکوعِ خویش، مُحییِ زکاتم

مجریِ احکام خداوند حکیمم

آن حاکمِ شرعم که در وقت قضاوت

حتی برای دشمنان خود حلیمم

خود پادشاه عالمم، اما به زُهدم

این بس، که فرش کُلبه اَم، تنها گِلیمم

حتی برادرهای خود را منع کردم

زانچه به بیت المال باشد زرّ و سیمم

*

جانِ پیمبر هستم و نفسِ رسالت

سلطان عالم هستم و عبدالکریمم

من، آسمانِ بی ستون را آفریدم

من حاکم و جبریل در جنّت ندیمم

من سفره دار خلقت و کون و مکانم

رزق سماوات و زمین، بارِ عَمیمم۲

کوه و در و دشت و دَمن یک گوشه چشمم

بر بادها فرش سلیمان، یک نسیمم

موسی عصا انداخت، کردم اِژدهایش

در طور سینا،یارِ موسای کلیمم

عیسی نفَس زد، مُرده را من زنده کردم

عالم شود إحیاء از عطرِ شمیمم

آتش به ابراهیم اگر بَرد و سلام است

نامِ مرا آورد، من قلب سلیمم

راه زمین، راه سما، راه کُراتم

تنها در عالم من صراط المستقیمم

بر لشگر پیغمبران، مولا منم من

بر احمد مختار چون سیبِ دونیمم

من اولین مؤمن به اسلامِ رسولم

خود در تمام کارها با او سهیمم

با نَصِّ پیغمبر امیرالمومنینم

تنها منم دارای این اسم عظیمم

من جانشینِ حضرت ختمی مآبم

داده ولایم را خداوند علیمم

اولاد معصومم، امامانِ مبینند

آری امامانِ مبین را هم زعیمم

حتی ولایت بر همه کفّار دارم

پس منکرانم را بخوان خصمِ لئیمم

*

کی میتوان شاعر کِشد پَر در حریمم

دستانِ من بنوشت ابیاتِ فخیمم

حق«لافتی الا علی» در شأنِ من گفت

در جبهه وحشت میکند دشمن ز بیمم

من پهلوان خیبر و بدر و حنینم

من قالعِ هر یل یلِ بازو ضخیمم

با جاهلیَّیت در ستیزم تا به آخر

من دشمنِ دیرینِ شیطان رجیمم

چشمان اهل فتنه را من کور کردم

آرامشِ مَردم در اوضاعِ وخیمم

ابطالِ باطل میکنم، احقاقِ حق نیز

فاروقم و در این سِمَت دُرِّ یتیمم

هر منحرف را از رهِ خود بازدارم

تحریفِ دین را بر نمیتابم، قَویمم۳

هر روز با کفر و نفاق و شرک در جنگ

هر شام، سفره دارِ أطفال یتیمم

دست خدا، چشم خدا، گوش خدایم

هر صحبتی باشد به هر جمعی، فهیمم

من دستِ مهدی میشوم روز عدالت

من قاسمِ کیفر ز جنّت تا جحیمم

***

عقبای من زهراست، دنیایم که پاشید

با فاطمه، صحرای محشر من قسیمم

در پیش من بازوی زهرا را شکستند

بستند پیشِ او دو بازوی حَجیمم

سیلی زنَم، آنکس که ناموسِ مرا زد

من ظلم دیدم وَز غم زهرا ظَلیمم۴

من از مدینه تا نجف در انتظارم

تا صبحِ روز انتقام آنجا مقیمم

از کوفه تا شام است، هر روزم عزادار

شبهای جمعه کربلا خوانِ نعیمم

عالم بگِرید بر حسینِ من که گوید:

پُر غصه تر از قصۀ کهف و رقیمم

رأسِ بریده دیده کس، قرآن بخواند؟

من ناطقِ قرآن و مقتولِ خصیمم۵

 

گودال بود و پیکرم زیر سُم اسب

من بودم و حالِ مناجات صمیمم۶

تنها کلامم: یا غیاث المستغیثین!

این جانِ بی جان است، احسانِ قدیمم

 

۱_جای اجابت دعا درکعبه

۲_بارعام

۳_درست کننده و معتدل

۴_بسیارستمدیده

۵_دشمن لجوج

۶_خالص




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


تا چشم های تو به چشم ماه می افتد

تاریخ دنبال نگاهت راه می افتد

پشت سر تو نخل ها آواز می خوانند

آیینه ها از پاکی تو سخت حیران اند

کعبه دوباره روی تو آغوش واکرده ست

خود را میان قلب تو انگار جا کرده ست

از قبله می آیی و بی شک مقصدت عرش است

تو از نخستین روز خلقت مسندت عرش است

در وصف تو جز نقطه چین شعری ندارم من

عمری ست خاطر خواه شعر شهریارم من

دستی که خیبر را تماما کنده از جایش

آری پیمبر می برد آهسته بالایش

پیراهن تصنیف پوشیدند دیوان ها

آمد دوباره بهترین عید مسلمان ها

از کیسه هایت می برد کوفه غذایش را

با تو خدا گسترده تر کرده عطایش را

از عرش با جمع ملائک آمده جبریل

انداخته بر زیر پایت بال هایش را

دست تو بالا رفته و در آن شلوغی ها

خورشید پیدا کرده دیگر مقتدایش را

در آن میان احمد برای شیعیان تو

آرام بالا می برد دست دعایش را

بر روی دوش سبز و عرشی تو پیغمبر

با عشق می خواهد بیندازد عبایش را

چون گوش های کر در این صحرا فراوان است

بالا و بالا می برد احمد صدایش را

اهل نفاق از اولش پیمان شکن بودند

اهل عمل هرگز فقط اهل سخن بودند

تقویم چرخید و دوباره وقت مستی شد

وقت طلوع چهره ی خورشید هستی شد

عالم تماما بوده از اول فقیر عشق

تاریخ یکبار دگر شد هم مسیر عشق

آنانکه از حیدر جلو رفتند برگردند

دیگر رسیده وقت بیعت با امیر عشق

با عشق پیغمبر حکومت کرده بر دلها

در این حکومت بوده حیدر هم وزیر عشق

روز غدیر خم کشیده چله را حیدر

پرتاب کرده سوی قلب شیعه تیر عشق

جایش میان آسمان بوده ست از اول

او بوده در دنیای ما تنها، سفیر عشق

دستش که بالا رفت مردم یا علی گفتند

دستش که بالا رفت عالم شد اسیر عشق

مولای یا مولای تنها ذکر باران است

مولای یا مولای تنها راه پایان است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


زبان به مدح تو وا کرده اند جن و پری

چه خوانمت؟که تو فوق تصور بشری

خدا به دست خودش آفریده است تو را

به این بهانه که حتی دل از خودش ببری!

خوشا به حال زبانم! که در همه عمرش

به غیر مدحِ تو گفتن نداشته هنری

روایت است: که پیغمبران زمان بلا

نداشتند به غیر از تو یاور دگری

خدا تو را به بشر هدیه کرد وقتی دید

نداده است به دنیا هنوز تاجِ سری

فقط تو نفس رسولی_عجیب نیست اگر

نداشت در شب معراج جز تو همسفری

قسم به آتش عشقت، که آتش دوزخ

به نوکران تو هرگز نمی کند اثری

 

شدند عالم و آدم اسیر چشمانت

هزار بار شود جان ما به قربانت

به روز حشر که هر کس به خویش مشغول است

خدا کند برسد دست ما به دامانت

سرِ نماز همین که قنوت می گیری

ملائکه همگی می شوند حیرانت

تویی همان که اگر پرده ها کنار روند

زیاد و کم نشود ذره ای از ایمانت

مرا ببر به نجف بین عاشقان خودت

بگیر جان مرا روبه روی ایوانت

به ذکر فاطمه مشغولی و زبانت هم

به وجد آمده با ذکر فاطمه جانت

خوشا به حال یتیمان که می توانستند

همیشه سر بگذارند روی دامانت

 

تویی که در همه ی خلق بی همانندی

همین شده ست که شایع شده خداوندی!

شنیده ام پدرِ امتِ پیامبری

چه می شود که قبولم کنی به فرزندی

صدای هلهله ی آسمانیان برخاست

همین که تو در چوبی قلعه را کندی

تو بت پرست نبودی شبیه بعضی ها...

نداشت روح تو با جهل هیچ پیوندی

که بود مالک اشتر؟ همان که در میدان

به غیر نام تو بر سر نبست سربندی

زمان بیعت ما با امیر آمد ه ست

خبر دهید به عالم غدیر آمده است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


با نام بلند او نوشتیم

از زلفِ کمند او نوشتیم

تلخیم ولی شکر فروشیم

تا از لبِ قند او نوشتیم

از اَشهدُ اَنَّ عشق مولا

یعنی به پسند او نوشتیم

آزاد شدیم از دو دنیا

خود را که به بند او نوشتیم

ما را به لب نجف نوشتند

ما را رطب نجف نوشتند

 

 

ای تاکترین سبویِ مستی

ای پاکترین وضوی مستی

ما مرد شراب عشق هستیم

ای جانم از آبروی مستی

ساقی چه کنیم آتشینیم

مُردیم در آرزوی مستی

برخیز که تر کنیم امشب

از نامِ علی گلوی مستی

با ناد علی بزن نوایی

بسم اله اگر حریف مایی

 

 

از کوثر عشق آب خوردیم

ما پای علی شراب خوردیم

انگور ضریحِ نقره کوبیم

عمریست که نابِ ناب خوردیم

از شَعشعه‌یِ حضور گرمیم

تا پرتو آفتاب خوردیم

سوگند نمیرویم جایی

ما نان ابوتراب خوردیم

دلداده‌ی بی اراده هستیم

یعنی که حلال‌زاده هستیم

 

 

بر روی جهاز ، ناگهان گفت

در حلقه‌ی جمع حاجیان گفت

فریاد علی علیش پیچید

بالاتر از اوج آسمان گفت

دیروز به دوش او علی بود

امروز علی علی بجان گفت

شد محضرِ فاطمه شرفیاب

جبریل...چنین نفس زنان گفت

ای میر وزیری ات مبارک

امروز امیری ات مبارک

 

 

آورد اگرخدا علی را

تا گم نکنیم ما علی را

رو کرد برای آفرینش

یک جلوه‌ی مرتضی علی را

حق داشت نبی کسی نبیند

او دیده که را؟ که را؟  علی را

حک کردپیمبر ازهمان روز

بر خاتمِ خویش یا علی را

تا کعبه‌ی مومنین نمی‌شد

این دین بزرگ دین نمی‌شد

 

 

ای وای اگر قدم بکوبد

با تیغِ دو دَم  دو دَم بکوبد

او یک تنه صد سپاه را با

یک جذبه‌ی خود بهم بکوبد

زینب خود مرتضی است وقتی

فریاد سرِ ستم بکوبد

از حضرت حیدر است ارثش

عباس اگر علم بکوبد

تا تیغ خود از غلاف برداشت

صد بار زمین شکاف برداشت

 

 

گیرم که خیال خام دارد

این خصم همیشه دام دارد

گیرم که همیشه کینه توز است

یا نقشه‌ی انتقام دارد

ما شیعه‌ی مرتضی شدیم و

این سیره چنین پیام دارد:

ما را چه غم از هزار دشمن

ایرانِ علی امام دارد

ما فاتح قله‌ی جهانیم

ما لشکر صاحب الزمانیم

 

 

آیین علی همیشه جاریست

آئینه‌ای از شکوهِ باریست

آیین علیست رادمردی

دور از ستم و سیاه کاریست

آیین علیست دستگیری

آیین علی گذشت و یاریست

آیین علی علی بسازد

در راه حسین سربداریست

من را ببرید سرزمینش

باشد برسم به اربعینش




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غم ها که به سر آمد  آغاز ظفرها شد

الوعده وفا! روز  دندان به جگرها شد

چشمان پیمبر هم  معطوف گذرها شد

حجاج رسیدند و  پایان سفرها شد

 

وا کرده بغل برکه  برروی مسافرها

گویا که خدا داده  سوغات به زائرها

 

انقدر جهاز آمد  کوهی شد و بالا رفت

چشمان همه سویش  من باب تماشا رفت

احمد به فراز آن  هم شانه مولا رفت

موسی سوی طور آمد  بر عرش مسیحا رفت

 

موقوفه ی حیدر بود هر خط بیاناتش

یک جمله به توصیفش یک جمله به اثباتش

 

میگفت که ای مردم  فرمانده لشگر کیست

هرچند پیمبر نیست  هارون پیمبر کیست

سرمایه اسلام و  از اهل جهان سر کیست

شمشیر رسول الله  کرار دلاور کیست

 

