عید غدیر

 

تا ملائک همگی دور علی چرخیدند

حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند

حاجیانی که همگی منتظر حق بودند

در بر احمد مختار علی را دیدند

با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت

چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند

مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم

اختران را طرف عرش خدا پاشیدند

تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی

دست او را همه ی آینه ها بوسیدند

آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین

روی خود را به کف پای علی ساییدند

زائرانی که ز اخلاص به او رو کردند

کوثر از دست خود فاطمه می نوشیدند

یا علی بود که از عرش خدا می بارید

نور مولا به سر ثانیه ها می بارید

عاشقان تو علی دل که به دریا بزنند

این محال است که در شیعِگی ات جا بزنند

بارها خواستهٔ قلب بهشت این بوده

مثل ایوان تو در جنّت الاعلی بزنند

عده ای که رخ ایوان شما را دیدند

قید دیدار جنان حین تماشا بزنند

قصد کردند ملائک همه در عید غدیر

پرچم عشق تو را بر سر دل ها بزنند

امر و دستور خدا بوده که باید عالم

بوسه بر خاک در حضرت مولا بزنند

کاش می شد بشوم فرش حریم تو علی

تا که زوّار تو بر فرق سرم پا بزنند

مردمانی که به دنبال خدا می گردند

باید آقا که در بیت شما را بزنند

از غدیر تو به معراج رسیدیم علی

کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی  


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 08:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

در ظهر غدیر تا كه موسای نبی

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخیلان عرب

از شدت غم، از حدقه بیرون زد

 

از مشرق دست های پر مهر نبی

خورشید ولایت و امامت تابید

با شوق ملائك همه فریاد زدند

« تا كور شود هر آن كه نتواند دید»

 

فرمود نبی به امر معبود ودود

بر امت من علی امام است امام

این مژده ی من به شیعیانش، دوزخ

بر شیعه ی مرتضی حرام است حرام

 

گُل كرد سپیده ی تبسم به لبش

تا آیه ی «اكملتُ لكُم» نازل شد

فرمود: خوشا به حالتان ای مردم

با حُب علی دین شما كامل شد

 

فرمود خدا ولایت حیدر را

بر آدم و نسل بعد او واجب كرد

در روز ازل كلید فردوسش را

تقدیمِ علی بن ابی طالب  كرد

 

فرمود: برادرم علی مَحرم ماست

از عالم غیب مثل من آگاه است

قرآن چه قدر مدح و ثنایش را گفت!

او نقطه ی زیر باء بسم الله است

 


ادامه این شعر

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 08:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


ز پیشگاه الهی سفیر آمده است

به میهمانی عید غدیر آمده است

چه حاجت است كه دل را به این و آن بندد

كسی كه بر سر خوان امیر آمده است

شكفت نام علی بر لبان اهل ولا

كه بوی مشك و گلاب و عبیر آمده است

هنوز عطر بهار از غدیر می آید

از آن زمان كه علی ز آن مسیر آمده است

غدیر آمد و از این خجسته عید سعید

شمیم و رایحه ای دل پذیر آمده است

غدیر آمد و پیچید این خبر، دریا

«به آب یاری خاك كویر» آمده است

غدیرآمد و جبریل با پیمبر گفت

دوباره وحی خدای قدیر آمده است

پس از رسول خدا با پیام ما اُنزِل

برای خلق بشیر و نذیر آمده است

علیست آیت اَتمتتُ نعمتی بر خلق

همان پیام كه روز غدیر آمده است

علیست مرد بزرگ تمام میدان ها

كه رفته است دلیر و دلیر آمده است

علیست سرو بلندی كه آسمان و زمین

به پیش جاه و جلالش حقیر آمده است

علیست آینهٔ روشن صداقت و عدل

كسی كه داوریش بی نظیر آمده است

حریم اوست كرم خانه خداوندی

كرم همیشه بر این در فقیر آمده است

همیشه بر در این خانه سائل است اگر

سه شب فقیر و یتیم و اسیر آمده است

كسی كه دل به ولای علی و آلش بست

كنار چشمه خیر كثیر آمده است

اگر چه دل ز تولای او سرافراز است

همیشه پیش علی سر به زیر آمده است

به یمن عید غدیرش «وفائی» مسكین

به شوق تهنیت بر امیر آمده است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/23 | 07:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)


دلم مست شراب الغدیر است

سراپایم کتاب الغدیر است

الا ساقی، سر و جانم فدایت

تمام هست خود، ریزم به پایت

نجات از بند و دام هستیم ده

ز  مینای ولایت مستیم ده

چنان برگیر با یک جرعه هوشم

که چون خم در غدیر خم بجوشم

دل از کف داده ام «ما انزلم» کن

ز « اکملت لکم » دین کاملم کن

بده جامم که عیدی دل پذیر است

نه نوروز است، این عید غدیر است

وجودم مست از جام تولاست

دلم دریایی از نور تجلاست

بیا تا مدح مولا را بگوییم

به صحرای غدیر خم بپوییم

محمد نغمه توحید دارد

در آن صحرا خدا هم عید دارد

چه صحرایی، ز جنت با صفا تر

ز دامان منی هم دلرباتر


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 09:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بحر طویل عید غدیر و مدح امیرالمومنین(ع)

 ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم، بی خبر از هست شوم، عاشق یکدست شوم، سر بکشم، پر بکشم، حلقه ی اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم، لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم، هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم، که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم، نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم، چه غدیری، چه امیری، چه بشیری، چه مه و مهر منیری، چه قیامی، چه پیامی، چه امامی، چه مقامی، همه جا بحر عنایت، همه جا نور لایت، شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت، ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند، از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل، مدح علی شیر خدا را

*****

جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی، به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی، که الا ختم رسالت، گهر بحر جلالت، نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم، صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هر دم، به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده، بلّغ، برسان حکم خدا را، وَ بگو گفته ی ما را، که خدا یار تو باشد، اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی و دل اهل ولا را نربایی، به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت، به تو و حیدر و آلت، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت، بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره ی کفر و دو رویی همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن اینک بچشان بر همگان جام ولا را

***


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

 

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست

علی نه فاتح خیبر، که فاتح دل هاست

مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است

علی نه ساقی کوثر، که کوثر عظماست

مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است

علی نه شافع محشر، که محشر کبراست

مرا غدیر حریم وصال محبوب است

علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست

مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین

علی نه کاتب قرآن که آیت عظماست

مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ

که جان پناه همه رهروان راه خداست

مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن

که هم چو چشمه ی مبعث زلالِ وحدت زاست

مرا غدیر ندای بلند آزادی است

علی نه حامی بوذر که روح صدق و صفاست

مرا علی نبود خلقتی خدا گونه

چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست

اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید

ستایمش که علی عالی و علی اعلاست

بخوان ز سوره انعام علت درجات

علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست

مگو که مولد او کعبه شد که می گویم

به هر مکان که علی هست کعبه خود آن جاست

هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا

علی صفت اگرش نیست، کار غرق خطاست

بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر

که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست

ببین که در دل آن راد مرد بی همتا

به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست

بکوش رنگ علی گیری و صفات علی

هزار نکته باریک تر ز مو این جاست

به سال روز امامت به جشن عید غدیر

که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست

گل (امید) به لب ها نشاندم و گفتم

خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ولایت

 

