غدیر خم


دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد

در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسید از ته مجلس به تسلسل

پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و به تایید همان دست

دست همه قوم صمیمانه به هم خورد

«لبیك علی »قطره باران به زمین ریخت

«لبیك علی» نور و تن دانه به هم خورد

یك روز گذشت و شب مستی به سر آمد

یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد

پس باده پرید از سر مستان و پس از آن

بادی نوزید و در یك خانه به هم خورد




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عید غدیر خم


تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند

شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون كه نغمه «یا ایهاالرسول»

گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاك لم‌یزلی، آیت جلی

شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاك ختم رسل ناتمام بود

گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به كوری چشمان دشمنان

شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند

خورشید دین، سپهر یقین، ختم مرسلین

شد زین سبب میان همه انبیا بلند

تا شد به عرش دست نبی ماه عارضش

شد این ندا ز بارگه كبریا بلند

تكمیل شد شریعت پاك محمدی

چونان كه گشت دین خدا را لوا بلند

ای مظهر صفات خداوند لایزال

وی از تو آسمان ولایت به پا بلند

هرجا كه بود پیكر هر ناتوان به خاك

هر جا كه بود ناله هر بی‌نوا بلند  


ادامه مطلب

موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 03:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

ای علی، ای ارتفاعت تا خدا

بی نهایت، بیكران، بی‌انتها

ای علی، ای همسر بانوی اب

جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

ای علی ای خوب، ای تنهاترین

ای ملایك با نگاهت همنشین

ای علی، ای آفتاب حق سرشت

ای قسیم روشنی‌های بهشت

ای فراتر از تصور، ازخیال

بحر عرفان، آفتاب بی‌زوال

ای تو خورشید نهان در زیر ابر

كوه علم و كوه حلم و كوه صبر

چون تو مردی نیست در این روزگار

هیچ تیغی نیز، همچون ذوالفقار

جان ما را كن ز عشقت منجلی

ای فدایت جان عالم، یا علی

كاش می‌كردیم بیعت تا بهار

می‌شكفتیم از كرامات علی

در بهارستان او گل می‌شدیم

زائر آواز بلبل می‌شدیم

از غدیر خم، سبویی می‌زدیم

در صراط عشق، هویی می‌زدیم  


ادامه مطلب

موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مدح امیرالمومنین(ع)-عیدغدیر

 

صدای كیست چنین دلپذیر می‌آید؟

كدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای كیست كه این گونه روشن و گیراست؟

كه بود و كیست كه از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟

صدای كاتب و كلك دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید

خبر دهید:‌كسی دستگیر می‌آید

كسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست

به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا

خبر دهید: بشیری به نذیر می‌آید

كسی كه به سختی سوهان، به سختی صخره

كسی كه به نرمی موج حریر می‌آید

كسی كه مثل كسی نیست، مثل او تنهاست

كسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید كه: دریا به چشمه خواهد ریخت

خبر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالكان طریق شرافت و شمشیر

خبر دهید كه از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌دوباره از بیشه

صدای زنده یك شرزه شیر می‌آید

خم غدیر به دوش از كرانه‌ها، مردی

به آبیاری خاك كویر می‌آید

كسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد

كسی دوباره سراغ فقیر می‌اید

كسی حماسه‌تر از این حماسه‌های سبك

كسی كه مرگ به چشمش حقیر می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب

كسی سراغ من گوشه گیر می‌آید

كسی به كلبه شاعر، به كلبه درویش

به دیده بوسی عید غدیر می‌آید

شبیه چشمه كسی جاری و تپنده، كسی

شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید

علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول

امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر كه معترف نشود

به هر كجا كه رود سر به زیر می‌آید

شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد

كجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟

به این محله خبرها چه دیر می‌آید!

بیا كه منكر مولا اگر چه آزاد است

به عرصه گاه قیامت اسیر می‌آید

بیا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولی

هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول

امیر عشق همیشه امیر می‌آید...




موضوع: ولادت امام علی(ع)،  عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام علی(ع)-غدیر

 

دست‌هایت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد

دست‌هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:)

خوب می‌دانید در دستانم اینک دست کیست؟

نام او عشق است، آری می‌شناسیدش : علی ست (1)

من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم

با مددهای علی ابن ابی طالب شدم

در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی

با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی

تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی

هر چه می‌گویم علی، انگار اللّهی ترم

مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او می‌پرم

مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم

با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم

تا که ساقی اوست سرمستند «اصحابُ الیمین » (2)

وجه باقی اوست، «اِنّی لا اُحبُّ الافِلین»

دست او در دست من، یا دست من در دست اوست

ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست

یکصد و بیست و چهار آیینه با هر یک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار

آخرین پیغمبر دلداده‌ام در کیش او

فکر می‌کردم که من عاشقترینم پیش او

دختری دارم دلش دریای آرامش، ولی

شد سراپا شور و توفان تا شنید اسم علی

کوثری که ناز او را قلب جنت می‌کشید

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حیدر ‌پرید

روزگارش شد علی، دار و ندارش شد علی

از ازل در پرده بود آیینه دارش شد علی

رحمتٌ للعالمینم گرد من دیو و پری

می‌پرند و من ندارم چاره جز پیغمبری

بعد از این سنگ محک دیگر ترازوی علی است

ریسمان رستگاری تارِ گیسوی علی است

من نبی‌اَم در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم»

طالبان «اِهدنا» اینهم «صراطَ المستقیم»

چهره‌اش مرآتِ «یاسین»، شانه‌هایش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعادیات»

هر خط قرآنِ من، توصیفی از سیمای اوست

هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست

1. «نام من عشق است آری می‌شناسیدم» - زنده یاد حسین منزوی

2.یمین به ابجد 110 می‌شود. «هر كسى در گرو دستاورد خویش است بجز اصحاب یمین»

3. آیات 38 و 39 سوره مدثر




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  عید غدیر،  ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/01/13 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 ::      ...   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.