انگشتر ایمان را  همواره نگین بوده

بر شانه من رفته  معراج نشین بوده

 

یا رب بعلی بوده  یک عمر دعای من

هروقت زمین خوردم  بوده ست عصای من

جانم به علی بند است  جان داده برای من

بی واهمه در بستر  خوابیده بجای من

 

وقتی به رکوع آمد  طعنه به سلیمان زد

خیبر جلویش پا شد   وقتی که به میدان زد

 

مغرور نبود اصلا  هرچند شجاعت داشت

از زندگی اش دل کند  با مرگ رفاقت داشت

با نان جوین خوش بود  از بس که قناعت داشت

حرفی نزد از مردم  هرچند شکایت داشت

 

باید به دل مومن  عشقی ازلی باشد

برهرکه امامم من  مامومِ علی باشد

 

من میروم ای امت  زیر نظرش باشید

تنها نشود یک وقت  مثل سپرش باشد

روزی نرسد داغی  روی جگرش باشید

با آتش و با هیزم  در پشت درش باشید

 

روزی نرسد باشد  در بین شما تنها

در پیش نگاه او  سیلی بخورد زهرا

 

کاری نکنید از درد  شبها بشود بیدار

از درد کبودی ها  از زخم نوک مسمار

زینب ببرد ارث از  این سوختن و آزار

یثرب برسد تا شام  کوچه برسد بازار

 

یک سر بروی نیزه  یک خواهر جان بر لب

وای از اثر شلاق  وای از کمر زینب




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ما نور دل از مركز خورشید گرفتیم

بامهر علی جلوه ی توحید گرفتیم

عطر علوی زین گل امید گرفتیم

با خاطره ی عید علی عید گرفتیم

ازخّم  غدیرش همه دم سرخوش ومستیم

ماخاك نشین ره او بوده و هستیم

 

تنها نه دلم زمزمه پرداز غدیر است

مرغان سحر را بلب آواز غدیر است

عیسای نبی مات ز اعجاز غدیر است

موسی همه جا حیرتش از راز غدیر است

در وادی موعود و درآن آینه ی راز

باحكم خدا داد نبی برهمه آواز

 

این نور خدائی كه مرا مهرمنیر است

سرچشمه ی جوشنده ای از خیركثیراست

محبوب ترین خلق خداوند  قدیراست

تنها همه جا اوست كه برخلق امیراست

این است علی آینه ی قدر و جلالت

كردم به همه خلق من ابلاغ رسالت

 

ای مردم آگاه علی رهبر دین است

مولابه شما مردم اسلام همین است

برمكتب ایمان و شرف یار و معین است

مهرش همه جا بهرشما حبل متین است

هركس كه بود یار علی یار رسول است

با مهر علی طاعت مخلوق قبول است

 

این آینه،توحید نشان است بدانید

گنجینه ی ایمان و امان است بدانید

افضل زهمه خلق جهان است بدانید

اوگلشن سرسبز جنان است بدانید

هركس كه جدا شد ز علی اهل جهیم است

آگاه ازاین حرف خداوند علیم است

 

اسلام جز او قافله سالار ندارد

دین غیرعلی یار و مددكار ندارد

هركس به ولای علی  اقرار ندارد

باگلشن فردوس سر و كار ندارد

سرچشمه ی عشق وشرف و نور غدیر است

بی بهره زمهرش به صف حشر فقیر است

 

آن روز دل از زمزمه خاموش نمی شد

غم بادل پُرشوق هم آغوش نمی شد

امروز دل خلق پرُاز جوش نمی شد

گرخاطره ی عشق فراموش نمی شد

افسوس كه پیمانه ی پیمان بشكستند

باغصب خلافت به خلافت بنشستند

 

 

باآنكه علی جان نبی ودم هستی است

باآنكه دلش آینه ی محرم هستی است

با آنكه شب و روز علی درغم هستی است

مظلومترین  رهبراین عالم هستی است

گفتند اگرچه به همه خلق امیراست

آغاز غریبی علی روز غدیراست

 

بنویس«وفائی»كه علی چشمه ی نوراست

انوارولایش شجر وادی طوراست

اومظهر الطاف خداوند غفوراست

درحشر مرا مهر علی برگ عبوراست

جز او به صف حشر مرا هم نفسی نیست

غیر از علی و آل علی دادرسی نیست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 03:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ندارد راهِ عشقش هیچ برگشت

طوافش کرد حتی برکه و دشت

پیمبر(ص) خطبه را میخواند و خورشید-

به دورِ مرتضی(ع) میگشت و میگشت!




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/05/28 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


خدا در لحظه هایم منجلی شد

اذان واژه‌ها "قالوا بلی" شد

ولایت رزق بی حد وجودم

 خدا را شکر مولایم علی شد

 




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


در محفلی که نام تو باشد گناه نیست

غیر از دو دست تو بخدا تکیه گاه نیست

در مکتب تو بحث سفید و سیاه نیست

حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست

توصیف قدر و منزلتت کار هر‌که نیست

دریایی و وجود تو مانند برکه نیست

نامت به زیر سلطه کشیده لغات را

در شیشه کرده خون رقیق دوات را

بر هم زده نظام همه کائنات را

میخواهم از دو دست تو برگ برات را

لطفت زیاد و خواهش دستان ما زیاد

ما کم ارادتیم و مرام شما زیاد

دست غزل به مرز کمالت نمیرسد

قدّ قلم به اوج جلالت نمیرسد

صد چشمه هم به جوی زلالت نمیرسد

بیچاره هر کسی به وصالت نمیرسد

قول فمن یمت یرنی ات بعید نیست

جز دیدنت به وقت وفاتم امید نیست

باید نوشت نام تو را با دوات عشق

زیرا که از تو بوده همیشه حیات عشق

پنهان شده به سایه ی عشق تو ذات عشق

پس اهدنا صراط علی شد صراط عشق

با تو مشخص است مسیر درست مان

جانم فدای نام ” امام” نخست مان

دنیا شبیه نقطه ای بین کتاب تو

مانده نگاه چرخ و فلک بر جناب تو

جز فاطمه نبوده کسی بازتاب تو

صد آفرین به فاطمه صد مرحبا به تو

از تو تمام خلق بگویند هم کم است

آیینه دار جلوه ی پاک تو فاطمه است

تاریخ شاهد است که جز تو دلیر نیست

ذکری به غیر نام "علی" دلپذیر نیست

عیدی شبیه عید سعید "غدیر" نیست

هرکس که باولایت تو هم مسیر نیست

بیراهه رفته است-به پایش ثبات نیست

راهی به غیر راه تو راه نجات نیست

پیدا نمی شود احدی برتر از علی

آقا تر و عزیز تر و بهتر از علی

در معرکه کجاست دلاورتر از علی

صدها هزار مرتبه پیغمبر از علی

تعریف کرده ست چنان و چنین علیست

با امر حق برای نبی جانشین علیست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 03:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


تا قافیۀ شعر امیر است و غدیر است

برخیز که هنگام مراعاتُ نظیر است

الیوم که أکملتُ لکم دینکم آمد

تا عرش فراخوان تماشای امیر است

افطار در خانۀ مولا بنشیند

هر خسته که مسکین و یتیم است و اسیر است

بر طبل بکوبید نقاره بنوازید

آواز بخوانید که بی مایه فطیر است

مَن ماتَ علی حُبّ علی ماتَ شهیدا

آنانکه نمردند بمیرند که دیر است!

این شیهۀ اسبان ظهور است می آید

هنگامۀ ما یَستوِی الاعمی وَ بصیر است

می چرخم و می رقصم و تقصیر خودم نیست

این شور و جنون را چه کنم عید غدیر است 




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


هرکس به منبر رفته٬برگردد

بی حُب حیدر رفته٬ برگردد

فهم غدیر این است هرکس که

از راه دیگر رفته برگردد

هرکس عقب مانده ست بشْتابد

هرکس جلوتر رفته برگردد

وقتی علی باب النبی گشته

جایی جز این در رفته برگردد

حی علیٰ خیر العمل مولاست

جز این ،پی شر رفته برگردد

حتی اگر در مروه بی مولا

مانند هاجر رفته برگردد

فرزند صالح خواست زن حتی؛

در عقد همسر رفته برگردد

بی مرتضی حتی اگر یک عٌمر

سمت پیمبر رفته برگردد 




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


دستی به هم زدند و غدیر آفریده شد

اصلا علی از اول امیر آفریده شد

جبریل از زبان خدا گفت: مصطفی

از ابتدا برای غدیر آفریده شد

یک روز ریخت قطره ای از هیبت علی

در قالبی حماسی و شیر آفریده شد

بیرون کشید روز ازل از دلش نخی

خیاط چیره دست و حریر آفریده شد

لب را زهم گشود و سخن از بهار شد

پلکی به هم نهاد و کویر آفریده شد

ساقی کوثر است که از دست او نبی

جامی گرفت و خیر کثیر آفریده شد

اول خدا نشاند علی را کنار خود

دیگر هرآنچه بود به زیر آفریده شد

دل برد از خدا به نگاهی دم نخست

اینگونه شد که عشق اسیر آفریده شد




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


غدیر مطلع شعر بلند عاشوراست

غدیر خم نه مدینه،که دشت کرببلاست

غدیر نقطۀ  انجام یک رسالت سبز

خروش حنجرۀ سرخ سیدالشهداست

فرازهای بلند صحیفۀ عشق است

که تا همیشۀ تاریخ شیعه پا بر جاست

اگر که جاری فیض است و جوش چشمۀ نور

غدیر،نقطۀ آغاز غربت دریاست

مگر نه اینکه یدالله فَوقَ اَیدیهِم

فراز دست محمّد(ص) مگر نه دست خداست

مگر نه اینکه صلا زد به امر اَکمَلتُ

و گفت هر که مر او را ولی علی (ع)مولاست

علی(ع) در آینۀ ذات نور لم یزلی است

اگر چه حّی علی نیست، عالی اعلاست

ز بَعد آنهمه بیعت که بسته شد در خُم

هنوز از چه پس از قرنها علی (ع)تنهاست

بدا به پنجره هایی که بسته سمت حضور

خوشا به آینه هائی که غرق نور ولاست

سقیفه لکۀ ننگ است در دل تاریخ

غدیر مطلع شعر بلند عاشوراست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


من ماجرا را خوب یادم هست، چون کاروان ما جلوتر بود

پیکی رسید و گفت برگردید، دستور، دستور پیمبر بود

چرخید سرهای شترهامان چون با محمد بود دلهامان

فرمانبری از حرف پیغمبر، با حج برای ما برابر بود

خیل عظیم حج گزاران را گرد درختانی کهن دیدیم

کار بنای سایه بان ها با عمار و سلمان و ابوذر بود

زنگ شترها از صدا افتاد، از دشت حتی رد نمی شد باد

راوی به حرف خویش پایان داد، یعنی محمد روی منبر بود

«الیوم اکملت لکم دینی...» « من کنت مولاه علی مولاه...»

بانگ رسایی داشت پیغمبر، هرچند بعضی گوش ها کر بود

آن ها که می دیدند می خواندند از چشم پیغمبر مرادش را

آن ها که نشنیدند می دیدند در دست او دست برادر بود

هم برکه هم دریا شهادت داد هم طور هم سینا شهادت داد

حتی شن صحرا شهادت داد حکم ولایت دست حیدر بود

از خندق و از بدر تا خیبر، تا لحظه ی آخر که در بستر...

از ابتدا حرف از ولایت بود، آری! ولایت حرف آخر بود




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر


نشست بر سر دست نبی به منبر دست

زدند دست شعف آسمانیان بر دست

 (روایت است که در حجه الوداع رسول

خبر رسید که جبریل نامه آورده است

نوشته بود بگو دست کیست دست خدا

نوشته بود بگو آنچه را که در پرده است)

برای بیعت او دست ها بلند شدند

شد آسمان و زمین ناگهان سراسر دست

کدام دست یداللهی است این دستی

که پیش آن نمی آید به چشم دیگر دست

رسول رفت به معراج و دید در پرده

نشسته است کسی سیب نیمه ای در دست

گرفته است به تحقیق دست موسی را

شده است در "ید بیضا" اگر منور دست

خلیل هم متوسل به او شد آن وقتی

که برد پیش گلوی پسر به خنجر دست

کدام دست؟ همان دست بی محابایی

که برد یک تنه بر چارچوب خیبر دست

کدام دست؟ که پرورده آنچنان پسری

که پای عهد بشوید ز دست آخر دست

به یک اشارت شق القمر چنان کرده

که مانده است در اعجاز دست او تردست

به کارگاه ازل هرکه رفته می داند

"ابو تراب" نشسته است آب و گل در دست

ز چیره دستی ساقی بس آن که هیچ کسی

نیافته است به جز او به راز کوثر دست

گرفته ام چو گدا دست خود به امیدی

که او بگیرد از این دست روز محشر دست..




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است

ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است

یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد

عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است

چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست

گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است

هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست

راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است

رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است

سینه سپر کن بگو، عزت شیعه علی است

منکر او تا ابد مُلحد و سردرگم است

شاهد این حرف ها، عید غدیر خم است

حضرت ختمی مآب، دست علی را گرفت

ولوله ای در میانِ همگان پا گرفت

بعد به امر خدا، پیش نگاه همه

دست علی را خودش یک تنه بالا گرفت

با همه ی قوتش، خطبه ای از عشق خواند

از نفس و خطبه اش مکتب حق پا گرفت

گفت علی بعد من، رهبر این امت است

در دل هر شیعه ای حب علی جا گرفت

امر مهمی است که، ختم رسل یک به یک

از همه ی جمعیت، بیعت و امضا گرفت

 باید از این ماجرا گفت به هر بی خبر

باید از این راه گفت بیشتر و بیشتر

ریخت به هم نهضتش جهل فراگیر را

کرد عیان صولتش کفر اساطیر را

غیر علی هیچ کس حضرت فاروق نیست

خطبه به خطبه شکست پایه ی تزویر را

تیر ندانست او مست خدا بود و بس

برد ز هوش و حواس، معرفتش تیر را

وای از آن لحظه که در وسط کارزار

سر بدهد مرتضی نعره ی تکبیر را

غرق به خون در اُحد، پای نبی ایستاد

در کف خود می فشرد، قبضه ی شمشیر را

فوق ایادیِ خلق هست یَدُالله اوست

نیست حریفش کسی، چون أسَدُ الله اوست

باده به کف حیدر است، حق علی و هو علی

عِرض و شرف حیدر است، حق علی و هو علی

فاتح خیبر علی است، جلوه ی داور علی است

شاه نجف حیدر است، حق علی و هو علی

چون دم پیکار شد، خیبر و بدر و اُحد

اول صف حیدر است، حق علی و هو علی

این سر میدان علی است، آخر میدان علی است

چهار طرف حیدر است، حق علی و هو علی

سوره ی توحید حق، خالق خورشید حق

دُر صدف حیدر است، حق علی و هو علی

کیست پس از مصطفی لایق این منزلت

جایگزین نبی، شد علی از هر جهت

راه نجات خدا، سلسله ی موی اوست

حلقه ی وصل دعا، حلقه ی گیسوی اوست

پور ابیطالب است، سجده بر او واجب است

قبله ی اهل یقین، در دو جهان روی اوست

مرده به پا می شود، شمس عقب می رود

کل جهان واله از یک خم ابروی اوست

مدح علی را بس است، این که میان زنان

حضرت خیرالنساء، همدم و بانوی اوست

جوشن حیدر فقط، نفس بتول است و بس

ذکر لب فاطمه، قدرت بازوی اوست

او که خودش پایه ی اصلی اسلام بود

همدم هر سائل و مونس ایتام بود

یثرب احمد چه شد این همه خاموش شد؟!

بیت ولی خدا از چه سیه پوش شد؟

جهل سقیفه گرفت جای اولوالامر را

بیعت روز غدیر، زود فراموش شد

یک نفر این جا فقط پای علی سوخته

همدم این عاشقی، نقشِ به بازوش شد

آه از این فاجعه، زیر در خانه اش

در وسط شعله ها فاطمه بیهوش شد

سوخت و پیروز شد، در دل تاریخ ها

تا به ابد عزت فاطمه منقوش شد

صبر کنید اهل دل، می رسد آقایمان

منتقم فاطمه، حضرت صاحب زمان




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


جامی به دستِ جمعیتِ مست می‌دهد

جانی دوباره بر تنِ هر هست می‌دهد

پیغمبرِ خداست که با خطبه‌خوانی‌اش

دستی به دستِ هرکه که پیوست می‌دهد

هرکس به زعمِ خویش طرف‌دارِ او شده

هرکس به زعمِ خویش به او دست می‌دهد

امشب اگر بهشت نصیب کسی شده

از شوق روی اوست که دربست می‌دهد

بعد از نبی خلیفه شدن لایق علی‌ست

این را گمان مکن که به هر پست می‌دهد

آیا خدا که مظهر لطف و عطوفت است

هرگز نشان کوچه‌ی بن‌بست می‌دهد؟




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/7 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ای كه جز خانه تو خلوت ما نیست كه نیست

هر چه گشتیم دراین میكده جا نیست كه نیست

من كه جز نام تو نامی نشنیدم بی شك

جز صدای تو در این دهر صدا نیست كه نیست

كاسه ای اشك و دو جرعه نفسی با یادت

شهر ما را به جزاین آب و هوا نیست كه نیست

صبح در شهرتو یك مشت گدا آمد و شب

هرچه گشتیم ندیدیم،گدا نیست كه نیست

بسكه اخبار غدیرت همه جا پیچیده است

خبری جز خبرت هیچ كجا نیست كه نیست

بر جهاز شتران حرف پیمبر این بود

دست بالاتراز این دست خدا نیست كه نیست

آنكه محمود صدا كرده صدا باید زد

و فقط بوسه به دستان خدا باید زد

باید این خطبه میان همگان پخش شود

سینه سینه ضربان در ضربان پخش شود

باید این چشمه كه امروز به راه افتاده ست

مثل رودی كه بود در جریان پخش شود

چون نسیمی كه شده پیك بهاران خدا

این خبر از پدران در پسران پخش شود

مادرم خواست كه با شیر محبت دادن

نمك عشق تو در هر شریان پخش شود

چهارده قرن گذشته است ولی جا دارد

خبرش صدر خبرهای جهان پخش شود

این خبر را به مؤذن برسان تا هر روز

بر سر مأذنه مابین اذان پخش شود

از شبم كاش نگیری نفسی ماه مرا

أشهد أن علیً ولی اللهِ مرا

 ما كه عمری دل در عشق اسیری داریم

چه غم از آتش دوزخ كه مجیری داریم

روزی ام را در این خانه نوشته است خدا

بی سبب نیست كه چشم و دل سیری داریم

راست گفتند كه راه تو به خورشید رسد

چه كسی گفته جز این راه مسیری داریم؟

آب نه عین سرابند پس از تو"أدیان"

ما فقط آب در این خاك كویری داریم

همه دیدند پیمبر چه وزیری دارد

همه گفتند از این پس چه امیری داریم

بعد هر یاعلی ام زمزمه یازهراست

بهتر از این چه مراعات نظیری داریم

همردیف دل دریا كه به غیر از دریاست

بهترین قافیه خانه مولا زهراست

سفره را باز كن ای شاه گدا آماده ست

به یتیمان بگو امروز غذا آماده ست

سوره مائده نازل شد و ما فهمیدیم

لب این بركه غذای دل ما آماده ست

چه غدیریست،چه عیدیست،برای بخشش

بیشتر از همه اعیاد،خدا آماده است

اختیار سر ما دست دو ابروی تو هست

بكِش آن تیغ دو دم را كه منا آماده ست

دردم این است كه ای خواجه مرا دردی نیست

ورنه در دست طبیبانه دوا آماده ست

باز هم بوی محرم همه جا را پر كرد

هر كه دارد هوس كرببلا آماده ست

ای كه بر دشمنی ات بغض وحسد گشت شریك

پسرت گفت: گناهم؟، همه گفتند :أبیك




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


طبع من نذر نگاه پهلوان روزگار

عاشقش هستم قرار از سینه ام برده نگار

آمده شیر خدا در بیشه دنبال شکار

می گذارد دشمن مولای ما پا به فرار

گوش کن در آسمان پیچیده صوت کردگار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

انبیا مکتب نشین درس تفسیر علی

شور بر پا می کند در جنگ تدبیر علی

باز غوغا می کند هوهوی شمشیر علی

خیل ابن عَبدُوَدها شد زمینگیر علی

جان عالم نذر تو ای تک یل دلدل سوار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

جبرییل آمد کنارت چهره ای تابان گرفت

حال میکاییل با دیدار تو سامان گرفت

قلب اسرافیل با تو نوری از ایمان گرفت

پای تو جان داد عزراییل و از نو جان گرفت

ذکر لب هایم شده شب تا سحر دیوانه وار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

سحر شیطان در میان سینه ها باطل شده

نعمت نور ولایت شامل هر دل شده

آیه ی "الیوم اَکمَلتُ لَکُم"نازل شده

دین حق با بودن حب علی کامل شده

در غدیر خم نوای شیعیان شد آشکار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

باده های اشک هستیم و اسیر خُم شدیم

تشنه ی فیضیم و هر شب هم مسیر خُم شدیم

روز پیمان آمده پیمانه گیر خُم شدیم

شیعیان ساقی روز غدیر خُم شدیم

برلب ما یکصد و ده مرتبه با افتخار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

از همان روز ازل از "لوکَشَف"بخشیده ای

با نگاهی به وجود من شرف بخشیده ای

گوهری تابان به اعماق صدف بخشیده ای

خواب دیدم که به من "دُرِّ نجف"بخشیده ای

شورشیرین تمام عاشقانه سر به دار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

نام تو می آید و روحم هوایی می شود

یاعلی می گویم و جانم خدایی می شود

گوشه چشمی کن دل ما کیمیایی می شود

باتو آجرهای ایوان هم طلایی می شود

خیر و برکت می رسد از چشم هایت بیشمار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

رو به درگاهت قنوتی از دعا آورده ام

بر سر سجاده بغض بی صدا آورده ام

هرکجا رفتم فقط نام تو را آورده ام

من سلامی محضر تو از رضا آورده ام

شیعه ی ایرانی ام دلبسته ی عشق تو یار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

یاعلی در سینه ام شوق زیاد اربعین

می برد هوش از سر من باز یاد اربعین

ازدحام و موکب و زوار و جاده...اربعین

از نجف تا کربلا پای پیاده اربعین

آخرش جان می دهم در سایه ی این انتظار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

ذکر یا حیدر شده ذکر لبان ما همه

شافع تنهایی ما در میان محکمه

افضل الاذکار بانوی دو عالم فاطمه

نام مولایم علی پیچیده بین علقمه

شد رجزهای ابوفاضل میان کارزار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

لطف تو بوده اگر با روضه همدم می شوم

در حسینیه دوباره مات پرچم می شوم

ذره ذره از تو لبریز از خودم کم می شوم

تو بگو که مُحرم ماه محرّم می شوم

روضه های تو برای ما شده دارالقرار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"

سر جدا شد حدّاقل پیکری مانده هنوز

گوشه ی گودال جسم پرپری مانده هنوز

همگی رفتند اما مادری مانده هنوز

پیش زهرا تکه های حنجری مانده هنوز

ناله از دل می زند زهرا درون نیزه زار

"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 03:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


آن روز که خم ، به دست دو دریا رفت

فردوس به خاک بوسی صحرا رفت

فر یاد فلک به " اِکفِیانی " برخواست

تا دست محمد و علی بالا رفت

***

رسول خدا(ص)فرمودند:

والله قسم که سوره ی " والعصر " درباره ی علی نازل شده

 (خطبه غدیر)

 

 "والعصر" که آیه آیه ی آن به علی

می خورد قسم ، به دین به قرآن به علی

" اِنسانَ لَفی خُسر " بود دشمن او

باید که بیاوریم "ایمان"  به علی

***

سرچشمه ی روشن حیات است غدیر

عطر ملکوت صلوات است غدیر

گرچه به بلندای شکوهش نرسیم

کوتاه ترین ، راه نجات است غدیر

 

***

امروز ، تمام کافران مایوسند

در شعله ی کینه های خود محبوسند

گفتند : گلوی برکه را میگیریم

دیدند ... که غرق در دو اقیانوسند

***

چون ماه ، به نور مهر ، وارث باشیم

چون کوه ، در امواج حوادث باشیم

شکرانه ی این  تجلی نعمت  را

در  " نِعمَتِ رَبِّکَ فَحَدِّث " باشیم

***

چون صبح الست ، عهد دیرینه گرفت

قرآن مجسم ، به روی سینه گرفت

فرمود : علی از من و ، من از علی ام

آیینه  به روی دست  آیینه  گرفت




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 03:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


خمار جام غدیرم شراب می خواهم

طهوری از نفس بوتراب می خواهم

جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم

سلام می دهم آقا جواب می خواهم

«سلام ساقی کوثر، سلام قرص قمر

زمین که لطف ندارد از آسمان چه خبر؟! »

خوشست خلوت اگر یار یار من باشد

چه خوب می شود اینجا کنار من باشد

تمام عمر علی سایه سار من باشد

به روز واقعه، او افتخار من باشد

اگر نگار من امروز لب فروش شود

دکان میثم شعرم رطب فروش شود

ابوتراب، که کارش تراب پروری است

شعاع ماه رخش آفتاب پروری است

دو وزن ابروی او شعر ناب پروری است

نگاه ساقی کوثر شراب پروری است

«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند»

دوباره وقت کرم کاسه ی نیاز شدن

در آستان طلوعش چو غنچه باز شدن

به شوق بوسه به دستش ترانه ساز شدن

به روی دوش همه اشتران جهاز شدن

بدان امید که ذی الحجّه در هوای علی

شویم منبر و باشیم زیر پای علی

غدیر برکه ی مستی بی حد است، علی

حدیث روز ولایت زبانزد است، علی

کتاب ناطق و قرآن ایزد است علی

علی محمد و اصلآ محمد است علی

پس از رسول علی مقتدای اسلام است

پسر عموی رسالت، صدای اسلام است

علی برای رسالت دلیل خواهد شد

ولایتش گهری بی بدیل خواهد شد

محبّ حضرت حیدر خلیل خواهد شد

کسی که دشمن او شد، ذلیل خواهد شد

علی خلاصه ی حمد است، ناسپاس نشو

نباش یار معاویّه، عمر و عاص نشو

کسی که پای قیامش، سجود باید کرد

هنوز در پی کشفش، شهود باید کرد

در آسمان نگاهش صعود باید کرد

به پادگان ولایش ورود باید کرد

کنار برکه ی ایمان دوباره جام شده است

به امر عالی اعلا، علی امام شده است

قلم فروش، دریغا غزل شناس شده

مگس نشسته به کندو، عسل شناس شده

عدم مقام گرفته ازل شناس شده

و آنکه جنگ نکرده، جمل شناس شده

کسی که بر سر این راه شاخص است علیست

که هست حقّ و مع الحق، مشخص است علیست

شما که از دل جبهه خبر نداشته اید

برای کشتن فتنه جگر نداشته اید

خراش مختصری نیز برنداشته اید

به هر چه غیر خدا کم نظر نداشته اید

شنیده اید علی یک تنه سپاه شده؟

برای ماندن اسلام جان پناه شده؟

شنیده اید علی سوره تکاثر بود

تهی از آنچه شمایید و از خدا پر بود

نگاه او به دو عالم پر از تدبّر بود

و درک او بخدا خارج از تصوّر بود

کسی به غیر علی این همه کمال نداشت

میان سینه ی خود چشمه ای زلال نداشت

چه اشتباه بزرگی ز دستتان سر زد

چه زود عهد غدیر از خیالتان پر زد

به قلب های شما دست شرک منبر زد

سپاه کفر طنابی به دست حیدر زد

همین که جمع پلید سقیفه شور گرفت

برای کشتن زهرا مغیره دور گرفت

 




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 03:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


خاک بودیم و یاعلی گفتیم

جان گرفتیم تا علی گفتیم

ما به ربی که روحمان بخشید

همگی یکصدا علی گفتیم

در قنوت نماز روز ازل

ربنا آتنا علی گفتیم

"یا علی" ذکر اعظم حق را

مصطفا گفت، ما علی گفتیم

روز خندق همین که جبراییل

نعره زد "لا فتی" علی گفتیم

این "علی" من "علی" ولی خداست

ذکر سبحان ربی الاعلی است

شیر پروردگار شد حیدر

شاه دلدل سوار شد حیدر

قدرت الله عرصه های نبرد

صاحب ذوالفقار شد حیدر

آن که "فی الفتنه" هست "عین الله"

چشم شیطان درآر شد حیدر

در شب توطئه علیه رسول

یاور جان نثار شد حیدر

مهر و قهر خداست این مولا

قاسم نور و نار شد حیدر

حک کن ای عرش، روی لوح بصر

ها علی بشر، فکیف بشر

روز محشر نوشته بر میزان

بغض او کفر، حب او ایمان

می درخشد چو ماه در محشر

مومن مرتضی علی عنوان

مژده دادند می رود به بهشت

شیعه ی او علی علی گویان

نغمه ی درب جنت است "علی"

لب حورا به اوست دُر افشان

در مقام مدیحه خوانی او

جبرییل است مرغ خوش الحان

حق خدا، حق علی و حق یاهو

وحده لا علی الا هو

می نویسم قیامت است غدیر

محک نار و جنت است غدیر

کافران را شقاوت است و هلاک

مومنان را سعادت است غدیر

همچو قرآن به ظالمین ضرر و

شیعه را خیر و برکت است غدیر

شیعه یعنی علی ولی خداست

امتداد رسالت است غدیر

برکه ای در دل کویر که نیست

چشمه سار ولایت است غدیر

دین بدون علی کمیت نداشت

وای اگر شیعه اهل بیت نداشت

شیعه باید علی نگر باشد

حیدری وار در خطر باشد

شیعه باید چو مالک و بوذر

دشمن هر چه فتنه گر باشد

شیعه باید سقیفه بازان را

مانع راه و دردسر باشد

شیعه باید شبیه فاطمه بر

رهبر خوشتن سپر باشد

شیعه باید که در دفاع ولی

خود حریف چهل نفر باشد

شیعه با رهبرش "وفا" دارد

ذکر "نفسی لک الفدا" دارد

نوکر مرتضی شدن خوب است

در وجودش فنا شدن خوب است

قنبرش بودن آرزوی همه است

فضه ی این سرا شدن خوب است

پشت درب غریبی حیدر

یار خیرالنسا شدن خوب است

ای گنه کار شرمسار اینجا

حر کرببلا شدن خوب است

پیکری داد زد ته گودال

پای دین سر جدا شدن خوب است

پیکری داد زد که... آه... نیا!

برو زینب ... به قتلگاه نیا!




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


دنیا به پیش چشم فلك ،سر به زیر شد

یعنى شكوه عرش خدا بى نظیر شد

وقتى عطش میان بیابان نفس كشید

هر سنگریزه، تشنه یك "یامُجیر"شد

باران عشق در دل صحرا ظهور كرد

تا آن بهار گمشده سهم كویر شد

روزى كه خنده بر رخ آیینه نقش بست

سرمنشأ دوباره خیر كثیر شد

واشد تمام پنجره ها سمت بركه اى

آیینه اى كه قسمت "یومُ الغدیر" شد

بر منبر عظیم ولایت كه تكیه داد

خورشید در قلمرو نورش حقیر شد

مردى پر از طراوت باران و شور عشق

در محضر تمامى خلقت، وزیر شد

در جشن آسمانى اكمال دین حق

آیینه دار سبز رسالت،امیر شد

"یومُ السُّرور"، روز تولاى حیدر است

ناد على بخوان كه فضا دلپذیر شد

مولاى دین ،طلوع امامت مبارك است

از نور توست ،ماه ولایت منیر شد




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر


گر جمع شود غم  به دلم...یک دنیا

 افتد گره گر به مشکلم...یک دنیا

تا مهر علی به سینه دارم غم نیست

 گر صف بکشد مقابلم ... یک دنیا

***

تو دین مرا اگر چه یاری کردی

در مکتب عشق جان نثاری کردی

ابلاغ ولایت علی گر نکنی

انگار نه انگار که کاری کردی

***

باید که به مومنین پیامم برسد

بر جمله ی مسلمین پیامم برسد

آن روز به حاضرین پیمبر فرمود:

باید که به غائبین پیامم برسد

***

گر دم ز ولایش نزنم می میرم

گر پر به هوایش نزنم می میرم

در هر نفسی علی علی می گویم

یک لحظه صدایش نزنم می میرم




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


لب تشنه به برکه ی غدیر آمده ایم

با شوق، به محضر امیر آمده ایم

ما چشم به راه دست بیعت هستیم

هر چند هزار سال، دیر آمده ایم




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


مانده ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد

یا مالک و سلمان و قنبر را نگه دارد

وقتی پیمبر با ولیِّ خود به بالا رفت

باید دو دستی باد، منبر را نگه دارد

باید کسی مثل پیمبر در زمین هم نه

در آسمان دستان حیدر را نگه دارد

دست نبی دست ولی را می برد یعنی

نام علی نام پیمبر را نگه دارد

عید غدیر خم پس از حج معنی اش این است

باید که حاجی دور آخر را نگه دارد

یعنی بگردد دور تو حاجی پس از حجش

تا حد عیدُاللهِ اکبر را نگه دارد

نامت جنون خیز است حق دارد مؤذن هم

وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد

خوشبخت هرکس داشت بیعت باعلی اما

خوشبخت تر آن کس که حیدر را نگه دارد

مثل همیشه در نبود حضرت زهرا

باید که مولا سهم کوثر را نگه دارد

ای کاش آن بادی که بالا داشت منبر را

لطفی کند این مرتبه در را نگه دارد

این شعر دارد می رود در مقتل آن جا که

مانده چگونه شمر خنجر را نگه دارد




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


هو میکشیم جامِ علی را بیاورید

امشب مِیِ مدامِ علی را بیاورید

ترسم بنایِ میکده زیر و زبر شود

ای وای اگر که نام علی را بیاورید

بینِ مزار هم کفن خویش می درم

یک بار اگر سلامِ علی را بیاورید

بازارِ شاعران و ادیبان بهم زنید

یک واژه از کلامِ علی را بیاورید

جبریل هم رسیده گره هاش وا شود

آقای من غلام علی را بیاورید

موسی نی ایم قصه اگر لن ترانی است

یک جلوه از تمام علی را بیاورید

ما را خمار باده نوشتند باعلی

ما را حلال زاده نوشتند باعلی

گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد

اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه  باید پیمبرش

این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد می کند و وقت رفتنش

یک کاسه آب حضرتِ زهرا بیاورد

یک دَم بس است از دو دَمِ ذوالفقارِ او

تا حالِ صد سپاه کمی جا بیاورد

اُفتاده از نفس ملک الموت می رسد

تا ذوالفقار محضرِ مولا بیاورد

وقت نبرد اوست و جبریل آمده

تا دستمالِ زردِ علی را بیاورد

یکدم سرِ سپاهِ عرب می زند علی

ای نازِ ضربِ شصست عجب می زند علی

مست است هرکه نعره ی او شورِ یا علیست

مرد است هرکه قبله ی او مرتضی علیست

حجش قبول هرکه به ایوان طلا رسید

بختش بلند هرکه گره خورده با علیست

معراج رفته بود ببیند خدا کجاست

معراج دید و گفت ببین تا کجا علیست

گفت از علی مع الحق و از حق مع العلی

من مانده ام علیست خدا یا خدا علیست

ظهر غدیر نقشِ عقیقِ رسول شد

مولا علیست تا که خدا هست تا علیست

ما شاهرگ به پای علی میزنیم شُکر

شرحِ تمام غیرت ما خونِ ما علیست

شکر خدا که حرمت میخانه داشتیم

عمریست با علی سر دیوانه داشتیم

بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است

بالای آستانِ نجف نام فاطمه است

حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است

سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است

این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست

هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است

فهمیده ام که روزی این شهر دست کیست

دیدم به هر دکانِ نجف نامِ فاطمه است

جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است

ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است

ما را علی به فاطمه اش هدیه داده است

بر برگه ی امانِ نجف نام فاطمه است

سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است

انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 02:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ای اهل عالم روز بیعت با امیر است

در این بیابانی که نام آن غدیر است

گفتا نبی هر کس که من مولای اویم

بر او علی بن ابیطالب امیر است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 01:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


لعنت به هر که غیر تو را برگزیده است

یعنی فضایل تو علی جان ندیده است

افشا شده است سر همه واصلان حق

از تو رسید هر که به جایی رسیده است

افتادن به پای تو شد رمز سروری

شد سربلند هر که به پیشت خمیده است

هر کس عصا گرفت که موسی نمی شود

هر مدعی که میوه ی طوبی نچیده است

بر کفر دشمنان تو تردید کی کند

هر کس کمی ز مزه ی ایمان چشیده است

بدر وحنین و خیبر و احزاب جملگی

نقش شجاعت تو به عالم کشیده است

از برکه ی غدیر خمت تا ابد علی

بر نه فلک نسیم ولایت وزیده است

بعد از نبی مسیر هدایت فقط تویی

گمراه می شود ز تو هر کس بریده است

حب تو را به جنت الاعلی نمی دهد

هر کس که عشق ناب شما را خریده است

آخر چه می شود که نگاهی به من کنی

حالا که اشک شوق ز چشمم چکیده است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 01:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      1   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.