ولایت چیست؟ اصل آفرینش

کلید قفل سیر درک و بینش

ولایت چیست ؟ تحصیل تعهد

صراط ما پس از ایاک نعبد

ولایت چیست؟ معراج تکامل

پی اثبات ذات پاک حق قل

ولایت علت غایی است ما را

به حمت فعل بی ماضی است ما را

ولایت آب و گل را در هم آمیخت

که از آمیختن آدم برانگیخت

ولایت نور را شد ساحل نور

که طوفانش بود در خط دستور

ولایت کوه آتش را کند گل

به ابراهیم در وقت توکل

ولایت در کف موسی عصا شد

به امر حق به شکل اژدها شد

ولایت را دم عیسی قرین است

که انفاس خوشش جان آفرین است

ولایت در ولایت گشت کامل

کز او نور هدایت گشت حاصل

ولایت جمع را تفریق دارد

که درکش سالها تحقیق دارد

ولایت رمز اثبات وجود است

ز جود او همه بود و نبود است

ولایت دشمن نامردمی هاست

یگانه رهبر سر در گمی هاست

ولایت هر که دارد غم ندارد

قوامش بیش هست و کم ندارد

ولایت یازده نور جلی بود

که پیوند تمامی با علی بود

اگر خواهی بدانی این علی کیست

ولی حق کسی غیر از علی نیست

علی حق را تجلی صفات است

امامت را چو سیم ارتباط است

به او رنگ ولایت چون ولی شد

علی مهدی شد و مهدی علی شد

به نخل دین ولایت برگ و بال است

ولایت را جهان در انتظار است

ولایت پای تا سر عدل و داد است

بشر را آخرین حکم جهاد است

ولایت کاخها را کوخ سازد

که قانون بشر منسوخ سازد

ولایت دیده ها را دیده بان است

ظهور مهدی صاحب زمان است

بشر را لطف نا محدود آید

ظهور مهدی موعود آید

ولایت معنی الله و نور است

شکوه رجعت و روز ظهور است

رسالت از ولایت گشت کامل

که هستی از کمالش گشت حاصل

ولایت خاتمیت راست خاتم

که ختم خاتمیت هست خاتم

دگرگونی اگر عالم پذیرد

ره خاتم از آن خاتم بگیرد




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/08/22 | 08:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر

 

این صدای گرد و خاک بال کیست؟

این تلاطم های موج یال کیست؟

اولین بار است می خواند سرود!!

آخرین بار است می آید فرود

آمد و شوقی شد و در سینه ریخت

برسرم بارانی از آئینه ریخت

بند تسبیحم برایش دانه شد

مسجد قلبم کبوتر خانه شد

آیه ای آورده سنگین و ثـقیل

زیر این آیه تلف شد جبرئیل

آیه ای از حضرت قدوس خم

شیعیان، الیوم اکملت لکم

....

آیه ای آورد و خود پرواز کرد

باب عشق و عاشقی را باز کرد

آیه اش ظرفیت سی جزء بود

وه که هم اعجاز و هم ایجاز کرد

می شود با گفتن یک واژه اش

یک صد و ده مرتبه اعجاز کرد

می شود با خواندنش جبریل شد

سینه ی هفت آسمان را باز کرد

گفت باید از همین ساعت به بعد

روز را با یا علی آغاز کرد

گفت و گفت و گفت از حمد خدا

با عبارات و اشاراتی رسا

....  


ادامه این شعر

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/21 | 09:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-عید غدیر

 

در چنتهٔ دل هر چه می شد عشق، رو کرد

ظرف دل ما را بلورین چون سبو کرد

این لطف معشوقانهٔ آقای ما بود

با عاشقی نا چیز میل گفتگو کرد

با غمزه ای رسوای عالم کرد ما را

اما به کوی عشق، صاحب آبرو کرد

تا آمدم بر خویش دیدم دل ندارم

در بی دلی تصویری از آن روز رو کرد

دیدم تنزل یافته عرش الهی

در برکه ای که یار ما در آن وضو کرد

پیغام حق این است، محبوب خدا شد

هر کس که قلبش را حریم حب او کرد

او کیست؟ بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیر المومنین حق است حیدر

دیدم غدیری را که مولا سرفراز است

من کنت مولا پرچمش در احتزاز است

زهرا بنازد بر امیرالمومنینش

او مست دیدار و علی هم غرق ناز است

بر هر دعایی پاسخ لبیک آید

باب اجابت بر دعای خیر باز است

اکمال دینِ حق به نام مرتضی شد

گویا که مُهر یا علی پای جواز است

احمد زند آوا: الا یا اهل العالم

این حیدر است و میر و آقای حجاز است

بهر قبول زحمت راه رسالت

لبیک آغاز ولایت را نیاز است

حب علی را هر که دارد در دل خویش

در بارگاه قرب صاحب امتیاز است

او کیست بیرق دار حق تا روز محشر

سلطان امیر المومنین حق است حیدر  


ادامه مطلب

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/21 | 09:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیر المومنین(ع)-عید غدیر


به گوش ای همه عالم! خدا بشیر شماست

محیط ارض و سما صحنۀ غدیر شماست

 نگه در آینۀ آفرینش اندازید

 تجلی علوی در رخ منیر شماست

 ندای ختم رسل می‌رسد زخم غدیر

 که ای تمامی امت علی امیر شماست

 کمـال دین خدا بر خدا مبارک باد

 تمام نعمت حق بر شما مبارک باد

 ****

الا تمام علی دوستان! قیام کنید

 فراز دست نبی بر علی سلام کنید

 خطابه خوانِ خدا گشته خواجۀ لولاک

 کلام او همه وحی است احترام کنید

 به نص حکم الهی علی امام شماست

 امامت دگران را به خود حرام کنید

 بـه شکـر آیـۀ اکمـال دیـن نمـاز کنید

 دو دست خویش به سوی علی دراز کنید

 ****

خدا به نطق محمد کند ثنای علی

 صدا صدای رسول است یا صدای علی

 پیمبران همگان ایستاده‌اند به صف

 که لب کنند تر از کوثر ولای علی

 غدیر آمده ای شاعران آیینی

 شما قصیده بگویید از برای علی

 قلم به دست بگیرید و صفحه بردارید

 کـه خطبۀ نبـوی را همه به نظم آرید

 ****

ندا ز خالق عزوجل رسید امروز

 که دشمنان همه گشتند ناامید امروز

 ندای بلغ ما انزل الیک ز حق

 به گوش خویش رسول خدا شنید امروز

 به ذات پاک خدا می‌خورم قسم آری!

 که در غدیر، خدا هم گرفته عید امروز

 به دوستان غدیر این ندا مبارک باد

 که روز عید علی بر خدا مبارک باد

 ****

الا رسول خدا از علی بگو! تو بگو!

 مرا چه زهره که گویم ثنای او تو بگو!

 بخوان ثنای علی را بخوان بخوان، تو بخوان!

 بگو علی‌ست تجلای ذات هو، تو بگو!

 هنوز ما سر مویی نگفته‌ایم از او

 بگو فضائل او را تو موبه‌مو، تو بگو!

 بگو بگو که فقط قول توست باورمان

 بگو که ما بشناسیم کیست رهبرمان

 ****  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/20 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر-مدح


تو دین مرا اگر چه یاری کردی

 در مکتب عشق جان نثاری کردی

 ابلاغ ولایت علی گر نکنی

 انگار نه انگار که کاری کردی

×××

 باید که به مومنین پیامم برسد

 بر جمله ی مسلمین پیامم برسد

 آن روز به حاضرین پیمبر فرمود

 باید که به غائبین پیامم برسد

×××

دل سوز و گدازه از علی می گیرد

 صد نغمه تازه از علی می گیرد

 جبریل همیشه اول هر کاری

 می آید اجازه از علی می گیرد

×××

 گر فضل تو را همه بدانند علی

 حیران تو تا ابد بمانند علی

 می ترسم اگر فضائلت را گویم

 یک عده تو را خدا بخوانند علی

×××

 با عشق علی ستاره بر می گردد

 خورشید به یک اشاره بر می گردد

 بر مرده اگر محب حیدر بدمد

 جانش به تنش دوباره بر می گردد

×××

 در سفره عسل اگر که باشد بهتر

 شعر تو غزل اگر که باشد بهتر

 اظهار محبت علی ای دل من

 همراه عمل اگر که باشد بهتر

×××

 آدم پی شور و شر نباشد بهتر

 دل بسته سیم و زر نباشد بهتر

 گر عشق علی کسی ندارد در سر

 آن سر به تنش اگر نباشد بهتر

×××

 خورشید، ضیایش از علی می باشد

 جبریل، بقایش از علی می باشد

 در طوف حرم به اهل عالم گفتم

 این کعبه صفایش از علی می باشد

×××

  شاید که کمی سوز به آهت بدهند

 در دهر کمی حشمت و جاهت بدهند

 اما دگر این امر محال است محال

 بی حب علی بهشت راهت ندهند

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای سید مجتبی شجاع برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/20 | 07:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

عید غدیر عید خداوند اکبر است

این عید از تمامی اعیاد، برتر است

 عید تمام نعمت و عید کمال دین

 یا عید حاصل زحمات پیمبر است

 قرآن پیام داده که این عید احمد است

 زهرا به وجد آمده کاین عید حیدر است

 عید خدا و لوح و قلم عید جبریل

 عید چهارده حجج الله اکبر است

 از خطبۀ غدیر بخوانید با نبی

 مدح علی که وحی خداوند اکبر است

 سوگند می‌خورم به خداوندی خدا

 آن را که دوستی علی نیست کافر است

 گو صد هزار بار شود غصب، حق او

 بعد از نبی علی به همه خلق، رهبر است

 طاعات، بی‌ولای علی هیزم جحیم

 توحید بی‌وجود علی نخل بی‌بر است

 بی مهر مرتضی‌علی و خاندان او

 حج و نماز و روزه همان جسم بی‌سر است

 در آفتاب حشر فقط پرچم علی

 بر فرق هر پیامبری سایه‌گستر است

 یک گوشه از ولایت او وسعت بهشت

 یک قطره از کرامت او حوض کوثر است

 باید برید سر ز تن دشمن علی

 حتی اگر برادر و فرزند و مادر است

 مقداد او به باغ جنان ناز می‌کند

 کل بهشت‌، عاشق سلمان و بوذر است

 آیا بود فراری جنگ احد امیر

 یا آنکه فاتح احد و بدر و خیبر است؟

 والله نفس پاک پیمبر فقط علی‌ست

 والله شهر علم، محمد، علی در است

 کس را چه زهره تا که به زهرا شود امام

 تنها علی امام به زهرای اطهر است

 می‌گویم این کلام و برآیم ز عهده‌اش

 یک یاعلی عصارۀ الله ‌اکبر است 


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/19 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-غدیر

 

بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند

این مِی‌ای كه در غدیر خم آماده‌ است، در جامتان مدام نخواهد ماند

چون برگه‌های باطله خواهد سوخت، در گیر و دار زلزله خواهد مرد

شعری كه از امام نخواهد گفت، شهری كه با امام نخواهد ماند

مردی كه جبرئیل به پابوسش، لبریز السّلامُ علیكم بود

در بین راه خانه و نخلستان، در حسرت سلام نخواهد ماند

سرمست حاكمیت‌تان بودید، او داغدار این حَكَمیت بود

آن‌جا كه حرف، حرف ابوموساست، از دین به غیر نام نخواهد ماند

وقتی نماز حربه دشمن شد، مانند روز بر همه دشمن شد

حتی نشانه‌های مسلمانی، در مسجدالحرام نخواهد ماند

طوفان شقشقیه به راه افتاد، تا آن نگاه خسته به ماه افتاد

دانست ماهِ از نفس‌افتاده، در بند التیام نخواهد ماند

تا كربلا و علقمه در پیش است، خون‌گریه‌های فاطمه در پیش است

ظلمی كه از مدینه به راه افتاد، در كوفه ناتمام نخواهد ماند

ای منكران بی‌خبر و سرمست، مردی كه پشت كعبه به او گرم است

بعد از حضور حیدری‌اش دیگر، حرفی جز انتقام نخواهد ماند

***

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند

مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش، و یتیمان مست آغوش‌اش

راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش، در شب تار را نفهمیدند

مردمِ دل‌بریده از بعثت، كه فقط فكر آب و نان بودند

مثل اشراف عهد دقیانوس، قصه غار را نفهمیدند

با تبر باغ را درو كردند، حالی از باغبان نپرسیدند

خم به ابروی‌شان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، كوچه را خیس اشك می‌كردند

گفت مولا كه زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

لات‌هایی كه عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم كه یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند

آخر قصه‌اش بهاری بود، سوره انفطار جاری بود

عالمان قرائت و تفسیر، شوق دیدار را نفهمیدند

كودكانی كه باخبر بودند، از همه روزه‌دارتر بودند

بس كه لب‌تشنه سحر بودند، وقت افطار را نفهمیدند




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/18 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


آسمان پای پیاده به غدیر آمده بود

زودتر از همه با این همه دیر آمده بود

چه خبربود؟! زمان لحظهٔ حساسی بود

عرش با آن عظمت نیز به زیر آمده بود

چه خبر بود؟! که ابلیس به خود می لرزید

و خدا خواسته این گونه حقیر آمده بود

چه خبر بود؟! که این قافله ها در پی هم

از دل کعبه به این دشت کویر آمده بود

چه خبر بود؟! که جبریل به خود می بالید

پیک مامور در این امر خطیر آمده بود

چه خبر بود؟! که پیغمبر دردانهٔ حق

باز هم بر در میخانه بشیر آمده بود

روی دستش بگرفت او همهٔ هستی را

جان خود را که چه جانانه وزیر آمده بود

آی! آهسته!! صدایش برسد تا افلاک

ماه و خورشید به تبریک امیر آمده بود




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/17 | 08:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین حضرت علی(ع)- مدح

 

باید که تو را حضرت منان بنویسد

در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است

مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه

«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا

قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است

«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا

چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

.

.

.

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست

پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست

«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا

دشمن به فرار است ازین حالت مولا

شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید

باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»

این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند

آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد

«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

.

.

.

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه

بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است

حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/03/23 | 06:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)

بریدم از جان و از جهان، دل؛ زدم دلم را به نام حیدر

فرو نیارم به بنده‌ای، سر؛ منم غلام غلام حیدر

نه بنده‌اش خوانم و نه یزدان، نه خالقش گویم و نه مخلوق

شکاف دیوار کعبه بنگر، بخوان خطی از مقام حیدر

رخش ندیده‌ست انس و جان هم، ملائک و اهل آسمان هم

که ره ندارند عرشیان هم، به محفل بار عام حیدر

طهور قرآن قرین جانش، یکایک آیات وصف شأنش

تمام نهج البلاغه سطری، ز بی‌کران کلام حیدر


ادامه مطلب

موضوع: عید غدیر،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/09/3 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غدیر خم

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض« اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

« بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر  




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/09/3 | 06:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دوبیتی‌هایی در غدیر


مگر اینها درِ خیبر ندیدند - رکوع و برق انگشتر ندیدند

همین دستی که مظلومانه بستند - مگر در دست پیغمبر ندیدند

 

محمد! باز کن اکنون صدف را - بده خاتم! نشان دُرّ نجف را

بخوان از پر زدن دنبال هدهد - رها کن رهروان بی هدف را

 

خُمی داریم تاکش در غدیر است - بده ساقی، چه طعمش دلپذیر است!

نمی‌نوشد اگر مُنکِر از این جام – گمانم کاهِ غفلت خورده، سیر است

 

یکی از چارده دریا تو هستی – امام اولِ دل‌ها تو هستی

«ولی» غیر از تو آری هست، اما - «امیرالمومنین» تنها تو هستی

 

نگاهی داری ای ساقی! شرابی - دلی در سینه داری آفتابی

خدا از خاک خلقم کرده، آری - شدم از روز اول بوترابی

 

«درِ میخانه را گیرم که بستند» - و پهلوی کلیدش را شکستند

فراری‌‌ها چه فکری کرده بودند - که جای فاتح خیبر نشستند

 




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


دست‌هایت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد

دست‌هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:)

خوب می‌دانید در دستانم اینک دست کیست؟

نام او عشق است، آری می‌شناسیدش : علی است

من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم

با مددهای علی ابن ابی طالب شدم

در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی

با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی

تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی

هر چه می‌گویم علی، انگار اللّهی ترم

مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او می‌پرم

مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم

با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم  


ادامه این شعر

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر-مدح امیرالمومنین(ع)


باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه‌ی دریا به تلاطم کشید

آمد و توفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای! اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلا جوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می‌آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه‌ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه‌ی ظاهر شده‌ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می‌رسد

تا که به ایوان نجف می‌رسد




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/09/1 | 07:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)


معادلات جهان را علی‌(ع) ! به هم زده‌ای تو

بگو چگونه کنار خدا قدم زده‌ای تو؟

به گوشه گوشه‌ی عالم اگر قلندر مستی است،

لبی به گوشه‌ی جامش - به مِی قسم! - زده‌ای تو

شب سیاهِ عرب هم، مقدّر است بسوزد،

به پای آتشِ عشقی که در عجم زده‌ای تو

دل مزارع گندم پیِ نسیم خوشی رفت

مگر که نان جُوی را دوباره نم زده‌ای تو

شبی کنار یتیمان به صورت نگرانم

نگاه کردی و گفتی: چقدر غم زده‌ای تو!

و من چه شاعر و شادم از آن شب غزل انگیز

که با لطافت دستت به شانه‌ام زده‌ای تو

جهان سخن شد و از «لا»ی ذوالفقار تو دیدم

که با لبان دو دم از یگانه دم زده‌ای تو

خیال خیبرت آمد، تمام شعر فرو ریخت

ردیف و قافیه‌ام را ببین به هم زده‌ای تو:

بیا و از دلِ مستم، بدون واسطه بشنو

نوای بی دلی‌ام را، علی علی علی‌ام را




موضوع: عید غدیر،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/09/1 | 07:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع)-غدیر


یکی گوید سراپا عیب دارم

یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم

قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی 


ادامه مطلب

موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


غدیر عید همه عمر با على بودن‏

غدیر آینه ‏دار على ولى الله ست

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر

غدیر نقش ولاى على به سینه ماست

غدیر یک سند زنده ، یک حقیقت محض‏

غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه‏

غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است

هنوز لاله اکملت دینکم روید

هنوز طوطى اتممت نعمتى گویاست

هنوز خواجه لولاک را نداست بلند

که هر که را که پیمبر منم ، على مولاست

بگو که خصم شود منکر غدیر ، چه باک‏

که آفتاب ، به هر سو نظر کنى پیداست

چو عمر صاعقه کوتاه باد دورانش‏

خلافتى که دوامش به کشتن زهراست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیر المومنین(ع)-عید غدیر


صاحب این دل شیدا مهدی است

ولی نعمت عظما مهدی است

در مسیری كه به سوی حق است

مقصد قافله ها تا مهدی است

ذكر اعظم كه مراجع دارند

بهترین وقت سحر یا مهدی است

آخرین ساقی صهبای غدیر

پسر حضرت زهرا مهدی است

به خدا عید غدیر هرسال

موقع بیعت ما با مهدی است

دست مردانه به دستش بدهیم

سر به فرمان مطاعش بنهیم

***


ادامه مطلب

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غدیریه. . . !

تقدیم به مولی الموحدین،یعسوب الدین،امام المتقین حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب :

 

چرا با خویش درگیرم

زمین گیرم

از این تكرارها دل سیرِ دل سیرم

به پای واژه می‌میرم

قلم در دست می‌گیرم

درون سینه‌ام آه است

به پیش پای من چاه است

زمین گویی كه گمراه است

تو یوسف شو، خدا همراهِ همراه است

قلم بردار این جا اول راه است

تو روشن كن حقیقت را

بخوان از نو طریقت را

كمی بنگر شریعت را

و نیّت را

پس از آن باز كن آری وصیّت را

چه روزی، روز ایمان بود

هوایش گرم و سوزان بود

بیابان بود

تمام خلق حیران بود  


ادامه مطلب

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


جلوه‏ گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یکدگر پیوست کم‏کم سیل شد

موج مى‏ زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود  الیوم اکملت لکم

وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر

با وجود فیض  اتممت علیکم نعمت

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر کس على را دید گفت

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل واژه من کنت مولا تا نشست

گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر

برکه خورشید در تاریخ نامى آشناست

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گر چه در آن لحظه شیرین کسى باور نداشت

مى‏ توان انکار دریا کرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى ‏دانست از روز نخست

عمر کوتاهى‏ست در لبخند گل ها در غدیر

دیده ‏ها در حسرت یک قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشکید آیا در غدیر ؟

دل درون سینه‏ ها در تاب و تب بود اى دریغ

کس نمى‏ داند چه حالى داشت زهرا در غدیر




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


از امر خدا ولایت احیا گردید

ملعون بود آنكه می نماید تردید

فرمود نبی بر همه مولاست علی

تا كور شود هرآنكه نتواند دید

 




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر

بخشی از مراسم پر شور غدیر ، درخواست حسان بن ثابت بود . او به حضرت عرض کرد : یا رسول الله ، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب ( به مناسبت این واقعه عظیم ) سروده ام بخوانم ؟

حضرت فرمودند : بخوان ببرکت خداوند .

حسان گفت :

ای بزرگان قریش ، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید .

و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند . ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه :

أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِی مُحَمَّد

لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِی

وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ

بِأَنَّک مَعْصُومٌ فَلَا تَک وَانِی

وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ

وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِی

عَلَیک فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ

رِسَالَتَهُ إِنْ کنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِی

فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاک رَافِعُ کفِّهِ

بِیمْنَى یدَیهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِی

فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکمْ

وَ کانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیسَ نَاسِی

فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِی وَ إِنَّنِی

بِهِ لَکمْ دُونَ الْبَرِیةِ رَاضِی

فَیا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیاً فَوَالِهِ

وَ کنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیاً مُعَادِی

وَ یا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ

إِمَامَ الْهُدَى کالْبَدْرِ یجْلُو الدَّیاجِی

وَ یا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کنْ لَهُمْ

إِذَا وُقِفُوا یوْمَ الْحِسَابِ مُکافِی

آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد ، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود ، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان ، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای .

در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود : هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند ، مولای او بعد از من علی است ، و من فقط به او - نه به دیگری - به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم . پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار ، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار . پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکی ها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد . پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده .




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر

شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر

موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر

چشمه ‏های نور جاری شد ز دامان غدیر

شد غدیر خُم تجلی‏گاه انوار خد

تا در آن ‏جا جلوه ‏گر شد نور مِصباحُ الهُدی

آفرینش را بُوَد بر سوی آن سامان نگاه

ما سوی اللّه‏ منتظر تا چیست فرمان اِله

ناگهان خَتمِ رُسُل ، آن آفتاب دین پناه

بر فراز دست می ‏گیرد علی را همچو ماه

تا شناساند به مـردم آن ولی اللّه‏ را

والِ مَن والاه  خواند، عادِ مَن عاداه  را

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام

بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محکم شد شریعت ، وز تو نعمت شد تمام

ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

از ولای مُرتضی دل را چراغان می‏ کنیم

بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می‏ کنیم




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 08:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر


قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست

كه هست هستی ما از خم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست

كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان ز گوهر آدم نداشت هر كه نبود

به خمسرای ولایت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو كوثری بهشتی بود

كه بر ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه كه مستی كمال هستی بود

به دور سرمدی‌ات هر كه مست شد پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت

چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشك تو بر گونه زمان جاری‌ست

ز بس كه آه یتیمان، دل كریم تو خست

ز حجم غربت تو می‌گریست در خود چاه

از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست

هنوز كوفه كند مویه از غریبی تو

زمانه از غم تنهایی‌ات به گریه نشست

دمی كه خون تو محراب مهر رنگین كرد

دل تمامی آیینه‌ها ز غصه شكست




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      ...   2   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو