امام علی(ع)-غدیر


تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی!

مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی!

دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی!

شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی!

"الیوم" چه کردی که خرابت شده احمد

"اکملت لکم" گفته و راحت شده احمد

این سلسله عشق به موی تو رسیده

سیب دل عشاق به جوی تو رسیده

این عقل به سر منزل روی تو رسیده

هی گشته و آخر به سبوی تو رسیده

خاتم به تو ‌بالیده که پایان پیامی

هم نقطه‌ی آغازی و هم ختم کلامی

من عاشق آن لحظه که انگشتریت را ...

مجنونِ تو وقتی رجز خیبریت را ...

دیوانه‌ی آن دم که دمِ حیدریت را ...

وحی آمده تا گوشه‌ای از دلبریت را ...

دل برده‌‌ای از دختر یک دانه‌ی هستی

تا خانه‌ی کوثر شده میخانه‌ی هستی

امشب صد و ده مرتبه دیوانه ترم من

شمعی؛ صد و ده مرتبه پروانه ترم من

ساقی! صد و ده مرتبه پیمانه ترم من

مست توام و از همه فرزانه ترم من


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر


جبریل از آسمان تبسم آورد

شیرینی دین برای مردم آورد

نعمت ز ولایت علی بهتر چیست؟

والله  که «أتممت علیکم» آورد

×××

در آینه مهر و مه شکوفایی کرد

دستان علی بلند بالایی کرد

آن روز خداوند خودش مردم را

از سورۀ مائده پذیرایی کرد




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر


عیـد همـه اعیـاد خـدا عیـد غدیـر است

عیدی است که پیغمبـر اسـلام بشیر است

عیدی که در آن عمر خطیر است خطیر است

عیدی است که حیدر به همه خلق امیر است

عیدی است که از سوی خدا بهر محمّد

گـل واژۀ «اَکـمَلتُ لکُـم دینُکُـم» آمــد

تبـریک در این عیـد مؤیـد شده واجب

امری است مؤکد که به احمد شده واجب

لطف و کـرم از خـالق سرمـد شده واجب

ابـلاغ ولایـت بـه محمّـد شده واجب

صحرای غدیر آمده صحرای قیامت

زیرا که گرفته است خدا عید امامت

یاران گل لبخند ز هر سو بفشانید

بر خاک قدم‌های محمّد بنشانید

در محضر احمد ز علی مدح بخوانید

تا عیـدی خـود را ز محمّـد بستانید

با عطر ولایت دهن خویش بشویید

تبریک به سادات بنی فاطمه گویید

در دست گرفته است نبی دست ولی را

ابـلاغ کنـد حکـم خـدای ازلــی را

افکنده به قلب همگـان، نور جلی را

کـای مـردم عالم بشناسید علـی را

فرمـان خداونـد همیـن است همیـن است

هر کس که منم رهبر او، رهبرش این است


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/9 | 03:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-غدیر


هنگام ظهر وقت اذان نماز بود

درهاى آسمان به روى خلق باز بود

ارواح مؤمنین همه در سجدۀ حضور

این روح كعبه بود كه روى جهاز بود

انگار بوى آب به گوشش رسیده بود

ارض غدیر چشمۀ عرض نیاز بود

خورشید در جنون خود از حال رفته بود

لیلاى بى تعیّن ما غرق ناز بود

گیرم كسی نبود تماشای او كند

این جلوه در غنای خود آیینه ساز بود

جبریل زد نفس نفس و خسته بال شد

گیسوى آیه‌های ولایت دراز بود

یكبار نه دوبار نه بار دگر شنید

از بس كه آیه‏هاى على دلنواز بود

تفریح خردسالی او خلق آدم است

این مرد در طفولیتش خاك باز بود

***

برای شنیدن صوت دکلمه این شعر توسط حجت الاسلام جعفری اینجا را کلیک کنید




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر


ظهر غم بود و بركه هم تشنه

بركه‌ای كه تب بیابان داشت

دل او مثل تكه های سفال

اشتیاق نماز باران داشت

 

ظهر یك روز آفتابی بود

بركه پلكی زد و نگاهش رفت

باز هم تا به انتهای كویر

حسرت جانگداز آهش رفت

 

آه! من بركۀ نگاه توأم

من به جز چشم تو نمی نوشم

تا نیایی و هم دمم نشوی

به خدا لحظه ای نمی‌جوشم

 

آه! من بركه های یعقوبم

كه به دشت فراق جاری شد

من همان رود نیل موسایم

كه به سمت عراق جاری شد

 

من همان بركۀ نمك گیرم

كز سر سفره ات نمك خوردم

من كویر حجازی صبرم

كه به شوق شما ترك خوردم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و غدیر


باید به همان سال دهم برگردیم

با بیعت در غدیر خم برگردیم

تا سوز عطش نکشته ما را باید

تا برکۀ اکملت لکم برگردیم

××× 

این بغض هنوز سر به شورش دارد

این چشم هزار چشمه جوشش دارد

این زخمِ هزار و چارصد سالۀ ما

اندازۀ زخم تازه سوزش دارد

××× 

هر جا که غدیر رفته باران رفته

جنگل به کویر و کوهساران رفته

هر جا که امام هست در مکتب او

حیوان هم اگر آمده انسان رفته

××× 

بر جای بماند از تو یک رد کافی ست

از عشق نشانه ای در این حد کافی ست

درک تو فقط حد رسول الله است

یک شیعه اگر تو را بفهمد کافی ست

××× 

دور و بر نور را که خلوت دیدند

انکار تو را چقدر راحت دیدند

این کوردلان تو را ندیدند اگر

یک عمر فقط از تو کرامت دیدند

××× 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-مدح و غدیر


طوفان بودیم، ساحلی رام شدیم

ما را خواندیّ و صاحبِ نام شدیم

چون زلف تو، آشفته و در هم بودیم

در سایه ی ابروانت آرام شدیم

××× 

ساقی شده ای جام هدایت داری

ای آنكه به شیعیان عنایت داری

تو بانی شهر عاشقانی مولا

از جانب حق حكم ولایت داری

××× 

امروز اگر چه سیر دیدیم تو را

پیدا بُدی و دیر دیدیم تو را

خورشیدی و چشم عاجز از رؤیت توست

در آیینۀ غدیر دیدیم تو را

××× 

عشق ابدی و ازلی بود آن روز

آغاز ولایت ولی بود آن روز

دستان خدا كه عاشقان را مأواست

در دست محمد و علی بود آن روز

××× 

ما عاشق عدل حیدری‌ات شده‌ایم

مولایی و مست رهبریت شده‌ایم

تو كعبه و ما دور سرت می گردیم

خورشید شدی و مشتری‌ات شده ایم




✔️ موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/8 | 03:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و عید غدیر


سلطان سریر در غدیر است علی

هم جان رسول و هم وزیر است علی

تنها نه به کائنات مولاست علی

بر خاتم انبیا امیر است علی

***

آیات خدا سینجلی می گویند

اسرا خدا ذکر جلی می گویند

احمد به شعف آید و زهرا به سرور

وقتی شهدا علی علی می گویند

***

هر صبح که با نام تو آغاز شود

در سینه نزول رحمت احراز شود

یا رب تو گواهی که ز یک بسم الله

صد ره به محمد و علی باز شود 




✔️ موضوع : عید غدیر، مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


صد بادیه سرمست از آن خم می شد

ابلیس به زیر دست و پا گم می شد

آن روز تمام شاعران می دیدند

لب های خدا پر از تبسم می شد

***

روشن شدن پگاه دیدن دارد

پرواز دل از نگاه دیدن دارد

بر قلۀ کوهی از جهاز شتران

خورشید کنار ماه دیدن دارد




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/7 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-غدیر


تجلّی همه أسماء ذات هستی تو

برای خلق، ظهور صفات هستی تو

گره گشای همه انبیا تو بودی و

گره گشای همه مشکلات هستی تو

به توبه گفت که: یا عالیُ بِحقّ علی

برای حضرت آدم برات هستی تو

تو یار نوح شدی تا رها شد از طوفان

و بر خلیل در آتش نجات هستی تو

برای حضرت موسی توئی ید بیضا

برای حضرت عیسی حیات هستی تو

به جز تو هیچ کسی نیست نفس پیغمبر

که رونمای وی از هر جهات هستی تو

چگونه مثل منی شاعرت شود، که خودت

به نظم آور صدها لغات هستی تو

 «به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند»

مسیر قافله سوی غدیر می گردد

غدیر واقعه ای بی نظیر می گردد

رسید روح الأمین، گفت: یا رسول الله

بگو پیام خدا را، که دیر می گردد

بگو که پشت تو بر ذات کبریا گرم است

به بند دام تو شیطان اسیر می گردد

به حاضرین تو بگو تا به غائبین گویند

علی است آن که پس از تو امیر می گردد

بگو نه از طرف من، که حکم حکم خداست

علی ولیّ و وصیّ و وزیر می گردد

همیشه دوست او سربلند می گردد

همیشه دشمن او سر به زیر می گردد

قسم به ذات خدا عاقبت به خیر شود

کسی که بر در او مُستجیر می گردد

چه اعتنا به کم و بیش این جهان دارد

که بهره مند ز خیر کثیر می گردد

هر آن که عید غدیر و علی است معیارش

دعای حضرت زهرا بود نگهدارش  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/24 | 07:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

  عید غدیر

 

کار من نیست که بنشینم املات کنم

شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه

باید اول برسم با تو مناجات کنم

سالی یک بار من عاشق نشوم می میرم

سالی یک بار اجازه بده لیلات کنم

همه جا رفتم و دیدم که تو هستی همه جا

تو کجا نیستی ای ماه که پیدات کنم؟

پدر خاکی و ما بچه ی خاکی توایم

حق بده پس همه را خاک کف پات کنم

از تو ای پیر طریقت که سر راه منی

آن قدر معجزه دیدم که مسیحات کنم

از خدا خواسته ام هر چه که دارم بدهم

جای آن چشم بگیرم که تماشات کنم

تو همانی که خدا گفت: تو رب الارضی

سجده بر اشهد ان لایی الّات کنم

مثل ما ماه پیمبر به خودت ماه بگو

اشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم

آتشی هستم و لبریز گلستان شدنم

چند وقتی است به ایوان نجف سر نزدم

بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم

سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه عرب!

بیشتر از همه آماده ی مهمان شدنم

آن که از کفر در آورد مرا مِهر تو بود

همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم

از چه امروز نیفتم به قدومت، وقتی...

ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم

روی خورشید تو خورشید پرستم کرده

با تجلّی تو در معرض سلمان شدنم

ده ذی الحجه ی من هجده ذالحجه ی توست

هشت روز است که آماده قربان شدنم

جان به هر حال قرار است که قربان بشود

پس چه خوب است که قربانی جانان بشود 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 03:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

هر آن کو شیعه ی آل علی بود

 به هر عهدی نیازش بر ولی بود

 اطاعت هر که از امر خدا کرد

 نبی را نیز بر خود مقتدا کرد

 پس از آن از اولی الامرش اطاعت

 مسلّم هست و واجب هم چو طاعت

 به اسلامی که آیین رشاد است

 اطاعت از ولی زاد المعاد است

«ولی» از بعد خاتم حیدر آمد

 اولی الامر این و آن پیغمبر آمد

 به آیین محمد  داد رونق

 که هم حق بود با او هم وی از حق

 بس آیات مبین بر احمد راد

 خدا در شان و تاییدش فرستاد

 به رمز و راز حق آگه علی بود

 که خود مفهوم سر الله علی بود

 اگر خواهی به شانش گردی آگاه

 شنو از مصطفی «لو کنت مولاه»

 سریر هل اتی را میر مولاست

 مسیر انما را پیر مولاست

 چو از حج وداع آمد پیمبر

 فرا شد در غدیر خم به منبر

 به دستش دست حیدر حق نشان شد

«یدالله فوق ایدیهم» عیان شد

 ندا در داد خیل مسلمین را

 بزرگان و هوا خواهان دین را

 که ای جمعیت حاضر به غایب

 رسانید این پیام و رای صائب

 که بعد از من علی سالار دین است

 امام است و امیرالمومنین است

 شد آن گه وحی بر طه و یاسین

 که هذا الیوم اکمل شد تو را دین

 شدند از این بشارت جمله خوبان

 ثنا گو دست افشان پای کوبان

 ملائک نیز غرق شادمانی

 به لب هاشان سرود آسمانی

 ***  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


عطر گُل

برخیز و به گلشن ولایت رو كن

با آل علی و آل احمد خو كن

در روز غدیر خم وجود خود را

با عطر گل محمّدی خوشبو كن

×××

افضل اعیاد

امروز كه روز بیعت و امداد است

از پنجهٔ غم دل همه آزاد است

در منزلت و فضیلت عید غدیر

فرمود نبی كه افضل اعیاد است




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 07:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

تا ملائک همگی دور علی چرخیدند

حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند

حاجیانی که همگی منتظر حق بودند

در بر احمد مختار علی را دیدند

با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت

چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند

مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم

اختران را طرف عرش خدا پاشیدند

تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی

دست او را همه ی آینه ها بوسیدند

آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین

روی خود را به کف پای علی ساییدند

زائرانی که ز اخلاص به او رو کردند

کوثر از دست خود فاطمه می نوشیدند

یا علی بود که از عرش خدا می بارید

نور مولا به سر ثانیه ها می بارید

عاشقان تو علی دل که به دریا بزنند

این محال است که در شیعِگی ات جا بزنند

بارها خواستهٔ قلب بهشت این بوده

مثل ایوان تو در جنّت الاعلی بزنند

عده ای که رخ ایوان شما را دیدند

قید دیدار جنان حین تماشا بزنند

قصد کردند ملائک همه در عید غدیر

پرچم عشق تو را بر سر دل ها بزنند

امر و دستور خدا بوده که باید عالم

بوسه بر خاک در حضرت مولا بزنند

کاش می شد بشوم فرش حریم تو علی

تا که زوّار تو بر فرق سرم پا بزنند

مردمانی که به دنبال خدا می گردند

باید آقا که در بیت شما را بزنند

از غدیر تو به معراج رسیدیم علی

کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 08:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

در ظهر غدیر تا كه موسای نبی

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخیلان عرب

از شدت غم، از حدقه بیرون زد

 

از مشرق دست های پر مهر نبی

خورشید ولایت و امامت تابید

با شوق ملائك همه فریاد زدند

« تا كور شود هر آن كه نتواند دید»

 

فرمود نبی به امر معبود ودود

بر امت من علی امام است امام

این مژده ی من به شیعیانش، دوزخ

بر شیعه ی مرتضی حرام است حرام

 

گُل كرد سپیده ی تبسم به لبش

تا آیه ی «اكملتُ لكُم» نازل شد

فرمود: خوشا به حالتان ای مردم

با حُب علی دین شما كامل شد

 

فرمود خدا ولایت حیدر را

بر آدم و نسل بعد او واجب كرد

در روز ازل كلید فردوسش را

تقدیمِ علی بن ابی طالب  كرد

 

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست

از عالم غیب مثل من آگاه است

قرآن چه قدر مدح و ثنایش را گفت!

او نقطه ی زیر باء بسم الله است

 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 08:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


ز پیشگاه الهی سفیر آمده است

به میهمانی عید غدیر آمده است

چه حاجت است كه دل را به این و آن بندد

كسی كه بر سر خوان امیر آمده است

شكفت نام علی بر لبان اهل ولا

كه بوی مشك و گلاب و عبیر آمده است

هنوز عطر بهار از غدیر می آید

از آن زمان كه علی ز آن مسیر آمده است

غدیر آمد و از این خجسته عید سعید

شمیم و رایحه ای دل پذیر آمده است

غدیر آمد و پیچید این خبر، دریا

«به آب یاری خاك كویر» آمده است

غدیرآمد و جبریل با پیمبر گفت

دوباره وحی خدای قدیر آمده است

پس از رسول خدا با پیام ما اُنزِل

برای خلق بشیر و نذیر آمده است

علیست آیت اَتمتتُ نعمتی بر خلق

همان پیام كه روز غدیر آمده است

علیست مرد بزرگ تمام میدان ها

كه رفته است دلیر و دلیر آمده است

علیست سرو بلندی كه آسمان و زمین

به پیش جاه و جلالش حقیر آمده است

علیست آینهٔ روشن صداقت و عدل

كسی كه داوریش بی نظیر آمده است

حریم اوست كرم خانه خداوندی

كرم همیشه بر این در فقیر آمده است

همیشه بر در این خانه سائل است اگر

سه شب فقیر و یتیم و اسیر آمده است

كسی كه دل به ولای علی و آلش بست

كنار چشمه خیر كثیر آمده است

اگر چه دل ز تولای او سرافراز است

همیشه پیش علی سر به زیر آمده است

به یمن عید غدیرش «وفائی» مسكین

به شوق تهنیت بر امیر آمده است




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 07:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)


دلم مست شراب الغدیر است

سراپایم کتاب الغدیر است

الا ساقی، سر و جانم فدایت

تمام هست خود، ریزم به پایت

نجات از بند و دام هستیم ده

ز  مینای ولایت مستیم ده

چنان برگیر با یک جرعه هوشم

که چون خم در غدیر خم بجوشم

دل از کف داده ام «ما انزلم» کن

ز « اکملت لکم » دین کاملم کن

بده جامم که عیدی دل پذیر است

نه نوروز است، این عید غدیر است

وجودم مست از جام تولاست

دلم دریایی از نور تجلاست

بیا تا مدح مولا را بگوییم

به صحرای غدیر خم بپوییم

محمد نغمه توحید دارد

در آن صحرا خدا هم عید دارد

چه صحرایی، ز جنت با صفا تر

ز دامان منی هم دلرباتر


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 09:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بحر طویل عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)

 ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم، بی خبر از هست شوم، عاشق یکدست شوم، سر بکشم، پر بکشم، حلقه ی اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم، لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم، هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم، که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم، نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم، چه غدیری، چه امیری، چه بشیری، چه مه و مهر منیری، چه قیامی، چه پیامی، چه امامی، چه مقامی، همه جا بحر عنایت، همه جا نور لایت، شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت، ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند، از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل، مدح علی شیر خدا را

*****

جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی، به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی، که الا ختم رسالت، گهر بحر جلالت، نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم، صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هر دم، به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده، بلّغ، برسان حکم خدا را، وَ بگو گفته ی ما را، که خدا یار تو باشد، اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی و دل اهل ولا را نربایی، به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت، به تو و حیدر و آلت، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت، بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره ی کفر و دو رویی همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن اینک بچشان بر همگان جام ولا را

***


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست

علی نه فاتح خیبر، که فاتح دل هاست

مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است

علی نه ساقی کوثر، که کوثر عظماست

مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است

علی نه شافع محشر، که محشر کبراست

مرا غدیر حریم وصال محبوب است

علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست

مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین

علی نه کاتب قرآن که آیت عظماست

مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ

که جان پناه همه رهروان راه خداست

مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن

که هم چو چشمه ی مبعث زلالِ وحدت زاست

مرا غدیر ندای بلند آزادی است

علی نه حامی بوذر که روح صدق و صفاست

مرا علی نبود خلقتی خدا گونه

چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست

اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید

ستایمش که علی عالی و علی اعلاست

بخوان ز سوره انعام علت درجات

علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست

مگو که مولد او کعبه شد که می گویم

به هر مکان که علی هست کعبه خود آن جاست

هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا

علی صفت اگرش نیست، کار غرق خطاست

بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر

که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست

ببین که در دل آن راد مرد بی همتا

به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست

بکوش رنگ علی گیری و صفات علی

هزار نکته باریک تر ز مو این جاست

به سال روز امامت به جشن عید غدیر

که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست

گل (امید) به لب ها نشاندم و گفتم

خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ولایت

 

ولایت چیست؟ اصل آفرینش

کلید قفل سیر درک و بینش

ولایت چیست ؟ تحصیل تعهد

صراط ما پس از ایاک نعبد

ولایت چیست؟ معراج تکامل

پی اثبات ذات پاک حق قل

ولایت علت غایی است ما را

به حمت فعل بی ماضی است ما را

ولایت آب و گل را در هم آمیخت

که از آمیختن آدم برانگیخت

ولایت نور را شد ساحل نور

که طوفانش بود در خط دستور

ولایت کوه آتش را کند گل

به ابراهیم در وقت توکل

ولایت در کف موسی عصا شد

به امر حق به شکل اژدها شد

ولایت را دم عیسی قرین است

که انفاس خوشش جان آفرین است

ولایت در ولایت گشت کامل

کز او نور هدایت گشت حاصل

ولایت جمع را تفریق دارد

که درکش سالها تحقیق دارد

ولایت رمز اثبات وجود است

ز جود او همه بود و نبود است

ولایت دشمن نامردمی هاست

یگانه رهبر سر در گمی هاست

ولایت هر که دارد غم ندارد

قوامش بیش هست و کم ندارد

ولایت یازده نور جلی بود

که پیوند تمامی با علی بود

اگر خواهی بدانی این علی کیست

ولی حق کسی غیر از علی نیست

علی حق را تجلی صفات است

امامت را چو سیم ارتباط است

به او رنگ ولایت چون ولی شد

علی مهدی شد و مهدی علی شد

به نخل دین ولایت برگ و بال است

ولایت را جهان در انتظار است

ولایت پای تا سر عدل و داد است

بشر را آخرین حکم جهاد است

ولایت کاخها را کوخ سازد

که قانون بشر منسوخ سازد

ولایت دیده ها را دیده بان است

ظهور مهدی صاحب زمان است

بشر را لطف نا محدود آید

ظهور مهدی موعود آید

ولایت معنی الله و نور است

شکوه رجعت و روز ظهور است

رسالت از ولایت گشت کامل

که هستی از کمالش گشت حاصل

ولایت خاتمیت راست خاتم

که ختم خاتمیت هست خاتم

دگرگونی اگر عالم پذیرد

ره خاتم از آن خاتم بگیرد




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر

 

این صدای گرد و خاک بال کیست؟

این تلاطم های موج یال کیست؟

اولین بار است می خواند سرود!!

آخرین بار است می آید فرود

آمد و شوقی شد و در سینه ریخت

برسرم بارانی از آئینه ریخت

بند تسبیحم برایش دانه شد

مسجد قلبم کبوتر خانه شد

آیه ای آورده سنگین و ثـقیل

زیر این آیه تلف شد جبرئیل

آیه ای از حضرت قدوس خم

شیعیان، الیوم اکملت لکم

....

آیه ای آورد و خود پرواز کرد

باب عشق و عاشقی را باز کرد

آیه اش ظرفیت سی جزء بود

وه که هم اعجاز و هم ایجاز کرد

می شود با گفتن یک واژه اش

یک صد و ده مرتبه اعجاز کرد

می شود با خواندنش جبریل شد

سینه ی هفت آسمان را باز کرد

گفت باید از همین ساعت به بعد

روز را با یا علی آغاز کرد

گفت و گفت و گفت از حمد خدا

با عبارات و اشاراتی رسا

....  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/21 | 09:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر

 

در چنتهٔ دل هر چه می شد عشق، رو کرد

ظرف دل ما را بلورین چون سبو کرد

این لطف معشوقانهٔ آقای ما بود

با عاشقی نا چیز میل گفتگو کرد

با غمزه ای رسوای عالم کرد ما را

اما به کوی عشق، صاحب آبرو کرد

تا آمدم بر خویش دیدم دل ندارم

در بی دلی تصویری از آن روز رو کرد

دیدم تنزل یافته عرش الهی

در برکه ای که یار ما در آن وضو کرد

پیغام حق این است، محبوب خدا شد

هر کس که قلبش را حریم حب او کرد

او کیست؟ بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیر المومنین حق است حیدر

دیدم غدیری را که مولا سرفراز است

من کنت مولا پرچمش در احتزاز است

زهرا بنازد بر امیرالمومنینش

او مست دیدار و علی هم غرق ناز است

بر هر دعایی پاسخ لبیک آید

باب اجابت بر دعای خیر باز است

اکمال دینِ حق به نام مرتضی شد

گویا که مُهر یا علی پای جواز است

احمد زند آوا: الا یا اهل العالم

این حیدر است و میر و آقای حجاز است

بهر قبول زحمت راه رسالت

لبیک آغاز ولایت را نیاز است

حب علی را هر که دارد در دل خویش

در بارگاه قرب صاحب امتیاز است

او کیست بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیر المومنین حق است حیدر  


ادامه مطلب

✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/21 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیر المومنین(ع)-عید غدیر


به گوش ای همه عالم! خدا بشیر شماست

محیط ارض و سما صحنۀ غدیر شماست

 نگه در آینۀ آفرینش اندازید

 تجلی علوی در رخ منیر شماست

 ندای ختم رسل می‌رسد زخم غدیر

 که ای تمامی امت علی امیر شماست

 کمـال دین خدا بر خدا مبارک باد

 تمام نعمت حق بر شما مبارک باد

 ****

الا تمام علی دوستان! قیام کنید

 فراز دست نبی بر علی سلام کنید

 خطابه خوانِ خدا گشته خواجۀ لولاک

 کلام او همه وحی است احترام کنید

 به نص حکم الهی علی امام شماست

 امامت دگران را به خود حرام کنید

 بـه شکـر آیـۀ اکمـال دیـن نمـاز کنید

 دو دست خویش به سوی علی دراز کنید

 ****

خدا به نطق محمد کند ثنای علی

 صدا صدای رسول است یا صدای علی

 پیمبران همگان ایستاده‌اند به صف

 که لب کنند تر از کوثر ولای علی

 غدیر آمده ای شاعران آیینی

 شما قصیده بگویید از برای علی

 قلم به دست بگیرید و صفحه بردارید

 کـه خطبۀ نبـوی را همه به نظم آرید

 ****

ندا ز خالق عزوجل رسید امروز

 که دشمنان همه گشتند ناامید امروز

 ندای بلغ ما انزل الیک ز حق

 به گوش خویش رسول خدا شنید امروز

 به ذات پاک خدا می‌خورم قسم آری!

 که در غدیر، خدا هم گرفته عید امروز

 به دوستان غدیر این ندا مبارک باد

 که روز عید علی بر خدا مبارک باد

 ****

الا رسول خدا از علی بگو! تو بگو!

 مرا چه زهره که گویم ثنای او تو بگو!

 بخوان ثنای علی را بخوان بخوان، تو بخوان!

 بگو علی‌ست تجلای ذات هو، تو بگو!

 هنوز ما سر مویی نگفته‌ایم از او

 بگو فضائل او را تو موبه‌مو، تو بگو!

 بگو بگو که فقط قول توست باورمان

 بگو که ما بشناسیم کیست رهبرمان

 ****  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/20 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر-مدح


تو دین مرا اگر چه یاری کردی

 در مکتب عشق جان نثاری کردی

 ابلاغ ولایت علی گر نکنی

 انگار نه انگار که کاری کردی

×××

 باید که به مومنین پیامم برسد

 بر جمله ی مسلمین پیامم برسد

 آن روز به حاضرین پیمبر فرمود

 باید که به غائبین پیامم برسد

×××

دل سوز و گدازه از علی می گیرد

 صد نغمه تازه از علی می گیرد

 جبریل همیشه اول هر کاری

 می آید اجازه از علی می گیرد

×××

 گر فضل تو را همه بدانند علی

 حیران تو تا ابد بمانند علی

 می ترسم اگر فضائلت را گویم

 یک عده تو را خدا بخوانند علی

×××

 با عشق علی ستاره بر می گردد

 خورشید به یک اشاره بر می گردد

 بر مرده اگر محب حیدر بدمد

 جانش به تنش دوباره بر می گردد

×××

 در سفره عسل اگر که باشد بهتر

 شعر تو غزل اگر که باشد بهتر

 اظهار محبت علی ای دل من

 همراه عمل اگر که باشد بهتر

×××

 آدم پی شور و شر نباشد بهتر

 دل بسته سیم و زر نباشد بهتر

 گر عشق علی کسی ندارد در سر

 آن سر به تنش اگر نباشد بهتر

×××

 خورشید، ضیایش از علی می باشد

 جبریل، بقایش از علی می باشد

 در طوف حرم به اهل عالم گفتم

 این کعبه صفایش از علی می باشد

×××

  شاید که کمی سوز به آهت بدهند

 در دهر کمی حشمت و جاهت بدهند

 اما دگر این امر محال است محال

 بی حب علی بهشت راهت ندهند

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای سید مجتبی شجاع برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/20 | 07:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

عید غدیر عید خداوند اکبر است

این عید از تمامی اعیاد، برتر است

 عید تمام نعمت و عید کمال دین

 یا عید حاصل زحمات پیمبر است

 قرآن پیام داده که این عید احمد است

 زهرا به وجد آمده کاین عید حیدر است

 عید خدا و لوح و قلم عید جبریل

 عید چهارده حجج الله اکبر است

 از خطبۀ غدیر بخوانید با نبی

 مدح علی که وحی خداوند اکبر است

 سوگند می‌خورم به خداوندی خدا

 آن را که دوستی علی نیست کافر است

 گو صد هزار بار شود غصب، حق او

 بعد از نبی علی به همه خلق، رهبر است

 طاعات، بی‌ولای علی هیزم جحیم

 توحید بی‌وجود علی نخل بی‌بر است

 بی مهر مرتضی‌علی و خاندان او

 حج و نماز و روزه همان جسم بی‌سر است

 در آفتاب حشر فقط پرچم علی

 بر فرق هر پیامبری سایه‌گستر است

 یک گوشه از ولایت او وسعت بهشت

 یک قطره از کرامت او حوض کوثر است

 باید برید سر ز تن دشمن علی

 حتی اگر برادر و فرزند و مادر است

 مقداد او به باغ جنان ناز می‌کند

 کل بهشت‌، عاشق سلمان و بوذر است

 آیا بود فراری جنگ احد امیر

 یا آنکه فاتح احد و بدر و خیبر است؟

 والله نفس پاک پیمبر فقط علی‌ست

 والله شهر علم، محمد، علی در است

 کس را چه زهره تا که به زهرا شود امام

 تنها علی امام به زهرای اطهر است

 می‌گویم این کلام و برآیم ز عهده‌اش

 یک یاعلی عصارۀ الله ‌اکبر است 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/19 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-غدیر

 

بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند

این مِی‌ای كه در غدیر خم آماده‌ است، در جامتان مدام نخواهد ماند

چون برگه‌های باطله خواهد سوخت، در گیر و دار زلزله خواهد مرد

شعری كه از امام نخواهد گفت، شهری كه با امام نخواهد ماند

مردی كه جبرئیل به پابوسش، لبریز السّلامُ علیكم بود

در بین راه خانه و نخلستان، در حسرت سلام نخواهد ماند

سرمست حاكمیت‌تان بودید، او داغدار این حَكَمیت بود

آن‌جا كه حرف، حرف ابوموساست، از دین به غیر نام نخواهد ماند

وقتی نماز حربه دشمن شد، مانند روز بر همه دشمن شد

حتی نشانه‌های مسلمانی، در مسجدالحرام نخواهد ماند

طوفان شقشقیه به راه افتاد، تا آن نگاه خسته به ماه افتاد

دانست ماهِ از نفس‌افتاده، در بند التیام نخواهد ماند

تا كربلا و علقمه در پیش است، خون‌گریه‌های فاطمه در پیش است

ظلمی كه از مدینه به راه افتاد، در كوفه ناتمام نخواهد ماند

ای منكران بی‌خبر و سرمست، مردی كه پشت كعبه به او گرم است

بعد از حضور حیدری‌اش دیگر، حرفی جز انتقام نخواهد ماند

***

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند

مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش، و یتیمان مست آغوش‌اش

راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش، در شب تار را نفهمیدند

مردمِ دل‌بریده از بعثت، كه فقط فكر آب و نان بودند

مثل اشراف عهد دقیانوس، قصه غار را نفهمیدند

با تبر باغ را درو كردند، حالی از باغبان نپرسیدند

خم به ابروی‌شان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، كوچه را خیس اشك می‌كردند

گفت مولا كه زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

لات‌هایی كه عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم كه یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند

آخر قصه‌اش بهاری بود، سوره انفطار جاری بود

عالمان قرائت و تفسیر، شوق دیدار را نفهمیدند

كودكانی كه باخبر بودند، از همه روزه‌دارتر بودند

بس كه لب‌تشنه سحر بودند، وقت افطار را نفهمیدند




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/18 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


آسمان پای پیاده به غدیر آمده بود

زودتر از همه با این همه دیر آمده بود

چه خبربود؟! زمان لحظهٔ حساسی بود

عرش با آن عظمت نیز به زیر آمده بود

چه خبر بود؟! که ابلیس به خود می لرزید

و خدا خواسته این گونه حقیر آمده بود

چه خبر بود؟! که این قافله ها در پی هم

از دل کعبه به این دشت کویر آمده بود

چه خبر بود؟! که جبریل به خود می بالید

پیک مامور در این امر خطیر آمده بود

چه خبر بود؟! که پیغمبر دردانهٔ حق

باز هم بر در میخانه بشیر آمده بود

روی دستش بگرفت او همهٔ هستی را

جان خود را که چه جانانه وزیر آمده بود

آی! آهسته!! صدایش برسد تا افلاک

ماه و خورشید به تبریک امیر آمده بود




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/17 | 08:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین حضرت علی(ع)- مدح

 

باید که تو را حضرت منان بنویسد

در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است

مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه

«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا

قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است

«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا

چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

.

.

.

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست

پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست

«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا

دشمن به فرار است ازین حالت مولا

شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید

باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»

این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند

آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد

«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

.

.

.

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه

بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است

حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است




✔️ موضوع : ولادت امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/03/23 | 06:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)

بریدم از جان و از جهان، دل؛ زدم دلم را به نام حیدر

فرو نیارم به بنده‌ای، سر؛ منم غلام غلام حیدر

نه بنده‌اش خوانم و نه یزدان، نه خالقش گویم و نه مخلوق

شکاف دیوار کعبه بنگر، بخوان خطی از مقام حیدر

رخش ندیده‌ست انس و جان هم، ملائک و اهل آسمان هم

که ره ندارند عرشیان هم، به محفل بار عام حیدر

طهور قرآن قرین جانش، یکایک آیات وصف شأنش

تمام نهج البلاغه سطری، ز بی‌کران کلام حیدر


ادامه مطلب

✔️ موضوع : عید غدیر، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/09/3 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غدیر خم

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض« اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

« بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر  




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/09/3 | 06:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: ... 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic